• آموزش قرآن
  • پربازدید

اسیران جنگى

شرح آیات 67 تا 71 سوره مبارکه انفال

67 ما کانَ لِنَبِیّ

بیشتر...

دوست بد مرا گمراه کرد!

شرح آیات 27 لغایت 29 سوره مبارکه فرقان

27وَ یَوْمَ یَعَضُّ

بیشتر...

درود خدا بر آنان که رساننده‏ ى غیب به فرستادگان

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۱ - فراز ۹

اللَّهُمَّ صَلِّ

بیشتر...

راهنمایی بندگان، فرازهایی از صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۱۴ - فراز ۱۳

اللَّهُمَّ صَلِّ

بیشتر...

باز هم عظمت قرآن

شرح آیات 1 لغایت 5 سوره مبارکه فصلت

1حم

2تَنْزِیلٌ مِنَ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
112846
50636
152823826
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

دوشنبه, 24 بهمن 1401 15:31

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۳۱ - فراز ۱۵

وَ قَدْ قُلْتَ يَا إِلَهِي فِي مُحْكَمِ كِتَابِكَ إِنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِكَ، وَ تَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ، وَ تُحِبُّ التَّوَّابِينَ، فَاقْبَلْ تَوْبَتِي كَمَا وَعَدْتَ، وَ اعْفُ عَنْ سَيِّئَاتِي كَمَا ضَمِنْتَ، وَ أَوْجِبْ لِي مَحَبَّتَكَ كَمَا شَرَطْتَ.

و تو اى خداى من در کتاب محکم و استوار خود (قرآن مجید که باطل و نادرستى در آن راه ندارد) فرموده‏ اى که تو، توبه و بازگشت را از بندگانت مى ‏پذیرى و از گناهان درمى‏ گذرى (اشاره به س 42 ى 25: و هو الذى یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون یعنى و او است خدائى که توبه را از بندگانش مى‏ پذیرد و از گناهان درمى‏ گذرد و مى‏ داند آنچه را که بجا مى‏ آورید) و آنان را که پیوسته توبه مى‏کنند (از نظر کمیت و اندازه یا کسانى را که پس از توبه گناهى بجا نمى‏ آورند از نظر کیفیت و چگونگى) دوست مى ‏دارى (اشاره به س 2 ى 222: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین یعنى همانا خداوند آنان را که پیوسته توبه مى‏کنند و پاکیزگان را دوست مى‏دارد) پس چنانکه وعده فرموده ‏اى توبه ‏ى مرا بپذیر، و چنانکه ضمانت نموده ‏اى از گناهانم درگذر، و چنانکه شرط کرده ‏اى محبت و دوستى خود را براى من لازم گردان (حضرت صادق- علیه ‏السلام- فرموده: هرگاه بنده از روى راستى توبه نماید خداوند او را دوست و در دنیا و آخرت گناهانش را پنهان مى ‏نماید «راوى مى‏ گوید:» گفتم: چگونه بر او پنهان مى ‏نماید؟ فرمود: گناهانى را که دو فرشته بر او مى‏ نویسند از یادشان مى‏ برد و به اندامش وحى مى‏ فرماید که گناهان او را بپوشانید، و به جاهائى که گناه کرده وحى مى‏ نماید گناهانى را که به روى شما بجا آورده پنهان کنید، پس در پیشگاه خدا مى ‏آید هنگامى که چیزى نیست که به گناهى از گناهان او گواهى دهد).

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۵ - فراز ۵۴

وَ اجْعَلْنَا عِنْدَكَ مِنَ التَّوَّابِينَ الَّذِينَ أَوْجَبْتَ لَهُمْ مَحَبَّتَكَ، وَ قَبِلْتَ مِنْهُمْ مُرَاجَعَةَ طَاعَتِكَ، يَا أَعْدَلَ الْعَادِلِينَ.

و ما را نزد خویش از توبه‏ کنندگانى قرار ده که محبت و دوستیت را براى آنها واجب و لازم نموده ‏اى (اشاره به قول خداى تعالى «س 2 ى 222(: ان الله یحب التوابین یعنى خدا توبه ‏کنندگان را دوست دارد «آنها را از رحمت خود بهره ‏مند گرداند)» و از ایشان بازگشت به طاعت و فرمانبریت را پذیرفته ‏اى (اشاره به قول خداى تعالى «س 9 ى 104(: ان الله هو یقبل التوبه عن عباده یعنى خدا است که او توبه‏ ى بندگانش را مى ‏پذیرد) اى عادل ترین عدالت دارندگان (همه‏ ى اقوال و افعال و احکام خداوند متعال بر وفق نظام کل و حکمت و مصلحت است و افراط و تفریط در آنها راه ندارد و جز او هر چند در عدل و دادگرى کوشش نماید محال است که همه‏ ى اقوال و افعال و احکامش طبق نظام کل و خارج از افراط و تفریط باشد، از این رو خداوند سبحان عادل ترین عدالت دارندگان است، و مناسبت بیان این جمله در اینجا براى آنست که چون خداوند محبت و دوستیش را براى توبه‏ کنندگان واجب و لازم نموده و بازگشت کسى که به طاعت و فرمانبرى او بازگردد را پذیرفته و همه ‏ى بندگان در عبودیت و بندگى و روآوردن به سوى او یکسان‏ اند و درخواست‏ کننده یکى از آنان است، پس خداى عزوجل عادل تر از آنست که گروهى را به آن اختصاص دهد و برخى را از آن بى‏ بهره گرداند).

دوشنبه, 24 بهمن 1401 14:32

شرح آیه 233 سوره مبارکه بقره

233- وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ ۖ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ ۚ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ ۚ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ ۗ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا ۗ وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

233- مادران، فرزندان خود را دوسال تمام، شیر مى دهند. (این) براى کسى است که بخواهد دوران شیردادن را تکمیل کند. و آن کس که فرزند براى او متولّد شده [=پدر]، باید خوراک و پوشاک مادر را به طور شایسته (در مدّت شیردادن) بپردازد. (البته) هیچ کس تکلیفى بیش از مقدار توانایى خود ندارد. (بنابراین) نباید بر مادر و فرزندش به خاطر یکدیگر زیانى وارد شود; و نه بر پدر و فرزندش (از ناحیه یکدیگر ضررى وارد آید). و بر وارث (او نیز) لازم است مثل این کار را انجام دهد (و هزینه مادر را در دوران شیردادن تأمین نماید). واگر آن دو، با رضایت یکدیگر و مشورت بخواهند (کودک را زودتر) از شیر بازگیرند، گناهى بر آنها نیست. و اگر خواستید دایه اى براى فرزندان خود بگیرید، گناهى بر شما نیست; به شرط این که حق مادران را به طور شایسته بپردازید. و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید; و بدانید خدا، به آنچه انجام مى دهید، بیناست.

هفت دستور درباره شیر دادن نوزادان

این آیه که در واقع ادامه بحث هاى مربوط به مسائل ازدواج و زناشویى است، به سراغ یک مسأله مهم، یعنى مسأله «رضاع» (شیر دادن) رفته و با تعبیراتى بسیار کوتاه و فشرده و در عین حال پر محتوا و آموزنده جزئیات این مسأله را بازگو مى کند.

1 ـ نخست مى گوید: «مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر مى دهند» (وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ).

«والِدات» جمع «والده»، در لغت عرب، به معنى مادر است، ولى «أُمّ» معنى وسیع ترى دارد که گاه به مادر، یا مادر مادر، و گاه به ریشه و اساس هر چیزى اطلاق مى شود.

در این بخش از آیه، حق شیر دادن در دو سال شیرخوارگى به مادر داده شده، و او است که مى تواند در این مدت از فرزند خود نگاهدارى کند و به اصطلاح حق حضانت در این مدت از آن مادر است، هر چند ولایت بر اطفال صغیر، به عهده پدر گذاشته شده است، اما از آنجا که تغذیه جسم و جان نوزاد در این مدت، با شیر و عواطف مادر پیوند ناگسستنى دارد، این حق به مادر داده شده.

علاوه بر این، عواطف مادر نیز باید رعایت شود; زیرا او نمى تواند آغوش خود را در چنین لحظات حساسى از کودکش خالى ببیند و در برابر وضع نوزادش بى تفاوت باشد.

بنابراین، قرار دادن حق حضانت و نگاهدارى و شیر دادن براى مادر، یک نوع حق دو جانبه است که هم براى رعایت حال فرزند است و هم مادر، و تعبیر «أَوْلادَهُنَّ» (فرزندانشان) اشاره لطیفى به این مطلب است.

گر چه ظاهر این جمله، مطلق است، و زنان مطلقه و غیر مطلقه را شامل مى شود، ولى جمله هاى بعد نشان مى دهد: این آیه به زنان مطلقه نظر دارد هر چند مادران دیگر نیز از چنین حقى برخوردارند، اما در صورت نبودن جدائى و طلاق، عملاً اثرى ندارد.

2 ـ پس از آن مى افزاید: «این براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى را کامل کند» (لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَةَ).

یعنى مدت شیر دادن طفل، لازم نیست همواره دو سال باشد، دو سال براى کسى است که مى خواهد شیر دادن را کامل کند، ولى مادران حق دارند با توجه به وضع نوزاد و رعایت سلامت او این مدت را کمتر کنند.

در روایاتى که از طرق اهل بیت(علیهم السلام) به ما رسیده، دوران کامل شیرخوارگى دو سال، و کمتر از آن، بیست و یک ماه معرفى شده است.(1)

بعید نیست این معنى از ضمیمه کردن آیه فوق با آیه: وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً: «باردارى او و از شیر گرفتنش، سى ماه است»(2) نیز استفاده شود; زیرا مى دانیم معمولاً دوران باردارى نُه ماه است و هر گاه آن را از سى ماه کم کنیم بیست و یک ماه باقى مى ماند، که مدت معمولى شیر دادن خواهد بود، بلکه با توجه به این که آنچه در سوره «احقاف» آمده نیز، به صورت الزامى است، مادران حق دارند با در نظر گرفتن، مصلحت و سلامت نوزاد، مدت شیرخوارگى را از بیست و یک ماه نیز کمتر کنند.

3 ـ هزینه زندگى مادر از نظر غذا و لباس در دوران شیر دادن بر عهده پدر نوزاد است، تا مادر با خاطرى آسوده بتواند فرزند را شیر دهد، لذا در ادامه آیه مى فرماید: «و بر آن کسى که فرزند براى او متولد شده (پدر) لازم است، خوراک و پوشاک مادران را به طور شایسته بپردازد» (وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ).

در اینجا تعبیر به المَوْلُودِ لَهُ: «کسى که فرزند براى او متولد شده» به جاى تعبیر به «اب ـ والد» (پدر) قابل توجه است، گوئى مى خواهد عواطف پدر را در راه انجام وظیفه مزبور، بسیج کند، یعنى اگر هزینه کودک و مادرش در این موقع بر عهده مرد گذارده شده به خاطر این است که فرزند او و میوه دل او است، نه یک فرد بیگانه.

توصیف به «معروف» (به طور شایسته) نشان مى دهد: پدران در مورد لباس و غذاى مادر، باید آنچه شایسته، متعارف و مناسب حال او است را در نظر بگیرند، نه سختگیرى کنند و نه اسراف.

و براى توضیح بیشتر مى فرماید: «هیچ کس موظف نیست بیش از مقدار توانائى خود را انجام دهد» (لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّ وُسْعَها).

بنابراین، هر پدرى به اندازه توانائى خود وظیفه دارد.

بعضى این جمله را به منزله علت براى اصل حکم، دانسته اند.

و بعضى به عنوان تفسیر حکم سابق، (و هر دو در نتیجه یکى است).

4 ـ آن گاه به بیان حکم مهم دیگرى پرداخته، مى فرماید: «نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق دارد به کودک ضرر زند، و نه پدر» به خاطر اختلاف با مادر (لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ).

یعنى، هیچ یک از این دو حق ندارند سرنوشت کودک را وجه المصالحه اختلافات خویش قرار دهند، و بر جسم و روح نوزاد، ضربه وارد کنند.

مردان نباید حق حضانت و نگاهدارى مادران را با گرفتن کودکان در دوران شیرخوارگى از آنها پایمال کنند، که زیانش به فرزند رسد و مادران نیز نباید از این حق شانه خالى کرده و به بهانه هاى گوناگون از شیر دادن کودک خوددارى کرده یا پدر را از دیدار فرزندش، محروم سازند.

این احتمال نیز در تفسیر آیه داده شده است که: منظور آن است: نه پدر مى تواند حق زناشویى زن را به خاطر ترس از باردار شدن و در نتیجه زیان دیدن شیر خوار، سلب کند، و نه مادر مى تواند شوهر را از این حق به همین دلیل باز دارد.

ولى تفسیر اول با ظاهر آیه سازگارتر است.(3)

تعبیر به «وَلَدِها» و «وَلَدِهِ» نیز براى تشویق پدران و مادران به رعایت حال کودکان شیر خوار است، به علاوه، نشان مى دهد: نوزاد متعلق به هر دو مى باشد، نه مطابق رسوم جاهلیت که فرزند را فقط متعلق به پدر مى دانستند و براى مادر هیچ سهمى قائل نبودند.

5 ـ سپس، به حکم دیگرى مربوط به بعد از مرگ پدر مى پردازد، مى فرماید: «و بر وارث او نیز لازم است این کار را انجام دهد» (وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِکَ).

یعنى: آنها باید نیازهاى مادر را در دورانى که به کودک شیر مى دهد، تأمین کنند ـ در اینجا بعضى احتمالات دیگر در تفسیر آیه داده شده که ضعیف به نظر مى رسد ـ .

6 ـ در ادامه آیه، سخن از مسأله باز داشتن کودک از شیر به میان آمده، و اختیار آن را به پدر و مادر واگذاشته، هر چند در جمله هاى سابق، زمانى براى شیر دادن کودک تعیین شده بود، ولى پدر و مادر با توجه به وضع جسمى و روحى او، و توافق با یکدیگر مى توانند کودک را در هر موقع مناسب از شیر باز دارند، مى فرماید: «اگر آن دو با رضایت و مشورت یکدیگر بخواهند کودک را (زودتر از دو سال یا بیست و یک ماه) از شیر باز گیرند گناهى بر آنها نیست» (فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراض مِنْهُما وَ تَشاوُر فَلا جُناحَ عَلَیْهِما).

در واقع پدر و مادر باید مصالح فرزند را در نظر بگیرند و با هم فکرى و توافق، و به تعبیر قرآن تراضى و تشاور، براى باز گرفتن کودک از شیر برنامه اى تنظیم کنند، و در این کار از کشمکش، مشاجره و پرداختن به مصالح خود و پایمال کردن مصالح کودک بپرهیزند.

7 ـ گاه مى شود، مادر از حق خود در مورد شیر دادن و حضانت و نگاهدارى فرزند خوددارى مى کند، و یا به راستى مانعى براى او پیش مى آید، در این صورت باید چاره اى اندیشید و لذا در ادامه آیه مى فرماید: «اگر (با عدم توانائى یا عدم موافقت مادر) خواستید دایه اى براى فرزندان خود بگیرید، گناهى بر شما نیست، هر گاه حق گذشته مادر را به طور شایسته بپردازید» (وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَکُمْ فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ).

در تفسیر جمله «إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ»، نظرات گوناگونى از سوى مفسران اظهار شده.

گروهى تفسیر بالا را پذیرفته اند که انتخاب دایه به جاى مادر، پس از رضایت طرفین، بى مانع است مشروط بر این که این امر سبب از بین رفتن حقوق مادر، نسبت به گذشته نشود، بلکه حق او نسبت به مدتى که شیر مى دهد طبق عادت پرداخته شود.

در حالى که بعضى آن را ناظر به حق دایه دانسته اند و گفته اند: باید حق او طبق عرف عادت پرداخت شود.

بعضى نیز گفته اند: منظور از این جمله توافق پدر و مادر در مسأله انتخاب دایه است. و بنابراین تأکیدى مى شود بر جمله قبل، ولى این تفسیر ضعیف به نظر مى رسد، و صحیح تر همان تفسیر اول و دوم مى باشد و مرحوم «طبرسى» تفسیر اول را ترجیح داده است.(4)

و در پایان آیه به همگان هشدار مى دهد: «تقواى الهى پیشه کنید و بدانید خدا به آنچه انجام مى دهید بینا است» (وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ).

مبادا کشمکش میان مرد و زن، روح انتقام جویى را در آنها زنده کند و سرنوشت یکدیگر و یا کودکان مظلوم را به خطر اندازند، همه باید بدانند خدا دقیقاً مراقب اعمال آنها است.

این احکام دقیق و حساب شده، و هشدارهاى آمیخته به آن، به خوبى نشان مى دهد: اسلام تا چه حدّ براى حقوق کودکان و همچنین مادران اهمیت قائل شده است، و رعایت حدّاکثر عدالت را در این زمینه سفارش مى کند.

آرى، اسلام بر خلاف آنچه در دنیاى ستمکاران وجود دارد که حقوق ضعیفان همیشه پایمال مى شود، حد اکثر اهمیت را به حفظ حقوق آنان داده است.

* * *


1 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 15، صفحه 177 (جلد 21، صفحه 454)، «بابُ أَقَلِّ مُدَّةِ الرِّضاعِ وَ أَکْثَرِهِ»، احادیث 2 و 5، در بعضى از این روایات آمده که هر قدر از 21 ماه کمتر شود به نوزاد ستم شده است ـ «مستدرک»، جلد 15، صفحه 157 (چاپ آل البیت)

2 ـ احقاف، آیه 15.

3 ـ بنابر تفسیر اول، فعل «لا تُضارَّ» در واقع فعل معلوم است، و بنابر تفسیر دوم فعل مجهول، هر چند تلفظ در هر دو یکسان است ـ دقت کنید.

4 ـ «مجمع البیان»، جلد 1 و 2، صفحه 336 (جلد 2، صفحه 115، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، طبع اول، 1415 هـ ق)، ذیل آیه مورد بحث.

....................

تفسیر نمونه

یکشنبه, 23 بهمن 1401 11:14
مصوبات نشست هماهنگی اتحادیه‌های مؤسسات و تشکل‌های قرآن و عترت استان‌ها اعلام شد.

به گزارش ایکنا، نشست هماهنگی اتحادیه‌های موسسات و تشکل‌های قرآن و عترت استان‌ها به صورت غیر حضوری برگزار شد.

طی این جلسه مقرر شد، با توجه به رویکرد جدید اتحادیه کشوری در اعطای کارگزاری مجازی بیمه اجتماعی در اتحادیه‌های استانی، نمایندگان آموزش دیده به صورت جدی، فعالیت خود را آغاز کنند‌.

همچنین استان‌هایی که در دوره اول کارگاه آموزشی، نماینده اعزام نکرده‌اند، نسبت به معرفی و اعزام آنها در کوتاه‌ترین زمان ممکن اقدام کنند.

طی این جلسه مقرر شد تا حجت‌الاسلام حمیدرضا مطهریان، مدیرعامل اتحادیه قرآنی یزد نسبت به ارسال طرح «۴ هزار شهید، ۴ هزار حافظ» (که توسط رئیس‌جمهور رونمایی شد) و ارائه گزارشی از تصمیمات اخذ شده در این مراسم رونمایی با امضای استاندار یزد به اتحادیه کشوری و سایر استانداران اقدام و اتحادیه کشوری نیز نسبت به ارسال نامه حضور دفتر ریاست جمهوری اقدام کنند.  

درباره سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی قرآنی نیز تاکید شد تا نسبت به حضور موسسات اثرگذار اقدامات لازم انجام شود و هر استانی که علاقه‌مند به ارائه ظرفیت خود است می‌تواند برای حضور در نمایشگاه قرآن، تقاضای غرفه کند.

همچنین پیشنهاد شد در نمایشگاه بین‌المللی قرآن غرفه‌ای برای مشارکت مردم در کمک‌رسانی به شهرستان زلزله‌زده خوی دائر شود و پریدخت عراقی، مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکل‌های فرهنگی قرآن و عترت استان آذربایجان غربی نیز به طور پیوسته نیازهای مردم زلزله‌زده خوی را در گروه اطلاع‌رسانی کند و از سوی دیگر نسبت به اعلام مکان ارسال کمک‌های مردمی در شهر ارومیه یا شهرستان خوی و اعلام شماره حساب و کارت بانکی جهت دریافت کمک‌های نقدی، اقدام عاجل انجام شود. 

در خصوص مشکل پیش آمده در ادارات کل تبلیغات اسلامی استان‌ها که با اتحادیه‌های استانی تفاهم‌نامه امضا نمی‌کنند و پیگیری این موضوع، مقررشد تا نامه‌ای از سوی اتحادیه کشوری به حجت‌الاسلام قمی، رئیس‌ سازمان تبلیغات اسلامی ارسال شود. 

پیگیری عضویت اتحادیه‌های استانی در شوراهای استانی و ارسال نامه در خصوص فعالیت مراکز پیش‌دبستانی و مهد کودک‌ها در موسسات قرآنی  به وزارت آموزش و پرورش از سوی اتحادیه کشوری دیگر موضوعات مطرح شده در این جلسه چند ساعته بود

یکشنبه, 23 بهمن 1401 11:13

بعد از خدمات‌رسانی پزشکی خادمیاران رضوی، این بار این افراد در مدارس شهرستان محروم ریگان در قالب برنامه چهارشنبه های رضوی حضور می یابند تا برای مخاطبان نوجوان خود نیز برنامه های مذهبی اجرا کنند.

به گزارش خبرنگار ایرنا اجرای برنامه های فرهنگی توسط خادمیاران رضوی در شهرستان محروم ریگان با توزیع بسته های تبرکی به دانش آموزان نیز همراه بوده و این درحالی است.

اجرای برنامه هایی مثل قرائت صلوات خاصه امام رضا(ع)، سخنرانی در وصف شخصیت ائمه و رسالت آنان، مداحی و توزیع هدایای رضوی از جمله این برنامه ها به شمار می رود.

شهرستان ریگان در فاصله ۲۸۰ کیلومتری جنوب شرق مرکز استان قرار دارد و از جمله مناطق با درجه بالاترین محرومیت در سطح کشوری به شمار می رود.

مسئول کانون خادمیاران رضوی شهرستان ریگان در این زمینه توضیح داد: برای نخستین مرتبه برنامه فرهنگی با عنوان چهارشنبه های رضوی با همت اعضای این کانون و در همکاری با آموزش و پرورش در مدارس این شهرستان آغاز شد.

علی فرامرزی روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: این طرح با هدف ترویج فرهنگ ناب رضوی بین نسل نو در مدارس شهرستان ریگان، ترویج معنویت و آشنایی با سیره ائمه اطهار(ع) اجرا می شود.

وی تصریح کرد: در نخستین هفته از اجرای این برنامه، حال و هوای مدارس ریگان با معنویت حریم ملکوتی آستان قدس رضوی پیوند داده شد و دل ها را روانه صحن و سرای امام رضا(ع) کرد.

مسئول کانون خادمیاران رضوی ریگان تصریح کرد: این مراسم با استقبال خوب دانش آموزان همراه بود و ضمن قرائت صلوات خاصه امام رضا(ع)، سخنرانی و مداحی، در پایان بسته های تبرکی در بین دانش آموزان توزیع شد.

وی اظهار داشت: خادمیاران رضوی در مناسبت های مذهبی و ملی از جمله چهارشنبه های رضوی در مدارس حضور پیدا می کنند و به اجرای برنامه های مختلف می پردازند.

فرامرزی ادامه داد: تلاش داریم با اجرای برنامه های فرهنگی در مدارس زمینه ساز ترویج بیشتر فرهنگ ناب رضوی در بین دانش آموزان باشیم.

یکشنبه, 23 بهمن 1401 11:12

یک استاد پیشکسوت از معلمان قرآن خواست تا با شگردهای روخوانی به سراغ دانش آموزان بروند که در آن صورت به موفقیت دست خواهند یافت.

یکی از اذان هایی که در کشور ماندگار شد، اذان حسینعلی شریف است؛ همان استادی که اهل کاشان است و طراح دارالقرآن های آموزش وپرورش در سال ۱۳۷۸. وی که از سال ۵۸ مدرس دوره های تربیت مربی آموزش وپرورش بوده، دستی بر مسابقات دانش آموزی و سازمان اوقاف و امور خیریه داشته و علاوه بر این که در راه اندازی رادیو قرآن در سال ۶۲ همکاری داشته، مدتی هم کارشناس آموزشی این رادیو بوده و زمانی هم مدیریت گروه تلاوت را به عهده داشته است. او نویسنده کتاب نسیم انس و رَتّل در زمینه روخوانی، تجوید و علم صرف است و برای تبلیغ قرآن به کشورهایی همچون سوریه، سودان، ماداگاسکار، نیجر، سریلانکا، بوسنی و هرزگوین و کرواسی رفته است.

دو سال پیش مستندی از این معلم قرآنی پخش شد که به گوشه هایی از زندگی پر فراز و نشیب او اشاره می کند. آنان که او را می شناسند، هر بار نامش را می برند، چهره شاد و خندانش را به یاد می آورند که به کوچک و بزرگ احترام می کند و تواضع و فروتنی اش زبانزد است. مدتی پیش که مستندی با عنوان تو بر کدام نمط، قرآن خوانی؟ در ایرنا منتشر شد، به بررسی نظرات برخی کارشناسان درباره وضعیت آموزش روخوانی قرآن در کشور و راه های بهبود بخشیدن به وضعیت موجود پرداختیم که حسینعلی شریف یکی از این پیشکسوتان و اساتید بود. حالا فرصتی دست داد تا به مرور برخی از مطالب تخصصی این پیشکسوت قرآنی بپردازیم تا هم کارشناسان و معلمان قرآنی با دیدگاه های مختلف آشنا شوند و هم فعالان حوزه آموزش قرآن در مساجد و پایگاه های مردمی به نکات ریز و درشتی توجه کنند که ممکن است راهگشایشان باشد.

روخوانی قرآن قلق‌هایی دارد

شریف گفت: روخوانی قرآن دارای قلق هایی است که باید به دست آورد و اگر معلمی آنها را ندارد، ممکن است راه خوبی را برای آموزش انتخاب نکند و به همین دلیل مشکلاتی را برای دانش آموزان ایجاد خواهد کرد. لذا به جرات می توان گفت مشکل اصلی ما معلمان هستند. معلمان عزیز باید دقت کنند که اخلاق و برخورد خوبی داشته باشند. دانش آموزان باید درس قرآن را با لذت یاد بگیرند و معلم خود را دوست داشته باشند. اگر این دو مطلب یعنی روش های آموزش و اخلاق قرآنی را داشته باشند و بدانند که چه مطالبی را درس بدهند و چه نکاتی را بیان نکنند، موفق خواهند بود.

وی افزود: اگر آن مطالب و درس هایی که موردنیاز نیست و از طرف دیگر مزاحم یادگیری دانش آموزان است، را بیان نکنیم، بسیاری از مشکلات حل می شود. مثلا آموزش هاء ضمیر که برخی در کلاس های روخوانی هنگام بیان قواعد به آن می پردازند در حالی که نیازی به بیان این قواعد نیست. دانش آموزانی که روخوانی بلد نیستند، نه هاء ضمیر را می دانند و نه اشباع را لذا این مطالب را نباید بیان کرد.

روخوانی یعنی علامت خوانی

شریف، روخوانی را علامت خوانی معنی کرد و گفت: دانش آموزان باید دو چیز را به خوبی بشناسند. یکی علامت ها و دیگری بخش ها را. اگر این دو چیز را در روخوانی یاد بدهیم، کودکان و نوجوانان به راحتی با خواندن قرآن انس پیدا می کنند. معلم روخوانی باید از همان ابتدا، یاد دادن لهجه عربی را به دانش آموزان آغاز کند. چون عربی، زبان قرآن است و باید به زبان و لهجه عربی خوانده شود. برخی می گویند لهجه عربی برای فارسی زبانان سخت است ولی می گوییم در یک دوره این اتفاق می افتد و اگر مسیر را درست انتخاب کنیم، این اتفاق خواهد افتاد.

وی افزود: اگرچه دانش آموزان علامت ها را در کلاس های دبستان یاد گرفته اند ولی در کلاس های روخوانی تمرین می کنند. وقتی می گوییم روخوانی را بلد نیستند، یعنی علامت را نمی شناسند. کلمه خوانی هم یعنی بخش خوانی. پس اگر دانش آموزان علامت خوانی و بخش خوانی را یاد بگیرند، در روخوانی قرآن مشکلی نخواهند داشت و روانخوانی هم به معنای متصل کردن بخش ها به یکدیگر است.

این استاد پیشکسوت ادامه داد: در آموزش روخوانی بهتر است هنگامی که علامت ها را درس می دهیم، علامتی را در اولویت قرار دهیم که در قرآن کاربرد بسیار دارد و سپس به علامت های کمتر بپردازیم. برای تدوین و تدریس روخوانی دو شعار را همیشه مطرح می کنم. از علامت های پرکاربرد تدریس را شروع کنیم تا به علامت های کم کاربرد برسیم و از میان پرکاربردها نیز علامت های آسانتر را انتخاب کنیم که در این صورت وقتی فتحه را درس بدهند، دانش آموزان، بسیاری از علامت ها را یاد می گیرند. البته حرکات کوتاه و کشیده را باید با هم تدریس کرد. چون حرکت کوتاه و کشیده را به راحتی می توان با هم آموزش داد.

در روخوانی نه افراط کنیم نه تفریط

وی تاکید کرد: برای آموزش روخوانی نه باید افراط کرد و نه تفریط کرد؛ یعنی آنچه را که در آموزش روخوانی اضافه است، کنار بگذاریم و به آنچه لازم است اشاره کنیم و پس از این که سریع خواندن و کلمات را آموزش دادیم، به سراغ قرآن برویم.

شریف به عنوان نمونه به آموزش حروف شمسی و قمری در روخوانی اشاره کرد و گفت: معلم قرآن نباید وقت خود را صرف توضیح دادن حروف شمسی و قمری کند. بلکه فقط بگوید در قرآن حروفی وجود دارد که بعد از الف و لام تعریف، در کلمه می آید که آن نیز یا تشدید دارد که در آن صورت خوانده نمی شود و اگر تشدید ندارد، پس لام ساکن است.

وی از التقاء ساکنین هم به عنوان یکی از موضوعاتی یاد کرد که نیازی به تدریس آن نیست و فقط باید به دانش آموز بگوییم که قبل از الف وصل حتما باید یک صدای کوتاه قرار بگیرد و اگر صدای کوتاه نباشد، باید فکری به حال آن کرد. مثلا فی الکتاب می شود فِلکتاب و اگر قبل از الف وصل، هیچ صدایی نباشد با آن همانند ساکن یا تنوین برخورد می شود که در آن صورت می گوییم، به نون ساکن یک کسره کوتاه اضافه کنید.

این استاد پیشکسوت که با قرآن عثمان طاها نیز تدریس می کند، اظهار داشت: من هیچ مشکلی با قرآن عثمان طاها ندارم ولی برخی از اساتید، قرآن کم علامت را تدریس می کنند. اگر در ۲۰ جلسه بتوانیم روخوانی را آموزش دهیم، ۹ جلسه آن به آموزش علامت ها اختصاص دارد و در کتاب نسیم انس نیز از آموزش کلمات شروع می کنیم تا به آیه می رسیم و از درس نهم به سراغ آیات می رویم و سوره شمس، نخستین سوره ای است که با قرآن آموزان تمرین می کنیم.

وی از مشکلات قرآن کم علامت هم گفت و اضافه کرد: آموزش روخوانی جزیی از تجوید است. چون تجوید دو بخش دارد؛ یکی صحت قرائت که همان روخوانی است و دیگری تزیین قرائت مانند صفات عارضی یا ادغام و مد.

تفاوت آموزش روخوانی در مدارس و مساجد

شریف همچنین درباره یکی از قلق های آموزش قرآن گفت: در مساجد به دو شکل می توان تدریس کرد. معلم ها در برخی کلاس ها به طبقه بندی قرآن آموزان پرداخته و برای هر هر گروه کلاس های سطح یک یا سطح دو را برگزار می کند. برخی کلاس ها نیز به صورت هیاتی است که همه با هم می نشینند و مربی توضیحاتی درباره تلاوت یا صوت و لحن هر یک از قرآن آموزان که موردنیاز است، ارائه می دهد. البته همین کلاس های هیاتی را که در مسجد یا خانه برگزار می شود، به دو بخش تقسیم می شود. مثلا گروهی که ضعیف تر هستند در نیم ساعت اول می نشینند و در نیم ساعت دوم افرادی که بهتر قرائت می کنند، به تلاوت می پردازند.

این استاد قرآنی بر صبر معلمان در امر آموزش تاکید کرد و گفت: ما باید تدریس کنیم و آموزش دهیم ولی نتیجه آن در چند ترم دیگر مشخص می شود. یک معلم باید تجوید را بداند. هر معلمی نمی تواند آموزش دهد. گاهی در مدارس می بینیم، هنگامی که معلم قرآن نمی تواند در کلاس حاضر شود، معلمی دیگر را به کلاس قرآن می فرستند و چون برخی معلمان بلد نیستند و حتی گاهی معلم قرآن نیز بلد نیست، نتیجه مطلوبی نمی گیرند.

وی درباره نقش مساجد در آموزش روخوانی قرآن گفت: کلاس هایی که در مسجد برگزار می شود، باید به دو شکل باشد. یکی این که سطح بندی صورت گیرد و دیگری این که همه قرآن آموزان به دور هم جمع شوند و هر کسی بهره ای از آن ببرد؛ به شرط این که معلم چند سر و گردن بالاتر از قرآن آموزان باشد. معلم باید با فنون مختلف قرآن آشنا باشد. مثلا با صوت و لحن اساتید معروف آشنا باشد و از تلاوت های بهترین قاریان ایران و مصر استفاده کند. در هر حال اگر مربی قرآن در کلاس، همه فن حریف باشد، می تواند استاد خوبی در مسجد یا کلاس یا حتی منزل باشد.

وی که شوخی و خنده در کلاس هایش شهرت دارد، به چند نکته نیز اشاره کرد و گفت: معلمان حتما حسن اخلاق و رفتار داشته باشد و صبورانه تدریس کند و همچنین به اندازه ای تدریس کنند که دانش آموزان، استاد شوند و به قدری خوب تعلیم دهند که برای آموزش قرآن نیازی به کسی پیدا نکنند. گاهی کلاس های من به گونه ای است که بچه ها نمی خواهند از کلاس خارج شوند.

شریف، برگزاری مسابقات قرآنی را ترفندی برای تشویق دانش آموزان دانست و گفت: گاهی در کلاس مسابقه می گذاریم و به اسم مسابقه نفس، روانخوانی دانش آموزان را تقویت می کنیم. من در شهرهای مختلف تدریس می کنم و معمولا دو سطح برای تجوید درنظر می گیرم که یکی مربوط به روخوانی و روانخوانی و قسمت دوم مربوط به مخارج حروف و نکات تجویدی است.

مسابقات سراسری مهمتر است یا مسابقات مدراس؟

وی اضافه کرد: به مسابقات مدرسه نیز باید اهمیت داد. در زمانی که در مدرسه بودم، می گفتم اصل، مدرسه است و بهترین مسابقه باید به بهترین شکل برگزار شود. اگر مسابقه به خوبی برگزار شود، مزه آن زیر دندان دانش آموزان می ماند. به همین دلیل می گفتیم در مدرسه ای که ۲۰۰ دانش آموز دارد و ۵۰ نفر ثبت نام می کنند، چرا باید فقط یکی دو نفر برتر شوند در حالی که می توان با آن ۵۰ نفر، کار کرد و کلاس گذاشت.ین فعال حوزه آموزش قرآن ادامه داد: اگر معلم قرآن و مربی پرورشی در مدرسه دست به دست هم بدهند و از ابتدای سال برای آمادگی برگزاری مسابقات قرآنی تلاش کنند، نتیجه خوبی هم خواهند گرفت نه این که فقط زمان مسابقه، اعلام کنیم که دانش آموزان برای ثبت نام اعلام آمادگی کنند که در نهایت همان تعداد محدودی شرکت می کنند که همیشه به دنبال کلاس های قرآن هستند در حالی که باید برای همه این امکان را فراهم کنیم و لذا کلاس های قرآنی محله در کنار کلاس یا در مسجد بسیار موثر است.

وی درباره استفاده از فضای مجازی برای آموزش روخوانی گفت: جلسات مجازی خوب است و در زمان کرونا که اجتماعی تشکیل نمی شد، نتایج خوبی داشت ولی نباید فراموش کنیم که هیچ کلاس مجازی نمی تواند جایگزین کلاس حضوری شود که مواردی استثنایی وجود دارد. مثلا من یک کلاس حفظ راه اندازی کردم و حدود ۱۷۰ نفر مشغول حفظ هستند ولی توجه داشته باشیم که در کلاس های مجازی نباید بیش از ۵ یا ۶ نفر حضور داشته باشند.

شریف اضافه کرد: اگر کسی در محله به آموزش قرآن مشغول است، باید این آموزش حضوری باشد نه مجازی. دانش آموزان رفتار معلمان خود را در فضای مجازی نمی بینند و هیچوقت نمی توان حس محبت را در فضای مجازی به دانش آموزان منتقل کرد.

..........

منبع: ایرنا

یکشنبه, 23 بهمن 1401 10:44

وَتَبِعَ جِنَازَةً فَسَمِعَ رَجُلاً يَضْحَکُ، كَأَنَّ الْمَوْتَ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا كُتِبَ، وَكَأَنَّ الْحَقَّ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا وَجَبَ، وَكَأَنَّ الَّذِي نَرَى مِنَ الاَْمْوَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِيلٍ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ!نُبَوِّئُهُمْ أَجْدَاثَهُمْ، وَنَأْكُلُ تُرَاثَهُمْ، كَأَنَّا مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ، ثُمَّ قَدْ نَسِينَا كُلَّ وَاعِظٍ وَوَاعِظَةٍ، وَرُمِينَا بِكُلِّ فَادِحٍ وَجَائِحَةٍ.

امام(عليه السلام) در تشييع جنازه اى شركت داشت، صداى خنده بلند كسى را شنيد،پس امام(عليه السلام) فرمود: گويى مرگ در دنيا بر غير ما نوشته شده و گويى حق آن بر غير ما واجب گشته و گويى اين مردگانى را كه مى بينيم مسافرانى هستند كه به زودى به سوى ما باز مى گردند. ما آنها را در قبرشان جاى مى دهيم و ميراثشان را مى خوريم (و چنان غافل و بى خبريم كه) گويى بعد از آنها ما جاودانه مى مانيم به علاوه ما هر واعظ و اندرز دهنده اى را فراموش كرده ايم در حالى كه هدف حوادث و خنده و بى خبرى است؟!).

 

شرح و تفسير

خنده احمقانه

امام(عليه السلام) اين سخن حكيمانه و تكان دهنده و بيدارگر را زمانى فرمود كه در تشييع جنازه يكى از مؤمنان شركت داشت، صداى خنده بلند كسى را شنيد و فرمود: «گويى مرگ در دنيا بر غير ما نوشته شده و گويى حق در آن بر غير ما واجب گشته و گويى اين مردگانى را كه مى بينيم مسافرانى هستند كه به زودى به سوى ما باز مى گردند»; (وَتَبِعَ جِنَازَةً فَسَمِعَ رَجُلاً يَضْحَكُ فَقَالَ(عليه السلام): كَأَنَّ الْمَوْتَ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا كُتِبَ، وَكَأَنَّ الْحَقَّ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا وَجَبَ، وَكَأَنَّ الَّذِي نَرَى مِنَ الاَْمْوَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِيل إِلَيْنَا رَاجِعُونَ!). به يقين خنديدن كسى در تشييع جنازه آن هم با صداى بلند كه به گوش مولا على(عليه السلام)برسد نشانه نهايت غفلت و بى خبرى از سرنوشت خويش و مسئوليت هايى است كه در اين جهان دارد. به همين دليل اين بزرگ معلم اخلاق و بيدار كننده غافلان و بى خبران با سه تشبيه به آن شخص و امثال او هشدار دارد: تشبيه اول: كار تو مثل اين است كه گمان مى كنى مرگ مال ديگران است و تو حيات جاويدان دارى. روزى جنازه تو را نيز بر مى دارند و تشييع كنندگان تو را به سوى آرامگاه ابدى ات مى برند. آيا دوست دارى آن روز دوستانت در تشييع جنازه تو بخندند؟ دوم: آيا «حق» ـ به معناى وظايف واجب و مسئوليت هاى الهى و وجدانى ـ مخصوص ديگران است و تو مستثنا هستى و يا اين كه تمام حقوق واجبه را ادا كرده اى و الان خوشحالى و مى خندى؟ سوم: آيا گمان مى برى تشييع جنازه مانند بدرقه مسافرانى است كه به زودى به سوى تو باز مى گردند؟ گرچه چند روزى رنج فراق را تحمل مى كنى ولى به هنگام بازگشت شادى زائد الوصفى جاى آن را پر مى كند؟ در حالى كه سفر مرگ، سفرى است كه هرگز بازگشتى در آن نبوده و نخواهد بود و رنج فراق و جدايى از عزيزان از دست رفته جاويدان است. با اين حال چه جاى خنديدن است. سپس امام(عليه السلام) در ادامه اين بحث به تعبيرات تكان دهنده ديگرى پرداخته و مى فرمايد: «ما آنها را در قبرشان جاى مى دهيم و ميراث آنها را مى خوريم (و چنان غافل و بى خبريم كه) گويى بعد از آنها جاودانه مى مانيم»; (نُبَوِّئُهُمْ أَجْدَاثَهُمْ، وَنَأْكُلُ تُرَاثَهُمْ، كَأَنَّا مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ). غافل از اين كه فردا نيز ديگران ما را در قبرهايمان جاى مى دهند و ميراثمان را در ميان خود تقسيم مى كنند و اين روند همچنان ادامه مى يابد و هر كسى چند روزى نوبت اوست و به گفته شاعر: هر كه آمد عمارتى نو ساخت *** رفت و منزل به ديگرى پرداخت هنگامى كه در مجلس يادبود و به اصطلاح فاتحه براى يكى از دوستان يا عزيزانمان شركت مى كنيم بايد در همان حال به اين فكر باشيم كه روزى هم چنين مجلسى براى ما مى گيرند و دوستان و بستگان ما در آن به فاتحه خوانى براى ما مشغول مى شوند، بنابراين از هم اكنون بايد به فكر آن روز باشيم نه اين كه خنده مستانه سر دهيم و همه اين واقعيت ها را به دست فراموشى بسپاريم. افراد غافل و بى خبرى هستند كه چون نام مرگ برده مى شود فورا مى گويند: بس كنيد. خدا چنان روزى را نياورد. و يا چون از كنار قبرستان رد مى شوند روى خود را بر مى گردانند! فارغ از اين كه اگر ما از مرگ غافل شويم او از ما غافل نمى شود و به گفته امام(عليه السلام): «وَكَيْفَ غَفْلَتُكُمْ عَمّا لَيْسَ يُغْفِلُكُمْ، وَطَمَعُكُمْ فِيمَنْ لَيْسَ يُمْهِلُكُمْ; چگونه غافل مى شويد از چيزى كه هرگز از شما غافل نمى شود و چگونه طمع داريد در چيزى كه هيچ گاه به شما مهلت نمى دهد». سليمان پيغمبر بزرگ خدا با آن همه قدرتى كه داشت به هنگام پايان عمر فرشته مرگ لحظه اى به او مهلت نداد كه از حال ايستاده بنشيند و در همان جا روح او را گرفت و با خود برد و جسم بى جان بعد از آنكه موريانه عصايى را كه بر آن تكيه كرده بود خورد، به زمين افتاد با اين حال ما چه انتظارى داريم. در پايان اين كلام حكمت آميز، امام(عليه السلام) براى بيدار ساختن آن شخص غافل كه در تشييع جنازه بلند مى خنديد و كسانى كه همچون او فكر مى كنند فرمود: «بعد از اينها ما هر واعظ و اندرز دهنده اى را فراموش كرديم در حالى كه هدف مسائل سنگين و آفات نابود كننده قرار گرفتيم (با اين حال چه جاى غفلت و فراموشى است؟)»; (ثُمَّ قَدْ نَسِينَا كُلَّ وَاعِظ وَوَاعِظَة، وَرُمِينَا بِكُلِّ فَادِح وَجَائِحَة!). تعبير به «وَاعِظ وَوَاعِظَة» براى تعميم و گسترش است، زيرا بعضى از حوادث مانند موت از آن به عنوان واعظ تعبير مى شود و بعضى مانند آفت ها و بليه ها به عنوان واعظه از آن تعبير مى كنيم. آرى همه آنها به روشنى ما را اندرز مى دهند كه بيدار باشيد و به پايان زندگى خود و وظائفى بينديشند كه در برابر آن داريد. به خصوص اين كه معلوم نيست فردا چه كسى از ما باشد و چه كسى نباشد. واژه «فادح» در اصل به معناى شىء سنگين است سپس به هر حادثه اى كه بر جسم و جان انسان سنگينى كند اطلاق شده است. واژه «جائحة» به معناى امور نابود كننده است، لذا اين دو نسبت به يكديگر از قبيل اقل و اكثر هستند. آشكارترين واعظ همان حادثه مرگ است كه هر روز براى دوست و آشنايى رخ مى دهد. مخصوصاً در زمان ما، صفحه حوادث جرايد و تسليت ها همه روز پر است از خبر فوت گروهى كه ديروز در ميان ما مى زيستند و امروز به ديار مردگان رفته اند. امام اميرمؤمنان على(عليه السلام) در نهج البلاغه مى فرمايد: «فَكَفى واعِظاً بِمَوْتى عايَنْتُمُوهُمْ، حُمِلُوا اِلى قُبُورِهِمْ غَيْرَ راكِبِينَ; اين واعظ براى شما كافى است كه همه روز مردگانى را مى نگريد كه آن ها را به سوى گورهايشان مى برند بى آنكه خودشان بخواهند». در روايات متعددى اين تعبير از پيشوايان معصوم(عليهم السلام) نقل شده است: «كَفى بِالْمَوْتِ واعِظاً; براى وعظ و اندرزِ انسان ها مرگ كافى است».

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری