تقوی راهکار کسب خیر دنیا و آخرت، استاد دکتر

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب

بیشتر...

شرح خطبه 45 نهج البلاغه،استاد مفسر دکتر محمدعلی

خطبه نود و سه،بخش دوم

 

إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَ إِذَا

بیشتر...

خطبه هجدهم،بخش دوم،آیت الله مکارم شیرازی

خطبه هجدهم،بخش دوم

اَفَاَمَرَهُمُ اللهُ سُبْحانَهُ

بیشتر...

چند تذکر اخلاقی، آیت الله العظمی مظاهری

دریافت فایل صوتی

حجم: 11 MB

زمان: 47:57 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
112781
50636
152823501
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

چهارشنبه, 06 تیر 1403 09:38

سید محمدحسن میرزای شیرازی (۱۲۳۰-۱۳۱۲ق)، معروف به میرزای شیرازی بزرگ، از بزرگترین فقها و مراجع تقلید مجاهد ایران در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری بود.
ایشان، ابتدا در اصفهان تحصیل کرد و سپس به نجف رفت و در حوزه درس صاحب جواهر شرکت کرد و بعد از او به درس شیخ انصاری رفت و از شاگردان مبرز شیخ شد. بعد از شیخ انصاری مرجعیت عامه یـافـت در حـدود ۲۳ سـال مرجع علی الاطلاق شیعه بود و تا پایان عمر مرجعیت مطلق داشت. او از نظر اخلاق و رفتار و مسائل انسانی و معنوی، و در قیام به وظایف شرعیه، در اوج اشتهار بود، حکایات و نوادر بسیاری از حالات روحی و معنوی او را نقل کرده‌اند.
ایشان با فتوای تحریم تنباکو، قرارداد رژی را لغو کرد. شاگردان زیادی در حوزه درس او تربیت شدند، از قبیل آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، سید محمدکاظم طباطبائی یزدی، حاج آقا رضا همدانی، حاج میرزا حسین سبزواری، سید محمد فشارکی رضوی، میرزا محمدتقی شیرازی و ... . میرزای شیرازی در نهایت در سال ۱۳۱۲ ه ق در هشتاد و دو سالگی در شهر سامرا درگذشت و در حرم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دفن شد. [۱].

۱ - معرفی اجمالی

وی در پانزدهم جمادی الاول ۱۲۳۰ ق در محله درب شاهزاده در شیراز به دنیا آمد. در کودکی پدرش را از دست داد و دائیش مجدالاشراف، سرپرستی او را برعهده گرفت و از معلمی‌ خوشنویسی دعوت کرد تا در منزل به وی خطاطی بیاموزد. میرزای شیرازی را مجدد فقه شیعه در آغاز قرن چهاردهم هجری دانسته‌اند.

۲ - تحصیلات و اجتهاد

پدرش سیدمحمود نیز از بهترین خوشنویسان شیراز بود و به نوشته فارسنامه ناصری، ‌پس از میرعماد تا آن زمان کسی خط نستعلیق را به خوبی او نمی‌نوشت. خواندن و نوشتن فارسی را نیز آموخت و در شوال ۱۲۳۶ ق مشغول آموختن ادبیات عرب گردید.
هنگامی‌که به هشت سالگی رسید از دروس مقدمات فارغ شد. مجدالاشراف مایل بود که او از زمره اهل وعظ و منبر شود، ‌از‌این‌رو وی را به یکی از بزرگترین وعاظ شیراز سپرد. او هوش سرشاری داشت چنان‌که هر روز یک صفحه از کتاب مشکل ابواب الجنان را دوباره می‌خواند و حفظ می‌کرد. پس از درگذشت مجدالاشراف به فقه و اصول پرداخت و در ۱۲۴۲ ق به اصفهان رفت و در مدرسه صدر ساکن شد و در درس شیخ محمدتقی‌ ایوانکی (صاحب حاشیه) شرکت کرد و پس از وفات وی در درس میرسیدحسین مدرس بیدآبادی حاضر شد. به گفته‌ای در پانزده سالگی، ‌کتاب شرح لمعه تدریس می‌کرده است.
میرزا قبل از بیست سالگی به دریافت اجازه اجتهاد نائل گردید و مدتی نیز در درس حاجی کلباسی شرکت کرد و خود نیز به تدریس پرداخت. در ۱۲۹۵ ق برای ادامه تحصیل به عتبات عالیات رفت و در محضر درس بزرگانی چون شیخ حسن کاشف الغطاء و صاحب جواهر حاضر شد. صاحب جواهر در سفارش نامه‌ای که برای والی فارس نوشت ضمن تصریح به اجتهاد وی یادآور شد که خداوند میرزا را برای هدایت مردم و امامت در شهرها و ترویج مذهب شیعه و کفالت آن برگزیده است.
میرزا پس از درگذشت صاحب جواهر در درس فقه و اصول شیخ مرتضی انصاری در نجف حاضر شد و استفاده‌های فراوانی برد. معروف است که مرحوم شیخ مرتضی انصاری بارها می‌گفت که درسم را برای سه نفر می‌گویم: میرزا محمد حسن شیرازی، میرزا حبیب‌الله رشتی و آقا حسن تهرانی.

۳ - مرجعیت مطلق

پس از وفات شیخ انصاری در ۱۲۸۱، عموم شاگردانش میرزای شیرازی را به ریاست و زعامت برگزیدند. به نوشته اعتمادالسلطنه «کافه افاضل عراق و متجهدین آفاق، در حق او بر براعت و رجحان، ‌اذعان آوردند». اما گروهی از افاضل آذربایجان به حاج سیدحسین ترک مراجعه کردند که پس از وفات او در ۱۲۹۹ ق، میرزا مرجع مطلق گردید.
میرزای شیرازی در ۱۲۸۷ ق به زیارت خانه خدا مشرف شد و در خانه موسی بغدادی منزل کرد حاکم مکه، شریف عبدالله حسنی پس از اطلاع، از صاحب‌خانه خواست تا میرزا را نزد او ببرد، اما میرزا نپذیرفت و گفت: «هرگاه دیدید که علما به درگاه پادشاهان هستند بگویید آنها علما و پادشاهان بدی هستند و هرگاه دیدید پادشاهان خوبی هستند»‌ و بدین‌ترتیب شریف مکه از او دیدن کرد. میرزا می‌خواست تا در مدینه مجاور شود که میسر نشد. سپس تصمیم گرفت تا در مشهد سکونت کند که آن هم ممکن نگردید، لذا تصمیم گرفت تا در شعبان ۱۲۹۰ ق به سامرا که شهری سنی‌نشین بود هجرت نماید و چنین نیز کرد. با مهاجرت میرزا گروه بسیاری از علما و فضلا و شاگردان میرزا وی به آن شهر آوردند و مرکز حوزه‌های شیعی به آن شهر منتقل گردید.
میرزا تا پایان عمر مرجعیت مطلق داشت. اعتمادالسلطنه در شرح‌حال میرزای شیرازی (مربوط به سال ۱۳۰۶ ق) می‌نویسد:« امروز در نظر اهل‌نظر، اعلم مجتهدین است. کافه مقلدین شیعه، فتاوای وی را مناط صحت عمل قرار داده‌اند. باریکی نظر و نازکی فکر او را در فقاهت می‌گویند کسی از معاصرین ندارد به حسن خلق و مجاهدت نفس، ضرب المثل می‌باشد». میرزا به دلیل کثرت اشتغالات و کوشش فراوان برای سامان بخشیدن به حوزه و تربیت شاگردان، فرصت فراغت تألیف و تصنیف نیافت، اما در عوض شاگردان عالم و مبرزی تربیت نمود که می‌توان از افاضل آنها نام برد: سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، حاج شیخ فضل‌الله نوری، سید اسدالله اصفهانی، سید اسماعیل صدر، میرزا محمدتقی شیرازی، حاج میرزا حسین نوری، حاج آقا رضا همدانی، ملافتحعلی سلطان‌آبادی، سید محمد اصفهانی.
میرزای شیرازی از میان یاران و شاگردانش، عده‌ای را برای مشاوره در امور دینی، سیاسی و اجتماعی مردم برگزید تا در شهرها و ولایات مختلف، ‌نماینده او باشند و از همین طریق، واقعه تحریم تنباکو، تاراج چهارمحال، واقعه یهودیان همدان، سرکوب شیعیان افغانستان، خریدن زمین‌های طوس توسط روسیه را به بهترین وجه حل و فصل کرد.

۴ - شخصیت اخلاقی

در خـوش برخوردی و شیرینی گفتار، نمونه نداشت، شخص در هنگام جدا شدن از میرزا در نهایت شـادمـانـی و رضایت ایشان را ترک می‌گفت، هیچ‌کس به سعه صدر او نبود، حتی بر مستحق، یک کلمه زشت ادا نمی‌کرد خطاکار را جز به احسان پاداش نمی‌داد و این همان خلق عظیمی است که از پیامر عظیم الشان اسلام به ارث برده بود.
او از نظر اخلاق و رفتار و مسائل انسانی و معنوی، و در قیام به وظایف شرعیه، در غایت کمال و اوج اشـتـهـار بود حکایات و نوادر بسیاری از حالات روحی و معنوی او را نقل کرده‌اند که مجموع این حـالات، او را بـه رتـبه‌ای از مراتب سازندگی رسانده است که به اصطلاح علمای وقت، به او لقب مـجـدد و احـیاگر مذهب را داده‌اند که در راس هر قرن، یک فرد از میان جمع اخیار و رجال عـلـمـی مـی‌درخشد و تجدید کننده و احیاگر اصول معارف علمی و عملی مذهب می‌شود. (این حدیث هر چند منبع معتبر روائی ندارد، ولی در عمل و تاریخ چنین پایگاه‌ها و محورهای مردمی را می‌توان نشان داد.)

۵ - آثار و تالیفات

برخلاف نظر شریف استاد مطهری، میرزا، نوشته‌ها و تحریراتی در فقه و اصول داشته، ولی به دلیل اینکه خود آنها را ناچیز می‌دانسته حاضر به انتشارشان در میان مردم نبوده است با این‌حال بعضی از آنها مشاهده شده است سید محمدتقی اصفهانی، یکی از شاگردان میرزا نقل می‌کند که میرزا در هنگام درس اشاره داشت که این‌مطلب را در رساله طهارت و صلوة به‌طور مفصل آورده‌ام هم ایـشـان مـی‌گفت که حاج میرزا اسماعیل شیرازی پسر عموی میرزا، نسخه‌ای از رساله اجتماع الامر و النهی بـه خـط خـود میرزا در اخـتـیـار دارد سید محمدتقی باز یادآوری می‌کند کـه یـادداشت‌هایی را کـه دیـده است، در آن سؤالات میرزا و جواب‌های شیخ انصاری بوده، و نیز حـاشیه‌ای را که بر نجاة العباد و دیگر رساله‌ها زده است، همگی را مشاهده کرده است تالیفات وی عبارتند از:
۱. کتابی در طهارت (تا مبحث وضو).
۲. رساله‌ای در رضاع و شیر دادن.
۳. کتابی در فقه (از اول مکاسب تا آخر معاملات).
۴. رساله‌ای در اجتماع امر و نهی.
۵. خلاصه‌ای از افادات استاد بزرگوارش شیخ مرتضی انصاری در تمام مباحث اصول.
۶. رساله‌ای در مشتق.
۷. حاشیه‌ای بر نجاة العباد.
۸. تعلیقه‌ای بر کتاب معاملات آقا وحید بهبهانی.

۶ - فتاوی و تقریرات

۱. صد مساله از فتاوای میرزا، توسط شیخ فضل‌الله نوری.
۲. مجموعه ای از فتاوای میرزا به زبان عربی.
۳. مباحث درس اصول میرزا، توسط شیخ علی دزدری.
۴. مباحث درس اصول، توسط سید محمد اصفهانی.
۵. مباحث درس اصول و فقه، توسط ابراهیم دامغانی.
۶. مباحث درس اصول، توسط شیخ حسن فرزند محمدمهدی شاه عبدالعظیمی که آن را ذخایر الاصول نامیده است.
۷. تقریراتی از درس میرزا نوشته باقر حیدر.
۸. ترجمه کتاب معاملات آقا وحید بهبهانی از فارسی به عربی توسط شیخ ‌حسن‌علی تهرانی (میرزا بر این کتاب تعلیقاتی دارد).

۷ - اقدامات و اصلاحات در سامرا

امـنـیـت و آسـایش زمانی به زوار سامرا سایه گسترد که میرزای شیرازی در آن دیار رحل اقامت افکند شیعیانی که قصد زیارت آنجا را می‌نمودند، به هنگام ورود و خروجشان بسیار ترسان بودند تا مـبـادا دچـار گرفتاری شوند زمانی که میرزا به سامرا مهاجرت کرد، سامرا اهمیت خود را دوباره بـازیـافـت و مـرکز مهمی برای تحصیل علم و محل تجمع علمای بزرگ گردید و این امر تا زمان مرگ میرزا هر روز رو به افزایش بود میرزا اقدامات عمرانی بسیاری انجام داد مدرسه‌ای برای طلاب بـنـا نـهاد که تا هم اکنون به مدرسه میرزا شهرت دارد مدرسه دیگری نیز در شرق این مدرسه و کنار آن احداث کرد بر شط سامرا پلی زد تا از چاپیده شدن مردم توسط بلم‌داران برای عبور مردم و وسایل و چهارپایانشان جلوگیری کند، ولی بعد از فوت میرزا، از آنجا که به منافع عده‌ای سودجو ضـرر وارد آمـده بـود، پـل تخریب شد و به مرور زمان از بین رفت.
از دیگر کارهای میرزا در سامرا سـاختن دو حمام، یکی مردانه و دیگری زنانه بود ساعتی توسط ایشان خریداری گردید و بر بالای باب قبله نصب شد در حرم عسکریین (علیهما‌السلام) تزئینات و اصلاحاتی صورت گرفت، بازار بزرگی توسط ایـشـان ساخته شد، حسینیه‌ای جهت برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (علیه‌السلام) به همت ایشان بنا شد، برای بسیاری از مجاورین سامرا خانه ساخت فقرا بسیاری از اهل‌تسنن را انفاق نمود و زندگی آنها را به جریان انداخت در سال ۱۳۱۱ ه ق فتنه‌ای میان اهالی سامرا و مجاورین برانگیخته شد که بـه تهدید مجاورین از جانب اهالی انجامید، آتش فتنه از سوی عده‌ای از جاسوس‌ها و دسیسه‌چینان کـه خـواهان جنگ میان مسلمین و ایجاد آشوب و تفرقه بین برادران شیعه و سنی بودند، برپا شد مـیـرزا بـا کـفـایـت و تـدبـیر خویش آتش فتنه را خاموش ساخت و امور مردم به مجرای طبیعی خـود بـازگـشت داد در اجرای این مهم اجازه دخالت به هیچ‌کس، حتی کنسول انگلستان و والی عثمانی بغداد نداد و به آنها پیغام داد: مساله به زودی اصلاح خواهد شد و این حادثه کوچک‌تر از آن است که نیاز به مداخله ماموران حکومتی باشد.

۸ - فعالیت‌های سیاسی

میرزای شیرازی قبل و بعد از مرجعیت چهار اقدام سیاسی مهم نمود که آثار اجتماعی و سیاسی بزرگی در عراق و‌ ایران داشت:

۸.۱ - ملاقات شاه در حرم

زمانی که ناصرالدین شاه به زیارت عتبات عالیات رفت (۱۲۸۷)، هنگام ورودش به نجف، برخلاف رویه گذشته، شاه را در محل سکونتش ملاقات نکرد، ‌بلکه در حرم مطهر امیرمؤمنان با وی دیدار کرد و هدایای شاه را نیز نپذیرفت. ‌این برخورد علاوه بر از بین بردن هیبت و عظمت شاه، شکل رسم قدیمی ‌را که مجتهدین، در استقبال از پادشاهان کشورهای اسلامی‌ به دیدار آنها می‌رفتند، شکست.

۸.۲ - خنثی کردن فتنه مذهبی

فرونشاندن آتش فتنه مذهبی که نزدیک بود به جنگ میان اهل‌سنت و شیعیان سامرا و مناطق مجاور آن در ۱۳۱۱ ق منجر گردد. او ملاقات با کنسول انگلیس در بغداد را که برای شعله‌ور کردن آتش فتنه به سامرا رفته بود رد کرد و به وی خبر داد که هیچ نیازی به مداخله بریتانیا در کاری که به او مربوط نیست نمی‌باشد، زیرا شیعیان و حکومت عثمانی دارای دین و قبله و قرآن واحدی هستند.

۸.۳ - تحریم تنباکو

بزرگترین اقدام سیاسی میرزا فتوای تحریم تنباکو بود. در ۲۸ رجب ۱۳۹۷ ق و اندکی پس از سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا، قراردادی میان کمپانی انگلیسی رژی با دولت ایران، به نمایندگی امین السلطان (صدر اعظم) بسته شد که براساس آن امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکو در داخل و خارج از کشور به مدت پنجاه سال به کمپانی مزبور واگذار می‌گردید. در عوض، کمپانی هر سال مبلغ پانزده هزار لیره انگلیسی به علاوه یک چهارم از سود شرکت پس از کسر پنج درصد آن را به دولت‌ ایران پرداخت می‌کرد. ظاهراً مذاکره در مورد‌ این قرارداد، هنگام سفر سوم شاه به لندن صورت گرفته بود و امضای آن پس از بازگشت شاه انجام شد. شرایط‌ این قرارداد که به زیان و ورشکستگی تولیدکنندگان و تجار‌ ایرانی می‌انجامید و بسیار بدتر از قرارداد مشابه توتون و تنباکوی دولت عثمانی با شرکت مشابه اروپایی بود و استقلال سیاسی و اقتصادی کشور را به مخاطره جدی می‌افکند، موجی از خشم و نارضایتی در کشور پدید آورد.
در شیراز و تبریز و اصفهان علما بر ضد قرارداد قیام کردند و دولت نیز گروهی از آنان را دستگیر و تبعید نمود، اما مخالفت علما و مردم روز به روز ادامه داشت و گسترده‌تر می‌شد. میرزای شیرازی که قبلاً توسط علمای تبعیدی در جریان امر قرار گرفته بود در اول ذیحجه ۱۳۰۸ ق تلگراف مفصلی به ناصرالدین شاه فرستاد و در آن به منافات داشتن قرارداد با احکام قرآن مجید و از بین رفتن استقلال دولت و اختلال نظم مملکت تأکید ورزید.
متعاقب آن، ناصرالدین شاه از کار پرداز‌ ایران در بغداد خواست تا میرزا را نسبت به قرارداد توجیه نماید. وی برای جلب‌نظر میرزا دلائلی از‌ این قبیل ارائه نمود: ضرورت نزدیکی به دول بزرگ برای رهایی از روسیه تزاری، ‌لزوم تقویت بودجه و قشون، ترمیم مالیات‌ها و بازتاب نامطلوب فسخ قرار داد نزد جهانیان. اما میرزا در پاسخ، ضمن رد توجیهات مذکور بر‌ این نکته تأکید نمود که باید فقط به نیروی ملت مسلمان تکیه کرد و سپس تهدید نمود که اگر دولت از عهده بر نمی‌اید من به خواست خدا آن را بر هم می‌زنم.
شاه و دربار به تهدید میرزا وقعی ننهادند و به دفع الوقت گذراندند. سرانجام میرزا، حجت را تمام دانست و طی فتوایی هرگونه استفاده و خرید و فروش آن را حرام اعلام کرد. متن‌ این فتوای کوتاه چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم. الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان (صلوات‌الله‌و‌سلام‌علیه) است».
به دستور میرزا محمدحسن آشتیانی که بزرگترین عالم و مجتهد تهران به‌شمار می‌رفت‌، این فتوا در تهران و دیگر شهرها تکثیر و منتشر شد و همه مردم حتی اندرون حرم شاه نیز استعمال آن را حرام دانستند. تهدید و ارعاب مأموران رژیم سودی نبخشید، حتی دولت شایع کرد که فتوا مجعول است، اما‌ این ترفند نیز مؤثر نبود. شاه دو هفته پس از صدور حکم تحریم، الغای انحصار داخله توتون و تنباکو را اعلام داشت، اما‌ این نیز رضایت علما و مردم را فراهم نساخت و مردم یکپارچه بر ضد شاه و کمپانی قد برافراشتند. مذاکرات نمایندگان دولت و علما نیز نتیجه‌ای در برنداشت. سرانجام به سبب مخالفت یکپارچه علما و مقاومت مردم، شاه و کمپانی لغو قرارداد را اعلام کردند و در مقابل، دولت از علما خواست تا ضمن تلگرافی به میرزا، استعمال توتون و تنباکو را مباح اعلام نماید.
میرزای شیرازی تعجیلی در لغو حکم نکرد و منتظر دست‌خط علمای تهران ماند و در تلگرافی به میرزای آشتیانی تأکید کرد که باید قرارداد به نحوی ختم شود که پیامد ناگوار دیگری برای مردم نداشته باشد. سرانجام میرزای شیرازی پس از اطمینان از لغو قرارداد، حکم تحریم را بعد از گذشت پنجاه و پنج روز از صدور آن، ‌لغو کرد.

۸.۴ - اعتراض به کشتار شیعیان افغان

همزمان با خاتمه جنبش ضد استعماری، مردم‌ ایران، امیرعبدالرحمن خان، پادشاه مستبد و وابسته افغانستان، به بهانه عدم پرداخت مالیات اقوام شیعه آن کشور، در ۱۳۰۹ ق با تحریک احساسات مذهبی مردم اهل‌سنت، به مناطق شیعه‌نشین افغانستان حمله کرد. ‌این تهاجم وحشیانه که سه سال به طول انجامید موجب کشته شدن ده‌ها هزار نفر از شیعیان، اسارت و بردگی هزاران مرد و زن و کودک و غارت املاک و اموال آنان شد. ‌این جنایت به اندازه‌ای هولناک و شرم‌آور است که زبان از بیان و قلم از نگارش آن شرم دارد.
اخبار وحشتناک‌ این جنایت توسط یکی از علمای شیعه افغانستان (ملاکاظم درفشای) به اطلاع میرزای شیرازی رسید. میرزا بلافاصله در تلگرافی به ناصرالدین شاه از او خواست تا از ملکه انگلستان بپرسد که امیرعبدالرحمن خان چرا به قتل عام شیعیان هزاره افغانستان پرداخته است؟ و ظاهراً خود نیز نامه‌ای به ملکه انگلستان نوشت.
ایادی انگلستان برای گرفتن انتقام از میرزای شیرازی و مخدوش کردن چهره سیاسی او، در ۱۳۱۱ ق در صدد تحریک و جدال میان سنیان و شیعیان سامرا برآمدند که‌این ترفند با هوشیاری میرزا ناکام ماند.

۹ - وفات

میرزا در اواخر عمر به مرض سل مبتلا شد و سرانجام در شب چهارشنبه ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ در هشتاد و دو سالگی در شهر سامرا درگذشت. جنازه او با حضور علما و انبوه مردم سوگوار از سامرا به نجف اشرف برده شد و در جنب باب طوسی دفن گردید. [۲]
[۳]
[۴]
[۵]
[۶]
[۷]
[۸]
[۹]
[۱۰]
[۱۱]
[۱۲]
[۱۳]
[۱۴]
[۱۵]
[۱۶]

میرزا آن شب بعد از نماز عشا، بـر اثـر شـدت بیماری سل دار فانی را وداع کرد و جان به جان آفرین تسلیم نمود. میرزا وصیت کرد که او را در نجف، در محلی که خود قبلا مشخص کرده بودند به خاک بسپارند به همین‌جهت بعد از غسل دادن در شط سامرا، به طرف نجف اشرف حرکت دادند در تـمـام شهرهای سر راه، مردم با گریه و زاری و نوحه‌خوانی و سینه زنی به پیشواز می‌آمدند در نـزدیـکـی بغداد، تمام اهالی بغداد (حتی غیرمسلمانان از اهل ذمه) نیز به استقبال آمدند مشیر رجب پاشا هم ارتش سلطانی را با هیاتی آراسته به حزن و اندوه، و تفنگ‌هایی سرنگون به استقبال فـرسـتـاد در کربلا، جسد میرزا در حرمین امام حسین (علیه‌السلام) و حضرت عباس (علیه‌السلام) طواف داده شد و در نـجف نیز جسد میرزا در حرم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) طواف داده شد و سپس در آخرین شب شعبان دفـن میرزا به پایان رسید از آن پس مجالس فاتحه در تمام شهرها برگزار گردید همه بازارها در ایام فاتحه بسته بود و این عزاداری تا نزدیک یک سال در بلاد اسلامی ادامه داشت. [۱۷]

 

۱۰ - پانویس

۱.مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۳۱۴ .
۲.موسوی، محمدمهدی، احسن الودیعه فی تراجم مشاهیر، ص۱۲۹.
۳.موسوی، محمدمهدی، احسن الودیعه فی تراجم مشاهیر، ص۱۳۱.
۴.کرمانی، ناظم‌الاسلام، تاریخ بیداری‌ ایرانیان، ج۱، ص۱۹-۶۰.
۵.رهیمی، عبدالحلیم، تاریخ جنبش اسلامی‌در عراق، ص۱۰۲-۱۰۳.
۶.مصاحب، غلامحسین، دائرة المعارف فارسی، ج۱، ص۱۰۷۹.
۷.الگار، حامد، دین و دولت در‌ایران، ص۳۰۷-۳۲۸.
۸.مدرس تبریزی، محمد علی، ریحانة الادب، ج۶، ص۶۶-۶۸.
۹.بامداد، مهدی، شرح‌حال رجال‌ ایران، ص۳۱۶-۳۱۷.
۱۰.جرفادقانی، محمد، علمای بزرگ شیعه، از کلینی تا خمینی، ص۲۹۹ –۳۰۱.
۱۱.واعظ خیابانی تبریزی، علی، علمای معاصرین، ص۴۶-۴۸.
۱۲.بخشايشى، عقيقى، فقهای نامدار شیعه، ص۳۵۶-۳۷۷.
۱۳.قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویه، ص۴۸۲-۴۸۵.
۱۴.صنیع‌الدوله، محمد حسن، المآثر و الآثار، ج۱، ص۱۸۶.
۱۵.حرزالدین، محمدحسین، معارف الرجال فی تراجم العلما و الادباء، ج۲، ص۲۳۳-۲۳۸.
۱۶.معلم حبیبآبادی، میرزا محمد‌علی، مکارم الآثار، ج۳، ص۸۸۳-۸۹۰.
۱۷.عقیقی بخشایشی،عبدالرحیم، یکصد سال مبارزه روحانیت از میرزای شیرازی تا امام خمینی، تالیف نگارنده، چاپ ۱۳۶۰،دفتر نشرنوید اسلام.

.......................

سایت اندیشه قم

ویکی فقه

دوشنبه, 08 اسفند 1401 09:40
حجت الاسلام کفیل با اشاره به اینکه اهل بیت (ع) در عالم هستی درست زندگی کردند، هم مسیر را درست رفتند و به بهترین نتیجه رسیدند و هم به ما چگونه زندگی کردن را آموختند گفت: صحیفه سجادیه چگونه زیستن را به انسان امروز می آموزد.

به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، امروز (هفتم اسفند) سالروز  میلاد با سعادت سيد الساجدين علي بن الحسين (ع) است؛ امامي که دو يادگار ماندگار نه فقط براي شيعيان و جهان اسلام از خود به جاي گذارد که همه انديشمندان و آزادمردان جهان از آن بهره مي برند. صحيفه سجاديه و رساله حقوق امام زين العابدين طي قرن ها براي شيعيان الگوي سبک زندگي و چگونه زيستن را آموخته است.

صحيفه سجاديه پس از قرآن و نهج البلاغه به عنوان مهم‌ترين ميراث مکتوب شيعه به نام‌هاي خواهر قرآن و انجيل اهل بيت مشهور است. بر این اساس و با توجه به سالروز ولادت امام سجاد(ع) با حجت الاسلام «محمد صادق کفیل» مدیر مرکز تخصصی صحیفه سجادیه گفت و گویی انجام دادیم که در ادامه مشروح آن تقدیم حضورتان می شود.

جایگاه روابط و وظایف خانوادگی از نگاه امام سجّاد(ع) چطور و چگونه است؟

هدف ما در این جهان زندگی کردن است، برای زندگی کردن نیاز به مسیر داریم، یعنی اگر انسان بخواهد درست زندگی کند، باید درست حرکت کند، برای درست زندگی کردن باید در مسیری قرار گیرد که مطمئن باشد، کسانی که رفتند، درست رفتند و به نتیجه رسیدند. اهل بیت (ع) در عالم هستی درست زندگی کردند، هم مسیر را درست رفتند و به بهترین نتیجه رسیدند و هم به ما چگونه زندگی کردن را آموختند.

«صحیفه سجادیه» امام سجاد (ع) چگونه زیستن را به انسان آموزش می دهد. ما در زیستن چند نوع رابطه داریم؛ رابطه خود با خود، رابطه با خودم، رابطه با خدای خودم، رابطه با دوستان، آشنایان و بستگان، شناخت دشمن و نوع رابطه با دشمن به تعبیری. امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه نوع معارشرت با دوستان و همسایگان را به ما می آموزد. در دعای 24 نوع تعامل با والدین را به ما می آموزد. ما هیچ متنی به این زیبایی و جامعی نداریم که وظایف ما نسبت به پدر و مادر را تبیین کرده باشد. در دعای 25 وظایف ما نسبت به فرزند را بیان می کند.

آیا می توان گفت صحیفه سجادیه گنجینه ای مهم برای اصلاح سبک زندگی است ؟

امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه اصول و سبک زندگی را به ما آموزش داده است. متن صحیفه زلال کننده و رشد دهنده دلهاست. حضرت در هر دعا صلوات بر اهل بیت (ع) را بیان نموده است. وی با صلوات نام اهل بیت (ع) را احیا کرد، امام در صحیفه فقط برای بهشت دعا نکرده است. مضامین متعددی را در این اثر بیان کرده است. می فرماید: خدایا جایگاهی که آنها ( بنی امیه) غصب کردند، حاکمیت ماست. بعد ادامه می دهد که خدایا این جایگاه را به آنان دادی و آنها ستم ربودند. لذا احیای صحیفه سجادیه موجب اتفاقات خوب در جامعه می شود.

در صحیفه سجادیه به چه مضامینی اشاره  شده است؟

در دعاهای صحیفه سجادیه همه موضوعات از جمله توبه، استغفار نوع تعامل با حضرت حق، نوع درخواست، چگونه خواستن و چگونه گفت و گو کردن مطرح شده است ضمن اینکه در دعای 17 امام سجاد (ع) شیطان را به ما معرفی می کند؛ دعای 30 صحیفه، نوع زندگی و بهره اقتصادی را بیان می کند. دعای هشت صحیفه 44 آسیب را بیان می کند که نباید در زندگی وجود داشته باشند. دعاي معروف به مکارم اخلاق بيستمين دعاي امام سجاد (ع) در اين کتاب است و دعاي بيست ويکم تا بيست و پنجم شامل دعا به وقت رويدادهاي اندوهبار، دعا در سختي و گرفتاري، دعا براي تندرستي، دعا براي پدر و مادر و دعاي آن حضرت براي فرزندانش است.

دعا براي همسايگان و دوستان، مرزداران، دعا در ترس از خدا، دعا در زمان تنگي رزق، دعا براي اداي وام، دعا در توبه و بازگشت، دعا در نماز شب، دعا در درخواست خير و نيکي، دعا به هنگام گرفتاري و دعاي امام سجاد (ع) در رضا به قضاي حق، دعاهاي بيست وششم تا سي وپنجم هستند. پس صحیفه سجادیه متن مورد نیاز است. عملا برای انس با صحیفه سجادیه باید برنامه ریزی کرد و آن را وارد متن زندگی نمود. باید صحیفه را خواند و به آن عمل کرد؛ پس نیاز است که از کودکی صحیفه سجادیه را به فرزندان خود بیاموزیم.

آیا صحیفه سجادیه می تواند جوابگوی آنچه که انسان برای سعادت خودش به آن نیاز دارد، باشد؟

مقام معظم رهبری می فرمایند: صحیفه سجادیه برای تغییر جامعه کافی است. منظورشان این است که این کتابی جامع برای همه آنچه که مورد نیازمان است.

یکشنبه, 07 اسفند 1401 13:28

امروزه ما برای داشتن یک زندگی سالم و آسوده هم در این دنیا و هم در آخرت، نیاز به روش درست زندگی، یا همان سبک زندگی صحیح داریم و این مطلب بر هیچ کس پوشیده نیست. بر طبق مبانی و اصول دین اسلام، سبک زندگی پیشوایان معصوم (ع)، بهترین شیوه زندگی و سپهر «حیات طیبه» در جهان محسوب میشود. از این رو گسترش آن در جوامع اسلامی، ضرورتی انکار ناپذیر است. لذا این مقاله درصدد است تا با روش کتابخانه ای و نگرشی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر آیات قرآن کریم و روایات، سبک زندگی در آیینه امام حسین (ع) را، مورد ارزیابی قرار دهد.

مقدمه

انسان موجودی هدفمند است، لذا در همه حال، باید سمت و سوی خود را به سمت هدفی درست و والا، جهت گیری کند تا از مسیر منحرف نشود. لذا به منظور حفظ انسان در مسیر تعیین شده و اصلاح انحرافات احتمالی نیاز به یادگیری روش درست زندگی و یا سبک زندگی پسندیده است. به عقیده صاحبنظران، سبک زندگی هر فرد و جامعه متأثر از نوع باورها (جهان بینی) و ارزشهای حاکم بر آن فرد و جامعه است (رحمتی و همکاران، ١٤٠٠). سبک زندگی در شکل نوین، اوّلین بار توسّط «آلفرد آدلر» در روانشناسی به سال ١٩٢٩ میلادی ابداع شد. هرچند آدلر آن را ابداع کرد، ولی پیروان کلاسیک او و دیگران به تفصیل به آن پرداخته اند. محقّقان، تعاریف گوناگونی بر اساس بینش و نگرش خاصّ خود ارائه داده اند.

جامعه شناسان در تعاریف جامعه شناسانه، بیشتر بر هنجارها و منش های اجتماعی افراد در جامعه تأکید دارند و روانشناسان بیشتر بهُ بعد فردی و شخصیتی میپردازند(شریفی و همکاران، ١٣٩٢). در تعریف دیگری، لوبوویکی- ویکوک و همکاران[1] (٢٠٢١) بیان کردند که سبک زندگی، بیشتر به عنوان «الگوی متمایز رفتار فردی و اجتماعی، مشخصه یک فرد یا یک گروه شناخته می شود (لوبوویکی-ویکوک و همکاران (٢٠٢١). در اسلام واز نظر قرآن نیز، سبک زندگی و نوع زیستن انسان ها، معرفی شده است (فاضلی و همکاران، ١٣٩٨). بر این اساس، میتوان سبک زندگی اسلامی را بدین گونه تعریف کرد:

«شیوه هایی از زندگی است که انسان با تکیه بر نظام ارزشی و مبانی اعتقادی خود در زندگی فردی و اجتماعی، برای ایجاد ارتباط با محیط و جامعه، پاسخ به خواسته ها و تأمین نیازهایش، به کار میگیرد. طبق این تعریف، سبک زندگی، فقط مصارف مادّی یا فرهنگی نیست، چراکه زندگی، عناصر غیر از مصرف را نیز در بردارد (شریفی و همکاران، ١٣٩٢).

در سال های اخیر، هجمه عظیمی از سوی رسانه های غربی به ابعاد مختلف دین اسلام و سبک زندگی مسلمانان، صورت گرفته است. چنانچه گروهی از مردم، تحت تأثیر تبلیغات و رسانه های غربی، بسیاری از عادات خود را تغییر میدهند، تغییر در سبک زندگی، بر بسیاری از جنبه های زندگی مسلمانان از جمله معیارهای تقوا، عقل، اخلاق و.... تاثیر گذار است. به طور کلی تأثیر منفی رواج سبک زندگی غربی، نه تنها در ایران و کشورهای اسلامی، بلکه حتی در بین ملت های غیرمسلمان، به طور فزاینده ای مورد توجه و انتقاد قرار میگیرد و پیامدهای آن به شدت احساس می شود. از این رو به منظور جلوگیری از نفوذ افراطی سبک زندگی غربی، در عمق اندیشه افراد جامعه ما، بررسی سبک زندگی پیشوایان معصوم (ع و گسترش آن در جوامع اسلامی ضرورتی انکار ناپذیر است. چرا که اصول بنیادین سبک زندگی اسلامی، به تعبیر قرآن، سپهر «حیات طیبه» را شکل میدهند.

به بررسی محققین، پژوهش هایی با موضوع بررسی سبک زندگی در قرآن و روایات و معصومین بطور کلی، کار شده است و نیز پژوهش های بسیاری به عاشورا و حضور امام در آن صحنه پرداخته اند، اما به طور مستقیم به بررسی جزئیات سبک زندگی امام حسین (ع) نپرداخته اند. براین اساس، پژوهش حاضر برآن است که به برخی از جزئیات در شیوه و سبک زندگی امام حسین (ع) بپردازد.

مبانی تحقیق

بحث درباره سبک زندگی از ابتدای تاریخ بشریت تاکنون مورد توجّه بوده است. در آیین اسلام نیز به این امر پرداخته شده است. چنانچه قرآن کریم، نوع زیستن را به انسان ها معرفی می کند؛ (یوسف زاده اربط، ١٤٠٠). علاوه براین سّنت پیشوایان معصوم (ع) نیز، بیاعتنایی به امور مادّی و تکلّفات بوده است و خود به آن عمل و به دیگران در این باره سفارش میکردند (شریفی و لطفی، ١٣٩٢). به طور کلی سبک زندگی در آیین اسلام همانند درختی است که ریشۀ آن، باورها و اندیشه ها و ساقه و شاخه هایش، ارکان و وظایف اعضای خانواده میباشد (شریفی و لطفی، ١٣٩٢). سبک زندگی در شکل نوین اوّلین بار در روانشناسی توسّط «آلفرد آدلر» (١٩٢٩) مطرح شد (شریفی و لطفی، ١٣٩٢). اما از دهه ١٩٩٠ میلادی مورد استقبال بیشتری قرار گرفت (رحمتی و همکاران، ١٤٠٠). در مورد سبک زندگی تعاریف گوناگونی از نظر محقّقان ارائه شده است. لوبوویکی - ویکوک[2] (٢٠٢١) بیان کردند که سبک زندگی «الگوی متمایز رفتار فردی و اجتماعی به عنوان مشخصه یک فرد یا یک گروه» میباشد (لوبوویکی-ویکوک،٢٠٢١).جامعه شناسان نیز، بیشتر بر هنجارها و منش های اجتماعی افراد در جامعه تأکید دارند (شریفی و لطفی، ١٣٩٢). به طور کلی سبک زندگی مجموعه رفتارهای فردی و اجتماعی تعریف میشود که اعتقادات و ارزش های حاکم بر زندگی برگرفته شده است و در قالب آداب و رسوم و عادت های روزمره مدل دینداری، الگوی مصرف، فرهنگ عمومی، نهاد خانواده و ازدواج و غیره تجلی پیدا میکند (رحمتی و همکاران، ١٤٠٠). مفهوم سبک زندگی اخیراً مورد توجه اندیشمندان و محققان زیادی قرار گرفته است. در ادامه به برخی از پژوهش های صورت گرفته در این زمینه اشاره شده است.

یوسف زاده اربط (١٣٩٨) در پژوهشی که به بررسی اصول سبک زندگی قرآنی پرداختند و نتیجه گرفتند که، در بعد بینشی سبک زندگی اسلامی؛ عقیده به اشتراک در اصل خلقت، برخورداری انسان از کرامت ذاتی و تفاوت های طبیعی زن و مرد؛ و در بعد کنشی؛ به اصولی از جمله حق مداری، ولایت مداری، امانت داری، جمع گرایی، تقدم اخلاق بر حقوق و مانند آن استوار است. علاوه براین در پژوهشی که مرادی و همکاران (١٣٩٥) به واکاوی سبک زندگی امام حسین (ع) با تأکید بر روابط خانوادگی ایشان پرداختند، بیان کردند که، سبک زندگی امام حسین (ع) با مولفه هایی همچون: آراستگی، صله رحم، حسن خلق، خوش رفتاری، ساده زیستی و تمکین و وفاداری نسبت به همسر، تربیت فرزند، مهارت ارتباط کلامی، اصلاح خود، تفریح، کنترل خشم، مرگ آگاهی، تاب آوری و مانند آن، عجین است که میتواند الگوی بهبود روابط زوجین و فرزندپروری شایسته آنان شود و نیز مایه دوام یک زندگی مشترک پویا و در نهایت جامعه ای توانمند گردد. در پژوهش دیگری فاضلی و همکاران (١٣٩٨) به بررسی سبک زندگی قرآنی (شامل تعریف سبک زندگی، مسئله ازدواج همراه با معیارهای انتخاب همسر و وظایف هر یک از اعضای خانواده برای تشکیل خانواده) پرداختند. نتایج پژوهش مذکور حاکی از این بود که، وظایفِ هر یک از اعضای خانواده که منجر به تشکیل یک خانواده قرآنی و داشتن یک زندگی سالم می شود، چیست؟ در پژوهشی دیگر، شریفی و همکاران (١٣٩٢)، سبک خانوادگی از منظر قرآن و سّنت پیشوایان معصوم (ع)، بررسی شده و در ابعاد تشکیل خانواده و ازدواج، محیط خانواده و ادارٔە آن و همسرپروری، بیان کردند که باورها و اعتقادات، نقشی اساسی در خانواده دارند و ازدواج را امر مقدّسی میداند و همگان را به این امر فرا خوانده است و به آن تشویق مینمایند و معیارهای تقوا، عقل، اخلاق نیک و همتایی در انتخاب همسر را مورد توجّه قرار میدهند و مدیرّیت خانواده را به مرد و لزوم مسئولیت پذیری اعضای خانواده نسبت به یکدیگر مخصوصاً مسئولیت تربیت دینی پدر نسبت به فرزندان و همکاری زن و شوهر در خانه را ضروری میدانند و تأکید به رفتار شایسته با همسران و محبّت و مهرورزی نسبت به آنان مینمایند. همچنین هاج و همکاران[3] (٢٠٠٧) در پژوهشی که به بررسی تأثیر محافظتی پروفایل های سبک زندگی معنوی- مذهبی بر مصرف دخانیات، مصرف الکل و قمار پرداخته بودند، به این نتیجه رسیدند که از میان سه نمایه سبک زندگی (نه معنوی و نه مذهبی، معنوی و مذهبی، و معنوی اما غیر مذهبی) نمایه سبک زندگی معنوی و مذهبی، قویترین تأثیر محافظت را در معیارهای وابسته، به نمایش گذاشت.

روش تحقیق

روش پژوهش در این مقاله، توصیفی_ تحلیلی، با استفاده از مطالعه اسنادی و کتابخانه ای و با فیش برداری از مقالات و کلیه متون و اسناد بالادستی بوده است و با تکیه بر آیات قرآن کریم، اصول و شاخصه های سبک زندگی پیشوایان معصوم (ع) و بویژه امام حسین (ع)، بررسی شده است. براین اساس، با توجه به هدف و ماهیت موضوع تحقیق، پژوهش حاضر به صورت کتابخانه ای انجام شده است. در نهایت، یک ارزیابی از تحقیقات مورد استفاده انجام شده و اصول بنیادین سبک زندگی امام حسین (ع) بدست آمده که به توسعه، ارتقاء و برجسته شدن سبک زندگی پایدار، کمک میکند.

یافته ها

خداوند متعال، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیه السلام)آن حضرت را برای اهل عالم، به ویژه پیروانشان، به عنوان الگو آفریده است. مسلمانان جهان، وظیفه دارند در تمام شئونات زندگی اعم از فردی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و غیره به معصومین اقتدا نمایند. در این پژوهش سعی شده به برخی از خصوصیات و جزئیات سبک زندگی امام حسین (ع)، پرداخته شود.

ساده زیستی

در اسلام تجمل گرایی، زراندوزی و تشریفات سخت مورد نکوهش قرار گرفته و از اسراف و تبذیر به زشتی یاد شده است (شیبانی، ١٣٩٣). چرا که تجمل گرایی، موجب بیتفاوتی نسبت به تبعیض، ظلم و تعدی، فقر و بیچارگی مردم و در نتیجه از دست دادن احساس همدردی و همدلی میگردد. به عبارت دیگر افراد تجمل گرا، ملاک فضیلت دیگران را درخورداریهای دنیوی میدانند (برزگر و امانلو، ١٣٩٥). قرآن از واژه ملأ[4] برای ارائه جایگاه اجتماعی باند و تشکیلات استکبار و کسانی که تاج و تخت مستکبرین را پاسداری میکنند و به منظور حفظ منافع و موقعیت اجتماعی خود حکومت استکبار را اداره و سیاست مستکبران را بنیان مینهند، استفاده میکند. ملأ در لغت به گروه ممتازی گفته میشود که به خاطر ثروت و شوکتشان چشمگیر هستند؛ و چشم و دل مردم را با هیبتی که از زر و زور و تزویر بدست امده پر کرده اند و آنها طبقه اشراف و حاشیه نشینانی هستند که همواره سخن و فرمان، همانا سخن و فرمان آنهاست؛ و مستکبران هرگاه خود نخواهند مستکبری کنند، این مقربان کاخ نشین هرگز به نفع مردم رضا نمیدهند (عمیدزنجانی، ١٣٧٧: ١٣٦).

امامان شیعه، در زندگی نه زیاده روی را قبول داشتند و نه کوتاهی و استفاده نکردن از نعمت های الهی را، آنها بین این دو را قبول داشتند یعنی به اعتدال، از مواهب الهی استفاده میکردند که دلبسته و اسیر تجملات دنیوی نشوند.یکی از ابعاد ساده زیستی در زندگی قناعت است. امام حسین (ع) در این باره فرمودند: «قناعت مایه آسایش تن است»[5]  (ری شهری، ١٣٨٨: ٥٨٥). یکی دیگر از ابعاد ساده زیستی در زندگی پوشیدن لباس مناسب است که هم حجاب ما باشد و شخصیت ما را حفظ کند و مارا انگشت نما نکند و هم در آخرت گرفتار عذابمان نکند. در این زمینه امام حسین میفرماید هر کس لباس شهرت و انگشت نما از هر جهت –بپوشد، خداوند او را در روز قیامت لباسی از آتش میپوشاند(شیخ کلینی،ج ٦ ص ٤٤٥ حدیث ٤).

شیؤە رفتار با همسر و فرزندان

یکی از نکات قابل توجّه در سیره پیشوایان معصوم (علیه السلام)، نحوه رفتار آنان با خانواده است. در این نوشتار مختصر برآنیم تا با مراجعه به منابع تاریخی به گوشه هایی از سیره اخلاقی امام حسین (علیه السلام)، در خانواده بپردازیم؛ هر چند به خاطر طبیعت موضوع و نیز شرایط اجتماعی، حجم شواهد و مواردِ بر جای مانده در تاریخ، در این خصوص فراوان نیست؛ همین اندک نیز بسیار ارزشمند و گویاست.

در تاریخ می خوانیم: روز عاشورا هنگامی که هلال بن نافع، عازم میدان جنگ بود، همسر جوانش از رفتن او ناراحت شده و به شدّت می گریست. امام حسین (علیه السلام)، متوجّه آن زوج جوان گردیده و به هلال فرمود:إنَّ أهلک لایطیبُ لَها فِراقُک ، فلَو رأیتَ أنَ تختارَ سُرُورَها علَی البَراز(شریفی، ١٣٨٣). همسرت جدایی تو را نمی پسندد، تو آزادی و می توانی خشنودی او را بر مبارزه با شمشیرها مقدم بداری.

امام حسین (علیه السلام) به خواست، علاقه و حسّ زیبایی دوستی همسرش، توجّه خاصّی می نمود و برخی اوقات به همین خاطر با انتقادات اصحاب و دوستان خود روبه رو می شد؛ ولی به خواستِ طبیعی و مشروع همسر خویش احترام می گذاشت.

در روایت دیگر جابر از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند: عدّه ای بر امام حسین (علیه السلام) وارد شدند؛ ناگاه فرش های گران قیمت و پشتی های فاخر و زیبا را در منزل آن حضرت مشاهده نمودند. عرض کردند: ای فرزند رسول خدا! ما در منزل شما وسایل و چیزهایی مشاهده می کنیم که ناخوشایند ماست (وجود این وسایل در منزل شما را، مناسب نمی دانیم!.) حضرت فرمود: إّناَ نَتزَوّجُ النِّساءَ فَنُعطیهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَیشَترینَ بها ما شِئنَ، لَیسَ لَنا فیهِ شیءٌ: از ازدواج، مهریه زنان را پرداخت می کنیم و آنها هر چه دوست داشتند، برای خود خریداری می کنند. هیچ یک از وسایلی که مشاهده نمودید، از آنِ ما نیست.  (ریشهری، ١٣٩١: ١٨٩).

همچنین در بعضی روایات دیگر آمده است که امام حسین (ع) در باب همسر و فرزند خویش شعر سروده اند:َ

لعَمْرُکِ اِّننی لاُحِبُّ دارا

تحُلُّ بها سکینۀُ و الرباب

اُحِّبهما وَ اْبدُلُ جُلَّ حالی

وَ لَیسِ للاَئمی فیها عِتاب:

به جان تو سوگند! من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آن ها را دوست دارم و تمامی داراییام را به پای آن ها میریزم و هیچ کس نباید در این باره با من سخنی بگوید (بلاذری، ١٤١٧ ه. ق: ١٩٥). این امر، نشانگر ارتباط صمیمی امام با همسرش رباب و فرزندش سکینه است. به طور کلی از این روایات و نظایر آن، به خوبی استفاده می شود که امام حسین (علیه السلام) و سائر ائمه اطهار(علیه السلام) به حسّ زیبایی دوستی همسر خود، احترام می گذاشتند و امکانات لازم را در حدّ متعارف آن زمان، برای آنها فراهم می نمودند.

شیؤە برخورد با دشمنان

یکی از مواردی که در قرآن و در سیره پیشوایان معصوم (علیه السلام) مورد تاکید قرار گرفته است، رفق و مدارا میباشد.

همانطوری که در قرآن کریم آمده است: «فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»؛ به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [مردم ] (نرم و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می شدند (آل عمران، ١٥٩). در متون و منابع غنی اسلام گرچه تأکید و سفارش ویژه ای نسبت به رفق و مدارا در تعامل با مردم کرده اند، اما خود رهبران (ع) نیز به این نکته اشاره کرده اند که رفق و مدارا و ملایمت در برخورد با مردم به ویژه کارکنان و زیر دستان، به هیچ وجه مطلق و همیشگی نیست، بلکه مسئله ای است که نسبت به اقتضائات و شرایط مختلف ممکن است تفاوت کند (آقاپیروز و همکاران، ١٣٨٣). خداوند متعال نیز در برخورد با مردم، هم لطف و رحمت و محبت دارد، و هم شدت و تندی عذاب؛ از یک طرف در مورد خودش میفرماید: «كَتَبَ عَلىٰ نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ» یعنی رحمت را بر خود واجب کرده است (انعام: ١٢)؛ و از طرف دیگر میفرماید: «ِإنَّ عَذَاِبی لشَدِیدٌ» یعنی همانا عذاب من بسیار سخت است (ابراهیم: ٧).

سیاست رفق و مدارا در صورتی مطلوب و منطقی است که مورد سوء استفاده قرار نگیرد؛ و در صورتی که از این سیاست سوء استفاده شود، سیاست شدت عمل و دوری از رفق و مدارا ضرورت مییابد و به عنوان یک اصل کلی در تعاملات اجتماعی مورد تأیید است (آقاپیروز و همکاران، ١٣٨٣). مصداق سیاست شدت عمل و دوری از رفق و مدارا در شیوه برخورد امام حسین (ع) در روز عاشورا با لشکر یزید مشهود است. هنگامی که هزارتن از سواران لشکر یزید به فرماندهی حربن یزید تمیمی یربوعی به نزدیک کربلا رسیدند، امام (ع) به جوانان خود دستور داد که، با مشک های آب به استقبال آنان بروند و ایشان همگی آب نوشیدند و اسب های خود را نیز سیراب کردند و همگی در سایه اسب های خود نشستند در حالی که لگام های آنان در دست ایشان بود. چون ظهر فرا رسید امام حسین (ع) به حر فرمود: آیا همراه ما نماز میگذاری یا تو با یاران خودت و من با یاران خودم نماز بگذارم؟ حر گفت: همگان با تو نماز میگزاریم در این زمان امام حسین (ع) پیش رفت و با همگان نماز گذارد (دنیوی، ١٣٧١). از سوی دیگر امام حسین (ع) در مبارزه با ظلم و حاکم ستمگر هیچ گونه ضعفی از خود نشان نمیداد. چنانچه در شیوه ی برخورد امام با ظلم و ستم معاویه و پسرش یزید مشاهده شده است که امام (ع) و یاران با وفایش در روز عاشورا شجاعان در برابر ظلم یزید ایستادگی کردند و بدین سان یک رسالت بزرگ تاریخی توسط حسین بن علی و یاران بزرگوارش به انجام میرسد(ابن عثم کوفی، ١٣٧٢).

شیوه خداشناسی و خدامحوری

معرفت و خداشناسی شرط اساسی ورود به طریقت و نیل به حقیقت (عباسی منتظری، و فرهادی، ١٣٩٢)؛ و از اساسیترین و ریشه ای ترین اعتقادهای یک مسلمان است. به طوریکه پیامبران الهی و اوصیاء آنها برای تقویت آن در میان مردمان تلاش میکردند و هدف آن رساندن انسان ها به توحید نظری و عملی بوده است (قانع، ١٣٩٣). چرا که اگر انسان، به خوبی توحید را در نظر و فکر بفهمد و مطابق آن عمل کند، به یقین، به اصول دیگر نیز معتقد است و به تمامی بایدها و نبایدها شریعت پایبند خواهد بود (قانع، ١٣٩٣).

خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:

«وَ مٰا قَدَرُوا اَللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قٰالُوا مٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ عَلىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ..»: و آنها خدا را آن گونه که باید، نشناختند[6] که گفتند: خدا بر هیچ کس از بشر کتابی نفرستاده (انعام: ٩١). یعنی انکار نبوت ریشه در نشناختن خداوند دارد.

همچنین میفرماید: «ووَ مٰا قَدَرُوا اَللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ اَلْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ وَ اَلسَّمٰاوٰاتُ مَطْوِیّٰاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالىٰ عَمّٰا یُشْرِكُونَ»: و (آنان که غیر خدا را طلبیدند) خدا را چنان که شاید به عظمت نشناختند، و اوست که روز قیامت زمین در قبضه قدرت او و آسمانها در پیچیده به دست سلطنت اوست. (زمر: ٦٧). انکار معاد نیز ریشه در نشناختن خدای متعال و صفت های او دارد.

همچنین میفرماید: «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ»: آیا پندارد احدی او را ندیده (و افکار و اعمال بدش را ندانسته و ریا و نفاقش را نمیداند(بلد: ٧). چنانچه ملاحظه میشود ریشه بداندیشیها و بدکاریها در این نهفته است که انسان مغرور و خودستا بیخبر است که خدا از پندار و گفتار و کردار او مطّلع است؛ و نسبت به حضور خدای متعال و علم او و دیگر صفاتش منکر یا غافل است. لذا آنچه که بعد از ایمان راسخ به خدا در زندگی ما مؤثر است باور به خدا و او را در صحنه زندگی حاضر دانستن است. به طوری که مصداق «لامؤّثرّ فی الوجود الا الله»، در زندگی او تجلی یابد و خود را همیشه در محضر خدا بداند (فیض الاسلام، ١٣٦٦، خطبه ٩٠، ٢٤٠؛ به نقل از برزگر و امانلو، ١٣٩٥). در کلام و عمل امام حسین (ع)، خدا در زندگی فردی و صحنه سیاست حضور دارد:. خداوند در نظر آنان بزرگ و غیر او در دیده آنها کوچک است...» (فیض الاسلام، ١٣٦٦: خطبه ١٨٤، ٦١١؛ به نقل از برزگر و امانلو، ١٣٩٥).

امام حسین، صبح عاشورا در حالی که سوار بر اسب بود و قرآنی جلوی روی خود گذاشته بود و یارانش در پیشگاهش نبرد میکردند دست بلند میکند و میفرماید: «خداوندا تو در سختی و مصیبت یار و پناه من هستی من در کار دشوار به تو امیدوارم. تو در هر شدت و کار مشکلی که پیش میآید پناه و یاور من هستی. تو پشت وپناه و نیرو حامی من هستی، چندین همّ و غم که قلب را زبون و چاره را اندک و دوست را دور و دشمن را نزدیک میکند، من شکایت آن را در پیشگاه تو کردم و تو آن را زایل کردی. شکایت من نزد تو منحصر به تو میباشد که از دیگران خودداری کردم و به تو توسل نمودم و تو آن را از بین بردی و مرا یاری کردی و بینیاز نمودی. تو صاحب نعمت و هر کار نیکی و به تو پناه برده میشود (ابن اثیر، 1371).

جایگاه نماز و دعا در نزد امام حسین (ع)

یکی از جلوه های مهم نهضت مقدس عاشورا، اهمیت دادن به نماز، آن هم در اول وقت است که امام حسین (ع) به زیبایی آن را در ظهر عاشورا، به نمایش گذاشت. در نوشتار حاضر جایگاه نماز در سیره امام حسین (ع) در حادثه کربلا و ضرورت الگوگیری از آن مورد بررسی قرار گرفته است.

به طور کلی نماز و دعا، جایگاه خاصی در اسلام دارند چنانچه نماز را به ستون، برای دین تشبیه کرده اند. برای اهمیت نماز، اگربه همین مورد بسنده کنیم، کافی است. چرا که اگر دین ستونی نداشته باشد از بین میرود. جایگاه نماز و دعا نزد پیشوایان معصوم (ع)، از چنان اهمیتی برخوردار است که در روز نهم محرم، وقتی سپاه دشمن به قصد حمله به طرف خیمه های امام حرکت میکند، امام حسین (ع) برادرش عباس را با تعدادی سوار به سوی آنها میفرستد که ببیند مقصود آنها چیست و برای چه آمده اند؟. عباس از آنها میپرسد و آنها در جواب میگویند: یا تسلیم حکم امیر شوید و یا با شما جنگ میکنیم. حضرت عباس (ع)، پیامشان را برای امام میآورد و امام از عباس میخواهد که از آنها، از دشمن برای راز و نیاز و عبادت، فرصت بگیرد(محمد بن جریر طبری، ١٣٧٥).

از سوی دیگر، در ظهر عاشورا "چون هنگام نماز ظهر رسید، ابو ثمامه صائدی به امام حسین گفت: جانم به فدای تو، من چنین میبینم که این قوم به تو نزدیک شده اند. به خدا کشته نخواهی شد مگر اینکه من اول در پیشگاه تو کشته شوم. دوست دارم نزد خدا بروم در حالیکه نماز را به اول وقت خود خوانده باشم که وقت نماز رسیده است. حسین سر خود را بلند کرد و گفت تو نماز را یادآوری کردی، خداوند تو را دراعداد نماز خوانان و شکر گزاران نعمت، محسوب بدارد. اینک نخستین وقت آن رسیده است. از آنها درخواست کنید که متارکه کنند تا ما نماز بخوانیم آنها هم چنین کردند". (ابن اثیر، ١٣٧١).

اما نتیجه ای که میتوان از بحث های مربوط به نماز امام حسین (ع) در روز عاشورا گرفت اینکه امام در روز عاشورا تکلیف همگان را روشن کرده است و هیچ عامل و شرایطی نمیتواند انسان را از اقامه نماز و اصرار بر آن بازدارد و کوتاهی در واجبات نماز یا مستحبات آن، کوتاهی در شرایط یا مقدمات آن، همه و همه با پیرو راستین امام حسین (ع) بودن، ناسازگار است.

آزادی و آزادگی

یکی از اصیل ترین پایه های نظام دینی اسلام، به ویژه اسلام شیعی اصل آزادی[7] است (میرغیائی، ١٣٩٣). دهخدا، کلمه آزادگی را حریت، جوانمردی، اصالت، نجابت، شرافت و مروت و... تعریف می کند (دهخدا، ١٣٢٥). از نظر اسلام، آزادی پدیده ای انسانی است که در سرشت آدمی نهاده شده است (میرغیائی، ١٣٩٣)؛ و یک امر قرار دادی و جعلی نیست بلکه امری فطری است که با خلقت هر انسانی در نهاد او به ودیعه گذاشته میشود و کسی را حق سلب آن از دیگری نیست (باقری، ١٣٧٦: ١٩٨). همچنین خداوند انسان را در برابر هدایت حکیمانه انبیا، آزاد گذارده است، به این معنی که او در عین موظف و مسئول بودن در برابر آینده اش، در انتخاب آن آزاد است، زیرا انسان موجودی با ادراک و قدرت تشخیص است، از این رو مسئولیت خواهی از او باید بر اساس انتخاب باشد: در آیات متعددی از قرآن کریم به این موضوع اشاره شده است. خداوند متعال در آیه ای از قرآن کریم میفرمایند: «إِنّٰا هَدَیْنٰاهُ اَلسَّبِیلَ إِمّٰا شٰاكِراً وَ إِمّٰا كَفُوراً»؛ ما به حقیقت راه (حق و باطل) را به او نمودیم حال خواهد (هدایت پذیرد و) شکر (این نعمت) گوید و خواهد (آن نعمت را) کفران کند (دهر، ٣). در آیه دیگری میفرمایند:

«وَ قُلِ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شٰاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شٰاءَ فَلْيَكْفُرْ»؛ و بگو: دین حق همان است که از جانب پروردگار شما آمد، پس هر که میخواهد ایمان آرد و هر که میخواهد کافر شود (کهف ٢٩). همچنین در آیه ١١ سوره رعد میفرمایند: «إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يُغَيِّرُ مٰا بِقَوْمٍ حَتّٰى يُغَيِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ»؛ خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند (رعد، ١١). علاوه براین، امام علی (ع) بیان میدارند که، هیچ یک از آدمیان آقای دیگری و یا برده و بنده دیگری آفریده نشده اند، بلکه تمامی انسانها به طور یکسان، آزاد به دنیا آمده اند و کسی را بر دیگری امتیازی نیست[8] (باقری، ١٣٧٦: ١٩٨/١). براین اساس، آزادی یعنی نفی اطاعت هر آنچه غیر خداست و بندگی و خضوع فقط در برابر خالق هستی و نظام آفرینش است. به تعبیر دیگر، آزادی یعنی رفع و نبود کلیه عواملی که مانع تکامل و تعالی انسان و تجلی استعدادها و شخصیت انسانی او میباشد (شعبانی، ١٣٧٣)؛ که به موجب آن، افراد بتوانند استعداد و تواناییهای طبیعی و خدادای خویش را به کار اندازند، مشروط بر آنکه آسیب یا زیانی به دیگران وارد نسازند (هاشمی، ١٣٧٨: ١٩٦). لذا یکی از امتیازات افراد آزادی اراده توام با مسؤولیت است که به موجب آن میتوانند سرنوشت خویش را رقم زنند و نتیجه کار خوب و بد خویش را ببینند[9] (هاشمی، 1378).

یکی از زیباترین برخوردها در زمینه آزادی و آزادگی، برخوردامام حسین (ع) در شب عاشورا با اصحابش است. از یک طرف امام و یاران اندکش و از طرف دیگر سپاه بیشمار دشمن. اما امام به جای اینکه حرف از ماندن اصحاب و مقابله با دشمن بزند از آنها میخواهد که اگر مایلند آنجا نمانند و به دیار خود و نزد خانواده شان برگردند. میخواهد ماندن آنها بر حسب زور و اجبار نباشد. دلی بمانند و امام چه مهربان و به فکر اصحاب خویش است در شرایطی سخت که وجود یک یار دیگر غنیمتی بزرگ است اصحاب را آزاد میگذارد بین ماندن و رفتن. او نمیخواست دیگران به خاطر او به رنج و زحمت بیفتند. و این یک درس بزرگ هست برای ما که کارمان حتی اگر خیلی مهم هم باشد دیگران را پلی برای انجام رساندن آن نکنیم. و او در آن لحظات بیعت خود را از اصحابش برمیدارد و فرمود:: «به همه شما اجازه رفتن میدهم؛ پس همه آزادید که بروید و بیعتی از من بر گردن شما نیست» (محمد بن جریر طبری، ١٣٧٥).

وفاداری و فداکاری

وفای به عهد و پیمان (سازگاری حرف و عمل فرد) از نظر اسلام دارای چنان اهمیتی است که قرآن کریم در آیات متعددی، مسلمانان را به داشتن چنین خصلت و فضیلتی تشویق و ترغیب میکند و آن را از نشانه های مؤمنان میشمارد و میفرماید: «یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ»، ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا چیزی به زبان میگویید که در مقام عمل خلاف آن میکنید؟ (صف: ٢)؛ «كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اَللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ»، این عمل که سخن بگویید و خلاف آن کنید بسیار سخت خدا را به خشم و غضب میآورد (صف: ٣). همچنین پیامبر(ص) در روایتی به زیباترین شکل اهمیت وفای به عهد را میرساند و میفرماید: «کسی که به عهد و پیمان خود وفا نکند، دین ندارد» (مجلسی، ١٣٦٢). همچنین امام علی(ع) در نامه ای به مالک اشتر فرمودند: مبادا وعده ای بدهی و سپس تخلف کنی چون دشمنی بزرگ نزد خدا آن است که بگویید و عمل نکنید» (نهج البلاغه، نامه ٥٣).

امام حسین (ع) در وصف یارانش میفرماید: «من یارانی با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمیشناسم» (محمد بن جریر طبری، ١٣٧٥: ٣٠١٤). چه خوب و چه زیبا امام حسین (ع) آنها را توصیف میکند و به همه میشناساند این ستایش امام (ع)، منزلت بیبدیلی به آنان بخشیده است. براین اساس میتوان چنین نتیجه گرفته که آن اصحاب امام (ع) در شب عاشورا یک صدا از امام حسین (ع) حمایت کرده و وفاداریشان را اعلام کردند؛ سپس در روز عاشورا و صحنۀ نبرد، بر قول و قرار خود با امام ماندند و وعده هایشان را در عمل تحقق بخشیدند. آنان با عشق و اخلاص به عرصۀ نبرد رفتند و حتی در رفتن به میدان جنگ از یکدیگر سبقت گرفتند. چنین رفتار فداکارانه یاران سیدالشهدا، آنان را اسوه های وفاداری و الگوهای فداکاری ساخته و نام و یادشان را جاودانه کرده است.

ظلم ستیزی

یک انسان باید در برابر ظلم و ستم دیگران و از جمله سلاطین، سکوت نکند و به آنها اعتراض کند. اگر لازم باشد با آنها مبارزه کند که دست از ظلم و ستم خود بردارند و دیگران از دست آنها آسوده خاطر شوند. نکته ای که در این جا حایز اهمیت است، این است که بعضی اوقات دیگران و از جمله دشمنان، متوجه رفتار خود نیستند و نمیدانند که کار آنها بر خلاف حق است در این صورت، باید آنها را نصیحت و راهنمایی کرد تا از بیراهه و اشتباه برگردند. در نتیجه، هم آنها از خسران و نابودی نجات داده میشوند و هم دیگران از اقدامات نابجای آنها رهایی مییابند. چنانچه نقل شده است: هنگامی که سپاه حر، مواظب حسین بن علی (ع) و سپاه او بودند، امام حسین (ع)، آنها را مخاطب قرار داد و بعد از حمد و ثنا، به نقل از رسول الله فرمودند: ای مردم، هر کس، سلطانی ستمگر و متعدی ببیند که حرام خدا را حلال و عهد پروردگارش را، نقص کند و با سنت پیغمبر خلاف ورزد و نسبت به خلق و بندگان خدا با گناه و تعدی و ستم، رفتار کند و او بر آن سلطان ستمگر، اعتراض نکند و روش او را تغییر ندهد خداوند او را به حق، مانند همان سلطان، مجازات خواهد کرد و هر جا که سلطان ستمگر، داخل شود (دوزخ) او هم داخل خواهد شد (ابن اثیر، ١٣٧١).

در تعبیر و تفسیر این مطلب میتوان بیان داشت که، امام حسین (ع) شجاع بود و از دشمن هراسی نداشت. چرا که او کسی نبود که به خاطر هیبت ظاهری و دنیوی حاکم، خود را ببازد و تسلیم شود و هر چه او گفت را بپذیرد. با شجاعت تمام و بدون هیچ واهمه ای در برابر دشمنان، حاضر میشد و حرف حق را میزد. امروزه که دنیا سراسر ظلم و ستم شده است و هر روزه شاهد حق کشی در بین مردم و جوامع ضعیف هستیم، لازم است مانند امام باشیم و او را الگو قرار دهیم. مانند کسانی نباشیم که متأسفانه تعداد آنها نیز کم نمیباشد که در برابر کوچکترین تهدید همه چیز خود را زیرپا نهاده و علاوه بر اینکه از عقیده خود بر میگردند عقیده صاحب تهدید را هم میپذیرند و دم نمیزنند. شاید بعضیها این گونه تصور کنند که، ما اگر از دیگران و دشمن میترسیم به خاطر قدرت زیاد آنهاست، علت این نوع نگاه در بیایمانی واعتقاد پایین و همه چیز را در ظواهر و مادیات دیدن است.

وقتی ولیدبن عتبه پسر عموی یزید، والی مدینه، دنبال حسین (ع) برای بیعت با یزید فرستاد، بعد از آمدن، حسین (ع) فرمود: فردا میآیم تا آنچه صلاح میباشد را به جا آورم. در این هنگام مروان بن حکم که آنجا حضور داشت به ولید گفت: دست از حسین برندار. یا او را زندانی کن و یا او را گردن بزن که اگر از اینجا رفت به او دسترسی پیدا نمیکنی. در این هنگام، حسین بن علی، با خشم به جانب او بازگشت و گفت کدام کس را زهره آن باشد که تند در من نگرد؟ ای پسر زن بدکار، تو مرا گردن زنی یا فرمایی؟ برخیز و خود را بنمای تا بدانی. بعد از آن روی به ولید کرد و فرمود: تو نمیدانی که ما اهل بیت رسالتیم و خانه ی ما محل رحمت و جای آمد و شد فرشتگان باشد؟ یزید کیست که با او بیعت کنم؟ مردی خمار و فاسق.

لکن آنچه گفتم فردا بامداد به جمع حاضر خواهم شد و هر سخنی که باید، در برابر مردم بگویم (ابن اعثم کوفی، ١٣٧٢).

نکته ای که در اینجا برداشت میشود این است که ضمن دلیری و شجاعت، دشمن را بشناسیم و بدانیم که اعمال و رفتار او چگونه است؟ عقیده او چیست و چگونه زندگی میکند؟ و مبارزه با کسی که شناختی از او نداریم و نمیدانیم کیست به سرانجام نمیرسد.

بحث و نتیجه گیری

یک اصل مسلم در زندگی، این است که انسان در مسیری که در پیش دارد و برای سعادتمندی خود در این دنیا و دنیای دیگر نیاز به الگو دارد. نیاز به یک نمونه کامل، که اعمال و رفتار خود را به او شبیه کند. و چه کسی بهتر از اولیاء ا... و از جمله امام حسین (ع). با دقت و توجه در زندگی امام حسین (ع) یک سبک زندگی سالم و الهی میبینیم که پیروی از آن هم خوشبختی ما را در این دنیا تامین میکند و هم عاقبت بخیری و سعادتمندی ما را در دنیای عقبی، برآورده میکند. الگوگیری از سبک زندگی و اعمال و رفتار امام حسین (ع)، میتواند جان ها را به تکاپو وادارد و افراد را به بازنگری در اعمال و رفتارشان ترغیب کند. اگر مردم بخواهند وضع زندگیشان، اصلاح شود و بتوانند با همدیگر به خوبی در صلح و صفا زندگی کنند، راه آن، قدم گذاشتن در مسیر اولیاء خدا و از جمله امام حسین (ع) و یا همان تغیر سبک زندگی خود به سبک زندگی حسینی میباشد. در این زمینه پیشنهاد میشود تحقیقاتی دیگری در زمینه تأثیر سبک زندگی امام حسین (ع) بر روابط بین فردی در جامعه، روابط بین افراد خانواده و همچنین رابطه بین انسان و خداوند، صورت گیرد.

منابع

ابن اثیر، عزیزالدین علی (٦٣٠م - ١٣٧١ ش). الکامل، تاریخ بزرگ ایران و اسلام. ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی.

ابن اعثم کوفی (٣١٤ م - ١٣٧٢ش). الفتوح. ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی، تحقیق غلامرضا طباطبائی مجد، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.

ابوحنیفه احمد بن داوود دینوری (٢٨٣م -١٣٧١ ش). اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چاپ چهارم.

بلاذری، احمد بن یحیی (١٤١٧ ه. ق). انساب الاشراف، جلد١، بیروت، نشر دارالفکر العربی، چاپ اول.

حسین آبادی؛ باقر مهدی مظفری؛ دعاگویان داود. (١٤٠٠). لگوی سبک زندگی مطلوب کارکنان سازمان های امنیتی. فصلنامه مطالعات حفاظت و امنیت انتظامی، ١٦(٦١): ٧٢-٤٨.

رحمتی، مریم،. رحمتی کزاز، مهناز،. حاجی آقاجان، اعظم،. (١٤٠٠). سبک زندگی با رویکرد قرآنی. فصلنامه رهیافتهای نوین مدیریت جهادی و حکمرانی اسلامی، ١ (٤): ١٧-٣٤.

ریشهری، محمد محمدی (١٣٩١). دانشنامه امام حسین (ع) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ (فارسی - عربی). جلد چهاردهم، نشر موسسه فرهنگی دار الحدیث، ترجمه س طباطبایینژاد، یدمحمودمسعودی، عبدالهادی سیدطبائیزبان سیدروح الله؛ چاپ پنجم.

ری شهری، محمد مهدی. (١٣٨٨). میزان الحکمه. / محمد الری شهری؛ تهیه پژوهشکده علوم و معارف حدیث، نشر قم، موسسه دارالحدیث العلمیه والثقافیه، مرکز للطباعه والنشر، چاپ چهارم.

شریفی، عنایت الله ، لطفی، مهرعلی. (١٣٩٢). سبک زندگی خانوادگی در قرآن و سّنت پیشوایان معصوم (ع). پژوهشنامه معارف قرآنی٤(١٤): ٨١-١٠٠.

شریفی، محمود.(١٣٨٣). کلمات الامام الحسین (علیه السلام). نشراسوه - سازمان اوقاف و امور خیریه جمهوری اسلامی ایران. چاپ سوم.

شیبانی، محمد (١٣٩٣). اخلاق وسیاست درقرآن و نهج البلاغه. سرای معرفت و اخلاق، ١٩٤.

عمید زنجانی، عباسعلی (١٣٧٧). فقه سیاسی: حقوق اساسی و مبانی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. جلد اول، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ چهارم، صص ٦٠-٦٣.

طبری، محمدبن جریر (٣١٠م - ١٣٧٥ ش). تاریخ طبری. ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ پنجم.

فاضلی، حمیدرضا،. انصاری مقدم، مجتبی (١٣٩٨). اصول و شاخصه های سبک زندگی قرآنی (مطالعه موردی هر یک از اعضای خانواده). پژوهش و مطالعات اسلامی. ١(٧):: ٩١-١٠٦.

محمودی، محمدباقر، نهج السعادٔە فی مستدرک نهج البلاغۀ، تصحیح عزیز آل طالب، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ١٣٧٦ش.

مرادی، نگین،. کجباف، محمدباقر،. و قمرانی، امیر. (١٣٩٥). واکاوی سبک زندگی امام حسین (علیه السلام) با تأکید بر روابط با همسر و فرزندان. اسلام و مطالعات اجتماعی)٤ ،شماره ١ (پیاپی ١٣))، ٦٤-٩٠.

میرغیائی، سید عبدالله (١٣٩٣). اصل آزادی به منزله یک حق و ظهور جریان های فکری در اندیشه سیاسی اسلام. پژوهش های سیاسی جهان اسلام، ٤(٤): ١٠٧-١٢٨.

هاشمی، محمد (١٣٧٧). حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران. جلد دوم (حاکمیت و نهادهای سیاسی)، چاپ سوم، نشر دادگستر.

یوسف زاده اربط، حسن. (١٣٩٨). اصول قرآنی سبک زندگی اسلامی. معرفت فرهنگی اجتماعی، ٤٤(١١) ٦٩-٨٦.

Hodge، D. R.، Andereck، K.، & Montoya، H. (2007). The protective influence of spiritual- religious lifestyle profiles on tobacco use، alcohol use، and gambling. Social Work

Research، 31(4)، 211-219.

Lubowiecki-Vikuk، A.، Dąbrowska، A.، & Machnik، A. (2021). Responsible consumer and lifestyle: Sustainability insights. Sustainable production and consumption، 25، 91-101.

پی نوشت ها:

[1] Lubowiecki-Vikuk et al

[2] Lubowiecki-Vikuk et al

[3] Hodge et al

[4] «إِلىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كٰانُوا قَوْماً عٰالِینَ» به سوی فرعون و اشراف قومش، آنها هم تکبر و نخوت کردند، زیرا آنـان مردمـی متکبّـر و سـرکش بودند. (آیه ٤٦ سوره مؤمنون). «وَ قٰالَ مُوسىٰ رَبَّنٰا إِنَّكَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِكَ رَبَّنَا اِطْمِسْ عَلىٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اُشْدُدْ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰى یَرَوُا اَلْعَذٰابَ اَلْأَلِیمَ»؛ و موسی عرض کرد: بار الها تو به فرعون و فرعونیان در حیات دنیـا ملـک و امـوال و زیورهای بسیار بخشیدی که -پروردگارا-بدین وسیله بندگان را از راه تو گمراه کنند، بار خدایا، اموال آنها را نابود گردان و دلهایشان را سخت بربنـد کـه ایمان نیاورند تا هنگامی که عذاب دردناک را مشاهده کنند (سوره یونس، ایه ٨٨).

[5] القُنُوعُ رَاحَةُ الأَبدَان؛

[6] «ماَ قدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ»؛ خدا را آن گونه که باید بشناسند نشناختند (سوره حج، ٧٤)

[7] Libertas

[8] أَیُّهَا النَّاس، انَ آدمَ لَم یَلد عَبدًا و لا امةً، وَ إِنَّ النَّاسَ کُلُّهُم أَحرَار

[9] مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسٰاءَ فَعَلَيْهٰا ثُمَّ إِلىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ

هر کس کار شایسته ای بجا آورد، برای خود بجا آورده است؛ و کسی که کار بد می کند، به زیان خود اوست؛ سپس همهء شما به سوی پروردگارتان بازگردانده می شوید.

.................

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

یکشنبه, 07 اسفند 1401 13:17
حجت الاسلام غلامعلی با بیان اینکه صحیفه سجادیه راهی مطمئن برای رسیدن به پروردگار است، گفت: در سراسر صحیفه سجادیه نگاه به نعمت‌های الهی فوق‌العاده برجسته است.

به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، دوره حیات امام سجاد (ع)، یکی از سخت‏‌ترین و خفقان بارترین دوره‏‌ها برای اهل‏ بیت و ائمه‏ (ع) بود و محدودیت‏‌های بسیاری از سوی امویان برای امامان شیعه ایجاد شده بود از این رو برای امام سجاد (ع) زمینه دایر کردن جلسات بحث و تفسیر و فقه و علوم دیگر میسر نبود. آن حضرت، بسیاری از معارف ناب اسلامی را در قالب دعا‌های صحیفه بیان داشت.



از این رو می‌‏ بینیم که در دعا‌های این کتاب، ظریف‏‌ترین مباحث خدا اشناسی، هستی ‏شناسی، عالم غیب و فرشتگان، رسالت انبیا، جایگاه پیامبر و اهل‏ بیت(ع)، فضایل و رذایل اخلاقی، حالات خاص انسان، شیوه‏‌های شیطان در گمراه ساختن مردم، گرامیداشت اعیاد و یوم الله‏‌های مختلف، مسائل اجتماعی و اقتصادی، اشارات تاریخی و سیره، توجه دادن به مظاهر قدرت پروردگار، یادآوری نعمت ‏‌های مختلف خداوند و وظیفه شکر و سپاس، آیات آفاقی و انفسی پروردگار، ادب و آداب دعا، تلاوت، ذکر، نماز و عبادت و... ده‌ها موضوع مهم دیگر مطرح است.



قالب در صحیفه سجادیه؛ دعا و نیایش است ولی مضمون، تبیین دین و ارزش ‏‌های اخلاقی و معارف قرآنی و وظایف عبادی و آداب بندگی است. ۵۴ دعای صحیفه سجادیه شامل برخی ادعیه بلند و مفصل و برخی ادعیه کوتاه است. بر این اساس با هدف تبیین مفاهیم عمیق این کتاب دعای منتشب به حضرت سجاد (ع) با حجت الاسلام غلامعلی عضو هیئت علمی دانشكده علوم حدیث، پژوهشگر مركز تحقیقات دارالحدیث و عضو شورای علمی مركز تخصصی علوم حدیث گفت و گویی انجام دادیم که در ادامه مشروح آن تقدیم حضورتان می‌شود.

صحیفه سجادیه امام سجاد (ع) مشتمل بر چه مسایلی است و توسط چه کسانی نوشته شده است؟

اصل صحیفه سجادیه را امام سجاد (ع) برای دو فرزندش «امام باقر (ع)» و «زید بن علی» املا کرده و این دو بزرگوار نوشتند؛ بنابراین اصل صحیفه املای یک پدر برای دو فرزندش است. صحیفه سجادیه ۷۲ دعا بوده که بعد‌ها این صحیفه تا دوران امام صادق (ع) به عنوان یک میراث خانوادگی مطرح بود. یعنی امام سجاد (ع) که در سال ۹۴ یا ۹۵ هجری قمری به شهادت رسیدند تا سال ۱۲۵ هجری (۳۰ سال بعد) صحیفه کاملاً یک میراث خانوادگی محسوب بود که «زید بن علی» همان نسخه‌ای را که خودش نوشته بود را به فرزندش یحیی و امام باقر (ع) نیز به فرزندش امام صادق (ع) می‌سپارند.



در این بازه زمانی فردی به نام «متوکل بن هارون» طی سفری که از مکه به کوفه بازگشت در مسیر یحیی فرزند «زید بن علی» را می‌بیند و می‌پرسد از مدینه چه خبر؟ می‌گوید: امام صادق (ع) اخبار خوبی نداشتند و فرمودند: یحیی هم همانند پدرش به شهادت می‌رسد، پس از اینکه متوکل یحیی را از پیش‌گویی امام جعفر صادق (ع) در کشته شدن‌اش مطلع کرد، یک برگ دعای صحیفه امام سجاد (ع) را نیز از او به یحیی نشان داد. در مقابل یحیی برگ‌های صحیفه کامل را به خط پدرش، زید بن علی نزد متوکل‌امانت سپرد. متوکل پس از قتل یحیی این نوشته‌ها و خبر دیدارش را به امام ششم منتقل کرد، جعفر بن محمد نیز صحیفه به خط پدرش، محمد باقر (ع) را به او نشان داد. متوکل گفته هر دو متن را دید و هیچ اختلافی بین آن‌ها نیافت. به ادعای او تعداد دعا‌ها ۷۵ تا بود که متوکل ۶۴ تا را حفظ کرد و ۱۱ دعا را عمیر فرزند متوکل از پدرش یاد گرفت و به راویان بعدی آموزش داد.



یکی دو قرن بعد «ابوالمفضل شیبانی» دو نسخه از میان شش نسخه و رونوشت صحیفه سجادیه را انتخاب می‌کند، این همان صحیفه سجادیه ۵۴ دعایی است که از قرن سوم و چهارم رواج پیدا می‌کند و از میراث خانوادگی اهل بیت (ع) خارج می‌شود؛ ضمن اینکه ما صحیفه سجادیه‌های دیگری هم داریم که کمتر از این تعداد می‌باشد؛ مثلاً ۲۳ دعایی، ۳۸ دعایی، ۴۸ دعایی و ۴۴ دعایی که همه آن‌ها موجود هستند.

صحیفه سجادیه فعلی مشهور به ۵۴ دعایی است که دارای موضوعات و محتوای متنوعی از جمله مسائل شخصی، اجتماعی، سیاسی، توحیدی و دینی است که در مسائل شخصی به مواردی مانند بیماری، قرض و مسائل و مشکلات انسان‌ها اشاره می‌کند. همچنین برای روزهای‌های جمعه، عرفه و عید قربان نیز دعا‌های مخصوص خود را دارد. در مسائل اجتماعی و سیاسی مانند دعای مرزداران را داریم؛ ضمن اینکه دعا‌های اعتقادی مانند دعای اول که همان دعای توحیدی است، وجود دارد و همچنین دعا برای پیامبر و دعا برای فرشتگان نیز در آن موجود است لذا صحیفه سجادیه تنوع موضوعی فوق‌العاده‌ای هم در مسائل شخصی و سیاسی و هم در مسائل توحیدی و معاد دارد.
 

صحیفه سجادیه در مسایل سیاسی و توحیدی به چه مواردی اشاره شده است؟

دعای بیست و هفتم صحیفه سجادیه در خصوص دعا برای مرزداران است، در آن زمان مرزداران دشمنان اهل بیت (حجاج) بودند. حضرت در سراسر این دعا از لفظی که منحصر به شیعه باشد، استفاده نمی‌کنند، فقط واژه مسلمین و مؤمنین بکار می‌برند، چون در اینجا وحدت جامعه اسلامی برای امام سجاد (ع) بسیار مهم است و به نوعی منافع عمومی جامعه را مطرح می‌کنند که هر کدام از آن‌ها هم نکته‌های فراوانی مانند یکپارچگی جامعه مسلمانان و ضدیت علیه دشمنان دارد. وحدتی که همه مسلمانان باید علیه دشمنان داشته باشند که در دعای بیست و هفتم صحیفه سجادیه به آن پرداخته شده است البته در دعا‌های دیگر مانند دعای عرفه حضرت به مسائل سیاسی می‌پردازد اما این دعا را منحصراً برای مرزداران مطرح نموده است.



باز هم حضرت در دعای بیست و هفتم صحیفه سجادیه از خداوند درخواست می‌کند که به مسلمانان و مرزداران که مدافع جامعه اسلامی هستند، نیرو عنایت فرماید و ثروت و دارایی این‌ها را فزونی ببخشد؛ این امر بسیار مهم است. جامعه اسلامی زمانی می‌تواند در برابر دشمن بایستد که از جهت اقتصادی هم غنی و قوی باشد لذا در این دعا داریم خدایا! بر محمّد و آل آن درود فرست و به عزّتت مرز‌های مسلمانان را محکم و استوار ساز و به نیرؤیت نگهبانان مرز‌ها را توانایی بخش و عطایای آنان را به توانگری‌ات کامل و سرشار کن. ضمن اینکه یک نکته انگیزشی نیز در دعای صحیفه سجادیه وجود دارد که حضرت می‌فرماید: پروردگارا خاطر مرزبانان و مدافعان جامعه اسلامی را آسوده بگردان، از اضطراب و دودلی دورشان بگردان. در واقع این دعا‌ها سرشار از نکات و جنبه‌های روانشناسی است که اهل فن می‌توانند با خواندن دعای صحیفه سجادیه متوجه آن شوند.



یا می‌فرماید: خداوندا امداد‌های غیبی خود را متوجه این‌ها کن. همچنین صحیفه سجادیه دعایی علیه دشمنان دارد که می‌فرماید: پروردگار مسائل اقتصادی و یکدلی دشمنان را تضعیف کن، همه این موارد در صحیفه سجادیه قابل مشاهده است. در جای دیگر می‌فرماید: خداوندا خودت ضامن کار‌های نیک باش و مسیر نیکی‌ها را برایشان هموار کن. مضمون این بخش از دعا این است که هدف جامعه اسلامی باید نیکوکاری و ترویج احسان در جامعه باشد، خداوندا این‌ها را تقویت کن. در یک جمله می‌توانیم بگوییم افرادی که در نظام و حکومت مشغول خدمتگزاری هستند، دلشان را محکم و مطمئن کن و ذهن‌شان از لحاظ اقتصادی، خانوادگی، روحی و روانی به قدری یکدل باشد که تمام تمرکزشان برهم زدن نقشه‌های شوم دشمنان باشد.



یا می‌فرماید: خدایا! هر رزمنده‌ای از اهل آیینت یا مجاهدی از پیروان سنّتت که با آنان جنگ کند تا دینت برتر و حزب و گروهت نیرومندتر و نصیب دوستانت کامل‌تر باشد، پس برایش سهولت و آسانی انداز و کار را برایش آماده ساز و پیروزی‌اش را عهده‌دار باش و برای او یاران و هم‌نشینان برگزین و پشتش را قوی کن و درآمدش را کامل فرما و او را به نشاط و خرّمی بهره‌مند ساز و آتش شوق به دنیا و مال و منال را از او فرو نشان و از اندوه تنهایی پناه ده و یاد زن و فرزند را از خاطرش بزدای.

به نظر شما مهمترین اهدافی که در صحیفه سجادیه متجلی است، چیست؟

توجه به نعمت‌های الهی مهمترین اهدافی است که در صحیفه سجادیه متجلی است. یعنی در سراسر صحیفه سجادیه نگاه به نعمت‌های الهی فوق‌العاده برجسته است؛ مثلاً در دعای پانزدهم که دعای بیماری است، امام سجاد (ع) به خداوند عرضه می‌دارد: خدایا! تو را سپاس بر تندرستی بدنم که پیوسته از آن برخوردار بودم و تو را سپاس بر بیماری و مرضی که در جسمم پدید آوردی. ‌ای خدای من! کدام یک از این دو حال، برای سپاس‌گزاری به درگاهت سزاوارتر و کدام یک از این دو وقت، برای سپاس و ثنا به پیشگاهت شایسته‌تر است؟ آیا زمان سلامت که روزی‌های پاکیزه‌ات را در آن برایم گوارا فرمودی و به سبب آن برای به دست آوردن خشنودی و احسانت به من نشاط دادی؛ و مرا همراه آن، بر آنچه که از اطاعتت توفیق دادی، نیرو بخشیدی؟



یا هنگام بیماری که مرا به وسیلۀ آن از ناخالصی‌ها خالص ساختی و نعمت‌هایی که به من هدیه دادی، برای سبک کردن گناهانی که پشتم را گران و سنگین کرده و پاک کردن زشتی‌هایی که در آن فرو رفته‌ام و آگاهی دادن برای این که توبه را فراگیرم و به یادآوردن نعمت‌های قدیم برای محو کردن گناهان بزرگ از پرونده‌ام؟ هر کدام از این نعمت‌های سلامتی و بیماری را میشمارد؛ پس اولین چیزی که در صحیفه سجادیه وجود دارد، تجلی نعمت‌های الهی است و اینکه ما باید همواره نسبت به نعمت‌های الهی شکرگزار باشیم. توحیدمحوری نیز از جمله اهداف متجلی در صحیفه سجادیه است. یعنی شما در سراسر صحیفه سجادیه یک خداشناسی فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنید، خدایی که به شما نزدیک است، خدایی که چاره ساز است، خدایی که می‌توانید با او در خلوت نجوا کنید، خدایی که می‌توانید با او درددل کنید و خدایی که قدرتمند و مشکل گشاست.



سومین نکته‌ای که در صحیفه سجادیه تجلی دارد، وجود مقدس رسول خدا (ص) است. صحیفه سجادیه حدود ۱۸۲ صلوات دارد. این صلوات در گذشته به این صورت مرسوم نبوده است. دعا‌های دیگر هم داشتیم که معمولاً به این صورت بوده که «اللَّهُمَّ صَلِّ على محمّدٍ وعلى آلِ محمَّدٍ، كما صَلَّیتَ على إبراهیمَ وعلى آلِ إبراهیمَ » بنابراین در صحیفه سجادیه محوریت رسول خدا (ص) بسیار نمایان است. ضمن اینکه ما یک دعای مخصوص هم در صحیفه سجادیه (دعای دوم صحیفه سجادیه) برای رسول خدا داریم. ما دو نوع دعا داریم؛ یکی دعای نیاز، دیگری دعای ناز. دعای نیاز دعای درخواست است، مثلاً خدایا سلامتی بده، پول بده، آبرو بده اما در دعای ناز (مناجات) ما چیزی از خداوند طلب نمی‌کنیم؛ فقط دوست داریم که با او خلوت و راز و نیاز کنیم. نوع دوم دعا در صحیفه سجادیه فراوان دیده می‌شود. یعنی دعایی که مناجاتی است و دعای درخواستی نیست؛ مثلاً دعای عرفه فقط خداوند را وصف می‌کند که این مورد هم در صحیفه سجادیه بسیار تجلی دارد.


آیا صحیفه سجادیه می تواند جوابگوی آن چه انسان برای سعادت خویش به آن نیاز دارد باشد؟

طبیعی است که صحیفه سجادیه بسیار کامل و یک مجموعه از دعاهاست ولی قرآن هم باید در کنار آن باشد. ما نمی‌توانیم بگوییم: صحیفه سجادیه یا نهج البلاغه بدون قرآن ما را به سعادت کامل می‌رساند اما از یک جهت بسیار مهم است، اینکه یک امام معصوم دارد راه رسیدن ما به خداوند را تبیین می‌کند و ما را از راه مطمئن به سمت کمال هدایت می‌کند اما بسنده کردن به صحیفه سجادیه و احادیث، منهای قرآن درست نیست. حتماً باید قرآن در کنارش باشد، اما صحیفه سجادیه یک راه مطمئن و صحیح برای رسیدن به پروردگار است.

یکشنبه, 07 اسفند 1401 11:09

غَيْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْرٌ، وَغَيْرَةُ الرَّجُلِ إِيمَانٌ.

امام(عليه السلام) فرمود: غيرت زن كفر است و غيرت مرد ايمان.

 

شرح و تفسير

غيرت

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه خود تفاوت ميان غيرت مرد و زن را بيان مى كند و مى فرمايد: «غيرت زن كفر است و غيرت مرد ايمان»; (غَيْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْرٌ، وَغَيْرَةُ الرَّجُلِ إِيمَانٌ). اشاره به اين كه زن اگر نسبت به همسر ديگرى براى شوهرش حسادت بورزد و عكس العمل تندى نشان دهد در واقع مخالفت با فرمان خدا كرده است، زيرا خداوند روى مصالح متعددى كه در جاى خود گفته ايم تعدد زوجات را با شرايطى مجاز شمرده است; ولى اگر مرد نسبت به ارتباط همسرش با مرد بيگانه اى حسادت بورزد و از گام نهادن او در زندگى خانواده اش ناراحت گردد و عكس العمل نشان دهد در واقع اطاعت فرمان خدا كرده و در مسير نهى از منكر گام برداشته است. در حالى كه زن اگر چنين كند در مسير نهى از معروف قرار گرفته است. البته انكار نمى كنيم كه تعدد زوجات نيز شرايطى دارد و نبايد وسيله اى براى هوس رانى مردان گردد; ولى در صورتى كه آن شرايط جمع گردد زن بايد آن را تحمل كند و به فرمان خدا تن در دهد در حالى كه اگر زن شوهردار، با مرد ديگرى رابطه برقرار سازد، خواه به صورت فجور باشد يا ظاهراً صيغه عقد دائم يا موقتى با او جارى كند به يقين راه خلاف را پيموده است. «غيرت» حالتى است كه انسان را وادار مى كند از ورود ديگران در حريم زندگى شخصى او جلوگيرى كند، افتخارات او را سلب ننمايد، مواهبش را از دستش نگيرد و متعرض نواميس او نشود و منظور از «غيرت زن» در كلام حكيمانه بالا همان حسادتى است كه نسبت به زوجه ديگر همسرش پيدا مى كند و منظور از «غيرت مرد» در كلام بالا ممانعتى است كه مرد از ورود ديگرى به حريم خانواده و ناموس خود به عمل مى آورد. در ذيل حكمت 47 نيز بحثى درباره تفسير غيرت و ارزش آن ذكر شد. تعبير به «كفر» در اين كلام حكمت آميز اشاره به كفر عملى است، زيرا كفر و ايمان معانى متعددى دارد كه در آيات قرآن نيز منعكس است. اين واژه كراراً در قرآن مجيد به بت پرستان اطلاق شده كه كفرشان، كفر اعتقادى است; ولى در آيه 97 سوره آل عمران به كسانى كه حج را ترك كنند و نسبت به آن بى اعتنا باشند واژه «كفر» به كار رفته، مى فرمايد: (وَللهِِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ)و اين كفر عملى است نه اعتقادى كه آثار خاص خود را داشته باشد. كفر زن در اينجا همان بى اعتنايى به دستور خدا يعنى جواز تعدد زوجات در موارد لازم است. درباره اهميت «غيرت» در موارد مجاز روايات متعددى از پيغمبر اكرم و ساير معصومان(عليهم السلام) وارد شده است; در حديثى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم: «كانَ إبْراهيمُ أبي غَيُوراً وَأنا اَغْيَرُ مِنْهُ وَأرْغَمَ اللهُ أنْفَ مَنْ لا يُغارُ مِنَ الْمُؤْمِنينَ; پدر من ابراهيم غيرت مند بود و من از او غيرت مندترم. خداوند بينى كسانى از مؤمنين را كه غيرت ندارند بر خاك بمالد». البته در عرف ما گرچه واژه «غيرت» معمولاً در غيرت ناموسى به كار مى رود ولى مفهوم آن گسترده است و تمام مواهب و ارزش هاى الهى را كه بايد از آن دفاع كرد شامل مى شود، بنابراين دفاع از وطن و آبرو و حيثيت و از آن مهم تر دفاع از دين و آيين نيز از مصاديق غيرت است. اين نكته نيز شايان دقت است كه گاهى افراد در مسائل ناموسى و غير آن گرفتار وسواس مى شوند و به نام «غيرت» به هر كسى بدبين شده و عكس العمل نشان مى دهند. در روايات اسلام از اين حالت نهى شده است. رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: «مِنَ الغيرَةِ ما يُحِبُّ اللهُ وَمِنْها ما يُبْغِضُ اللهُ; فَالْغيرَةُ الَّتي يُحِبُّ اللهُ الْغيرَةُ فِي الرَّيْبَةِ وَالْغيرَةُ الّتي يُبْغِضُ اللهُ الْغيرَةُ في غَيْرَ رَيْبَة; نوعى از غيرت را خدا دوست دارد و نوعى را دشمن مى دارد اما آنچه را دوست دارد اعمال غيرت در مواردى است كه آثار شك و ترديد و انحراف نمايان مى شود و اما غيرتى را كه خدا دشمن مى دارد آن است كه در غير اين موارد (فقط با سوء ظن آميخته به وسواس) انجام مى شود». در نامه 31 نهج البلاغه در وصيت مولا امير مؤمنان به فرزندش امام حسن(عليهما السلام)نيز به همين موضوع اشاره شده كه غيرت بيجا گاه سبب مى شود انسان هاى درست كار به نادرستى كشيده شوند. آنجا كه مى فرمايد: «وَإِيَّاكَ وَالتَّغَايُرَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِ غَيْرَة، فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو الصَّحِيحَةَ إِلَى السَّقَمِ، وَالْبَرِيئَةَ إِلَى الرِّيَبِ; برحذر باش از اين كه در جايى كه نبايد غيرت به خرج دهى اظهار غيرت كنى (و كار به سوء ظن ناروا بينجامد) زيرا اين غيرت بى جا و سوء ظن نادرست، زن پاك دامن را به ناپاكى و بى گناه را به آلودگى ها سوق مى دهد» شرح بيشتر را در ذيل همان نامه مطالعه فرماييد.

یکشنبه, 07 اسفند 1401 09:57

شرح آیات 240 لغایت 242 سوره مبارکه بقره

240- وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ ۚ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

241- وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ

242- كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

240- و کسانى که از شما در آستانه مرگ قرار مى گیرند و همسرانى از خود به جا مى گذارند، باید براى همسران خود وصیّت کنند که تا یک سال، آنها را (با پرداختن هزینه زندگى) بهره مند سازند; به شرط این که آنها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج نکنند). و اگر بیرون روند، (حقّى ندارند; ولى) گناهى بر شما نیست نسبت به آنچه آنها درباره خود، به طور شایسته انجام مى دهند. و خداوند، توانا و حکیم است.

241- و (بر شوهران) لازم است که به زنان مطلّقه، هدیه مناسبى بدهند. این، حقّى است بر عهده مردان پرهیزگار.

242- این چنین، خداوندآیات خود را براى شما شرح مى دهد; شاید بیندیشید!

بخش دیگرى از احکام طلاق

در این آیات، بار دیگر به مسأله ازدواج و طلاق و امورى در این رابطه باز مى گردد. و نخست درباره شوهرانى سخن مى گوید که در آستانه مرگ قرار گرفته و همسرانى از خود به جاى مى گذارند، مى فرماید:

«و کسانى که از شما مى میرند ـ یعنى در آستانه مرگ قرار مى گیرند ـ و همسرانى از خود باقى مى گذارند باید براى همسران خود وصیت کنند که تا یک سال آنها را بهره مند سازند، و از خانه بیرون نکنند» در خانه شوهر، باقى بمانند و هزینه زندگى آنها پرداخت شود (وَ الَّذینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِیَّةً لاِ َزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَیْرَ إِخْراج).

البته این در صورتى است که آنها از خانه شوهر بیرون نروند «و اگر بیرون روند (حقى در هزینه و سکنى ندارند ولى) گناهى بر شما نیست، نسبت به آنچه درباره خود از کار شایسته (مانند انتخاب شوهر مجدد بعد از تمام شدن عدّه) انجام دهند» (فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ فی ما فَعَلْنَ فی أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوف).

در پایان آیه، گویا براى این که چنین زنانى از آینده خود نگران نباشند آنها را دلدارى داده، مى فرماید: خداوند قادر است که راه دیگرى بعد از فقدان شوهر پیشین در برابر آنها بگشاید، و اگر مصیبتى به آنها رسیده حتماً حکمتى در آن بوده است، زیرا «خداوند توانا و حکیم است» (وَ اللّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ).

اگر از روى حکمتش درى را ببندد، به لطفش در دیگرى را خواهد گشود و جاى نگرانى نیست.

بنابر آنچه در بالا گفته شد، معلوم مى شود، جمله «یُتَوَفَّوْنَ» در اینجا به معنى مردن نیست، بلکه به قرینه ذکر وصیت به معنى قرار گرفتن در آستانه مرگ است.

جمله «فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ فی ما فَعَلْنَ فی أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوف» مطابق تفسیر بالا، دلیل بر این است که پرداختن هزینه زندگى تا یک سال از حقوق زن بر ورثه شوهر مى باشد، و هر گاه زن به دلخواه خود نخواست در خانه شوهر بماند، و از نفقه استفاده کند، کسى مسئولیتى در برابر او نخواهد داشت و نیز اگر بخواهد اقدام به ازدواج تازه کند، مانعى ندارد.

ولى بعضى براى این جمله، تفسیر دیگرى ذکر کرده اند و آن این که: اگر مدت یک سال را صبر نمود و پس از آن، از خانه شوهر بیرون رفت و ازدواج نمود، مانعى ندارد.

مطابق تفسیر دوم نگاهدارى عدّه به مدت یکسال بر زن لازم است، و مطابق تفسیر اول لازم نیست و به تعبیر دیگر ادامه عدّه تا یک سال بنا بر تفسیر اول، یک حق است و بنا بر تفسیر دوم یک حکم، ولى ظاهر آیه با تفسیر اول سازگارتر است چرا که ظاهر جمله اخیر این است که جنبه استثناء از حکم قبل دارد.

* * *

در آیه بعد، به یکى دیگر از احکام طلاق پرداخته، مى فرماید: «براى زنان مطلقه، هدیه شایسته اى است این حقى است بر پرهیزکاران» که از طرف شوهر پرداخت مى شود (وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقینَ).

گر چه ظاهر آیه، همه زنان مطلقه را شامل مى شود، ولى به قرینه آیه 236 که گذشت، این حکم در مورد زنانى است که مهرى براى آنها به هنگام عقد قرار داده نشده و قبل از آمیزش، طلاق داده مى شوند، و در حقیقت تأکیدى است، بر حکم مزبور، تا مورد غفلت واقع نشود.

این احتمال نیز وجود دارد که حکم مزبور، همه زنان مطلقه را شامل شود، منتها در مورد بالا جنبه واجب دارد، و در موارد دیگر جنبه مستحب.

به هر حال، این یکى از دستورهاى کاملاً انسانى است که در اسلام وارد شده و براى پیشگیرى از انتقام جویى ها و کینه توزى هاى ناشى از طلاق اثر مثبتى دارد.

بعضى نیز گفته اند: پرداختن هدیه شایسته در مورد همه زنان مطلقه واجب است، و امرى جدا از مهر است، ولى ظاهراً در میان علماى شیعه ـ همان گونه که از عبارت مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» استفاده مى شود ـ کسى قائل به این قول نیست.

مرحوم «صاحب جواهر» نیز تصریح مى کند که هدیه مزبور، جز در همان مورد خاص واجب نیست، و این مسأله اجماعى است.(1)

این احتمال نیز داده شده که: منظور از آن، نفقه است که بسیار احتمال ضعیفى است.

در هر صورت، این هدیه، طبق روایاتى که از ائمه معصومین(علیهم السلام) نقل شده، بعد از پایان عدّه و جدائى کامل پرداخت مى شود، نه در عدّه طلاق رجعى، و به تعبیر دیگر، هدیه خداحافظى است، نه وسیله اى براى بازگشت.(2)

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، که آخرین آیه مربوط به مسأله طلاق است، مى فرماید: «این چنین خداوند آیات خود را براى شما شرح مى دهد شاید اندیشه کنید» (کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ).

بدیهى است منظور از اندیشه کردن و تعقل، آن است که مبدأ حرکت به سوى عمل باشد، و گر نه اندیشه تنها درباره احکام، نتیجه اى نخواهد داشت.

از مطالعه آیات و روایات اسلامى به دست مى آید که غالباً «عقل» در مواردى به کار مى رود که «ادراک» و «فهم» با «عواطف و احساسات» آمیخته گردد و به دنبال آن عمل باشد، مثلاً اگر قرآن در بسیارى از بحث هاى خداشناسى نمونه هائى از نظام شگفت انگیز این جهان را بیان کرده و سپس مى گوید ما این آیات را بیان مى کنیم لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ: «تا شما تعقل کنید»، منظور این نیست که تنها اطلاعاتى از نظام طبیعت در مغز خود جاى دهید; زیرا علوم طبیعى اگر کانون دل و عواطف را تحت تأثیر قرار ندهد و هیچگونه تأثیرى در ایجاد محبت و دوستى و آشنائى با آفریدگار جهان نداشته باشد، ارتباطى با مسائل توحیدى و خداشناسى نخواهد داشت.

و همچنین است اطلاعاتى که جنبه عملى دارد، در صورتى «تعقل» به آنها گفته مى شود که «عمل» هم داشته باشد در تفسیر «المیزان» مى خوانیم: تعقل در زمینه اى استعمال مى شود که به دنبال درک و فهم، انسان وارد مرحله عمل گردد و آیاتى مانند: وَ قالُوا لَوْ کُنّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنّا فی أَصْحابِ السَّعیرِ: «دوزخیان مى گویند: اگر گوش شنوا داشتیم و تعقل مى کردیم در صف اهل جهنم نبودیم».(3)

یا آیه: أَ فَلَمْ یَسِیْرُوا فِى الأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها: «آیا در زمین سیاحت نکردند تا دل هائى داشته باشند که به وسیله آن بفهمند»(4) شاهد این گفتار است.(5)

زیرا اگر مجرمین روز قیامت آرزوى تعقل در دنیا را مى کنند منظور تعقلى است که آمیخته با عمل باشد و یا اگر خدا مى گوید مردم سیر و سیاحت کنند و با نظر و مطالعه به اوضاع جهان چیزهائى بفهمند مقصود درک و فهمى است که به دنبال آن مسیر خود را عوض کرده و به راه راست گام نهند.

و به تعبیر دیگر، اگر فکر و اندیشه، ریشه دار باشد، ممکن نیست آثار آن در عمل ظاهر نشود، چگونه ممکن است انسانى به طور قطع اعتقاد به مسموم بودن غذائى داشته باشد و آن را بخورد؟

و یا عقیده قاطع به تأثیر داروئى براى درمان یک بیمارى خطرناک داشته باشد و اقدام به خوردن آن نکند؟

* * *

نکته:

آیا این آیه نسخ شده است؟

بسیارى از مفسران معتقدند: آیه آغاز این بخش به وسیله آیه 234 همین سوره که قبلاً گذشت و در آن، عدّه وفات چهار ماه و ده روز تعیین شده بود، نسخ شده است، و مقدم بودن آن آیه بر این آیه از نظر ترتیب و تنظیم قرآنى دلیل بر این نیست که قبلاً نازل شده است; زیرا مى دانیم تنظیم آیات سوره ها بر طبق تاریخ نزول نیست، بلکه گاهى آیاتى که بعد نازل شده در آغاز سوره قرار گرفته، و آیاتى که قبل نازل شده در اواخر سوره، و این به خاطر مناسبت آیات و به دستور پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) صورت گرفته است.

و نیز گفته اند: حق نفقه یک سال، قبل از نزول آیات ارث بوده و بعد از آن که براى زن، ارث قرار داده شد، این حق از بین رفت، بنابراین آیه فوق، از دو جهت (از نظر مقدار زمان عدّه و از نظر نفقه) نسخ شده است.

مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» مى گوید: همه علماء اتفاق دارند که این آیه منسوخ است، آن گاه حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند که (در عصر جاهلیت) هنگامى که مرد از دنیا مى رفت تا یک سال از مال شوهر، نفقه او را مى دادند سپس بدون میراث، خارج مى شد، بعداً آیه یک چهارم و یک هشتم (مربوط به ارث زن)، این آیه را نسخ کرد.(6)

بنابراین، باید نفقه زن در مدت عدّه، از ارث او باشد.

و نیز از آن حضرت نقل مى کند که فرمود: آیه مربوط به نگه داشتن عدّه در چهار ماه و ده روز و همچنین آیه ارث، این آیه را نسخ کرده.(7)-(8)

به هر حال، از کلمات بزرگان استفاده مى شود: عدّه وفات در زمان جاهلیت یک سال بوده و رسوم خرافى و شاقّى براى زن در این مدت قائل بودند، اسلام در آغاز، آن رسوم خرافى را از بین برد، ولى عدّه وفات را در مدت یک سال تثبیت کرد، سپس آن را به چهار ماه و ده روز، تبدیل نمود، و تنها زینت کردن و آرایش هاى مختلف را در این مدت براى زن ممنوع شمرد.

از گفته «فخر رازى» استفاده مى شود: معروف میان مفسرین اهل سنت نیز همین است که آیه فوق، به وسیله آیات ارث و عدّه چهار ماه و ده روز، منسوخ شده است.(9)

ولى اگر اجماع و اتفاق علما و روایات متعدد در این زمینه نبود، ممکن بود گفته شود: بین این آیات تضادى وجود ندارد، عدّه چهار ماه و ده روز، یک حکم الهى است، اما نگهدارى عدّه تا یک سال و ماندن در خانه شوهر و استفاده از نفقه او یک حق است، یعنى به زن این حق داده مى شود که اگر مایل باشد تا یک سال در خانه شوهر متوفاى خود بماند و هزینه زندگى او طبق وصیت شوهر در تمام این مدت پرداخت شود، و اگر مایل نبود مى تواند بعد از چهار ماه و ده روز از خانه شوهر بیرون رود، یا اقدام به ازدواج نماید و در عین حال طبعاً هزینه زندگى او از مال شوهر سابق قطع خواهد شد.

ولى با توجه به روایات متعددى که از طرق اهل بیت(علیهم السلام) نقل شده(10) و شهرت حکم نسخ یا اتفاق علماء بر آن، قبول چنین تفسیرى ممکن نیست، هر چند با ظواهر آیات قابل تطبیق باشد.

* * *


1 ـ «جواهر الکلام»، جلد 31، صفحه 58 (مکتبة الاسلامیة، تحقیق شیخ محمود قوچانى).

2 ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 240، احادیث 956 و 957 (مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق) ـ «کافى»، جلد 6، صفحه 105 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «بحار الانوار»، جلد 100، صفحه 359.

3 ـ ملک، آیه 10.

4 ـ حج، آیه 46.

5 ـ «المیزان»، جلد 2، صفحات 249 و 250، ذیل آیه مورد بحث.

6 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 22، صفحه 239 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 101، صفحه 191 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 129 (چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق).

7 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 22، صفحه 238 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 101، صفحه 189 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 122 (چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق).

8 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث (جلد 2، صفحه 131، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، طبع اول، 1415 هـ ق ـ جلد 2، صفحه 602، دار المعرفة، 10 جلدى).

9 ـ تفسیر «کبیر»، جلد 6، صفحه 158 (صفحه 491، چاپى دیگر)، ذیل آیه مورد بحث.

10 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 22، صفحه 235 به بعد، باب 30، «بابُ أَنَّ عِدَّةَ الْوَفاةِ أَرْبَعَةُ أَشْهُر وَ عَشَرَةُ أَیّام» ـ «بحار الانوار»، جلد 101، صفحه 180 به بعد، باب 8، «العدد و أَقسامُها و أَحکامُها».

........................

تفسیر نمونه

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری