- آموزش قرآن
- پربازدید
خير و شر در منظر علامه طباطبايى
خير و شر در منظر علامه طباطبايى
چکیده: در اين نوشتار
حکم الهی در قیامت، آیت الله جوادی آملی
ویژگى نعمت هاى بهشتى
شرح آیه 25 سوره مبارکه بقره
25- وَبَشِّرِ الَّذِينَ
حضرت نوح در قرآن(بشارت و انذار)، آیت الله مکارم
خطبه صد و هشتاد و نه، بخش اول
فَمِنَ الاِْیمَانِ مَا یَکُونُ ثَابِتاً مُسْتَقِرّاً فِی
آمار بازدید
احسن الحدیث
ایمان و ولایت همان گونه که در آغاز راه شرط است و بدون آن هیچ عملی ارزشمند نخواهد بود، در ادامه راه نیز لازم و ضروری شمرده شده است بدین جهت گفته می شود که: «شرط قبولی اعمال موافات بر ایمان است»[1]؛ یعنی این که انسان این ایمان را حفظ و با ایمان از جهان مادّی سفر کند.
بنابراین، اگر شخصی تمام کارهای نیک را انجام بدهد و تمام اعمال او شایسته باشد؛ ولی در دقایق و لحظات حسّاس پایانی بی ایمان از جهان رخت بربندد، تمام اعمالش از بین می رود و در آخرت هیچ سودی برای او نخواهد داشت!.
این مسئله یکی از مصادیق «احباط» است که در قرآن مجید به صورت گسترده مطرح شده است. شانزده آیه از آیات قرآن مجید درباره «حبط اعمال» سخن می گوید که به دو مورد از آن اشاره می شود:
1- در آیه 88 سوره انعام آمده است: «وَ لَوْ اشْرَکوا لَحَبِطَ لَهُمْ ما کانُوا یعْمَلُونَ»؛ اگر آنها مشرک شوند، اعمال نیکی که انجام داده اند، نابود می گردد و نتیجه ای از آن نمی گیرند.
آیه شریفه فوق شرک به خداوند را یکی از عوامل نابودی و حبط اعمال نیک شمرده است.
2- در آیه 65 سوره زمر آمده است: «وَ لَقَدْ اوحِی الَیک وَ الَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِک لَئِنْ اشْرَکتَ لَیحْبِطَنَّ عَمَلُک وَ لَتَکونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ»؛ به تو و همه پیامبران پیشین وحی شده که اگر مشرک شوی، تمام اعمالت تباه می شود و از زیانکاران خواهی بود.
این آیه اگرچه خطاب به پیامبر است، ولی روشن است که او- که خود کانون توحید و یکتا پرستی است- هرگز مشرک نخواهد شد. بنابراین، آیه هشداری است برای دیگران.
حبط در جهان طبیعت
آیا حبط و نابودی اعمال نیک فراوان، با یک گناه و لغزش عادلانه است؟ به دیگر عبارت، آیا این کار موافق با قوانین جهان طبیعت است؟
در پاسخ باید گفت: مسئله حبط هم در جهان طبیعت و عالم تکوین وجود دارد و هم در عالم تشریع و قوانین دینی، و هم در کارهای عادی روزمره انسان ها.
باغبانی که سالیان درازی زحمت کشیده و با تلاش و کوشش فراوان و شب زنده داری های بسیار باغی بزرگ و پرمیوه آماده کرده است، بر اثر غفلت و سهل انگاری در گوشه ای از باغ آتشی روشن می کند؛ این آتش به باغ سرایت نموده، ظرف مدّت کوتاهی تمام دست رنج باغبان بیچاره را طعمه حریق قرار می دهد.
انسان سالم و نیرومندی که سلامت او مرهون دهها سال زندگی صحیح با رعایت اصول بهداشتی است، با روی آوردن به موادّ مخدّر، پس از چند صباحی تمام قدرت، نیرو، شادابی، صبر، حوصله، همه و همه را از دست می دهد؛ بنابراین آن آتش، باغ باغبان و این موادّ مخدّر، سلامت این انسان را حبط و نابود می کند.
مثال سومی نیز می توان زد و آن این که تعدادی از مهندسین و کارگران سالیان درازی با زحمت فراوان سدّی عظیم بنا می کنند. با بارش باران سیلاب پشت سد جمع می شود؛ ولی بر اثر یک غفلت و باز نکردن پنجره های مخصوص به هنگام زیاد شدن آب پشت سد، فشار زیاد سیلاب، زحمات چندین ساله آنها را از بین می برد و سدّ عظیم را می شکند!
بنابراین، مسئله حبط اختصاص به مسایل دینی و اعتقادی ندارد، بلکه در جهات تکوین و کارهای روزمره انسان نیز جریان دارد و هیچ منافاتی با عدالت الهی ندارد. باید دانست که علّت و عامل اصلی حبط کارهای خود انسان است؛ همان گونه که عامل اصلی آتش گرفتن باغ، خود باغبان و عامل از بین رفتن سلامت معتاد خود او، و عامل شکستن سد نیز نگهبان سد است. پس، مسلمانان و مؤمنان نباید تنها به فکر انجام کارهای نیک باشند، بلکه باید در حفظ و نگهداری آن نیز تلاش و کوشش کنند که نگهداری اعمال، به مراتب سخت تر از انجام آن است گاهی از اوقات، انسان با مسایل بسیار ساده ای آتش به باغ زندگی خود می زند به عنوان نمونه طبق آیات قرآن، منّت و آزار از عواملی است که مایه حبط انفاق و صدقه می گردد[2].
اگر شخصی بچه یتیم و بی سرپرستی را از سن طفولیت تحت سرپرستی قرار دهد و او را با مخارج خود بزرگ کند؛ به مدرسه و دبیرستان و دانشگاه بفرستد و سپس برایش خانه ای تهیه نموده، دختری را به همسری او درآورد و عمری به او خدمت کند؛ امّا در یک مجلس عمومی در حضور عده زیادی شخص یتیم را مورد خطاب قرار داده، با غرور و منّت گذاری بگوید: «تو یک بچّه یتیم و بی سرپرستی بیش نبودی؛ من به تو آبرو دادم! من تو را به مدرسه و دانشگاه فرستادم! من به تو شخصیت دادم و.. .» با استفاده از آیات قرآن در می یابیم که این شخص، با این عمل ناشایست خود تمام انفاق ها و کمک های سالیان طولانی را باطل می سازد.
همچنین بر اساس برخی از آیات قرآن، مسلمانان حق نداشتند در مقابل پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بی ادبی نموده، صداهایشان را بلندتر از صدای آن حضرت کنند وگرنه اعمالشان حبط و نابود می گردید «یا ایهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا اصْواتَکم فَوْقَ صَوْتِ النَّبِی وَ لا تَجْهَرُوا لَهْ بِالْقَوْلِ کجَهْرِ بَعْضِکمْ لِبَعْضٍ انْ تَحْبَطَ اعْمالُکمْ وَ انْتُمْ لا تَشْعُرُونَ»[3].
و نیز در برخی از احادیث، بیماری روحی حسد یکی از عوامل حبط معرّفی گردیده است. از این رو، در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: «ایاکمْ وَ الْحَسَدِ فَانَّهُ یاْکلُ الْحَسَناتِ کما تَأْکلُ النَّارُ الْحَطَبَ»؛ از حسدورزی بپرهیزید؛ زیرا همانگونه که آتش چوبها را می سوزاند و نابود می کند حسد نیز اعمال نیک انسان را نابود می کند».[4]
در نتیجه ایمان و ولایت- چه در ابتدا و چه در ادامه مسیر- شرط صحّت اعمال، و بی ایمانی از عوامل حبط و نابودی اعمال به شمار می رود.
پی نوشت ها
[1] بحارالانوار، جلد 92، صفحه 642.
[2] سوره بقره، آيه 264.
[3] سوره حجرات، آيه 2.
[4] ميزان الحكمه، باب: 850، حديث 3941؛ حديث 3938 اين باب نيز به همين مضمون است.
.....................
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۳۷ - فراز ۱۳
ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصَاصَ فِيما أَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ الَّذِي يَقْوَى بِهِ عَلَى طَاعَتِكَ، وَ لَمْ تَحْمِلْهُ عَلَى الْمُنَاقَشَاتِ فِي الْآلَاتِ الَّتِي تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمَالِهَا إِلَى مَغْفِرَتِكَ، وَ لَوْ فَعَلْتَ ذَلِكَ بِهِ لَذَهَبَ بِجَمِيعِ مَا كَدَحَ لَهُ وَ جُمْلَةِ مَا سَعَى فِيهِ جَزَاءً لِلصُّغْرَى مِنْ أَيَادِيكَ وَ مِنَنِكَ، وَ لَبَقِيَ رَهِيناً بَيْنَ يَدَيْكَ بِسَائِرِ نِعَمِكَ، فَمَتَى كَانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئاً مِنْ ثَوَابِكَ؟ لَا مَتَى؟
سپس از او در آنچه از روزى تو خورده که به وسیله ى آن بر طاعت و فرمانبریت توانائى یافته عوض نخواسته اى، و او را در آلات و ابزار (قواى ظاهرى و باطنى و آنچه متعلق به پیکر انسان است) که به کار بردن آنها را وسیله ى رسیدن به آمرزش تو قرار داده سختگیرى ننموده اى، و اگر با او چنین رفتار مى نمودى آنچه (عبادت و بندگى که) براى آن رنج کشیده و آنچه در آن کوشش نموده در برابر کوچکترین احسانها و نعمتهایت از دست رفته بود، و در نزد تو براى باقى نعمتهایت در گرو مى بود (و چیزى نداشت که در برابر آنها بدهد تا از گرو رهائى یابد) پس (چون چنین است) کى چیزى از پاداش تو را سزاوار مىباشد؟! نه (سزاوار نمىباشد)! کى (سزاوار مىباشد)؟!.
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۳۹ - فراز ۹
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لِنَفْسِي عَلَى ظُلْمِهَا نَفْسِي، وَ وَكِّلْ رَحْمَتَكَ بِاحْتَِمالِ إِصْرِي، فَكَمْ قَدْ لَحِقَتْ رَحْمَتُكَ بِالْمُسِيئِينَ، وَ كَمْ قَدْ شَمِلَ عَفْوُكَ الظَّالِمِينَ.
پس بر محمد و آل او درود فرست، و نفس مرا با اینکه به خود ستم کرده ببخش، و رحمتت را به برداشتن بار گرانم بگمار (براى آمرزش گناهانم مرا مشمول رحمت خود گردان) زیرا چه بسا رحمت تو به بدکاران رسیده و چه بسا عفو تو ستمکاران را فراگرفته.
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۶ - فراز ۱۷
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْفَظْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِينَا، وَ مِنْ خَلْفِنَا وَ عَنْ أَيْمَانِنَا وَ عَنْ شَمَائِلِنَا وَ مِنْ جَمِيعِ نَوَاحِينَا حِفْظاً عَاصِماً مِنْ مَعْصِيَتِكَ، هَادِياً إِلَى طَاعَتِكَ، مُسْتَعْمِلًا لِمحَبَّتِكَ.
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و ما را از (دامهاى شیطان و از هر پیشامدى در) پیش رو و پشت سر و از اطراف راست و چپ و از همه ى جوانبمان نگهدارى کن، نگهدارى که از نافرمانى تو نگهدارنده و به طاعت و بندگى تو راهنما و براى دوستى به تو بکار برده شود.
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۱ - فراز ۹
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ ثَنَائِي عَلَيْكَ، وَ مَدْحِي إِيَّاكَ، وَ حَمْدِي لَكَ فِي كُلِّ حَالَاتِي، حَتَّى لَا أَفْرَحَ بِمَا آتَيْتَنِي مِنَ الدُّنْيَا، وَ لَا أَحْزَنَ عَلَى مَا مَنَعْتَنِي فِيهَا، وَ أَشْعِرْ قَلْبِي تَقْوَاكَ، وَ اسْتَعْمِلْ بَدَنِي فِيما تَقْبَلُهُ مِنِّي، وَ اشْغَلْ بِطَاعَتِكَ نَفْسِي عَنْ كُلِّ مَا يَرِدُ عَلَيَّ حَتَّى لَا أُحِبَّ شَيْئاً مِنْ سُخْطِكَ، وَ لَا أَسْخَطَ شَيْئاً مِنْ رِضَاكَ.
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و مرا در هر حال به ستایش و نیایش و سپاسگزاریت برگمار تا به آنچه از دنیا به من داده اى (زن، فرزند، دارائى، مقام و جاه و مانند آنها) شاد نگردم، و به آنچه مرا از آن بازداشته اى (عطا نفرموده اى) اندوهگین نشوم، و شعار دلم را به پرهیزکارى از خود بنما (تقوى و ترس از خود را روش من گردان) و بدنم را در آنچه از من مى پذیرى (طاعت و بندگى) بکار دار، و مرا از هر چه به من رو آورد (نیک و بد دنیا) به طاعت و بندگیت وادار تا چیزى را که تو به خشم مى آئى دوست نداشته و از چیزى که رضا و خشنودى تو است به خشم نیایم (که رضاى به قضاء و آنچه خدا مقدر فرموده آنست که بنده دوست بدارد آنچه خدا دوست مى دارد، و به خشم بیاید از آنچه خدا به خشم مى آید، از انس ابن مالک روایت شده که گفت: ده سال نوکرى پیغمبر صلى الله علیه و آله نمودم، چیزى که انجام دادم نفرمود: چرا انجام دادى؟ و چیزى که بجا نیاوردم نفرمود: چرا بجا نیاوردى؟ و چیزى که بود نفرمود: کاش نبود، و چیزى که نبود نفرمود: کاش بود، و مى فرمود: اگر مقدر بود مى بود).
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۴ - فراز ۳
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْهِمْنِي عِلْمَ مَا يَجِبُ لَهُمَا عَلَيَّ إِلْهَاماً، وَ اجْمَعْ لِي عِلْمَ ذَلِكَ كُلِّهِ تَمَاماً، ثُمَّ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تُلْهِمُنِي مِنْهُ، وَ وَفِّقْنِي لِلنُّفُوذِ فِيما تُبَصِّرُنِي مِنْ عِلْمِهِ حَتَّى لَا يَفُوتَنِي اسْتِعْمَالُ شَيْءٍ عَلَّمْتَنِيهِ، وَ لَا تَثْقُلَ أَرْكَانِي عَنِ الْحَفُوفِ فِيما أَلْهَمْتَنِيهِ.
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و دانستن آنچه درباره ى ایشان بر من واجب است به من الهام نما و در دلم انداز، و آموختن همه ى آن واجبات را بى کم و کاست برایم فراهم آور، سپس مرا به آنچه که به من الهام مى نمائى وادار، و براى انجام در آنچه به دانستن آن بینایم مى سازى توفیقم ده، تا بجا آوردن چیزى از آنچه مرا به آن دانا گردانیده اى از من فوت نگردد، و اندامم از خدمت در آنچه به من الهام نموده اى سنگین نشود (سست نگشته بازنماند، چون حقوق پدر و مادر در زندگى و پس از مرگشان بر فرزند بیش از آنست که انسان آن را دریابد از این رو امام علیه السلام از خداوند سبحان درخواست مى نماید که آنها را به او الهام فرماید و به انجام آن موفق سازد، ابى ولاد حناط گفته: از حضرت صادق علیه السلام از قول خداى عزوجل و بالوالدین احسانا «و به پدر و مادر نیکوئى نمائید» پرسیدم: این احسان و نیکوئى چیست؟ فرمود: احسان آنست که با آنها خوشرفتارى نمائى، و اگر چیزى از تو خواستند هر چند بى نیاز باشند آنها را نرنجانى، آیا خداوند عزوجل نمى فرماید «س 3 ى 92(: لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون «هرگز نیکى را درنیابید تا آنکه از آنچه دوست مى دارید انفاق کنید» پس از آن حضرت صادق علیه السلام فرمود: و اما قول خداى عزوجل: اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما «و چنانکه یکى از آنها یا هر دو نزد تو پیر و سالخورده گردند (اُف : سخنى که به تنگ آمده باشى به ایشان مگو، و بانگ بر آنها مزن») اگر تو را نگران ساختند به آنها اُف مگو، و اگر تو را کتک زدند بانگ بر آنان مزن، و قل لهما قولا کریما «و با ایشان نیکو سخن گو» فرمود: اگر تو را کتک زدند به ایشان بگو: خدا شما را بیامرزد، که سخن نیکوى تو باشد، و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه «و از روى مهربانى با ایشان فروتنى نما» فرمود: چشمت را از نگاه کردن به آنها جز به مهربانى و نرمى پر مکن و صدایت را بر صداى آنها بلند مگردان و نه دستت را بر دست آنها و بر ایشان پیشى مگیر، و از آن حضرت علیه السلام روایت شده: مردى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و گفت: من در جهاد رغبت داشته خواهان آن هستم، پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوى نزد خدا زنده بوده و روزى داده مىشوى، و اگر مردى پاداش تو بر خدا است، و اگر برگشتى از گناهان برگشته اى چنانکه به دنیا آمده اى، آن مرد گفت: یا رسول الله من پدر و مادر سالخورده دارم که با من انس داشته نمى خواهند به جهاد روم، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: با ایشان باش قسم به آنکه جان من به دست او است همدمى پدر و مادر به تو روز و شبى بهتر از یکسال جهاد است. این اخبار دلالت دارد به اینکه بیشتر حقوق پدر و مادر و نیکى به آنها را جز خدا و آنکه خدا به او آموخته نمى داند)
مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکلهای قرآن و عترت سیستان و بلوچستان گفت: به منظور عرضه فعالیتهای قرآنی استان به همت اتحادیه قرآنی و مجمع خیرین قرآنی اصفهان، تارنمای نهضت حفظ جزء سیام قرآن استان راهاندازی شد.

سیدمهدی پورموسوی، مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکلهای قرآن و عترت سیستان و بلوچستان در گفتوگو با ایکنا، گفت: به منظور ارائه و عرضه فعالیتهای قرآنی استان به همت اتحادیه قرآنی و مجمع خیرین قرآنی اصفهان، تارنمای نهضت حفظ جزء سیام قرآن سیستان و بلوچستان به نشانی https://joze۳۰sb.com راهاندازی شد.
وی با اشاره به اهداف فعالیت این تارنما، ادامه داد: سهولت در دسترسی به دورهها و آموزشهای لازم در تمامی نقاط سیستان و بلوچستان به مربیان و قرآنآموزان و اطلاع از آخرین اخبارها و رویدادهای قرآنی از جمله فعالیتهای این تارنما در کنار تشویق علاقهمندان به ویژه خردسالان به حفظ جزء سیام قرآن است.
پورموسوی بیان کرد: تا پایان امسال نیز به قید قرعه به ۱۲ نفر از مربیان و مؤسسات یا خانههای قرآنی که بیشترین تلاش را برای برگزاری دورههای حفظ جزء سیام قرآن داشته باشند، کمک هزینه سفر به عتبات عالیات از سوی اتحادیه با همکاری مجمع خیرین قرآنی اصفهان اعطا میشود.
دوره حفظ سوره واقعه همزمان با ماه رجبالمرجب از سوی مؤسسه بوستان قرآن یزد برگزار میشود.
به گزارش ایکنا، همزمان با ایام ماه مبارک رمضان، دوره جدید حفظ سوره مبارکه واقعه ویژه بانوان بزرگسال از سوی مؤسسه بوستان قرآن یزد برگزار میشود.
این دوره به صورت غیرحضوری و در قالب فایلهای آفلاین طی ۱۵ روز برپا میشود. بیان نکات مهم صوتی برای ترتیلخوانی و اهمیت رعایت استانداردهای لازم در قرائت ترتیل و بیان نکات تجویدی سوره واقعه و بیان نکات تفسیری و ترجمه آیات از جمله سرفصلهای این دوره است.
دوره فوق با هزینه ۳۰ هزار تومان و با پشتیبانی آنلاین برگزار میشود و در پایان دوره از شرکتکنندگان آزمون به عمل میآید. واجدین شرایط از دوم تا دهم بهمنماه فرصت دارند برای ثبتنام کلمه «سوره واقعه» را به شماره ۰۹۱۳۵۳۸۸۲۰۰ پیامک کنند.
کانال مؤسسه بوستان قرآن در ایتا به نشانی bo۸۲۰۰@ قرار دارد و مؤسسه به نشانی بوستان قرآن در شهر یزد، دروازه قرآن، کوچه حسینیه صفار واقع شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی بیان کرد: امام باقر(ع) به عنوان عالمی که علم لدنی داشتند حلقههای درسی بزرگی در مدینه تشکیل میدادند و با این حلقههای علمی به گسترش علوم مختلف میپرداختند. این حلقههای علمی نقش زیادی در زمینه روشنگری درباره مکاتب مختلف داشته است.
اولین روز ماه رجب مصادف است با میلاد پنجمین امام شیعیان، حضرت امام محمد باقر(ع). امامی که به باقر العلوم نیز معروف است و تلاشهای ایشان در گسترش علوم و معارف دین بخش بزرگی از منابع و احادیث تشیع را در بر میگیرد.
به مناسبت این میلاد فرخنده و برای کنکاش در زندگی علمی امام باقر(ع)، خبرنگار ایکنا با علیرضا روحی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی گفتوگو کرده است.
روحی درباره دلیل شهرت امام باقر(ع) به باقر العلوم گفت: امام پنجم ما متولد سال ۵۷ هجری و مادرشان فاطمه دختر امام حسن(ع) و اولین فردی هستند که پدرشان از نسل امام حسین(ع) و مادرشان از نسل امام حسن مجتبی(ع) هستند. در باب فضایل امام باقر(ع) مطالب فراوانی در منابع نقل شده و مشهورترین آنها لقب باقر العلوم است. مشهور است این لقب در حدیث جابر برای وی بیان شده و علت این لقب هم این بوده که از علم و دانش فراوانی بهره بردهاند. در روایت جابر آمده که پیامبر(ص) فرمود ایشان علم را به تمام و کمال میشکافد.
بزرگترین فقیه مدینه
وی ادامه داد: در روایت دیگری آمده که امام باقر(ع) بزرگترین فقیه مدینه بود و در این ایام شاهد شکوفایی فقه و حدیث و آزادی کتابت حدیث هستیم که تا قبل از آن به صورت شفاهی نقل میشد. با توجه به این خصوصیات است که در این زمان، احادیث ثبت شده و امام باقر(ع) هم اصول علم کلام و فقه شیعه را تدوین کردند و بعدا توسط شاگردان و امام صادق(ع) ادامه داشت. امام صادق(ع) واژه باقر را برای پدر به عنوان یک فضیلت اختصاصی در نظر میگرفتند و از این جهت ایشان را یک شخصیت ممتاز در مسائل علمی میدانیم.
روحی بیان کرد: در نقلی از یکی از بزرگترین فقهای اهل سنت آمده است که امام باقر(ع) از فقهای بزرگ تابعین مدینه بودند. مطالب بسیاری از قوت و قدرت علمی ایشان نقل شده و جایگاه علمی وی به گونهای بود که مردم در حوزههای مختلف به ایشان رجوع میکردند. شیخ مفید هم نقل کرده که مردم به امام اعتماد کامل داشتند و در مورد سیره پیامبر(ص) از وی میپرسیدند. بسیاری از بزرگان اهل سنت همانند ابوحنیفه نیز شاگردان مکتب امام باقر(ع) بودهاند.
ورود به حوزههای علمی مختلف
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی گفت: امام باقر(ع) نماینده علوم اهل بیت بودند و همه بزرگان و فقها اشکالات علمی خود را از ایشان میپرسیدند. نقل شده که ایشان را سید فقهای حجاز میشناختند و علاوه بر آن در عراق و خراسان هم شهرت بسیاری داشتند. ذهبی در کتاب خود نقل میکند امام باقر(ع) از کسانی است که اهلیت خلافت داشتند و این خصوصیات باعث شده بود که علمای بسیاری از بلاد مختلف، نزد وی آمده و احکام حلال و حرام و روایات بسیاری در موضوعات فقهی و اعتقادی از وی بیاموزند.
وی ادامه داد: حوزههای علمی که امام به آن ورود کرده به شاخههای زیادی همانند تفسیر، کلام، فتوا، احکام حلال و حرام تقسیم شده و روایتهای زیادی از وی صادر شده و این خصوصیات باعث شده بود که امام باقر(ع) جایگاه بسیار خاصی در بین علما پیدا کنند. برخی از شاگردان وی هم به نقل جایگاه امام میپرداختند و از جمله یکی از آنها میگوید که بنده هفتاد هزار حدیث از وی یاد گرفتم و شاگرد دیگری میگوید بنده درباره سی هزار مطلب از امام باقر(ع) سوال کردم.
روحی در پاسخ به سؤالی درباره شیوه ترویج علوم از جانب امام باقر(ع) گفت: اثری به نام «تفسیر ابوالجارود» به امام منسوب شده که مورد مناقشه قرار گرفته و عدهای آن را رد و عدهای تایید کردهاند اما به هر حال امام به عنوان عالمی که علم لدنی داشتند حلقههای درسی بزرگتری در مدینه تشکیل میدادند و با این حلقههای علمی به گسترش علوم مختلف دست میزدند. این حلقههای علمی نقش زیادی در زمینه روشنگری درباره مکاتب مختلف داشتهاند و بسیاری از روایات امام در همین حلقههای علمی به شکل نقد یا شیوههای دیگری بیان شده و ابواب مختلفی از معرفت دینی را برای مردم بیان میکردند. البته در این حلقهها گزینش دانشپژوهان هم انجام میشد.
مناظرات امام باقر(ع)
این استاد دانشگاه درباره نحوه مقابله امام باقر(ع) با انحرافات در جامعه بیان کرد: انحرافات زیادی که در آن دوران در جامعه وجود داشت با تبیین امام رفع میشد و ایشان با افراد مختلف مناظره داشتند که از جمله آنها مناظره ایشان با پیشوای مسیحیان شام، مناظره با فقیه بزرگ بصره، مناظره با یکی از بزرگان کیسانیه، مناظره با نافع، مناظره با طاووس یمانی، مناظره با ابوحنیفه، است. این مناظرات هر یک خصوصیات خاصی داشته و امام سعی در تبیین و اصلاح برخی اشتباهات رایج در جامعه داشتند. ایشان وظیفه خود را نه تنها اصلاح انحرافات جامعه شیعه بلکه اصلاح انحرافات جامعه اهل سنت نیز میدانستند.
روحی ادامه داد: یکی از کارهای مهمی که امام باقر(ع) انجام میدهد مقابله با انحرافات در جامعه اهل سنت از جمله فرقههای مختلف همانند قدریه، مرجئه و جبریه بود. در عین حال به تبیین نظرات فقهی و کلامی خاص شیعه هم میپرداختند و اندیشههای مربوط به امامت و علم و عصمت امام(ع) و اینکه امام عرضهکننده علم حقیقی در این جهان و شفیع در آن جهان است میپرداختند. یکی از کارهایی که امام انجام دادند غربال کردن احادیث جعلی بود که در این دوره به متون اهل سنت راه پیدا کرده بود. همچنین با برخی از تفکرات اهل سنت همانند رأی و قیاس که در این دوره در حال شکل گرفتن بود به شدت مخالفت کردند.
مقابله با غالیگری
وی در ادامه با بیان اینکه یکی از خصوصیات دوره امام باقر(ع) رواج غالیگری است، گفت: امام به مخالفت و مبارزه با اندیشههای جعلی غلات پرداختند و با غالیان بزرگی که در این دوره شهرت خاصی داشتند به مناظره جدی و مخالفت پرداختند. البته داستان غلات بعدها هم ادامه داشت ولی امام باقر(ع) به شدت با آنها مخالف بودند چراکه اندیشههای غالیانه را وارد تشیع کرده و حتی برخی از آنها ادعای نبوت داشتند. حضرت باقر(ع) فرمودهاند؛ خداوند، بیان را لعنت کند چراکه بر پدر بنده دروغ میبست ولی من شهادت میدهم که پدرم بنده صالح خدا بود. حمزه بن عماره، نیز از دیگر منحرفان و غالیان است. یکی دیگر از آنها به نام ابومنصور، فرقه منصوریه را ایجاد کرد که امام وی را به شکل رسمی طرد کرد و اجازه نداد که تفکر غالیانه در جهان تشیع نفوذ پیدا کند.
روحی بیان کرد: فرقه حربیه که پیروان عبدالله بن حرب بودند، نقش زیادی در ترویج اندیشه تناسخ داشتند. آنها معتقد بود که روح خدا از طریق خداوند به پیامبر(ص) و در نهایت به عبدالله بن حرب منتقل شده است. امام باقر(ع) برای مقابله با این تفکرات غلط هر روز پنجاه رکعت نماز در حضور جمع میخواندند و در جمع آنها به کار و فعالیت میپرداختند تا مردم بدانند ایشان کار میکنند تا بعدا برای ایشان عقاید غلوآمیز به وجود نیاورند.
عضو هیئت علمی دانشگاه رضوی در پایان گفت: مهمترین کاری که امام باقر(ع) انجام دادند تدوین فرهنگ شیعه بود که در دل آن علوم مختلف همانند فقه و کلام و تفسیر وجود دارد. ایشان نخستین امام شیعه هستند که روایات بسیار زیادی از خودشان باقی مانده و به همین دلیل جایگاه امام باقر(ع) جایگاه بسیار مهمی در شیعه است.
شرح آیات 226 و 227 سوره مبارکه بقره
226- لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ ۖ فَإِن فَاءُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
227- وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
226- کسانى که زنان خود را «ایلاء» مى نمایند [= سوگند مى خورند که با آنها، آمیزش نکنند،] حق دارند چهار ماه انتظار بکشند; اگر بازگشت کنند، (چیزى بر آنها نیست); زیرا خداوند، آمرزنده و مهربان است.
227- و اگر تصمیم به جدایى گرفتند، (آن هم با شرایطش مانعى ندارد;) چرا که خداوند شنوا و داناست.
مبارزه با یک رسم زشت جاهلى
در دوران جاهلیت، زن هیچ گونه ارزش و مقامى در جامعه عرب نداشت و به همین جهت، براى جدائى، یا تحت فشار قرار دادن او، طرق زشتى وجود داشت که یکى از آنها «ایلاء»(1) ـ به معنى سوگند خوردن بر ترک عمل زناشویى ـ بود، به این ترتیب، که هر زمان مردى از همسر خود متنفر مى شد، سوگند یاد مى کرد که با او همبستر نگردد، و با این راهِ غیر انسانى، همسر خود را در تنگناى شدیدى قرار مى داد، نه او را رسماً طلاق مى داد، تا آزادانه شوهر انتخاب کند، و نه بعد از این سوگند حاضر مى شد آشتى کرده و با همسر خود زندگى مطلوبى داشته باشد.
روشن است: مردان خود غالباً تحت فشار قرار نمى گرفتند، چون همسران متعددى داشتند.
آیات مورد بحث، با این سنت غلط مبارزه کرده و طریق گشودن این سوگند را بیان مى کند، مى فرماید: «کسانى که از زنان خود ایلاء مى کنند (سوگند یاد مى کنند که با آنها آمیزش جنسى ننمایند) حق دارند چهار ماه انتظار کشند» (لِلَّذینَ یُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُر).
این چهار ماه مهلت، براى این است که وضع خویش را با همسر خود روشن کنند و زن را از این نابسامانى، نجات دهند.
آن گاه مى افزاید: «اگر (در این فرصت) تصمیم به بازگشت گرفتند، خداوند آمرزنده و مهربان است» (فَإِنْ فائُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ).
آرى، خداوند گذشته او را در این مسأله و همچنین شکستن سوگند را بر او مى بخشد، هر چند کفاره آن چنان که خواهیم گفت به قوت خود باقى است.
* * *
و در آیه بعد مى افزاید: «و اگر تصمیم به جدائى گرفتند (آن هم با شرایطش مانعى ندارد) خداوند شنوا و دانا است» (وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ).
و هر گاه مرد هیچ یک از این دو راه را انتخاب نکند، یعنى نه به زندگى سالم زناشویى باز گردد، و نه زن را با طلاق رها سازد، در این جا حاکم شرع دخالت مى کند، مرد را به زندان مى اندازد و بر او سخت مى گیرد که بعد از گذشتن چهار ماه، مجبور شود یکى از دو راه را انتخاب کند و زن را از حال بلاتکلیفى در آورد.
به این ترتیب، با این که اسلام حکم «ایلاء» (سوگند خوردن بر ترک آمیزش جنسى) را به کلى ابطال نکرده اما آثار سوء آن را از بین برده; زیرا به کسى اجازه نمى دهد، از این راه، همسرش را سرگردان سازد، و اگر مى بینیم مدت چهار ماه به عنوان ضرب الاجل تعیین کرده، نه به خاطر این است که مى توان از این طریق مقدارى از حقوق زناشویى را باطل کرد، بلکه از این نظر است که آمیزش جنسى به عنوان یک واجب شرعى در هر چهار ماه لازم است (البته این در صورتى است که زن بر اثر طول مدت به گناه نیفتد، لذا در مورد زنان جوان که بیم گرفتارى در گناه باشد لازم است این فاصله کمتر شود).
* * *
نکته ها:
1 ـ ایلاء یک حکم استثنائى است
در آیات گذشته، سخن از سوگندهاى لغو و بى اثر بود، و گفتیم هر سوگندى که براى کار خلافى باشد، جزء سوگندهاى لغو و بیهوده است و شکستن آن هیچ محذورى ندارد و مطابق این حکم، باید سوگند بر ترک وظیفه زناشویى مطلقاً اثرى نداشته باشد، در حالى که در اسلام براى آن کفاره قرار داده شده(2) (همان کفاره شکستن قسم که در بحث سابق گفته شد) این در حقیقت مجازاتى است براى مردان لجوج تا به این شیوه ناجوانمردانه براى ابطال حقوق زن، متوسل نشوند و این کار را تکرار نکنند.
* * *
2 ـ مقایسه حکم اسلام و دنیاى غرب
در غرب و سنت هاى جاهلى آنها نیز چیزى شبیه ایلاء وجود دارد که آن را جدائى جسمانى مى نامند.
توضیح این که: از آنجا که طلاق در میان مسیحیان نیست، بعد از انقلاب کبیر فرانسه، یکى از راه هایى که براى جدائى میان زن و مردى که حاضر نبودند با هم زندگى کنند، تصویب شد، جدائى جسمى بود و آن این بود که:
زن و مرد موقتاً از هم جدا شده و در خانه هاى جداگانه زندگى مى کردند (وظیفه انفاق از سوى مرد و تمکین از سوى زن ساقط مى شد، ولى رابطه ازدواج بر قرار بود) با این حال، نه مرد مى توانست همسر دیگرى اختیار کند و نه زن مى توانست شوهر نماید، مدت این جدائى ممکن بود تا سه سال ادامه پیدا کند، بعد از این مدت ناچار بودند جدائى را رها ساخته و با هم زندگى کنند.(3)
گر چه دنیاى غرب، این جدائى را تا سه سال اجازه مى دهد، ولى اسلام اجازه نمى دهد بیش از چهار ماه این وضع نابسامان ادامه یابد، مرد باید بعد از این مدت، وضع خود را روشن سازد، و اگر سرپیچى کند، حکومت اسلامى مى تواند او را تحت فشار شدید قرار دهد تا کار را یکسره کند.
* * *
3 ـ اوصاف الهى در پایان هر آیه
قابل توجه این که در بسیارى از آیات قرآن، اوصافى از خداوند، پایانگر بحث ها است، این اوصاف همیشه رابطه مستقیمى با محتواى آیه دارد، و چنان نیست که انتخاب آن بدون رابطه نزدیکى صورت گرفته باشد.
از جمله در آیات مورد بحث، هنگامى که سخن از ایلاء و تصمیم بر شکستن این قسم گناه آلود مى گوید، آیه با جمله «غَفُورٌ رَحِیْمٌ» ختم مى شود، اشاره به این که این حرکت صحیح، سبب مى شود گذشته گناه آلود، مشمول غفران رحمت الهى گردد، و هنگامى که سخن از تصمیم بر طلاق در میان است، روى اوصاف «سَمِیْعٌ عَلِیْمٌ» تکیه مى شود، یعنى خداوند سخنان شما را مى شنود و از انگیزه طلاق و جدائى آگاه است، و شما را بر طبق آن جزا مى دهد.
* * *
1 ـ «ایلاء» از ماده «أَلْوْ» آمده که به معنى قدرت نمائى و تصمیم است، و از آنجا که سوگند نمونه اى از آن مى باشد، این واژه بر آن اطلاق شده است.
2 ـ اگر مرد قبل از چهار ماه، آمیزش جنسى کند، کفاره آن مسلّم و اجماعى است، و اگر بعد از چهار ماه باشد، این حکم در میان فقهاء مشهور است، هر چند بعضى، کفاره را در این صورت انکار کرده اند.
3 ـ «حقوق زن در اسلام و اروپا».
...............
تفسیر نمونه
مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا، وَالسَّمُّ النَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا، يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ، وَيَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ.
امام علیه السلام فرمود : دنيا مانند مار (خوش خط و خال) است كه به هنگام لمس كردن نرم به نظر مىرسد در حالى كه سم كشنده در درون اوست (به همين دليل) مغرورِ نادان به سوى آن مىرود و خردمند عاقل از آن حذر مىكند.
شرح و تفسير
دنيا مار خوش خط و خال! امام(عليه السلام) در اين گفتار پربار خود تشبيه ديگرى براى دنياى فريبنده بيان كرده و به همگان هشدار داده است، مى فرمايد: «دنيا مانند مار (خوش و خط و خال) است كه به هنگام لمس كردن نرم به نظر مى رسد در حالى كه سم كشنده در درون آن است (به همين دليل) مغرورِ نادان به سوى آن مى رود و خردمند عاقل از آن حذر مى كند»; (مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا، وَالسَّمُّ النَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا، يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ، وَيَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ). طبيعت دنيا داراى اين دو ويژگى ظاهرى فريبنده و باطنى خطرناك است; كاخ ها، زر و زيورها، لباس ها، غذاهاى رنگارنگ و عيش و نوش ها مظاهر جذاب دنياست; ولى در درون، غفلت، بى خبرى از خدا آلوده شدن به انواع گناهان را براى به دست آوردن يا حفظ آن با خود دارد. روى اين جهت امام(عليه السلام)در عبارات مختلفش با ذكر مثال هاى متعدد تناقض اين ظاهر و باطن را آشكار ساخته و هشدار داده است. در ذيل نامه 68 كه امام(عليه السلام) پيش از دوران خلافت ظاهرى اش به سلمان فارسى(قدس سره) نگاشته، همين مثل را با كمى تفاوت بيان فرموده است. ما تشبيهاتى براى دنيا از آيات قرآن و روايات اسلامى جمع آورى كرديم كه به هجده تشبيه بالغ مى شد و نشان داديم كه چگونه خداى متعال در قرآن و سپس پيشوايان معصوم در احاديث خود براى بيدار كردن غافلانِ بى خبر، از مثال هاى حسى مختلف بهره گرفته اند. تعدد و تكثر اين امثله به خوبى نشان مى دهد كه تا چه اندازه اين مسئله داراى اهميت است. در مثال مورد نظر تضاد ظاهر و باطن دنيا با تمثيل به مار نشان داده شده كه به هنگام لمس آن بسيار نرم و ملايم به نظر مى رسد و انسانِ بى خبر از لمس آن لذت مى برد در حالى كه اگر يك لحظه غافل شود سم «ناقع» (سم قاتل و جان گدازى) كه در درون اين حيوان خطرناك است از طريق نيش آن به بدن انسان منتقل مى شود. سوزش فوق العاده توأم با پيچ و تاب تا آنجا كه مار گزيده به صورت يك مثل در بيتابى درآمده است و سپس از كار افتادن تدريجى دستگاه هاى اصلى بدن و شتاب به سوى مرگ. تعبير به «غِرِّ جاهل» (غِر به معناى انسان خام بى تجربه كه زود فريب مى خورد) اشاره به انسان هاى نادان و نا آگاهى است كه تنها چشم به ظواهر فريبنده دنيا مى دوزند و از آنچه در باطن دارد و تاريخ پيشينيان آن را به خوبى مجسم ساخته بى خبر مى مانند; ولى عاقلان باتجربه و آگاه كه سرنوشت دنياپرستان را در آيينه تاريخ مشاهده كرده اند خود را از آن برحذر مى دارند. به همين دليل حب دنيا (دنياپرستى) سرچشمه تمام گناهان شمرده شده است. افراد دنياپرست چنان اسير آن مى شوند كه نه خدا را بنده اند و نه فرمان عقل را مى برند، نه حق الناس مى شناسند و نه وجدان بيدار و آگاهى دارند و گاه با صراحت مى گويند: براى رسيدن به اهداف دنيوى هر كار براى ما مجاز است. در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «أُتْركُوا الدُّنْيا لاِهْلِها فَإنَّهُ مَنْ أخَذَ مِنْها فَوْقَ ما يَكْفيهِ أخَذَ مِنْ حَتْفِهِ وَهُوَ لا يَشْعُرُ; دنيا را به اهل آن واگذاريد، زيرا كسى كه بيش از نياز خود از آن برگيرد در واقع مرگ خود را از آنجا كه نمى داند تسريع كرده است». در حديث ديگرى از آن حضرت مى خوانيم: «ما أحَدٌ مِنَ الاْوَّلينَ وَ الاْخِرينَ إلاّ وَ هُوَ يَتَمَنّى يَوْمَ الْقِيامَةِ إنَّهُ لَمْ يُعْطَ مِنَ الدُّنْيا إلاّ قُوتاً: هيچ كس از اولين و آخرين نيست مگر اين كه روز قيامت آرزو مى كند كه اى كاش جز به اندازه نياز از دنيا به او داده نشده بود». بى شك تمام آنچه گفته شد درباره دنياى دنياپرستانى است كه هدفى جز لذت و عيش و نوش ندارند و دنيا براى آنها غاية الآمال است; ولى هرگاه از امكانات دنيا براى وصول به سعادت اخروى استفاده شود، دنياى ممدوح و محبوب و به تعبير روايت امام سجاد(عليه السلام) «دنياى بلاغ» (دنيايى كه انسان را به هدف مى رساند) محسوب مى شود. در حديثى مى خوانيم: شخصى خدمت امام صادق(عليه السلام) عرض كرد: به خدا ما دنيا را دوست داريم و علاقه منديم به ما داده شود. امام(عليه السلام) به او فرمود: دنيا را دوست دارى؟ مى خواهى با آن چه كنى؟ عرض كرد: زندگى خودم و خانواده ام را تأمين كنم، با آن صله رحم به جا آورم، در راه خدا صدقه دهم و حج و عمره به جا آورم. امام(عليه السلام) فرمود: «لَيْسَ هذا طَلَبُ الدُّنْيا هذا طَلَبُ الاْخِرَةِ; اين طلب دنيا نيست بلكه طلب آخرت است».














