• آموزش قرآن
  • پربازدید

سخنرانی اصفهان اسفند 95 - بروزرسانی 21 اسفند 95

شرح خطبه 191  نهج البلاغه

جلسه اول              95/12/11

بیشتر...

بركت: پيدايش، پايدارى و فزونى خير در پديده‌ها از

اين واژه از ريشه «ب - ر - ك» است[1] كه به سه معناى اصلى

بیشتر...

عالمانه زندگي كردن ، آیت الله جوادی آملی

دریافت فایل

حجم: 4 MB

زمان: 31 دقیقه

بیشتر...

مبارزه با جهل و نجات از ضلالت ، آیت الله مکارم

دریافت فایل

حجم: 8 MB

زمان: 17 دقیقه

بیشتر...

باید صفوف مشّخص شود

شرح آیات 166 و 167 سوره مبارکه آل عمران

166- وَمَا

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
9131
121611
152329573
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

دوشنبه, 28 آذر 1401 10:18

وَقِيلَ لَهُ(عليه السلام) كَيْفَ نَجِدُكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟ كَيْفَ يَكُونُ حَالُ مَنْ يَفْنى بِبَقَائِهِ، وَيَسْقَمُ بِصِحَّتِهِ وَيُؤْتى مِنْ مَأْمَنِهِ؟

كسى به امام(عليه السلام) عرض كرد: اى اميرمؤمنان حال شما چگونه است؟ امام(عليه السلام)فرمود: بيمار مى گردد و در حالى (يا در جايى) كه خود را در امان مى بيند مرگ دامانش را مى گيرد.

 

شرح و تفسير

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به سه نكته مهم در پاسخ سؤالى كه كسى از آن حضرت پرسيد حال شما اى اميرمؤمنان چگونه است؟ اشاره كرده، مى فرمايد: «چگونه خواهد بود حال كسى كه با بقاى خود فانى مى شود و با سلامت خود بيمار مى گردد و در حالى (و در جايى) كه خود را در امان مى بيند مرگش فرا مى رسد»; (وَقِيلَ لَهُ(عليه السلام)كَيْفَ نَجِدُكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقال(عليه السلام): كَيْفَ يَكُونُ حَالُ مَنْ يَفْنَى بِبَقَائِهِ، وَيَسْقَمُ بِصِحَّتِهِ وَيُؤْتَى مِنْ مَأْمَنِهِ). دليل اينكه چگونه انسان با بقائش فانى مى شود روشن است، زيرا عمر انسان هر قدر طولانى باشد بالاخره محدود است و هر ساعتى كه از عمر او مى گذرد يك گام به پايان عمر و فنا نزديك تر مى شود درست مانند سرمايه دارى كه هر روز مبلغى از سرمايه خود را هزينه مى كند بى آنكه درآمدى به جاى آن داشته باشد كه درباره او مى توان گفت با استفاده از سرمايه اش، مفلس و تنگدست خواهد شد. اما اين كه انسان چگونه به سبب سلامتش بيمار مى شود از اين نظر است كه سلامتى انسان به سبب كار كردن منظم تمام دستگاه هاى بدن است; ولى همين كار كردن منظم آن را تدريجاً فرسوده مى كند و انواع اختلالات روى مى دهد و سرانجام از كار باز مى ايستد. راز اينكه چگونه انسان از محل امنش آسيب مى پذيرد آن است كه عوامل آسيب پذيرى در درون وجود خود انسان پنهان است. ناگهان با اختلالى كه در يكى از رگ هاى قلب يا مغز رخ مى دهد سكته قلبى يا مغزى به او عارض مى شود و او را نيمه جان مى سازد و يا به جهان ديگر مى فرستد. قرآن مجيد در آيات مختلف به اين نكات اشاره كرده، در يك جا مى فرمايد: (أيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكَكُمُ الْمَوْتَ وَلَوْ كُنْتُمْ فى بُرُوج مُشَيَّدَة); هر جا باشيد مرگ به سراغ شما مى آيد هرچند در دژهاى محكم باشيد». در جاى ديگر مى فرمايد: (وَالْعَصْرِ * إنَّ الاْنْسانَ لَفِى خُسْر); قسم به عصر كه انسان (پيوسته) در حال خسران و زيان كردن است». در همين كلمات قصار، حكمت 74، آمده بود كه «نَفْسُ الْمَرْءِ خَطاهُ إلى أجَلِهِ; نفس هاى انسان گام هاى او به سوى مرگ است (هر نفسى كه مى كشد يك گام به مرگ نزديك تر مى شود.) احتمال ديگر در تفسير جمله هاى حكيمانه بالا هست كه انسان به هنگام بقا و سلامتى جسم، چه بسا از خطرات غافل مى شود و اين بقا و سلامتى او را به فنا و بيمارى مى كشاند، چرا كه عامل بسيارى از اين حوادث ناگوار، غفلت به هنگام توانايى و تندرستى است. همچنين انسان در محل امن خود غالباً احتياط را از دست مى دهد و گاه همان محل امن تبديل به محل خطر بزرگى مى شود و يا اين كه انسان به افرادى كاملاً اطمينان مى كند و همه چيز خود را به دست آن ها مى سپارد، ناگهان از همان ها ضربه مى خورد; ولى تفسير اول مناسب تر است.

دوشنبه, 28 آذر 1401 10:12

شرح آیه 210 سوره مبارکه بقره

210- هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ

210- آیا (پیروان فرمان شیطان، پس از این همه نشانه ها) انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه هایى از ابرها به سوى آنان بیایند (و دلایل تازه اى در اختیارشان بگذارند؟!) درحالى که آنچه لازم بوده انجام شده، و همه امور به سوى خدا باز مى گردد.

انتظار بى جا و نامعقول

این آیه، گر چه از آیات پیچیده قرآن به نظر مى رسد، لکن دقت روى تعبیرات آن، ابهام را بر طرف مى سازد.

در اینجا روى سخن به پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، و در واقع به دنبال بحث آیه قبل، که مى فرمود: آیا این همه نشانه ها و دلایل روشن براى جلوگیرى از لغزش آدمى و رهائى او از چنگال عدو مبین، یعنى شیطان کافى نیست؟ خداوند در این آیه مى فرماید: «آیا آنها انتظار دارند که خداوند و فرشتگان در سایه هاى ابرها به سوى آنها بیایند» و دلایل دیگرى در اختیارشان بگذارند با این که چنین چیزى محال است و به فرض که محال نباشد، چه ضرورتى دارد (هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّ أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللّهُ فی ظُلَل مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِکَةُ).(1)

«در حالى که کار پایان یافته است» (وَ قُضِیَ الأَمْرُ).

در این که منظور از پایان یافتن کار، چیست؟

مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان»، آن را به معنى پایان یافتن حساب انسان ها در قیامت و قرار گرفتن اهل بهشت، در بهشت، و اهل دوزخ، در دوزخ مى داند،(2) و به این ترتیب، ناظر به آخرت خواهد بود.

در حالى که ظاهر آیه، مربوط به این جهان است، بنابراین بعید نیست اشاره به نزول عذاب الهى به کافران لجوج باشد، که در کلام «طبرسى» و دیگران نیز به عنوان یک احتمال آمده است.(3)

و نیز ممکن است: اشاره به پایان گرفتن کار تبلیغ و بیان همه حقایق باشد که در آیه قبل، تحت عنوان بیّنات به آن اشاره شده بود، و با وجود این، دیگر انتظار آنها، بى معنى است و به فرض محال که ممکن باشد خداوند و فرشتگان نزد آنها حضور یابند، نیازى به آن احساس نمى شود; زیرا همه چیز براى هدایت آنها به قدر کافى در اختیارشان قرار داده شده، و مطابق این تفسیر، هیچگونه تقدیرى در آیه وجود ندارد، و عین الفاظ آیه گویاست، بنابراین استفهام موجود در آیه، انکارى مى باشد!

ولى جمعى از مفسران، استفهام را انکارى ندانسته و آن را یک نوع تهدید براى گنهکاران و کسانى که پیروى از برنامه هاى شیطانى کرده اند، مى دانند، خواه این تهدید، تهدید به عذاب آخرت باشد یا دنیا، و لذا قبل از کلمه «اللّه»، کلمه «أَمْرُ» را مقدر مى دانند که روى هم رفته معنى آیه چنین مى شود: «آیا اینها، با این

 

اعمالشان مى خواهند، امر خدا و فرشتگان او براى مجازات و عذابشان، فرا رسد و به عذاب دنیا یا آخرت گرفتار شوند، و به کار آنها خاتمه داده شود»؟

ولى تفسیرى که در بالا گفته شد، مناسب تر به نظر مى رسد، و نیاز به تقدیر هم ندارد.

کوتاه سخن این که: درباره آیه سه تفسیر وجود دارد:

1 ـ منظور آن است که: خداوند به قدر کافى اتمام حجت کرده، و نباید افراد لجوج در انتظار این باشند که خدا و فرشتگان نزد آنها آیند و حقایق را بازگو کنند که این امر، محال است، و اگر هم ممکن بود نیازى به آن نبود.

2 ـ منظور این است که: آیا آنها با این لجاجت در عدم ایمان، در انتظار این هستند که فرمان عذاب الهى و فرشتگان عذاب فرا رسند و آنها را ریشه کن سازند؟.

3 ـ منظور این است که: آیا آنها با این کار خود در انتظارند قیامت بر پا شود و فرمان عذاب، همراه فرشتگان الهى فرا رسد و به حساب همگى رسیدگى گردد، و به کیفر خود گرفتار شوند؟.(4)

تعبیر به ظُلَل مِنَ الْغُمامِ: «در سایه هاى ابرهاى سفید» بنابر تفسیر دوم و سوم ـ به گفته بسیارى از مفسران ـ اشاره به این است که عذاب الهى به طور ناگهانى همچون ابرها بر سر آنها سایه افکن مى شود و مخصوصاً از آنجا که انسان با مشاهده ابر، انتظار ریزش باران رحمت را دارد، هنگامى که عذابى به صورت صاعقه و مانند آن از آن فرود آید دردناک تر است (توجه داشته باشید عذاب بعضى از اقوام پیشین نیز به صورت صاعقه هائى بود که از ابرها فرود آمد).(5)

اما بنابر تفسیر اول، ممکن است اشاره به عقیده خرافى کفار باشد که گمان مى کردند خداوند گاهى از آسمان نازل مى شود، در حالى که ابرها بر او سایه افکن مى باشند.(6)

و در پایان آیه، مى فرماید: «و همه کارها به سوى خدا باز مى گردد» (وَ إِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ).

امور مربوط به ارسال پیامبران، نزول کتاب هاى آسمانى و تبیین حقایق به او بازگشت مى کند همان گونه که امر حساب و مجازات و کیفر و پاداش به او باز مى گردد.

* * *

 
نکته:

رؤیت خداوند غیر ممکن است!

بى شک مشاهده حسى تنها در مورد اجسامى صورت مى گیرد که داراى رنگ و مکان و محل است، بنابراین، در مورد ذات خداوند که مافوق زمان و مکان است معنى ندارد.

ذات پاک او، نه در دنیا با این چشم دیده مى شود و نه در آخرت، دلایل عقلى این مسأله به قدرى روشن است که ما را از شرح و بسط بى نیاز مى کند.

ولى با این حال، متأسفانه جمعى از دانشمندان اهل سنت، به استناد بعضى از احادیث ضعیف، و پاره اى از آیات متشابه اصرار بر این دارند که خداوند در قیامت با همین چشم دیده مى شود، در قالب جسمى در مى آید و داراى رنگ و مکان است و بعضاً آیه مورد بحث را ناظر به این معنى دانسته اند و شاید توجه به این حقیقت ندارند که چه مفاسد و مشکلاتى از این رهگذر به وجود مى آید.

البته مشاهده خداوند با چشم دل، هم در این جهان ممکن است و هم در جهان دیگر، و مسلماً در قیامت که ذات پاک او ظهور و بروز قوى ترى دارد این مشاهده قوى تر خواهد بود.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که در پاسخ این سؤال: «آیا خداوند در قیامت دیده مى شود»؟

فرمود: منزه است خداوند از چنین چیزى و بسیار منزه است، سپس افزود: إِنَّ الأَبْصارَ لاتُدْرِکُ إِلاّ ما لَهُ لَوْنٌ وَ کَیْفِیَّةٌ وَ اللّهُ خالِقُ الأَلْوانِ وَ الْکَیْفِیَّةِ: «چشم ها جز چیزهائى که داراى رنگ و کیفیت است نمى بیند در حالى که خداوند خالق رنگ ها و کیفیت ها است».(7)-(8)

* * *


1 ـ «ظُلَل» جمع «ظُلَّة» (بر وزن قلّه) به هر چیزى گفته مى شود که سایه افکن باشد و «غَمام» به معنى ابر است و در اینجا معنى جنسى دارد.

2 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 7، صفحه 68.

3 ـ روایتى نیز در این مورد و در تفسیر این آیه وارد شده است که احتمال فوق را تأئید مى کند.

تفسیر «امام حسن عسکرى(علیه السلام)»، صفحات 629 و 630، حدیث 367 (مدرسه امام مهدى(علیه السلام)) ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحات 281 و 282، حدیث 5.

4 ـ در تفسیر اول تقدیرى نیست و در تفسیر دوم و سوم کلمه «أَمْرُ» قبل از «اللّه» باید تقدیر گرفته شود.

5 ـ به آیه 189 سوره «شعرا» و تفسیر آن در جلد 15 تفسیر «نمونه» مراجعه شود.

6 ـ به آیه 189 سوره «شعرا» و تفسیر آن در جلد 15 تفسیر «نمونه» مراجعه شود.

7 ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 753 ـ «بحار الانوار»، جلد 4، صفحه 31، حدیث 5، و صفحه 54، حدیث 31 ـ «امالى صدوق»، صفحه 410، حدیث 3 (انتشارات کتابخانه اسلامیه) ـ «روضة الواعظین»، جلد 1، صفحه 34 (انتشارات رضى قم).

8 ـ درباره عدم امکان رؤیت خداوند در دنیا و آخرت ذیل آیات مختلف تفسیر «نمونه» از جمله در جلد پنجم، ذیل آیه 103 سوره «انعام» (لا تُدْرِکُهُ الأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الأَبْصارَ) شرح کافى داده شده و از آن مشروح تر در جلد چهارم «پیام قرآن» از صفحه 221 تا 250 بحث شده است.

.....................

تفسیر نمونه

شنبه, 26 آذر 1401 12:35

دانلود کتاب + PDF

نسخه PDF رایگان کتاب «پرسمان معاد» از سوی انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان منتشر شد.

این کتاب، کاری از نمایندگی مرکز ملّی پاسخگویی به سؤالات دینی در اصفهان میباشد.

شنبه, 26 آذر 1401 09:36
این استاد اخلاق با اشاره به اینکه حساب و کتاب آخرت بسیار دقیق و سخت است گفت: شیطان انسان را رها نمی کند قسم خورده است که او را ریشه کن کرده و نابود کند یعنی در دنیا و آخرت او را دچار عذاب الهی کند.

به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، آیت‌الله محمد علی جاودان استاد اخلاق در مسجد امام خمینی(ره) بازار به سخنرانی پرداخته و گفت: انسانی که خدا را قبول نداشته باشد شوم است و برکت را از خانه می برند.

وی افزود: کسانی که در دینداری و توحید بر همه سبقت گرفتند آینده خطرناکی نخواهند داشت و گذشته آنها هم اصلاح خواهد شد. آنها همواره مراقب هستند که گناه نکنند و در انجام واجبات باشند. برای چنین افرادی در دنیا بشارت می آید.

آیت‌الله جاودان با بیان اینکه فرمایشات الهی قطعی است و خوبی نتیجه خوب دارد، اظهار کرد: کسانی که ایمان آوردند و تقوی پییشه کردند برای آنها در آخرت غم و اندوهی نخواهد بود.

این استاد حوزه علمیه بیان کرد: شیطان انسان را رها نمی کند قسم خورده است که او را ریشه کن کرده و نابود کند یعنی در دنیا و آخرت او را دچار عذاب الهی کند. 

وی با بیان اینکه حساب و کتاب آخرت بسیار دقیق است، ابراز کرد: روسای خوارج پس از پیامبر(ص) از دین خارج  شدند در حالی که زیر پرچم پیامبر(ص) نماز می‌خوانند و در جنگ های او شرکت کرده بودند. همواره مراقب باشیم که از دین الهی خارج نشویم.

آیت‌الله جاودان افزود: آخر عمر پیامبر(ص) حضرت مکرر فرمودند که برای من قلم و کاغذ بیاورید که چیزی بنویسم که پس از آن گمراه نشوید اما اجازه ندادند. خلیفه دوم پس از پیامبر اصحاب را قسم داد که هر نوشته از پیامبر دارند بیاورند. همه میراث پیامبر(ص) را جمع کرده و آتش زد. خلیفه سوم هم قرآن های تفسیر دار زمان پیامبر(ص) را جمع کرده و سوزاند. 


این استاد اخلاق ادامه داد: امیر مومنان(ع) در کتابی به نام جامع تمام دستورات احکام اسلام را نوشتند که از میراث های نبوت است. اصحابی مثل سلمان، ابوذر و مقداد می دانستند که پیامبر(ص) هر چه می گوید از طرف خداست و از غیب خبر می دهد و یک کلمه از خود نمی گوید. تعداد آنها بسیار کم و فقط ۴۰ نفر بودند.

شنبه, 26 آذر 1401 09:33
مدیرعامل اتحادیه کشوری مؤسسات و تشکل‌های قرآن و عترت گفت: از نمایندگان ملت در مجلس انتظار داریم که تکلیف‌ اعتبارات اتحادیه را مشخص کنند. چگونه است که برای بنیاد دعبل خزایی ردیف اعتباری تعیین شده است، ولی برای اتحادیه‌ای با سه هزار مؤسسه، اعتباری مبذول نشده است؟

انجم‌شعاع درباره برخی از این مشکلات گفت: اتحادیه فعلی که مسئولیت حل و فصل مشکلات مؤسسات را دارد با عمر حدود دو سال و چند ماه، تقریباً نوپاست. این اتحادیه پس از کشمکش‌های قبلی دو اتحادیه گذشته شکل گرفت تا پشتوانه خوبی برای مؤسسات قرآنی باشد و همدلی و وفاق مطلوبی بین دو هیئت مدیره قبلی و هیئت مدیره فعلی (که ترکیبی از دو هیئت مدیره قبلی اتحادیه‌ها است) ایجاد شده و تمام دوستان همتشان بر حل مشکلات قابل توجه مؤسسات قرآنی است.

وی ادامه داد: سه هزار و ۳۳۰ مؤسسه قرآنی و بیش از ۷۰۰ شعبه در سامانه ثبت‌نام کرده‌اند، البته این آمار به غیر از مهدهای قرآنی و مراکز شبانه‌روزی و مدارس حفظ قرآن (آموزش حفظ در کنار آموزش دروس و سرفصل‌های هر پایه تحصیلی) است.

انجم‌شعاع با تأکید بر اینکه مجموعه‌ای با این زیرساخت بزرگ در خدمت نظام قرآنی کشور است، افزود: بخشی از این مشکلات ناشی از دوره فترتی بود که دو اتحادیه درگیر ادغام بودن و عمده وقت دوستان مصروف فرایند ادغام شد و یک بخش دیگر مربوط به آثاری است که دوره کرونا به مجموعه‌های قرآنی تحمیل کرد. روزی که مسئولیت اتحادیه توسط اینجانب پذیرفته شد، گزارش دو دستگاه این بود که بالای ۶۰۰ مؤسسه یا تعطیل شده‌اند یا در شُرف تعطیلی هستند یا تعلیق فعالیتشان را به دستگاه‌های حاکمیتی اعلام کردند.

مدیرعامل اتحادیه کشوری مؤسسات و تشکل‌های قرآن و عترت افزود: بخش قابل توجهی از فعالیت مؤسسات قرآنی در فضای حقیقی بود و طی ایام کرونا امکان یا آمادگی حضور در فضای مجازی را نداشتند، بنابر این نخستین مشکل پس از کرونا، مشکل مکان مؤسسات است، چراکه امکان استقرار در مکان‌های قبلی برای مؤسسات قرآنی سلب شد.

وی تصریح کرد: برای سهولت و حل مشکل اورژانسی مکان مؤسسات، مکاتبه و تفاهم‌نامه‌هایی با سازمان اوقاف و امور خیریه برای بهره‌مندی از ظرفیت فرهنگی کشور چون مساجد، هیئات مذهبی و بقاع متبرکه منعقد شد. در این زمینه آنگونه که انتظار داشتیم ساختار مساجد به دلیل تکثر دستگاه‌های متولی امور مساجد، همکاری‌های لازم را نداشتند، چنانکه در روایات آمده است «اِنّما نُصِبَتِ المَساجِدُ لِلقُرآن؛ مساجد را برای قرآن بنا کرده‌اند» و مقام معظم رهبری نیز امسال در بیاناتشان مساجد را به عنوان پایگاه‌های فرهنگی خطاب کردند.

مدیرعامل اتحادیه کشوری مؤسسات قرآنی بیان کرد: همچنین در نظر داشتیم تا از فضای مدارس در شیفت دوم استفاده کنیم و طی جلسه‌ای که امروز صبح با دوستان در آموزش و پرورش داشتیم، مقرر شد تا فضای مدارس در شیفت دوم به صورت آزمایشی در چند استان در اختیار مؤسسات قرآنی قرار گیرد تا مشکل مکان‌های مؤسسات به صورت اورژانسی حل شود.

انجم‌شعاع درباره چرایی عدم استقبال از این فضا‌ها از سوی مؤسسات اضافه کرد: علت این عدم استقبال از فضای بقاع متبرکه به دلیل این است که فضای بقاع در خارج از شهر یا در مکان‌هایی است که قرآن‌آموزان دائمی ندارد، بلکه در ایام مناسبتی شاهد حضور مخاطبان در آنجا هستیم.  

مدیرعامل اتحادیه کشوری مؤسسات و تشکل‌های قرآن و عترت با اشاره به اینکه از دیگر دغدغه‌های مؤسسات موضوع بیمه قرآنی و دیگری بحث مالیات است، بیان کرد: با وجود جلسات با رئیس سازمان امور مالیاتی کشور اما هنوز مؤسسات و تشکل‌های قرآنی با وجود قانون معافیت مالیاتی چاره‌ای جز تنظیم دفاتر و اظهارنامه مالیاتی ندارند. تکمیل اظهارنامه مالیاتی نیازمند استخدام و بکارگیری حسابرس آگاه با هزینه‌های گزاف است.

وی ادامه داد: طی جلسات متعدد و مراودات با دوستان در سازمان امور مالیاتی و کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی و سایر نمایندگان مقرر شد در صورت امکان، شرایطی فراهم شود تا مؤسساتی که اساساً در راه دین و قرآن هستند، فقط با ارائه اسناد بتوانند مشکلشان را حل کنند که امیدواریم با رایزنی‌ها و مراودات در آینده به نتایج مطلوب برسیم.

انجم‌شعاع درباره مشکل بیمه معلمان قرآن اظهار کرد: در بحث بیمه، مشکل اساسی ما باقی ماندن سهم کارفرما است. روزی که مدیر مؤسسه تبرکاً فعالیت قرآنی خود را شروع کرده است، فکر نمی‌کرد روزی به عنوان کارگاه اقتصادی دیده می‌شود و تمام قانون تجارت از پرداخت سهم کارفرما تا مالیات و ... بر آن بار می‌شود.

وی درباره تعداد بیمه‌شدگان در صندوق هنرمندان و فعالان قرآنی تصریح کرد: طبق آخرین آمار حدود ۱۰ هزار و ۸۰ نفر عضو صندوق هنرمندان هستند که از این تعداد شش هزار و ۲۰۰ نفر بیمه شدند و خوشبختانه عزیزان وزارت ارشاد در جلسه اخیر شورای توسعه فرهنگ قرآنی و جلسه امروز که داشتیم اعلام کردند، ظاهرا سقف و محدودیتی گذشته برداشته شده است بنابراین قرآنیان متقاضی صندوق هنرمندان با چارچوب‌ها و شرایط مشخص شده، ولی بدون محدودیت کمی (براساس ثبت‌نام‌های انجام شده در سامانه حمد) می‌توانند به عضویت این صندوق درآیند.

مدیرعامل اتحادیه کشوری با اشاره به اینکه براساس آمار اولیه در ساختار مردم‌نهاد ۲۷ هزار و ۲۰۰ معلم قرآن داریم، افزود: البته باید گفت تعدادی از معلمان بیمه هستند و سن تعدادی از معلمان از ۵۰ سال عبور کرده است که امکان بیمه آنها نیست. بنابر این عدد اولیه ۳۰ هزار نفر (با گستره دامنه بخش مردمی از بسیج و خانه‌های قرآن و ...) را متقاضی بیمه داریم.

انجم‌شعاع گفت: بر همین اساس در بهمن‌ماه ۱۴۰۰ طی تعامل با صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر قرارداد بیمه ۳۰ هزار معلم را منعقد کردیم که تا ۵۰ هزار نفر نیز قابل تعمیم است. برخلاف عنوان روستائیان، بیمه این صندوق شامل مشاغل فصلی (که در دولت مصوب شده) می‌شود، بنابر این برای مؤسسات قرآنی از قانون مشاغل فصلی استفاده شده است و تا این لحظه بیش از دو هزار و ۲۰۰ نفر کار بیمه آنها در این صندوق انجام شده است.

وی درباره تفاوت بارز بیمه اجتماعی با صندوق هنرمندان گفت: بیمه‌گر در صندوق هنرمندان موظف به پرداخت حدود ۴۰۰ هزار تومان است و دولت هم همین مقدار را پرداخت می‌کند و دفترچه درمانی آن نیز بیمه تأمین اجتماعی است، اما بیمه‌گر در صندوق اجتماعی موظف به پرداخت ۱۳۳ هزار تومان است که دوبرابر این مبلغ را دولت به صندوق پرداخت می‌کند. معلمان و مدیران قرآنی بدانند که در صورت عضویت در هر صندوق، می‌توانند سابقه بیمه خود را با پرداخت مابه تفاوتی به صندوق دیگر منتقل کنند.

مدیرعامل اتحادیه کشوری مؤسسات و تشکل‌های قرآن و عترت در پاسخ به سؤالی درباره عدم کارآیی بیمه برای بازنشستگی و چگونگی وضعیت بیمه تکمیلی؟ اظهار کرد: صندوق هنرمندان شامل از کارافتادگی و بازنشستگی و بیمه تکمیلی می‌شود. اما در کارگزاری بیمه صندوق اجتماعی که در اتحادیه کشوری مستقر است سعی شده است تا بدون محدودیت و پس از تأیید درخواست‌ها از سوی اتحادیه‌های استانی حتی خانه‌های قرآن نیز به امر بیمه مربیان خود بپردازند.

وی ادامه داد: حتی تدابیری اندیشیده شده است تا یک معلم قرآن در مسجد در صورت دارا بودن مدارک مثبته یا نامه‌ای از سوی امام جماعت مسجد، درخواست عضویت در این صندوق بیمه‌ای را ارائه کند. متقاضیان برای اطلاع از شرایط می‌توانند با دفتر بیمه مستقر در اتحادیه با شماره ۴-۸۸۳۸۳۳۴۱ از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۶ تماس بگیرند.

انجم‌شعاع درباره چگونگی اعتبارات و تخصیص اعتبارات به اتحادیه ادامه داد: بخش قابل توجه از اعتبارات منشور توسعه فرهنگ قرآنی پس از تصویب در کمیته تخصیص به اتحادیه واگذار می‌شود، اما باید گفت در دو سال گذشته، یک مورد تخصیص صادر شد و سایر اعتبارات مربوط به بخشی از سال ۹۹ و اعتبارات سال ۱۴۰۰ هنوز داده نشده است.  

وی تأکید کرد: انتظار ما از مجلس محترم این است که تکلیف‌ اعتبارات اتحادیه را مشخص کنند، چگونه است که برای بنیاد دعبل خزایی ردیف مشخص شده است، اما برای اتحادیه قرآنی با سه هزار مؤسسه نباید ردیف اعتباری مشخص شود؟ درخواست ما این است که حداقل ۵۰ درصد از اعتبارات منشور در اختیار اتحادیه قرار گیرد.

یادآور می‌شود، برنامه افق، كاری از گروه اطلاع‌رسانی رادیو قرآن به تهیه‌كنندگی محبوبه کلانتر و كارشناسی و اجرای جواد نصیری با هدف پیگیری مطالبات رهبری از جامعه قرآنی، بررسی و آسیب‌شناسی فعالیت‌های قرآنی كشور، ارائه گزارش از برنامه‌های مختلف قرآنی در سطح كشور و گفت‌وگو با مسئولان قرآنی، روزهای شنبه از ساعت ۱۴:۱۵ الی ۱۵:۰۰ از شبكه رادیویی قرآن موج FM رديف ۱۰۰ مگاهرتز بر روی آنتن می‌رود.

.................

ایکنا

شنبه, 26 آذر 1401 09:26

شرح آیات 208 و 209 سوره مبارکه بقره

208- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ

209- فَإِن زَلَلْتُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

208- اى کسانى که ایمان آورده اید; همگى (در پرتو ایمان) در صلح و آشتى درآیید! و از گامهاى شیطان، پیروى نکنید; که او دشمن آشکار شماست.

209- و اگر بعد از (این همه) نشانه هاى روشن، که براى شما آمده است، لغزش کردید (و گمراه شدید)، بدانید (گریزى از مجازات الهى نخواهید داشت،) زیرا خداوند، توانا و حکیم است.

اسلام آئین صلح و صفاست

بعد از اشاره به دو گروه (گروه مؤمنان بسیار خالص و منافقان مفسد) در آیات گذشته، همه مؤمنان را در نخستین آیه مورد بحث مخاطب ساخته، مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! همگى در صلح و آشتى در آئید» (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً).

«سِلْم» و «سلام»، در لغت به معنى صلح و آرامش است و بعضى آن را به معنى اطاعت تفسیر کرده اند، و این آیه همه افراد با ایمان را به صلح و سلام و تسلیم بودن در برابر فرمان خدا دعوت مى کند.

از مفهوم این آیه چنین استفاده مى شود: صلح و آرامش تنها در پرتو ایمان امکان پذیر است، و تنها به اتکاء قوانین مادى هرگز جنگ، ناامنى و اضطراب از دنیا بر چیده نخواهد شد; زیرا عالم ماده، و علاقه به آن، همواره سرچشمه کشمکش ها و تصادم ها است، و اگر نیروى معنوى ایمان، آدمى را کنترل نکند، صلح غیر ممکن است.

بلکه مى توان گفت: از دعوت عمومى این آیه، که همه مؤمنان را بدون استثناء از هر زبان و نژاد و منطقه جغرافیائى و قشر اجتماعى، به صلح و صفا دعوت مى کند، استفاده مى شود: در پرتو ایمان به خدا، تشکیل حکومت واحد جهانى که صلح در سایه آن همه جا آشکار گردد، امکان پذیر است.

اصولاً در مقابل عوامل پراکندگى (زبان و نژاد و...) یک حلقه محکم اتصال در میان قلوب بشر لازم است، و این حلقه اتصال، تنها ایمان به خداست که ما فوق این اختلافات است.

ایمان به خدا، و تسلیم در برابر فرمان او، نقطه وحدت جامعه انسانیت، و رمز ارتباط اقوام و ملت ها است، و نمونه جالبى از آن را در مراسم حج مى توان مشاهده کرد که چگونه انسان هایى با رنگ هاى مختلف، از نژادهاى متفاوت و داراى زبان، قومیت و منطقه جغرافیائى ناهماهنگ، همگى برادروار در کنار هم قرار گرفته و در آن مراسم بزرگ روحانى شرکت دارند، و در نهایت صلح و صفا به هم مى نگرند، و اگر آن را با نظامى که بر کشورهاى فاقد ایمان به خدا، حاکم است ـ که چگونه ناامنى از نظر جان و مال و عرض و ناموس، حاکم مى باشد ـ مقایسه کنیم، تفاوت میان جوامع با ایمان و بى ایمان از نظر سلم و صلح و سلام و آرامش، روشن مى شود.

این احتمال نیز در تفسیر آیه داده شده است که: بعضى از اهل کتاب (یهود و نصارى) هنگامى که وارد اسلام مى شدند، به بعضى از عقاید یا برنامه هاى پیشین خود وفادار بودند، لذا به آنها دستور داده شد: با تمام وجود وارد اسلام شوید و در برابر تمام دستورات تسلیم باشید.(1)

آن گاه مى افزاید: «از گام هاى شیطان پیروى نکنید که او دشمن آشکار شما است» (وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ).

همان گونه که در تفسیر آیه 168 همین سوره، اشاره شد، بسیارى از انحرافات و وسوسه هاى شیطانى به صورت تدریجى انجام مى گیرد، و هر مرحله، در حقیقت گامى از گام هاى شیطان است.

«خُطُوات» جمع «خُطْوَة» (بر وزن سفره) به معنى گام و قدم است، در اینجا نیز این حقیقت تکرار شده که انحراف از صلح و عدالت، و تسلیم شدن در برابر انگیزه هاى دشمنى و عداوت و جنگ و خونریزى از مراحل ساده و کوچک شروع مى شود، و به مراحل حاد و خطرناک، منتهى مى گردد، و مطابق ضرب المثل معروف عرب: إِنَّ بَدْوَ الْقِتالِ اللِّطامِ: «آغاز جنگ یک سیلى است»(2) گاهى یک حرکت کوچک از روى عداوت، آتش جنگ ویرانگرى را بر مى انگیزد، لذا افراد با ایمان که مخاطب این آیه اند، باید از همان آغاز بیدار باشند و جرقه هاى کوچک عداوت و دشمنى را خاموش سازند.

قابل توجه این که این تعبیر، پنج بار در قرآن مجید آمده، و در موارد مختلفى روى آن تکیه شده است.

بعضى از مفسران نقل کرده اند: «عبداللّه بن سلام» و یارانش که یهودى بوده، اسلام را پذیرا شده بودند از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) اجازه مى خواستند «تورات» را در نماز بخواند، و به پاره اى از دستورات آن عمل کنند، آیه فوق نازل شد و آنها را از پیروى خُطُواتِ الشَّیْطان، نهى کرد.(3)

این شأن نزول نیز، نشان مى دهد: شیطان گام، به گام در انسان نفوذ مى کند و باید در همان گام هاى نخستین، در برابر او ایستاد تا به مراحل خطرناک نرسد.

جمله «إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» متضمن استدلال زنده و روشنى است، مى گوید: دشمنى شیطان با شما چیزى مخفى و پوشیده نیست، او از آغاز آفرینش آدم، براى دشمنى با او کمر بسته و سوگند یاد کرده است اگر بتواند، همه را جز مُخْلَصین که از تیررس او به دورند، گمراه کند، با این حال چگونه تسلیم وسوسه هاى او مى شوید؟

* * *

در آیه بعد، به همه مؤمنان هشدار مى دهد: «اگر بعد از (این همه) نشانه ها و برنامه هاى روشن که به سراغ شما آمده، لغزش پیدا کنید، تسلیم وسوسه هاى شیطان شوید و گامى بر خلاف صلح و سلام بردارید بدانید (از پنجه عدالت خداوند فرار نتوانید کرد); چرا که خداوند توانا، شکست ناپذیر و حکیم است» (فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْکُمُ الْبَیِّناتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ).

برنامه روشن، راه روشن و مقصد هم معلوم است با این حال، جائى براى لغزش و قبول وسوسه هاى شیطانى نیست! اگر منحرف شوید، قطعاً مقصر خود شمائید و بدانید خداوند قادر حکیم شما را مجازات عادلانه خواهد کرد.

«بَیِّنات» به معنى دلایل روشن است و مفهوم گسترده اى دارد که هم دلایل عقلى را شامل مى شود و هم آنچه از طریق وحى یا معجزات براى مردم تبیین شده است.

* * *


1 ـ تفسیر «کبیر»، جلد 5، صفحه 207 ـ تفسیر «روح المعانى»، جلد 2، صفحه 97، ولى با توجه به این که «کافَّةً» اشاره به عموم مؤمنان است نه عموم دستورات اسلام، (در حقیقت حال است براى «الَّذِیْنَ آمَنُوا»، نه براى «السِّلْم») تفسیر اول صحیح تر به نظر مى رسد.

2 ـ این ضرب المثل از زبان امیر المؤمنین على(علیه السلام) در روایتى آمده است («وسائل الشیعه»، جلد 10، صفحات 98 و 100 ـ «بحار الانوار»، جلد 93، صفحات 289 و 291).

3 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 2، صفحه 832 (جلد 3، صفحه 22)، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 1، صفحه 422، ذیل آیه مورد بحث.

......................

تفسیر نمونه

چهارشنبه, 23 آذر 1401 13:44

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۳۹ - فراز ۹

فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لِنَفْسِي عَلَى ظُلْمِهَا نَفْسِي، وَ وَكِّلْ رَحْمَتَكَ بِاحْتَِمالِ إِصْرِي، فَكَمْ قَدْ لَحِقَتْ رَحْمَتُكَ بِالْمُسِيئِينَ، وَ كَمْ قَدْ شَمِلَ عَفْوُكَ الظَّالِمِينَ.

پس بر محمد و آل او درود فرست، و نفس مرا با اینکه به خود ستم کرده ببخش، و رحمتت را به برداشتن بار گرانم بگمار (براى آمرزش گناهانم مرا مشمول رحمت خود گردان) زیرا چه بسا رحمت تو به بدکاران رسیده و چه بسا عفو تو ستمکاران را فراگرفته.

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۶ - فراز ۱۷

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْفَظْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِينَا، وَ مِنْ خَلْفِنَا وَ عَنْ أَيْمَانِنَا وَ عَنْ شَمَائِلِنَا وَ مِنْ جَمِيعِ نَوَاحِينَا حِفْظاً عَاصِماً مِنْ مَعْصِيَتِكَ، هَادِياً إِلَى طَاعَتِكَ، مُسْتَعْمِلًا لِمحَبَّتِكَ.

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و ما را از (دامهاى شیطان و از هر پیشامدى در) پیش رو و پشت سر و از اطراف راست و چپ و از همه‏ ى جوانبمان نگهدارى کن، نگهدارى که از نافرمانى تو نگهدارنده و به طاعت و بندگى تو راهنما و براى دوستى به تو بکار برده شود.

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۳۷ - فراز ۱۳

ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصَاصَ فِيما أَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ الَّذِي يَقْوَى بِهِ عَلَى طَاعَتِكَ، وَ لَمْ تَحْمِلْهُ عَلَى الْمُنَاقَشَاتِ فِي الْآلَاتِ الَّتِي تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمَالِهَا إِلَى مَغْفِرَتِكَ، وَ لَوْ فَعَلْتَ ذَلِكَ بِهِ لَذَهَبَ بِجَمِيعِ مَا كَدَحَ لَهُ وَ جُمْلَةِ مَا سَعَى فِيهِ جَزَاءً لِلصُّغْرَى مِنْ أَيَادِيكَ وَ مِنَنِكَ، وَ لَبَقِيَ رَهِيناً بَيْنَ يَدَيْكَ بِسَائِرِ نِعَمِكَ، فَمَتَى كَانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئاً مِنْ ثَوَابِكَ؟ لَا مَتَى؟

سپس از او در آنچه از روزى تو خورده که به وسیله‏ ى آن بر طاعت و فرمانبریت توانائى یافته عوض نخواسته ‏اى، و او را در آلات و ابزار (قواى ظاهرى و باطنى و آنچه متعلق به پیکر انسان است) که به کار بردن آنها را وسیله‏ ى رسیدن به آمرزش تو قرار داده سختگیرى ننموده ‏اى، و اگر با او چنین رفتار مى ‏نمودى آنچه (عبادت و بندگى که) براى آن رنج کشیده و آنچه در آن کوشش نموده در برابر کوچکترین احسانها و نعمتهایت از دست رفته بود، و در نزد تو براى باقى نعمتهایت در گرو مى‏ بود (و چیزى نداشت که در برابر آنها بدهد تا از گرو رهائى یابد) پس (چون چنین است) کى چیزى از پاداش تو را سزاوار مى‏باشد؟! نه (سزاوار نمى‏باشد)! کى (سزاوار مى‏باشد)؟!.

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۴ - فراز ۳

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْهِمْنِي عِلْمَ مَا يَجِبُ لَهُمَا عَلَيَّ إِلْهَاماً، وَ اجْمَعْ لِي عِلْمَ ذَلِكَ كُلِّهِ تَمَاماً، ثُمَّ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تُلْهِمُنِي مِنْهُ، وَ وَفِّقْنِي لِلنُّفُوذِ فِيما تُبَصِّرُنِي مِنْ عِلْمِهِ حَتَّى لَا يَفُوتَنِي اسْتِعْمَالُ شَيْ‏ءٍ عَلَّمْتَنِيهِ، وَ لَا تَثْقُلَ أَرْكَانِي عَنِ الْحَفُوفِ فِيما أَلْهَمْتَنِيهِ.

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و دانستن آنچه درباره‏ ى ایشان بر من واجب است به من الهام نما و در دلم انداز، و آموختن همه‏ ى آن واجبات را بى‏ کم و کاست برایم فراهم آور، سپس مرا به آنچه که به من الهام مى ‏نمائى وادار، و براى انجام در آنچه به دانستن آن بینایم مى ‏سازى توفیقم ده، تا بجا آوردن چیزى از آنچه مرا به آن دانا گردانیده‏ اى از من فوت نگردد، و اندامم از خدمت در آنچه به من الهام نموده ‏اى سنگین نشود (سست نگشته بازنماند، چون حقوق پدر و مادر در زندگى و پس از مرگشان بر فرزند بیش از آنست که انسان آن را دریابد از این رو امام علیه ‏السلام از خداوند سبحان درخواست مى ‏نماید که آنها را به او الهام فرماید و به انجام آن موفق سازد، ابى ‏ولاد حناط گفته: از حضرت صادق علیه ‏السلام از قول خداى عزوجل و بالوالدین احسانا «و به پدر و مادر نیکوئى نمائید» پرسیدم: این احسان و نیکوئى چیست؟ فرمود: احسان آنست که با آنها خوشرفتارى نمائى، و اگر چیزى از تو خواستند هر چند بى‏ نیاز باشند آنها را نرنجانى، آیا خداوند عزوجل نمى ‏فرماید «س 3 ى 92(: لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون «هرگز نیکى را درنیابید تا آنکه از آنچه دوست مى ‏دارید انفاق کنید» پس از آن حضرت صادق علیه ‏السلام فرمود: و اما قول خداى عزوجل: اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما «و چنانکه یکى از آنها یا هر دو نزد تو پیر و سالخورده گردند (اُف : سخنى که به تنگ آمده باشى به ایشان مگو، و بانگ بر آنها مزن») اگر تو را نگران ساختند به آنها اُف مگو، و اگر تو را کتک زدند بانگ بر آنان مزن، و قل لهما قولا کریما «و با ایشان نیکو سخن گو» فرمود: اگر تو را کتک زدند به ایشان بگو: خدا شما را بیامرزد، که سخن نیکوى تو باشد، و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه «و از روى مهربانى با ایشان فروتنى نما» فرمود: چشمت را از نگاه کردن به آنها جز به مهربانى و نرمى پر مکن و صدایت را بر صداى آنها بلند مگردان و نه دستت را بر دست آنها و بر ایشان پیشى مگیر، و از آن حضرت علیه ‏السلام روایت شده: مردى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و گفت: من در جهاد رغبت داشته خواهان آن هستم، پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوى نزد خدا زنده بوده و روزى داده مى‏شوى، و اگر مردى پاداش تو بر خدا است، و اگر برگشتى از گناهان برگشته‏ اى چنانکه به دنیا آمده‏ اى، آن مرد گفت: یا رسول‏ الله من پدر و مادر سالخورده دارم که با من انس داشته نمى‏ خواهند به جهاد روم، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: با ایشان باش قسم به آنکه جان من به دست او است همدمى پدر و مادر به تو روز و شبى بهتر از یکسال جهاد است. این اخبار دلالت دارد به اینکه بیشتر حقوق پدر و مادر و نیکى به آنها را جز خدا و آنکه خدا به او آموخته نمى ‏داند)

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۹ - فراز ۷

وَ كَمْ مِنْ بَاغٍ بَغَانِي بِمَكَايِدِهِ، وَ نَصَبَ لِي شَرَكَ مَصَايِدِهِ، وَ وَكَّلَ بِي تَفَقُّدَ رِعَايَتِهِ، وَ أَضْبَأَ إِلَيَّ إِضْبَاءَ السَّبُعِ لِطَرِيدَتِهِ انْتِظَاراً لِانْتِهَازِ الْفُرْصَةِ لِفَرِيسَتِهِ، وَ هُوَ يُظْهِرُ لِي بَشَاشَةَ الْمَلَقِ، وَ يَنْظُرُنِي عَلَى شِدَّةِ الْحَنَقِ.

و چه بسیار ستمگرى که با مکر و فریبهایش به من ستم کرد، و دام شکارهایش را برایم برپا نمود، و جستجوى مراقبت و نگهبانیش را بر من گماشت (مراقب بود ببیند چه مى‏کنم و کجا هستم و به کجا مى‏روم) و در کمین من نشست مانند در کمین نشستن درنده و چشم به راه بودنش براى به دست آوردن فرصت و وقت مناسبى براى شکارش در حالى که خوشروئى و چاپلوسى را برایم آشکار مى‏ساخت، و با خشم سخت به من مى‏نگریست.

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۳ - فراز ۱۵

وَ مُشَيِّعِي الثَّلْجِ وَ الْبَرَدِ، وَ الْهَابِطِينَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ إِذَا نَزَلَ، وَ الْقُوَّامِ عَلَى خَزَائِنِ الرِّيَاحِ، وَ الْمُوَكَّلِينَ بِالْجِبَالِ فَلَا تَزُولُ.

و بر فرشتگانى که همراه برف و تگرگ ‏اند، و فرشتگانى که با دانه ‏هاى باران که مى ‏بارد فرود مى ‏آیند، و فرشتگانى که بر خزانه ‏هاى بادها زمام دارانند، و فرشتگانى که بر کوهها گماشته‏ اند تا از هم نپاشند (ناگفته نماند: بى‏ خبران و نادانان این سخنان را دور از نظر و اندیشه مى‏ دانند، ولى قبول آنها واجب است، زیرا مخبر صادق خبر داده و عقل هم دلیل قاطعى بر رد آن ندارد).

سه شنبه, 22 آذر 1401 14:07
حجت الاسلام والمسلمین انصاریان گفت:‌ انبیا الهی مردم را به سوی بندگی خدا دعوت می‌کردند البته تعداد کمی این دعوت را قبول کردند همان تعداد کم هم به مقامات مهم الهی و انسانی رسیدند.

به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام والمسلمین حسین انصاریان به مناسبت ایام فاطمیه در مسجد حضرت رسول اکرم به سخنرانی پرداخته و گفت:‌ انبیا الهی مردم را به سوی بندگی خدا دعوت می‌کردند البته تعداد کمی این دعوت را قبول کردند همان تعداد کم هم به مقامات مهم الهی و انسانی رسیدند.

وی افزود: کسانی که دعوت انبیا را قبول نکردند به خاطر شهوات بود که تصور می‌کردند به ضرر دنیا و آخرت آنها است. در خواسته های نامعقول احساس لذت می کردند و مانع می‌شد که دعوت انبیا را قبول کنند.

این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه ثروت و قدرت لذت خیالی است که مانع پذیرش دعوت انبیا است. عنوان کرد:‌ مانع دیگر تکبر و خود برتر بینی است، فرعون برای عدم پذیرش حضرت موسی(ع) می گفت اگر او شخص مهمی است چرا قدرت و ثروت ندارد. من با این همه ثروت و قدرت نمی توانم از موسی اطاعت کنم.

حجت الاسلام والمسلمین انصاریان با استناد به آیات قرآن کریم، بیان کرد:‌ خداوند درباره تکبر مالی قارون را مثال زده است، قارون معلم تورات بود، ثروتی هم که به دست آورده بود حلال بود؛ اما وقتی به او گفتند در اموال تو حق فقیر و مستحق وجود دارد نپذیرفت؛ زیرا اهل منیت بود. قارون گفت من این ثروت را با فکر خودم به دست آوردم و نمی توانم به دیگران بدهم.

وی با بیان اینکه شیطان هم به علت منیت بر انسان خاکی سجده نکرد. ابراز کرد: اموال عطا شده خداوند است؛ اما در اموال شما حق مستحق و فقیر هم وجود دارد. به شخص مستحق با زبان و نگاه در رفتار نکنید، زیرا او فرستاده خداست. ثروت فقط برای ما نیست ما جانشین خدا در اموال خود هستیم. خداوند رزق فقرا را در اموال اضافه ما قرار می دهد.

این استاد اخلاق با بیان اینکه دعای دیگران در حق انسان اثر دارد به خصوص اگر این دعا از طرف فقرا باشد. گفت: هنگام کرونا پزشک خبر قطعی مرگ مرا داده بود اما دعای مردم سبب شد من زنده بمانم.

وی ادامه داد: عیسی ابن مریم با اصحاب خود از درب منزلی که در آن عروسی بود رد می‌شدند؛ حضرت عیسی فرمودند عروس امشب می‌میرد، اما فردای آن روز عروس زنده بود چون داماد غذای عروسی خود را به فقیر گرسنه داد، خداوند مرگ حتمی عروس را برگرداند، صدقه و کمک قضای حتمی را برمی گرداند.

حجت الاسلام والمسلمین انصاریان در پایان خاطرنشان کرد:‌ منیت سبب می شد که بسیاری از مردم مطیع انبیا نشوند، طلحه و زبیر منافق نبودند اما تکبر و خواسته نامشروع سبب شد از امیر مومنان امام علی(ع) اطاعت نکنند.

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری