• آموزش قرآن
  • پربازدید

تقسیم ارزاق بین جامعه، آیت الله مکارم شیرازی،

دریافت فایل
زمان: 53 دقیقه
بیشتر...

تهور در راه سلوک،مرحوم آیت الله شجاعی-بارگزاری7

دریافت فایل صوتی

حجم: 6.5 MB

زمان: 56 دقیقه

بیشتر...

زندگی درسایه خدا و دین ، آیت الله العظمی مظاهری

دریافت فایل

حجم: 2 MB

زمان: 25 دقیقه

بیشتر...

قوت در دین، آیت الله مکارم شیرازی

دریافت فایل

حجم: 5 MB

زمان: 45 دقیقه

بیشتر...

دو قانون مهم اسلامى

شرح آیه 58 سوره مبارکه النساء

58- ۞ إِنَّ اللَّهَ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
4551
121611
152306673
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

سه شنبه, 22 آذر 1401 13:25

شرح آیه 207 سوره مبارکه بقره

207- وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

207- بعضى از مردم (با ایمان و فداکار، همچون على(علیه السلام)در «لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر(صلى الله علیه وآله)) جان خود را بخاطر خشنودى خدا مى فروشند; و خداوند نسبت به همه بندگان مهربان است.

مفسر معروف اهل تسنن «ثعلبى» مى گوید: هنگامى که پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله)تصمیم گرفت به «مدینه»مهاجرت کند، براى اداى دین هاى خود و تحویل دادن امانت هائى که نزد او بود على(علیه السلام) را به جاى خویش قرار داد و شب هنگام که مى خواست به سوى غار «ثَور» برود و مشرکان، اطراف خانه او را براى حمله به او محاصره کرده بودند، دستور داد على(علیه السلام) در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگى (بُرْد حَضْرَمى) که مخصوص خود پیغمبر بود روى خود بکشد، در این هنگام خداوند به «جبرئیل» و «میکائیل» وحى فرستاد:

من بین شما برادرى ایجاد کردم و عمر یکى از شما را طولانى تر قرار دادم کدام یک از شما حاضر است ایثار به نفس کند و زندگى دیگرى را بر خود مقدم دارد؟

هیچ کدام حاضر نشدند.

به آنها وحى شد، اکنون على(علیه السلام) در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده جان خویش را فداى او سازد، به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید.

هنگامى که جبرئیل بالاى سر و میکائیل پایین پاى على(علیه السلام) نشسته بودند جبرئیل مى گفت: «بَه، بَه آفرین بر تو اى على! خداوند به واسطه تو بر فرشتگان مباهات مى کند».

در این هنگام آیه فوق نازل گردید(1) و به همین دلیل آن شب تاریخى «لیلة المبیت» نامیده شده است.

«ابن عباس» مى گوید: این آیه هنگامى که پیغمبر از مشرکان کناره گرفته بود و به سوى غار مى رفت درباره على(علیه السلام) که در بستر پیغمبر خوابیده بود نازل شد.(2)

«ابو جعفر اسکافى» مى گوید: جریان خوابیدن على(علیه السلام) در بستر پیغمبر(صلى الله علیه وآله)به تواتر ثابت شده و غیر از کسانى که مسلمان نیستند و افراد سبک مغز آن را انکار نمى کنند.(3)-(4)

تفسیر:

فداکارى بزرگ در شب تاریخى هجرت

گر چه آیه فوق ـ همان طور که در شأن نزول آن ذکر شد ـ مربوط به ماجراى هجرت پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)، فداکارى على(علیه السلام) و خوابیدن او در بستر آن حضرت نازل شده، ولى همچون سایر آیات قرآن، مفهوم و محتواى کلى و عمومى دارد.

و در واقع نقطه مقابل چیزى است که در آیات قبل، در مورد منافقان وارد شده بود.

مى فرماید: «از میان مردم کسانى هستند که جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند، و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است» (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ).

آن گروه، مردمى خودخواه، خودپسند، لجوج و معاند بودند که از راه نفاق در بین مردم آبروئى کسب مى کردند، و در ظاهر خود را مؤمن و خیرخواه نشان مى دادند، اما کردارشان پرده از روى گفتارشان بر مى داشت; چرا که جز فساد در زمین و نابود کردن حرث و نسل کار دیگرى نداشتند.

ولى این گروه، تنها با خدا معامله مى کنند و هر چه دارند حتى جان خود را به او مى فروشند و جز رضا و خشنودى او چیزى خریدار نیستند.

و با فداکارى و ایثار آنهاست که امر دین و دنیا اصلاح، حق زنده و پایدار مى ماند، و زندگى انسان گوارا و درخت اسلام بارور مى گردد.

جمله «وَ اللّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» که در حقیقت، نقطه مقابل چیزى است که در آیات قبل درباره منافقان مفسد فى الارض آمده بود: (فَحَسْبُهُ جَهَنَّمَ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ)(5) ممکن است اشاره به این باشد که: خداوند در عین این که بخشنده جان به انسان است همان را خریدارى مى کند و بالاترین بها را که همان خشنودى خویش است به انسان مى پردازد.

قابل توجه این که فروشنده، «انسان» و خریدار «خدا» و متاع «جان» و بهاى معامله «خشنودى ذات پاک» اوست. در حالى که در موارد دیگرى بهاى این گونه معاملات را بهشت جاویدان و نجات از دوزخ ذکر کرده است مثلاً مى فرماید: إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ...: «خدا از مؤمنان جان ها و مال هایشان را خریدارى مى کند که بهشت از آن آنها باشد، در راه خدا پیکار مى کنند مى کشند و کشته مى شوند...».(6)

و شاید به همین جهت است که آیه مورد بحث با کلمه «مِنْ» تبعیضیه (وَ مِنَ النّاسِ) شروع شده یعنى تنها بعضى از مردم هستند که قادرند به این کار فوق العاده دست زنند، و تنها بهائى را که در مقابل ایثار جان طلب مى کنند، همان خشنودى خدا بوده باشد، ولى در آیه 111 سوره «توبه» که در بالا آوردیم همه مؤمنان به معامله با خدا، در برابر بهشت جاویدان دعوت شده اند.

این احتمال نیز در تفسیر جمله «وَ اللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ» و تناسب آن با آغاز آیه وجود دارد که، خدا مى خواهد این حقیقت را روشن سازد که وجود این چنین افراد وفادار و ایثارگر در میان مردم، از رأفت و مهربانى خدا نسبت به بندگانش سرچشمه گرفته; زیرا اگر چنین انسان هاى از خود گذشته در جوامع انسانى وجود نداشته باشند، ارکان دین و اجتماع فرو مى ریزد، ولى خداوند مهربان با این دوستان ایثارگر خود، جلو خرابکارى دشمنان را مى گیرد.

به هر حال، این آیه با توجه به شأن نزولى که مشروحاً گفته شد، یکى از بزرگترین فضایل على(علیه السلام) است که در اکثر منابع اسلامى آمده، و به قدرى چشمگیر است که «معاویه»، به خاطر دشمنى خاصى که با على(علیه السلام) داشت طبق روایتى از این فضیلت چنان ناراحت بود که «سمرة بن جندب» را با چهارصد هزار درهم تطمیع کرد که بگوید: این آیه درباره «عبدالرحمن بن ملجم»، قاتل على(علیه السلام)(طبق حدیث مجعولى) نازل شده، و آن منافق جنایت پیشه، نیز چنین کرد.(7)

ولى همان طور که انتظار مى رفت حتى یک نفر این حدیث مجعول را نپذیرفت.

* * *


1 ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحات 38، 39، 64 و 86، و جلد 36، صفحات 40 و 43.

2 ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحه 56، حدیث 16، و جلد 36، صفحه 41، حدیث 3، و صفحه 42، حدیث 5.

3 ـ همان طور که «ابن ابى الحدید» در «شرح نهج البلاغه»، جلد 13، صفحات 261 و 262 (چاپ کتابخانه آیة اللّه مرعشى نجفى، 1404 هـ ق) ذکر کرده است ـ «الغدیر»، جلد 2، صفحه 47 (دار الکتاب العربى).

4 ـ جلد دوم «الغدیر» صفحه 48 به بعد مى نویسد: «غزالى» در کتاب «احیاء العلوم»، جلد سوم، صفحه 238 و «گنجى» در کتاب «کفایة الطالب»، صفحه 114 و «صفورى» در «نزهة المجالس»، جلد دوم، صفحه 209 و «ابن صباغ مالکى» در کتاب «الفصول المهمة»، صفحه 33، «سبط ابن جوزى حنفى» در «تذکرة الخواص»، صفحه 21، «شبلنجى» در «نور الابصار»، صفحه 86 و «احمد» در «مسند»، جلد یک، صفحه 348 و «تاریخ طبرى»، جلد دوم، صفحات 99 تا 101، و «ابن سعد» در کتاب «الطبقات»، جلد 1، صفحه 212، و «ابن هشام» در «سیرة»، جلد دوم، صفحه 291 و «حلبى» در «سیره» خود و «تاریخ یعقوبى»، جلد دوم، صفحه 29 جریان «لیلة المبیت» را نقل کرده اند.

5 ـ بقره، آیه 206.

6 ـ توبه، آیه 111.

7 ـ داستان این معامله را «ابن ابى الحدید» در «شرح نهج البلاغه»، جلد 4، صفحه 73 نقل کرده است ـ «بحار الانوار»، جلد 33، صفحه 215 ـ «فرحة الغرى»، صفحات 19 و 20 (انتشارات رضى قم) ـ «شواهد التنزیل»، جلد 1، صفحه 132 (انتشارات مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى).

......................

تفسیر نمونه

دوشنبه, 21 آذر 1401 12:21

إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلاَحُ عَلَى الزَّمَانِ وَأَهْلِهِ، ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ! وَإِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وَأَهْلِهِ، فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّرَ.

امام علیه السلام فرمود : هنگامى كه صلاح و نيكى بر زمان و اهلش ظاهر گردد اگر كسى در اين حال به ديگرى كه از او گناهى ظاهر نشده، گمان بد برد به او ستم كرده است وهنگامى كه فساد بر زمان و اهلش مستولى گردد هر كس گمان خوب به ديگرى برد خود را فريب داده است.

 

شرح و تفسير

معيار حُسن ظن و سوء ظن مسئله حسن ظن و سوء ظن در اسلام از مسائل بسيار مهم است كه در آيات و روايات بازتاب گسترده اى دارد. البته اصل بر حسن ظن مسلمانان نسبت به يكديگر است; ولى اين اصل استثنايى هم دارد كه امام(عليه السلام) در جمله بالا به آن اشاره كرده، مى فرمايد: «هنگامى كه صلاح و نيكى بر زمان و اهلش ظاهر گردد اگر كسى در اين حال گمان بد به ديگرى برد كه از او گناهى ظاهر نشده به او ستم كرده است و هنگامى كه فساد بر زمان و اهلش مستولى گردد هر كس گمان خوب به ديگرى ببرد خود را فريب داده است»; (إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلاَحُ عَلَى الزَّمَانِ وَأَهْلِهِ، ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُل لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ! وَإِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وَأَهْلِهِ، فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُل فَقَدْ غَرَّرَ). همان گونه كه گفتيم، اصل در جامعه اسلامى بر حسن ظن است، چنان كه در سوره «حجرات» آيه 12 مى خوانيم: «(يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إثْمٌ); اى كسانى كه ايمان آورده ايد از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد چرا كه بعضى از آنها گناه است». در روايات اسلامى نيز تأكيد شده كه كار برادر مسلمانت را حمل بر صحت كن و از سوء ظن بپرهيز; در حديثى از اميرمؤمنان(عليه السلام) مى خوانيم: «ضَعْ أمْرَ أخيكَ عَلى أحْسَنِهِ... مَحْمِلاً; عمل برادر مسلمانت را بر نيكوترين وجه ممكن حمل كن مگر اين كه دليلى بر خلاف آن قائم شود و هرگز نسبت به سخنى كه از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر و مادامى كه مى توانى محمل نيكى براى آن بيابى حمل بر صحت كن». در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «إذا اتَّهَمَ الْمُؤمِنُ أخاهُ انْماثَ الاْيمانُ مِنْ قَلْبِهِ كَما يَنْماثُ الْمَلْحُ فِى الْماءِ; هنگامى كه شخص باايمان برادر مسلمانش را متهم كند ايمان در قلب او ذوب مى شود همان گونه كه نمك در آب». مطابق كلام حكمت آميز بالا اين مطلب مربوط به زمانى است كه چهره اسلام در محيط نمايان باشد و غالب مردم راه صلاح بپويند; اما زمانى كه فساد، غالب بر زمان شد و اكثر مردم به راه خلاف مى روند حسن ظن نسبت به افراد سبب مى شود انسان خودش را فريب دهد و بايد جانب احتياط را نگه دارد تا گرفتار توطئه ها و مفسده ها نگردد. اين بدان معنا نيست كه انسان سوء ظن خود را به اشخاص آشكار سازد و آنها را متهم كند، بلكه منظور اين است كه بدون اين كه عكس العمل منفى كه سبب اهانت به مؤمن مى شود ظاهر سازد، در عمل جانب احتياط را از دست ندهد. گاه افرادى كه در يك زمان زندگى مى كنند با هم متفاوتند; بعضى سوابق خوبى دارند كه بايد به آنها حسن ظن داشت و بعضى داراى سوابق سوءاند كه بايد درباره آنها جانب احتياط را رعايت كرد، بنابراين معيار، فساد تمام مردم زمان نيست، از اين رو امام(عليه السلام) در كلام حكمت آميز بالا فرمود: «بِرَجُل لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ» و «حَوْبَة» به معناى گناه است، بنابراين سوء ظن به كسى كه سابقه سويى از او ديده نشده ممنوع است. تعبير به «فَقَدْ ظَلَمَ» به اين معناست كه سوء ظن به برادر مسلمانى كه خلافى از او ديده نشده ظلم و ستم بر اوست. اين احتمال نيز در تفسير اين جمله امكان دارد كه چنين كسى به خودش نيز ستم كند، زيرا خود را از همكارى او محروم مى سازد. در واقع، امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اشاره به همان قاعده «حمل شىء بر اغلب» فرموده و غلبه صلاح را براى حمل به صحت كافى دانسته مگر اين كه فردى سوء سابقه داشته باشد و در مقابل، غلبه فساد را براى سوء ظن و احتياط لازم مى داند (مگر اين كه واقعا كسى داراى سوابق خوبى است كه او را با آن مى شناسيم). اين سخن در روابط ملت ها و دولت ها نيز كاملاً صادق است; هرگاه دولت هاى ستمگرى كه غالباً براى حفظ منافع خود حقوق ديگران را زير پا مى گذارند درِ باغ سبز به ما نشان دهند هرگز نبايد كار آنها را حمل بر صحت كنيم، بلكه بايد فرض بر اين باشد كه آنان براى فريب ما دامى گسترده اند.

شنبه, 19 آذر 1401 15:05

در مكتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایى نیست، بلكه رشد انفاق كننده نیز مطرح است. دل كندن از محبوب ‏هاى خیالى و شكوفاشدن روح سخاوت، از مهم ‏ترین آثار انفاق براى انفاق كننده است.

استاد محسن قرائتی در تفسیر نور به ارائه «نکات ناب» و «پیام های زیبای آیات قرآن کریم» پرداخته که حوزه نیوز در این نوشتار، آیه 92 سوره مبارکه آل عمران را در قالب مجموعه «قطره ای از دریا» ارائه می نماید.

* آيه               

لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّي تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ

* ترجمه                      

هرگز به نیكى دست نمى‏ یابید، مگر آنكه از آنچه دوست دارید، (در راه خدا) انفاق كنید و بدانید هر چه را انفاق كنید، قطعاً خداوند به آن آگاه است.

* نکته ها                     

كلمه‏ ى «بِرّ» به خیر و بركت گسترده، و زمینى كه براى كشت و زراعت و یا سكونت مهیّاست، گفته مى‏ شود. همچنین به گندم كه غذاى عموم انسان‏ ها و انواع حیوانات است، «بُرّ» گفته مى‏ شود.

با توجّه به اشتقاق لغوى «برّ» كه به معناى توسعه در خیر است؛ در قرآن، ایمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفاى به عهد، از نمونه ‏هاى بِرّ معرفى شده‏اند.[1]

همگان توصیه شده‏ اند كه در انجام «برّ» همدیگر را یارى كنند. «تعاونوا على البرّ» و در این [2] آیه نیز مى ‏فرماید كه شما هرگز به این گوهر گرانبها نمى‏ رسید، مگر آنكه از آنچه دلپسند شماست و آن را دوست مى ‏دارید، انفاق كنید.

- نمونه ‏هایى از انفاق مؤمنان

1- ابوطلحه انصارى، بیشترین درختان خرما را در مدینه داشت و باغ او محبوب ‏ترین اموالش بود. این باغ كه روبروى مسجد پیامبر صلى الله علیه وآله واقع شده بود، آب زلالى داشت. رسول‏ خدا صلى الله علیه وآله گاه و بى‏گاه وارد آن باغ مى‏شد و از چشمه‏ى آن مى‏ نوشید.

این باغِ زیبا و عالى، درآمد كلانى داشت كه مردم از آن سخن مى‏ گفتند. وقتى آیه نازل شد كه «لن‏ تنالوا البرّ حتى...» او خدمت پیامبر رسید و عرض كرد: محبوب ‏ترین چیزها نزد من این باغ است، مى‏ خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم. پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: تجارت خوبى است، آفرین بر تو، ولى پیشنهاد من آن است كه این باغ را به فقراى فامیل و بستگان خویش دهى. او قبول كرد و باغ را بین آنان تقسیم نمود.

2- مهمانی [3] بر ابوذر وارد شد، ابوذر گفت: چون من گرفتارى دارم، شما خودتان یكى از شتران مرا نحر و غذا تهیه كنید. آنها شتر لاغرى را انتخاب كردند. ابوذر ناراحت شد و پرسید: چرا شتر فربه و چاق را نیاوردید؟ گفتند: آن را براى نیاز آینده تو گذاشتیم. ابوذر فرمود: روز نیاز من روز قبر من است.[4]

3- وقتى فاطمه زهرا علیها السلام را در شب عروسى به خانه شوهر مى ‏بردند، فقیرى از حضرت پیراهن كهنه ‏اى خواست. فاطمه زهرا علیها السلام به یاد این آیه «لن تنالوا البر...» همان پیراهن نوى عروسیش را انفاق كرد.

4- عبداللّه ‏بن جعفر، غلام سیاهى را دید كه در باغى كارگرى مى ‏كند، به وقت غذا سگى وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمه‏اى به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضاى غذا كرد، غلام غذاى خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسید: خودت چه مى ‏خورى؟ گفت: من امروز سهمى ندارم. پرسید: چرا این كار را كردى؟ گفت: این سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبداللّه از فتوّت این غلام تعجّب كرد. آن باغ و غلام را خرید، غلام را آزاد كرد و باغ را به او بخشید.[5]

در احادیث ذیل این آیه مى ‏خوانیم كه راه رسیدن به برّ، كمك به والدین است قبل از درخواست آنان، گرچه بى ‏نیاز باشند.[6]

امام صادق ‏علیه السلام به مفضل ‏بن عمر فرمود: از پدرم شنیدم كه مى ‏فرمود: كسى كه سال بر او بگذرد و از مال خود، كم یا زیاد به ما نرساند، خداوند روز قیامت به او نظر نمى‏ كند، مگر آنكه او را ببخشد.

اى مفضل! این تكلیفى است كه خداوند آن را بر شیعیان لازم كرده آنگاه كه در كتاب خود مى ‏فرماید: «لن تنالوا البرّ...» پس ما برّ و تقوى و راه هدایت هستیم.[7]

* پيام ها                      

1- یگانه راه رسیدن به مقام نیكوكاران، انفاق خالصانه از امور مورد علاقه است، نه فقط ذكر و دعا. «لن تنالوا البرّ...»

2- در مكتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایى نیست، بلكه رشد انفاق كننده نیز مطرح است. دل كندن از محبوب ‏هاى خیالى و شكوفاشدن روح سخاوت، از مهم ‏ترین آثار انفاق براى انفاق كننده است. «لن تنالوا البرّ»

3- دلبستگى به دنیا سبب محروم شدن از رسیدن به مقام برّ است. «لن تنالوا البرّ»

4- سعادتِ فرد در سایه نگاه اجتماعى و كریمانه اوست. «لن‏‌تنالوا البرّ حتّى ‏تنفقوا»

5 - بهترین چیز دوست داشتنى براى انسان «جان» است. پس شهدا كه جان خود را در راه خدا مى ‏دهند، به بالاترین مقام بِرّ مى‏ رسند. «تنفقوا مما تحبّون»

6- آنچه را كه خود دوست مى‏ دارى انفاق كن، نه آنچه را كه بینوایان دوست مى ‏دارند. زیرا ممكن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشیاى ناچیز نیز راضى باشند. «ممّا تحبّون»، نه «ممّایحبّون»

7- انسانى كه تربیت الهى یافته، اسیر مال و ثروت نیست، بلكه حاكم بر آنهاست. «تنفقوا ممّا تحبّون»

8 - در انفاق، اصل كیفیّت است، نه كمیّت. «ممّاتحبّون»

9- اسلام، مكتب انسان دوستى است نه مال دوستى. «تنفقون مما تحبون»

10- در انفاق نه افراط و نه تفریط، تنها بخشى از آنچه را دوست دارى، انفاق كن. «ممّا تحبّون»

11- محبّت به مال در نهاد هر انسانى هست: «ممّا تحبّون» آنچه خطرناك است، شدّت محبّت است كه مانع انفاق شود. «و انّه لحبّ الخیر لشدید» [عادیات، 8]

12- مهم انفاق است حتّى اگر اندك باشد. «و ما تنفقوا من شى‏ء» آرى یك برگ زرد روى آب، مى ‏تواند كشتى صدها مورچه شود.

13- حال كه خداوند انفاق ما را مى ‏بیند، چرا در كمّ و كیف آن كوتاهى كنیم؟ بیایید بهترین ‏ها را انفاق كنیم. «فان اللّه به علیم»

پی نوشت:

1) لیس البِرّ اَن تولّوا وُجوهكم قِبل المَشرق و المَغرب و لكنّ البِرّ مَن آمَنَ بِاللّه والیَومِ الآخَر و الملائِكة و الكتاب و النَبیّین و آتَى المالَ على‏ حَبّه ذوِى القُربى‏ و الیَتامى‏ و المَساكین و ابن ‏السبیل و السائلین و فِى الرّقاب و اقامَ الصّلوة و آتَى الزّكوة و المُوفون بعَهدِهم اذا عاهَدوا و الصّابِرین فِى البَأساء و الضّرّاء و حینَ البَأس اولئك الّذین صَدَقوا و اولئك هم المتّقون» بقره، 177.

2) مائده، 2

3) تفسیر كبیر و مجمع ‏البیان ؛ صحیح‏ بخارى، ج‏2، ص‏81

4) تفسیر مجمع ‏البیان

5) تفسیر المنار، ج‏3، ص‏376 به نقل از احیاء العلوم

6) كافى، ج‏2، ص 157

7) تفسیر عیّاشى، ج‏1، ص‏182.

.......................

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

پنج شنبه, 04 مرداد 1403 12:00

آخوند ملا حسینقلی همدانی (۱۲۳۹-۱۳۱۱ق)، از عالماء، فقهاء و عارفان شیعه اهل همدان در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری بود.
نسبت وی به جابر بن عبدالله انصاری، از صحابه پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، می‌رسد. او در تهران، سبزوار و نجف فقه، اصول، فلسفه، اخلاق و عرفان را نزد اساتید بزرگی چون شیخ عبدالحسین طهرانی، ملا هادی سبزواری، شیخ مرتضی انصاری، سید علی شوشتری فرا گرفت و بعد از درگذشت شیخ انصاری به تدریس فقه، اصول، درس اخلاق و تعلیم و تربیت شاگردان پرداخت که گفته شده حدود سیصد شاگرد داشته است. گفته شده سلوک عرفانی این عارف مطابق با شیوۀ سلوکی استادش سید علی شوشتری مبتنی بر معرفت نفس، التزام به مراقبه و اهتمام ورزیدن در مراتب چهارگانه آن بوده که نقطۀ عطفی در تاریخ رویکرد معنوی و عرفانی در حوزه‌های علمیه بود. از این عارف کرامات بسیاری نقل شده که در کتب اخلاقی نگاشته شده است. بیشتر آثار ملا حسینقلی تقریرات درس او به قلم شاگردانش نگاشته شده، اما تقریرات دروس فقه و اصول شیخ انصاری و سید علی شوشتری نوشته خودش است.

۱ - ولادت و نسب

آخوند ملا حسینقلی درگزینیِ نجفی، معروف به ملاحسینقلی همدانی، در ۱۲۳۹ در قریه شَوِند از قرای درگزینِ همدان به دنیا آمد. نسبت وی به جابر بن عبدالله انصاری، از صحابه رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، می‌رسد. [۱]
[۲]
[۳]

آخوند همدانی فرزند رمضان‌علی چوپان بود که بعد به شغل پینه‌دوزی (کفاشی) روی آورد. در اوایل زندگی، رمضان‌علی از داشتن فرزند محروم بود. تا اینکه توفیق زیارت امام حسین (علیه‌السّلام) برای او حاصل شد. رمضان‌علی در کنار بارگاه امام حسین (علیه‌السّلام) نذر کرد که اگر خداوند متعال فرزند پسری به او عنایت کند، نامش را در زمره غلامان آن حضرت ثبت کند و او را برای ترویج مذهب جعفری تربیت کند. پس از مراجعت از کربلا، دعای او به هدف اجابت رسید و نذرش مقبول درگاه خداوندی قرار گرفت. خداوند متعال به او دو فرزند پسر عنایت کرد که اولی را حسینقلی (نوکر امام حسین (علیه‌السّلام)) و فرزند دوم را کریم‌قلی (بنده خدا) نامید. رمضان‌علی علاقه شدیدی به روحانیت داشت. آرزویش این بود که فرزندانش از عالمان دین محسوب شوند.

۲ - تحصیلات

پدر ملا حسینقلی، او را برای تحصیل علوم دینی به تهران فرستاد. وی در تهران درس‌های مقدماتی، سطوح فقه و اصول را فرا گرفت و سپس در درس‌های خارج فقه و اصول عالمان تهران، بخصوص حلقۀ درس شیخ عبدالحسین طهرانی (متوفی ۱۲۸۶) مشهور به شیخ العراقین، شرکت کرد.
وی برای شرکت در درس فلسفه ملا هادی سبزواری به سبزوار رفت و پس از مدتی اقامت در آنجا، عازم نجف شد. در نجف از درس فقه و اصول شیخ مرتضی انصاری بهره‌مند شد و از طریق وی بود که به درس اخلاق سید علی شوشتری راه یافت و در سلک شاگردان او درآمد [۴]
[۵]
[۶]
(رجوع کنید به مکارم الآثار، [۷]
که نوشته است وی علوم مقدماتی را در شوند آموخت.)
او پس از رحلت شیخ انصاری، می‌خواست دروس فقه و اصول استاد خود، انصاری را تدریس کند، اما به توصیۀ سید شوشتری از این کار خودداری کرد و به تعلیم و تربیت اخلاقی شاگردان مستعد پرداخت و پس از رحلت سید شوشتری، علاوه بر تدریس فقه و اصول، در منزلش درس اخلاق برگزار کرد. [۸]
[۹]
[۱۰]

 

۳ - سلوک عرفانی

همدانی در سلوک و تعلیم و تربیت از مشایخ خود تأثیر می‌گرفت و این شیوه را به شاگردان خود نیز می‌آموخت.

۳.۱ - مشایخ

شیوۀ سلوک و تعلیم و تربیت همدانی مطابق با شیوۀ سلوک سید علی شوشتری بود و گفته شده است که مشایخ سلوکی او از طریق سید علی شوشتری به محمدرضا دزفولی و از طریق او به سید صدرالدین دزفولی و از او به محمد بیدآبادی و از او به سید قطب‌الدین نیریزی، از مشایخ سلسله ذهبیه، می‌رسد. [۱۱]
همچنین گفته‌اند سید مهدی بحر‌العلوم – که در بعضی منابع او را، از طریق نور علیشاه، به سلسله نعمت اللهیه منتسب دانسته‌اند – از مشایخ طریقتی ملا حسینقلی بوده است، [۱۲]
[۱۳]
[۱۴]
اما برخی [۱۵]
[۱۶]
ارتباط حسینقلی را با سلاسل صوفیه مردود دانسته و شیوۀ سلوک او را از طریق شوشتری به شخصی ناشناس، به نام ملا قلی جولا، رسانده‌اند که ناگهان به زندگی شوشتری وارد شد و وی را متحول کرد و معلوم نیست که استادان این شخص چه کسانی بوده‌اند. [۱۷]
البته برخی نکات مشترک میان شیوۀ سلوک وی با شیوۀ سلوک اهل تصوف وجود دارد، اما خود وی در یکی از نامه‌هایش بر نادرستی روش صوفیان تأکید کرده و سخنان آنان را از قبیل «خرافات ذوقیه» دانسته است. [۱۸]
به علاوه، وی و شاگردانش از تدریس کتاب‌های اهل تصوف، همچون فصوص و فتوحات و مصباح الانس، خودداری می‌کردند، هرچند در تقریر مباحث توحید و نبوت و ولایت، عبارت‌های آنان شبیه به عبارات همان کتاب‌ها بود. [۱۹]
(برای نمونه‌هایی از این شباهت‌ها رجوع شود به [۲۰]
) شاید به همین سبب بود که وی را در زمان حیاتش به صوفی بودن متهم کردند و حتی گروهی بر ضد وی به فاضل شربیانی (متوفی ۱۳۲۲)، مرجع مطلق وقت، عریضه‌ نوشتند و از روش عرفانی او انتقاد کردند و او را صوفی خواندند، اما شربیانی در پاسخ نوشت: «کاش خدا من را هم مثل آخوند، صوفی قرار بدهد» و با این سخنِ شریبانی، دسیسه‌ها فرونشست. [۲۱]

 

۳.۲ - شاگردان

ملا حسینقلی همدانی شاگردان بسیاری تربیت کرد. کثرت این شاگردان – که گفته شده حدود سیصد تن بوده است – از یک‌سو نشان‌دهندۀ شهرت او و از سوی دیگر نشان‌دهندۀ وسعت تأثیر شیوۀ سلوک وی در نجف آن روزگار است.
برخی از مهم‌ترین شاگردان مکتب وی عبارت‌اند از:
شیخ محمد بن محمد بهادری (متوفی ۱۳۲۵)؛
سید احمد کربلایی؛
آقا رضا تبریزی (متوفی ۱۳۲۱)؛
سید کمال مشهور به میرزا آقا دولت‌آبادی (متوفی ۱۳۲۸)، شاعر مشهور؛
سید محمدسعید حبوبی نجفی (متوفی ۱۳۳۳ق)؛
شیخ موسی شراره عاملی (متوفی ۱۳۰۴)؛
سید حسن صدرالدین عاملی کاظمی (متوفی ۱۳۵۴)؛
سید مهدی حکیم نجفی (متوفی ۱۳۱۲)؛
شیخ باقر قاموسی نجفی (متوفی ۱۳۵۳)؛
سید عبدالغفار مازندرانی (متوفی ۱۳۵۶)؛
شیخ محمدباقر نجم‌آبادی (متوفی ۱۳۵۳)؛
سید علی همدانی (متوفی ۱۳۷۹)؛
میرزا باقر قاضی طباطبایی؛ [۲۲]

سید محسن امین عاملی (۱۳۷۱)؛
شیخ محمدباقر بهاری همدانی (۱۳۳۳)؛
میرزا محمدحسین نائینی (۱۳۵۵)؛
آخوند ملا محمدکاظم خراسانی (۱۳۲۹)؛
سید شمس‌الدین محمود مرعشی نجفی (۱۳۳۸)؛
سید محمود طالقانی نجفی؛
سید ابوالقاسم اصفهانی، داماد ملا حسینقلی همدانی؛
شیخ علی (متوفی ۱۳۵۹)، فرزند ملا حسینقلی همدانی. [۲۳]
[۲۴]
[۲۵]

(برای اطلاع از شرح احوال شاگردان وی به این منابع رجوع کنید. [۲۶]
[۲۷]
)

۳.۳ - شیوه سلوک

ملا حسینقلی همدانی نقطۀ عطفی در تاریخ رویکرد معنوی و عرفانی در حوزه‌های علمیه بود. بدون شک درک محضر حکیم سبزواری و تبحرش در فقه پس از بهره‌مندی از محضر شیخ انصاری، تأثیری بسزا در تعمیق معارف سید علی شوشتری داشته است. او با تسلط بر معارف عقلی و فقاهت، راه استادش (شوشتری) را چنان گسترش داد که پس از او نوعی مکتب تربیتی در نجف شکل گرفت.
شیوۀ سلوک ملا حسینقلی مبتنی بر معرفت نفس، التزام به مراقبه و اهتمام ورزیدن در مراتب چهارگانۀ آن است. [۲۸]
[۲۹]
بدین‌ترتیب که در اولین مرحله، سالک باید واجبات شرعی را به جا آورد و از محرّمات بپرهیزد. وی بر این موضوع چندان تأکید داشت که می‌توان شاخص‌ترین مؤلفۀ سلوکی وی را حفظ حدود شریعت دانست. از میان چند نامه‌ای که از او در تذکرة المتقین آمده است، این رویکرد به وضوح دریافت می‌شود.
وی التزام به شرع را در تمام لحظات، تنها راه قرب به حق می‌دانست و معتقد بود که محبت الهی با ارتکاب به معاصی جمع شدنی نیست و اول و آخر و ظاهر و باطن دین همان ترک معصیت است. [۳۰]
[۳۱]
[۳۲]

وی در دومین مرحله به سالک توصیه می‌کند که هر کاری را تنها برای رضای خدا انجام دهد تا این حالت در او ملکه شود. در مرحلۀ سوم باید خدا را پیوسته ناظر بر خود بداند و در مرحلۀ چهارم برای آن‌که خداوند را حاضر و ناظر در هر لحظه بداند و هرچه غیر حق است را از ذهن دور کند، باید به نفی خواطر بپردازد. از روش‌های نفی خواطر در مکتب تربیتی ملا حسینقلی، ذکر، تلاوت قرآن، عبادت، توسل به معصومین (علیهم‌السلام) و البته بهترین و سریع‌ترین روش نفی خواطر، توجه به نفس است، بدین‌معنا که سالک در شبانه‌روز نیم ساعت یا بیش‌تر به نفس و به ارتباط آن با حق توجه کند تا به تدریج خواطر از آن نفی و معرفت نفس حاصل شود.
بر اثر اهتمام به مراقبه و توجه به نفس، چهار عالم بر سالک منکشف می‌گردد:
توحید افعال که در آن سالک درمی‌یابد منشأ همۀ افعال در جهانِ خارج، خداست؛ توحید صفات که در آن سالک هرگونه علم و قدرت و حیات و سمع و بصر را در موجودات، وابسته به حق ادراک می‌کند؛ توحید اسماء که در این مرحله سالک درمی‌یابد هر موجودی به قدر سعۀ وجود خویش از خداوند عالم، قادر، حی، سمیع و بصیر بهره برده است؛ و آخرین مرحله، توحید ذات است که وصف‌ناشدنی است و تنها می‌توان گفت که در این مرحله، سالک هستی خود را گم می‌کند و در ذات حق فانی می‌گردد. [۳۳]
[۳۴]
[۳۵]
[۳۶]

 

۴ - وفات

ملا حسینقلی در سفر زیارتی به کربلا در ۲۸ شعبان ۱۳۱۱ق درگذشت و وی را در ایوان حجرۀ چهارم از صحن شریف دفن کردند. [۳۷]
[۳۸]
[۳۹]

 

۵ - حالات و کرامات

از ملا حسینقلی کرامات بسیار نقل شده است [۴۰]
و دربارۀ حالات او نوشته‌اند که دائماً در مراقبه به سر می‌برده، به‌طوری‌که حکایت شده است گاه در خلال درس از بیم آن‌که مبادا غفلتی پیش آمده باشد و سخنی برای رضای خداوند نگفته باشد، سکوت می‌کرده است. [۴۱]

شیخ آقا بزرگ طهرانی – که دو سال پس از رحلت ملا حسینقلی همدانی وارد عراق شد – او را بر روش و طریقۀ سید بن‌ طاووس دانسته است. به عقیدۀ وی، ملا حسینقلی بر بیش‌تر علمای طبقۀ بعد از خود حق دارد و شاگردان او ستارگان زینت‌بخش آسمان علم و فضلیت‌اند. وی از این‌که محضر او را درک نکرده تأسف ‌خورده و خوشحال بوده که شاگردان او را درک کرده است. به نظر او، شاگردان آخوند، علم را با عمل آمیخته‌اند. [۴۲]

سید محسن امین [۴۳]
نیز دربارۀ ملا حسینقلی نوشته است که در میان معاصرانش برای او، در علم اخلاق و تهذیب نفوس، نظیری یافت نمی‌شود.

۵.۱ - سخن نجابت شیرازی

آیت‌ الله نجابت شیرازی در شرح گلشن راز می‌نویسد:
حاج شیخ عباس قمی- که رضوان خدا بر او باد- در مقدس بودن، نمره یک بود و همه در تقدس او متفق الکلمه بودند. آقا شیخ مجتبی لنکرانی یک زمانی برای بنده نقل کرد که شیخ علی قمی با پدر من همدرس بود. آن دو از خوش‌پوش‌های حوزه نجف محسوب می‌شدند، یعنی بهترین لباس‌ها را این‌ها می‌پوشیدند. چون درسشان هم خیلی خوب بود، در حوزه نجف مشارالیه بودند که درس را خوب می‌فهمند. به هیچ‌کس هم اعتنایی نمی‌کردند. یک روز آخوند ملا حسینقلی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) در صحن نشسته بود. در این اثنا، آقا شیخ علی قمی از در قبله وارد حرم می‌شود. چشم مبارک آخوند ملا حسینقلی به او می‌افتد، شیخ علی به سر می‌دود تا می‌آید پهلوی آقا. آخوند ملا حسینقلی یک دقیقه در گوش او صحبت می‌کند. چه گفت؟ خدا می‌داند: دیگران هم نفهمیدند. شیخ علی قمی عقب عقب برمی‌گردد می‌رود. با فاصله اندکی، تمام لباس‌هایش را عوض می‌کند، توی درس هم قفل می‌زند به دهنش، یعنی این لذت سخن گفتن در درس از سرش پریده بود، لذت لباس‌های پاک و پاکیزه و گران‌قیمت از سرش پریده بود تا آخر عمرش که او را می‌دیدیم، تمام لباس‌هایش کرباس بود.
چو خورشید جهان بنمایدت چهر نماند نور ناهید و مه و مهر [۴۴]

 

۵.۲ - هدایتگری

آخوند ملا حسینقلی همدانی در یکی از سفرهای خود، با جمعی از شاگردان به عتبات عالیات می‌رفت. در بین راه، به قهوه‌خانه‌ای رسیدند که جمعی از اهل هوی و هوس در آنجا می‌خواندند و پایکوبی می‌کردند. آخوند به شاگردانش فرمود: یکی برود و آنان را نهی از منکر کند. بعضی از شاگردان گفتند: اینها به نهی از منکر توجه نخواهند کرد. فرمود: من خودم می‌روم. وقتی‌که نزدیک شد، به رئیسشان گفت: اجازه می‌فرمایید من هم بخوانم، شما بنوازید؟ رئیس گفت: مگر شما بلدی بخوانی؟ فرمود: بلی. گفت: بخوان. آخوند شروع به خواندن اشعار ناقوسیه حضرت امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) کرد.
آن جمع سرمست از لذت‌های زودگذر دنیوی، وقتی این اشعار را از زبان کیمیا اثر آن عارف هدایتگر شنیدند. به گریه درآمده و به دست ایشان توبه کردند. یکی از شاگردان می‌گوید: وقتی‌که ما از آنجا دور می‌شدیم، هنوز صدای گریه آن‌ها به گوش می‌رسید. [۴۵]

 

۵.۳ - صبر و بردباری

آیت‌ الله حسن‌زاده آملی می‌فرماید: «حضرت آیت‌ الله ملا حسینقلی همدانی بعد از ۲۲ سال مجاهده با نفس و صبر و بردباری، نتیجه گرفت و آن‌ها که دیر نتیجه می‌گیرند، پخته‌تر می‌شوند. باید صابر بود و یکی از کمالات آخوند، صابر بودن اوست.»

۵.۴ - تواضع و فروتنی

آیت‌ الله آقا سید علی عرب که حدود ۱۱ سال ملازم محضر آخوند ملا حسینقلی همدانی بود، در مورد حالات و کمالات استاد خویش می‌گوید:
روزی به قصد زیارت ابی‌عبدالله الحسین (علیه‌السّلام)، همراه آن بزرگوار وارد حرم مقدس شدیم. آخوند ملا حسینقلی همدانی مشغول نماز زیارت شد. به علت ازدحام جمعیت، بدن آخوند هنگام نماز مقداری تکان می‌خورد. آنجا آقا شیخی از اهل مازندران بود که آخوند را نمی‌شناخت،‌ گفت:‌ این آقا چرا موقع نماز طمأنینه لازم را ندارد؟ من در پاسخ گفتم: ایشان پیرمرد است، نماز هم که نماز مستحب است. او قانع نشد و تصمیم داشت مطلب خود را به خود آقای آخوند متذکر شود. رفت خدمت آقا و عرض کرد: آقا! هنگام نماز، بدنتان طمأنینه لازم را نداشت! آخوند متوجه شد که او با زحمت حرف خود را بیان می‌کند، به او فرمود: «چرا تذکر خود را با مشکل بیان می‌کنی؟ شما باید به من بگویید: آخوند تو چند وقت است نجف هستی، هنوز متوجه نشده‌ای که در نماز باید طمأنینه را رعایت نمود. تذکر تو بجاست و نباید چیزی مانع آن شود.» [۴۶]

ایشان در خاطره دیگری، در مورد تواضع آن عارف فرزانه می‌گوید:
«وقتی در خدمت آقای آخوند وارد مسجد سهله شدیم، افرادی زیادی از اصحاب آن بزرگوار تشریف داشتند. در زاویه‌ مسجد وقتی متوجه شدند آیت‌ الله حاج‌ آقا رضا همدانی مشغول نماز مغرب هستند، آقای آخوند متواضعانه به همراهان فرمود: به ایشان اقتدا کنیم و نماز را با ایشان بخوانیم.» [۴۷]

 

۵.۵ - رازپوشی

بعضی از اولیای الهی در این عالم، باطن انسان‌ها و صفات حیوانی آنان را می‌بینند و می‌شناسند، ولی از آنجا که مظهر صفت ستار العیوب الهی‌اند، سرپوشی می‌کنند و رازهای مردم را فاش نمی‌کنند. عارف فرزانه همدانی از این‌چنین عظمت روحی برخوردار بود. شیخ محمد رازی در این رابطه، از زبان یکی از شاگردان آخوند نقل می‌کند:
آخوند ملا حسینقلی همدانی که مربی اخلاق و عالم ربانی و سالک حقیقی و دارای کرامات و صاحب مکاشفات و منامات بود، هر وقت به حرم امیرمؤمنان، علی (علیه‌السّلام) مشرف می‌شد، با آداب خاص و خضوع و خشوع مخصوص می‌رفت و هنگام خروج، عبا را به سر انداخته و سر به زیر افکنده و با عجله به منزل خود می‌رفت. ما از نحوه تشرف آن‌چنانی و از برگشتن این‌چنین وی در تعجب بودیم تا روزی در صحن مطهر مراقب ایشان بودم. وقتی به آن کیفیت بیرون آمد و به شتاب رفت، سر راه را بر او گرفته و به صاحب قبر مطهر علوی (علی‌مشرفهاالسلام) سوگند دادم که علت آن‌گونه تشرف و این‌گونه مراجعت چیست؟ گفت: امّا آن‌گونه تشرف وظیفه هر کسی است که عارف به مقام ولیّ الله اعظم، امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) باشد که با کمال خضوع و خشوع مشرف گردد و امّا علت این‌گونه مراجعت برای این است که اثر تشرف با معرفت به حضور و پیشگاه حضرت علی (علیه‌السّلام) عوض شدن و رنگ ولایت گرفتن و باز شدن چشم و گوش ملکوتی است و چون حقایق و باطن اشیاء و اشخاص برایم منکشف می‌گردد، نمی‌خواهم چشم من به یکی از دوستانم بیفتد که مبادا آن‌ها را به غیر صورت انسان ببینم و رازهای پنهانی و عیوب نهانی آنان پیش من فاش شود، و درنتیجه نفس من از آنان مکدر شده و نسبت به او در من تنفر ایجاد گردد، دل می‌خواهد سرّ آن‌ها حتی در پیش نفس من پوشیده بماند. [۴۸]

 

۵.۶ - حل مشکلات علمی

ملا حسینقلی در حل مشکلات و معضلات علمی از خداوند متعال مدد می‌جست و شاگردانش را به این شیوه توصیه می‌کرد. میرزا جواد آقا ملکی در این مورد می‌فرماید:
«استادمان - ملا حسینقلی همدانی - به ما توصیه می‌فرمود که وقتی در مسائل علمی متحیر شدید و برایتان مشکلی پیش آمد، به خداوند ملتجی شده و به پیشگاه حضرتش تضرع نمایید و این برای ما به تجربه ثابت شده است.»
ایشان در توضیح این مطلب می‌گوید:
«سرّ اینکه تهجد و دعا، از اسباب تحصیل علم است، بدین‌علت می‌باشد، همان‌طور که در روایات بسیاری تصریح شده علم به کثرت تعلم نیست، بلکه نوری است که خداوند تعالی در قلب هر آن کس که بخواهد می‌افکند و تهجد نیز قلب را نورانی می‌گرداند و نور را در قلب مؤمن ثابت می‌نماید.»
امام صادق (علیه‌السّلام) فرموده: انه اذا تخلی العبد بسیده فی جوف اللیل المظلم و ناجاه اثبت اله النور فی قلبه. [۴۹]

 

۵.۷ - مقابله با انحرافات

حکیم همدانی در جلوگیری از انحرافات نقشی به سزا داشت. او با کسانی که به عنوان عرفان و سیر و سلوک، ‌صوفیگری می‌کردند و از جاده مستقیم شریعت منحرف می‌شدند، شدیداً مقابله می‌کرد، زیرا معتقد بود که کوچک‌ترین لغزش و انحراف از صراط مستقیم شرع، دوری از حضرت حق را به دنبال خواهد داشت. او در این زمینه می‌فرمود:
«به‌جز التزام به شرع شریف در تمام حرکات، سکنات، تکلمات، لحظات و غیرها راهی به قرب حضرت ملک‌الموت (جل‌جلاله) نیست و به خرافات ذوقیه (اگرچه ذوق در غیر این مقام خوبست) آن‌طور که عادت جهّال صوفیه (خذَلهم الله جل‌جلاله) می‌باشد، راه رفتن چیزی جز دوری از حضرتش را در برندارد، حتی شخصی هرگاه ملتزم به نزدن شارب و نخوردن گوشت بوده باشد، اگر ایمان به عصمت ائمه اطهار (علیهم‌السلام) آورده اشد، باید بفهمد که از حضرت احدیت دور خواهد شد.» [۵۰]

 

۶ - آثار

چون بیشترین تلاش همدانی در تعلیم و تربیت شاگردان بوده، فرصتی برای تألیف به دست نیاورده و بیش‌تر آثارش تقریرات او به قلم شاگردانش است.
برخی از آثار وی عبارت‌اند از:
تقریرات دروس فقه و اصول شیخ انصاری که به قلم خود اوست و تقریرات درس‌ آقا سید علی شوشتری که وقف حسینیۀ شوشتری‌های نجف شده است؛
سه جلد تقریرات درس فقه او، شامل صلاة المسافر، الخلل و القضاء و الشهادات که شاگردانش آن‌ها را فراهم آورده‌اند؛
تقریرات درس فقه او در مبحث رهن که یکی از شاگردانش آن‌را نوشته و در کتابخانۀ محدّث نوری موجود است؛
امالی وی، در موضوع اخلاق که بعضی از شاگردانش آن‌را جمع‌آوری نموده‌اند؛
مکاتبات و دستور‌العمل‌ها که میرزا اسماعیل تبریزی (تائب) آن‌ها را همراه با بعضی دستورالعمل‌ها و مکاتبات احمد کربلایی و محمد بهاری و محمد بیدآبادی جمع‌آوری کرده و در پایان کتاب تذکرة المتقین در ۱۳۲۹ به چاپ رسانده است. [۵۱]
[۵۲]
[۵۳]
[۵۴]

(برای اطلاع بیش‌تر دربارۀ مکاتبات و دستورالعمل‌های تربیتی ملا حسینقلی همدانی به این منبع رجوع کنید. [۵۵]
)

۷ - پانویس
 
۱.مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، ج۶، ص۳۷۶، ‌تهران ۱۳۷۴ش.    
۲.آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام ‌الشیعه، ج۱، ص۶۷۴، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، نجف ۱۳۷۳ ق.
۳.آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام‌الشیعه، ج۱، ص۶۷۴، پاورقی ۱، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، نجف ۱۳۷۳ ق.
۴.آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام‌الشیعه، ج۱، ص۶۷۴-۶۷۵، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، نجف ۱۳۷۳ ق.
۵.معلم حبیب‌آبادی، میرزا محمدعلی، مکارم الآثار در احوال رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴ هجری، ج۴، ص۱۰۸۷، اصفهان ۱۳۵۲ش.
۶.صدوقی سها، منوچهر، تحریر ثانی تاریخ حکما و عرفای متأخر، ج۱، ص۲۰۹، تهران ۱۳۸۱ش.
۷.معلم حبیب‌آبادی، میرزا محمدعلی، مکارم الآثار در احوال رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴ هجری، ج۴، ص۱۰۸۷، اصفهان ۱۳۵۲ش.
۸.آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام‌الشیعه، ج۱، ص۶۷۵، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، نجف ۱۳۷۳ ق.
۹.حسینی طهرانی، سید محمدحسین، رسالة لب‌اللباب به ضمیمه مصاحبات علامه طباطبائی، ج۱، ص۱۴۸.    
۱۰.حسن‌زاده آملی، حسن، هزار و یک نکته، ج۱، ص۵۹۲، تهران (بی‌تا).
۱۱.صدوقی سها، منوچهر، تحریر ثانی تاریخ حکما و عرفای متأخر، ج۱، ص۲۱۳، تهران ۱۳۸۱ش.
۱۲.معصوم علیشاه، محمدمعصوم‌ بن زین‌العابدین، طرائق الحقائق، ج۳، ص۱۹۹-۲۰۰، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران ۱۳۳۹-۱۳۴۵ش.
۱۳.بلاغی، عبدالحجه، مقالات الحنفاء فی مقامات شمس‌العرفاء یا زندگانی شمس‌العرفاء، ج۱، ص۱۲، تهران ۱۳۷۱ق.
۱۴.صدوقی سها، منوچهر، تحریر ثانی تاریخ حکما و عرفای متأخر، ج۱، ص۲۱۲، تهران ۱۳۸۱ش.
۱۵.حسینی طهرانی، سیدمحمدحسین، اللّه‌شناسی، ج۱، ص۱۹۱-۱۹۲، پانویس۱، مشهد ۱۴۱۸ ق.
۱۶.حسن‌زاده آملی، حسن، هزار و یک نکته، ج۱، ص۵۹۱، تهران (بی‌تا).
۱۷.معصوم علیشاه، محمدمعصوم‌ بن زین‌العابدین، طرائق الحقائق، ج۱، ص۴۶۶، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران ۱۳۳۹-۱۳۴۵ش.
۱۸.تائب تبریزی، اسماعیل‌ بن حسین، رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک، ج۱، ص۱۹۰-۱۹۱، چاپ انتشارات نهاوندی، قم ۱۳۸۶ش.
۱۹.آشتیانی، سیدجلال‌الدین، در حکمت و معرفت مجموعه مقاله‌ها و مصاحبه‌ای حکمی معرفتی، ج۱، ص۱۳۸-۱۳۰، چاپ حسن جمشیدی، تهران ۱۳۸۵ش.
۲۰.ملکی تبریزی، میرزا جواد، رساله لقاءاللّه به ضمیمۀ رسالة لقاء اللّه امام خمینی، ج۱، ص۲۳۴-۲۴۸، چاپ صادق حسن‌زاده، قم ۱۳۸۳ش.
۲۱.حسینی طهرانی، سیدمحمدحسین، مهر تابان یادنامه و مصاحبات تلمیذ و علامه طباطبائی، ج۱، ص۳۲۳-۳۲۳، مشهد ۱۴۲۹ ق.
۲۲.ملکی تبریزی، میرزا جواد، رساله لقاءاللّه به ضمیمۀ رسالة لقاء اللّه امام خمینی، چاپ صادق حسن‌زاده، قم ۱۳۸۳ش.
۲۳.آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام‌الشیعه، ج۱، ص۶۷۷-۶۷۸، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، نجف ۱۳۷۳ ق.
۲۴.امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۶، ص۱۳۶، ج۶، چاپ حسن امین، بیروت ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۲۵.قائم‌مقامی، سید عباس، دو سالک عارف، ج۱، ص۴۵-۴۷، کیهان اندیشه نشریه موسسه کیهان در قم، ش پانزدهم، آذر و دی ۱۳۶۶ش.
۲۶.قائم‌مقامی، سید عباس، دو سالک عارف، ج۱، ص۴۵-۴۷، کیهان اندیشه نشریه موسسه کیهان در قم، ش پانزدهم، آذر و دی ۱۳۶۶ش.
۲۷.صدوقی سها، منوچهر، تحریر ثانی تاریخ حکما و عرفای متأخر، ج۱، ص۲۱۹-۲۳۱، تهران ۱۳۸۱ش.
۲۸.حسینی طهرانی، سید محمدحسین، رسالة لب‌اللباب به ضمیمه مصاحبات علامه طباطبائی، ج۱، ص۱۴۹.    
۲۹.حسینی طهرانی، سید محمدحسین، رسالة لب‌اللباب به ضمیمه مصاحبات علامه طباطبائی، ج۱، ص۱۴۶.    
۳۰.تائب تبریزی، اسماعیل‌ بن حسین، رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک، ج۱، ص۱۹۰-۱۹۱، چاپ انتشارات نهاوندی، قم ۱۳۸۶ش.
۳۱.تائب تبریزی، اسماعیل‌ بن حسین، رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک، ج۱، ص۱۹۳-۱۹۴، چاپ انتشارات نهاوندی، قم ۱۳۸۶ش.
۳۲.تائب تبریزی، اسماعیل‌ بن حسین، رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک، ج۱، ص۲۰۹، چاپ انتشارات نهاوندی، قم ۱۳۸۶ش.
۳۳.تائب تبریزی، اسماعیل‌ بن حسین، رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک، ج۱، ص۱۹۱، چاپ انتشارات نهاوندی، قم ۱۳۸۶ش.
۳۴.تائب تبریزی، اسماعیل‌ بن حسین، رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک، ج۱، ص۲۰۹-۲۱۲، چاپ انتشارات نهاوندی، قم ۱۳۸۶ش.
۳۵.حسینی طهرانی، سید محمدحسین، رسالة لب‌اللباب به ضمیمه مصاحبات علامه طباطبائی، ج۱، ص۱۵۱.    
۳۶.حسینی طهرانی، سید محمدحسین، رسالة لب‌اللباب به ضمیمه مصاحبات علامه طباطبائی، ج۱، ص۱۲۳-۱۲۶، چاپ خسروشاهی، قم ۱۳۸۹ ش.
۳۷.مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، ج۶، ص۳۷۶، ‌تهران ۱۳۷۴ش.    
۳۸.آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام‌الشیعه، ج۱، ص۶۷۷، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، نجف ۱۳۷۳ ق.
۳۹.معلم حبیب‌آبادی، میرزا محمدعلی، مکارم الآثار در احوال رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴ هجری، ج۴، ص۱۰۸۸، اصفهان ۱۳۵۲ش.
۴۰.صدوقی سها، منوچهر، تحریر ثانی تاریخ حکما و عرفای متأخر، ج۱، ص۲۲۷-۲۱۶، تهران ۱۳۸۱ش.
۴۱.قمی، عباس، فوائد الرضویه فی احوال علما المذهب الجعفریه، ج۱، ص۱۴۸.
۴۲.آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام‌الشیعه، ج۱، ص۶۷۵، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، نجف ۱۳۷۳ ق.
۴۳.امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۶، ص۱۳۶، چاپ حسن امین، بیروت ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۴۴.کرامات الاولیاء، ص ۶۱-۶۲، ‌با تلخیص.
۴۵.بهارى همدانى، محمد، مقدمه تذکره المتقین، ص۲۰.
۴۶.روزنامه اطلاعات، ۷۳/۵/۱۹.
۴۷.روزنامه اطلاعات، ۷۳/۵/۱۹.
۴۸.پاک‌نیا، عبدالکریم، قصه و نکته‌های برگزیده، شماره ۲۲۵.
۴۹.ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا، اسرار الصلوه، ص۲۹۴.
۵۰.بهارى همدانى، محمد، تذکره المتقین، ص۱۹۰.
۵۱.آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج۴، ص۴۶.    
۵۲.آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج۴، ص۳۷۲.    
۵۳.امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۶، ص۱۳۶، چاپ حسن امین، بیروت ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.    
۵۴.قائم‌مقامی، سید عباس، دو سالک عارف، ج۱، ص۴۷، کیهان اندیشه نشریه موسسه کیهان در قم، ش پانزدهم، آذر و دی ۱۳۶۶ش.
۵۵.تائب تبریزی، اسماعیل‌ بن حسین، رهنمودهای پرواپیشگان تذکرة المتقین در آداب سیر و سلوک، ج۱، ص۱۹۰-۲۱۲، چاپ انتشارات نهاوندی، قم ۱۳۸۶ش.

.....................

ویکی فقه

سایت اندیشه قم

شنبه, 19 آذر 1401 11:13
حجت الاسلام والمسلمین انصاریان گفت: راه رسیدن به رحمت، مغفرت و رضوان الهی عبودیت است. اگر انسان عبودیت کامل داشته باشد مورد رحمت، آمرزش و روضوان الهی قرار می‌گیرد.
 

به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام والمسلمین حسین انصاریان استاد حوزه علمیه به مناسبت ایام فاطمیه در مسجد حضرت رسول(ص) به سخنرانی پرداخته و گفت: رحمت و مغفرت الهی حقیقت مسلم است، در پیشگاه خداوند بخل وجود ندارد.

وی افزود: طبق آیات قرآن خداوند هزینه کردن رحمت را بر خود واجب کرده است. طبق آیات و روایات و درس هایی که ائمه به مردم دادند دروازه رسیدن به رحمت و مغفرت عبادت است.

این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه رحمت، مغفرت و رضوان الهی در دسترس ما است اما ما از آن استفاده نمی‌کنیم. عنوان کرد:‌ ما باید اعمال شیطانی را کنار بزنیم تا مشاهده کنیم که رحمت، مغفرت و رضوان الهی نزد ما است.

حجت الاسلام والمسلمین انصاریان با استناد به روایتی از امیرمومنان امام علی(ع) اظهار کرد: حضرت می‌فرمایند علت اینکه دعای شما مستجاب نمی شود در ۸ چیز است یکی اینکه خداوند را اطاعت نمی‌کنید و هر گناهی را انجام می‌دهید.

این استاد اخلاق ادامه داد: به هیچ کدام از خوبی های خود و یاری خدا نسبت به خود مغرور نباشید چراکه دروجود شما هنوز عیب وجود دارد که باید برطرف کنید بنابراین مغرور نشوید باید نزد خداوند استغفار و عذرخواهی کنید.

وی با بیان اینکه طبق آیات و روایات پیامبر(ص) با آن مقام بالایی که نزد خدا داشتند روزی ۷۰ بار استغفار می‌کردند. گفت: مراقب باشیم کارهایی نکنیم که دل امام زمان بسوزد چراکه جلوی رحمت، مغفرت و رضوان الهی را می‌گیرد. یک بی‌ادبی به امیرمومنان امام علی(ع) توسط یک مومن سبب شد که تمام درهای رحمت الهی به روی او بسته شود.

این استاد حوزه علمیه با تاکید بر اینکه راه رسیدن به رحمت، مغفرت و رضوان الهی عبودیت است. خاطرنشان کرد: اگر انسان عبودیت کامل داشته باشد مورد رحمت، آمرزش و رضوان الهی قرار می‌گیرد. برای استجابت دعا ابتدا نزد خداوند از گناهان خود استغفار و عذرخواهی کنید.

شنبه, 19 آذر 1401 10:55
رئیس اداره قرآن، عترت و نماز آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد گفت: از زمان شروع ثبت‌نام مسابقات قرآن، عترت و نماز تاکنون ۷۷هزار و ۸۷۲ نفر از دانش‌آموزان استان در سامانه نورینو ثبت‌نام کرده‌اند.

لطف‌الله تقی‌پور، رئیس اداره قرآن، عترت و نماز آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد در گفت‌وگو با ایکنا از استان با اشاره به فعالیت‌های صورت گرفته در راستای آموزش، توسعه فرهنگ قرآنی و معارف اهل بیت(ع) در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، ابراز امیدواری کرد و گفت: باتوجه به فعالیت مراکز دارالقرآن و تلاش معلمان و ظرفیت مدارس، هدف آشنایی بیشتر دانش‌آموزان با روخوانی و روانخوانی قرآن است.

وی فضاسازی قرآنی مدارس، برگزاری محافل انس با قرآن، برگزاری مسابقات مرحله آموزشگاهی، برگزاری مسابقه همخوانی و مدیحه‌سرایی گروه‌های ویژه دارالقرآن‌ها، تجلیل از دانش‌آموزان و فرهنگیان فعال فعالیت‌های قرآن، عترت و نماز و شرکت گروهی از دانش‌آموزان در نماز جمعه را از جمله برنامه‌های هفته قرآن، عترت و نماز بیان کرد.

رئیس اداره قرآن، عترت و نماز آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد تصریح کرد: از زمان شروع ثبت‌نام مسابقات قرآن، عترت و نماز تاکنون ۷۷هزار و ۸۷۲ نفر از دانش‌آموزان استان در سامانه نورینو ثبت‌نام کرده‌اند که شهرستان‌های دنا، لوداب، عشایر، چاروسا و لنده در این عرصه پیشگام هستند و ثبت‌نام برای دانش‌آموزان تا ۲۲ آذرماه پایان هفته قرآن امکانپذیر است.

تقی‌پور با اشاره به اینکه ۵ رشته مفاهیم قرآن، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه، احکام و گفتمان مهدویت و انتظار به‌صورت کتبی و هماهنگ کشوری در سامانه نورینو برگزار می‌شود، افزود: سایر رشته‌های آوایی به‌صورت شفاهی و حضوری در مدارس برگزار خواهند شد. اولین آزمون هماهنگ کشوری رشته مفاهیم در روز ۱۵ آذرماه برگزار شد که سه هزارو ۵۰۰ نفر از مقطع متوسطه اول و دوم مدارس استان در این رشته شرکت کردند که به نسبت جمعیت دانش‌آموزی استان در جایگاه هشتم قرار دارد. مسابقات متوسطه اول و دوم در هفته قرآن، عترت و نماز و مسابقات مقطع ابتدایی در اواخر بهمن‌ماه و اوایل اسفندماه برگزار می‌شود.

شنبه, 19 آذر 1401 10:54
سومین دوره تربیت مربی کودک و نوجوان از سوی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در قالب ۳ کارگاه آموزشی مسئله‌شناسی، راهکاریابی و فرآیندسازی در مسجد آذربایجانی‌های محله شهید مطهری بوشهر برگزار شد.

به گزارش ایکنا از بوشهر، سومین دوره «تربیت مربی کودک و نوجوان»، در قالب ۳ کارگاه آموزشی مسئله‌شناسی، راهکاریابی و فرآیندسازی در مبحث گروه‌سازی و همچنین رویداد آموزشی ـ تربیتی «طلیعه ۲» از سوی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی روز گذشته، ۱۸ آذرماه در محل سالن اجتماعات و صحن مصلای مسجد آذربایجانی‌های محله شهید مطهری منطقه ۱ شهر بوشهر برگزار شد.

حجت‌الاسلام محمد دانشی، مربی جامعه فعالان تربیتی فتح‌الفتوح کشور با اشاره به اینکه تولید محتوای پژوهشی و آموزشی چندرسانه‌ای شامل پوستر و پادکست و برپایی نمایشگاه و راه‌اندازی غرفه سیار کتاب‌خوانی یکی از اهداف برگزاری رویداد آموزشی ـ تربیتی «طلیعه ۲» در سطح استان‌ها است، گفت: برگزاری کارگاه عملیاتی و تمرینی طراحی برنامه‌های تربیتی ویژه نوجوان به‌صورت گروهی در راستای گسترش فعالیت‌های تربیتی نوجوانان در مراکز فرهنگی و آموزشی است.

مدرس این کارگاه آموزشی در ادامه بیان کرد: هدف مسئله‌شناسی به‌منظور پیدا کردن و شناسایی مشکلات جامعه و بررسی علل و ریشه‌های آن است. همچنین هدف راهکاریابی در واقع به‌دنبال روش‌های ایده‌پردازی و طراحی راهکار برای حل مشکل توسط نوجوانان دختر پایه‌های پنجم و ششم تحصیلی و پسران در پایه‌های تحصیلی ششم و هفتم است همچنین هدف فرآیندسازی در این کارگاه آموزشی در راستای طراحی گام به گام برای پیاده‌سازی راهکار انتخابی است.

وی تشکیل حلقه اول برای ضرورت‌سازی براساس بانک قالب‌ها و فرآیندهای تکمیلی را بسیار مهم دانست و گفت: در جلسه برنامه‌ریزی ضمن بیان راهکار راهبردی و توجيه ضرورت دارد اهمیت کار برای نوجوانان تبیین و سپس مرحله ارزیابی کارها و فعالیت‌های تربیتی و برنامه‌سازی در سامانه‌های آموزشی و پژوهشی انجام شود.

یادآور می‌شود، همچنین در حاشیه این دوره، رویداد آموزشی ـ تربیتی «طلیعه ۲» با حضور دبیر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و ۵۰ نفر از فعالان برتر تشکل‌های فرهنگی و مجموعه‌های تربیتی استان بوشهر از مجموعه‌های پایگاه مقاومت بسیج امام علی(ع) محله داوس منطقه ۲، هیئت مذهبی کفیل‌الزینب(س) محله شهید چمران منطقه ۱، کانون دختران آسمانی، مسجد شهید مصطفی خمینی محله نیدی منطقه ۲، مسجد امام حسن‌مجتبی(ع) شهر عالیشهر، هیئت مذهبی زوار‌الزهرا(س) زینبیه عقیله بنی‌هاشم(س) بندر دلوار شهرستان تنگستان، کانون جوانان و نوجوانان رضوی شهر خُورموج، هیئت مذهبی رزمندگان خُورموج، مجموعه تربیتی شهر بادوله شهرستان دشتی، هیئت مذهبی عاشورائیان بندر گناوه، مؤسسه قرآنی منتظران ظهور شهر شبانکاره شهرستان دشتستان، مسجدالنبی(ص) شهرستان جم برگزار شد.

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری