بی تقوا، ظاهرش انسان و باطنش حیوان، ایت الله

دریافت فایل
زمان: 45 دقیقه
بیشتر...

عیار اخلاص - اعتماد و وفای به عهد،استاد

دریافت فایل صوتی

حجم: 7.8 MB

زمان: 68 دقیقه

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه ص ، بخش اول ، حجت الاسلام قرائتی

شرح آیات 1 لغایت 29 سوره مبارکه ص

جلسه 1

جلسه 2

جلسه 3

بیشتر...

حکمت 124 نهج البلاغه

غَيْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْرٌ، وَغَيْرَةُ الرَّجُلِ إِيمَانٌ.

بیشتر...

شرح آیات 32 تا 35 سوره مبارکه هود

 

32قالُوا یا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَکْثَرْتَ جِدالَنا

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
12606
121611
152346948
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

یکشنبه, 15 آبان 1401 09:34

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۷ - فراز ۱۱۳

وَ أَيِّدْنِي بِتَوْفِيقِكَ وَ تَسْدِيدِكَ، وَ أَعِنِّي عَلَى صَالِحِ النِّيَّةِ، وَ مَرْضِيِّ الْقَوْلِ، وَ مُسْتَحْسَنِ الْعَمَلِ، وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى حَوْلِي وَ قُوَّتِي دُونَ حَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ.

و به جور شدن اسباب کار و راهنمائیت به راه حق کمکم نما، و بر قصد و آهنگ شایسته و گفتار پسندیده و کردار نیکو یاریم کن، و به قدرت و توانائیم بى‏ قدرت و توانائیت وامگذارم (زیرا جنبش و توانائى جز به مشیت و خواست تو نیست).

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۲ - فراز ۲

اللَّهُمَّ لَا طَاقَةَ لِي بِالْجَهْدِ، وَ لَا صَبْرَ لِي عَلَى الْبَلَاءِ، وَ لَا قُوَّةَ لِي عَلَى الْفَقْرِ، فَلَا تَحْظُرْ عَلَيَّ رِزْقِي، وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى خَلْقِكَ، بَلْ تَفَرَّدْ بِحَاجَتِي، وَ تَوَلَّ كِفَايَتِي.

بار خدایا مرا به رنج و توانائى و بر گرفتارى شکیبائى و بر درویشى قدرت نمى ‏باشد، پس روزیم را از من مگیر، و مرا به خلق خویش وامگذار، بلکه به تنهائى (بى‏ واسطه) خواسته‏ ام را برآور، و خود کارگزار من باش،

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۲ - فراز ۳

وَ انْظُرْ إِلَيَّ، وَ انْظُرْ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي، فَإِنَّكَ إِنْ وَكَلْتَنِي إِلَى نَفْسِي عَجَزْتُ عَنْهَا وَ لَمْ أُقِمْ مَا فِيهِ مَصْلَحَتُهَا، وَ إِنْ وَكَلْتَنِي إِلَى خَلْقِكَ تَجَهَّمُونِي، وَ إِنْ أَلْجَأْتَنِي إِلَى قَرَابَتِي حَرَمُونِي، وَ إِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِيلًا نَكِداً، وَ مَنُّوا عَلَيَّ طَوِيلًا، وَ ذَمُّوا كَثِيراً.

و به سوى من روآور (مرا مشمول رحمت گردان) و در همه‏ ى کارهایم نظر داشته باش، زیرا اگر مرا به خود واگذارى از (انجام) آن کارها ناتوان گردم، و آنچه مصلحت من در آن است انجام ندهم، و اگر مرا به خلق خویش واگذارى با روى گرفته و درهم به من نگرند، و اگر مرا به ناچار به خویشانم واگذارى نومیدم گردانند، و اگر ببخشند کم و ناگوار بخشند، و بر من منت فراوان نهند، و نکوهش بسیار نمایند.

یکشنبه, 15 آبان 1401 09:31

نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطى، بِهَا يَلْحَقُ التَّالِي، وَإِلَيْهَا يَرْجِعُ الْغَالِي.

امام(عليه السلام) فرمود: ما تكيه گاه ميانه هستيم; (بايد) عقب افتادگان به آن ملحق شوند و تندروان به سوى آن باز گردند.

 

شرح و تفسير

ما از افراط و تفريط دوريم امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه، موقف خود و خاندانش را در برابر «مقصران» و «غاليان» روشن ساخته است، مى فرمايد: «ما تكيه گاه ميانه هستيم; (بايد) عقب افتادگان به آن ملحق شوند و تندروان به سوى آن باز گردند»; (نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطَى، بِهَا يَلْحَقُ التَّالِي، وَإِلَيْهَا يَرْجِعُ الْغَالِي). اين تعبير كنايه زيبا و دلنشينى است، زيرا «نُمْرُقة» در اصل به معناى پشتى يا متكايى است كه بر آن تكيه مى كنند; پشتى وسط و ميانه، پشتى ممتازى بوده كه در صف پشتى هاى مجلس مورد توجه و جايگاه افراد شريف تر بوده است. مى فرمايد: آنها كه پايين ترند بايد رو به سوى ما كنند و آنها كه بالاترند بايد نگاه خود را به ما باز گردانند (و همگى راه اعتدال را پيش گيرند). اشاره به اينكه مورد قبول در اسلام و آيين الهى امورى است كه در سر حد اعتدال و دور از افراط و تفريط باشد، همان گونه كه قرآن مجيد مى گويد: (وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً) و در جاى ديگر درباره انفاق مى فرمايد: «(وَالَّذينَ إذا أنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتَرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً); كسانى كه هنگامى كه انفاق مى كنند نه اسراف مى كنند و نه سخت گيرى و در ميان اين دو حد اعتدال را رعايت مى كنند». منظور از «تالى» كسانى هستند كه اوصاف برجسته امامان اهل بيت(عليهم السلام) را انكار مى كردند و آنان را در حد فردى معمولى قرار مى دادند و منظور از «غالى» كسانى كه آنان را از حد امام معصوم بالاتر برده و صفات خدايى برايشان قائل مى شدند و حتى گاهى به الوهيت آنها رأى مى دادند. امام(عليه السلام)مى فرمايد: ما هيچ يك از اين دو گروه را نمى پسنديم نه تالى و نه غالى. بعضى از شرّاح نهج البلاغه «وسطى» را به معناى ممتاز و عالى گرفته اند نه به معناى ميانه، همان گونه كه در آيه 28 از سوره «قلم» مى خوانيم: (قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَّكُمْ لَوْلاَ تُسَبِّحُونَ) كه اوسط در اينجا به معناى افضل و برتر است. ولى با توجه به تالى و غالى كه در ذيل اين كلام حكيمانه آمده چنين احتمالى بسيار بعيد است و مناسب همان معناى وسط است كه طرف افراط و تفريط دارد. پيروى از حد اعتدال و پيمودن خط ميانه نه تنها در مسائل اعتقادى مورد توجه است كه در مسائل اخلاقى و اجتماعى نيز غالباً چنين است، زيرا افراط و تفريط در اين امور نيز زيانبار بوده و حد وسط و حالت اعتدال داراى آثار و بركات روشنى است. خوشبختانه پيروان مكتب اهل بيت با هدايت هاى آنها در همه جا حد اعتدال را برگزيدند; در حالى گروهى گرايش به جبروگروهى تفويض را انتخاب مى كردند، پيروان اين مكتب شعار «لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين» را برگزيدند و در جايى كه جمعى قائل به تشبيه (اعتقاد به جسميت خداوند) و گروهى معتقد به تعطيل (كسانى كه مى گويند ما از ذات و صفات خدا هيچ چيز نمى فهميم) در ميان مسلمانان بودند، پيروان اين مكتب نه تشبيه را پذيرفتند و نه تعطيل را بلكه معتقد شدند كنه ذات خدا و صفات او گرچه براى انسان ها قابل درك نيست; ولى او را مى توان از طريق آثارش در پهنه جهان هستى به خوبى شناخت. آخرين سخن اين كه تعبير به «نحن» گرچه به معناى امامان اهل بيت است ولى از بعضى از روايات استفاده مى شود كه پيروان راستين آنها نيز همين گونه اند. چنان كه در حديثى از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم فرمود: «يا مَعْشَرَ الشّيعَةِ ـ شِيعَةِ آلِ مُحَمَّد ـ كُونُوا النُّمْرُقَةُ الْوُسْطى يَرْجَعُ إلَيْكُمُ الْغالى وَ يَلْحَقُ بِكُمُ التّالى; اى جميعت شيعه شما هم جايگاه حد وسط و معتدل باشيد كه غلو كننده به سوى شما باز گردد و عقب مانده به شما ملحق شود» در اين هنگام مردى عرض كرد: فدايت شوم، منظور از غالى چيست؟ فرمود: «قَوْمٌ يَقُولُونَ فينا ما لا نَقُولُه فى أنْفُسُنا فَلَيْسَ أولئكَ مِنّا وَ لَسْنا مِنْهُمْ; گروهى هستند كه درباره ما مطالبى مى گويند كه ما درباره خود نمى گوييم (آنها راه غلو و افراط را مى پويند) آنها از ما نيستند و ما از آنها نيستيم». سپس امام(عليه السلام) رو به مردم كرد و فرمود: «وَاللّه ما مَعَنا مِنَ اللّهِ بَرائَةٌ وَلا بَيْنَنا وَبَيْنَ اللّهِ قِرابَةٌ وَلا لَنا عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ وَلا نَتَقَرَّبُ إلَى اللّهِ إلاّ بِالطّاعَةِ; به خدا سوگند ما برات آزادى (از آتش دوزخ براى كسى) نداريم و ميان ما و خداوند خويشاوندى نيست و حجت خاصى در برابر او نداريم و جز از طريق اطاعت به او تقرب نمى جوييم». سپس افزود: «فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مُطيعاً لِلّهِ تَنْفَعُهُ وِلايَتَنا وَ مَنْ كانَ مِنْكُم عاصِياً لِلّهِ لَنْ تَنْفَعَهُ وَلايَتَنا وَيَحْكُمْ لا تَغْتَرُّوا وَيَحْكُمْ لا تَغْتَرُّوا; هر كس از شما مطيع خدا باشد ولايت ما براى او سودبخش است و هر كس از شما معصيت خدا كند ولايت ما به او سودى نمى بخشد. واى بر شما (به ولايت ما) مغرور نشويد، واى بر شما مغرور نشويد».

شنبه, 14 آبان 1401 13:10

شرح آیه 189 سوره مبارکه بقره

189- يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ ۖ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ ۗ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ ۗ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

189- درباره «هلالهاى ماه» از تو سؤال مى کنند; بگو: «آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعى) براى (نظام زندگى) مردم و (تعیین وقت) حج است». و کار نیک، آن نیست که از پشت خانه ها وارد شوید (آنچنان که در جاهلیت در حال احرام مرسوم بود); بلکه نیکى این است که پرهیزگار باشید.و از در خانه ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید، تا رستگار گردید.

در حدیثى مى خوانیم: «مُعاذُ بن جَبَل»، خدمت پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) رسیده، گفت: بسیار از ما سؤال مى کنند: این هلال ماه چیست؟ و چه فایده دارد؟ (چرا ماه تدریجاً به صورت بدر کامل در مى آید و باز به حالت اول بر مى گردد)؟

خداوند آیه فوق را نازل فرمود و به آنان پاسخ گفت.(1)

در روایت دیگرى آمده است: جمعى از یهود از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پرسیدند: هلال ماه براى چیست؟ و چه فایده دارد؟ آیه فوق نازل شد(2) و فواید مادى و معنوى آن را در نظام زندگى انسان ها بیان کرد.

 
تفسیر:

تقویم طبیعى

همان طور که در شأن نزول آمده است، گروهى در مورد هلال ماه از پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) پرسش هائى داشتند و از علت و نتایجى که این موضوع در بر دارد جویا مى شدند که قرآن سؤال آنها را به این صورت منعکس کرده است: «درباره هلال هاى ماه از تو سؤال مى کنند» (یَسْئَلُونَکَ عَنِ الأَهِلَّةِ).

«أَهِلَّه» جمع «هلال» به معنى ماه در شب اول و دوم است و بعضى گفته اند: در سه شب نخستین «هِلال» نام دارد و بعداً به آن «قَمَر» مى گویند، و بعضى بیش از آن را هلال نامیده اند.

مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» و بعضى دیگر از مفسران بزرگ، معتقدند: این واژه در اصل از «اِسْتِهْلال صَبِىّ» یعنى گریه کودک در آغاز تولد گرفته شده، سپس براى آغاز ماه به کار رفته و نیز در آنجا که حاجیان صداى خود را به لبیک بلند مى کنند (أَهَلَّ الْقَوْمُ بِالْحَجِّ) گفته مى شود.

ولى از کلمات «راغب» در «مفردات» عکس این استفاده مى شود که اصل این واژه را همان هِلال ماه مى داند که اِسْتِهْلال صَبِىّ: «گریه کردن کودک» از آن گرفته شده است.

به هر حال، از جمله «یَسْئَلُونَکَ» که به صورت فعل مضارع به کار رفته معلوم مى شود: این سؤال کراراً از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شده است.

پس از آن مى فرماید: «بگو اینها بیان اوقات (طبیعى) براى مردم و حج است» (قُلْ هِیَ مَواقیتُ لِلنّاسِ وَ الْحَجِّ).

هم در زندگى روزانه از آن استفاده مى کنند و هم در عبادت هایى که وقت معینى در سال دارد، در حقیقت ماه، یک تقویم طبیعى براى افراد بشر محسوب مى شود که مردم اعم از باسواد و بى سواد و در هر نقطه اى از جهان که باشند مى توانند از این تقویم طبیعى استفاده کنند، نه تنها آغاز، وسط و آخر ماه را مى توان با آن شناخت، بلکه با دقت، شب هاى ماه را نیز مى توان تشخیص داد و بدیهى است: نظام زندگى اجتماعى بشر بدون تقویم یعنى یک وسیله دقیق و عمومى براى تعیین تاریخ، امکان پذیر نیست، به همین دلیل، خداوند بزرگ براى نظام زندگى، این تقویم جهانى را در اختیار همگان قرار داده است.

اصولاً یکى از امتیازات قوانین اسلام این است که: دستورات آن بر طبق مقیاس هاى طبیعى قرار داده شده است; زیرا مقیاس هاى طبیعى وسیله اى است که در اختیار همگان قرار دارد و گذشت زمان، اثرى بر آن نمى گذارد.

اما به عکس مقیاس هاى غیر طبیعى در اختیار همه نیست، حتى در عصر ما هنوز همه مردم نتوانسته اند از مقیاس هاى جهانى استفاده کنند.

لذا مى بینیم: اسلام، مقیاس را گاهى، وجب، گاهى، گام و گاهى، بند انگشتان و گاهى، طول قامت و در مورد تعیین وقت، غروب آفتاب و طلوع فجر و گذشتن خورشید از نصف النهار و رؤیت ماه قرار داده است.

و از این جا امتیاز ماه هاى قمرى بر شمسى روشن مى شود، گرچه هر دو از حرکات کواکب آسمان گرفته شده، ولى ماه هاى قمرى براى همه قابل مشاهده است، در حالى که ماه هاى شمسى را فقط منجمان با وسایلى که دارند تشخیص مى دهند که مثلاً در این ماه، خورشید در مقابل کدام یک از صورت هاى فلکى و کدام برج آسمانى است؟

در این جا این سؤال مطرح است: آیا پرسش کنندگان از هلال ماه، هدفشان سؤال از فایده این تغییرات بوده، یا سؤال از چگونگى پیدایش هلال و دگرگونى هاى هلال تا بدر کامل؟

بعضى از مفسران احتمال اول را پذیرفته اند، و بعضى احتمال دوم را، و افزوده اند: چون سؤال از علل پیدایش آن فایده اى براى آنان در بر نداشته و شاید فهم جواب آن براى بسیارى مشکل بوده، قرآن به بیان نتایج آن پرداخته تا به مردم بیاموزد: همه جا به دنبال نتیجه ها بروند.

سپس، در ذیل آیه به تناسب سخنى که از حج و تعیین موسم به وسیله هلال ماه، در آغاز آیه آمده به یکى از عادات و رسوم خرافى جاهلیت در مورد حج اشاره نموده و مردم را از آن نهى مى کند، مى فرماید: «کار نیک آن نیست که از پشت خانه ها وارد شوید بلکه نیکى آن است که تقوا پیشه کنید و از در خانه ها وارد شوید و از خدا بپرهیزید تا رستگار شوید» (وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ).

بسیارى از مفسران گفته اند: در زمان جاهلیت هنگامى که لباس احرام به تن مى کردند، از راه معمولى و درِ خانه، به خانه خود وارد نمى شدند و معتقد بودند این کار، براى مُحْرِم ممنوع است، به همین دلیل، در پشت خانه نقبى مى زدند و هنگام احرام فقط از آن وارد مى شدند، آنها معتقد بودند این عمل یک کار نیک است; چون ترک عادت است و احرام که مجموعه اى از ترک عادات است باید با این ترک عادت تکمیل شود.(3)

و بعضى گفته اند: این کار به خاطر آن بود که در حال احرام زیر سقف نروند زیرا گذشتن از سوراخ دیوار در مقایسه با گذشتن از در براى این منظور بهتر بود(4)ولى قرآن صریحاً مى گوید: نیکى در تقوا است، نه در عادات و رسوم خرافى و بلافاصله دستور مى دهد، حتماً از همان طریق عادى به خانه ها وارد شوید.

این آیه معنى وسیع تر و عمومى ترى نیز دارد و آن این که: براى اقدام در هر کار خواه دینى باشد یا غیر دینى باید از طریق صحیح وارد شوید، نه از طرق انحرافى و وارونه چنان که «جابر» همین معنى را از قول امام باقر(علیه السلام) نقل کرده است.(5)

و از اینجا مى توان پیوند دیگرى میان آغاز و پایان آیه پیدا کرد، و آن این که هر کار، باید از طریق صحیح آن باشد، و عبادتى همچون حج نیز باید در وقت مقرر که با هلال ماه تعیین مى شود انجام گیرد.

تفسیر سومى براى آیه ذکر شده است و آن این که براى یافتن نیکى ها باید به سراغ اهلش رفت، و از غیر اهل طلب نکرد، ولى این تفسیر را مى توان در تفسیر دوم درج کرد.

در روایات اهل بیت(علیهم السلام) از امام باقر(علیه السلام) نقل شده: آلُ مُحَمَّد أَبْوابُ اللّهِ وَ سُبُلُهُ وَ الدُّعاةُ اِلَى الْجَنَّةِ وَ الْقادَةُ اِلَیْها وَ الاَدِلاّءُ عَلَیْها اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ: «خاندان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) درهاى الهى، طرق وصول به او و دعوت کنندگان به سوى بهشت و راهنمایان و دلیلان آن مى باشند تا روز قیامت».(6)

این حدیث مى تواند اشاره اى به یکى از مصداق هاى مفهوم کلى آیه باشد; زیرا مى گوید: در تمام امور مذهبى خویش از طریق اصلى یعنى اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) که طبق حدیث ثقلین قرین قرآنند وارد شوید و برنامه هاى خود را از آنها بگیرید; چرا که وحى الهى در خانه آنان نازل شده و آنها پرورش یافتگان مکتب قرآنند.

جمله «لَیْسَ الْبِرُّ...» ممکن است اشاره به نکته لطیف دیگرى نیز باشد که: سؤال شما از اهلّه ماه، به جاى سؤال از معارف دینى همانند عمل کسى است که راه اصلى خانه را گذاشته و از سوراخى که پشت دیوار خانه زده، وارد مى شود چه کار نازیبائى!

ضمناً توجه به این نکته نیز لازم است که مى فرماید: لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى: «بلکه نیکى کسى است که تقوا پیشه کند» زیرا وجود پرهیزگاران سرچشمه جوشان نیکى هاست به گونه اى که گوئى خود آنها عین نیکى هستند.(7)

* * *

نکته ها:

1 ـ سؤالات مختلف از شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله)

در پانزده مورد از آیات قرآن جمله «یَسْئَلُونَکَ» آمده که نشان مى دهد، مردم کراراً سؤالات مختلفى در مسائل گوناگون از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) داشتند و جالب این که: پیامبر نه تنها از این سؤالات ناراحت نمى شد بلکه با آغوش باز از آن استقبال مى کرد و از طریق آیات قرآنى به آنها پاسخ مى داد.

اصولاً سؤال کردن، یکى از حقوق مردم از رهبران است، حتى این حق را به دشمنان نیز باید داد که سؤالات خود را به طور معقول طرح کنند.

سؤال، کلید حل مشکلات است.

سؤال، دریچه علوم است.

سؤال، وسیله انتقال دانش هاست.

اساساً طرح سؤالات مختلف در هر جامعه نشانه جنب و جوش افکار و بیدارى اندیشه هاست و وجود این همه سؤال در عصر پیامبر، نشانه تکان خوردن افکار مردم آن محیط در پرتو قرآن و اسلام است.

و از اینجا روشن مى شود: کسانى که با طرح سؤالات منطقى در جامعه مخالفت مى کنند، کارشان با روح تعلیمات اسلام ناسازگار است.

* * *

2 ـ تقویم و نظام زندگى

زندگى فردى و اجتماعى، هیچ کدام بدون یک نظم صحیح به سامان نمى رسد،

نظم در برنامه ریزى،

و نظم در مدیریت و اجرا،

یک نگاه به عالم آفرینش، از منظومه هاى جهان بالا گرفته تا ساختمان بدن انسان و اعضاى مختلف آن، براى پى بردن به این اصل عمومى، که حاکم بر کل آفرینش است کافى به نظر مى رسد.

بر همین اساس، خداوند، اسباب این نظم را در اختیار انسان قرار داد و حرکات منظم کره زمین به دور خود و به دور خورشید، و همچنین گردش منظم ماه را وسیله اى براى نظام زمان بندى قرار داده، تا برنامه هاى زندگى اعم از مادى و معنوى، تحت نظام درآید.

فکر کنید اگر نظم معین روز، شب، خورشید و ماه نبود و مقیاسى براى سنجش زمان در دست نداشتیم، چه آشفتگى در سراسر زندگى ما پیدا مى شد؟ و لذا خداوند از این معنى به صورت یکى از مواهب مهم خویش در آیه 5 سوره «یونس» یاد کرده، مى فرماید:

هُوَ الَّذی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنینَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللّهُ ذلِکَ إِلاّ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الآْیاتِ لِقَوْم یَعْلَمُون:

«او کسى است که خورشید را روشنائى، و ماه را نور قرار داد، و براى آن منزلگاه هایى مقدر فرمود، تا عدد سال ها و حساب را بدانید، خداوند آن را جز به حق نیافرید، او آیات خود را براى گروهى که اهل دانش اند شرح مى دهد».

شبیه همین معنى در آیه 12 سوره «اسراء» در مورد نظام حاکم بر شب و روز آمده است.(8)


1 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 55، صفحه 118 ـ «بحر المحیط»، جلد 2، صفحه 229، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «رازى»، جلد 5، صفحه 280، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «آلوسى»، جلد 2، صفحه 71، ذیل آیه مورد بحث.

2 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 2، صفحه 341، ذیل آیه مورد بحث ـ 2تفسیر «رازى»، جلد 5، صفحه 280، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «آلوسى»، جلد 2، صفحه 71، ذیل آیه مورد بحث.

3 ـ تفسیر «بیضاوى»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «طبرى»، جلد 2، صفحه 107، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 2، صفحه 341، ذیل آیه مورد بحث.

4 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 2، صفحه 341، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحر المحیط»، جلد 2، صفحه 229، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «شوکانى» (فتح القدیر)، جلد 1، صفحه 189، ذیل آیه مورد بحث.

5 ـ «مجمع البیان»، جلد 1، صفحه 284، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 2، صفحه 104،
حدیث 61 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 86، حدیث 211 (چاپخانه علمیه).

6 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «وسائل الشیعه»، جلد 27، صفحه 20، حدیث 33099 (آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 2، صفحه 104 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 86، حدیث 210 (چاپخانه علمیه).

7 ـ ولى بعضى گفته اند: در اینجا محذوفى است و تقدیر چنین است: لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى ذلِکَ.

8 ـ در جلد 12 تفسیر «نمونه»، ذیل آیه 12 سوره «اسراء» نیز در این باره، سخن گفته ایم و همچنین در جلد 8، ذیل آیه 5 سوره «یونس».

.......................

تفسیر نمونه

شنبه, 14 آبان 1401 12:58
کانال آرشیو محتوای مجازی جامعةالقرآن الکریم در سروش، طی ایام هفته محتواهای گوناگونی را اعم از آشنایی با نغمات، روانشناسی کودک، مهدویت، مسابقات و آگاهی و اطلاعات حرم شناسی علی‌بن‌موسی الرضا(ع) و ... را بارگذاری می‌کند.

به گزارش ایکنا، در راستای اجرایی نمودن اهداف مؤسسه جامعةالقرآن الکریم و اهل‌البیت(ع) در نیمه دوم سال، طی برنامه‌ریزی مشخص و بهره‌وری بهتر و با کیفیت‌تر معلمان، مربیان و سایر علاقه‌مندان به عرصه تدریس و قرآن‌آموزی، طی ایام هفته، بیش از ۱۰ محتوای آموزشی، تبلیغی و گرافیکی درقالب صوت و تصویر را در کانال آرشیو محتوای مجازی مؤسسه در سروش بارگذاری می‌کند.

این محتواها شامل پوستر مفاهیم و تدبر سوره‌های قرآن کریم روزهای شنبه، پوستر و کلیپ تخصصی حفظ و گفتگو با حافظان کل قرآن عضو مؤسسه در روزهای یکشنبه، کلیپ صوت و لحن آشنایی با نغمات قرآنی در روزهای دوشنبه، پوستر و کلیپ گفت‌وگو با مدیران توانمند و موفق شعب و مدارس جامعةالقرآن در روز سه‌شنبه، پوستر و کلیپ کارشناسی بررسی رفتار در مدرسه و «چهارشنبه امام رضایی»؛ آگاهی و اطلاعات حرم شناسی علی‌بن‌موسی الرضا(ع) و برگزاری مسابقه در روزهای چهارشنبه است.

همچنین در روزهای پنجشنبه نیز به بارگذاری نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر مربی و والد باید بداند توسط خانم خانعلی‌زاده و کلیپ سلام ارباب و شهدا و در روزهای جمعه نیز به مهدویت و پاسخ به شبهات و برگزاری مسابقه، پرداخته خواهد شد.

در کنار این محتواها نیز مهمترین اخبار و فعالیت‌های شعب و مدارس تحت نظارت جامعةالقرآن و دعای هفته نیز بارگذاری می‌شود.

یادآور می‌شود، بیش از ۲۵ نفر از مربیان و کارشناسان جامعةالقرآن مشغول تولید محتوا برای این کانال شامل فیلم‌های کوتاه، انیمیشن، موشن‌گرافی و فایل‌های متنی هستند.

شنبه, 14 آبان 1401 09:23

حجت‌الاسلام علی‌اکبر مهدی‌پور ضمن اشاره به ویژگی‌های امام حسن عسکری(ع) به نقد و بررسی ادله موافقان و مخالفان تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر مهدی‌پور، مدرس سطوح عالی حوزه علمیه قم و پژوهشگر دین به مناسبت سالروز ولادت امام حسن عسکری(ع) در گفت‌وگو با ایکنا به توضیح درباره شخصیت آن امام همام پرداخت.

وی در ابتدا به مواردی درباره شرایط زندگی آن حضرت و کرامات ایشان اشاره کرد و گفت: امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۳۲ قمری متولد شدند و در سال ۲۳۴ در محضر پدر بزرگوارشان وارد سامرا شدند. ایشان ۲۸ سال عمر کردند و کل دوران امامتشان ۶ سال بوده است. ایشان همه عمرشان در سامرا بودند، سامرا در واقع زندان بود چون پادگان نظامی بود.

وی افزود: روزی حضرت در زندان به هم‌بند خود فرمودند آیا پسر داری؟ زندانی پاسخ داد بله. بعد حضرت فرمود: کسی که بازوی پرتوانی دارد انتقامش را می‌گیرد. زندانی سوال کرد شما هم پسر دارید؟ حضرت فرمودند بله، ولی هنوز متولد نشده است. بعد حضرت برای اثبات سخن خود فرمودند شما در فلان ساعت، فلان روز، فلان مکان متولد شدید. حضرت خواستند به این بیان به او بفهمانند من فرزند دارم، ولی هنوز متولد نشده است کما اینکه امام رضا(ع) تا ۴۶ سالگی فرزند نداشت و می‌فرمودند فرزند دارم ولی هنوز متولد نشده است. به ایشان عرض کردند از شمشیر هارون خون می‌چکد، کنایه از اینکه شما را شهید خواهد کرد، ولی حضرت در پاسخ فرمود اگر بتواند تار مویی از سر من کم کند من امام نیستم. این قاطعیت برای این بود که ایشان می‌دانست تا امام جواد(ع) متولد نشده، شهید نخواهد شد. امام حسن عسکری(ع) هم یقین داشت تا زمانی که امام زمان(عج) متولد نشده است به شهادت نمی‌رسد. با این حال امام حسن عسکری(ع) چندبار مورد سوء قصد قرار گرفت ولی خداوند جان ایشان را نجات داد. در همین رابطه حضرت فرمودند اینهایی که خیال می‌کردند می‌توانند مرا بکشند تا نسل مرا قطع کنند قدرت خدا را چگونه دیدند.

وی در ادامه به کرامات آن حضرت اشاره کرد و گفت: به زندانبان حضرت گفتند بر آن حضرت سخت بگیرد. زندانبان در پاسخ گفت من دو نفر از شقی‌ترین افراد را بر او گماشتم ولی هر دو اهل عبادت شدند. به همین جهت دستور دادند حضرت را در محلی که برای نگهداری حیوانات درنده بود نگه دارند ولی حضرت در همان‌جا نیز به عبادت پرداختند. همچنین در زمان امام حسن عسکری(ع) مردم می‌خواستند نماز استسقا بخوانند. سه روز نماز خواندند ولی باران نیامد. در روز چهارم شخصی غیر مسلمان آمد و تا دست بلند کرد باران آمدند. مسلمانان از این اتفاق دچار هراس شدند و به امام خبر رساندند و گفتند امت جدت را دریاب. حضرت دستور دادند بروید آنچه بین انگشتان او است را از او بگیرید. غلامان دیدند تکه استخوانی لای انگشتان اوست. وقتی آن را گرفتند دیگر باران نیامد. از حضرت سوال شد این استخوان چیست؟ حضرت فرمودند استخوان پیامبری از پیامبران الهی است.

تفسیر عسکری؛ در کشاکش اثبات و انکار

استاد حوزه علمیه در ادامه گفت‌وگو به بررسی اعتبار تفسیر عسکری پرداخت و گفت: در مورد این تفسیر دو قول وجود دارد. هر قائل هم به شدت از نظر خودش دفاع می‌کند. یک عده این تفسیر را رد می‌کنند و می‌گویند این کتاب مجعول است. ابن غضائری در رد این کتاب می‌گوید دو نفر مجعول در سند کتاب واقع شده‌اند و به همین جهت به نقل اینها اعتباری نیست. علامه حلی نیز نظر او را تایید کرده است. محقق اردبیلی، محمدجواد بلاغی، تستری، شعرانی و آیت‌الله خویی هم این نظر را تایید کردند. اینها افرادی بودند که به شدت با این کتاب برخورد کردند و گفتند مجعول است البته آیت‌الله خویی تعبیر مجعول را به کار نبردند.

وی ادامه داد: در راس کسانی که این کتاب را قبول دارند و از آن روایت نقل کردند شیخ صدوق است. شیخ صدوق در من لایحضره الفقیه از این کتاب حدیث نقل می‌کند. شیخ صدوق در اول کتاب خودش نوشته است من در این کتاب فقط روایاتی را نقل می‌کنم که بین خود و خدا حجت می‌دانم، لذا نقل حدیث از این تفسیر در من لایحضره الفقیه، مستند مهمی است. همچنین ایشان در کتاب توحید، عیون الاخبار، کمال الدین، امالی، علل الشرایع و معانی الاخبار از این کتاب حدیث نقل کرده است. پس شیخ صدوق کاملا به این کتاب اعتماد کرده است.

وی تصریح کرد: مرحوم طبرسی نیز در کتاب احتجاج از این تفسیر روایت نقل کرده است. قطب راوندی از این کتاب حدیث نقل کرده است. ابن شهر آشوب از این کتاب حدیث نقل کرده و آن را به طور قطع به امام نسبت داده است. شهید ثانی نیز در یکی از آثارش فصلی را به تفسیر منسوب امام عسکری(ع) اختصاص داده و از آن روایت نقل کرده است. محقق کرکی در اجازاتی که به افراد داده از این کتاب حدیث نقل کرده و به به افراد اجازه نقل روایت داده است. مجلسی اول در کتابش نوشته هر کس کوچکترین آشنایی با کلام ائمه دارد یقین پیدا می‌کند این کتاب برای معصوم است. ایشان با عنوان امام حسن عسکری(ع) کار ندارد ولی می‌گوید این کتاب برای معصوم است. بعد تعبیر عجیبی دارد و می‌گوید این تفسیر گنجی از گنجینه‌های پروردگار است.

علامه مجلسی نیز در بحار الانوار وقتی به این کتاب می‌رسد می‌گوید شیخ صدوق بر آن اعتماد کرده هرچند برخی در آن شبهه کردند ولی شیخ صدوق زمانش به معصوم نزدیکتر است و به کلمات معصومین آشناتر است. شیخ حر عاملی هم می‌فرماید شیخ صدوق که رئیس المحدثین است به این کتاب اعتماد کرده است. فیض کاشانی نیز در تفسیر صافی به این کتاب اعتماد کرده است. سیدهاشم بحرانی نیز از آن حدیث نقل کرده است. شیخ انصاری هم در کتاب رسائل حدیثی از این کتاب نقل کرده است. آقابزرگ طهرانی هم ده صفحه درباره این کتاب مطلب نقل کرده است و نقل ابن غضائری را نقد کرده است و گفته به تضعیفات غضائری اعتماد نیست.

وی در پایان گفت: نتیجه اینکه اولا اگر بگویم همه کتاب برای معصوم است درست نیست وشاید نتوانیم اثبات کنیم هرچند نظر بسیاری از مثبتین این است که کل کتاب از امام است. همچنین اینکه بگوییم کل کتاب جعلی است دروغ فاحشی است. ممکن است کسی بگوید کتاب ضعیف است ولی ضعیف بودن یک حرف است، جعلی بودن یک حرف. هر کتابی مطالب قوی و ضعیف دارد. حتی در اصول کافی هم روایت ضعیف داریم الا اینکه اکثر روایاتش قوی است. بنابراین هرگز در این کتاب مطلب جعلی وجود ندارد بلکه در این کتاب احادیث قوی و ضعیف داریم و از این نظر مانند سایر منابع حدیثی است.

چهارشنبه, 11 آبان 1401 14:29
آسیب‌شناسی حفظ کوتاه‌مدت همراه با تحصیل موضوعی است که در این یادداشت از نگاه کارشناسان مورد مطالعه قرار گرفته است.
 رضا یاوری، مدیرعامل مؤسسه فرهنگی ـ مردمی قرآن و عترت تسنیم لنجان به نگارش یادداشت‌هایی با موضوع «نگاهی بر قوت‌ها، ضعف‌ها و آسیب‌های حفظ کوتاه‌مدت قرآن کریم همراه با تحصیل» اقدام کرده و قسمت اول آن را با عنوان «طرح پرسش‌هایی درباره عملکرد آموزشگاه‌های حفظ کوتاه‌مدت قرآن» در اختیار ایکنا قرار داد. در ادامه قسمت دوم آن که به بررسی نظر کارشناسان در مورد حفظ کوتاه‌مدت همراه با تحصیل پرداخته است، می‌خوانیم؛

«شهریار پرهیزکار در مصاحبه‌ای چنین بیان می‌کند: «آسیب در حفظ‌های یک‌ساله را باید در دو بخش بررسی کرد؛ بعضی‌ها در کنار فعالیتی که دارند و درس، کار یا فعالیت اجتماعی که انجام می‌دهند، به حفظ قرآن پرداخته و آن‌ها را تعطیل نمی‌کنند و بعضی دیگر به مدت یکسال همه کارها را تعطیل می‌کنند.

محصل به مدت یک سال از کل سیستم آموزشی انصراف داده یا دانشجو دو ترم مرخصی می‌گیرد تا بتواند قرآن را به صورت فشرده حفظ کند. وی با تأکید بر اینکه ارائه محفوظات در پایان دوره یکساله بسیار در حد پائین است، گفت: بنده به صورت عملی با موارد بسیار متعددی از کسانی که حفظ یک‌ساله داشته‌اند برخورد کرده‌ام که قرآن را حفظ کردند، اما تسلطشان در پایان بسیار اندک بوده است».

در این بین خوب است، نظر یک حافظی که در این مراکز مشغول بوده است، بخوانیم: میثم امیدیان‌دهکردی که در مؤسسه بیت‌الحزان حفظ یک‌ساله داشته است در سایت خود این مؤسسه می‌گوید: «حفظ یکساله نیازمند شرایط و ملزومات ویژه‌ای است؛ لذا تمامی افرادی که قصد حفظ کل قرآن را دارند به آنان توصیه نمی‌شود که با شرکت در دوره‌های فشرده حفظ یکساله به این مهم نائل شوند».

عباس سلیمی، پیشکسوت قرآنی نیز می‌گوید: «اگر ما این طرح یکساله را در ارتباط با نونهالان به کار ببریم، امکان عدم ظرفیت آن‌ها وجود دارد. البته ما هرگز درصدد انکار توانمندی و قدرت فراگیری نابغان و نونهالان قرآنی نیستیم، اما باید به ظرفیت‌ها و ویژگی‌های آنان توجه کرد.

در ارتباط با حفظ یکساله بعضی از موارد معدود و محدود، موفق بوده‌ایم و در بعضی مواقع حرکتی مثل یک موج در جامعه مطرح می‌شود و بعد از مدتی فراموش می‌شود یا متوجه می‌شویم، اشتباه تصمیم‌گیری کرده‌ایم.

معتقدم بحث حفظ تخصصی یکساله به عنوان کار سلیقه‌ای زیبا است، ولی طرحی کارشناسی نشده است. باید با بررسی و کارشناسی آثار و تبعات این طرح را در ۲۰ سال دیگر بر ذهن و فکر افراد برآورد کنیم. معتقد به آسیب‌شناسی هستم که بر مبنای آن یک طرح علمی کارشناسی شده تهیه و سپس به مرحله اجرا گذاشته شود».

محمدمهدی بحرالعلوم، حافظ و کارشناس قرآنی است و در این رابطه می‌گوید: «دوره حفظ فشرده دوره‌ای است که مدت زمان آن کمتر از دوره متوسط است و این روش حفظ قابل تعمیم و اجرا برای عموم مردم نیست.

عموم مردم به دلیل رعایت نکردن ضوابط، دچار آسیب‌هایی از جمله عدم کیفیت در حفظ می‌شوند؛ همچنین تحمل فشار سنگین در افرادی که شرایط لازم را ندارند، سبب انفکاک آن‌ها از امور معمول زندگی می‌شود».

زهرا کرباسی، حافظی که دو ماهه قرآن را حفظ کرده می‌گوید: «اینکه بخواهیم از همه افراد توقع حفظ کل در مدت کوتاه داشته باشیم، معقول نیست. بستگی به شرایط و توانمندی‌های افراد حفظ قرآن هم متفاوت است».

این‌ها بخشی از مصاحبه نخبگان جامعه قرآنی بود که در این رابطه نقد کارشناسی داشتند.

جالب این است که بسیاری از مؤسساتی که در حال اجرای حفظ یک‌ساله هستند به خانواده‌ها این امید را می‌دهند که فرزندان آنان در این مدت حافظ کل قرآن می‌شوند، ولی آیا این چنین است؟

در اکثر مصاحبه‌های حافظان یک‌ساله که از مدرسه جدا شده‌اند این گزینه وجود دارد که ما باید به مدت دو تا سه سال دیگر مرور کنیم تا بتوانیم تثبیت حفظ داشته باشیم. این مطلب گویای آن است که در این مدت تثبیتی اتفاق نیفتاده و فقط یک حفظ سطحی داشته‌ایم آن هم با سختی، مفاهیم قرآن را به خوبی و لذت کار نکرده‌ایم و حتی در پایان سال که می‌شود عجله و شتاب و حتی دل‌زدگی مشاهده می‌شود.»

چهارشنبه, 11 آبان 1401 14:26
یک مشاور خانواده در حوزه علمیه قزوین با بیان اینکه عدم وجود مهارت ارتباط از عواملی است که در بروز طلاق نقش مؤثری ایفا می‌کند گفت: قرآن به موانع برقراری ارتباط اشاره مستقیم دارد و در آیه ۱۸ سوره لقمان غرور و تکبر در زبان بدن را مانعی در مسیر برقراری ارتباط صحیح عنوان می‌کند.

طلاق امروزه یکی از معضلاتی است که برخی خانواده‌ها و به تبع آن جامعه را دچار چالش کرده و افزایش بی‌رویه آن باعث شده است تا با یک بحران در روابط اجتماعی مواجه شویم. در این میان طلاق عاطفی هم علاوه بر اینکه بنیان خانواده‌ها را سست می‌کند؛ آسیب‌های متعدد عاطفی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زیادی برای زوجین و فرزندان به همراه دارد. شاید با یک بررسی میدانی بتوان ادعا کرد که همه طلاق‌ها به خاطر مشکلات مالی نیست بلکه اغلب دلیل رفتاری دارد و عامل بسیاری از طلاق‌ها، ناموفق بودن زوجین در برقراری ارتباط صحیح کلامی، معنوی، جنسی و اجتماعی است.

ایکنای قزوین، در گفت‌وگو با یک مشاور خانواده به بررسی یکی از عوامل بروز طلاق در جامعه پرداخته است که تقدیم مخاطبان می‌شود:

سمیرا حمیصی، مشاور خانواده در حوزه علمیه قزوین، در گفت‌وگو با ایکنا گفت: مهارت‌های زندگی در شاخه‌های مختلف شناختی، خودآگاهی، حل مسئله، تفکر خلاق، تفکر نقاد، قدرت تصمیم‌گیری و مهارت برقراری ارتباط مؤثر است. بامطالعه بر روی زوجینی که در آستانه طلاق قرار دارند مشاهده می‌شود که مدت‌هاست طلاق عاطفی در بین آن‌ها اتفاق افتاده و متأسفانه زوجین از پایین‌ترین سطح توانایی برقرار ارتباط مؤثر با یکدیگر هم محروم‌ هستند.

این مشاور حوزه علمیه قزوین با بیان اینکه قرآن در آیات متعدد به موضوع ارتباط مؤثر پرداخته است؛ خاطرنشان کرد: خداوند در آیه ۸۸ سوره بقره می‌فرماید که با مردم به زبان خوش‌سخن بگویید و در جای دیگر در آیات ۲۵ تا ۲۸ سوره طه، شرح صدر و سینه‌ای گشاده خواسته‌شده تا کارها آسان شود و گره از زبان‌ باز شود تا مردم سخن پیامبر خدا را درک کنند. این‌ها همه مواردی است که به لزوم برقراری ارتباط مؤثر افراد با یکدیگر تأکید می‌کند.

موانع برقراری ارتباط مؤثر

وی افزود: زمانی که تبادل باورها و احساسات بین گوینده و شنونده صورت گیرد ارتباط مؤثر ایجاد شده و شنونده دقیقاً منظور نظر گوینده را دریافت می‌کند و نتیجه آن حس رضایتمندی طرفین است؛ اما اگر ارتباط غیر مؤثر باشد نتیجه‌ای جز کینه و خشم و نفرت در برندارد.

حمیصی اظهار کرد: قرآن کریم به موانع برقراری ارتباط مؤثر نیز اشاره مستقیم دارد و در آیه ۱۱ سوره حجرات تمسخر کردن، با القاب بد خطاب کردن یکدیگر و در آیه ۱۸ سوره لقمان غرور و تکبر در زبان بدن را مانعی در مسیر برقراری ارتباط صحیح در کانون خانواده و جامعه عنوان می‌کند.

وی در بیان عناصر لازم برای برقراری یک ارتباط مؤثر بین افراد افزود: فرستنده، گیرنده، کانال ارتباطی، پیام و بازخورد پیام، پنج عنصر اصلی در یک ارتباط‌ است که خلأ وجود هر یک از این عناصر مانعی در مسیر انتقال صحیح پیام محسوب می‌شود. در فرآیند انتقال پیام ۵۵ درصد اطلاعات از طریق تُن صدا، ۳۸ درصد از طریق زبان بدن و تنها ۷ درصد اطلاعات از طریق پیام منتقل می‌شود که این آمار، درجه اهمیت نحوه برقراری ارتباط مؤثر را بیش‌ازپیش عیان می‌کند.

حمیصی ادامه داد: ارتباط بین زوجین از طریق زبان و گفتار، رفتار، اخم، لبخند و امثال این موارد است و ممکن است فرستنده برخورد یا لحن بدی داشته باشد، تمسخرآمیز صحبت کند، بی‌حال و حوصله باشد، با تن صدای بسیار ضعیف صحبت کند و یا با صدای بلند فریاد بزند که تمام این موارد مانعی برای انتقال صحیح پیام و برقراری ارتباط مؤثر بین او و همسرش خواهد بود.

وی تصریح کرد: اگر زبان بدی داشته باشیم ممکن است کلمه «چشم» که برای اجابت یک خواسته به کار می‌بریم معانی دیگری همچون تمسخر کردن خواسته فرد، تهدید کردن و یا بی‌تفاوتی نسبت به خواسته‌اش را به‌طرف مقابل منتقل کند. این موضوع را باید در نظر گرفت که ممکن است دریافت پیام از سوی گیرنده هم با موانعی مواجه باشد، به‌طور مثال خسته از سرکار برگشته و شنونده نباشد، حال و حوصله نداشته باشد، درگیر کار و خطاهای ذهنی باشد و اصلاً تمرکزی برای دریافت پیام وجود نداشته باشد؛ پس باید از شرایط مناسب شنونده برای دریافت پیام مطمئن بود تا از یک تبادل‌نظر و گفت‌وگو نتیجه مثبت و صحیحی را برداشت کنیم. در آیه ۱۹ سوره لقمان آمده که درراه رفتن اعتدال داشته باشید و با صدای بلند فریاد نزنید و از کنایه زدن به یکدیگر بپرهیزید.

خطای امروز را به گذشته ربط ندهیم

این مشاوره خانواده دادگستری استان قزوین افزود: باید در ارتباط و انتقال پیام به یک موضوع اکتفا کرده و این اشتباه بزرگی است که خطای امروز همسر را به موضوعات روز، هفته، ماه و سال‌های گذشته ربط دهیم و موضوع امروز را به حاشیه ببریم تا حل‌نشده باقی بماند و به مشکلات انباشته‌شده درگذشته افزوده شود.

حمیصی در ادامه تأکید کرد: در نحوه بیان پیام، کلمه «چرا» را حذف کرده و از کلمات «چطور یا چه شد» استفاده کنیم. کاربرد کلمه چرا، مقاومت طرف مقابل را بالا می‌برد و او را در مظان اتهام قرار می‌دهد اما کاربرد کلمه چطور فرد را در جایگاه توضیح مطلب و پاسخگویی صحیح می‌گذارد.

وی با بیان اینکه مسئله موردتوجه دیگر استفاده از پیام «من» به‌جای پیام «تو» است تشریح کرد: کلمه من، مقاومت طرف مقابل را می‌شکند؛ به‌طور مثال بگوییم؛ «من دوست دارم باهم به سفر مشهد برویم» به‌جای اینکه بگوییم؛ «تو اصلاً به فکر من نیستی» یا «تو فقط به خانواده خودت اهمیت می‌دهی». پیام «تو» مقاومت طرف مقابل را بیشتر می‌کند و با ایجاد خشم و تنفر، او را در ادامه مسیر ناصحیح خود جسورتر کرده و محلی برای اصلاح رفتار باقی نمی‌گذارد.

این مشاور حوزه علمیه قزوین افزود: متأسفانه نبودن مهارت ارتباط مؤثر باعث شده که به‌جای انتقال یک پیام صحیح و تأثیر آن در ایجاد انس و الفت بیشتر اعضای خانواده و حرکت آن‌ها به‌سوی تعالی، خانواده را به‌سوی طلاق عاطفی و سپس جدایی و طلاق کامل سوق دهد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: این مهارت‌ها در یک‌ شب حاصل نمی‌شود و نیاز به تمرین، ممارست و خواست افراد برای حفظ و نگهداشت زندگی مشترک دارد. با ماهرشدن زندگی زیباتر خواهد شد و همسران و فرزندان از زیستن در کنار هم راضی‌ خواهند بود و بودن در کانون پرمهر خانواده را به هر جمع دیگری ترجیح می‌دهند.

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری