• آموزش قرآن
  • پربازدید

ریشه و اساس همه نیکى ها

شرح آیه 177 سوره مبارکه بقره

177- لَّيْسَ الْبِرَّ أَن

بیشتر...

شرح آیات 26 تا 31 سوره مبارکه القلم

شرح آیات 26 تا 31

26فَلَمّا رَأَوْها قالُوا إِنّا

بیشتر...

بعد جسمی انسان، آیت الله العظمی مظاهری

دریافت فایل

حجم: 9 MB

زمان: 38 دقیقه

بیشتر...

زندگینامه شهید محمد حسینی بهشتی

زندگینامه شهید محمد حسینی بهشتی

زندگینامه شهید بهشتی از

بیشتر...

هجرت ابراهیم(علیه السلام) از سرزمین بت پرستان

شرح آیات 71 لغایت 73 سوره مبارکه انبیاء

71وَ نَجَّیْناهُ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
99376
50636
152756476
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

شنبه, 13 خرداد 1402 13:53

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۳۸ - فراز ۱

اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتِي فَلَمْ أَنْصُرْهُ، وَ مِنْ مَعْرُوفٍ أُسْدِيَ إِلَيَّ فَلَمْ أَشْكُرْهُ، وَ مِنْ مُسِي‏ءٍ اعْتَذَرَ إِلَيَّ فَلَمْ أَعْذِرْهُ، وَ مِنْ ذِي فَاقَةٍ سَأَلَنِي فَلَمْ أُوثِرْهُ، وَ مِنْ حَقِّ ذِي حَقٍّ لَزِمَنِي لِمُؤْمِنٍ فَلَمْ أُوَفِّرْهُ، وَ مِنْ عَيْبِ مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لِي فَلَمْ أَسْتُرْهُ، وَ مِنْ كُلِّ إِثْمٍ عَرَضَ لِي فَلَمْ أَهْجُرْهُ.

بار خدایا من به درگاه تو عذر مى‏خواهم از ستم کشیده ‏اى که در برابر من به او ستم رسیده و من او را یارى نکرده ‏ام (زیرا یارى کردن مومن حق واجبى است بر مومن دیگر که اگر او را یارى نکند مواخذه و بازپرس مى‏شود، حضرت صادق- علیه‏ السلام- فرموده: مومنى که برادر «هم کیش» خود را یارى کند و بر یارى او توانائى داشته باشد خداوند او را در آخرت یارى خواهد کرد «از گرفتاریها و شکنجه‏ هاى آن سرا رهائیش مى‏دهد» و مومنى که برادرش را خوار گرداند و بر یارى او توانا باشد خدا او را در دنیا و آخرت خوار نماید «در دنیا بدبخت و در آخرت از رحمتش دور سازد)» و از احسان و نیکى که به من شده و سپاس آن را بجا نیاورده ‏ام (حضرت رسول- صلى الله علیه و آله- فرموده: هر که به او احسان شود باید جزاى آن را بدهد، اگر نتوانست باید آن را بستاید، و اگر چنین نکرد کفران آن نعمت نموده، حضرت صادق- علیه ‏السلام- فرموده: خدا لعنت کند «از رحمتش دور گرداند» کسانى را که راه احسان و نیکى را بریده و جلوگیرى مى‏ نمایند، گفتند: چه کسانى از راه احسان جلوگیرى مى‏کنند؟ فرمود: مردى که به او احسان شود و آن را کفران نماید) و از بدکردارى که از من عذر خواسته و من عذرش را نپذیرفته ‏ام (پیغمبر- صلى الله علیه و آله- فرموده: کسى که بیزارى جستن بدکردارى را از بدى که کرده راست گوید یا دروغ نپذیرد بر سر حوض «نهرى که خداى تعالى در بهشت به من عطا کرده» نزد من نخواهد آمد) و از نیازمندى که از من درخواست نموده و من او را نبخشیده و بر خود برترى نداده ‏ام (حضرت صادق- علیه ‏السلام- به ابان ابن تغلب فرمود: هرگاه نصف دارائیت را به مومنى تقسیم نمودى او را بر خود مقدم نداشته و برترى نداده ‏اى و تو و او یکسان هستید، او را بر خود برترى مى‏دهى اگر از نصف دیگر به او ببخشى) و از حق صاحب حق مومنى که بر من لازم است و آن را نداده ‏ام (معلى ابن خنیس گفته: به حضرت صادق- علیه ‏السلام- گفتم: حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود: هفت حق واجب است، حقى از آنها نیست جز آنکه بر او واجب مى‏باشد، اگر حقى از آنها را ضایع سازد از دوستى خدا و طاعت او بیرون رفته، و خدا را در او نصیب و بهره ‏اى نیست «خدا را بندگى نکرده» به آن حضرت گفتم: فدایت شوم آن هفت حق چیست؟ فرمود: اى معلى من بر تو مهربانم مى‏ترسم آنها را ضایع و تباه سازى و حفظ نکنى و بدانى و عمل ننمائى، گفتم: قوت و توانائى جز از جانب خدا نیست «امید است خداى تعالى توانائى و توفیق عمل به آنها را عطاء فرماید» فرمود: کمتر حق از آنها آنست که براى او دوست دارى آنچه را که براى خود دوست مى‏دارى، و نپسندى براى او آنچه را که براى خود نمى‏پسندى، و حق دوم آنست که از خشم او دورى گزینى «کارى نکنى که او را خشمناک سازى» و رضا و خشنودى او را پیروى نمائى، و فرمان او را انجام دهى، و حق سوم آنست که او را به جان و مال و زبان و دست و پا یارى کنى، و حق چهارم آنست که تو دیدبان و راهنما و آیینه‏ ى او باشى، و حق پنجم آنست که تو سیر نباشى و او گرسنه و تو سیرآب و او تشنه، و تو جامه نپوشى و او برهنه باشد، و حق ششم آنست که براى تو خدمتگزار باشد و براى برادر «هم کیش» تو خدمتگزارى نباشد لازم است که خدمتگزارت را بفرستى تا جامه‏ ى او را بشوید و خوراکش را پخته سازد و بسترش را بگستراند، و حق هفتم آنست که سوگندش را تصدیق نموده راست بدانى، و دعوت او را اجابت کنى، و بیمارش را دیدن نمائى، و به جنازه ‏اش حاضر شوى، و چون دانستى او را حاجت و خواسته ‏اى است براى برآوردن آن به سوى او بشتابى و او را ناچار نسازى که خواسته‏ اش را از تو درخواست نماید آنگاه به سوى او بشتابى، پس هرگاه آنها را بجا آوردى دوستى خود را به دوستى او و دوستى او را به دوستى خود پیوند نموده ‏اى) و از عیب و نقص مومنى که براى من آشکار گشته و آن را نپوشانده ‏ام ( حضرت على- علیه ‏السلام- فرموده: کسى که درباره ‏ى مومنى بگوید چیزى را که به دو چشمش دیده و به دو گوشش شنیده و آن از چیزهائى است که آن مومن را عیب مى‏کند و جوانمردیش را ویران مى‏سازد او از کسانى است که خداى عزوجل فرموده «س 24 ى 19(: ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فى الذین امنوا لهم عذاب الیم فى الدنیا و الاخره یعنى آنانکه دوست دارند در بین کسانى که ایمان آورده‏ اند زشتى فاش گردد، در دنیا و آخرت براى آنها عذاب دردناک است) و از هر گناهى که براى من پیش آمده و از آن دورى نکرده ‏ام.

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۸ - فراز ۹

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا، وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ، لَا يُغَالَبُ أَمْرُكَ، وَ لَا يُجَاوَزُ الَْمحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ، وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ وَ لَا لِإِرَادَتِكَ حَتَّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزِّينَ، يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلًا، وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً، وَ فَرَائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهَاتِ أَشْرَاعِكَ، وَ سُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً.

بار خدایا این مقام و جایگاه (نماز عید و جمعه بجا آوردن، یا مقام امامت و خلافت) براى خلفاء و جانشینان و برگزیدگان تو (ائمه ‏ى معصومین علیهم ‏السلام) است، و (دشمنان دین مانند خلفاى بنى‏ امیه) جاهاى امناء و درستکاران تو را در درجه و پایه ‏ى بلندى که ایشان را به آن اختصاص و برترى داده ‏اى ربودند (غصب کرده به ظلم و ستم گرفتند، عبدالله ابن دینار گفته: حضرت باقر- علیه‏ السلام- فرمود: اى عبدالله در هر عید اضحى و فطر که مخصوص مسلمانان است و حزن و اندوه آل محمد تازه مى‏گردد، گفتم چرا چنین است؟ فرمود: براى آنکه مى‏بینند حق خودشان «امامت و خلافت» در دست دیگران است) و (براى امتحان و آزمایش بندگانت) توئى تقدیرکننده ‏ى براى آن (غصب خلافت) در حالى که امر و فرمان تو مغلوب نمى‏شود (هر طور مقدر کرده ‏اى واقع مى‏ گردد) و از تدبیر (قضاء و قدر) قطعى تو هرگونه خواسته باشى و هر زمان و روزگار که بخواهى در نمى‏ گذرد، و توئى تقدیرکننده براى آنچه (حکمت اقتضاء مى‏کند و) تو به آن (از دیگران) داناترى، در آفرینش (یا در قضاء و قدر) و اراده و خواسته ‏ات متهم نیستى (گمان ظلم و ستم و نادانى به تو برده نمى‏شود، ناگفته نماند: از جمله‏ ى و انت المقدر لذلک معنى جبر توهم نشود، زیرا مقصود از اینکه خداى تعالى آن را تقدیر نموده آنست که صفات و حدود و کیفیات و زمان و مکان و سائر خصوصیات آن را به طورى که کم و زیاد نمى‏ شود تعیین فرموده، نه آنکه آن را ایجاد نموده تا غصب خلافت بر اثر تقدیر او بوده و غصب‏ کنندگان ناچار گشته نتوانند خلاف آن رفتار نمایند، و شاید گفتار امام علیه ‏السلام و پس از آن: غیر متهم على خلقک و لا لارادتک اشاره به این نکته باشد، و الله اعلم) تا اینکه (بر اثر غصب خلافت) برگزیدگان و جانشینان تو شکست خوردند و حقشان از دست رفت، حکم تو را تبدیل گشته، و کتاب تو (قرآن مجید) را دور افتاده، و واجبات را از مقاصد راههاى روشن تو تغییر یافته، و روشهاى پیغمبرت (مستحبات) را ترک شده مى‏بینند.

شنبه, 13 خرداد 1402 11:59

الدُّنْيَا دَارُ مَمَرّ لاَ دَارُ مَقَرّ، وَالنَّاسُ فِيهَا رَجُلاَنِ: رَجُلٌ بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا، وَرَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا.

امام(عليه السلام) فرمود: دنيا سراى عبور است نه سراى اقامت و مردم در دنيا دو گونه اند: بعضى خود را فروختند و خويش را هلاك كردند و بعضى خود را خريدند و آزاد كردند.

 

شرح و تفسير

در ميان آزادى و اسارت

امام(عليه السلام) در اين كلام حكيمانه به حقيقت دنيا اشاره كرده و كسانى را كه در دنيا هستند به اعتبار استفاده درست و نادرست به دو گروه تقسيم مى كند: نخست مى فرمايد: «دنيا سراى عبور است نه سراى اقامت»; (الدُّنْيَا دَارُ مَمَرّ لاَ دَارُ مَقَرّ). اين تشبيه شبيه چيزى است كه امام سجاد(عليه السلام) از حضرت مسيح نقل كرده است كه مى گويد: «الدُّنْيا قَنْطَرَةٌ فَاعْبُرُوها وَلا تَعْمُرُوها; دنيا به منزله پلى است، از آن عبور كنيد و به فكر آباد كردن آن (و خانه ساختن بر آن) نباشيد». شبيه اين تعبير در خطبه 203 با بيان ديگرى آمده است، مى فرمايد: «أيُّهَا النّاسُ، إنَّمَا الدُّنْيا دارُ مَجاز، وَالاْخِرَةُ دارُ قَرار، فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ». تعبيرى كه در آيه شريفه 39 سوره «غافر» آمده (وَإِنَّ الاْخِرَةَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ) نيز از نظر مفهوم كلام اين پيام را به ما مى دهد كه دنيا دار قرار نيست بلكه فقط گذرگاهى است. البته آنها كه دنيا را هدف مى بينند براى آنان قرارگاه است و آنان كه به عنوان وسيله اى به آن مى نگرند گذرگاه است. سپس امام(عليه السلام) اشاره به اين دو گروه كرده مى فرمايد: «مردم در آن (دنيا) دو گونه اند: بعضى خود را فروختند و خويش را هلاك كردند و بعضى خود را خريدند و آزاد كردند»; (وَالنَّاسُ فِيهَا رَجُلاَنِ: رَجُلٌ بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا، وَرَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا). جمله اوّل اشاره به كسانى است كه دنيا را «دار مقرّ» مى دانند و جمله دوم ناظر به كسانى است كه آن را «دار ممرّ» مى شمارند (به اصطلاح اين دو جمله نسبت به دو جمله پيشين از قبيل لف و نشر غير مرتب است). تعبير به «بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ» اشاره به اين است كه تمام سرمايه وجود انسان عمر و حيات و زندگى اوست. هنگامى كه آن را به متاع اندك دنيا و لذات و هوس هاى آلوده آن معاوضه كند، گويى خود را فروخته و به صورت برده اى در آمده است و در نتيجه موجب هلاكت خويشتن شده است، زيرا در سراى ديگر جايگاه امن و امانى ندارد. جمله دوم «ابْتَاعَ نَفْسَهُ; خود را خريدارى كرده» اشاره به اين است كه گويى قبلاً اسير نفس و برده شيطان بوده سپس با اطاعت پروردگار خود را خريدارى كرده و آزاد نموده است. در ضمن از اين تعبير پرمعناى امام(عليه السلام) استفاده مى شود كه آزادى حقيقى در پيروى از فرمان خداست و آنچه را بعضى آزادى مى پندارند نوعى اسارت در چنگال هوا و هوس و خواسته هاى شيطانى است. آرى بايد نسبت به نفس خويش امير بود نه اسير. و به گفته شاعر: اسير نفس نشد يك زمان علىّ ولىّ *** اسير نشد كه بر مؤمنين امير آيد اسير نفس كجا و امير خلق كجا *** كه سربلند نشد آن كه سر به زير آمد در حديث ديگرى از همان حضرت در غررالحكم نقل شده است كه فرمود: «اُنْظُرْ إلَى الدُّنْيا نَظَرَ الزّاهِدِ الْمُفارِقِ وَلا تَنْظُرْ إِلَيْها نَظَرَ الْعاشِقِ الْوامِقِ; به دنيا همچون زاهدى كه مى خواهد از آن جدا شود نگاه كن نه همچون عاشق دلداده».

........................

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی مکارم شیرازی

شنبه, 13 خرداد 1402 11:56

شرح آیه 273 سوره مبارکه بقره

273- لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ

273- (بهتر است انفاق شما) براى نیازمندانى باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته اند; و نمى توانند (براى تأمین هزینه زندگى) مسافرتى کنند (و سرمایه اى به دست آورند;) و افراد نا آگاه آنها را از شدّت خویشتن دارى، بى نیاز مى پندارند; امّا آنها را از چهره هایشان مى شناسى; و هرگز با اصرار از مردم درخواست نمى کنند. (این است مشخّصات آنها!) و هر چیز خوبى (در راه خدا) انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است

 

از امام باقر(علیه السلام) چنین نقل شده است: این آیه درباره اصحاب «صُفَّه» نازل شده است (اصحاب صُفَّه حدود چهارصد نفر از مسلمانان «مکّه» و اطراف «مدینه» بودند که نه خانه اى در «مدینه» داشتند و نه خویشاوندانى که به منزل آنها بروند از این جهت در مسجد پیامبر مسکن گزیده بودند و آمادگى خود را براى شرکت در میدان هاى جهاد اعلام داشته بودند).

ولى چون اقامت آنها در مسجد با شئون مسجد سازگار نبود، دستور داده شد به صُفَّه (سکوى بزرگ و وسیع) که در بیرون مسجد قرار داشت منتقل شوند، آیه فوق نازل شد، و به مردم دستور داد به این دسته از برادران خود از کمک هاى ممکن مضایقه نکنند، آنها هم چنین کردند.(1)

بعضى از مفسران تصریح کرده اند: آنها پاسداران پیامبر(صلى الله علیه وآله) و محافظان او بوده اند.(2)

تفسیر:

بهترین مورد انفاق

باز در ادامه آداب و احکام انفاق، در این آیه، به بهترین مواردى که انفاق در آنجا باید صورت گیرد، اشاره شده است، یعنى کسانى که داراى صفات سه گانه در این آیه باشند.

در بیان اولین وصف آنان مى فرماید: انفاق شما به خصوص «باید براى کسانى باشد که در راه خدا، محصور شده اند» (لِلْفُقَراءِ الَّذینَ أُحْصِرُوا فی سَبیلِ اللّهِ).

یعنى کسانى که: به خاطر اشتغال به جهاد در راه خدا و نبرد با دشمن و یادگیرى فنون جنگى یا تحصیل علوم لازم دیگر، از تلاش براى معاش و تأمین هزینه زندگى، باز مانده اند، که یک نمونه روشن آن، اصحاب صُفَّه در عصر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بودند.(3)

آن گاه براى تأکید مى افزاید: «همانها که نمى توانند سفرى کنند» و سرمایه اى به دست آورند (لا یَسْتَطیعُونَ ضَرْباً فِی الأَرْضِ).

تعبیر به «ضرب فى الارض» به جاى سفر، به خاطر آن است که مسافران مخصوصاً آنها که براى هدف هاى مهمى پیاده به سفر مى روند، پیوسته پاى بر زمین مى کوبند و پیش مى روند.

بنابراین، کسانى که مى توانند تأمین زندگى کنند، باید مشقت و رنج سفر را تحمل کرده، از دسترنج دیگران استفاده نکنند، مگر این که کار مهم ترى همچون جهاد در راه خدا یا فرا گرفتن علوم واجب، مانع از سفر گردد.

و در دومین توصیف از آنان، مى فرماید: «کسانى که افراد نادان و بى اطلاع، آنها را از شدت عفاف غنى مى پندارند» (یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ).

ولى این سخن، به آن مفهوم نیست که این نیازمندان با شخصیت، قابل شناخت نیستند، لذا مى افزاید: «آنها را از چهره هایشان مى شناسى» (تَعْرِفُهُمْ بِسیماهُمْ).

«سیما» در لغت به معنى علامت و نشانه است(4) و این که در فارسى امروز آن را به معنى چهره و صورت به کار مى برند، معنى تازه اى است و گرنه در مفهوم عربى آن، چنین معنایى ذکر نشده است، به هر حال منظور این است: آنها گر چه سخنى از حال خود نمى گویند، ولى در چهره هایشان نشانه هایى از رنج هاى درونى وجود دارد که براى افراد فهمیده آشکار است، آرى، «رنگ رخساره خبر مى دهد از سرّ درون».

و در سومین توصیف از آنان مى فرماید: آنها چنان بزرگوارند که: «هرگز چیزى با اصرار از مردم نمى خواهند» (لایَسْئَلُونَ النّاسَ إِلْحافاً).(5)

اصولاً آنها از مردم چیزى نمى خواهند، چه رسد به این که اصرار در سؤال داشته باشند، و به تعبیر دیگر: معمولِ نیازمندانِ عادى اصرار در سؤال است اما آنها یک نیازمند عادى نیستند.

بر این اساس اگر قرآن مى گوید: «آنها با اصرار سؤال نمى کنند» مفهومش این نیست که بدون اصرار سؤال مى کنند، بلکه مفهومش این است آنها فقیر عادى نیستند تا سؤال کنند; زیرا سؤال آنها معمولاً توأم با اصرار و الحاف است، به قرینه این که مى گوید: «آنها را از سیمایشان باید شناخت» نه از سؤالشان و الاّ جمله «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» مفهومى نداشت.

احتمال دیگرى در تفسیر این آیه نیز هست، و آن این که آنها در حال عادى هرگز سؤال نمى کنند، و هر گاه اضطرارِ شدید، آنها را مجبور به اظهار حال خود کند، هرگز اصرار نمىورزند.

بعضى نیز گفته اند: منظور این است که آنها در ترک سؤال کردن اصرار دارند. (ولى این احتمال خلاف ظاهر آیه است).

و در پایان آیه، باز، همگان را به انفاق از هر گونه خیرات تشویق کرده، مى فرماید: «و هر چیز خوبى در راه خدا انفاق کنید خداوند از آن آگاه است» (وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْر فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلیمٌ).

این جمله، براى تشویق انفاق کنندگان است، خصوصاً انفاق به افرادى که داراى عزت نفس و طبع بلندند، و چه بسا در این موارد بخشش هایى در پوشش غیر انفاق، ولى در واقع به قصد انفاق، صورت مى گیرد، تا طرف مقابل ناراحت نشود، مسلماً خداوند از این نیات پنهانى آگاه است، و آنها را به تناسب نیت و زحماتشان بهره مند مى سازد.

* * *

 
نکته:

سؤال کردن بدون حاجت حرام است!

یکى از گناهان بزرگ تکدى، سؤال و تقاضاى از مردم بدون نیاز است، و در روایات متعددى از این کار، نکوهش شده، در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: لاتَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِىٍّ: «صدقات براى افراد بى نیاز حرام است».(6)

و در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است: مَنْ سَئَلَ وَ عِنْدَهُ ما یُغْنِیْهِ فَاِنَّما یَسْتَکْثِرُ مِنْ جَمَرِ جَهَنَّمَ: «کسى که از مردم در خواست کند در حالى که به مقدار کفایت دارد، آتش دوزخ را براى خود افزون مى سازد».(7)

همچنین در روایات وارد شده که: «شهادت سائل به کف (کسى که دست گدائى به سوى مردم دراز مى کند)، پذیرفته نیست».(8)

* * *


1 ـ «مجمع البیان»، «ابوالفتوح رازى»، «البحر المحیط»، «قرطبى»، «روح المعانى» و تفسیرهاى دیگر،ذیل آیه مورد بحث (با تفاوت هائى در عبارت).

2 ـ تفسیر «فى ظلال القرآن»، جلد 1، صفحه 462، ذیل آیه مورد بحث (دار احیاء التراث العربى، بیروت، طبع پنجم، 1386 هـ ق).

3 ـ «حصر» به معنى حبس و منع و تضییق است، و در اینجا به معنى تمام امورى است که انسان را از تأمین معاش باز مى دارد

4 ـ بعضى آن را از ماده «وَسْم» و بعضى آن را از ماده «سَوْم» گرفته اند.

5 ـ «اِلْحاف» از همان ماده «لِحاف» به معنى آن پوشش خاص است، و اصرار در سؤال را از این جهت «اِلحاف» گفته اند که قلب انسان یا طرف مقابل را مى پوشاند.

6 ـ «تهذیب»، جلد 4، صفحه 51 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 9، صفحات 233، 234 و 239 (چاپ آل البیت) ـ «مستدرک»، جلد 7، صفحات 104، 109 و 128 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 93، صفحات 60، 66 و 71.

7 ـ تفسیر «مراغى»، جلد 3، صفحه 50 ـ «درّ المنثور»، جلد 1، صفحه 360 (دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق) ـ «کنز العمال»، جلد 6، صفحه 625، حدیث 16134 (مؤسسة الرساله بیروت).

8 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 18، صفحه 281، کتاب الشهادات، باب 35 (جلد 27، صفحات 382 و 383، چاپ آل البیت) ـ «کافى»، جلد 7، صفحه 396 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «بحار الانوار»، جلد 101، صفحه 315.

.........................

تفسیر نمونه

شنبه, 13 خرداد 1402 11:31
رئیس هیئت مدیره اتحادیه مؤسسات وتشکل‌های قرآن و عترت سیستان و بلوچستان با اشاره به اعزام ۲۳ مربی قرآن به کربلای معلی گفت: ۶۰ مربی قرآن طی دهه دوم خرداد با همراهی مجمع خیرین قرآنی اصفهان به مشهد مقدس اعزام می‌شوند.

سیدمهدی پورموسوی، رئیس هیئت مدیره اتحادیه مؤسسات و تشکل‌های قرآن و عترت سیستان و بلوچستان در گفت‌وگو با ایکنا ضمن بیان این مطلب گفت: به همت مجمع خیرین قرآنی اصفهان و سازمان تبلیغات اسلامی استان، ۶۰ نفر از مربیان قرآنی سطح استان به مشهد مقدس اعزام می‌شوند.

وی با اشاره به اینکه مربیان به مدت چهار روز در مشهد اقامت خواهند داشت، ادامه داد: این مربیان از ۱۵ تا ۱۹ خردادماه در مشهدمقدس حضور دارند که طی این ایام کارگاه تدبر در قرآن و دوره‌های توانمندی برگزار خواهد شد و ۲۰ خرداد، مربیان قرآنی به استان بازگردانده می‌شوند.

پورموسوی بیان کرد: همچنین در اردیبهشت‌ماه امسال نیز به همت مجمع خیرین اصفهان، گروهی با حضور ۲۳ مربی قرآن از پنج شهرستان سیستان و بلوچستان چون دلگان و بزمان از توابع شهرستان ایرانشهر و شهر زاهدان و ... به عتبات عالیات اعزام شدند که موجب ارتقای سطح روحی آنها شد.

وی ادامه داد: همچنین اتحادیه با حمایت مجمع خیرین اضفهان از ایام دهه فجر سال گذشته، طرح حفظ جزء سی‌ام را آغاز کرده که مجددا از سرگرفته شده است.

پورموسوی در پایان به جلسه‌ای که روز گذشته، ۹ خرداد با حضور محمدمهدی بحرالعلوم، حافظ کل قرآن و مدرس آموزش حفظ قرآن کریم در استان برگزار شد، اشاره کرد و گفت: این جلسه در راستای نکات تبیینی چهل و پنجمین دوره مسابقات قرآن اوقاف و امور خیریه و برگزاری دوره‌های آمادگی ویژه متسابقان به دعوت اوقاف و امور خیریه استان و با همراهی دانشگاه علوم قرآنی استان و اداره تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان برگزار شد.

شنبه, 13 خرداد 1402 11:10
حجت الاسلام میثم تارم گفت: امام راحل بزرگ مهاجر و مجاهد قرن حاضر، مرجع عالی قدر جهان اسلام، فیلسوف، عارف، بت شکن و دشمن شناس بود و یک مهاجر بود بارها و بارها برای یاری دین خدا هجرت کرد.
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از جنوب کرمان، ظهر امروز (۱۲ خرداد ماه) حجت الاسلام میثم تارم در خطبه های نماز جمعه جیرفت، ضمن توصیه به رعایت تقوای الهی، گفت: یکی از مفاهیم ارزشی دین اسلام و مورد تاکید قرآن کریم در کنار جهاد، هجرت است.
امام جمعه جیرفت ابراز کرد: هجرت در پیشرفت مسایل مهم اجتماعی و سیاسی در تاریخ بشریت بوده است ما هجرت های سرنوشت سازی در تاریخ اسلام داریم همچون هجرت پیامبر اکرم (ص) که از مکه به مدینه بود و اثر مهم این هجرت تشکیل حکومت اسلامی و نبودی در مدینه منوره بود که باعث گسترش دین اسلام شد.
وی خاطرنشان کرد: هجرت کم نظیر امام حسین (ع) از مدینه به مکه و کربلا بود که باعث بقا و حفظ ارزش های اسلامی شد، همچنین هجرت امام رضا (ع) به ایران و هجرت امامزادگانی مثل حضرت معصومه (س) هجرت های سرنوشت ساز بودند که هنوز مسلمین از این هجرت ها بهره مند می شوند.
حجت الاسلام تارم با بیان این مطلب که هجرت قبل از جهاد ذکر شده، عنوان کرد: هجرت دو دسته است یکی هجرت نفسانی که انسان از گناه و معصیت خدا دوری می کند و هجرت دیگر هجرت برای جهاد در راه خدا است.
خطیب جمعه جیرفت ضمن گرامیداشت یاد و خاطره امام خمینی (ره) تصریح کرد: امام راحل بزرگ مهاجر و مجاهد قرن حاضر، مرجع عالی قدر جهان اسلام، فیلسوف، عارف، بت شکن و دشمن شناس بود و یک مهاجر بود بارها و بارها برای یاری دین خدا هجرت کرد.
وی با اشاره به این که روزی مردم ایران مردمی دلیل و زبون تحت سلطه پادشاهانی سرسپرده و ظالم بودند، بیان کرد: امروز ایران اسلامی به برکت امام خمینی (ره) و مجاهدت های ایشان در سطح جهان در عرصه های مختلف حرف برای گفتن دارد.
حجت الاسلام تارم با اشاره به آغاز زعامت مقام معظم رهبری، خاطرنشان کرد: امام خامنه ای ( مدظله العالی) خمینی دیگری است که هدایت های حکیمانه این رهبر فرزانه در سال های پس از رحلت امام راحل، بیانگر این حقیقت است.
امام جیرفت تصریح کرد: امام خامنه ای( مدظله العالی) همچون خورشیدی تابان است که با همان نور الهی و امدادهای غیبی که امام راحل جامعه را هدایت می کردند ایشان نیز همچنان جامعه اسلامی را هدایت می کند.
وی به گرمی هوا اشاره کرد و گفت: با توجه به شدت گرما انتظار می رود مردم از مصرف بی‌رویه برق خودداری کنند تا در این فصل گرم با خاموشی های مکرر مواجه نشویم.
حجت الاسلام تارم ابراز کرد: وزارت نیرو مشوق های بسیار خوبی برای مشترکین برق گذاشته و مردم با مصرف بهینه می توانند از این مشوق ها بهره مند شوند.
خطیب جمعه جیرفت بحران آب را جهانی قلمداد کرد و گفت: باید در مصرف آب نیز تا حد امکان صرفه جویی کرد.
خطیب جمعه جیرفت خاطرنشان کرد: با صرف هزینه زیاد توسط دولت انقلابی، عملیات اجرایی لوله گذاری طرح آب رسانی آب آشامیدنی به شهرستان های جیرفت و عنبرآباد آغاز شده است و فلسفه وجودی این طرح آب رسانی این می باشد که سدها و کانال هایی بالا دست نباشند.
وی عنوان کرد: انتظار می رود مسئولین سد جیرفت، حق آبه را رها کنند چرا که رودخانه هلیل بسیار خشک شده است.

دوشنبه, 08 خرداد 1402 15:46
دکتر اسماعیلی با اشاره به اینکه تقویت موسسات قرآنی در صدر حمایت های وزارت فرهنگ قرار دارد، گفت: هدف دولت انقلابی گسترش سیره و سلوک مومنانه است و ایمان جز با توجه به قرآن پدید نمی آید.

به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، دکتر محمد مهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز هفتم خرداد در نشست تقدیر از اعضای شورای سیاستگذاری و مدیران ارشد سی امین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم که در سالن جلسات وزارت ارشاد برگزار شد، گفت: در نمایشگاه بین المللی قرآن امسال تجربه بسیار ممتازی را با همت و تلاش تک تک همکاران در بخش های مختلف از جمله در بخش معاونت قرآن و عترت وزارت ارشاد با هدایت و راهبری دکتر علیرضا معاف و همکاری سایر دستگاه های دولتی، غیر دولتی، صدا و سیما، مدیریت مصلی و مهم تر از همه موسسات و نهادهای مردمی صورت گرفت.

وی تصریح کرد: فعالیت در حوزه مربوط به برنامه های آموزش قرآن، ترویج قرآن و چه در حوزه های جمعی در کشور ایران در اختیار جریان مردمی است. همین نمایشگاه عفاف و حجاب که به خوبی برگزار شد و انصافا جای تشکر و قدردانی از دوستان را دارد، بسیار خوش درخشیدند. اینها نشان می دهد که اگر این مجموعه های مردمی پای کار بیایند یک اتفاق مهم در کشور رخ می دهد.

دکتر اسماعیلی در ادامه افزود: رکن رکین انقلاب اسلامی امت ایرانی هستند. این انقلاب بدون حضور امت تحقق نمی یافت، به همین دلیل انقلاب اسلامی ایران زمانی به پیروزی رسید که همه امت پای کار آمدند، آن اجتماعات بزرگ عاشورا و تاسوعای سال 57 شکل گرفت تا این انقلاب ایجاد شود؛ این فلسفه انقلاب است؛ بنابراین انقلاب و نهضت نورانی امام راحل بدون حضور مردم موفق و محقق نمیشد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه اتفاقاتی که در نمایشگاه بین المللی قرآن رخ داد یک اتفاق کم نظیر بود، تصریح کرد: این در حالی است که این نمایشگاه در ایام عید و ماه مبارک رمضان برگزار شد. جمعیت حاضر در نمایشگاه به قدری انبوه بود که فقط 200 هزار افطاری توسط شهرداری تهران در نمایشگاه توزیع میشد. این نشان دهنده یک حضور قوی و دلگرم کننده است.

وی خاطر نشان کرد: حضور پر رنگ مردم در نمایشگاه قرآن همه معادلات را پیرامون کمرنگ شدن صبغه مذهبی جامعه برهم زد. مردم گویا با عزمی راسخ تر از همیشه به صحنه آمدند لذا نمایشگاه قرآن، نمایشگاه عزتمندی برای فرزندان قرآن، برای فرزندان امام راحل و برای پیروان رهبری شد.

اسماعیلی در ادامه افزود: در نمایشگاه بین المللی کتاب بیش از هفت میلیون مراکز معتبر حضور پیدا کردند و چیزی جز پایبندی به عفاف، حجاب و ارزش های انقلاب اسلامی و تحکیم ارزش های انقلاب دیده نشد. برخی گمان می کردند که در اینجا اتفاقاتی رخ می دهد که ارزش های انقلاب دچار سستی و رخوت می شود در صورتی که صحنه هایی خلق شد که ارزش ها و هنجارهای انقلاب فزونی گرفت و این صحنه را مردم ایجاد کردند.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: وظیفه ما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تسهیل گری و نظارت بر فعالیت هاست و لذا کار را باید مردم انجام دهند. بنای ما بر این است که دولت مردمی دقیقا در همین راستا در حوزه فرهنگ این قدرت مردم را به رخ همگان بکشاند. ما با نمایشگاه ها و جشنواره هایی که برگزار می کنیم، قدرت مردم ایران را به رخ جهانیان می کشیم. در جایی که آنها فکر می کنند نقطه ضعف ماست، آن را تبدیل به نقطه قوت می کنیم. نمایشگاه بین المللی قرآن با این عظمت خیل مشتاقان قران برای ما فوق العاده زیبا بود و این نمایشگاه مایه مباهات مردم ایران بود. حضور مقامات مختلف کشورها و حضور پر رنگ مردم ایران آغازی شد برای یک سال پر شکوه در دیپلماسی قرآنی.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: توجه خاص رهبری معظم انقلاب به مجالس قرآن و استقبال چشمگیر مردم سراسر کشور از این مجالس بهترین ظرفیت در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان است، بنابراین می توان با پیوند زدن رویدادهای کشور و روزهای خاص به مجالس قرائت قرآن، شهرها و کشورمان را با تلاوت قرآن نورانی کنیم. 


اسماعیلی تاکید کرد: هدف دولت انقلابی گسترش سیره و سلوک مومنانه است و ایمان جز با توجه به قرآن پدید نمی آید، بر این اساس قرآن سرلوحه فعالیت های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و در مصارف بنده تبصره نه بودجه سال جاری، تقویت موسسات قرآنی در صدر حمایت های وزارتخانه قرار گرفته است. 


وزیر فرهنگ در پایان با بیان این که نمایشگاه و رویدادهای قرآنی بهانه گسترش ارزش های دینی و انقلابی در سرتاسر کشور است، ابراز امیدواری کرد اعماق وجود فرزندان ایران به نور قرآن روشن شود. 
پیش از سخنان وزیر فرهنگ، علیرضا معاف معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه عید نوروز و ماه رمضان امسال نیازمند یک طراوت و نشاط خاص بود، اظهار کرد: این فضا توسط نمایشگاه قرآن محقق شد.


معاون قرآن و عترت تاکید کرد: رضایت رهبر معظم انقلاب و اعتماد رییس جمهور به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ما جای خرسندی دارد و در عین حال تکلیف ما را نیز سنگین‌تر می‌کند. خوشبختانه مواجهه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با قرآن و مسجد، بوروکراتیک و ‌سازمانی‌ نیست، بلکه از اعماق وجود و قلبی است.


معاف با اشاره اینکه امروز جامعه قرآنی به شکلی هم‌افزا کارهای قرآنی به پیش می‌برند، تصریح کرد: خوشبختانه امروز جامعه قرآنی پشت هم قرار گرفته و کارهای هم‌افزا انجام می‌دهند. ۷۰درصد نمایشگاه قرآن مردمی بود و اگر سال آینده حضور داشتیم قرار است نمایشگاه بیشتر در اختیار حوزه مردمی قرار گیرد.


گفتنی است در پایان این نشست با حضور وزیر فرهنگ از دست اندرکاران بخش های مختلف سی امین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم تقدیر شد.

دوشنبه, 08 خرداد 1402 15:17

شرح آیه 272 سوره مبارکه بقره

272- لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ ۗ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنفُسِكُمْ ۚ وَمَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ ۚ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ

272- هدایت آنها (بطور اجبار،) بر تو نیست; (بنابراین، ترک انفاق به غیر مسلمانان، براى اجبار به اسلام، صحیح نیست;) ولى خداوند، هر که را بخواهد (و شایسته باشد)، هدایت مى کند. و آنچه را از اموال نیکو انفاق مى کنید، به سود خودتان است; (و خدا به آن نیازى ندارد) ولى جز براى رضاى خدا، انفاق نکنید. و آنچه از اموال نیکو انفاق مى کنید، (پاداش آن) به طور کامل به شما بازگردانده مى شود; و به شما ستم نخواهد شد.

در تفسیر «مجمع البیان» از «ابن عباس» نقل شده که: مسلمانان حاضر نبودند به غیر مسلمین انفاق کنند، آیه فوق نازل شد و به آنها اجازه داد که در مواقع لزوم این کار را انجام دهند.(1)

شأن نزول دیگرى براى آیه فوق نقل شده که بى شباهت به شأن نزول اول نیست و آن این که: زن مسلمانى به نام «اسماء» در سفر «عمرة القضاء» در خدمت پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بود، مادر و جده آن زن، به سراغ او آمدند و از او کمکى خواستند، و از آنجا که آن دو نفر مشرک و بت پرست بودند «اسماء» از کمک به آنها امتناع ورزید، گفت: باید از پیامبر(صلى الله علیه وآله) اجازه بگیرم; زیرا شما پیرو آئین من نیستید، سپس نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد اجازه خواست، آیه مورد بحث نازل گردید.(2)

تفسیر:

انفاق و کمک هاى انسانى به غیر مسلمانان

در آیات قبل، مسأله انفاق و بخشش در راه خدا به طور کلى مطرح بود، و در این آیه سخن از جواز انفاق به غیر مسلمانان است، به این معنى که نباید انفاق بر بینوایان غیر مسلمان را ترک کنند، به منظور این که تحت فشار قرار گیرند و اسلام را اختیار کنند و هدایت شوند.

مى فرماید: «هدایت آنها (به طور اجبار) بر تو نیست» (لَیْسَ عَلَیْکَ هُداهُمْ).

بنابراین، ترک انفاق بر آنها براى اجبار آنها به اسلام صحیح نمى باشد، این سخن گر چه خطاب به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) است، ولى در واقع همه مسلمانان را شامل مى شود.

پس از آن مى افزاید: «ولى خداوند هر که را بخواهد (و شایسته بداند) هدایت مى کند» (وَ لکِنَّ اللّهَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ).

و بعد از این یادآورى، به ادامه بحث فوائد انفاق در راه خدا مى پردازد، مى فرماید: «آنچه را از خوبى ها انفاق کنید براى خودتان است» (وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْر فَلاِ َنْفُسِکُمْ).

«ولى جز براى خدا انفاق نکنید» (وَ ما تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ اللّهِ).

این در صورتى است که جمله به ظاهر خبریه «وَ ما تُنْفِقُونَ» را به معنى نهى بگیریم، یعنى انفاق شما در صورتى سود بخش است که به خاطر خدا انجام گیرد.

این احتمال نیز وجود دارد که جمله، به همان معنى خبریه باشد، یعنى شما مسلمانان جز براى رضاى خدا و جلب خشنودى او انفاق نمى کنید.

و در آخرین جمله باز به عنوان تأکید بیشتر مى فرماید: «آنچه از خوبى ها انفاق مى کنید به شما تحویل داده مى شود، و هرگز ستمى بر شما نخواهد شد» (وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْر یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ).

یعنى گمان نکنید که: از انفاق خود سود مختصرى مى برید، بلکه تمام آنچه را انفاق مى کنید به طور کامل به شما باز مى گرداند، آن هم در روزى که شدیداً به آن نیازمندید، بنابراین در انفاق هاى خود کاملاً دست و دل باز باشید.

ضمناً با توجه به این که: ظاهر این جمله این است که خود آنچه انفاق شده به انسان باز گردانده مى شود (نه ثواب آن)، آیه مى تواند دلیلى بر تجسم اعمال بوده باشد که در جاى خود به طور مشروح خواهد آمد.(3)

* * *

نکته ها:

1 ـ انفاق یک کمک انسانى

آیه فوق مى گوید: همان طور که بخشش هاى الهى و نعمت هاى او در این جهان، شامل حال همه انسان ها (صرف نظر از عقیده و آئین آنها) مى شود، مؤمنان هم باید به هنگام انفاق هاى مستحبى و رفع نیازمندى هاى بینوایان در مواقع لزوم، رعایت حال غیر مسلمانان را نیز بکنند.

البته این در صورتى است که انفاق بر غیر مسلمانان، به خاطر یک کمک انسانى باشد و موجب تقویت کفر و پیشبرد نقشه هاى شوم دشمنان نگردد، بلکه آنها را به روح انسان دوستى اسلام آگاه سازد.

* * *

2 ـ اقسام هدایت

روشن است منظور از عدم وجوب هدایت مردم بر پیامبر، این نیست که او موظف به ارشاد و تبلیغ آنها نباشد; زیرا ارشاد و تبلیغ روشن ترین و اساسى ترین برنامه پیامبر است، بلکه منظور این است که: او موظف نیست آنها را تحت فشار قرار دهد و اجبار بر هدایت نماید.

آیا منظور از این هدایت، هدایت تکوینى است یا تشریعى؟ زیرا هدایت انواعى دارد:

الف ـ هدایت تکوینى ـ منظور از هدایت تکوینى، این است که: خداوند یک سلسله عوامل پیشرفت و تکامل در موجودات مختلف جهان ـ اعم از انسان و سایر جانداران، حتى موجودات بى جان ـ آفریده، که آنها را به سوى تکامل مى برد.

رشد و تکامل جنین، در شکم مادر، نمو و پیشرفت دانه هاى گیاهان در دل زمین، و حرکت کرات مختلف منظومه شمسى در مدار خود، و مانند آن، نمونه هاى مختلفى از هدایت تکوینى هستند، این نوع هدایت مخصوص خدا است و وسیله آن، عوامل و اسباب طبیعى و ماوراء طبیعى است.

قرآن مجید مى گوید:

رَبُّنَا الَّذی أَعْطى کُلَّ شَیْء خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى: «خدائى که آفرینشِ ویژه هر موجودى را به او بخشید، و سپس او را هدایت و رهبرى کرد».(4)

ب ـ هدایت تشریعى ـ منظور از این هدایت راهنمائى افراد از طریق تعلیم و تربیت، و قوانین مفید و حکومت عادلانه و پند و اندرز و موعظه است.

این نوع هدایت به وسیله پیامبران، امامان، افراد صالح و مربیان دلسوز انجام مى شود و در قرآن به آن کراراً اشاره شده است.

قرآن مجید مى گوید:

ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ: «این کتاب بزرگ تردیدى در آن نیست و وسیله هدایت پرهیزکاران است».(5)

ج ـ هدایت به معنى فراهم ساختن وسیله ـ این نوع هدایت که گاهى از آن به عنوان «توفیق» یاد مى شود، عبارت از این است که: وسائل لازم را در اختیار افراد بگذارند تا با میل و اراده خود از آن براى پیشرفت استفاده کنند، مثلاً ساختن مدرسه، مسجد، کانون هاى تربیتى، تهیه برنامه ها و کتاب هاى لازم و تربیت مبلغان و معلمان شایسته، همه، داخل در این قسم از هدایت هستند و در حقیقت این قسم از هدایت، برزخى است بین هدایت تکوینى و تشریعى. قرآن مى گوید:

وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا: «و کسانى که در راه ما مجاهده کنند آنها را به راه هاى خود هدایت مى کنیم».(6)

د ـ هدایت به سوى نعمت ها و پاداش ها ـ منظور از این هدایت، بهره مند ساختن افراد شایسته از نتیجه اعمال نیکشان در سراى دیگر است، این نوع هدایت، مخصوص افراد با ایمان و درستکار است، قرآن مجید مى گوید: «سَیَهْدیهِمْ وَ یُصْلِحُ بالَهُمْ».

این جمله که بعد از ذکر فداکارى شهیدان راه خدا آمده است مى گوید:

«خداوند آنها را هدایت مى کند و حال آنها را بهبودى مى بخشد».(7)

بدیهى است این نوع هدایت تنها مربوط به برخوردارى آنان از نتایج سودمند عملشان در جهان دیگر است.

اما در واقع این چهار نوع هدایت، مراحل مختلفى از یک «حقیقت» هستند که هر کدام بعد از دیگرى قرار گرفته است; زیرا نخست، هدایت تکوینى خداوند به سراغ انسان مى آید و عقل و فکر و قواى دیگر را در اختیار او مى گذارد (هدایت تکوینى).

پس از آن هدایت و راهنمائى انبیاء شروع مى شود و آنها مردم را به راه حق دعوت مى کنند (هدایت به معنى ارشاد و تبلیغ).

و بعد از آن با ورود در مرحله عمل، توفیق پروردگار شامل حال آنها مى شود و راه ها براى آنها هموار مى گردد و مرحله سوم هدایت را به این طریق مى پیمایند (هدایت به معنى توفیق).

و در پایان در جهان دیگر از نتایج اعمال خود بهره مند مى گردند (هدایت به سوى پاداش ها).

از این چهار نوع هدایت یک قسم آن (ارشاد و تبلیغ) از وظائف حتمى پیامبران و امامان است و قسم دیگرى از آن که هموار ساختن راه باشد به مقدار وسیعى جزء برنامه هاى حکومت الهى پیامبران و امامان است ولى بقیه مخصوص ذات خدا است.

بنابراین، هر جا در قرآن نفى هدایت از پیغمبر شده همانند آیه فوق، منظور این دو قسم (هدایت ارشاد و تبلیغ و هدایت هموار ساختن زمینه ها) نیست.

گر چه در جمله وَ لکِنَّ اللّهَ یَهْدِى مَنْ یَشاءُ: «خدا هر کس را بخواهد هدایت مى کند» این امر منوط به اراده خداوند شده اما این هدایت هاى پروردگار مسلماً بدون حساب و حکمت نمى باشد، یعنى بى جهت یکى را هدایت و دیگرى را محروم نمى کند، بلکه افراد باید قبلاً «شایستگى» خود را براى هدایت احراز کنند تا از آن بهره مند گردند.

به هر حال، از آیه فوق حقیقت دیگرى را نیز مى توان استفاده کرد و آن این که: اگر در میان مسلمانان افرادى بعد از این همه تأکید درباره دورى از ریا و منت و آزار، باز انفاق هاى خود را آلوده به این امور سازند، ناراحت نباش! وظیفه تو تنها بیان احکام و فراهم ساختن یک محیط اجتماعى سالم است و هرگز موظف نیستى آنها را مجبور به این امور سازى، روشن است که این تفسیر منافاتى با تفسیر سابق ندارد و ممکن است هر دو را از آیه استفاده کرد.

* * *

3 ـ اثر انفاق در زندگى انفاق کنندگان

جمله «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْر فَلاِ َنْفُسِکُم» مى گوید: منافع انفاق به خود شما بازگشت مى کند و به این وسیله انفاق کنندگان را به این عمل انسانى تشویق مى نماید، مسلماً انسان، هنگامى که بداند نتیجه کار او به خود او باز مى گردد، بیشتر به آن کار علاقه مند خواهد شد.

ممکن است در ابتدا چنین به نظر برسد که: منظور از بازگشت منافع انفاق به انفاق کننده، همان پاداش و نتایج اخروى آن باشد.

البته این معنى صحیح است، ولى نباید تصور کرد که سود انفاق تنها جنبه اخروى دارد، بلکه از نظر این دنیا نیز به سود آنها است، هم از جنبه «معنوى» و هم از جنبه «مادى»:

از نظر معنوى، روحِ گذشت و بخشش و فداکارى و نوع دوستى و برادرى را در انفاق کننده پرورش مى دهد و در حقیقت وسیله مؤثرى براى تکامل روحى و پرورش شخصیت اوست.

و از نظر مادّى وجود «افراد محروم و بینوا» در یک اجتماع، موجب انفجارهاى خطرناک مى گردد، همان انفجارهائى که گاهى تمام اصل مالکیت را در خود فرو مى برد و تمام ثروت ها را مى بلعد و نابود مى سازد.

انفاق، فاصله طبقاتى را کم مى کند، و خطراتى را که از این رهگذر، متوجه افراد اجتماع مى شود از میان مى برد.

انفاق آتش خشم و شعله هاى سوزان طبقات محروم را فرو مى نشاند و روح انتقام و کینه توزى را از آنها مى گیرد.

بنابراین، انفاق از نظر «امنیت اجتماعى»، «سلامت اقتصادى» و «جهات مختلف مادى و معنوى» به سود انفاق کنندگان نیز هست.

* * *

4 ـ «وَجْه اللّه» چه معنى دارد؟

«وَجْه» در لغت به معنى «صورت» است و گاهى به معنى «ذات» به کار برده مى شود. بنابراین «وجه اللّه» یعنى ذات خدا. انفاق کنندگان باید نظرشان ذات پاک پروردگار باشد، پس ذکر کلمه «وجه» در این آیه و مانند آن، متضمن یک نوع تأکید است; زیرا هنگامى که گفته شود: «براى ذات خدا» تأکید آن از «براى خدا» بیشتر است، یعنى حتماً براى خدا باشد و نه دیگرى!

به علاوه، معمولاً صورت انسان، شریف ترین قسمت ظاهرى بدن اوست; زیرا اعضاى مهم بینائى و گویائى در آن قرار گرفته است به همین دلیل، هنگامى که کلمه «وجه» به کار برده شود، شرافت و اهمیت را مى رساند، در اینجا هم به طور «کنایه» در مورد خداوند به کار برده شده است و در واقع یک نوع احترام و اهمیت از آن فهمیده مى شود، بدیهى است خدا نه جسم است و نه صورت دارد.

* * *


1 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «قرطبى»، ذیل آیه مورد بحث، و دیگر تفاسیر.

2 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «قرطبى»، ذیل آیه مورد بحث (با تفاوت) ـ تفسیر «فخررازى»، ذیل آیه مورد بحث.

3 ـ این مسأله، ذیل آیه 30 سوره «آل عمران»، در همین جلد مورد بحث قرار خواهد گرفت.

4 ـ طه، آیه 50.

5 ـ بقره، آیه 2.

6 ـ عنکبوت، آیه 69.

7 ـ محمّد، آیه 5.

......................

تفسیر نمونه

یکشنبه, 07 خرداد 1402 15:56

«و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئا و بالوالدین إحسانا و بذی القربی و الیتامی و المساکین و الجار ذی القربی و الجار الجنب و الصاحب بالجنب و ابن السبیل و ما ملکت أیمانکم ان الله لا یحب من کان مختالا فخورا».(سوره نساء،آیه36)

خدا را بپرستید و چیزی را شریک و همباز او مسازید و نسبت به پدر و مادر نیکی و احسان کنید و همچنین به خویشان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویشاوند و همسایه بیگانه و همنشین و از راه ماندگان و آنان که مملوک شمایند و همانا خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش باشد دوست نمی دارد.

نخستین حق: حق الله: در این آیه شریفه حقوق عمومی را مورد تأکید قرار داده است که قبل از همه حق الله می باشد. می فرماید که خدا را بپرستید و در برابر او خاضع و فروتن باشید و برای خدا کسی یا چیزی را شریک قرار ندهید. ای بسا انسان برای خدا شریکی قرار دهد بی آنکه خود متوجه باشد. بسیار دیده شده است که بعضی از مردم روی نادانی و جهالت یا از روی محبت زیاد اولیای خدا را شریک خدا قرار دهند و حاجت خود را از آنان بخواهند به خیال اینکه ممکن است پیامبر یا امام به تنهائی در دنیا تأثیری بگذارند گو اینکه جز خداوند کسی در وجود تأثیر نمی گذارد. و ما اگر در حضور امامان حاجت خود را می طلبیم، در حقیقت از خدا می خواهیم که حاجتمان را برآورده کند ولی آنها را شفیع خود قرار می دهیم زیرا مقرب عند الله هستند. البته این مطلب بسیار مهم است و تنها اشاره ای به آن کردم به این امید که در وقتی دیگر بحث مفصلی پیرامون این مطلب مهم داشته باشیم.

دومین حق: پس از حق خداوند در پرستش، نوبت به حق والدین رسد که خداوند به ما دستور مؤکد می دهد که نسبت به پدر و مادر احسان و خوش رفتاری داشته باشیم. و این نیز از اهمیت به سزائی برخوردار است که نه تنها در این آیه بلکه در سه آیه دیگر قرآنی نیز احسان به پدر و مادر را پس از عبادت خدا سفارش می کند گویا تو جزئی از وجود پدر و مادرت هستی و وجود تو ارتباط کلی با وجود آنان دارد و لذا ترک حقوق والدین مانند شرک به خدا است.

سومین حق: خویشان. پس از والدین نوبت به خویشان و اقارب انسان می رسد که این نیز بسیار مهم است و احسان به خویشان همان صله رحم است که در صورت قطع آن انسان مرتکب گناهی بزرگ می شود. و به نظر می رسد که تأکید اسلام بر صله رحم برای این است که فقر را از میان بردارد که اگر یکی از خویشان انسان فقیر و مستمند باشد بر دیگر اقاربش واجب و لازم است که او را مورد احسان قرار دهند و حاجتش را برطرف سازند. و اگر همه مردم به این فریضه اسلامی اهمیت می دادند بر این باورم که هیچ فقیری در میان ما باقی نمی ماند.

چهارمین حق: پس از خویشان نوبت به یتیمان می رسد که بر تمام امت حق دارند و نباید جامعه بشری نسبت به یتیمان کمترین کوتاهی کند زیرا فقدان پدر،احساس روانی بسیار سختی در فرزند ایجاد می کند حتی اگر نیاز مادی هم نداشته باشد.

لذا باید یتیمان را مورد تفقد و نوازش و احسان قرار دهیم چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی.

پنجمین حق: در این مورد کل بیچارگان و مستمندان مورد تأکید آیه قرار گرفته است و خداوند ما را موظف می داند که بخشی از اموال خود را برای فقرا اختصاص دهیم. و فی أموالهم حق للسائل و المحروم مؤمنان کسانی هستند که در اموالشان حق معین و مشخصی برای محرومان و فقیران قرار دارد، چه خود سؤال کنند و درخواست کمک نمایند و چه انسان از راه های دیگر بداند که آنان محروم و نیازمندند. البته لازم است که جامعه مسلمان در جستجوی محرومان باشد و بی آنکه سؤال و خواهشی کنند آنها را مورد عنایت و لطف خود قرار دهد تا آنکه فقر ریشه کن شود و از جامعه رخت بربندد. لازم به تذکر است که تنها زکات واجب و یا کفارات مطرح نیست بلکه چنانکه از آیات استفاده می شود باید در اموالمان حقی برای مستمندان باشد، چه خود بخواهند و چه تعفف ورزیده و از ما درخواستی نکنند.

ششمین حق: همسایه خویش: همسایگانی که جزء خویشان انسان هستند در اولویت قرار می گیرند از همسایگان دیگر. و ممکن است مقصود قرآن از جار ذی القربی همسایگان نزدیک به انسان از نظر مکانی باشند یعنی هرچه خانه همسایه به خانه شما نزدیکتر باشد حق بیشتری دارد تا همسایه ای که چهل خانه با خانه شما فاصله داشته باشد.

هفتمین حق: الجار الجنب: یعنی همسایه ای که جزء خویشان انسان نباشد و یا ممکن است مقصود بعد مکانی باشد یعنی همسایگانی که منزلشان از نظر مسافت دورتر از همسایگان نزدیک است و شاید مقصود همسایگان بیگانه از نظر دینی باشند. یعنی حتی همسایگانی که مسلمان نیستند ولی در همسایگی انسان قرار دارند، آنان نیز نباید از احسان و نیکی محروم بمانند أمیر المؤمنین علیه السلام فرماید: ...اما أخ لک فی الدین و إما نظیر لک فی الخلق مردم یا برادران دینی تواند و یا شبیه و نظیر تو از نظر خلقت می باشند، پس احسان انسان باید تمام افراد بشر را در برگیرد مگر دشمنان دین و محاربان و فاسقان و ظالمان.

هشتمین حق: الصاحب بالجنب: یعنی همنشینان و کسانی که با تو رفت و آمد و معاشرت دارند حال چه این معاشرت دائمی باشد و چه موقت یعنی چه دوستان و همنشینان و رفقای همیشگی انسان باشند و چه آنهائی که به طور موقت با او همنشین شده اند مانند همسفرانی که در یک سفر با او همراه باشند.

نهمین حق: حق از راه ماندگان اند که به آنها ابناء السبیل می گویند یعنی کسانی که به شهر شما آمده اند و اکنون برای بازگشت به وطنشان درمانده اند.

البته در زمان ما ابن السبیل کمتر دیده می شود و این مربوط به زمانهای گذشته است که مسافرتها طولانی بود و واقعا از بازگشت درماندند هرچند در شهر و وطن خود ثروتمند بودند.

و دهمین حق: ما ملکت أیمانکم: یعنی بردگان و کنیزان که به حمد الله در زمان ما بردگی به کلی ریشه کن شده و اثری در جامعه ما ندارد. ولی به هر حال اینان نیز باید مورد توجه خاص قرار بگیرند و به آنان نیکی شود زیرا به هر حال انسان اند و تمام انسانها باید از حقوق مساوی برخوردار باشند.

اگر توجه کنید در این آیه تمام افراد امت مورد عنایت قرار گرفته اند و هیچ کس از قلم نیفتاده است. باشد که دنیا از این قانون حقوق عمومی سرمشق گیرد تا واقعا مردم جهان به حقوق خود دست یابند نه آنکه تنها نام حقوق بشر باشد و در حقیقت اسمی بی مسما باشد بلکه به عکس آن عمل شود همانطور که همه می بینیم و می شنویم.

.........................

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری