- آموزش قرآن
- پربازدید
- در ویژه های احسن الحدیث
- در نکات و تفاسیر قرآنی
- در مقالات و پژوهش های قرآنی
- در ویژه های احسن الحدیث
- در ویژه های احسن الحدیث
- در شرح نهج البلاغه استاد مفسر دکتر محمدعلی انصاری (2850 کلیپ)
- در مقالات صحیفه سجادیه
- در نکات و تفاسیر قرآنی
- در علما و دانشمندان شیعه
- در شرح نهج البلاغه
- در تربیت کودکان و نوجوانان در قرآن
روزى که همه را جمع مى کنند
شرح آیه 87 سوره مبارکه النساء
87- اللَّهُ لَا إِلَٰهَ
بازتاب حقوق انسان در قرآن كريم
نخستين مرحله بعثت و دعوت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله
فلسفه تحریم گوشت های حرام
شرح آیات 172 و 173 سوره مبارکه بقره
172- يَا أَيُّهَا
تفسیر سوره مبارکه آل عمران، بخش دوم، آیت الله
معرفت ، محمد هادی
معرفت ، محمد هادی
نام های دیگر: حضرت آیت الله حاج شیخ هادی
آمار بازدید
احسن الحدیث
شرح آیات 10 و 11 سوره مبارکه آل عمران
10- إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ
11- كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ ۗ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ
10- اموال و فرزندان کسانى که کافر شدند، هرگز نمى تواند، چیزى از (عذاب) خداوند را از آنان بکاهد (و از کیفر، رهایى بخشد.) و آنان خود، آتشگیره دوزخند
11- (آنان در انکار و تحریف حقایق،) همچون روش فرعونیان و کسانى است که پیش از آنها بودند; آیات ما را تکذیب کردند، و خداوند آنها را به (کیفر) گناهانشان گرفت; و خداوند، سخت کیفر است
در آیات گذشته، وضع مؤمنان و غیر مؤمنان در برابر آیات محکم و متشابه بیان شده بود، در ادامه این بحث، از وضع دردناک کافران در روز قیامت پرده بر مى دارد و عواقب شوم اعمالشان را براى آنها مجسم مى سازد، مى فرماید: «کسانى که کافر شدند اموال، ثروت ها و فرزندانشان، آنها را از خداوند بى نیاز نمى کند (و در برابر عذاب الهى به آنان کمک نمى نماید) و آنها آتشگیره دوزخند» (إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللّهِ شَیْئاً وَ أُولئِکَ هُمْ وَقُودُ النّارِ).
اگر تصور مى کنند: فزونى ثروت و نفرات و فرزندان، مى تواند آنها را از عذاب الهى در این جهان، یا در آخرت حفظ کند سخت در اشتباهند.
بعضى از مفسران، این آیه را اشاره به یهود بنى نضیر و بنى قریظه دانسته اند که به اموال و فرزندان خود افتخار مى کردند.
مسلماً آنها یکى از مصادیق این آیه بوده اند، اما مفهوم آیه چنان گسترده است که کفار دیروز و امروز را شامل مى شود.
«وَقُود» ـ چنان که در سابق نیز اشاره شد ـ به معنى «آتشگیره» و چیزى که آتش را با آن مى افروزند (مانند هیزم) مى باشد، نه آتش زنه (مانند کبریت) و تعبیر وَ أُولئِکَ هُمْ وَقُودُ النّارِ: «و آنها هیزم آتش دوزخند»، مى رساند که آتش دوزخ از درون وجود خود آنها زبانه مى کشد، و وجود آنها است که آنها را آتش مى زند.
البته در بعضى از آیات داریم که آتشگیره دوزخ، علاوه بر گنهکاران، سنگ ها نیز مى باشند که ظاهراً منظور از آن بت هائى است که از سنگ مى ساختند، بنابراین، آتش دوزخ از درون وجود خودشان و اعمال و معبودهاى خودشان شعلهور مى گردد.
* * *
پس از آن به یک نمونه روشن از اقوامى که داراى ثروت و نفرات فراوان بودند ولى به هنگام نزول عذاب، این امور نتوانست مانع نابودى آنان گردد، اشاره کرده، مى فرماید: «وضع اینها همچون وضع آل فرعون و کسانى است که قبل از آنها بودند، آیات ما را تکذیب کردند (و به فزونى اموال و نفرات و فرزندان مغرور شدند اما) خداوند آنها را به کیفر گناهانشان گرفت و کیفر خداوند شدید است» (کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ اللّهُ شَدیدُ الْعِقابِ).
«دَأْب» در اصل، به معنى ادامه سیر و حرکت است و به معنى «هر کار و عادت مستمر» نیز مى آید. در آیه فوق، حال کافران معاصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) به عادت مستمر و سیره نادرست آل فرعون و اقوام پیش از آنها تشبیه شده است که آیات خدا را تکذیب کردند، و خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و در همین جهان به مجازات سختى گرفتار شدند.
این، در حقیقت هشدارى است به همه کافران لجوج که سرنوشت فرعونیان و اقوام پیشین را به خاطر بیاورند و مراقب اعمال خود باشند.
درست است که: خداوند أَرْحَمُ الرّاحِمِیْن است، ولى، به موقع خود براى تربیت بندگان، شَدِیْدُ الْعِقاب نیز مى باشد و هرگز نباید رحمت واسعه پروردگار باعث غرور کسى شود.
ضمناً از کلمه «دَأْب» استفاده مى شود: این برنامه غلط، یعنى لجاجت در برابر حقیقت، و تکذیب آیات پروردگار، خوى و عادت آنها شده و به همین جهت به مجازات شدید تهدید شده اند; زیرا تا زمانى که «گناه و خلاف» به صورت عادت و سنت، و راه و رسم در نیامده، بازگشت از آن آسان، و مجازاتش نسبتاً خفیف است ولى، هنگامى که در وجود انسان نفوذ کرد، هم بازگشت از آن مشکل است و هم مجازات آن سنگین، پس چه بهتر که کافران و گناهکاران تا دیر نشده از راه نادرست باز گردند.
.......................
تفسیر نمونه
دورههای متنوع آموزش عمومی و تخصصی از سوی مؤسسه قرآنی شهید گنجآبادی مشهد برگزار میشود.
به گزارش ایکنا، ثبتنام دوره جدید مؤسسه قرآنی شهید گنجآبادی مشهد ویژه بانوان و آقایان تحت نظارت مهدی حسنی، حافظ بینالمللی و دارنده اجازات قرائات عشر قرآن کریم در تمام مقاطع سنی آغاز شد.
این دورهها در رشتههای روخوانی، روانخوانی، تجوید مقدماتی و تخصصی، حفظ جزء سیام و حفظ ترتیبی، مفاهیم، فنون قرائت و صوت و لحن برگزار میشود که از ۲۷ تیرماه آغاز و تا۲۰ مرداد ادامه خواهد داشت.
در ایام تابستانه سه ترم، یک ماه به صورت مجزا در مؤسسه، تشکیل میشود که این دومین دوره در ایام تابستان است. علاقهمندان برای ثبتنام میتوانند همه روزه از ساعت ۱۷ تا ۱۹:۳۰ به مؤسسه قرآنی شهید گنجآبادی واقع در مشهد، بین استقلال ۳ و چهارراه میلاد، مراجعه کنند یا برای دریافت اطلاعات بیشتر میتوانند با شمارههای ۰۹۱۵۴۸۰۲۱۹۹ و ۰۹۱۵۱۲۰۴۹۳۳ تماس بگیرند.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین در جلسه تفسیر قرآن کریم گفت: کرامت ارزشمندترین رزق دنیاست و نماز شب عامل رزق است؛ خداوند میفرماید که اگر مردم اهل ایمان و تقوا باشند ما همیشه درِ برکاتمان را از زمین و آسمان به روی آنها میگشاییم.
به گزارش ایکنا از قزوین، آیتالله عبدالکریم عابدینی، نماینده ولیفقیه در استان قزوین، در جلسه تفسیر قرآن کریم و در ادامه شرح آیات سوره مبارکه مزمل، گفت: ۲ موضوع در آیات ابتدایی این سوره مورد بحث است یکی قرآن و دیگری نماز شب که این دو مقوله از فرصتهای بسیار مهم معنوی محسوب میشوند.
وی ادامه داد: خوب است بررسی کنیم که ما تا چه حد از فرصت معنوی نماز برخورداریم و چطور با آن زندگی میکنیم؟ چقدر از نماز شب بهرهمندیم؟ نماز شبی که با نهایت سهولت ارائه شده تا حدی که میتوان با تیمم در رختخواب آن را اقامه کرد و زمانهای آن به تناسب توان افراد متفاوت است و علاوه بر آن توصیه شده در صورت ترک نماز ادا، قضای آن را هم میتوان بهجای آورد؛ آیا ما از این فرصتها و امتیازات بهرهمند شدهایم یا نه به سهولت از کنارش عبور کردیم؟
نماینده ولیفقیه در استان قزوین اظهار کرد: در باب «قرآن» در تفسیر بحارالانوار حدیثی از امام صادق (ع) مطرح شده که از کنار آیاتی که وعده بهشت داده به سادگی عبور نکنید، توقف و تفقدی کنید و درخواستی داشته باشید و اگر به آیهای رسیدید که به جهنم پرداخته تأملی کنید و به خدا پناه ببرید از اینکه عاقبت کار انسان جهنم شود این امر سبب خواهد شد کارهایی را پیشه کنید که به دوری از جهنم و وصال بهشت منتهی شود.
وی در ادامه تفسیر آیات ابتدایی سوره مزمل به بیان احادیثی مرتبط با مضامین این آیات پرداخت و گفت: در حدیثی امام سجاد(ع) فرمودند که آیههای قرآن خزائن و گنجینهها و معادن علم هستند، اگر گنجینهای را باز کنند با اشتیاق و علم به آن جلب میشویم بنابراین هر آیهای معدنی است که وقتی در آن گشوده میشود باید در آن دقت و تأمل کنیم.
وی افزود: اینگونه احادیث ما را به تأمل و تدبر در قرآن تشویق میکند تا اینکه بخواهیم بیتوجه از کنار آیات عبور کنیم. تدبر؛ توقفی است که برای بهرهگیری بیشتر از آیات توصیه شده است.
آیتالله عابدینی گفت: در کتاب ثوابالاعمال و عقابالاعمال از ابن باب وی حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که توصیه کردند؛ جان شما و نماز شب (شما را به نماز شب توصیه میکنم) این سنت پیامبر شما و شایستگان قبل از شماست که زندگی خود را به نماز شب گره زده بودند و عادت آنها شده بود. نماز شب حتی دردهای جسمانی را هم از شما دور میکند.
وی افزود: خداوند چه اکسیری در نماز شب گنجانده است؟ اصل برخاستن در نیمهشب چه ویژگیهایی دارد که آلام انسان را تسکین میدهد. امام صادق میفرمایند؛ نماز شب انسان را روسفید میکند. اهل عبادت و بندگی از نظر ظاهری و عزت و آبرو و شرف ارتقا پیدا میکنند اما اهل ریا و معصیت، چهرهای متفاوت از اهل ایمان دارند.
چگونه از بوی تعفن گناهان رها شویم؟
نماینده ولیفقیه در استان قزوین در باب استغفار بیان کرد: روایت داریم که زیاد استغفار کنید مبادا بوی بد گناهان آبروی شما را ببرد. اگر کسی نزد خدا بیآبرویی کند، بوی بد گناهان، او را رسوا خواهد کرد؛ اما نماز شب است که با خود روسفیدی و آبرو و عزت به همراه دارد چون یکی از آداب نماز شب ۷۰ مرتبه استغفار است که انسان را مطهر و خوشبو میکند. گناهان بدبو و متعفن هستند و پاک شدن آنها انسان را خوشبو میکند.
وی در ادامه بیان برکات نماز شب به افزایش رزق اشاره کرد و گفت: سومین خروجی و اثر نماز شب؛ افزایش رزق و روزی است. رزق فقط نان و آب نیست بلکه ارزاق کرامت هم مد نظر است و آنچه روزی شهدا شد. کرامت ارزشمندترین رزق دنیاست. در قیامت چیزی همراه ما نخواهد بود اما رزق کریم چیزی است که هرگز دست از ما نمیکشد و در قیامت و عبور از پل صراط دست ما را خواهد گرفت.
آیتالله عابدینی اظهار کرد: نماز شب عامل رزق است؛ گناهان مانع رزقاند و برکت را از زندگی ما میگیرند، خداوند میفرماید که اگر مردم اهل ایمان و تقوا باشند ما همیشه درِ برکاتمان را از زمین و آسمان به روی آنها میگشاییم. وقتی در نماز شب ۷۰ بار استغفار میکنیم سبب گشایش رحمت خدا و برکت عمر و زندگی میشود.
وی در ادامه افزود: اگر مال و فرزند زینت دنیاست، نماز شب زینت آخرت است. هر چیزی روی زمین است (خانه و ماشین و ثروت و پست و مقام) همگی زینتهای این دنیاست و نفس انسان را زینت نمیدهد و تنها دنیای اطراف او را زیبا میکنند، اینها زینت دنیا هستند نه زینت انسان اما ما اشتباه برداشت کردیم که هر چیزی که روی زمین است زینت ما انسانهاست؛ در حالیکه قرآن میفرماید هر آن چیزی که روی زمین است زینت این دنیاست.
این مفسر قرآن کریم گفت: حتی ظاهر آراسته ما هم زینت زمین محسوب میشود و آنچه که وجود انسان را زینت داده و یار همیشگی او در این دنیا و جهان آخرت باقی خواهد ماند «ایمان» است. در زمان کوچ کردن از این دنیا، مال و ثروت و فرزند و زیورهای دنیایی به کار نمیآیند و تنها چیزی که در وقت جان دادن و در برزخ و قیامت ما را یاری میکند ایمان است. ایمان تنها رفیقی است که در نیمه راه ما را رها نخواهد کرد.
ایمان، زینت انسان است
وی افزود: ایمان همان دوستی است که خدا به انسانها معرفی کرده است. اگر به دنبال زینت و زیبایی در دنیا هستیم ایمان همان صفتی است که با نفوذ در عمق جان و قلب ما، زیبایی ظاهری را هم به ارمغان خواهد آورد و یکی از راههای تحصیل این زیبایی به جا آوردن نماز شب است.
آیتالله عابدینی ادامه داد: منابع تحصیل زیبایی برای انسان ایمان، نماز، قرآن و نماز شب و عبادت و خلوص نیت است. در احادیث ثوابالاعمال شیخ صدوق از امام صادق(ع) نقل است که کسی نزد امام صادق آمد و عرض حاجت و نیاز کرد و در بیان نیازها و شکایات خود زیادهروی کرد، گرفتاریها و مشکلات زندگیاش را شرح داد و به جایی رسید که عنوان کرد من گرسنه هستم.
وی بیان کرد: امام در پاسخ گفت، ای بنده خدا، اهل نماز شب هستی؟ مرد پاسخ داد بله و امام رو به همراه او کرد و گفت، اگر کسی اهل نماز شب باشد و از گرسنگی شکوه کند در صحت سخن او شک و تردید وجود دارد چون ممکن نیست کسی اهل نماز شب باشد و در روز گرفتار شود چون سفره رزق و روزی خداوند برای اهل نماز شب همواره پهن و گسترده است.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین اظهار کرد: از حضرت امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است که ایشان فرمودند نماز شب باعث سلامتی بدن میشود و خشنودی خدا را به دنبال دارد. خواندن نماز شب متمسک شدن به اخلاق انبیا الهی است. کسی که نماز شب میخواند خود را در معرض خدا عرضه کرده تا رحمتالهی را به سمت خود جلب و جذب کند و خود را به جایی برساند که رحمت خدا در آن باریدن گرفته است.
این مفسر قرآن بیان کرد: از معصومین نقل است زمانی که آن بنده خدا که طول روز را به کار و خدمت و تلاش سپری کرده و با خستگی به خواب میرود اما خود را به نماز شب میرساند و نیمه شب را به رازونیاز با خدا میپردازد و از فرط خستگی به سمت راست و چپ متمایل شده و پس از ادای نماز در حالت خواب آلودگی چانهاش به سینهاش میچسبد آن زمان است که خدا فرمان میدهد درهای آسمان به روی او گشوده شود و باب رحمت به روی او باز شود و آن زمان به ملائکه خود مباهات میکند که بنده مرا ببینید که با شدت خستگی برای عبادت کردن به پا خاسته و راز و نیاز را رها نکرده است.
دعای مؤمن در دل شب مستجاب است
وی ادامه داد: خداوند خطاب به ملائکه میگوید؛ این بنده مؤمن به خاطر امیدی که به من بسته این زحمت را به جان میخرد و سه چیز را از من طلب میکند که گناهانی را که مرتکب شده بیامرزم، توبهاش را بپذیرم و رزق و روزی و برکات دنیوی اخروی او را بیفزایم پس فرشتگان من شما را شاهد میگیرم که هر سه درخواست این بنده مؤمن خود را پذیرفته و اجابت میکنم.
این مفسر قرآن گفت: نماز شب واجب نیست اما خدا رحمتی دوچندان را در ادای آن نهاده است. امام صادق (ع) فرمودند که نماز شب چهره و صورت را حسن و نیکو و اخلاق را خوب میکند. انسان را خوشبو کرده و رزق و روزی فراوان میشود.
آیتالله عابدینی گفت: اگر استغفار کنید فراوان باران میبارد. این نشان میدهد که گناهان مانع از بارش رحمت الهی میشود پس استغفار کنیم تا گناهان کنار رفته و انسداد رحمت برطرف شود. با نماز شب و استغفار آن، غم و غصه و حزن و اندوه هم از بین میرود و چشم بصیر میشود.
وی افزود: در حدیثی آمده اگر کسی دروغی بگوید؛ به سبب آن دروغ رزقش بر او حرام شده و قطع میشود و از نماز شب محروم شده، و رزق و روزی هم به او نخواهد رسید. حسنات، سیئات را از بین میبرند. اثر بدیها روسیاهی، دلمردگی، قساوت قلب و بیبصیرتی است اما نماز مؤمن در دل شب گناه روز او را پاک میکند.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین خاطرنشان کرد: خانههایی که در آن نماز شب خوانده شده و قرآن تلاوت میشود در انظار اهل آسمان نورافشانی شده و میدرخشد همانطور که ستارگان آسمان در چشم ساکنان زمین میدرخشند.
شرح آیات 8 و 9 سوره مبارکه آل عمران
8- رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ
9- رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ
8- (راسخان در علم، مى گویند:) «پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آن که ما را هدایت کردى، (از راه حق) منحرف مگردان; و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زیرا تویى بخشنده!
9- پروردگارا! تو مردم را براى روزى که تردیدى در آن نیست، جمع خواهى کرد; زیرا خداوند از وعده خود تخلّف نمى کند. (ما به تو و رحمت بى پایانت، و به وعده رستاخیز و قیامت ایمان داریم.)»
رهائى از لغزش ها
از آنجا که آیات متشابه و اسرار نهانى آن، ممکن است لغزشگاهى براى افراد گردد، و از کوره این امتحان، سیه روى درآیند، راسخون در علم و اندیشمندان با ایمان، علاوه بر به کار گرفتن سرمایه هاى علمى خود در فهم معنى این آیات، به پروردگار خویش پناه مى برند.
دو آیه مورد بحث که از زبان راسخون در علم، مى باشد روشنگر این حقیقت است، آنها مى گویند: «پروردگارا! دلهاى ما را بعد از آن که ما را هدایت نمودى، منحرف مگردان! و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش; زیرا تو بسیار بخشنده اى»! (رَبَّنا لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهّابُ).
بسیارند دانشمندانى که غرور علمى، آنان را از پاى در مى آورد و یا وسوسه هاى شیاطین و هواى نفس، آنها را به بیراهه ها مى کشاند، اینجا است که باید خود را به خدا سپرد و از او هدایت خواست.
حتى در بعضى از روایات آمده است: شخص پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز خود را به خدا مى سپرد، و بسیار این دعا را تکرار مى کرد: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِى عَلى دِیْنِکَ: «اى کسى که دل ها را مى گردانى قلب من را بر دین خودت ثابت بدار»!(1)
* * *
و از آنجا که عقیده به معاد، و توجه به روز رستاخیز، از هر چیز براى کنترل امیال و هوس ها مؤثرتر است، راسخون در علم به یاد آن روز مى افتند، و مى گویند: «پروردگارا! (ما ایمان داریم!) تو مردم را در آن روزى که تردیدى در آن نیست، جمع خواهى کرد; زیرا خداوند از وعده خود تخلف نمى کند» (رَبَّنا إِنَّکَ جامِعُ النّاسِ لِیَوْم لا رَیْبَ فیهِ إِنَّ اللّهَ لا یُخْلِفُ الْمیعادَ).
و به این ترتیب، از هوا و هوس ها و احساسات افراطى که موجب لغزش مى گردد، خود را بر کنار مى دارند.
آرى، این گونه افراد هستند که: مى توانند آیات خدا را آن چنان که هست بفهمند و از انحراف در امان بمانند (در حقیقت آیه اول اشاره به ایمان کامل آنها به مبدأ است، و آیه دوم اشاره به ایمان راسخ آنها به معاد).
* * *
1 ـ «الأمالى سیّد مرتضى»، جلد 2، صفحه 2، کتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى، طبع اول، 1325 هـ ق ـ «مسند احمد»، جلد 3، صفحه 112 و 257 و جلد 6، صفحه 91، 251، 294، 302 و 315 ـ «سنن ترمذى»، جلد 3، صفحه 304 و جلد 5، صفحه 199، دار الفکر بیروت، 1403 هـ ق، طبع دوم ـ «سنن کبراى نسائى»، جلد 4، صفحه 414 و جلد 6، صفحه 83، دار الحأمون للتراث، دار الثقافة العربیة ـ «درّ المنثور»، جلد 2، صفحه 8، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق.
.............................
تفسیر نمونه
انسان در جهان بینی اسلامی داستانی شگفت دارد. انسانِ اسلام تنها یک حیوان مستقیم القامه که ناخنی پهن دارد و با دو پا راه می رود و سخن می گوید نیست؛ این موجود از نظر قرآن ژرف تر و مرموزتر از این است که بتوان آن را با این چند کلمه تعریف کرد. قرآن، انسان را مدح ها و ستایش ها کرده و هم مذمت ها و نکوهش ها نموده است. عالی ترین مدح ها و بزرگ ترین مذمّت های قرآن دربارۀانسان است؛ او را از آسمان و زمین و از فرشته برتر و در همان حال از دیو و چهارپایان پست تر شمرده است. از نظر قرآن، انسان موجودی است که توانایی دارد جهان را مسخّر خویش سازد و فرشتگان را به خدمت خویش بگمارد و هم می تواند به «اسفل سافلین» سقوط کند. این خود انسان است که باید دربارۀخود تصمیم بگیرد و سرنوشت نهایی خویش را تعیین نماید. سخن خویش را از ستایش های انسان در قرآن تحت عنوان «ارزش های انسان» آغاز می کنیم.
ارزش های انسان
1- انسان خلیفه خدا در زمین است: «روزی که خواست او را بیافریند، ارادۀخویش را به فرشتگان اعلام کرد. آنها گفتند: آیا موجودی می آفرینی که در زمین تباهی خواهد کرد و خون خواهد ریخت؟ او گفت: من چیزی می دانم که شما نمی دانید. »[1] «اوست که شما انسان ها را جانشین های خود در زمین قرار داده تا شما را در مورد سرمایه هایی که داده است در معرض آزمایش قرار دهد. »[2]
2- ظرفیت علمی انسان بزرگترین ظرفیت هایی است که یک مخلوق ممکن است داشته باشد: «تمام اسماء را به آدم آموخت (او را به همۀحقایق آشنا ساخت)، آنگاه از فرشتگان (موجودات ملکوتی) پرسید: نام های اینها را بگویید چیست. گفتند: ما جز آنچه تو مستقیماً به ما آموخته ای نمی دانیم (آنچه را تو مستقیماً به ما نیاموخته باشی ما از راه کسب نتوانیم آموخت). خدا به آدم گفت: ای آدم! تو به اینها بیاموز و اینها را آگاهی ده. همین که آدم فرشتگان را آموزانید و آگاهی داد، خدا به فرشتگان گفت: نگفتم که من از نهان های آسمان و زمین آگاهم (می دانم چیزی را که حتماً نمی دانید) و هم می دانم آنچه را شما اظهار می کنید و آنچه را پنهان می دارید؟»[3]
3- او فطرتی خدا آشنا دارد؛ به خدای خویش در عمق وجدان خویش آگاهی دارد. همۀانکارها و تردیدها، بیماری و انحراف هایی است از سرشت اصلی انسان: «هنوز که فرزندان آدم در پشت پدران خویش بوده (و هستند و خواهند بود) خداوند (با زبان آفرینش) آنها را بر وجود خویش گواه گرفت و آنها گواهی دادند. »[4] «چهرۀخود را به سوی دین نگه دار، همان که سرشت خدایی است و همۀمردم را بر آن سرشته است. »[5]
4- در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادی که در جماد و گیاه و حیوان وجود دارد، عنصری ملکوتی و الهی وجود دارد. انسان ترکیبی است از طبیعت و ماوراء طبیعت، از ماده و معنی، از جسم و جان: «آنکه هر چه را آفرید نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد؛ سپس نسل او را از شیرۀکشیده ای که آبی پست است قرار داد؛ آنگاه او را بیاراست و از روح خویش در او دمید. »[6]
5- آفرینش انسان، آفرینش حساب شده است، تصادفی نیست. انسان موجودی انتخاب شده و برگزیده است: «خداوند، آدم را برگزید و توبه اش را پذیرفت و او را هدایت کرد. »[7]
6- او شخصیتی مستقل و آزاد دارد، امانتدار خداست، رسالت و مسئولیت دارد، از او خواسته شده است با کار و ابتکار خود زمین را آباد سازد و با انتخاب خود یکی از دو راه سعادت و شقاوت را اختیار کند: «همانا امانت خویش را بر آسمان و زمین و کوه ها عرضه کردیم، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند و از قبول آن ترسیدند، اما انسان بار امانت را به دوش کشید و آن را پذیرفت. همانا او ستمگر و نادان بود. »[8]«ما انسان را از نطفه ای مرکب و ممزوج آفریدیم تا او را مورد آزمایش قرار دهیم، پس او را شنوا و بینا قرار دادیم، همانا راه را به او نمودیم، او خود یا سپاسگزار است و یا کافر نعمت (یا راه راست را که نمودیم خواهد رفت و به سعادت خواهد رسید و یا کفران نعمت کرده، منحرف می گردد. )»[9]
7- او از یک کرامت ذاتی و شرافت ذاتی برخوردار است؛ خدا او را بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری داده است. او آنگاه خویشتن واقعی خود را درک و احساس می کند که این کرامت و شرافت را در خود درک کند و خود را برتر از پستی ها و دنائت ها و اسارت ها و شهوت رانی ها بشمارد: «همانا ما بنی آدم را کرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا (خشک و تر) مسلط کردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم. »[10]
8- او از وجدانی اخلاقی برخوردار است: به حکم الهامی فطری، زشت و زیبا را درک می کند: «سوگند به نفس انسان و اعتدال آن، که ناپاکی ها و پاکی ها را به او الهام کرد. »[11]
9- او جز با یاد خدا با چیز دیگر آرام نمی گیرد. خواست های او بی نهایت است، به هر چه برسد از آن سیر و دلزده می شود مگر آنکه به ذات بی حدّ و نهایت (خدا) بپیوندد: «همانا تنها با یاد او دلها آرام می گیرد. »[12]«ای انسان! تو به سوی پروردگار خویش بسیار کوشنده هستی و عاقبت او را دیدار خواهی کرد. »[13]
10- نعمت های زمین برای انسان آفریده شده است: «همانا اوست که آنچه در زمین است برای شما آفرید. »[14]«آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است مسخّر او قرار داده است (پس او حق بهره گیری مشروع از همۀاینها را دارد). »[15]
11- او را برای این آفرید که تنها خدای خویش را پرستش کند و فرمان او را بپذیرد. پس او وظیفه اش اطاعت امر خداست: «همانا جنّ و انس را نیافریدیم مگر برای اینکه مرا پرستش کنند. »[16]
12- او جز در راه پرستش خدای خویش و جز با یاد او خود را نمی یابد، و اگر خدای خویش را فراموش کند خود را فراموش می کند و نمی داند که کیست و برای چیست و چه باید کند و کجا باید برود: «همانا از آن مباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند، خودشان را از یاد خودشان برد. »[17]
13- او همین که از این جهان برود و پردۀتن که حجاب چهرۀجان است دور افکنده شود، بسی حقایق پوشیده که امروز بر او نهان است بر وی آشکار گردد: «همانا پرده را کنار زدیم، اکنون دیده ات تیز است. »[18]
14- او تنها برای مسائل مادی کار نمی کند؛ یگانه محرّک او حوائج مادّی زندگی نیست. او احیاناً برای هدف ها و آرمان هایی بس عالی می جنبد و می جوشد. او ممکن است که از حرکت و تلاش خود جز رضای آفریننده. مطلوبی دیگر نداشته باشد: «ای نفس آرامش یافته! همانا به سوی پروردگارت باز گرد با خشنودی متقابل: تو از او و او از تو خشنود. »[19]«خداوند به مردان و زنان با ایمان باغ ها وعده کرده است که در آنها نهرها جاری است، جاویدان در آنجا خواهند بود، و هم مسکن های پاکیزه؛ اما خشنودی خدا از همۀاینها برتر و بالاتر است. آن است رستگاری بزرگ. »[20]
بنا بر آنچه گفته شد، از نظر قرآن انسان موجودی است برگزیده از طرف خداوند، خلیفه و جانشین او در زمین، نیمه ملکوتی و نیمه مادی، دارای فطرتی خدا آشنا، آزاد، مستقل، امانتدار خدا و مسئول خویشتن و جهان، مسلط بر طبیعت و زمین و آسمان، ملهّم به خیر و شرّ، وجودش از ضعف و ناتوانی آغاز می شود و به سوی قوّت و کمال سیر می کند و بالا می رود اما جز در بارگاه الهی و جز با یاد او آرام نمی گیرد، ظرفیت علمی و عملی اش نامحدود است، از شرافت و کرامتی ذاتی برخوردار است، احیاناً انگیزه هایش هیچ گونه رنگ مادی و طبیعی ندارد، حق بهره گیری مشروع از نعمت های خدا به او داده شده است ولی در برابر خدای خودش وظیفه دار است.
ضدّ ارزش ها
در عین حال، همین موجود در قرآن مورد بزرگ ترین نکوهش ها و ملامت ها قرار گرفته است: «او بسیار ستمگر و بسیار نادان است. »[21]«او نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است. »[22]«او آنگاه که خود را مستغنی می بیند طغیان می کند. »[23]«او عجول و شتابگر است. »[24]«او هرگاه به سختی بیفتد و خود را گرفتار ببیند ما را در هر حال (به یک پهلو افتاده و یا نشسته و یا ایستاده) می خواند؛ همین که گرفتاری را از او برطرف کنیم گویی چنین حادثه ای پیش نیامده است. »[25]«او تنگ چشم و ممسک است. »[26]«او مجادله گرترین مخلوق است. »[27]«او حریص آفریده شده است. »[28]«اگر بدی به او رسد جزع کننده است و اگر نعمت به او رسد بخل کننده است. »[29]
زشت یا زیبا؟
چگونه است؟ آیا انسان از نظر قرآن یک موجود زشت و زیباست، آن هم زشت زشت و زیبای زیبا؟
آیا انسان یک موجود دو سرشتی است: نیمی از سرشتش نور است و نیمی ظلمت؟ چگونه است که قرآن، هم او را منتها درجه مدح می کند و هم منتها درجه مذمّت؟!
حقیقت این است که این مدح و ذمّ، از آن نیست که انسان یک موجود دو سرشتی است؛ نیمی از سرشتش ستودنی است و نیمی دیگر نکوهیدنی؛ نظر قرآن به این است که انسان همۀکمالات را بالقوّه دارد و باید آنها را به فعلیت برساند و این خود اوست که باید سازنده و معمار خویشتن باشد. شرط اصلی وصول انسان به کمالاتی که بالقوّه دارد «ایمان» است. از ایمان، تقوا و عمل صالح و کوشش در راه خدا برمی خیزد. به وسیلۀایمان است که علم از صورت یک ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج می شود و به صورت یک ابزار مفید درمی آید.
پس انسان حقیقی که خلیفة الله است، مسجود ملائکه است، همه چیز برای اوست و بالأخره دارندۀهمۀکمالات انسانی است، انسانِ به علاوۀایمان است نه انسانِ منهای ایمان. انسانِ منهای ایمان، کاستی گرفته و ناقص است. چنین انسانی حریص است، خونریز است، بخیل و ممسک است، کافر است، از حیوان پست تر است.در قرآن آیاتی آمده است که روشن می کند انسانِ ممدوح چه انسانی است و انسانِ مذموم چه انسانی است. از این آیات استنباط می شود که انسانِ فاقد ایمان و جدا از خدا انسان واقعی نیست. انسان اگر به یگانه حقیقتی که با ایمان به او و یاد او آرام می گیرد بپیوندد دارنده همۀکمالات است و اگر از آن حقیقت یعنی خدا جدا بماند درختی را ماند که از ریشۀخویشتن جدا شده است. ما به عنوان نمونه دو آیه را ذکر می کنیم:
وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ.[30] «سوگند به عصر، همانا انسان در زیان است، مگر آنان که ایمان آورده و شایسته عمل کرده و یکدیگر را به حق و صبر و مقاومت توصیه کرده اند. » وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْینٌ لا یبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یسْمَعُونَ بِها أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ. [31]«همانا بسیاری از جنّیان و آدمیان را برای جهنم آفریده ایم (پایان کارشان جهنم است)، زیرا دل ها دارند و با آنها فهم نمی کنند، چشم ها دارند و با آنها نمی بینند، گوش ها دارند و با آنها نمی شنوند. اینها مانند چهارپایان بلکه راه گم کرده ترند. »
موجود چند بُعدی
از آنچه گفته شد معلوم شد که انسان با همۀوجود مشترکی که با سایر جاندارها دارد، فاصلۀعظیمی با آنها پیدا کرده است. انسان موجودی مادی معنوی است. انسان با همۀوجوه مشترکی که با جاندارهای دیگر دارد، یک سلسله تفاوت های اصیل و عمیق با آنها دارد که هر یک از آنها بُعدی جداگانه به او می بخشد و رشته ای جداگانه در بافت هستی او به شمار می رود. این تفاوت ها در سه ناحیه است:
1- ناحیه ادراک و کشف خود و جهان.
2- ناحیه جاذبه هایی که بر انسان احاطه دارد.
3- ناحیه کیفیت قرار گرفتن تحت تأثیر جاذبه ها و انتخاب آنها.
پی نوشت
[1] بقره / 30 (ترجمه آیه به مضمون است)
[2] انعام / 165
[3] بقره / 31 33
[4] اعراف / 172
[5] روم / 43
[6] الم سجده / 7
[7] طه / 121
[8] احزاب / 72
[9] دهر / 2 و 3
[10] اسراء / 70
[11] شمس / 8 و 9
[12] رعد / 28
[13] انشقاق / 6
[14] بقره / 29
[15] جاثیه / 13
[16] ذاریات / 56
[17] حشر / 19
[18] ق /22
[19] فجر / 27 و 28
[20] توبه / 72
[21] احزاب / 72
[22] حج / 66
[23] علق / 6 و 7
[24] اسراء /11
[25] یونس / 12
[26] اسراء / 100
[27] کهف / 54
[28] معارج / 19- 21
[29] معارج / 19- 21
[30] سورۀعصر.
[31] اعراف / 179.
........................
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۴ - فراز ۱۱
هَيْهَاتَ مَا يَسْتَوْفِيَانِ مِنِّي حَقَّهُمَا، وَ لَا أُدْرِكُ مَا يَجِبُ عَلَيَّ لَهُمَا، وَ لَا أَنَا بِقَاضٍ وَظِيفَةَ خِدْمَتِهِمَا، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعِنِّي يَا خَيْرَ مَنِ اسْتُعِينَ بِهِ، وَ وَفِّقْنِي يَا أَهْدَى مَنْ رُغِبَ إِلَيْهِ، وَ لَا تَجْعَلْنِي فِي أَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ يَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ.
چه بسیار دور است (شگفتا) ایشان نمى توانند حق خود را از من به درستى بگیرند (زیرا حقوق آنها بسیار و بیش از آنست که بتوانند همه ى آنها را بستانند) و من نمىتوانم آنچه (حقوقى) که براى آنها بر من واجب است دریابم، و شرط خدمت و چاکرى آنان را بجا آورم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا (در انجام وظیفه) یارى کن اى بهترین کسى که از او یارى مىخواهند، و توفیقم ده اى راهنماینده تر کسى که به او رومى آورند، و مرا روزى (قیامت) که هر نفسى به آنچه کرده جزا داده مىشود در حالى که به آنها ستم نمىشود در جرگه ى کسانى که با پدران و مادران بدرفتارى کرده و آنها را آزرده اند قرار مده.
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۴ - فراز ۳
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْهِمْنِي عِلْمَ مَا يَجِبُ لَهُمَا عَلَيَّ إِلْهَاماً، وَ اجْمَعْ لِي عِلْمَ ذَلِكَ كُلِّهِ تَمَاماً، ثُمَّ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تُلْهِمُنِي مِنْهُ، وَ وَفِّقْنِي لِلنُّفُوذِ فِيما تُبَصِّرُنِي مِنْ عِلْمِهِ حَتَّى لَا يَفُوتَنِي اسْتِعْمَالُ شَيْءٍ عَلَّمْتَنِيهِ، وَ لَا تَثْقُلَ أَرْكَانِي عَنِ الْحَفُوفِ فِيما أَلْهَمْتَنِيهِ.
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و دانستن آنچه درباره ى ایشان بر من واجب است به من الهام نما و در دلم انداز، و آموختن همه ى آن واجبات را بى کم و کاست برایم فراهم آور، سپس مرا به آنچه که به من الهام مىنمائى وادار، و براى انجام در آنچه به دانستن آن بینایم مىسازى توفیقم ده، تا بجا آوردن چیزى از آنچه مرا به آن دانا گردانیده اى از من فوت نگردد، و اندامم از خدمت در آنچه به من الهام نموده اى سنگین نشود (سست نگشته بازنماند، چون حقوق پدر و مادر در زندگى و پس از مرگشان بر فرزند بیش از آنست که انسان آن را دریابد از این رو امام علیه السلام از خداوند سبحان درخواست مىنماید که آنها را به او الهام فرماید و به انجام آن موفق سازد، ابىولاد حناط گفته: از حضرت صادق علیه السلام از قول خداى عزوجل و بالوالدین احسانا «و به پدر و مادر نیکوئى نمائید» پرسیدم: این احسان و نیکوئى چیست؟ فرمود: احسان آنست که با آنها خوشرفتارى نمائى، و اگر چیزى از تو خواستند هر چند بىنیاز باشند آنها را نرنجانى، آیا خداوند عزوجل نمى فرماید «س 3 ى 92(: لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون «هرگز نیکى را درنیابید تا آنکه از آنچه دوست مىدارید انفاق کنید» پس از آن حضرت صادق علیه السلام فرمود: و اما قول خداى عزوجل: اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما «و چنانکه یکى از آنها یا هر دو نزد تو پیر و سالخورده گردند اف مساوى: سخنى که به تنگ آمده باشى به ایشان مگو، و بانگ بر آنها مزن» اگر تو را نگران ساختند به آنها اف مگو، و اگر تو را کتک زدند بانگ بر آنان مزن، و قل لهما قولا کریما «و با ایشان نیکو سخن گو» فرمود: اگر تو را کتک زدند به ایشان بگو: خدا شما را بیامرزد، که سخن نیکوى تو باشد، و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه «و از روى مهربانى با ایشان فروتنى نما» فرمود: چشمت را از نگاه کردن به آنها جز به مهربانى و نرمى پر مکن و صدایت را بر صداى آنها بلند مگردان و نه دستت را بر دست آنها و بر ایشان پیشى مگیر، و از آن حضرت علیه السلام روایت شده: مردى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و گفت: من در جهاد رغبت داشته خواهان آن هستم، پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوى نزد خدا زنده بوده و روزى داده مىشوى، و اگر مردى پاداش تو بر خدا است، و اگر برگشتى از گناهان برگشته اى چنانکه به دنیا آمده اى، آن مرد گفت: یا رسول الله من پدر و مادر سالخورده دارم که با من انس داشته نمى خواهند به جهاد روم، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: با ایشان باش قسم به آنکه جان من به دست او است همدمى پدر و مادر به تو روز و شبى بهتر از یکسال جهاد است. این اخبار دلالت دارد به اینکه بیشتر حقوق پدر و مادر و نیکى به آنها را جز خدا و آنکه خدا به او آموخته نمى داند).
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۴ - فراز ۹
اللَّهُمَّ وَ مَا تَعَدَّيَا عَلَيَّ فِيهِ مِنْ قَوْلٍ، أَوْ أَسْرَفَا عَلَيَّ فِيهِ مِنْ فِعْلٍ، أَوْ ضَيَّعَاهُ لِي مِنْ حَقٍّ، أَوْ قَصَّرَا بِي عَنْهُ مِنْ وَاجِبٍ فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُمَا، وَ جُدْتُ بِهِ عَلَيْهِمَا، وَ رَغِبْتُ إِلَيْكَ فِي وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُمَا، فَإِنِّي لَا أَتَّهِمُهُمَا عَلَى نَفْسِي، وَ لَا أَسْتَبْطِئُهُمَا فِي بِرِّي، وَ لَا أَكْرَهُ مَا تَوَلَّيَاهُ مِنْ أَمْرِي يَا رَبِّ.
بار خدایا آنچه پدر و مادر در گفتار با من تعدى نموده اند (سخنان ناروائى گفته اند) یا در کردار درباره ى من بیجا رفتار کرده اند (به شایستگى مرا تربیت و پرورش ننموده اند) یا حق مرا تباه ساخته اند یا از آنچه واجب است (وظیفه ى ایشان بوده که آن را انجام دهند) درباره ى من کوتاهى کرده اند من آن را به آنان بخشیدم و آن را وسیله ى احسان بر ایشان گردانیدم، و از تو خواهانم که وبال و گرفتارى آن را از ایشان بردارى (آنان را به گفتار و کردار بیجا و تضییع حق و انجام ندادن وظیفه درباره ى من به کیفر نرسانى) زیرا من درباره ى خود به ایشان گمان بد نمى برم، آنان را در مهربانى به خویش سهل انگار نمىدانم، و از آنچه درباره ام نموده اند کراهت نداشته دلگیر نیستم، اى پروردگارم.
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۴ - فراز ۱۰
فَهُمَا أَوْجَبُ حَقّاً عَلَيَّ، وَ أَقْدَمُ إِحْسَاناً إِلَيَّ، وَ أَعْظَمُ مِنَّةً لَدَيَّ مِنْ أَنْ أُقَاصَّهُمَا بِعَدْلٍ، أَوْ أُجَازِيَهُمَا عَلَى مِثْلٍ، أَيْنَ إِذاً يَا إِلَهِي طُولُ شُغْلِهِمَا بِتَرْبِيَتِي؟ وَ أَيْنَ شِدَّةُ تَعَبِهِمَا فِي حِرَاسَتِي؟ وَ أَيْنَ إِقْتَارُهُمَا عَلَى أَنْفُسِهِمَا لِلتَّوْسِعَةِ عَلَيَّ؟
زیرا حق ایشان بر من واجبتر و نیکیشان به من دیرین تر و نعمتشان نزد من بزرگتر از آنست که آنها را به عدل و داد قصاص نموده گروگیرى کنم، یا مانند آنچه نموده اند رفتار نمایم (و اگر چنین کنم پس) در این هنگام- اى خداى من- بسیارى کار ایشان براى پرورش من چه شد؟! و سختى رنجشان در پاس داشتنم کو؟ و تنگى (گرفتارى) که براى گشایش (آسایش) بر من به خود هموار نموده اند کجا است؟.
.....................
دانشنامه ثقلین














