- تــازه ها
- آموزش قرآن
- پربازدید
ميانه روي اقتصادي،استاد دکتر محمدعلی
پیامبران اولوا العزم
كلمه «اولوا» به معناى صاحبان و دارندگان[43] و «عزم» به
خطبه صد و نود و سه، بخش دوم
أَمَّا اللَّیْلُ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ، تَالِینَ
رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، آیت الله جوادی
سیری در صحیفه سجادیه 4،آیت الله جوادی
آمار بازدید
احسن الحدیث
امام جواد عليه السلام :
إعلَم أنَّكَ لَن تَخلُوَ مِن عَينِ اللّه ِ فَانظُر كَيفَ تَكُونُ ؛
✅ مثلهاي قرآني (قسمت سوم)
11. پراكندگي مردم در قيامت: « يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ » (قارعه / 4) روزي كه مردم مانند پروانههاي پراكنده خواهند بود.
12. گمراهان: « أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ مَنْ كانَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » (زخرف / 40) (اي پيامبر) آيا تو ميخواهي سخن خود را به گوش كران برساني، يا كوران و كساني كه در گمراهي آشكار هستند هدايت كني؟
13. مثل منافقين و كفار: « مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ » (بقره / 17) مثل آنان، همچون مثل كساني است كه آتشي افروختند، و چون پيرامون آنان را روشنايي داد، خدا نورشان را برد، و در ميان تاريكيهايي كه نميبينند رهايشان كرد.
ـ « صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ » (بقره / 18) كرند، لالند، كورند، بنابراين به راه نميآيند.
ـ « أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ » (بقره / 19) يا همچون باراني از آسمان، كه در شب تاريك همراه با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد، آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهاي خود ميگذارند، تاصداي صاعقه را نشوند، و خداوند به كافران احاطه دارد(و در قبضه قدرت او هستند).
14. ياران پيامبر صليالله: « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَي الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوي عَلي سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً » (فتح / 29) محمدصليالله پيامبر خداست و آنانكه همراه اويند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند.پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود ميبيني در حالي كه همواره فضل خدا و رضاي او را ميطلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است.اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتي كه جوانههاي خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاي خود ايستاده است و بقدري نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتي وا ميدارد.اين براي آن است كه كافران را خشم آورد (ولي) كساني از آنها را كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمي داده است.
15. قلب همچون سنگ: « ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ » (بقره / 74) سپس دلهاي شما (بني اسرائيل) بعد از اين واقعه سخت شد، همچون سنگ، يا سختتر چرا كه پارهاي از سنگها ميشكافد، و از آن نهرها جاري ميشود، و پارهاي از آنها شكاف بر ميدارد، و آب از آن تراوش ميكند، و پارهاي از خوف خدا (از فراز كوه) به زير ميافتد، (اما دلهاي شما، نه از خوف خدا ميتپد، و نه شما سرچشمه علم و دانش و عواطف انساني است) و خداوند از اعمال شما غافل نيست.
⚫️ حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی
✅ مثلهاي قرآني (قسمت دوم)
6. قدرت حمل روزي: « وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُها وَ إِيَّاكُمْ » (عنكبوت / 60) چه بسا جنبندهاي كه قدرت حمل روزي خود را ندارد، خداوند او و شما را روزي ميدهد.
7. دنيا بازيچهاي زودگذر: « اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً » (حديد / 20) بدانيد زندگي دنيا تنها بازي و سرگرمي و تجمل پرستي و فخر فروشي در ميان شما و افزونطلبي در اموال و فرزندان است، همانند باراني كه محصولش كشاورزان را در شگفتي فرو ميبرد، سپس خشك ميشود بگونهاي كه آن را زرد رنگ ميبيني، سپس تبديل به كاه ميشود.
8. خشوع كوه در مقابل قران:ـ « لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلي جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » (حشر / 21) اگر اين قرآن رابر كوهي نازل ميكرديم، ميديدي كه در برابر آن خاشع ميشود و از خوف خدا ميشكافد اينها مثالهايي است كه براي مردم ميزنيم، شايد در آن بينديشيد.
9. عالمان بي عمل: « مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ » (جمعه / 5) كساني كه مكلف به تورات شدند ولي حق آن را ادا نكردند، مانند دراز گوشي هستندكه كتابهايي حمل ميكند، (آن رابه دوش ميكشد اما چيزي از آن نميفهمد) گروهي كه آيات خدا را انكار كردند مثال بدي دارند.
10. منافقين: « وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّي يُؤْفَكُونَ » (منافقون / 4) هنگامي كه آنها را ميبيني، جسم و قيافه آنان تو را در شگفتي فرو ميبرد، و اگر سخن بگويند، به سخنانش گوش فرا ميدهي، اما گويي چوبهاي خشكي هستند كه به ديوار تكيه داده شدهاند، هر فريادي از هر جا بلند شود بر ضد خود ميپندارند، آنها دشمنان واقعي تو هستند، پس از آنان بر حذر باش خداوند آنها را بكشد، چگونه از حق منحرف ميشوند؟
تفسیر «الرَّحْمـَْـنِِ الرَّحِیمِ»
«رحمت» از دلنوازترین کلمات قرآن کریم و دارای معانی گستردهای است. گروهی آن را بهمعناى نعمت میدانند و بر پایۀ آن، «الرَّحْمـَْنِِ» و «الرَّحِیم» را «مُنعِم» معنا میکنند که البته اتفاق نظری بر این معنا وجود ندارد. گروهی دیگر برآناند که رحمت بهمعنای انعطاف درونى و رقّت قلبى است كه موجب لطف و احسان میشود؛ بدین معنا که هرگاه تماشای صحنهاى انسان را متأثر کند و او را به عمل خیرخواهانهاى برانگیزاند، چنین عملى، نوعى رحمت است. برای نمونه، اگر انسان، نیازمندی را ببیند و رقّت قلبى بیاید که باعث شود به او كمك مالى کند، آن فردِ نیازمند، مشمول رحمت قرارگرفته است.
البته باید گفت در انسانها اوصافی همچون رحمت و غضب و مانند آن، شامل دو مرحلۀ مقدمه و نتیجه است. برای مثال، هنگامىكه انسان از فردی آزار میبیند، حالت عصبانیت و غضب در او ایجاد میشود و دراصطلاح، خونش بهجوش میآید که این حالت، مقدمۀ غضب است. حال، ممکن است دست به اقدامی بزند، مثلاً صدمهاى به شخصِ آزاردهنده وارد کند که این کار نتیجۀ غضب است.
به همین ترتیب اگر آدمی صحنۀ رقّتآورى را مشاهده كند، مثلاً نیازِ نیازمندی را ببیند، در ابتدا عواطف انسانىِ او تحریك مىشود و حالت دلنازكى به وی دست میدهد؛ حال، ممکن است ازخودگذشتگى نشان داده و درصدد رفع آن حاجت برآید و به آن نیازمند محبت کند که این احسان، نتیجۀ رحمت است.
پس اینگونه حالات در انسان دو مرحله دارند: ابتدا تأثر قلبی و سپس جامۀ عمل پوشاندن به آن. اما تطبیق این معنا بر خداوند جایز نیست؛ زیرا خداوند سبحان مانند انسانها تحت تأثیر عواطف و احساسات قرار نمیگیرد تا فعلى از او صادر شود. شأن حضرت احدیت با این معنا سازگار نیست. امامعلی(ع) در اینباره میفرماید:
«رَحِیمٌ لَا یُوصَفُ بِالرِّقَّۀِ».
مهربان است [از راه انعام و بخشش بر بندگان] نه از روى نازكدلى [و دلسوزى بر آنان].
چنین اِشكالى بر تفسیر ظاهریِ افعال دیگر خداوند نیز وارد است؛ برای مثال از عبارت «غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ» برداشت میشود که خداوند داراى غضب است. حال آنکه وصف غضب در مصداق بشریِ آن که آثار ناپسندی همچون تکدّر روح را دربردارد، در خداوند وجود ندارد. همچنین استهزای الهی در عبارت «اللهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» (خدا آنان را استهزا میكند) بدین معنا نیست که خداوند مخالفان خود را تمسخر و استهزا میکند.
درحقیقت چنین اوصافی در خصوص خداوند مانند همین اوصاف در انسانها نیست.برای حضرت حق، فقط مرحلۀ دوم یعنی غایات و نتایج آنها مصداق دارد، نه مبادی و مقدماتشان؛ به عبارتی، خداوند از هرگونه تأثری منزّه است. تأثیر اولیۀ غضب و استهزا و رحمت برای خداوند بیمعناست و فقط نتیجۀ آنهاست که مفهوم دارد. پس اگر خداوند به كسى غضب کند، بدین معناست که او از رحمت الهی دور میشود و حتی ممکن است نابود گردد. همینطور اگر خداوند کسی را استهزا کند، حیثیت و شخصیتش نابود خواهد شد.
دربارۀ رحمت نیز چنین است؛ اگر خداوند بر كسی رحمت كند، او را مشمول لطف و احسان قرار داده است و به وی نعمت فزونتری اعطا میکند. پس آن مقدماتِ بشرى همچون رقّت قلب در خداوند وجود ندارد.
بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، محمدعلی انصاری
✅ مثلهاي قرآني (قسمت اول)
1. گذشتن شتر از سوراخ: « إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّي يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الُْمجْرِمِينَ » (اعراف / 40) كساني كه آيات ما را تكذيب كردند، و در برابر آن تكبر ورزيدند، (هرگز) درهاي آسمان به رويشان گشوده نميشود، و (هيچگاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد اين گونه، گنهكاران را جزا ميدهيم.
انفاق با رياكاري: « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذي كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلي شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ » (بقره / 264) اي كساني كه ايمان آوردهايد بخششهاي خود را با منت و آزار، باطل نسازيد.همانند كسي كه مال خود را براي نشان دادن به مردم، انفاق ميكند، و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نميآورد، (كار او) همچون قطعه سنگي است كه بر آن (قشر نازكي از)خاك باشد، (و بذرهايي در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها وبذرها را بشويد) و آن راصاف (و خالي از خاك و بذر) رها كند.آنها از كاري كه انجام دادهاند چيزي به دست نميآورند، و خداوند، جمعيت كافران را هدايت نميكند.
2. ضعيف و توانا مساوي نيستند: « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلي شَيْءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُنَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ » (نحل / 75) خداوند مثالي زده:برده مملوكي را كه قادر به هيچ چيز نيست و انسان (با ايماني)را كه از جانب خود، رزقي نيكو بخشيدهايم، و اوپنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده، انفاق ميكند، آيا اين دو نفر يكسانند؟شكر مخصوص خداست، ولي اكثر آنها نميدانند.
3. « وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلي شَيْءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلي مَوْلاهُ أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلي صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » (نحل / 76) خداوند مثالي (ديگر) زده است:دو نفر را، كه يكي از آن دو، گنگ مادرزاد است .و قادر بر هيچ كاري نيست، و سربارصاحبش ميباشد، او را در پي هر كاري بفرستد، خوب انجام نميدهد، آيا چنين انساني، با كسي كه امر به عدل و داد ميكند، و بر راهي راست قرار دارد، برابر است ؟
4. شريكي براي خدا قرار ندهيد: « وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ » (حج / 31) و هر كس همتايي براي خداقرار دهد، گويي از آسمان سقوط كرده، و پرندگان (در وسط هوا) او را ميربايند، و يا تندباد او را به جاي دور دستي پرتاب ميكند.
5. مثل عنكبوت: « مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ » (عنكبوت / 41) مثل كساني كه غير از خدا را اولياي خود برگزيدند، مثل عنكبوت است كه خانهاي براي خود انتخاب كرده، در حالي كه سستترين خانهها خانة عنكبوت است اگر ميدانستند.

























