- تــازه ها
- آموزش قرآن
- پربازدید
روش تفسیر عقلی و نقد دیدگاههای ذهنی
در این مقاله، واژههای تفسیر و عقل از نظر لغت و اصطلاح
بلاهاى پى درپى و رنگارنگ
شرح آیات 132 و 133 سوره مبارکه اعراف
132وَ قالُوا مَهْما
عظمت روز عرفه و عید قربان، استاد مفسر دکترمحمدعلی
تفسیر سوره مبارکه دخان، بخش اول، حجت الاسلام
خطبه صد و شانزده، بخش سوم
أَمَا وَاللهِ، لَیُسَلَّطَنَّ عَلَیْکُمْ غُلاَمُ ثَقِیف
آمار بازدید
احسن الحدیث
تفاوت های صفات «الرَّحْمـَْـن» و «الرَّحِيم»
تفاوت دوم
عده اى معتقدند رحمتِ برخاسته از واژه «الرَّحْمـَْن» وسيع تر از «الرَّحيم» است که در توجيه اين مطلب دو دليل بيان شده است:
اول آنکه لفظ رحمان از لفظ رحيم بزرگتر است؛ يعنی حروف بيشترى دارد و از اين رو معناى آن نيز گسترده تر است. اين مطلب بنابر استناد به قاعده معروف «زيادَةُ المَبانِى تَدُلُّ عَلَى كَثْرَةِ المَعَانِى» است؛ يعنی فزونى حروف دليلی بر معناى بيشتر است. مثلاً مفهوم فعل «زَلَّ» لرزش و لغزش است، اما «زَلْزَلَ» به لرزش شديد و مكرر تعبير می شود و اين شدت و تکرار لرزش، از فزونى حروف در فعل «زَلزَلَ» نسبت به فعل «زَلَّ» به دست می آيد.
البته اين مطلب عموميت ندارد و اينگونه نيست كه در همه جا زيادىِ لفظ، دليلی بر معناى فزون تر باشد. ساختارهاى صَرفى كلام عرب نيز هميشه با اين توجيه سازگار نيست.
دومين دليلی که در توجيه تفاوت وسعت رحمت در اين دو واژه مطرح شده است، قاعده اى است كه در کلام عرب شايع و معمول است و عبارت است از «حَذْفُ المُتَعَلّقِ يُفيدُ العُمُومَ»؛ يعنی حذف متعلّقِ فعلی يا صفتی در جمله، گستردگى و عموميتی را برای آن فعل يا صفت در كلام ايجاد می کند. برای نمونه، جمله «عَلىٌّ عالِمٌ بِالنَّحْو» (على عالم علم نحو است)، نشان می دهد كه تخصّص على در علم نحو (دستور زبان) است، اما اگر گفته شود: «عَلىٌّ عالِمٌ» (على عالِم است)، علمِ على جايگاهی عام دارد و حوزه گسترده اى از همه علوم را دربر می گيرد.
در قرآن نيز براى کلمه «الرَّحْمـَْن» متعلّقى ذكر نشده و گفته نشده است كه خداوند برای چه كسی و چه گروهى «الرَّحْمـَْن» است؛ اما درباره کلمه «الرَّحِيم» چنين تخصيصى ديده می شود: «وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً» (و به مؤمنان مهربان است).
در اين آيه، رحيميت خداوند همگانی نيست و فقط به مؤمنان اختصاص پيدا کرده است. بندگان صالح و مؤمن و متقیِ خداوند بر سر اين فيضِ خاص ميهمان می شوند و نامحرمانِ مدّعى از اين سفره دور می گردند. اين تفاوت در تعبير، دليلى است بر اينكه حوزه رحمتِ رحيميه خداوند محدود است، اما رحمتِ رحمانيه، گسترده و نامحدود. به عبارتی، واژة «الرَّحْمـَْن» رمز و نمادی از رحمت واسعه و گسترده الهى است؛ همانى كه خداوند می فرمايد:
«وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْءٍ»
و رحمت من همه چيز را فرا گرفته است.
امام صادق(ع) نیز در حديث زيبايى می فرمايد:
«الرَّحْمـَْنُ اِسْمٌ خاصٌّ بِصِفَةٍ عامَّةٍ وَ الرَّحِيمُ اِسْمٌ عامٌ بِصِفَةٍ خاصَّةٍ»
«الرَّحْمـَْن» اسمی خاص [از خداوند] است كه دامنه شمول عام دارد و «الرَّحِيم» اسم عامي [از خداوند] است كه دامنه شمول آن خاص است.
قصه رحمت رحمانيه الهى، همان خوان گسترده اى است كه دوست و دشمن از آن روزی میخورند و به قول سعدى:
اى كـريمى كه از خـزانه غيب
گـبر و ترسـا وظيفه خور دارى
دوسـتان را كجـا كنى محـروم
تو كه با دشمن اين نظر دارى
نعمت هاى گسترده الهى مانند آب، هوا، نور خورشيد، ماه و... كه در سوره مباركه «الرَّحْمـَْن» نيز به آن ها اشاره شده است، مصاديقی از اين رحمت اند.
بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، محمدعلی انصاری
#تفسیرمشکاة
رسول خدا (ص) فرمودند :
برتری قرآن بر سایر سخن ها همانند برتری خدا بر مخلوقات اوست.
✨جامع الاخبار و الآثار کتب القران جلد 1 صفحه 182
امام باقر عليه السلام :
ايّاكَ و الكَسَلَ و الضَّجَرَ فَإنَّهُما مِفتاحُ كُلِّ شَرٍّ ؛
تفاوتهای صفات «الرَّحْمـَْـن» و «الرَّحِيم»
اين دو صفت در ريشه مشترك اند و از رحمت مشتق شدهاند؛ اما بين آن ها تفاوتهايى وجود دارد که مهمترینِ آن ها از این قرار است:
تفاوت اول
واژة «الرَّحْمـَْن» دومين کلمه اي است که پس از نام جلالة «الله» به خداوند اطلاق شده است و به نظر برخى محققان، «شِبه عَلَم» است و نام خاص خداوند محسوب مي شود؛ درحالي كه «الرَّحِيم» چنين نيست و صفت خداوند است. در قرآن آمده است:
«قُلِ ادْعُوا اللهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمـَْنِِ أَیّاً مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْْأََسْمَاءُ الْحُسْنَى»
بگو الله را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد. هریک را بخوانيد نامه اي نيكو از آن اوست.
در اين آيه، پس از واژة «الله» نام «الرَّحْمن» مطرح شده است، نه نام ديگرى از اسماي الهى. احتمالاً با توجه به همين مطلب، يكى از علل تقدّم «الرَّحْمـَْن» بر «الرَّحِيم» آن است كه در واژة «الرَّحْمـَْن» احتمال عَلَميت وجود دارد و نه وصفيت و به همين دليل، برخى واژة «الرَّحْمـَْن» را به لحاظ نحوى، عطف بيان دانستند و صفت نميشمارند وآنرا شبه صفتي مي دانند که به نام «الله» عطف شده است. نيز به همين دليل، نامگذارى با واژة «الرَّحْمـَْن» را جايز نمي دانند.
با توجه به این نکات، اگر كسى بخواهد در نامگذارى از اين اسم استفاده كند، توصيه مي شود کلمة «الرَّحْمـَْن» را بـدون الف و لام (رحمان) به کار ببرد يا از ترکيب «عبد الرَّحْمـَْن» استفاده کند.
در قرآن كريم نيز واژة «الرَّحْمـَْن» مختص خداوند است؛ اما «الرَّحيم» بر غيرخداوند هم اطلاق شده است؛ مانند آية شريفة زير كه در آن، رسول خدا(ص)با صفت «رّحيم» خوانده شده است:
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیكُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ».
به يقين، پيامبرى از خودتان به سوى شما آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است.[او] بر [هدايت] شما حريص است و بر مؤمنان، دلسوز مهربان است.
بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، محمدعلی انصاری
#تفسرمشکاة
✅ مثلهاي قرآني (قسمت چهارم - آخر)
16. دعوت كافران: « وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ » (بقره / 171) مثل(تو در دعوت)كافران، بسان كسي است كه (گوسفندان و حيوانات را براي نجات از چنگال خطر) صدا ميزند، ولي آنها چيزي جز سرو صدا نميشنوند، (و حقيقت و مفهوم گفتار او را درك نميكنند.اين كافران، در واقع) كرو لال و نابينا هستند، از اين رو چيزي نميفهمند.
17. تكذيب ايات: « فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » (اعراف / 176) مثلش چون سگ است (كه) اگر بر آن حملهور شوي زبان از كام بر ميآورد، و اگر رها كني (باز هم) زبان از كام برآورد.اين، مثل آن گروهي است كه آيات ما را تكذيب كردند، پس اين داستان را (براي آنان) حكايت كن، شايد كه آنان بينديشند.
18. مثال انفاق: « مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ » (بقره / 261) كساني كه اموال خود را در راه خدا انفاق ميكنند، همانند بذري هستند كه هفت خوشه بروياند، كه در هر خوشه ، يكصد دانه باشد، و خداوند آن را براي هر كس بخواهد (شايستگي داشته باشد) دو يا چند برابر ميكند.

























