• آموزش قرآن
  • پربازدید

انشقاق

 

اِنْشِقاق‌، نام‌ هشتاد و چهارمين‌ سوره‌ از قرآن‌ مجيد،

بیشتر...

شرح دعای اول صحیفه سجادیه، بخش سوم، استاد دکتر

خطبه صد و چهل و شش، بخش دوم

 

إنَّ الأَعَاجِمَ إنْ یَنْظُرُوا إلَیْکَ غَداً

بیشتر...

مشرکان چه کسانى هستند؟

شرح آیات 6 لغایت 8 سوره مبارکه فصلت

6قُلْ إِنَّما أَنَا

بیشتر...

دعای حضرت ابراهیم برای مومنان بعد از ساخت کعبه،

دریافت فایل

حجم: 6 MB

زمان: 37 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
27931
121611
152423573
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

یکشنبه, 26 اسفند 1403 12:03

اُزْجُرِ الْمُسِيءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ.

امام(عليه السلام) فرمود: گنهكار را با پاداش دادن به نيكوكار (تنبيه كن و) از گناه بازدار.

 

شرح و تفسير

اين گونه گنهكار را ادب كن

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اشاره به يكى از طرق مؤثر بازدارنده نسبت به بدكاران مى كند و مى فرمايد: «گنهكار را با پاداش دادن به نيكوكار (تنبيه كن و) از گناه بازدار»; (اُزْجُرِ الْمُسِيءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ). به يقين براى بازداشتن بدكاران از كار بد راه هاى مختلفى است كه هر كدام از آنها براى بازداشتن گروهى از بدكاران مفيد است: نخست اين كه بدكار را مجازات كنند كه در كتاب حدود و تعزيرات اسلامى احكام گسترده آن با توجه به سلسله مراتب آمده است و در تمام دنيا اين گونه مجازات ها معمول است كه شامل زندان، جريمه مالى، مجازات بدنى و حتى مجازات روحى از طريق سرزنش و اعلام به اجتماع مى شود. قرآن مجيد نيز درباب قصاص و حد سارق و حد زانى و مجازات قذف اشارات روشنى به اين معنا دارد. نوع دوم آن است كه براى بازداشتن بدكاران از كار بد به آنها نيكى كند، همان گونه كه در آيات شريفه از جمله آيه شريفه 34 سوره «فصلت» مى فرمايد: «(ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِيمٌ); بدى را با نيكى دفع كن ناگهان (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است گويى دوستى گرم و صميمى است» به اين ترتيب مى توان گروهى از بدكاران را شرمنده ساخت و از كار خود باز گرداند. راه سوم اين است كه نيكوكاران را مورد تشويق قرار دهى هنگامى كه بدكاران آن را ببينند گروهى دست از كار بد مى كشند به اميد اين كه پاداش نيكوكاران نصيب آنها گردد. اين كار در تمام دنيا معمول است كه هر سال گروهى از برترين ها را در مسائل علمى، نوشتن كتاب هاى مفيد، امور كشاورزى و دامدارى و صنايع و اختراعات تشويق مى كنند و جوائز گرانبهايى به آنها مى دهند و نامشان را در رسانه ها اعلام مى دارند تا سبب شود افراد سست و تنبل و بدكار و منحرف آن را ببينند و از كار خود پشيمان شوند و كم كاران نيز به كار بيشتر ترغيب گردند. قرآن مجيد در آيات فراوانى پاداش هاى عظيمى براى مؤمنان صالح در روز قيامت بيان مى كند; پاداش هايى كه فوق تصور انسان هاست. حتى پاداش هاى مادى دنيوى نيز براى آنها در نظر گرفته است. از جمله غنائمى كه به جنگجويان تخصيص داده مى شود و احترامى كه براى مجاهدان راستين در مقابل قائدان و فراركنندگان از جهاد قائل شده مصداق هاى ديگرى از اين اصل كلى است. كلام امام(عليه السلام) در اينجا نيز به روشنى از بهره گيرى از اين روش حكايت مى كند. البته هر يك از اين سه روش مربوط به گروه خاصى است و همه اينها در همه موارد جواب نمى دهند. مديران جامعه بايد كاملاً بيدار باشند و افراد را به خوبى بشناسند و بدانند هر فردى يا هر گروهى را با كدام يك از اين طرق بايد از كار بد بازداشت. ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه خود در شرح اين گفتار حكيمانه تنها به ذكر يك بيت از ابن هانى مغربى و دو بيت از ابوالعطاهيه قناعت كرده است. دو بيت ابوالعطاهيه كه جالب تر و جامع تر است چنين است: إذا جازَيْتَ بِالاْحْسانِ قَوْماً *** زَجَرْتَ الْمُظْلِمينَ عَنِ الذُّنُوبِ فَما لَكَ وَالتَّناوُلُ مِنْ بَعيد *** وَيُمْكِنُكَ التَّناوُلُ مِنْ قَريب هنگامى كه به گروهى از طريق احسان پاداش دادى بدكاران را از گناهشان بازداشتى. لزومى ندارد كه از راه هاى دوردست به مقصد برسى. مى توانى از راه نزديك به هدف خود نايل شوى.

شنبه, 25 اسفند 1403 15:10

رهبر معظم انقلاب در دیدار جامعه قرآنی فرمودند: اگر بخواهید ۱۰ میلیون حافظ قرآن را تأمین کنید، راهش این است که نوجوان‌ها وارد وادی قرآن شوند و این کار در مساجد اتفاق بیفتد و خود مساجد با هم ارتباط داشته باشند.

مطالبات قرآنی رهبری

همزمان با نخستین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶ ه‌ق و برگزاری محفل قرآنی با حضور قاریان، حافظان و فعالان قرآنی نزد رهبر معظم انقلاب، ایکنا هر روز به مطالبات معظم له در چهار دهه برپایی هر ساله محافل قرآنی طلیعه ماه رمضان نگاهی خواهد داشت.

در بخشی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در طلیعه رمضان ۱۴۴۳ ه‌ق مطابق با ۱۴ فروردین ۱۴۰۱ ه‌ش آمده است؛

«در زمینه‌ فعالیت‌های قرآنی، خب کارهای خیلی خوبی شده؛ لکن اینها کافی نیست؛ ما به تلاش‌های بیشتری احتیاج داریم. یکی از پیشنهادهایی که به ما شد و کار درستی است و من مطرح می‌کنم و شماها هر کدام که می‌توانید انجام بدهید، این است که مساجد یک محل ـ حالا مثلاً در تهران، مساجد فلان بخش از تهران که سه تا، چهار تا، پنج تا مسجد است ـ هر کدام از اینها یک پایگاه قرآنی باشند و با هم ارتباط داشته باشند؛ اینها بروند به مهمانی آنها، آنها بیایند به جلسه‌ اینها؛ با هم مسابقه بدهند؛ این غیر از این مسابقات رایجی است که اوقاف و دیگران راه می‌اندازند؛ یک چنین کارهایی انجام بگیرد؛ این بهترین مشوق است برای اینکه جوان‌ها و نوجوان‌ها وارد وادی قرآن‌خوانی بشوند؛ ما به این احتیاج داریم.

جوان‌های ما باید وارد عرصه‌ قرآن‌خوانی، به خصوص حفظ قرآن بشوند که ما خب حافظ [قرآن] زیاد لازم داریم؛ من چند سال پیش هم عرض کردم؛ تلاش‌هایی هم شده منتها هنوز تا آنجا خیلی فاصله داریم. اگر بخواهید آن ده میلیون را تأمین بکنید، راهش این است که نوجوان‌های ما وارد وادی قرآن بشوند؛ نوجوان که وارد شد، حفظ آسان می‌شود؛ راهش هم این است که در مساجد این کار اتفاق بیفتد؛ هر مسجدی یک پایگاه قرآنی بشود؛ مساجد این محل با همدیگر ارتباط داشته باشند، همکاری داشته باشند؛ اساتیدشان اینها را به هم آشنا کنند.»

سه شنبه, 06 فروردين 1404 08:02
    شرح خطبه 160 نهج البلاغه - استاد دکتر محمدعلی انصاری زمان
1

مقدمه ای بر این خطبه و شرح جمله اول

05:29
2

امر و فرمان خداوند، حکمی قطعی و ثابت است

07:23
3

مفهوم رضا و غضب خداوند

05:31
4

منشأ امان و امنیت از سوی خداوند است

04:30
5

رحمت خداوند ناشی از رضا و امان اوست

04:34
6

ضامن اجرای قوانین خداوند، حضرت اوست

05:43
7

حکم و داوری خداوند بر اساس علم به حقایق است

05:20
8

مبنای اجرای حکم خداوند بر اساس عفو و بخشش است

04:58
9

عفو خداوندی بر اساس حلم و بردباری اوست

04:23
10

خدایا تو را سپاس بر آنچه می گیری و عطا می کنی

06:41
11

خلاصه ای از مباحث جلسه قبل

06:11
12

خدایا تو را به پسندیده ترین حمدها می ستایم

05:42
13

خدایا تو را سپاسی می گویم که تمام آفرینشت را پر کند

07:24
14

خدایا ما کنه عظمت تو را درک نمی کنیم

05:45
15

شناخت ما از خداوند همان است که او خود را توصیف کرده است

06:00
16

مفهوم حیّ و قیّوم در مورد خداوند متعال

06:28
17

هیچ اندیشه و دیده ای خدا را درک نمی کند

05:58
18

خدایا تو دیده ها را درک می کنی و اعمال را می شماری

04:04
19

خدایا دیده و عقول ما از درک عظمت خلقت تو عاجز است

06:00
20

خلاصه ای از مطالب جلسه قبل

03:28
21

هر که اندیشه اش را بکار گیرد که جهان را چگونه آفریده ای ...

05:46
22

و خدایا چگونه زمین را بر امواج آب گسترانده ای ...

04:52
23

کسی که در کیفیت خلقت هستی اندیشه کند، حیران می گردد

04:10
24

ادعای امیدواری به خدا، باید در عمل دیده شود (1)

05:49
25

ادعای امیدواری به خدا، باید در عمل دیده شود (2)

05:16
26

اهمیت و درجات امیدواری و خوف در زندگی

06:27
27

به گمانش مدعی امید به خداست اما در عملش دیده نمی شود

05:05
28

هر امیدواری به جز امید به خدای متعال، معیوب است

06:41
29

چه شده که حق خداوند کمتر از حق بندگان رعایت می شود؟

06:15
30

خلاصه ای از مطالب جلسه قبل

04:55
31

ادامه مطالب پایانی جلسه قبل و ادامه بحث

05:04
32

گروهی از مردم، ترس از بندگان را نقد اما ترس از خدا را نسیه می دانند

05:59
33

از نگاه متقین، همه چیز در پیشگاه خداوند، کوچک است (1)

06:42
34

از نگاه متقین، همه چیز در پیشگاه خداوند، کوچک است (2)

05:19
35

کسی که دنیا در نظرش عظیم جلوه کند، دنیا را بر خدا مقدم می دارد (1)

05:38
36

کسی که دنیا در نظرش عظیم جلوه کند، دنیا را بر خدا مقدم می دارد (2)

05:35
37

کسی که دنیا در نظرش عظیم جلوه کند، دنیا را بر خدا مقدم می دارد (3)

05:31
38

کسی که عبدالله شد، عزت و عظمت پیدا می کند

04:18
39

رسول خدا(ص) برای الگو و سرمشق بودن کافی است

05:30
40

خلاصه ای از مباحث جلسه قبل

06:31
41

پیامبران خدا از دنیا و دنیاطلبی روگردان بودند

04:46
42

مقتدای دومی که امام نام می برند حضرت موسی است

05:32
43

مقتدای سوم داود صاحب مزامیر و قاری اهل بهشت است

05:54
44

مقتدای چهارم، عیسی بن مریم، کلمۀ الله است

04:51
45

حکایتی از ساده ریستی امام علی(ع)

05:21
46

انگیزه و چرایی سخنان امام(ع) در مورد عدم دنیا طلبی

05:03
47

دنیا، هدف نیست بلکه مسیر و محل عبور است

05:43
48

اسلام به انسان ها آموزش فکری و عملی می دهد(1)

05:42
49

اسلام به انسان ها آموزش فکری و عملی می دهد(2)

06:18
50

خلاصه ای از مطالب جلسه قبل

05:05
51

ادامه مباحث پایانی جلسه قبل

05:12
52

رفتار دنیاطلبانه یهودیان در زمان حضرت موسی و عیسی(ع)

04:24
53

شرایط سیاسی و اجتماعی که موجب ایراد این خطبه شد (1)

04:42
54

شرایط سیاسی و اجتماعی که موجب ایراد این خطبه شد (2)

04:47
55

از ویژگی های همه انسان ها، الگوپذیری است

06:08
56

نقش مهم آموزش عملی در تربیت

05:36
57

محبوب ترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبر(ص) تبعیت کند (1)

05:03
58

محبوب ترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبر(ص) تبعیت کند (2)

05:53
59

ویژگی های ظاهری پیامبر(ص) در رابطه با غذاخوردن

04:23
60

بحثی در مورد نحوه غذا خوردن

04:55
61

دنیاطلبی و زراندوزی گروهی از مسلمانان پس از پیامبر(ص)

04:26
62

چرا پیامبر و امام با وجود خوراک کم، توان جسمی بالایی داشتند؟ (1)

06:08
63

چرا پیامبر و امام با وجود خوراک کم، توان جسمی بالایی داشتند؟ (2)

04:27
64

پیامبر(ص) آنچه را خدا دشمن داشت، او نیز دشمن داشت

05:58
65

کسی که عالمانه امر و نهی الهی را رعایت نمی کند دشمن خداست

07:09
66

محبت داشتن به آنچه خدا و رسول دشمن می دارند، سرپیچی از فرمان خداست

05:08
67

سیره متواضعانه پیامبر(ص) (1)

05:42
68

سیره متواضعانه پیامبر(ص) (2)

04:42
69

پیامبر(ص) با عمق دل، از دنیا دوری نمود

06:15
70

انبیاء و اولیاء الهی زندگی زاهدانه ای داشته اند

05:07
71

پیامبر(ص) زاهدانه زندگی نمود تا دنیا را برای خود زینت قرار ندهد

05:19
72

پیامیر(ص) دنیا را سرای قرار و ماندگاری قرار نداد

05:35
73

پیامبر(ص) علاقه به دنیا را از دل بیرون کرد

06:23
74

مسائلی که خدا و رسول ارزش گذاری کرده اند باید مورد توجه دقیق قرار گیرد(1)

06:54
75

مسائلی که خدا و رسول ارزش گذاری کرده اند باید مورد توجه دقیق قرار گیرد(2)

06:30
76

روش زندگی پیامبر(ص) رهنمون کننده انسان ها به عیوب دنیاست

05:59
77

اقتداکننده باید به پیامبرش اقتدا کند و قدم جای قدم او بگذارد

03:36
78

طرح یک سوال و پاسخ آن از نامه45 نهج البلاغه (1)

05:37
79

طرح یک سوال و پاسخ آن از نامه45 نهج البلاغه (2)

05:05
80

طرح یک سوال و پاسخ آن از نامه45 نهج البلاغه (3)

05:33
81

خداوند، پیامبر(ص) را نشانه قیامت قرار داد

05:49
82

پیامبر(ص) بشارت و هشداردهنده است

06:15
83

تقدم بشارت بر هشدار در همه سطوح

04:39
84

پیامبر(ص) با شکم گرسنه و با قلبی پاک از دنیا رفت

05:49
85

بزرگترین نعمت خداوند بر انسان ها، ارسال رسولان است

06:01
86

پیامبر(ص) بهترین الگو در همه ابعاد زندگی است

04:44
87

نمونه هایی از زهد و زندگی زاهدانه امام علی(ع)

07:53
88

پیام های مهمی که این خطبه برای مسلمانان دارد (1)

05:20
89

پیام های مهمی که این خطبه برای مسلمانان دارد (2)

05:51
90

ادامه مطالب خطبه209

04:19
91

ساده زیستی در اسلام، یک ارزش است

05:30
شنبه, 25 اسفند 1403 12:17

شرح آیات 131 لغایت 134 سوره مبارکه النساء

131- وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَإِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا

132- وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا

133- إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ قَدِيرًا

134- مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِندَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا

 

131- آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است،ازآن خداست. وما به کسانى که پیش از شما، کتاب آسمانى به آنها داده شده بود، و نیز به شما سفارش کردیم، که از (نافرمانى) خدا بپرهیزید. و اگر کافر شوید، (به خدا زیانى نمى رسد) ;زیرا آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است براى خداست; و خداوند، بى نیاز و ستوده است

132- آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست; و کافى است که خدا، حافظ و نگاهبان (شما) باشد

133- اى مردم! اگر او بخواهد، شما را (از میان) مى برد و افراد دیگرى را (به جاى شما) مى آورد; و خداوند، بر این کار تواناست

134- کسانى که پاداش دنیوى بخواهند، (و از پاداش اخروى غافل باشند، در اشتباهند; زیرا) پاداش دنیا و آخرت نزد خداست; و خداوند، شنوا و بیناست

 

ثواب دنیا و آخرت پیش خدا است

در آیه قبل، به این حقیقت اشاره شد: اگر ضرورتى ایجاب کند که دو همسر از هم جدا شوند، و چاره اى از آن نباشد، اقدام بر این کار بى مانع است و نباید از آینده بترسند; زیرا خداوند آنها را از فضل و کرم خود بى نیاز خواهد کرد.

در این آیه اضافه مى کند: ما قدرت بى نیاز نمودن آنها را داریم; زیرا «آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است ملک خدا است» (وَ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرْضِ).

کسى که ملک بى انتها و قدرت بى پایان دارد از بى نیاز ساختن بندگان خود عاجز نخواهد بود، پس از آن براى تأکید درباره پرهیزگارى در این مورد و هر مورد دیگر، مى فرماید: «به یهود و نصارا و کسانى که قبل از شما داراى کتاب آسمانى بودند و همچنین به شما سفارش کرده ایم که پرهیزگارى را پیشه کنید» (وَ لَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ إِیّاکُمْ أَنِ اتَّقُوا اللّهَ).

تقوا مایه پیشرفت فرد و جامعه است، جامعه اى که لباس تقوا در تن داشته باشد، جامعه اى است مترقّى که مى تواند از همه مواهب الهى در جهان آفرینش استفاده کند.

بعد از آن روى سخن را به مسلمانان کرده، مى گوید: اجراى دستور تقوا به سود خود شما است، و خدا نیازى به آن ندارد اما «اگر سرپیچى کنید و راه طغیان و نافرمانى پیش گیرید، زیانى به خدا نمى رسد، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است از آن او است، و او بى نیاز و در خور ستایش است» (وَ إِنْ تَکْفُرُوا فَإِنَّ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرْضِ وَ کانَ اللّهُ غَنِیّاً حَمیداً).

در حقیقت، غنى و بى نیاز به معنى واقعى، خدا است; زیرا او «غنى بالذات»

است و بى نیازى غیر او به کمک او است و گرنه ذاتاً همه محتاج و نیازمندند.

همچنین او است که بالذات شایسته «ستایش» است، چه این که کمالاتش که شایستگى ستایش به او مى دهد، درون ذات او است نه همانند کمالات دیگران که عاریتى است، و از ناحیه دیگرى مى باشد.

خداوند همه را از سر رحمت آفریده و هر چه را لازمه زندگى آنها دانسته، به آنها عنایت کرده، اگر کفران کنند، این نعمت ها سلب خواهد شد.

* * *

در آیه بعد، براى سومین بار، روى این جمله تکیه مى کند که «آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است ملک خدا است و خدا آنها را محافظت و نگهبانى و اداره مى کند» (وَ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرْضِ وَ کَفى بِاللّهِ وَکیلاً).

بر این اساس، هم ملکیت آنها از آنِ او است، و هم حفاظت و مراقبت آنها.

در اینجا این سؤال پیش مى آید: چرا در این فاصله کوتاه، یک مطلب، سه بار تکرار شده است؟

آیا تنها براى تأکید است؟

یا اشارات دیگرى در آن نهفته شده؟

دقت در مضمون آیات نشان مى دهد هر بار، نکته اى داشته، در نخستین بار چون به دو همسر وعده مى دهد که: پس از متارکه، خداوند آنها را بى نیاز مى کند، براى اثبات توانائى بر وفاى به این عهد، مالکیت خود بر پهنه زمین و آسمان را متذکر مى شود.

در بار دوم که پس از توصیه به تقوا و پرهیزگارى است، براى این است که توهم نشود اطاعت این فرمان سودى براى خداوند دارد، و یا مخالفت با آن زیانى به او مى رساند.

و در حقیقت این سخن شبیه همان است که امیر مؤمنان على(علیه السلام) در «نهج البلاغه» در آغاز خطبه «همّام» فرموده است:

اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى خَلَقَ الْخَلْقَ حِیْنَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ لاَِنـَّهُ لا تَضُرُّهُ مَعْصِیَةُ مَنْ عَصاهُ وَ لا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ أَطاعَهُ:

«خداوند متعال انسان ها را آفرید در حالى که از اطاعت آنها بى نیاز و از نافرمانى آنها در امان بود; زیرا نه معصیت گنهکاران به او زیانى مى رساند، و نه طاعت مطیعان به او سودى مى دهد».(1)

و سومین بار به عنوان مقدمه اى براى بعد است، به همین دلیل، مالکیت خود بر سراسر جهان هستى را یادآور مى شود.

* * *

لذا با توجه به آیه قبل، در آیه سوم توجه مى دهد: براى خدا هیچ مانعى ندارد که شما را از بین ببرد، و جمعیتى آماده تر و مصمم تر جانشین شما کند، که در راه اطاعت او کوشاتر باشند، توانائى بر این کار از دیده هیچ مخلوقى پنهان نیست، مى فرماید: «اى مردم اگر او بخواهد شما را از میان مى برد و افراد دیگرى را مى آورد و خداوند توانائى بر این کار را دارد» (إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النّاسُ وَ یَأْتِ بِآخَرینَ وَ کانَ اللّهُ عَلى ذلِکَ قَدیراً).

در تفسیر «تبیان» و «مجمع البیان» از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین نقل شده است:

وقتى این آیه نازل شد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) دست خود را به پشت «سلمان» زده، فرمود: «آن جمعیت، اینها مردم عجم و فارس هستند».(2)

این سخن در حقیقت پیشگوئى از خدمات بزرگى مى کند که ایرانیان مسلمان، به اسلام کردند.

مفهوم این سخن امروز براى ما ملموس است; زیرا مطالعه تاریخ اسلام مى گوید: برترین دانشمندان اسلامى و خدمت گزاران به این آئین پاک، مسلمانان ایران زمین و فارسیان بوده و هستند، جمع آورى کتب علمى اسلامى، آمارگیرى از خدمات عام اجتماعى و فداکارى در راه اسلام شهود صدق این عرائض اند.

* * *

و در آخرین آیه، سخن از کسانى به میان آمده که دم از ایمان به خدا مى زنند، در میدان هاى جهاد شرکت مى کنند و دستورات اسلام را به کار مى بندند، بدون این که هدف الهى داشته باشند، بلکه منظورشان به دست آوردن نتایج مادى همانند غنائم جنگى و مانند آن است، مى فرماید: «کسانى که تنها پاداش دنیا مى طلبند، در اشتباهند; زیرا در نزد پروردگار پاداش دنیا و آخرت، هر دو مى باشد» (مَنْ کانَ یُریدُ ثَوابَ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللّهِ ثَوابُ الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ).

پس چرا به دنبال هر دو نمى روند؟

و در پایان این آیه مى افزاید: «و خداوند از نیات همگان آگاه است، هر صدائى را مى شنود، و هر صحنه اى را مى بیند و از اعمال منافق صفتان اطلاع دارد» (وَ کانَ اللّهُ سَمیعاً بَصیراً).

این آیه، بار دیگر این حقیقت را بازگو مى کند که اسلام تنها ناظر به جنبه هاى معنوى و اخروى نیست، بلکه براى پیروان خود هم سعادت مادى را مى خواهد و هم معنوى را.

* * *


1 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 193.

2 ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 210، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ تفسیر «صافى»، جلد 1، صفحه 509، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 560، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 5، صفحه 409، موسسة التاریخ العربى بیروت، 1405 هـ ق ـ تفسیر «تبیان»، جلد 3، صفحه 352، مکتب 2الاعلام الاسلامى، طبع اول، 1409 هـ ق.

...................

تفسیر نمونه

چهارشنبه, 22 اسفند 1403 15:20
    شرح خطبه 159 نهج البلاغه - استاد دکتر محمدعلی انصاری زمان
1

روش و منش امام(ع) نسبت به مردم (1)

05:45
2

روش و منش امام(ع) نسبت به مردم (2)

02:46
چهارشنبه, 22 اسفند 1403 11:52

شرح آیات 129 و 130 سوره مبارکه النساء

129- وَلَن تَسْتَطِيعُوا أَن تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ ۖ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ ۚ وَإِن تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا

130- وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِّن سَعَتِهِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا

 

129- شما هرگز نمى توانید (از نظر محبّت قلبى) در میان زنان خود، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید; ولى تمایل خود را بکلّى متوجّه یک طرف نسازید که دیگرى را بصورت زنى بلا تکلیف در آورید. و اگر راه صلاح و پرهیزگارى پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است

130- و اگر (راهى براى اصلاح در میان خود نیابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر کدام از آنها را با گشایش و فضل خویش، بى نیاز مى کند; و خداوند، داراى فضل و احسان گسترده، و حکیم است

 

عدالت، شرط تعدّد همسر

از جمله اى که در پایان آیه قبل گذشت، و در آن دستور به احسان، تقوا و پرهیزگارى داده شده بود، یک نوع تهدید در مورد شوهران استفاده مى شود، که آنها باید مراقب باشند کمترین انحرافى از مسیر عدالت در مورد همسران خود پیدا نکنند، تمام حقوق آنها را ادا کنند، بلکه احسان و نیکى نمایند.

در اینجا این توهّم پیش مى آید که مراعات عدالت حتى در مورد محبت و علاقه قلبى نیز باید رعایت گردد، این که امکان پذیر نیست، بنابراین در برابر همسران متعدد چه باید کرد؟

آیه مورد بحث به این سؤال پاسخ مى گوید که عدالت از نظر محبت، در میان همسران امکان پذیر نیست، مى فرماید: «هرگز نمى توانید (در محبت قلبى) در میان زنان عدالت به خرج دهید، هر چند کوشش فراوان نمائید» (وَ لَنْ تَسْتَطیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ).

از جمله «وَ لَوْ حَرَصْتُمْ» استفاده مى شود: در میان مسلمانان، افرادى بودند که در این زمینه سخت کوشش مى کردند و شاید علت کوشش آنها دستور مطلق به عدالت در آیه 3 همین سوره بوده است، آنجا که مى فرماید: فَاِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً: «.. و اگر مى ترسید عدالت را رعایت نکنید، یک همسر بگیرید...».

بدیهى است: یک قانون آسمانى نمى تواند بر خلاف فطرت باشد، و یا تکلیف به «ما لا یطاق» کند.

از آنجا که محبت هاى قلبى، عوامل مختلفى دارد که بعضاً از اختیار انسان بیرون است، دستور به رعایت عدالت در مورد آن داده نشده است، ولى نسبت به اعمال، رفتار و رعایت حقوق در میان همسران که براى انسان، امکان پذیر است روى عدالت تأکید شده است.

در عین حال، براى این که مردان از این حکم، سوء استفاده نکنند، به دنبال این جمله مى فرماید: «اکنون که نمى توانید مساوات کامل را از نظر محبت، میان همسران خود، رعایت کنید، لا اقل تمام تمایل قلبى خود را متوجه یکى از آنان نسازید، که دیگرى به صورت شخصى بلا تکلیف در آید و حقوق او نیز عملاً ضایع شود» (فَلا تَمیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَةِ).

و در پایان آیه به کسانى که پیش از نزول این حکم، در رعایت عدالت میان همسران خود کوتاهى کرده اند هشدار مى دهد که: «اگر راه اصلاح و تقوا پیش گیرند و گذشته را جبران کنند خداوند آنها را مشمول رحمت و بخشش خود قرار خواهد داد» (وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ غَفُوراً رَحیماً).

در روایات اسلامى مطالبى درباره رعایت عدالت در میان همسران نقل شده که عظمت این قانون را مشخص مى سازد، از جمله این که:

در حدیثى مى خوانیم: على(علیه السلام) در آن روزى که متعلق به یکى از دو همسرش بود، حتى وضوى خود را در خانه دیگرى نمى گرفت.(1)

و درباره پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: حتى به هنگام بیمارى در خانه یکى از همسران خود، توقف نمى کرد.2

و درباره «معاذ بن جبل» نقل شده که: دو همسر داشت، هر دو در بیمارى طاعون با هم از دنیا رفتند، او حتى براى مقدم داشتن دفن یکى بر دیگرى از قرعه استفاده کرد، تا کارى بر خلاف عدالت انجام نداده باشد.3

* * *

سپس در آیه بعد به این حقیقت اشاره مى کند: اگر ادامه همسرى براى طرفین طاقت فرسا است، و جهاتى پیش آمده که افق زندگى براى آنها تیره و تار است و به هیچ وجه اصلاح پذیر نیست، آنها مجبور نیستند چنان ازدواجى را ادامه دهند، و تا پایان عمر با تلخ کامى در چنین زندگى خانوادگى زندانى باشند بلکه مى توانند از هم جدا شوند.

در این موقع باید شجاعانه تصمیم بگیرند، از آینده وحشت نکنند; زیرا «اگر با چنین شرائطى از هم جدا شوند خداوند بزرگ هر دو را با فضل و رحمت خود بى نیاز خواهد کرد و امید است همسران بهتر و زندگانى روشن ترى در انتظار آنها باشد» (وَ إِنْ یَتَفَرَّقا یُغْنِ اللّهُ کُلاًّ مِنْ سَعَتِهِ).

«زیرا خداوند همواره فضل و رحمت وسیع و آمیخته با حکمت داشته و دارد» (وَ کانَ اللّهُ واسِعاً حَکیماً).

* * *

 
 
نکته:

آیا تعدّد زوجات ممنوع است؟

همان طور که در ذیل آیه 3 همین سوره یادآور شدیم، بعضى از بى خبران از ضمیمه کردن آن آیه با آیه مورد بحث، چنین نتیجه مى گیرند که تعدّد زوجات مشروط به عدالت است، و عدالت هم ممکن نیست، بنابراین تعّدد زوجات در اسلام ممنوع است.

اتفاقاً از روایات اسلامى بر مى آید نخستین کسى که این ایراد را مطرح کرد «ابن ابى العوجاء» از مادّیین معاصر امام صادق(علیه السلام) بود.

او این ایراد را با «هشام بن حکم» دانشمند مجاهد اسلامى در میان گذاشت.

«هشام» که جوابى براى این سؤال نیافته بود از شهر خود که ظاهراً «کوفه» بود به سوى «مدینه» (براى یافتن پاسخ همین سؤال) حرکت کرد، و به خدمت امام صادق(علیه السلام) رسید.

امام صادق(علیه السلام) از آمدن او در غیر وقت حج و عمره به «مدینه» تعجب کرد.

عرض کرد: چنین سؤالى پیش آمده است، امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: منظور از «عدالت» در آیه سوم سوره «نساء» عدالت در نفقه (و رعایت حقوق همسرى و طرز رفتار و کردار) است و اما منظور از «عدالت» در آیه 129 (آیه مورد بحث) که امرى محال شمرده شده، عدالت در تمایلات قلبى است (بنابراین تعدّد زوجات با حفظ شرائط اسلامى نه ممنوع است و نه محال).

هنگامى که «هشام» از سفر بازگشت، و این پاسخ را در اختیار «ابن ابى العوجاء» گذاشت، او سوگند یاد کرد که این پاسخ از خود تو نیست.(4)-(5)

معلوم است اگر کلمه عدالت را در دو آیه به دو معنى تفسیر مى کنیم به خاطر قرینه روشنى است که در هر دو آیه وجود دارد; زیرا در ذیل آیه مورد بحث، صریحاً مى گوید: تمام تمایل قلبى خود را متوجه به یک همسر نکنید، و به این ترتیب انتخاب دو همسر مجاز شمرده شده منتها به شرط این که عملاً درباره یکى از آن دو ظلم نشود، اگر چه از نظر تمایل قلبى نسبت به آنها تفاوت داشته باشد، و در آغاز آیه 3 همین سوره صریحاً اجازه تعدّد را نیز داده است.

* * *


1 و 2 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 21، صفحه 343، چاپ آل البیت ـ تفسیر «تبیان»، جلد 3، صفحه 350، مکتب الاعلام الاسلامى، طبع اول، 1409 هـ ق ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 208، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ تفسیر «صافى»، جلد 1، صفحه 508، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 559، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق.

3 ـ تفسیر «تبیان»، جلد 3، صفحه 350، مکتب الاعلام الاسلامى، طبع اول، 1409 هـ ق ـ «مجمع البیان»،جلد 3، صفحه 208، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـتفسیر «قرطبى»، جلد 14، صفحه 217، مؤسسة التاریخ العربى بیروت، 1405 هـ ق.

4 ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحات 439 و 558، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «کافى»، جلد 5، صفحات 362 و 363، دار الکتب الاسلامیة ـ «وسائل الشیعه»، جلد 15، صفحه 86، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 47، صفحه 225 ـ «المیزان»، جلد 5، صفحات 106 و 107، انتشارات جامعه مدرسین قم ـ تفسیر «برهان»، جلد 1، صفحه 420.

5 ـ چه جالب است که توجه کنیم «هشام» براى دریافت پاسخ یک مشکل از محل زندگى خود به «مدینه» مى رود و پاسخ را از امام(علیه السلام) گرفته، به پرسشگر مى رساند. این درسى است براى مسلمانان و به خصوص مبلغان اسلامى.

.....................

تفسیر نمونه

دوشنبه, 20 اسفند 1403 10:43

شرح آیه 128 سوره مبارکه النساء

128- وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا ۚ وَالصُّلْحُ خَيْرٌ ۗ وَأُحْضِرَتِ الْأَنفُسُ الشُّحَّ ۚ وَإِن تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا

 

128- و اگر زنى، از سرکشى و ناسازگارى یا بى اعتنایى شوهرش، بیم داشته باشد، مانعى ندارد با هم به گونه اى صلح کنند (و از پاره اى از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نمایند.) و صلح، بهتر است; اگر چه (بسیارى از) مردم (طبق هواى نفسشان، در این گونه موارد) بخل مىورزند. و گذشت ندارند و اگر نیکى (و گذشت) کنید و پرهیزگارى پیشه سازید، خداوند به آنچه انجام مى دهید، آگاه است (و پاداش شایسته به شما خواهد داد)

 

در بسیارى از تفاسیر اسلامى و کتب حدیث، در شأن نزول آیه، چنین نقل شده: «رافع بن خدیج» دو همسر داشت یکى مسن و دیگرى جوان، (بر اثر اختلافاتى) همسر مسن خود را طلاق داد، و هنوز مدت عدّه، تمام نشده بود به او گفت:

اگر مایل باشى با تو آشتى مى کنم، ولى باید اگر همسر دیگرم را بر تو مقدم داشتم صبر کنى.

و اگر مایل باشى صبر مى کنم، مدت عدّه تمام شود و از هم جدا شویم.

زن پیشنهاد اول را قبول کرد و با هم آشتى کردند، آیه شریفه نازل شد و حکم این کار را بیان داشت.(1)

تفسیر:

صلح بهتر است

همان طور که در ذیل آیه 34 همین سوره گفتیم(2) «نُشُوز» در اصل، از ماده «نشز» به معنى «زمین مرتفع» مى باشد و هنگامى که در مورد زن و مرد به کار مى رود به معنى سرکشى و طغیان است.

در آیات مزبور(3) احکام مربوط به «نشوز زن» بیان شده بود، ولى در اینجا اشاره اى به مسأله نشوز مرد کرده، مى فرماید: «هر گاه زنى احساس کند شوهرش بناى سرکشى و اعراض دارد، مانعى ندارد که براى حفظ حریم زوجیت، از پاره اى از حقوق خود صرف نظر کند، و با هم صلح نمایند» (وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَیْهِما أَنْ یُصْلِحا بَیْنَهُما صُلْحاً).

از آنجا که گذشت کردن زن از قسمتى از حقوق خود، روى رضایت و طیب خاطر انجام شده، و اکراهى در میان نبوده است، گناهى ندارد، تعبیر به لا جُناحَ: «گناهى ندارد» نیز اشاره به همین حقیقت است.

ضمناً از آیه با توجه به شأن نزول، دو مسأله فقهى استفاده مى شود:

نخست این که: احکامى مانند تقسیم ایام هفته در میان دو همسر، جنبه حق دارد، نه حکم، و لذا زن مى تواند با اختیار خود، از این حق به طور کلى یا به طور جزئى صرف نظر کند، دیگر این که: عوض صلح، لازم نیست مال بوده باشد، بلکه مى تواند «اسقاط حقى» عوض صلح واقع شود.

سپس براى تأکید موضوع مى فرماید: «به هر حال، صلح کردن بهتر است» (وَ الصُّلْحُ خَیْرٌ).

این جمله کوتاه و پر معنى گرچه در مورد اختلافات خانوادگى در آیه فوق ذکر شده، ولى بدیهى است یک قانون کلى و عمومى و همگانى را بیان مى کند که در همه جا، اصل نخستین، صلح و صفا و دوستى و سازش است، و نزاع، کشمکش و جدائى بر خلاف طبع سلیم انسان و زندگى آرام بخش او است، و لذا جز در موارد ضرورت و استثنائى نباید به آن متوسل شد.

بر خلاف آنچه بعضى از مادى ها مى پندارند که اصل نخستین در زندگى بشر همانند سایر جانداران، تنازع بقاء و کشمکش است و تکامل از این راه صورت مى گیرد، و همین طرز تفکر، شاید سرچشمه بسیارى از جنگ ها و خونریزى هاى قرون اخیر شده است.

در حالى که انسان به خاطر داشتن عقل و هوش، حسابش از حیوانات درنده جدا است، و تکامل او در سایه تعاون صورت مى گیرد نه تنازع،(4) و اصولاً «تنازع بقاء» حتى در میان حیوانات، یک اصل قابل قبول براى تکامل نیست.

و به دنبال آن اشاره به سرچشمه بسیارى از نزاع ها و عدم گذشت ها کرده، مى فرماید: «مردم ذاتاً و طبق غریزه حبّ ذات، در امواج بخل قرار دارند، و هر کسى سعى مى کند تمام حقوق خود را بى کم و کاست دریافت دارد، و همین سرچشمه نزاع ها و کشمکش ها است» (وَ أُحْضِرَتِ الأَنْفُسُ الشُّحَّ).

بنابراین، اگر زن و مرد به این حقیقت توجه کنند که سرچشمه بسیارى از اختلافات، بخل است، و بخل یکى از صفات مذموم است، سپس در اصلاح خود بکوشند و گذشت را پیشه کنند، نه تنها ریشه اختلافات خانوادگى از بین مى رود، که بسیارى از کشمکش هاى اجتماعى نیز پایان مى گیرد.

ولى، در عین حال براى این که مردان از حکم فوق سوء استفاده نکنند، در پایان آیه روى سخن را به آنها کرده، توصیه به نیکوکارى و پرهیزکارى نموده و به آنان گوشزد مى کند: مراقب اعمال و کارهاى خود باشند و از مسیر حق و عدالت منحرف نشوند; زیرا خداوند از همه اعمال آنها آگاه است، مى فرماید: «و اگر نیکى کنید و تقوا پیشه نمائید، خداوند نسبت به آنچه انجام مى دهید آگاه است» (وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً).

* * *


1 ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 205، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ «مستدرک الوسائل»، جلد 15، صفحات 106 و 107، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»،جلد 101، صفحه 57 ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 557، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «مستدرک حاکم»، جلد 2، صفحه 308، دار المعرفة بیروت، 1406 هـ ق ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 1،صفحه 576، دار المعرفة بیروت، 1412 هـ ق.

2 ـ جلد سوم تفسیر «نمونه».

3 ـ آیات 34 و 35 سوره «نساء».

4 ـ توضیح بیشتر درباره این موضوع در جلد دوم تفسیر «نمونه» ذیل آیه 251 سوره «بقره» تحت عنوان تنازع بقا گذشت.

.........................

تفسیر نمونه

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری