• آموزش قرآن
  • پربازدید

احسن‌ القصص

نیایشی در طلب فرجام نیک‏

 
یا من ذکره شرف للذاکرین و یا من شکره فوز للشاکرین ، و
بیشتر...

بهره گیری از نعمت تجربه و بلاهای روزگار،آیت الله

دریافت فایل صوتی

حجم: 4.1 MB

زمان: 41 دقیقه

بیشتر...

انواع نعمتهاى مادى و معنوى

شرح آیات 78 لغایت 83 سوره مبارکه نحل

78وَ اللّهُ

بیشتر...

خطبه دویست و بیست و سه ، بخش دوم

 

وَ تَمَثَّلْ فِی حَالِ تَوَلِّیکَ عَنْهُ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
25196
121611
152409898
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

شنبه, 17 فروردين 1404 09:31

اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ.

امام(عليه السلام) فرمود: كينه و بدخواهى ديگران را از سينه خود دور كن تا بدخواهى به تو از سينه ديگران ريشه كن شود.

 

شرح و تفسير

راه زدودن كينه ها

امام(عليه السلام) در اين كلام نورانى راه پاك كردن سينه هاى مردم را از نيات سوء درباره يكديگر، نشان مى دهد و مى فرمايد: «كينه و بدخواهى ديگران را از سينه خود درو كن تا بدخواهى به تو از سينه ديگران ريشه كن شود»; (اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ). بسيار مى شود كه افراد به دليل سوء ظن يا حسادت يا اصطكاك منافع، نيات سوئى درباره انسان در دل مى پرورانند، چگونه مى توان آنها را از ميان برداشت؟ امام مى فرمايد: از خود شروع كن، ابتدا به قلب خويش مراجعه كن ببين آيا نيت سوئى درباره ديگران دارى يا نه؟ اگر دارى آن را از سينه ات پاك كن چيزى نمى گذرد كه خواهى ديد سينه ديگران نيز از نيات سوء درباره تو پاك شده است. اين مطلب دو دليل دارد: نخست اين كه هرگاه انسان نيات بدى درباره ديگران داشته باشد خواه ناخواه در چهره يا سخنان و افعالش نمايان مى شود و همين امر سبب مى گردد ديگران در برابر او موضعى مشابه بگيرند; اما هرگاه سخنان و چهره و اعمال كسى را از هرگونه بدخواهى پاك ديدند و آثار محبت و خيرخواهى در رفتار و گفتارشان نمايان گشت آنها نيز موضع مشابهى خواهند گرفت، بنابراين براى زدودن كينه ها از سينه ها و بدخواهى ها و نيات سوء ديگران بايد از خودمان شروع كرد و اين يكى از اصول مهم روانشناسى است كه تا از خود شروع نكنى نبايد انتظارى از ديگران داشته باشى. ديگر اين كه رابطه مرموز خاصى در ميان دلها برقرار است و ضرب المثل معروف «دل به دل راه دارد» يك واقعيت است. گويى دل ها در پنهانى با هم سخن مى گويند و رابطه برقرار مى سازند هنگامى كه قلب كسى مملو از بدخواهى به ديگران گردد اين پيام به قلب آنها منتقل مى شود و آنها مقابله به مثل مى كنند. اين گفتار حكيمانه در واقع چهره ديگرى از گفتار پيش از آن است و هر كدام براى زدودن آثار سوء از نيات و رفتار و گفتار ديگران تأثير خاص خود را دارند. به همين دليل در روايتى كه از طرطوشى در كتاب سراج الملوك نقل كرديم هر دو با هم آمده است. شايان توجه اين كه واژه «شر» مفهوم وسيعى دارد كه هر نيت سوء و كينه و عداوتى را فرا مى گيرد. در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد تفسير ديگرى نيز براى اين كلام حكمت آميز ذكر شده است و آن اين كه منظور امام(عليه السلام) اين است كه مردم را به كار نيكى موعظه نكن و از كار بدى نهى منما مگر اين كه قبلاً خودت آن كار نيك را انجام داده باشى و آن منكر را ترك كرده باشى، زيرا اندرزدهنده ناپاك سخنانش در دل ها اثر نمى كند. البته اين سخن يك واقعيت است; اما موافق منظور امام(عليه السلام) از گفتار حكيمانه بالا نيست، زيرا تعبير به «صدر» در دو جاى اين كلام حكمت آميز نشان مى دهد كه منظور، نيات سوء و كينه هاى درونى است نه افعال بيرونى. اين معنى نه تنها در رابطه انسان ها با يكديگر، بلكه از يك نظر در رابطه انسان با خدا نيز صادق است، چنان كه در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ أرادَ أنْ يَعْرِفَ كَيْفَ مَنْزِلَتُهُ عِنْدَاللهِ فَلْيَعْرِفْ كَيْفَ مَنْزِلَةُ اللهِ عِنْدَهُ فَإِنَّ اللهَ يُنَزِّلُ الْعَبْدَ مِثْلَ ما يُنَزِّلُ الْعَبْدُ اللهَ مِنْ نَفْسِهِ; هر كس مى خواهد بداند چه مقام و منزلتى نزد خدا دارد به منزلت خداوند نزد خود بنگرد، زيرا خدا منزلت بنده را همان گونه قرار مى دهد كه بنده منزلت خدا را در دل و جان خود قرار داده است». در حديث جالبى از امام صادق(عليه السلام)مى خوانيم كه مردى خدمت آن حضرت عرض كرد: شخصى به من مى گويد من تو را دوست دارم چگونه بدانم كه او راست مى گويد و واقعاً مرا دوست مى دارد؟ امام(عليه السلام) در پاسخ فرمود: «اِمْتَحِنْ قَلْبَكَ فَإنْ كُنْتَ تَوَدُّهُ فَإنَّهُ يَوَدُّكَ; قلب خود را بيازماى اگر تو او را دوست مى دارى او هم تو را دوست مى دارد». (قلوب با يكديگر راه دارند). اين سخن را با حديث ديگرى از امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) درباره امام و پيروانش پايان مى دهيم: يكى از ياران آن حضرت به نام «ابن جهم» عرضه داشت: فدايت شوم مى خواهم بدانم من نزد تو چگونه ام؟ امام(عليه السلام) در پاسخ فرمود: «أُنْظُرْ كَيْفَ أَنَا عِنْدَكَ; نگاه كن ببين من در نزد تو چگونه ام».

یکشنبه, 11 فروردين 1404 09:46
    شرح خطبه 161 نهج البلاغه - استاد دکتر محمدعلی انصاری زمان
1

بعثت پیامبر (ص) همراه با قرآن هدایتگر (1)

05:44
2

بعثت پیامبر (ص) همراه با قرآن هدایتگر (2)

05:04
3

خانواده و خاندان پیامبر (ص) نیکوترین خاندان

06:28
4

درخت وجود پیامبر (ص) بهترین درخت است

07:03
5

با بعثت او، راه ناشناخته، شناسانده شد

05:41
6

با ارسال او، ریشه بدعت های راه یافته به ادیان، قطع شد

05:02
7

تنها دین مورد تایید الهی، دین اسلام است

06:14
8

کسی که در طلب دینی غیر از اسلام باشد، سقوط خواهد کرد

04:21
9

امام (ع) با توکل بر خدا، راه سعادت را طلب می کنند

04:43
10

دو راهکار اصلی رسیدن به سعادت ابدی (1)

05:23
11

دو راهکار اصلی رسیدن به سعادت ابدی (2)

03:14
12

بشارت و انذار، دو راهکار هدایت پیامبران الهی

06:42
13

ویژگی های دنیا (1)

05:36
14

ویژگی های دنیا (2)

05:36
15

توصیه امام (ع) به رویگردانی از دنیای فانی

06:58
16

از غم و اندوه و سرگرمی های دنیا چشم برگیرید

06:16
17

خویشتن را از دنیا دور نگه دارید و از آن برحذر باشید

05:09
18

از آنچه بر گذشتگان شما رفت عبرت گیرید (1)

04:53
19

از آنچه بر گذشتگان شما رفت عبرت گیرید (2)

04:32
20

گذشتگان نه تفاخر، نه تناسل و نه دیداری با هم دارند

05:15
21

با تسلط بر نفس و اندیشمندی، از دنیا برحذر باشید

06:19
22

نشانه های هدایت پابرجا و راه هموار و مستقیم است

03:52
شنبه, 10 فروردين 1404 13:17

شرح آیات 137 لغایت 139 سوره مبارکه النساء

137- إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا

138- بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا

139- الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا

 

137- کسانى که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، و باز هم ایمان آوردند، و دیگر بار کافر شدند، سپس بر کفر خود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید، و آنها را به راه (راست) هدایت نخواهد کرد

138- به منافقان بشارت ده که مجازات دردناکى در انتظار آنهاست!

139- (همان) کسانى که کافران را به جاى مؤمنان، دوست خود انتخاب مى کنند. آیا عزّت و سربلندى را نزد آنان مى جویند با این که همه عزّتها از آن خداست؟!

 

سرنوشت منافقان لجوج

به تناسب بحثى که در آیه گذشته درباره کافران و گمراهى دور و دراز آنها بود، در این آیات اشاره به حالت جمعى کرده که هر روز شکل تازه اى به خود مى گیرند.

روزى در صف مؤمنان.

روز دیگر در صف کفار.

باز در صف مؤمنان.

و سپس در صفوف کفار متعصب و خطرناک قرار مى گیرند، خلاصه همچون «بت عیار» هر لمحه به شکلى و هر روز به رنگى در مى آیند و سرانجام در حال کفر و بى ایمانى جان مى دهند!

نخستین آیه از آیات فوق درباره سرنوشت چنین کسانى مى گوید:

«آنها که ایمان آوردند سپس کافر شدند، باز ایمان آوردند و بار دیگر راه کفر پیش گرفتند و سپس بر کفر خود افزودند، هرگز خداوند آنها را نمى آمرزد و به راه راست هدایت نمى کند» (إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ یَکُنِ اللّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ سَبیلاً).

این تغییر روش هاى پى در پى، و هر روز به رنگى در آمدن، یا مولود تلوّن و عدم تحقیق کافى در مبانى اسلام بود، و یا نقشه اى بود که افراد منافق و کفار متعصب اهل کتاب، براى متزلزل ساختن مؤمنان واقعى، طرح و اجرا مى کردند که با این رفت و آمدهاى پى در پى، مؤمنان واقعى را در ایمان خود متزلزل سازند، چنان که در آیه 72 سوره «آل عمران» شرح آن گذشت.

البته آیه فوق هیچگونه دلالتى بر عدم قبول توبه این گونه اشخاص ندارد، بلکه موضوع سخن در آیه، تنها آن دسته اى هستند که در حال شدت کفر، سرانجام چشم از جهان مى پوشند، چنین افرادى به مقتضاى بى ایمانى و عملشان، نه شایسته آمرزشند و نه هدایت، مگر این که در کار خود تجدید نظر کنند.

* * *

سپس در آیه بعد مى گوید: «به این دسته از منافقان بشارت بده که عذاب دردناکى براى آنها است» (بَشِّرِ الْمُنافِقینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلیماً).

تعبیر «بشارت» در موردى که سخن از «عذاب الیم» است، یا به عنوان استهزاء نسبت به افکار پوچ و بى اساس آنها است.

و یا به خاطر آن است که کلمه «بشارت» که در اصل، از «بشرة» به معنى «صورت»، گرفته شده، معنى وسیعى دارد، و هر گونه خبرى را که در صورت انسان اثر بگذارد و آن را مسرور یا غم آلود کند، شامل مى شود.

* * *

و در آخرین آیه، این دسته از منافقان را چنین توصیف مى کند:

«آنها کافران را به جاى مؤمنان دوست خود انتخاب مى کنند» (الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ).

پس از آن مى گوید: هدف آنها از این انتخاب چیست؟ «آیا راستى مى خواهند آبرو و حیثیتى از طریق این دوستى براى خود کسب کنند»؟!
(أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ).

در حالى که «تمام عزت ها مخصوص خدا است» (فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمیعاً).

چرا که سرچشمه عزت همواره «علم» و «قدرت» است و اینها که قدرتشان ناچیز و علمشان نیز همانند قدرتشان ناچیز است، کارى از دستشان ساخته نیست که بتوانند منشأ عزتى باشند.

این آیه به همه مسلمانان هشدار مى دهد که عزت خود را در همه شئون زندگى اعم از شئون اقتصادى، فرهنگى، سیاسى و مانند آن ـ در دوستى با دشمنان اسلام ـ نجویند، بلکه تکیه گاه خود را ذات پاک خداوندى قرار دهند که سرچشمه همه عزت ها است، که دشمنان اسلام نه عزتى دارند که به کسى ببخشند و نه اگر مى داشتند قابل اعتماد بودند; زیرا هر روز که منافع آنها اقتضاء کند، فوراً صمیمى ترین متحدان خود را رها کرده و به سراغ کار خویش مى روند، آن چنان که گوئى هرگز با هم آشنائى نداشتند، همه تاریخ و بالاخص تاریخ معاصر شاهد بسیار گویاى این واقعیت است!

..................

تفسیر نمونه

چهارشنبه, 07 فروردين 1404 09:39

شرح آیه 136 سوره مبارکه النساء

136- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنزَلَ مِن قَبْلُ ۚ وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا

 

136- اى کسانى که ایمان آورده اید! به خدا و پیامبرش، و کتابى که بر او نازل کرده، و کتب آسمانى که پیش از آن فرستاده است، ایمان (واقعى) بیاورید. کسى که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهى دورى افتاده است

 

از «ابن عباس» نقل شده: این آیه، درباره جمعى از بزرگان اهل کتاب مانند: «عبداللّه بن سلام»، «اسد بن کعب» و برادرش «اسید بن کعب» و جمعى دیگر نازل گردید; زیرا آنها در آغاز، خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسیده، گفتند: ما به تو و کتاب آسمانى تو و موسى و تورات و عُزیر ایمان مى آوریم، ولى به سایر کتاب هاى آسمانى و همچنین سایر انبیاء ایمان نداریم، این آیه نازل شد و به آنها تعلیم داد: باید به همه ایمان داشته باشند.(1)

 
تفسیر:

لزوم ایمان به پنج اصل

با توجه به شأن نزول، روى سخن در آیه به جمعى از مؤمنان اهل کتاب است که پس از قبول اسلام روى تعصب هاى خاصى تنها به مذهب سابق خود و آئین اسلام اظهار ایمان مى کردند و بقیه پیامبران و کتب آسمانى را قبول نداشتند.

اما قرآن به آنها توصیه مى کند: مى بایست تمام پیامبران و کتب آسمانى را به رسمیت بشناسند; زیرا همه یک حقیقت را تعقیب مى کنند، به دنبال یک هدف هستند و از طرف یک مبدأ مبعوث شده اند ـ اگر چه همانند کلاس هاى مختلف تعلیم و تربیت، سلسله مراتب داشته اند و هر کدام آئینى کامل تر از آئین پیشین آورده اند ـ .

بنابراین، معنى ندارد که بعضى از آنها را بپذیرند و بعضى را نپذیرند.

مگر یک حقیقت واحد تبعیض بردار است؟

و مگر تعصب ها مى تواند جلو واقعیات را بگیرد؟

لذا آیه فوق مى گوید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! به خدا و پیامبرش (پیامبر اسلام) و کتابى که بر رسولش نازل فرموده، و کتب آسمانى پیشین، همگى ایمان بیاورید»! (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذی نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ).

قطع نظر از شأن نزول فوق، این احتمال نیز در تفسیر آیه هست که روى سخن به تمام مؤمنان باشد، مؤمنانى که ظاهراً اسلام را پذیرفته اند، اما هنوز در اعماق جان آنها نفوذ نکرده است، از آنها دعوت مى شود که از صمیم دل و در درون جان مؤمن شوند.

و نیز این احتمال وجود دارد که روى سخن به همه مؤمنانى باشد که اجمالاً به خدا و پیامبر ایمان آورده اند، اما به جزئیات و تفاصیلِ معتقدات اسلامى آشنا نشده اند.

اینجا است که قرآن دستور مى دهد: مؤمنان واقعى باید به تمام انبیاء، کتب پیشین و فرشتگان الهى ایمان داشته باشند; زیرا عدم ایمان به اینها مفهومش انکار حکمت خداوند است.

آیا ممکن است خداوندِ حکیم، انسان هاى پیشین را بدون رهبر و راهنما گذاشته باشد تا در میدان زندگى سرگردان شوند؟!

و در پایان آیه، سرنوشت کسانى که از این واقعیت ها غافل بشوند را بیان کرده، چنین مى فرماید: «کسى که به خدا و فرشتگان، و کتب الهى، و فرستادگان او، و روز بازپسین، کافر شود، در گمراهى دور و درازى افتاده است» (وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً).

آیا منظور از ایمان به فرشتگان تنها فرشتگان وحى است، که ایمان به آنها از ایمان به انبیاء و کتب آسمانى غیر قابل تفکیک است؟

و یا همه فرشتگان؟

زیرا همان طور که بعضى از آنان در امر وحى و تشریع دست اندر در کارند، جمعى هم مأمور تدبیر عالم تکوین هستند، و ایمان به آنها در حقیقت گوشه اى از ایمان به حکمت خدا است.

بر این اساس، ایمان به خالق و ایمان به برنامه ها و کتاب هاى او و ایمان به واسطه هائى که این برنامه ها را براى هدایت ارائه مى دهند، و ایمان به آخرت یعنى هدف اصلى از خلقت بر هر مسلمانى واجب شمرده شده است.

در حقیقت، در این آیه، ایمان به پنج اصل لازم شمرده شده، یعنى علاوه بر ایمان به مبدأ و معاد، ایمان به کتب آسمانى و انبیاء و فرشتگان نیز لازم است.

تعبیر به ضَلال بَعِیْد: «گمراهى دور» تعبیر لطیفى است، یعنى چنین اشخاصى آن چنان از جاده اصلى پرت شده اند که بازگشتشان به شاهراه اصلى به آسانى ممکن نیست.

* * *


1 ـ تفسیر «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 214، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ «المنار»، ذیل آیه مورد بحث ـ «زاد المسیر»، جلد 2، صفحه 206، دار الفکر بیروت، طبع اول، 1407 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 2، صفحه 234، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق.

........................

تفسیر نمونه

سه شنبه, 06 فروردين 1404 10:46

مدیر گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع) با بیان اینکه برای اینکه قرآن خواندن ما با عمل همراه شود به تفکر و تذکر نیاز داریم، گفت: در زمان تلاوت قرآن سعی کنیم تا حدودی با مفاهیم آن آشنا شویم. با تفکر، تعمق و تدبر، فطرت خود را پویاتر خواهیم کرد.

 مرضیه رستمیان، مدیر گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع)، در گفت‌وگو با ایکنا از خراسان رضوی، درباره توجه به تفسیر آیات الهی در جلسات تلاوت قرآن کریم، اظهار کرد: در جلسات قرآن کریم به موضوع تفسیر آیات کمتر پرداخته می‌شود، اما این موضوع نباید دلیلی بر بی‌فایده بودن این جلسات تلقی شود.

وی ادامه داد: در جلسه تلاوت قرآن از یک‌سو به روخوانی و روان‌خوانی مطلوب توجه می‌شود و از سوی دیگر طنین‌انداز شدن نوای کلام‌الله در جمع حاضران از جنبه‌های مختلفی سودمند است، البته باید به نکاتی از مفاهیم و معرفت‌های قرآنی متناسب با بخش‌های تلاوت شده قرآن نیز پرداخته شود.

این مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه امام رضا(ع) تأکید کرد: این موضوع نیازمند فرهنگ‌سازی است و حوزه علمیه خراسان، سازمان تبلیغات اسلامی و یا دانشگاه‌ها با تبلیغاتی که انجام می‌دهد باید با معرفی مبلغانی که در این حوزه فعالیت دارند، این حلقه مفقوده را در جلسات تلاوت قرآن پر کنند.

رستمیان افزود: اگر در بحث تفسیر قرآن به مردم استادان ماهری معرفی شود، حتماً استقبال می‌کنند و مهم این است که مردم بدانند با مراجعه به مکان مشخصی، افرادی که در زمینه تفسیر و تدبر قرآن تبحر دارند به آنها معرفی خواهند شد، بنابراین این موضوع نیازمند ساماندهی و مدیریت است.

وی با بیان اینکه در گذشته اداره قرآن حرم مطهر رضوی در این زمینه اقداماتی انجام داده است، گفت: همه این موارد باید مجموعه منسجمی تشکیل دهند تا جلسات خانگی تلاوت قرآن یا محافل قرآنی مساجد را پوشش دهند تا به سمت کمال بیشتر حرکت کنند.

مدیر گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع) تصریح کرد: برای اینکه قرآن خواندن ما با عمل همراه شود به تفکر و تذکر نیاز داریم. در زمان تلاوت قرآن سعی کنیم تا حدودی با مفاهیم آن آشنا شویم. با تفکر، تعمق و تدبر، فطرت خود را پویاتر خواهیم کرد، در نتیجه سعی کنیم در عمل نیز با تصمیمات و رفتارهای قرآنی همراه باشیم.

رستمیان در پایان گفت: باید در همه عرصه‌ها و روزهای سال به قرآن اهمیت داده شود و اگر قرآن را فقط محدود به جلسات هفتگی، ماهیانه و ماه مبارک رمضان کنیم، شاید نتیجه لازم را نگیریم. قرآن باید روزانه خوانده شود و اگر با ساماندهی مربیان تفسیر و مفاهیم قرآن و کمک حوزه، دانشگاه‌ها و مؤسسات قرآنی همراه شود بحث تفسیر قرآن فعال و پویا خواهد شد.

سه شنبه, 06 فروردين 1404 10:44

مراسم جزءخوانی باید در مساجد مختلف در طول سال - نه فقط در ماه رمضان - تکرار شود. مساجد گوناگون پایگاه‌های قرآن باشند؛ اعلام کنند، مثلاً یک شبی در هفته یک نفر خواننده‌ قرآن بیاید، بخواند و دیگران نگاه کنند؛ و به ترجمه‌های خوب هم مراجعه کنند.

همزمان با نخستین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶ ه‌ق و برگزاری محفل قرآنی با حضور قاریان، حافظان و فعالان قرآنی نزد رهبر معظم انقلاب، ایکنا هر روز به مطالبات معظم له در چهار دهه برپایی هر ساله محافل قرآنی طلیعه ماه رمضان نگاهی خواهد داشت.

در بخشی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در طلیعه رمضان ۱۴۴۰ ه‌ق مطابق با ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ ه‌ش آمده است؛

«وقتی می‌بینم در تلویزیون این کاری که در ماه رمضان‌ها در مشهد و قم و در خیلی از شهرهای دیگر راه افتاده است که جمع می‌شوند، داخل صحن و یک جزء از قرآن را می‌خوانند، همه گوش می‌کنند، واقعاً لذت می‌برم - که از قم هم این کار شروع شد، دیگران هم یاد گرفتند - خیلی کار خوبی است. این بایستی در مساجد مختلف در طول سال - نه فقط در ماه رمضان - تکرار بشود. مساجد گوناگون پایگاه‌های قرآن باشند؛ اعلان کنند مثلاً فرض کنید که شب پنجشنبه، شب جمعه، شب شنبه - یک شبی در هفته؛ اگر هر شب نمی‌شود - یک نفر خواننده‌ قرآن بیاید آنجا بنشیند، شما هم بروید آنجا بنشینید و قرآن را باز کنید، او بخواند و شما نگاه کنید؛ و به ترجمه هم مراجعه کنید؛ ترجمه‌های‌ خوب.»

دوشنبه, 27 اسفند 1403 09:50

شرح آیه 135 سوره مبارکه النساء

135- ۞ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ ۚ إِن يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا ۖ فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَىٰ أَن تَعْدِلُوا ۚ وَإِن تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا

 

135- اى کسانى که ایمان آورده اید! همواره و همیشه قیام به عدالت کنید. براى خدا گواهى دهید، اگر چه به زیان شما، یا پدر و مادر و نزدیکانتان بوده باشد! (چرا که) اگر او [= کسى که گواهى شما به زیان اوست] غنى یا فقیر باشد، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند. بنابراین، از هوا و هوس پیروى نکنید; که منحرف خواهید شد. و اگر حق را تحریف کنید، و یا از اظهار آن، اعراض نمایید، خداوند به آنچه انجام مى دهید، آگاه است

 

عدالت اجتماعى

به تناسب دستورهائى که در آیات گذشته درباره اجراى عدالت در خصوص یتیمان، و همسران داده شده، در این آیه، یک اصل اساسى و یک قانون کلّى درباره اجراى عدالت در همه موارد، بدون استثناء ذکر مى کند و به تمام افراد با ایمان فرمان مى دهد که قیام به عدالت کنند، مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! کاملاً به عدالت قیام کنید»! (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامینَ بِالْقِسْطِ).

«قَوّامین» جمع «قوّام» «صیغه مبالغه» به معنى «بسیار قیام کننده» است، یعنى باید در هر حال و در هر کار و در هر عصر و زمان قیام به عدالت کنید، به گونه اى که این عمل خلق و خوى شما شود، و انحراف از آن بر خلاف طبع و روح شما گردد.

تعبیر به «قیام» در اینجا ممکن است به خاطر آن باشد که انسان براى انجام کارها معمولاً باید به پا خیزد، و به دنبال آنها برود، بنابراین «قیام به کار» کنایه از تصمیم، عزم راسخ و اقدام جدى درباره آن است، اگر چه آن کار همانند حکم قاضى احتیاج به قیام و حرکتى نداشته باشد.

و نیز ممکن است: تعبیر به «قیام» از این نظر باشد که قائم معمولاً به چیزى مى گویند که عمود بر زمین بوده باشد و کمترین میل و انحرافى به هیچ طرف نداشته باشد، یعنى باید آن چنان عدالت را اجرا کنید که کمترین انحرافى به هیچ طرف پیدا نکند.

پس از آن براى تأکید مطلب، مسأله «شهادت» را عنوان کرده، مى فرماید: «به خصوص در مورد شهادت، باید همه ملاحظات را کنار بگذارید و فقط به خاطر خدا شهادت به حق دهید، اگر چه به زیان شخص شما، یا پدر و مادر و یا نزدیکان تمام شود» (شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الأَقْرَبینَ).

این موضوع در همه اجتماعات و مخصوصاً در اجتماعات جاهلى وجود داشته و دارد، که معمولاً در شهادت دادن، مقیاس را حبّ و بغض ها و چگونگى ارتباط اشخاص با شهادت دهنده قرار مى دهند، و حق و عدالت براى آنها مطرح نیست.

مخصوصاً از حدیثى که از «ابن عباس» نقل شده استفاده مى شود که: افراد تازه مسلمان حتى بعد از ورود به «مدینه» به خاطر ملاحظات خویشاوندى از اداى شهادت هائى که به ضرر بستگانشان مى شد، خوددارى مى کردند، آیه فوق نازل شد و در این زمینه به آنها هشدار دارد.(1)

ولى ـ همان طور که آیه اشاره مى کند ـ این کار با روح ایمان سازگار نیست، مؤمن واقعى کسى است که در برابر حق و عدالت، هیچگونه ملاحظه اى نداشته باشد و حتى منافع خویش و بستگان خویش را به خاطر اجراى آن نادیده بگیرد.

ضمناً از این جمله استفاده مى شود: بستگان مى توانند با حفظ اصول عدالت به سود یا به زیان یکدیگر شهادت دهند (مگر این که قرائن اتهام به طرفدارى و اِعمال تعصب در کار بوده باشد).

آنگاه به قسمت دیگرى از عوامل انحراف از اصل عدالت، اشاره کرده مى فرماید: نه ملاحظه ثروت ثروتمندان باید مانع شهادت به حق گردد و نه عواطف ناشى از ملاحظه فقر فقیران; زیرا اگر آن کس که شهادت به حق به زیان او تمام مى شود، ثروتمند یا فقیر باشد، خداوند نسبت به حال آنها آگاه تر است، نه صاحبان زر و زور مى توانند در برابر حمایت پروردگار، زیانى به شاهدان بر حق برسانند، و نه فقیر با اجراى «عدالت» گرسنه مى ماند، لذا مى فرماید: «اگر آنها بى نیاز یا مستمند باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنها حمایت کند» (إِنْ یَکُنْ غَنِیّاً أَوْ فَقیراً فَاللّهُ أَوْلى بِهِما).

و باز براى تأکید، دستور مى دهد: «بنابراین از هوا و هوس پیروى نکنید تا مانعى در راه اجراى عدالت ایجاد گردد» (فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا).(2)

از این جمله به خوبى استفاده مى شود: سرچشمه مظالم و ستم ها، هواپرستى است و اگر اجتماعى هواپرست نباشد، ظلم و ستم در آن راه نخواهد داشت!

و بار دیگر، به خاطر اهمیتى که موضوع اجراى عدالت دارد، روى این دستور تکیه کرده، مى فرماید: «اگر مانع رسیدن حق، به حق دار شوید و یا حق را تحریف نمائید و یا پس از آشکار شدن حق، از آن اعراض کنید، خداوند از اعمال شما آگاه است» (وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً).(3)

در حقیقت جمله «إِنْ تَلْوُوا» اشاره به تحریف حق و تغییر آن است، در حالى که جمله «تُعْرِضُوا» اشاره به خوددارى کردن از حکم به حق مى باشد و این همان چیزى است که در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است.(4)

جالب توجه این که: در ذیل آیه تعبیر به «خبیر» شده است نه «علیم»; زیرا «خبیر» معمولاً به کسى مى گویند که از جزئیات و ریزه کارى هاى یک موضوع آگاه است.

اشاره به این که: خداوند کوچک ترین انحراف شما را از حق و عدالت به هر بهانه و دستاویزى که باشد ـ حتى در آنجا که لباس حق به جانب بر آن مى پوشانید ـ مى داند و کیفر آن را خواهد داد!

آیه فوق، توجه فوق العاده اسلام به مسأله عدالت اجتماعى را در هر شکل و هر صورت کاملاً روشن مى سازد و انواع تأکیداتى که در این چند جمله به کار رفته است، نشان مى دهد که: اسلام تا چه اندازه در این مسأله مهم انسانى و اجتماعى، حساسیت دارد، اگر چه با نهایت تأسف میان عمل مسلمانان، و این دستور عالى اسلامى، فاصله از زمین تا آسمان است! و همین یکى از اسرار عقب ماندگى آنها است.

* * *


1 ـ «المنار»، جلد 5، صفحه 455.

2 ـ جمله «تَعْدِلُوا» ممکن است از ماده «عدالت» و یا از ماده «عدول» بوده باشد، اگر از ماده «عدالت» باشد، معنى جمله چنین خواهد بود: فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى لاِ َنْ تَعْدِلُوا: «از هواپرستى پیروى نکنید تا بتوانید اجراى عدالت کنید».

و اگر از ماده «عدول» باشد، معنى جمله چنین خواهد شد: فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى فِى أَنْ تَعْدِلُوا: «از هواپرستى در مسیر انحراف از حق پیروى مکنید».

3 ـ «تَلْوُوا» از ماده «لَىّ» (بر وزن طى) به معنى «جلوگیرى و تأخیر» است و در اصل، به معنى «پیچیدن و تاب دادن» آمده است.

4 ـ تفسیر «تبیان»، جلد 3، صفحه 356، مکتب الاعلام الاسلامى، طبع اول، 1409 هـ ق ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 213، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـتفسیر «صافى»، جلد 1، صفحه 510، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 561، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «جامع البیان»، جلد 5، صفحه 436، دار الفکر بیروت، 1415 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 2، صفحه 234، دار المعرفة، مطبعة الفتح جدّة، طبع اول، 1365 هـ ق.

.........................

تفسیر نمونه

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری