- آموزش قرآن
- پربازدید
خطبه صد و شصت، بخش هفتم
وَ لَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللّهِ ـ صَلَّى اللّهِ
اخلاص در تلاوت قرآن
از مدتها پيش دنبال فرصتى مىگشت تا دور از هرگونه هياهو
خدایا، مردم قرآن را ترک کردند!
شرح آیات 30 لغایت 34 سوره مبارکه فرقان
30وَ قالَ
با یک لا اله الا اللّه وارد بهشت شوید،آیت الله
زمان: 7 دقیقه
از نگاه قرآن تأملي بر عالم خلق و عالم امر
در علم الهي، موجود را از جهات مختلف، به اقسام گوناگون
آمار بازدید
احسن الحدیث
کارگاه روشهای تدبر در سوره مبارکه یاسین از سوی شعبه دوم مجمعالقرآن گراش برگزار میشود.
به گزارش ایکنا، کارگاه حضوری روشهای تدبر در سوه مبارکه یاسین و مقدمات تدبر در قرآن با همکاری شعبه دوم مجمعالقرآن گراش در پایگاه فاطمه الزهرا(س) برگزار میشود.
این کارگاه با هدف پرسش و پاسخ به سؤالات اعتقادی، تبیین معنای تدبر در قرآن، تدبر در قرآن؛ امری عمومی و نه مختص به خواص، پرورش مهارتهای تفکر با تدبر در سورههای قرآن، اهمیت نقش محوری سورهها در فهم قرآن و تمرین عملی برای نهادینه کردن آموزهها در زندگی فردی و اجتماعی و ... تشکیل میشود.
کارگاه پرورش مهارتهای تفکر با تدبر در سوره یاسین ویژه نوجوانان، حافظان و مبلغان در بخش بانوان است که با تدریس خانم شیروان، پنجشنبههای هر هفته، ساعت ۱۷:۳۰ برپا میشود.
یادآور میشود، شعبه دوم مجمعالقرآن گراش در خیابان دانشگاه قرار دارد.
| حجت الاسلام قاسمی با بیان اینکه امام حسن مجتبی(ع) اسوه و الگوی ایثار وکرامت است گفت: حضرت برای ابقای اسلام مجبور به صلح شدند، لذا حضرت فرمودند: با این صلح من عزت دهنده مومنان هستم، من خواستم با این صلح اسلام حفظ شود. |
به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، در فرهنگ امامان، حفظ دين و احياي معارف اهل بيت (ع) محوريترين عنصر است. به همين دليل تشكيل حكومت، قيام، صلح و سكوت آنها همه در جهت حفظ اسلام و احياي سنّت شكل ميگيرد. اگر در شرايطي اسلام به واسطه قيام حفظ شود، آنان قيام ميكنند و اگر در مقطعي ديگر سكوت آنها موجب حفظ اسلام شود، سكوت ميكنند، هر چند اين سكوت، باعث از دست رفتن حقّ مسلّم آنان شود. امام علي (ع) فرمود: «سلامة الدين احبّ الينا من غيره» بر اين اساس، يكي از علل مهم صلح امام حسن (ع) را ميتوان «حفظ دين» بيان كرد، زيرا وضعيت جامعه اسلامي در شرايطي قرار داشت كه ممكن بود جنگ با معاويه، اصل دين را از بين ببرد. مضافاً اينكه اوضاع بيروني جامعه اسلامي نشان ميداد كه روم شرقي آماده حمله نظامي به مسلمانان بود. لذا در این خصوص با حجت الاسلام «غیاث الدین بهزاد قاسمی»، استاد حوزه و دانشگاه گفت و گویی انجام دادیم که در ادامه مشروح آن تقدیم حضورتان می شود.
چرا حضرت امام حسن مجتبی (ع) به کریم اهل بیت معروف بودند؟
روایت است، فردی نزد امام حسن مجتبی (ع) آمد و پرسید: یابن رسوالله بخشنده کیست و کریم به چه کسی می گویند: حضرت فرمودند: آن فردی که اگر تمامی دنیا از آن او بود و آن را در موارد لازم و واجب انفاق می کرد و احساس می نمود که دیگران حقوقی نسبت به گردن او ندارند او بخشنده است. این کلام خود امام حسن مجتبی (ع) نسبت به بخشندگی، بخشش و کرامت است، فردی می گوید: در مدینه خدمت حضرت رسیدم، سائلی به حضرت مراجعه کرد و درخواستی کرد،حضرت فرمودند: مقداری از ثروت خود را به این سائل بخشیدند. او چندین بار مراجعه کرده بود، حضرت باز هم همان مقدار را بخشیدند و فردی نسبت به امام اعتراض کرد و گفت: یابن رسول الله این فرد چندین بار به شما مراجعه کردند، حضرت فرمودند: من اصلا به صورت این شخص نگاه نکردم که ببینم چه کسی است؛ بنابراین کرامت و بخشندگی از صفات وجود مقدس امام حسن مجتبی (ع) است که در سیره حضرت به طور محسوس مشاهده می شود. چندین بار خود حضرت نیز ذکر کردند که تمامی ثروت و دارایی خود را بین فقرا و نیازمندان تقسیم کردند به طوری که نوشته اندحتی نعلین و کفش خود را نیز بخشیدند.
روایت دیگری از حضرت نقل شده است که فردی در حال طواف از امام حسن مجتبی (ع) پرسید معنای بخشنده چیست. حضرت فرمود: «إِنَّ لِكَلاَمِكَ وَجْهَيْنِ فَإِنْ كُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ اَلْمَخْلُوقِ فَإِنَّ اَلْجَوَادَ اَلَّذِي يُؤَدِّي مَا اِفْتَرَضَ اَللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ عَلَيْهِ وَ اَلْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِمَا اِفْتَرَضَ اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْنِي اَلْخَالِقَ فَهُوَ اَلْجَوَادُ إِنْ أَعْطَى وَ هُوَ اَلْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ لِأَنَّهُ إِنْ أَعْطَى عَبْداً أَعْطَاهُ مَا لَيْسَ لَهُ وَ إِنْ مَنَعَ مَنَعَ مَا لَيْسَ لَهُ ».(فرمود كلام تو دو وجه دارد اگر مقصود تو سؤال از مخلوق است جواد آن كس است كه واجبات خود را ادا كند بخيل كسى است كه بخل ورزد در اداى آنچه خدا بر او واجب كرده و اگر مقصود تو خالق است بدان كه خدا اگر عطا كند جواد است و اگر منع كند جواد است زيرا اگر عطا كند ببنده چيزى باو داده كه حق نداشته و اگر منع كند چيزى از او دريغ داشته كه حقش نبوده)
پس بخشندگی در میان تمام اهل بیت (ع) محسوس است. تمام حضرات معصومین (ع) دارای صفت کرامت بوده اند اما این صفت در وجود مقدس امام حسن مجتبی (ع) بیشتر به چشم می خورد،«عدی بن حاتم» فرزند حاتم طایی (بخشنده معروف) محضر امام حسن مجتبی (ع) رسیدند، تعبیری است که در شان حضرت به کار می برند، من فکر می کردم پدرم خیلی بخشنده است، وقتی که ساحت مقدس امام حسن مجتبی (ع) را دیدم، بخشندگی پدرم از یادم رفت، این کلامی است که فرزند حاتم طایی در مورد امام حسن مجتبی (ع) به کار بردند.
کمک های مومنانه چه جایگاهی در شیوه تربیتی امام حسن مجتبی (ع) داشت؟
بخشی از این بحث تربیتی بر می گردد به کرامت. بخشندگی و از خود گذشتگی ، اینکه فردی چیزی در اختیار دارد و به آن چیز هم احتیاج دارد ولی آن را در راه خدا و برای رضای پروردگار می پردازد این امر نه تنها کرامت بلکه ایثار هم محسوب می شود. اگر این سیره امام حسن مجتبی (ع) در جامعه نهادینه شود، یقینا بسیاری از مسایل و مشکلات ماحل خواهد شد. ما همین فرهنگ بحران کرونا در میان مومنان و مومنات دیدیم که چقدر گره گشایی کرد و چقدر مردم به تاسی از امام حسن مجتبی (ع) در قالب کمک های مومنانه گره از مشکلات همدیگر باز کردند.
اگر معاویه یک کافر بوده پس چرا امام حسن مجتبی (ع) با او صلح کرد و خلافت را به او واگذار کرد؟
روایتی از پیامبر اکرم (ص) است که فرمودند: «الحسن و الحسين امامان قاما او قعدا» امام حسن (ع) و امام حسین (ع) امامند، چه قیام بکنند و چه صلح انجام دهند. بحث صلح وجود مقدس امام حسن (ع) با توجه به شرایط جامعه و اقتضای زمان صورت گرفت،این نرمش قهرمانانه ای که وجود مقدس امام حسن مجتبی (ع) به تعبیر مقام معظم رهبری داشتند، باعث حفظ اسلام شد؛ همان طور که خون مطهر وجود مقدس ابا عبدالله الحسین (ع) باعث احیای دین شد، صلح امام حسن (ع) نیز باعث احیای اسلام شد.
ما در بحث صلح امام حسن مجتبی (ع) شرایط خاص جامعه را می بینیم که یک عده افرادی که کنار حضرت بودند، مانند عبدالله بن عباس فرمانده لشکر امام حسن مجتبی (ع) که نوشتند معاویه پنج تن از فرزندانش را به شدیدترین وجه به شهادت رسانده بود در لحظات آخرخود را به معاویه فروخت.
یکی از یاران حضرت بعد از دیدن این صحنه، خدمت امام رسید و بعد از مشاهده بی وفایی یاران حضرت با آمدن معاویه به کوفه «عبدالله بن حارث بن نوفلبن حارث بن عبدالمطلّب« خواهر زاده معاویه را به سمت حضرت فرستاد و گفت برو از جانب من به معاویه بگو: تو اگر مردم را نسبت به جان ها، اموال، فرزندان و زنان شان امان دهی با تو بیعت می کنم. امام حسن مجتبی (ع) در چنین شرایطی با معاویه بیعت کردند.
در این شرایط سخت ترین و مشکل ترین اتفاقات بر حضرت مستولی شده بود، حتی نزدیک ترین افراد از خانواده حضرت هم مقابل امام ایستادند. فرمانده لشکر امام خود را به دنیا فروخت؛ لذا حضرت برای ابقای اسلام مجبور به صلح شدند تا زحماتی که جد مطهرشان رسول اکرم (ص) برای اسلام متحمل شده بوند به هدر نرود؛ همان طوری که پدر بزرگوارشان امیرالمومنین علی (ع) هم 25 سال خانه نشین شدند. تعبیری که حضرت در نهج البلاغه دارند، استخوان در گلو و خار در چشم، بنابراین حضرت مجبور به پذیرش صلح شدند.
امام حسن مجتبی (ع) در رابطه با بحث پذیرش صلح فرمودند: با این صلح من عزت دهنده مومنان هستم، من خواستم با این صلح اسلام حفظ شود. با صلح امام حسن مجتبی (ع) اسلام احیا شد. روایت است «سفیان بن ابی لیلی» بر امام حسن مجتبی (ع) وارد شد و گفت سلام بر کسی که با صلح اش مومنان را ذلیل کرد حضرت فرمودند: ای سفیان ما خاندانی هستیم که وقتی حق را پیدا کردیم بدان چنگ زدیم. من از علی بن ابیطالب (ع) پدرم شنیدم که پیامبر(ص) فرموند: روزگاری خواهد آمد که این امت به مردی (امام حسن مجتبی) واگذار شود که با صلح اش اسلام را احیا می کند.
لذا صلح امام حسن مجتبی (ع) باعث احیای دین شد. شخصیت معاویه مشخص بود که اسلام ناب محمدی را به سمت سلطنت و حکومت می برد، وجود مقدس پیغمبر که «طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّه..» بود خود شخصا به مردم مراجعه می کردند و مشکلات آنها را حل می نمودند. این صفت نه تنها در سیره امیرالمومنین (ع) بلکه در سیره همه حضرات معصومین (ع) وجود داشته است اما معاویه اسلام را به سمت سلطنت برد،کاخ هایی را بنا کرد و اسلام ناب محمدی را از شیوه تربیتی پیغمبر به سمت سلطنت سوق داد.
روایتی هم از وجود مقدس امام حسن مجتبی (ع) نقل است که در مورد دلیل صلح خود می فرمایند: به خدا قسم من از آن جهت حکومت را به معاویه واگذار کردم که برابر خودم یاری ندیدم تا مرا همراهی کند و اگر مییافتم شب و روز به نبرد با وی میپرداختم تا خداوند بین من و او داوری کند؛ بنابراین من کوفیان را شناختم و آنان را آزمودم و فهمیدم که آنان نه وفادار هستند و نه به کردار و رفتار خود پایبند... من برای حفظ جان شما تن به صلح دادم.
من ابتدا با موضوع صلح مخالف بودم ولی در پایان مجبور به صلح شدم حضرت فرمودند: و تو ای معاویه عهده دار آن شدی یا به خاطر خیری که خداوند در تو سراغ داشت یا به خاطر شری که قصد انجام آن را داشتی، شاید این صلح امتحانی از سوی خداوند برای امت بوده . وجود مبارک امام حسن مجتبی (ع) شاید مجبور به صلح شد برای اینکه خونی از مومنان و مومنات نریخته شود و باز حضرت به مالک چنین می فرمایند: ای مالک نگو وقتی مردم جز اهل این کار یعنی یاران خالص را رها کردند،ترسیدند که از روی زمین برکنده شوند، خواستم که برای دین بر روی زمین دلسوزی بماند.
یک سخنران مذهبی گفت: اگر با صدای خوش و صوت عبدالباسطی هم قرآن بخوانید و قرآنی نباشید و به آن عمل نکنید این خواندن فایده و ثوابی که ندارد برعکس مورد لعن قرآن هم قرار میگیرید.
به گزارش خبرنگار افتخاری ایکنا، مهدی توکلی، سخنران مذهبی صبح امروز، ۲۸ مردادماه در مراسم عزاداری دهه سوم ماه محرم در بیت مرحوم خوشنما با اشاره به مقام توحیدی حضرت ابراهیم(ع) گفت: سوره ابراهیم در قرآن درباره شخصیت توحیدی حضرت ابراهیم(ع) است که این سوره با ۵۲ آیه در مکه نازل شده است. حضرت ابراهیم(ع) قهرمان توحید و الگوی همه موحدین است که آیات زیادی از این سوره درباره شخصیت این پیامبر الهی است.
این سخنران مذهبی با بیان اینکه حضرت ابراهیم(ع) بعد از امتحانات فراوان الهی به این مقام رسید و به تنهایی یک امت بود و با شجاعت تمام بتها را به تنهایی شکست، اظهار کرد: حضرت ابراهیم(ع) بچهدار نمیشدند و اینقدر راز و نیاز و دعا کردند تا اینکه در دوران پیری خداوند دعایش را مستجاب کرد و اسماعیل را به او داد. حالا تصور کنید کسی که بچه نداشته و بعد از سالها بچهدار شده چقدر خوشحال است.
وی ادامه داد: اما وقتی که اسماعیل به دنیا آمد خداوند به ایشان دستور داد هاجر و اسماعیل را به مکه ببرد و خود به تنهایی برگردد، چراکه بوسیله آنها قرار است نماز اقامه شود. آن هم در سرزمینی خشک و بیآب که حتی زمین آن هم غیر زراعی است و حضرت اطاعت کرد و آنها را آنجا برد و برگشت.
این سخنران بیان کرد: خداوند در این امر فرمودند برای اقامه نماز آنها را در آن بیابان بگذار و نمیفرماید نماز بخوانید بلکه میفرماید نماز را اقامه کنید. نماز خواندن و خم و راست شدن مشکلی را حل نمیکند بلکه باید جلو ایستاد و فرزندان خویش را هم فرا خواند و نماز را اقامه کرد همانطور که امام حسین(ع) در روز عاشورا نماز را اقامه کردند و شهید هم برای این اقامه نماز دادند در صورتی که میتوانستند به خیمهها بروند و نماز بخوانند اما نماز را اقامه کردند.
وی افزود: بنابراین هاجر و اسماعیل هم باید در این سرزمین بمانند تا نماز اقامه شود و اینگونه هم شد و بعدها نسل اسماعیل در این سرزمین نماز اقامه کردند. بعد از سالها دستور رسید که حضرت به دیدار آنها برود و وقتی حضرت ابراهیم(ع) آمدند و دیدند اسماعیل فرزندی برومند و نورانی شده است، او را در آغوش گرفت و خوشحال شد، اما شب مجدد فرمان رسید اسماعیل باید در راه خدا قربانی شود.
توکلی گفت: حضرت ابراهیم(ع) این فرمان را نیز پذیرفت و به اسماعیل گفت و او نیز گفت فرمان خدا را سریع اجرا کن؛ این نکته مهمی دارد و به ما میگوید مراقب باشید که بچه خود را از خدا بیشتر دوست نداشته باشید، چراکه نباید محبت خدا بر محبت غیر خدا غالب شود.
این سخنران با اشاره به روایتی نبوی درباره ثواب خواندن سوره ابراهیم گفت: پیامبر(ص) در روایتی درباره ثواب خواندن سوره ابراهیم فرمودند: «هر کس این سوره را بخواند به تعداد همه مردم چه آنها که بتپرست بودند و چه آنها که بت نپرستیدند، به او حسنه داده میشود.»
وی تأکید کرد: البته دقت شود این خواندن و تلاوت خالی ثواب ندارد بلکه باید با این خواندن شما حضرت ابراهیم(ع) را الگوی خود کنید و ابراهیمی زندگی کنید و گرنه چه بسا کسانی که قرآن میخوانند و قرآن آنها را لعنت میکند. حتی اگر با صدای خوش و صوت عبدالباسطی هم قرآن بخوانید ولی قرآنی نباشید و به آن عمل نکنید این خواندن فایده و ثوابی که ندارد برعکس مورد لعن قرآن هم قرار میگیرید. اما اگر کسی سوره ابراهیم را بخواند و به آن عمل کند و ابراهیمی زندگی کند این خواندن مشمول ثواب وعده داده شده میشود.
رئیس خانه فناوریهای فرهنگی اصفهان از ثبت ۷۰ ایده در رویداد ایدهپردازی کاریزمن ۱۲ با موضوع ترویج قرآن در خانواده خبر داد.
حجتالاسلام صادق امینی، رئیس خانه فناوریهای فرهنگی اصفهان در گفتوگو با ایکنا از اصفهان به فعالیتهای این مجموعه در حوزه میزبانی و رشد تیمهای استارتاپی فرهنگی و خلاق اشاره و اظهار کرد: یکی از فعالیتهای ما، برگزاری رویدادهای ایدهپردازی در حوزههای علوم انسانی و مباحث فرهنگی است و اولین رویدادی که با عنوان کاریزمن ۱۲ برای امسال برنامهریزی شده، ترویج قرآن کریم در خانواده نام دارد که در راستای ترویج فرهنگ ایدهپردازی و تشویق نهادهای مردمی به انجام فعالیتهای فرهنگی استارتاپی در حال برگزاری است.
وی با بیان اینکه تاکنون نزدیک به ۷۰ ایده مربوط به این رویداد در سایت کاریزنگار ثبت شده است، افزود: از علاقهمندان و دغدغهمندان حوزه قرآن و خانواده دعوت میکنیم تا اگر ایدهای با قابلیت تبدیل شدن به مؤسسه خلاق یا شرکت دانشبنیان دارند، آن را در سایت رویداد به نشانی https://kariznegar.ir ثبت کنند تا بررسی و داوری شود.
رئیس خانه فناوریهای فرهنگی اصفهان تصریح کرد: خانوادههای زیادی هستند که تمایل دارند فرزندانشان در فعالیتهای قرآنی شرکت کنند، ولی یا مکان نزدیکی برای حضور در محافل قرآنی سراغ ندارند یا با روش و اقدامات لازم آشنا نیستند تا بتوانند فضای قرآنی در خانواده خود ایجاد کنند و این ایدههای فرهنگی است که میتواند به ترویج قرآن در خانوادهها کمک کند. نمونههایی وجود دارند که فعالیتهای ترویجی قرآنی را بهصورت خودجوش انجام میدهند. برای مثال، نرمافزار هشت بهشت که در استارتاپ میعاد تولید شده است و ۲۰ هزار نصب فعال دارد، فرآیندی طراحی کرده که بر اساس آن، کودکان میتوانند ضمن بازی، سورههای کوچک جزء سیام قرآن را حفظ کنند و نظرات مادران در کافه بازار نشان میدهد که این نرمافزار در انس خانوادهها با قرآن موفق بوده است.
وی ادامه داد: با توجه به تغییر سبک زندگی و فعالیت هر چه بیشتر در حوزه دیجیتال و متاورس، مفاهیم دینی نیز باید به همان نسبت در فضای مجازی و دیجیتال گسترش پیدا کند و در همین راستا، قصد داریم از ایدهپردازان قرآنی حمایت کنیم تا نمادها، اجزا و خدمات قرآنی را وارد فضای اجتماعی و خانوادهها کنند و توسعه کارآفرینی و تقویت فضای قرآنی را با هم پیش ببرند.
حجتالاسلام امینی با بیان اینکه علاقهمندان تا ۲۰ شهریورماه برای ارسال ایدهها فرصت دارند، اضافه کرد: نفرات اول تا سوم، به ترتیب ۵۰، ۳۵ و ۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی دریافت میکنند و به پنج نفر شایسته تقدیر نیز هر کدام، پنج میلیون ریال تعلق میگیرد، ولی ارزش افزوده رویداد، این است که به ایدههای ارزشمند، امکاناتی مانند دفتر کار، تجهیزات و وسایل، خدمات مشاوره و منتورینگ تخصصی، اینترنت، امکانات اداری و خدمات ثبت شرکت ارائه میشود تا بتوانند ایده خود را با سهولت بیشتر به شرکت دانشبنیان و خلاق تبدیل کنند.
وی با بیان اینکه خانه فناوریهای فرهنگی اصفهان در حوزه فرهنگ و فناوری فعالیت میکند، بیان کرد: این مجموعه در طول کمتر از دو سال فعالیت خود، ۳۰ گروه را پذیرش کرده که از این تعداد، پنج شرکت اعتبارنامه خود را از معاونت علمی ریاستجمهوری دریافت کردهاند و ۲۱ گروه نیز در مسیر دریافت اعتبارنامه هستند. به تیمهای فعال در حوزه صنایع فرهنگی، اعتبارنامه شرکت خلاق یا دانشبنیان نوع سه اعطا میشود و سایر تیمهای فعال در مجموعه نیز مسیر خود را پیش میبرند.
رئیس خانه فناوریهای فرهنگی اصفهان تأکید کرد: ما نیز مانند همه شتابدهندهها، ریزشها و رویشهایی داریم و پیشبینی میشود که از میان این ۳۰ گروه، ۲۰ تای آنها به نتیجه برسند که آمار بسیار خوبی برای آغاز کار است و علت این موفقیت نیز به بافت فرهنگی بسیار قوی اصفهان برمیگردد، چنانکه برای جذب گروهها تبلیغات زیادی انجام ندادیم، ولی با اولین اعلام، تعداد زیادی از تیمها حاضر شدند و این نشاندهنده ظرفیت بالای اصفهان در حوزه فرهنگی است؛ فرصتی که در کمتر استانی با این قوت دیده میشود. بنابراین، باید از این تیمها حمایت کنیم تا بتوانند در سطح ملی مطرح شوند.
شرح آیات 151 و 152 سوره مبارکه بقره
151- كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ
152- فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ
151- همان گونه که (براى هدایت شما) پیامبرى از خودتان در میان شما فرستادیم; تا آیات ما را بر شما بخواند; و شما را پاکیزه سازد; و به شما، کتاب و حکمت بیاموزد; و آنچه را نمى دانستید، به شما یاد دهد.
152- پس مرا یاد کنید، تا شما را یاد کنم; و شکر مرا به جاى آورید و (نعمتهاى مرا) کفران نکنید.
برنامه هاى رسول اللّه
خداوند در آخرین جمله از آیه گذشته، یکى از دلائل تغییر قبله را تکمیل نعمت خود بر مردم و هدایت آنان بیان کرد، در آیه مورد بحث با ذکر کلمه «کَما» اشاره به این حقیقت مى کند که تنها تغییر قبله نعمت خدا بر شما نبود، بلکه نعمت هاى فراوان دیگرى به شما داده است، مى فرماید: «همان گونه که رسولى در میان شما از نوع خودتان فرستادیم» (کَما أَرْسَلْنا فیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ).
کلمه مِنْکُم «از شما» ممکن است اشاره به این معنى باشد که او از نوع بشر است و تنها بشر مى تواند مربى، رهبر و سرمشق انسان ها گردد و از دردها و نیازها و مسائل او آگاه باشد که این خود نعمت بزرگى است.
و یا منظور این است که: او از نژاد شما و هموطن شما است، زیرا عرب هاى جاهلى بر اثر تعصب شدید نژادى ممکن نبود زیر بار پیامبرى از غیر نژاد خود بروند، چنان که در آیات 198 و 199 سوره «شعراء» مى خوانیم: وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الأَعْجَمینَ * فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ ما کانُوا بِهِ مُؤْمِنینَ: «اگر ما قرآن را بر مردى از غیر عرب نازل مى کردیم * و بر آنها مى خواند هرگز به او ایمان نمى آوردند» و این براى آنها نعمت مهمى محسوب مى شد که پیامبر از خودشان باشد.
البته، این براى آغاز کار بود، اما سرانجام مسأله نژاد و وطن (جغرافیائى) از برنامه ها حذف شد و دستور اصلى و جاودانه اسلام که «جهان» را وطن، و «انسانیت» را نژاد معرفى مى کند، اعلام گردید.
بعد از ذکر این نعمت، به چهار نعمت دیگر که از برکت این پیامبر، عاید مسلمین شد اشاره مى کند، مى فرماید:
1 ـ «آیات ما را بر شما مى خواند» (یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِنا).
«یَتْلُوا» از ماده «تلاوت» به معنى پى در پى در آوردن است، لذا هنگامى که عباراتى پى در پى (و روى نظام صحیح) خوانده شود از آن تعبیر به تلاوت مى کنند، یعنى پیامبر، سخنان خدا را روى نظام صحیح و مناسبى پى در پى بر شما مى خواند تا قلوبتان را آماده پذیرش معانى آن کند.
بنابراین تلاوت منظم و حساب شده پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى ایجاد آمادگى در تعلیم و تربیت است که در جمله هاى بعد به آن اشاره مى شود.
2 ـ «و او شما را پرورش مى دهد» (وَ یُزَکِّیکُمْ).
«تزکیه» در اصل ـ چنان که «راغب» در «مفردات» گوید ـ به معنى افزودن و نمو دادن است، یعنى او با کمک گرفتن از آیات خدا بر کمالات معنوى و مادى، شما مى افزاید، و روحتان را نمو مى دهد، گل هاى فضیلت را بر شاخسار وجودتان آشکار مى سازد و انواع صفات زشت را که در عصر جاهلیت، جامعه شما را فرا گرفته بود مى زداید.
3 ـ «و کتاب و حکمت به شما مى آموزد» (وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ).
گر چه «تعلیم» به طور طبیعى مقدم بر «تربیت» است، اما همان گونه که سابقاً هم اشاره کردیم: قرآن مجید براى اثبات این حقیقت که هدف نهائى «تربیت» است غالباً آن را مقدم بر تعلیم آورده است:
فرق میان «کتاب» و «حکمت»، ممکن است از این نظر باشد که: «کتاب»، اشاره به آیات قرآن و وحى الهى است که به صورت اعجاز بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده، ولى «حکمت»، سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تعلیمات او است که «سنت» نام دارد.
و نیز ممکن است: «کتاب»، اشاره به اصل دستورات باشد و «حکمت»، اشاره به «اسرار، فلسفه ها، علل و نتائج» آن.
بعضى از مفسران نیز احتمال داده اند «حکمت»، اشاره به حالت و ملکه اى باشد که از تعلیمات کتاب حاصل مى شود، و با داشتن آن انسان مى تواند هر کار را به جاى خود انجام دهد.(1)
نویسنده تفسیر «المنار» بعد از ذکر تفسیر نخست (منظور از حکمت «سنت» است) آن را نادرست مى شمرد، و به آیه 39 سوره «اسراء»: ذلِکَ مِمّا أَوْحى إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَة: «اینها از امورى است که پروردگارت از حکمت به تو وحى فرستاده» استدلال مى کند.
ولى به عقیده ما پاسخ این ایراد روشن است; زیرا حکمت، معنى وسیعى دارد و ممکن است به آیات قرآن و اسرارى که از این طریق بر پیامبر (صلى الله علیه وآله) نازل شده اطلاق گردد.
ولى آنجا که «حکمت» در برابر «کتاب» (قرآن) قرار مى گیرد (مانند آیه مورد بحث و آیات مشابه آن) مسلماً منظور از آن غیر از کتاب است و آن چیزى جز «سنت» نخواهد بود.
4 ـ «و آنچه را نمى دانستید به شما تعلیم مى دهد» (وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ).
گر چه این موضوع، در جمله قبل که تعلیم کتاب و حکمت است وجود داشته، ولى قرآن مخصوصاً آن را تفکیک مى کند، تا به آنها بفهماند: اگر پیامبران نبودند بسیارى از علوم براى همیشه از شما مخفى بود، آنها تنها رهبر اخلاقى و اجتماعى نبودند، بلکه پیشواى علمى نیز بودند که بدون رهبرى آنها علوم انسانى نضج نمى گرفت.
* * *
با توجه به نعمت هاى مختلف الهى که در این آیه بیان شد، در آیه بعد به مردم اعلام مى کند: جا دارد شکر این نعمت هاى بزرگ را به جا آورند و با بهره گیرى صحیح از این نعمت ها، حق شکر او را ادا کنند، مى فرماید: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر مرا به جا آورید و کفران نکنید»! (فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لی وَ لاتَکْفُرُونِ).
بدیهى است: جمله «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» اشاره به یک معنى عاطفى میان خدا و بندگان نیست، آن گونه که در میان انسان ها است که به هم مى گویند: به یاد ما باشید تا به یاد شما باشیم!
بلکه اشاره به یک اصل تربیتى و تکوینى است، یعنى به یاد من باشید، به یاد ذات پاکى که سرچشمه تمام خوبى ها و نیکى ها است و به این وسیله روح و جان خود را پاک و روشن سازید و آماده پذیرش رحمت پروردگار، توجه شما به این ذات پاک، شما را در فعالیت ها مخلص تر، مصمّم تر، نیرومندتر، و متحدتر مى سازد.
همان گونه که منظور از «شکرگزارى و عدم کفران» تنها یک مسأله تشریفاتى و گفتن با زبان نیست، بلکه منظور آن است که هر نعمتى را درست به جاى خود مصرف کنید و در راهِ همان هدفى که براى آن آفریده شده به کار گیرید تا مایه فزونى رحمت و نعمت خدا گردد.
* * *
نکته ها:
1 ـ گفتار مفسران در «فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ»
مفسران در شرح این جمله، و این که منظور از یادآورى بندگان چیست؟ و یادآورى خداوند چگونه است، تفسیرهاى متنوعى ذکر کرده اند که «فخر رازى» در تفسیر «کبیر» خود آن را در ده موضوع خلاصه کرده:
1 ـ مرا به «اطاعت» یاد کنید، تا شما را به «رحمتم» یاد کنم، شاهد این سخن آیه 132 سوره «آل عمران» است که مى گوید: «وَ أَطیعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون».
2 ـ مرا به «دعا» یاد کنید، تا شما را به «اجابت» یاد کنم، شاهد این سخن آیه 60 سوره «مؤمن» است که مى گوید: «ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُم».
3 ـ مرا به «ثنا و طاعت» یاد کنید، تا شما را به «ثنا و نعمت» یاد کنم.
4 ـ مرا در «دنیا» یاد کنید تا شما را در «جهان دیگر» یاد کنم.
5 ـ مرا در «خلوتگاه ها» یاد کنید تا شما را در «جمع» یاد کنم.
6 ـ مرا به «هنگام وفور نعمت» یاد کنید، تا شما را در «سختى ها» یاد کنم.
7 ـ مرا به «عبادت» یاد کنید، تا شما را به «کمک» یاد کنم، شاهد این سخن جمله «إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعین»(2) است.
8 ـ مرا به «مجاهدت» یاد کنید، تا شما را به «هدایت» یاد کنم، شاهد این سخن آیه 69 سوره «عنکبوت» است که مى فرماید: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا».
9 ـ مرا به «صدق و اخلاص» یاد کنید، شما را به «خلاص و مزید اختصاص» یاد مى کنم.
10 ـ مرا به «ربوبیت» یاد کنید، شما را به «رحمت» یاد مى کنم، مجموعه سوره «حمد» مى تواند گواه این معنى باشد.(3)
البته هر یک از این امور، جلوه اى از جلوه هاى معنى وسیع این آیه است و آیه فوق همه این معانى و حتى غیر آن را نیز شامل مى شود: مرا به «شکر» یاد کنید تا شما را به «زیادى نعمت» یاد کنم، چنان که در آیه 7 سوره «ابراهیم» مى خوانیم: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاَ َزیدَنَّکُمْ».
بدون شک هر گونه توجه به خداوند ـ چنان که گفتیم ـ یک اثر تربیتى دارد که در پرتو یاد خدا در وجود انسان پرتوافکن مى شود، و روح و جان او بر اثر این توجه، آمادگى نزول برکات جدیدى که متناسب با نحوه یاد او است پیدا مى کند.
* * *
2 ـ ذکر خدا چیست؟
مسلّم است: منظور از ذکر خدا تنها یادآورى به زبان نیست، که زبان ترجمان قلب است، هدف این است: با تمام قلب و جان به ذات پاک خدا توجه داشته باشید، همان توجهى که انسان را از گناه باز مى دارد و به اطاعت فرمان او دعوت مى کند.
به همین دلیل، در احادیث متعددى از پیشوایان اسلام نقل شده است منظور از ذکر خدا یادآورى عملى است، در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم که به على(علیه السلام) وصیت فرمود، از جمله وصایایش این بود: ثَلاثٌ لاتُطِیقُها هذِهِ الأُمَّةُ الْمُواساةُ لِلأَخِ فِی مالِهِ وَ إِنْصافُ النّاسِ مِنْ نَفْسِهِ وَ ذِکْرُ اللّهِ عَلى کُلِّ حال وَ لَیْسَ هُوَ سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ أَکْبَرُ وَ لکِنْ إِذا وَرَدَ عَلى ما یَحْرُمُ عَلَیْهِ خافَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عِنْدَهُ وَ تَرَکَهُ:
«سه کار است که این امت توانائى انجام آن را (به طور کامل) ندارند:
مواسات و برابرى با برادر دینى در مال، و اداى حق مردم با قضاوت عادلانه نسبت به خود و دیگران، و خدا را در هر حال یاد کردن، منظور سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ أَکْبَرُ نیست، بلکه منظور این است: هنگامى که کار حرامى در مقابل او قرار مى گیرد از خدا بترسد و آن را ترک گوید».(4)
به هر حال، چه جالب است: خداوند با آن عظمت، ذکر بندگان را در کنار ذکر خود قرار مى دهد، بندگان، در آن عالم محدود و کوچکشان و خداوند بزرگ، در آن عالم نامحدود و بى انتها با آن همه رحمت ها و برکات!
* * *
1 ـ تفسیر «فى ظلال»، جلد اول، صفحه اول.
2 ـ فاتحة الکتاب، آیه 5.
3 ـ تفسیر «کبیر فخر رازى»، جلد 4، صفحه 144 (با مختصر تغییر و مقدارى اضافات).
4 ـ کتاب «خصال»، جلد 1، صفحه 125 (انتشارات جامعه مدرسین) ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 140 ـ «بحار الانوار»، جلد 74، صفحه 45 ـ «من لایحضره الفقیه»، جلد 4، صفحه 258 (انتشارات جامعه مدرسین).
....................
تفسیر نمونه














