- آموزش قرآن
- پربازدید
آیت الله العظمی سید محمد هادی حسینی میلانی
خطبه بیست و پنجم بخش اول،آیت لله مکارم شیرازی
خطبه بیست و پنجم بخش اول،آیت لله مکارم شیرازی
مَا هِیَ
تعادل قوا در عالم، آیت الله مکارم شیرازی-بارگزاری
نیایش در مقام خوف و مشیت
عقل در قرآن کریم،جلسه سوم،آیت الله مکارم
آمار بازدید
احسن الحدیث
برنامه هشتبهشت اپلیکیشنی برای حفظ قرآن به کودکان و نوجوانان است که در قالب بازی و سرگرمی و در محیطی کودکانه میآموزد.
به گزارش ایکنا، آموزش قرآن و مفاهیم آن در جامعه اسلامی ضروری است و پیامبر اکرم(ص) در این باره فرمودهاند: «مَثَل الّذی یَتَعَلَّم فی صِغره کالنَّقْشِ فِی الْحَجَرِ؛ مَثَل آن کس که در کودکی به فراگیری مطالب پردازد، همانند حکاکی بر سنگ است».
بحث آموزش قرآن و مفاهیم قرآنی به خردسالان نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. البته با توجه به ضرورت آموزشهای قرآنی هرچند به صورت محدود به خردسالان، برخی از مراکز آموزشی و غیررسمی کشور در قالب اپلیکیشن و فضای مجازی به این امر پرداخته و آموزش قرآن به خردسالان را همانند آموزش به سایر اقشار جامعه در دستور کار خود قرار دادهاند.
البته حفظ قرآن برای کودکان زیر شش سال به دلایلی همچون سن کم، عواطف خاص، دلبستگی شدید به خانواده و آشنا نبودن به حروف الفبا بسیار مشکل است و شیوه خاصی را میطلبد. همچنین تا پیش از دبستان حافظه محض مکانیکی یا طوطیوار در آنها بسیار قوی است و میتوان از یادگیری طوطیوار بهره جست. به این صورت که با استفاده از تکرار یا تاکید فراوان و شنیدن چندین باره آیات در کنار بازی و سرگرمی سورهها را حفظ میکنند.
ذهن کودک به طور مکانیکی هر اطلاعاتی را که با بازی و سرگرمی دریافت کند، خیلی راحت حفظ و نیز بسیار دیر آن مطالب را فراموش میکند و در صورت فراموشی هم با تذکر برطرف میشود. بر همین اساس اساس اکثر نرمافزارها و اپلیکیشنهایی قرآنی که برای کودکان تولید و طراحی میشود بر شیوه طوطیوار تأکید میکنند. برنامه هشت بهشت اپلیکیشنی برای حفظ قرآن به کودکان و نوجوانان است که در قالب بازی و سرگرمی و در محیطی کودکانه و جذاب قرآن را به آنها میآموزد.
مراحل و بخشهای اپلیکیشن هشت بهشت قرآنی شامل بازی بالنسواری، بازی پرندهها، فرشتهها (آزمون)، رنگآمیزی دیجیتال تصاویر مرتبط با سورهها به همراه پخش قرائت سوره، جورچین دیجیتال تصاویر مرتبط با سورهها به همراه پخش قرائت سوره و جورچین دیجیتال آیات هر سوره است.
در این اپلیکیشن بخشهای دیگری همچون از حفظ بگو (آزمون به همراه ضبط صدا)، تکرار و تمرین (تعداد قرائت بینهایت هر آیه به همراه امکان ضبط صدا)، حفظ (پیوند و تکرار آیات هر سوره) و قرائت هر سوره وجود دارد. استفاده از رنگآمیزی جذاب و مناسب کودکان و خردسالان، بهرهگیری از هنر نقاشی و رنگبندی و جذابیتهای بصری از دیگر قابلیتهای این برنامه است.
بسیاری از روانشناسان بر این عقیدهاند که نباید آموزشهای مشکل از جمله آموزش حفظ قرآن در دوره خردسالی انجام شود و حفظ قرآن از جمله آموزشهای مشکل برای خردسالان تلقی میشود و اگر به درستی آموزش داده نشود، در اکثر موارد موجب دلزدگی بچهها از قرآن میشود؛ به همین سبب تولیدکنندگان این اپلیکیشن تلاش کردهاند که با استفاده از ترکیب رنگ، انیمیشن و تلاوت، فضای زیبا و دلپذیری را برای آموزش قرآن کودک فراهم کنند و به صورت رایگان در اختیار خانوادهها و فرزندانشان قرار میگیرد.
هرچند طی سالهای اخیر و در راستای تحقق مطالبات مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن کریم در کشور اقدامات خوبی از سوی دستگاهها و سازمانهای مختلف صورت گرفته است و به گفته مسئولان و کارشناسان قرآنی، اکثر سازمانهای قرآنی درگیر این مسئله هستند، اما به ویژه در حوزه خردسالان سازمان خاصی متولی این امر نیست و هنوز یک برنامه و روش کلی برای حفظ خردسالان ارائه نشده است و با وجود اینکه مؤسسات و مراکز قرآنی سالها در این حوزه کار کردهاند، هنوز اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد و هنوز نهادهای متولی و مؤسسات قرآنی در بحث آموزش قرآن به خردسالان به اتفاق نظر نرسیدهاند.
شرح آیه 148 سوره مبارکه بقره
148- وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
148- هر امتى قبله اى دارد که خداوند آن را تعیین کرده است; (و به جاى گفتگو درباره قبله،) در نیکیها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید. هر جا باشید، خداوند همه شما را (در روز رستاخیز) حاضر مى کند; زیرا او، بر هر چیزى تواناست.
هر امتى قبله اى دارد
این آیه در حقیقت پاسخى به قوم یهود است که دیدیم سر و صداى زیادى پیرامون موضوع تغییر قبله به راه انداخته بودند، مى گوید: «هر گروه و طایفه اى قبله اى دارد که خداوند آن را تعیین کرده است» (وَ لِکُلّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیها).
در طول تاریخ انبیاء، قبله هاى مختلفى بوده، و تغییر آن چیز عجیبى نیست، «قبله» همانند اصول دین نیست که تغییرناپذیر باشد، و یا همچون امور تکوینى که تخلف در آن میسر نشود.
بنابراین، زیاد درباره قبله گفتگو نکنید و به جاى آن «در اعمال خیر و نیکى ها بر یکدیگر سبقت جوئید» (فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ).
در عوضِ این که تمام وقت خود را صرف گفتگو در این مسأله فرعى کنید، به سراغ خوبى ها و پاکى ها بروید که میدان وسیع و گسترده اى دارد و در آن از یکدیگر پیشى گیرید; زیرا معیار ارزش وجودى شما، عمل پاک و نیک شما است.
این مضمون درست شبیه چیزى است که در آیه 177 همین سوره آمده است: لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآْخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّین...: «نیکوکارى این نیست که صورتتان را به طرف شرق و غرب کنید، بلکه نیکى (و نیکوکار) کسى است که ایمان به خدا، روز جزا و فرشتگان و پیامبران داشته باشد...» (و با الهام از ایمان راسخ اعمال صالح انجام دهد).
شما اگر مى خواهید «اسلام» یا «مسلمانان» را بیازمائید، با این برنامه ها بیازمائید، نه به مسأله تغییر قبله.
آنگاه به عنوان یک هشدار به خرده گیران، و تشویق نیکوکاران مى فرماید: «هر جا باشید، خداوند همه شما را حاضر خواهد کرد» (أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمیعاً).
در آن دادگاه بزرگ رستاخیز که صحنه نهائى پاداش و کیفر است، همه را حاضر خواهند کرد.
چنین نیست که عده اى مشغول انجام بهترین کارها باشند و گروهى دیگر جز سمپاشى، تخریب و اخلال، کار دیگرى نکنند، و با هم یکسان باشند و حساب و کتاب و جزائى در کار نباشد، مسلّم، بدانید: چنان روزى در پیش است و به همه حساب ها رسیدگى مى شود.
و از آنجا که ممکن است براى بعضى این جمله عجیب باشد که چگونه خداوند ذرات خاک هاى پراکنده انسان ها را هر جا که باشد جمع آورى مى کند و لباس حیات نوینى بر آنها مى پوشاند؟ بلافاصله مى گوید: «و خداوند بر هر کارى قدرت دارد» (إِنَّ اللّهَ عَلى کُلِّ شَیْء قَدیرٌ).
در حقیقت این جمله در پایان آیه، به منزله دلیل است براى جمله قبل یعنى «أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمیعاً».
* * *
نکته ها:
1 ـ روزى که یاران مهدى(علیه السلام) جمع مى شوند
در روایات متعددى که از ائمه اهل بیت(علیهم السلام) به ما رسیده جمله «أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمیعاً» به اصحاب مهدى(علیه السلام)تفسیر شده است.
از جمله در کتاب «روضه کافى» از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم که بعد از ذکر این جمله، فرمود: یَعْنِی أَصْحابَ الْقائِمِ الثَّلاثَ مِائَة وَ الْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً قالَ وَ هُمْ وَ اللّهِ الأُمَّةُ الْمَعْدُودَةُ قالَ یَجْتَمِعُونَ وَ اللّهِ فِی ساعَة واحِدَة قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخَرِیفِ:
«منظور اصحاب امام قائم(علیه السلام) هستند که سیصد و سیزده نفرند، به خدا سوگند منظور از امة معدودة آنها هستند، به خدا سوگند در یک ساعت همگى جمع مى شوند، همچون پاره هاى ابر پائیزى که بر اثر تند باد، جمع و متراکم مى گردد»!(1)
از امام على بن موسى الرضا(علیهما السلام) نیز نقل شده: وَ ذلِکَ وَ اللّهِ أَنْ لَوْ قَدْ قامَ قائِمُنا یَجْمَعُ اللّهُ إِلَیْهِ شِیعَتَنا مِنْ جَمِیعِ الْبُلْدانِ: «به خدا سوگند هنگامى که مهدى(علیه السلام) قیام کند، خدا تمام پیروان ما را از تمام شهرها گرد او جمع مى کند».(2)
بدون شک، این تفسیر از مفاهیم «بطون» آیه است; چرا که مى دانیم طبق روایات، آیات قرآن گاه معانى متعددى دارد که یک معنى ظاهرى، همگانى و عمومى است، و دیگرى معنى درونى و به اصطلاح بطن آیه است، که جز پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان(علیهم السلام) و کسانى که خدا بخواهد، از آن آگاه نیستند.
به تعبیر دیگر: در حقیقت این روایات اشاره به این مطلب است: خدائى که قدرت دارد ذرات پراکنده خاک انسان ها را در قیامت از نقاط مختلف جهان جمع آورى کند، به آسانى مى تواند یاران مهدى(علیه السلام) را در یک روز و یک ساعت براى افروختن نخستین جرقه هاى انقلاب به منظور تأسیس حکومت عدل الهى و پایان دادن به ظلم و ستم، جمع نماید.
* * *
2 ـ تفسیر جمله «وَ لِکُلّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیها»
گفتیم: ظاهر آیه این است که اشاره به قبله هاى مختلفى است که خدا براى امت ها قرار داده، ولى بعضى احتمال داده اند: اشاره به معنى وسیع ترى است که شامل روش ها و برنامه هاى تکوینى مى شود، و در حقیقت معنى قضا و قدر تکوینى نیز از آن منظور بوده(3) (دقت کنید).
البته اگر قرائن قبل و بعد این آیه نبود، چنین تفسیرى امکان پذیر بود، ولى با توجه به این قرائن ظاهر همان معنى اول است، و جمله «هُوَ مُوَلِّیها» شبیه «فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضاها» است.
و به فرض که آیه اشاره به این معنى باشد هرگز به مفهوم قضا و قدر اجبارى نیست، بلکه همان قضا و قدرى است که با اصل آزادى اراده و اختیار سازگار است.(4)
* * *
1 ـ «کافى»، جلد 8، صفحه 313، حدیث 487 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «نور الثقلین»، جلد اول، صفحه 139 ـ «بحار الانوار»، جلد 52، صفحات 288 و 342.
2 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 52، صفحه 291 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 66 (چاپخانه علمیه).
3 ـ تفسیر «المیزان»، جلد اول، صفحه 331.
4 ـ براى توضیح بیشتر به کتاب «انگیزه پیدایش مذهب»، فصل قضا و قدر مراجعه شود.
...........................
تفسیر نمونه
دوره آموزشی مهارتهای زندگی با محوریت ارائه مفاهیم قرآن از سوی مؤسسه تسنیم لنجان برگزار میشود.
این دوره به مدت دو روز در روزهای دوم و سوم شهریورماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۸ با تدریس حجتالاسلام والمسلمین سیدعبدالله بحرینی، کارشناس صداوسیما به نشانی زرینشهر، خیابان حافظ، حسینیه مسجدالرضا(ع) برپا میشود.
این دوره ویژه بانوان برنامهریزی شده و در پایان گواهینامه نیز به شرکتکنندگان اعطا میشود.
یادآور میشود، مؤسسه فرهنگی ـ مردمی قرآن و عترت تسنیم لنجان به نشانی اصفهان، زرینشهر، چهارراه هلال احمر، ابتدای خیابان شیخ بهایی، ابتدای کوچه یاس، اولین درب ساختمان هلال احمر واقع شده است.
شَرح آیات 146 و 147 سوره مبارکه بقره
146- الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
147- الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ
146- کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده ایم، او [=پیامبر ]را همچون فرزندان خود مى شناسند; ولى جمعى از آنان،حق را در حالى که از آن آگاهند کتمان مى کنند.
147- این (فرمان تغییر قبله) حکم حقّى از طرف پروردگار توست; بنابراین، هرگز از تردیدکنندگان در آن مباش.
آنها به خوبى او را مى شناسند
در تعقیب بحث هاى گذشته پیرامون لجاجت و تعصب گروهى از اهل کتاب، نخستین آیه مورد بحث، مى گوید: «علماى اهل کتاب، پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) را به خوبى همچون فرزندان خود مى شناسند» (الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ).
نام، نشان و مشخصات او را در کتب مذهبى خود خوانده اند.
«ولى گروهى از آنان سعى دارند آگاهانه حق را کتمان کنند» (وَ إِنَّ فَریقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ).
هر چند گروهى از آنها با مشاهده این نشانه هاى روشن، اسلام را پذیرا گشتند، چنان که، از «عبداللّه بن سلام» که از علماى یهود بود و سپس اسلام را پذیرفت نقل شده، مى گفت: «من پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) را بهتر از فرزندم مى شناسم»! (أَنَا أَعْلَمُ بِهِ مِنِّى بِابْنِى).(1)
این آیه، پرده از حقیقت جالبى بر مى دارد و آن این که بیان صفات جسمى، روحى و ویژگى هاى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در کتب پیشین به قدرى زنده و روشن بوده است که ترسیم کاملى از او در اذهان کسانى که با آن کتب، سر و کار داشته اند مى نمود.
آیا کسى مى تواند احتمال دهد در آن کتب هیچ نامى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و نشانى از وى نبوده ولى پیغمبر اسلام با این صراحت در مقابل چشم آنها بگوید تمام صفات من در کتب شما موجود است؟
آیا اگر چنین بود همه دانشمندان اهل کتاب به مبارزه شدید و صریح بر ضد او بر نمى خاستند؟
و به او نمى گفتند: این تو و این کتاب هاى ما، در کجاى آن نام و صفات تو ثبت است؟
و آیا ممکن بود حتى یک نفر از علماى آنان در برابر پیامبر اسلام تسلیم شود؟!
پس این گونه آیات، خود دلیل بر صدق و حقانیت خودش مى باشد.
* * *
سپس به عنوان تأکید بحث هاى گذشته پیرامون تغییر قبله، یا احکام اسلام به طور کلى مى فرماید: «این فرمان حقى است که از سوى پروردگار تو است و هرگز از تردیدکنندگان نباش»! (الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرینَ).
و با این جمله پیامبر را دلدارى مى دهد، و تأکید مى کند: در برابر سمپاشى هاى دشمنان ذره اى تردید ـ چه در مسأله تغییر قبله و چه در غیر آن ـ به خود راه ندهد، هر چند دشمنان، تمام نیروهاى خود را در این راه بسیج کنند.
مخاطب در این سخن گرچه شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، ولى همان گونه که در آیات گذشته نیز گفتیم در واقع هدف، همه مردم مى باشند و گرنه مسلّم است پیامبرى که از طریق شهود با وحى سر و کار دارد هیچ گاه شک و تردیدى به خود راه نمى دهد، چرا که وحى براى او جنبه حسّ و عین الیقین دارد.
* * *
1 ـ «المنار»، جلد 2 و تفسیر «کبیر فخر رازى»، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 85 (با اندکى تفاوت) و جلد 15، صفحه 180 (با اندکى تفاوت) ـ تفسیر «قمى»، جلد 1، صفحه 196، با اندکى تفاوت (مؤسسه دار الکتاب).
...................
تفسیر نمونه
مدیر بنیاد علمی فرهنگی هاد گفت: مهمترین ویژگی و عامل تأثیرگذاری جلسات درس اخلاق آیتالله ناصری این بود که خودشان عامل به این مباحث بودند و آنچه میگفتند از عمق جانشان میجوشید و به آن باور داشتند.
حجتالاسلام محمد عمومی، مدیر بنیاد علمی فرهنگی هاد و از شاگردان آیتالله ناصری در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، رحلت این عالم ربانی را خسارتی برای حوزههای علمیه و همه علاقهمندان به مباحث فقهی و اخلاقی برشمرد و اظهار کرد: آیتالله ناصری عمده دوران تحصیل خود را در نجف اشرف گذراند و یکی از توفیقاتی که خداوند متعال به ایشان عطا کرد، بهرهگیری از محضر اساتید بزرگی مانند مرحوم آیتالله سیدمحمود شاهرودی در مباحث فقهی و مرحوم آیتالله سیدجمال گلپایگانی در مباحث اخلاقی و معنوی بود. همچنین عدهای از کسانی که بعداً در زمره علمای بزرگ قرار گرفتند، از دوستان دوران تحصیل آیتالله ناصری بودند. به علاوه، پدر بزرگوار ایشان از علمای مورد احترام در حوزه علمیه بود.
وی به سلوک فردی و اجتماعی آیتالله ناصری اشاره کرد و افزود: ایشان یک شخصیت علمی و فقیه بهشمار میرفت، ولی آنچه در وجودشان بسیار پررنگ بود و سایر ابعاد وجودیشان را تحتالشعاع قرار میداد، ابعاد معنوی و اخلاقی بود، مخصوصاً شیفتگی و دلدادگی شدیدی که به ساحت مقدس امام زمان(عج) داشت. کسانی که توفیق درک محضر ایشان را داشتند، معمولاً این دقایق و ساعات برای آنها سرشار از یاد و نام امام زمان(عج) بود و در این نشست و برخاست، احساس میکردند که علاقه و محبتشان به ساحت مقدس امام عصر(عج) بیشتر شده است. سفارش و توصیه همیشگی آیتالله ناصری نیز این بود که در همه اوقات، مخصوصاً در تنگناها، فراز و نشیبها و مشکلات زندگی، توسل به امام زمان(عج) را از یاد نبرید.
مدیر بنیاد علمی فرهنگی هاد تصریح کرد: انس با قرآن بهصورت بسیار زیاد، از ویژگیهای برجسته مرحوم آیتالله ناصری بهشمار میرفت که توفیقی از جانب خداوند متعال برای ایشان بود و در سفارشهای خود بر انس با قرآن تأکید میکرد.
حیثیت مردمی آیتالله ناصری
وی ادامه داد: یکی از ویژگیهایی که آیتالله ناصری را در میان مردم، طلاب و شاگردانشان محبوبالقلوب ساخته بود، حیثیت مردمی ایشان محسوب میشد. سبک زندگی این عالم ربانی بهگونهای بود که بسیار با مردم مأنوس بود و تا قبل از دوران اخیر که دچار کسالت شده و به مراقبتهای ویژه نیاز داشت، در بسیاری از اوقات، خود بهصورت مستقیم پاسخگوی مراجعات بود و افراد انواع و اقسام مراجعات را به ایشان داشتند و درخواستشان نیز اجابت میشد. به همین دلیل، به شدت مورد محبت مردم بود. اهتمام به امور عامالمنفعه و تربیت طلاب نیز از دیگر ویژگیهای آیتالله ناصری بهشمار میرفت، چنانکه چند مدرسه در اصفهان و قم تحت اشراف ایشان فعالیت میکنند.
حجتالاسلام عمومی اضافه کرد: آیتالله ناصری در اواخر دهه ۶۰ و سپس در دهه ۷۰، جلساتی مختص بانوان در اصفهان برگزار میکرد. معمولاً رایج نبود که عالمان دینی جلسات مستقلی برای بانوان داشته باشند، ولی ایشان این نوع جلسات را برگزار میکرد که نشان میدهد چقدر به جایگاه و شأن بانوان و اهمیت موضوع خانواده و وظیفه مادری توجه داشت که نکته برجسته و قابل توجهی در سیره عملی این عالم ربانی محسوب میشود. سادهزیستی نیز از دیگر ویژگیهای برجسته ایشان بود و کسانی که با ایشان حشر و نشر داشتند، این را کاملاً لمس میکردند که زندگی آیتالله ناصری، زاهدانه و در حد متوسط یا پایینتر از متوسط جامعه بود. همین مسئله، یکی از عوامل دیگری بود که ایشان را محبوبالقلوب میکرد.
وی افزود: از دیگر ویژگیهای آیتالله ناصری میتوان به صمیمیتی اشاره کرد که ایشان در جمعهای مختلف داشت. افرادی که محضر آن مرحوم را درک کردهاند، میدانند که فضای جلسات در حضور آیتالله ناصری، گرم و صمیمانه بود و معمولاً با موعظه، یاد امام زمان(عج) و سفارشهای اخلاقی همراه میشد. در عین حال، فضایی دوستداشتنی بر جلسه حاکم بود و افراد حاضر مایل به ادامه آن بودند.
مدیر بنیاد علمی فرهنگی هاد در پاسخ به این سؤال که چه عاملی، جلسات درس اخلاق آیتالله ناصری را برجسته و شاخص کرده بود، گفت: ایشان از اوایل دهه ۶۰ در بعضی از مدارس علمیه اصفهان، درس اخلاق ارائه میداد و بعداً نیز این جلسات به اشکال مختلف ادامه پیدا کرد. مهمترین عامل تأثیرگذاری جلسات درس اخلاق، این است که شخص ارائهدهنده مباحث اخلاقی، خود عامل به آن مباحث باشد و به تعبیر مشهور، آن سخنان از دل برآید. اگر از عمق جان برخیزد، طبیعتاً بر دل مخاطب نیز مینشیند و تأثیرگذار است. شاید مهمترین ویژگی جلسات درس اخلاق و مواعظ آیتالله ناصری همین بود که آنچه میفرمود، از عمق جانشان میجوشید، به آن باور داشت و مطالبی نبود که صرفاً مطالعه کرده باشد و بخواهد محفوظات خود را برای مخاطب بیان کند. به همین دلیل، بر مخاطب تأثیرگذار بود. عشق و محبت بسیار شدید ایشان به ساحت مقدس امام زمان(عج)، یکی از امتیازات درس اخلاق آیتالله ناصری بهشمار میرفت، یعنی هر موضوعی که مورد بحث قرار میگرفت، در ابتدا، انتها و میانه بحث، نام و یاد امام زمان(عج) برده میشد و شاید اگر گفته شود بدون استثنا، اغراق نشده است که هر گاه نام و یاد مبارک ولی عصر(عج) برده میشد یا ایشان نام میبرد، چشمانشان مملو از اشک و آن حالت سوز و شوق و محبت شدیدی که داشت، کاملاً نمایان میشد و رنگ چهره ایشان تغییر میکرد. مجموعه اینها، درس اخلاق آیتالله ناصری را ممتاز کرده بود. اکنون، جای ایشان واقعاً خالی است و امید ما فقط به فضل و لطف خداست که این مصیبت بهگونهای که مصلحت میداند، جبران شود.
بینش سیاسی روشن و استقلال رأی
وی درباره مشی سیاسی و اجتماعی آیتالله ناصری، بیان کرد: یکی از ویژگیهای مهم ایشان، بینش سیاسی روشن بود؛ بعضاً با افراد دارای خبرویت مشورت میکرد و خود نیز دیدگاه روشنی در مباحث سیاسی داشت و دارای استقلال رأی بود، اینطور نبود که در مسائل مختلف، تحت تأثیر مباحث جناحی قرار بگیرد. آنچه در شخصیت آیتالله ناصری برجسته مینمود، همراهی، همپایی و حمایت از امام راحل و سپس مقام معظم رهبری بود و سفارش اکید و همیشگی ایشان حتی در این اواخر، این بود که در فراز و نشیبهای سیاسی و پیچ و خمهای جامعه، چشم به دهان رهبر معظم انقلاب داشته باشید، حامی ایشان بوده و معظمله را تنها نگذارید در واقع، آیتالله ناصری یک فقیه عارف حامی نظام و پشتوانه معنوی آن بود.
حجتالاسلام عمومی در خصوص میراث بهجامانده از آیتالله ناصری، تصریح کرد: عمدهترین نکتهای که باید به آن توجه شود و بهخصوص طلاب و روحانیون از آن سرمشق بگیرند، سبک و شیوه زندگی یک عالم ربانی است، اینکه رمز حکومت بر قلبها چیست؛ زندگی ساده و زاهدانه آیتالله ناصری، التزام ایشان به نوافل و مستحبات و انس با قرآن، همه اینها میراث محسوب میشود و علاوه بر این، آثار منتشر شده از ایشان و آثاری که در دست انتشار هستند، میراث گرانقدری است که همگان میتوانند از آن استفاده کنند و ادامهدهنده این مسیر باشند. مرحوم آیتالله ناصری به یک جریان فکری و معنوی تعلق داشت، یعنی مکتب تربیتی و اخلاقی بزرگان نجف که رشته آن به مرحوم آیتالله قاضی و اساتید این بزرگوار تا مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی منتهی میشود. ایشان در واقع، از بازماندگان این مکتب اخلاقی و تربیتی بود و آنچه از این عالم ربانی در قالب سخنرانی و اثر مکتوب باقی مانده است، میتواند برای همه فرهیختگان و علاقهمندان، سرمشق و رهنمود باشد تا بتوانند این مسیر را ادامه دهند.














