• آموزش قرآن
  • پربازدید

ماجرای طوفان در زمان حضرت نوح (ع)،آیت الله مکارم

دریافت فایل صوتی

حجم: 2.6 MB

زمان: 25 دقیقه

بیشتر...

خمس، یک دستور مهم اسلامى

شرح آیه 41 سوره مبارکه انفال

41وَ اعْلَمُوا أَنَّما

بیشتر...

پیامبر و کلام خدا،استاد دکترمحمدعلی

دریافت فایل صوتی

حجم: 7 MB

زمان: 30 دقیقه

بیشتر...

حضرت نوح در قرآن،آیت الله مکارم

دریافت فایل صوتی

حجم:5 MB

زمان: 26 دقیقه

بیشتر...

یادآوری و توجه به قبر و قیامت، آیت الله العظمی

دریافت فایل صوتی

حجم : ۷٫۱ MB

زمان : ۴۱:۲۱ دقیقه

 

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
20916
121611
152388498
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

شنبه, 16 مهر 1401 10:48

شرح آیات 170 و 171 سوره مبارکه بقره

170- وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ

171- وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً ۚ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ

170- و هنگامى که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید.» مى گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مى نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزى نمى فهمیدند و هدایت نمى یافتند (باز هم باید از آنها پیروى کنند)؟!

171- مَثَل (تو در دعوت) کسانى که کافر شدند، بسان کسى است که حیوانات را (براى نجات از خطر،) صدا مى زند; ولى آنها چیزى جز سر و صدا نمى شنوند; (کافران) کر و لال و کورند; از این رو چیزى نمى فهمند.

تقلید کورکورانه از نیاکان

در اینجا اشاره به منطق سست مشرکان در مسأله تحریم بى دلیل غذاهاى حلال، و یا بت پرستى، کرده، مى گوید: هنگامى که به آنها گفته شود، از آنچه خدا نازل کرده پیروى کنید، مى گویند: «ما از آنچه پدران و نیاکان خود را بر آن یافتیم پیروى مى کنیم» (وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا).(1)

قرآن بلافاصله این منطق خرافى و تقلید کورکورانه از نیاکان را با این عبارت کوتاه و رسا محکوم مى کند: «آیا نه این است که پدران آنها چیزى نمى فهمیدند و هدایت نیافتند»؟! (أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لایَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لایَهْتَدُونَ).

یعنى اگر نیاکان آنها دانشمندان صاحب نظر و افراد هدایت یافته اى بودند جاى این بود که از آنها تبعیت شود، اما با این که مى دانند آنها مردمى نادان و بى سواد و موهوم پرست بودند پیروى آنها چه معنى دارد؟ آیا مصداق تقلید جاهل از جاهل نیست؟!

مسأله قومیت و تعصب هاى قومى مخصوصاً آنجا که به نیاکان مربوط مى شود از روز نخست در میان مشرکان عموماً، و در میان غیر آنها غالباً وجود داشته است و تا امروز همچنان ادامه دارد.

ولى خداپرست با ایمان، این منطق را رد مى کند و قرآن مجید در موارد بسیارى پیروى و تعصب کورکورانه از نیاکان را شدیداً مذمت کرده است و این منطق را که انسان چشم و گوش بسته از پدران خود پیروى کند، کاملاً مردود مى شناسد.

اصولاً پیروى از پیشینیان اگر به این صورت باشد که انسان عقل و فکر خود را دربست در اختیار آنها بگذارد این کار نتیجه اى جز عقب گرد و ارتجاع نخواهد داشت; چرا که معمولاً نسل هاى بعد از نسل هاى پیشین با تجربه تر و آگاهترند.

ولى متأسفانه این طرز فکر جاهلى هنوز در میان بسیارى از افراد و ملت ها حکومت مى کند که نیاکان خود را همچون «بت» مى پرستند، یک مشت آداب و سنن خرافى را به عنوان این که «آثار پیشینیان» است بدون چون و چرا مى پذیرند، و لفافه هاى فریبنده اى همچون حفظ ملیت و اسناد تاریخى یک ملت بر آن مى پوشانند.

این طرز فکر یکى از عوامل بسیار مؤثر انتقال خرافات از نسلى به نسل دیگر است.

البته هیچ مانعى ندارد نسل هاى آینده آداب و سنن گذشتگان را مورد تحلیل و بررسى قرار دهند، آنچه با عقل و منطق سازگار است، با نهایت احترام حفظ کنند و آنچه خرافه، موهوم و بى اساس است دور بریزند، چه کارى از این بهتر؟

این گونه نقادى در آداب و سنن پیشین شایسته نام حفظ اصالت ملى و تاریخى است، اما تسلیم همه جانبه و کورکورانه در برابر آنها چیزى جز خرافه پرستى و ارتجاع و حماقت نیست.

قابل توجه این که درباره نیاکان آنها در آیه فوق مى خوانیم: آنها نه چیزى مى فهمیدند، و نه هدایت یافته بودند.

یعنى از دو کس مى توان پیروى کرد: کسى که خود داراى علم و عقل و دانشى باشد، و کسى که اگر خودش دانشمند نیست هدایت دانشمندى را پذیرفته است.

اما پیشینیان آنها نه خود مردى آگاه بودند، و نه رهبر و هدایت کننده اى آگاه داشتند، و مى دانیم تقلیدى که خلق را بر باد مى دهد، همین: تقلید نادان از نادان است که «اى دو صد لعنت بر این تقلید باد»!.

* * *

در آیه بعد، به بیان این مطلب مى پردازد که چرا این گروه در برابر این دلائل روشن انعطافى نشان نمى دهند؟ و همچنان بر گمراهى و کفر اصرار مىورزند؟ مى گوید: «مثال تو در دعوت این قوم بى ایمان به سوى ایمان، و شکستن سد تقلیدهاى کورکورانه، همچون کسى است که گوسفندان و حیوانات را (براى نجات از خطر) صدا مى زند ولى آنها جز سر و صدا چیزى را درک نمى کنند» (وَ مَثَلُ الَّذینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذی یَنْعِقُ بِما لایَسْمَعُ إِلاّ دُعاءً وَ نِداءً).

آرى آنها به گوسفندان و حیواناتى مى مانند که از فریادهاى چوپان خیرخواه و دلسوز، چیزى جز سر و صدائى که فقط تحریک آنى در آنها دارد نمى فهمند.

و در پایان آیه براى تأکید و توضیح بیشتر، اضافه مى کند: آنها کر و لال و نابینا هستند و لذا چیزى درک نمى کنند»! (صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لایَعْقِلُونَ).

و به همین دلیل آنها تنها به سنت هاى غلط و خرافى پدران خود چسبیده اند و از هر دعوت سازنده اى روى گردانند.(2)

بعضى از مفسران، تفسیر دیگرى براى آیه ذکر کرده اند، و آن این که مَثَل کسانى که بت ها و خدایان ساختگى را صدا مى زنند همچون کسى است که حیوانات بى شعور را صدا مى زند، نه آن حیوانات از سخنان او چیزى درک مى کنند و نه این معبودهاى ساختگى از سخنان عابدان خود; چرا که این بت ها کرند و کورند و لال (دقت کنید).

ولى بیشتر مفسران، تفسیر اول را انتخاب کرده اند و در روایات اسلامى نیز به آن اشاره شده است،(3) و ما نیز آن را انتخاب کردیم.

* * *

نکته ها:

1 ـ ابزار شناخت

بدون شک براى ارتباط انسان با جهان خارج ابزارى لازم است که آنها را ابزار شناخت مى خوانند، و مهم تر از همه چشم و گوش براى دیدن و شنیدن، و زبان براى سؤال کردن است، لذا در آیه فوق بعد از آن که این افراد را به خاطر عدم استفاده از ابزار شناخت به افراد کر و لال و نا بینا تشبیه مى کند با ذکر «فاء تفریع» که براى نتیجه گیرى است بلافاصله مى گوید: «بنابراین آنها چیزى نمى فهمند».

به این ترتیب، قرآن گواهى مى دهد: اساسى ترین پایه علوم و دانش ها چشم و گوش و زبان است، چشم و گوش براى درک کردن مستقیم، و زبان براى ایجاد رابطه با دیگران و کسب علوم آنها.

در فلسفه نیز این حقیقت ثابت شده که حتى علوم غیر حسى، در آغاز، از علوم حسى سرچشمه مى گیرد، و این بحث دامنه دارى است که اینجا جاى شرح آن نیست.(4)

* * *

2 ـ «یَنْعِقُ» از ماده «نعق»

در اصل، به معنى صداى کلاغ است بدون این که گردن خود را بکشد و سر خود را حرکت دهد و «نغق» با «غین» نیز به همین معنا است، اما اگر به هنگام صدا دادن، گردن بکشد و سرش را تکان بدهد، «نَعَبَ» گفته مى شود.(5)

ولى بعداً این معنى توسعه یافته و به صداهائى که در برابر حیوانات مى دهند گفته شده، بدیهى است آنها از مفهوم کلمات و جمله ها با خبر نمى شوند و اگر گاهى عکس العمل هائى نشان مى دهند بیشتر به خاطر تُنِ صدا، و طرز اداى کلمات است.

* * *


1 ـ «أَلْفَیْنا» به معنى یافتیم و برخورد کردیم مى باشد.

2 ـ البته مطابق این تفسیر، آیه نیاز به تقدیر دارد و در اصل چنین است: مَثَلُ الدّاعِى لِلَّذینَ کَفَرُوا إِلَى الإِیْمان...: یعنى مثال کسى که کافران را به سوى ایمان دعوت مى کند مثل چوپان دلسوز است...

و بنابراین جمله «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لایَعْقِلُونَ» توصیفى است براى این گونه افراد که تمام ابزار درک را عملاً از دست داده اند، نه این که چشم و گوش و زبان ندارند، دارند ولى چون از آن استفاده نمى کنند گوئى ندارند!

3 ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحات 187 و 217، و جلد 27، صفحه 59 ـ تفسیر «امام حسن عسکرى(علیه السلام)»،صفحه 583 (مدرسه امام مهدى(علیه السلام)) ـ تفسیر «قمى»، جلد 1، صفحه 64 (مؤسسه دار الکتاب).

4 ـ براى توضیح بیشتر در زمینه نعمت ابزار شناخت، به جلد یازدهم، ذیل آیه 78 سوره «نحل» مراجعه فرمائید.

5 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث.

.....................

تفسیر نمونه

شنبه, 16 مهر 1401 10:19
مدیرعامل اتحادیه قرآنی چهارمحال‌وبختیاری گفت: طی بررسی‌هایی متوجه شدیم مؤسسات دارای رخوت، سستی و دلزدگی هستند و این یک آسیب جدی برای مؤسسات محسوب می‌شود.
 مرتضی رفیعی، مدیرعامل اتحادیه‌ مؤسسات و تشکل‌های فرهنگی ـ مردمی قرآن و عترت استان چهارمحال‌وبختیاری در گفت‌وگو با ایکنا، با اشاره به اینکه سه ماه از مدت تصدی این پست توسط وی می‌گذرد به ارائه گزارشی از فعالیت‌های اتحادیه در این مدت پرداخت و گفت: در شروع کار چون احساس ‌کردیم تعامل مناسبی بین مؤسسات قرآنی، اتحادیه و دستگاه‌های متولی امور قرآنی در استان وجود ندارد بحث تعامل با دستگاه‌های متولی امور قرآنی را داشتیم.

وی افزود: نشست‌هایی با مدیران ‌کل اداره اوقاف و امور خیریه، اداره تبلیغات اسلامی، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و استاندار داشتیم و یکسری مباحث در آنجا عنوان شد با این هدف که چگونه می‌توانیم مباحث قرآنی زمین مانده را به سرانجامی برسانیم. در آن جلسات مباحث خوبی هم رد و بدل و تبادل نظر شد. البته با بعضی از دستگاه‌ها نیز بیش از دو سه جلسه  تشکیل شد. وظایف ذاتی اتحادیه قرآنی را تدوین کردیم تا آن‌‌ها احساس کنند که ما در کنار هم می‌خواهیم مباحث قرآنی را پیش ببریم.

رفیعی با اشاره به اینکه برنامه‌های قرآنی مغفول‌مانده را تدوین کردیم تا بتوانیم در این سه سال به آن‌ها بیشتر توجه کنیم، اظهار کرد: به طور مثال استان ما در بحث حفظ قرآن کریم حرفی برای گفتن دارد چون حافظ بین‌المللی و حفاظ کشوری داریم که در مسابقات و برنامه‌های قرآنی کل کشور مقام کسب کرده‌اند. جلسات و کلاس‌های خوبی در زمینه حفظ داریم و مؤسساتی داریم که روی همین مباحث متمرکز شده‌اند. ولی به طور مثال در زمینه قرائت واقعاً زمینه کار وجود دارد، قرآ‌ن‌آموزان این رشته بعد از چند سال رها شده‌اند، به همین دلیل یکسری برنامه‌ریزی‌هایی را انجام دادیم تا قاریان نونهال و نوجوان را به سمت و سویی سوق دهیم که رها نشوند.

وی بیان کرد: به دنبال وحدت و تعامل هستیم و از هر کاری که در آن تفرقه باشد به شدت پرهیز می‌کنیم. نیز در پی به سرانجام رساندن مباحث قرآنی استانیم و جلوی هرگونه تفرقه و حواشی که به اصل فعالیت‌های قرآنی استان لطمه وارد کند می‌ایستیم.

مدیرعامل اتحادیه قرآنی چهارمحال و بختیاری تعداد مؤسسات و خانه‌های قرآن این مؤسسه را به ترتیب ۶۵ و ۱۲۰ مورد دانست و گفت: کارمان بیشتر با مؤسسات قرآنی است. باید حس اعتماد را بین مؤسسات قرآنی و اتحادیه قرآنی و دستگاه‌های متولی امر قرآن ایجاد کنیم چون ما مانند یک نخ تسبیح هستیم و می‌خواهیم همه اینها را به یکدیگر ربط دهیم، یعنی با عملکرد خودمان حس اعتمادی به مؤسسات بدهیم که آن‌ها به طرف ما بیایند؛ چراکه آن‌ها مثل بازو برای ما عمل می‌کنند.

یک آسیب جدی برای مؤسسات

وی ادامه داد: ما بدون مؤسسات هیچ هستیم، مؤسسات باید قوی باشند و به ما اعتماد پیدا کنند. طی بررسی‌هایی در این مدت متوجه شدیم که مؤسسات دارای رخوت، سستی و دلزدگی هستند و این یک آسیب جدی محسوب می‌شود.

رفیعی بیان کرد: باید به مؤسسات آموزش درآمدزایی داد تا از لحاظ اقتصادی خود را قوی کنند و به دنبال اعتبارات دولتی نباشند چون اگر زمانی این اعتبارات نباشد کارها زمین می‌ماند. پیشنهادم به مؤسسات استانمان این است که از طریق مجوز پیش‌دبستانی، دبستان و مهدهای کودک که غالباً دریافت کرده‌اند درآمدزایی کنند. اگر مؤسسه‌ای در این زمینه کار کند می‌تواند اعتبار مکفی را به دست آورده و تمام مباحث اقتصادی مؤسسه را تأمین کند.

وی با اشاره به اینکه از دولت و مجلس انتظار می‌رود اعتبار مصوبی برای اتحادیه قرآنی کشوری و از آن طریق به استان‌ها تخصیص دهند، گفت: ما اعتبار مصوبی نداریم، توان مالی اتحادیه‌ها نیز ضعیف است. اعتبارات قرآنی سازمان تبلیغات اسلامی نیز مکفی نیست. وزارت فرهنگ و ارشاد نیز از طریق بودجه وزارت‌خانه برای مؤسسات قرآنی خود اعتبار در نظر می‌گیرد و خودشان نیز آن را هزینه می‌کنند و به مؤسسات خود می‌دهند. خواسته ما از مجلس و دولت این است که اعتبارات مصوبی برای اتحادیه قرآنی داشته باشند یعنی اتحادیه بدون پول نمی‌تواند خوب کار کند. باید حداقل بتوانیم یک حمایت نسبی از مؤسساتمان داشته باشیم که آن‌ها دلگرم باشند. نمی‌گوییم که باید صفر تا صد مباحث مالی را تأمین کنیم ولی باید در کنارشان باشیم و بتوانیم به صورت نسبی از آن‌ها حمایت کنیم.

رفیعی با اشاره به یکی از ظرفیت‌های مهم چهارمحال و بختیاری اظهار کرد: در این استان مناطق روستایی دورافتاده و عشایری زیادی داریم که یک ظرفیت بسیار بزرگ محسوب می‌شوند و در مباحث قرآنی بسیار ضعیف هستند. نه فقط استان ما بلکه برای دیگر استان‌هایی هم که این ظرفیت را دارند اعتباراتی مشخص و حمایت شوند. تا چه زمانی می‌خواهیم هزینه‌ها را خرج درمان کنیم، اگر یک دهم این هزینه را در بحث پیشگیری انجام دهیم اتفاقات به این شکل در کشور ما نمی‌افتد. اگر بودجه و اعتبار برای اتحادیه در نظر گرفته شود کارهای خوبی می‌توان انجام داد

شنبه, 16 مهر 1401 10:17
در مورد آفرینش انسان ایده‌ها و نظریات مختلفی مطرح شده است. اسلام نیز نظریه خود را در این رابطه دارد که در قرآن کریم ذکر شده است. مهم‌ترین چالش انسان در جهان خلقت رویارویی با شیطان و وسوسه‌های شیطانی است.
 به گزارش ایکنا، پانزدهمین سوره قرآن کریم «حجر» نام دارد. این سوره که ۹۹ آیه دارد و در جزء چهاردهم قرآن جای گرفته، یکی از سوره‌های مکی است و پنجاه و چهارمین سوره‌ای است که بر پیامبر اسلام(ص) نازل شده است.

دلیل نامگذاری این سوره به‌نام حجر، اشاره به داستان قوم حضرت صالح(ع)، یعنی قوم ثمود در آیات ۸۰ تا ۸۴ آن است که به‌خاطر حضور در سرزمینی به‌ همین‌ نام، «اصحاب حجر» نامیده می‌شدند.

صالح، از پیامبران عرب و از فرزندان سام پسر نوح است. در قرآن، ۹ بار نام صالح نبی(ع) آمده و او را پس از نوح و هود ذکر کرده است.

سوره حجر درباره آغاز عالم هستی و نشانه‌های معاد، ایمان به خدا، اهمیت و عظمت قرآن و مجازات بدکاران سخن می‌گوید. در این سوره به ماجرای خلقت حضرت آدم(ع)، سجده ملائکه بر او به جز ابلیس، داستان بشارت ملائکه به حضرت ابراهیم(ع)، عذاب قوم لوط به دليل رفتارهای شنيع آنان و داستان قوم ثمود اشاره شده است.

از نکات قابل توجه این سوره، آیات مربوط به آفرینش است. در آیات ۲۶ تا ۴۳ داستان آفرینش انسان‌ها و جنیان و مادّه خلقت این دو گروه گزارش می‌شود و با اشاره به اطاعت فرشتگان از فرمان الهی و سرپیچی ابلیس، موضوع رانده شدن او از درگاه الهی مطرح می‌شود.

داستان آفرينش آدم و سركشى ابليس و سرانجام كار او، به عنوان يك هشدار براى همه انسان‌ها است؛ چرا که ابلیس به خاطر انسان از درگاه خداوند رانده شد، اما قبل از رانده شدن از خداوند خواست تا فرصت گمراه کردن انسان به او داده شود. این فرصت به او داده می‌شود و ابلیس قسم می‌خورد تا انسان ها را به جز بندگان خالص خداوند گمراه کند.

البته اینگونه نیست که انسان چاره‌ای جز گرفتار شدن در دام شیطان نداشته باشد؛ خداوند در سوره حجر، انسان را در یک دو راهی به تصویر کشیده که با اختیار خود یکی از آنها را انتخاب می‌کند. از یک سو کسانی که مانع تسلط شیطان بر خود می‌شوند در این صورت «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ؛ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ: بى‌گمان پرهيزگاران در باغ‌ها و چشمه‌‏سارانند؛ با سلامت و ايمنى در آنجا داخل شويد» (سوره حجر/ آیات ۴۵ و ۴۶).

از سوی دیگر کسانی هستند که از شیطان پیروی می‌کنند؛ در این صورت «وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ: و قطعا وعده‏‌گاه همه آنان دوزخ است» (سوره حجر/ آیه ۴۳).

دوشنبه, 11 مهر 1401 11:06

شرح آیات 168 و 169 سوره مبارکه بقره

168- يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ

169- إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

168- اى مردم! از نعمتهاى حلال و پاکیزه اى که در زمین است بخورید; و از گامهاى شیطان، پیروى نکنید; زیرا او، دشمن آشکار شماست.

169- او شما را فقط به بدى و کار زشت فرمان مى دهد; (و نیز دستور مى دهد) آنچه را که نمى دانید، به خدا نسبت دهید.

از «ابن عباس» نقل شده بعضى از طوائف عرب، همانند «ثقیف»، «خزاعه» و غیر آنها قسمتى از انواع زراعت و حیوانات را بدون دلیل بر خود حرام کرده بودند (حتى تحریم آن را به خدا نسبت مى دادند) آیات فوق نازل شد و آنها را از این عمل ناروا باز داشت.(1)

* * *

تفسیر:

گام هاى شیطان!

در آیات گذشته نکوهش شدیدى از شرک و بت پرستى شده بود، یکى از انواع شرک این است که: انسان، غیر خدا را قانونگذار بداند، و نظام تشریع و حلال و حرام را در اختیار او قرار دهد، آیات مورد بحث این عمل را یک کار شیطانى معرفى کرده، مى فرماید: «اى مردم از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه بخورید» (یا أَیُّهَا النّاسُ کُلُوا مِمّا فِی الأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً).

«و از گام هاى شیطان پیروى نکنید، که او دشمن آشکار شما است» (وَ لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ).

قابل توجه این که خطاب هائى که در قرآن مربوط به استفاده از غذاها است کم نیست، و معمولاً با دو قید «حلال» و «طیّب» همراه است.

«حلال» چیزى است که ممنوعیتى نداشته باشد، و «طیّب» به چیزهاى پاکیزه گفته مى شود که موافق طبع سالم انسانى است، نقطه مقابل «خبیث» که طبع آدمى از آن تنفر دارد.

«خُطُوات» جمع «خُطوة» (بر وزن قُربه) به معنى گام و قدم است و خطوات شیطان گام هائى است که شیطان براى وصول به هدف خود و اغواء مردم بر مى دارد.

جمله «لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» در پنج مورد از قرآن مجید به چشم مى خورد که دو مورد آن در مورد استفاده از غذاها و روزى هاى الهى است، و در واقع به انسان ها هشدار مى دهد این نعمت هاى حلال را در غیر مورد، مصرف نکنند، این نعمت هاى الهى را وسیله اى براى اطاعت و بندگى قرار دهند نه طغیان و فساد در ارض.

پیروى از این گام هاى شیطان در حقیقت همان چیزى است که در آیات دیگر قرآن به دنبال دستور استفاده از غذاهاى حلال ذکر شده است مانند: کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللّهِ وَ لاتَعْثَوْا فِی الأَرْضِ مُفْسِدین: «از روزى هاى الهى بخورید و بنوشید، اما فتنه و فساد در زمین به راه نیندازید».(2)

و مانند: کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ لاتَطْغَوْا فیه: «از روزى هاى پاکیزه اى که به شما ارزانى داشته ایم بخورید، اما در آن طغیان و سرکشى ننمائید».(3)

خلاصه این که این مواهب و امکانات باید نیروئى بر اطاعت باشد، نه وسیله اى براى گناه.

جمله «إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» که متجاوز از ده بار در قرآن مجید به دنبال نام شیطان آمده است براى این است که تمام نیروهاى انسان را براى مبارزه با این دشمن بزرگ و آشکار بسیج کند.

* * *

آیه بعد، دلیل روشنى بر دشمنى سرسختانه شیطان که جز بدبختى و شقاوت انسان هدفى ندارد بیان کرده، مى گوید: «او شما را فقط به انواع بدى ها و زشتى ها دستور مى دهد» (إِنَّما یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ).

«و نیز شما را وادار مى کند که به خدا افترا ببندید، و چیزهائى را که نمى دانید به او نسبت دهید» (وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ).

بنابراین، برنامه هاى شیطانى در این سه امر، خلاصه مى شود: «بدى ها» و «زشتى ها» و «گفتن سخنان ناروا و بى مدرک در برابر ذات پاک پروردگار».

«فَحْشاء» از ماده «فحش» به معنى هر کارى است که از حد اعتدال خارج گردد و صورت «فاحش» به خود بگیرد، بنابراین شامل تمامى منکرات و قبائح واضح و آشکار مى گردد.

اما این که مى بینیم این لفظ امروز در مورد اعمال منافى عفت یا در مورد گناهانى که حد شرعى دارد به کار مى رود در واقع از قبیل استعمال لفظ «کلى» در بعضى از مصادیق آن است.

جمله «تَقُولُوا عَلَى اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»، ممکن است اشاره به تحریم پاره اى از غذاهاى حلال باشد، که اعراب، در جاهلیت به خدا نسبت مى دادند، حتى به گفته بعضى از مفسران بزرگ، رسوبات این طرز تفکر در میان جمعى از تازه مسلمانان باقى مانده بود.(4)

و یا معنى وسیع ترى دارد که نسبت دادن شریک و شبیه، به خدا را نیز شامل مى شود.

به هر حال، این جمله اشاره به آن است که این گونه کارها حد اقل قول بدون علم است آن هم در برابر خداوند بزرگ، و این کارى است که با هیچ منطق و عقل و خردى سازگار نمى باشد.

اصولاً اگر مردم مقید باشند هر سخنى را که مى گویند متکى به یک مدرک قطعى بوده باشد، بسیارى از نابسامانى ها و بدبختى ها از جامعه بشرى برچیده مى شود.

در واقع، تمام خرافات در ادیان و مذاهب الهى از همین رهگذر به وسیله افراد بى منطق نفوذ کرده است، و قسمت مهمى از انحرافات عقیدتى و عملى به خاطر عدم رعایت همین اصل اساسى است.

لذا این کار ـ در برابر بدى ها و زشتى ها ـ یک عنوان مستقل از خطوات شیطانى را در آیه فوق به خود اختصاص مى دهد.

* * *

نکته ها:

1 ـ اصل حلیّت

این آیه، دلیل بر این است که اصل اولى در همه غذاهائى که روى زمین وجود دارد حلیت است، و غذاهاى حرام جنبه استثنائى دارد، بنابراین، حرام بودن چیزى دلیل مى خواهد، نه حلال بودن آن.

و از آنجا که قوانین تشریعى باید با قوانین تکوینى هماهنگ باشد، طبع آفرینش نیز این چنین اقتضاء مى کند.

به عبارت روشن تر آنچه خدا آفریده حتماً فائده اى داشته و براى استفاده بندگان بوده، بنابراین، معنى ندارد اصل اولى تحریم باشد.

نتیجه این که: هر غذائى که ممنوعیت آن با دلیل صحیح ثابت نشده مادام که منشأ فساد و زیان و ضررى براى فرد و اجتماع نباشد، طبق آیه شریفه فوق حلال است.

* * *

2 ـ انحرافات تدریجى

جمله خُطُواتِ الشَّیْطان «گام هاى شیطان» گویا اشاره به یک مسأله دقیق تربیتى دارد، و آن این که انحراف ها و تبهکارى ها غالباً به طور تدریج در انسان نفوذ مى کند، نه به صورت دفعى و فورى، مثلاً براى آلوده شدن یک جوان به مواد مخدر، قمار و شراب، معمولاً مراحلى وجود دارد:

نخست، به صورت تماشاچى در یکى از این جلسات شرکت مى کند و انجام این کار را ساده مى شمرد.

گام دوم، شرکت تفریحى در قمار (بدون برد و یا باخت) و یا استفاده از مواد مخدر به عنوان رفع خستگى و یا درمان بیمارى و مانند آن است.

گام سوم، استفاده از این مواد، به صورت کم و به قصد این که در مدت کوتاهى از آن صرف نظر کند.

سرانجام گام ها یکى پس از دیگرى برداشته مى شود و شخص، به صورت یک قمار باز حرفه اى خطرناک و یا یک معتاد سخت و بینوا در مى آید.

وسوسه هاى شیطان، معمولاً به همین صورت است، انسان را قدم به قدم و تدریجاً در پشت سر خود به سوى پرتگاه مى کشاند، این موضوع منحصر به شیطان اصلى نیست، تمام دستگاه هاى شیطانى و آلوده براى پیاده کردن نقشه هاى شوم خود از همین روش، خطوات «گام به گام» استفاده مى کنند، لذا قرآن مى گوید: از همان گام اول، باید به هوش بود و با شیطان همراه نشد.

این نکته، نیز قابل توجه است که: در احادیث اسلامى کارهاى خرافى و بى منطق به عنوان «خطوات شیطان» معرفى شده است:

مثلاً در حدیثى مى خوانیم: مردى قسم یاد کرده بود که فرزند خود را (براى خدا) ذبح کند امام صادق فرمود: ذلِکَ مِنْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ: «این از گام هاى شیطان است».(5)

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: کُلُّ یَمِین بِغَیْرِ اللّهِ فَهِو مِنْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ: «هر سوگندى به غیر نام خدا باشد از گام هاى شیطان است».(6)

باز در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) چنین مى خوانیم: «هر کس سوگند به ترک چیزى خورد که انجام آن بهتر است، اعتنا به این سوگند نکند و آن کار خیر را به جا آورد، کفاره هم ندارد و این از خطوات شیطان است».(7)

* * *

3 ـ شیطان یک دشمن قدیمى

این که در آخر آیه فوق شیطان دشمن آشکار معرفى شده است، یا به خاطر دشمنى او از روز اول با «آدم» است که به واسطه نافرمانى در برابر سجده آدم همه چیز خود را از دست داد.

و یا به خاطر این است که: دستورات او همچون قتل و جنایت و تبهکارى براى همه آشکار است، همه مى دانند این قبیل برنامه ها از یک دوست نیست، بلکه دعوت هائى است از یک دشمن خطرناک که جز بدبختى انسان چیزى نمى خواهد.

و یا به واسطه این است که: شیطان صریحاً دشمنى خود را با انسان خبر داده و کمر عداوت او را بسته است، و اعلام نموده: لاَ ُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ: «مى کوشم تا همه را گمراه کنم»!(8)

* * *

4 ـ چگونگى وسوسه شیطان

در اینجا سؤالى مطرح است و آن این که آیه مى گوید: «شیطان به شما امر مى کند که به سوى بدى ها و فحشاء بروید» مسلماً مراد از «امر» همان وسوسه هاى شیطان است، در حالى که ما به هنگام انجام بدى ها هیچ گونه احساس امر و تحریک از بیرون وجودمان نمى کنیم، و کوشش شیطان براى گمراه ساختن خود هرگز قابل لمس نیست.

پاسخ این است: همان طور که از واژه «وسوسه» هم استفاده مى شود، تأثیر شیطان در وجود انسان، یک نوع تأثیر خفى و ناآگاه است که در بعضى از آیات از آن تعبیر به «ایحاء» شده است.

در آیه 121 سوره «انعام» مى خوانیم: وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلى أَوْلِیائِهِم: «شیاطین به دوستان خود و کسانى که آماده پذیرش دستورات آنها هستند وحى مى کنند»!

همان طورى که مى دانیم «وحى» در اصل همان صداى مخفى، مرموز و احیاناً تأثیرهاى ناآگاهانه است.

منتها انسان به خوبى مى تواند «الهامات الهى» را از «وسوسه هاى شیطانى» تشخیص دهد; زیرا علامت روشنى براى تشخیص آن وجود دارد، و آن این که: الهامات الهى چون با فطرت پاک انسان، و ساختمان جسم و روح او آشنا است، هنگامى که در قلب پیدا مى شود، یک حالت انبساط و نشاط به او دست مى دهد.

در حالى که وسوسه هاى شیطان چون هماهنگ با فطرت و ساختمان او نیست به هنگام ایجاد در قلبش، احساس تاریکى، ناراحتى و سنگینى در خود مى کند و اگر تمایلات او طورى تحریک گردد که در هنگام انجام گناه، این احساس براى او پیدا نشود بعد از انجام عمل براى او دست مى دهد، این است فرق بین الهامات شیطانى و الهامات الهى.

* * *


1 ـ «بحار الانوار»، جلد 62، صفحه 97 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 2، صفحه 207، ذیل آیه مورد بحث ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحر المحیط»، جلد 2، صفحه 97، ذیل آیه مورد بحث.

 

2 ـ بقره، آیه 60.

3 ـ طه، آیه 81.

4 ـ تفسیر «المیزان»، جلد 1، صفحه 425.

5 ـ «المیزان»، جلد 1، صفحه 420 ـ «التهذیب»، جلد 8، صفحه 288 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 23، صفحات 222، 282 و 325 (آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 101، صفحات 223 و 235.

6 ـ «المیزان»، جلد 1، صفحه 420 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 22، صفحه 46، و جلد 23، صفحات 234 و 235 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 62، صفحه 99، و جلد 101، صفحه 223.

7 ـ «المیزان»، جلد 1، صفحه 420 ـ «کافى»، جلد 7، صفحات 443 و 446 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 23، صفحات 240 و 251 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 101، صفحه 236.

8 ـ حجر، 39 ـ ص، 82.

...............

تفسیر نمونه

دوشنبه, 11 مهر 1401 10:05
قاری ممتاز و رئیس دارالقرآن شرکت ملی گاز ایران با اشاره به برگزاری بیست‌وسومین دوره مسابقات سراسری قرآن فرزندان کارکنان شرکت ملی گاز، از تلاش برای ایجاد رشته‌های جدید و فراهم کردن فضای تازه برای عمومیت بخشیدن به این فعالیت‌ها خبر داد و گفت: درصددیم تابوی تفکر مبتنی بر ضرورت صوت خوش و وسعت صوت برای حضور در مسابقات قرآن را بشکنیم.

طه کبیری، دبیر شورای فرهنگی و رئیس دارالقرآن شرکت ملی گاز ایران، در گفت‌وگو با ایکنا، با اشاره به برگزاری بیست‌وسومین دوره مسابقات سراسری قرآن فرزندان کارکنان شرکت ملی گاز گفت: بعد از شرکت حدود دو هزار و ۸۰۰ نفر از علاقه‌مندان در مرحله مقدماتی این رقابت‌ها، نهایتاً از این تعداد ۷۶ نفر به مرحله نهایی راه پیدا کردند تا برگزیدگان هر مرحله تعیین شوند.

این مدرس و قاری ممتاز قرآن با بیان اینکه در مرحله نهایی از داوران مطرح کشور دعوت شد، افزود: داورانی ازجمله احمد ابوالقاسمی، قاسم رضیعی، کریم دولتی، عباس امام‌جمعه و امیر آقایی داوری بخش آقایان و خانم‌ها کاتب، ماندگارمهر، بهاری، آقایی و علیایی داوری بخش بانوان را بر عهده داشتند که با نظارت حمید مجیدی‌مهر، رئیس اداره امور قرآنی سازمان اوقاف برگزار شد.

دبیر شورای فرهنگی و رئیس دارالقرآن شرکت ملی گاز ایران تصریح کرد: این دوره از مسابقات شامل بخش‌های تلاوت ترتیل، تلاوت تحقیق، حفظ اجزای ۵، ۱۰، ۲۰ و کل قرآن و همچنین تفسیر و مفاهیم قرآن کریم و نهج‌البلاغه بود. نکته حائز اهمیت این بود که ما علاوه بر آزمونی که به صورت چهارگزینه‌ای در رشته‌های تفسیر قرآن کریم و نهج‌البلاغه داشتیم، موضوعاتی هم به این عزیزان اعلام کردیم و آن‌ها مقالاتی را از موضوعات اعلام شده تهیه و در روز فینال از مقالات خود دفاع کردند.

کبیری با اشاره به اینکه اسامی منتخبان طی چند روز آینده و پس از ارزیابی هیئت داوران از مقالات و آثار رسیده اعلام خواهد شد، گفت: مسابقات به خاطر شرایط موجود و برنامه‌ریزی که از قبل وجود داشت به صورت غیر حضوری و با تمرکز در شهر تهران اجرا شد. در ارزیابی و داوری رشته مفاهیم قرآن نیز استاد حبیب مهکام و در بخش نهج‌البلاغه حجت‌الاسلام حسین افتخاریان به قضاوت پرداختند.

وی با اشاره به اینکه تلاش می‌کنیم بحث آموزش قرآن را هم برای همکاران و خانواده‌های شرکت ملی گاز به صورت آسان فراهم کنیم، گفت: طی برنامه‌ریزی‌هایی که در نظر گرفته شده سطح قرآنی همکاران را در تمامی رشته‌ها ارتقا خواهیم داد و تلاش می‌کنیم تا در سال‌های آینده رشته‌های جدیدی را در بخش‌های مقدماتی و سراسری به این مسابقات اضافه کنیم که از جمله آن‌ها می‌توان به تلاوت تقلیدی و قصه‌گویی اشاره کرد.

رئیس دارالقرآن کریم شرکت ملی گاز تصریح کرد: رویکرد کلی ما جذب تمامی همکاران و خانواده‌های آنان به فضای قرآنی است. در همین رابطه تلاش می‌کنیم تابویی که تفکر مبتنی بر ضرورت صوت خوش و سواد بالای قرآنی برای حضور در مسابقات قرآن را به وجود آورده بشکنیم و اعلام کنیم که برای شرکت در یک مسابقه قرآنی نیاز به صوت خوش و علم خاصی نیست و اگر این علاقه ایجاد شود کم‌کم علوم قرآنی هم فراگرفته خواهد شد.

کبیری با اشاره به ایجاد رشته‌های جدید و فراهم کردن فضای نو در جهت عمومیت بخشیدن به فعالیت‌های قرآنی در شرکت ملی گاز، گفت: این فعالیت‌ها قطعاً طیف گسترده‌تری را پوشش خواهد داد و در هر مقطعی می‌توان به این فعالیت‌ها عجین شد. اگر ما مفاهیم قرآن را با گوشت و پوست خود عجین کنیم و آن را به نسل جوان انتقال دهیم، می‌توانیم با اجرای دستوراتی که در این کتاب شریف وجود دارد، تحول زیادی در خود و جامعه نیز به وجود بیاوریم.

دوشنبه, 11 مهر 1401 10:04

شیوه نامه ضبط تصویری مرحله مقدماتی چهل و پنجمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم به همراه فایل جداول زمان‌بندی ابلاغ شد.

به گزارش خبرگزاری شبستان، مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه پس از برگزاری مرحله استانی چهل و پنجمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم و مشخص شدن راه یافتگان به مرحله مقدماتی کشوری، شیوه نامه ضبط تصویری مرحله مقدماتی این دوره از مسابقات را به همراه جدول زمانبندی تاریخ ضبط به ادارات کل اوقاف و امور خیریه استانها ابلاغ کرد.

ضبط تصویری مرحله مقدماتی چهل و پنجمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم در روزهای دوشنبه 18مهرماه و سه شنبه 19 مهرماه طبق جدوال زیر اجرا می شود.

 index

index2

دوشنبه, 11 مهر 1401 09:29
دومین جلسه هیئت علمی مؤسسه کشوری مهد قرآن تشکیل و مصوبات آن اعلام شد.
 به گزارش ایکنا، دومین جلسه هیئت علمی این مؤسسه در سال ۱۴۰۱ با حضور اعضا و حجت‌الاسلام والمسلمین فومنی‌الحائری، مؤسس و رئیس هیئت امنا تشکیل شد.

در این جلسه که اساتیدی چون محمد‌حسین سعیدیان، محمدرضا حشمتی، سیدمهدی سیف و سیدمحمود چاوشی، مدیرعامل و محمود کریمی، معاون آموزش مؤسسه حضور داشتند، درباره آمادگی برگزاری حضوری مرحله کشوری چهاردهمین دوره آزمون سراسری حفظ کل قرآن همراه با ترجمه، تدبر و تفسیر «ترنم وحی» در فصل پاییز، گزارش برگزاری اولین دوره آموزشی ارتقای سطح تلاوت حافظان کل با عنوان «استحکام» ویژه حافظان کل شرکت‌کننده در «ترنم وحی» بحث و تبادل نظر شد.

بنابر گفته کریمی، معاون آموزش مؤسسه ارتقای سطح علمی و تخصصی مربیان مهد قرآن با اجرای دوره‌های آموزش مجازی از دیگر مباحث جلسه هیئت علمی بود.

 

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری