- آموزش قرآن
- پربازدید
خطبه صد و شصت و پنج، بخش ششم
وَ سُبْحَانَ مَنْ أَدْمَجَ قَوَائِمَ الذَّرَّةِ
مهجوريت و احياي قرآن
"مهجور" از ماده "هجر" در اصل ضد وصل است،[1] به معنای ترک
و با من چنان باش که با شایستگان میباشی
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۷ - فراز ۱۲۷
وَ انْزَعِ
آثار انفاق در جامعه
مقوله انفاق از جمله مفاهيم ارزشمندي است كه در آموزه هاي
شدّت عذاب در قیامت
شرح آیات 36 و 37 سوره مبارکه المائده
36- إِنَّ
آمار بازدید
احسن الحدیث
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۳ - فراز ۲
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَافِنِي عَافِيَةً كَافِيَةً شَافِيَةً عَالِيَةً نَامِيَةً، عَافِيَةً تُوَلِّدُ فِي بَدَنِي الْعَافِيَةَ، عَافِيَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و مرا تندرستى ده تندرستى که (از پزشکان یا از درخواست) بى نیازکننده و (بیماریهاى ظاهرى و باطنى را) بهبودى دهنده و بالاتر و برتر (از بیماریها به طورى که بر هر مرض تسلط داشته) و افزون شنونده باشد، تندرستى که در تنم تندرستى دنیا و آخرت بیاورد.
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲ - فراز ۲۲
حَتَّى ظَهَرَ أَمْرُكَ، وَ عَلَتْ كَلِمَتُكَ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.
تا امر و فرمان (شریعت) تو آشکار شد، و کلمه ات (دعوت به اسلام) بلند گردید (افزایش یافت) هر چند مشرکین کراهت داشتند (نمى پسندیدند)
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۸ - فراز ۶
فَكَمْ قَدْ رَأَيْتُ يَا إِلَهِي مِنْ أُنَاسٍ طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَيْرِكَ فَذَلُّوا، وَ رَامُوا الثَّرْوَةَ مِنْ سِوَاكَ فَافْتَقَرُوا، وَ حَاوَلُوا الِارْتِفَاعَ فَاتَّضَعُوا.
زیرا بسا از مردم را دیدم- اى خداى من- که به وسیله ى جز تو عزت و بزرگى طلبیدند و خوار شدند، و از غیر تو دارائى خواستند و بى چیز شدند، و قصد بلندى کردند و پست گردیدند (زیرا هویدا است که خداى تعالى افاضه کننده ى هر خیر و نیکى و بخشنده ى هر نعمتى است به هر کس به اندازه ى استعداد او بى وسیله یا با وسیله، پس هر که گمان کند که براى غیر خداى تعالى قدرت کامله است و دیگرى را افاضه کننده ى خیر و نیکى بداند سبب گردد که خداى متعال افاضه ى خیر را از او بازدارد و کسى که خداوند خیر خود را از او منع نماید خوارتر از هر خوار و فقیرتر از هر فقیر و پستتر از هر پستى خواهد بود، از پیغمبر- صلى الله علیه و آله- روایت شده: خداى جل جلاله فرموده: هر مخلوقى که به مخلوق پناه برد نه به من وسائل آسمانها و زمین نزد او قطع شود پس اگر مرا بخواند اجابتش ننمایم، و اگر از من بخواهد به او ندهم، و هر مخلوقى که به من پناه برد نه به خلق من آسمانها و زمین روزى او را ضمانت کنند، پس اگر از من بخواهد به او بدهم، و اگر مرا بخواند اجابتش نمایم، و اگر آمرزش طلب کند او را مى آمرزم).
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۳۹ - فراز ۲
اللَّهُمَّ وَ أَيُّمَا عَبْدٍ نَالَ مِنِّي مَا حَظَرْتَ عَلَيْهِ، وَ انْتَهَكَ مِنِّي مَا حَجَزْتَ عَلَيْهِ، فَمَضَى بِظُلَامَتِي مَيِّتاً، أَوْ حَصَلَتْ لِي قِبَلَهُ حَيّاً فَاغْفِرْ لَهُ مَا أَلَمَّ بِهِ مِنِّي، وَ اعْفُ لَهُ عَمَّا أَدْبَرَ بِهِ عَنِّي، وَ لَا تَقِفْهُ عَلَى مَا ارْتَكَبَ فِيَّ، وَ لَا تَكْشِفْهُ عَمَّا اكْتَسَبَ بِي، وَ اجْعَلْ مَا سَمَحْتُ بِهِ مِنَ الْعَفْوِ عَنْهُمْ، وَ تَبَرَّعْتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَيْهِمْ أَزْكَى صَدَقَاتِ الْمُتَصَدِّقِينَ، وَ أَعْلَى صِلَاتِ الْمُتَقَرِّبِينَ.
بار خدایا هر بنده اى که درباره ى من آنچه را بر او حرام کرده اى بجا آورده، و پرده ى آنچه را بر او منع نموده اى دریده، و حق مرا برده و مرده، یا زنده است و حق من نزد او بجا مانده باشد پس او را در ستمى که به من کرده بیامرز، و در حقى که از من برده درگذر، و از آنچه درباره ى من بجا آورده آگاه مساز (یا سرزنش مکن) و بر اثر آنچه (آزارى که) به من خواسته روا داشته رسوایش مکن، و عفو و گذشت از ایشان را که بکار بردم و صدقه و بخششى را که بر ایشان بخشیدم پاکیزه ترین بخشش هاى بخشندگان و بالاترین عطاهاى تقربجویان ( به درگاه خود) قرار ده.
شرح آیات 174 لغایت 176 سوره مبارکه بقره
174- إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۙ أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
175- أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَىٰ وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ ۚ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ
176- ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ ۗ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ
174- کسانى که آیات کتاب آسمانى را که خدا نازل کرده کتمان مى کنند; و آن را به بهاى کمى مى فروشند، آنها در درونشان جز آتش چیزى نمى خورند; (و اموالى که از این رهگذر به دست مى آورند، درحقیقت آتش سوزانى است.) و خداوند، روز قیامت، با آنها سخن نمى گوید; و آنان را پاکیزه نمى سازد; و براى آنها عذاب دردناکى است.
175- آنها کسانى هستند که گمراهى را با (از دست دادن) هدایت، و عذاب را با آمرزش، خریده اند; راستى چه قدر در برابر آتش دوزخ، شکیبا هستند؟!
176- اینها، بخاطر آن است که خداوند،کتاب آسمانى را به حق، (و توأم با نشانه ها و دلایل روشن،) نازل کرده; و آنها که در آن اختلاف مى کنند، (و با کتمان و تحریف، اختلاف به وجود مى آورند،) از حق، بسیار دور شده اند.
به اتفاق همه مفسران، آیات فوق در مورد اهل کتاب نازل شده است، و به گفته بسیارى مخصوصاً به علماى یهود نظر دارد که پیش از ظهور پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) صفات و نشانه هاى او را مطابق آنچه در کتب خود یافته بودند براى مردم بازگو مى کردند، ولى پس از ظهور پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مشاهده گرایش مردم به او ترسیدند که اگر همان روش سابق را ادامه دهند منافع آنها به خاطر بیفتد و هدایا و مهمانى هائى که براى آنها ترتیب مى دادند از دست برود! لذا اوصاف پیامبر(صلى الله علیه وآله)را که در «تورات» نازل شده بود کتمان کردند، آیات فوق نازل شد و سخت آنها را نکوهش کرد.(1)
* * *
تفسیر:
باز هم نکوهش از کتمان حق
این آیات تأکیدى است بر آنچه در آیه 159 در زمینه کتمان حق گذشت، گر چه روى سخن به علماى یهود است، ولى چنان که بارها یادآورى کرده ایم مفهوم آیات، در هیچ مورد اختصاص به شأن نزول ندارد، در حقیقت شأن نزول ها وسیله اى هستند براى بیان احکام کلى و عمومى که خود یکى از مصداق هاى آن محسوب مى شوند.
بنابراین، تمام کسانى که احکام خدا و حقائق مورد نیاز مردم را از آنها کتمان کنند و به خاطر کسب مقام و یا به دست آوردن ثروتى مرتکب این خیانت بزرگ شوند، باید بدانند که حقیقت گران بهائى را به بهاى ناچیزى فروخته اند; زیرا حق پوشى اگر با تمام دنیا مبادله شود باز مرتکب شونده آن ضرر و زیان کرده است!
در آیه نخست مى گوید: «کسانى که آن چه را خدا از کتاب نازل کرده کتمان مى کنند و آن را به بهاى کمى مى فروشند آنها در حقیقت جز آتش چیزى نمى خورند»! (إِنَّ الَّذینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلیلاً أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّارَ).
آرى هدایا و اموالى را که از این راه تحصیل مى کنند، آتش هاى سوزانى است که در درون وجود آنان وارد مى شود.
این تعبیر، ضمناً مسأله تجسم اعمال را در آخرت بار دیگر روشن مى سازد و نشان مى دهد اموال حرامى که از این طریق به دست مى آید در واقع آتشى است که در دل آنها وارد مى شود که در رستاخیز به شکل واقعى خود مجسم خواهد شد.
سپس، به مجازات مهم جسمى و روحى آنها در آخرت که از مجازات مادى دنیا بسیار دردناک تر است پرداخته، مى گوید: «خداوند روز قیامت با آنها سخن نمى گوید، و آنان را پاکیزه نمى کند، و عذاب دردناکى در انتظارشان است»! (وَ لایُکَلِّمُهُمُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ).
در آیه 77 سوره «آل عمران» نیز به نظیر همین مجازات دردناک براى کسانى که عهد الهى و سوگندهاى خود را به خاطر منافع ناچیزى زیر پا مى گذارند اشاره کرده، مى فرماید: إِنَّ الَّذینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الآْخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ: «کسانى که پیمان الهى و سوگندهاى خودرا به بهاى ناچیزى مى فروشند، آنها بهره اى در آخرت نخواهند داشت و خداوند با آنها سخن نمى گوید و به آنان در قیامت نظر نمى کند و آنها را پاک نمى سازد و عذاب دردناکى براى آنها است».
طبق این آیه خدا با این گونه اشخاصِ پیمان شکن در روز قیامت سخن نمى گوید، به آنها نظر لطف نمى کند، و آنها را پاک نمى سازد و عذاب دردناک براى آنها است.
از این آیه و آیه مورد بحث استفاده مى شود: یکى از بزرگ ترین مواهب الهى در جهان دیگر این است که: خدا با مردم با ایمان از طریق لطف سخن مى گوید، یعنى همان مقامى را که پیامبران الهى در این جهان داشتند و از لذت گفتگو با پروردگار بهره مند مى شدند، مؤمنان نیز در آن جهان به آن مفتخر مى شوند، چه لذتى از این برتر؟!
به علاوه، خدا به آنها نظر لطف مى کند، با آب عفو و رحمتش آنها را مى شوید و پاک و پاکیزه مى کند، چه نعمتى از این بالاتر؟!
بدیهى است، سخن گفتن خداوند با بندگان، مفهومش این نیست که خدا زبان دارد و جسم است بلکه او با قدرت بى پایانش امواج صوتى را در فضا مى آفریند به گونه اى که قابل درک و شنیدن باشد (همان گونه که در وادى طور با موسى(علیه السلام) سخن گفت) و یا از طریق الهام و با زبان دل با بندگان خاصش سخن مى گوید.
به هر حال این لطف بزرگ پروردگار و این لذت بى نظیر معنوى براى بندگان پاکدلى است که زبان حقگو دارند و مردم را با حقائق آشنا مى کنند، بر سر پیمان خود ایستاده اند و حق طلبى را هرگز فداى منافع مادى نمى کنند.
در اینجا این سؤال پیش مى آید: از پاره اى از آیات قرآن استفاده مى شود که خدا در قیامت با بعضى از مجرمان و کافران نیز سخن مى گوید، مانند: قالَ اخْسَؤُا فیها وَ لاتُکَلِّمُونِ: «بروید و گم شوید در آتش دوزخ و دیگر با من سخن مگوئید».(2)
این سخن را خداوند به گنهکارانى مى گوید که درخواست خلاصى از آتش دوزخ مى کنند، و مى گویند: «خداوندا! ما را از آن خارج کن و اگر بار دیگر باز گشتیم ستمگریم».
در سوره «جاثیه» آیات 30 و 31 نیز نظیر این گفتگو از سوى خداوند با مجرمان مشاهده مى شود.
پاسخ این است: منظور از سخن گفتن در آیات مورد بحث، سخن از روى لطف و احترام و محبت خاص است، نه سخنى که به عنوان بى مهرى، تحقیر، طرد و مجازات باشد که این خود یکى از دردناک ترین کیفرها است.
این نکته نیز چندان احتیاج به توضیح ندارد که معنى جمله «آن را به بهاى کمى نفروشید!» این نیست که کتمان حق در برابر بهاى گزاف بى مانع است، بلکه، منظور این است: هر بهاى مادّى که در برابر کتمان حق گرفته شود، ناچیز و بى ارزش است هر چند تمام دنیا باشد!.
* * *
آیه بعد، وضع این گروه را مشخص تر مى سازد و نتیجه کارشان را در این معامله زیانبار چنین بازگو مى کند: «اینها کسانى هستند که گمراهى را با هدایت و عذاب را با آمرزش مبادله کرده اند» (أُولئِکَ الَّذینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ).
به این ترتیب، از دو سو گرفتار زیان خسران شده اند: از یکسو رها کردن هدایت و بر گزیدن ضلالت در برابر آن، و از سوى دیگر، از دست دادن رحمت و آمرزش خدا و جایگزین ساختن عذاب دردناک الهى به جاى آن، و این معامله اى است که هیچ انسان عاقلى به سراغ آن نمى رود.
لذا، در پایان آیه اضافه مى کند: راستى عجیب است که «چقدر در برابر آتش خشم و غضب خدا جسور و خونسردند»؟! (فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النّارِ).
* * *
آخرین آیه مورد بحث، مى گوید: «این تهدیدها و وعده هاى عذاب که براى کتمان کنندگان حق بیان شده است به خاطر این است که خداوند کتاب آسمانى قرآن را به حق و توأم با دلائل روشن نازل کرده تا جاى هیچ گونه شبهه و ابهامى براى کسى باقى نماند» (ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ).
با این حال گروهى به خاطر حفظ منافع کثیف خویش، دست به توجیه و تحریف مى زنند و در کتاب آسمانى اختلاف ها به وجود مى آورند تا به اصطلاح آب را گل آلود کنند و از آن ماهى گیرند.
«چنین کسانى که اختلاف در کتاب آسمانى مى کنند بسیار از حقیقت دورند» (وَ إِنَّ الَّذینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتابِ لَفی شِقاق بَعید).
کلمه «شِقاق» در اصل، به معنى شکاف و جدائى است این تعبیر، شاید اشاره به این باشد که ایمان و تقوا و افشا کردن حق، رمز وحدت و اتحاد در جامعه انسانى است، اما خیانت و کتمان حقائق موجب پراکندگى و جدائى و شکاف است، نه شکاف سطحى که آن را بتوان نادیده گرفت، بلکه جدائى و شکاف عمیق!
* * *
1 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 2، صفحه 234، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 1، صفحه 352، ذیل آیه مورد بحث، و تفاسیر دیگر، ذیل آیه مورد بحث.
2 ـ مؤمنون، آیه 108.
.................
تفسیر نمونه
| حجت الاسلام طبسی با بیان تاکید بر اینکه پیامبر(ص) با امانت داری چهارچوب های وحدت را بنیان نهادند گفت: حضرت هیچ گاه با استدلال عقلی و منطقی مردم را به سمت خود هدایت نمی کردند بلکه با رفتار امانت آمیز خود ، مردم را به سوی خود جلب می نمودند. |
به گزارش خبرنگار گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان،هفته وحدت، نگاهی وحدت آفرین در همه مشترکات موجود در جهان اسلام و مسلمانان است، نگاهی که به تعبیر امام علی(ع) موجب می شود تا دست قدرت و توانای پروردگار در جمعیت و جماعت اسلام تجلی کند. نگاهی که اختلاف و تشتت و تک روی را در جهان اسلام و نقشه استکبارگران زمانه بر کاروان اسلام را معرفی می کند. در آنجا که امام علی(ع) فرمودند: با اکثریت هم داستان شوید که دست خدا همراه جماعت است و از تفرقه بپرهیزید که موجب آفت است. آنکه از جمع مسلمانان به یک سو شود، بهره شیطان است، چنانکه گوسفند چون از گله دور ماند، نصیب گرگ بیابان است لذا در این خصوص با «حجت الاسلام محمد محسن مروجی طبسی»، عضو هیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی گفت و گویی انجام دادیم که در ادامه مشروح آن تقدیم حضورتان می شود.
وحدت به چه معناست و چگونه محقق می شود؟
بحث وحدت یک مسئله مقطعی نیست که فقط در هفته وحدت به آن بپردازیم بلکه مسئله وحدت یک رفتار همانند نماز و روزه است. همان رفتارهایی که ما با همسر و فرزندان خود در خانواده داریم و معمولا این رفتارها هم رفتارهای تند و خشنی نیستند بلکه رفتارهای ما از روی محبت و رفعت است اما یک جاهایی هم ممکن است برای جلوگیری از یک رفتار نادرست و خطرناک برخورد تند و خشنی با فرزند خود داشته باشیم. در واقع وحدت به معنای این نیست که ما همیشه لبخند به لب داشته باشیم ، در واقع وحدت یک مجموعه رفتارهایی است که به تناسب یک سری اتفاقات شکل می گیرد. در واقع وحدت یعنی تدبیر، تدبیری که از روی دلسوزی است و قصد و هدفش یکپارچگی جامعه می باشد و یکپارچگی جامعه هم به این معنا نیست که خلایق و اختلافات عقیدتی حذف شود، در بحث وحدت که یک مجموعه ای ایست از تدبیرها، قرار است ما رفتارها را تنظیم کنیم نه اینکه افکار مخالف یا سلایق مخالف را حذف کنیم یا آنها را یکی کنیم یا اختلاف عقاید را یکی کنیم، اصلا چنین چیزی امکان پذیر نیست. قرار است در مسئله وحدت اختلافات را به بهترین نحو تبدیل کنیم. نکته دیگر اینکه وحدتی که مطرح می شود، فقط بین شیعه و سنی نیست بلکه وحدت نسبت به همه انسان های جهان است لذا این رویکرد را باید نسبت به همه انسان ها فارغ از ادیان و مذاهب داشته باشیم تا بتوانیم یک نگاهی را در جامعه تثبیت کنیم. این دقیقا همان نگاهی است که پیامبر اعظم (ص) داشته است.
پیامبر اسلام چگونه مردم را به اسلام دعوت می کردند ؟ یکی از ویژگی های مهم حضرت زبان نرم و لین ایشان در تبلیغ دین اسلام بود ما چگونه می توانیم این صفت حضرت را در امر به معروف و نهی از منکر خود در جامعه امروز بکار ببریم؟
پیامبر اکرم (ص) یک رفتارشناس بودند و بسیار سنجیده رفتار می کردند و این سنجیده رفتار کردن شان این گونه بود که نسبت به آن ناهنجاری و هنجاری که در جامعه بود، بهترین رفتار را از خود نشان می دادند و همین انتخاب بهترین واکنش در برابر کنش و بهترین رفتار در برابر یک ناهنجار باعث شد که آن جامعه خشک و خشن و جامعه ای که سرشار از تفرق، درگیری، قتل و غارت بود را بعد از 20 سال به ثمر برساند. پیامبر اکرم (ص) قبل از اینکه به پیامبری مبعوث شوند به محمد امین معروف بودند. حضرت هیچ گاه با استدلال عقلی و منطقی مردم را به سمت خود هدایت نمی کردند بلکه با رفتار امانت آمیز خود، مردم را به سوی خود جلب می نمودند، بنابراین پیامبر اسلام (ص) به گونه ای با مردم رفتار کردند که مردم به پیامبر اعتماد کامل پیدا کردند لذا این جلب اعتماد است که زیرساخت وحدت را تثبیت می کند. ما اگر بیاییم همانند پیامبر (ص) به دور از استدلال ها و معجزه و با رفتارهای خود نسبت به آن شعاری که می دهیم اعتماد را جلب کنیم در واقع می توانیم بگوییم 90 درصد مسئله وحدت محقق شده است.
در واقع جلب اعتماد یک سرمایه بزرگ محسوب می شود، ضمن اینکه پیامبر در دعوت خود با کارشکنی های مشرکین مواجه می شدند تا مردم را نسبت به رسول الله (ص) بی اعتماد کنند در حالی که پیامبر با رفتار خوبی که داشتند مردم را از این کارشکنی ها آگاه کردند و آن اعتمادی که مردم قبل از رسالت پیامبر داشتند، همان اعتماد را در شکل و قالب های رفتاری خودشان نشان دادند لذا بر اساس آیه قرآن «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» پیامبر (ص) در برابر کفار شدت عمل به کار میگرفتند. شدت و حدت برخورد پیامبر (ص) در برابر آن دسته از مشرکانی بود که نفرت و دشمنی آنها نسبت به دین اسلام آشکار شده بود و در برابر دین اسلام قد علم کرده بودند و اساساً حرف حق را نمیخواستند بشنوند. در برخورد با این افراد پیامبر (ص) دیگر زبان نرم و لین نداشتند و در زمان لازم دستور جهاد با آنها را نیز صادر میکردند.
لذا این قاعده یکی از قاعده های وحدت بخشی است که در امت اسلامی توسط پیامبر اکرم (ص) اجرا شد. پیامبر در وحدت نه افراط کردند و نه تفریط ،عین اعتدال و عین میانه روی را پیاده نمودند؛ به عنوان مثال همین «عقد اخوتی» که پیامبر منعقد کردند همه با یکدیگر برادر و برابر شدند، همه دست بر دست هم گذاشتند، سیاهپوست در دست سفیدپوست، برده در دست عبد و مولای خود. در واقع پیامبر (ص) اختلاف طبقاتی را از بین بردند و همه یکی و برابر شدند لذا این مسئله عقد اخوت را پیامبر عملا انجام دادند و نشان دادند که وحدت و همدلی باید به این صورت باشد، کسی به مردم از موضع بالا نگاه نکند، همه ما برابر و برادریم مگر در تقوای الهی برتریم که میزان سنجش تقوا هم در دست من و شما نیست بلکه در دست پروردگار متعال است.
بنابراین حضرت آن رفتارهای با صلابت و قاطع خود را نیز با هنجارشکنان و منافقین داشتند؛ مثلا در قضیه مسجد ضرار که منافقین با پوشش مسجد توطئه ای علیه نظام نبوی طراحی کردند و پیامبر اعظم (ص) هم با دستور خداوند مسجد را تخریب و دیوارها و خشت های آن را سوزاندند؛ پس لازم و ضروی است که در مورد مسئله و مقوله وحدت اشتباه نکنیم و این گونه تصور نکنیم که همیشه باید لبخند داشته باشیم نه این گونه نیست لذا در مقابله با ظلم و کارهایی که وحدت و امنیت جامعه را از بین می برد باید یک رفتار قاطعانه داشته باشیم.
بنابراین وقتی به سیره پیامبر اکرم (ص) نگاه می کنیم، می بینیم حضرت واقعا نظام جاهلی و قبیله ای عرب، قبل از اسلام را کاملا دگرگون کردند یا نسبت به زن بهترین اقدام را نمودند. در زمانی که زن را یک کالای پست و بی ارزش می دانستند، پیامبر از زنده به گور کردن دختران جلوگیری کردند و به زن کرامت و ارزش قایل شدند و فرمودند زن ریحانه است و سپس با رفتارهایی خوب و پسندیده ای که با دخترشان فاطمه (س) و حضرت خدیجه (س) داشتند، این را به سایرین فهماندند که این نگاه غلطی که شماها نسبت به زن دارید، اشتباه است.
لذا پیامبر با آمدن خود بساط تمام فسادها و آسیب های موجود در جامعه را برچیدند و فرمودند: همه جامعه برادر و برابر هستند و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد لذا این مسئله از جمله مسایلی است که وقتی به سیره نبوی نگاه می کنیم «إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» برخی این گونه تصور می کنند که خلق عظیم یعنی اینکه پیامبر دایم لبخند به صورت شان بوده و می خندیدند در حالی که این تصور غلطی است که در مورد پیامبر (ص) ترسیم می شود. حضرت اخمو نبودند اما همیشه هم در حال خنده نبودند بلکه ظاهری با هیبت داشتند و با رفتار خود دل های مردم را به سمت خود جذب می کردند؛ بنابراین قوام وحدت به رهبری آن است. همان طوری که در احادیث داریم «إنّ الإمامةَ زِمامُ الدِّينِ ، و نِظامُ المُسلِمينَ، و صَلاحُ الدُّنيا، و عِزُّ المُؤمِنينَ» .(امامت، زمام دين است و رشته مسلمانان و اصلاح و آبادانى دنيا و عزّت مؤمنان). لذا مقوله رهبری خود، منبع رحمت است و اگر ما بخواهیم وحدت را در جامعه برقرار کنیم باید نگاه مان به منویات رهبر جامعه باشد تا آن وحدتی را که مد نظر شان است به منصه ظهور برسانیم.
از زوایای شخصیتی پیامبر اکرم (ص) که کمتر به آن پرداخته شده است، چیست؟
یکی از نکات بسیار مهمی که کمتر به آن پرداخته شده، مواجهه پیامبر اسلام با اختلاف طبقاتی در جامعه است. وقتی پیامبر (ص) وارد مدینه شدند در محلات پایین شهر ساکن شدند و مسجد نبوی را هم در محله پایین شهر بنا نمودند، موذن را یک سیاهپوست به نام بلال حبشی انتخاب کردند لذا پیامبر (ص) با رفتار خود اختلاف طبقاتی را از میان بردند؛ ایشان شعار از بین بردن اختلاف طبقاتی را ندادند بلکه در عمل انجام دادند در ثانی حضرت اقدام خود را تکرار می کردند تا در جامعه نهادینه شود. پیامبر (ص) زیاد سخنرانی نمی کردند، شعار نمی دادند بلکه عمل می کردند اما وقتی قرآن بر پیامبر وحی می شد، می بایست به مردم ابلاغ می نمودند اما هر روز سخنرانی نداشتند بلکه با رفتار و عمل خود همه چیز را نشان می دادند و به مرور بافت مدینه تغییر کرد و آن عرب جاهلی که تندخو، متکبر و خشن بود به گونه ای شدند که با زنان و دختران خود بسیار خوش رفتاری می کردند.
در واقع پیامبر اعظم (ص) چهارچوب های اسلام و وحدت را بنیان گزاری کردند و انشالله ثمره و تحقق نهایی وحدت در زمان ظهور حضرت حجت (عج) می باشد. اگر ما بخواهیم وحدت را تقسیم بندی کنیم یک وحدت حداقلی و یک وحدت حداکثری داریم. شاید در زمان غیبت کبری فقط بتوانیم وحدت حداقلی را محقق کنیم و در زمان ظهور حضرت حجت تمام زوایای وحدت محقق شود.
| حجت الاسلام والمسلمین عیسی زاده گفت: بهره جستن از سيره عملی رسول خدا(ص) مشروط به شناخت دقيق و همه جانبه زوايای گوناگون زندگی سرشاراز هدايت گری آن حضرت می باشد ، يکی از بهترين راههای معرفت به ويژگی های زندگانی حضرت، بهره گيری ازسخنان امام علی (ع) است. |
به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان؛ به يکی از راهکارهای در امان ماندن جوامع انسانی و اسلامی از آسيب های اخلاقی، پيروی نمودن از الگوهای است که خداوند برای هدايت و اصلاح بشر آنان را معرفی کرده است، يکی از پاک ترين وکامل ترين آنها، پيامبر اعظم (ص) اسلام حضرت محمد (ص) می باشد ، اقتدا به اين الگوی الهی نيازمند به آگاهی از ويژگی ها و فضايل ايشان است، يکی از بهترين راههای دستيابی به آن ويژگی ها بعد از کلام الهی، مراجعه به سخنان شخصيتی است که نزديک ترين فرد به رسول خدا (ص)، امين و جانشين برحق آن حضرت ،يعنی امير مومنان علی (ع) است .لذا در این خصوص با حجت الاسلام والمسلمین «عیسی عیسی زاده» رئیس میز توسعه و تعمیق فرهنگ قرآن دفتر تبلیغات اسلامی گفتگویی انجام دادیم که در ادامه مشروح آن تقدیم حضورتان می شود.
ضرورت معرفی و شناساندن ویژگی های اخلاقی و سبک زندگی پیامبر اسلام به مسلمانان در دنیای امروز چیست؟
جوامع اسلامی عصر ما به سبب فاصله گرفتن از ارزشهای اخلاقی، دچار مشکلات فراوانی درزندگی شدند، با نگاهی به وضعيت مسلمانان در کشورهای اسلامی به ويژه منطقه خاور ميانه، فضای ضد اخلاقی، آنچنان گريبان آنان را گرفته است که همانند گرگ های درّنده به جان هم افتادند و روزی نيست مگر آنکه افراد زيادی از انسان های بی گناه در اثر اين بی اخلاقی ها به کام مرگ کشيده می شوند، اين مصيبت تا زمانی که همه مسلمانان به دامن قرآن بر نگردند و سيره اخلاقی پيامبر اعظم اسلام حضرت محمد (ص) را الگوی زندگی خود قرار ندهند، آنان را رها نخواهد کرد، بر همين اساس ضرورت دارد تا فضايل اخلاقی آن پيامبر مهربانی ها به همگان معرفی گردد.
امير مومنان علی(ع) درباره لزوم پيروی مسلمانان از سيره عملی نبی گرامی اسلام (ص) فرمودند: «و لقد کان فی رسولِ الله(ص) کافٍ لک فی الاسوه... فتأسِّ بنبيِّکَ الاطيَبِ الاَطهَر فاِنَّ فيه اُسوةٌ لِمَن تأسّی و عزّاة لمن تَعزّی واَحَبُّ العبادِ الی الله المُتأسّی بنبيّه والمقتصُّ لأثرِه» ( از پيامبری که پاکيزه ترين و پاک ترين مردم است پيروی کن ؛ ، زيرا راه و رسمش سرمشق و الگويی است برای هر کس که تأسی جويد و انتسابی است عالی برای هر کس که بخواهد منتسب گردد، و محبوب ترين بندگان خداوند کسی است که از پيامبرش سرمشق گيرد و قدم جای قدم او گذارد.)
بهترین راه شناخت پيامبر اکرم(ص) چیست؟
بهره جستن از سيره عملی رسول خدا(ص) مشروط به شناخت دقيق و همه جانبه زوايای گوناگون زندگی سرشار از هدايت گری آن حضرت می باشد ، يکی از بهترين و دقيق ترين راههای معرفت به ويژگی های زندگانی آن رسول اکرم(ص) بهره گيری از سخنان گهربار نزديکترين شخص به آن حضرت و آگاه ترين فرد به شخصيت آن حضرت، يعنی امير مومنان علی (ع) است، همانگونه که خود حضرت در اين باره فرمودند:« شما به خوبی موقعيت مرا از نظر خويشاوندی و قرابت و منزلت و مقام ويژه، نسبت به رسول خدا (ص) می دانيد.
«ابن ابی الحديد» در اين باره گفته است :« وقتی از استادم ابوجعفر درباره ذيل خطبه 105 نهج البلاغه پرسيدم که من کلمات و خطبه های اصحاب را ديده ام، ولی هيچ کدام پيامبر (ص) را اين گونه که علی(ع) با عظمت ياد کرده مطرح نکرده اند و مانند او به پيامبر دعا نکرده اند، او در پاسخ گفت: صحابه در کجا کلام مدوّنی دارند تا از آن فهميده شود که چگونه از پيامبر (ص) ياد کرده اند؟ سپس گفت: علی به پيامبر (ص) ايمان قوی داشت و قوياً او را تصديق می نمود و به او يقين راسخ داشت و در راه او هيچ ترديدی نداشت و در راه اجرای خواسته های او بود. با تمام اين اوصاف، او رسول خدا (ص) را بسيار دوست می داشت؛ زيرا با او نسبت نزديک داشت و زير نظر او تربيت يافته بود و موقعيت ويژه ای نزد او داشت که ديگر اصحاب نداشتند. به اين ترتيب شرافت پيامبر (ص) برای علی(ع) هم هست، زيرا آن دو يک روح در دو بدن بودند. پدر آنها يکی بود و از نظر اخلاقی با هم تناسب داشتند. علی آرزو داشت دعوت اسلام فراگير شود، پس چگونه پيامبر را تعظيم و احترام نکند و در اعتلای کلمه او تلاش ننمايد.
شناخت و آگاهی نسبت به شخصیت پيامبر اکرم(ص) چه ارزش و جایگاهی برای مسلمانان دارد ؟
شناخت و آگاهی نسبت به شخصيت رسول خدا(ص)علاوه بر آثار و برکات دنيوی ، پاداش بىكران الهى را نيز در پى دارد، چنانكه امير مومنان علی (ع) در اين باره فرمودند: «فَاِنَّه مَن ماتَ مِنكُم عَلى فِراشِهِ وَ هُو عَلى مَعرِفةِ حَقّ رَبِّهِ و حَقِ رَسولِهِ وَ اَهلِ بَيته ماتَ شَهيداً وَ وَقَعَ اَجرُهُ عَلَى اللّه وَ استَوجَبَ ثَوابَ مانَوى مِن صالِح عَمَلِهِ...؛ پس براستى كسى كه در بستر خويش با شناخت خدا و پيامبر(ص) و اهل بيت آن حضرت بميرد، شهيد از دنيا رفته و پاداش او بر خداست و ثواب اعمال نيكويى را كه قصد انجامش را داشته خواهد برد.
الگوی معرفی شده از سوی خداوند چه زمانی می تواند راهنمای کامل و جامعی برای سعادت انسان ها باشد؟
الگوی معرفی شده از سوی خداوند برای هدايت بشر ،زمانی می تواند راهنمای کامل و جامعی باشد و انسانها را به سر منزلگاه سعادت و خوشبختی برساند که شخصيت وجوديش و راه و روشش در تمام عرصه های زندگی از هر گونه عيب و نقصی پاک و طاهر باشد ، بر همين اساس امير مومنان علی (ع)در باره طهارت وجودی رسول اکرم(ص) فرموده است: «خداوند نطفه پاک پيامبران را در بهترين جايگاه به وديعت نهاد و در بهترين مکانها آنها را مستقر ساخت، صلب کريم پدران آنان را به رَحِم پاک مادران منتقل نمود. هرگاه يکی از آنان بدرود حيات می گفت، ديگری بعد از او برای پيشبرد دين خدا به پای خاست تا اينکه اين منصب بزرگ نبوت از جانب خداوند سبحانه و تعالی به محمد(ص) رسيد. او را از بهترين اصلها و مکانها که با ارزش ترين روييدنيها از آن به دست می آيد استخراج کرد و نهال وجود او را در اصيل ترين و عزيزترين سرزمين ها غرس کرد و شاخه های هستی او را از همان درختی که پيامبران را از آن آفريد به وجود آورد. از همان شجره ای که امينان درگاه خود را از آن برگزيد. فرزندانش بهترين فرزندانند و خاندانش بهترين خاندان و دودمانش بهترين دودمانند.
چرا پيامبر اکرم(ص) مورد توجه اقشار گوناگون بودند؟
پيامبر اعظم (ص) به سبب ويژگی های منحصر به فردش مورد توجه اقشار گوناگون جامعه عصر بعثت قرار گرفت و منشا آثارو برکات فراوانی شد، امير مومنان علی(ع)در اين باره فرمودند:« دلهای نيکوکاران، شيفته پيامبر اکرم (ص) گشت و چشمهای حق جويان به سوی او متوجه شد و به برکت وجودش کينه ها را مدفون ساخت و آتش دشمنی ها را فرو نشاند. افراد دور افتاده را به واسطه او به هم نزديک ساخت و نزديکانی که در ايمان و هدف هم آهنگ نبودند از هم دور نمود. ذليلان محروم در پرتو وجود او عزت يافتند و عزيزان خودخواه ذليل شدند.
رفتار پیامبر اسلام با کودکان چگونه بود؟
يکی ازسيره های اخلاقی رسول اکرم (ص) ابراز محبت به کودکان و خردسالان بود ،امير مومنان علی (ع) در باره اين خصوصيت اخلاقی پيامبر (ص) و شيوه رفتاری ايشان با خودش در دوران کودکی فرموده است: «پيامبر مرا در اتاق خويش مىنشاند، در حالى كه كودك بودم مرا در آغوش خود مىگرفت، و در بستر مخصوص خود مىخوابانيد... و بوى پاكيزه خود را به من مىبوياند و گاه غذا را لقمه لقمه در دهانم مىگذاشت... و من همواره با پيامبر بودم چونان فرزند كه همواره با مادر است ،پيامبر(ص) هر روز نشانه تازهاى از اخلاق نيكو را برايم آشكار مىفرمود، و به من فرمان مىداد كه به او اقتدا نمايم.
الگوگیری از سبک زندگی پیامبر اسلام با توجه به شرایط امروز جامعه چه نقشی می تواند در حل مشکلات خانواده ها داشته باشد؟
يکی از ويژگي های پيامبر اعظم(ص) که می تواند راهگشای بسياری از مشکلات خانوادگی باشد ، رعات حقوق خانواده می باشد، امير مومنان علی (ع) در باره اين خصوصيت رسول خدا(ص) فرمودند: : «وَ کَانَ اِذَا اُوِیَ اِلی مَنِزِلِه جَزَءَ دُخُولَهُ ثَلاثَهَ اَجزاء: جزءً لِلّه عَزَّوَجَلَ وَ جُزءً لاِهلِهِ وَ جُزءً لِنَفسِهِ. ثُمَ جَزَءَ جُزئَهُ بَينَهُ وَ بينَ النَاسِ، فَيرُدُ ذلِکَ عَلَی العامَةِ وَ الخاصَةِ وَ لا يَدَخِرُ عَنهُم شيئاً»; هرگاه پيامبر(ص) وارد خانه می شد، وقت خود را سه قسمت می کرد; يک بخش آن را برای عبادت خداوند، بخشی ديگر را برای خانواده، و بخش سوم را برای خود اختصاص می داد، سپس وقت مختص خود را، بين خويش و مردم تقسيم می کرد، کوچک و بزرگ را در اين قسمت پاسخ می داد، و چيزی را از آنان دريغ نمي ورزيد.
مهمترین رمز موفقیت پیامبر اکرم (ص) در جذب مردم به دین اسلام چیست؟
يکی از ويژگی هاي اخلاقی رسول اکرم(ص) که رموز موفقيت آن حضرت و سبب جذب مردم به سوی ايشان و دين اسلام می شد ،تواضع و فروتنی ايشان بود، امير مومنان علی (ع) در بيان اين ويژگی رسول اکرم(ص) می فرمايد: پيامبر (ص)روی زمين می خورد و چون بندگان می نشست و به دست خود، پای افزار خويش را پينه می زد و جامه خود را وصله می نمود و بر مرکب بی پالان سوار می شد و ديگری را همراه خود سوار می کرد. رفتارهای متواضعانه پيامبر اکرم (ص)در حدی بود که آن حضرت با همگان غذا می خورد، دعوت هر کس، حتی فقيرترين مردم را می پذيرفت. دوست نداشت افراد پشت سر ايشان حرکت کنند و می فرمود: چنين کاری زمينه ساز کبر است. فروتنی پيامبر به حدی بود که همنشينی با فقرا و اهتمام نسبت به ايشان عادتش بود، به حدّی که اين مسئله اشراف را ناراحت کرده و بر آنان دشوار گرديده بود، به گونه ای که ثروتمندان قريش از ايشان خواستند: اين جماعت را از خود براند تا آنها به او بپيوندند.
چرا پیامبر اکرم (ص) رحمه للعالمین است؟
يکی از اوصاف ارزشمند پيامبر اعظم(ص) رحمت بودن آن حضرت است. قرآن کريم در اين باره می فرمايد: «و ما اَرسَلناکَ الارحمةً لِلعالمين» رحمت برای جهانیان. وجود پیغمبر خاتم سبب سعادت دو جهان مردمان است. چرا که عمل به آئین و برنامهای که او با خود آورده است ناکامیها و بدبختیها و بیدادگریها و تباهکاریها را پایان میدهد، و سرانجام منتهی به حکومت صالحان با ایمان بر معموره جهان خواهد شد، و در پایان آنان را به نعمت جاوید و سرمدی آخرت نائل خواهد کرد. مرحوم طبرسي در باره دليل رحمت العالمين بودن رسول اکرم(ص) فرموده است :«جهتش آن است که پيامبر اکرم(ص)آنچه را موجب سعادت ابدی مردم است برای آنها آورده و اين حتی برای کفار و مشرکان نيز رحمت محسوب می گردد، زيرا به مثابه سفره ای است از طعام گسترده ولی بعضی از مردم از غذاهای آن استفاده نمی کنند.
اميرمومنان علی (ع)در باره اين ويژگی پيامبر(ص) فرموده است: «كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِي فَالاسْتِغْفَارُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى- وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُون؛ در زمين دو امان و وسيله نجات از عذاب الهی بود که يکی از آنها برداشته شد، دومی را دريابيد و به آن چنگ زنيد. اما امانی که برداشته شد ،رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرمايد: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در ميان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
با توجه به شرایط خاصی که مردم عرب در عصر جاهلیت داشتند و به راحتی امکان هدایت و دعوت آنها به اسلام و یکتاپرستی وجود نداشت پیامبر اکرم(ص) چگونه توانستند مردم را به سوی خود هدایت کنند؟
دلسوزی و خير خواهی رهبران دينی، يکی از ويژگی هايی است که می تواند نقش بسيار مهمی در هدايتگری امت داشته باشد و اگر پيامبر اکرم (ص) توانست مردم عصر جاهليت را از آن همه گمراهی ها نجات دهد، همين خير خواهی و دلسوزی ايشان بود، خداوند در قرآن کريم دربيان اين ويژگی آن حضرت مىفرمايد: «لَقَد جاءَكم رَسولٌ مِن اَنفسكم عَزيزٌ عَلَيه ما عَنتّم حَريصٌ عَليكُم بِالمُؤمِنين رَئُوفٌ رَحيمٌ(توبه 128)؛ همانا فرستادهاى از خود شما به سويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت و راهنمايى شما دارد و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است . به تعبير قرآن ،«فلَعلّك باخِغٌ نَفسَك عَلى آثارِهم اِن لَم يُؤمِنوا بهذا الحديث اَسَفاً» دلسوزى رسول خدا برای هدايت امت در حدّى بود كه گاهى از شدّت غصّه و ناراحتى در آستانه هلاكت قرار مىگرفت.
امير مومنان على (ع) در بيان خير خواهی های حضرت مي فرمايد: «خدا پيامبر اسلام را به هنگامى مبعوث فرمود كه مردم در حيرت و سرگردانى بودند، در فتنهها به سر مىبردند، هوى و هوس بر آنها چيره شده، و خود بزرگ بينى و تكبّر به لغزشهاى فراوانشان كشانده بود، و نادانيهاى جاهليّت پست و خوارشان كرد و در امور زندگى حيران و سرگردان بودند، و بلاى جهل و نادانى دامنگيرشان بود. «فبالَغ (ص) فى النّصيِحة وَ مَضى عَلى الطَّريقَةِ وَ دَعا اِلَى الحِكمَةِ وَ المَوعِظَة الحَسَنَة» پيامبر اكرم (ص) در نصيحت و خيرخواهى نهايت تلاش را كرد، و آنان را به راه راست راهنمايى، و از راه حكمت و موعظه نيكو، مردم را به خدا دعوت فرمود.
آن حضرت در سخني ديگر نيز در همين باره فرمود: «محمد(ص) بار سنگين رسالت را بر دوش كشيد، و به فرمانت قيام كرد، و به سرعت در راه خشنودى تو گام برداشت، حتى يك قدم بر عقب برنگشت و اراده او سست نشد، و در پذيرش و گرفتن وحى نيرومند بود، حافظ و نگهبان عهد و پيمان تو بود و در اجراى فرمانت تلاش كرد تا آنجا كه نور حق را آشكار و راه را براى جاهلان روشن ساخت، و دلهايى كه در فتنه و گناه فرو رفته بودند هدايت شدند پرچمهاى حق را بر افراشت و احكام نورانى را بر پا كرد.
| دوره تدبر در قرآن با عنوان «آیه» همراه با سیر مطالعاتی تعلیم و تربیت ویژه علاقهمندان به حوزه تعلیم و تربیت کودک و نوجوان برگزار میشود. |
این دوره ویژه والدین و علاقهمندان به حوزه «تعلیم و تربیت کودک و نوجوان مبتنی بر قرآن» با حضور رضا دژبخش، مدرس مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران چهارشنبهها از ساعت ۸ تا ۱۱:۳۰ در دبستان نورالهدی تزکیه واقع در ازگل، خیابان گلچین شمالی، نبش گلافشان، پلاک ۴۱ برگزار میشود و شروع دوره نیز از فردا، ۲۰ مهرماه ۱۴۰۱ خواهد بود.
این دوره در چهار گام و با محوریت تدبر در قرآن اجرا میشود. دوره پیش رو، گام اول است که طی پنج ترم و در بازهای دوساله به اتمام میرسد. در ترم اول مقدمات تدبر در قرآن، ترم دوم تدبر به شیوه تفکر در قرآن، ترم سوم تدبر کلمهای، ترم چهارم تدبر سورهای و ترم پنجم تدبر قرآن به قرآن آموزش داده میشود.
گام اول به مدت ۲۱ ماه به موضوع نگاه کلی به موضوعات قرآن و آشنایی مهارتی با موضوعات تعلیم و تربیت، گام دوم به مدت ۲۲ ماه به موضوع توان پاسخگویی با قرآن و تسلط به مبانی و مسائل تعلیم و تربیت، گام سوم به مدت ۲۰ ماه به موضوع توان رجوع محققانه به قرآن و پاسخگویی به مسائل تعلیم و تربیت و گام چهارم به مدت ۵۰ ماه به موضوع توان طراحی و پیادهسازی نظامهای قرآنی و توان تأسیس ساختارهای تعلیم و تربیت اختصاص دارد.
همچنین در کنار کتب تدبر، عناوینی چون ساختار وجودی انسان، نظم و برنامهریزی، دورههای رشد انسان و ... نیز مطالعه خواهد شد.
علاقهمندان به منظور ثبت نام میتوانند به نشانی www.b۲n.ir/ayeh مراجعه کنند.
افرادی که قصد شرکت حضوری در جلسات را دارند به شماره ۰۹۱۵۵۰۳۷۲۱۱ پیام دهند
کتاب «تلخیص البیان فی مجازات القرآن» نخستین کتاب کاملی است که در قرآن هدف واحدی را تعقیب می کند و آن خط سیر مجازات و استعارات در کلام خداوندی است. این حرکت مهم بلاغی که در یک موضوع خاص در قرآن کریم انجام گرفته است، نشان می دهد که سیّد رضی کسی است که نخستین گام را در تعریف مجازات و استعارات قرآن برداشته و به تألیفی مستقل در این باره پرداخته است.
سید رضی در نیمه دوم قرن چهارم هجری می زیست، او به سال 359 هجری متولد شد و در سال 406 هجری وفات یافت.
سید، قرآن مجید را از شیخ ابو اسحاق ابراهیم بن احمد بن محمد طبری فرا گرفت و در اندک زمانی موفق به حفظ تمامی آن شد. سپس رشته تحقیقات بیانی را به دست گرفته و در پدید آمدن سبک و تطور بلاغی خود پیشگام شده است.
سید رضی با ذوق ادبی و شمّ بلاغی خاصّی که از پدران بزرگ خود به ارث برده بود، و با استعداد ادبی و شعری مخصوص، به جست وجو و تتبع پرداخت و به نگارش کتاب«تلخیص البیان فی مجازات القرآن»دست یازید. وی در روزگار خویش سه تن از خلفای عباسی به نام های المطیع للّه، الطائع للّه و القادر باللّه را درک کرد.
معرفی کتاب تلخیص البیان فی(عن) مجازات القرآن[1]
این کتاب نخستین کتاب کاملی است که در قرآن هدف واحدی را تعقیب می کند و آن خط سیر مجازات و استعارات در کلام خداوندی است. این حرکت مهم بلاغی که در یک موضوع خاص در قرآن کریم انجام گرفته است، نشان می دهد که سیّد رضی کسی است که نخستین گام را در تعریف مجازات و استعارات قرآن برداشته و به تألیفی مستقل در این باره پرداخته است.
سید رضی، در این کتاب سوره سوره و آیه آیه قرآن را بررسی کرده است. در مزیت آن همین بس که تاکنون هیچ کتابی در مجازات قرآن، نتوانسته است با آن برابری کند. ملا کاتب چلبی، صاحب کتاب«کشف الظنون»، در این باره چنین آورده است: «عزالدین بن عبد السلام، دانشمند معروف مصری(در گذشته به سال 660 ه)، کتابی به نام مجاز القرآن نوشته که جلال الدّین سیوطی (در گذشته به سال 911 ه) آن را به صورت فشرده به نام مجاز الفرسان الی مجاز القرآن نگاشته است. ولی هیچ یک از این ها در معنای بیان استعاری مجاز که در انحصار سید رضی بوده است، به پایه تلخیص البیان نمی رسند.»
در واقع می توان چنین داوری کرد که کتاب سید رضی، تفسیری ویژه در تبیین مجازات و استعارات قرآنی است که مؤلف در آن کم تر به بیان قصص و اخبار و مسائل فقهی و غیره اهتمام کرده است.[2]
کتاب تلخیص البیان، تفسیر کامل قرآن به معنای صحیح کلمه نیست، زیرا سید رضی آیات را کلمه کلمه شرح نکرده است؛ کاری که طبری، نسفی، قرطبی، بیضاوی، ابن کثیر و... بدان پرداخته اند. بلکه قرآن را سوره به سوره در معرض پژوهش دقیق قرار داده و هر یک را از دیدگاه مجاز بیانی تحلیل کرده است. مثلا در سوره ای که 200 آیه یا بیش تر داشته است، جز ده آیه را به پژوهش مجازی اختصاص نداده است(آیاتی که در آن مجاز به کار نرفته، مورد تفسیر او قرار نگرفته اند).[3]
البته سید رضی در موضوع تفسیر قرآن کتاب دیگری با عنوان «حقائق التأویل»به رشته تحریر درآورده است.
ارزش علمی و ادبی کتاب تلخیص البیان فی مجازات القرآن
سید در آغاز کتاب«مجازات النبویّه»به جایگاه و ارزش کتاب تلخیص اشاره کرده و چنین آورده است:[4] «در زیبایی و ارزش این گنجینه، که به نام تلخیص البیان فی... نگاشته ام، لازم است بگویم، در تألیف آن راهی را پیموده ام که تاکنون پیموده نشده و دری را گشوده ام که تاکنون هیچ کس آن را نگشوده است.»
قراءات در تلخیص البیان
با دقت در عبارت های این کتاب کاملا روشن می شود که سید رضی بسیاری از آیات را بر اساس قرائت های غیر شاذّی آورده است که در عین حال با قرائت قرآنی موجود و در دسترس ما تفاوت دارد. به عبارت دیگر، او قرائت هایی را برگزیده است که با قرائت های هفتگانه متواتر و مشهور تناسب دارند؛[5] به عنوان نمونه:
در سوره البقره در آیه «یخادعون الله و الذین آمنوا و ما یخادعون الاّ انفسهم»[6]، قرائت حمزه و کسائی و عاصم و ابن عامر را آورده است: «و ما یخدعون».
در سوره التحریم، قرائت «نصوحا»را با قرائت «نصوحا»آورده است که اولی به ضمّ نون و دومی به فتح نون است[7]: «یا ایّها الّذین آمنوا توبوا إلی اللّه توبة نصوح.[8]
ضمّ نون همان قرائت ابوبکر بن عیاش است که این قرائت را از عاصم بن ابی النجود گرفته است.
تألیفات سیّد رضی
به راستی در میان آثار بسیار ارزنده ای که سید رضی و معاصران او در دانش های گوناگون، چون: ادب، نحو، تاریخ، لغت، زبان شناسی، فقه، حدیث و کلام به جامعه ادبی و علمی تقدیم داشته اند، تألیفات سیّد، در این اقیانوس تحقیق، بسیار برجسته تر و موج انگیزتر بوده است. علاوه بر کتاب تلخیص البیان فی مجازات القرآن، سید رضی تألیفات دیگری نیز دارد که در این جا فهرست وار به آن ها اشاره می شود:[9]
1- نهج البلاغه
2- المجازات النبویّه
3- دیوان شعر، گردآوری توسط ابو حکیم الخبری
4- خصائص الائمه
5- حقائق التأویل فی متشابه التنزیل
6- معانی القرآن
7- الحسن من شعر الحسین
8- کتاب رسائل، گردآوری از ابو اسحاق الصّابی
9- اخبار قضاة بغداد
10- سیرة والده
11- انشراح الصدر فی مختارات الشعر.
پی نوشت ها:
[1] الرضی، السید الشریف. تلخیص البیان فی مجازات القرآن. تحقیق. محمد عبدالغنی حسن. قم. منشورات مکتبة بصیرتی. 1374 ه. ص 30.
[2] همان، ص 36، 37 و 61.
[3] همان.
[4] همان منبع، ص 29 و 43.
[5] همان.
[6] سورة البقرة، آیه 9.
[7] سید رضی، پیشین، ص 44.
[8] سورة التحریم، آیه 8.
[9] سید رضی، ص 101-97.
..................
پایگاه اطلاع رسانی حوزه














