• آموزش قرآن
  • پربازدید

شرح نهج البلاغه (خطبه اول بخش چهارم)، آیت الله

أنْشَأ الْخَلْقَ إنْشاءً وَ ابْتَدأهُ اِبْتِداءً بِلا

بیشتر...

حفظ دين خداوند بر دوش چه كسانى است و چه آثارى

دریافت فایل

حجم: 2 MB

زمان: 9 دقیقه

بیشتر...

حرکت جوهری،جلسه هفتم،آیت الله جوادی آملی-بارگزاری

دریافت فایل صوتی

حجم: 12 MB

زمان: 46 دقیقه

بیشتر...

پيش‌گويى‌هاى قرآن(2)

در قسمت نخست مقاله حاضر، ضمن بيان معناي پيشگويي و تفاوت آن

بیشتر...

خطبه بیست و پنجم،بخش سوم،آیت الله مکارم شیرازی

خطبه بیست و پنجم،بخش سوم،آیت الله مکارم شیرازی

اَللَّهُمَّ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
8271
121611
152325273
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

پنج شنبه, 07 اسفند 1393 10:14

تهرانی، حسن سعید

نام های دیگر: آیةاللّه شیخ حسن سعید ،آیةاللّه سعید

 موطن: تهران

 تاریخ وفات: ۱۴۱۶قمری

منبع: ستارگان حرم شماره ۵

جان مشتعل

آیةالله شیخ حسن سعید در زمره عالمان سخت کوش و دانشوران دردشناسی است که عمر با برکت خود را وقف تحصیل علم و معرفت، گسترش دین و دفاع از حریم تشیع کرد. او عطش انسانهای تشنه حق را که در اقصی نقاط عالم بودند، به خوبی درک می کرد. با وجود کسالتی که چندین سال متوالی دامنگیرش بود، مشکلات جهان اسلام را به خوبی احساس می کرد. ناملایماتی که به خواسته صورتهای گوناگون برای امت به پا شیعه بروز می یافت، قلب بیمارش را در فشاری جانکاه قرار می داد، خود می گفت:

«آنچه که گهگاهی به گوشم می رسد و مطالبی را که از خارج و داخل، بر حسب اتفاق، آگاهی پیدا می کنم همه دست به دست می دهند و قلب مجروح مرا آزار داده و راحتی را از من سلب می کنند گویی در میان آتش می سوزم و چاره ای جز دریدن نیست. تنها یاد خداست که در تمام موارد پشتیبان و نگهبان است و نیرو می بخشد(۱).»

صفحه ۱۵۴

او نسبت به امور مسلمین احساس مسؤولیت می کرد. لحظه ای از دفاع، نسبت به مقدسات و شعائر مذهبی و مسئله ولایت غافل نماند و شاید بتوان زندگی و مرگ او را در عبارت «عاش سعیدا و مات سعیدا» خلاصه کرد. آیت الله حسن سعید همواره به نیازهای فرهنگی و اجتماعی زمانی که در آن می زیست، توجه داشت و مصداق سخن امام صادق(ع) بود که می فرماید: «العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس» همت او بر این بود که در اندیشه های التقاطی غریقی را نجات دهد و در این مسیر رنج فراوانی تحمل کرد و بارها تحسین علما و اهل پژوهش را، به خاطر سخنرانی ها و نوشته های آموزنده اش برانگیخت.

اجداد و خاندان

جد وی، میرزا مسیح مجتهد تهرانی استرآبادی (۱۱۹۳ – ۱۲۶۳ ه’.ق) با مجاهدتی توان فرسا در زمره کاروان فقاهت قرار گرفت و گروه زیادی از شیعیان نقاط شمالی، غربی و مرکزی ایران او را به عنوان مرجع خویش پذیرفتند. میرزا مسیح ضمن آن که راهنمای مسایل دینی و احکام شرعی و گشاینده گره های اجتماعی جامعه بود، چون احساس کرد «دیو سلطه» می خواهد فرشته عزّت شیعیان را در چنگال خود نابود کند، رهبری قیام پرخروش را به دوش گرفت و بر علیه سیاستمداران روس در جامعه ستم زده عصر قاجاریه به پا خاست. بنا به توصیه وی مردم تهران در شعبان ۱۲۴۴ ه’.ق، به سفارت روس یورش بردند تا «گریبایدوف» – وزیر مختار روس – را از برخی خلاف کاری و اجحاف هایی که بر شیعیان روا می داشت، برحذر دارند. در این ماجرا عده ای از مردم به شهادت

صفحه ۱۵۵

رسیدند. «گریبایدوف» و مقداری از همراهان او نیز به هلکت رسیدند. البته میرزا مسیح فرمان به کشتن کسی را نداده بود بلکه رفتار ناهنجار وزیر مختار چنین حادثه ای را پدید آورد(۲).

فضل و کمال این مرجع عالیقدر و مجتهد مبارز، از طریق یکی از فرزندانش، میرزا ابوالحسن ادامه یافت و از او به حاج «میرزا آقا بزرگ» و پس از وی به حاج میرزا عبدالله تهرانی، پدر آیةالله حسن سعید، منتقل شد(۳).

آیةالله حاج میرزا عبدالله، از علمای طراز اول تهران، به سال ۱۳۰۵ ه’.ق، در این دیار دیده به جهان گشود و مدتی در تهران نزد علمایی چون؛ شیخ علی نوری، میرزا سیدمحمد تنکابنی، حاج میرزا مسیح طالقانی، میرزا هاشم شفتی، حاج آقا بزرگ ساوجی و آقا شیخ باقر معزالدوله به تحصیل علوم دینی پرداخت. در سال ۱۳۳۰ ه’.ق، در بازگشت از مکه به نجف اشرف رفت و در آن سامان از محضر آیات عظام نائینی، شریعت، آقاضیاءالدین عراقی و سیداحمد کربلایی استفاده کرد و در سال ۱۳۳۳ ه’.ق، به تهران بازگشت. بعد از ارتحال پدرش چند سالی امامت مسجد جامع تهران را به عهده گرفت و در سال ۱۳۴۲ ه’.ق که مراجع عالیقدر شیعه از عراق به ایران تبعید شدند، او به استقبال شتافت و همراه آنان به قم آمد. در این شهر مقدس در مکتب آیةالله حائری و آیةالله حاج شیخ ابوالقاسم کبیر حاضر شد. به سال ۱۳۵۶ ه’.ق و پس از رحلت آیةالله حائری، به تهران بازگشت و تا آخرین سال حیات، سال ۱۳۹۱ ه’.ق، به اقامه نماز جماعت، تدریس و انجام وظایف دینی، شرعی و اجتماعی پرداخت. میرزاعبدالله در عرصه سیاسی

صفحه ۱۵۶

نیز از خود فعالیت هایی بروز داد. وقتی امام خمینی(قدس سره) به ترکیه تبعید شد، تلگرافی به رئیس جمهور این کشور مخابره کرد و از آن دولت خواست در رعایت احترام و تجلیل از مقام امام خمینی نهایت اهتمام را داشته باشد و موجبات خشنودی امت مسلمان و روحانیت را فراهم سازد(۴).

جنازه حاج میرزا عبدالله تهرانی، پس از فوت به سال ۱۳۵۰ ه’.ش به شهر ری حمل شد و به امانت به خک سپرده شد. وی کتابهای کتابخانه اش را وقف کتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران کرد(۵) و آثاری چون؛ حاشیه بر مکاسب، هفت رساله در مبداء، معاد، جمع کتاب و سنت و عقل و تفسیر، اصول فلسفه و سنن النبی از او برجای ماند(۶).

از حاج میرزا عبدالله چهار پسر و دو دختر باقی ماند که آیةالله حسن سعید به کسوت روحانیت درآمد و فعالیت علمی تبلیغی پدر را پی گرفت (۷).

تحصیلات

آیةالله حسن سعید به سال ۱۳۳۸ ه’.ق (۱۲۹۸ ه’.ش) دیده به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی را زیر نظر پدرش گذراند. او با توصیه پدر و بر حسب ذوق درونی و استعداد ذاتی، علوم مقدماتی را در حوزه های علمیه قم و تهران آموخت (۸) آنگاه راهی حوزه مقدسه نجف اشرف شد و از محضر علمای این حوزه نیز بهره برد. اساتید وی عبارتنداز:

صفحه ۱۵۷

۱ – آیةالله سیدمحسن حکیم (۱۳۰۶ – ۱۳۹۰ ه’.ق)

این شخیصت برجسته جهان تشیع از شاگردان مرحوم سیدمحمد کاظم یزدی، میرزای نائینی، آقاضیاءالدین عراقی و سیدابوتراب خوانساری است و نسب شریفش با سی واسطه به حضرت علی(ع) می رسد. آیةالله حکیم افرادی را که همچون حسن سعید استعداد نویسندگی داشتند، تشویق می کرد و بر مقداری از مجلات مهم اسلامی (اضواء رسالةالاسلام، الایمان) و نیز جزواتی تحت عنوان (من هدی النجف) اشراف و نظارت داشت (۹).

۲ – آیةالله العظمی سیدابوالقاسم خویی (۱۳۱۷ – ۱۴۱۳ ه’.ق)

این فقیه بزرگوار متجاوز از نیم قرن به تلاش علمی در عرصه فقه مشغول بود و هزاران عالم و مدرس را تربیت کرد. آثار ممتاز وی در فقه، اصول، رجال و تفسیر همواره مورد استفاده علمای اعلام و حوزه های علمیه بوده و خواهد بود.(۱۰)

۳ – آیةالله حسین بن علی بن حسین حلی (۱۳۰۹ – ۱۳۹۴ ه’.ق)

وی فقیهی اصولی، عالمی ادیب و مورخی بصیر بشمار می رفت و احاطه ای وافر به تاریخ، ادب و لغت داشت، از آثارش «اخذالاجرة علی الواجب» را می توان نام برد(۱۱) آیةالله سعید تقریرات او را تحت عنوان «شرح مکاسب» به رشته تحریر درآورد(۱۲) آیةالله حسین حلی در تقریظی که بر این اثر نگاشته، از او به عنوان عالم محقق و مورد وثوق و خودش نام قرةالعین برد(۱۳) ذکاوت و نبوغ علمی آیةالله سعید او را مورد نظر و علاقه اساتید خود و علمای طراز اول حوزه نجف قرار داد و پس از اتمام تحصیلات به تهران بازگشت.

صفحه ۱۵۸

تلاش های فرهنگی

آیةالله حسن سعید در سال ۱۳۸۰ ه’.ق، اقدام به تأسیس کتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران کرد. بخش اول ساختمان این کتابخانه در سال ۱۳۸۶ ه’.ق تکمیل شد و اینک با داشتن بیش از چهل هزار جلد کتاب و نیز گنجینه عظیمی از قرآن کریم، یکی از ذخایر بسیار نفیس و گرانبهای کتب اسلامی در این سرزمین به شمار می رود. امروزه ارسال کتاب به دیگر نقاط ایران و برخی کشورهای جهان به زبان های گوناگون، از دیگر فعالیتهای مهم این کتابخانه است (۱۴).

آیةالله حسن سعید وقتی از نجف به تهران بازگشت، برای جلوگیری از تبلیغات مسموم که مغزهای جوانان را در زمان رژیم طاغوت به سوی خود جلب می کرد، مدرسه ای در کنار مسجد بنا کرد که از سال ۱۳۸۶ ه’.ق دوره های تحصیل در آن آغاز شد. او از بهترین مدرسان تهران و قم و اساتیدی چون حاج آقا نقوی و آیةالله سبحانی دعوت کرد تا طلاب جوان و نیروهای دانشگاهی را با مبانی اسلام آشنا کنند.

آیةالله سعید با طلاب و دانشجویان چون پدری دلسوز رفتار می کرد و اگر مایه ای از ذوق و علاقه در شاگردان می یافت، آنان را تشویق می کرد و برای شکوفایی استعداد مشتاقان علم و معرفت آنان را به کوشش افزونتر، از راه برگزاری مسابقات علمی به مقاله نویسی تشویق می نمود و با اعطای جوایز ارزنده برندگان دلگرمشان می ساخت. برای اینکه جوانان متوجه نیروی پرقدرت خود گردند، مجله ای تحت عنوان «بررسی جوانان درباره مسائل اسلامی» به راه انداخت که خود جوان ها، خصوصا طلاب

صفحه ۱۵۹

و دانشجویان، با همکاری برخی اساتید به نام خود مقاله تهیه می کردند. متأسفانه در شماره ششم آن که آیةالله شهید مطهری نیز مقاله عالمانه ای مرقوم داشته بود، مجله توقیف شد و از آن پس انتشار نیافت (۱۵) استاد شهید مطهری می نویسد:

«من این ابتکار جناب آقای سعید را که با وارد کردن جوانان در بررسی مسایل اسلامی گام مثبت و مفیدی در راه نشر تعالیم اسلامی برداشته اند، به معظّم له تبریک می گویم (۱۶).»

آیةالله مکارم شیرازی می گوید:

«به اعتقاد من تأسیس کتابخانه تنها یکی از کارهای ایشان و تقریبآ بهانه ای برای گسترش فعالیت های فرهنگی بود. یادم نمی رود در این مکان و در زمان طاغوت، کلاس های درس آبرومندی برای نسل جوان که آن روزگار به شدت در معرض خطر بود، تشکیل می شد، حتی خود من در بعضی از آن جلسات شرکت و مطالبی ایراد می کردم. کلاسهای درس و ارتباط گسترده نسل جوان با کتابخانه ایشان از سالیان دراز پیش از انقلاب اسلامی و بدون مبالغه آن چنان چشمگیر و قابل ملاحظه است که نمی توان به سادگی از کنارش گذشت (۱۷).»

به موازات تلاش های ارزنده مذکور ایشان متوجه این واقعیت شد که باید جوانان خارج از کشور را نیز به معارف اسلامی آشنا ساخت تا با سرمایه ای معنوی به کشور بازگردند. برای رسیدن به این مقصود کتابهایی تألیف و چاپ کرد و آنچه دیگران بر ضد اسلام گفته یا نوشته بودند با منطقی مستدل و سخنانی متین جواب داده شد. انتشار وسیع و گسترده

صفحه ۱۶۰

مسائل اسلامی به صورت نشریات متعدد و به زبانهای مختلف برای کشورهای آسیایی، آفریقایی، اروپایی و خاور دور در جهت ارائه سیمای تشیّع به جهانیان، از کوششهای وی در این راستا بود که با استقبال بی حدّ روبرو شد(۱۸).

بر ساحل قرآن و عترت

آیةالله سعید برای مقابله با حریه مخالفان که موضوع تحریف قرآن را به شیعه نسبت دادند، نسخه هایی از تمام قرآن های موجود در ایران، پکستان، هندوستان، کشورهای عربی و اروپایی و با ترجمه های گوناگون فارسی، اردو، انگلیسی، فرانسه، آلمانی و… را جمع آوری کرد و گنجینه قرآنی تشکیل داد. در این مجموعه حدود هزار نسخه قرآن کریم از سراسر دنیا جمع آوری شد که برخی از آنها خطی است. در این گنجینه اولین قرآن چاپ شده در ایران، اولین قرآن به طبع رسیده در جهان، قرآن علی بن هلال معروف به ابن بوّاب، قرآن چاپ بمبئی که تمامی سطور آن در همه صفحات با حرف الف شروع شده است، نگهداری می شود. همچنین نیمی از کتابهای کتابخانه چهل ستون مسجد جامع به تفسیر و علوم قرآنی اختصاص دارد. یکی از محصولات پرفایده این جایگاه، تهیه «دائرةالمعارف قرآن کریم» است که در آن آثار شیعه، کتابهای قرآنی و مقالات دینی نشر یافته و در دوازده جلد گرد آمده است (۱۹) در ایام غدیر، از چهاردهم ذی الحجه تا روز عید غدیر، تمامی قرآن ها با شناسنامه روی میز قرار داده می شوند تا علاقه مندان از نزدیک با این مجموعه گران سنگ آشنا شوند. همچنین قرآن حامد که مورد

صفحه ۱۶۱

توجه بلاد اسلامی است، با قطع جیبی به مناسبت اعیاد بزرگ اسلامی در چهارده شکل برای جوامع اسلامی، به عنوان هدیه، ارسال شده است (۲۰).

مرحوم آیةالله سعید همراه با قرآن نهج البلاغه را مورد بررسی قرار داد و بسیاری از مسائل بنیادی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مورد نیاز جامعه و جوانان را از آن استخراج کرد. او به مناسبت چهاردهمین قرن ولادت امیرالمؤمنین(ع) نامه ای همراه با ترجمه انگلیسی نهج البلاغه، به جوامع فرهنگی غرب ارسال کرد و در آن خاطرنشان ساخت که این کتاب از بهترین دست آوردهایی است که از عالم وحی گرفته شده و پیشوایی الهی آن را به عنوان دروس انسان ساز مکتب تشیع به جامعه بشریت ارزانی داشته است (۲۱).

آیةالله سعید علاقه و ارادت عجیبی به ائمه معصومین(ع) و به مقام مقدّس ولایت امر حضرت ولی عصر(عج) داشت. او می کوشید مردم را به مسایل ولایت و فرهنگ ائمه علاقه مند سازد و بدون هیچ ادعایی برای احقاق حقوق اهل بیت(ع) با اغلب علمای اهل سنت مکاتبه داشت. خود به تنهایی یک دارالتقریب بود و هنر نویسندگی را به عنوان وسیله ای برای بیان حقایق و نشر فضایل خاندان عصمت و طهارت(ع)، به خدمت گرفت و تا آخرین لحظه به این برنامه التزام داشت. می گفت: «شاید خدا خواسته که در این برهه از زمان یادداشت هایی سودمند به یادگار بگذارم و در پیشرفت مکتب تشیع و آثار ستارگان درخشان آسمان امامت بدون سر و صدا کاری انجام دهم. امیدوارم خدای متعال تا آخرین لحظه حیات این توفیق را از من نگیرد و در راه نشر معارف این خاندان جان دهم و خدمتگزاری باشم که در حال انجام وظیفه جان تسلیم نموده و به

صفحه ۱۶۲

لقاء حق پیوسته است. او کمال مطلوب را در خدمت به قرآن و اهل بیت می دانست و با کسالت و دستهای لرزانی که حتی استکان چای را به زحمت نگه می داشت، می کوشید پایه ها و ستون های فرهنگ اهل بیت را استوار و برافراشته نگاه دارد(۲۲) او یک لحظه از دفاع نسبت به ولایت و شعائر مذهبی غافل نماند و کتابهای بسیاری در مناقب و فضائل اهل بیت(ع) از گوشه و کنار جهان فراهم کرد. در مجالس عزای این خاندان شرکت می کرد و در ایام عاشورا و سایر مناسبت های سوگ ائمه و نیز اعیاد اسلامی در منزل، کتابخانه و مدرسه مجلس سوگواری یا جشن برپا می نمود(۲۳).

تحقیقات ارزشمند

سخت کوشی در راه مطالعه و افزایش دانش، آشنایی با نظرات مشاهیر و آگاهی از نظرات دینی و فلسفی دیگر مسلمانهای جهان از خصوصیات بارز آیةالله سعید بود. وی از بیست و سه سالگی به تحقیق و تألیف روی آورد(۲۴) بهترین زمان عمرش را صرف نگارش مقاله و کتاب کرد. در نوشتن بسیار سریع بود و زیاد زحمت می کشید. از هر کس که در موضوع مورد تحقیق وی اطلاعاتی داشت، استمداد می طلبید؛ حتی در بستر بیماری دست از کار و تلاش برنداشت و در مدت چهل ماه، با وجود بیماری چشم، کتابی تحت عنوان «اسلام از دیدگاه قرآن و عترت» به نگارش درآورد(۲۵) از نخستین فعالیت های وی، مبارزه با انحرافات کسروی بود. کسروی می خواست با سخنان فریبنده جوانان را اغوا کند. استاد می فرمود: در رد انحرافات کسروی مقالاتی نوشتم و به استادم،

صفحه ۱۶۳

مرحوم علاّمه محمود شهابی (متوفی ۱۳۶۵ ه’.ش) دادم تا بعد از مطالعه دستور چاپ آنها را صادر فرماید. ایشان آن مقالات را دید و آن را در مجله خودشان به نام «ایمان» چاپ نمودند.

آن مرحوم آثاری در دفاع از حقیقت دین و مسایل مذهبی انتشار داد و مراقب بود تا اگر کسی در جایی به مذهب حمله کرد یا اشتباهاتی صورت گرفت، به دفاع برخیزد و نابسامانی ها را سامان دهد(۲۶) از این که کتابهایی ناپسند در برخی نقاط جهان بر علیه شیعه انتشار می یافت، به شدت ناراحت می شد، برمی خروشید و می گفت:

«برماست که با جان و دل و تمام توان بکوشیم و این چنین آثار مخرّب را خنثی کنیم و معارف ناب تشیع را به سلامت به دست نسل های دیگر و سایر ملل جهان برسانیم (۲۷)»

در سال ۱۳۹۶ ه’.ق (مطابق سال ۱۹۷۶م) وزارت معارف کشور عربستان سعودی کتابی به نام «التاریخ» برای تدریس در دبیرستانهای آن کشور چاپ و منتشر کرد که ضمن آن مذهب شیعه در ردیف مذاهب شرک قلمداد شده بود. از جمله شخصیت های شیعه که علیه انتشار این گونه مطالب به مبارزه ای پیگیر در سطح جهان اسلام، آیةالله حسن سعید بود که علاوه بر ترتیب دادن اجتماعی در مسجد جامع تهران (سال ۱۳۵۶ ه’.ش) و ارسال نامه هایی برای دولت و رجال وقت ایران، مبارزه را به خارج از کشور کشانید و با نوشتن نامه هایی مکرر به مراجع نجف و مجلس اعلای شیعیان لبنان و رئیس جامع الازهر و اعلام رونوشت این نامه به دولت و سفارتخانه عربستان، قاطعانه جمع آوری کتاب مذکور و منبع تکرار انتشار این گونه مطالب را خواستار شد و چون آیةالله حسن

صفحه ۱۶۴

سعید در این ارتباط نامه ای به امام موسی صدر نوشته بود تا ایشان با اقتداری که دارد. مانع این روند ضد شیعه گردد، امام موسی صدر با مقامات عربستان مذکره کرد و آنان دستور صریح برای جلوگیری از طبع مجدّد کتاب؛ مگر با تصحیح را صادر کردند(۲۸).

آیةالله سعید هنوز از مبارزه با این کتاب ضد شیعه فارغ نشده بود که کتاب دیگری به نام «منکرةالتوحید» برای تدریس در کلاسهای دوره دوم مدارس متوسطه، در کشور مصر چاپ و توزیع شد و مؤلف آن کتاب ضمن بحث پیرامون تشیع اهانت های وارده در کتاب «التاریخ» را تکرار کرد. سرانجام پس از مکاتبات و مباحثات پی گیر شیخ عبدالحلیم محمود، رئیس جامع الازهر، و عده اصلاح کتاب یاد شده را داد(۲۹).

آیةالله حسن سعید بیش از چهل کتاب و مقاله در باب معارف اسلامی، قرآن و اهل بیت، به زبان عربی و فارسی نوشته، فهرست اهم آثار وی به شرح ذیل است:

۱- تقریرات بحث آیةالله شیخ حسین حلّی دماء ثلاثه ۲- دماء ثلاثه قسمتی از حج (تقریرات بحث آیةالله حکیم) ۳- اصول فقه تقریرات (بحث آیةالله خویی) ۴- الرسول و الشیعه ۵- موسوعةالمکاسب ۶- شیعتنا ۷- الرسول یحدثنا ۸- الی علماءالاسلام ۹- الرسول یدعوکم ۱۰- رسالة فی الولایة ولاضرر ۱۱- محاضرة حول الامام المهدی(عج) ۱۲- فاطمه دژ شکست ناپذیر وحی ۱۳- حسین(ع) از دیدگاه وحی ۱۴- همه در انتظار اویند ۱۵- حکومت از دیدگاه قرآن و عترت ۱۶- مهدی(عج)، راهگشای عالم غیب ۱۷- شرح قصیده بُرده ۱۸- در مکتب امام حسین(ع) ۱۹- در مکتب امام حسن مجتبی(ع) ۲۰- اصول دین ۲۱-

صفحه ۱۶۵

ولایت فقیه ۲۲- شناخت شیعه ۲۳- نموداری از حکومت حضرت علی(ع) ۲۴- پیک رمضان ۲۵- نگهبان مکتب توحید (کتابنامه امام مهدی«عج») ۲۶- دائرةالمعارف قرآن کریم در دوازده مجلّد ۲۷- اسلام از دیدگاه قرآن و عترت ۲۸- شناخت قرآن (گزیده مقالات درباره قرآن کریم) ۲۹- افکار پریشان یا مقالات سعید ۳۰- ترجمه نورالابرار من حکم امیرالمؤمنین(ع) ۳۱- حیات یابی (ترجمه احیاالمیت به فضایل اهل البیت) ۳۲- ما با خدا کار داریم ۳۳- سیره رسول الله(ص) سنت الهی است ۳۴- غدیر پیوند ناگسستنی رسالت و امامت ۳۵- مبعث بیانگر رسالت و امامت در مکتب تشیع ۳۶- مسؤولیت ۳۷- خدا و اولی الامر ۳۸- نگهبان مکتب ما ۳۹- الفقه فی تشریعه و تبیینه و استنباطه ۴۰- مالکیت الاراضی ۴۱- پیغمبر با شما سخن می گوید ۴۲- علی از دیدگاه وحی ۴۳- امامت و ولایت از نظر علی بن موسی الرضا(ع) ۴۴- امام صادق(ع) ۴۵- پیام امام عسکری(ع)(۳۰).

خصوصیات اخلاقی

آیةالله حسن سعید با امام خمینی مکاتبات متقابل داشت. امام خمینی در یکی از مکتوبات خود می فرماید: خدمت جناب مستطاب عمادالاعلام و حجةالاسلام، آقای حاج حسن آقای سعید دامت افاضاته: به عرص می رساند، مرقوم شریف واصل، سلامت و سعادت جنابعالی را خواستار است. این جانب، به حمدالله تعالی مزاجا سلامت، امید است به برکت ادعیه حضرات اعلام موجبات آسایش روحی نیز فراهم شود. خدمت حضرت آقای والد و جناب آقای اخوی سلام مخصوص،

صفحه ۱۶۶

موکول به لطف عالی است و السلام علیکم.

روح الله الموسوی الخمینی (۳۱).

حضرت آیةالله العظمی مرعشی نجفی در مرقومه ای اظهار داشته است: حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج حسن آقا سعید آیةالله زاده تهرانی (دامت برکاته)؛ به عرض عالی می رساند، امید است وجود شریف ترین صحت و عافیت بوده باشد. غرض از تصدیع آن که به کمال افسردگی و حزن و اندوه این عریضه عرض می شود، امروز صبح دفعا مدرستین مبارکتین فیضیه و دارالشفاء را تصرف و طلاب را بیرون کردند و این بیچاره ها با حال گریه و تأثرات شدید، پرکنده شدند. اجمالا چنانچه بشود با حضرات آیات تهران و حجج اسلام و علماء اعلام مذکره بنمائید که بلکه فرجی به جهت طلاب قم بشود و بیش از این مزاحمت ندارم (۳۲).

آیةالله العظمی میلانی نیز طی نامه ای تأثر خودرا از وضع اسف آور عراق و فشار به حوزه های علمیه و شیعه، در آن کشور اعلام کرده است. آیت الله حسن سعید این عالم با همت، مکتوباتی برای آیةالله العظمی گلپایگانی فرستاد و آن مرجع عالیقدر نیز در نامه هایی ایشان را مورد لطف قرار داد. امام موسی صدر در نامه ای که برای آیةالله حسن سعید نوشت، از او با عنوان، برادر مکرّم و دوست محترم، دانشمند مجاهد و گل بی خار جهان، چراغ محفل گرفتاران و مرهم دل های پریشان نام می برد(۳۳) آیةالله مکارم شیرازی درباره فضایل اخلاقی وی اینگونه اظهار داشته است: یکی از امتیازات این مرد روحانی کار کردن مخلصانه بود. هیچ گونه تظاهری نداشت و همیشه به نتیجه عملش می اندیشید؛ نه به

صفحه ۱۶۷

این که به نام چه کسی تمام شود و پای چه کسی در میان باشد. آیةالله موسوی اردبیلی هم خاطرنشان کرده است: خصیصه بارز این مرحوم که خیلی برجسته می نمود، خدمت به خلق بود و در این راه هیچ چیز مانع او نمی شد… به هیچ وجه تکبّر و خودبینی و منیّت نداشت. ویژگی دیگر ایشان که بسیار جالب می نمود، ارادت مخلصانه به اهل بیت(ع) بود(۳۴).

آیةالله صافی ویژگی های اخلاقی آیةالله حسن سعید را چنین وصف کرده است: اخلاق حسنه و وارستگی و فروتنی که در ایشان به چشم می خورد، به گونه ای بود که وقتی این وارستگی و اخلاق را در ایشان می دیدند، مجذوب می شدند و هم به رجال دین و هم به تربیت دینی حسن ظن پیدا می کردند. در برآوردن حوائج مؤمنان بسیار ساعی بودند. تا می توانستند به بندگان خدا خدمت می کردند. مراقب بودند تا اگر کسی در جایی به مذهب حمله کرد و اشتباهاتی صورت گرفت، به دفاع برخیزند و نابسامانی ها را سامان دهند.

یکی از رموز موفقیت و محبوبیت آیةالله سعید، داشتن اخلاق الهی، فروتنی و عدم ادعای او در تلاشهای گوناگون علمی، فرهنگی و اجتماعی بود. او از مردم دور نبود. در روابط خود با جامعه اسلامی و مردم کوچه و بازار، چنان گرم و صمیمی و مهربان رفتار می کرد که برای افراد چون برادری شفیق، مهربان، پدری عطوف، معلمی غم خوار و اهل سخاوت بود و چنان با مردم صمیمیت داشت که آنان بین خود و او فاصله ای احساس نمی کردند. حافظه ای «خارق العاده» داشت و تمام مذکراتی که با اشخاص مختلف طی سالیانی انجام داده بود، لفظ به لفظ به یادش مانده بود، آنچه بر لطف محضر وی می افزود. حُسن بیان و تقریرش بود که

صفحه ۱۶۸

اغلب به صورت هنری خاص جلوه می کرد، چنان شیرین گفتار بود که هرگز احدی را از شنیدن گفتار او ملال دست نمی داد و هیچ کس از همنشینی با او سیر نمی شد و همگان تا آخرین لحظه با کمال دلبستگی و اشتیاق به گفتارش گوش دل می سپردند.

عروج از این خکدان

سرانجام آیةالله حسن سعید پس از عمری مجاهدت بی دریغ در مسیر نشر فرهنگ تشیع، سر اخلاص به مقدم مبارک مولایش نهاد و در ساعت پنج و نیم بعد از ظهر چهارشنبه، هیجدهم شعبان المعظم ۱۴۱۶ ه’.ق، پس از تحمّل بیماری به دیدار معبود شتافت. پیکرش با حضور نماینده مقام معظم رهبری، حضرت آیةالله خامنه ای و جمع کثیری از حضرات آیات و حجج اسلام و مسؤلان کشوری پس از تشییعی شکوهمند در تهران و قم، در مزار شیخان قم (حوالی مقبره میرزای قمی) به خک سپرده شد. رحمت خداوند بر او باد.

حضرت آیةالله العظمی خامنه ای به مناسبت ارتحال این عالم سخت کوش تلگرام تسلیتی به شرح ذیل صادر فرمود:

درگذشت عالم جلیل مرحوم مغفور آیةالله آقای حاج حسن آقا سعید(ره) را به جنابعالی و خاندان محترم ایشان تسلیت می گویم، خداوند آن مرحوم را مشمول فضل و رحمت واسعه خود قرار دهد

والسلام علیکم و رحمةالله

سیدعلی خامنه ای

پی نوشت ها:

۱ – از عرفات تا کربلا، آیةالله حسن سعید، مقدمه مؤلف، ص ۱ – ۲ .

۲ – تفصیل این ماجرا را در کتاب میرزا مسیح مجتهد و فتوای شرف (از مجموعه دیدار با ابرار) به قلم نگارنده مطالعه فرمائید .

۳ – مؤلف کتاب گنجینه دانشمندان، حاج میرزا عبدالله را فرزند حاج میرزا مسیح تهرانی معروف دانسته، سال تولد وی را سال ۱۳۰۵ ه’ق، یعنی ۵۲ سال پس از رحلت میرزا مسیح درج کرده است در کتاب آیینه دانشوران سیدعلیرضا ریحان یزدی (متوفی ۱۳۶۳ ه’ق) این اشتباه به چشم می خورد و حسن مرسلوند نیز در کتاب خود (زندگی نامه رجال و مشاهیر ایران) دچار این خطا شده است .

۴ – متن این تلگراف در ص ۱۷۶ کتاب میرزامسیح مجتهد و فتوای شرف درج گردیده است .

۵ – متن این وقفنامه در ص ۳۰۲، مجلد هفتم دائرةالمعارف قرآن کریم (گردآورنده آمده است ص سیصد).

۶ – زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج ۴، ص ۵۳ .

۷ – گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی، ج ۳، ص ۴۸۳ .

۸ – مقدمه کتاب شناخت قرآن به قلم محمود سعید تهرانی (فرزند آیةالله سعید) .

۹ – درباره این شخصیت بنگرید به کتاب سیدمحسن حکیم مرزبان حوزه نوری (از سری دیدار با ابرار)، عباس عبیری و نیز مجله نور علم شماره مسلسل ۲۴، مجله فرهنگ شماره ۲ و ۳ .

۱۰ – یادنامه حضرت آیةالله خویی، مجله نور علم، ش ۴۷، جمله تاریخ و فرهنگ معاصر، ش ۵ .

۱۱ – گنجینه دانشمندان، ج ۷، ص ۲۸۰ .

۱۲ – وصیت من، مجموعه وصایای آیةالله حاج شیخ حسن سعید، تهیه و تنظیم مؤسسه تحقیقاتی فرهنگی جلیل، ص ۱۵ .

۱۳ – تصویر من، دستخط این تقریظ در آخر کتاب احوال و آثار حضرت آیةالله سعید آمده است .

۱۴ – گفتگوی فصلنامه بینات با آیةالله حسن سعید، سال اول، شماره سوم، پاییز ۱۳۷۳ .

۱۵ – چشمه روشن، علی مسجد جامعی، ص ۱۲ .

۱۶ – همان مأخذ، ص ۱۴ .

۱۷ – بررسی جوانان درباره مسائل اسلامی، ج اول، ص ۵ .

۱۸ – گفتگو با حضرت آیةالله مکارم شیرازی پیرامون شخصیت مرحوم آیةالله سعید مندرج در جزوه احوال و آثار حضرت آیةالله سعید، ص ۳۶ – ۳۷ .

۱۹ – احوال و آثار حضرت آیةالله سعید، ص ۱۰ .

۲۰ – فصلنامه بینات، سال اول، شماره سوم، گفتگو با آیةالله حسن سعید .

۲۱ – وصیت من، ص ۷ .

۲۲ – این نامه را آیةالله سعید در ۱۳ رجب سال ۱۴۱۴ ه’ق نگاشته است .

۲۳ – چشمه روشن، ص ۳۳ .

۲۴ – همان، ص ۳۵ .

۲۵ – همان، ص ۱۰ .

۲۶ – اسلام از دیدگاه قرآن و عترت، آیةالله حسن سعید، مقدمه نویسنده، ص ۱۷ .

۲۷ – احوال و آثار حضرت آیةالله سعید .

۲۸ – دائرةالمعارف قرآن کریم، حسن سعید، ج ۷، ص ۱۵ .

۲۹ – متن دستخط امام موسی صدر خطاب به آیةالله حسن سعید در ص ۵۱ – ۵۲ کتاب احوال و آثار حضرت آیةالله سعید آورده است .

۳۰ – در این مورد بنگرید به ص ۵۴، مأخذ قبل و نیز ص ۴۸ – ۴۹ کتاب چشمه روشن .

۳۱ – احوال و آثار حضرت آیةالله سعید، ص ۲۱ – ۲۲؛ شناخت قرآن کریم، ص ۳؛ چشمه روشن، ص ۳۷ – ۳۸ میرزا مسیح مجتهد و فتوای شرف، ص ۴۹ – ۵۰ .

۳۲ – این نامه در تاریخ ۱۳۸۹ ه’ق نوشته شده و در ص ۴۵ کتاب احوال و آثار حضرت آیةالله سعید درج شده است .

۳۳ – این نامه قبل از انقلاب اسلامی نگاشته شده است .

۳۴ – چشمه روشن، ص ۵۲ .

نویسنده : غلامرضا گلی زواره

آثار:

  1. تقریرات بحث آیةاللّه شیخ حسین حلّی دماء ثلاثه
  2. دماء ثلاثه قسمتی از حج (تقریرات بحث آیةاللّه حکیم)
  3. اصول فقه تقریرات (بحث آیةاللّه خویی)
  4. الرسول و الشیعه
  5. موسوعةالمکاسب
  6. شیعتنا
  7. الرسول یحدثنا
  8. الی علماءالاسلام
  9. الرسول یدعوکم
  10. رسالة فی الولایة ولاضرر
  11. محاضرة حول الامام المهدی(عج)
  12. فاطمه دژ شکست ناپذیر وحی
  13. حسین (ع) از دیدگاه وحی
  14. همه در انتظار اویند
  15. حکومت از دیدگاه قرآن و عترت
پنج شنبه, 07 اسفند 1393 10:13

محمد بن علی بن محبوب

نام های دیگر: ابن محبوب

 موطن: قم

 نام پدر : علی بن محبوب

 تاریخ وفات: ۳۰۶قمری

منبع: ستارگان حرم شماره ۸

هر کس که با مقوله اندیشه و فرهنگ سر و کار دارد و با نگاهی ژرف به تاریخ بشری می نگرد، این حقیقت آفتاب گونه را درمی یابد که اندیشه و اندیشمند، و دانش و دانشمند در میان تمام ملل، با هر عقیده و مرام و مسلکی که باشند، احترام و اهمیت ویژه ای دارند. چه این قشر فرهیخته و خردورز، پایه های خلل ناپذیر استقلال و پیشرفت ملت هایند.

با وجود این، وقتی به آئین آسمانی و جاودانه اسلام نظر می افکنیم، می بینیم اسلام بهترین تجلیل ها و ستایش ها را از علم و علم پژوهان کرده است. پرچمدار این طبقه اندیشمند هم خود قرآن است، به طوری که نام عالم را در کنار نام خدا و فرشتگانش می آورد.(۱) باری، این است رمز بر پکردن یادمانهای اهل دانش.

از جمله اخگران درخشنده آسمان قم، دانشمندی است بزرگ و فرزانه، به نام محمد و کنیه ابوجعفر، او که نام پدرش علی است، به قم و خاندان رفیع و نبیل این شهر که اشعریون باشند، منسوب است؛ لذا او را «اشعری قمی» می خوانند.(۲)

صفحه ۶۲

طلوع ستاره

تاریخ ولادت این محدثان و فقیهان گمنام تاریخ، کمتر به چشم پژوهشگران تراجم می آید، لذا تاریخ تولد آنان بیشتر در هاله ای از ابهام و اجمال قرار می گیرد. بنابراین نمی توان آن چنان که باید در این زمینه اظهار نظر کرد، جز با توسل به یک سری شواهد و قرائن، برای تعیین تاریخ تقریبی از طلوع این ستاره های پرفروغ. بنابراین می توان حدس زد که تولد این بزرگوار، در نیمه اول سده سوم هجری قمری است. یکی از شواهد ما، احمد بن ادریس قمی(ره) است. وی یکی از استادان معروف شیخ کلینی(ره) است و خود نیز در زمره شاگردان محمد بن علی بن محبوب قمی به حساب می آید. وقتی ایشان در سال ۳۰۶ هجری قمری به جوار رحمت حق پیوسته باشد، طبعاً استادش باید در اواسط سده سوم چشم به جهان گشوده و شبستان زندگی پدر را به قدوم خود رونق و صفا بخشیده باشد.

اساتید

از اخبار و روایات زیادی که این مرد بزرگ از خود به یادگار نهاده، برمی آید که ایشان عاشق علم و دانش به ویژه اخبار و آثار اهل بیت پک پیامبرکرم(ص) باشد؛ همان طور که در این راه نورانی و مقدس تلاش های بس گسترده و خداپسندانه ای هم داشته است. ایشان محضر استادان بزرگ و زیادی را درک کرده و با کسب فیض از خرمن دانش آنان بهره های فراوانی برده است. آن گونه که آیت الله خوئی(ره) در کتاب گران سنگ معجم رجال الحدیث و سایر کتاب های خود نگاشته اند:

«او در حدود ۱۱۰ استاد روایت و حدیث داشته است.»(۳)

در آن روزگاران بسیار سخت که بیشتر مسافرت ها با خطر همراه بوده، این پدیده بسیار شگفت می نماید که چگونه جان تشنه او به کلام اهل بیت(ع) سیراب نمی شد.

صفحه ۶۳

همیشه در صدد بود از هر کس در هر نقطه ای از مرکز حدیث که بتواند سخنی از امامانش بشنود و آنها را بنویسد؛ تا بنیادهای معرفت دینی و عقیدتی جاودانه ای را برای نسل ها و مؤمنان تاریخ بنا گذارد.

در این مقال، برای آشنایی بیشتر با شخصیت این محدث جلیل، به شرح حال جمعی از اساتید او که معروف و مشهورترند، می پردازیم.

۱ – یعقوب بن یزید انباری؛ که محمد بن علی بن محبوب از ایشان ۵۴ حدیث نقل می کند.(۴) یعقوب که یکی از اصحاب امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) می باشد، شخصیتی است نامدار و موثق.(۵)

او در اواخر عمر خود به بغداد منتقل شد، کشی می گوید:

«یعقوب بن یزید انباری به قمی معروف است، و به گفته حسن بن علی فضال، یعقوب، کاتب ابودُلَف قاسم بوده است.»(۶)

نگاهی به شخصیت ابودُلَف

در اینجا بسیار جالب است به مردی اشاره داشته باشیم که یعقوب بن یزید، منشی و کاتب او بوده است.

بسیاری از دانشمندان معروف جهان اسلام از روزگار وی تا کنون از ایشان به نیکی یاد کرده اند؛ به عنوان کسی که با وجود برجستگی های بزرگ در فرهنگ، ادب، سیاست، حکمرانی، شجاعت، احسان و بخشش، به امامان شیعه باور و اعتقادی عمیق داشته است. سخنان این صاحب نظران درباره آن سیاستمدار فرهیخته و مرد فرهنگ، شمشیر و سخاوت، می تواند گامی برای شناخت بهتر و ژرفتر از او باشد.

ابن ندیم می نویسد:

«ابودلف رئیس طائفه و عشیره خود بود و علاوه بر حمکرانی، خود در

صفحه ۶۴

جَرگه ادیبان و شاعران توانا بود.»(۷)

مسعودی می گوید:

«او بزرگِ قبیله خودبود. شاعری توانا و قهرمانی بسیار شجاع، که در سال ۲۲۶ از دنیا رفت. مردی که با گرایش به تشیع، به علی بن ابیطالب(ع) عشق و محبت می ورزید.»(۸)

ذهبی نیز چنین می آورد:

«ابودلف حکمران سرزمین کرج و اطراف آن، انسانی بود شجاع و دلاور، بسیار سخاوتمند و شاعری توانا. در نبرد با بابک خرم دین، فرماندهی سپاه اسلام به دست او بود؛ و باز او بود که آن طائفه را نابود کرد. وی در روزگار معتصم عباسی مدتی حکمران دمشق بود، و در سال ۲۲۵ از دنیا رفت.(۹)

ابن خلکان در وفیات الاعیان، کتاب جهانی و پر آوازه خود چنین می نگارد:

«ابودلف یکی از فرماندهان و سرداران مأمون و معتصم عباسی بود. وی مردی بود بزرگوار، با شخصیت، بخشنده، شجاع و اهل دانش و ادب؛ به گونه ای که فرهیختگان و دانشوران عصر، از خرمن دانش و ادب او بهره می بردند. او چندان سخاوت داشت، که خود بارها مقروض شد. ساختن شهر کرج را پدرش آغاز کرد و ابودلف آن را وسعت بخشید. وی به همراه خاندان و عشیره اش در آنجا سکن بود.» ابودلف به امامان شیعه به شدت علاقمند بود و می گفت: «هر آنکس که پیرو امامان شیعی نباشد نتوان او را حلال زاده شمرد.»

برای همین وی به سادات و فرزندان پیغمبر(ص) علاقه ویژه ای داشت، به گونه ای که می گویند: در هنگام مرگ، که اندک زمانی حالش بهبود یافته بود، به اطرافیان خود

صفحه ۶۵

نظر افکند و گفت: «آیا از ارباب نیاز و حاجت، کسی هست که بر در سرای باشد؟»به او گفتند: «آری، ده نفر از سادات و اشراف خراسان حضور دارند. مدتی است که به اینجا آمده اند و منتظرند حال شما خوب شود.» و ایشان با حال نامناسبی که داشت، دستور داد سادات را وارد کنند، وقتی از احوال آنها جویا شد، فهمید که زندگی بر آنان به سختی می گذرد و در تنگنای معیشت قرار دارند. دستور داد، به هر کدام دو کیسه زر بخشیدند که در هر کیسه هزار اشرفی قرار داشت به اضافه مقداری پول برای مخارج راه؛ سپس به آنان فرمود: «این کیسه ها و پولها را به خانواده های خود برسانید.» آنگاه گفت: «من از شما به پاداش این نیکی، می خواهم که هر یک شجره نامه و سلسله نسبتان را از پدر خود تا امیرالمؤمنین(ع) و حضرت فاطمه(س) بنویسید و در پایان گواهی دهید که: «ای پیامبر! ما در تنگی و سختی معاش بودیم، از شهرهای دور نزد ابودلف آمدیم و او به هر یک از ما دو هزار دینار برای خشنودی و طلب شفاعت از تو احسان نمود.» سادات ذریه پیامبر(ص) هم خواسته او را اجابت کرده، نوشته هایشان را به او دادند. آن مرد عاشق اهل بیت(ع) دستور داد، تمام آن نوشته ها و گواهی نامه ها را درون کفنش بگذارند و با او دفن کنند.(۱۰)

علامه سید محسن امین درباره اش چنین می گوید:

«ابودلف، امیری مشهور و معروف به بخشش و شجاعت بود، او اهل شهری بود در نزدیکی همدان، شاعری بود ادیب و جنگجوئی شجاع، او اما با اینکه هنوز جوان می نمود، از طرف هارون الرشید، حکمران منطقه بزرگی از عراق عجم شد، تاریخ عرب همانند این شخصیت فرزانه و شجاع کمتر سراغ دارد. او نمونه و الگوئی از اخلاق و مردانگی است که هم در عرصه دنیا و سیاست به جایگاه رفیعی دست یازید، هم در دین و دیانت.(۱۱)

مرحوم دهخدا نیز در لغتنامه می نویسد:

صفحه ۶۶

«او یکی از سرهنگان و امیران مأمون و معتصم و مرجع ادیبان و دانشوران بود. خلیفه او را حکومت کردستان داد و در شهر کرج – کره رود فعلی -، زندگی می کرد.(۱۲)

این که در منابع متعدد گفته می شود او فرمانروای کرج بود، منظور کرج فعلی که در نزدیک تهران است، نیست.

یاقوت حموی می گوید:

«کرج شهری است بین اصفهان و همدان که به همدان نزدیکتر است. ابودلف آنجا را به عنوان شهر بنیاد کرد و آن را وطن خود قرار داد.»(۱۳)

به هر حال آن شهر در عصر روزگار ما، وجود ندارد.(۱۴)

۲ – محمد بن الحسین ابی الخطاب، با کنیه ابوجعفر که یکی از نام آورترین چهره های برجسته حدیث و فقه شیعی است. همه گزارش دهندگان تراجم و راویان، او را به بهترین وجه ستوده اند. وی از یاران سترگ امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام عسکری(ع) می باشد.

مرغ جان ایشان در سال ۲۶۲ ه . ق به شاخسار ابدیت پرواز کرد. محمد بن علی بن محبوب از این استاد فرزانه ۲۱۰ روایت نقل می کند.(۱۵)

۳ – عباس بن معروف قمی؛ این بزرگ مرد هم از خاندان رفیع اشعری بوده و محدثی است برجسته. ایشان که بسیار هم معروف می باشد، از یاران موثق و بزرگوار امام رضا(ع) و امام هادی(ع) است. کثر قریب به اتفاق گزارش دهندگان شرح حال محدثان شیعه، او را ستوده و به شخصیتش ارج می نهند. ابن محبوب ۸۴ روایت از او به یادگار حدیث می کند.(۱۶)

۴ – احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی؛ این شخصیت بلند مرتبه شیعی،

صفحه ۶۷

در قله کمال و دانش و فضل قرار دارد. جمیع مورخان او را ستوده اند و بدو توجه ویژه ای دارند. ایشان ضمن اینکه فقیه دین شناس و محدثی جامع بود، ریاست شهر قم را هم، بر عهده داشت و به اصطلاح، سیاستمدار بود. ابن محبوب از این استاد علم در حدیث شیعه، ۱۴۰ روایت می آورد.(۱۷)

۵ – حسن بن محبوب سرّاد؛ او بزرگ ترین و معروف ترین روایتگر آثار و اخبار اهل بیت(ع) است. اگر کسی کتاب های چهارگانه و معروف شیعه را مورد عنایت قرار دهد، نام مبارک و شریف حسن بن محبوب را به همراه استادِ بزرگ او، علی بن رثاب، بسیار می بیند. او محدثی است که توانسته قله رفیع روایات اهل بیت(ع) را بپیماید، و به سرچشمه فقه و حدیث شیعه دست یابد. تمام مورخین او را به زیباترین قلم و محکم ترین بیان ستایش کرده اند و ایشان را از یاران موثّق و مبرّز امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) بر شمرده اند. وی از ۶۰ نفر از یاران امام صادق(ع) روایت نقل می کند. او یکی از افراد گروه اصحاب اجماع – که مورد اعتماد و توجه ویژه فقیهان و عالمان شیعه هستند.- می باشد.

درباره حسن بن محبوب می نویسند که جناب پدربزرگوارش محبوب، در مقابل هر یک حدیثی که حسن از علی بن رثاب روایت می کرد، به او یک درهم نقره صله می داد. حسن بن محبوب در سال ۲۲۴ ه . ق جان به جان آفرین تسلیم کرد و روح مقدسش به ملکوت اعلی پیوست.(۱۸)

۶ – علی بن یسندی قمی؛ او هم یکی از استادان ابن محبوب است که عالمان رجال از او به نیکی یاد کرده و به او اعتماد دارند. او نیز در زمره روایتگرانی است که روایات زیادی را از امامان اهل بیت(ع) نقل کرده اند. جناب ابن محبوب از این مرد بزرگوار ۵۷ روایت از خود به یادگار گذاشته است.(۱۹)

صفحه ۶۸

شاگردان

با شناخت اساتید ابن محبوب، پرده ای از شخصیت نهفته اش کنار می رود، چهره او آشکارتر می شود. از این رو – با توجه به آنچه نگاشتیم. – جمعی از نخبگان و عالمان شیعه هم در محضر این استاد حدیث، زانوی شاگردی به زمین زدند، و او با انتقال آنچه از روایات و آثار نورانی اهل بیت پیغمبر(ص) که فرا گرفته بود، امانت های گرانبهائی را که از سلف صالح به او رسیده بود؛ با کمال دقت و توجه به آیندگان سپرد. در این نوشتار به ذکر سه تن از شاگردان به نام ابن محبوب بسنده می کنیم:

۱ – محمد بن یحیی عطار قمی؛ با کنیه ابوجعفر که به خاندان محدث و عالم پرور اشعری منسوب است، شخصیتی است معزّز و معظّم و مورد عنایت رجال شناسان. وی استاد مرحوم کلینی بود. محدثی است با روایات متعدّد، بزرگِ دانشمندان شیعه قم و صاحب تألیفات متعدّد.(۲۰)

۲ – احمد بن ادریس؛ کنیه اش ابوعلی است، منسوب به اشعری و معروف به «قمی». او هم استاد مرحوم کلینی بوده، و یکی از کم نظیرترین دانشمندان بزرگ شیعه است. او در فضل، علم، فقه، حدیث و اعتقاد، در موقعیت والایی قرار داشت، تمام تراجم نویسان از این محدث گرانقدر با تجلیل و تعظیم یادکرده اند.

نجاشی می گوید:

«او فقیهی موثق، دارای روایات صحیح و کثیر الروایه است.»(۲۱)

و بیشتر روایات محمد بن علی بن محبوب به وسیله این شاگرد برجسته اش به دانشمندان بعد از ایشان منتقل گشته است.

شیخ در رجال، در دو جا از او یاد می کند: در یک مورد، او را در یاران امام عسکری(ع) آورده است و می گوید: «با آن امام(ع) ملاقات کرد، ولی روایتی از ایشان ندارد.»(۲۲) و در جای دیگر چنین می نگارد: «احمد بن ادریس اشعری قمی یکی از

صفحه ۶۹

فرماندهان بود.»(۲۳) ولی مشخص نیست در کجا وی چنین منسبی را داشته است؟

او بعد از عمری با برکت، که بیشتر آن را در راه ترویج و گسترش آثار و اخبار امامان معصوم(ع) صرف کرد، در سفر بازگشت از مکه در نزدیکی شهر کوفه کبوتر روحش از قفس تنگ دنیا آزاد گشت و به ملأ اعلی پیوست.(۲۴) روحش شاد.

۳ – علی بن الحسین بن بابویه(ره)،(۲۵) جناب علی بن الحسین(ره) پدربزرگوار شیخ صدوق(ره) است. نام شریف این پدر و فرزند، چونان دو ستاره تابنک و پرفروغ، بر تارک آسمان علم و تقوا و حدیث، تا قیام قیامت خواهد درخشید.

بهترین و زیباترین ترسیم از چهره این فرزانه شیعه، سخن بلند رجالی بزرگ نجاشی است. او درباره علی بن الحسین بن بابویه چنین داد سخن می دهد:

«او اهل قم و کنیه اش ابوالحسن بود؛ از دانشمندان قم و برجسته ترین آنها است. انسانی فقیه، عالم، موثق و نامور. ایشان به عراق رفت و با ملاقات نائب خاص امام عصر(ع)، شیخ ابوالقاسم حسین بن روح(ره) یک سلسله مسائل شرعی از او سؤال کرد و سپس از قم نامه ای به جناب حسین بن روح نوشت تا آن را به حضرت ولی عصر(ع) برساند. در آن نامه از امام(ع) خواسته بود تا حضرت(ع) دعا فرمایند، خداوند به او فرزندانی عطا کند. امام(ع) نیز در جواب نوشتند: «ما از خداوند تبارک و تعالی خواستیم و در پیشگاه او دعا کردیم، خداوند به زودی دو فرزند پسر، که فرزندان خوبی و نیکی هم خواهند بود، به شما عطا می کند.» و همین طور شد. یکی از آن دو فرزند، جناب شیخ صدوق(ره) بود که می گویند بارها چنین افتخار می کرد: «من به دعای امام زمان(ع) به دنیا آمدم.» و دیگر برادر بزرگوارش حسین(ره) بود.(۲۶)

شیخ طوسی(ره) آورده است که: ابن سوره قمی می گوید:

صفحه ۷۰

«هر زمان ابوجعفر، شیخ صدوق و برادرش ابوعبدالله، اخبار و روایات اهل بیت(ع) را نقل می کردند، مردم از این همه حافظه تعجب کرده و می گفتند: «این مقام و شأن شما برای این است که به دعای حضرت امام عصر(عج) به دنیا آمدید.»؛ این سخن در میان مردم قم مشهور است.»(۲۷)

صحابی امام

آن گونه که از کلام و سخن بزرگان تراجم به دست می آید، محمد بن علی بن محبوب قمی را در شمار یاران معصومین(ع) ذکر نکرده اند، اگر چه به ظاهر روزگار حیات امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) را درک نموده است، بر این اساس شیخ طوسی او را در گروه محدثان و دانشمندانی آورده است که از امام(ع) روایت نقل نکرده اند.(۲۸) امّا محقق توانا، حضرت آیت الله خوئی(ره) در کتاب رجال خود آورده است:

«این محدث بزرگ از فقیه(ع) روایت و حدیث می کند.»(۲۹)

همانا بر اهل فضل و دانشوران محقق پوشیده نیست که واژه «فقیه» در روایات معمولاً و بیشتر به حضرت کاظم(ع) گفته می شود، همانند العالم؛ ولی از آنجایی که فاصله زمانی بین امام موسی بن جعفر(ع) و این محدث شیعی بسیار زیاد است، تقریباً محال می نماید که او بتواند بدون واسطه از آن امام همام روایت نقل کند؛ ولی اگر مقصود از فقیه، امام هادی(ع) و یا امام عسکری(ع) باشد، دور از حقیقت نتواند بود؛ چون همان گونه که گفته شد، اگر چه بیشتر به حضرت کاظم(ع) فقیه می گویند، اما در عرف روایات برای حضرت هادی(ع) و امام عسکری(ع) هم واژه فقیه در قالب «سألت عن الفقیه(ع)» یا «کتب الی الفقیه(ع)» بکار رفته است.

صفحه ۷۱

ابن شهر آشوب، صاحب المناقب نیز همان سخن را چنین می نگارد:

«از جلمه لقب های امام هادی(ع) نجیب، مرتضی و فقیه عسکری است و به حضرت(ع) می گویند: «الفقیه العسکری.»(۳۰)

کلام آیت الله العظمی خوئی(ره) رسای این معنا نیست که ایشان از یاران و اصحاب امام(ع) باشد؛ بلکه فقط تا این حد می رساند که او از حضرت امام(ع) روایت نقل کرده است؛ البته احتمال دارد از محضر امام هم بهره برده، و یا آنکه نقل روایات وی از امام(ع) به صورت مکاتبه و نامه نگاری – که در آن روزگار مرسوم و رائج بود. – بوده است.

سیمای ابن محبوب از منظر دانشمندان

کثر تراجم نویسان از این محدث به نیکی ستوده اند و او را به شمار فقیهان و محدثان درجه اول شیعه آورده اند. نجاشی، رجال شناس نامی شیعه، می گوید:

«محمد بن علی بن محبوب، در عصر خود بزرگ قمیّین بود و مردی بود مورد اطمینان، بصیر، فقیه در دین و دارای اعتقادات صحیح.»(۳۱)

این عالی ترین و زیباترین، ستایشی است که در شأن و منزلت قامت بلند و رسای فقه و حدیث شیعه، گفته شده؛ و اصل و اساس گفته ها و نظرات تمام تراجم نویسان همانند علامه حلّی، علامه ممقانی و علامه خوئی و دیگران از همین کلام نجاشی، شکل گرفته است.

گرایش روائی

نکته دیگری که درباره این روایتگر اخبار و روایات شیعه، قابل ذکر است، آنکه او یک فقیه دین شناس بود. لذا روایاتش بیشتر صبغه فقهی دارد و در تمام ابواب فقه از

صفحه ۷۲

این بزرگ مرد روایت نقل می کنند. مرحوم آقای خوئی در پایان ج ۱۷ از کتاب معجم الرجال خود، همه روایات و اخبار او را در تمامی ابواب فقه، از کتاب های چهارگانه شیعه در چند صفحه نقل می کند.(۳۲) مطلب مذکور از بررسی آن روایات به دست آمده است. به طور کلی روایاتی که از ایشان منقول است، درمباحث مربوط به فقه عملی، و روش و رفتار یک مسلمان در زندگانی فردی خلاصه می شود.

تألیف

این محدث جلیل، در حوزه اعتقاد به ولایت امامان شیعه از جایگاه بس رفیع و بلندی برخوردار است. روایات زیادی که از او به عنوان یک میراث فرهنگی گرانبها به دست ما رسیده، گویای این حقیقت انکارناپذیر است. محقق توانا، آقای خوئی(ره) می گوید:

«محمد بن علی بن محبوب قمی ۱۱۱۸ روایت نقل کرده است.»

سپس ایشان تمام آنها را همراه با آدرس در کتاب خود می آورد.(۳۳)

این مرد حقیقت طلب و عاشق آثار اهل بیت(ع)، کتاب های زیادی تألیف کرده از جمله: کتاب النوادر؛ جنائز؛ زکوة؛ صوم؛ حج؛ نکاح؛ رضاع؛ طلاق؛ دیات؛ ثواب؛ ضیاء و نور؛ زمرد؛ زبرجد؛ و تولد.(۳۴)

ابن ادریس حلی، فقیه بزرگ شیعه، در کتاب سرائر می گوید:

«یکی از کتابهائی که این احادیث را از آن نقل می کنیم، کتاب نوادر مصنّفین تألیف و تصنیف محمد بن علی بن محبوب اشعری جوهری قمی است. این کتاب به دست خط شیخ طوسی به دست من رسیده است، من این اخبار را از این کتاب نقل می کنم.»(۳۵)

صفحه ۷۳

گلچینی از اخبار کتاب النوادر

شأن بلال

ابن محبوب به واسطه از رسول کرم(ص) نقل می کند که فرمودند: «من در روز قیامت محشور شده، بر براق می نشینم و حضرت زهرا(س) بر ناقه من، به نام «غضباء» و بلال نیز در حالی محشور می شود که بر یکی از شتران بهشت سوار شده و اذان می گوید: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله» و در این حال او را با حله های بهشتی می پوشانند.»(۳۶)

ذکر خد

وی با واسطه از امام صادق(ع) روایت می کند که آن امام فرمودند: «سبحان الله کلمه ای است که آسان تر بر زبان جاری می شود.» راوی می گوید: «به امام گفتم: آیا می توانم در رکوع و سجود «لا اله الا الله، الحمدلله و الله کبر» بگویم؟» امام فرمودند: «بله، همه این ها ذکر خداست.»(۳۷)

اهمیت نماز در اول وقت

باز با واسطه از امام صادق(ع) نقل می کند که امام(ع) فرمودند:

«فضیلت نماز اول وقت، برای مؤمن از فرزند و ثروت بهتر است.»(۳۸)

اذان

از امام صادق(ع) با واسطه روایت می کند که حضرت فرمودند:

«وقتی که اذان می گوئی، صدایت را بلند کن؛ زیرا به همان اندازه ای که

صفحه ۷۴

صدایت بلندتر و فراگیرتر شود، خداوند به تو ثواب عطا می کند.»(۳۹)

جمع بین دو سوره در نماز

از امام باقر(ع) نقل می کند که حضرت فرمودند:

«در نمازهای واجب کراهت دارد که نمازگزار بین دو سوره جمع کند و اما در نمازهای مستحبی اشکال و مانعی ندارد.»(۴۰)

لعن بنی امیه

از حضرت باقر(ع) روایت می کند که امام(ع) فرمودند:

«هر وقت از نماز فارغ شدی، بنی امیه را لعنت کن و این کار را فراموش مکن.»(۴۱)

صوت زیبا در قرائت قرآن

باواسطه از معاویة بن عمار و او از امام صادق(ع) روایت می کند که به امام(ع) گفتم: «مردی قرائت قرآن و دعا به دلش نمی نشیند؛ مگر اینکه با صدای بلند بخواند.» امام(ع) فرمودند: «اشکالی ندارد، امام علی بن الحسین(ع)، خوش صداترین قاری قرآن بود. قرآن را به گونه ای بلند می خواند که همه اهل خانه می شنیدند. امام باقر(ع) هم خوش صداترین بود و هنگام خواندن قرآن آن را با صوت زیبا تلاوت می کرد. شب ها که برای نماز بر می خواست، صدایش را برای تلاوت قرآن بلند می کرد، به طوری که رهگذرانی که از کوچه می گذشتند، سقاها و آب آوران مدینه، همه می ایستادند و به تلاوت آن حضرت گوش می سپردند.»(۴۲)

صفحه ۷۵

شک در وضوء

با واسطه از امام ششم(ع) روایت می کند که از آن حضرت(ع) سؤال شد: «نمازگزاری که بعد از اتمام نماز، شک می کند آیا نماز را با وضو خوانده یا بدون وضو، چه وظیفه ای دارد؟» امام(ع) در پاسخ فرمودند: «نمازش صحیح بوده، و لازم نیست آن را دوباره بخواند.»(۴۳)

حال مختار در قیامت

باز با واسطه از حضرت امام جعفر صادق(ع) نقل می کند که فرمودند:

وقتی پیامبر کرم(ص) بر پل صراط عبور می کند، پشت سر ایشان علی(ع) است و به دنبال امام علی(ع)، حضرت امام حسن(ع) و پشت سر امام حسن(ع)، امام حسین(ع) هنگامی که آنها به وسط پل صراط می رسند، مختار فریاد می زند: «ای اباعبدالله! در دنیا به خونخواهی تو قیام کردم و انتقام خونت را از قاتلانت گرفتم.» (یعنی مرا از آتش جهنم خلاص کن.) پیامبر(ص) به امام حسین(ع) می فرمایند: «جواب او را بده.» در این هنگام امام حسین(ع)، چونان عقابی که بر صید فرو می نشیند، داخل آتش می شود و مختار را از آتش بیرون می آورد. حال آنکه اگر قلب مختار را می شکافت، محبت آن دو (اولی و دومی) را در جان او می یافت.(۴۴)

شأن پیامبر کرم(ص)

با واسطه از حضرت امام باقر(ع) حکایت می کند که: «وقتی در شب معراج پیامبر(ع) به بیت المعمور رسیدند، جبرئیل اذان و اقامه گفت، پیامبر(ص) جلو ایستادند و فرشتگان و انبیاء پشت سر رسول کرم(ص) صف کشیدند…»(۴۵)

صفحه ۷۶

دعائی برای بر طرف شدن غم و اندوه

با واسطه از حضرت صادق(ع) روایت می کند که فرمودند:

هر وقت تو را غم و اندوه فرا گرفت، دست خویش را بر سجده گاهت بگذار، سپس همان دست را ابتدا به قسمت چپ صورت و آنگاه به پیشانی و طرف راست صورت، بکش. بعد این دعا را بخوان:

«بسم الله، لا اله الا هو عالم الغیب و الشهادة، الرحمن الرحیم، اللهم اذهب عنی بالهموم و الحزن.»

و تا سه مرتبه این دعا را تکرار کن.(۴۶)

غروب ستاره

این محدث بزرگ و جلیل القدر، بعد از تلاش های مستمر و پیگیر در راه گسترش اخبار، آرمانها و اندیشه های امامان شیعه که تمثّل راستین اسلام ناب هستند، زحمات فراوانی را در این راه مقدس متحمل شد و بعد از عمری غوطه وری در روایات اهل بیت(ع)، جان تشنه اش را در زلال معارف آل طه سیراب کرد.

سرانجام مرغ جان آن بزرگ از قالب تن رها گشت و با پر کشیدن به سرای جاوید، روح مقدس عاشقش به جوار معشوق شتافت.

تاریخ رحلت و اینکه این ستاره آسمانی در کدامین نقطه جهان افول کرده است، مشخص نیست.

روح این پیرو راستین ائمه شیعه، شاد باد و راهشان پر رهرو.

پی نوشت ها:

۱ – شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوا العلم (آل عمران، آیه ۱۸).

۲ – فهرست، شیخ طوسی، ص ۱۴۵؛ رجال نجاشی، ص ۲۴۶؛ رجال، شیخ طوسی، ص ۴۹۴؛ جامع الروات، ج ۲، ص ۱۵۶؛ خلاصه، علامه، ص ۱۵۶؛ وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۳۶؛ معجم الرجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۷؛ تحفة الاحباب، ص ۴۷۴ و تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۶۰ .

۳ – معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۹؛ جامع الروات، ج ۲، ص ۱۵۶ .

۴ – معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۷ و ۱۰ .

۵ – تنقیح المقال، علامه ممقانی، ج ۳، ص ۲۲۶؛ وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۵۶ .

۶ – رجال، کشی، ج ۲، ص ۸۶۵ .

۷ – الفهرست، ابن ندیم، ص ۱۸۸ .

۸ – مروج الذهب، ج ۴، ص ۶۲ .

۹ – تاریخ الاسلام، ذهبی، بین سالهای ۲۲۱ تا ۲۳۰ .

۱۰ – وفیات الاعیان، ج ۱، ص ۸۲ و ج ۴، ص ۷۳ .

۱۱ – اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۴۶۳ .

۱۲ – لغت نامه دهخدا، ماده ابوسعید .

۱۳ – معجم البلدان، ج ۲، ص ۲۵۰، ماده کرج .

۱۴ – نک: مجالس المؤمنین، ج ۲، ص ۴۰۵؛ الکنی و الالقاب، ج ۱، ص ۶۸؛ هدیة الاحباب، ص ۱۶؛ اطلاعات، عمید، ص ۸۰؛ الکامل، ابن اثیر جوزی، ج ۵، ص ۵۱۶؛ ریحانة الادب؛ ج ۵، ص ۶۵، چاپ دارالکتب اسلامیه .

۱۵ – معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۱۰؛ تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۰۶ .

۱۶ – تنقیح المقال، ج ۲، ص ۱۳۹؛ و نیز در این باره، به مقاله اینجانب در جلد ششم، ص ۷۱ «ستارگان حرم» مراجعه شود .

۱۷ – معجم رجال الحدیث .

۱۸ – تنقیح المقال، ج ۱، ص ۹۰ .

۱۹ – خلاصه، علامه، ص ۳۷؛ رجال، کشی، ج ۲، ص ۸۵۱؛ الفهرست، شیخ طوسی، ص ۴۶؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص ۳۰۴ .

۲۰ – معجم الرجال، ج ۱۷، ص ۱۱؛ تنقیح المقال، ج ۲، ص ۲۹۱ .

۲۱ – رجال، نجاشی، ص ۲۵۰؛ خلاصه، علامه، ص ۱۵۷؛ اصول کافی مقدمه ، ج ۱، ص ۱۸؛ تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۹۹ .

۲۲ – رجال، نجاشی، ص ۶۷؛ علامه، ص ۶۵؛ معالم العلماء، ابن شهر آشوب، ص ۱۲ .

۲۳ – رجال، شیخ، ص ۴۲۸ .

۲۴ – همان، ص ۴۴۴ (کان من القواد).

۲۵ – رجال، نجاشی، ص ۶۷؛ رجال، شیخ، ص ۴۴۴؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص ۴۸؛ خلاصه، علامه، ص ۱۶ .

۲۶ – الفهرست، شیخ طوسی، ص ۱۴۵ .

۲۷ – رجال، نجاشی، ص ۱۸۵؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص ۱۸۸ .

۲۸ – رجال، شیخ طوسی، ص ۴۹۴ .

۲۹ – معجم الرجال، ج ۱۷، ص ۹؛ (روی عن الفقیه علیه السلام) .

۳۰ – المناقب، ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۴۰۱؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص ۱۸۵؛ معجم الرجال، ج ۱۷، ص ۹ .

۳۱ – رجال، نجاشی، ص ۶۷؛ (شیخ القمیین فی زمانه، ثقة، عین، فقیه، صحیح المذهب).

۳۲ – معجم الرجال، ج ۱۷، ص ۳۳۳ .

۳۳ – همان .

۳۴ – رجال، نجاشی، ص ۲۴۱؛ الفهرست، شیخ، ص ۱۴۵ .

۳۵ – سرائر، مستطرفات، ابن ادریس، ج ۳، ص ۶۰۱، چاپ جامعه مدرسین .

۳۶ – همان، ص ۶۰۲ .

۳۷ – همان، ص ۶۰۳ .

۳۸ – التهذیب، شیخ طوسی، ج ۲، ص ۴۰ .

۳۹ – همان، ص ۵۸ .

۴۰ – همان، ص ۷۱ .

۴۱ – همان، ص ۱۰۹ .

۴۲ – سرائر، مستطرفات، ج ۳، ص ۶۰۴ .

۴۳ – التهذیب، شیخ طوسی، ج ۱، ص ۱۰۱ .

۴۴ – تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج ۱، ص ۴۶۷ .

۴۵ – همان، ج ۲، ص ۱۲۵ .

۴۶ – همان، ج ۲، ص ۱۱۲ .

آثار:

  1. کتاب النوادر
  2. جنائز
  3. زکوة
  4. صوم
  5. حج
  6. نکاح
  7. رضاع
  8. طلاق
  9. دیات
  10. ثواب
  11. ضیاء و نور؛
  12. زمرد
  13. زبرجد
  14. تولد
پنج شنبه, 07 اسفند 1393 10:13

قمی مشهدی، میرزا محمد

 نام های دیگر: میرزا محمد قمی مشهدی ،علّامه میرزا محمد قمی مشهدی

موطن: مشهد

تاریخ وفات: ۱۱۲۵ قمری

منبع: ستارگان حرم شماره ۱۲

آشنایی اجمالی

شیخ محمد بن محمدرضا قمی مشهدی دانشمندی جامع نگر، ادیبی کوشا، فقیهی پارسا، محدثی مورد اعتماد و از همه مهم تر یکی از برجسته ترین مفسّران دنیای تشیّع در اوایل قرن دوازدهم است. او که در یکی از بهترین دوران شکوفایی تشیّع یعنی عصر صفویه زندگی می کرد، با بزرگ ترین دانشمندان، محدثان، فقیهان و فیلسوفان سده یازده و دوازده همنشین بود. برخی از آنان عبارتند از: ملامحمد محسن فیض کاشانی(م ۱۰۹۱ ق)، علامه محمدباقر مجلسی(م ۱۱۱۱ ق)، علامه محقق ملامحمدباقر سبزواری، صاحب ذخیرة المعاد فی شرح الارشاد(م ۱۰۹۱ ق)، شیخ محمد بن حسن حرّ عاملی، صاحب وسایل الشیعه(م ۱۱۰۴ ق) و ملاخلیل بن غازی

صفحه ۱۱

قزوینی (۱) نویسنده شرح عدّه الاصول والصافی فی شرح الکافی(م ۱۰۸۹).

میرزا محمدقمی بر اثر معاشرت با این بزرگان و سایر دانشمندان برجسته معاصرِ خویش، به مقامات عالیه علمی و معنوی و کمالات روحانی نایل آمد. از تاریخ تولد، وفات، اساتید و شاگردان وی اطلاعات دقیقی در دست نیست؛ امّا از گفته ها و نوشته های برخی از رجال شناسان معتبر و متبحّر و مورد اطمینان همانند محدّث نوری در الفیض القدسی، محقق خوانساری در روضات الجنات و محدّث قمی در فوائدالرضویه و سیدمحسن امین در اعیان الشیعه، برمی آید که این شخصیت قرآنی از علّامه مجلسی و فیض کاشانی بیش ترین بهره ها را از خرمن فضل و دانش آن بزرگان برده و در سال ۱۱۰۷ به افتخار اخذ اجازه از علّامه مجلسی نایل آمده است.(۲)

میرزا محمد قمی در اول تفسیرش، خود را چنین معرفی می کند: «امّا بعد: فیقول الفقیر الی رحمة ربّه الغنی میرزا محمد المشهدی بن محمدرضا بن اسماعیل بن جمال الدین القمی…».(۳) بر این اساس او اصالتاً اهل قم، امّا تولد و نشو و نمای وی در مشهد مقدس بوده است. وی علاوه بر مقدمه تفسیر، در دیگر تألیفات خود نیز به این نکته اشاره دارد.(۴)

مفسّر قمی در خطّه عالم پرور خراسان و در شهر مقدس مشهد دیده به جهان گشود و بعد از تحصیلات ابتدایی به کسب علوم و دانش های رایج و معارف الهی پرداخت.

این عالم بزرگ بر اثر تلاش و کوشش فراوان توانست آثار متعدد و پر ارجی را تألیف کند، که این آثار به نوبه خود، زینت بخش محافل علمی و مذهبی و چراغی فروزان برای دانش دوستان و معرفت جویان گردید. در میان تألیفات پرارج وی، تفسیر بی نظیر «کنزالدقائق» منزلت ویژه ای دارد.

صفحه ۱۲

شناخت زمان

از مهم ترین ویژگی های عصر صفویه، رشد و بالندگی فرهنگ اسلامی، شیعی و ایرانی است. در آن دوران، علما و دانشمندان فرصت یافتند تا احکام و معارف دین اسلام بویژه مذهب شیعه را بسط و توسعه دهند و آموزه های فرهنگ اهل بیت را در قالب موسوعه های بزرگ فقهی، حدیثی، تفسیری همانند وسایل الشیعه، بحارالانوار، الوافی، العوالم، مرآةالعقول، روضةالمتقین، و تفسیرهای البرهان، نورالثقلین و کنزالدقائق تدوین و به دوستداران فرهنگ و معارف اهل بیت عرضه کنند.

در این دوران علاوه بر تألیف متون دینی به زبان عربی، نهضت ترجمه کتاب های حدیث به زبان فارسی نیز شکل گرفت. دانشمندان و علمای عصر صفویه از این دوران طلایی استقبال کردند و هر کدام به سهمِ خویش از این فرصت برای اهداف اسلامی بهره گرفتند. میرزا محمد قمی مشهدی نیز با استفاده از فرصت به دست آمده، گذشته از تألیف کتاب تفسیر، کتاب های مختلف علمی دیگری به زبان های فارسی و عربی نگاشت و با پاسخ به شبهه ها و سؤالات به ایفای نقش پرداخت. او که عالمی زمان شناس و نوگرا بود، به نیازهای عصر خود توجه کامل داشت. و عرضه بخشی از آثار به زبان فارسی، ریشه در همین ویژگی او دارد. او در دیباچه کتاب ستّة ضروریه خویش می نویسد:

اما بعد، چنین گوید فقیر حقیر میرزا محمد بن محمدرضا القمی اصلاً، المشهدی مولداً و مسکناً که: این چند مسئله است که به اعتقاد فقیر مبنای ایمان است و به گوش خاص و عام رسانیدن آن لازم… آن مسائل را به زبان فارسی کرد که همه کس بفهمند، بیان

صفحه ۱۳

نمود تا موالیان امیرالمؤمنین(ع) منتفع گردند و ثواب آن به روزگار فرخنده آثارِ آن نامدار عاید شود.

او همچنین کتاب های التحفةالحسینیه، سُلّم درجات الجنّه، تبیان سلیمانی، معاد، رساله وجود و شرح زیارت رجبیه را به زبان فارسی منتشر نمود. مفسر قمی از جذابیت شعر و ادب غافل نبود و در مباحث علمی و تفسیری و توضیح مقصودِ خویش، از آن بهره می گرفت.

مقابله با اندیشه های انحرافی

در هر عصری عالمان متعهد وظیفه دارند که دین خداوند را از انحرافات نجات دهند و غبارها و زنگارها را از آن بپیرایند؛ چنان که حضرت صادق(ع) می فرماید: «عُلَماءُ شیعَتِنا… مُرابِطُونِ فِی الثَغرِ الّذی یَلی اِبلیسُ وَ عَفاریتُه یَمْنَعُونَهُم عَنِ الْخُرُوجِ لِضُعَفاءِ شیعَتِنا…؛ عالمان پیرو ما…، مرزبانانی هستند که لشکر شیطان را از هجوم به مرزهای ایمان و تسلط بر مستضعفان فکریِ شیعیان ما باز می دارند».(۵)

در این راستا، مفسر قمی در فرصت های مناسب به مقابله با کج اندیشی و انحرافات برمی خیزد. در زمان این مفسر عالی مقام «صوفیه» بسیار فعال بودند و سعی داشتند تا در میان اقشار مختلف ملت مسلمان ایران نفوذ کنند. از این رو، این دانشمند گرانمایه در آثار خویش فساد عقیده و انحراف آنان را بیان می دارد، بخصوص در تفسیر برخی آیات، به نکوهش و فساد آنان می پردازد؛ از جمله در تفسیر آیه شریفه اهدنا الصّراط المستقیم بعد از نقل قولی از صوفیه، می گوید:

مخفی نماند این قول و تأویلی که قبلاً گذشت و اقوال و آرایی

صفحه ۱۴

که بر این گفته ها مبتنی باشد، همه بر اساس مذهب صوفیه بنا شده و از اصول فاسد و باطل می باشد و غرض از نقل آن، توضیح بطلان آن بود.(۶)

همچنین در تفسیر آیه وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا باز هم بعد از نقل قولی از صوفیه، می گوید:

غرض از طرح این گونه مباحث، توجه دادن خوانندگان به آرای بی ارزش و اعتقادات گمراه کننده آنان است؛ چرا که حق با ضدّ خودش شناخته می شود.

مفسر قمی در تفسیر خود گاهی جهت تکمیلِ مطالب خویش سخنانی را از اقوال صوفیه آورده و با عبارات کوتاهی سریعاً از آن ها رد می شود گویا بطلان اعتقادات آنان را واضح تر از آن می داند که نیاز به بررسی و پاسخگویی مفصل داشته باشد.(۷) ما در این جا به نقل سخنی شیوا از امام هادی(ع) در مورد صوفیه و اعتقادات آنان بسنده می کنیم:

«محمد بن ابی خطّاب می گوید: در مسجدالنبی در حضور امام هادی(ع) نشسته بودیم. ناگاه جماعتی از صوفیان وارد مسجد شدند و به گرد هم حلقه زدند و به ذکر «لااله الّاالله» مشغول گردیدند. امام هادی(ع) به ما رو کرده و فرمود: «به این دغل بازانِ ریکار اعتنا نکنید؛ آن ها هم پیمانان شیاطین و ویرانگران بنیادهای دین هستند. آن ها برای آسایش جسم پارسایی می کنند. شب زنده داری آن ها برای به چنگ آوردن غذاهای چرب و شیرین است. عمری را با ریاضت و سختی می گذرانند تا فرصت گناهکاری بیابند. گرسنگی می کشند تا به سفره ها و غذاهای رنگین دست یابند. اذکار و اوراد آن ها برای فریفتن مردم و جلب دل های افراد احمق و ساده لوح است. کسی که

صفحه ۱۵

به دیدار زنده و مرده آنان رود، گویی به دیدار شیطان و بت پرستان رفته است.»(۸)

تفسیر کنزالدقائق

این تفسیر محصول سال ها تلاش و مطالعه مرحوم میرزا محمد قمی در آثار قرآنی به جای مانده از گذشتگان و مجموعه ای از بهترین نظریات برگزیده و زیباترین آثار دانشمندان و مفسران قبل از وی است. علّامه مجلسی در تقریظ خود بر این تفسیر می نویسد:

خداوند جزای خیر دهد به عالم شایسته، دانشمند کامل، پژوهشگر ژرف نگر، جانشین زبردست گذشتگان، شخصیتی که دقیق ترین معانی علمی را با فکر تیزبین خود به دست می آورد و گوهرهای حقیقت را با رأی صائب خود استخراج می کند، عالم مطّلع، نیک اقبال و تربیت یافته مکتب اهل بیت، مولانا میرزا محمد مؤلف این تفسیر. ان شاءالله پیوسته تحت تأییدات پروردگار توانا موفق باشد. او این تفسیر را زیبا، متقن، با کمال دقت، پرفایده و بجا نوشته و آیات بیّنات قرآن را با روایات ائمه طاهرین(ع) تفسیر نموده است. نکته های ناب معانی را از پوسته لفظ جدا نموده و سنت و کتاب را با هم تلفیق کرده است. او تمام تلاش خود را در تفسیر خویش به کار گرفته و آنچه از اخبار و احادیث لازم بوده استخراج نموده است. او همچنین معانی لطیف و رازهای ناگفته را به تفسیر خویش افزوده و تفسیر خود را پربار و پسندیده تر کرده است. خداوند او را از برکات ایمانش بهره مند گرداند و اهل ایمان را

صفحه ۱۶

از تفسیر وی بهره ور سازد و به او بهترین جزای نیکوکاران را عطا فرماید و با ائمه طاهرین – صلوات الله علیهم اجمعین – محشور بگرداند.

روز عید غدیر مبارک ۱۱۰۲

محمدباقر بن محمدتقی (۹)

آقا جمال خوانساری، زبده ترین استاد مجامع علمی شیعه در عصر صفوی و صاحب تألیفات گرانسنگ علمی و تحقیقی، در مورد میرزا محمد قمی و تفسیر وی می نویسد:

اما بعد، خداوند متعال با فضل کامل خویش به جناب مولا، دانشمند عارف، فاضل هوشیار، جامع فضایل اخلاقی، دانای به علوم و حکمت های بشری، عالم به اسرار وحیانی و معارف قرآنی… مولانا میرزا محمد – که خداوند در هر زمینه ای یاور او باشد – همچنان که خداوند به او توفیق تألیف چنین تفسیر ارزشمندی را عنایت کرده است. وی در تألیف و گردآوری تفسیر خویش از معتبرترین تفاسیر و مشهورترین کتاب های حدیث بهره برده است. این تفسیر همانند نامش گنجینه نکات دقیق و دریای گوهرهای نایاب و ارزشمند است. هر خواننده ای که با دید حقیقت بین به آن نظری بیفکند، با صدف های پر از مرواریدِ حقیقت مواجه خواهد شد. خداوند دانش پژوهان و مشتاقان معارف قرآنی را از ثمرات و معارف آن بهره مند گرداند. و این تفسیر گرانسنگ را برای مؤلف فاضلش ذخیره آخرت قرار دهد.

جمال الدین محمد بن حسین الخوانساری

صفحه ۱۷

محرم الحرام، سنه ۱۱۰۷٫(۱۰)

علامه شیخ آقابزرگ طهرانی، کتابشناس مشهور اسلامی، در مورد تفسیر کنزالدقائق چنین می گوید:

این تفسیر همچون تفسیر نورالثقلین در پرتو معارف اهل بیت(ع) آیات قرآن را تفسیر کرده است؛ امّا از جهات متعددی بر نورالثَقلین برتری دارد؛ از جمله این که: ۱- اسناد روایات را بیان می کند؛ ۲- ارتباط آیات دیگر را با آیه مورد تفسیر روشن می نماید؛ ۳- نکات ادبی و اِعراب آیات مورد توجه قرار گرفته است؛ ۴- توضیح آیات را به طور مختصر و با شرح مزجی برآورده است و سپس به نقل روایات در مورد آن می پردازد؛ ۵- گاهی نکاتی را برخلاف نورالثقلین مطرح می نماید.(۱۱)

شیوه تفسیری کنزالدقائق

علاوه بر امتیازاتی که علامه تهرانی فرموده است، در این تفسیر مزایای دیگری نیز مشاهده می شود؛ مثلاً مباحث صرفی و نحوی، نقل و نقد اقوال دیگران، شناخت لغات، ارتباط الفاظ و آیات، توضیح الفاظ و مفرداتِ روایات و احادیث وارده در ذیل آیات، و بهره گیری از اشعار برترین شعرای عرب همچون نابغه و کمیت بن زید اسدی.

مفسر قمّی در تفسیر خویش، احادیث قرآنی را از تفسیر فرات بن ابراهیم، تفسیر قمی، عیاشی و تبیان شیخ طوسی نقل می کند. در مباحث تفسیری از مجمع البیان، تفسیر امام حسن عسکری(ع)، تفسیر ابن مسعود و ابن عباس، کشّاف، برهان، بیضاوی، الدرالمنثور، علی بن ابراهیم و دیگران بهره می گیرد.

صفحه ۱۸

میرزا محمد قمی در آغاز تفسیر خویش، هدف از تألیف این اثر ارزشمند را چنین بیان می کند:

من در گذشته، تعلیقاتی بر تفسیر مشهور علّامه زمخشری نگاشته بودم و آن را با دقت و حوصله مطالعه و بررسی نمودم. سپس حواشی علّامه زبردست، شیخ بهاءالدین عاملی را مطالعه نموده و در مورد مطالب آن اندیشیدم. آن گاه به نظرم آمد که تفسیری را که حاوی اسرار ناشناخته قرآن و دربردارنده نکات جدید و بکر در مورد تأویل آیات آن باشد، در پرتو احادیث و روایات و گفتارهای قرآنیِ ائمه اطهار(ع) تألیف نمایم.

این تفسیر علاوه بر چاپ های قدیمی، که در ۴ مجلّد بزرگ بود، اخیراً در ۱۱ جلد به همّت نشر اسلامی و با تحقیقات آیةالله مجتبی عراقی منتشر شده است. همچنین وزارت ارشاد اسلامی نیز در اسفند ۱۳۶۶ آن را در ۱۴ جلد و با تحقیقات آقای حسین درگاهی منتشر و به جامعه قرآنی عرضه کرده است. ترجمه این تفسیر در زمان مفسّر انجام شده است و بخش هایی از آن در کتابخانه آیةالله مرعشی و قسمتی دیگر در کتابخانه آستان قدس موجود است.

در یک کلام می توان گفت، این تفسیر چکیده مهم ترین تفاسیر امامیه و عصاره اندیشه های قرآنی تا عصر مفسّر قمی است. کنزالدقائق سرشار از عبارت های زیبای انوارالتنزیل بیضاوی، جمع بندی و نظم و ترتیب مجمع البیان طبرسی، نکات جذاب و دلنشین کشّاف زمخشری و حاشیه های شیخ بهایی و سایرین است که مؤلف، با تجزیه و تحلیل آن ها، بهترین نظرات را برگزیده و سپس اندیشه های بدیع خویش را بر آن ها افزوده، در نتیجه

صفحه ۱۹

تفسیری نفیس، جامع و جالب توجه پدید آورده است. به همین جهت در طول سه قرن گذشته تفسیر کنزالدقائق مورد توجه قرآن پژوهان بوده است.(۱۲)

حفظ میراث جاویدان

از دختر نیکوکار و خیراندیش مرحوم میرزا محمد قمی وقفنامه ای به یادگار مانده است که در سال ۱۱۱۱ نوشته شده و چون حاوی نکات قابل توجهی است، متن آن را نقل می کنیم:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله الواقف علی الضمائر، والصلوة علی محمد و آله اولی البصائر، یوم تبلی السرائر. و بعد، وقف مؤبَّد و حبس مخلَّد نمود اِبتغاءاً لوجه الله و طَلَباً لِمَرْضاتِهِ، بنت مرحوم مغفور مبرور مولانان میرزا محمد الشهیر بخیاط و مؤلف هذا الکتاب که موسوم گردیده به کنزالدقائق و بحرالغرائب، برکافه مؤمنین و متوطّنین مشهد مقدس که مطالعه و مباحثه نموده، در مثوبات و اجور واقف و مؤلف شریک بوده باشند و متولّی وقف نمود ارشد و اصلح و اعلمِ اولادِ مرحومِ مشارالیه را بطناً عن بطنٍ، به نظارت حاجی الحرمین الشریفین حاجی محمدرفیع، و بَعْدَ وَفاتِهِ به تجویز اصلحِ اولاد موصی الیه؛ مشروط آن که اگر متولی و ناظر خود در کار داشته باشند فَبِها وَ اِلّا به هر یک از صُلحا و زوّار سکنین مشهد مقدس که معتمد بوده باشند، بدهند و زیاده از سه ماه نزد کسی نباشد، مگر به تجدید اذن؛ و از حصار بند مشهد مقدس بیرون نبرند و نفروشند و

صفحه ۲۰

رهن ننمایند و هبه ننمایند. فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَانَّما اِثْمُهُ عَلَی الّذینَ یُبَدّلُونَهُ اِنَّ اللهَ سَمیعٌ علیمٌ (۱۳)(۱۴) -

در این وقفنامه علاوه بر آشنایی با متونِ انشائات ۳۰۰ سال قبل ایران، دختر دوراندیش مفسر عالی مقام شیعه به نکات جالبی اشاره کرده است که از جمله آن ها توجه دقیق به احکام وقف – که وسیله ای مطمئن برای حفظ آثار گذشتگان و میراث مکتوب فرهنگ دین بوده است – و چگونگی بهره گیری از آن در حفظ و نگهداری تفسیر گرانمایه قرآن، با توجه به امکانات نشر و پخش کتاب در سه قرن پیش است.

تألیفات دیگر

میرزا محمد مشهدی قمی علاوه بر تفسیر کنزالدقائق، تألیفات دیگری نیز به دانش دوستان عرضه کرده است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

۱- انجاح المطالب فی الفوز بالمآرب: این رساله در موضوع علم معانی بیان و به صورت منظوم بوده و با تحقیق آقای السید الحسینی در شماره ۴ مجلّه «تراثنا» چاپ شده است. این منظومه چنین آغاز می شود:

الحمدلله و صلّی الله

علی رسوله الذی اصطفاهُ

محمّدٍ و آله و سَلَّما

و بعد قد احببت ان اُنَظَّم

فی عِلْمَی البیان و المعانی

رُجوزةً لطیفه المعانی

ابیاتُها عن مائةٍ لم تزد

فَقُلْتُ غیرَ آمنٍ من حسد

مصحّح این منظومه در مقدمه می گوید:

اشعار لطیف، نظم روان، اختصار و جامعه بودن این مجموعه توجه مرا به خود جلب نمود و چون در علوم بلاغت آن را از هر

صفحه ۲۱

لحاظ زیبا و پسندیده تر دیدم، به تحقیق و احیای آن علاقه مند شدم.(۱۵)

۲- التحفة الحسینیّه: این کتاب به زبان فارسی و در آداب نماز و سایر عبادات، ادعیه، آداب سفره، و به نام سلطان حسین صفوی نگاشته شده است؛

۳- حاشیه بر کشاف زمخشری؛

۴- حاشیه بر حاشیه شیخ بهایی بر تفسیر بیضاوی؛

۵- جواب اعتراضات و شبهات علمای ماوراء النهر در مورد شیعه؛

۶- تبیان سلیمانی: به زبان فارسی و تفسیر روایی قرآن از اول تا سوره عنکبوت می باشد؛

۷- سته ضروریه: این کتاب نیز فارسی و در مورد معارف دینی و اعتقادی نگاشته شده است؛

۸- سُلَّم درجات الجنَّه فی معرفة فضائل ابی الائمه(ع): ترجمه و شرح چهل حدیث در فضایل امیرمؤمنان(ع) و به زبان فارسی است؛

۹- الفوائد الشارحه: منظومه ای در علم تصریف که برای پسرش اسماعیل در مشهد نوشته است.

۱۰- شرح زیارت رجبیه: مفسر قمّی این کتاب را در سال ۱۰۹۷ در مشهد مقدس تحریر کرده و در شرح مطالب، اول اعراب و آن گاه به ترتیب لغت، ترجمه و توضیح معنی را آورده است؛ ۱۱- شرح صحیفه سجادیه: در سال ۱۰۹۱ در مشهد نگارش یافته است؛ ۱۲- کتاب صید و ذباحه: که موضوع آن فقه استدلالی است؛ ۱۳- کاشف الغمه: در موضوع تاریخ و سیره و شرح حال پیشوایان معصوم و در ۱۴ بخش تنظیم شده و مؤلف در سال ۱۰۷۵ از نگارش آن در مشهد

صفحه ۲۲

فراغت یافته است؛ ۱۴- مراصدالعصمة والضلاله: مصنف، این کتاب را در مقدمه کاشف الغمه معرفی نموده است؛ ۱۵- معاد و حشر و نشر اجساد: میرزا محمد قمی این اثر را به زبان فارسی و در موضوع معاد به رشته تحریر در آورده است. او همچنین در این کتاب تحقیقی نیز در معنی کفر و ایمان انجام داده است. آغاز این اثر چنین است: «زیباترین کلام، در هر مرام، ذکر مَلِک عَلاَّم است که رشحه ای از بحر رحمت او…». ۱۶- رساله ای در وجود: این اثر، رساله ای فارسی است که در آن سخنان مولا رجبعلی در رساله معروفش به نام «اشترک لفظی و معنوی در وجود» مورد نقد و نقض قرار گرفته است؛ ۱۷- تصحیح شواهد ابن ناظم: مصحّح آن را در سال ۱۰۸۷ تصحیح و به شیخ لطف الله مشهدی رضوی اهدا نموده است.(۱۶)

مقام علمی

همچنان که از ملاحظه تألیفات مفسر قمی برمی آید، وی به علوم مختلف عصر خویش احاطه داشته و در مورد هر موضوعی رساله ای جداگانه نگاشته است. او بر موضوعاتی چون: علوم بلاغت، سیره و تاریخ، علوم قرآنی و تفسیر، کلام، فلسفه، علم حدیث، صرف و نحو، فقه، دعا، زیارت، شعر و ادبیات احاطه داشته و آرائی را ابراز نموده است.

صفحه ۲۳

فرزندان دانشمند و نیک اندیش

میرزا محمد قمی که در مشهد زندگی می کرد، دو پسر به نام های اسماعیل و محمدرضا و یک دختر نیکوکار داشته است که در حفظ و نگهداری تفسیر کنزالدقائق نقش به سزایی ایفا نموده است. محمدرضا همانند پدر خویش در راه تألیف و تصنیف تلاش می کرد که نگارش رساله ای در شرح و ترجمه قصیده حمیری در جمادی الثانی ۱۱۲۳ در مشهد، شاهد بر این مدعا است.

در دیباچه این رساله که در مدح علی(ع) نگاشته شده، چنین آمده است:

… این رساله ایست مشتمل بر دو حدیث که دلالت می کند بر فضیلت سیداسماعیل حمیری و شرح قصیده او که مترجم آن هست بروجه اختصار… خادم محبان علی بن ابی طالب(ع) محمدرضا بن میرزا محمد بن محمدرضا بن اسماعیل القمی اصلاً، مشهدی مولداً و مسکناً.(۱۷)

همچنین میرزا محمد قمی کتاب «الفوائد الشارحه لمشکلات المنظومة الصرفیه» را، که مشتمل بر چهار هزار بیت است، در مشهد به نام پسرش اسماعیل نوشته و در سال ۱۰۹۰ ق. آن را به پایان برده و به فرزند ارجمندش اهدا نموده است.(۱۸)

در نگاه دیگران

۱- محدث قمی: «این عالم جلیل از شاگردان علامه مجلسی(قدس سره) است و علامه مذکور، ثنای بلیغی از او و از تفسیر او نموده است و او را اجازه داده است».(۱۹)

۲- میرزا حسین نوری، صاحب مستدرک الوسائل: «تفسیر کنزالدقائق از

صفحه ۲۴

بهترین، جامع ترین و کامل ترین تفاسیر است و از تفسیر صافی و نورالثقلین مفیدتر می باشد».(۲۰)

۳- میرزا محمدباقر خوانساری: «او دانشمندی فاضل و عالمی عامل، ادیبی جامع نگر، محدثی فقیه و مفسّری مطّلع و مورد اطمینان می باشد. او از چهره های والامقام در عصر علامه مجلسی، محقق سبزواری و ملامحسن فیض کاشانی است».(۲۱)

۴- شیخ حرّ عاملی، صاحب وسائل الشیعه: «مولانا محمد بن رضا قمی از فضلای هم عصر ما است. او شرح منظومه ای در علم معانی و بیان دارد که در صد بیت تنظیم شده و به نام نجاح المطالب موسوم گردیده است.»(۲۲)

حافظ فرهنگ اهل بیت

این مفسر گرانقدر، در موارد متعددی از تفسیر خویش به دفاع از مقام ولایت پرداخته و آیاتی را که در مورد علی(ع) نازل شده، به نحو شایسته ای توضیح داده و شأن نزول آن را مستدل و محکم و در پرتو روایات اهل بیت(ع) مطرح نموده است. به عنوان نمونه او در ذیل آیه ۵۵ سوره مائده که به آیه «ولایت» معروف است، می نویسد:

امام باقر(ع) در مورد آیه اِنَّما وَلیُّکمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الذّینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُمْ رکعُونَ می فرماید: عده ای از یهودیان که در میان آنان چهره های شاخصی مانند عبدالله بن سلام، اسید بن ثعلبه، ابن یامین و ابن صوریا وجود داشتند و به تازگی مسلمان شده بودند، آن روز برای تقویت ایمان و پرسش سؤالاتی، به محضر پیامبر آمده بودند. آنان به رسول

صفحه ۲۵

کرم(ص) گفتند: ای پیامبر خدا! حضرت موسی برای خودش یوشع بن نون را وصی قرار داد، وصیّ شما کیست؟ ولیّ و سرپرست ما مسلمانان بعد از تو چه کسی خواهد بود؟ در این هنگام بود که آیه ولایت بر پیامبر نازل گردید. بعد از نزول وحی، رسول خدا به حاضرین فرمود: برخیزید! آنان بلند شدند و به همراه پیامبر به مسجد رفتند. همزمان با ورود پیامبر کرم، سائلی از مسجد خارج می شد. پیامبر به سائل فرمود: ای سائل! آیا کسی به تو چیزی عطا کرد؟ گفت: بلی، این انگشتر را به من دادند. فرمود: آن را چه کسی به تو داد؟ او در حالی که به علی(ع) که در حال نماز بود اشاره می کرد، گفت: آن مردی که در حال نماز است، این انگشتر را به من بخشیده است. پیامبر دوباره پرسید: او در چه حالی آن را به تو داد؟ سائل گفت: او در حال نماز و موقع رکوع، آن را به من عطا کرد. در این موقع صدای پیامبر به تکبیر بلند شد و جمعیت حاضر در مسجد با پیامبر همصدا شدند.

بعد پیامبر به مردم فرمود: علی بن ابی طالب بعد از من، ولیّ و سرپرست شما است. آنان گفتند: ما راضی و خشنود هستیم که خداوند پروردگار ماست و اسلام دین ما و محمد(ص) پیامبر ما و علی بن ابی طالب(ع) رهبر و امام ما است. در این هنگام آیه بعد نازل شد که: وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسوُلَهُ وَالَّذینَ آمَنُوا فَاِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ؛(۲۳) و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند(پیروزند؛ زیرا) حزب خدا پیروز و برتر است.

صفحه ۲۶

رحلت

این کاوشگر معارف عالیه قرآن در نیمه اوّل قرن دوازدهم و در حدود سال ۱۱۲۵ ق. دار فانی را وداع گفته، به لقاءالله پیوست.

پی نوشت ها:

۱ – در مورد مکارم اخلاق این دانشمند و محقق گرانمایه نوشته اند که در مسئله ای بین او و ملامحسن فیض کاشانی بحثی طولانی واقع شد و وی بر موضع خود بسیار پافشاری می کرد؛ اما بعد از مدتی به اشتباه خود پی می برد و برای عذرخواهی با زحمت تمام از قزوین به کاشان می رود هنگامی که به در خانه ملامحسن فیض کاشانی می رسد، از پشت در با صدای بلند می گوید: «یا مُحْسِنُ! قَدْ اَتک المسیئ،؛ ای محسن! خطکار به پیشگاهت آمد» وقتی که مرحوم فیض در را می گشاید، وی عذرخواهی می کند و بعد از ساعتی به قزوین باز می گردد (ریحانةالادب، ج ۴، ص ۴۵۲).

۲ – الذریعة، ج ۱۳، ص ۱۴۵ .

۳ – کنزالدقائق، ج ۱، ص ۲، چاپ وزارت ارشاد اسلامی .

۴ – مقدمه تفسیر کنزالدقائق؛ ریحانة الادب ج ۵، ص ۳۲۰ و الذریعه، ج ۱۸، ص ۱۵۲ .

۵ – عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۱۸ .

۶ – تفسیر کنزالدقائق، ج ۱، ص ۶۶ .

۷ – مقدمه تفسیر کنزالدقائق .

۸ – سفینة البحار، ج ۵، ص ۱۹۹ .

۹ – اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۴۰۸، با تلخیص .

۱۰ – همان .

۱۱ – الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۵۲ .

۱۲ – گفتنی است که مفسر دیگری به نام محمد مؤمن مشهدی(۱۰۰۵ – ۱۰۷۷) در اواخر قرن یازدهم و نزدیک به زمان صاحب کنزالدقائق، تفسیری تألیف نموده است که به تفسیر محمد مؤمن مشهدی معروف است و این دو مفسر تشابه اسمی دارند .

۱۳ – بقره، آیه ۱۸۱ .

۱۴ – کنزالدقائق، ج ۱، ص ۱۸ .

۱۵ – تراثنا، ش ۴، ص ۲۰۹ .

۱۶ – در بخش تألیفات از کتاب های الذریعه ج ۳، ۱۲، ۱۳، ۱۶؛ مقدمه تفسیر کنزالدقائق؛ ریحانةالادب ج ۵ و روضات الجنات ج ۷، استفاده شده است .

۱۷ – الذریعه، ج ۲۲، ص ۴۹ و مقدمه تفسیر کنزالدقائق .

۱۸ – الذریعه، ج ۱۳، ص ۱۴۵ .

فوائدالرضویه، ص ۶۱۸ .

۱۹ – الفیض القدسی، ص ۱۰۰ .

۲۰ – روضات الجنات، ج ۷، ص ۱۱۰ .

۲۱ – امل الآمل، ج ۲، ص ۲۷۲ .

۲۲ – یعنی: رهبر و ولیّ شما تنها خدا و پیامبر او و ایمان آورندگانی هستند که نماز را اقامه می کنند و در حال رکوع، زکات(و صدقه) می دهند .

۲۳ – مائده، آیه ۵۶ .

پنج شنبه, 07 اسفند 1393 10:10

اعلمی حائری ، محمد حسین

نام های دیگر: آیةاللّه اعلمی،

موطن: نائین

نام پدر : سلیمان

تاریخ وفات: ۱۳۹۳قمری

 
 

تاریخ تولّد و خاندان

محمدحسین اعلمی در سال ۱۳۲۰ ق. در خطّه کویری نائین در روستای مهرجان، که در حوزه جغرافیایی جندّق از توابع شهرستان نائین قرار دارد، دیده به جهان گشود.(۱) این بزرگوار در خاندانی به دنیا آمد که فضای آن، به نور دانش دینی و ارزش های متعالی مذهبی، روشن بود. او در سایه پر مهر و محبت پدرش، دوران کودکی را پشت سر نهاد و کتاب های دینی، بویژه قرائت قرآن مجید، را از پدر دانشمند خود فراگرفت. پدر محمدحسین اعلمی، به شیخ سلیمان مهرجانی، شهرت دارد. با پژوهش و مطالعه در زندگی فرزندش، بر می آید که او یکی از عالمان آن دیار و از شأن و منزلت والایی برخوردار بوده است.(۲)

هجرت به مشهد

هنگامی که محمدحسین، به سن ده سالگی می رسد، درسال ۱۳۳۰ ق، همراه پدر، روانه مشهد مقدّس و حوزه پربار طوس گردید. از قرائن برمی آید در مدّتی که او در مشهد به تحصیل اشتغال داشته، پدرش نیز با او بوده است.

محمدحسین در جوار بارگاه حضرت رضا (ع) به فراگیری دانش های رسمی دینی پرداخت و مقدّمات دروس حوزه، همانند صرف و نحو و منطق و مقداری از اصول فقه، را نزد استادان حوزه مشهد، فراگرفت. در این که استادان او در مشهد چه کسانی بودند و چند بهار از عمر خویش را در این شهر سپری کرد و دقیقاً چه درس هایی را آموخت، چندان روشن نیست؛ ولی گویا چهار پنج سال در مشهد به ادامه تحصیل پرداخت.(۳)

بازگشت به زادگاه

محمدحسین اعلمی در مقطع نوجوانی دل و جانش همچنان تشنه کسب معارف دینی بود و گویا حوزه مشهد، عطش علمی او را فرو ننشانده، از این رو، مترصد فرصتی بود تا به حوزه پرآوازه شیعه، نجف اشرف، هجرت کند.

در حدود سال ۱۳۳۵ ق. همراه پدرش از مشهد به زادگاهش مهرجان، برگشت و برهه ای از عمر خود را در آنجا سپری کرد. در این ایام که محمدحسین به سن بیست سالگی رسیده بود، برابر مقرّرات آن زمان، به خدمت سربازی فراخوانده شد. حدود هشت ماه از خدمت را گذرانده بود که بنابر عللی از ادامه خدمت معاف شد. از این پس، عزم خویش را جزم کرد و راهی کعبه دل ها، نجف اشرف، شد.(۴)

هجرت به نجف

در حالی که بیست بهار از عمر محمدحسین اعلمی می گذشت، به سال ۱۳۴۰ ق. روانه حوزه نجف شد. او راه طولانی نایین تا بارگاه ملکوتی حضرت علی (ع) را گاه پیاده و گاه سوار بر مرکب، طی می کرد. وی پس از ورود به عراق، ابتدا به زیارت قبر حضرت سیدالشهداء (ع) و سایر شهدای نینوا شتافت و سپس راهی شهری شد که از سال ها پیش، قلب او برای رسیدن به آن، می تپید. در نجف، تحصیل جدّی این طلبه جوان برای آموختن علوم دینی و مبانی اجتهاد آغاز می شود. در مدت اقامت خود در این شهر، شب و روز درس می خواند، پژوهش و مطالعه می کرد و از محضر بزرگان و مجتهدان معروف کسب فیض نموده تا این که پس از هفده سال تلاش به درجه اجتهاد نایل شد.(۵)

او ضمن این که در درس بزرگان علوم فقه و اصول شرکت می جست، خود نیز کتاب های سطوح حوزه مانند مکاسب و رسائل و کفایه را تدریس می کرد و جمعی از طلاب و فضلا در حوزه درس او حاضر می شدند. این بزرگوار از دو تن از استادان برجسته نجف؛ مرحوم میرزا حسین نائینی و مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی، اجازه اجتهاد گرفت و نیز اجازه های روایتی فراوانی از بزرگان حدیث و رجال، دریافت کرد.

استادان نجف

در روزگاری که محمدحسین اعلمی در نجف درس می خواند، این حوزه در بهترین موقعیت علمی خود قرار داشت و استوانه های بزرگ علم در این حوزه زندگی می کردند. آقای اعلمی، نزد تعدادی از برجسته ترین آنان حاضر می شد و از دانش آنان، بهره می برد. در این جا به نام چند نفر آن ها بسنده می کنیم:

.۱ مرجع بزرگ شیعه، آیةاللّه سیدابوالحسن اصفهانی؛

.۲ مرجع عالی شیعه و بزرگ ترین اصولی عصر خود، آیةاللّه محمدحسین نائینی؛

.۳ فقیه و اصولی نامور، آیةاللّه ضیاءالدین عراقی؛

.۴ آیةاللّه محمدحسین اصفهانی؛

.۵ زاهد و عارف مشهور، مرحوم شیخ علی قم؛

.۶ سید محمد یزدی فرزند آیةاللّه سید محمدکاظم یزدی؛

آقای اعلمی بعد از اقامت ۱۷ ساله در نجف، به قصد زیارت مرقد امام رضا (ع) به سوی مشهد مقدس حرکت کرد و بعد از زیارت قبر آن حضرت مجدداً به نجف بازگشت و سه سال دیگر در این شهر اقامت کرد. در همین زمان بود که مرجع بزرگ شیعه، آیةاللّه سیدابوالحسن اصفهانی دستور داد که جمعی از نخبگان دور هم گرد آیند و به تحقیق، تنظیم و ترتیب احادیث کتاب وسائل الشیعه بپردازند. از جمله اعضای این گروه، محمدحسین اعلمی و دیگری آیةاللّه سیدمحمدهادی میلانی بودند. این گروه روی چند نسخه از آن کتاب پژوهش و تحقیق می کردند. نوشته اند یکی از معتبرترین نسخه های وسائل الشیعه نزد محمدحسین اعلمی بوده است.(۶)

استادان روایتی

از آنجا که محمدحسین اعلمی شیفته فهم و حفظ احادیث امامان شیعه بود و زحمات فراوانی در این راه کشید، مفتخر به دریافت اجازه نقل روایت از مشایخ حدیث شد. همانند: .۱ علّامه بزرگوار آقابزرگ تهرانی، مؤلف کتاب معروف الذریعه؛ .۲ آیةاللّه سید هبةالدین شهرستانی؛ .۳ آیةاللّه میرزا محمد عسکری تهرانی، مؤلف کتاب مستدرک بحارالانوار؛ .۴ آیةاللّه سیدشهاب الدین مرعشی نجفی.(۷)

به سوی مکّه

محقّق بزرگوار محمدحسین اعلمی، در دورانی که در حوزه نجف اشتغال به درس و تدریس داشت، برای اوّلین بار روانه مکه شد. او ابتدا، به شهر مدینه رفت، بعد از زیارت تربت پاک رسول اکرم (ص) و امامان معصوم شیعی و شهدای مدفون در قبرستان اُحد، راهی مکه شد و ضمن انجام مناسک حج، با شخصیت های برجسته اسلامی ملاقات و درباره مسائل علمی، با آنان به مباحثه و مناظره پرداخت و از مکتب شیعه و اندیشه های تابناک عالمان شیعی، جانانه دفاع کرد.(۸)

هجرت به کربلا

محمدحسین اعلمی، وقتی که از مکّه به نجف برگشت، چندان در نجف باقی نماند؛ بلکه بلافاصله از آنجا به سوی کربلا حرکت نمود و در جوار قبر مقدس حضرت امام حسین (ع) اقامت گزید. او در حوزه کربلا نیز از تحصیل دانش باز نایستاد و از محضر فقیهانی چون: آیةاللّه آقاحسین قمی، آیةاللّه سیدمهدی شیرازی و آیةاللّه شیخ هادی، بهره جست.(۹)

مرحوم اعلمی در حوزه کربلا هم، از تدریس غافل نبود. هر چند به طور مشخص معلوم نیست چه کتاب هایی را درس می داد، می توان حدس زد که او به تدریس کتاب هایی چون: مکاسب و کفایه اشتغال داشته است. گفته شده که او در مدرسه هندی، یک ساعت بعد از طلوع آفتاب تا یک ساعت به ظهر، چند کتاب را برای طلّاب کربلا درس می گفته است.(۱۰)

شیخ محمدحسین، شیفته مطالعه و تحقیق بود. شوق آموختن او را واداشت تا در کربلا به خرید کتاب های گوناگون دینی بپردازد. با تلاش پیگیرانه خود توانست از کشورهای مختلف مانند: مصر، لبنان، سوریه و هندوستان، کتاب ها و مجلّات علمی فراوانی به دست آورد. نتیجه این زحمات، تشکیل کتابخانه بزرگ و ارزشمندی در کربلا بود؛ حتی پاره ای از محقّقان، برای استفاده از نسخه های نفیس و کمیاب، به این مرکز فرهنگی مراجعه می کردند. در همین شهر بود که بنیاد تألیف دائرةالمعارف بزرگ شیعی تأسیس و مطالب اساسی آن گردآوری شد.(۱۱)

مدّت اقامت این محقّق توانا در کربلا، ۱۴ سال ادامه یافت؛ چنان که به لقب «حائری» معروف شد.

وی در سال ۱۳۷۴ ق. کربلا را ترک گفت و برای سومین بار، جهت زیارت مرقد نورانی حضرت علی بن موسی (ع) رهسپار خراسان شد. او در مشهد علاوه بر زیارت، از تحقیق غافل نبود و برای تکمیل دائرةالمعارف، که یکی از آرزوهای این مرد دانش پژوه بود، از کتابخانه پرمایه رضوی بهره های فراوانی برده، مطالعات دامنه داری را انجام داد و اندوخته های علمی خود را در فیش هایی یادداشت می کرد. مدت اقامت ایشان در مشهد، در هاله ای از ابهام قرار دارد؛ ولی گویا بیشتر از سه چهار ماه در آنجا مقیم نبوده است.(۱۲)

باری، وی بعد از تکمیل پژوهش، عازم تهران شد و از بیشتر کتابخانه های معروف آن زمانِ تهران نیز بهره گرفت؛ از جمله: کتابخانه مجلس شورای ملّی و مَلِک.

هجرت به قم

آن زمان، که عصر مرجعیت آیةاللّه بروجردی بود، حوزه علمیه قم به تازگی به وسیله حضرت آیةاللّه حائری یزدی بنیان گذاری شده بود و از رونق خاصی برخوردار بود. مرحوم اعلمی برای غنا بخشیدن به مطالعات و پژوهش های خود، آهنگ قم کرد و بعد از ورود به این شهر، خانه ای برای سکونت خانواده اش خرید؛ ولی او که برای انجام تحقیقات و تکمیل دائرةالمعارف خود، بیشتر اوقات در حجره ای در مدرسه فیضیّه قم سکونت داشت تا هم بتواند بیشتر به حرم حضرت معصومه (س) مشرّف شود و هم از کتابخانه مدرسه فیضیّه بهره گیرد. زمان ورود او به حوزه علمیه قم اواخر سال ۱۳۷۴ ق. است.(۱۳)

محمدحسین اعلمی با این که از آیةاللّه نائینی و بعضی دیگر از مراجع نجف، اجازه اجتهاد داشت، ولی باز وجود آیةاللّه بروجردی را غنیمت شمرد و چندی در حوزه تدریس آن بزرگوار در حرم مطهّر و مسجد اعظم قم حاضر می شد.

به هر حال در مدرسه فیضیه و حوزه علمیه قم، زحمات چندین ساله او نتیجه داد و برخی از مُجلّدات دائرةالمعارف اعلمی را به مرحله چاپ رسانید.(۱۴)

فضیلت های اخلاقی

مرحوم محمدحسین اعلمی، دانشوری فرزانه بود که خود را به صفات ارزشمندی چون زهد، قناعت، پشتکار، عشق به عبادت و راز و نیاز به درگاه معبود زینت داده بود. در حالات او نوشته اند که همیشه ساعتی پیش از طلوع فجر، بیدار می شد و به عبادت می پرداخت. در مدت اقامت در نجف و کربلا و قم، نماز شب خود را در حرم امامان معصوم (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س) به جا می آورد و سپس نماز صبح و مستحبّات و تعقیبات نماز را انجام می داد.

ایشان فردی بسیار فروتن بود. به کوچک و بزرگ سلام می کرد و کمتر رخ می داد که کسی در سلام کردن، بر او پیشی گیرد.

نمازهای واجب را غالباً با جماعت می خواند و تفاوت نداشت که خود، امامِ جماعت باشد یا در ردیف مأمومین قرار گیرد.

او فردی بسیار قانع بود. از مال و منال دنیا به اندک بسنده می کرد و هرگز فریفته زرق و برق و ریاست های ظاهری دنیا نشد. او علاوه بر دوری از محرّمات، بیشتر مکروهات را نیز انجام نمی داد و بیشتر روزها، روزه می گرفت. او در زهد و پرواپیشگی به مقامی رسید که در میان عالمان حوزه علمیّه حتی مردم کوچه و بازار، به «ابوذر زمان» شهرت یافت.(۱۵)

از دیدگاه بزرگان

شایستگی های علمی و اخلاقی مرحوم محمدحسین اعلمی حائری، از دیده شخصیت های طراز اوّل شیعه پنهان نبوده از این رو، به دیده احترام و تکریم به او می نگریسته اند. به عنوان نمونه، سخن برخی از آنان را می آوریم:

آیةاللّه آقا سیدابوالحسن اصفهانی: دانشمند بزرگ و برگزیده، محمدحسین اعلمی یکی از بزرگان و فضلای نجف است. او چندین سال در حوزه درس من حضور یافت. تا این که بحمداللّه به جایگاه بلندی از دانش و تقوا رسید؛ به طوری که سخنان او، قابل اطمینان و رفتارش، قابل اقتدا است.(۱۶)

عالم برجسته عراق، سید هبةالدین شهرستانی: محمدحسین اعلمی، زنده کننده آثار بزرگان و یکی از نخبگان و دانشوران تقواپیشه است.

احمد امین انطاکی، محقّق برجسته عراق: فاضل زاهد، علّامه محقّق مؤلف کتاب ارزشمند دائرةالمعارف اعلمی.

آیةاللّه محمدحسین کاشف الغطاء، مصلح بزرگ اسلامی: علّامه بزرگوار ما تأیید شده از ناحیه خداوند متعال است. او در راه گسترش دین، رنج های طاقت فرسایی را به جان خرید.

علّامه اردوبادی: علّامه کم نظیر، شخصیت برجسته، حَسَنةالدهر، مایه زیبایی روزگار.(۱۷)

آقابزرگ تهرانی، برجسته ترین رجال شناس معاصر: دانشور متتبّع، فاضل بزرگوار، علاقه شگفتی به تحقیق و مطالعه داشت. کتاب بزرگی را تألیف کرده که من بیشتر مجلّدات آن را خوانده ام. و مشاهده کردم که او در این راه، خیلی زحمت کشیده است و کتاب او مطالب گرانبهایی دارد.(۱۸)

آیةاللّه سید موسی شبیری زنجانی: مرحوم اعلمی، وارسته و پاک و پاکیزه بود. همیشه مشغول نوشتن بود و بسیار مطالعه می کرد. گاهی در مدرسه فیضیه، به جای پدرم، مرحوم آیةاللّه سیداحمد زنجانی، نماز جماعت می خواند.(۱۹)

آیةاللّه علی اشتهاردی: مرد باتقوایی بود و در مدرسه فیضیه زندگی می کرد و مشغول تألیف کتاب بود.(۲۰)

فرزندان

مرحوم محمدحسین اعلمی صاحب چند فرزند بود که اکثر آنان، از کسانی بودند که راه پدر بزرگوار خود را ادامه دادند و در نشر و گسترش آموزه های دینی و نشر کتاب های علمی و دینی، نقش برجسته ای داشتند. مناسب است شرح حال کوتاهی از آنان را بیاوریم:

.۱ محمدحسن اعلمی؛ در نجف به دنیا آمد. او سالیان درازی در حوزه علمیه نجف به فراگیری علوم دینی مشغول بود و به موقعیّت بالای علمی دست یافت. آن گاه از عراق به ایران آمد و در تهران اقامت گزید و برای نشر کتاب های دینی «مؤسسه طبع و نشر اعلمی» را بنیان نهاد.

.۲ محمدحسین اعلمی؛ او نیز، که همنام پدرش بود، در نجف دیده به جهان گشود و نزد پدر خود به تحصیل علوم دینی رایج در حوزه نجف پرداخت. وی نیز علاقه و شوق فراوانی به امور فرهنگی نشر آثار دینی داشت.

وی بعد از حاکمیّت حزب بعث عراق، تبعید شد و روانه سوریه و لبنان گردید. وی «بیروت» را بهترین شهر برای تحقّق بخشیدن به اهدافِ بلند خود برگزید و از این رو، در آنجا مؤسسه انتشارات اعلمی را بنیان نهاد. این مؤسسه که یکی از پر رونق ترین و پرتلاش ترین بنگاه های انتشاراتی بیروت است، از گذشته تاکنون کتاب های زیادی را چاپ و منتشر کرده است.

ایشان بخصوص شیفته نشر آثار امامان شیعی و عالمان بزرگ شیعه بود و مسافرت های فراوانی انجام داد؛ به مصر، هندوستان و چند کشور دیگر عزیمت کرد و با عالمان معروف این ممالک ملاقات ها و مباحثاتی داشت؛ از جمله در قاهره با شیخ شلتوت، عالم برجسته و مفتی اعظم مصر، ملاقات و مذاکراتی انجام داد.

.۳ شیخ محسن اعلمی؛ که گویا در کربلا پا به عرصه وجود نهاد. وی بعد از این که چند سال از عمر خود را در کربلا سپری کرد، به ایران آمد و در قم اقامت گزید و در قم رحلت کرد.

.۴ علی محمداعلمی؛ او هم از عراق به ایران آمد و در مشهد مقدس ساکن شد.

مرحوم محمدحسین اعلمی یک فرزند دختر هم داشت که شوهرش مرحوم سیدحسین شهرستانی بود.(۲۱)

آثار و خدمات علمی

همان گونه که اشاره شد، محمدحسین اعلمی حائری، لحظه لحظه عمر خویش را غنیمت می شمرد و همواره در حال تکاپو و مطالعه و نوشتن بود. آن بزرگوار، کتاب عظیمی به نام مقتبس الاثر فیما دُثر من الخبر تألیف کرد که بعداً به «دائرةالمعارف اعلمی» اشتهار یافت.

این اثر ارزشمند و جامع، حدود ۳۰ جلد است که تمامی آن ها به زیور طبع آراسته شده است و در دسترس پژوهشگران جهان اسلام، بلکه سایر ملل، قرار دارد. آغاز این کتاب ارزشمند با چند تقریظ از بزرگان حوزه نجف، آورده شده است که از مجموع این تقریظها، قدر و منزلت این کتاب بیشتر رُخ می نماید.

اثر دیگر ایشان کتاب تراجم «اعلام النساء» است که در کتابخانه آیةاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.

همان گونه که اشاره شد، مرحوم اعلمی در کربلا، کتابخانه بسیار ارزشمندی را تأسیس کرد که نویسنده معروف عراقی، سلمان هادی طعمه، در کتاب محققانه خود، تراث کربلا، هنگامی که کتابخانه های معروف کربلا را نام می برد، از کتابخانه اعلمی چنین یاد می کند:

«این کتابخانه از شیخ محمدحسین اعلمی حائری است که یکی از دانشوران بزرگ کربلا بود. در این مجموعه فرهنگی، کتاب های بسیار ارزشمند در زمینه های مختلف وجود دارد که شاید به دو هزار کتاب برسد». جندق و مهرجان

زادگاه این دانشور پرکار، روستای «مهرجان» یکی از روستاهای بخش جندق از توابع شهر نایین است.

حسن عمید می گوید: «جندق بخشی از شهرستان نایین، در کنار کویر مرکزی ایران و مغرب طبس و هوای آن بسیار گرم و خشک است.»

دکتر معین هم می گوید: «جندق شهرستانی است در میان کویر نمک که ده بزرگ آن خور است. میرزا ابوالحسن یغما، شاعر، از آنجا برخاسته که البته به این قلمرو، بیابانگ هم می گویند».

مرحوم دهخدا هم در لغت نامه بزرگ خود مطالبی در این باره نگاشته است؛(۲۲) اما شاید از همه بهتر و مفصل تر، کتاب تاریخ نایین است که مفصّلاً به معرفی نایین و روستاها و بخش های آن پرداخته است.

غروب اختر کویر

علامه بزرگوار محمدحسین اعلمی حائری بعد از عمری زندگی، زهد و تقوا و تحصیل و تحقیق، از این دنیا رخت بربست. او در سال ۱۳۹۳ ق(۱۳۵۱ ش) در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (س) چشم از جهان فرو بست. برای تشییع بدن پاک او، جمعیت زیادی حضور یافتند و از او به خوبی تجلیل شد.(۲۳) سپس پیکر او را در جوار حضرت معصومه (س) در آستانه درب ورودی به صحن بزرگ، به خاک سپردند. نوشته لوح قبر او چنین است: «محمدحسین اعلمی حائری. عاش سعیداً و مات سعیداً».

پی نوشت ها:

۱ – الذریعه، ج ۲۲، ص ۱۷ و دائرةالمعارف اعلمی، ج ۱، ص ۳٫

۲ و ۳ – ر ک: مقدمه دائرةالمعارف اعلمی، ص ۳ و ۴٫

۴ – همان و دائرةالمعارف تشیّع، ج ۲، ص ۲۷۸٫

۵ و ۶ – دائرةالمعارف اعلمی، ج ۱، ص ۵ و ۶٫

۷ – همان؛ دائرةالمعارف تشیع، ج ۲، ص ۲۷۸ و نقباءالبشر، ج ۲، ص ۸۹۳٫

۸ تا ۱۰ دائرةالمعارف اعلمی، ص ۵ و ۶٫

۱۱ – همان و تراث کربلا، ص ۳۳۷، چاپ بیروت.

۱۲ – دائرةالمعارف اعلمی، ج ۱، ص ۸ و ۹٫

۱۳ – همان و الذریعه، ج ۲، ص ۱۷٫

۱۴ – مقدمه دائرةالمعارف اعلمی، ج ۱، ص ۱۰٫

۱۵ – همان و دائرةالمعارف تشیع، ج ۲، ص ۲۷۸٫

۱۶ – مقدمه دائرة المعارف اعلمی، ج ۱، ص ۱۱٫

۱۷ – همان، ص ۱۴٫

۱۸ – الذریعه، ج ۲۲، ص ۱۷ و نقباءالبشر، ج ۲، ص ۸۹۳٫

۱۹ و ۲۰ . گفت و گوی نویسنده مقاله با این بزرگان.

۲۱ – دائرةالمعارف اعلمی، ج ۱، ص ۱۵ و دائرةالمعارف تشیع، ج ۲، ص ۲۷۸٫

۲۲ – اطلاعات حسن عمید، ص ۳۴۹؛ فرهنگ معین، ج ۱، ص ۴۳۴ و لغت نامه دهخدا، ماده جندق.

۲۳ – دائرةالمعارف اعلمی، ج ۱، ص ۱۵٫

 

آثار:

  1. دائرةالمعارف اعلمی
  2. اعلام النساء
پنج شنبه, 07 اسفند 1393 10:09

اشعری قمی ، موسی بن حسن بن عامر

نام های دیگر: موسی بن حسن اشعری

 موطن: قم

 نام پدر : حسن

تاریخ وفات: قرن سوم

در یک نگاه

در خانه «حسن بن عامر قمی» کودکی پای به عرصه هستی نهاد که نام او را «موسی»، برگزیدند. لقب معروفش اشعری – چون در قم متولد شد و زیست، به «قمی» هم اشتهار یافت – و کنیه او ابوالحسن است.(۱) تاریخ دقیق ولادت این راوی برجسته، ذکر نشده است و از این رو نمی توان در این زمینه اظهارنظر قطعی نمود. با این همه، با توجه به برخی قرائن، شاید بتوان حدس زد که آن بزرگوار در اوایل نیمه اول سده سوم هجری به دنیا آمده است؛ از جمله قرائن مذکور، این است که یکی از استادان روایتی او، محمد بن حسن بن ابی الخطّاب، یکی از برجسته ترین محدثان شیعه، است که او به گفته نجاشی در سال ۲۶۲ رخ به نقاب خاک کشید. طبعاً موسی بن حسین، که از خرمن دانش او بهره مند می شد، در سن و سالی بوده که توانسته است برای گردآوری روایات تلاش کند.(۲)

خاندان

در این که پدر موسی از خاندان اشعری است محل تردید نیست؛ امّا اطلاعات قابل اعتمادی که بتوان بر آن اساس، پی به شخصیت او برد، در دست نداریم. جدّ موسی بن حسن بن عامر، جناب عمران بن عبداللّه بن سعد اشعری قمی است.(۳) عمران از چهره های درخشان این خاندان است که درجه ایمان و باور عمیق و آگاهانه این بزرگوار به منزلت و جایگاه رفیع امامان معصوم، از این نقل تاریخی روشن می شود:

«کشّی از یکی از مردم کوفه نقل می کند که من در مِنا بودم. ناگهان عمران قمی آمد؛ در حالی که با او چند خیمه برای مردان و زنان بود. آن خیمه ها را نزدیک خیمه گاه حضرت امام صادق (ع) به پا کرد، تا این که امام صادق (ع) با اهل و عیال خویش آمدند. حضرت فرمود: این خیمه از کیست؟ گفتند: این خیمه ها را عمران بن عبداللّه قمی، برای شما نصب کرده است. حضرت از مرکب خود، پیاده شد و به خادم فرمود: عمران بن عبداللّه را بخوان! زمانی که آمد، به حضرت عرض کرد: جانم به فدایت! این ها خیمه هایی است که برایتان به پا کرده ام. حضرت فرمود: قیمت آن ها چقدر است؟ عمران در پاسخ گفت: جانم به فدایت! کرباسِ خیمه ها را خودم مخصوصاً برای شما بافته ام و من دوست دارم که این ها را به عنوان هدیه از من قبول فرمایید. در این هنگام امام دست عمران را گرفت و فرمود: از خداوند می خواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستد و سایه رحمت و لطف خود را شامل حال شما و خانواده ات بفرماید در روزی که سایه ای نیست، مگر سایه لطف خدا».(۴)

«روزی عمران به محضر امام صادق (ع) رسید. حضرت با او بسیار صمیمی برخورد کرد. چون از خدمت امام رفت، پرسیدند: او چه کسی بود؟ فرمود: او از اهل بیت نجیب(یعنی از خاندان اشعری قمی) است. هیچ ستمگری اراده بدی به شهر قم نمی کند، مگر این که خداوند او را هلاک می کند».(۵)

سرچشمه های دریافت

موسی بن حسن اشعری قمی، چون در خانواده ای رشد یافت که نور اخبار اهل بیت (ع) در آن می تابید، پس طبیعی است که این کودک از محبت و ایمان به آنان بی نصیب نماند. همین عامل باعث شد که او نیز راه پدرانش را پیشه خود سازد و با بهره گیری از محضر بزرگان حدیث، با علوم و اخبار امامان آشنا شود.

شمار استادان او را در کتاب های تراجم راویان تقریباً ۲۵ نفر نوشته اند که جمعی از آنان از چهره های شاخص و صاحب نام عالمان شیعه اند.(۶) در این جا به نام پاره ای از آن ها اشاره می کنیم:

.۱ سندی بن محمد: نام حقیقی او ابان و کنیه اش ابوبشر و پسر خواهر صفوان بن یحیی است. او روایتگری موجّه و بزرگوار و مورد اطمینان دانشوران رجال است؛(۷)

.۲ سلیمان الجعفری: او نیز از برجسته ترین و موجّه ترین یاران امام کاظم و امام رضا (ع) است و حَسَب و نَسَب او به جناب جعفر بن ابی طالب منتهی می شود و بدین جهت به «جعفری» اشتهار دارد. به نظر می رسد که او از طرف مادر به رسول اکرم (ص) و حضرت علی (ع) می رسد؛ چون در حدیثی است که امام موسی بن جعفر (ع) به او فرمود: ای سلیمان! آیا تو فرزند رسول اللّه هستی؟ گفت: آری. فرمود: تو فرزند علی هستی؟ عرض کرد: بله. فرمود: تو پسر جعفر هستی؟ گفت: بله. تا این که امام فرمود: به خدا سوگند! با این که تو از لحاظ دودمان، منزلت رفیعی داری، ولی اگر پیرو اهل بیت نمی بودی و ولایت ما را نمی داشتی، این حسب و نسب برایت هیچ گونه سودی نداشت؛(۸)

.۳ ابوالحسن نهدی؛ .۴ ایوب بن نوح؛ .۵ عباس بن معروف قمی؛ .۶ محمد بن حسین بن ابی الخطاب؛ .۷ محمد بن عبدالحمید؛ .۸ فضل بن عامر؛ .۹ هیثم بن مسروق؛ .۱۰ حسن بن حسین لؤلؤی.(۹)

شاگردان

موسی بن حسن اشعری پس از این که تحت تعلیم و تربیت استادان فراوانی قرار گرفت، خود به تعلیم و تربیت شاگردانی چند همت گماشت. گر چه تعداد شاگردان او انگشت شمار است، اما همان تعداد، از بزرگان حدیث و فقه به شمار می آیند. آن ها عبارتند از: .۱ سعد بن عبداللّه اشعری قمی؛ .۲ محمد بن عبداللّه بن جعفر حمیری قمی؛ .۳ محمد بن یحیی عطّار قمی.(۱۰)

اثر ماندگار

حسن بن موسی اشعری قمی، تنها به تربیت شاگرد بسنده نکرد، بلکه او برای این که اندوخته های خویش را به آیندگان برساند، به تألیف کتاب نیز اقدام ورزید. چندین کتاب حدیث در باب های گوناگون از این محدّث به یادگار مانده است.

نجاشی، این برترین رجال شناس شیعه، در این باره چنین می نگارد: «حسن بن موسی ۳۰ کتاب تصنیف کرد که از آن ها است: کتاب الطلاق؛ کتاب الوصایا؛ کتاب الفضائل؛ کتاب النصائل؛ کتاب الرحمه؛ کتاب الصلوة؛ کتاب الزکوة؛ کتاب الحج؛ کتاب الصیام؛ کتاب یوم و لیله و کتاب الطبّ.(۱۱)

شیخ طوسی نیز در فهرست می گوید: «له کتاب الحج».(۱۲)

این کتاب ها نزد مؤلفان کتب اربعه شیعه موجود بوده و جناب نجاشی هنگام تألیف اثر گرانقدر خود، به آن ها دسترسی داشته است؛ ولی بر اثر گذشت زمان در طی قرن ها، از میان رفته است.

یک نکته

بر اساس برآوردی که از تاریخ تولّد این محدث فرزانه به دست آمد، او در روزگار حیات دو امام معصوم، یعنی حضرت امام هادی و حضرت امام عسکری (ع) ، زندگی می کرد و باید مانند محدثان دیگر جزو یاران آنان محسوب می شد؛ ولی گویا ایشان به حضور آنان نرسیده است؛ زیرا بزرگان تراجم نویس، در این که او از اصحاب امام باشد سکوت کرده اند؛ بلکه شیخ طوسی در کتاب رجال خود، این محدّث قمی را در شمار محدثانی ذکر می کند که بدون واسطه، از امامان نقل حدیث نکرده اند.(۱۳)

منزلت والا

یکی از بهترین روش ها برای شناخت راوی، توجه به سخنان دیگران درباره او است؛ به خصوص که در این عصر دستمان از منابع دست اول کوتاه است و شناسایی راویان، بدون توجه به سخنان بزرگان، به راحتی مقدور نخواهد بود. بنابراین مناسب است که سخن برخی بزرگان را درباره این راوی مورد توجه قرار دهیم.

سخن دقیق و سنجیده نجاشی درباره موسی بن حسن قمی چنین است: «ثقةٌ عینٌ جلیلٌ؛ او محدثی مورد اطمینان، برجسته و بزرگوار است».(۱۴) این سخن نجاشی، پایه سخن تمام رجال شناسان شیعی تا عصر ما قرار گرفته و هر کس به گونه ای به این مضمون اشاره کرده است؛ همانند علّامه حلی، مؤلف وسائل الشیعه، علّامه ممقانی و دیگران.

مدرس و رجالی توانمند آیة اللّه جعفر سبحانی(حفظه اللّه) در این باره می نگارد: «او یکی از فقهای شیعه، محدّث بزرگوار، موجّه و برجسته و دارای تصانیف فراوان است».(۱۵) سخن آیةاللّه سبحانی گویای این معنی است که موسی بن حسن، علاوه بر این که از بزرگان محدثان بوده، در عرصه فقاهت نیز فقیه توانایی بوده است. همچنین کلمه «عین» که در عبارت نجاشی آمده، نشاندهنده موقعیّت ارزشمند و برجسته او در معارف دینی و حدیث است.

برگی زرّین از روایات

یکی از محققان تراجم و رجال، تعداد روایاتی را که این راوی نقل کرده، حدود ۷۶ روایت دانسته است.(۱۶) مناسب است چند روایت وی را بیاوریم.

آداب سوار شدن بر مرکب

موسی بن حسن با واسطه از علی بن ربیعه روایت می کند: چون حضرت علی (ع) پا بر رکاب اسب می نهاد، می فرمود: «بسم اللّه» و هنگامی که بر اسب قرار می گرفت، می فرمود: «الحمدلله الذی کَرّمنا و حَمَلنا فی البرّ و البحر و رزقنا من الطیّبات؛ خدای را سپاس که ما را گرامی داشت و در زمین و دریا ما را حَمْل کرد و ما را از چیزهای پاک و پاکیزه روزی داد». آن گاه حضرت ۳ مرتبه «سبحان اللّه» و ۳ مرتبه «الحمدللّه» و ۳ مرتبه «اللّه اکبر» می گفت و در آخر می فرمود: «ربّ اغفرلی فانّه لایغفر الذّنوبَ الاّ انت». سپس حضرت علی (ع) می فرماید: «هنگامی که من همراه رسول خدا (ص) بودم، او چنین کرد».(۱۷)

آداب زیارت حضرت امام حسین (ع)

با واسطه از امام جعفر صادق (ع) نقل می کند: آن بزرگوار به یکی از یاران خود فرمود: هنگامی که به زیارت امام حسین (ع) می روی، اوّل خداوند عالم را ستایش کن و بر رسول اکرم درود و سلام فرست و بسیار کوشش کن. سپس بگو: «سلام اللّه و سلام ملائکته فیما تروح و تغدو الزاکیات الطاهرات لک و علیک و سلام اللّه و سلام ملائکته المقرّبین…». در ادامه حدیث، آن حضرت روش زیارت امام حسین (ع) و اعمال و دعاهایی که هنگام زیارت باید خوانده شود، برای راوی بیان می فرماید.(۱۸)

چگونگی نماز جماعت

با واسطه روایت می کند از ایّوب بن نوح که گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که به مسجد می رود تا نماز جماعت بخواند؛ اما می بیند که صف های نماز پُر است و جای ایستادن در داخل صف ها نیست. لذا در آخر صف ها به تنهایی به نماز جماعت می ایستد؛ آیا این عمل جایز است؟ حضرت در پاسخ فرمود: بله، اشکال ندارد.(۱۹)

نماز در محراب

همچنین از منصور بن حازم نقل می کند: به امام صادق (ع) عرض کردم: من در محراب مسجد نماز می خوانم؛ آیا اشکالی دارد؟ امام فرمود: اگر محراب وسعت دارد، اشکالی ندارد.(۲۰)

نماز خواندن با مُشک

روایت می کند که مردی از امام موسی بن جعفر (ع) پرسید: هنگام نماز خواندن، کیسه مشک(ماده خوشبویی است که از ناف آهو به دست می آید) در جیب یا در لباسم است؛ نماز چه صورت دارد؟ فرمود: اشکالی ندارد.(۲۱)

غروب ستاره

موسی بن حسن اشعری قمی، پس از عمری تلاش در راه حفظ و گسترش معارف اهل بیت، عاقبت به جوار رحمت الهی پر کشید. گویا او در اواخر سده سوم هجری از دنیا رفته است، گر چه زمان غروب این ستاره تابناک حدیث، مانند زمان طلوعش روشن نیست – همچنان که محل آرامگاه او معلوم نیست – شاید مانند ده ها محدّث بزرگ شیعی، در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شده است.

پی نوشت ها:

.۱ رجال نجاشی، چاپ داوری، ص ۲۹۰ و چاپ جامعه مدرسین، ص ۴۰۶؛ نقد الرجال، ص ۳۵۶؛ رجال ابن داود، ص ۱۹۳؛ بهجةالآمال، ج ۷، ص ۱۰۸؛ مجمع الرجال، ج ۶، ص ۱۵۴؛ معجم الرجال، ج ۱۹، ص ۳۸؛ رجال شیخ طوسی، ص ۵۱۵؛ موسوعة الفقهاء، ج ۳، ص ۵۹۳؛ الذریعه، ج ۲۵، ص ۹۶ و ۱۱۲؛ فهرست شیخ طوسی، چاپ نشر الفقاهه، ص ۲۴۵؛ تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۵۵؛ جامع الروات، ج ۲، ص ۲۷۵؛ خلاصة الاقوال، ص ۱۶۶؛ وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۵۴؛ معجم الثقات، ص ۱۲۵ و دائرة المعارف اعلمی، چاپ بیروت، ج ۱۶، ص ۳۳۳٫

۲ و .۳ رجال نجاشی، چاپ داوری، قم، ص .۲۹۰

.۴ رجال کشی، چاپ مؤسسه اهل البیت، ج ۲، ص .۶۲۴

.۵ همان، و معجم الرجال الحدیث، ج ۱۳، ص .۱۴۳

.۶ معجم رجال الحدیث، ج ۱۹، ص ۳۸؛ رجال نجاشی، ص ۲۹۰ و بهجةالآمال، ج ۷، ص .۱۰۴

.۷ رجال نجاشی، چاپ جامعه مدرسین، ص ۱۴ و .۱۸۷

.۸ تنقیح المقال، ج ۲، ص ۵۵ و معجم الرجال، ج ۸، ص .۲۳۸

.۹ معجم الرجال، ج ۱۹، ص ۳۸؛ تنقیح المقال،ج ۳، ص ۲۵۵ و بهجةالآمال،ج ۷، ص .۱۰ .۱۰۸ تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۵۵ و رجال نجاشی، ص .۲۹۰

.۱۱ رجال نجاشی، چاپ داوری، ص ۲۹۰ و فهرست، چاپ مرتضویه، قم، ص .۱۶۴

۱۲ و .۱۳ رجال شیخ طوسی، ص .۵۱۵

.۱۴ رجال نجاشی، ص .۲۹۰

.۱۵ موسوعةالفقهاء، ج ۳، ص .۵۹۳

.۱۶ همان و معجم الرجال، ج ۱۹، ص .۳۸

.۱۷ بحارالانوار، چاپ منشورات مکتبةالاسلامیه، ج ۷۶، ص .۲۹۵

.۱۸ کامل الزیارات، چاپ مکتبة مرتضویه، نجف، باب ۷۹، حدیث ۱۳، ص .۲۱۹

.۱۹ تهذیب الاحکام، ج ۳، حدیث ۱۷۹، ص .۴۱

.۲۰ همان، حدیث ۱۸۲، ص .۵۸

.۲۱ همان، ج ۲، حدیث ۱۴۹۹، ص ۳۸۹٫

آثار:

  1. کتاب الطلاق
  2. کتاب الوصایا
  3. کتاب الفضائل
  4. کتاب النصائل
  5. کتاب الرحمه
  6. کتاب الصلوة
  7. کتاب الزکوة
  8. کتاب الحج
  9. کتاب الصیام
  10. کتاب یوم و لیله
  11. کتاب الطبّ
  12. کتاب الحج
پنج شنبه, 07 اسفند 1393 10:09

رفیعی قزوینی ،سید ابوالحسن

 نام های دیگر: آیة اللّه رفیعی قزوینی

 موطن: قزوین

 نام پدر : سید ابراهیم

 تاریخ وفات: ۱۳۹۵قمری

منبع: ستارگان حرم شماره ۲

تبار علم

تبار آیة الله رفیعی قزوینی از خاندانهای علمی شیعه در قزوین است. آنان از سادات حسینی به شمار می آیند و از ذریه سید میرزا محمد زمان طالقانی قزوینی، از کابر علمای عصر خویش و از شاگردان ملا خلیلا قزوینی اند.(۱)

سید میرزا رفیع ( متوفی ۱۲۷۲ه.ق) از فرزندان سید محمد باقر، از مجتهدان و حکمای الهی عصر خویش بود که نامش عنوان این خاندان جلیل گشت. بدین ترتیب این سلسله به « آل رفیعی» شهرت یافتند.

نسب آیة الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی با یک واسطه به سید میرزا رفیع می رسد و سیادت و علم را از این تبار پک به ارث برده است.

صفحه ۸۰

« سید میرزا رفیع – سید ابراهیم – سید ابوالحسن رفیعی قزوینی.»

نسب مادریش نیز به واسطه آیة الله حاج سید علی مجتهد قزوینی به « آیة الله سید ابراهیم» می رسد.(۲)

تولد ابوالحسن

واژه خجسته ابوالحسن، کنیه پنج تن از امامان شیعه (ع) است که به ترتیب عبارتند از: ۱-امام علی ۲- (ع)امام سجاد ۳- (ع)امام کاظم ۴- (ع)امام رضا ۶- (ع)امام هادی.(ع)(۳)

لذا وقتی خانواده ای نام « ابوالحسن» را بر فرزند خویش می نهد، به یادکرد پنج تن از ائمه(ع) این نام را انتخاب می کند. آل رفیعی نیز که از سادات پک سرشت قزوین هستند، پس از تولد « سید ابوالحسن» در سال ۱۳۱۰ه.ق برابر ۱۲۶۸ه.ش با انتخاب این نام، یاد پیشوایان علم و تقوا را پاس می دارند.

صفحه ۸۱

تربیت فرزند

پدر سید ابوالحسن که از خاندان علم و از پارسایان عصر خویش است، تربیت آغازین فرزند را خود بر عهده می گیرد و با نام خدا « گوهر معرفت» را به وی می آموزد و جان ابوالحسن را با خالق هستی بخش آشنا می سازد.

آقا سید ابراهیم تصمیم می گیرد تا فرزند را پیش از آموزش الفبای نگارشی و علم آموزی از طریق کتاب و کتابخوانی، با پدیده های جهان خلقت آشنا سازد و او را به پدیدآورنده بزرگ آنها رهنمون باشد.(۴)

حوزه قزوین

حوزه علمیه قزوین که سابقه تاریخی آن به قرن سوم هجری می رسد از باشکوه ترین حوزه های جهان تشیع که با تربیت فرزانگان نامدار چون ؛ احمد بن ابراهیم قزوینی و حسین بن ابراهیم قزوینی (۵)بر تارک جهان علم می رخشد و در طول تاریخ صدها

صفحه ۸۲

دانشمند را در خود جای داده و به تربیت دانش پژوهان و دانشجویان پرداخته است.

سید ابوالحسن با راهنمایی پدر به تحصیل دانشهای رایج می پردازد. دانش پژوه آل رفیعی درصدد است تا با فراگیری آنها جامع علوم عقلی و نقلی شود. از این رو در مکتب درسی فقیهان، اصولیان، ریاضیدانان، حکیمان و عارفان حاضر می آید.

وی پس از تحصیل کتب ادبی و بلاغی در مدرسه صالحهیه قزوین سطوح علمی و کتب فقهی و اصولی را نزد فرزانگان قزوین، حاج ملا علی طارمی و آیة الله ملا علی کبر تکستانی آغاز نمود.(۶) لیکن تشنه معارف الهی بر آن است تا علوم عقلی را نیز بیاموزد.

حوزه علمیه تهران

حوزه علمیه تهران یکی از پربارترین حوزه های فلسفی جهان اسلام است و سابقه درخشانی دارد. سید ابوالحسن قزوینی در سال ۱۳۳۳هجری قمری به مجلس درس آیةالله حاج شیخ عبدالنبی نوری راه می یابد و علوم عقلی و عرفانی را از او فرا می گیرد. البته وجود فرزانگان دیگری چون؛ حاج میرزا مسیح طالقانی، آیة الله سید محمد تنکابنی و آیة الله شیخ محمد رضا نوری را هم مغتنم شمرده و دانش فقهی و اصولی خویش را تکمیل

می کند.

دانشجوی حکمت و عرفان و ریاضیات در حوزه تهران حکیمان

صفحه ۸۳

دیگری را می یابد و با حضور در مکتب حکیم متأله میرزا حسن کرمانشاهی، حاج فاضل تهرانی شمیرانی، میرزا محمود رضوان قمی، حکیم محمد هیدجی زنجانی، حاج شیخ محمد رضا مسجدشاهی اصفهانی و آقای میرزا هاشم اشکوری در فلسفه و عرفان بهره های فراوان می برد و علوم ریاضی را از میرزا ابراهیم زنجانی و شیخ علی رشتی می آموزد.(۷)

آیة الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در طی آموزش علوم عقلی در حوزه علمیه تهران، در مدرسه صدر سکن و پس از فراغت از تحصیل به قزوین باز می گردد و مدّت یک سال در زادگاه خود توقف می کند.

معظم له پس از بازگشت به حوزه تهران در مدرسه عبدالله خان به تدریس کتب فقهی و اصولی چون شرح لمعه و قوانین می پردازد و از تدریس کتب فلسفی غفلت نمی ورزد و شرح منظومه حکیم سبزواری و اشارات شیخ الرئیس ابو علی سینا را تدریس می کند. حوزه درسی وی چنان شهرت می یابد که شاگردان مدارس دیگر نیز در درس آیة الله رفیعی حاضر می شوند.(۸)

صفحه ۸۴

هجرت به قم

در سال ۱۳۴۰هجری قمری، حضرت آیة الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم آمد و حوزه قم را رونق دوباره بخشید. آیة الله رفیعی با هجرت به قم قصد دارد تا هم دانش فقهی و اصولی خویش را در مکتب آیة الله حائری به کمال رساند و هم علوم عقلی را در حوزه علمیه قم رواج دهد. لذا به دارالعلم قم هجرت می کند و به تدریس کفایة الاصول، رسائل، مکاسب شیخ انصاری، اسفار اربعه و شرح منظورمه می پردازد و در محضر فقیه و

اصولی فرهیخته آیة الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی و آیة الله شیخ ابوالقاسم کبیر قمی حاضر می گردد.

آن جناب مورد عنایت مؤسس حوزه علمیه قم قرار می گیرد و به امر ایشان در ماه رمضان ۱۳۴۴هجری قمری در مسجد بالاسر بر کرسی تدریس می نشیند و همزمان با تدریس، به تحریر تعلیقاتی بر شرح منظومه و رسائل همت می گمارد.

آیة الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در سال ۱۳۴۸هجری قمری با اجازه صریح مراجع تقلید به مقام اجتهاد نایل می آید. علاوه بر آیةالله العظمی حائری یزدی در قم، آیةالله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی از نجف اشرف و آیةالله شیخ محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی هم به ایشان اجازه اجتهاد و نقل روایت می دهند.(۹)

صفحه ۸۵

زیارت خانه خدا

علامه رفیعی قزوینی پس از اخذ درجه اجتهاد در سال ۱۳۴۸هجری قمری، در همان سال به زیارت خانه خدا می شتابد تا شکرگزار نعمت حق باشد. او، تاریخ سفر حج را بر پشت جلد کتاب منظومه سبزواری( ره) چنین یادداشت کرده است:

« یوم حرکت عصر از قزوین به عزم زیارت مکه معظّمه زادها الله شرفا یکشنبه بیست و یکم شهر شوال هزار و سیصد و چهل و هشت ۱۳۴۸هجری، دوم برج حمل ۱۳۰۹شمسی.مراجعت از مکه معظمه و ورود به قزوین، عصر یوم سه شنبه دهم شهر صفر من شهور ۱۳۴۹تقریبا چهار ماه طول مسافرت بوده است…»(۱۰)

ایشان پس از مراجعت از قم و زیارت خانه خدا در قزوین اقامت می گزیند.

صفحه ۸۶

مجتهد قزوین

آیة الله رفیعی با اخد درجه اجتهاد به حوزه علمیه قزوین بازگشته و با تدریس متون فقهی و حکمی و سطوح عالی فقه و اصول به عنوان مجتهد قزوین، مرجع خاص و عام در عقد و حلّ امور و علوم و معارف الهی شناخته می شود و در مسجد سلطانی قزوین به اقامه نماز جماعت پرداخت و بر فعالیت اجتماعی مردم نظارت می کند.

در ایام اقامت سی و دو ساله اش در قزوین، گروهی از طلاب علوم عقلی و پژوهندگان حکمت به قزوین مهاجرت کرده و از مکتب فلسفی وی بهره می برند، تا اینکه در سال ۱۳۸۰قمری حکیم متأله به قم رفته و با برپایی حوزه درسی در علوم فقه، اصول و فلسفه به رونق حوزه قم می افزایند؛ لیکن این اقامت بیشتر از دو ماه به طول نمی انجامد و در مراجعت به قزوین با اصرار مشتاقان معارف، در حوزه تهران به تدریس می پردازد.

شاگردان حکیم

آیةالله رفیعی قزوینی، ترجمان حکمت و علوم الهی است و چون نسیم سحرگاهان اهل معرفت را به وادی عرفان هدایت می کند و با معارف حقه الهی و لطایف قرآنی آشنا می سازد، او چون دریایی پر جنب و جوش در حرکت از شهری به شهری و تدریس در حوزه های گوناگون است از این شاگردان مکتب آیةالله رفیعی در حوزه های قزوین، قم و تهران پرکنده اند، از آن جمله:

صفحه ۸۷

امام خمینی (ره)حسن زاده آملی، محی الدین انواری، سید رضی شیرازی، شاهچراغی، مصطفی امام جمعه ای، حکیم ذهبی شیرازی، مهدوی کنی، میرزا عبدالحسین ابن الدین، سید مهدی کشفی، شیخ شعبان لنگرودی، سید جلال الدین آشتیانی، سید محمد یزدی، سید مصطفی خوانساری، شیخ محمد ابن الشیخ قمی، سید مرتضی مبرقعی، علاء الدین کرمانشاهی، سید احمد قمی، حاج میرزا محمد ثقفی تهرانی، میرزا حسین نوری، سید محمد رضایی، محمدرضا ربانی تربتی، شیخ محمد حسین اویسی، میرزا ابوالقاسم خرمشاهی، مهدی باقری کنی، دکترغلامحسین دینانی، امامی کاشانی، شیخ محمد تقی شریعتمداری، نجم الدین

اعتمادزاده، نظام الدین قمشه ای، دکتر سید حسین نصر، سید محمد مهدی تقوی، شیخ هادی سلمانی، غلامرضا رضانژاد، سید محسن رفیعی ( فرزند آیةالله رفیعی) ، ذوالمجد طباطبایی، حاج احمد سیاح، سید ابوترب ابوترابی قزوینی.

سجایای اخلاقی و اسلوب تدریس

شاگردان حکیم الهی حضرت آیةالله رفیعی قزوینی که سالها با وی معاشرت داشتند، او را در عین کمال و فضیلت به فروتنی و بزرگداشت اهل علم یاد می کنند.

آیةالله حسن زاده آملی که با رشادات آیةالله شعرانی، در درس آیةالله رفیعی حاضر می شود، می فرماید:

« … در جلسه درس آن جناب شرکت کردم، دو درس می فرمود یکی معقول که کتاب اسفار بود و دیگری درس خارج فقه. چون شروع به تقریر درس فرمود،

صفحه ۸۸

گویی دریای متلاطم و بحر زخاری به حرف آمد. در اثنای تقریر چه کلیدها و مفاتیح علمی که امهات معارف اصیل انسانی و قرآنی اند از بیانات و ارشادات او استفاده می کردیم، و همچنین از دقت و باریک بینی و نازک بینی ایشان در مسائل فقهی.

در این اندیشه افتادم که این بزرگمرد چرا قبلا در قزوین بسر می برده – « نهنگ آن به که با دریا ستیزد» – باید در آنجا چه شاگردانی داشته باشد و چه کسانی را تربیت کرده باشد که از این شخصیت جهانی بهره ها برده اند.

جلسه درس آن روز به پایان رسید و به مدرسه مروی برگشتیم و درسها را نوشتیم و یادداشت کردیم. روز بعد که به محضر استاد علامه شعرانی رسیدیم، پرسیدند: به درس آقای قزوینی شرکت کردید؟ عرض کردم در کنار دریای دیگری نشسته ام. فرمودند: آن محضر را مغتنم بدار.

هفته ای به سر نیامد که بعد از درس به من ( آیةالله رفیعی) اشاره فرمود: شما باشید، آقایان همدرس رفتند و بنده برخاستم به نزدیکش آمدم و خم شدم و زانویش را بوسیدم و گفتم آقاجان امری دارید؟

فرمود: خواستم از شما حال بپرسم و از درسها و اساتید شما با خبر باشم…

هفته دوم آمد و یک دو روزی بگذشت و باز بعد از درس به من اشاره کرد که شما باشید، من نشستم و رفقا رفتند. فرمود: شما اظهار داشتید که شرح قیصری بر فصوص الحکم را محضر آقای فاضل تونی درس خوانده اید، گفتم آری، فرمود: مصباح الانس را درس خوانده اید؟ گفتم: خیر. فرمود: حاضر هستید که مصباح الانس را با هم – مشروط به اینکه دو به دو من و شما باشیم، مباحثه کنیم؟ دو زانویش را بوسیدم و اشک شوق در چشمم حلقه زد و عرض کردم:

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم

لطفها می کنی ای خک درت، تاج سرم

صفحه ۸۹

خود آن جناب مصباح الانس را در محضر آقامیرزا هاشم اشکوری که محشی مصباح الانس است تلمذ کرده بود… ببینید آیةالله رفیعی( رفع الله درجاته) از تعلیم و تعلّم و مقام معلم چه خبرها دارد که با طلبه ای از آمل برای تحصیل علم به تهران آمده و هیچ آشنایی و خویشاوندی با او ندارد، اینگونه رفتار می کند، این اولیای الهی چه دیده اند و چه چشیده اند؟» (۱۱)

آیة الله حسن زاده آملی در ادامه سخن می فرماید:

« حضرت آیةالله رفیعی کسی بوده است که پیش از ما مرحوم امام خمینی (ره)در محضر انورش زانو زده است و معارف اندوخته است. یک روز در درس مصباح الانس به مناسبتی سخن از آن جناب به میان آورد و فرمود: آقای خمینی خیلی باهوش بود.»

باری حضرت آیةالله رفیعی نابغه ای جامع معقول و منقول بود و حقیقت امر در وصف و تعریفش چنان است که عارف رومی گفته است:

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید والسلام (۱۲)

آقای غلامحسین رضانژاد می نویسد:

« در این اواخر که علی الاصول استاد بی همتای حکمت اسلامی، به تدریس فقه و اصول اشتغال داشت، در حوزه درس وی در مسجد جامع تهران، یکی از پربرکت ترین و بارآورترین حوزه های علمی در شمار می آمد.

صفحه ۹۰

این بی بضاعت، چون ابتهاج ایشان را در تدریس فقه و پاسخ به پرسشهای فقهی می دانستم با چند سؤال فقهی، یکی از مباحث حکمی را می آمیختم تا از پاسخ دادن بدان سؤال فلسفی طفر نروند، و هرگاه ایراد به نظرم می رسید و آن را بیان می کردم، با جمله « چقدر فطن!» مرا در پرسش و تعلّم تشویق و تفقد می کرد.

از بر عکس ظواهرش از بهجت علمی خاصی برخوردار بود و قدر علوم الهی را خیلی خوب می دانست و از تعلیم آن به نااهل برحسب وصیّت بوعلی سینا و تکرار خواجه طوسی، خودداری می کرد و آن را به هر کسی تعلیم نمی داد.

به خاطر دارم، آنگاه که در بیماری سکته مغزی که او را تقریبا زمین گیر کرده بود، احوال ایشان را پرسیدم، با دو کلمه « فی الجمله بد نیستم» پاسخ گفت و من قصیده ای که در تجلیل و بزرگداشت او سروده بودم، برایش قرائت کردم، وقتی بدین ابیات رسیدم:

سلمان روزگارا، پرهیزت

بخشید روح، قالب تقوا ر

بنشین یکی به مسند و فتوا ده

کامروز نیست، غیر تو فتوا ر

به بنده فرمودند: « چرا هست، دیگران هم هستند» و سپس اضافه نمود: « من شصت و پنج سال عمر خود را در فقه و اصول و حکمت و کلام و عرفان گذراندم، و امروز که به خود نگاه می کنم، می بینم که نه مرا فقیه و اصولی می توان گفت و نه حکیم و عارف» و یاللعجب از این همه فروتنی و خضوع» .(۱۳)

این فروتنی موجب شد تا حکیم قزوینی در شبهای جمعه خطاب به عامّه مردم و بازاریان سخن به موعظه گشاید و لطایف عرفانی و براهین عقلی را به زبانی ساده بیان دارد و آیات قرآنی و احادیث

صفحه ۹۱

معصومین را به مردم القاء نماید و رابطه قرآن و برهان و عرفان را در سلوک علمی خویش بنمایاند.

حکیم متأله

استاد علامه حضرت آیةالله رفیعی از افراد نادری است که علوم عقلی و نقلی اعم از فقه و اصول و فلسفه و حکمت را به خوبی فرا گرفته، مدارج عالی کمال را می پیماید. لذا وقتی کتاب نفیس حضرت آیةالله العظمی شیخ عبدالکریم حائری چاپ می شود، آن فقیه بزرگ و حیکم متأله بر « دُرَر الاصول» وی مقدمه ای وزین در و در خور می نگارد. لیکن او بیش از هر علمی با حکمت متعالیه مأنوس بود و به راستی وی را باید ترجمان حکمت متعالیه خواند.

ایشان در مورد کتاب « اسفار اربعه» صدرالمتألهین می فرمود:

« این کتاب اسفار( حکمت متعالی) به لحاظ حجمش، لفظش، متنش، یک جائیش، قضائیش، حکمت متعالیه است و به لحاظ تفسیرش، شرحش، بسطش، اسفار است، چنانکه لفظ اسفار هم مؤید این گفتار است» .(۱۴)

علامه رفیعی بر این باور بود که عرفان و قرآن و حدیث و حکمت از یکدیگر جدایی ندارند و اگر کتب حکمی و عرفانی به دست انسان زبان فهم بیفتد، آن را تفسیر انفسی قرآن مجید می بیند.(۱۵) لذا وقتی شاگردان فرزانه مکتب فلسفی و عرفانی خویش را می بیند که به سبب علاقه به علوم ریاضی به استخراج تقویم همت گمارده، می فرماید:

صفحه ۹۲

« از این که رشته های ریاضی را تحصیل کرده اید بسیار کار خوبی کرده اید، و لکن شما در علوم دیگر هم زحمت کشیده اید و این عمل شما سبب می شود که در عرف عام به سمت یک منجّم شناخته شوید و همه کمالات دیگر شما نادیده گرفته شوند» .(۱۶)

او همانند بنیانگذار این مکتب فلسفی صدرالمتألهین شیرازی سیر علمی را با سلوک عملی هماهنگ ساخته بود. چنانکه بر پشت جلد دوم اسفار طبع قدیم خود، تحت عنوان فائدة علویة، اشاره می کند که در مبحث، لذت کتاب اسفار، و تعریف آن که آیا « لذت عین ادرک ملایم است یا امر دیگر بر آن مترتّب است؟» اشکال کردم و نفس خویش را مضطرب یافتم آنگاه به سوی امام و مولایم سید الحکما الراسخین، امیرالاولیاء الموحدین امیرالمؤمنین (ع)توجه تام کردم که با افاضه ربانی به درستی کلام صدرالمتألهین یقین پیدا کردم.(۱۷)

آیة الله رفیعی به موجز نویسی شُهره است. با این حال ایجاز به اتقان بحث لطمه ای وارد نمی سازد. وی در مسائل کلامی، فلسفی و اثبات عقاید شیعه و معارف اهل بیت(ع) آثاری را از خود به ارث نهاده که مورد توجه اهل معرفت است.

این رسائل و حواشی عبارتند از:

۱ – شرح دعای سحر ۲ – رساله معراج ۳ – رساله اسفار اربعه ۴ – رساله در بیان قوه مولده ۵ – رجعت ۶ – تخلیه و تجلیه و تحلیه ۷ – حرکت جوهریه ۸ – اتحاد عاقل و معقول ( فارسی) ۹ – اتحاد عاقل

صفحه ۹۳

و معقول ( عربی) ۱۰ – رساله در وحدت وجود ۱۱ – رساله در حقیقت عقل ۱۲ – رساله در شب قدر ۱۳ – سخن در معاد ۱۴ – مقاله در وجود ۱۵ – تفسیری در دو آیه از سوره یونس ۱۶ – مقاله در تشریح اجزاء حملیّه و اجزاء حدّیه ۱۷ – مقاله در قضایای ضروریّه ازلیه ۱۸ – رساله در حدوث دهری ۱۹ – مقاله در اراده و مشیت ۲۰ – مقاله در مسح رأس و وضوء ۲۱ – مقاله در شرح زندگی ملاصدرا ۲۲ – بحث شریف معاد ۲۳ – حاشیه بر شرح منظومه حکیم

سبزواری ۲۴ – حواشی بر اسرار الحکم سبزواری ۲۵ – حواشی بر شرح الاسماء الحسنی، سبزواری ۲۶ – حواشی بر کتاب اسفار الاربعة صدرالمتألهین شیرازی ۲۷ – حواشی بر مشاعر ۲۸ – حواشی بر عرشیه ملاصدرا ۲۹ – حواشی بر تعلیقات ملاصدرا بر کتاب شفای بوعلی سینا ۳۰ – حواشی بر شرح اصول کافی ملاصدرا ۳۱ – حواشی بر مفاتیح الغیب ملاصدرا ۳۲ – حواشی بر کتاب شفای ابن سینا ۳۳ – حواشی بر کتاب شرح الاشارات و التّنبیهات ۳۴ – حواشی بر شوارق الالهام فیاض لاهیجی ۳۵ – حواشی بر گوهر مراد عبدالرزاق لاهیجی ۳۶ – حواشی بر قبسات میرداماد ۳۷ – حواشی بر شرح حکمةالاشراق قطب الدین شیرازی ۳۸ – حواشی بر مقدمه

فصوص الحکم قیصری ۳۹ – تعلیقات بر الشواهد الربوبیّة صدر المتألهین ۴۰ – تعلیقات بر اسرارالآیات صدرالمتألهین ۴۱ – حواشی بر شرح مطالع در منطق ۴۲ – حواشی بر شرح تجرید قوشچی در کلام ۴۳ – تعلیقات بر مصباح الانس ابن فناری در عرفان ۴۴ – کتابی در حول عقاید امامیّه در ردّ « جبّانی» از نویسندگان کویت ۴۵ – تقریرات درسی

صفحه ۹۴

اصول عقاید.

معظم له در فقه استدلالی نیز تألیفاتی داشته اند که عبارتند از:

۱-کتاب صلوة ۲- کتاب خمس ۳- کتاب حج ۴- کتاب میراث ۵- کتاب نکاح ۶- کتاب طلاق ۷-کتاب مکاسب و بیع و تجارت ۸- در قاعده لا ضرر ۹- توضیح المسائل ۱۰- هدایة الانام ۱۱- حواشی بر عروة الوثقی ۱۲- رساله مناسک حج ۱۳-اسرار حج ۱۴-حواشی بر کفایة الاصول ۱۵- تعلیقات بر رسائل شیخ انصاری ۱۶- حاشیه بر وسیلة النجاة آقا سید ابوالحسن اصفهانی.(۱۸)

وفات

علامه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی پس از سالها مجاهدت، نیمه شب سه شنبه ۲۴دی ماه ۱۳۵۳شمسی، برابر اول محرم ۱۳۹۵قمری در سن ۸۵سالگی در تهران به لقاءالله شتافت و در مسجد بالاسر آستان قدس فاطمی، کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س)به خک سپرده شد.(۱۹)

عبارت زیر بر روی سنگی تحریر و حک شده و بر دیوار روبروی قبر آن حکیم نصب گردیده است:

صفحه ۹۵

«قد لبّی ربّه الجلیل، سیّدالعلماء المجتهدین، جامع المعقول و المنقول استاد الفقهاء و المحققین و الحکماء المتألهین، مرجع العوام و الخواص، علّامه الزمان، آیةالله العظمی الحاج سیّد ابوالحسن الحسینی، المشتهر بالرفیعی القزوینی – اعلی الله مقامه الشریف – فی عاصمة تهران، عرّة محرم الحرام فی سنة ۱۳۹۶(۲۰) من الهجرة النبویّة صلی الله علیه و آله و سلم» .

آخرین سفارش

آن جناب پس از ارتحال با چهره ای نورانی و مسرور از لذات معنوی به خواب برخی از شاگردانش آمده و اهتمام به قرآن کریم و نماز اوّل وقت را سفارش کرده است.

پی نوشت ها:

۱٫ درباره علمای این خاندان، ر ک به: دایرة المعارف تشیع؛ ج ۱ص ۱۷۳مینودر؛ ص ۳۲۵ – ۳۲۴تقریرات « آیةالله رفیعی» .

۲٫ آیةالله سید ابراهیم معروف به «صاحب ضوابط الاصول» و «دلائل الاحکام» است و فرزند او «آیةالله سید علی مجتهد قزوینی» که پدر مادر آیةالله رفیعی و صاحب حاشیه بر «قوانین اصول» است شاگرد مبرز شیخ انصاری قدس سره است آرامگاه این دو جد مادری در صحن بزرگ حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در کربلا واقع است «رسائل فلسفی»، ص ۵٫

۳٫ در کتب رجال شیعه و زندگینامه های ائمه(ع) هرگاه ابوالحسن مطلق یا با صفت «اول» بیاید مقصود امام موسی کاظم (ع) و با صفات «ثانی» مقصود امام رضا(ع) و با صفت «ثالث» مراد امام هادی(ع) است .

۴٫ آیةالله حسن زاده آملی فرماید:وقتی پیرمردی هم سن و سال استاد بزرگوار جناب آیةالله حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی(رفع الله درجاته) حکایت می کرد که ما در اوان خردسالی در قزوین همین آقا سید ابوالحسن رفیعی را صدا می زدیم که بیا بازی، ایشان تا میدان با ما همراهی می کرد، ولی با ما بازی نمی کرد، در گوشه ای می ایستاد، یا به نبش دیواری تکیه می داد و دلنشین پیرمرد به یاد حضرت یحیی پیامبر(ع) افتادم که خدای سبحان در آیه سیزدهم سوره مریم قرآن فرموده است: «یا یحیی خذ الکتاب بقوّة و آتیناه الحکم صبیّا» حکم، امر حکیم محکم و متین و رصین است که بر اساس استوار حق و حقیقت قرار گرفته است و ریشه دوانده و پایدار است «یس و القرآن الحکیم» آسمان معرفت؛ ص ۳۸۳٫

۵٫ طبقات اعلام الشیعه، ج ۲ص ۱۳و ۵۷٫

۶٫ آئینه دانشوران، ص ۱۸۳و رسائل فلسفی، ص ۶٫

۷٫ استاد سید جلال الدین آشتیانی در خصوص اساتید آیةالله رفیعی گوید: ایشان«سفر نفس اسفار» و «الهیات شفا» را نزد آقا میرزا حسن کرمانشاهی آموخته بود و «منظومه» را نزد حاج فاضل تهرانی و «مقدمه قیصری» و قسمتی از « فص آدمی» را نزد آقا میرزا محمود قمی فراگرفته بود .

احاطه او بر آثار ملاصدرا ظاهر و بارز بود کتاب اسفار و حواشی ملاصدرا و مفاتیح الغیب و حواشی ملاصدرا بر حکمت الاشراق را در حافظه داشت و خداوند گویا او را برای تدریس اسفار خلق کرده بودکیهان فرهنگی؛ سال دوم، شهریور ۱۳۶۴ش ۶ص ۱۷٫

۸٫ رسائل فلسفی؛ ص ۶و ۷٫

۹٫ رسائل فلسفی؛ ص ۷٫

۱۰٫ همان، ص ۱۳٫

۱۱٫ آسمان معرفت؛ ص ۲۸۹ – ۲۸۷٫

۱۲٫ همان، ص ۲۹۱٫

۱۳٫رسائل فلسفی، ص ۱۴و ۱۵٫

۱۴٫ آسمان معرفت؛ ص ۶۱٫

۱۵٫ همان؛ ص ۵۶٫

۱۶٫ همان؛ ص ۳۹۸٫

۱۷٫ رسائل فلسفی، ص ۱۹٫

۱۸٫ در آسمان معرفت؛ ص ۲۸۴ – ۲۸۲و رسائل فلسفی، ص ۲۵و ۲۶٫

۱۹٫ معظم له چهارده فرزند دارند؛ اولاد ذکور آنها عبارتند از: ۱ – شهاب الدین ۲ – ضیاءالدین ۳ – محسن ۴ – حسن ۵ – کاظم ۶ – رضا ۷ – عبدالله ۸ – مهدی ۹ – مصطفی ۱۰ – صادق جناب آقای محسن رفیعی قزوینی روحانی و مدرس سطوح عالی فقهی است «رسائل فلسفی» ص ۶۳٫

۲۰٫ سال وفات که روی سنگ قبر حک شده اشتباه است .

نویسنده : سید علی رضا سیّد کباری

آثار:

  1. شرح دعای سحر
  2. رساله معراج
  3. رساله اسفار اربعه
  4. رساله در بیان قوه مولده
  5. کتاب صلوة
  6. کتاب خمس
  7. کتاب حج
  8. کتاب میراث
  9. نکاح
  10. طلاق
  11. مکاسب و بیع و تجارت
  12. قاعده لا ضرر
  13. هدایة الانام
  14. حواشی بر عروة الوثقی
  15. مناسک حج
پنج شنبه, 07 اسفند 1393 10:08

زمانی، مصطفی

نام های دیگر: استاد زمانی

 موطن: نجف آباد

تاریخ وفات: ۱۴۱۰قمری

منبع: ستارگان حرم شماره ۳

تولد و تحصیل

مصطفی در بیستم شعبان سال ۱۳۵۳(۱) قمری ( ۱۳۱۳هجری شمسی) در خانواده علم و فضیلت و در شهرستان نجف آباد دیده به جهان گشود. وی ۱۷بهار در کنار پدر و مادرش سپری کرد و دروس ابتدایی را نیز در همان سالها به پایان رساند.(۲)

ذوق سرشار مصطفی به تحصیل از آغاز نوجوانی مورد توجه والدین و اطرافیان قرار گرفت، تا آنجا که در سن هفده سالگی؛ در سال ۱۳۳۰بنا به توصیه پدر و تشویق آیةالله ابراهیم ریاضی و شهید سید مجتبی نواب صفوی (۳) تحصیل علوم حوزوی را به تن کرد. او مقدمات را در مدت دو سال زیر نظر آیةالله ابراهیم ریاضی فرا گرفت و آنگاه برای تکمیل آموخته ها در سال ۱۳۳۲به حوزه علمیه قم هجرت کرد

اساتید

درسهای دوره سطح را در محضر آیات عظام و بزرگانی همچون؛ حسین نوری، ستوده، مصطفی اعتمادی، مشکینی، محقق داماد و پسندیده

صفحه ۱۹۰

فرا گرفت.(۴) و مدت زیادی نیز از محضر علامه طباطبایی کسب فیض کرد.(۵) آنگاه درسهای خارج فقه و اصول را به مدت دو سال در محضر آیةالله العظمی بروجردی (ره)و بیش ازهشت سال در محضر حضرت آیةالله العظمی امام خمینی (ره)فرا گرفت و موفق به تقریر درس خارج فقه مکاسب حضرت امام شد.

هم مباحثه های ایشان در این دوران عبارت بودند از: شیهد آیت الله ربانی امامی، شهید آیت الله قدوسی، شهید آیت الله ربانی شیرازی و آیت الله هاشمی رفسنجانی

شروع مبارک

استاد زمانی پس از سالها تحصیل، خود را برای مبارزه ای علمی و عملی آماده ساخت و با سلاح قلم دست به فعالیت گسترده فرهنگی زد. وی با حداقل امکانات به احیاء ارزشهای دینی و اسلامی پرداخت.

استاد که در میان دوستانش به سختکوشی معروف بود،(۶) در متن جامعه ای که در معرض تهاجم فرهنگی قرار داشت، زندگی می کرد. تهاجمی که قصدش براندازی باورهای دینی و حریمهای انسانی بود.

استاد سید جمال الدین دین پرور درباره اوضاع فرهنگ و سیاسی این دوران می نویسد:

« … آنها که در جریان و موقعیت فرهنگی سالهای ۱۳۴۰هستند، در آن سالهای تاریک و ظلمانی که نسل جوان پناهگاهی نداشت و در مورد مسایل جنسی، روانی و اجتماعی سخت درگیر محله ها و کتابهای گمراه کننده بود که صریحا این

صفحه ۱۹۱

قشر را به سوی فحشا و فساد و در نتیجه بردگی استعمار می کشاندند… امثال زمانی ها دست به کار شدند و قلم به دست گرفتند و به دریا زدند و به راستی شب و روز کار کردند.» (۷)

یکی از دوستان نزدیک استاد که سالها شاهد فعالیت وی بوده است، می گوید:

« مدادالعلماء افضل من دماء الشهداء. به حق عالمان برتر از شهیدان اند که قلم به دست گیرند و خون شهیدان را در رگهای اندیشه ها جاری سازند و پیام آنان را به گوش همگان برسانند و استاد زمانی از اینان بود… در بین عالمان و اندیشمندان ما همواره فرهیختگانی بوده و هستند که مشعل دار هدایت و ارشاد نسل جوان اند و چونان شمع می سوزند تا راه بنمایند و گمگشتگان وادی حیرت را به وادی ایمن رسانند و استاد زمانی از اینان بود.»(۸)

انتشارات پیام اسلام و الزهرا (س)

استاد با شهید دکتر مفتح در جلسات مجمع اسلام شناسی آشنا شد و این معرفت بر غنای فکری و دامنه برنامه های فرهنگی اش افزود. در سال ۱۳۴۹هجری(۹) با همفکری شهیدان گرانقدر؛ بهشتی، محمد مفتح و شیخ غلامحسین حقانی. بر اساس ضرورتهای سیاسی و فرهنگی انتشارات پیام اسلام را در قم تأسیس کرد و عمده فعالیتهای آن را پیرامون هدایت فرهنگی و سیاسی نسل جوان قرار داد.

همزمان با فعالیتهای پیام اسلام برای احقاق حقوق زن در اسلام و

صفحه ۱۹۲

شناساندن مقام زنان در سال ۱۳۵۳ه.ش هیئت تحریریه انتشارات الزهراء را در قم بنیان نهاد که ثمره آن کتابهایی بود که توسط بانوان نوشته می شد و استاد بعد از بازنویسی به نام آن افراد به چاپ می رساند. این اقدام از دو بعد اهمیت داشت، نخست اینکه واقعیتها به قلم زنانی که صراط مستقیم را دریافته بودند، بیان می شد و دوم اینکه نگارنده ها تشویق می شدند و برای فعالیت و حضور پربارتر در محافل علمی و دینی آماده می گشتند.(۱۰)

تقویت کتابخانه ها و آموزش هنرمندان

استاد کتابهای موردنیاز هزار و پانصد کتابخانه سیّار (۱۱) در شهرستانهای مختلف را که عضو انتشارات پیام اسلام بودند، تهیه و ارسال می کرد. البته ارسال رایگان این کتابها معادل سیصد هزار تومان برای وی هزینه در پی داشت.

استاد برای تربیت افراد خوش استعداد و انتقال هنر نویسندگی به آنان از هیچ کوششی دریغ نمی کرد و برای این منظور شبهای چهارشنبه روش نویسندگی را تدریس می کرد. همچنین از راه مکاتبه افراد علاقمند به نویسندگی را راهنمایی می نمود.(۱۲)

فعالیتهای مبارزاتی

او با خود عهد بسته بود تا از پیروی امام قدس سره که سالها از خرمن وجود او بهره برده بود، دست بر ندارد و در این راستا همگام با دیگر شاگردان و یاران حضرت امام از جمله شهیدان، ربانی املشی، قدوسی، ربانی شیرازی ( رحمة الله علیهم) و هاشمی رفسنجانی(۱۳) به مبارزه علیه طاغوت پرداخت و

صفحه ۱۹۳

برای ترویج اندیشه های بلند حضرت امام تلاش کرد. در سال ۱۳۵۲به خاطر نوشتن کتاب ( نماز گفتگو با خدا) توسط ساوک تحت تعقیب قرار گرفت و کتابش به بهانه مضر بودن جمع آوری شد و خودش نیز دستگیر و روانه زندان قزل قلعه تهران گردید و پس از تحمّل یک سال حبس از زندان آزاد شد.(۱۴)

بعد از آزدای در راه مبارزه برای رسیدن به حکومت اسلامی با محور « ولایت فقیه» از هیچ کوششی دریغ نکرد. بارها به ساوک احضار شد و چهار بار به زندان محکوم گردید.(۱۵) آخرین دفعه که استاد زمانی از زندان آزاد شد، فعالیتهایش را به صورت مخفی ادامه داد و در نهایت به کشورهای عراق و کویت مهاجرت کرد.(۱۶)

در جرأت و شجاعت استاد همین بس که وی اولین کسی بود که کتاب ارزشمند کشف الاسرار حضرت امام را در قم به چاپ رساند، علاوه بر آن اعلامیه ها و رساله علمیه و پیامهای امام را نیز به طور مخفیانه در ایران پخش می کرد.(۱۷) استاد سید جمال الدین دین پرور در مورد فعالّیتهای وی می نویسد:

« استاد زمانی نقش مهمی در انقلاب و نسل جوان داشت.کسانی که کتابهای ایشان را خوانده بودند، روح مذهبی و اعتقادات صحیح و تفکر اجتماعی سیاسی صحیح پیدا می کردند و از یاران انقلاب می شدند…

در آن روزگار که مبارزه علیه طاغوت در اشکال مختلف وجود داشت و در کنار آن بازار زندانهاو تبعیدها گرم بود… رفت و آمد به شهرهای دور دست و بد آب و هوا برای دیدار با تبعیدیها

صفحه ۱۹۴

یکی از برنامه های اصلی مبارزه بود و در این رفت و آمدها بسیاری ار مطالب و اخبار رد و بدل می شد. به خاطر دارم با استاد زمانی و یکی دیگر از دوستان برای دیدن دوستان تبعیدی می رفتیم. با آنکه استاد زمانی… سخت درگیر مشکلات بود… در هر صورت طی مدتها تماس در مسیرهای سخت و طولانی و شهرهای مرزی و غیره استقامت، اخلاق، تدین و سخت کوشی افراد روشن می شد و استاد زمانی از یاران و دوستان صدیقی بود که واجد همه این فضایل بود و در جمع ما مکمل و همراه و همفکر بود.(۱۸)

استاد مصطفی زمانی که در بدو ورود امام بعد از سالها تبعید و دوری از وطن نوشته است، اظهار می دارد:

بسم الله الرحمن الرحیم

خون شهیدان می توفد، اشک یتیمان می جوشد، ضجّه مادران قلبها را می شکافد و این فریاد الله کبر مجدّد قرن، قائد بزرگ، امام خمینی بود که مرهمی شد دل داغداران را. ورود آن استاد بزرگ را به وطن، به سرزمین باروت و خون تبریک می گوییم، به این امید که نه تنها با صلابت و رهبریهای خردمندانه آن بزرگوار، جمهوری اسلامی در ایران برقرار گردد بلکه ( اتحاد جماهیر اسلامی) در سراسر گیتی پایه گذاری شود. (۱۹)

مصفطی زمانی

از طرف جامعه نویسندگان حوزه علمیه قم

صفحه ۱۹۵

خاطره ای از امام

حجة الاسلام غرویان درباره ارتباط استاد با امام می نویسد:

« در جمعی با حضور استاد زمانی سخن از خاطرات و حشر و نشرهای ایشان با حضرت امام پیش آمد. ایشان خاطرات زیادی نقل کردند و در لابه لای نقل خاطرات گفتند: من در تمام مدت زیادی که با حضرت امام بودم، هرگز ندیدم ایشان برای کسب شهرت و مقام قلمی بزنند و قدمی بردارند؛ بلکه بالعکس حضرت امام همواره از شهرت آوازه فرار می کردند و حتی اطرافیان و شاگردان خود را نیز به خاطر اقداماتی از این دست به شدت توبیخ می کردند، با همه اینها خود شاهد بودم که چگونه امام و نه تنها در قم و در این کشورهای اسلامی بلکه در کل جهان شهرت آوازه جهانی یافتند… و این خود یک درس خداشناسی برای من بود و یافتم که کارها به دست خدا و اراده و مشیت الهی بر همه چیز حکم است.» (۲۰)

« ویژگیهای اخلاقی استاد»

تواضع

تواضع و خشوع استاد زمانی زبانزد عام و خاص بود؛ نویسنده دانشمندی که با آن همه فعالیت و نوشتن انواع کتابها، اما ظاهر و رفتار خاضعانه اش به گونه ای بود که بسیاری از هم کسوتانش نیز او را نمی شناختند. خضوع و تواضع استاد زمانی سطحی و ظاهری نبود، ریشه

صفحه ۱۹۶

در درون او داشت، از عمق جان او مایه می گرفت و این جز از تقوای الهی نمی توانست باشد.(۲۱)

پناه نسل جوان

ارتباط مکاتبه ای یا حضوری با جوانان از دیگر فعالیتهای استاد زمانی بود تا آنجا که در اواخر عمر روزانه چهل تا پنجاه تلفن و نامه را پاسخ می داد.

او گروههایی را در شهرستانها دعوت به همکاری کرده بود و آنها موظف بودند با جوانها ارتباط مستمر داشته باشند.(۲۲) استاد در طول هشت سال دفاع مقدس نیز کتابهای متعددی به جبهه و خانواده های شهداء و جانبازان اهداء می کرد.(۲۳)

آثار

استاد مصطفی زمانی در طول سالها فعالیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هفتاد اثر، تألیف و ترجمه از خود به یادگار گذاشت که برخی از آنها برای بیست و پنجمین بار به چاپ رسیده اند. آثار استاد را می توان بر شش بخش تقسیم کرد.

داستانهای اسلامی و معارف دین

۱ – قصه های قرآن. ۲ – کارنامه محمد ۳ – .(ص)مردان پک از نظر امام صادق ۴ – .(ع)قهرمان توحید ابراهیم بت شکن. ۵ – سلیمان و بلقیس. ۶ – داستانهای مصور اسلامی، مرغ سلیمان، طوفان نوح، بابا آدم و ننه حواه،

صفحه ۱۹۷

لقمان حکیم، اویس فضا نورد، شتر صالح، گلستان، آتش، قوچ بهشتی. ۷ – فروع دین. ۸ – پیشگوئی های علمی قرآن. ۹ – روزه و ماه خوا( ترجمه) .

امام علی (ع)و نهج البلاغه

۱۰ – علی بن ابیطالب پیشوای مسلمین. ۱۱ – نهج البلاغه از دیدگاه قرآن ( شرح نهج البلاغه) ؛ در چهار جلد. ۱۲ – نهج البلاغه ترجمه با فهرست موضوعی. ۱۳ – امام علی

(ع)صدای عدالت انسانی – جلد پنجم. ۱۴ – ترجمه دیوان امام علی(ع) ۱۵ – .امام کاظم .(ع)

جهان اسلام

۱۶ – بسوی اسلام یا آئین کلیسا. ۱۷ – شیعه و مامداران خودسر. ۱۸ – کودک نیل یا مرد انقلاب. ۱۹ – حدود خسارت جهان و انحطاط مسلمین. ۲۰ – نقش کلیسا در ممالک اسلامی. ۲۱ – مذهب و رهبر ما. ۲۲ – جنایات غربی در شرق. ۲۳ – طمعکاران کینه ورز. ۲۴ – اسلام و تمدن حدید. ۲۵ – اسلام و خدمات اجتماعی. ۲۶ – سرنوشت استعمار در ممالک اسلامی. ۲۷ – اسلام از نظر یک مسیحی. ۲۸ – نقشه های استعمار و نغمه های شوم. ۲۹ – کنفرانس مذهبی لبنان ( ترجمه) . ۳۰ – آینده اسلام.

مسائل نوجوانان و جوانان

۳۱ – نردبان ترقی ( ما رمز ترقی) . ۳۲ – اعتیادهای خطرنک. ۳۳ – دختر وظیفه شناس. ۳۴ – مرگ سبز. ۳۵ – چرا رفوزه شدم. ۳۶ – دوستی های تلخ و شیرین. ۳۷ – بلوغ و غریزه جنسی. ۳۸ – طوفان جوانی. ۳۹ – خودکشی.

صفحه ۱۹۸

۴۰ – نماز نیروی مقاومت اسلامی. ۴۱ – خط کور. ۴۲ – هنر چیست و هنرمند کیست.

مسائل زناشویی و ازدواج

۴۳ – عروسی تولدی جدید. ۴۴ – پیمان زناشوئی.

کتب علمی

۴۵ – تقریرات درس خارج مکاسب حضرت امام رضوان ا… . ۴۶ – خودآموز کفایه الاصول با حاشیه های توضیحی. ۴۷ – و آخرین اثر استاد که کتاب است با عنوان وسواس پیدایش رشد و درمان آن.

این کتاب را استاد اول به زبان عربی نوشته است که بعدها به فارسی آن را ترجمه کرده است. این اثر تحقیق بر محور مدارک فقهی و روانشناسی اسلامی است که در طول هفت سال نوشته شده و مشتمل بر سه بخش است؛ منشاء وسواس، رشد وسواس و درمان وسواس.برخی از خصوصیات ویژه استاد زمانی استاد مصطفی زمانی در نگاه دوستان و آشنایان ویژگی هایی داشته که فهرست وار اشاره می شود. این نکات را دوستان و نزدیکان ایشان همانند آقایان محمد باقر حجتی، احمد صادقی اردستانی، محمد مشایخی، غلامحسین رحیمی، محمدی اشتهاردی، محمدی معتمدی، عبدالرحیم حجتی و برادر چیتگر یادآوری کرده اند.

صفحه ۱۹۹

۱ – اهداء کتب به جوانان.

۲ – انجام وظیفه و تکلیف.

۳ – تلاش بی وقفه برای آگاهی نسل جوان.

۴ – تقویت و تربیت نویسندگان جوان.

۵ – کمک به محرومین و مستمندان.

۶ – نصایح پدرانه به جوانان.

۷ – دعا برای رفع مشکل جوانان.

۸ – قبل از شروع در دفتر کار خود دو رکعت نماز می خواند و بعد شروع به کار می کردند.

۹ – توسل به معصومین (ع).

۱۰ – نذر کردن برای مشکل گشایی جوانان .

۱۱ – یاری جستن از افراد ذی صلاح علمی .

۱۲ – یاری جویی از متولیان اجرایی کارهای فرهنگی .

۱۳ – ترغیب جوانان حوزه و دانشگاه به مشکل شناسی و چاره جوئی.

۱۴ – استفاده از نیروهای کار آمد شهرستانها.

۱۵ – دقت در رسیدگی نامه ها .

۱۶ – کارهای ابتکاری .

۱۷ – خستگی ناپذیری و جهاد مقدس فرهنگی.

۱۸- بزرگواره پکیزی روح و اخلاص در نویسندگی.

۱۹ – سنگر یابی فرهنگی به موقع.

۲۰ – بی اعتنایی به ظواهر دنیا.

۲۱ – آرامش و اطمینان.

۲۲ – پرکاری و پرجنب و جوش.

۲۳ – استقامت در برابر حوادث تلخ زندان و شکنجه طاغوت.

۲۴ – نظم در کارها .

۲۵ – کار و تلاش پی گیر و بی وقفه .

۲۶ – آشنایی به دردهای جامعه و قلم به دست.

۲۷ – خلوص در پیشگاه خاندان رسالت.

۲۸ – دقت در امور تشویق.

۲۹ – صرفه جویی.

۳۰ – مأمن جوانان .

۳۱ – خضوع و تواضع.

۳۲ – دارای طبع خالی از رقابت

صفحه ۲۰۰

۳۳ – یک دنیا معرفت و علم و عشق و احساس

۳۴ – چون شمعی می سوخت

۳۵ – و در حرکات و نگاه ها و کلام و نوشته هایش تواضع داشت.

عروج

این عالم رباّنی بعد از عمری تلاش و مجاهدت عاقبت در شب سه شنبه؛ بیست و نه بهمن ماه سال هزار و سیصد و شصد و نه در سن پنجاه و هشت سالگی بعد از بیماری نسبتا کوتاه در اثر سکته مغزی دار فانی را وداع گفت و به ملکوت اعلی پیوست و خیل عاشقان و دوستان خود را در سراسر کشور اسلامی، علی الخصوص حوزه مقدسه در غم هجر خود به سوگ نشاند و پیکرش را در میان حزن و اندوه از مسجد امام حسن عسکری (ع)در قم به بارگاه ملکوتی حضرت معصومه(س) و در صحن مطهر در هجره شماره سه با شکوه خاصی به خک سپردند.

پی نوشت ها:

۱ – گنجینه دانشمندان ۷جلد ۷ص ۳۰۱محمد شریف رازی .

۲ – همان .

۳ – اطلاعات ۱۳۷۰/۱۱/۲۷٫

۴ – گنجینه دانشمندان جلد ۷ص ۳۰۱محمد شریف رازی .

۵ – رسالت، ۱۳۷۰/۱۰۸٫

۶ – همان .

۷ – رسالت، ۱۳۷۰/۱۲/۳٫

۸ – رسالت، همان .

۹ – اطلاعات، ۱۳۷۰/۱۲/۳٫

۱۰ – رسالت، ۱۳۷۰/۱/۸٫

۱۱ – همان .

۱۲ – همان .

۱۳ – رسالت، ۱۳۷۰/۱/۸استاد محمد حسین حق جو داماد محترم مرحوم استاد زمانی، در یادواره استاد زمانی، ص ۹٫

۱۴ – همان .

۱۵ – اطلاعات ۱۳۷۰/۱۱/۲۷حجة الاسلام صادقی اردستانی، یادواره و کتابخانه استاد زمانی، ص ۷۶٫

۱۶ – رسالت، ۱۳۷۰/۱/۸٫

۱۷ – همان .

۱۸ – همان .

۱۹ – رسالت، ۱۳۷۰/۱۲/۳٫

۲۰ – کتاب مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد ۲ص ۶۵۵٫

۲۱ – اطلاعات، ۱۳۷۰/۱۲/۳٫

۲۲ – همان .

۲۳ – رسالت ۱۳۷۰/۱/۸٫

نویسنده : علی احمد پورترکمانی

آثار:

  1. خودآموز کفایه الاصول با حاشیه های توضیحی
  2. وسواس پیدایش رشد و درمان آن
  3. علی بن ابیطالب پیشوای مسلمین
  4. نهج البلاغه از دیدگاه قرآن
  5. نهج البلاغه ترجمه با فهرست موضوعی
  6. ۱۳امام علی (ع)صدای عدالت انسانی
  7. ترجمه دیوان امام علی(ع)
  8. امام کاظم .(ع)
  9. بسوی اسلام یا آئین کلیسا
  10. شیعه و مامداران خودسر
  11. کودک نیل یا مرد انقلاب
  12. حدود خسارت جهان و انحطاط مسلمین
  13. نقش کلیسا در ممالک اسلامی
  14. مذهب و رهبر ما
پنج شنبه, 07 اسفند 1393 10:08

صدر ، سیّد صدرالدین

 نام های دیگر: آیة اللّه صدر

موطن: کاظمین

نام پدر : سید اسماعیل

 تاریخ وفات: ۱۳۷۳قمری

منبع: ستارگان حرم شماره ۳

پیشگفتار

سید صدرالدین صدر( ۱۳۷۳ – ۱۲۹۹ه. ق) از عالمان برجسته و مراجع بزرگ بود و در فقه، اصول، رجال، شعر و تفسیر دستی توانا داشت. او برای انجام دادن رسالت الهی اش رنج فراوان کشید. زمانی که رضاخان در پی متلاشی کردن حوزه علمیه بود، آیة الله صدر همراه یارانش، آیة الله سید محمد تقی خوانساری و آیة الله سید محمد حجّت، سرپرستی و تدریس در حوزه علمیه را بر عهده داشت و در حفظ و توسعه آن می کوشید.

با توجه به ناشناخته بودن مقام علمی و معنوی آیة الله سید صدرالدین صدر، حتی برای بعضی از خواص،به مناسبت چهل و ششمین سالگرد رحلتش پرداختن به گوشه هایی از زندگی پربارش بایسته می نماید.

پدر

پدر گرانقدرش، آیة الله سید اسماعیل صدر در سال ۱۲۵۷ه. ق در اصفهان چشم به جهان گشود. علوم مقدماتی و بخشی از فقه را در اصفهان فرا گرفت. در سال ۱۲۷۱ه. ق عازم نجف اشرف شد و از فقیهان بزرگی

صفحه ۲۰۶

چون شیخ راضی بن محمد آل خضر و شیخ مهدی بن علی بن کاشف الغطا بهره برد.

پس از هجرت میرزای شیرازی به سامراء، سید اسماعیل نیز راه سامرا پیش گرفت و تا سال ۱۳۱۴ه. ق در آنجا اقامت داشت. سپس به کربلا عزیمت کرد و تا پایان عمر در آن شهر به تدریس و تربیت طلاب علوم دینی همت گماشت.

او از مراجع تقلید و زاهدان کم نظیر عصر خود بود و همین امر سبب ناشناخته ماندن کمالات فراوانش، حتی برای خواص و نزدیکان، شد. آن بزرگوار چهار فرزند به نامهای سید محمد مهدی، سید جواد، سید رضی الدین و سید حیدر داشت که همگی در شمار دانشمندان جای داشتند. سرانجام آن فقیه بزرگ در دوازدهم جمادی الاولی سال ۱۳۳۸چشم از جهان فرو بست و در کاظمین به خک سپرده شد.

ولادت و دوران تحصیل

سید صدرالدین صدر در سال ۱۲۹۹ه. ق در کاظمین دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در سامرّا گذراند و ادبیات و ریاضیات را از استادان آن دیار فرا گرفت.

هنگامی که پدر بزرگوارش در سال ۱۳۱۴ه. ق به کربلا هجرت کرد، او نیز به حریم امام حسین (ع)منتقل شد و به بهره گیری از پدر و دیگر

صفحه ۲۰۷

استادان کربلا پرداخت. سپس به سفارش پدر ارجمندش، برای تکمیل تحصیلات، رهسپار نجف شد و از بزرگانی چون آیة الله ملا محمد کاظم خراسانی دانش آموخت.

بهره مندی از استادان بزرگ عصر از توفیقات اوست. نامهای برخی از استادانش چنین است:

دروس سطح: علامه شیخ محمد حسین نایینی، شیخ حسن کربلایی و آقا ضیاء الدین عراقی.

دروس خارج:سید اسماعیل صدر، ملامحمد کاظم خراسانی، سید محمد کاظم طباطبایی یزدی و میرزا فتح الله شریعت اصفهانی .

عزیمت به مشهد

سید در سال ۱۳۳۹ه. ق رهسپار ایران شد و حدود شش سال در جوار بارگاه ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا به تدریس پرداخت. در این مدت، علاوه بر تدریس، به موعظه و ارشاد مردم نیز همت می گماشت. آن ایّآم با خشکسالی مصادف بود و او توانست، با اقدامات پیگیر و گردآوری اعانه از علما و مردم نیکوکار، بسیاری از مستمندان را از خطر مرگ نجات بخشد. این فقیه پارسا، پس از مدتی، به نجف رفت و در درس میرزا محمد حسین نایینی شرکت کرد. سپس به ایران آمد و در قم به تدریس و وعظ پرداخت. در یکی از سالها، برای زیارت به مشهد مشرّف شده بود، به خواهش مؤمنان آن دیار پاسخ مثبت داد، در آن شهر اقامت گزید و به تدریس و اقامه جماعت در مسجد جامع گوهر شاد پرداخت.

صفحه ۲۰۸

عزیمت به قم

در آن زمان، مؤسس حوزه علمیه قم آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری دوران کهنسالی را می گذراند و نگران آینده حوزه تازه تأسیس بود.او به منظور تقویت حوزه علمیه قم و تامین آینده آن، گروهی را به مشهد مفدّس فرستاد تا از مرحوم صدر برای اقامت در قم دعوت کنند. آن بزرگوار دعوت مؤسس حوزه علمیه قم را اجابت کرد و رهسپار قم شد.

فقیه بزرگ حریم رضوی، مورد عنایت خاص حضرت آیة الله حائری بود، علاوه بر تدریس سطوح عالی، از مشاورین وی شمرده می شد و در امور حوزه نیز به یاری اش می شتافت.

آیة الله حائری حضرت صدر را وصی خود قرار داد و به پیشنهاد او، آیة الله سید محمد حجت نیز به وصایت وی برگزیده شد.

تدریس

آیة الله صدر یکی از مدرّسان برجسته حوزه بود و شاگردان بسیار تربیت کرد. او روزانه دو درس فقه و اصول می گفت و حدود ۴۰۰تن آیات عظام از طلاب حوزه کوچک آن روز در درسش شرکت می کردند. نام برخی از شاگردان آن فقیه بزرگوار چنین است.

سید محمد باقر سلطانی، سید موسی شبیری زنجانی، علی مشکینی، محمد صدوقی، امام موسی صدر، سید رضا صدر، مرتضی فقیهی، سید حسن مدرسی یزدی، سید حسین موسوی کرمانی، رمضانی فردویی و…

صفحه ۲۰۹

مرجعیّت

پس از وفات مؤسس حوزه علمیه، مرجعیت و زعامت حوزه به آیات عظام حجت، خوانساری و صدر رسید.

آن بزرگوار هرگز به مرجعیت و زعامت حوزه گرایش نداشت. هنگامی که آیة الله حاج آقا حسین بروجردی برای معالجه به تهران آمد، صدر نشین قله فقاهت که در آن زمان رهبر حوزه علمیه قم به شمار می آمد، از وی خواست به قم بیاید. پس از ورود ایشان، جایگاه نماز جماعت خود در حرم مطهّر حضرت معصومه را به آیة الله بروجردی واگذار کرد ۴از ریاست حوزه فاصله گرفت و به پشتیبانی گسترده از فقیه بروجردی بسنده کرد. او در تبیین فلسفه این کار، آیة شریفه زیر را تلاوت می فرمود:

« تلک الّدار الاخرة نجعلها للّذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین.» ( قصصص، آیه ) ۸۲

کرامتی از کریمه اهل بیت در زمان مرجعیت

آیة الله شیخ ابراهیم رمضانی – از شاگردان مرحوم صدر – خاطره زیر را از زبان آن مرجع وارسته نقل می کند:

پس از مرحوم آیة الله حائری قدس سره، مدتی زمام حوزه به دست من بود و عهده دار پراخت شهریه طلاب بودم. یک ماه وجهی نرسید؛ قرض کردیم و شهریه را دادیم.ماه دوم هم نرسید؛ باز هم قرض کردیم و شهریه را پرداخت کردیم. ماه سوم هم نرسید. دیگر جرأت نکردیم قرض کنیم. طلبه ها برای شهریه در خانه ما گرد آمدند، من گفتم که ندارم و بسیار

صفحه ۲۱۰

بدهکار شده ام. طلاب نگران و ناراحت شدند. آنها زیر لب می گفتند: نه در مدرسه امنیت داریم ؛ نه راهی به وطنهایمان داریم؛ اینجا هم خرجی نداشته باشیم و…

چنان سخن می گفتند که من تحت تاثیر قرار گرفتم. پس گفتم: آقایان، تشریف ببرید. ان شاء الله تا فردا برای شهریه کاری خواهم کرد.

آنان رفتند؛ ولی تا شب هر چه فکر کردم، راهی به ذهنم نرسید، خوابم نمی برد، سحر برخاستم، تجدید وضو کردم، به حرم مطهر حضرت معصومه مشرّف شدم و نماز خواندم. حرم بسیار خلوت بود. پس از به جای آوردن نماز صبح و تعقیبات، در حالی که منظره روز گذشته را به خاطر می آوردم، خود را به ضریح مطهر رساندم. با ناراحتی به حضرت گفتم: عمّه جان، رسم نیست که عده ای از طلاب غریب در همسایگی شما از گرسنگی جان دهند. اگر توان نداری، به برادر بزرگوارت حضرت علی بن موسی الرضا (ع)یا جدّت امیرالمومنین (ع)متوسل شو، خداحافظ.

این را گفتم و با عصبانیت به خانه رفتم. بسیار افسرده خاطر بودم. منظره روز پیش پیوسته در برابرم آشکار بود. برخاستم، قرآن را برداشتم بخوانم تا قدری آرامش یابم.

گویا فرمودند: به قدری ناراحت بودم که نتوانستم بخوانم.

هوا تاریک و روشن بود که ناگهان در زدند. گفتم: بفرمایید. در باز شد. کربلایی محمد، خدمتکار کهنسال، وارد شد و گفت: آقا، یک نفر، با کلاه شاپو و چمدان پشت در است و می گوید: همین حالا می خواهم خدمت آقا مشرّف شوم. وقت ندارم زمان دیگر بیایم. ترسیدم و گفتم نمی دانم آقا از حرم آمده یا نه. چه می فرمایید؟

صفحه ۲۱۱

گفتم: بگو بیاید، اگر چه راحتم کند.

کربلایی محمد برگشت. طولی نکشید که مردی موقر با کلاه شاپو و چمدان وارد شد. سلام کرد، دستم را بوسید، عذرخواهی کرد و گفتم: ببخشید بی موقع شرفیاب شدم. چند لحظه ای پیش، که ماشین ما بالای گردنه رسید و نگاهم به گنبد حضرت معصومه (س)افتاده، ناگهان به فکرم رسید که در مسافرت هر لحظه احتمال خطر است. اگر اتفاقی بیفتد و بمیرم؛ مالم تلف شده، دین خدا و امام (ع)بر گردنم بماند، چه خواهم کرد؟

( ظاهرا همان زمانی که آیةالله صدر در حرم دعا می کرد) این فکر به خاطر مرد خطور کرده بود. وقتی به قم رسیدیم، از راننده خواستم اندکی توقف کند تا مسافران به زیارت بروند و من خدمت شما برسم.

سپس اموالش را حساب کرد و مقدار قابل توجهی بدهکار شد. در چمدان را باز کرد و به اندازه ای سهم امام داد که توانستم، علاوه بر قرضها و شهریه آن ماه، ( ظاهرا فرمود:) تا یک سال از همان وجوه شهریه دهم.

بعد از این جریان، به زیارت حضرت معصومه (س)رفتم سپاسگزاری کردم و گفتم: عمه جان! بحمدالله خوب عُرضه داری.

ویژگی های اخلاقی

آن بزرگوار از ویژگی های اخلاقی برجسته ای برخوردار بود که بخشی از آن چنین است:

تواضع: وی بسیار متواضع بود و به نظر طلاب جوان و نوجوان توجه می کرد. گاه، هنگام بحث با دانشمندان از طلاب معمولی می خواست تا نظرهایشان را بیان کنند و همواره در سلام بر طلاب پیشی می گرفت.

صفحه ۲۱۲

مرحوم آقا بزرگ تهرانی در شرح حال او می نگارد: « کان کثیر التواضع یجالس سواد الناس» ؛ بسیار متواضع بود و با مردم عادی می نشست.

پناه مستمندان: آیةالله صدر پیوسته به فکر محرومان بود. مؤسسه ها و صندوقهایی سامان داد تا به این گروه کمک شود. با آن موقعیت ممتازی که داشت، به خانه دیگران می رفت و برای نیازمندان کمکهایی گرد می آورد. حتی وقتی دولت به بهانه های واهی از تأمین برق بعضی از خیابانها سرباز می زد آن استاد بزرگ هزینه برق را می پرداخت و در محله هایی که نیاز به آب داشتند، در حد توان چاه آب و آب انبار می ساخت.

رفع اختلاف: مرجع قم همواره مراقب بود تا میان صفوف علما اختلاف ایجاد نشود. هنگام اقامت در مشهد و قم، اختلافاتی میان علما پدید آمد. آن بزرگوار با تلاش فراوان، آنها را از میان برد و صفوف اهل علم را متحد ساخت.

شیفته اهل بیت: او عاشق اهل بیت عصمت و طهارت بود. هنگامی که مرقد منور حضرت رضا (ع)نیاز به تعمیر داشت، همچون کارگری در بنای مرقد، زیر نظر معماران، شرکت جست و تلاش کرد.

محبت فوق العاده او به اهل بیت، در سروده هایش نمایان است.

علت بیماریها: آن حضرت پیوسته می فرمود: علت بیماریهای من از زمان رضاخان است. مبارزات آن روزگار بسیار او را آزرد. روزی زنی از صحن مطهر خارج شد. فرماندار دوید و چادر را چنان از سرش کشید که زن به زمین افتاد. چادر را زیر پا پاره کرد. فقیه بزرگ قم با عصبانیت، فرماندار را نگوهش کرد و از همان زمان قلبش با درد آشنا شد .

صفحه ۲۱۳

مواظبت از زبان: هرگز سخن ناشایست از ایشان شنیده نشد. همواره دیگران را می ستود و آنان را بر خود مقدم می داشت.

باقیات صالحات: توجه به باقیات صالحات یکی از ویژگی های آن بزرگمرد است. بخشی از یادگارهای او چنین است:

ساختن حجره های فوقانی مدرسه دارالشفاء، مرمت مسجد امام حسن عسکری (ع)ساختن آب انبار و چاه آب برای عموم، تأمین هزینه انتقال برق به مسجد گوهرشاد، مرمت مدارس فیضیه، درالشفاء و مدرسه خان، تأسیس صندوقهایی جهت کمک به محرومان و…

آثار علمی

۱ – المهدی

در این کتاب روایات اهل سنت درباره بقیةالله الاعظم ( عج) گردآوری شده است. پیش از آن، کتابی در این موضوع، با این نظم و ترتیب خاص، نگاشته نشده بود. کتاب المهدی

عربی است و ترجمه اش نیز چاپ شده است.

۲ – خلاصةالفصول

کتاب فصول تألیف مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی از متون درسی حوزه علمیه بود؛ ولی به خاطر طولانی بودن معمولا به خواندن بخشی از آن کتفا می کردند. مرحوم صدر آن را تلخیص کرد تا به جای کتابهای قوانین و فصول تدریس گردد.

صفحه ۲۱۴

۳ – الحقوق

همان رساله حقوق حضرت سجاد (ع)است که با مقدمه کوتاه آن مرجع پکدل مکرر چاپ شده است.

۴ – مختصر تاریخ اسلام

۵ – حاشیه عروةالوثقی

۶ – حاشیه وسیلةالنجاة

۷ – سفینةالنجاة

۸ – رساله در امر به معروف و نهی از منکر

۹ – رساله در تقیه

۱۰ – رساله در حکم غساله

۱۱ – رساله در حج

۱۲ – رساله ای درباره ازدواج

۱۳ – منظومه در حج

۱۴ – منظومه ای درباره روزه

۱۵ – رساله در حقوق زن

۱۶ – حاشیه کفایة الاصول

۱۷ – رساله ای در اصول دین

۱۸ – رساله ای در اثبات عدم تحریف قرآن

۱۹ – رساله در رد شبهات وهاّبیان

۲۰ – لواء محمد( ۱۲جلد)

صفحه ۲۱۵

۲۲ – دیوان اشعار

فرزندان

آیةالله صدر سه پسر و پنج دختر داشت. فرزند پسر آن بزرگمرد چنین است:

۱ – مرحوم آیةالله حاج سید رضا صدر

او از مدرسان حوزه علمیه بود و تألیفات فراوان از خود به یادگار نهاد. « حسد» ، « دروغ» ، « استقامت» ، « پیشوای شهیدان» و « زیر درختان سدر» بخشی از تألیفات اوست.

۲ – آقای حاج سید علی صدر

شهید آیةالله سید محمدباقر صدر و آیةالله سید محمدباقر سلطانی دامادهای مرحوم صدر به شمار می روند.

۳ – آیةالله امام موسی صدر

وی، پس از تکمیل تحصیلات در قم و نجف، در آغاز جوانی رهسپار لبنان شد و، به عنوان رهبر شیعیان لبنان، مردم آن دیار را از خدمات ارزنده اش بهره مند ساخت.

امام موسی صدر در ۲۲ماه مبارک رمضان ۱۳۹۸ه.ق به دعوت رسمی دولت لیبی، همراه شیخ محمد یعقوبی و عباس بدرالدین ( خبرنگار خبرگزاری لبنان) برای شرکت در جشن های انقلاب وارد فرودگاه طرابلس شد.

صفحه ۲۱۶

پس از ورود امام موسی صدر به لیبی، رسانه های گروهی هیچ اشاره ای به ورود و اقامت او نکردند و حتی سفیر لبنان در طرابلس تا پیش از تلفن عباس بدرالدین، در تاریخ ۲۵رمضان ۱۳۹۸از ورود او به طرابلس آگاهی نداشت.

چون توقف امام صدر و همراهان از لیبی به درازا کشید، مجلس اعلای شیعه و رئیس جمهور لبنان، از کاردار سفارت لیبی در لبنان توضیح خواستند. حدود یک هفته بعد، کاردار سفارت لیبی این جواب را تسلیم رئیس جمهور لبنان کرد.

« امام صدر و همراهانش عصر روز ۲۸رمضان ۱۳۹۸با هواپیمای خطوط هوایی ایتالیا، پرواز ۸۸۱لیبی را به سوی ایتالیا ترک کرده اند.»

در تاریخ ۱۶شوال ۱۳۹۸بیانیه ای نیز از سوی دولت لیبی منتشر شد. در قسمتی از آن آمده است:

« دولت جمهوری لیبی اهمیت بسیار برای قضیه قایل است و با تمام وسایل ممکن با نیروهای مسلمان و ترقی خواه، برای شناسایی مسیر امام موسی صدر و نجات او و همراهانش، همکاری خواهد کرد.»

اطلاعاتی که پلیس گمرک فرودگاه رم و سرنشینان هواپیمای پرواز ۸۸۱در اختیار نمایندگان مجلس اعلای شیعه، و دستگاههای امنیتی و قضایی ایتالیا و هیأت تحقیق دولت لبنان گذاشتند، نشان می دهد که امام موسی صدر و همراهانش از مسافران هواپیما نبوده اند و وارد فرودگاه نشده اند. دادگاهی که در ایتالیا مأمور رسیدگی به این قضیه بود،

با صدور بیانیه ای ورود امام موسی صدر و همراهانش را به رم تکذیب کرد.

صفحه ۲۱۷

وفات

در تاریخ ۱۹ربیع الاول ۱۳۷۳ه.ق حوزه علمیه قم و جهان تشیع این مجتهد بزرگ و مربی دلسوز را از دست داد. شهر قم یکپارچه عزا شد و گروههای مختلف در تشیع جنازه آن مرجع بزرگ شرکت کردند. آیةالله حاج آقا حسین بروجردی بر وی نماز گزارد و پیکر پکش، کنار قبر حاج شیخ عبدالکریم حائری، در بارگاه منور حضرت معصومه (س)به خک سپرده شد. در قم، نجف، پکستان، سوریه، لبنان، آفریقا و… مجالس عزا و بزرگداشت عزا و بزرگداشت برپا گردید و از مقام مرجعیت و زعامت آن فقید سعید تجلیل به عمل آمد.

در رثای او

در رثای فوت آن فقیه پارسا، شاعران به زبانهای فارسی و عربی شعر سرودند. جناب علی کبر خوشدل چنین سرود:

صدر دیوان فضیلت بدر برج علم و دین

ای دریغا رفت و زد آتش به جان مسلمین

آیت الله معظم افتخار دین و شرع

حجةالاسلام اعظم اعتبار شرع و دین

بدر رخشان حقایق صدر دیوان شرف

مهر تابان دقایق چرخ ایمان و یقین

صدر دین زان رو پدر خواندش که در دوران عمر

بود اندر محفل روحانیان صدرش مکین

صفحه ۲۱۸

هیچ دانی از چه رو صدرش مکان گردید صدر

زانکه اندر شرح صدرش کس نمیبودی قرین

صبحگاهان ناگهان قلبش ز کار افتاد و گشت

خون قلوب مسلمین وز ماتمش زار و حزین

هیچ دانی از وفاتش عالم اسلام ر

از چه افتاد انقلاب سهمنکی این چنین

قلب عالم( حجت عصر است) و قلب نایبش

چون ز کار افتاده قلب عالم شدی اندوهگین

قطب عالم چون که قلب اقدسش شد منقلب

انقلابی شد عیان در آسمان و در زمین

آن که بودش با ادب علم و ادب در آستان

وان که بودش از شرف فضل و شرف در آستین

عالمان از سفره علم و کمالش ریزه خوار

سالکان از خرمن تقوا و قدسش خوشه چین

راه دین را رهنما از ابتدا تا انته

اهل دین را مقتدا از اولین تا آخرین

مذهب اسلام را شایسته بود آن پیشو

وآنچنان پیغمبری فرزند باید این چنین

من بنام آیت الله سرور و مخدوم خویش

( حضرت کاشانی) آن والا زعیم بی قرین

تسلیت گویم به جد وی نبی مصطفی

همچنین بر باب ایشان شهریار هفتمین

صفحه ۲۱۹

زان سپس بر مرجع تقلید خاص شیعیان

( آیت الله بروجردی) ملاذا المسلمین

خوش دلا بر جمله روحانیان گو تسلیت

همچنین بر مسلمین از مرگ صدرالمسلمین

نویسنده : محمد رضایی

آثار:

  1. المهدی
  2. الحقوق
  3. مختصر تاریخ اسلام
  4. حاشیه عروةالوثقی
  5. حاشیه وسیلةالنجاة
  6. سفینةالنجاة
  7. رساله در امر به معروف و نهی از منکر
  8. رساله در تقیه
  9. رساله در حکم غساله
  10. رساله در حج
  11. منظومه در حج
  12. منظومه ای درباره روزه
  13. رساله در حقوق زن
  14. حاشیه کفایة الاصول
  15. رساله ای در اصول دین

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری