- آموزش قرآن
- پربازدید
- در ویژه های احسن الحدیث
- در شرح نهج البلاغه استاد مفسر دکتر محمدعلی انصاری (2850 کلیپ)
- در شرح نهج البلاغه
- در کلیپ صوتی و تصویری
- در علما و دانشمندان شیعه
- در نکات و تفاسیر قرآنی
- در شرح نهج البلاغه
- در تفسیر قرآن کریم استاد مفسر دکتر محمدعلی انصاری (4972 کلیپ)
- در کلیپ صوتی و تصویری
- در نکات و تفاسیر قرآنی
- در کلیپ صوتی و تصویری
نقش باد و باران
شرح آیات 22 لغایت 25 سوره مبارکه حجر
22وَ أَرْسَلْنَا
خداوند بزرگ را تسبیح گوى
آیات 1 تا 5 سوره مبارکه اعلی
1سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الاْ
چهل حدیث از امام سجاد(ع)
قالَ الاِْمامُ السَّجّادُ(عليه السلام) :
1- مقام رضا
«الرِّضا
آثار برکات و شرایط نماز، آیت الله مکارم
صبر در عبادت، آیت الله العظمی مظاهری-بارگزاری
آمار بازدید
احسن الحدیث
وَ ما أَدْراک ما لَیلَةُ الْقَدْرِ * لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ[i]
ترجمه
و تو چه دانی که شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است.
نکته ها:
کلمه «قدر» در قرآن، در چند معنا به کار رفته است:
1.مقام و منزلت. چنانکه می فرماید: «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ»[ii]* آن گونه که باید، مقام و منزلت الهی را نشناختند.
2.تقدیر و سرنوشت. چنانکه می فرماید: «جِئْتَ عَلی قَدَرٍ یا مُوسی»[iii] ای موسی تو بنا بر تقدیر (الهی به این مکان مقدّس) آمده ای.
3.تنگی و سختی. چنانکه می فرماید: وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیهِ رِزْقُهُ...[iv] کسی که رزق و روزی بر او تنگ و سخت شود.
دو معنای اول در مورد «لَیلَةِ الْقَدْرِ» مناسب است، زیرا شب قدر، هم شب با منزلتی است و هم شب تقدیر و سرنوشت است. هستی، حساب و کتاب و قدر و اندازه دارد. «وَ إِنْ مِنْ شَی ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»[v] هیچ چیز نیست مگر آنکه خزانه آن نزد ماست و جز به مقدار تعیین شده فرونمی فرستیم. حتّی مقدار نزول باران از آسمان حساب شده است. «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ»[vi] نه تنها باران، بلکه هر چیز نزد او اندازه دارد. «وَ کلُّ شَی ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ»[vii] چنانکه خورشید و ماه، از نظر حجم و وزن و حرکت و مدار آن حساب و کتاب دقیق دارد. و «الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ»[viii]
خداوند در شب قدر، امور یک سال را تقدیر می کند، چنانکه قرآن در جایی دیگر می فرماید: «فِیها یفْرَقُ کلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ»[ix] در آن شب، هر امر مهمّی، تعیین و تقدیر می شود. بنابراین، شب قدر منحصر به شب نزول قرآن و عصر پیامبر نیست، بلکه در هر رمضان، شب قدری هست که امور سال آینده تا شب قدر بعدی، اندازه گیری و مقدّر می شود. بیدار بودن شب قدر و احیای آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است و در میان سه شب، بر شب بیست و سوم تأکید بیشتری داشته اند.
چنانکه شخصی از پیامبر پرسید: منزل ما از مدینه دور است، یک شب را معین کن تا به شهر بیایم. حضرت فرمود: شب بیست و سوم به مدینه داخل شو.[x]
امام صادق علیه السلام در حالی که بیمار بودند، خواستند که شب بیست و سوم ایشان را به مسجد ببرند[xi] و حضرت زهرا علیها السلام در این شب، با پاشیدن آب به صورت بچه ها، مانع خواب آنها می شدند.[xii]
در روایات آمده است که دهه آخر ماه رمضان، پیامبر بستر خواب خود را جمع نموده و ده شب را احیا می داشت.[xiii]
در حدیثی طولانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم که حضرت موسی علیه السلام به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: «قربی لمن استیقظ لیلة القدر»، قرب من، در بیداری شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رحمتی لمن رحم المساکین لیلة القدر»، رحمت من در ترحّم بر مساکین در شب قدر است. گفت: خدایا، جواز عبور از صراط می خواهم. پاسخ آمد: «ذلک لمن تصدق بصدقة لیلة القدر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.
عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت های آن را می طلبم. پاسخ آمد: «ذلک لمن سبح تسبیحة فی لیلة القدر»، دستیابی به آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است. عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلک لمن استغفر فی لیلة القدر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.
در پایان گفت: خدایا رضای تو را می طلبم. پاسخ آمد: «رضای لمن صلی رکعتین فی لیلة القدر»، کسی مشمول رضای من است که در شب قدر، نماز بگذارد.[xiv]
از وقایع عجیب تاریخی، ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام در شب قدر، در محراب عبادت و به هنگام نماز است. آری، اشرف خلق خدا، در اشرف مکان ها و اشرف زمان ها، در اشرف حالات، شهید شد.
شب جایگاه ویژه ای در مسائل معنوی دارد که به چند مورد اشاره می کنیم: خداوند برای اهدای تورات، حضرت موسی را به مناجات شبانه فراخواند: «أَرْبَعِینَ لَیلَةً»[xv] قرآن، زمان مناسب برای استغفار را، هنگام سحر می داند: «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یسْتَغْفِرُونَ»[xvi]
عروج پیامبر به آسمان، به هنگام شب بود. «أَسْری بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ»[xvii]
پیامبر مأمور بود که مناجات و عبادات شبانه داشته باشد. «وَ مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَک»[xviii]، «قُمِ اللَّیلَ إِلَّا قَلِیلًا»[xix]
خداوند از عابدان در شب ستایش می کند. «یتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیلِ»[xx] و به تسبیح در شب سفارش می کند. «وَ سَبِّحْهُ لَیلًا طَوِیلًا»[xxi]
خداوند در قرآن، به زمان طلوع فجر و هنگام عصر یک بار سوگند یاد کرده است ولی به هنگام سحر سه بار. «وَ اللَّیلِ إِذا عَسْعَسَ»[xxii]، «وَ اللَّیلِ إِذْ أَدْبَرَ»[xxiii]، «وَ اللَّیلِ إِذا یسْرِ»[xxiv]
طول شب قدر، یک شب کامل کره زمین است که 24 ساعت می شود، نه آنکه مخصوصِ مکان خاصّی همچون مکه و آن هم به میزان 8 ساعت شب آن منطقه باشد. چنانکه مراد از روز عید فطر، یک روز کامل کره زمین است که شامل همه نقاط و مناطق می شود.
تقارن شب تقدیر بشر با شب نزول قرآن، شاید رمز آن باشد که سرنوشت بشر، وابسته به قرآن است. اگر پیرو قرآن باشد، سعادت و رستگاری و اگر دور از قرآن باشد، شقاوت و بدبختی برای او رقم می خورد.
ابوذر می گوید: به رسول خدا عرضه داشتم آیا شب قدر در عهد انبیا بوده و امر بر آنان نازل می شده و پس از آنکه از دنیا می رفتند، نزول امر در آن شب تعطیل می شده است؟ حضرت فرمودند: شب قدر تا قیامت هست.[xxv]
شاید رمز اینکه شب قدر مخفی است، آن باشد که مردم شب های متعدّد را به عبادت بپردازند، کسانی که یک شبِ آنرا درک کردند مغرور نشوند و کسانی که آنرا درک نکردند، از باقی شب ها مأیوس نشوند.
در روایات آمده است: «العمل الصالح فیها خیر من العمل فی الف شهر لیس فیها لیلة القدر»[xxvi] کار نیک در شب قدر، بهتر از کار نیک در هزار ماه بدون شب قدر است.
پیام ها
1-برای امور مقدّس، زمان مقدّس انتخاب کنید. «لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»
2-زمان ها یکسان نیست، بعضی زمان ها بر بعضی دیگر برتری دارد. «لَیلَةِ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»[xxvii]
پی نوشت ها
[i] سوره قدر آیات 2-3
[ii] انعام، 91.
[iii] طه، 40.
[iv] طلاق، 7.
[v] حجر، 21.
[vi] مؤمنون، 18.
[vii] رعد، 8.
[viii] الرّحمن، 5.
[ix] دخان، 4.
[x] وسائلالشيعه، ج 3، ص 307.
[xi] بحار الانوار، ج 95، ص 169.
[xii] بحار الانوار، ج 94، ص 10.
[xiii] تفسير مجمع البيان.
[xiv] وسائل الشيعه، ج 8، ص 20.
[xv] بقره، 51.
[xvi] ذاريات، 18.
[xvii] اسراء، 1.
[xviii] اسراء، 79.
[xix] مزّمل، 2.
[xx] آلعمران، 113.
[xxi] انسان، 26.
[xxii] تكوير، 17.
[xxiii] مدّثر، 33.
[xxiv] فجر، 4.
[xxv] تفسير برهان.
[xxvi] من لايحضر، ج 2، ص 158.
[xxvii] محسن قرائتى، تفسير نور، 10جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن - تهران، چاپ: 4، 1389.
....................
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
مراسم تجلیل ۲۰۰ نفر از حافظان قرآن در هرمزگان با حضور استاندار و مسئولان قرآنی استان برگزار شد.
به گزارش ایکنا از هرمزگان، مهدی دوستی، استاندار هرمزگان، شب گذشته، ۲۴ مردادماه، در آیین تجلیل از حافظان قرآنی، اظهار کرد: تلاش میشود در هرمزگان شاخصهای تعیین شده از سوی مقام معظم رهبری در خصوص آموزش و تربیت حافظان قرآن محقق شود.
وی افزود: در استان هرمزگان در حوزه حفظ قرآن و تربیت حافظان یک اتفاق مبارک و بینظیر رخ داده و در روستای کشپیری از توابع بخش سندرک میناب یک موسسه قرآنی توانسته اقدام به جذب علاقهمندان به حفظ از سراسر کشور کند و امروز بخشی از این حافظان از سایر استانها هستند که در هرمزگان و در روستای مورد اشاره آموزش دیدهاند. این مسئله نشان میدهد اگر امکانات در دست مردم باشد بهتر از ساختار دولتی میتوانند در مسائل فرهنگی اثرگذار باشند و کار را پیش ببرند.
دوستی با اشاره به اینکه توجه به قرآن وظیفه شرعی و عقلی است، افزود: اگر به مسئله قرآن و آموزش قرآنی پرداخته شود فرهنگ عمومی جامعه و میزان اخلاق در سطح جامعه بهبود مییابد چراکه قرآن منشأ تمام خوبیها و اخلاق نیکو است.
استاندار هرمزگان با تأکید بر ضرورت حمایت از مؤسسات قرآنی در بخش سختافزار و نرمافزار، بیان کرد: در استان به دنبال تقویت دارالقرآنها هستیم و تلاش داریم اعتبارات دولتی و قسمتی از کمک سایر بخشها را به تکمیل زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری این حوزه تخصیص دهیم.
یادآور میشود؛ در این همایش از ۲۰۰ حافظ کل قرآن شامل ۱۶۰ مرد و ۴۰ زن از ۱۹ استان کشور که در موسسه فرهنگی قرآنی جامعهالحفظ بیت الزهرا(س) روستای کشپیری آموزش دیدهاند تجلیل شد. این موسسه فعالیت قرآنی خود را از سال ۹۳ آغاز کرده و در طرح تابستانی تسنیم نیز توانسته ۱۲۰ حافظ سه جز قرآن را تربیت کند. اقدامات این موسسه قرآنی به صورت تخصصی و شبانهروزی در دو بخش آقایان و بانوان ارائه میشود.
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۷ - فراز ۲۲
سُبْحَانَكَ مَا أَجَلَّ شَأْنَكَ، وَ أَسْنَى فِي الْأَمَاكِنِ مَكَانَكَ، وَ أَصْدَعَ بِالْحَقِّ فُرْقَانَكَ
منزه و پاکى (از آنچه لائق و سزاوار تو نیست: شگفتا) چه بزرگ است صفات و افعال تو، و چه بلند است در همه جا قدر و منزلت تو، و چه آشکار گردانیده جدا ساختن تو حق را (از باطل و نادرستى)!
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۷ - فراز ۲۴
سُبْحَانَكَ مِنْ مَلِيكٍ مَا أَمْنَعَكَ، وَ جَوَادٍ مَا أَوْسَعَكَ، وَ رَفِيعٍ مَا أَرْفَعَكَ ذُو الْبَهَاءِ وَ الَْمجْدِ وَ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْحَمْدِ.
منزه و پاکى! اى پادشاه (قادر و توانا) چه بسیار است توانائى تو، و اى بخشنده چه بسیار است توانگرى تو، و اى بلند مرتبه چه بسیار بلند است قدر و منزلت تو! دارنده ى عظمت و بزرگى و بزرگوارى و حمد و سپاسى (سپاس مخصوص تو است).
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۱۶ - فراز ۷
وَ أَنْتَ الَّذِي عَفْوُهُ أَعْلَى مِنْ عِقَابِهِ.
و تو آنیکه بخشش از کیفرش برتر است (حبیب ابن حرث به رسول خدا صلى الله علیه و آله گفت: من مردى هستم بسیار گناهکار، حضرت به او فرمود: اى حبیب به درگاه خدا توبه کن، گفت: توبه مى کنم باز هم مرتکب مى شوم، فرمود: هر چه گناه کردى توبه کن تا اینکه فرمود: اى حبیب عفو خدا از گناهان تو بیشتر است).
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۷ - فراز ۱۰
وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، الدَّانِي فِي عُلُوِّهِ، وَ الْعَالِي فِي دُنُوِّهِ.
و توئى خدائى که جز تو پرستش شده اى نیست، با بلندى خویش نزدیک (به هر چیز از خود آن به آن نزدیکتر است، زیرا آفریننده و داناى به آن است) و با نزدیک بودن بلند است (وهم و اندیشه بکنه و حقیقت او راه ندارد، نزدیکى و بلندى او نزدیکى و بلندى عقلى است نه مکانى که جمع بین ضدین باشد).
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۸ - فراز ۱۲
فَتَعَالَيْتَ عَنِ الْأَشْبَاهِ وَ الْأَضْدَادِ، وَ تَكَبَّرْتَ عَنِ الْأَمْثَالِ وَ الْأَنْدَادِ، فَسُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ.
پس تو از داشتن مانندها و همتاها برتر و از داشتن مانندها و همتاها بزرگترى و (از صفات آفریده شدگان) منزه و پاکى جز تو خدائى نیست (که شایسته ى پرستش باشد).
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۸ - فراز ۱۵
إِلَهِي إِنْ رَفَعْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَضَعُنِي، وَ إِنْ وَضَعْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْفَعُنِي، وَ إِنْ أَكْرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يُهِينُنِي، وَ إِنْ أَهَنْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يُكْرِمُنِي، وَ إِنْ عَذَّبْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْحَمُنِي، وَ إِنْ أَهْلَكْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَعْرِضُ لَكَ فِي عَبْدِكَ، أَوْ يَسْأَلُكَ عَنْ أَمْرِهِ، وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ لَيْسَ فِي حُكْمِكَ ظُلْمٌ، وَ لَا فِي نَقِمَتِكَ عَجَلَةٌ، وَ إِنَّمَا يَعْجَلُ مَنْ يَخَافُ الْفَوْتَ، وَ إِنَّمَا يَحْتَاجُ إِلَى الظُّلْمِ الضَّعِيفُ، وَ قَدْ تَعَالَيْتَ يَا إِلَهِي عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً.
اى خداى من اگر تو مرا بلند مرتبه گردانى پس کیست آنکه مرا پست نماید، و اگر مرا پست کنى پس کیست آنکه بلندم گرداند، و اگر مرا گرامى دارى پس کیست آنکه خوارم کند، و اگر مرا خوار کنى پس کیست آنکه گرامیم دارد، و اگر مرا عذاب و شکنجه نمائى پس کیست آنکه بر من رحم و مهربانى داشته باشد، و اگر مرا هلاک و تباه سازى پس کیست آنکه درباره ى بنده ات براى تو مانع و جلوگیر شود، یا تو را از کار او (از روى منازعه و اعتراض) پرستش نماید؟؟ و من دانسته ام که در حکم و فرمانت ستمى و در انتقام و به کیفر رساندنت شتابى نیست، و جز این نیست که کسى شتاب مىکند که از فوت شدن و وقت کار گذشتن بترسد، و ضعیف و ناتوان به ستم نیازمند است، و تو- اى خداى من- برترى از اینکه ستم یا شتاب کنى برترى بزرگ (بى پایان).
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۶ - فراز ۱۲
انْصَرَفَتِ الْآمَالُ دُونَ مَدَى كَرَمِكَ بِالْحَاجَاتِ، وَ امْتَلَأَتْ بِفَيْضِ جُودِكَ أَوْعِيَةُ الطَّلِبَاتِ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَ بُلُوغِ نَعْتِكَ الصِّفَاتُ، فَلَكَ الْعُلُوُّ الْأَعْلَى فَوْقَ كُلِّ عَالٍ، وَ الْجَلَالُ الْأَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلَالٍ.
آرزوها پیش از رسیدن به منتهى و پایان جود و بخشش تو با (روا شدن) خواسته ها برگشتند (زیرا غایت و منتهى براى کرم وجود تو نیست) و جامه اى حاجات و خواسته ها به جریان و روان شدن جود و بخشش تو پر شد، و اوصاف پیش از رسیدن به (کنه و حقیقت) وصف تو از هم گسیختند (ناتوان گشته مانده اند) زیرا بلندترین بلندى بر بالاى هر بلندى، و بزرگترین بزرگى بر بالاى هر بزرگى بس تو را است (نه غیر تو را).
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۶ - فراز ۲۳
حُجَّتُكَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ تُوصَفَ بِكُلِّهَا، وَ مَجْدُكَ أَرْفَعُ مِنْ أَنْ يُحَدَّ بِكُنْهِهِ، وَ نِعْمَتُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُحْصَى بِأَسْرِهَا، وَ إِحْسَانُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُشْكَرَ عَلَى أَقَلِّهِ.
حجت و دلیل تو بزرگتر از آنست که به همه ى (وصف) آن وصف شود (حجت تو منزه است از اینکه مخلوق و آفریده اى بر احاطه ى به وصف آن توانائى داشته باشد) و بزرگى تو بالاتر از آنست که کنه و حقیقت آن به حدى درآید (پایانى براى آن تعیین گردد) و نعمت تو افزونتر از آنست که همه ى آن شمرده شود، و نیکى تو بیشتر از آنست که بر کمتر آن سپاس گزارده شوى
لاَ يَسْتَقِيمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلاَّ بِثَلاَث: بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ، وَبِاسْتِكْتَامِهَا لِتَظْهَرَ، وَبِتَعْجِيلِهَا لِتَهْنُؤَ.
امام(عليه السلام) فرمود: برآوردن حاجات مردم كامل نمى شود مگر به سه چيز: كوچك شمردنش تا بزرگ گردد، و مكتوم داشتنش تا آشكار شود، و تعجيل در آن تا گوارا گردد.
شرح و تفسير
سه شرط خدمت به مردم مى دانيم برآوردن حوايج نيازمندان و حل مشكلات مردم از مهم ترين مستحبات و بهترين طاعات است تا آنجا كه در حديثى از امام صادق(عليه السلام)مى خوانيم: «مَنْ سَعَى فِي حَاجَةِ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ طَلَبَ وَجْهِ اللَّهِ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَسَنَة يَغْفِرُ فِيهَا لاَِقَارِبِهِ وَ جِيرَانِهِ وَ إِخْوَانِهِ وَمَعَارِفِه; كسى كه براى برآوردن حاجت برادر مسلمانش تلاش و كوشش كند براى جلب رضاى پروردگار، خداوند متعال هزار هزار حسنه در نامه اعمال او مى نويسد و حتى به سبب آن بستگان و همسايگان و برادران دينى و آشنايانش مشمول غفران الهى مى شوند». امام(عليه السلام) در اين گفتار نورانى اش شرايط كمال قضاى حوايج را در سه چيز خلاصه كرده، مى فرمايد: «برآوردن حاجات مردم كامل نمى شود مگر به سه چيز كوچك شمردنش تا بزرگ گردد و مكتوم داشتنش تا آشكار شود و تعجيل در آن تا گوارا گردد»; (لاَ يَسْتَقِيمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلاَّ بِثَلاَث: بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ، وَبِاسْتِكْتَامِهَا لِتَظْهَرَ، وَبِتَعْجِيلِهَا لِتَهْنُؤَ). بسيارند كسانى كه وقتى حاجت نيازمندى را بر مى آورند آن را بزرگ مى شمرند و همه جا عنوان مى كنند و گاه براى انجام دادن آن امروز و فردا دارند، به گونه اى كه حاجتمند، خسته و شرمنده مى شود. اين گونه قضاى حاجات ارزشى ندارد; انجام خواسته هاى مردم در صورتى ارزش پيدا مى كند كه انسان آن را كوچك بشمرد و اين نشانه بزرگى شخصى است كه حاجت را برآورده است. هنگامى كه او در نظرها بزرگ شد كار او نيز بزرگ شمرده مى شود. همچنين در صورتى ارزشمند است كه آن را پنهان دارد تا آبروى تقاضا كننده نزد همه محفوظ بماند; ولى از آنجا كه حس كنجكاوى در مردم زياد است، سرانجام اين گونه خدمات آشكار مى شود و با اهميت از آن و صاحبش ياد مى كنند و او را به فضايل اخلاقى مى ستايند. اضافه بر اين اداى حاجتى ارزشمند و گواراست كه به سرعت انجام گيرد، زيرا در غير اين صورت حاجتمند ناچار است بارها به در خانه كسى كه به او نياز دارد برود و هر بار رنج تازه اى را بر روح خود تحميل كند. در اين هنگام چنانچه حاجت او برآورده شد برايش گوارا نخواهد بود. لام در جمله «لِتَعْظُمَ» و «لِتَظْهَرَ» و «لِتَهْنُؤَ» به اصطلاح لام عاقبت است نه لام علت; يعنى اين سه كار، اين سه نتيجه را در پى دارد. گفتنى است كه در دستورات اسلامى نه تنها مسئله قضاى حوائج از بزرگ ترين كارهاى خير شمرده شده، بلكه چگونگى آن از جهات مختلف نيز تعليم داده شده است تا قضاى حوائج به صورت كاملاً انسانى و گوارا صورت گيرد. شبيه همين كلام به تعبير ديگرى از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است; آنجا كه مى فرمايد: «رَأَيْتُ الْمَعْرُوفَ لاَ يَصْلُحُ إِلاَّ بِثَلاَثِ خِصَال تَصْغِيرِهِ وَتَسْتِيرِهِ وَتَعْجِيلِهِ فَإِنَّكَ إِذَا صَغَّرْتَهُ عَظَّمْتَهُ عِنْدَ مَنْ تَصْنَعُهُ إِلَيْهِ وَ إِذَا سَتَّرْتَهُ تَمَّمْتَهُ وَإِذَا عَجَّلْتَهُ هَنَّأْتَهُ وَإِنْ كَانَ غَيْرُ ذَلِكَ سَخَّفْتَهُ وَنَكَّدْتَهُ; چنين ديدم كه كارهاى نيك جز به سه خصلت اصلاح نمى پذيرد: كوچك شمردن و پنهان داشتن و تعجيل كردن در آن، زيرا هنگامى كه آن را كوچك بشمرى نزد كسى كه به او نيكى كرده اى بزرگ خواهد بود و زمانى كه پنهانش دارى آن را به كمال رسانده اى و چون در آن تعجيل كنى گوارايش ساخته اى و اگر غير از اين باشد آن را سخيف و بى ارزش كرده اى». البته در قرآن مجيد دستور به انفاق هاى پنهان و آشكار هر دو داده شده و كسانى را كه اموال خود را در شب و روز به صورت پنهان و آشكار انفاق مى كنند اجر الهى وعده داده شده و هرگونه ترس و غم (از عذاب هاى آخرت و مشكلات دنيا) از ايشان نفى شده است. (الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ سِرًّا وَعَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ). ولى اين دستور با آنچه در بالا آمد منافاتى ندارد، زيرا گاه انفاق آشكار سبب تشويق ديگران مى گردد و سرمشقى براى سايرين است و در نتيجه انفاقى انفاق هاى ديگر را در پى دارد و از اين نظر مطلوب است افزون بر اين تظاهر به انفاق سوء ظن مردم را به اشخاص در مورد صفت بخل و خسيس بودن و عدم اداى واجبات از ميان مى برد و اين خود هدف مهم ديگرى است; ولى در هر حال اصل و اساس بر اين است كه انفاق و قضاى حوايج مكتوم باشد جز در موارد استثنايى مثل آنچه در بالا آمد. از اين رو در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه «إِنَّ صَدَقَةَ السِّرِّ فِي التَّطَوُّعِ تَفْضُلُ عَلاَنِيَتَهَا بِسَبْعِينَ ضِعْفاً وَصَدَقَةَ الْفَرِيضَةِ عَلاَنِيَتُهَا أَفْضَلُ مِنْ سِرِّهَا بِخَمْسَة وَعِشْرِينَ ضِعْفاً; صدقه مستحب اگر پنهان باشد از صدقه آشكار هفتاد مرتبه بالاتر است و صدقه واجب اگر آشكار باشد از صدقه پنهان بيست و پنج بار افضل است».
شرح آیه 142 سوره مبارکه بقره
142- سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا ۚ قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
142- به زودى مردم سبک مغز مى گویند: «چه چیز آنها [= مسلمانان ]را، از قبله اى که بر آن بودند، بازگردانید؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آنِ خداست، خدا هرکس را بخواهد، به راه راست هدایت مى کند.»
ماجراى تغییر قبله
این آیه و چند آیه بعد، به یکى از تحولات مهم تاریخ اسلام که موجى عظیم در میان مردم به وجود آورد، اشاره مى کند.
توضیح این که: پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مدت سیزده سال پس از بعثت، در «مکّه»، و چند ماه بعد از هجرت، در «مدینه» به امر خدا به سوى «بیت المقدس» نماز مى خواند، ولى بعد از آن، قبله تغییر یافت و مسلمانان مأمور شدند به سوى «کعبه» نماز بگزارند.
در این که مدت عبادت مسلمانان به سوى بیت المقدس در «مدینه» چند ماه بود، مفسران اختلاف نظر دارند، از هفت ماه تا هفده ماه ذکر کرده اند، ولى هر چه بود در این مدت مورد سرزنش یهود قرار داشتند; چرا که «بیت المقدس» در اصل قبله یهود بود، آنها به مسلمانان مى گفتند: اینان از خود استقلال ندارند و به سوى قبله ما نماز مى خوانند، و این دلیل آن است که ما بر حقیم.
این گفتگوها براى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و مسلمانان ناگوار بود، آنها از یکسو مطیع فرمان خدا بودند.
و از سوى دیگر طعنه هاى یهود از آنها قطع نمى شد، براى همین جهت پیامبر(صلى الله علیه وآله) شبها به اطراف آسمان مى نگریست، گویا در انتظار وحى الهى بود.
مدتى از این انتظار گذشت، تا این که فرمان تغییر قبله صادر شد و در حالى که پیامبر دو رکعت نماز ظهر را در مسجد «بنى سالم» به سوى بیت المقدس خوانده بود «جبرئیل» مأمور شد بازوى پیامبر(صلى الله علیه وآله) را بگیرد و روى او را به سوى کعبه بگرداند.(1)
یهود از این ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شیوه دیرینه خود به بهانه جوئى و ایراد گیرى پرداختند.
آنها قبلاً مى گفتند: ما بهتر از مسلمانان هستیم; چرا که آنها از نظر قبله استقلال ندارند و پیرو ما هستند، اما همین که دستور تغییر قبله از ناحیه خدا صادر شد، زبان به اعتراض گشودند چنان که قرآن در آیه مورد بحث مى گوید:
«به زودى بعضى از سبک مغزان مردم مى گویند چه چیز آنها (مسلمانان) را از قبله اى که بر آن بودند بر گردانید»؟ (سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النّاسِ ما وَلاّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی کانُوا عَلَیْها).
چرا اینها از قبله پیامبران پیشین، امروز اعراض نمودند؟ اگر قبله اول صحیح بود این تغییر چه معنى دارد؟
و اگر دومى صحیح است چرا سیزده سال و چند ماه به سوى بیت المقدس نماز خواندید؟!
خداوند به پیامبرش دستور مى دهد: «به آنها بگو شرق و غرب عالم از آن خداست، هر کس را بخواهد به راه راست هدایت مى کند» (قُلْ لِلّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراط مُسْتَقیم).
این یک دلیل قاطع و روشن در برابر بهانه جویان بود که بیت المقدس و کعبه و همه جا ملک خدا است، اصلاً خدا خانه و مکانى ندارد، مهم آن است که تسلیم فرمان او باشید، هر جا خدا دستور دهد به آن سو نماز بخوانند، مقدس و محترم است، و هیچ مکانى بدون عنایت او داراى شرافت ذاتى نمى باشد.
تغییر قبله در حقیقت مراحل مختلف آزمایش و تکامل است و هر یک مصداقى است از هدایت الهى، او است که انسان ها را به صراط مستقیم رهنمون مى شود.
* * *
نکته ها:
1 ـ «سُفَهاء» جمع «سفیه»
در اصل به معنى کسى است که بدنش سبک باشد و به آسانى جابه جا شود، عرب به افسارهاى سبک وزن حیوانات که به هر طرف حرکت مى کند «سفیه» مى گوید، ولى این کلمه تدریجاً به معنى «سبک مغز» به کار رفته و به صورت معنى اصلى در آمده، خواه این سبک مغزى در امور دینى باشد یا دنیوى.
* * *
2 ـ سابقاً گفتیم مسأله «نسخ»
احکام و تغییر برنامه هاى تربیتى در مقطع هاى مختلف زمانى، مسأله تازه یا عجیبى نیست که مورد ایراد قرار گیرد، ولى بهانه جویان یهود، این مطلب را دستاویز خوبى براى انحراف افکار از اسلام پنداشتند، و روى آن تبلیغات زیادى کردند، اما چنان که در آیات بعد، خواهیم دید قرآن به آنها پاسخ هاى منطقى و دندان شکن داده است.
* * *
3 ـ جمله: یَهْدِی مَنْ یَشاءُ
«هر کس را خدا بخواهد هدایت مى کند» چنان که سابقاً نیز گفته ایم به این معنى نیست که خداوند بدون حساب کسى را هدایت مى کند، بلکه این مشیت از «حکمت» خداوند و حساب مصالح و مفاسد سرچشمه مى گیرد.
* * *
1 ـ «مجمع البیان»، جلد اول، صفحه 223 ـ «مستدرک الوسائل»، جلد 3، صفحات 170 و 171، حدیث 3292 ـ 4 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحه 196، و جلد 81، صفحات 61 و 62 ـ تفسیر «قمى»، جلد 1، صفحات 62 و 63 (مؤسسه دار الکتاب).
.................
تفسیر نمونه
سومین جلسه از سلسله جلسات ماهیانه و کارگاهی بازآموزی و ارتقای حافظان ویژه بانوان، ۲۵ مردادماه برگزار میشود.
داوری اجرای تعدادی از حافظان در رشتههای حفظ ۲۰،۱۰،۵، و ۳۰ جزء و تشریح نکات مربوط به هر حافظ، ارائه نکات تجویدی و صوت و لحنی توسط شهین ملکوتیان، استاد و داور این عرصه، ارائه نکات وقف و ابتدا توسط حمیده تجملیان، مدرس این رشته، همخوانی فایل تمرینی نغمه سهگاه ویژه حاضران و داوری آن توسط خانم قریشینسب از جمله برنامههای این جلسه است.
این برنامه از سوی مجمع قاریان و حافظان یزد با همکاری اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان یزد و اداره امور قرآنی اوقاف و امور خیریه استان یزد فردا، ساعت ۱۷ در سالن اجتماعات امامزاده جعفر(ع) در شهر یزد، خیابان بعثت برگزار میشود.
| پنجمین همایش بین المللی اربعین حسینی با موضوع اربعین؛ جامعه نوین جهانی و تحولات فراملی ۱۴ شهریور ۱۴۰۱ به همت دانشگاه علامه طباطبائی و با حضور دانشمندان جهان اسلام برگزار میشود. |
به گزارش خبرگزاری شبستان، دکتر عبدالله معتمدی، رئیس دانشگاه علامه طباطبائی گفت: پنجمین همایش بین المللی اربعین با اهتمام دانشمندان جهان اسلام که از مناظر گوناگون از اربعین سیراب شده اند، ۱۴ شهریور نخستین سال قرن پانزدهم هجری شمسی برگزار می شود.
وی افزود: تأمل عالمانه همه علاقه مندان دانشگاهی در این آیین آینده ساز نقش مهمی در ساختن جامعه طیبه خواهد داشت. امید داریم هر قدمی که برای تبیین مجاهدانه اربعین برمی داریم علاوه بر روشنگری برای اهالی علم و دانش و دانشجویان، باقیات و صالحاتی باشد برای نویسندگان و میراثی باشد که دستمایه آیندگان برای ساختن تجددی دیگر باشد.
دکتر معتمدی یکی از برنامه های این دانشگاه به طور ویژه برای اربعین را برگزاری پنجمین دوره همایش بین المللی اربعین حسینی ذکر کرد و یادآور شد: کمیته های این همایش یک روزه تشکیل و فراخوان ارسال مقالات به دبیرخانه آن اعلام شده است.
وی عنوان اصلی این همایش را اربعین؛ جامعه نوین جهانی و تحولات فراملی اعلام کرد و یادآور شد: اربعین؛ سبک زندگی، فراملی شدن و تحولات جهان اسلام، اربعین و هویت، اربعین پاسخی به نیازهای معنوی، روانی و تربیتی، اربعین؛ فرهنگ، هنر و رسانه، اربعین؛ گروه ها و سرمایه اجتماعی، آسیب شناسی اربعین، حوزه های علوم انسانی و اربعین، اربعین و نیازهای معنوی، روانی و تربیتی برخی از محورهای اصلی این همایش بین المللی است.
رئیس دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به اینکه چهارمین همایش بین المللی اربعین دانشگاه علامه طباطبائی در مهر سال ۱۳۹۹ مصادف با ایام اربعین حسینی برگزار شد، گفت: این همایش از سال ۹۵ هرساله توسط این دانشگاه برگزار می شود و امسال نیز با مدیریت دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه برپا میشود. تا پیش از کرونا چهار دوره آن برگزار شد و پنجمین دوره آن با ۲ سال وقفه به دلیل شیوع کرونا در کشور شهریورماه امسال برگزار می شود.
وی خاطرنشان کرد: همایش بین المللی اربعین فرصتی است برای تمام صاحبان اندیشه به ویژه کسانی که در مورد این رویداد تحقیقاتی انجام داده اند تا ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، معنوی و دینی این رویداد با عظمت را تشریح کنند. اربعین ظرفیت وحدت بخشی به تمامی انسانهای آزاده دنیا را با هر دین و مسلک دارد، اربعین تجلی اخلاص یک امت را برای بزرگداشت ارزش های والای انسانی به نمایش می گذارد.
دکتر معتمدی همچنین گفت: اربعین احترام به شخصیت امام بزرگواری است که تمام سرمایههای مادی و جان و مال خود و فرزندانش را فدا کرد تا پرچم مبارزه با ظلم همیشه برافراشته باقی بماند و حقیقت اسلام برای همه بشریت روشن شود.
وی افزود: دانشگاه علامه طباطبائی در کنار برگزاری این همایش بین المللی تسهیلاتی را برای حضور دانشجویان، کارکنان و استادان دانشگاه در پیاده روی اربعین فراهم کرده است تا آنها بتوانند در خلق این حماسه بزرگ نقش آفرینی کنند و از برکات حضور در زیارت اربعین امام حسین (ع) بهره مند شوند. هر ساله هزینه سفر به کارکنان و اعضای هیئت علمی دانشگاه برای شرکت در این مراسم بزرگ پرداخت می شود، تصریح کرد: امسال نیز هزینه سفر در نظر گرفته شده است تا همکارانی که مایل به سفر اربعین هستند، بتوانند از آن استفاده کنند.
رئیس دانشگاه علامه طباطبائی در ادامه گفت: بسیج دانشجویی دانشگاه برای حضور دانشجویان علاقه مند، برنامه ریزی هایی انجام داده و با اعطای کمک مالی به داوطلبان، امکان حضور آنها راز در این رویداد بی نظیر فراهم کرده است.
گفتنی است پیادهروی اربعین بزرگ ترین پیاده روی و گردهمایی عمومی سالانه در جهان است. این مراسم شامل حرکت شمار زیادی از علاقه مندان اباعبدالله حسین (ع) از اطراف مرزهای عراق به سمت شهر کربلای معلی است. پیاده روی اربعین حسینی در ۲ سال اخیر به دلیل همه گیری کرونا و موافقت نکردن مقام های ارشد عراق برگزار نشد. امسال ۲۶ شهریورماه روز اربعین حسینی است.














