- تــازه ها
- آموزش قرآن
- پربازدید
- در مقالات و پژوهش های قرآنی
- در ویژه های احسن الحدیث
- در کلیپ صوتی و تصویری
- در ویژه های احسن الحدیث
- در مقالات و پژوهش های قرآنی
- در ویژه های احسن الحدیث
- در کلیپ صوتی و تصویری
- در نکات و تفاسیر قرآنی
- در علما و دانشمندان شیعه
- در ویژه های احسن الحدیث
- در تفسیر قرآن کریم استاد مفسر دکتر محمدعلی انصاری (4972 کلیپ)
خطبه صد و یازده، بخش دوم
لَمْ یَکُنِ امْرُؤٌ مِنْهَا فِی حَبْرَة إلاَّ
گوشه ای از رحمت نبوی صلی الله علیه و آله
زمان: 3 دقیقه
خطبه صد و نود و یک، بخش سوم
فَأَهْطِعُوا بِأَسْمَاعِکُمْ إِلَیْهَا، وَ أَلظُّوا
حکومت داود و سلیمان
شرح آیات 15 و 16 سوره مبارکه نمل
15وَ لَقَدْ آتَیْنا
دریافتن نسیم خوش رضا و آرامش دل، درانجام واجبات
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۲ - فراز ۱۱
اللَّهُمَّ
آمار بازدید
احسن الحدیث
✅ حيوانات در قرآن (قسمت دوم - آخر)
21. سگ:« فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ » (اعراف / 176) مثل او همچون سگ (هار ) است كه اگر به او حمله كني ، دهانش را باز، و زبانش را بيرون ميآورد.
22. مورچه« قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا الَّنمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ » (نمل / 18) مورچهاي گفت: به لانههاي خود برويد.
23. موريانه:« ما دَلَّهُمْ عَلي مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ » (سبا / 14) كسي آنها را از مرگ وي آگاه نساخت مگر موريانه كه عصاي او را ميخورد.
24. گرگ:« وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ » (يوسف / 17) و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم، وگرگ او را خورد.
25. گوسفند:« وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما » (انعام / 146) واز گاو وگوسفند پيه وچربيشان را بر آنان (يهوديان)تحريم نموديم.
26. عنكبوت:« إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ » (عنكبوت / 41) سستترين خانهها، خانه عنكبوت است.
27. كلاغ:« فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ » (مائده / 31) سپس خداوند كلاغي را فرستاد كه در زمين، جستجو(وكند و كاو) ميكرد.
28. پروانه:« يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ » (قارعه / 4) روزي كه مردم مانند پروانههاي پراكنده خواهند بود.
29. حيوانات شكاري: « قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ » (مائده / 4) بگو براي شما هر چه پاكيزه است حلال شده، صداي كه به سگان شكاري آموختهايد.
30. ماده شتر: « ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ » (مائده / 103) خدا براي شتر ماده حكمي مقرر نفرموده.
31. شتر آزاد كه براي نذري و قرباني گذاشته شود: « ما جَعَلَ اللَّهُ ...وَ لا سائِبَةٍ » (مائده / 103) خدا حكمي مقرر نفرموده براي شتر نذر شده.
32. گوسفند ماده: « وَ لا وَصِيلَةٍ » (مائده / 103) خداوند حكمي مقرر نفرموده براي گوسفند.
33. شتر آزاد: « وَ لا حامٍ » (مائده / 103) خداوند حكمي مقرر نفرموده براي شتر آزاد.
34. شتران باركش: « وَ مِنَ الْأَنْعامِ حَمُولَةً » (انعام / 142) و از بعضي از حيوانات استفاده باربري و سواري كنيد.
35. چهارپايان: « وَ مِنَ الْأَنْعامِ » (انعام / 142) و از بعضي از حيوانات.
36. دستههاي مرغان: « وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ » (فيل / 3) و بر سر آنها پرندگاني را گروه گروه فرستاد.
37. اسبان نيكو: « إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ » (ص / 31) ياد كن وقتي را كه بر او اسبهاي بسيار تند و نيكو را هنگام عصر ارائه دادند.
38. ميش ماده: « وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ » (ص / 23) و من يك ميش دارم.
39. قرباني كه به مكه فرستند: « وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ » (حج / 36) و نحر شتران فربه را از شعائر حج قرار داديم.
40. اسبان دونده: « وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً » (عاديات / 1) قسم به اسباني كه نفسشان به شماره افتاده.
41. گوساله: « ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ » (بقره / 51) پس شما گوساله پرستي اختيار كرديد.
42. شتران ده ماهه آبستن: « وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ » (تكوير / 4) و شتران آبستن به كلي رها كنند و بدور افكنند.
43. گاو ميانسال: « عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ » (بقره / 68) بلكه ميان اين دو.
✅ حيوانات در قرآن (قسمت اول)
1. گاو:« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً » (بقره / 67) خداوند به شما دستور ميدهد ماده گاوي را ذبح كنيد.
2. شتر:« هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً » (اعراف / 73) اين شتر الهي براي شما معجزهاي است.
3. مار:« فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعي» (طه / 20) پس موسي آن(عصا)را افكند، كه ناگهان ماري شد كه به هر سو ميشتافت.
4. اژدها:« فَأَلْقي عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ » (اعراف / 107) (موسي) عصاي خود را افكند، ناگهان اژدهايي آشكار شد.
5. ملخ:« يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ» (قمر / 7) همچون ملخهاي پراكنده از قبرها خارج ميشوند.
6. خوك:« أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ » (انعام / 145) يا گوشت خوك كه اينها پليدند.
7. ميمون:« فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ » (بقره / 65) ما به آنها گفتيم: به صورت بوزينههايي طرد شده دراييد.
8. قورباغه:« فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ » (اعراف / 133) سپس (بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل كرديم) طوفان و ملخ و افت گياهي و قورباغههاو...
9. بز:« وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ » (انعام / 143) واز بز دو جفت.
10. ميش:« مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ » (انعام / 143) از ميش دو جفت.
11. زنبورعسل:« وَ أَوْحي رَبُّكَ إِلَي النَّحْلِ » (نحل / 68) و پروردگار تو به زنبورعسل وحي (الهام غريزي) نمود.
12. مگس:« إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً » (حج / 73) كساني را كه غير از خدا ميخوانيد،هرگز نميتوانند مگسي بيافرينند.
13. شانه به سر يا هدهد:« فَقالَ لا أَرَي الْهُدْهُدَ » (نمل / 20) (و سليمان )گفت:چرا هدهد را نميبينم.
14. پشه:« إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها » (بقره / 26) خداوند از اينكه (به موجودات ظاهرا كوچكي مانند) پشه و حتي كمتر از آن، مثال بزند شرم نميكند.
15. استر:« وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً » (نحل / 8) هم چنين اسبها واسترها و الاغها را آفريد، تا بر آنها سوار شويد و زينت شما باشد.
16. الاغ:« كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً » (جمعه / 5) مانند الاغي هستند كه كتابهايي حمل ميكنند.
17. اسب:« وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ » (انفال / 60) هر نيرويي در قدرت داريد، براي مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازيد و (همچنين) اسبهاي ورزيده.
18. ماهي:« فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ » (صافات / 142) (او را به دريا افكندند) وماهي عظيمي او را بلعيد، در حاليكه مستحق سرزنش بود.
19. فيل« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ » (فيل / 1) ايا نديدي پروردگارت با فيل سواران چه كرد؟
20. شير:« فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ » (مدثر / 51) كه از (مقابل) شيري فرار كردهاند.
✅ کودكان، نوجوانان و فرزندان در قرآن
از كودكان، نوجوانان، و فرزندان در قرآن كريم دربارة افراد مختلف با الفاظ متفاوت سخن به ميان آمده كه به مواردي از آن اشاره مينمائيم.
1. كودكي موسي: «فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ»[1] «و چون از آسيب فرعونيان به او ترسيدي به دريا بينداز.»
2. كودكي عيسي: «فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا»[2] «مريم با اشاره حواله به طفل داد آنها گفتند ما چگونه با طفل در گهواره سخن بگوئيم.»
3. كودكي يحيي: «يا يَحْيي خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا»[3] «اي يحيي كتاب آسماني ما را به قوت نبوت فراگير و به او در همان سن كودكي مقام نبوت بخشيديم.»
4. كودكي يوسف: «قالَ يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلي إِخْوَتِكَ»[4] «گفت اي فرزند زنهار خواب خود را به برادران حكايت مكن.»
5. اسماعيل: «يا بُنَيَّ إِنِّي أَري فِي الْنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ»[5] «ابراهيم گفت: اي فرزند عزيزم من در عالم خواب چنين ديدم كه تو را قرباني كنم.»
6. فرزندان ابراهيم: «وَ وَصَّي بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ»[6] «ابراهيم و يعقوب به فرزندان خود توصيه نمودند.»
7. فرزندان يعقوب: «يا بُنيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ»[7] «و گفت اي پسران من همه از يك در وارد نشويد.»
8. امام حسن و امام حسين ـ عليه السلام ـ : «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ»[8] «بگو بيائيد ما و شما با فرزندان و زنان به مباهله برخيزيم.»
9. پسر نوج: «يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ»[9] «اي پسر تو هم به اين كشتي سوار شو و با كافران همراه مباش.»
[1] . سورة قصص، آية 7.
[2] . سورة مريم، آية 29.
[3] . سورة مريم، آية 12.
[4] . سورة يوسف، آية 5.
[5] . سورة صافات، آية 102.
[6] . سورةبقره، آية 132.
[7] . سورةيوسف، آية 67.
[8] . سورةآل عمران، آية 61.
[9] . سورةهود، آية 42.
✅ اشياء مختلف در قرآن
1. ميخ: « وَ الْجِبالَ أَوْتاداً » (نبأ / 7) و كوهها را ميخهاي زمين.
2. پشم: « وَ مِنْ أَصْوافِها » (نحل / 80) و از پشمهاي آنان .
3. كرك: «وَ أوبارَها» (نحل / 80) و كركهاي آنها.
4. مو: « وَ أَشْعارِها » (نحل / 80) و موهاي آنها.
5. اثاث: « أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلي حِينٍ » (نحل / 80) اثاث و متاع(و وسايل مختلف زندگي) تا زمان معيني قرار داد.
6. قلم: « ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ » (قلم / 1) ن، سوگند به قلم و آنچه مينويسند.
7. ظروف غذا: « يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ » (سبأ / 13) آنها هر چه سليمان ميخواست برايش درست ميكردند: معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها. سوزن: « وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ 8. حَتَّي يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ » (اعراف / 40) و (هيچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد.
9. چراغدان: «مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكوةٍ» (نور / 35) مثل نور خداوند همانند چراغداني است.
10. چراغ: « الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ » (نور / 35) و آن چراغ در شيشهاي است.
11. تخت: « مُتَّكِئِينَ عَلي سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ » (طور / 20) در حالي كه بر تختهاي صف كشيده در كنار هم تكيه ميزنند.
12. پرده: « وَ عَلي أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ » (بقره / 7) و بر چشمهايشان پردهاي افكنده شده.
13. سفال: « خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ » (رحمان / 14) انسان را از گل خشكيدهاي همچون سفال آفريد.
14. ديگ: « وَ قُدُورٍ راسِياتٍ » (سبأ / 13) و ديگهاي ثابت(كه از بزرگي قابل حمل و نقل نبود.
15. پيمانه: « وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ » (اسراء / 35) و هنگامي كه پيمانه ميكنيد،حق پيمانه را ادا نماييد.
16. ترازو: « وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ » (اسراء / 35) و با ترازوي درست وزن كنيد.
17. كليد: « لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » (زمر / 63) كليدهاي آسمانها وزمين از آن اوست.
18. آبريز(ظرف دستشويي): « بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ » (واقعه / 18) با جامها و آبريزها.
19. پياله: « وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ» (واقعه / 18) وپياله (ها)يي از بادهناب روان.
20. قفل: « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلي قُلُوبٍ أَقْفالُها » (محمد / 24) آيا آنها در قران تدبر نميكنند،يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟
21. دلو: « فَأَدْلي دَلْوَهُ » (يوسف / 19) او دلو خود را در چاه افكند.
22. بالش: « مُتَّكِئِينَ عَلي رَفْرَفٍ خُضْرٍ » (رحمان / 76) بر بالش سبز تكيه زدهاند.
23. فرش: « وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ » (رحمان / 76) وفرش نيكو تكيه زدهاند.
24. عصا: « قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها » (طه / 18) (موسي) گفت: اين عصاي من است، بر آن تكيه ميدهم.
25. صندلي و تخت: « وَ أَلْقَيْنا عَلي كُرْسِيِّهِ جَسَداً » (ص / 34) و بر تخت او (سليمان) جسدي بيفكنديم.

























