مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى کنند

شرح آیه 18 سوره مبارکه حج

18أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ

بیشتر...

خطبه صد و پنجاه و یکم، بخش اول

 

وَ أَحْمَدُ اللّهَ وَ أَسْتَعِینُهُ عَلَى مَدَاحِرِ

بیشتر...

شرح نهج البلاغه،خطبه 85، استاد مفسر دکتر محمدعلی

فلسفه ی آزمایش ها،آیت الله مکارم شیرازی-بارگزاری

دریافت فایل صوتی

حجم: 9.2 MB

زمان: 60 دقیقه

بیشتر...

آغاز نبوت و چگونگى نزول قرآن

 

چکیده: در رابطه با آغاز نبوت و چگونگى نزول قرآن بر

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
78646
80916
152565689
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

شنبه, 06 آبان 1396 10:27

مسعود عنایتی مقدم، قاری و داور مسابقات قرآن کشورمان به توضیحاتی در مورد ترتیل پرداخت و با برشمردن نقش بالای رسانه در رساندن ترتیل به نقطه ایده‌آل بیان کرد: رسانه می‌تواند در این زمینه نقش کارشناسانه مؤثری داشته باشد و باید ترتیل‌های استاندارد را معرفی کند. رسانه؛ ترتیل‌های استاندارد را معرفی کند
مسعود عنایتی مقدم، قاری ممتاز کشورمان و داور مسابقات قرآن در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) ضمن تعریف ترتیل بیان کرد: امام علی(ع) فرمودند: «الترتیل حفظ الوقوف و اداء الحروف»، به این معنا که ترتیل به معنای رعایت وقف و ابتدا و ادای صحیح حروف است، لذا عبارت ترتیل که در آیه ۴ سوره مبارکه مزمل به کار رفته «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا» نیز به همین معناست.
وی در ادامه افزود: اما آن چیزی که امروزه مصطلح شده است در واقع نام علمی آن تحدیر است، ما سه روش را در قرائت قرآن داریم که عبارتند از تحقیق، تدویر و تحدیر که ترتیل مصطلح در واقع تحدیر است که در بین مردم به ترتیل شهرت یافته است. البته شاید بتوانیم این نکته را نیز بگوییم که در ترتیل‌خوانی مصطلح نیز قاری به دنبال حفظ الوقوف و اداء الحروف است و به این صورت می‌توان این ارتباط معنایی را با آیه ۴ سوره مزمل ایجاد کنیم.
عنایتی مقدم تصریح کرد: همچنین با توجه به این تعریف می‌توانیم بگوییم تلاوت قرآن به شیوه تحقیق نیز می‌تواند نوعی از ترتیل مصطلح باشد؛ چرا که دو مؤلفه فوق‌الذکر در آن رعایت می‌شود.
قاری برجسته کشورمان در پاسخ به این سؤال که شاخصه‌های یک ترتیل استاندارد چه مواردی هستند؟ بیان کرد: در قرائت قرآن یک‌سری قواعد مانند قواعد تجویدی باید رعایت شود، علاوه بر این که باید در قرائت از یک سرعت مناسب برخوردار بود که این سرعت شاید تا الآن قابل تعریف نبوده است، چنان که در روش‌های ترتیل که در کشورهای مختلف مانند مصر که مقلد آنها بوده‌ایم نیز سرعت متوازنی دیده نمی‌شود و همه ترتیل‌ها با یک سرعت خاص خوانده نشده است.
وی در ادامه افزود: برای نمونه خلیل الحصری قاری است که دو نوع ترتیل داشته است، یا گاهاً در ترتیل منشاوی این را می‌بینیم که برخی از اجزا را در مقایسه با اجزای دیگر با سرعت کمتر یا بیشتری تلاوت کرده است، در هر حال شاید این سرعت چیز تعریف شده‌ای نباشد که بگوییم حتما اگر قاری با این سرعت بخواند می‌شود ترتیل خوانده است.
عنایتی مقدم گفت: اما می‌‌شود از سرعت به عنوان یک ملاک نام برد، حتی در قرائت‌های تحقیق قاریان مصری نیز این سرعت یکسان نبوده است که برای نمونه می‌توانیم تلاوت با دور کُند توسط محمود علی البنا را با تلاوت شعبان صیاد مقایسه کنیم که از سرعت بالاتری برخوردار است، نتیجه این که این سرعت و ضرب‌آهنگ در خواندن چیز تعریف شده‌ای نیست، اما این نکته مهم است که هر کسی که می‌خواهد طبق یکی از روش‌های سه گانه قرآن را تلاوت کند باید از ابتدا تا انتهای تلاوتش در سرعت توازن داشته باشد، خواه این تلاوت ۱۰ دقیقه و خواه یک ساعت باشد.
وی بیان کرد: همچنین ممکن است این سؤال پیش بیاید که آیا ممکن است که بتوانیم در مدت نیم ساعت یک جزء را به صورت ترتیل و تحقیق بخوانیم که در پاسخ باید بگوییم خیر اینطور نیست، غرض این است که این دور خواندن و سرعت متغیر است، اما هیچ وقت یکسان نیست، یعنی نمی‌توان گفت بر اساس این مبنا می‌توانیم در یک ساعت هم یک جزء را به صورت تحقیق بخواهیم و هم ترتیل، سرعت خواند‌ن‌ها با یکدیگر متفاوت است، اما سرعت استاندارد و مصوبی وجود ندارد که بگوییم حتما این سرعتِ خاص، مخصوص ترتیل است و این سرعت مخصوص تحقیق.
عنایتی مقدم در پاسخ به این سؤال خبرنگار ایکنا که تحقیق و ترتیل به لحاظ صوت و لحنی چه تفاوت‌هایی دارند؟ تصریح کرد: مطمئنا در استفاده از پرده‌های صوتی در این دو روش‌ تفاوت‌هایی وجود دارد، البته در حال حاضر با معرفی ترتیل راشد العفاسی شاهد این هستیم که این مسائل رنگ باخته و سنت‌شکنی شده است و خیلی از موارد در ترتیل او رعایت نمی‌شود.
وی در ادامه افزود: گاهی اوقات که پس از بم‌خوانی طولانی‌مدت، اوج‌خوانی می‌کند، مستمع متعجب می‌شود، ایشان در تلاوت ترتیلش بنایی را گذاشته که متأسفانه برای بسیاری از قاریان ما نیز به عنوان الگو مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنده به این دلیل که در مراسم‌ ترتیل‌خوانی ماه مبارک رمضان در شهرهای مختلف حاضر می‌شوم شاهد تلاوت مرتلان ایرانی به شیوه العفاسی هستم و بازخوردهای مردم را هم نگاه می‌کنم حاکی از آن است که برای مردم این سؤال پیش می‌آید که این قاری به چه دلیل اینقدر داد می‌زند.
عنایتی مقدم تصریح کرد: تفاوت‌هایی که در ترتیل یک نفر از لحاظ گام صوتی با مرتل دیگر وجود دارد، برای مردم قابل هضم است اما اینکه یک قاری در خواندنش تفاوت‌های پرده‌ای صدا را بیش از حد نشان دهد یک مقدار ناخوشایند است. چون الگوبرداری ما از قاریان مصری بوده است، لذا باید طبق استانداردهای آنها صورت گیرد.
قاری برجسته کشورمان بیان کرد: در آیین نامه مسابقات اوقاف نیز برای تحدیر یا به عبارتی ترتیل اصطلاحی آمده است که یک اکتاو صوتی باید اجرا شود، اگر یک نفر از جهت صوتی اکتاو را اجرا کند نمره کامل مساحت صوت را دریافت می‌کند، با این حال خیلی‌ها تصور می‌کنند که اگر دو اکتاو را نشان دهند، نمره بیشتری می‌گیرند که این تصور اشتباه است.
عنایتی مقدم تصریح کرد: دلیل این که نباید کمتر یا بیشتر از یک اکتاو در ترتیل را اجرا کرد این است که ما برای مخاطبان در حال تلاوت قرآن هستیم و چون ریتم خواندن نیز قدری سریع‌تر از تحقیق است و باید ارتباط کلامی هم با مخاطب برقرار شود، لذا استفاده از گام‌های صوتی بالا خسته‌کننده می‌شود، مستمع شاید پنج دقیقه این رویه را تحمل کند، اما بیش از این را نمی‌تواند، بشنود.
وی در ادامه با اشاره به ترتیل‌های قاریان خلیجی گفت: البته نمی‌توان حکم به عدم استفاده از همه آنها را داد و برخی از آنها مانند ترتیل محمد ایوب نیز قابل استفاده هستند، ایوب یکی از قاریان عربستانی است که تحدیر را خیلی با متانت و وقار اجرا کرده و قابل استفاده است، اما اینها به لحاظ لحنی قدری محدود هستند و اگر یک نفر بخواهد فقط از یکی از قاریان خلیجی تقلید کند در این زمینه دستش بسته خواهد بود.
عنایتی مقدم گفت: حذیفی نیز یکی دیگر از مرتلان خلیجی است که با گام‌های پایین تلاوت می‌کند و از طرفی خیلی هم طرفدار دارد و مردم هم با او ارتباط برقرار می‌کنند، اما سدیس واقعا قابل تحمل نیست، چراکه صدای او چپ کوک است و دائما نیز در ارتفاع می‌خواند، ضمن اینکه رنگ صدای او نیز طوری است که به شخصه بیش از سه دقیقه نمی‌توانم به ترتیل‌های این قاری گوش کنم.
قاری برجسته کشورمان در مورد علت فراگیر شدن این ترتیل‌ها بیان کرد: به این دلیل که مردم از سراسر دنیا برای انجام مناسک حج به کشور عربستان سفر می‌کنند و در مغازه‌های این شهر نیز ترتیل‌های این دست فراوان در حال پخش است، مردم نیز گوششان به این ترتیل‌ها عادت می‌کند و شاید اگر بعدا آنها را استماع کنند برایشان یادآور فضای معنوی حج باشد، لذا از این ترتیل‌ها استقبال می‌شود.
عنایتی مقدم گفت: اما برای قاریان ما اگر بخواهند به صورت حرفه‌ای کار را دنبال کننده و از ترتیل‌های خلیجی استفاده کنند چیز خاصی دستشان را نمی‌گیرد، غالب این ترتیل‌ها در نمازی که اهل سنت در ماه مبارک رمضان می‌خوانند که تراویح نام دارد، اجرا شده است، به این صورت که هر شب در این نماز یک جزء از قرآن توسط امام جماعت خوانده می‌شود و مسلما افرادی نیز حضور دارند که این ترتیل امام جماعت را ضبط می‌کنند و در انتهای ماه رمضان می‌بینیم که یک دور ترتیل کل قرآن از این افراد تولید می‌شود.
وی در ادامه افزود: عفاسی یک دوره تحدیر در استودیو ضبط کرده و یک دوره نیز در همان نمازهای تراویح از او ضبط شده است، لذا بسیاری از ترتیل‌هایی که از این افراد ضبط شده است در نمازهای تراویح بوده و شاید اگر به آنها بگویند در استودیو ترتیل بخوان، نحوه تلاوتشان متفاوت شود. یکی از نمونه‌هایی که ترتیلش در نماز تراویح ضبط شده است ماهر المعیقلی است.
عنایتی مقدم در پاسخ به این سؤال خبرنگار اینکا که چگونه می‌توان از ترویج این ترتیل‌ها در کشور جلوگیری کرد؟ بیان کرد: باید بین قاریانی که در مراسم‌هایی نظیر ترتیل‌خوانی ماه مبارک رمضان دعوت می‌شوند فرهنگ‌سازی شود که توجه داشته باشند تا از هر نغمه‌ و ملودی استفاده نکنند. ما باید به قداست قرآن نیز توجه داشته باشیم، اینکه اگر توانایی صوتی یک قاری در حدی بود که بتواند هر کار صوت و لحنی را انجام دهد و بخواهد آن را اجرا کند صحیح نیست.
قاری برجسته کشورمان تصریح کرد: برخی‌ها نیز در داخل هستند که از عفاسی الگو گرفته‌اند و حتی به همان نیز شاخ و برگ‌های بیشتری می‌دهند و آنها غلیظ‌تر می‌کنند که صحیح نیست، ضمن اینکه گاهی هم مرتلان ما برای این که یک هنر جدیدی را نشان دهند از مقام‌های موسیقی ایرانی استفاده می‌کنند، شاید سه‌گاهی که در مقام ایرانی است با عربی یکی باشد اما قطعا تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند.
وی در ادامه افزود: البته در مورد عفاسی این نکته را نیز باید متذکر شد که این قاری به غیر از این که از چند ملودی که موسیقی مقامی کشور خودش است و یکی دو مقامی که استفاده می‌کند از جهت لحنی مشکلی ندارد و مشکلش بیشتر در بخش پرده‌های صوتی است.
عنایتی مقدم در بخش دیگری از گفت‌وگو با ایکنا ضمن اشاره به نقش رسانه در رساندن ترتیل به نقطه مطلوب و ایده آل بیان کرد: رسانه می‌تواند حضور کارشناسانه‌ای در این زمینه داشته باشد، به ویژه در پوشش دادن اماکنی که ترتیل را اجرا می‌کنند می‌تواند نقش مؤثری داشته باشد و هر ترتیلی پخش نشود، البته در ماه مبارک رمضان، بحث اندکی فرق دارد اما در ماه‌های دیگر و سایر برنامه‌ها اگر رادیو یا شبکه قرآن بخواهند به ترتیل بپردازند می‌توانند به صورت کارشناسانه ورود کنند.
وی در ادامه افزود: رسانه باید ترتیل‌هایی را به مردم معرفی کند که از استانداردهای لازم در زمینه‌های صوت و لحن و فصاحت و ... برخوردار باشند، متأسفانه کسانی را داریم که در ترتیلشان فقط به دنبال نمایش دادن انعطاف صوتی خودشان هستند، همچنین رسانه می‌تواند از کارشناسان مبرز نیز استفاده کند.
قاری برجسته کشورمان در انتها ضمن انتقاد از برخی اظهارنظرها در مورد ترتیل تصریح کرد: بعضا اساتیدی که مورد مصاحبه هستند نکاتی را می‌گویند که اندکی ضد و نقیض است و اصولی نیست، مثلا برخی می‌گویند ما باید به یک شیوه منحصر به فرد در ترتیل برسیم یا از لحاظ لحنی باید چیزهایی بخوانیم که معرف ملودی ایرانی باشد.
وی در ادامه افزود: بنده با این نظرات موافق نیستم و مصاحبه شوندگان نیز باید قدری با احتیاط بیشتر نظر دهند؛ چراکه برخی از آنها به دلیل شهرتی که دارند می‌توانند در قرآن‌آموزان تأثیرگذار باشند، خیلی‌ از افراد به دلیل همین نظرها دیگر در جلسات قرآن حاضر نشده‌اند و وقتی سراغ آنها را می‌گیریم می‌بینم به سمت موسیقی و آواز و نوازندگی روی آورده‌اند، لذا به این دلیل که نظرات این افراد در اذهان دیگران تأثیر می‌گذارد، قدری باید جانب احتیاط را بیشتر رعایت نمایند.

پنج شنبه, 04 آبان 1396 11:06

شرح آیات 9 تا 14 سوره مبارکه انفال

9إِذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْف مِنَ الْمَلائِکَةِمُرْدِفینَ

10وَ ما جَعَلَهُ اللّهُ إِلاّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْعِنْدِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ

11إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءًلِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلى قُلُوبِکُمْ وَیُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدامَ

12إِذْ یُوحی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا سَأُلْقیفی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأَعْناقِ وَ اضْرِبُوامِنْهُمْ کُلَّ بَنان

13ذلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشاقِقِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّاللّهَ شَدیدُ الْعِقابِ

14ذلِکُمْ فَذُوقُوهُ وَ أَنَّ لِلْکافِرینَ عَذابَ النّارِ

 

ترجمه:

9 ـ (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر،) از پروردگارتان کمک مى خواستید; و او خواسته شما را پذیرفت (و گفت): من شما را با یک هزار از فرشتگان، که پشت سر هم فرود مى آیند، یارى مى کنم.

10 ـ ولى خداوند، این را تنها براى شادى و اطمینان قلب شما قرار داد; و گرنه، پیروزى جز از طرف خدا نیست; خداوند توانا و حکیم است!

11 ـ و (یاد آورید) هنگامى را که خواب سبکى که مایه آرامش از سوى خدا بود، شما را فرا گرفت; و آبى از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را با آن پاک کند; و پلیدى شیطان را از شما دور سازد; و دل هایتان را محکم، و گام ها را با آن استوار دارد!

12 ـ و (به یاد آر) موقعى را که پروردگارت به فرشتگانى وحى کرد: «من با شما هستم; کسانى را که ایمان آورده اند، ثابت قدم دارید! به زودى در دل هاى کافران ترس و وحشت مى افکنم; ضربه ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهاى دشمنان) فرود آرید! و همه انگشتانشان را قطع کنید!

13 ـ این به خاطر آن است که آنها با خدا و پیامبرش دشمنى ورزیدند; و هر کس با خدا و پیامبرش دشمنى کند، (کیفر شدیدى مى بیند; و) خداوند سخت کیفر است!

14 ـ این (مجازات دنیا) را بچشید! و براى کافران، مجازات آتش (در جهان دیگر) خواهد بود!

تفسیر:

درس هاى آموزنده در میدان بدر

این آیات، به قسمت هاى حساسى از جنگ «بدر» و نعمت هاى گوناگونى که خداوند در این صحنه خطرناک نصیب مسلمانان کرد، اشاره مى کند، تا حسّ اطاعت و شکرگزارى آنها را برانگیزد و راه را به سوى پیروزى ها و پیشرفت هاى آینده در برابر آنها بگشاید.

نخست به نعمت یارى فرشتگان اشاره کرده مى فرماید: «به خاطر بیاورید زمانى را که از شدت وحشت و اضطراب ـ که از کثرت نفرات دشمن و فزونى تجهیزات جنگى آنها براى شما پیش آمده بود ـ به خدا پناه مى بردید، دست حاجت به سوى او دراز مى کردید و از وى تقاضاى کمک مى نمودید» (إِذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ).

در پاره اى از روایات آمده پیامبر(صلى الله علیه وآله)نیز با مسلمانان در استغاثه و یارى طلبیدن از خداوند هم صدا بود، دست خود را به سوى آسمان بلند کرده عرضه مى داشت: أَللّهُمَّ أَنْجِزْ لِى ما وَعَدْتَنِى اللّهُمَّ إِنْ تُهْلَکْ هذِهِ الْعِصابَةُ لاتُعْبَدُ فِى الأَرْضِ:

«خداوندا، وعده اى را که به من داده اى تحقق بخش! پروردگارا، اگر این گروه مؤمنان نابود شوند، دیگر در روى زمین پرستش نمى شوى»!

و پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن قدر به این استغاثه و دعا ادامه داد که عبا از دوشش بر زمین افتاد.(1)

و به دنبال آن مى افزاید: در این هنگام «خداوند تقاضاى شما را پذیرفت و فرمود: من شما را با یک هزار نفر از فرشتگان که پشت سر هم فرود مى آیند، کمک و یارى مى کنم» (فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْف مِنَ الْمَلائِکَةِمُرْدِفینَ).

«مُرْدِفین» از ماده «اِرْداف» به معنى پشت سر هم قرار گرفتن است، بنابراین مفهوم این کلمه این مى شود که فرشتگان پشت سر یکدیگر براى یارى مسلمانان فرود آمدند.

این احتمال نیز در معنى آیه داده شده است که: منظور این است: این گروه هزار نفرى گروه هاى متعدد دیگرى را پشت سر داشتند و به این ترتیب با آیه 124 سوره «آل عمران» که مى گوید: «هنگامى که تو (اى پیامبر) به مؤمنان مى گفتى: آیا کافى نیست که خداوند شما را به سه هزار نفر از فرشتگان یارى کند» تطبیق مى نماید.

ولى ظاهر این است که: عدد فرشتگان در «بدر» یک هزار نفر بوده است، و «مُرْدِفینَ» صفت آن یک هزار نفر است، و آیه سوره «آل عمران» وعده اى بوده است به مسلمانان که حتى اگر لازم شود خداوند عدد بیشترى را به یارى شما مى فرستد.

* * *

آنگاه، براى این که کسى خیال نکند پیروزى به دست فرشتگان و مانند آنها است، مى فرماید: «خداوند این کار را فقط بشارت و براى اطمینان قلب شما قرار داد» (وَ ما جَعَلَهُ اللّهُ إِلاّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ).

«و گرنه پیروزى جز از ناحیه خداوند نیست» (وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْعِنْدِ اللّهِ)، و ما فوق همه این اسباب ظاهرى و باطنى اراده و مشیت او است.

«زیرا خداوند آن چنان قادر و قوى است که هیچ کس نمى تواند در برابر اراده و ایستادگى کند و آن چنان حکیم و دانا است که یارى خود را جز در مورد افراد شایسته قرار نخواهد داد» (إِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ).

* * *

آیا فرشتگان جنگیدند؟

در این که آیا فرشتگان جنگیدند یا خیر، در میان مفسران در این زمینه گفتگوى بسیار شده است:

بعضى معتقدند: فرشتگان رسماً وارد صحنه نبرد شدند و با سلاح هاى مخصوص به خود به لشکر دشمن حمله کردند و عده اى از آنها را به خاک افکندند، پاره اى از روایات را نیز در این زمینه نقل کرده اند.

ولى قرائنى در دست است که نشان مى دهد: نظر گروه دوم که مى گویند: فرشتگان تنها براى دلگرمى و تقویت روحیه مؤمنان نازل شدند، به واقع نزدیک تر است; زیرا:

اوّلاً: در آیه فوق خواندیم که: اینها تمام براى اطمینان قلب شما بوده است تا با احساس این پشت گرمى بهتر مبارزه کنید، نه این که آنها اقدام به جنگ کرده باشند.

ثانیاً: اگر بنا شود فرشتگان، شجاعانه سربازان دشمن را به خاک افکنده باشند، چه فضیلتى براى مجاهدین «بدر» باقى خواهد ماند که این همه در روایات از آنها سخن به میان آمده است؟

ثالثاً: تعداد مقتولین «بدر»، هفتاد نفر بودند که قسمت مهمى از آنها با شمشیر على(علیه السلام) به خاک افتادند، و قسمت دیگرى به دست جنگجویان اسلام که غالباً قاتلین آنها در تاریخ به نام، ذکر شده اند.

بنابراین، براى فرشتگان چه چیز باقى مى ماند؟ و چه کسى را آنها به خاک انداختند؟

* * *

پس از آن، دومین نعمت خود به مؤمنان را یادآور مى شود و مى فرماید: «به خاطر بیاورید هنگامى که خواب سبکى شما را فرو گرفت که مایه آرامش و امنیت روح و جسم شما از ناحیه خداوند گردید» (إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ).

«یُغَشِّى» از ماده «غشیان» به معنى پوشاندن و احاطه کردن است، گوئى خواب همچون پرده اى بر آنها افکنده شد و آنها را پوشاند.

«نُعاس» به ابتداى خواب و یا خواب کم، سبک و آرام بخش، گفته مى شود، و شاید اشاره به این است که در عین استراحت آن چنان خواب عمیقى بر شما مسلط نشد که دشمن بتواند از موقعیت استفاده کرده، بر شما شبیخون بزند.

و به این ترتیب، مسلمانان در آن شب پر اضطرار، از این نعمت بزرگى که فرداى آن روز در میدان مبارزه به آنها کمک فراوانى کرد، بهره گرفتند.

سومین موهبتى را که در آن میدان به شما ارزانى داشت این بود: «آبى از آسمان براى شما فرو فرستاد» (وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً).

«تا به وسیله آن شما را پاک و پاکیزه کند و پلیدى شیطان را از شما دور سازد» (لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ).

این پلیدى ممکن است وسوسه هاى شیطانى بوده; و ممکن است پلیدى جسمانى بر اثر جنابت بعضى در آن شب; و یا هر دو.

این آب حیات بخش که در گودالهاى اطراف «بدر» جمع شده بود، و مسلمانان نیاز شدیدى براى شستشو و رفع عطش به آن داشتند، همه این پلیدى ها را شست و با خود برد.

به علاوه «خدا مى خواست با این نعمت دل هاى شما را محکم دارد» (وَ لِیَرْبِطَ عَلى قُلُوبِکُمْ).

و نیز «مى خواست در آن شنزار که پاى شما فرو مى رفت، و لغزنده بود، به وسیله ریزش باران گام هاى شما را محکم کند» (وَیُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدامَ).

این احتمال نیز وجود دارد که مراد از «تثبیت اقدام» تقویت روحیه و افزودن میزان پایمردى و استقامت آنها در پرتو این نعمت و یا اشاره به هر دو قسمت بوده باشد.

* * *

چهارمین نعمت از نعمت هاى پروردگار بر مجاهدان جنگ «بدر»، ترس و وحشتى بود که در دل دشمنان افکند و روحیه آنها را سخت متزلزل ساخت در این باره مى فرماید: «به خاطر بیاور هنگامى را که پروردگار تو به فرشتگان وحى فرستاد، که من با شما هستم و شما افراد با ایمان را تقویت کنید و ثابت قدم بدارید» (إِذْ یُوحی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا).

و «به زودى در دل هاى کافران ترس و وحشت مى افکنم» (سَأُلْقیفی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ).

و این راستى عجیب بود که ارتش نیرومند قریش در برابر سپاه کوچک مسلمانان ـ طبق نقل تواریخ ـ آن چنان روحیه خود را باخته بود که جمعى از درگیر شدن با مسلمانان بسیار وحشت داشتند.

گاه پیش خود فکر مى کردند اینها افراد عادى نیستند.

بعضى مى گفتند: مرگ را بر شترهاى خویش حمل کرده و از «یثرب» (مدینه) برایتان سوغات آورده اند.

شک نیست این رعب افکنى در دل دشمن، که از عوامل مؤثر پیروزى بود، بدون حساب نبود.

آن پایمردى مسلمانان.

آن نماز جماعت و شعارهاى گرم و داغشان.

آن اظهار وفادارى مؤمنان راستین و سخنانى همچون سخنان «سعد بن معاذ» که به عنوان نمایندگى از طرف انصار به پیامبر(صلى الله علیه وآله) عرض کرد:

پدر و مادرم به فدایت باد اى رسول خدا! ما به تو ایمان آورده ایم و به نبوت تو گواهى داده ایم که هر چه مى گوئى از طرف خدا است.

هر دستورى را مى خواهى بده و از اموال ما هر چه مى خواهى برگیر!

به خدا سوگند اگر به ما فرمان دهى که در این دریا (اشاره به دریاى احمر که در آن نزدیکى بود) فرو رویم، فرو خواهیم رفت، ما آرزو داریم خداوند به ما توفیق دهد خدمتى کنیم که مایه روشنى چشم تو شود.(2)

آرى، این گونه سخنان که به هر حال در میان دوست و دشمن پخش مى شد به اضافه آنچه قبلاً از استقامت مردان و زنان مسلمان در «مکّه» دیده بودند، همگى دست به دست هم داد، و وحشت براى دشمنان آفرید.

باد شدیدى که به سوى جبهه دشمن مىوزید و رگبارى که بر آنها فرود آمد، و خاطره وحشتناک خواب «عاتِکَه» در «مکّه» و مانند اینها عوامل دیگرى براى وحشت و اضطراب آنها بودند.

سپس فرمانى را که در میدان «بدر» به وسیله پیامبر(صلى الله علیه وآله) به مسلمانان داده بود، به یاد آنها مى آورد، و آن این بود که هنگام نبرد با مشرکان از ضربه هاى غیر کارى بپرهیزید و نیروى خود را در آن صرف نکنید، بلکه ضربه هاى کارى بر پیکر دشمن فرود آرید مى فرماید: «ضربه بر بالاتر از گردن، بر مغزها و سرهاى آنها فرود آرید» (فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأَعْناقِ).

«و دست و پاى آنها را از کار بیندازید» (وَ اضْرِبُوامِنْهُمْ کُلَّ بَنان).

«بَنان» جمع «بَنانَة» به معنى سر انگشت دست یا پا و یا خود انگشتان است، و در آیه مورد بحث مى تواند کنایه از دست و پا بوده باشد و یا به معنى اصلیش که انگشتان است; زیرا قطع شدن انگشتان و از کار افتادن آنها اگر در دست باشد قدرت حمل سلاح را از انسان مى گیرد، و اگر در پا باشد، قدرت حرکت را.

این احتمال نیز وجود دارد که اگر دشمن مهاجم پیاده باشد، هدف را سر او قرار دهید و اگر سواره باشد دست و پاى او.

همان طور که در سابق هم اشاره کردیم بعضى این جمله را خطاب به فرشتگان مى دانند ولى قرائن نشان مى دهد: مخاطب در این جمله مسلمانان هستند، و اگر فرشتگان هم مخاطب باشند، ممکن است هدف از ضربه زدن بر مغزها و دست و پا ایجاد رعب و وحشت در آنها باشد آن چنان که دست و پایشان در کار بلغزد، و سرها به زیر آید. (البته این تفسیر بر خلاف ظاهر عبارت است و باید به کمک قرائنى که سابقاً درباره جنگ نکردن ملائکه گفتیم اثبات شود).

* * *

بعد از همه گفتگوها براى این که کسى این فرمان هاى شدید و دستورات قاطع و کوبنده را بر خلاف آئین جوانمردى و رحم و انصاف تصور نکند، مى فرماید: «اینها استحقاق چنین چیزى را دارند; زیرا آنان از در عداوت، دشمنى، عصیان و گردنکشى در برابر خدا و پیامبرش در آمدند» (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ).

«شاقّوا» از ماده «شِقاق» در اصل به معنى شکاف و جدائى است و از آنجا که شخص مخالف، دشمن و عصیانگر، صف خود را جدا مى کند به عمل او شقاق گفته مى شود.

لذا مى افزاید: «هر کس از در مخالفت و دشمنى با خدا و پیامبرش در آید، گرفتار مجازات دردناک در دنیا و آخرت خواهد شد; زیرا خداوند (همان گونه که رحمتش وسیع و بى انتها است) مجازاتش شدید و دردناک است» (وَ مَنْ یُشاقِقِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّاللّهَ شَدیدُ الْعِقابِ).

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، براى تأکید این موضوع مى فرماید: «این مجازات دنیا را بچشید ـ مجازات ضربه هاى سخت در میدان جنگ، کشته شدن، اسارت و شکست و ناکامى ـ و در انتظار مجازات سراى دیگر باشید; زیرا عذاب آتش در انتظار کافران است» (ذلِکُمْ فَذُوقُوهُ وَ أَنَّ لِلْکافِرینَ عَذابَ النّارِ).

* * *


1 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 525، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحات 221، 226، 256 و 324 - «شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید»، جلد 3، صفحه 259، کتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى، قم، 1404 هـ ق (با تفاوت).

2 ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحات 218 و 248.

پنج شنبه, 04 آبان 1396 10:57

 

وَاعْلَمْ أَنَّ لِکُلِّ ظَاهِر بَاطِناً عَلَى مِثَالِهِ، فَمَا طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ، وَ مَا خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ. وَ قَدْ قَالَ الرَّسُولُ الصَّادِقُ ـ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ـ : «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْعَبْدَ، وَ یُبْغِضُ عَمَلَهُ، وَ یُحِبُّ الْعَمَلَ وَ یُبْغِضُ بَدَنَهُ».
وَاعْلَمْ أَنَّ لِکُلِّ عَمَل نَبَاتاً. وَ کُلُّ نَبَات لاَ غِنَى بِهِ عَنِ الْمَاءِ، وَالْمِیَاهُ مُخْتَلِفَةٌ; فَمَا طَابَ سَقْیُهُ، طَابَ غَرْسُهُ وَ حَلَتْ ثَمَرَتُهُ، وَ مَا خَبُثَ سَقْیُهُ، خَبُثَ غَرْسُهُ وَ أَمَرَّتْ ثَمَرَتُهُ
.

بدان هر ظاهرى باطنى دارد همانند خود، آن چه ظاهرش پاک و خوب است باطنش نيز پاک و خوب است و آن چه ظاهرش خبيث و بد است باطنش نيز خبيث است. پيامبر صادق(صلى الله عليه وآله) فرمود: گاه خداوند بنده اى را دوست مى دارد ولى عملش را مبغوض مى شمرد و گاه عملش را دوست مى دارد و شخصش را مبغوض مى دارد.
بدان هر عملى رويشى دارد و هيچ رويشى از آب بى نياز نيست و آب ها مختلفند آن چه آبيارى اش پاکيزه باشد نهالش پاک و ميوه اش شيرين است و آن چه آبياريش ناپاک باشد نهالش ناپاک و ميوه اش تلخ است
.

 

در این بخش از خطبه، امام(علیه السلام) براى تکمیل آن چه در بخش هاى سابق آمد راه شناخت نیکان از بدان را نشان مى دهد، مى فرماید: «بدان هر ظاهرى باطنى دارد همانند خود، آن چه ظاهرش پاک و خوب است باطنش نیز پاک و خوب است و آن چه ظاهرش خبیث و بد است باطنش نیز خبیث است» (وَاعْلَمْ أَنَّ لِکُلِّ ظَاهِر بَاطِناً عَلَى مِثَالِهِ، فَمَا طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ، وَ مَا خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ).

این یک قاعده کلى است که مى تواند در بسیارى از موارد راهگشاى انسان در مسأله شناخت افراد و جوامع بشرى و تشکیلات مختلف اجتماعى و سیاسى و عقیدتى باشد (هر چند مانند هر قاعده کلى ممکن است استثناهایى داشته باشد) زیرا معمولا اعمال انسان ها بازتاب افکار و اخلاق و صفات درونى آن هاست و ظاهر آنان تراوشى از باطن شان است; همان گونه که در ضرب المثل معروف نقل شده: «از کوزه همان برون طراود که در اوست».

بر این اساس هنگامى که باطن کسى براى ما مشکوک شود باید در اعمال او دقت کنیم و از لابه لاى آن به باطن او پى ببریم. قرآن مجید نیز این حقیقت را در آیات مختلف تأیید کرده و درباره منافقان گاه مى فرماید: «(قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ); نشانه هاى عداوت آن ها از دهان و کلامشان آشکار شده و آن چه در دل هایشان پنهان مى دارند از آن مهم تر است».(1)

و در جاى دیگر مى فرماید: «(وَلَوْ نَشَاءُ لاََرَیْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِى لَحْنِ الْقَوْلِ); اگر ما بخواهیم منافقان را به تو نشان مى دهیم تا آن ها را به قیافه هاشان بشناسى، هر چند مى توانى آن ها را از سخنانشان بشناسى».(2)

و در جاى دیگر مى فرماید: «(وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِى خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداً); سرزمین پاکیزه گیاهش (پاکیزه) به فرمان پروردگار مى روید; اما سرزمین خبیث و بد جز گیاه ناچیز و بى ارزش از آن نمى روید».(3)

در روایات اسلامى و کلمات فقها نیز این مسأله دیده مى شود:

امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید: «مَا أَضْمر اَحَدٌ شَیئاً اِلاّ ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ; کسى چیزى را در دل پنهان نمى کند مگر این که در سخنانى که از دهانش بیرون مى پرد و در چهره اش، آشکار مى شود».(4)

فقها نیز در بحث عدالت مى گویند: حسن ظاهر و عمل به وظایف شرع حکایت از وجود ملکه عدالت در باطن مى کند.

جالب این که در عصر ما وسایلى ساخته اند به نام دروغ سنج که از تغییر حرکات نبض و قلب و فشار خون و غیر آن مى توان راستگو بودن یا دروغ گو بودن شخص را به هنگامى که مطلبى را اظهار مى دارد، شناخت.

همان گونه که اشاره شد این قاعده کلى مانند سایر قواعد بدون استثنا نیست; زیرا افرادى هستند بسیار پیچیده و به تعبیر عامیانه «تودار» که به آسانى نمى توان آن ها را از اعمالشان شناخت; چنان ریاکار و متظاهر و مردم فریبند که گاه افراد عاقل و هوشیار را نیز به خطا مى افکنند و به همین جهت امام(علیه السلام) در ادامه سخن چنین مى فرماید: «پیامبر راستگو(صلى الله علیه وآله) فرمود: گاه خداوند بنده اى را دوست دارد ولى عملش را مبغوض مى شمرد و گاه عملش را دوست دارد و شخصش را مبغوض مى داند» (وَ قَدْ قَالَ الرَّسُولُ الصَّادِقُ ـ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ـ : «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْعَبْدَ، وَ یُبْغِضُ عَمَلَهُ، وَ یُحِبُّ الْعَمَلَ وَ یُبْغِضُ بَدَنَهُ»).

دلیل جدایى ظاهر از باطن و عمل از عقیده در این گونه موارد، عوامل فوق العاده اى است که رخ مى دهد و شخص را از آن اصل کلى دور مى سازد; مثلا همنشینى با بدان و خوبان و قرار گرفتن در محیط هاى سالم یا فاسد و همچنین تعصب ها، کینه ها، حسادت ها، هوس هاى شدید و تبلیغات مسموم یا سالم و فقر و تنگدستى فوق العاده و مانند آن، این هاست که گاهى هماهنگى ظاهر و باطن را بر هم مى زند و از کوزه چیزى برون مى تراود که در آن نیست.

مرحوم علامه خویى در شرح این جمله، مطلب دیگرى دارد. او بعد از آن اشاره به تناقض صورى صدر و ذیل این بخش از خطبه مى گوید: من بعد از تدبّر و تفکر بسیار در چند روز و توسّل به جدم امیرمؤمنان، به این نتیجه رسیدم که حضرت به استناد کلام پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خواهد اشاره به این نکته کند که اگر کسى بر خلاف آن اصل کلى، ظاهر و باطن خود را هماهنگ ندید باید کوشش کند آن را در جهت صلاح، هماهنگ سازد; یعنى اگر باطن خوب بود و عمل بد، سعى در اعمال صالحه کند و اگر عمل، خوب بود و باطن بد، تلاش در اصلاح باطن نماید.(5)

گرچه این سخن، سخنى است صحیح; ولى استفاده این معنا از جمله هاى یاد شده خالى از اشکال نیست و به نظر مى رسد تفسیر اوّل مناسب تر است.

سپس در بخش پایانى این خطبه، امام(علیه السلام) در تکمیل گفتار سابق در زمینه هماهنگى ظاهر و باطن ولزوم پاکسازى درون براى پاک شدن برون، چنین مى فرماید: «بدان هر عملى رویشى دارد و هیچ رویشى از آب بى نیاز نیست و آب ها مختلفند آن چه آبیارى اش پاکیزه باشد نهالش پاک و میوه اش شیرین است و آن چه آبیاریش ناپاک باشد نهالش ناپاک و میوه اش تلخ خواهد بود» (وَاعْلَمْ أَنَّ لِکُلِّ عَمَل نَبَاتاً. وَ کُلُّ نَبَات لاَ غِنَى بِهِ عَنِ الْمَاءِ، وَالْمِیَاهُ مُخْتَلِفَةٌ; فَمَا طَابَ سَقْیُهُ، طَابَ غَرْسُهُ وَ حَلَتْ ثَمَرَتُهُ، وَ مَا خَبُثَ سَقْیُهُ، خَبُثَ غَرْسُهُ وَ أَمَرَّتْ ثَمَرَتُهُ).

امام(علیه السلام) در این تشبیه زیبا، انسان و اعمالش را به درختان و میوه هایش تشبیه نموده است; همان گونه که درختان وگیاهان از آب براى رویش بى نیاز نیستند، انسان ها نیز به تعلیم و تربیت و تبلیغ نیاز دارند. آن کس که از تعلیم و تربیت و تبلیغ صحیحى برخوردار باشد اعمالش پاک و آن کس که تحت تأثیر تبلیغات سوء قرار گیرد، عملى ناپاک خواهد داشت.

به تعبیر دیگر ارزش میوه هاى درختان در واقع از سه چیز نشأت مى گیرد: بذر خوب و زمین خوب و آب خوب. به یقین بذر انسان ها با توجه به فطرت پاک خداداد خوب است. هر گاه وراثت محیط که به منزله زمین است و تعلیم و تربیت که به منزله آب است پاک و پاکیزه باشد، آثار وجودى انسان ها ارزشمند و پاک و پاکیزه خواهد بود.

 

* * *

1. آل عمران، آيه 118.
2. محمّد، آيه 30.
3. اعراف، آيه 58.
4. کلمات قصار، 26.
5. منهاج البراعه، جلد 9، صفحه 248. (با تلخيص)
پنج شنبه, 04 آبان 1396 11:15

آزمون قرائت سطح شش با تدریس سیدمحسن موسوی‌بلده، آذرماه اخذ می‌شود. حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی امیدیان، مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکل‌های مردمی، فرهنگی قرآن و عترت استان لرستان در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، ضمن بیان این مطلب گفت: آزمون دوره قرائت سطح ۶ با تدریس سیدمحسن موسوی‌بلده، پیشکسوت قرآنی کشورمان که پنج‌شنبه، ۲۰ مهرماه برگزار شد، آذرماه طی دو بخش شفاهی و کتبی اخذ می‌شود.
وی با اشاره به اینکه دوره ویژه آقایان بود اما حضور بانوان علاقه‌مند و حائز شرایط در این دوره بلامانع بود، اظهار کرد: با برپایی آزمون و مشخص شدن خروجی آزمون، تکلیف سطوح مجموعه قرآنی استان معلوم می‌شود.
امیدیان تصریح کرد: درصورتی که قرآنیان استان این ظرفیت را دارا باشند و استقبال نیز انجام شود دوره قرائت سطح ۷ نیز برگزار می‌شود و از این قرآنیان در زمینه ارتقای سطح قرآنی استان استفاده خواهد شد.

پنج شنبه, 04 آبان 1396 10:52

حجت‌الاسلام علوی‌مهر معتقد است که اگر دو معیار قرآن و ضروریات دین را محور اصلی قرار دهیم، می‌توانیم نگاه مثبتی به تفسیر عرفانی داشته باشیم، وگرنه تفسیر عرفانی مورد هجمه بوده و بسیاری از دانشمندان ما آن را باطل و حرام دانسته‌اند. حجت‌الاسلام والمسلمین حسین علوی‌مهر، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی‌(ص) العالمیة در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، با پیشرفت‌هایی که در روان‌شناسی و بهداشت روان یا شاخه‌هایی از روان شناسی شده است، می‌تواند ارتباط زیادی بین این رشته‌های علمی با عرفان و تفاسیر عرفانی و نگاه‌های عرفانی حتی به آیات دید. مثلا در مباحث روان‌شناسی رابطه بین انسان و حیوان یک رابطه قویی است و بهداشت روان بحثی دارد به نام ارتباط درونی انسان و حیوانات. اینکه ما ارتباطات درونی را کجا می‌توانیم پیدا کنیم، امروزه بحث مهمی شده است.

علوی‌مهر ادامه داد: بر اساس مطالعاتی که امروزه انجام شده است. بین انسان و حیوانات، حتی حیوانات درنده، می‌تواند ارتباطاتی وجود داشته باشد، گویا انسان و حیوان با نگاه به هم می‌توانند با هم سخن بگویند و حرف هم را متوجه شوند و کسانی هستند که با حیوانات سخن می‌گویند و سخن ایشان را منتقل می‌کنند و این مسئله آزمایش شده و انسان به تجربه دریافته است که این مسئله امکان دارد که نوعی ارتباط خاص می‌توان بین انسان و حیوان وجود داشته باشد که طبعا کلامی نیست.

عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی‌(ص) العالمیة افزود:  این نوع ارتباط بین حضرت سلیمان و مورچگان در قرآن ملاحظه می‌شود. یا آنچه فهم حیوانات در قرآن مطرح است و عبادت و خشوعی که برای حیوانات مطرح است و هیچ موجودی نیست که خدا را تسبیح نکند که به شکلی خاص بیان شده است، بنابراین، اعتقاد وجود شعور برای حیوانات، در روان‌شناسی جدید در قرآن وجود دارد. برای مثال رابطه سلیمان و هدد از این دست است. بنابراین می‌توانیم بین علم امروز و شاخه‌هایی از روان‌شناسی و نیز عرفان حقیقی پیوندهای مشترکی را بیابیم.

علوی‌مهر در ادامه با اشاره مجدد به پیشرفت‌هایی که در روان‌شناسی و بهداشت روان یا شاخه‌هایی از روان شناسی صورت گرفته است، گفت: می‌توان و باید به سوی مطالعات تطبیقی در خصوص رابطه وثیق رشته‌های جدید به خصوص در حوزه روان‌شناسی و عرفان رفت. همان‌طور که اشاره شد، تفسیر عرفانی پرده از ارتباطات خاصی بر می‌دارد که امروزه این سطح مورد تایید علوم جدید قرار گرفته است.

وی در پاسخ به این پرسش که تفاسیر عرفانی چه آسیب‌هایی می‌توانند داشته باشند؟ گفت: تفسیر عرفانی چهره خوبی در میان نوعی از فقهای و یا برخی از دانشمندان ما ندارد و این به خاطر سوءاستفاده‌هایی است که برخی از صوفیان و عرفا کرده‌اند و قرآن را ابزار اندیشه‌های خود قرار داده‌اند.

عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی‌(ص) العالمیة تصریح کرد: برخی نحله‌ها احیانا صوفیه و مباحثی مانند بحث خانقاه را تبلیغ کرده‌اند. به این خاطر صوفی‌گری و تفسیر عرفانی چهره خوبی در میان مفسران ما ندارد و به نوعی با آن برخورد شده، تقابل به وجود آمده و مردود دانسته شده است. این بحث است از سوی دیگر عرفا و مفسرانی که نکته‌های عرفانی را مطرح می‌کنند، شاید بدون آنکه توسل به روایتی کرده باشد و یا از راه شرعی مباحث عرفانی را ترویج کرده‌اند، به آن دامن زده باشند.

وی ادامه داد: از این رو سوءاستفاده از عرفان و تصوف و نیز استفاده غیر شرعی از تفاسیر عرفانی باعث شده است که این نحله مورد اعتراض و رد برخی از علما قرار بگیرد. این‌ها مسائلی است که تفسیر عرفانی را تحت هجمه قرار داده و روایات ما البته در نفی صوفیان به شدت با صوفیان برخورد کرده‌اند.

عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی‌(ص) العالمیة در ادامه گفت: از امام صادق(ع) روایاتی در رد صوفیان نقل شده است و عده‌ای از علمای ما همچنان آن روایات را برای برخورد با صوفی‌گری و تفسیر عرفانی مبنا قرار داده‌اند، اما به صورت کامل نمی‌توان تفسیر عرفانی را مردود دانست و آنچه دانشمندان عرفانی ما مطرح کرده‌اند کاملا مردود نیست و باید انصاف به خرج داد که آیا این مباحث مطابق با شریعت است و یا نه؟ و یا اینکه آیا عدم مخالفتی با شریعت دارد و یا خیر؟

وی با بیان اینکه باید دقت کرد تا تفسیر عرفانی مخالفتی با قرآن و  اصول و ضروریات دینی نداشته باشد، گفت: اگر این دو معیار را محور اصلی قرار دهیم، می‌توانیم نگاه مثبتی به تفسیر عرفانی داشته باشیم وگرنه تفسیر عرفانی مورد هجمه بوده و بسیاری از دانشمندان ما آن را باطل و حرام دانسته‌اند.

علوی‌مهر در پایان گفت: در دوران معاصر تفسیر عرفانی به صورت دیگری مطرح می‌شود و آن بحث‌هایی است که شما تا حدودی اشاره کردید، مباحث جدید در حوزه‌های روان‌شناسی از این جمله است. بحث‌های تاویل‌گرایانه که برخی افراد مطرح می‌کنند، نیز مطرح است که باید با دقت به قرآن نسبت داده شود و با احتیاط وارد تفاسیر عرفانی شد و اگر ما در دوران معاصر با استفاده از روایات بخواهیم این کار را انجام بدهیم، مشکلی نیست، اما اگر همین طور بخواهیم معنای باطنی را به قرآن نسبت دهیم، این با مشکلاتی همراه خواهد شد.

پنج شنبه, 04 آبان 1396 10:51

جلسه قرآن علی‌اکبر حنیفی، پیشکسوت قرآنی کشورمان در دارالقرآن شهید میردامادی با حضور قاریان و حافظان برگزار شد، وی در این جلسه به ۱۰ نکته صوت و لحنی و تجویدی مهم اشاره کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، جلسه قرآن علی اکبر حنیفی، پیشکسوت قرآنی کشورمان، شب گذشته دوم آبان ماه از ساعت ۱۹ الی ۲۲ در خیابان امام خمینی(ره)، نرسیده به ولیعصر(عج)، خیابان شیخ هادی بعد از جامی، روبروی بیمارستان سورنا، دارالقرآن شهید میردامادی با حضور قاریان و حافظان برگزار شد.

در ادامه خلاصه ای از نکات صوت و لحنی و تجویدی که علی اکبر حنیفی، پیشکسوت قرآنی به شاگردان خود متذکر شد را در ادامه می‌خوانیم.

۱-  کشش حروف مانند کشش حرف سین، زاء، شین، صاد و... به لحاظ لحن بیانی و لهجه فصیح دارای اشکال است و صحیح نیست.

 ۲-رعایت ادای فصیح حرکات کوتاه عربی از مسائل بسیار سخت و البته مهم لحن بیانی محسوب می شود.

 ۳-صرف داشتن اطلاعات و معلومات فنی، موجب پیشرفت و ارتقاء تلاوت نمی گردد و لازم است این مجموعه اطلاعات و معلومات تبدیل به مهارت و کار عملی گردند.

۴- استفاده از تحریر در تلاوت موجب ارتقاء قدرت تنغیمی می گردد.

 ۵-لحن شامل سه بخش مد، موج و مایه می باشد.

 ۶- تخصصی شدن لحن بستگی به استفاده از تحریرها دارد. تحریرهای زیبا و جذاب باعث ارتقاء کیفیت تلحین می گردند.

 ۷- اجرای خفض الصوت در قسمت های بم موجب تغییر طنین صدا شده و صحیح نیست. در تلاوت قرآن به عکس آواز، اجرای قسمت های بم صدا باید دارای شفافیت و وضوح باشد و اجرای بم همراه با خفض الصوت از مصادیق و استانداردهای آوازخوانی می باشد.

 ۸- برای زیبایی و جذاب شدن قطعات لحنی لازم است در تمام قطعات از فن خفض الصوت استفاده گردد.

 ۹- خفض به معنی ربایش و در فن تلاوت به معنی کاهش شدت صدا می باشد که دارای روش های مختلفی است.

۱۰- آخرین درجه یا نت نغمه در هنگام وقف، باید قوی و جذاب باشد. بعضی از افراد در اجرای جذاب و صحیح آن درجه صوتی توجه نمی کنند و این عدم توجه موجب خارج شدن و فالش شدن آن می گردد.

پنج شنبه, 04 آبان 1396 10:44

معاون رئیس جهاد دانشگاهی کشور گفت: تشکل‌های فناورانه ما در عرصه فرهنگی و تربیتی نتوانسته‌اند از علم روز دنیا در راه مناسب و بهینه استفاده کنند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، محمدصادق بیجندی، معاون رییس جهاد دانشگاهی کشور، روز گذشته چهارشنبه ۳ آبان ماه در مراسم اختتامیه جشنواره ایده‌های قرآنی که از سوی دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان برگزار شد، اظهارکرد: جهت حفظ و اعتلای هویت ملی خود در مقابل حملات اطلاعاتی و رسانه‌ای بیگانگان کار و فعالیت آنچنانی نکرده‌ایم، لذا وظیفه ما است که در برابر هجمه اطلاعاتی و برنامه‌ریزی شده رسانه‌ای غرب، ملی‌گرا باشیم و با برنامه ریزی بتوانیم فعالیت‌های بزرگی در زمینه نوآوری توام با همفکری و هم‌افزایی انجام دهیم.
 معاون رییس جهاد دانشگاهی کشور بیان کرد: ابتدا باید نسبت به جامعه شناخت داشته باشیم و در جهت برنامه‌ریزی برای نگرش نسل جدید و بسترسازی برای آنان فعالیت کرده و هنر ما باید این باشد که از این فضا به بهترین نحو استفاده کرده و اعتقادمان را به معنای واقعی سرکار بیاوریم تا بتوانیم در مقابل هجمه اطلاعاتی و فرهنگی غرب که بسیار حساب شده و برنامه ریزی شده است، ایستادگی کنیم. 
بیجندی با بیان اینکه اکنون چند ده هزار نفر عضو کانال‌های تلگرام می‌باشند که بالای ۶۰۰ هزار نفر آن، بعضا عضو کانال‌های غیراخلاقی تلگرام  هستند، گفت: این یک واقعیت است که ما در داخل در مقابل نوآوری فرهنگی، اجتماعی، آموزش ندیده‌ایم و در این زمینه کار نکرده‌ایم و هرچه فعالیت کرده‌ایم همه تکرار کارهای قبل بوده است.
وی بیان کرد: تلگرام یک بستر فرهنگی است و به مثابه یک دریا هرکسی یک برداشتی از آن دارد، یعنی یکی غرق آن می‌شود و دیگری از آن مروارید برداشت می‌کند؛ لذا باید بررسی کنیم که ما در عرصه نوآوری اجتماعی جدید چه طرح جدیدی  داریم و  چگونه می‌توانیم کار جدید ارائه دهیم؟
بیجندی تصریح کرد: ما باید به خود بیاییم که در مقابل جنگ فرهنگی دشمن چه اقداماتی کرده‌ایم؟ باید گفت ما جامعه را از دست داده‌ایم. به مجموعه‌های فرهنگی ما انتقاد وارد است، زیرا در این مسیر هم‌افزایی نمی‌کنیم و هر کسی چرخ خودش را می‌چرخاند و به مسیر خودش می‌رود. 
وی گفت: تجربیات موفق سایر کشورها نشان می‌دهد که آنان با نسل جدید به صورت درست ارتباط برقرار می‌کنند، اما در مقابل این یک واقعیت است که ما با نسل جدیدمان حساب شده و برنامه ریزی شده کار نمی‌کنیم. خارج از کشور برنامه درسی پنهان دارد، به این معنا که در  در و دیوار  به شهروندان خود درس می‌دهند، ولی ما در برنامه‌های تربیتی و فناورانه خود درس پنهان و پیوست فرهنگی نداریم و برای فعالیت‌های فناورانه و هویت ملی خود کار نکرده‌ایم.
وی با بیان اینکه ما باید ملی گرا باشیم و با برنامه‌ریزی‌های دقیق بتوانیم فعالیت‌های بزرگی انجام دهیم، گفت: در بحث‌های نوآوری، همفکری، هم افزایی بحث‌ها جدی است و بسیار جای کار دارد. همچنین ما باید نسبت به جامعه شناخت داشته و در عرصه فرهنگ نوآور باشیم و در این مسیر توجه به نگرش نسل جدید و بسترسازی برای آنان بسیار مهم است.
بیجندی ادامه داد: حوزه‌های کارآفرینی فرهنگی و اجتماعی خیلی جای کار دارند، این‌ها را باید به هم ربط دهیم و باید اپلیکیشن و برنامه‌ای طراحی کنیم که بتواند میان هنرمند،کارآفرین، بازار و نیاز جامعه ارتباط برقرار کند. در واقع ما در این مسیر باید بتوانیم پابه پای نرم افزارهای روز دنیا پیش برویم.
وی گفت: تشکل‌های فناورانه پتانسیل و جای کار زیادی دارند، مثلا در عرصه تبلیغاتی و فرهنگی، باید ارتباط با جوانان را حفظ کنند و خلاقیت و نوآوری داشته باشند و ما نیز به آن‌‎ها بها دهیم، از آنجایی که عرصه تبلیغ بسیار پردرآمد است، از ظرفیت رسانه نیز  باید به خوبی استفاده کنیم. 
وی بیان کرد: باید پابه پای فناوری‌های روز دنیا مخصوصا در حوزه اطلاعات و رسانه خود را مجهز کنیم. متقابلا باید یاد بگیریم و آموزش ببینیم که به عنوان مثال از نرم‌افزاری مثل یوتیوپ که چندصدهزار ساعت برنامه آموزشی دارد، چگونه می‌توان در جهت بهینه و فناورانه استفاده کرد، نه اینکه آن را فیلتر کنیم؛ زیرا استفاده از فیلترشکن چاره ساز نیست. 
معاون رییس جهاد دانشگاهی گفت: متاسفانه کلمات غیر اخلاقی بیشترین آمار سرچ را مخصوصا در شهرهای مذهبی داشته‌اند. در واقع این‌ها ناشی از خطای تشکل‌های فناورانه ما درعرصه فرهنگی_ تربیتی هستند که  نتوانسته‌ایم از علم روز دنیا در جهت مناسب و استفاده کنیم. اکنون باید در مقابل هجمه‌های فرهنگی دشمن مقابله و ایستادگی کنیم،  نه اینکه میدان را ترک کنیم، باید درصدد باشیم که حوزه، دانشگاه و صنعت  همسو و همگام شوند و هم‌افزایی خود را افزایش دهند.
بیجندی با بیان اینکه نسل فعلی و مهدکودک‌های جامعه آماج حمله‌های فرهنگی هستند، ادامه داد: مناسبت‌هایی مثل عاشورا و اربعین و ... بهترین زمان برای فرهنگ سازی کردن هستند و در واقع اکنون تشکل‌های فناور می‌توانند اتاق فکر رخدادهای فرهنگی و مذهبی در ایران باشند. 

وی با اشاره به بخشی از ظرفیت‌های جهاد دانشگاهی در این زمینه گفت: مرکز رشد فعالیت‌های قرآنی و خبرگزاری بین المللی قرآنی(ایکنا) که اولین و بی نظیرترین خبرگزاری قرآنی کشور می‌باشد، توسط جهاد دانشگاهی تاسیس شده که اخبار آن به ۱۵ زبان دنیا ترجمه می‌شود. شعبه خبرگزاری ایکنا اصفهان نیز  یکی از فعال‌ترین شعب استانی آن است.

پنج شنبه, 04 آبان 1396 10:42

پژوهشگر و مؤلف کتاب «رقیه بنت الحسین(ع) در انساب و تاریخ» بیان کرد: این کتاب از یک سو در پی اثبات وجودی شخصیت حضرت رقیه بنت‌الحسین(ع) در انساب و تاریخ است و از طرفی تلاش دارد با پیراستن حاشیه‌ها و داستان‌های ناشناخته و جعلی به متنی واقعی نه اسطوره‌ای و خرافی دست یابد.

حجت‌الاسلام محمدحسن پاکدامن، پژوهشگر و مؤلف کتاب «رقیه بنت الحسین(ع) در انساب و تاریخ» در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، هدف از نوشتن این کتاب را پاسخگویی به نیاز و شبهات جوانان، دانشجویان، حوزه‌های علمیه و نهادهای مذهبی و مردمی همچون امور مساجد و هیئات مذهبی دانست و اظهار کرد: بر این باور نیستم که پژوهش انجام شده در زمینه تألیف کتاب کامل و بدون نقص است.
وی ادامه داد: معتقد هستم که با واکاوی و کنکاش دقیق، تلاش شده است که راهی جدید و امیدوارکننده را برای اقناع نظریه اثبات وجود شخصیت رقیه(س) به عنوان دختر امام حسین(ع) هموار سازد و از سویی دیگر موجب شود تا منکران این شخصیت نیز در فضایی غیر احساسی و عالمانه به هم‌اندیشی به جای تعصب‌های آفت‌زا روی آورند.
حجت‌الاسلام پاکدامن در ادامه گفته‌های خود با اشاره به اینکه عمده فعالیت‌های من در بیش از یک دهه در رابطه با علم انساب و رجال و تراجم‌نگاری شیعه در گروه تراجم و انساب بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی بوده است، بیان کرد: در طرح‌های کلان گروهی همچون «مزارات ایران»، «مشاهیر مدفون در مشهد و حومه»، «اطلس مهاجران سادات به ایران» شرکت‌ داشته‌ام.
وی با اشاره به اینکه در کنار این فعالیت‌ها تک‌نگارهایی را با عناوین «جامعه در قبال خرافات»، «پژواک ایمان»، «مجاهد صالح در زندگی‌نامه شهید هاشمی‌نژاد»، نگاشته‌ام؛ همچنین کتاب‌های «تاریخ تحلیلی شخصیت‌شناسی حضرت رقیه(س) با عنوان رقیه بنت الحسین(ع) در انساب و تاریخ» و «اباصلت هروی» را با همکاری دوستانم وارد فضای نشر کرده‌ام.
اثبات وجود شخصیت حضرت رقیه(س) در کتاب «رقیه بنت الحسین(ع) در انساب و تاریخ»
حجت‌الاسلام پاکدامن در ادامه افزود: این پژوهش از یک سو در پی اثبات وجودی شخصیت حضرت رقیه بنت‌الحسین(ع) در انساب و تاریخ است و از طرفی تلاش دارد با پیراستن حاشیه‌ها و داستان‌های ناشناخته و جعلی به متنی واقعی نه اسطوره‌ای و خرافی دست یابد و سرآغاز روشنی را از شخصیت‌شناسی آن حضرت نوید دهد. هر خواننده منصفی پس از خواندن دقیق این اثر برای نخستین بار با نظریه‌ای جامع و برآمده از گزارش‌های پراکنده رو به رو می‌شود.
وی عنوان کرد: در این پژوهش با تکیه بر داده‌های نسب‌شناسی و تاریخی و روایی تلاش بر این بوده که با اثبات نام رقیه(س) بر این بانو و کناره‌گیری و پرهیز از رواج دادن دیگر اسامی شایع شده در برخی از متون، به پرسش‌های ذیل پاسخ داده شود:
۱- نام مادر حضرت رقیه(س) چیست؟
۲- آیا حضور رقیه بنت الحسین(ع) در کربلا و شام مستند است؟
۳- آیا رقیه(س) همان فاطمه صغیره یا فاطمه صغری است؟
۴- آیا خرابه‌های شام واقعیت داشته است؟
۵- شهادت حضرت رقیه(س) در چه روزی بوده است؟
۶- آیا شبهات درباره رقیه بنت الحسین(ع) موضوعیت دارد؟
۷- چه نقدی بر آثار انتشار یافته درباره شخصیت حضرت رقیه(س) به صورت جدی مطرح است؟
۸- عالمان معاصر درباره شخصیت حضرت رقیه(س) چه نظری دارند؟
حجت‌الاسلام پاکدامن اظهار کرد: بدیهی است که در ضمن این پرسش‎ها به موضوعات بسیار مهمی اشاره شده است و نگارنده بر این باور است که با پی‌گیری دقیق آن موارد و رصد همراه با انصاف مخاطبان، پژوهشگران و به ویژه عالمان، ادعاهای نگارنده در موضوع اثبات وجود تاریخی و واقعی آن حضرت قابل دفاع و اثبات است.
وی ادامه داد: با این حال تردیدی نیست، همان طور که مدافعان اثبات شخصیت حضرت رقیه(س) بر این مقوله پافشاری و دغدغه دارند از سویی دیگر کم نیستند افرادی که با تخطئه حقایق و انکار دختری به اسم رقیه(س) برای امام حسین(ع) بسیاری از سرفصل‌ها و حقایق مربوط به این شخصیت را نیز انکار می‌کنند. مثلا در نگاه ایشان داستان‌های مربوط به خرابه شام و اصل این موضوع افسانه و جعلی است و با مطرح کردن شبهاتی هدفدار، انجام این گونه از پژوهش‎ها را مفید نمی‌دانند.

بازگشایی گزاره‌های کور تاریخی توسط پژوهشگران

وی با بیان اینکه انجام پژوهش‌های تحلیلی و کاربردی درباره موضوعاتی که با گزاره‌های یقینی، قطعی و بدون حاشیه، همراه نیست، بسیار مشکل است، عنوان کرد: یک پژوهشگر خبره در حوزه تاریخ‌نگاری تحلیلی باید بتواند از درون همان گزاره‌های مورد تردید و تجمیع منطقی آن و با به‌کارگیری ذوق لازم در برداشت‌های تاریخی بتواند به بازگشایی برخی از گزاره‌‎های کور تاریخی اقدام ورزد تا همین شیوه، مقدمه‌ای برای دیگر پژوهش‌های مستمر در همان موضوع به قلم دیگر پژوهشگران شود.

پاکدامن ادامه داد: بدیهی است که چنین فضایی نیازمند روحیه‌ای علمی توأم با جسارت در ذات پژوهشگر است و همین روحیه را نیز لازم است مخاطبان اینگونه آثار با سعه صدر و بزرگواری در خود تقویت کنند تا فرجامی مبارک را به ارمغان آورد.

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری