- تــازه ها
- آموزش قرآن
- پربازدید
مجازات استدراج
شرح آیات 182 و 183 سوره مبارکه اعراف
182وَ الَّذینَ
نشانه هاى حق در جهان بزرگ و کوچک
شرح آیات پایانی سوره مبارکه فصلت
53سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِى
مفهوم دوستى واقعى
شرح آیات 31 و 32 سوره مبارکه آل عمران
31- قُلْ إِن كُنتُمْ
دعای اول صحیفه سجادیه، جلسه اول، استاد دکتر
از جلوات هوي حب مال، بخل و طمع،مرحوم آیت الله
آمار بازدید
احسن الحدیث
نخستین همایش ملی رسانه و توسعه فرهنگ مهدوی با هدف اشاعه فرهنگ مهدویت توسط رسانهها در جامعه و جهان برپا میشود.
به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا نبأ، نخستین همایش ملی رسانه و توسعه فرهنگ مهدوی با هدف اشاعه فرهنگ مهدوی توسط رسانهها در جامعه و جهان بشریت در روز نهم ربیع الاول همزمان با آغاز امامت حضرت ولی عصر(عج) روز سهشنبه؛ ۷ آذرماه برگزار میشود.
این همایش با عنایت به اینکه امروزه دغدغه همه ملتهای مسلمان و آزاده برپایی عدالت جهانی است و این محقق امر نمیشود جز با ظهور حضرت ولی عصر(عج) و برپایی حکومت جهانی ایشان، لذا از وظایف منتظران در عصر غیبت زمینهسازی ظهور است به همین منظور این همایش با تاکید بر نقش رسانهها در این زمینه برپا میشود.
این همایش ملی، در فرهنگسرای رسانه واقع در خیابان پاسداران، خیابان گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا، ساعت ۱۴ برگزار خواهد شد.
استاد دانشگاه مفید با تشریح موضوعشناسی بهره از دیدگاه آیتاللهالعظمی موسوی اردبیلی گفت: ایشان در بحث فاینانس و تامین منابع مالی قائل به عقد متفاوتی از قرض هستند که دریافت سود از این نوع مشارکت را جزء مصادیق ربا قرار نمیدهد.
حافظ بینالمللی کشورمان ضمن ارائه تعریف ترتیل به تحلیل درباره ترتیلهای خلیجی پرداخت و گفت: نمیتوان همه آنها را مطلقاً نفی یا تأیید کرد، بلکه باید تفکیک شوند، اما برخی از این مرتلان خلیجی از نغمات قرآنی استفاده نکردهاند. 
احمد دباغ، حافظ بینالمللی و روشندل کشورمان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) در پاسخ به سؤالی پیرامون تعریف ترتیل بیان کرد: البته در آیاتی از قرآن هم به این موضوع پرداخته شده که میتوان به آیه چهار سوره مزمل «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا»، اشاره کرد، از طرفی در روایتی نیز آمده است که «الترتیل حفظ الوقوف و اداء الحروف»، در نتیجه به نظر میرسد با توجه به این روایت، ترتیل مطلوب، رعایت همین موارد است.
دو مؤلفه اصلی در ترتیل
وی در ادامه افزود: اگر حفظ الوقوف و اداء الحروف رعایت نشود، در واقع الفبای ترتیل رعایت نشده است، البته میتوان بخشهای دیگر را نیز مانند صوت حسن و با لحن عرب خواندن را نیز اضافه کرد به این موارد اما اصل مطلب این دو مؤلفه هستند.
دباغ تصریح کرد: البته نمیدانم زمان پیامبر(ص) ترتیل خواندن به چه صورتی بوده و در این زمینه نمیتوان حرفی زد، اما در اصطلاح امروزی تعریف ترتیل حول مسأله سرعت میچرخد و در واقع اگر هر صفحه حدود سه دقیقه تلاوت شود، این را ترتیل میگویند، در زمان پیامبر(ص) نیز قطعا ترتیل قرآن واژهای در مقابل تحقیق نبوده است و این تقسیمبندی بعدا به وجود آمده است.
حافظ بینالمللی قرآن بیان کرد: هر چقدر که علم پیشرفت میکند، تعریفها نیز فرق میکند و تقسیمبندیها هم بیشتر میشود، اما قطعا در حال حاضر، شیوه تلاوت ترتیل یک شیوه مورد پسند مردم است، اما تحقیق طرفداران خاص خود را دارد.
وی در پاسخ به این سؤال که علت اقبال عمومی به ترتیل چیست؟ تصریح کرد: یکی از علل میتواند سرعت ترتیل باشد، چنان که شنونده میتواند با مرتل همراهی داشته باشد اما در قرائت تحقیق اینگونه نیست، برای نمونه، ترتیل منشاوی را میتوان مثال زد که ریتم بسیار خوبی دارد و در دستگاههای متنوع نیز تلاوت کرده است.
ترتیل منشاوی؛ یک ترتیل هنرمندانه
دباغ در ادامه افزود: البته تنوع در تغییر مقامها در ترتیل منشاوی زیاد است، اما ایشان هنرمندانه و بدون اینکه مستمع متوجه شود این تنوع و تغییرات را ایجاد کرده است، در ترتیل منشاوی شاهد این هستیم که سرعت متوازن است و کم و زیاد نمیشود و یک ترتیل در ظاهر ساده اما در باطن هنرمندانه را ارائه کرده است، تعویض نغمات نیز در این ترتیل به اقتضای آیات بوده است.
حافظ بینالمللی قرآن در ادامه با اشاره به ویژگیهای یک ترتیل استاندارد تصریح کرد: ۲۰ سال پیش یا قبلتر، تقریبا همه مرتلان یک مدل میخواندند که همان مدل مصری و سنتی مانند سبک منشاوی و ...، اما طی این دو دهه تنوع زیادی به وجود آمده است.
دباغ بیان کرد: به نظر بنده ما باید ضوابط و قواعد خاصی را برای ترتیل داشته باشیم، همانطور که برای قرائت داریم و این ضوابط را معرفی کنیم که کسی از آنها تخطی نکند، البته نه این که خیلی هم خشک باشد، بلکه باید تعادل را رعایت کرد.
وی در ادامه افزود: خیلی هم ملزم باشیم به این که عینا به شیوه منشاوی بخوانی را هم قبول ندارم، بلکه تنوع لازم است، مادامی که ضوابط حفظ شود، ایجاد تنوع اشکالی ندارد، ضمن اینکه برای داشتن یک ترتیل استاندارد، در نظر گرفتن مقتضای زمان و مکان هم مهم است، کشورها و فرهنگها با یکدیگر فرق دارند، اروپاییها یک چیزی را میپسندند و ... اما نکته اصلی این است که نباید از قوانین و ضوابط اصلی تخطی شود.
حافظ بینالمللی قرآن تصریح کرد: در مسابقات، یک مدل میتوان خواند و در محافل نیز به صورت دیگر، در واقع ترتیلخوانی در مجالس، دقت مسابقات را لازم ندارد، اما باز هم از خطوط اساسی نباید جدا شد، مراسم جزءخوانی در ماه رمضان که یکی از علاقهمندیهای مردم به ترتیل بوده نیز فضایی است که تلاوت در آن با مسابقات تفاوت دارد.
دباغ بیان کرد: در مسابقات چهار سوال یک صفحهای از مرتل پرسیده میشود و ملزم است که چند دستگاه را بیاورد، اما در خواندن یک جزء این تغییر در مقامها لازم نیست و ریتمیکتر است، حتی تنوع در ملودیها نیز یکی از موارد است که در مسابقات نمیتوان به این سمت رفت.
این مرتل برجسته قرآن تصریح کرد: در هر حال باید دو مؤلفه تجوید و وقت و ابتدا رعایت شود، در مرحله صوت و لحن اما دست قاری تقریبا بازتر است، البته باز هم میگویم که باید ضوابط اصلی رعایت شود، برای نمونه باید با الحان عربی باشد، اما نه خیلی خشک از طرفی در سبکها نیز باید دقت شود و نمیتوان به هر سبکی هم خواند.
حافظ بینالمللی قرآن در ادامه بیان کرد: البته افراط و تفریط هم نباید باشد، من قرائت تحقیق تند را نیز در ترتیل قبول ندارم که مثلا سبک مصطفی اسماعیل در تحقیق را تند کنیم و ترتیل بخوانیم، لذا از سبکهای قرائت تحقیق هم به نظر بنده میتوان استفاده کرد اما نه از همه آن بلکه باید پالایش شود و به صورت صحیح از آنها استفاده شود.
وی تصریح کرد: میتوان آخر قفلات را سادهتر خواند و تحریرها هم کمتر شود، یعنی قرائت با حالت ترتیل باشد نه قرائت تُند، چون اگر این ترتیل به سبک قرائت تحقیق مصطفی اسماعیل باشد، طبیعی است که آن سبک یعنی هر صفحه در حدود هفت دقیقه باید خوانده شود یا بیشتر اما در ترتیل باید هر صفحه در حدود سه دقیقه تلاوت شود، در نتیجه افراط و تفریط نباید وجود داشته باشد.
حفظ قرآن و اهمیت آن در ترتیل
دباغ در ادامه گفتوگوی خود با ایکنا به اهمیت حفظ قرآن در ارائه یک ترتیل استاندارد اشاره و تصریح کرد: حافظ بودن مرتل صد در صد کمک میکند، نه فقط به ترتیل حتی به قرائت به سبک تحقیق هم کمک میکند، به استاد شحات انور، علاقه زیادی دارم، وقتی از ایشان در مورد یک قاری سؤال کردند، مواردی را گفتند، اما اصل مطلبی که گفتند این بود که قاری باید حافظ باشد، خود من هم که ترتیل میخوانم به دلیل حافظ بودنم راحتتر هستم.
وی تصریح کرد: حافظ بودن، برای ادای آکسانها و معنامحوری هم اثر دارد و علتش هم، اشراف حافظ به آیات است، از طرفی هم تسلط حافظ روی آیات بیشتر است، یک نفر که ۵۰ درصد تمرکزش روی آیات قرآن باشد که اشتباه نکند و ... و مدام نگاه میکند و از طرفی هم تمرکزش به تجوید است خب این قاری نمیتواند کارش را به خوبی یک حافظ ارائه کند؛ چراکه حافظ تمرکز ذهنیاش بیشتر است و فقط روی تجوید و صوت و لحن تمرکز میکند.
حافظ بینالمللی قرآن در ادامه با اشاره به ترتیلهای خلیجی بیان کرد: این ترتیلها نیز طرفداران زیادی دارد، اما باید بین آنها تفکیک ایجاد کرد، یعنی برخی از آنها استاندارد و قابل استفاده هستند و برخی هم خوب نیستند و نمیتوان همگی را به صورت مطلق نفی و یا تأیید کرد، برخی از آنها با وجود این که عرب هم هستند، اما در بخش وقف و ابتدا بسیار مشکل دارند و بسیار هم این مسأله مورد تعجب است که در این موارد سهل انگار هستند. البته یکی از دلایل آن این است که اینها ترتیلهایشان را در نمازهای تراویح خواندهاند و در آنجا نیز به مسائل تجویدی و ... توجه چندانی نمیشود.
مرتل برجسته قرآن بیان کرد: ترتیل آنها خوبیهایی هم دارد، البته برای مردم به لحاظ لحنی جذابیت دارد و چنان که ریتم خوبی هم دارند و مردم هم از طرفی با مقامهای موسیقی و ... آشنایی ندارند، اکثرا هم در یک دستگاه میخوانند و تنوع ملودی هم ندارند ولی برخیها نسبت به برخی دیگر به لحاظ تجویدی بهتر هستند.
دباغ در ادامه افزود: محمود ایوب، تجویدش بهتر از بقیه و تقریبا قابل قبول است و لهجه عربی او هم خیلی کامل نیست و تماما هم در یک دستگاه میخواند و این هم اشکال است و مستمع را خسته میکند، البته خب اشکالات دیگر هم میتوان از او گرفت. عفاسی هم برخی از مواردش خوب است، اما خیلی سبک او عربی نیست، در واقع بهتر است بگویم قرآنی نیست، مثلا وقتی در مقام کرد میخواند، اینطور میشود. این سبکها بیشتر برای دعا و تواشیح خوب است.
وی در ادامه افزود: البته برخی از سبکها هم هستند که برای قرائت قرآن خوب هستند، اما نه برای این که یک جزء را به آن سبک خواند بلکه میتوان چند صفحه را بر آن اساس تلاوت کرد، بنده خودم در مسابقات گاهی ایوب میخواندم، اما نه در حد یک صفحه، بلکه در حد یک آیه که تنوع ایجاد شود، برخی از سبکهای قابل قبول عفاسی هم تلاوت او در مقام رست است که عربی است.
حافظ بینالمللی قرآن تصریح کرد: ضمنا باید در استفاده از ترتیلهای خلیجی به نکات دیگری هم توجه داشت، مثل این که وقتی میخواهیم ایوب بخوانیم نباید با لهجه خود او باشد، بلکه میتوان با لهجه منشاوی تلاوت کرد. البته غیر از مواردی که در بالا عرض کردم یک ترتیل زمانی مناسب است که از همه مهمتر، مرتل دارای صدای دلنشین و لطیف باشد، حذیفی، قاری است که تجویدش بد نیست، اما ویژگیهای جذاب بودن و ... را اصلا ندارد و خیلی خشک میخواند که موجب عدم جذب شنونده میشود، اما در این زمینه منشاوی و پرهیزکار موفق بودهاند.
مؤسسه هلأتی مؤسسهای قرآنی است که از همان ابتدای فعالیتش کودکان را محور قرار داده است و در حال حاضر با دو شعبه در تهران به آموزش قرآنی ویژه کودکان ۳ تا ۶ سال میپردازد و تاکنون توانسته قرآنآموزان زیادی را با مبانی آموزشی قرآن آشنا کند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن( ایکنا)، پانزدهمین نشست از سلسله نشستهای «با یاوران وحی» با معرفی عملکرد و فعالیتهای مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت هل أتی و با حضور نرگس صولتی، مدیر این مؤسسه و همتی، معاون آموزشی این مرکز در استودیو مبین سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور برگزار شد.

در ابتدای بیوگرافی از خودتان و اینکه از چه سالی مؤسسه بنا نهاده شد، بفرمائید؟
بنده نرگس صولتی، کارشناس ارشد مدیریت در حال حاضر مدیر مؤسسه هل أتی هستم. این مؤسسه قرآنی از سال ۱۳۸۰ با کسب مجوز از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مدیریت مرحومه فاطمه ایلشاهی (مادر بنده) که ایشان نیز دارای مدرک کارشناسی الهیات بودند، راهاندازی شد.
از ابتدای آغاز به کار این مؤسسه، آموزش قرآن و ترویج فرهنگ قرآنی در رأس قرار داشت و همچنین آموزش زبان انگلیسی به کودکان در کنار آموزشهای روخوانی و روانخوانی قرآن برای بزرگسالان سرآغاز این حرکت بود.
در حال حاضر برای برگزاری دورههای قرآنی در مؤسسه و فعالیتهای آموزشی از شهریههایی که از قرآنآموزان دریافت میشود، هزینه میکنیم و به لطف خداوند تاکنون دچار مشکلی نشدیم و همچنین هزینههای مربیان و اجارهبهای مکان مؤسسه نیز از این راه تأمین میشود. ایجاد محیط امن برای کارکنان و کارآفرینی از دیگر اهدافی بود که مادر مرحوم بنده در جهت تأسیس مؤسسه در نظر گرفت.
در حال حاضر جمعیت اسلامی حضرت زهرا(س) و زیرمجموعه آن، خیریه «باران مهر» هم راستا با مؤسسه در حال خدمترسانی به نیازمندان و بیماران است.
علت نامگذاری مؤسسه به «هل أتی» چه بود؟
با توجه به اینکه سوره انسان یا «هلأتی» به اهل بیت(ع) و پنج تن آل عبا اشاره دارد، بنابراین با توجه به اینکه این حرکت شروعی برای قدم گذاشتن در یک مسیر قرآنی بود و همچنین در کنار این مرکز، جمعیت اسلامی حضرت زهرا(س) مشغول به کار بود، این نام متبرک برگرفته از آیات شریفه قرآن کریم انتخاب شد.
هدف از راهاندازی مؤسسه چیست؟
در ابتدای امر هدف، ترویج و توسعه فرهنگ قرآن و انس هرچه بیشتر عموم مردم بهویژه کودکان با معجزه پیامبر اکرم(ص) بود. با توجه به اینکه مجوز مؤسسه، فرهنگی، هنری و قرآنی بود اما کلمه قرآن را سرلوحه قرار داده و براساس آن برنامههایی برای آموزش کودکان، نوجوانان به منظور نهادینه کردن قرآن در نظر گرفته شد.
هدف از آموزش کودکان، تربیت نسل آینده و ارائه آموزشهایی برای بانوان بزرگسال بود. محوریت مؤسسه هل أتی بر روی آموزش کودکان ۳ تا ۶ سال است که در تابستان، قشر نوجوان نیز در زمره قرآنآموزان این موسسه قرار میگیرند.

درباره فعالیتهای آموزشی مؤسسه توضیحاتی بیان بفرمائید؟
از ابتدای تأسیس، مؤسسه در مکان کوچکی برپا شد که برای گروههای مختلف در سنین متفاوت، کلاسهای آموزشی به صورت مجزا برگزار میشد و این به طوری ادامه پیدا کرد که در حال حاضر کلاسها از صبح تا ظهر برای کودکان ۳ تا ۶ سال به طول میانجامد. خردسالان و نوجوانی که در مجموعه هل أتی آموزش قرآن میبینند، مهارتهای دیگری را نیز مانند زبان انگلیسی، نقاشی، مهارتهای اجتماعی و هنری و غیره کسب میکنند که این لازمه آموزش است.
این مرکز با سازمانهای دیگر در زمینه ارائه آموزش بهتر به علاقهمندان در زمینههای ورزشی و هنری و تربیت مربی ارتباط موثری داشته است که این خود به نوعی در جذب مخاطب نقش داشته است.
حفظ آیات و احادیث و سورههای قرآن، مفاهیم قرآنی، اجتماعی، زبان انگلیسی، خلاقیت، آموزش نماز از دیگر فعالیتهای این مؤسسه است. کلاسهای قرآنی همراه با خلاقیت و شعر و داستان را بیشتر کودکان دوست دارند و خانوادهها هم بیشتر استقبال کردند.
درباره ظرفیت توانمندی آموزشی مربیان در مؤسسه بگویید؟
در ابتدای امر، به منظور فراگیری دورههای تربیت مربی مهد قرآن، مربیان در جلسات مهدالرضا(ع) مشهد توسط استاد محسنی شرکت کردند که موفقیتهایی حاصل شد و به دنبال آن، مربیان به مراتب به یادگیری و آموزش افراد دیگر پرداختند و یا در صورت امکان برای مربیان جدید دورههایی مهد قرآن به روش استاد برگزار شد و همگی از توان بالایی در این زمینه برخوردار هستند.
به منظور برپایی هر دوره آموزشی در سطح و کیفیت مناسب، نیازمند آموزش مربیان در آن رشته و زمینه هستیم و توانمندی مربیان و آمادگی آنان در ارائه آموزشهای جاری در مؤسسه مهارتهایی را کسب کردهاند.
شعب این مؤسسه را بفرمائید؟
این مؤسسه از مکان اجارهای به مساحت ۱۰۰ مترمربع در خیابان ریحانی کار خود را آغاز کرد و سپس این مکان به مکان فعلی در پاسداران، خیابان فرخی یزدی منتقل شد. با توجه به متقاضی که وجود داشت، یک شعبه در تهرانپارس منطقه ۴ شهرداری تهران برای علاقهمندان تأسیس شد که در حال حاضر نیز فعال و قرآنآموزان بسیاری را تحت پوشش قرار داده است.
در منطقه پاسداران، مؤسسات قرآنی کمی وجود دارد اما در منطقه تهرانپارس، مؤسسات زیادی هستند که در زمینه قرآن در فضای مساجد مشغول فعالیت هستند.
مؤسسه فضای آموزشی که در اختیار دارد، از سیستمهای آموزشی مناسبی به منظور آموزش باکیفیت و کمیت بالا بهرهمند شده است و این مؤسسه در زمینه تجهیزات و امکانات آموزشی از وضعیت خوبی برخوردار است به نوعی که والدین استقبال خوبی از مؤسسه داشتهاند.

درباره افتخاراتی که مؤسسات و قرآنآموزان کسب کردهاند، بگویید؟
با توجه به اینکه قرآنآموزان در سنین پایین در مؤسسه مشغول به آموزش هستند و اکثر مسابقات در زمینههای حفظ و قرائت برای بزرگسالان است، در این زمینه حضور نداشته اما تقدیرنامههای بسیاری از اتحادیه تشکلهای قرآن و عترت کشور، خانه عترت و قرآن و شهرداری دریافت شده است که باعث افتخار برای مؤسسه است.
مؤسسه قرآنی هل أتی تهران، در هر شعبه حدود ۴۰ نونهال دختر و پسر علاقهمند را تحت پوشش قرآنی قرار داده است.
نظرتان در خصوص حضور قرآنآموزان مؤسسات در فضای مساجد جهت آموزش قرآن چیست؟
رابطه بین مؤسسات قرآنی و مساجد کمرنگ است به عنوان مثال، پس از تأسیس و راهاندازی مؤسسه هل أتی، اعتراضاتی را از سوی مسجد محله شاهد بودیم که دلیل اعتراض موازیکاری مؤسسه با مسجد در امر آموزش قرآن به نونهالان و نوجوانان بود که این موازیکاری میتوانست با همکاری خوبی ادامه پیدا کند که متأسفانه توافقی صورت نگرفت، البته مؤسسه به منظور پیوند کودکان با مساجد، برنامههایی مانند برپایی جشن پایان تحصیل، آموزش نماز و وضو، اجرا میکند.
از تأثیرات آموزههای قرآن بر روی کودکان بفرمائید؟
از ابتدای امر که این راه آغاز شد، کودکان بسیار مشتاق بودند که در کلاسها حضور داشته باشند که شرکت کردن در کلاسها و یادگیری برخی از آموزههای قرآنی، بازخوردهایی داشت که از سوی مادران به اطلاع ما میرسید. به عنوان نمونه، کودکان در رفتارهای روزمره و برخوردهایی که با دوستان و اطرافیان دارند از آیات موضوعی استفاده میکنند و از این آیات در جهت اخلاق قرآنی بهرهمند میشوند.
ادغام چه تأثیری در روند کاری مؤسسات قرآنی دارد؟
انسجام در دو اتحادیه قرآنی بسیار ارزشمند است و در تسهیل کردن فعالیتهای اداری و اجرایی مؤسسات لازم به نظر میرسد زیرا یک مرجع مشخص میتواند، پاسخگوی نیاز مؤسسات قرآنی باشد. یک مرکز معینی که مبادرت به برپایی دورههای برای ارتقاء مدیران مؤسسات قرآنی، تشکیل اتاقهای فکری و غیره کند، از اهمیت بالایی برخوردار است که یک نهاد منسجم پاسخگوی مؤسسات قرآنی باشد.
نظرتان درباره تخصصی شدن مؤسسات قرآنی چیست؟
به نظر بنده، در حوزه قرآن کریم فعالیتها به صورت عمومی بهتر است مثلاً افرادی که مبادرت به حفظ قرآن کریم میکنند بهتر است در کنار آن، مفاهیم قرآن، روخوانی و صوت و لحن را نیز آموزش ببینند. البته در بخش کودکان ۳ تا ۶ سال نمیتوان مباحث تخصصی را آموزش داد زیرا کودکان در سنین پایین نیاز به آموزشهای خلاق دارند.
ارکان هیئت مدیره مؤسسه را بیان بفرمائید؟
مدیر مؤسسه بنده هستم که مدیر داخلی، مدیر آموزش، مدیر هنری و... از دیگر ارکان این مرکز هستند. مدیر داخلی اداره مؤسسه را به عهده دارد و مدیر آموزشی(خانم همتی) ارائه و هماهنگی مربیان با برنامههای آموزشی نوین را عهدهدار هستند.

نظر شما درباره اداره مؤسساتی که با مشکلات اقتصادی روبرو هستند، چیست؟
در حال حاضر عموم مردم به مؤسسات قرآنی به چشم یک خیریه نگاه میکنند و دریافت شهریه را به نوعی جایز نمیدانند که البته مؤسسه به منظور ادامه و بقای خود هزینه دریافت میکند. مؤسساتی که در مناطق محروم هستند و از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نیستند، در وهله نخست میتوانند با همکاری از فضای فرهنگی ـ آموزشی مساجد استفاده کنند.
موفقیتهای مؤسسه هل أتی چگونه ارزیابی میکنید؟
در ابتدا همان دورههای آموزش قرآن برای گروه ۳ تا ۶ سال را در نظر گرفتیم که تاکنون نیز موفق به تربیت تعداد زیادی از کودکان در زمینه آموزشی شدهایم. در زمینه تعامل با مؤسسات دیگر و مدارس گامهایی برداشته شد که بسیار مفید بود. توافق شد، پس از فارغ شدن کودکان از مؤسسه، وارد مدرسه قرآن با ارائه آموزش در سطوح بالاتر شوند.
درباره رزومه فعالیت قرآنی مرحوم فاطمه ایلشاهی توضیحاتی ارائه بفرمائید؟
مرحوم «ایلشاهی» قبل از تأسیس مؤسسه به عنوان مدرس دانشگاه معارف و الهیات اسلامی مشغول به تدریس بودند که پس از سالها تدریس به این نتیجه رسیدند که کودکان باید از دوران کودکی با معارف قرآنی آشنا شوند تا پس از ورود به دانشگاه بتوانند این معارف را ارتقاء بدهند. بنابراین تصمیم گرفتند که مؤسسهای راهاندازی کنند که تربیت قرآنی برای کودکان و ترویج قرآن در میان آنان در رأس قرار داشته باشد.
ایشان از سال ۱۳۸۰ که مجوز مؤسسه داده شد شروع به توسعه و گسترش مؤسسه کردند. همچنین جمعیت اسلامی حضرت زهرا(س) در کنار مؤسسه فعال بود که خیریه باران مهر را راهاندازی کردند و بیشترین توجه وی به بیماریهای «ای بی» بود که تندیس سازمان بیماریهای نادر را هم دریافت کردند. عضویت در شورای همکاری زنان، عضویت در ائتلاف اسلامی زنان، عضویت در جامعه زینب(س)، عضویت در مجمع همکاریهای زنان مسلمان و دبیر احزاب زنان بودند. ایشان در بحثهای قرآنی، زنان و سیاسی اجتماعی زنان نقش داشتند.

چه عواملی بر گسترش تعداد مؤسسات قرآنی پس از انقلاب اسلامی تأثیر گذاشت؟
متأسفانه سن بنده به انقلاب اسلامی نمیرسد، اما میتوان به این نکته اشاره کرد که، در این چند سال گذشته خانوادهها تعامل کمتری با فضاهای مذهبی مانند مساجد، مراکز و غیره به دلایلی داشتهاند، این احساس نیاز بهوجود آمد که کودکان را به نوعی به مراکزی که آموزشهای قرآن را دارند اما با روشهای نوین و به روز در حال ارائه هستند، معرفی کنند که این به نوعی بر رشد مؤسسات قرآنی تأثیر گذاشت.
درخواست و انتظار شما از مسئولان ذیربط چیست؟
در این سالها شاهد بودیم که سازمانها و نهادهایی که به نوعی در حیطه قرآن مشغول خدمترسانی هستند، به نوعی ارتباط کمرنگی با مؤسسات دارند. ارزیابی، رتبهبندی، پیگیری فعالیتهای مؤسسات، ارائه روشهای آموزشی جدید برای مدیران مؤسسات و حمایتهای مالی، غیره از جمله مواردی است که از سوی مسئولان خوب است که توجه شود. تعامل، کمترین انتظار مؤسسات قرآنی از مسئولان است.
از سازمانهای قرآنی تقاضا میشود که بیشتر با مؤسسات قرآنی در ارتباط باشند و از نظر آموزشی و مالی بتوانند برای رسیدن به اهداف آنان یاری کنند.
در ادامه این نشست پای صحبتهای خانم همتی، مدیر آموزشی مؤسسه هلأتی نشستهایم.

درباره روند آموزش قرآن به نونهالان بفرمائید؟
بنده همتی، مدیر آموزش مؤسسه قرآنی هلأتی هستم که در حال حاضر مشغول به تحصیل در مقطع کارشناس ارشد، رشته روانشناسی تربیتی هستم. درباره فعالیتهای بخش آموزشی مؤسسه اینطور باید بگویم که کودکان از سن ۳ تا ۶ سال در کلاسهای مؤسسه شرکت دارند، تمام تلاشمان را به کار بستهایم که آموزش منسجمی را در برنامه کاری قرار دهیم. به نوعی که با تعاملی که با مربیان صورت گرفته است، انتخاب کتابها، روشهای قرآنی به صورت کارشناسانه باشد که بتوانیم برای هر سنی آموزشهای مرتبط با آنها را طراحی کنیم و به یک انسجام دست پیدا کنیم.
آموزش دادن امروزه به شیوه قدیم نیست که دانشآموزان به نوعی تنها شنونده مباحث آموزشی باشند، بلکه آموزش قرآن با ارائه داستانها، نمایش، نقاشی، کاردستی، حفظ آیات به همراه داستانهای مربوط به آن انجام میشود. مفهوم آیات به صورت شعر بیان و بازی نیز در جهت آموزش نیز انجام میشود.
گفتنی است؛ مؤسسه هلأتی در دو شعبه به نشانی تهرانپارس، خیابان فرجام شرقی، بین رشید و گلشنی، پلاک ۱۳۴ و شعبه مرکزی مؤسسه در پاسداران، خیابان فرخی یزدی، کوچه پنجم شرقی پلاک ۲۵ واقع شده است.
گزارش تصویری این خبر را اینجا ببینید.
شرح آیات 38 تا 40 سوره مبارکه انفال
38قُلْ لِلَّذینَ کَفَرُوا إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ وَ إِنْ یَعُودُوا فَقَدْمَضَتْ سُنَّتُ الأَوَّلینَ
39وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّاللّهَ بِما یَعْمَلُونَ بَصیرٌ
40وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَوْلاکُمْ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصیرُ
ترجمه:
38 ـ به آنها که کافر شدند بگو: «چنان چه از مخالفت بازایستند، (و ایمان آورند،) گذشته آنها بخشوده خواهد شد; و اگر به اعمال سابق باز گردند، سنت (خداوند در مورد) گذشتگان، (درباره آنها) جارى مى شود».
39 ـ و با آنها پیکار کنید، تا فتنه (شرک و سلب آزادى) برچیده شود، و دین (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از اعمال نادرست) خوددارى کنند، (خداوند آنها را مى پذیرد;) خدا به آنچه انجام مى دهند بیناست.
40 ـ و اگر سرپیچى کنند، بدانید (ضررى به شما نمى رسانند;) خداوند سرپرست شماست! چه سرپرست خوبى! و چه یاور خوبى!
تفسیر:
غفران اعمال گذشته
مى دانیم روش قرآن این است که: بشارت و انذار را با هم توأم مى کند; یعنى همان گونه که دشمنان حق را تهدید به مجازات هاى سخت و دردناک مى نماید، راه بازگشت را نیز به روى آنها باز مى گذارد.
آیه نخست از آیات مورد بحث، همین روش را تعقیب مى کند، و به پیامبر دستور مى دهد: «به افرادى که کافر شده اند بگو: اگر از مخالفت و لجاجت و طغیان و سرکشى بازایستند و به سوى آئین حق باز گردند گذشته آنها بخشوده خواهد شد» (قُلْ لِلَّذینَ کَفَرُوا إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ).
از این آیه استفاده مى شود با قبول اسلام، گذشته هر چه باشد مورد عفو قرار مى گیرد، و این همان چیزى است که در روایات اسلامى به عنوان یک قانون کلى آمده است.
گاهى به عبارت: أَلإِسْلامُ یَجُبُّ ما قَبْلَهُ: «اسلام ما قبل خود را مى پوشاند».(1)
و گاهى به تعبیر دیگر، که از طرق اهل سنت از پیامبر نقل شده: إِنَّ الإِسْلامَ یَهْدُمُ ما کانَ قَبْلَهُ، وَ إِنَّ الْهِجْرَةَ تَهْدُمُ ما کانَ قَبْلَها وَ إِنَّ الْحَجَّ یَهْدُمُ ما کانَ قَبْلَهُ:
«اسلام آنچه را که قبل از آن است از میان مى برد، و هجرت کردن نیز ما قبل خود را از میان مى برد، و حج خانه خدا ما قبل خود را محو مى کند».(2)
منظور این است: اعمال و کارهاى خلاف، و حتى ترک فرائض و واجبات قبل از اسلام، به خاطر پذیرش اسلام، مورد عفو قرار خواهد گرفت و مجازات آنها از میان خواهد رفت و این قانون عطف به گذشته نمى شود. از این جهت در کتب فقه اسلامى مى خوانیم: بر شخصى که مسلمان مى شود حتى قضاء عبادات گذشته لازم نیست.
آنگاه اضافه مى کند: اما اگر از روش نادرست خود باز نایستند «و به اعمال سابق باز گردند سنت خداوند در پیشینیان درباره آنها انجام مى شود» (وَ إِنْ یَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الأَوَّلینَ).
منظور از این سنت، همان سرنوشتى است که دشمنان حق در برابر انبیاء، و حتى خود مشرکان «مکّه» در برابر پیامبر در جنگ «بدر» به آن گرفتار شدند.
در سوره «غافر» آیه 51 مى خوانیم: إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الأَشْهادُ:
«ما رسولان خود و کسانى که ایمان آورده اند را در زندگى دنیا و روز رستاخیز که گواهان بر مى خیزند، یارى مى کنیم».
همچنین در سوره «اسراء» آیه 77 پس از ذکر در هم پیچیده شدن زندگى دشمنان اسلام مى خوانیم: سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنْ رُسُلِنا وَ لاتَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْویلاً:
«این سنت ما درباره پیامبران پیشین است و این سنت هرگز دگرگون نمى شود».
* * *
از آنجا که در آیه قبل دشمنان را براى بازگشت به سوى حق دعوت کرده بود و این دعوت ممکن بود این فکر را براى مسلمانان ایجاد کند که دیگر دوران جهاد پایان یافته و هیچ راهى جز انعطاف و نرمش در پیش نیست، براى رفع این
اشتباه اضافه مى کند: «با این دشمنان سرسخت مبارزه کنید و پیکار را همچنان ادامه دهید تا فتنه بر چیده شود و دین یکپارچه براى خدا باشد» (وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهِ).
«فِتْنَه» همان گونه که در تفسیر آیه 193 سوره «بقره» گفته ایم، مفهوم وسیعى دارد که هر گونه اِعمال فشار را شامل مى شود، لذا گاهى در قرآن کلمه فتنه به معنى شرک و بت پرستى که انواع محدودیت ها و فشارها را براى جامعه در بر دارد گفته شده.
همچنین به فشارهائى که از ناحیه دشمنان براى جلوگیرى از گسترش دعوت اسلام و به منظور خفه کردن نداى حق طلبان و حتى باز گرداندن مؤمنان به سوى کفر به عمل مى آید «فتنه» اطلاق شده است.
در آیه فوق بعضى از مفسران فتنه را به معنى شرک و بعضى به معنى کوشش هاى دشمنان براى سلب آزادى فکرى و اجتماعى از مسلمانان گرفته اند.
ولى حق این است که مفهوم آیه، مفهوم وسیعى است که هم شرک را شامل مى شود و (به قرینه جمله «وَ یَکُونَ الدِّیْنَ کُلُّهُ لِلّهِ») و هم سایر فشارهائى که از طرف دشمنان به مسلمانان وارد مى شد.
در ذیل آیه بار دیگر در برابر شدت عمل دست دوستى و محبت را به سوى آنها دراز مى کند و مى گوید: «اگر از راه و روش خود دست بر دارند خداوند به آنچه عمل مى کنند آگاه است و با لطف و مرحمت خاص خویش با آنان رفتار خواهد کرد» (فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّاللّهَ بِما یَعْمَلُونَ بَصیرٌ).
* * *
«اما اگر باز به سرپیچى خود ادامه دهند و در برابر دعوت حق تسلیم نشوند بدانید پیروزى براى شما و شکست در انتظار آنهاست، زیرا خداوند مولا و سرپرست شماست» (وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَوْلاکُمْ).
«او بهترین مولا و رهبر و بهترین یار و یاور است» (نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصیرُ).
* * *
نکته:
هدف جهاد و یک بشارت
آیه فوق به دو قسمت از اهداف مقدس جهاد اسلامى اشاره مى کند:
1 ـ برچیدن بساط بت پرستى و از میان بردن بتکده ها; زیرا همان طور که در بحث اهداف جهاد گفته ایم: آزادى دینى مخصوص کسانى است که از یکى از ادیان آسمانى پیروى کنند، و در برابر آنها اعمال فشار براى تغییر عقیده صحیح نیست.
ولى بت پرستى نه دین است و نه مکتب، بلکه خرافه است و انحراف، و حکومت اسلامى باید نخست از طریق تبلیغ و اگر ممکن نشد از طریق توسل به زور، بساط بت پرستى را از همه جا برچیند و بتخانه ها را ویران کند.
2 ـ به دست آوردن آزادى بیان و تبلیغ و نشر اسلام.
در این قسمت نیز اسلام اجازه مى دهد اگر کسانى با اعمال خود جلو آزادى عمل مسلمانان را در نشر و تبلیغ و دعوت به اسلام بگیرند آنها حق دارند متوسل به جهاد آزادى بخش شوند، و راه را براى تبلیغ منطقى بگشایند (براى توضیح بیشتر به تفسیر «نمونه»، جلد دوم، ذیل آیه 193 سوره «بقره» مراجعه فرمائید).
در تفسیرهاى اهل سنت مانند تفسیر «روح المعانى»، تفسیر «روح البیان» و تفاسیر مختلف شیعه از امام صادق(علیه السلام)چنین نقل شده: لَمْ یَجِىءْ تَأْوِیْلُ هذِهِ الآیَةِ وَ لَوْ قامَ قائِمُنا بَعْدُ سَیَرى مَنْ یُدْرِکُهُ ما یَکُونُ مِنْ تَأْوِیْلِ هذِهِ الآیَةِ وَ لَیَبْلُغَنَّ دِیْنُ مُحَمَّد ما بَلَغَ اللَّیْلُ حَتّى لایَکُونَ مُشْرِکٌ عَلى ظَهْرِ الأَرْضِ:
«تأویل و تفسیر نهائى این آیه هنوز فرا نرسیده است، و هنگامى که قائم ما قیام کند کسانى که زمان او را درک کنند تأویل این آیه را خواهند دید، به خدا سوگند که در آن موقع دین محمّد(صلى الله علیه وآله) به تمام نقاطى که شب پوشش آرام بخش خود را بر آن مى افکند خواهد رسید تا در سراسر روى زمین مشرک و بت پرستى باقى نماند».(3)
نویسنده تفسیر «المنار»، روى تعصّب خاصى که در مسأله قیام حضرت مهدى(علیه السلام) دارد، این حدیث را انکار کرده است و این به خاطر پیش داورى غلطى است که او در زمینه مسأله قیام حضرت مهدى(علیه السلام) دارد.
عجیب این است که او طبق تصریحات تفسیرش تمایل خاصى به مکتب «وهابیت» دارد، در حالى که وهابیان سخت گیر نیز با صراحت تمام ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) را امر مسلّم و روایات آن را متواتر مى دانند که اسناد و مدارک آن در ذیل آیه 33 سوره «توبه» (در همین جلد) خواهد آمد و نیز به نقطه اصلى اشتباه مفسر مزبور و پاسخ آن اشاره خواهیم کرد، و مطالب مشروح ترى در کتاب «مصلح بزرگ جهانى» نیز آورده ایم.
و اگر پاره اى از روایات مربوط به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)نادرست و یا مشتمل بر خرافاتى باشد سبب نمى شود که این همه روایات صحیح و متواتر را نادیده بگیریم.
* * *
1 ـ «مستدرک»، جلد 7، صفحات 448 و 449 و جلد 11، صفحه 365 و جلد 18، صفحه 221، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 6، صفحه 23 و جلد 9، صفحه 222 و جلد 21، صفحه 114 و...
2 ـ «صحیح مسلم»، جلد 1، صفحه 78، دار الفکر بیروت، 8 جلدى ـ «کنز العمال»، جلد 1، صفحه 67، مؤسسة الرسالة، بیروت، لبنان ـ «درّ المنثور»، جلد 1، صفحه 210 و جلد 3، صفحه 184، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق.
3 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 543، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 51، صفحه 55 و جلد 52، صفحه 378 ـ «کافى»، جلد 8، صفحه 201، دار الکتب الاسلامیة.
اعْلَمُوا، عِبَادَ اللّهِ، أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْن عَزِیز، وَالْفُجُورَ دَارُ حِصْن ذَلِیل، لاَ یَمْنَعُ أَهْلَهُ، وَ لاَ یُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَیْهِ. أَلاَ وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطَایَا، وَ بِالْیَقِینِ تُدْرَکُ الْغَایَةُ الْقُصْوَى.
عِبَادَ اللّهِ، اللّهَ اللّهَ فِی أَعَزِّ الاَْنْفُسِ عَلَیْکُم، وَ أَحَبِّهَا إِلَیْکُمْ: فَإِنَّ اللّهَ قَدْ أَوْضَحَ لَکُمْ سَبِیلَ الْحَقِّ وَ أَنَارَ طُرُقَهُ. فَشِقْوَةٌ لاَزِمَةٌ، أَوْ سَعَادَةٌ دَائِمَةٌ! فَتَزَوَّدُوا فِی أَیَّامِ الْفَنَاءِ لاَِیَّامِ الْبَقَاءِ. قَدْ دُلِلْتُمْ عَلَى الزَّادِ، وَ أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ، وَ حُثِثْتُمْ عَلَى الْمَسِیرِ; فَإِنَّمَا أَنْتُمْ کَرَکْب وُقُوف، لاَ یَدْرُونَ مَتَى یُؤْمَرُونَ بِالسَّیْرِ. أَلاَ فَمَا یَصْنَعُ بِالدُّنْیَا مَنْ خُلِقَ لِلآخِرَةِ! وَ مَا یَصْنَعُ بِالْمَالِ مَنْ عَمَّا قَلِیل یُسْلَبُهُ، وَ تَبْقَى عَلَیْهِ تَبِعَتُهُ وَ حِسَابُهُ!
عِبَادَاللّهِ، إِنَّهُ لَیْسَ لِمَا وَعَدَ اللّهُ مِنَ الْخَیْرِ مَتْرَکٌ، وَ لاَ فِیمَا نَهَى عَنْهُ مِنَ الشَّرِّ مَرْغَبٌ.
عِبَادَاللّهِ، احْذَرُوا یَوْماً تُفْحَصُ فِیهِ الاَْعْمَالُ، وَ یَکْثُرُ فِیهِ الزِّلْزَالُ وَ تَشِیبُ فِیهِ الاَْطْفَالُ.
بندگان خدا بدانيد که تقوا دژى است محکم و استوار (که ساکنان خود را از گزند عذاب دنيا و آخرت حفظ مى کند) و فجور و بى تقوايى، حصارى است سُست و بى دفاع که ساکنانش را (از خطرها) باز نمى دارد و کسى را که به آن پناه برد حفظ نمى کند. آگاه باشيد با تقوا مى توان نيش زهرآلود گناهان را قطع کرد و با يقين به برترين مرحله مقصود رسيد. بندگان خدا! خدا را خدا را; مراقب عزيزترين و محبوب ترين نفوس نسبت به خويش باشيد (دست کم بر خود رحم کنيد;) چرا که خداوند راه حق را براى شما آشکار ساخته و طرق آن را روشن نموده است و سرانجام کار (از دو حال خارج نيست) يا بدبختى دايمى است و يا نيکبختى هميشگى; حال که چنين است در اين ايّام فانى براى ايّام باقى زاد و توشه فراهم سازيد، زاد و توشه لازم به شما معرفى شده و فرمان کوچ داده شده است و با سرعت شما را به حرکت درآورده اند. شما همچون کاروانى هستيد که در منزلگاهى توقف کرده و نمى دانيد چه وقت دستور حرکت به او داده مى شود. بدانيد آن کس که براى آخرت آفريده شده با دنيا (و دنياپرستى) چه کار دارد؟ و آن کس که به زودى ثروتش را از او مى گيرند، با اموال و ثروت دنيا چه مى کند؟ ثروتى که (سودش براى دگران است و) مؤاخذه و حسابش بر او. اى بندگان خدا! آن چه را خداوند وعده نيک نسبت به آن داده است جاى ترک نيست و آن چه را از بدى ها نهى کرده قابل دوست داشتن نمى باشد. اى بندگان خدا! از روزى که اعمال بررسى دقيق مى شود، برحذر باشيد; روزى که تزلزل و اضطراب در آن بسيار است و کودکان در آن پير مى شوند.
شرح وتفسیر
ناپایدارى دنیا
در این بخش از خطبه امام(علیه السلام) بعد از بیانات گذشته پیرامون ناپایدارى دنیا و آماده ساختن مخاطبان خود براى شنیدن اندرزهاى نافع و سودمند مى فرماید: «بندگان خدا بدانید که تقوا دژى است محکم و استوار (که ساکنان خود را از گزند عذاب دنیا و آخرت حفظ مى کند) و فجور و بى تقوایى، حصارى سُست و بى دفاع که ساکنانش را (از خطرها) باز نمى دارد و کسى را که به آن پناه برد حفظ نمى کند» (اعْلَمُوا، عِبَادَ اللّهِ، أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْن عَزِیز، وَالْفُجُورَ دَارُ حِصْن ذَلِیل، لاَ یَمْنَعُ أَهْلَهُ، وَ لاَ یُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَیْهِ).
اشاره به این که تقوا که یک ملکه نیرومندِ بازدارنده باطنى است، انسان را ازآلودگى به گناهان باز مى دارد و همین امر سبب مى شود از پیامدهاى نامطلوب گناه در دنیا و آخرت در امان بماند; به عکس افراد بى تقوا در برابر وسوسه هاى نفس و شیاطین جن و انس نفوذپذیرند و به آسانى در پرتگاه گناه مى لغزند و سقوط آن ها سبب رسوایى در دنیا و عذاب الهى در آخرت مى شود.
سپس دوّمین اثر مهم تقوا را چنین بیان مى فرماید: «آگاه باشید با تقوا مى توان نیش زهرآلود گناهان را قطع کرد و با یقین به برترین مرحله مقصود رسید» (أَلاَ وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ(1) الْخَطَایَا، وَ بِالْیَقِینِ تُدْرَکُ الْغَایَةُ الْقُصْوَى).
امام(علیه السلام) در این جا گناهان را به حیوانات گزنده سمى همچون مار و عقرب تشبیه کرده که تقوا نیش زهرآلود آن ها را قطع مى کند. آرى! تقوا پادزهرى است مؤثر و حیات بخش و از آن جا که تقوا و یقین، لازم و ملزوم یکدیگرند مى فرماید: کسى که بر مرکب یقین سوار شود به سرمنزل مقصود خواهد رسید. یقین، عامل حرکت است و تقوا برطرف کننده موانع راه. همیشه بى تقوایى ها از ضعف یقین سرچشمه مى گیرد. آیا کسى که به این آیه یقین دارد که مى فرماید: «(إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْماً إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَاراً); به یقین کسانى که اموال یتیمان را به ظلم و ستم مى خورند (در حقیقت) تنها آتش مى خورند»(2)، مى تواند مال یتیم بخورد؟
آیا کسى را پیدا مى کنید که قطعه اى از آتش سوزان را بر دارد و در دهان بگذارد؟!!
آن گاه امام(علیه السلام) براى تحریک مخاطبان و تشویق آن ها به برگرفتن زاد و توشه از این دنیاى فانى مى فرماید: «اى بندگان خدا، خدا را خدا را; مراقب عزیزترین و محبوب ترین نفوس نسبت به خویش باشید» (عِبَادَ اللّهِ، اللّهَ اللّهَ فِی أَعَزِّ الاَْنْفُسِ عَلَیْکُم، وَ أَحَبِّهَا إِلَیْکُمْ).
به یقین منظور از عزیزترین نفوس در این عبارت، خود انسان است; چرا که حبّ ذات، طبیعى هر انسانى است و اگر به اشخاص و اشیاى دیگر علاقه دارد از پرتو حبّ ذات است; چرا که آن ها را در سرنوشت خود مؤثر مى داند (بگذریم از گروه بسیار اندکى که خویشتن خویش را به کلى فراموش مى کنند; جز خدا نمى بینند و جز خدا نمى جویند و جز خدا نمى خواهند).
به هر حال، مقصود این است که شما اگر به هیچ کس رحم نمى کنید دست کم به خود رحم کنید و اگر منافع هیچ کس را در نظر نمى گیرید، حدّاقل منافع خود را در نظر بگیرید که این علاقه به خویشتن، جزء فطرت شماست.
و به دنبال آن، هشدار مى دهد: «خداوند راه حق را براى شما آشکار ساخته و طرق آن را روشن نموده است، و سرانجام کار (از دو حال خارج نیست) یا بدبختى دایمى است و یا نیکبختى همیشگى» (فَإِنَّ اللّهَ قَدْ أَوْضَحَ لَکُمْ سَبِیلَ الْحَقِّ وَ أَنَارَ طُرُقَهُ. فَشِقْوَةٌ لاَزِمَةٌ، أَوْ سَعَادَةٌ دَائِمَةٌ!).
آن گاه امام(علیه السلام) به بیان اسباب رسیدن به سعادت دایمى و پرهیز از شقاوت همیشگى پرداخته، چنین مى فرماید: «حال که چنین است در این ایّام فانى براى ایّام باقى زاد و توشه تهیه کنید. زاد و توشه لازم به شما معرفى شده و فرمان کوچ داده شده است، و با سرعت شما را به حرکت درآورده اند» (فَتَزَوَّدُوا فِی أَیَّامِ الْفَنَاءِ لاَِیَّامِ الْبَقَاءِ. قَدْ دُلِلْتُمْ عَلَى الزَّادِ، وَ أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ(3)، وَ حُثِثْتُمْ(4) عَلَى الْمَسِیرِ).
ناگفته پیداست که منظور از تهیه زاد و توشه همان زاد و توشه تقوا و اعمال صالح است که در قرآن مجید به آن اشاره شده: «(وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى); زاد و توشه بیندوزید که بهترین زاد و توشه، تقواست».(5)
جمله «أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ...» مى تواند اشاره به امر تشریعى الهى باشد که در آیات مربوط به فناى دنیا و این که هر کسى سرانجام طعم مرگ را مى چشد به دلالت التزامى آمده است و مى تواند اشاره به امر تکوینى باشد; زیرا خداوند اسباب و عوامل حرکت را چنان آفریده که کودکان به سرعت جوان و جوانان پیر و پیران به سوى دیار بقا مى شتابند و با جمله (وَ سَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَة مِّنْ رَّبِّکُمْ)(6) دستور سیر سریع را به سوى اسباب آمرزش و مغفرت صادر فرموده است.
در نامه 31 نهج البلاغه نیز مى خوانیم که امام(علیه السلام) خطاب به فرزندش (امام حسن(علیه السلام)) مى فرماید: «یَا بُنَىَّ أَنَّ مَنْ کَانَتْ مَطِیَّتُهُ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ، فَإِنَّهُ یُسارُ بِهِ وَ إِنْ کانَ وَاقِفاً، وَ یَقْطَعُ الْمَسافَةَ وَ إِنْ کَانَ مُقِیماً وَادِعاً; پسرم! آن کس که مرکبش شب و روز است، همواره در حرکت خواهد بود; هر چند ظاهراً ساکن است و قطع مسافت مى کند; گرچه در جاى خود ایستاده و راحت است».
و در ادامه سخن تشبیه رسا و گویایى براى مردم دنیا ذکر کرده، مى فرماید: «شما همچون کاروانى هستید که در منزلگاهى توقف کرده، و نمى دانید چه وقت دستور حرکت به شما داده مى شود» (فَإِنَّمَا أَنْتُمْ کَرَکْب(7) وُقُوف، لاَ یَدْرُونَ مَتَى یُؤْمَرُونَ بِالسَّیْرِ).
ممکن است این سؤال مطرح شود که امام(علیه السلام) در جمله «أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ...» مى فرماید: فرمان حرکت صادر شده، در حالى که در جمله «لاَ یَدْرُونَ مَتَى یُؤْمَرُونَ بِالسَّیْرِ» (نمى دانند چه وقت دستور حرکت داده مى شود) مى فرماید: هنوز دستور حرکت صادر نشده; این دو تعبیر چگونه با یکدیگر سازگار است؟
با قدرى توجه در مى یابیم که اوّلى اشاره به حرکت در دنیا به سوى کمال و سرعت وشتاب در فراهم کردن اسباب مغفرت و دوّمى اشاره به کوچ کردن از دنیا به سوى آخرت مى باشد و ابهام برطرف مى گردد.
به هر حال، این تشبیه به صورت دیگرى در کلمات قصار آمده است; آن جا که مى فرماید: «أَهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْب یُسارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیامٌ; اهل دنیا همچون قافله اى اند که آن ها را به پیش مى رانند، در حالى که در خوابند».(8)
این خواب، همان حالت غفلتى است که براى بسیارى از مردم حاصل است.
سپس براى روشن تر شدن این حقیقت، چنین مى فرماید: «آگاه باشید! آن کس که براى آخرت آفریده شده با دنیا (و دنیاپرستى) چه کار دارد؟! و آن کس که به زودى ثروتش را از او مى گیرند دیگران با اموال و ثروت دنیا چه مى کند؟! ثروتى که (سودش براى است و) مؤاخذه و حسابش بر او است!» (أَلاَ فَمَا یَصْنَعُ بِالدُّنْیَا مَنْ خُلِقَ لِلاْخِرَةِ! وَ مَا یَصْنَعُ بِالْمَالِ مَنْ عَمَّا قَلِیل یُسْلَبُهُ، وَ تَبْقَى عَلَیْهِ تَبِعَتُهُ(9) وَ حِسَابُهُ!).
اگر منزلگاه اصلى ما آخرت است و دنیا گذرگاهى بیش نیست، چرا این قدر به دنیا دل بسته ایم؟ و اموالى که چند روزى به رسم امانت در دست ما سپرده شده و سرانجام آن را به دیگران مى سپاریم و در قیامت حساب و کتابش را باید پس دهیم چرا این همه براى به دست آوردنش جانفشانى مى کنیم و حلال و حرام را به هم مى آمیزیم؟
امام(علیه السلام) در ادامه این سخن براى ترغیب و تشویق مردم به خیرات و نیکى ها و پرهیز از بدى ها از دو منطق مؤثر دیگر بهره مى گیرد:
نخست مى گوید: «اى بندگان خدا! آن چه را خداوند وعده نیک بر آن داده است جاى ترک نیست و آن چه را از بدى ها نهى کرده قابل دوست داشتن نمى باشد!» (عِبَادَاللّهِ، إِنَّهُ لَیْسَ لِمَا وَعَدَ اللّهُ مِنَ الْخَیْرِ مَتْرَکٌ، وَ لاَ فِیمَا نَهَى عَنْهُ مِنَ الشَّرِّ مَرْغَبٌ).
اشاره به ا ین که آن کس که امر و نهى کرده و وعده پاداش و کیفر داده یک فرد عادى نیست که جاى گفتگو و تردید در آن باشد; خداوند قادر قهار چنین فرموده است.
و در تعبیر دوّم مى فرماید: «اى بندگان خدا! از روزى که اعمال بررسى دقیق مى شود، برحذر باشید; روزى که تزلزل و اضطراب در آن بسیار است و کودکان در آن پیر مى شوند» (عِبَادَاللّهِ، احْذَرُوا یَوْماً تُفْحَصُ فِیهِ الاَْعْمَالُ، وَ یَکْثُرُ فِیهِ الزِّلْزَالُ، وَ تَشِیبُ(10)فِیهِ الاَْطْفَالُ).
در آن روز، تمام اعمال، هر چند ظاهراً کوچک و ناچیز باشد با دقت و سخت گیرى بررسى خواهد شد; همان گونه که قرآن مجید مى گوید: «(یَا بُنَىَّ إِنَّهَا إِنْ تَکُ مِثْقَالَ حَبَّة مِّنْ خَرْدَل فَتَکُنْ فِى صَخْرَة أَوْ فِى السَّمَاوَاتِ أَوْ فِى الاَْرْضِ یَأْتِ بِهَا اللهُ إِنَّ اللهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ); اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یابد) باشد و در دل سنگى یا در (گوشه اى از) آسمان ها و زمین قرار گیرد خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى آورد; خداوند دقیق و آگاه است».(11)
و منظور از فزونى زلزله در آن روز، تزلزل افکار و لرزیدن دل ها از هول محشر و وحشت از نتیجه اعمال است.
درست است که در پایان این جهان، زلزله به معناى حقیقى، تمام جهان را به لرزه در مى آورد و همه چیز زیر و رو مى شود; ولى آن چه در بالا آمده مربوط به صحنه محشر است که در آن جا زلزله به معناى حقیقى آن وجود دارد; بلکه هر چه هست اضطراب ا ست و وحشت و تزلزل خاطرها.
تعبیر به «تَشِیبُ فِیهِ الاَْطْفَالُ» کنایه از شدت و عمق وحشت آن صحنه است که در تعبیرات روزمرّه نیز به کار مى رود. مى گوییم حادثه به اندازه اى سنگین است که انسان را پیر مى کند; همان گونه که در قرآن مجید مى فرماید: «(فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِیباً); اگر کافر شوید، چگونه خود را (از عذاب الهى) بر کنار مى دارید، در آن روز که کودکان را پیر مى کند؟!».(12)
بعضى چنین پنداشته اند که پیرشدن اطفال در آن جا به معناى حقیقى آن است; نه معناى کنایى; ولى این احتمال بسیار بعید است; زیرا در آن روز طفلى که محکوم به مجازات الهى باشد و بر اثر وحشت گرفتار پیرى زودرس شود، وجود ندارد.
1. «حمة» که گاه «حُمّة» (بر وزن قوّه) نيز تعبير شده به معناى نيش حشرات و مار و عقرب و مانند آن است و گاه به سمّ آن ها اطلاق شده است. 2. نساء، آيه 10. 3. «ظَعْن» به معناى کوچ کردن از مکانى به مکان ديگر است. 4. «حثثتم» از ماده «حثّ» (بر وزن صفّ) به معناى برانگيختن و با شتاب بردن است. 5. بقره، آيه 197. 6. آل عمران، آيه 133. 7. «رکب» جمع راکب در اصل به معناى شترسوار است; ولى معمولا اين واژه به معناى کاروان به کار مى رود. 8. کلمات قصار، شماره 64. 9. «تبعة» از ماده تبع (بر وزن خبر) به معناى متابعت کردن است و «تبعه عمل» به کيفرهايى گفته مى شود که پس از ارتکاب گناه، دامان انسان را مى گيرد. 10. «تشيب» از ماده «شيب» (بر وزن عيب) در اصل به معناى سفيد شدن مو است و معمولا به پيرى اطلاق مى شود و «شيب» (بر وزن سيب) جمع «اَشْيَب» به معناى پيران يا سپيدمويان است در مقابل «شباب» و «شبيبة» که به معناى جوانى است. 11. لقمان، آيه 16. 12. مزّمّل، آيه 17.
مؤسسه پیروان آلیاسین ارومیه برنامهای با عنوان «شور و شعور حسینی» به مناسبت ایام اربعین حسینی برگزار کرد. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، مؤسسه قرآنی پیروان آل یاسین آذربایجان غربی، به مناسبت ایام اربعین حسینی، در منزل یکی از اعضای مؤسسه، مراسم سوگواری برگزار کرد.
قرائت زیارت عاشورا، زیارت اربعین، عزاداری و سفره احسان از برنامههای این مراسم با شکوه بود که با استقبال زیاد عزاداران حسینی و مداحان اهل بیت مواجه شد.
یادآور میشود که مؤسسه قرآنی پیروان آل یاسین در استان آذربایجان غربی، ارومیه، خیابان مدنی ۱، مسجد عرب باغی واقع شده است.
در ادامه گزارش تصویری از این مراسم را مشاهده میکنید.

























