مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

سرچشمه تفاوت روزیها

شرح آیات 70 لغایت 72 سوره مبارکه نحل

70وَ اللّهُ

بیشتر...

روزى که همه را جمع مى کنند

شرح آیه 87 سوره مبارکه النساء

87- اللَّهُ لَا إِلَٰهَ

بیشتر...

رسالت نوح، نخستین پیامبر اولو العزم

شرح آیات 59 تا 64 سوره مبارکه اعراف

59لَقَدْ أَرْسَلْنا

بیشتر...

نقشه هاى شیطان

شرح آیات 117 لغایت 121 سوره مبارکه النساء

117- إِن

بیشتر...

بى‏ رغبت ساختن تابعین حضرت محمد(ص)، به (زندگى)

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴ - فراز ۱۶

لِتَرُدَّهُمْ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
11076
80916
152227839
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

سه شنبه, 23 آبان 1396 08:41

شرح آیات 42 تا 44 سوره مبارکه انفال

42إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَمِنْکُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمیعادِ وَ لکِنْ لِیَقْضِیَ اللّهُ أَمْراًکانَ مَفْعُولاً لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَة وَ یَحْیى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَة وَ إِنَّاللّهَ لَسَمیعٌ عَلیمٌ

43إِذْ یُریکَهُمُ اللّهُ فی مَنامِکَ قَلیلاً وَ لَوْ أَراکَهُمْ کَثیراً لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنازَعْتُمْ فِی الأَمْرِ وَ لکِنَّ اللّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ

44وَ إِذْ یُریکُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَیْتُمْ فی أَعْیُنِکُمْ قَلیلاً وَ یُقَلِّلُکُمْ فی أَعْیُنِهِمْلِیَقْضِیَ اللّهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً وَ إِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ

 

ترجمه:

42 ـ در آن هنگام که شما در طرف پائین بودید، و آنها در طرف بالا; (و دشمن بر شما برترى داشت;) و کاروان (قریش)، پائین تر از شما بود; (و وضع چنان سخت بود که) اگر با یکدیگر وعده مى گذاشتند (که در میدان نبرد حاضر شوید)، در انجام وعده خود اختلاف مى کردید; ولى (همه اینها) براى آن بود که خداوند، کارى را که مى بایست انجام شود، تحقق بخشد; تا آنها که هلاک مى شوند، از روى اتمام حجت باشد; و آنها که زنده مى شوند (و هدایت مى یابند)، از روى دلیل روشن باشد; و خداوند شنوا و داناست.

43 ـ در آن هنگام که خداوند تعداد آنها را در خواب به تو کم نشان داد; و اگر فراوان نشان مى داد، مسلّماً سست مى شدید; و (درباره شروع به جنگ با آنها) کارتان به اختلاف مى کشید; ولى خداوند (شما را از شرّ اینها) سالم نگه داشت; خداوند به آنچه درون سینه هاست، داناست.

44 ـ و در آن هنگام که با هم رو به رو شدید، آنها را به چشم شما کم نشان مى داد; و شما را (نیز) به چشم آنها کم مى نمود; تا خداوند، کارى را که مى بایست انجام گیرد، صورت بخشد; (و سرانجام شکست بخورند!) و همه کارها به خداوند باز مى گردد.

 

تفسیر:

کارى که مى بایست انجام گیرد

قرآن بار دیگر در آیات به تناسب سخنى که از «یوم الفرقان» (روز جنگ بدر) در آیه قبل آمده بود، و پیروزى هائى که در این صحنه خطرناک نصیب مسلمانان شد، جزئیات دیگرى از این جنگ را به خاطر مسلمانان مى آورد تا به اهمیت این نعمت پیروزى واقف تر شوند.

نخست مى فرماید: «آن روز شما در طرف پائین و نزدیک مدینه قرار داشتید و آنها در طرف بالا و دورتر» (إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى).

«عُدْوَة» از ماده «عَدْو» (بر وزن سرو) در اصل، به معنى تجاوز کردن است ولى به حاشیه و اطراف هر چیز نیز «عَدْو» گفته مى شود; زیرا از حد وسط به یک جانب تجاوز کرده است، و در آیه مورد بحث، به همین معنى طرف و جانب آمده است.

«دنیا» از ماده «دُنُوّ» (بر وزن علوّ) به معنى پائین تر و نزدیک تر مى آید و نقطه مقابل آن «اقصى» و «قصوى» به معنى دورتر است.

در این میدان مسلمانان در سمت شمالى که نزدیک تر به «مدینه» است، قرار داشتند، و دشمنان در سمت جنوبى که دورتر است.

این احتمال نیز وجود دارد که محلى را که مسلمانان به حکم ناچارى براى مبارزه با دشمن انتخاب کرده بودند پائین تر و محل دشمن مرتفع تر بوده و این یک امتیاز براى دشمن محسوب مى شد.

پس از آن مى گوید: «کاروانى را که شما در تعقیب آن بودید (کاروان تجارتى قریش و ابوسفیان) در نقطه پائین ترى قرار داشت» (وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ).

زیرا همان گونه که سابقاً گفتیم، هنگامى که «ابوسفیان» از حرکت مسلمانان آگاه شد، مسیر کاروان را عوض کرد و از بیراهه از حاشیه دریاى «احمر» با سرعت خود را به «مکّه» نزدیک ساخت، و اگر مسلمانان مسیر کاروان را گم نمى کردند، ممکن بود به تعقیب کاروان بپردازند و از درگیرى با لشکر دشمن ـ که سرانجام باعث آن فتح و پیروزى عظیم شد ـ خوددارى کنند.

از همه اینها گذشته، تعداد نفرات و امکانات جنگى مسلمانان در مقابل دشمن از هر نظر کمتر و ضعیف تر بود، و در سطح پائین ترى قرار داشتند و دشمن در سطح بالاتر. از این جهت قرآن اضافه مى کند: «شرائط چنان بود که اگر از قبل آگاهى داشتید و مى خواستید در این زمینه با یکدیگر وعده و قراردادى بگذارید حتماً گرفتار اختلاف در این میعاد مى شدید» (وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمیعادِ).

زیرا بسیارى از شما تحت تأثیر وضع ظاهرى و موقعیت ضعیف خود در مقابل دشمن قرار مى گرفتید، و با چنین جنگى اصولاً مخالفت مى کردید.

ولى خداوند شما را در مقابل یک عمل انجام شده قرار داد «تا کارى را که مى بایست انجام گیرد تحقق بخشد» (وَ لکِنْ لِیَقْضِیَ اللّهُ أَمْراًکانَ مَفْعُولاً).

تا در پرتو این پیروزى غیر منتظره و معجزآسا حق از باطل شناخته شود «و آنها که گمراه مى شوند با اتمام حجت باشد و آنها که راه حق را مى پذیرند با آگاهى و دلیل آشکار» (لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَة وَ یَحْیى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَة).

منظور از «حیات» و «هلاکت» در اینجا همان «هدایت» و «گمراهى» است; زیرا روز «بدر» که نام دیگرش «یوم الفرقان» است به روشنى تقویت مسلمانان را با یارى خداوند به همه نشان داد و ثابت کرد که این گروه، با خدا راهى دارند و حق با آنهاست.

و در پایان مى گوید: «خداوند شنوا و داناست» (وَ إِنَّ اللّهَ لَسَمیعٌ عَلیمٌ).

فریاد استغاثه شما را شنید و از نیّاتتان با خبر بود و به همین دلیل شما را یارى کرد تا بر دشمن پیروز شدید.

* * *

تمام قرائن نشان مى دهد لااقل عده اى از مسلمانان اگر از چگونگى قدرت و سپاه دشمن با خبر بودند تن به این درگیرى نمى دادند، هر چند گروه دیگرى از مؤمنان مخلص در برابر همه حوادث تسلیم اراده پیامبر(صلى الله علیه وآله) بودند، به همین دلیل، خداوند جریان هائى پیش آورد که هر دو گروه خواه ناخواه در برابر دشمن قرار گیرند، و تن به این پیکار سرنوشت ساز در دهند.

از جمله این که: پیامبر(صلى الله علیه وآله) قبلاً صحنه اى از نبرد را در خواب دید که تعداد کمى از دشمنان در مقابل مسلمانان حاضر شده اند و این اشاره و بشارتى به پیروزى بود، عین این خواب را براى مسلمانان نقل کرد و موجب تقویت روحیه و اراده آنها در پیشروى به سوى میدان «بدر» گردید.

البته پیامبر(صلى الله علیه وآله) این خواب را درست دیده بود; زیرا نیرو و نفرات دشمن اگر چه در ظاهر بسیار زیادتر بود، ولى در باطن اندک، ضعیف و ناتوان بودند، و مى دانیم خواب ها معمولاً جنبه اشاره و تعبیر دارند، و در یک خواب صحیح چهره باطنى مسأله خودنمائى مى کند.

این خواب را پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى مسلمانان شرح داد، ولى بالاخره این سؤال در اعماق ذهن ها شاید باقى مانده بود که چگونه پیامبر(صلى الله علیه وآله) در خواب چهره ظاهرى آنها را ندید و براى مسلمانان شرح نداد؟

دومین آیه مورد بحث، اشاره به فلسفه این موضوع، و نعمتى که خداوند از این طریق به مسلمانان ارزانى داشت مى کند و مى گوید:

«در آن زمان خداوند در خواب، عدد دشمنان را به تو کم نشان داد و اگر آنها را زیاد نشان مى داد مسلماً به سستى مى گرائیدید» (إِذْ یُریکَهُمُ اللّهُ فی مَنامِکَ قَلیلاً وَ لَوْ أَراکَهُمْ کَثیراً لَفَشِلْتُمْ).

و نه تنها سست مى شدید بلکه «کارتان به اختلاف مى کشید، گروهى موافق رفتن به میدان و گروهى مخالف مى شدید» (وَلَتَنازَعْتُمْ فِی الأَمْرِ).

«ولى خداوند شما را از این سستى و اختلاف کلمه و تنازع و آشفتگى با این خوابى که چهره باطنى را نشان مى داد، نه ظاهرى را، رهائى بخشید و سالم نگه داشت» (وَ لکِنَّ اللّهَ سَلَّمَ).

چرا که خداوند از روحیه و باطن همه شما آگاه بود «و او از آنچه در درون سینه هاست با خبر است» (إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ).

* * *

در آیه بعد، مرحله دیگرى از مراحل جنگ «بدر» را یادآور مى شود که با مرحله قبل تفاوت بسیار دارد، در این مرحله مسلمانان در پرتو بیانات گرم پیامبر(صلى الله علیه وآله)، و توجه به وعده هاى الهى، و مشاهده حوادثى از قبیل باران به موقع، براى رفع تشنگى، و سفت شدن شن هاى روان در میدان نبرد، روحیه تازه اى پیدا کردند و به پیروزى نهائى امیدوار و دلگرم گشتند آن چنان که انبوه لشکر دشمن در نظر آنها کوچک شد و کم جلوه کرد، لذا مى فرماید: «و این نعمت را یاد آورید که خداوند آنها را به هنگام آغاز نبرد در نظر شما کم جلوه داد» (وَ إِذْ یُریکُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَیْتُمْ فی أَعْیُنِکُمْ قَلیلاً).

ولى دشمن چون از روحیه و این موقعیت مسلمانان آگاه نبود به همین دلیل به ظاهر جمعیت نگاه مى کرد و ناچیز در نظرش جلوه مى نمود، حتى کمتر از آنچه بودند، لذا مى گوید: «و شما را در نظر آنها کم جلوه مى داد» (وَ یُقَلِّلُکُمْ فی أَعْیُنِهِمْ).

به اندازه اى که از «ابوجهل» نقل شده که مى گفت: إِنَّما مُحَمَّدٌ وَ أَصْحابُهُ أُکْلَةُ جَزُورِ!: «محمّد و یاران او فقط به اندازه یک خوراک شترند».(1)

کنایه از کمى فوق العاده آنها و یا اشاره به این بود که از یک صبح تا به شام کار آنها را یک سره خواهند کرد; زیرا در اخبار جنگ «بدر» آمده سپاه قریش هر روز حدود ده شتر ذبح مى کردند و خوراک یک روزه لشکر یک هزار نفرى آنها بود.

به هر حال این دو موضوع، اثر عمیقى در پیروزى مسلمانان داشت; زیرا از یک سو عدد دشمن در نظر آنها کم جلوه مى کرد، تا از اقدام به جنگ، ترس واهمه اى به خود راه ندهند.

و از سوى دیگر، نفرات مسلمانان در نظر دشمن کم جلوه مى نمود تا از اقدام به جنگى که سرانجامش شکست آنها بود منصرف نشوند.

به علاوه نیروى زیادترى در این راه کسب نکنند و بر آمادگى جنگى خود ـ به گمان این که ارتش اسلام اهمیتى ندارد ـ نیفزایند.

لذا قرآن به دنبال جمله هاى فوق مى گوید: «همه اینها به خاطر آن بود که خداوند موضوعى را که در هر حال مى بایست تحقق یابد انجام دهد» (لِیَقْضِیَ اللّهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً).

نه تنها این جنگ طبق آنچه خداوند مى خواست پایان گرفت، «همه کارها و همه چیز در این عالم به فرمان و خواست او بر مى گردد» و اراده او در همه چیز نفوذ دارد (وَ إِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ).

در آیه 13 سوره «آل عمران» که اشاره به مرحله سومى از نبرد روز «بدر» شده است مى خوانیم: دشمنان پس از شروع جنگ و مشاهده ضربات کوبنده سپاه اسلام که مانند صاعقه بر سر آنها فرود مى آمد بوحشت افتادند، و این بار احساس کردند ارتش اسلام زیاد شده است حتى دو برابر آنچه بودند و به این ترتیب روحیه آنان متزلزل گشت و به شکستشان کمک نمود.

از آنچه گفتیم روشن مى شود: تضادى نه میان آیات فوق وجود دارد، و نه میان آنها با آیه سیزدهم سوره «آل عمران»; زیرا هر کدام از این آیات اشاره به یک مرحله از جنگ است.

مرحله اول، مرحله قبل از حضور در میدان نبرد بود که در خواب عدد آنها به پیامبر کم نشان داده شد.

مرحله دوم، به هنگام ورود در سرزمین «بدر» بود که مسلمانان از عدد زیاد لشکر دشمن آگاه و بعضى به ترس و وحشت افتادند.

مرحله سوم، هنگام آغاز مبارزه بود که به لطف پروردگار و با مشاهده مقدمات امیدبخش، عدد دشمن در نظرشان کم جلوه کرد (دقت کنید).

* * *


1 ـ «المصنف» ابن ابى شیبه کوفى، جلد 8، صفحه 472، دار الفکر، طبع اول، 1409 هـ ق ـ «کنز العمال»، متقى هندى، جلد 10، صفحه 417، مؤسسة الرسالة بیروت ـ تفاسیر «جوامع الجامع»، «صافى» و «قرطبى»، ذیل آیات مورد بحث ـ «درّ المنثور»، جلد 3، صفحه 167، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق ـ «تاریخ مدینه دمشق»، جلد 38، صفحه 253، دار الفکر، طبع 1415 هـ ق، تحقیق: على شیرى ـ «تاریخ طبرى»، جلد 2، صفحه 147، مؤسسه اعلمى بیروت، تحقیق: نخبة من العلماء الأجلاء ـ «سبل الهدى و الرشاد»، جلد 4، صفحات 32 و 36، و جلد 5، صفحه 34، دار الکتب العلمیة، بیروت، طبع اول، 1414 هـ ق (کلام فوق با تفاوت در مدارک دیگرى آمده است).

سه شنبه, 23 آبان 1396 08:38

 

أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَة مِنَ الرُّسُلِ، وَ طُولِ هَجْعَة مِنَ الاُْمَمِ، وَانْتِقَاض مِنَ الْمُبْرَمِ; فَجَاءَهُمْ بِتَصْدِیقِ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ، وَالنُّورِ الْمُقْتَدَى بِهِ. ذلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ، وَ لَنْ یَنْطِقَ، وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ: أَلاَ إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی، وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی، وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ، وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُمْ.

خدا او (پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)) را در زمانى فرستاد که مردم از پيامبران پيشين فاصله گرفته بودند (و تعليمات آن ها به فراموشى سپرده شده بود) ملت هاى جهان به خواب عميقى فرو رفته بودند و تار و پود نظام زندگى انسان ها و حقايق مبرم از هم گسسته بود. او در اين هنگام براى مردم کتابى آورد که کتب آسمانى پيشين را تصديق مى کرد و نورى که بايد به آن اقتدا شود، (در پرتو آن پيش روند) اين کتاب همان قرآن است. آن را به سخن آريد (تا همه چيز را بازگو کند); هر چند هرگز براى شما (نسبت به تمام اين امور) سخن نمى گويد; ولى من از جانب او به شما خبر مى دهم (و اسرار مکتومش را فاش مى سازم). آگاه باشيد! در آن علم آينده و اخبار پيشين و داروى بيمارى هاى شما و نظم و سامان بخش روابط ميان شماست.

 

شرح و تفسیر: کتابى که همه چیز در آن است

امام(علیه السلام) در آغاز این خطبه اشاره کوتاه و پرمعنا به وضع زمان جاهلیّت، مقارن قیام پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) کرده، مى فرماید: «خدا او را در زمانى فرستاد که فاصله اى از پیامبران پیشین گرفته بود (و امّت ها تعلیمات آنان را به فراموشى سپرده بودند) ملت هاى جهان به خواب عمیقى فرو رفته و تار و پود حقایق مبرم (نظام زندگى انسان ها) از هم گسسته بود» (أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَة مِنَ الرُّسُلِ، وَ طُولِ هَجْعَة(1) مِنَ الاُْمَمِ، وَانْتِقَاض مِنَ الْمُبْرَمِ(2)).

محتواى این سه جمله، از قبیل علّت و معلول است. فاصله افتادن در میان عصر ظهور پیامبران پیشین و پیامبر بعد، سبب غلبه خواب غفلت بر امّت ها شد و این خواب، موجب «انتقاض مبرم» یعنى از هم گسستن تار و پود حقایق و نظام زندگى انسان ها گشت و مردم در ظلمت جهل و گناه، گرفتار شدند.

و به دنبال آن مى افزاید: «در این هنگام پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) براى مردم کتابى آورد که کتب آسمانى پیشین را تصدیق مى کرد و نورى که باید به آن اقتدا شود، (در پرتو آن پیش روند)» (فَجَاءَهُمْ بِتَصْدِیقِ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ، وَالنُّورِ الْمُقْتَدَى بِهِ).

در چنان شرایطى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) دو کار کرد: معارف و احکامى که در اصول کلّى با معارف و احکام انبیاى پیشین هماهنگ بود براى مردم تبیین کرد و دیگر این که براى نجات آن ها از ظلمات جهل و گمراهى، چراغ پرفروغى فرا راه آن ها قرار داد.

سپس به معرفى این چراغ پرفروغ و این نور الهى پرداخت; مى فرماید: «این همان قرآن است. آن را به سخن آرید (تا همه چیز را بازگو کند); هر چند هرگز براى شما (نسبت به تمام این امور) سخن نمى گوید; ولى من از جانب آن به شما خبر مى دهم (و اسرار مکتومش را فاش مى سازم)» (ذلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ، وَ لَنْ یَنْطِقَ، وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ).

در آیات بسیارى از آن، قرآن به نور تشبیه شده است. در سوره مائده مى فرماید: «(قَدْ جَاءَکُمْ مِّنَ اللهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ); به یقین از سوى خدا نور و کتاب آشکارى به سوى شما آمد».(3)، در سوره اعراف مى فرماید: «(فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ); کسانى که به او ایمان آوردند و او را بزرگ داشتند و یارى کردند و از نورى که با او نازل شده بود پیروى کردند، آن ها رستگارانند».(4)

همان گونه که نور، فضاى زندگى را روشن مى سازد و انسان را از گمراهى و سقوط در پرتگاه ها حفظ مى کند، گیاهان را مى رویاند و تمام موجودات زنده را پرورش مى دهد، قرآن مجید نیز در جنبه هاى معنوى و مادّى، نجات بخش و پرورش دهنده است.

منظور از «تَصْدِیقِ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ» (با توجّه به این که «بین یدیه» در این گونه موارد به معناى قبل است) این نیست که تورات و انجیلِ تحریف یافته را تصدیق مى کند; بلکه اشاره به آن کتب آسمانى است که بر موسى و مسیح نازل شد و نیز منظور از تصدیق این نیست که اسلام در تمام جزئیات با آن ها هماهنگ است; بلکه مقصود، همان اصول کلّى اى است که بر تمام ادیان آسمانى حاکم بوده; هر چند اسلام در سطحى برتر و بالاتر آن ها را پیاده کرده است.

جمله «وَ لَنْ یَنْطِقَ» مفهومش این نیست که قرآن با هیچ کس (جز با امامان معصوم(علیهم السلام)) سخن نمى گوید; چرا که قرآن به «لسان عربى مبین» و با منطق روشن و آشکار نازل شده و همگان مأمور به تدبّر در قرآنند و دستور داده شده به مواعظ قرآن که مى رسند گوش جان به آن فرا دهند تا آیات بشارت آن سبب تشویق و آیات بیم و ترس سبب وحشت آنان گردد.

بنابراین منظور از جمله «لَنْ یَنْطِقَ»، بطون قرآن و اسرار نهفته اى است که اضافه بر ظواهر آن دارد. این بطون در اختیار پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و جانشینان معصوم اوست.

به همین جهت، در جمله بعد چنین اضافه مى فرماید: «لیکن من به شما خبر مى دهم ; آگاه باشید! در آن علم آینده و اخبار پیشین و داروى بیمارى هاى شما و نظم و سامان دادن به روابط میان شماست» (أَلاَ إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی، وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی، وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ، وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُمْ).

جمله «عِلْمَ مَا یَأْتِی» به گفته بعضى از شارحان اشاره به مسائل مربوط به آخرت است: از حساب و کتاب و صراط و بهشت و دوزخ; ولى ظاهر این است که اشاره به حوادث آینده این جهان است که در بطون این قرآن قرار دارد و معصومین(علیهم السلام) از آن آگاهند; به قرینه جمله بعد «وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی» که اشاره به اُمم پیشین و شرح سرگذشت آن هاست. گاه گفته اند: اشاره به آغاز آفرینش و دوران هاى نخستین خلقت این جهان نیز مى باشد.

تعبیر به «دَوَاءَ دَائِکُمْ»، اشاره به تعلیمات و معارف و دستوراتى است که داروى انواع بیمارى هاى اخلاقى و اجتماعى است و در سایه آن مى توان در عافیت و سلامت زندگى کرد. قرآن مجید نیز مى گوید: (وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ).(5)

و آخرین تعبیر یعنى «وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُمْ» اشاره به تمام قوانینى است که نظام مجتمع انسانى را حفظ مى کند و به نابسامانى ها و بى نظمى ها پایان مى دهد و امنیّت و آرامش را براى جامعه به ارمغان مى آورد و قیام به قسط را که رکن اساسى حفظ نظام است، تأمین مى کند.

1. «هجعة» از ماده «هجوع» به معناى خواب شبانه است و از آن جا که خواب شبانه عميق تر مى باشد وضع اقوام جاهلى به آن تشبيه شده است.
2. «مبرم» از ماده «ابرام» به معناى محکم کردن و تابيدن است در اصل به تابيدن ريسمان گفته شده سپس گسترش يافته و به هر کار محکم و متقن اطلاق مى شود.
3. مائده، آيه 15.
4. اعراف، آيه 157.
5. اسراء، آيه 82.
دوشنبه, 22 آبان 1396 16:39

عید غدیر 1395

قیمت:3,000
انتشار:1395
(1) جلسه
تصویری
دوشنبه, 22 آبان 1396 16:35

شرح دعای 42 صحیفه سجادیه

قیمت:13,500
انتشار:1396
دوشنبه, 22 آبان 1396 16:32

مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و نگرش اولیه، برانگیزاننده سوالات و حتی ابهاماتی باشد اما در نگاه بعدی و در تاملی عمیق‌تر، در لفظ و محتوای آن، دریچه‌های فهم گسترده‌تر گشوده می‌شود.

موضوع امر به معروف و نهی از منکر در آیات متعددی از قرآن مطرح شده است اما اساسی ترین آیه در این زمینه، آیه 110 سوره مبارکه آل عمران است که در ابتدای آن ، تثبیت وجوب این امر و نهی سازنده مطرح شده است .

دفتر پنجم آیه ها کوشیده است که گره از گوشه ای از این مطالب بگشاید و به بخشی از پرسش هایی که در این خصوص وجود دارد پاسخ دهد.

قیمت:2,800
انتشار:1395
دوشنبه, 22 آبان 1396 16:22

...آنچه تا کنون از خُمکدۀ سخنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نوشیدیم نشان می‌هد که در نگاه این انسان وارسته و رازآشنا زندگی دنیا بستری است برای تعامل با جهان دیگر. هم‌گونی و هم‌نوایی میان تن و جان، ماده و معنا و طبیعت و فطرت، آدمی را مهیّای زندگی والاتر می‌سازد. حیات دنیوی زمینۀ همراهی میان دو ساحت وجود را ممکن می‌سازد و مسیری هموار را برای هم‌گامیِ این دو بُعد فراهم می‌کند تا این دو به یاری یکدیگر به سوی اندیشه‌های برتر، حیات والاتر و کمال انسانی ره پویند. بسترساز تلفیق دو ساحت وجود در دنیا، شناخت عمیق و دقیق دنیا و دست شستن از افراط‌ها و تفریط‌هاست. نگاه واقع‌بینانه به دنیا از سویی راه را بر درشت‌نماییِ کاذبانه و تصویر شکوهمند خیال‌پردازانه از دنیا می‌بندد و از سوی دیگر آن را از محتوای پست و بی‌ارزش ناسوتی فراتر می‌آورد. هنگامی که دنیا در جایگاه حقیقی خودش قرار گیرد و آدمی آن را با ابعاد حقیقی‌اش بشناسد، شیوۀ تعامل درست با دنیا و بهره‌برداری از آن را به‌نیکی فرا می‌گیرد...

قیمت:14,000
انتشار:1396
دوشنبه, 22 آبان 1396 16:19

 استاد مفسر محمد علی انصاری،شارح این تراث علوی،نزدیک به سی سال از عمربا برکت خود را قرین وحی الهی و تفسیر آیات کریمه قرآن بوده است وشرح وبیان نهج البلاغه را نیز به مدد سال ها ژرف نگری در ساحت قرآن وبهره گیری از اقیانوس معارف نبوی به میراث برده است.

تاکنون از ایشان صدها ساعت شرح صوتی وشش دفتر مکتوب نهج البلاغه باقی مانده است.

اما شرح ترتیبی کلام مولا از ابتدای نهج البلاغه ضرورت دیگری بود که به مدد امیرالمومنین انجام شد.

این جلد نیز که در برگیرنده پیشگفتار وشرح خطبه اول تا سوم است اولین مجلد از شرح وزین و وثیق استاد از نهج البلاغه است که به لطف خداوند به نشر رسیده است.

شارح در جای جای شرح نهج البلاغه نسبت کلام مولا را با آیات قرآن نشان می دهد. شرح نهج البلاغه استاد در آئینه تفسیر کلام وحی به مخاطبان ارائه می گردد و مدعای شیعیان مبنی بر اینکه کلام حضرات معصوم(ع) برگرفته از قرآن است بیشتر اثبات می شود.

از ویژگی خاص شرح حاضر آن است که ادب واخلاق در سرتاسر کلام جاری است وحقی در بحبوحه طرح مباحث آتشین وتند اخلاقی ( ازجمله شرح خطبه شقشقیه) ادب نقد رعایت می شود.

در این شرح خواننده در هر سطحی از باور وآگاهی که باشد زنده بودن بحث را لمس می کند وذهن خویش را درگیر مفاهیم مطرح شده می یابد و آنچه را می خواند در زندگی خویش عملا جاری وساری می بیند.

شرح نهج البلاغه (خطبه 27-4)

قیمت:37,500
انتشار:1396

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری