- تـازه هـا
- آموزش قرآن
- پربازدید
بخش دیگرى از احکام طلاق
شرح آیات 240 لغایت 242 سوره مبارکه بقره
240- وَالَّذِينَ
توفیق انجام پاکیزه ترین کردارها، فرازهایی از
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۷ - فراز ۱۲۰
وَ إِذَا أَرَدْتَ
خطبه صد و چهل و چهار، بخش سوم
منها : آثَرُوا عَاجِلاً وَأَخَّرُوا آجِلاً، وَتَرَکُوا
مفسران نامدار قرآن
از آغاز طلوع فجر قرآن، دوستداران هدایت و سعادت بر گرد هدایت
محمدتقی برغانی
ملا محمدتقی بن محمد ملائکه بَرَغانی (۱۱۷۲-۱۲۶۳ق)، معروف به
آمار بازدید
احسن الحدیث
برنامه «نور علی نور» با محوریت آموزش سه گانه قرآن در بخشهای ترجمه، قرائت و مفاهیم از شبکه قرآن و معارف سیما پخش میشود. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) برنامه «نور علی نور» از سری برنامههای جدید شبکه قرآن و معارف سیما است که شروع آن از ابتدای سال جدید خواهد بود. در این برنامه روزانه تلاوت یک صفحه از قرآن به مخاطبان ارائه میشود که برای هر صفحه پیوستهای مختلف آموزشی تعریف شده است.
این برنامه در سه بخش اذانگاهی صبح، ظهر و مغرب تدارک دیده شده است که یکبار تلاوت قرآن به همراه ترجمه گویای صفحه پخش خواهد شد که فرازی پخش میشود و ترجمه گویای آن نیز به مخاطب ارائه میشود که فضای ارائه آن نیز یک فضای گرافیکی است و مدت زمان نیز حدود شش تا هفت دقیقه خواهد بود.
پخش بعدی تلاوت یک صفحهای همراه با ارائه نکات آموزشی در زمینه روخوانی و روانخوانی و تجوید است، در این بخش کلماتی که خواندن آن برای مردم سخت است یا در اتصال کلمات دچار مشکل میشوند بیشتر توضیح داده میشود، همچنین نکات تجویدی که در نماز بارها تکرار میشود به صورت جدا کار خواهد شد، علاوه بر این در یک صفحه ممکن است استثنائاتی و یا علائم رسم الخطی خاصی وجود داشته باشد که آنها نیز توضیح داده میشود، البته این برنامه شامل ارائه نکات به صورت قاعدهمند نیست؛ چرا که قرائت قرآن یک هنر است و با تکرار و تمرین به دست میآید.
بنابر این گزارش برای ارائه نکات آموزشی قرائت قرآن کارگروهی تشکیل شده که بهروز یاریگل، سیدمهدی سیف و حسین اخواناقدم از اساتیدی هستند که نکات آموزشی هر صفحه را ارائه میکنند، برای هر صفحه هر یک از این افراد نظرات خودشان را اعلام میکنند و در نهایت با یک جمعبندی، نظرات در قالب متن در آمده و به صورت گرافیکی به مخاطب ارائه میشود.
نوبت سومی که این صفحه پخش میشود در هنگام مغرب خواهد بود که به همراه پیوست آموزشی مفاهیم ارائه میشود که در قالب پرسش و پاسخ و یا پیامهای کوتاه خواهد بود، در واقع نکات کاربردی که برای زندگی دینی و اسلامی لازم است از صفحه استخراج میشود و احادیث مرتبط با آن صفحه نیز ارائه خواهد شد و به نظر میرسد مسعود وکیل یکی از کارشناسان این بخش باشد.
در پایان یادآور میشود این برنامه از ابتدای نوروز امسال از شبکه قرآن و معارف سیما پخش میشود و ادامهدار خواهد بود.
نخستین دوره مسابقات بینالمللی حفظ و تجوید قرآن موسوم به «جایزه عزم طرابلس» به همت انجمن اجتماعی «عزم و سعادت» لبنان، ۲۸ اسفندماه سال جاری تا چهارم فروردین ۹۶ در بیروت، پایتخت این کشور برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) به نقل از پایگاه خبری «اللواء»، «عبدالإله میقاتی»، ناظر کل انجمن اجتماعی «عزم و سعادت» لبنان در نشستی خبری که در محل «دارالعلم و علما» واقع در منطقه «ابیسمراء» شهر طرابلس برگزار شد، به تشریح جزئیات نخستین دوره مسابقات بینالمللی حفظ و تجوید قرآن موسوم به «جایزه عزم طرابلس» این کشور پرداخت.
وی افزود: این مسابقات با همکاری دارالفتوای لبنان برگزار خواهد شد و آیین افتتاحیه این رقابتها در مجتمع «مسجدالامین» بیروت و با حمایت «سعد الحریری»، نخستوزیر لبنان برگزار میشود.
عبدالإله میقاتی اظهار کرد: آیین اختتامیه این رقابتها و اعلام اسامی نفرات برتر و اهدای جوایز به آنها نیز روز جمعه، چهارم فروردین ۹۶ در مقر مجتمع تربیتی «عزم» شهر طرابلس و با حضور «نجیب میقاتی»، نخستوزیر پیشین لبنان برگزار خواهد شد.
لبنان، نیجریه، مراکش، سوریه، عربستان، اردن، نیجر، بنین، الجزائر، سنگال، سودان، سومالی، عراق، کامرون، کویت، هند، یمن، افغانستان، اوگاندا، ترکیه، بنگلادش، یمن، تونس، عمان، گامبیا، فلسطین، قطر، کانادا، لیبی، مالزی، موریتانی و کومور از جمله کشورهایی هستند که در این مسابقات حضور خواهد داشت.
لازم به ذکر است، دو کمیته داوری برای ارزیابی متسابقین در این مسابقات در نظر گرفته شده که کمیته نخست متشکل از «شیخ خالد البرکات»، «شیخ ابراهیم العقاد»، «شیخ زیاد الحج»، «شیخ علی الغزاوی» به ارزیابی اولیه متسابقین میپردازند و کمیته دوم داوری متشکل از «شیخ احمد عیسی المعصراوی، شیخ ایمن رشدی السوید، شیخ بلال بارودی، شیخ سالم الزهرانی و شیخ محمود العکاوی» کار ارزیابی متسابقین در سالن اصلی مسابقات را برعهده دارند.
علاوه بر رشته حفظ کل قرآن و تجوید، مسابقه «برترین پژوهش علمی قرآنی» نیز با شعار «صلح در قرآن» در حاشیه این مسابقات برگزار میشود که موضوعات مختلفی همچون صلح امنیتی، صلح اجتماعی، صلح تربیتی، صلح زیستمحیطی و صلح اقتصادی را شامل میشود.
«عمر عبدالکافی»، از مبلغان مسلمان نیز در طول این دوره مسابقات، سلسله سخنرانیهایی را با موضوع «صلح در قرآن» در شهرهای بیروت، صیدا و طرابلس ارائه خواهد داد و یک همایش نیز با موضوع «صلح در قرآن» در حاشیه رقابتها برگزار خواهد شد.
مسابقات بینالمللی حفظ و تجوید قرآن لبنان با عنوان «جایزه عزم طرابلس» به ابتکار «نجیب میقاتی»، نخستوزیر پیشین لبنان راهاندازی شده و به همت انجمن «عزم و سعادت اجتماعی» لبنان و با همکاری دارالفتوای این کشور برگزار میشود.
نخستین دوره این مسابقات در دو بخش «حفظ کامل قرآن کریم همراه با حسن ادا و تجوید» و «برترین پژوهش علمی با موضوع صلح در قرآن» برگزار میشود که در حاشیه این مسابقات از شخصیت اسلامی برتر که خدمات ارزندهای به اسلام و مسلمانان داشته است، نیز تجلیل خواهد شد.
این رقابتها تنها در بخش آقایان برگزار میشود و از جمله شروط مسابقات این است که سن متسابق از ۳۰ سال بیشتر نباشد.
برای نفرات اول تا پنجم رشته حفظ کامل قرآن کریم همراه با حسن ادا و تجوید این مسابقات به ترتیب ۱۵ هزار دلار آمریکا، ۱۰ هزار، ۷۵۰۰، پنج هزار و سه هزار دلار جایزه در نظر گرفته شده است.
انجمن «عزم و سعادت اجتماعی» لبنان همچنین به پژوهش برتر این مسابقات که با موضوع «صلح در قرآن» برگزار میشود، ۵ هزار دلار آمریکا جایزه اهدا خواهد کرد.
مهدی ساعد به بیان نکاتی در مورد نقش پیشکسوتان در تربیت نسل جوان قرآنی پرداخت و به برخی مشکلات فعالان قرآنی کشوراشاره کرد. مهدی ساعد، قاری ممتاز قرآن در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با برشمردن نقش پیشکسوتان در دهههای بعد از انقلاب اسلامی بیان کرد: اساتید پیشکسوت در دوران بعد از انقلاب، جوانهایی بودند که آن موقع حس و حال فعالیت کردن داشتند و در حال حاضر تبدیل به پیشکسوت شدهاند، این اساتید پایههای اصلی آموزشهای قرآنی در کشور هستند، اگر یک نگاه اجمالی به فعالیتهای قرآنی داشته باشیم، میبینیم این اساتید در هر قسمتی بودهاند نقش اصلی را ایفا میکنند، اگر نگاه دقیقی داشته باشیم میبینیم جوانانی که در زمان انقلاب بودند کار را گرفته و به این جا رساندهاند و فعالیت آنها نیز هم در نهادها بوده و هم به صورت شخصی به امر قرآن و آموزش آن اهتمام داشتهاند.
مسئولان مشغول به چه کاری هستند؟
ساعد در ادامه افزود: اگر واقعاً داعیه دار فعالیت قرآنی هستیم باید حداقل چند آیه از قرآن در مقابل دیدگان ما باشد که آن ها را ببینیم و حداقل آنها را درک کنیم، خداوند می فرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ ...»(مسرفان برادران شیاطین هستن)(اسراء/ ۲۷)، چقدر بودجه قرآنی در نهادهای مختلف داریم که در اختیار آنها قرار گرفته است؟ مسئولان هم که معلوم نیست چه کاری انجام میدهند و خروجی و بازده فعالیت آنها چه چیزی است، این فعالیتها در سطح عموم مردم چه بازدهی داشته است؟
وی بیان کرد:وقتی این مسأله را بررسی میکنیم میبینیم که باز هم این اساتید پیشکسوت هستند که جلسات قرآن را به صورت خانگی و ... برگزار می کنند، پس این پولها که در اختیار نهادها قرار میگیرد به کجا میرود؟ مگر اینها بیت المال نیست؟ مگر این ها در بیت المال نقش ندارند؟ چقدر پول قرآن در این کشور جا به جا میشود؟ نتیجه آن چه شده است؟
فعالیت نهادها برای سوء استفاده از قاریان
قاری ممتاز قرآن گفت: در بخش استقبال اساتید از جوانان که هیچ شکی وجود ندارد، قاریان نوجوان و جوان را که خود آنها تربیت کردهاند لذا نمیتوان گفت استقبال کم است در سطح شهری مانند تهران هر کدام از این اساتید بدون هیچ گونه چشم داشتی کار میکنند و اگر حقوقی هم دریافت کنند جدا کار میکنند، اساتید پیشکسوت تنور این قرآن را روشن نگه داشتهاند، نهادهای قرآنی نیز به خاطر این که گزارش آنها به رده بالاتر استفاده شود مجبور هستند از قاریان و حافظان دعوت کنند و در نهایت عکس و فیلمی بگیرند و یا این کار عملاً به دنبال استفاده ابزاری هستند که در اصل به معنای سوء استفاده از قاریان است.
قاری ممتاز قرآن تصریح کرد: کار خودمان هم مشکل دارد، اگر اتحادیهای در کشور به صورت منسجم تشکیل شود و کمیتههایی مانند کمیته حفظ و قرائت ... داشته باشد، همه کارها بر عهده این کمیته میشود، مثلاً سازمانها و نهادهایی که میخواهند محفل انس با قرآن برگزار کنند بر اساس تعیین این کمیته میزان پرداختی به اجرا کنندگان تصمیم گیری شود.
وی افزود: قاریانی هستند که برای تلاوت قرآن مبالغی را طی میکنند بدون توجه به این که با این کار مصداق آیه «لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ...» خواهند بود، قاری برای یک تلاوت قرآن چهار میلیون تومان پول، محل اسکان خوب و ... را مطالبه میکند، این مسأله موجب تحریک سایر قاریان نیز میشود، هیچ کس نیست که این وضعیت را مدیریت کند چرا باید یک قاری این طور رفتار کند؟ قاری بینالمللی باید برای تلاوت قرآنش از قبل طی کند؟
نیازمند مدیریت واحد هستیم
ساعد گفت: اینها باید مدیریت شود، نهادهای قرآنی باید تحت یک مدیریت واحد در کشور از این افراد دعوت کنند، قاریانی که اینطور پول میگیرند پولشان حرام است و پول آنها که میدهند نیز حرام است، اینها مدیریت میخواهد، وقتی مدیریت نباشد هر کس یک حرف و نظر میدهد و فضای معنوی تلاوت که هدف از تلاوت قرآن جذب مردم به سوی آن است از بین میرود.
قاری ممتاز قرآن در مورد حمایتهای لازم از قاریان بیان کرد: یکی از مصداقهای حمایت، شخصیت دادن به قاریان است، در حال حاضر قاری قرآن چه شخصیتی دارد؟ یک مداح دارای شخصیت است اما جوان قرآنی چه تعریفی دارد؟ مردم در ذهنشان از یک قاری جوان چه تصوری دارند؟ این یک خلأ است.
اختلاف مسئولان قرآنی دامن قرآنیان را گرفته است
وی در ادامه افزود: بسیج فرهنگیان، اصناف و مداحان ... را داریم اما یک بسیج برای قاریان درست نکردهایم، حمایت این است که اینها در جامعه یک شخصیتی داشته باشند، شورای عالی قرآن یک لباس برای قاریان طراحی کرد، اما همان لباس را هم نتوانستیم برای قاریان تهیه کنیم با این وضعیت چطور میتوانیم قاریان را کنار هم داشته باشیم؟ مدیریت واحد قرآنی کشور دست چه کسی است؟ بین این افرادی که متولی امر قرآنی هستند اختلاف وجود دارد، قاریان نوجوان و جوان چه گناهی دارند که زیر این اختلاف باید بسوزند؟ مسئولان باید به یک نظر واحدی برسند و برای تربیت قاریان نوجوان و جوان آکادمی تأسیس کنند و از طریق کنکور برای رشته قرائت در مقاطع مختلف تحصیلی جذب داشته باشند.
وی در مورد وضعیت مدیریت فعالیتهای قرآنی کشور گفت: در مدیریت فعالیتهای قرآنی کشور پراکندگی وجود دارد و حمایتها باید طوری باشد که قاریان را تحت یک پایه مشترک جمع کند و بتواند برنامههای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تعریف کند، نباید زمانی برسد که مثل کشور مصر که دوره طلایی آنها افول کرده است بگوییم ما هم اینطور شدهایم، ما این همه امکانات در کشور داریم اما قاریان را رها کردهایم.
ساعد در ادامه و در مورد وضعیت بودجه قرآنی افزود: وضعیت بودجه و منابعی که در اختیار فعالیتهای قرآنی قرار گرفته است بسیار اندک است، حال سؤال اینجاست، در کشور اسلامی که قوانین آن برگرفته از قرآن است آیا مسئولان قصد ندارند قرآنی باشد؟
وی در ادامه افزود: یک فعال قرآنی در بحث قرائت قرآن و آموزش آن یک رحل، قرآن، مکانی برای آموزش و همت میخواهد و به بودجه و پول هم نیاز نیست، این چهار مورد است که یک فعال اگر آنها را داشته باشد به راحتی میتواند کار قرآنی کند. نمیتوان گفت در خانه میمانیم چون مسئولان کمک نمی کنند، برای تصمیمگیری بودجه کلان لازم است نه برای این که بگوییم یک فعال به او بودجه نمیرسد، البته اگر به یک فعال هم پول برسد و جلسه همراه با هدیه و تشویق باشد عالی است اما وقتی نبود باید بگوییم نباید فعالیت کنیم؟
ساعد در مورد مشکلات موجود عرصه فعالیتهای قرآنی افزود: مشکل این است که تحت یک مدیریت واحد نیستیم و هر کس برای خودش نظر میدهد، در استان همدان، شورای قرآنی استانها به ریاست امام جمعه ماهیانه برگزار میشود و با دستور مستقیم امام جمعه فعالیتهایی که قرار است انجام شود اینها تحت یک مدیریت واحد صورت میگیرد. هر استان اگر بخواهد این کار را تشکیل دهد در آن استان شاهد نوآوری خواهیم بود.
وی در مورد مسابقات قرآن بیان کرد: تلاوت قرآن مانند خطاطی یک هنر است که اگر با ذوق همراه نباشد ارزشی ندراد، در بحث مسابقات هیچ حرفی نیست اما چگونه این مسابقات باید تعریف شود هنر خطاطی با ذوق همراه است، وقتی ذوق وجود داشته باشد در نمره دادن هم آن ذوق و سلیقه داور حرف اول و آخر را میزند، چطور میخواهیم به ذوق یک قاری نمره دهیم؟
وی افزود: نوع خواندن یک قاری به مذاق فلان داور خوش نیاید به او نمره نمیدهد و از دور مسابقات حذف میشود و اگر داور دیگری از آن سلیقه قاری استقبال کند قطعا نمره زیادی به او میدهد این یک واقعت است، ما ذوقها را با مسابقات کشتهایم، ما سلیقهها و نوآوریهای ابداعی را که قاری به آن نیاز دارد که نوآوری ذوقی داشته باشد را با این مسابقات سوزاندهایم و در آن هیچ شکی نیست، متاسفانه تنها صحنه بروز شخصیت و ابراز شخصیت قاری مقام داشتن در مسابقات است، در یک محفل قرآنی نفر اول مسابقات دعوت میشود اما مثلاً نفر نوزدهم که با بی مهری اول نشده آیا این شخص اصلاً آدم محسوب میشود؟ مسابقات را میتوان مدیریت کرد مانند کاری که در شبکه قرآن میبینیم که به صورت تقلیدی از مصطفی اسماعیل میخوانند، این طور شاید بهتر بتوان به نتیجه رسید و گرنه این نوع برگزاری مسابقات ذوقهای قاریان را از بین میبرد.
قاری ممتاز قرآن گفت: در کشور مصر دوران طلایی را شاهد بودیم و در آن دوره به نظر حصان و عمران و یک قاری مشهور دیگری در یک کوچه زندگی میکردند که سبکهای مختلف داشتند، اینها در خانههای یکدیگر میخواندند و به یکدیگر احترام میگذاشتند، به همین خاطر است که زنده ماندهاند، ما زنده نیستیم، در مسابقات یک مدل انتخاب میشود و همه دنبال آن میروند.
وی در مورد حضور قاریان مصری در ایران تصریح کرد: آمدن قاریان مصری به ایران از یک جهت مبارک و به جهت دیگر نامبارک است، از این جهت مبارک است که آنها به همه فنون تلاوت واقف بودهاند و آنها عرب زبانانی هستند که در بحث قرائت به صورت منطقی کار کردهاند و توانستهاند نتیجه بگیرند، آنها کار کرده و زحمت کشیدهاند، آمدن آنها کنار ما میتواند از لحاظ توجیهی و آموزشی کمک کنند اما صرفاً تلاوت کنند و بروند خیلی مناسب نیست.
عضو هيئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی با بیان اینکه حوزههای علمیه در زمینه تربیت نیز باید آموزههای اسلامی را به نظریههای علمی تبدیل کنند گفت: اساتید دانشگاه نیز باید در این زمینه ورود پیدا کنند تا نظریهپردازی در زمینه علوم تربیتی شکل علمی یابد. حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هيئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، تربیت را اساسیترین زیر ساخت فرهنگی هر کشوری بیان و اظهار کرد: با اهتمام دین مبین اسلام به تربیت نفوس و تربیت اجتماعی طبیعی است که پشتوانه غنی در منابع اسلامی در موضوع تربیت در اختیار مسلمانان قرار گرفته باشد، بدین ترتیب کشور ایران نیز به دلیل داشتن حاکمیت اسلامی و گرایش اغلب مردم به اسلام باید از بهرهمندان این منابع غنی باشد.
وی با بیان اینکه در میدان جنگ نرم یکی از مهمترین اهرمهایی که فرهنگ مهاجم برای موفقیت خود از آن بهره میبرد ساخته و پرداخته کردن الگوهای تربیت برای جوامع مورد تهاجم است تصریح کرد: شواهد این موضوع در زمان حاضر قابل مشاهده است، به نحوی که در مقیاس جهانی گروههای مرجعی در ذهن نونهالان و جوانان ساخته و پرداخته و از الگوهای صحیحی تربیت دینی دور میکنند.
حجتالاسلام پیروزمند حجم وسیع تبلیغات رسانهای و گردش سرمایهای که در موضوع شخصیتهای ورزشی و یا هنرپیشگان، موسیقیدانان و خوانندگان در مقیاس جهانی صورت میگیرد را نمونهای از این تهاجم تربیتی خواند و گفت: اگر این گروه را در مقایسه با اساتید دانشگاه، فرهیختگان، دانشمندان، روحانیون و به ویژه مجاهدان مورد مقایسه قرار دهیم و از این گروهها الگوهای تربیتی اتخاذ شود جامعه دچار بالندگی، دوام و آرامش بیشتری میشود.
عضو هيئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی با اشاره به اینکه امپراطوری رسانهای نظام سلطه درصدد آن است تا از طریق مرجع تراشی برای گروه جوانان الگوهای تربیتی کاذبی را ایجاد و از بهترینها که همانا سیره زندگی ائمه معصومین(ع) است غفلت و یا بیتوجه کند، اظهار کرد: این مهم ضرورت توجه به تربیت و تأکید بر ارائه الگوهای صحیح تربیتی را بیش از پیش نمایان میکند.
حجتالاسلام پیروزمند به راهکار محتوایی و شکلی و قالبی این موضوع اشاره و عنوان کرد: در راهکار محتوایی باید بیش از پیش از منابع غنی و روایات اهل بیت(ع) در موضوع تربیت بهرهمند شویم چرا که برای افراد از زمان انعقاد نطفه تا هنگام مرگ دستورات تربیتی بیان شده است، در این میان آنچه باید صورت گیرد استخراج و بیان جذاب و شیوای آن است تا جامعه به بالندگی دست یابد.
وی به تبیین فعالیتهای شکلی که باید در این زمینه صورت گیرد اشاره و عنوان کرد: نهادهای متنوعی در کشور در موضوع تربیت دخیل هستند و هیچ موضوعی به این اندازه از فراگیری در دستگاههای ذیربط برخوردار نیست، به ویژه هنگامی که موضوع تأثیرگذاری تربیت را منحصر به اقدامات مستقیم یک نهاد ندانیم باید نهادهای متعددی را در این زمینه مسئول بدانیم.
این کارشناس دینی با تأکید بر اینکه برخی دستگاهها در زمینه تربیت از تأثیرگذاری و وظایف گستردهای برخوردار هستند، عنوان کرد: وزارت آموزش و پرورش، روحانیون، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به سایر دستگاهها در زمینه ترویج تربیت اسلامی از وظایف سنگینتری به دلیل ضریب نفوذ بیشتری که در میان جوانان دارند، برخوردار هستند.
وی ادامه داد: از میان دستگاههای یاد شده نیز وظیفه وزارت آموزش و پرورش بیش از سایر دستگاهها است چرا که با افراد در مقطع شکلگیری شخصیتشان در ارتباط است و با توجه به اینکه حضور و نقش خانواده در زمینه تربیت تضعیف شده و خانواده در این سرمایه گذاری کمتری میکنند نقش مدرسه و وزارت آموزش و پرورش پررنگتر میشود.
حجتالاسلام پیروزمند با بیان اینکه در زمینه تربیت نیز همچون سایر علوم انسانی باید آموزههای اسلامی به نظریههای علمی تبدیل شود گفت: کاربردی، تجربی و عملیاتی شدن از ویژگیهای علمی شدن موضوعات مختلف است که باید به موضوعات تربیتی نیز ورود پیدا کند. در این میان علاوه بر دانشگاه حوزههای علمیه نیز از مسئولیت برخوردار هستند تا پشتوانههای دینی را به نظریههای علمی در زمینه تربیت نزدیک کنند. موتور محرک و پتانسیلزا در این زمینه حوزههای علمیه هستند اما اساتید دانشگاه نیز باید در این زمینه ورود پیدا کنند تا نظریهپردازی در زمینه علوم تربیتی شکل علمی یابد.
وی ادامه داد: دانشگاهیان نیز باید با عطش و ابراز نیاز بیشتری به حوزههای علمیه خواستار دریافت این منابع باشند و به نظریه پردازی بپردازند. با این حال نباید از آموزههای اسلامی غفلت کرد و منتظر یک دستورالعمل جامع ماند، بلکه از ظرفیتهای موجود باید استفاده حداکثری کرد و معطل یک اتفاق بزرگ نبود.
نشست «سبک زندگی فاطمی» از ۹ اسفندماه در مؤسسه خادمالرضا(ع) کوثر برگزار میشود. حجتالاسلام والمسلمین حسن صیادی، مدیر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادمالرضا(ع) کوثر زابل در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، ضمن بیان این مطلب گفت: به مناسبت ایام فاطمیه(س) نشست دینی با موضوع «سبک زندگی فاطمی» در این مرکز برگزار میشود.
وی با اشاره به اینکه برنامه فوق در مدت پنج شب اجرا میشود، ادامه داد: این جلسه که ویژه بانوان قرآنی است با حضور اساتید برجسته حوزه علمیه خواهران و بانوان قرآنی برپا میشود.
صیادی عنوان کرد: طی این مراسم علاوه بر بیان سیره اخلاقی و زندگی یگانه دخت پیامبر اکرم(ص)، ذکر مصیبت آن بانوی مظلوم و بزرگوار انجام میشود.
یادآور میشود، مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادمالرضا(ع) کوثر زابل در خیابان فردوسی، بین فردوسی ۲۵ و ۲۷ قرار دارد.
يكي از مهمترين مباحث تاريخ قرآن، موضوع آيات و سورههای مكي و مدني است كه در اين باره دیدگاههاي گوناگوني از سوی دانشمندان اسلامي و نیز خاورشناسان مطرح شده است.
لامنس (م1937م)، رژی بلاشر (1973م) و نولدکه (1930م) از خاورشناسانیاند که پيرامون آيات و سورههای مكي و مدني، نظریههایی را ارایه دادهاند كه در اين نوشتار به بررسي و نقد آنها پرداخته شده است.
سورههای مكي قبل از فترت، سورههای مكي پس از فترت و آيات و سورههای مدني از ديدگاه لامنس؛ تقسيمبندي سورههای قرآن از سوی نولدكه؛ مرحله قبل فترت وحي، مرحله بعد فترت وحي و مرحله اواخر قبل از هجرت از ديدگاه بلاشر مباحثی است که در این نوشتار بررسی و نقد شده است.
قرآن، آيات و سورههای مكي و مدني، تقسيمبندي سورهها، خاورشناسان.
يكي از مهمترين عرصههاي پژوهش مستشرقان، بررسي تاريخ قرآن بوده و در اینباره کتابهایی نیز نگاشته شدهاند. در این بین برخی از مستشرقان، بد بینانه وارد بحث شده و مقام قرآن و پیامبر را به سخره گرفته و با توهین و نشر اکاذیب، شبهاتی را وارد نمودهاند. (رک؛ William montgomary Watt, Bells Introduction to the Quran , 17; The Encyclopaedia of Islam, 7/363; William montgomary Watt, Companion to the Quran,136 ).
از مهمترین موضوعات تاریخ قرآن، بحث آيات و سور مكي و مدني میباشد که خود منشأ شبهات مستشرقان پیرامون تقسيمبندي قرآن شده است. و در این بین لامنس، رژی بلاشر، نولدکه و... از خاورشناسانی هستند كه به يكي از بحثهاي تاريخ قرآن به نام «آيات و سور مكي و مدني» دامن زدهاند و نظریاتی چند در این رابطه مطرح نمودهاند که در اين مقاله به بررسي و نقد نظريات آنان پرداخته شده است.
در اغلب کتب علوم قرآنی، سه تعریف بر مبنای سه عنصر خطاب، مکان و زمان برای آیات مکی و مدنی ذکر نمودهاند. اکنون به ترتیب به بررسی آنها میپردازیم.
1. خطاب؛ بر این مبنا آیه مکی آیهای است که خطاب به اهل مکه باشد و آیه مدنی آیهای است که خطاب به اهل مدینه باشد (زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، 1/187).
این تعریف جامع و مانع نیست؛ چون در قرآن کریم آیات فراوانی هست که نه خطاب به اهل مکه است و نه خطاب به اهل مدینه؛ مانند: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلاَتُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ» (احزاب/1؛ ر.ك: زرقانی، مناهل العرفان فی علوم القرآن، 1/196)؛ «يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً» (بقره/ 168). از این گذشته، خطابهای قرآن عام است و اگر هنگام نزول منطبق با اهل مکه یا مدینه بوده است، به این معنا نیست که مختص یکی از آنهاست و راهنمایی یا نصیحت یا حکم شرعی آن فقط شامل یکی از آن گروه میشود، بلکه آن خطابها مادامی که لفظش عام است، خطاب و محتوایش نیز عام است (حکیم، علوم القرآن، 44). در عین حال، اینها همه بدان معنا نیست که شناخت مخاطبان آیات بیفایده است، بلکه بر عکس، شناخت مخاطبان آیه از قراین مسلّم فهم آیه میباشد (میرمحمدی، بحوث فی تاریخ القرآن و علومه، 326).
2. مکان؛ آیه مکی آیهای است که در مکه نازل شده و آیه مدنی آیهای است که در مدینه نازل شده است (زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، 1/187). باید توجه کرد که اطراف مکه مثل منی و عرفات و حدیبیه نیز جزو مکه و اطراف مدینه مثل بدر، احد و سلع نیز جزو مدینه محسوب میشود.
این تعریف نیز جامع و مانع نیست؛ زیرا شامل آیاتی که در سفرها نازل شده است، نمیشود (سیوطی، الاتقان فی علومالقرآن، 1/37)؛ مثل آیه «لَوْكَانَ عَرَضاً قَرِيباً وَسَفَراً قَاصِداً لَاتّبَعُوكَ» (توبه/ 42) که در محل تبوک نازل شده است.
3. زمان؛ آیه مکی آیهای است که قبل از هجرت نازل شده است و آیه مدنی آیهای است که بعد از هجرت نازل شده است (ر.ک: زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، 1/187). زرکشی در تعریف آیه مکی میگوید: آیه مکّی، آیهای است که قبل از هجرت نازل شده باشد. هر چند در مدینه باشد. قید «هر چند در مدینه» بیثمر است؛ زیرا قبل از هجرت هیچ آیهای در مدینه نازل نشده و هیچ مورخی ننوشته که پیامبر اکرم(ص) پس از بعثت و قبل از هجرت به مدینه سفر کرده است.
یحیی بن سلام میگوید: آیات و سوری که در راه هجرت نازل شدهاند و آیات و سوری که بعد از هجرت در سفرها نازل شدهاند، مدنی میباشند (زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، 1/188).
تعریف سوم جامع و مانع است؛ چون همه آیات را در بر میگیرد (ر.ک: قاسم، فائز، معیارها شناخت آیات مکی و مدنی، مقالات و بررسیها، ش 66، ص 49).
استشراق، شرقشناسی یا خاورشناسی (Orientalism) در تعبیری موجز، دستهای از پژوهشهای غربیهاست که در خصوص میراث شرق، به ویژه مسائل مرتبط با تاریخ، زبان، ادبیات، هنر، علوم، عادات و سنن آن، انجام میپذیرد؛ بنابراین، خاورشناس، فردی از دیار مغربزمین است که میراث شرق و هر آنچه به نوعی به تاریخ، زبان، ادبیات، هنر، علوم، عادات و سنن آن تعلق دارد، بررسی میکند (الصغیر، خاورشناسان و پژوهشهای قرآن، 13).
استشراق دارای شعبههای مختلفی مانند اسلامشناسی، عربشناسی و هندشناسی میباشد که شامل مجموعهای از فعالیتهای مربوط به کشف منابع علمی و باستانی، گردآوری و نگهداری مواد فرهنگی، فهرستنگاری و کتابشناسی، روزنامهنگاری، تحقیق، بررسی، ترجمه و تصحیح متون و انتشار آنها میشود در مجموع میتوان گفت استشراق بر کارهای مستشرقان در قبال فرهنگ مشرقزمین اطلاق میشود (ر.ك: روش ضمیر، درآمدی بر معرفی مستشرقان و قرآنپژوهی، ش 4 و 5، 193).
تاکنون محققان بسیاری در خلال مباحث قرآنی خویش به چند و چونی آيات و سور مكي و مدني پرداختهاند. لازم به ذكر است كه كتب و مقالات فراواني در موضوع خاص آيات و سور مكي و مدني، به رشته تحرير درآمده است اما تاكنون كتاب يا مقالهاي با رويكرد بررسي و نقد شبهات مستشرقان پيرامون آيات و سور مكي و مدني، به طور مستقل، عرضه نشده است. نگارنده با تحقيق ميداني وسيعي كه انجام داده است تا كنون اثري مستقل در اين مهم نيافته است.
ياد كردني است كه كتابهاي غير مستقلي در اين باب نگاشته شده و تنها چند برگي به اين مهم اختصاص یافته است؛ برای نمونه ميتوان به كتاب «نقد الخطاب الاستشراقي الظاهرة الاستشراقية واثرها في الدراسات الاسلامية» تأليف ساسي سالم الحاج اشاره نمود.
مسأله شناخت آيات و سورههای مکی و مدنی از مسائل مهم علوم قرآنیاست. بدينسان علم به مکی و مدنی بودن سورههای قرآن و آشنایی با ترتیب نزول آنها تأثیر مهمی در بحثهای علمي وموضوعاتي مربوط به دعوت نبوی و سیر روحی و سیاسی و اجتماعی آن در عصر پیامبر اكرم(ص) دارد.
شناخت تاریخ، به ویژه تسلسل آیات و سورهها و تدریجی بون نزول آنها از طریق شناخت سورههای مکی از مدنی است و از هدفهای مهم فرهنگی است. انسان پیوسته در این جستجوست تا هر حادثة تاریخی را بشناسد؛ در چه زمانی و در کجا اتفاق افتاده و عوامل و اسباب پدیدآورندة آن چه بوده است. بدین طریق علم تاریخ به وجود آمده است؛ بنابراین دانستن تاریخ سورهها و آیههای مکی و تشخیص آنها از آیهها و سورههای مدنی از اهمیت به سزایی برخوردار است.
فهم محتوای آیه در استدلالهای فقهی و استنباط احکام نقش اساسی دارد؛ چه بسا آیهای به ظاهر مشتمل بر حکم شرعی است، ولی چون در مکه نازل شده، هنگام نزولش، هنوز حکم موجود در آن تشریع نشده باشد؛ لذا در این گونه موارد باید یا راه تأویل را در پیش گرفت یا آیه را به گونهای دیگر تفسیر کرد. آیة 7 سورة فصلّت نمونهای از این رویکرد است دو تأویل را برای آن ذکر کردهاند (ر.ک: طباطبايي، المیزان، 17/383ـ384).
همچنین در استدلالات کلامی، آیات مورد استناد در فضایل اهلبیت که بیشتر مدنی است، از سوی برخی به منظور کتمان فضایل اهل بیت(ع) مکی دانسته شده است تا نتوان آنها را مدرک استدلال قرار داد. بنابراین شناخت دقیق مکی و مدنی بودن سورهها و آیات یکی از ضروریات علم کلام در مبحث امامت است. مدنی بودن تمام سورة دهر و تشکیک در آن به سبب اغراض سیاسی نمونهای در این باره است (ر.ک: طبرسي، مجمعالبيان، 10/404ـ406)؛ زیرا کسانی مانند عبدالله بن زبیر که مایل نبودند این فضیلت به اهلبیت اختصاص یابد، اصرار داشتند که این سوره را کاملاً مکی معرفی کنند غافل از آنکه در مکه اسیری وجود نداشت. مجاهد و قتاده از تابعین تصریح کردهاند که سورة دهر تماماً مدنی، ولی دیگران تفصیل قایل شدهاند (ر.ك: معرفت، التمهید، 1/ 154ـ155).
لامنس (1937ـ1882)، مستشرق بلژيكي، در كتاب «الاسلام» بين آيات و سور مكي و مدني تفاوت قایل شده است. وي در ابتدا قرآن كريم را به سه بخش تقسيم نموده است: 1. سورههای مكي قبل از فترت؛ 2. سورههای مكي پس از فترت؛ 3ـ سورههای مدني.
لامنس از مهمترين ويژگيهاي سورههای مکی پیش از فترت، ايجاز در اسلوب، كوتاهي سورهها، آيات مقطعه الانفس برميشمرد و در ادامه ميافزايد كه جمله واحد در اين آيات و سورهها معناي كاملي ندارد؛ بدينسان براي رسيدن به معناي كامل بايد چند جمله را در كنار هم جاي داد.
از ديگر ويژگيهاي اين بخش، تشابه اسلوب سجع عبارات با اسلوب قديم و كهنه عرب است و بر اين باور است كه اين دو اسلوب، از جايگاه ويژه و مشتركي برخوردار هستند. يادكردني است كه در اين آيات توصيفات قيامت و فضاي دهشتناك و غمآلود آن به تصوير كشيده شده است.
وي در ادامه بر اين باور است كه اين قسم از آيات و سورههای قرآن كريم، همراه با سوگند است و اين سوگندها بيشتر به پديدههاي طبيعي و حسي نظير آسمان، ستارگان، كوهها، درختها، خورشيد، ماه، روز، زمين، فجر و... اشاره دارد و اين سوگندها اندك اندك رو به افول مینهد تا جایي كه در سورههای مدني اثري از سوگند نيست (ر.ك: Lammens (H.),L'Islam/60).
لامنس در بخش دوم از سورههای مكي كه از آن با عنوان «سورههای مكي پس از فترت» ياد ميكند، بر اين باور است كه در اين بخش، اسطورههاي انجيلی بيان شده است؛ اساطيري كه حاكي از انقلاب دروني و ناگهاني پيامبر اكرم(ص) در ابتداي دعوتش است و به معارضه با مشركان مکه منجر شد و سير هدايتي و تربيتي پیامبر(ص) را آغاز نمود (ر.ك: Lammens (H.),L'Islam/60). وی ميافزايد، در اين آيات و سورهها موضوعاتي چون قصص انبياي گذشته و چگونگي سير هدايتي آنان با اقوامشان و سرنوشت تكذيب كنندگان به وفور به چشم ميخورد.
وي پس از بيان اينكه عبارت «يا ايها الناس» در اين سورهها بيشتر به چشم ميخورد، این ادعا را مطرح مينمايد كه رسالت پيامبراكرم(ص) بايد مطابق با نيازهاي عرب و مقتضاي احوال آنان ميبود؛ لذا پیامبر(ص) رابطه خوبي با يهود و نصاري داشت؛ بدين سان كه هر سه دين (اسلام، يهود و مسيحيت) داراي مبدأ و سرچشمه واحدي به نام توحيد بودند. اين مهم در آيات و سورههای مكي به چشم ميخورد (ر.ك:Lammens (H.),L'Islam/60).
لامنس، بين سورههای مكي و مدني تفاوت قایل شده است. وي بر اين باور است كه سبك و نثر آيات و سور مدني نزديك به نثر عادي است و از نثر كهنه عرب به دور است. اين مهم در آياتي كه براي امور تشريعي نظم يافته است، كاملاً مشهود است.
نثر سورههای مدني خالي از سجع بوده و نغمههاي آن نسبت به سورههای مكي بيشتر است. در سورههای مدني، وحدت موضوعي بر سوره حاكم است و موضوعاتي چون احكام ديني، دنيوي و جنايي در آن به چشم ميخورد؛ چرا كه هجرت رسول اكرم(ص) در اين مقطع، باب وسيعي را در احكام گشوده است.
اخلاقيات در سورههای مدني، جايگاه ويژه و بارزي دارد. برای نمونه، موضوعاتي چون احترام به رسول اكرم(ص)، بلند نكردن صدا در برابر ايشان، عدم تأييد خبر فاسق، برقراري صلح ميان مؤمنان، عدم تمسخر و عيبجويي يكديگر، دوري از سخنچيني، تجسس و سوء ظن، كيفيت زندگي و رفتار نيك رسول اكرم(ص) با همراهانش و... يافت ميشود (ر.ك: Lammens (H.),L'Islam/61 ).
ياد كردني است به علت تكراري بودن برخی از شبهات لامنس، در اين مجال به پاسخ برخی دیگر از آنها اكتفا میکنیم و در ادامه، هنگام پاسخ به شبهات ديگر مستشرقان به آنها اشاره مينماييم.
در نظريههای لامنس، شبهات و اشكالات عديدهاي به چشم ميخورد كه برخي از آنها صراحت در بيان دارد و برخي ديگر كه غالب شبهات را تشكيل ميدهد به صورت بسيار ماهرانه و ظريف، مخفي شده است كه با ژرفنگري در آثار او به خصوص كتاب «الاسلام»، ميتوان به آنها دست يافت.
لامنس يكي از ويژگيهاي سورههای مكي قبل از دوران فترت را كوتاهي آنها ميداند و ظاهراً بر اين باور است كه كوتاهي آيات و سورههای مكي در كنار بلندي آيات و سورههای مدني، انقطاع و عدم ارتباط ميان بخشهاي آيات و سورههای مكي و مدني است و بيانگر اين است كه بخش آيات و سورههای مكي، حاوي خصوصيات محيط اجتماعي منحط مكه است و قرآن نتيجه تأثيرپذیریهای فكري محمد از جامعه و محيط خويش است.
اگر مراد لامنس كليت و شمول نبوده بلكه كثرت و اغلبيت مراد باشد، اين نظريه قابل پذيرش است در غير اين صورت، ادعاي وي از چند نظر باطل است.
اول ـ در بخش سورههای مكي، سورههاي بلندي نظير سوره انعام و در بخش مدني، سورههاي كوتاهي نظير «سوره نصر» وجود دارد.
دوم ـ كوتاهي بسياري از سورههای مكي و بلندي سورههای مدني، نه تنها موجب عدم پيوند آنها نيست، بلكه هر شخص كه بهرهاي از بلاغت داشته باشد، رابطه مستحكم ميان اجزاي قرآن را مشاهده ميكند. نكته جالب توجه اين است كه آيات مكي در ميان آيات مدني پراكنده است. به رغم آن، شخص هنگام خواندن قرآن كريم، هيچ تفاوتي ميان آنها احساس نكرده، بلكه از وحدت، پيوند كامل، هماهنگي و انسجام آن به شگفت ميآيد.
سوم ـ كوتاهي سورههای مكي دلالتي بر انحطاط اجتماعي مكه ندارد، بلكه اين كوتاهي، از مقوله ايجاز است و به اذعان دانشمندان علم بلاغت ايجاز اختصار، نهايت بلاغت است و ايجاز بيانگر رشد و كمال مخاطب و نشانه فهم وتيز هوشي اوست (ر.ك: زرقاني، مناهل العرفان في علوم القرآن/ 268ـ280).
يادكردني است نظریههای ديگر لامنس در بخش سورههای مكي قبل از فترت و بعد از فترت، نظير وجود سوگند، قصص انبياي گذشته،اختصار معاني و... از جمله موضوعاتي است که مبتلاي به قضاوت يك طرفه اوست. كه در بخشهاي بعدي بدانها اشاره ميشود.
اين مستشرق بلژيكي در بخش سوم (آيات و سورههای مدني) نيز نكاتي را گوشزد نموده است كه به یک نمونه از نکات بسنده ميكنيم.
وي يكي از ويژگيهاي سورههای مدني را تبيين احكام و قوانين شريعت برميشمرد و سورههای مكي را خالي از احكام فرعي ميداند که اين، خود، منشأ این شبهه است كه به علت بيسوادي مردم مكه این سورهها از علوم و معارف شريعت تهی است و در مقابل، مردمان مدينه كه نسبت به مردم مكه از علوم بيشتري برخوردار بوده و احتياج به احكام روزمره داشتند، در سورههای مدنی مورد تفقد بيشتر حضرت قرار گرفتند و بدينسان آيات و سورههای مدني، مالامال از احكام و قوانين شريعت است، در حالي كه آيات وسور مكي، تهي از احكام فرعي و قوانين ديني است.
در پاسخ به اين شبهه ميتوان گفت:
1ـ بخش مكي به طور مطلق، خالي از قانونگذاري و وضع احكام نيست.
2ـ كثرت احكام و قوانين فرعي در مدينه ناشي از عواملي نيست كه اين مدعيان تصور كردهاند، بلكه اين پديده مسألهاي است كه در اداره جوامع و تربيت افراد و هدايت آنها كاربرد دارد و پيامبر اكرم(ص) در حركت گام به گام و تدريجي سير هدايتي رسالتش ناگزير از مقدم داشتن اهم و واجبات بر مهم بود و خداوند متعال در فرايند هدايتي مردمان، ابتدا قلوب مردم را از هرگونه آلودگي به شرك و بتپرستي و بيگانگي از توحيد ميزدايد، سپس با ايمان و توحيد استوار ميگرداند و در مرحله بعد، احكام ديني و قوانين شريعت را تبيين مينمايد. بدينسان اين اسلوب، كاملاً منطقي و عقلاني است و ادعاي تأثير پذيرفتن رسول اكرم(ص) از محيط و در نتيجه بشري بودن قرآن، چیزی جز ادعايي سست و گزاف نیست.
3ـ بر فرض صحت ادعاي آنان، اهل كتاب و بسياري از سخنوران عرب و بازرگانان قريش به پيامبري سزاوارتر بودند و در ادعاي پيامبري بر حضرت پيشي ميگرفتند، لكن آنان بدين كار روي نياورده و در مقابل تحدي قرآن، سكوت كردند (ر.ك: زرقاني، مناهل العرفان في علوم القرآن، 271؛ غازي عنايت، شبهات حول القرآن و تفنيدها، 80 ـ 84).
تئودور نولدکهTheodor Noeldeke ، مستشرق آلمانی، در سال 1836م. در هامبورگ به دنیا آمد. وی در سال 1856 م. با رساله «تاریخ قرآن» به درجه دکتری نایل آمد. این کتاب در اصل به زبان لاتینی به نگارش درآمده بود و در سال 1860 م. منتشر شد. پس از مرگ وی اوتو پریتسل(Otto Pretzl) این کتاب را کامل کرد و با عنوان تاریخ نص قرآنی به طبع رسانید. این کتاب، حاوی مطالب بسیار مهمی درباره قرآن و علوم قرآنی است و در زمره مهمترین کتابهایی است که مورد انتقاد و خشم مسلمانها قرار گرفته است (خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، 2048).
نولدكه قرآن كريم را از لحاظ ساختار و شكل موضوعي به چهار قسم، تقسيم نموده است.
قسم اول) از شاخصههاي اين قسم ميتوان به وحدت اسلوب، اختصار معاني آيات، كوتاهي سورهها و تهي بودن از تشريع و احكام اشاره نمود. در اين قسم، وي ويژگيهاي آيات و سورههای مكي را برميشمرد.
قسم دوم) اين قسم مربوط به آياتي است كه نشانگر شرايط معارضه پيامبر اكرم(ص) با دشمنانشان و رويكرد ايشان در شرايط بتپرستي و مديريت بحران ميباشد.
قسم سوم) مختص موضوعاتي چون عبادات، معاملات، تشريع حلال و حرام، اوامر و نواهي، ارتباط بين مسلمين و اهل كتاب و يهود ميباشد.
قسم چهارم) اين قسم موضوعات ديگري غير از موضوعات گذشته كه در مدينه نازل شده است، در بر دارد.
نولدكه قسم اول و دوم را از ويژگيهاي آيات و سورههای مكي و قسم سوم و چهارم را از مختصات سورههای مدني قلمداد ميكند. نتيجه اين تقسيمبندي، در بردارنده خطرناكترين پيامدها در عالم پژوهشهای قرآني بوده است، به طوري كه دشمنان غرب اين روش را بزرگترين راه طعن به صحت قرآن دانستهاند. همچنين اين تقسيمبندي، قرآن را تابع شرایط زماني، مكاني و موضوعي نموده و شبهات عديدهاي بر صحت نص قرآن وارد کرده است (ر.ك: Blachere (R.), Lecoran/ 38-42).
همانطور كه بيان شد، نتيجه اين تقسيمبندي در بردارنده خطرناكترين پيامدها در عالم پژوهشهای قرآني بوده است؛ چرا كه جامع افراد نیست و قابل بررسي و نقد است. اينك به بررسي و نقد آن ميپردازيم.
نولدکه در قسم اول، يكي از ويژگيهاي آيات و سورههای مكي را وحدت اسلوب معرفي نمود. در صورتي كه اين ويژگي منحصر در آيات و سورههای مكي نبوده و آيات و سورههای مدني نيز از اين مهم بهرهمند هستند و گويي تمام قرآن كريم يك اسلوب داشته و وحدت اسلوبي در جاي جاي آن، مشهود است. ياد كردني است به رغم پراكندگي و ممزوج بودن آيات مكي و مدني در يكديگر، شخص در هنگام تلاوت قرآن كريم هيچ تفاوتي ميان آنها احساس نميكند و از وحدت اسلوبي آن به شگفت ميآيد.
علاوه بر وحدت اسلوبي قرآن كريم، وحدت موضوعي و محتوايي از ديگر لطایفي است كه در آيات مكي و مدني قابل مشاهده است. اينكه ادعا شده است آيات مكي، داراي اختصار معنايي است و آيات مدني اطناب دارد، ادعايي گزاف و سست است؛ چرا که وحدت موضوعي و اسلوبي آيات و سورههای قرآن كريم بر علماي بلاغت پوشيده نيست.
همانطور كه گذشت، كوتاهي سورههای مكي، نه تنها در اثر تأثيرپذیری پیامبر(ص) از مردم مكه نيست، بلكه نتيجه روند منطقي و عقلاني سير هدايتي پيامبر اكرم(ص) ميباشد؛ بدينسان كه جامعه نوپاي عصر بعثت، ابتدا بايد از هر گونه آلودگيهاي اعتقادي، فرهنگي، مذهبي، اقتصادي و... پاك گردد و سپس هنگاميكه سياهيها زدوده شد و آمادگی پذيرش توحيد و وحدانيت خداوند متعال فراهم گرديد، احكام فرعي و قوانين شريعت ابلاغ میگردد بدينسان در جامعه ايمانش استوار و راسخ خواهد شد. اين خود از اعجازهاي قرآن كريم است كه با شناخت احوال و مقتضاي حال مخاطبان، بر آنان تأثير میگذارد و از آنان افرادي را تربيت ميكند كه نماد و اسوه عبادت، ايثار، فداكاري و تلاش ميشوند.
اين نكته حائز اهميت است كه احكام دين و قوانين شريعت، فقط در آيات و سورههای مدني منعكس نشده، بلكه در آيات و سورههای مكي، موضوعاتي چون اهداف دين، ايمان به خدا، فرشتگان، پيامبران، قضا و قدر و... به چشم ميخورد (ر.ك: زرقاني، مناهلالعرفان، 271؛ غازي عنايت، شبهات حولالقرآن وتفنيدها، 80 ـ 84).
رژی بلاشر(Regis Blachere) مستشرق فرانسوی، در سال1900م در حومه مونروگ در پاریس به دنیا آمد. در سال 1915م. به مراکش سفر کرد. وی تا سال 1970م. استاد کرسی زبان عربی بود. یکی از مهمترین آثار وی درباره قرآن، «در آستانه قرآن» و نیز ترجمه قرآن به زبان فرانسه است. لازم به ذکر است که این ترجمه، همانند غالب ترجمههای مستشرقان، بر حسب ترتیب زمانی نوشته شده بود، اما در سال 1957 م. بر حسب ترتیب مصحف مرتّب گشت. کتاب «در آستانه قرآن» در سال 1958م. در پاریس به نگارش درآمد و ترجمه آن به فارسی توسط مرحوم دکتر محمود رامیار انجام گرفته است (خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، 2/ 2048). بلاشر در كتاب خود از آرای نولدكه و شوالي بهره برده است. وي قرآن كريم را به سه دسته تقسيم نموده است. در اين سه تقسيم، موضوع آيات و سورههای مكي و مدني به صراحت بيان نشده است، ولي به دلالت التزامي، نكاتي به دست ميآيد كه نشانگر برخي از شبهات پيرامون آيات و سورههای مكي و مدني است.
اين مرحله شامل 23 سوره اول قرآن كريم است. بلاشر آيات آغازين دوران مكه را داراي ويژگيهاي خاصي ميداند و پيامبر اكرم(ص) را در اين مرحله، فردي شتابزده و متردد از تكليف شاقي كه بر عهده اوست، معرفي ميكند.
بلاشر در ادامه ميافزايد، در اين مرحله از دعوت اسلامي، دشمني قريش با پيامبر اكرم(ص) رو به كاهش و در عين حال روابط بين آنان قطع شد و اين مهم، بدان جهت بود كه پيامبر اكرم(ص) قريش را به كنارگذاشتن بتها، تأكيد بر وحدانيت خداوند و جلوگيري از بهرهكشي بردگان و فقرا فرا میخواند و در نتيجه باعث از دست رفتن امتيازات طبقاتي قريش شد. آيات و سورههای مكي از اين قسم به شمار ميرود. اين آيات غالباً مقطعة الانفاس و داراي يك ريتم و آوازي معين هستند و آهنگ و نغمه مخصوص به خود را دارند.
بلاشر در ادامه ميافزايد اين آيات با سوگند به پديدههاي طبيعي و حسي چون كوه، خورشيد، روز، شب، فجر و... آغاز شده است (ر.ك: Blachere(R.), Lecoran/ 36-).
اين مرحله شامل 22 حزب قرآن است كه از ابتداي سوره كهف آغاز میشود و تا آخر سوره نجم ادامه مییابد.
در اين مرحله، آيات قرآن هدفدار شده و در آنها مسير و سير هدايتی مشخصي دنبال ميشود و آيات مربوط به ايمان و وحدانيت خداوند متعال در جاي جاي اين آيات به چشم ميخورد. قصص انبيا و اقوام گذشته، سرگذشت تكذيبكنندگان و عاقبت آنان، در اين آيات به وفور ديده ميشود. اين مرحله از لحاظ اسلوب تفاوت اساسي با ديگر مراحل دارد و تندي و تيزي آيات رفته رفته ضعيف ميشود و لحن آرام و سكون در اين آيات نمایان میشود و در ادامه، اسلوب مدح و ذم جاي اسلوب شعري را ميگيرد (ر.ك: Rodinson(M.), Mahomet; Blachere(R.), Lecoran, 37).
از دیدگاه بلاشر، اين مرحله با ديگر مراحل متفاوت است. در اين مرحله از پيامبر(ص) چهره جديدي ارایه ميشود؛ بدينسان كه اين پيامبر آن پيامبري نيست كه فقط به صحرانشينان توجه نمايد، بلكه او رئيس و رهبر جماعتی ديني شده كه سلوك او از بقيه متمايز است.
يكي از مهمترين موضوعاتي كه در اين مرحله از آن ياد ميشود آن است كه مسلمانان بايد در هر شرایطی، از خدا و رسولش اطاعت نمایند چونان كه در جنگ بدر، مسلمانان با اطاعت فرمان رسول اكرم(ص) به پيروزي رسيدند، ولي در جنگ احد با نافرماني از رسول اكرم(ص) و ترک موضع جنگي خود، مرعوب ماديات گشتند و بالاخره شكست خوردند.
رابطه نيك مسلمانان با نصارا در ابتدا و نزاع با آنان پس از جنگ با امپراطوري روم و موته، از موضوعات ديگري است كه وي به آنها اشاره نموده است.
آيات در اين مرحله مقطعة الانفاس نيست و سورهها نسبت به سورههای مكي، بلندتر است (ر.ك: Blachere(R.), Lecoran, 38).
با توجه به بررسيهاي انجام شده، مرحله اول و نيمي از مرحله دوم ویژگیها آيات و سورههای مكي را در بر دارند و مابقي مراحل، ويژگيهاي آيات و سورههای مدني را دارد. شايان ذكر است كه بلاشر در اين سه قسم (به خصوص در ويژگيهاي سورههای مكي) از پيامبر اكرم(ص) شخصيتي شتاب زده، متردد از تكليف، تأثير پذيرفته از محيط اجتماعي منحط مكه و... ياد ميكند؛ در نتيجه، به تبع اين چنين پيامبري، قرآن، كتابي بشري و تأثير پذيرفته از محيط اجتماعي منحط مكه يا حداقل كتابي تحريفشده قلمداد ميگردد.
1. درباره شخصيت عظيم پيامبر اكرم(ص) کتابهای فراواني به رشته تحرير درآمده است که اکنون مجال بحث در این باره نیست، اما درمورد عدم تحريف قرآن، همين بس كه گواهي تاريخ، وجود كاتبان وحي، دعوت همه پيشوايان اسلام به قرآن موجود و خاتميت، از ادله عدم تحريف قرآن هستند و غالب دانشمندان فريقين با قاطعيت تمام، تحريف قرآن را رد كردهاند و معتقدند قرآن كريم به هيچ وجه تحريف نشده و نخواهد شد (ر.ك: معرفت، صيانه القرآن من التحريف، 125ـ156؛ مركز الثقافه والمعارف القرآنيه، علوم القرآن عند المفسرين، 2/130).
نكتهاي كه بلاشر از آن، تأثيرپذيري پيامبر(ص) از محيط اجتماعي منحط مكه و در نتيجه، آن الهي نبودن قرآن را استفاده نموده است، موضوع سوگند و قسم در آیات و سورههای مکی است. وي ميافزايد كه يكي از مهمترين شاخصههاي سورههای مكي، وجود سوگند به پديدههاي طبيعي وحسي نظير روز، شب، انجير، زيتون، كوه سينا و... است و چون مردم مكه اغلب بيسواد بودند و دامنه درك آنان از امور حسي فراتر نميرفت، بدين سان به پديدههاي حسي و طبيعي سوگند ياد شده است، ولي بعد از مدتي (بعد هجرت) و تماس محمد(ص) با مردم مدينه که جامعهای روشنفكر بودند، قرآن از محيط جديد تأثير پذيرفت و از آن ايمان مبتني بر حس و سادگي فاصله گرفت.
اين ادعا از چند ناحيه قابل خدشه ميباشد.
1. اهل مكه از هوش و ذكاوت بيشتري نسبت به اهل مدينه برخوردار بودند. بدينسان غالباً خداوند متعال در سورههای مكي به شيوه ايجاز سخن رانده است. ضمن اينكه قسم ياد كردن به امور حسي، ناشي از انحطاط جامعه مكه نيست، بلكه به سبب رعايت وضع و شرايطي است كه قسم براي آن ياد شده است.
2. اين نكته حایر اهميت است كه قرآن كريم در سير هدايتي و تربيتي افراد و دعوت به سوي عقيده ناب توحيدي، به مظاهر هستي (نعمتهاي فراوان) كه همگي مخلوق خداوند هستند، قسم ياد ميكند. اين مهم در راستاي تنبه و به انديشه واداشتن افراد و دعوت آنان به توحيدگرايي مطرح شده است.
3. مضامين سوگندهاي قرآن به امور حسي، حاوي اسراري است كه آن را عميق و تأمل برانگيز ساخته است؛ به طوري كه از كمال فكري و برتري مخاطبان در فهم و تيزهوشي و فصاحت بيان حكايت دارد. ضمن اينكه اين سوگندها مجمل هستند و تنها كساني آن را درك ميكنند كه از كمال عقل و سلامت ذوق برخوردار باشند (ر.ك: زرقاني، مناهل العرفان، 273؛ غازي عنايت، شبهات حول القرآن وتفنيدها، 85 ـ 86).
آيات و سورههای مكي و مدني داراي معيار و شرايط خاصي ميباشند و هرگز نماد كوتاهي و نقص رسول اكرم(ص) و كتاب قرآن نميباشند. ضمن اينكه در برخي از موارد ميتوان اين مهم را مصداقي جهت اعجاز روانشناختي قرآن ذكر نمود.
بررسي و نقدهاي انجام شده، حاكي از آن است كه برخي از مستشرقان به چند و چوني اين موضوع واقف نبوده و با ديدي عميق و ژرف به قرآن توجه نكردند و اين كتاب الهي را با ديگر كتب بشري مقايسه نموده و اظهارنظر کردهاند.
1.حکیم، سید محمد باقر، علوم القرآن، المجمع العلمی الاسلامی، تهران، 1403ق.
2.خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، تهران، 1377 ش.
3.خواجوی، محبوبه، سوره های مکی و مدنی در قرآن مجله گلستان قرآن ، دی 1380، شماره 104.
4.روشن ضمیر، محمدابراهیم، درآمدی بر معرفی مستشرقان و قرآن پژوهی، مجله الهیات و حقوق تابستان و پاییز 1381، شماره 4 و 5 .
5.زرقاني، محمد عبدالعظيم، مناهل العرفان في علوم القرآن، دارقتيبه، چاپ دوم، 1422ق.
6.زرکشی، محمد بن عبدالله، البرهان فی علوم القرآن، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء الکتب العربیة، 1376 ق.
7.سيد بن قطب، في ظلال القرآن، بيروت ـ قاهره، دار الشروق، 1412ق.
8.سیوطی، جلالالدین، الاتقان فی علوم القرآن، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، انتشارات شریف رضی.
9.صبحی، صالح، مباحث فی علوم القرآن، بیروت، دارالعلم للملایین، 1968م.
10. الصغیر، محمّدحسین علی، خاورشناسان و پژوهشهای قرآن، ترجمه محمّدصادق شریعت، قم، مؤسسه مطلع الفجر، 1372.
11. طباطبایي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، بيروت، منشورات الاعلمي للمطبوعات، چاپ
دوم، 1393ق.
12. طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، بيروت، دار المعرفه، 1408ق.
13. عنايت، غازي، شبهات حول القرآن وتفنيدها، بيروت، دارومكتبه الهلال، 1996م.
14. فائز، قاسم، معیارهای شناخت آیات و سور مکی و مدنی، مجله مقالات و بررسیها، زمستان 1378، ش 66.
1.مركز الثقافه و المعارف القرآنيه، علوم القرآن عند المفسرين، مطبعة مكتب الاعلام الاسلامي، 1374ق، چاپ اول.
16. معرفت، محمد هادي، التمهيد في علوم القرآن، قم، مؤسسه نشر اسلامي، 1412ق.
17. ـــــــــــــــ ، صيانه القرآن من التحريف، قم، دار القرآن الكريم، 1410ق.
18. میرمحمدی، ابوالفضل، بحوث فی تاریخ القرآن وعلومه، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1400ق
1.Blachere(R.),Lecoran,que sais-je? P.U.F.,S.D.
2.Watt, William Montgomary, Bells Introduction to the Quran, Edinburgh, Edinburgh University press, 1970.
3.-------------------------------------,Companion to the Quran, Based on the Arberry Translation, London, George Alles, 1967.
4.Lammens (H.),L'Islam, Croyances et Institutions, Beyrouth,1943.
5.Rodinson(M.),Mahomet, paris,1968.
6.The Encyclopaedia of Islam,New Edition , Prepared by Anumber of Leading Orientalists Leiden , E.J.Brill 1986.
-------------------------------------------------
عنوان مقاله : بررسي رويكردهاي خاورشناسان پيرامون مكي و مدني
| ● نویسنده : رضا حقپناه - مصطفي احمديفر | ||
|
||
| ● منبع: قرآن پژوهي خاورشناسان، شماره 12، بهار و تابستان 1391 |
32قالُوا یا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَکْثَرْتَ جِدالَنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ کُنْتَ مِنَالصّادِقینَ
33قالَ إِنَّما یَأْتیکُمْ بِهِ اللّهُ إِنْ شاءَ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزینَ
34وَ لایَنْفَعُکُمْ نُصْحی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَکُمْ إِنْ کانَ اللّهُ یُریدُ أَنْیُغْوِیَکُمْ هُوَ رَبُّکُمْ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ
35أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَعَلَیَّ إِجْرامی وَ أَنَا بَریءٌ مِمّاتُجْرِمُونَ
ترجمه:
32 ـ گفتند: «اى نوح! با ما جرّ و بحث کردى، و زیاد هم جرّ و بحث کردى! اکنون اگر راست مى گوئى، آنچه را به ما وعده مى دهى بیاور»!
33 ـ گفت: «اگر خدا اراده کند، (عذابش را) خواهد آورد; و شما قدرت فرار (را) نخواهید داشت!
34 ـ اندرز من سودى به حالتان نخواهد داشت! هر گاه خدا بخواهد شما را (به خاطر گناهانتان) گمراه سازد، و من بخواهم شما را اندرز دهم، او پروردگار شماست; و به سوى او بازگشت داده مى شوید».
35 ـ یا (مشرکان) مى گویند: «او (محمّد(صلى الله علیه وآله)) این سخنان را به دروغ به خدا نسبت داده است»! بگو: «اگر من اینها را از پیش خود ساخته باشم و به او نسبت دهم، گناهش بر عهده من است; ولى من از گناهان شما بیزارم»!
تفسیر:
حرف بس است، مجازات کو؟
در این آیات، به دنباله گفتگوى نوح و قومش اشاره شده است، آیه نخست، از زبان قوم نوح چنین نقل مى کند: «آنها گفتند: اى نوح! این همه بحث و مجادله کردى بس است، تو بسیار با ما سخن گفتى، دیگر جائى براى بحث باقى نمانده است» (قالُوا یا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَکْثَرْتَ جِدالَنا).
«اگر راست مى گوئى، همان وعده هاى دردناکى را که به ما مى دهى، در مورد عذاب هاى الهى تحقق بخش» (فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّادِقینَ).
این درست به آن مى ماند که، شخص یا اشخاصى درباره مسأله اى با ما سخن بگویند، و در ضمن، تهدیدهائى هم مى کنند و ما مى گوئیم: پر حرفى بس است! هر کارى از شما ساخته است انجام دهید، و هیچ معطل نشوید، اشاره به این که: نه به دلائل شما وقعى مى نهیم، نه از تهدیدتان مى ترسیم، و نه حاضریم بیش از این گوش به سخنان شما فرا دهیم!
انتخاب این روش، در برابر آن همه محبت و لطف پیامبران الهى و گفتارهائى که همچون آب زلال و گوارا بر دل مى نشیند، حکایت از نهایت لجاجت و تعصب و بى خبرى مى کند.
ضمناً، از این گفتار نوح(علیه السلام) به خوبى بر مى آید که، مدتى طولانى براى هدایت آنها کوشیده است، و از هر فرصتى براى رسیدن به این هدف، یعنى ارشاد آنان استفاده کرده است، آن قدر که آن قوم گمراه اظهار خستگى از سخنان و ارشادهایش کردند.
این واقعیت، از سایر آیاتى که در قرآن درباره نوح آمده نیز، به خوبى روشن مى شود، در سوره «نوح» آیات 5 تا 9 به طور مبسوط این معنى را بیان کرده است، مى فرماید: قالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمی لَیْلاً وَ نَهاراً * فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعائی إِلاّ فِراراً * وَ إِنِّی کُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فی آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْباراً * ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهاراً * ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً:
«پروردگارا! من قوم خود را شب و روز به سوى تو خواندم * ولى این دعوت من، چیزى جز فرار بر آنها نیفزود!، و من هر زمان آنها را دعوت کردم، تا تو آنان را بیامرزى، انگشتان خویش را در گوش ها قرار دادند، و لباس ها را بر خود پیچیدند، و در مخالفت اصرار ورزیدند و استکبار و خود سرى نشان دادند * من باز دست از دعوت آنها بر نداشتم * آشکارا و سپس پنهانى آنان را به سوى تو دعوت کردم، و پى در پى اصرار ورزیدم، ولى آنها به هیچ وجه به سخنان من گوش فرا ندادند»!
در آیه مورد بحث، جمله «جادَلْتَنا» آمده است، که از ماده «مجادله» گرفته شده، و آن در اصل از «جدل» به معنى تابیدن و پیچیدن شدید طناب است، و به همین دلیل به باز شکارى «اجدل» گفته مى شود; چرا که از همه پرندگان پرخاشگرتر و پیچنده تر است، سپس در مورد پیچانیدن طرف، در بحث و گفتگو به کار رفته است.
با این که «جدال»، «مراء» و «حِجاج» (بر وزن لجاج) در معنى، شبیه یکدیگرند، ولى به طورى که بعضى از محققین گفته اند، در «مراء» یک نوع مذمت و نکوهش افتاده است; زیرا در مواردى به کار مى رود که، انسان روى یک مسأله باطل پافشارى و استدلال مى کند، ولى در معنى جدال و مجادله این مفهوم الزاماً وجود ندارد، اما تفاوت «جدال» و «حِجاج» در این است که، «جدال» براى باز گرداندن طرف از عقیده خود به کار مى رود، اما «حِجاج» براى دعوت او به
یک عقیده و استدلال بر آن.
* * *
«نوح» در برابر این بى اعتنائى، لجاجت و خیره سرى، با جمله کوتاهى چنین پاسخ گفت: «تنها اگر خدا اراده کند، به این تهدیدها و وعده هاى عذاب تحقق مى بخشد» (قالَ إِنَّما یَأْتیکُمْ بِهِ اللّهُ إِنْ شاءَ).
اما، این از دست من خارج است و در اختیار من نیست، من فرستاده اویم، و سر بر فرمانش دارم، بنابراین مجازات و عذاب را از من مخواهید.
اما بدانید هنگامى که فرمان عذاب فرا رسد «شما نمى توانید از چنگال قدرت او بگریزید، و به مأمن و پناهگاهى فرار کنید»! (وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزینَ).
«معجز» از ماده «اعجاز» به معنى ناتوان ساختن دیگرى است، این کلمه گاهى در مواردى به کار مى رود که انسان مانع کار دیگرى شود، جلو او را بگیرد و او را به عجز در آورد.
و گاهى در موردى که از چنگال کسى فرار کند و از دسترس وى بیرون رود و او را ناتوان سازد.
و گاهى به این صورت که با پیش دستى کردن، طرف را به زانو در آورد و یا خود را در مصونیت قرار دهد.
تمام اینها، چهره هاى مختلفى از معنى «اعجاز» و ناتوان ساختن طرف است، و در آیه فوق، همه این معانى محتمل است; چرا که هیچ گونه منافاتى میان آنها نیست، یعنى شما به هیچ صورت نمى توانید از عذاب او در امان بمانید.
* * *
سپس، اضافه مى کند: «اگر خداوند به خاطر گناهان و آلودگى هاى جسمى و فکرى تان بخواهد شما را گمراه سازد، هرگز نصیحت من براى شما سودى نخواهد بخشید، هر چند بخواهم شما را نصیحت کنم» (وَ لایَنْفَعُکُمْ نُصْحی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَکُمْ إِنْ کانَ اللّهُ یُریدُ أَنْیُغْوِیَکُمْ).
چرا که «او پروردگار شما است و به سوى او باز مى گردید» و تمام هستى شما در قبضه قدرت او است (هُوَ رَبُّکُمْ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ).
سؤال:
با مطالعه این آیه، فوراً این سؤال به نظر مى رسد ـ و بسیارى از مفسران هم به آن اشاره کرده اند ـ: مگر ممکن است خداوند اراده گمراه ساختن کسى را بکند؟
آیا این دلیل بر جبر نخواهد بود؟
و آیا با قبول اصل آزادى اراده و اختیار چنین چیزى قابل قبول است؟
پاسخ:
همان گونه که، از لابلاى بحث هاى فوق روشن شد ـ و بارها هم به آن اشاره کرده ایم ـ گاهى یک سلسله اعمال از انسان سر مى زند، که نتیجه آن گمراهى، انحراف همیشگى، و عدم بازگشت به سوى حق است! لجاجت مستمر و اصرار بر گناهان، و دشمنى مداوم با حق طلبان و رهبران راستین، آن چنان پرده ضخیمى بر فکر انسان مى افکند، که توانائى دید کمترین شعاع آفتاب حق و حقیقت را پیدا نمى کند!.
و چون این حالت، از آثار اعمالى است که خود انسان انجام داده، به هیچ وجه دلیل بر جبر نمى شود، بلکه عین اختیار است، آنچه به خدا مربوط است این است که، در چنان اعمالى، چنین اثرى قرار داده است.
در قرآن مجید آیات متعددى به این واقعیت اشاره مى کند، که ما در ذیل آیه 7 سوره «بقره» و... به آن اشاره کرده ایم.
* * *
در آخرین آیه مورد بحث، سخنى به عنوان یک جمله معترضه براى تأکید بحث هائى که در داستان نوح در آیات گذشته و آینده عنوان شده است، مى گوید: «دشمنان مى گویند: این مطلب را او (محمّد(صلى الله علیه وآله)) از پیش خود ساخته و به خدا نسبت داده است» (أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ).
در پاسخ آنها بگو: «اگر من اینها را از پیش خود ساخته ام و به دروغ به خدا نسبت داده ام گناهش بر عهده من است» (قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَعَلَیَّ إِجْرامی).
«ولى من از گناهان شما بیزارم» (وَ أَنَا بَریءٌ مِمّا تُجْرِمُونَ).
* * *
نکته ها:
1 ـ «إِجْرام» از ماده «جَرْم» (بر وزن جهل) همان گونه که سابقاً هم اشاره کرده ایم، به معنى چیدن میوه نارس و سپس هر کار ناخوش آیندى گفته شده است، و همچنین به وادار کردن کسى به گناه نیز اطلاق مى شود، و از آنجا که انسان در ذات و فطرت خود، پیوندى با معنویت و پاکى دارد، انجام گناهان او را از این پیوند الهى جدا مى سازد.
2 ـ بعضى احتمال داده اند: آیه اخیر درباره پیامبر اسلام نیست، بلکه مربوط به خود «نوح» است; چرا که این آیات همه مربوط به او بوده و آیات آینده نیز از او سخن مى گوید، بنابراین مناسبتر این است که، این آیه هم، مربوط به نوح باشد، و جمله معترضه خلاف ظاهر است.
ولى، با توجه به این که:
اولاً، شبیه این تعبیر تقریباً با همین عبارت در سوره «احقاف» آیه 8 در مورد پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) آمده.
ثانیاً، آنچه درباره نوح(علیه السلام)در این آیات آمده است، همه به صورت صیغه غایب است، در حالى که آیه مورد بحث به صورت مخاطب مى باشد (و مسأله «التفات» یعنى انتقال از غیبت به خطاب نیز بر خلاف ظاهر مى باشد) و اگر بخواهیم آیه را درباره «نوح» بدانیم، جمله «یَقُولُون» که به صورت فعل مضارع است، و همچنین «قُل» که به صورت فعل امر است، همه احتیاج به تقدیر دارد.
ثالثاً، در حدیثى که از امام باقر(علیه السلام)و امام صادق(علیه السلام)در تفسیر «برهان» ذیل همین آیه نقل شده، آمده است آیه فوق در برابر کفار «مکّه» نازل گردیده.(1)
از مجموع این دلائل، چنین به نظر مى رسد، آیه مربوط به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)و تهمت هاى نارواى کفار و پاسخ پیامبر (صلى الله علیه وآله) به آنهاست.
ذکر این نکته نیز لازم است که، معنى «جمله معترضه» این نیست که سخنى بى ارتباط با اصل گفتار ذکر شود، بلکه جمله هاى معترضه غالباً محتوى مطالبى است که مفاد کلام را تأکید و تأئید مى کند، و از آنجا که، پیوند سخن را موقتاً قطع مى کند، مخاطب را از یکنواختى رهائى مى بخشد، و لطافت و روح و تازگى به گفتار مى دهد، و مطمئناً جمله معترضه هیچ گاه نمى تواند به تمام معنى بیگانه از سخن باشد، و الاّ بر خلاف اصول فصاحت و بلاغت است، در حالى که همیشه در کلمات فصیح و بلیغ جمله هاى معترضه دیده مى شود.
3 ـ به هنگام مطالعه آیه اخیر، ممکن است این ایراد به نظر برسد، این چگونه منطقى است که پیامبر یا نوح در مقابل کفار بگویند: اگر این سخن افتراء است گناهش به گردن ما، آیا قبول مسئولیت گناه «افتراء» سبب مى شود که سخن آنها حق و مطابق واقع باشد؟ و مردم موظف باشند اطاعت و پیروى کنند؟!
ولى، با دقت در آیات گذشته به پاسخ این ایراد پى مى بریم: آنها در حقیقت مى خواستند بگویند: با این سخنان ما که مشتمل بر انواع استدلال هاى عقلى است، به فرض محال، که از طرف خدا هم نباشیم، گناهش به گردن ما است، ولى استدلالات عقلى در جاى خودش ثابت است، و شما با مخالفت آن همواره در گناه خواهید بود، گناهى مستمر و پایدار. (توجه داشته باشید «تُجْرِمُون» صیغه مضارع است که معمولاً دلالت بر استمرار مى کند).
* * *
1 ـ تفسیر «برهان»، جلد 3، صفحه 215، ذیل آیه مورد بحث (چاپ بعثت) ـ «بحار الانوار»، جلد 11، صفحه 301 ـ تفسیر «المیزان»، جلد 10، صفحه 220 (جامعه مدرسین).
أُوصِیکُمْ، عِبَادَ اللهِ، بِتَقْوَى اللهِ الَّتی هِیَ الزَّادُ وَبِهَا الْمَعَاذُ : زَادٌ مُبْلِغٌ، وَمَعَاذٌ مُنْجِحٌ. دَعَا إلَیْهَا أَسْمَعُ دَاع، وَوَعَاهَا خَیْرُ وَاع. فَأَسْمَعَ دَاعِیهَا، وَفَازَ وَاعِیَها.
عِبَادَ اللهِ، إنَّ تَقْوَى اللهِ حَمَتْ أَوْلِیَاءَ اللهِ مَحَارِمَهُ، وَأَلْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخَافَتَهُ، حَتَّى أَسْهَرَتْ لَیَالیَهُمْ، وَأَظْمَأَتْ هَوَاجِرَهُمْ، فَأَخَذُوا الرَّاحَةَ بِالنَّصَبِ، والرِّیَّ بِالظَّمَاءِ; وَاسْتَقْرَبُوا الاَْجَلَ فَبَادَرُوا الْعَمَلَ، وَکَذَّبُوا الاَْمَلَ فَلاَحَظُوا الاَْجَلَ.
اى بندگان خدا ! شما را به تقوا سفارش مى کنم، که هم زاد و توشه (سفر آخرت) است و هم پناهگاه (در برابر عذاب الهى)، زاد و توشه اى که انسان را به مقصد مى رساند، و پناهگاهى که او را (از خطرات) رهايى مى بخشد.
دعوت کننده اى که سخنانش از همه مؤثرتر است به سوى آن دعوت کرده (خداوند و پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) و همه انبيا و اوليا) و بهترين حافظ (همه عالمان دينى و پرهيزگاران)، آن را نگهدارى و پاسدارى نموده است، اين دعوت کننده به تقوا، دعوت خويش را به گوش همگان رسانيده، و پاسدار آن، در کار خود پيروز بوده است.
اى بندگان خدا ! (بدانيد) تقواى الهى دوستان خدا را از ارتکاب گناهان باز داشته، و قلوبشان را قرين خوف و خشيّت ساخته، تا آن جا که شبهايشان را بيدار، و روزهايشان را گرم و سوزان کرده است، آنها (شب زنده دارند و روزه دار)، مشقت را به جاى استراحت و تشنگى را به جاى سيرابى پذيرفته اند، سرآمد زندگى را نزديک مى دانند، از اين رو در انجام اعمال نيک شتاب دارند و آرزوهاى دور و دراز را دروغ مى شمرند، از اين رو همواره پايان زندگى و مرگ را در نظر دارند.
برترین فضیلت انسان
امام (علیه السلام) بعد از مقدمه متین و محکم و حساب شده اى که در بخش اوّل این خطبه بیان فرمود در این بخش به سراغ مهمترین فضیلت انسان ها مى رود که همان تقوا است. نخست به آثار اخروى آن اشاره کرده مى فرماید : «اى بندگان خدا ! شما را به تقوا سفارش مى کنم که زاد و توشه (سفر آخرت) است و هم پناهگاه (در برابر عذاب الهى)، زاد و توشه اى که انسان را به مقصد مى رساند، و پناهگاهى که او را (از خطرات) رهایى مى بخشد» (أُوصِیکُمْ، عِبَادَ اللهِ، بِتَقْوَى اللهِ الَّتی هِیَ الزَّادُ وَبِهَا الْمَعَاذُ : زَادٌ مُبْلِغٌ، وَمَعَادٌ مُنْجِحٌ).
بدیهى است انسان در سفرهاى طولانى و پر خوف و خطر نیاز به دو چیز دارد : زاد و توشه کافى و منزلگاه هایى که او را از خطرات حفظ کند.
همان گونه که قرآن مجید مى فرماید : « (وَتَزَوّدوُا فَإنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوى); زاد و توشه برگیرید و بهترین زاد و توشه، تقواست»(1) و در داستان یوسف (علیه السلام)هنگامى که بر لب پرتگاه گناه قرار گرفت، از نیروى تقوا براى نجات خود، استفاده کرد، قرآن مى گوید : « (قَالَ مَعَاذَ اللهِ); گفت به خدا پناه مى برم»(2)و راستى تقوا پناهگاهى است، مطمئن و محکم، در برابر سیل خروشان هواىنفس و وسوسه هاى شیاطین و پناهگاهى است براى نجات از آتش دوزخ در قیامت و بهترین زاد و توشه ها براى این سفر پرخوف و خطر است.
سپس براى بیان اهمیّت تقوا مى افزاید : «دعوت کننده اى که سخنانش از همه نافذتر است به سوى آن دعوت کرده (اشاره به خداوند یا پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله)یا همه انبیا و اولیا است) و بهترین نگهدارنده، آن را نگهدارى و پاسدارى نموده است (اشاره به همه پرهیزکاران و پیروان مکتب انبیاست) آرى دعوت کننده به سوى تقوا، دعوت خودرا به گوش همگان رسانید و پاسدار آن در کار خود پیروز شد» (دَعَا إلَیْهَا أَسْمَعُ دَاع، وَوَعَاهَا خَیْرُ وَاع. فَأَسْمَعَ دَاعِیهَا، وَفَازَ وَاعِیَها).
در جمله هاى بالا خواندیم که دعوت کننده به تقوا بهترین دعوت کنندگان بود همان طور که پاسدار تقوا بهترین پاسدار است.
بعضى گفته اند :منظور از دعوت کننده به تقوا ذات پاک خداوند یاشخص پیغمبر اسلام (صلى الله علیه وآله) بود که از سوى خدا سخن مى گفت و منظور از پاسدار تقوا على (علیه السلام) است ولى بعید نیست که هر دو، مفهوم عامى داشته باشد که همه دعوت کنندگان راستین و بزرگ به تقوا و پاسداران آنرا شامل شود هر چند سرچشمه اصلى، ذات پاک خدا و پیامبر او و امام المتقّین على ابن ابى طالب (علیه السلام)است.
سپس امام (علیه السلام) به آثار بسیار پرارزش تقوا در بندگان خاص خدا پرداخته چنین مى فرماید : «اى بندگان خدا ! تقواى الهى دوستان خدا را از ارتکاب گناهان باز داشته و قلبهایشان را قرین خوف و خشیّت ساخته، تا آن جا که شبهایشان را بیدار و روزهایشان را گرم و سوزان کرده است» (عِبَادَ اللهِ، إنَّ تَقْوَى اللهِ حَمَتْ(3) أَوْلِیَاءَ اللهِ مَحَارِمَهُ، وَأَلْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخَافَتَهُ، حَتَّى أَسْهَرَتْ لَیَالیَهُمْ، وَأَظْمَأَتْ هَوَاجِرَهُمْ(4) ).
بدیهى است دو تعبیر بالا که درباره روز و شب شده، دو تعبیر کنایى لطیف است و منظور شب زنده دارانى است که در دل شب به پا مى خیزند و خواب را از خود دریغ داشته به راز و نیاز با پروردگار مى پردازند و روزها را روزه مى گیرند و به یاد خدا هستند.
این تعبیر، نشان مى دهد که تقواى الهى سرچشمه حرکت به سوى تمام خوبیها و نیکیهاست چرا که وقتى انسان در درون خود احساس مسئولیت کند حرکت او به سوى اطاعت اوامر الهى و ترک معاصى آغاز مى شود، و شب زنده داریها و روزه گرفتنها بخشى از آثار این خدا ترسى باطنى است که نامش تقوا است.
و در ادامه سخن مى افزاید : «آنها (در طریق عبودیّت پروردگار) مشقت را به جاى راحتى و تشنگى را به جاى سیرابى پذیرفته اند، سرآمد زندگى را نزدیک مى دانند به همین دلیل در انجام اعمال نیک شتاب دارند، و آرزوهاى دور و دراز را دروغ مى شمرند، از این رو همواره پایان زندگى و مرگ را در نظر دارند» (فَأَخَذُوا الرَّاحَةَ بِالنَّصَبِ(5)، والرِّیَّ(6) بِالظَّمَاءِ; وَاسْتَقْرَبُوا الاَْجَلَ فَبَادَرُوا الْعَمَلَ، وَکَذَّبُوا الاَْمَلَ فَلاَحَظُوا الاَْجَلَ).
آرى در آن هنگام که راحت طلبان خوش گذران، آلوده انواع گناهانند آنها براى نجات از گناه و انجام مسئولیتها از آسایش چشم مى پوشند، آنها همچون فریفتگان دنیا نیستند که در دام آرزوهاى دور و دراز گرفتار شوند و گذشتن ساعات و روزها و پایان عمر را به فراموشى بسپارند.
جمله هاى «فَبَادَرُوا» و «فَلاَحَظُوا» در واقع نتیجه و معلول جمله هاى «وَاسْتَقْرَبُوا» وَ «کَذَّبُوا» مى باشد یعنى آن کسى که سرآمد عمر را نزدیک مى بیند، به عمل مى پردازد و آن کسى که آرزوها را تکذیب مى کند به یاد مرگ است، البتّه تحمل ناراحتیهاى این جهان سبب آرامش و آسایش جاودان آنها مى شود آن گونه که امام (علیه السلام) در جاى دیگر مى فرماید : «صَبَرُوا أَیَّاماً قَصِیرَةً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِیلَةً; آنها (پرهیزگاران) ایّام کوتاهى را شکیبایى کردند و این کار راحتى طولانى براى آنها فراهم ساخت»(7).
* * *
1. بقره، آيه 197. 2. يوسف، آيه 23. 3. «حمت» از مادّه «حمايت» به معنى بازداشتن و جلوگيرى کردن است لذا به کسانى که از دشمنان و مخالفان کسى جلوگيرى مى کنند حامى گفته مى شود. 4. «هواجر» جمع «هاجرة» به معنى وسط روز در هواى گرم و داغ است. 5. «نصب» به معنى رنج و تعب است. 6. «الرىّ» به معناى سيراب شدن آمده است. 7. خطبه، 193 (همّام).














