- تـازه هـا
- آموزش قرآن
- پربازدید
با تقوا به حاجات خود برسید ، حجت الاسلام فاطمی نیا
شناخت شخصیت انسان،جلسه یازدهم،آیت الله العظمی
انواع حجاب های وجودی انسان،مرحوم آیت الله شجاعی
صحیفۀ سجادیه مکتب حرکت فکری
فتوحات اسلامی که در زمان خلفاء، نیروی عظیمی در زمینۀ
ستایشِ خالقِ آسمان ها و زمین
شرح آیات 1 و 2 سوره مبارکه انعام
1- بِسْمِ اللَّهِ
آمار بازدید
احسن الحدیث
روح، امر خدا نیست، بلکه به امر خداست و امر خدا را اجرا میکند، چنانکه آسمانها و زمین نیز این چنین هستند و همه به کلمه «کن» به وجود آمدهاند و دارای مراحل و زمان و تغییرات گوناگون میباشند.به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، حجتالاسلام والمسلمین سیدابوالفتح دعوتی، محقق و پژوهشگر قرآنی، مطلبی تحت عنوان «خلق و امر در کلام وحی» نگاشته و در اختیار ایکنا قرار داده است که در ادامه این مطلب را میخوانید.
آنگاه قرآن کریم بیان میدارد که مسیر حرکت این جهان و مسیر حرکت تکتک موجودات این جهان نیز از جانب خدای تعالی میباشد و همه موجودات فرمانبر خداوند هستند و به امر و فرمان خدا و بر طبق خواست و تدبیر او ادامه مسیر میدهند.
خداوند آن کسی است که آفرید و سپس هدایت کرد؛ «أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى» (آیه ۵۰ سوره مبارکه طه)، آن که اندازهگیری کرد و به راه انداخت و برنامه داد و هدایت کرد؛ «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى» (آیه ۳ سوره مبارکه اعلی)، در مورد آسمان و زمین میگوید؛ «ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ» (آیه ۱۱ سوره مبارکه فصلت)، آنگاه خداوند به خلق آسمان و آن سحابی پرداخت که دود و دخان بود؛ «فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا»، سپس خداوند آن دخان را مقدر فرمود که هفت طبقه آسمان دارد و در هر آسمان از آن هفت آسمان امورات آن را به ایشان وحی کرد و دستور داد و برنامه داد.
یعنی خداوند مسیر هر یک از آسمانها که باید تبدیل به خورشیدها بشوند و در حاشیه آن خورشیدها و ستارگان، سیاراتی به وجود بیایند و در آن سیارات خاک، سنگ، کوه، هوا، آب و دیگر شرایط فراهم بشود و در آنها بر اساس تقدیر خداوند حیات پدید بیاید و آن موجودات سالها و قرون زندگی کنند و آنگاه بمیرند و ارواح آنها به جانب خدا بازگردد و چه و چه، تا اینکه قیامت این آسمانها بر پا بشود و تا اینکه این موجودات وارد زندگانی ابدی و حیات جاوید بشوند، اینها همه برنامههایی است که برای تکتک موجودات در آسمان و زمین مقرر شده و به آنها وحی شده است.
لاجرم هم پیکره این ماشین عظیم صنع خدای حکیم است و هم آینده و مسیر آنها تا پایان خلقت، و این است که میفرماید: خداوند خلق کرد و هدایت فرمود و خلق کرد و مسیری را قرار داد و آسمانهای هفتگانه را از آن دخان پدید آورد و امورات هر یک از آسمانها را به آنها الهام کرد و در فطرت آنان قرار داد و در واقع خداوند موجودات را سرگردان و بیبرنامه رها نکرد، هم خلق از آن اوست و هم امر، دستور، مسیر و شریعت کائنات به دست او و از اوست؛ «أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ» (آیه ۵۴ سوره مبارکه اعراف)، آگاه باش که خلق این جهان و خلق مخلوقات و هم امر، دستور، فرمان، راه و مسیر موجودات برای اوست.
موارد استعمال امر در قرآن
در قرآن کریم کلمه امر در موارد گوناگون و متفاوتی به کار گرفته شده است که در همه آن موارد یک معنا که همان هدایت و متابعت از مسیر رشد و تکامل موجودات است، در نظر گرفته شده است؛ اِذا جاءَ اَمرُ نا وَ فارَالتنّورُ فَاسلُک فیها؛ هنگامی که فرمان، فرا رسید و تنور فوران کرد، حیوانات را وارد کشتی کن که خطاب به حضرت نوح است و در اینجا امر الهی همان مسیر پایانی قوم نوح است و آن طوفان مصداق امر پروردگار بوده که در مسیر و در راه بشریت قرار داشته و مرحلهای از مراحل اصلاح نژاد بشر و تصفیه کدورتها از جامعه بشری است.
در اینجا مصداق امر پروردگار، همان طوفان قوم نوح است، خداوند به آن گفته است بشو و آن هم شده است، به مانند همه حوادث جهان که مصادیق اوامر پرودگار میباشند.
خداوند در سوره قدر میفرماید: «تَنزّل المَلئکةُ وَ الرّوحُ فیها بِاذنِ ربِهِم مِن کُلِ امرٍ؛ فرشتگان و روح نازل میشوند، با اذن و اجازه پروردگار در هر مسئلهای، مانند عمر مردم، ارزاق بندگان و دیگر حوادث و رویدادهای زمین و دیگر موجودات و مخلوقات و امر در اینجا به معنی امورات است».
چنانکه در ملاقات ملائکه با حضرت ابراهیم(ع) آنان هلاکت قوم لوط و نزول بلا بر آنان و نجات لوط را مقدر کردند و اینها امر و فرمان پروردگار بود؛ «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي؛ تورا میپرسند از روح، بگو روح از امر پروردگار است» (آیه ۸۵ سوره مبارکه اسراء).
برخی از مفسرین مطرح کردهاند که روح و فرشتگان از عالم امر هستند و دیگر موجودات مادی از عالم خلقاند و استدلال کردهاند به این آیه قرآن که میفرماید: بگو روح از امر پروردگار است، یعنی روح از عالم امر است در برابر عالم خلق که البته کلمه عالم در این آیه نیست و آن از خارج آمده است.
در اینجا به اختصار میتوان گفت که روح به امر خداوند است، چنانکه خلقت همه دیگر مخلوقات نیز به امر خدا است و اینها به فرمان الهی خلق شدهاند، حال آنکه امر خدا نیستند و امر خدا به همه موجودات تعلق میگیرد.
خداوند هر چیزی را بخواهد بیافریند چه روح باشد، چه آسمان و چه زمین به آن میگوید باش و آن هم میشود، و آنطور که امر خدا روح و ملائکه را ایجاد میکند، آسمان و زمین را نیز ایجاد کرده است، البته هر کدام با مقدمات و مقررات خودشان، امر خدا زمان ندارد، چراکه از اراده خداوند است، اما مخلوقات خدا دارای زمان میباشند و حالات گوناگون به خود میگیرند، البته یک گروهی دیده میشوند و یک طایفهای دیده نمیشوند، آنها هم در آخرت دیده میشوند و ظاهر میشوند.
«يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ؛ روزی که میبینند ملائکه را» (آیه ۲۲ سوره مبارکه فرقان)، آنطور که یک درخت مراحل گوناگون طی میکند و یک بوته کوچک با یک درخت کهنسال فرق دارد و هر بوتهای مراحلی را طی میکند تا به تکامل برسد و از بین برود، روح هم همینطور است، روح کودکی که هیچ چیز نمیداند با روح مرد کهنسالی که عمری را گذرانده است خیلی فرق میکند، جوانی که تجربهای ندارد با مردی که مطالبی را آموخته تفاوت دارد.
همچنین انسانی که عبادت خدا میکند و شایسته رحمت الهی و درجات عالیه میشود، فرق میکند با انسانی که عبادت شیطان کرده و سزاوار لعن و نفرین شده است و روح این دو در آغاز یک حالت داشته و بعدها حالت دیگر یافته است و این دلیل به حرکت و تغییر و تحول در روح است و سرانجام بعد از انتقال روح به جهان برزخ، در نهایت و در آستانه قیامت، ارواح نیز سالمند میشوند و میمیرند و زائل میگردند، دوباره زنده میشوند و روانه صحرای قیامت و حضور در بدن میشوند و این حالات مختلف دلالت بر پیدایش حالات تدریجی در خلقت روح دارد و در این جهت بین روح و بدن فرقی نیست و حالات گوناگون در هر دو وجود دارد.
خلاصه آنکه «روح» امر خدا نیست بلکه به امر خداست و امر خدا را اجرا میکند، چنانکه آسمانها و زمین نیز این چنین هستند و همه به کلمه «کن» به وجود آمدهاند و دارای مراحل و زمان و تغییرات گوناگون میباشند.
قرآن کریم درمورد ملائکه کلمه خلق را اطلاق فرموده است، چنانکه میفرماید: «جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ؛ خداوند ملائکه را رسولان خودش قرار داد دارای نیروها و بالها دو تا و سه تا و چهار تا و میافزاید در خلق آنچه را بخواهد» (آیه ۱ سوره مبارکه فاطر)، یعنی خلقت ملائکه قابل تغییراست و کم و زیاد میشود، دارای عروج و نزول هستند و قعود و قیام دارند، البته به حسب خودشان و در مراحلی دیده میشوند.
هر کدام خصوصیت متفاوتی دارند و در قیامت ملائکه قیام میکنند که قیامت بر پا میشود و به تدریج در آنجا تغییراتی حاصل میشود که قیامت بر پا میشود. نتیجه آنکه فرشتگان نیز دارای خلقت و ترکیباتی میباشند و به امر خدا عمل میکنند، ولیکن امر خدا نیستند. این است آنچه که از ظاهر قرآن میتوان فهمید.
سید ابوالفتح دعوتی
عباس سلیمی، قاری و پیشکسوت قرآنی به وصفالحال برخی استفادههای ابزاری از قرآن پرداخت. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، عباس سلیمی، قاری و پیشکسوت قرآنی کشورمان، اخیرا و پس از مدتی دوری از رسانه تصویری در کسوت اجرا در شبکه قرآن و معارف سیما حضور پیدا کرده و مجری برنامه زنده «گلستان» است، برنامهای که شبهای یکشنبه هر هفته از ساعت ۲۱ و به مدت حدود یک ساعت تقدیم علاقهمندان میشود.
بنابر این گزارش، قرآن و قرآنخوانی و پرداختن به حفظ و قرائت قرآن در کشور به ویژه در سالهای بعد از انقلاب اسلامی دو چندان و بلکه چند برابر شده است، اما این در حالی است که با پیشرفتهای به وجود آمده اما قرآن به صورت عملی در زندگی مردم جای خود را باز نکرده و هماکنون نیز برخیها با شنیدن صدای قرآن اولین چیزی که به ذهنشان میرسد، این است که حتما باید کسی از دنیا رفته باشد.
این برخوردهای ناصواب با قرآن را باید به استفادههای ابزاری از آن اضافه کنیم، متأسفانه عدهای امروز هدف اصلی نزول قرآن را گُم کردهاند و قرآن را نه برای هدایت و هدایتگری، بلکه برای استفادههای تبلیغاتی و ... حفظ یا قرائت میکنند، عباس سلیمی، قاری و پیشکسوت قرآنی در برنامه قبل گلستان این مسائل به وجود آمده را در قالب جملاتی زیبا بیان کردند که در ادامه فیلم آن را مشاهده میکنید.
دریافت
مدیر مدارس شبانهروزی تخصصی حفظ قرآن مؤسسه بیتالاحزان حضرت زهرا(س) با اشاره به راهاندازی حوزه علمیه قرآنمحور ذیل این مؤسسه به تشریح نحوه فعالیت این حوزهها جهت تربیت حافظان كل قرآن كریم پرداخت. حجتالاسلام علی اكبر شاهسونی، مدیر مدارس شبانهروزی تخصصی حفظ قرآن مؤسسه بیتالاحزان حضرت زهرا(س) در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایكنا) از فارس، گفت: یكی از فعالیتهای ویژه و منحصر به فرد این مؤسسه راهاندازی حوزه علمیه قرآنمحور بود، این حوزه علمیه با همكاری حوزه علمیه استهبان در سال جاری در روستای قرآنآباد ایران راهاندازی شد.
وی با بیان اینكه طلاب این حوزه علمیه از افراد موفق طرح ملی رحله بودند كه در تابستان سال جاری در این طرح مشاركت كردند، افزود: كسانی كه استعداد حفظ كل قرآن را داشتند در طرح ملی رحله شناسایی شدند و توسط مدیران اجرایی این طرح به سمت مشاركت در حوزههای علمیه قرآنمحور سوق داده شدند.
ورود ۲۰ نفر به حوزه علمیه قرآنمحور قرآنآباد ایران
شاهسونی ادامه داد: در ابتدای امر ۵۰ نفر در آزمون ورودی این حوزه علمیه شركت كردند كه بعد از انجام آزمون و مصاحبههای تخصصی در نهایت ۲۰ نفر انتخاب شدند و هماكنون این حوزه علمیه با حضور ۲۰ طلبه مشغول به فعالیت است.
مدیر حوزه علمیه قرآنمحور قرآنآباد ایران با بیان اینكه این طرح برای آن است كه حفظ قرآن كریم بهصورت رسمی و اصولی وارد حوزههای علمیه شود، گفت: هدف ما تنها راهاندازی یك حوزه علمیه قرآن محور در استهبان نیست بلكه ما تلاش میكنیم تا این حوزههای علمیه را در سراسر كشور گسترش دهیم.
وی گفت: ما نهایت تلاش خود را میكنیم تا طرح حوزه علمیه قرآنمحور را به عنوان یك طرح موفق به شورای عالی حوزههای علمیه معرفی كنیم تا كم كم شاهد گسترش این نوع حوزهها در سراسر كشور باشیم و روحانیانی در آینده در حوزههای علمیه تربیت شوند كه حافظ كل قرآن كریم باشند.
طلاب این حوزهها باید با یك زبان خارجی آشنا شوند
شاهسونی، یكی از موارد لازم در این طرح را آشنایی طلاب با یكی از زبانهای خارجه دانست و گفت: هدف ما تبلیغ صحیح دین مبین اسلام توسط مبلغان دینی حافظ كل قرآن كریم در نقاط مختلف دنیاست.
مدیر مدارس شبانهروزی تخصصی حفظ قرآن مؤسسه بیتالاحزان حضرت زهرا(س) در ادامه به تشریح نوع فعالیت این حوزه علمیه پرداخت و گفت: در این طرح طلاب در سال اول دروس متدول حوزه علمیه را خوانده و در كنار آن روزی نیم صفحه قرآن مجید را حفظ میكنند كه تا پایان سال تحصیلی موفق به حفظ ۵ جزء قرآن خواهند شد.
وی اضافه كرد: این طلاب در تابستان نیز ۵ جزء دیگر قرآن را حفظ میكنند و در سال دوم ۱۵ جزء دیگر قرآن را حفظ خواهند كرد و ۵ جزء باقیمانده را در تابستان سال آینده آن حفظ میكنند البته در سال دوم از میان دروس متداول حوزه فقط درس تجزیه و تركیب قرآنی تدریس میشود و درس خاصی دیگری برای طلاب نیست تا بیشتر به حفظ و تفسیر و تجزیه و تركیب قرآن بپردازند.
شاهسونی اظهار كرد: از خصوصیات این حوزه آن است كه طلاب در كنار دروس صرف و نحو دائماً از آیات و افعال قرآنی استفاده میكنند و به صورت عملی بر روی آنها كار میشود و بیشتر به صرف و نحو قرآنی آشنا میشوند.
اعطای مدرك كارشناسی با طلاب حافظ كل قرآن
مدیر مدارس شبانهروزی تخصصی حفظ قرآن مؤسسه بیتالاحزان حضرت زهرا(س) از دیگر مزایای این طرح را اعطای مجوز كارشناسی به حافظان كل قرآن دانست و گفت: طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی به كسانی كه حافظ كل قرآن باشند، مدرك كارشناسی اعطا میشود لذا طلابی كه در این طرح شركت میكنند به وسیله آشنایی با ادبیات عرب و همچنین حفظ كل قران كریم میتوانند در طی ۲ یا سه سال علاوه بر تحصیل علوم حوزوی، مدرك كارشناسی نیز اخذ كنند.
وی با بیان اینكه ما بنا داریم تا از امسال تفسیر قرآن را بهصورت تخصصی در این حوزه علمیه تدریس كنیم، گفت: البته در حین حفظ قرآن به قرآنآموزان تفسیر عمومی آموزش داده میشود اما در حوزه علمیه تفسیر قرآن به صورت تخصصی است ضمن اینكه در كنار اینها آشنایی با سیره اهل بیت(ع) و احادیث ائمه معصومین(ع) نیز برای طلاب در نظر گرفته میشود.
فعالیت ۲ حوزه علمیه قرآنمحور در فارس
شاهسونی با یادآوری اینكه هماكنون ۲ حوزه علمیه قرآنمحور ذیل مؤسسه بیتالاحزان مشغول به فعالیت هستند، گفت: یكی از این حوزهها در قرآنآباد استهبان و دیگری در شهرستان فسا مشغول به فعالیت است كه پذیرش حوزه علمیه فسا تنها برای حافظان كل قرآن كریم است.
مدیر مدارس شبانهروزی تخصصی حفظ قرآن مؤسسه بیتالاحزان حضرت زهرا(س) با بیان اینكه هماكنون حوزههای علمیه شهرستانهای دیگر نیز متقاضی راهاندازی این حوزه علمیه هستند، گفت: حوزه علمیه نیریز، شیراز و منوجان كرمان نیز متقاضی راهاندازی این حوزهها هستند و امیدواریم كه این مسئله در سال آینده محقق شود.
معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش یکی از ضرورتهایی که باید در عرصه تربیت اسلامی مورد توجه قرار گیرد را آموزش دین داری به دانشآموز در دنیای امروز خواند و بیان کرد: الگوی نظری تربیت اسلامی از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش استخراج شود. مهدی فیض، معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، در اولین روز از هفته امور تربیتی و تربیت اسلامی اظهار کرد: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیتی که در مدارس صورت میگرفت به نحوی بود که افرادی که دلسوز مسائل تربیتی بودند به صورت شخصی این مسائل را دنبال و درصدد تربیت اسلامی دانشآموزان برمیآمدند، اما با پیروزی انقلاب اسلامی این انتظار وجود داشت که تعلیم و تربیت اسلامی به صورت نظاممند در مدارس دنبال شود.
وی هدف شکلگیری امور تربیتی را ساری و جاری کردن نظاممند تعلیم و تربیت اسلامی در مدارس خواند و گفت: در ابتدای انقلاب اسلامی ایران معلمان تربیت و استخدام شده سیستم شاهنشاهی بودند و نمیتوانست از همه معلمان انتظار داشت که به صورت یک عنصر تربیتی عمل کنند، بدین ترتیب با تعریف مربی تربیتی درصدد رفع خلأ نقش تربیتی معلمان برآمدند.
فیض انتظار موجود را تبدیل شدن تمامی معلمان و کادر مدرسه به عنصر تربیتی خواند و تصریح کرد: در این مدل تربیتی نقش مربی و معاون پرورشی مدیریت تربیت در مدرسه است، چرا که نحوه مراوده دانشآموزان با معلمان متفاوت است و این صمیمت به روشهای خاصی در هر یک از دانشآموزان با معلمانشان رخ میدهد و هر یک به نحو متفاوتی میتوانند در جذب دانشآموز عمل کنند.
سلب مسئولیت معلمان از وظایف تربیتی
معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه در شرایط کنونی با ایدهآل همه گیر شدن معلمان و کادر آموزشی به عنوان یک عنصر تربیتی فاصله داریم اظهار کرد: آنچه امروز در مدارس رخ میدهد بعضا داستان سلب مسئولیت معلمان و واگذاری کل وظایف تربیتی بر عهده مربیان تربیتی است. اگر این نگاه در مدارس دنبال شود که همه مدرسه، عناصر تربیتی هستند میتوان انتظار داشت اهداف تربیتی در مدارس محقق شود.
تربیت دینی را محدود نکنیم
فیض با تأکید بر اینکه تربیت دینی به آموزش نماز، روزه و احکام محدود نمیشود تصریح کرد: در تربیت دینی باید دین به دانشآموز بیاموزد که در مواجهه با خداوند، سایر افراد جامعه، محیط زیست، دنیای سیاست و ... چگونه رفتار کند. تربیت دینی باید جامع و فراگیر باشد و برای تمام نقشهای دانشآموزان آموزشهایی را به دنبال داشته باشد. لازمه این امر آن است که خود مربی و معلم نیز در جریان تربیت دینی رشد و نمو یافته و متخلق و مؤدب به اخلاق اسلامی باشند.
معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: در تمامی محورها و شغلها براساس الگوی شایستگی بین وضعیت مطلوب و موجود فاصله وجود دارد. این مهم در امور تربیتی نیز هویدا است اما باید درصدد رفع آن برآمد. در این راستا وزارت آموزش و پرورش نیز درصدد آن است تا مدلهای مطلوب تعلیم و تربیت اسلامی را به گونهای طراحی کند که براساس آن کادر تربیتی مدرسه باز طراحی شود.
فیض در ادامه افزود: حاصل کار مطالعاتی صورت گرفته در این زمینه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است، در این سند بسیاری از مبانی نظری الگوی تربیت اسلامی استخراج شده است و مبنای آن موجود است و آنچه باید رخ دهد این است که از متن این سند و سندهای پشتیبان الگوی تربیت اسلامی نظری تولید شود، الگویی که در آن ساختار مدرسه، عناصر، امکانات، تجهیزات و معلم و .. دیده شود و مبنای عمل قرار گیرد.
وی با اشاره به اینکه سند تحول فعلی تا حدی برای طراحان فعال در ستاد آموزش و پرورش جوابگو است اما برای درون مدرسه و معلم قابل استفاده نیست گفت: آنچه باید رخ دهد تولید سندهای کاربردی با محوریت تعلیم و تربیت اسلامی از متن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است. این امر در معاونت فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش با تشکیل کارگروه تربیت در سند تحول دنبال میشود.
معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش یکی از ضرورتهایی که باید در عرصه تربیت مورد توجه قرار گیرد را آموزش دین داری به دانشآموز در دنیای امروز خواند و بیان کرد: دین داری مقوله ثابت و پایداری است و از متن آموزههای قرآن و عترت استخراج میشود و دارای عنصر متغیر نیست اما آنچه در این میان متغیر است دنیای معاصر است، بنابراین باید الگوهایی را استخراج کرد تا دینداری در دنیای معاصر را آموزش دهد. این آموزش بر مبنای زمانه حکمی اسلامی است که امام علی(ع) نیز بر آن تأکید داشتند.
وی فناوریهای نوین، تأثیر فناوریها بر فرهنگ، جهانی شدن، خاورمیانه متحد، صهیونیست، اقتصادهای نوپا و .. را از جمله مفاهیمی برشمرد که دانشآموز برای تربیت روز باید فراگیرد و گفت: فرقههای انحرافی موجود از جنس دنیای امروز است که باید در قالب دین داری روز به دانشآموز گوشزد شود تا تربیت ما با اقتضائات زمانی یکسان باشد.
الگوی تربیت انقلابی برآمده از دین است
معاون فرهنگی سابق جهاد دانشگاهی با اشاره به عنوان «امور تربیتی و میثاق با شهیدان رجایی و باهنر و حفظ محتوای انقلابی نظام جمهوری اسلامی ایران» که برای روز هشتم اسفندماه، مصادف با اولین روز از هفته امور تربیتی و تربیت اسلامی در نظر گرفته شده است گفت: الگوی تربیت انقلابی برآمده از دین است. اسلام ناب محمدی(ص) که امام خمینی(ره) بیان کردند انقلابی بودن را نیز در متن خود دارد. آنچه در آموزش و پرورش در این زمینه دنبال میشود استفاده از ظرفیت تشکلهای دانشآموزی و پیگیری مأموریتهای مختلف در راستای انقلابیگری است. وظیفه ما در این میان مهیا کردن محیط مدرسه برای فعالیت تشکلها است.
الْحَمْدُ للهِ الوَاصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَمِ وَالنِّعَمَ بِالشُّکْرِ. نَحْمَدُهُ عَلَى آلاَئِهِ، کَمَا نَحْمَدُهُ عَلَى بَلاَئِهِ. وَنَسْتَعِینُهُ عَلَى هذِهِ النُّفُوسِ الْبِطَاءِ عَمَّا أُمِرَتْ بِهِ، السِّرَاعِ إلَى مَا نُهِیَتْ عَنْهُ. وَنَسْتَغْفِرُهُ مِمَّا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ، وَأَحْصَاهُ کِتَابُهُ : عِلْمٌ غَیْرُ قَاصِر، وَکِتَابٌ غَیْرُ مُغَادِر. وَنُؤْمِنُ بِهِ إیمَانَ مَنْ عَایَنَ الْغُیُوبَ، وَوَقَفَ عَلَى الْمَوْعُودِ، إیماناً نَفَى إخْلاَصُهُ الشِّرْکَ، وَیَقِینُهُ الشَّکَّ. وَنَشْهَدُ أَنْ لاَ إلهَ إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، شَهَادَتَیْنِ تُصْعِدَانِ الْقَوْلَ، وَتَرْفَعَانِ الْعَمَلَ. لاَ یَخِفُّ مِیزَانٌ تُوضَعَانِ فِیهِ، وَلاَ یَثْقُلُ مِیزَانٌ تُرْفَعَانِ عَنْهُ.
ستايش مخصوص خداوندى است که حمد را به نعمت، ونعمت را به شکر پيوند داد، او را بر نعمتهايش ستايش مى کنيم آن گونه که بر بلاهايش، و از او در برابر اين نفوس سست و تنبل که در انجام اوامرش کندى مى کنند و در ارتکاب نواهيش سرعت دارند، يارى مى طلبيم، و از گناهانى که علم او به آنها احاطه دارد و کتاب او (نامه اعمال ما) آنها را شماره کرده، آمرزش مى طلبيم، همان علمى که در هيچ موردى قصورى ندارد و کتابى که چيزى را فروگذار نمى کند.
و به او ايمان داريم همچون کسى که اسرار نهانى را با چشم مشاهده مى کند، و در کنار آنچه وعده داده شده (از معاد و رستاخيز) ايستاده و آگاهى دارد، ايمانى که اخلاص آن شرک را نفى مى کند و يقين آن شک و ترديد را مى زدايد، و شهادت مى دهيم که معبودى جز خداوند نيست، يگانه است و همتايى ندارد و محمّد (صلّى الله عليه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست، شهادتى که سخن را بالا مى برد و عمل را به پيشگاه خدا و مرحله قبول مى رساند، شهادتى که در هر ميزانى گذاشته شود سبک نخواهد بود و از هر ميزانى برگرفته شود سنگين نمى گردد.
باورهاى پر بار !
امام (علیه السلام) در بخش اوّل این خطبه به نکات مهمى در زمینه حمد و ثناى الهى و استعانت از ذات پاک او و استغفار در برابر گناهان، اشاره مى فرماید.
نخست مى گوید : «ستایش مخصوص خداوندى است که حمد را به نعمت و نعمت را به شکر پیوند داد» (الْحَمْدُ للهِ الوَاصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَمِ وَالنِّعَمَ بِالشُّکْرِ).
قرین بودن حمد به نعمت از این جاست که حمد و سپاس او، انسان را لایق نعمت هایش مى سازد و این حمد سبب برخوردارى بندگان از نعمت او مى گردد. همچنین رابطه نعمت با شکر از این جهت است که نعمت سبب شکرگزارى است چرا که بندگان در برابر هر نعمتى موظف به شکرگزارى هستند و بر هر نعمتى، شکرى واجب است (در واقع حمد سبب تکوینى نعمت ها و نعمت ها سبب تشریعى شکرگزارى مى باشد).
گواه این معنا چیزى است که در خطبه 157 آمده مى فرماید : «الْحَمْدُ للهِ الَّذِی جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتَاحاً لِذِکْرِهِ، وَسَبَبَاً لِلْمَزِیدِ مِنْ فَضْلِهِ; ستایش مخصوص خداوندى است که حمد را کلید ذکر خود قرار داده و آن را سبب فزونى فضل و رحمتش ساخته است».
البتّه دو جمله بالا تفسیرهاى دیگرى از نظر تفاوت علت و معلول ها مى تواند داشته باشد ولى آنچه در بالا آمد از همه مناسبتر است.
در دوّمین نکته، مى فرماید : «ما او را بر نعمت هایش ستایش مى کنیم آن گونه که بر بلاهایش» (نَحْمَدُهُ عَلَى آلاَئِهِ، کَمَا نَحْمَدُهُ عَلَى بَلاَئِهِ).
اشاره به این که بلاهاى الهى هم در واقع، نوعى نعمت است همان گونه که در بحث فلسفه آفات و بلاها ضمن مباحث توحید و عدل بیان کرده ایم. گاه بلاها سبب بیدارى و بازگشت به سوى خدا و ترک معاصى است و گاه ظاهراً بلا است ولى در باطن، نعمت است و ما تشخیص نمى دهیم. گاه کفار گناهان است و گاهى سبب شناخت قدر نعمت هاست چرا که تا انسان نعمتى را از دست ندهد و به مصیبتى گرفتار نشود ارزش نعمت ها را نمى شناسد و گر نه خداوند حیکم على الاطلاق بى جهت کسى را گرفتار بلایى نمى کند پس بلاى او هم رحمت است و درد او درمان.
در سوّمین نکته، مى فرماید : «از او در برابر این نفوس سُست وتنبل که در انجام اوامرش کُندى مى کنند و در ارتکاب نواهیش سرعت دارند یارى مى طلبیم !» (وَنَسْتَعِینُهُ عَلَى هذِهِ النُّفُوسِ الْبِطَاءِ(1) عَمَّا أُمِرَتْ بِهِ، السِّرَاعِ إلَى مَا نُهِیَتْ عَنْهُ).
اشاره به این که نفوس انسانى تا به مرحله کمال نفس مطمئنه نرسد در انجام اوامر الهى سُستى مى کند و در ارتکاب گناهانى که با غرایز حیوانى سازگار است، شتاب مى گیرد و تا کمک و یارى پروردگار نباشد گذشتن از مرحله نفس امّاره و رسیدن به مرحله لوامه و عبور از آن و وصول به نفس مطمئنه کارى بس دشوار است.
در چهارمین نکته، مى فرماید : «از گناهانى که علم او به آنها احاطه دارد و کتاب او (نامه اعمال ما) آنها را شماره کرده آمرزش مى طلبیم، همان علمى که در هیچ مورد قصورى ندارد و کتابى که چیزى را فروگذار نمى کند» (وَنَسْتَغْفِرُهُ مِمَّا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ، وَأَحْصَاهُ کِتَابُهُ : عِلْمٌ غَیْرُ قَاصِر، وَکِتَابٌ غَیْرُ مُغَادِر(2) ).
اشاره به این که تا از گناه استغفار نکنیم و صفحه دل را از زنگار آن شستشو ندهیم، هرگز نمى توانیم از وسوسه هاى نفس دور بمانیم و به مقام قرب او نایل شویم و به آن مرحله از ایمان که در جمله هاى آینده مى آید، برسیم، در واقع استغفار هم تکمیلى است براى بحث گذشته و هم مقدمه اى است براى بحث آینده.
ودر پنجمین نکته، در واقع به سراغ نتیجه نهایى این بحث رفته ومى فرماید : «ما به او ایمان داریم همچون کسى که اسرار نهانى را با چشم مشاهده مى کند، و در کنار آنچه وعده داده شده (از معاد و رستاخیز) ایستاده و آگاهى دارد، ایمانى که اخلاص آن، شرک را نفى مى کند و یقین آن، شک و تردید را مى زداید» (وَنُؤْمِنُ بِهِ إیمَانَ مَنْ عَایَنَ الْغُیُوبَ، وَوَقَفَ عَلَى الْمَوْعُودِ، إیماناً نَفَى إخْلاَصُهُ الشِّرْکَ، وَیَقِینُهُ الشَّکَّ).
اشاره به این که هنگامى که حمد و ستایش الهى با شکرِ نعمت ها آمیخته شد و انسان از بوته آزمایش ها سالم به درآمد از وسوسه هاى نفس برکنار ماند، و هوس ها را تحت کنترل درآورده، و از لغزش هاى خود به طور کامل استغفار نمود، مى تواند به مرحله کمال ایمان برسد، ایمانى در سر حدّ شهود، گویى خدا را با چشم دل مى بیند و بهشت و دوزخ و پاداش هاى نیکوکاران وکیفرهاىبدکاران را مشاهده مى کند ایمانى خالص از هرگونه شائبه شرک، و یقینى پاک از آلودگى به شک.
آرى یقین مراتبى دارد : مرتبه اوّل، مرحله اى است که انسان از طریق استدلال به آن راه مى یابد و آن را عِلْمُ الْیَقین مى گویند.
مرحله دوّم، آن است که انسان از طریق شهود به آن مى رسد گویى از دور با چشم خود انوار الهى را مشاهده مى کند و صحنه هاى قیامت را مى بیند و آن را عَیْنُ الْیَقین مى گویند.
مرحله سوّم، که مرحله نهایى است آن است که گویى نزدیک مى شود و همه چیز را لمس مى کند، انوار الهى اطراف او را احاطه مى نماید و نسیم روح بخش بهشتى، روح او را نوازش مى کند و آتش سوزان دوزخ بر تنش اثر مى گذارد و آن را حَقُّ الْیَقِیْن مى نامند، بنابراین منظور از جمله «عَایَنَ» و «وَقَفَ» همان مرحله نهایى ایمان و یقین است که انسان بالمعاینه و از نزدیک به مقام شهود مى رسد و در کنار آن قرار مى گیرد.
و سرانجام امام (علیه السلام) به سراغ شهادت بر توحید و نبوت مى رود و این بخش از خطبه را با آن پایان مى دهد، مى فرماید : «شهادت مى دهیم که معبودى جز خداوند نیست، یگانه است و همتایى ندارد ومحمّد (صلى الله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست، شهادتى که سخن را بالا مى برد و عمل را به پیشگاه خدا و مرحله قبول مى رساند، شهادتى که در هر میزانى گذاشته شود سبک نخواهد بود و از هر میزانى بر گرفته شود سنگین نمى گردد» (وَنَشْهَدُ أَنْ لاَ إلهَ إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، شَهَادَتَیْنِ تُصْعِدَانِ الْقَوْلَ، وَتَرْفَعَانِ الْعَمَلَ. لاَ یَخِفُّ مِیزَانٌ تُوضَعَانِ فِیهِ، وَلاَ یَثْقُلُ مِیزَانٌ تُرْفَعَانِ عَنْهُ).
اشاره به این که اگر شهادت بر توحید و نبوّت از درون جان برخیزد و آثار آن در گفتار و عمل ظاهر شود آن چنان پاک و خالص مى گردد که سنگین ترین وزنه ها را در میزان اعمال در قیامت تشکیل مى دهد که اگر آن در ترازوى عمل باشد چیزى کم ندارد و اگر نباشد هر چه در آن بگذارند وزنى نخواهد داشت.
از این تعبیر به خوبى روشن مى شود که شهادت بر توحید و نبوّت آن گاه کار ساز است که آثار آن در گفتار و رفتار انسان کاملاً نمایان گردد و همه در مسیر آن قرار گیرد.
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که خداوند به «موسى بن عمران (علیه السلام)» فرمود : «اى موسى لَوْ أَنَّ السَّمواتِ وَعَامِرِیْهِنَّ عِنْدِی، وَاْلاَْرَضِینَ السَّبْعَ فِی کَفَّة وَلا إلهَ إلاّ اللهُ فِی کَفَّة، مَالَتْ بِهِنّ لا اِلهَ إلاّ اللهُ; اگر آسمانها و اهل آسمانها و زمینهاى هفتگانه را در یک کفّه ترازو قرار دهند، و لاَ إلهَ إلاّ اللهُ را در یک کفّه دیگر، کفّه «لاَ إلهَ إلاّ اللهُ» سنگینى خواهد کرد»(3).
بدیهى است که منظور از سنجش و ترازو در این جا سنجش وزنى و ترازوهاى مربوط به آن نیست بلکه منظور سنجش ارزشى است با معیارهاى عقلى و معنوى.
* * *
نکته
پایه هاى اصلى خوشبختى و نجات
امام (علیه السلام) در این بخش از خطبه که در واقع مقدمه اى است براى بخش دوّم که پیرامون اهمیّت تقوا و آثار آن سخن مى گوید در حقیقت ریشه هاى تقوا را بیان فرموده که مهمترین آنها ایمان و یقین و معرفت است، ایمانى قوى و محکم، آن چنان که گویى خدا را با چشم دل مى بیند و نعمت هاى بهشتى و آتش هاى دوزخى را مشاهده مى کند و به یقین، چنین ایمانى خمیرمایه تقواست.
اضافه بر این به موانع اصلى این امر که همان نفس سرکش است اشاره فرموده، راه نجات از آن را استمداد از الطاف الهى مى شمرد و همان چیزى را مى فرماید که در سوره یوسف درباره «یوسف» یا درباره «زلیخا» آمده است : « (إنَّ النَّفْسَ لاََمّارَةٌ بِالسُّوءِ إلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّی); نفس (سرکش) انسان را بسیار به سوى بدى ها مى خواند مگر آنچه را پروردگارم رحم کند»(4).
و براى رسیدن به این هدف از ابزار مختلفى از جمله حمد و ستایش پروردگار و شکر و سپاس او در برابر نعمت ها و بلاها استفاده مى فرماید و از استغفار و توبه که یکى از عوامل مؤثر موفقیّت در این مسیر است، کمک مى گیرد.
هنگامى که این نسخه الهى و این برنامه آسمانى پایان مى گیرد بحث تقوا را شروع مى کند بحثى دل نشین و بسیار مؤثر و اگر معلّمان و مربیان و استادان درس اخلاق براى رسیدن به این هدف از همین طریق که امام (علیه السلام) به ما آموخته است استفاده کنند به یقین تأثیر سخن و نفوذ کلامشان قطعى خواهد بود.
* * *
1. «بطاء» جمع «بطيئه» به معنى کند و غير سريع است. 2. «مغادر» از مادّه «غدر» به معنى ترک گفتن چيزى است به همين جهت کسى که عهد و پيمان خود را بشکند و ترک کند مى گويند غدر کرده است و به گودالهاى آب «غدير» مى گويند به خاطر آن که مقدارى از آب باران در آن جا ترک و رها شده است. 3. «ثواب الأعمال» (بنا به نقل شرح نهج البلاغه خويى جلد 8 ، صفحه 57)، اين حديث نخستين حديثى است که در کتاب «ثواب الأعمال» آمده است. 4. يوسف، آيه 53.
عضو هیئت رسیدگی به امور مؤسسات قرآن و عترت کشور از تصویب بخش عمدهای از اساسنامه اتحادیههای استانها در جلسه امروز این هیئت خبر داد. حسین بهبودی، مدیر امور مؤسسات و استانهای سازمان دارالقرآن الکریم و عضو هیئت رسیدگی به امور مؤسسات قرآن و عترت در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از برگزاری پنجاه و یکمین جلسه هیئت رسیدگی به امور مؤسسات قرآن و عترت در محل سازمان دارالقرآن الکریم خبر داد و گفت: این جلسه با حضور تمامی اعضا برگزار شد و مدت سه ساعت نیز به طول انجامید و به دلیل اینکه بررسی اساسنامههای اتحادیههای استانها در دستور کار هیئت قرار داشت، با تفصیل بیشتری برگزار شد.
عضو هیئت رسیدگی به امور مؤسسات قرآن و عترت ادامه داد: طی این جلسه تقریبا بخش عمدهای از اساسنامه اتحادیههای استانی کشور به تصویب اعضای هیئت رسید و بخش باقی مانده نیز در جلسه فوقالعاده آتی هیئت که طی هفته آینده برگزار میشود، به تصویب خواهد رسید.
مدیر امور مؤسسات و استانهای سازمان دارالقرآن الکریم اظهار کرد: امیدواریم با تصویب نهایی اساسنامه اتحادیههای استانی، زمینه برای برگزاری هرچه زودتر مجمع عمومی استانهای برای تشکیل اتحادیهها واحد استانی فراهم شود که در نهایت نیز منجر به تشکیل اتحادیه واحد کشوری شود.














