- تـازه هـا
- آموزش قرآن
- پربازدید
معراج گاه پیامبر(صلى الله علیه وآله)
شرح آیه 1 سوره مبارکه الاسراء
1 سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى
بعثت و اهداف آن
«بعثت» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است. و
موانعى كه باعث مىشود نتوانيم ارتباط شايسته با
شخصیت حضرت زهرا (س)، آیت الله العظمی مظاهری
کم شدن اضطراب قیامت با قرآن، استاد مفسر دکتر
زمان: 11 دقیقه
آمار بازدید
احسن الحدیث
اتحادیه مؤسسات قرآنی ـ مردمی کرمانشاه، در سال ۹۵ برنامههای متنوعی را انجام داد که به تشریح آن پرداخته میشود. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، اتحادیه مؤسسات قرآنی ـ مردمی کرمانشاه در سال جاری برنامههای ویژهای را در کارنامه کاری خود به ثبت رساند که میتوان به برگزاری آزمون طرح آیههای همدلی در سطح کرمانشاه، اجرای طرح استعدادهای درخشان قرآنی، بازرسی از مؤسسات سطح شهرستانهای تابعه استان کرمانشاه، برگزاری آزمون کتبی طرح آیههای همدلی، برگزاری جشنواره قرآنی کودک، نوجوان در مؤسسات قرآنی اشاره کرد.
فعالیتهای دیگری نیز مانند برگزاری جلسه اعضای هیئت مدیره اتحادیه مؤسسات قرآنی، برگزاری دوره ارتقاء مربیان و آسیبشناسی تدریس، برگزاری مراسم مذهبی در مؤسسات قرآنی، جلسه مشترک مدیران عامل اتحادیه های مؤسسات قرآنی، جشن انقلاب در مؤسسات قرآنی، دیدار اعضای هیئت مدیره اتحادیه مؤسسات قرآنی با نماینده مجلس، دیدار قرآنیان استان با نماینده مجلس از دیگر برنامهها است.
همچنین برپایی محفل انس با قرآن، دیدار قرآنیان استان با ریس سازمان دارالقرآن کشور، مراسم جزءخوانی در ماه رمضان، نشست هماندیشی مدیران عامل مؤسسات قرآن سطح استان، همایش تکریم چهرههای برتر قرآن استان کرمانشاه نیز برخی از برنامههای این مرکز بود که در سال جاری برپا شد. 
109فَلا تَکُ فی مِرْیَة مِمّا یَعْبُدُ هؤُلاءِ ما یَعْبُدُونَ إِلاّ کَما یَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْقَبْلُ وَ إِنّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصیبَهُمْ غَیْرَ مَنْقُوص
110وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْرَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفی شَکّ مِنْهُ مُریب
111وَ إِنَّ کُلاًّ لَمّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمالَهُمْ إِنَّهُ بِما یَعْمَلُونَ خَبیرٌ
112فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لاتَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَبَصیرٌ
ترجمه:
109 ـ پس شک و تردیدى در (باطل بودن) معبودهائى که آنها مى پرستند، به خود راه مده! آنها همان گونه این معبودها را پرستش مى کنند که پدرانشان قبلاً مى پرستیدند; و ما نصیب آنان را بى کم و کاست خواهیم داد!
110 ـ ما به موسى کتاب آسمانى دادیم; سپس در آن اختلاف شد; و اگر فرمان قبلى خدا (در زمینه آزمایش و اتمام حجت بر آنها) نبود، در میان آنان داورى مى شد! و آنها (هنوز) در شک اند، شکى آمیخته به بدگمانى!
111 ـ و پروردگارت اعمال هر یک را بى کم و کاست به آنها خواهد داد; او به آنچه عمل مى کنند آگاه است!
112 ـ پس همان گونه که فرمان یافته اى، استقامت کن; و همچنین کسانى که با تو، به سوى خدا آمده اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام مى دهید مى بیند!
تفسیر:
استقامت کن، استقامت!
این آیات، در حقیقت به عنوان دلدارى و تسلى خاطر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، و بیان وظیفه و مسئولیت او نازل شده است، و در واقع یکى از نتایج مهمى که از شرح داستان هاى اقوام پیشین گرفته مى شود، همین است که پیامبر و به دنبال او مؤمنان راستین از انبوه دشمنان نهراسند، و در شکست قوم بت پرست و ستمگرى که با آن روبرو هستند، شک و تردیدى به خود راه ندهند و به امدادهاى الهى مطمئن باشند.
لذا، در نخستین آیه مى فرماید: «شک و تردیدى در مورد چیزى که اینها پرستش مى کنند به خود راه مده، که اینها هم از همان راهى مى روند که گروهى از پیشینیان رفتند، و پرستش نمى کنند مگر همان گونه که نیاکانشان از قبل پرستیدند، بنابراین، سرنوشتى بهتر از آنان نخواهند داشت» (فَلا تَکُ فی مِرْیَة مِمّا یَعْبُدُ هؤُلاءِ ما یَعْبُدُونَ إِلاّ کَما یَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْقَبْلُ).(1)
و لذا بلا فاصله مى گوید: «ما حتماً نصیب و سهم آنها را بدون کم و کاست از مجازات و عذاب خواهیم داد» و چنان چه به راه حق باز گردند، نصیب آنها از پاداش ما محفوظ است (وَ إِنّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصیبَهُمْ غَیْرَ مَنْقُوص).
با این که، جمله «مُوَفُّوهُم» خود به معنى اداى کامل حق است، ذکر کلمه «غَیْرَ مَنْقُوص» (بى کم و کاست) براى تأکید بیشتر روى این مسأله است.
در حقیقت، این آیه، این واقعیت را مجسم مى کند که آنچه از سرگذشت اقوام پیشین خواندیم، اسطوره و افسانه نبود، و نیز اختصاصى به گذشتگان نداشت، سنتى است ابدى و جاودانى، درباره تمام انسان هاى دیروز و امروز و فردا.
منتها، این مجازات ها در بسیارى از اقوام گذشته به صورت بلاهاى هولناک و عظیم صورت گرفت، اما در مورد دشمنان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) شکل دیگرى پیدا کرد، و آن این که خدا آن قدر قدرت و نیرو به پیامبرش داد، که توانست به وسیله گروه مؤمنان، دشمنان لجوج و بى رحم را که به هیچ صراطى مستقیم نبودند، در هم بشکند.
* * *
باز، براى تسلى خاطر پیامبر(صلى الله علیه وآله) اضافه مى کند: «اگر قوم تو درباره کتاب آسمانیت یعنى قرآن، اختلاف و بهانه جوئى مى کنند، ناراحت نباش; زیرا ما به موسى کتاب آسمانى (تورات) را دادیم و در آن اختلاف کردند، بعضى پذیرفتند و بعضى منکر شدند» (وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ).
و اگر مى بینى در مجازات دشمنان تو تعجیل نمى کنیم، به خاطر این است که: مصالحى از نظر تعلیم، تربیت و هدایت این قوم، چنین ایجاب مى کند، «و اگر این مصالح نبود، و برنامه اى که پروردگار تو، از قبل در این زمینه مقرر فرموده ایجاب تأخیر نمى کرد، در میان آنها داورى لازم مى شد، و مجازات دامانشان را مى گرفت» (وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْرَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ).
«هر چند آنها این حقیقت را هنوز باور نکرده، و همچنان نسبت به آن در شک و تردیدند، شکى آمیخته با سوء ظن و بدبینى» (وَ إِنَّهُمْ لَفی شَکّ مِنْهُ مُریب).(2)
«مُرِیب» از ماده «ریب»، به معنى شکى است که آمیخته با بدبینى و سوء ظن و قرائن خلاف باشد.
بنابراین، مفهوم این کلمه این مى شود که بت پرستان نه تنها در مسأله حقانیت قرآن، و یا نزول عذاب بر تبهکاران تردید داشتند، بلکه مدعى بودند ما قرائن خلافى نیز در دست داریم.
«راغب» در کتاب «مفردات»، «ریب» را به شکى معنى مى کند که بعداً پرده از روى آن برداشته شود، و به یقین گراید.
بنابراین، مفهوم آیه چنین مى شود: به زودى پرده از روى حقانیت دعوت تو و همچنین مجازات تبهکاران برداشته مى شود، و حقیقت امر ظاهر مى گردد.
* * *
براى تأکید بیشتر، اضافه مى کند: «پروردگار تو اعمال هر یک از این دو گروه (مؤمنان و کافران) را بى کم و کاست به آنها تحویل خواهد داد» (وَ إِنَّ کُلاًّ لَمّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمالَهُمْ).
و این کار، هیچ گونه مشکل و مشقتى براى خداوند ندارد; «زیرا او به همه چیز آگاه است، و از هر کارى که انجام مى دهند با خبر مى باشد» (إِنَّهُ بِما یَعْمَلُونَ خَبیرٌ).
جالب این که، مى گوید: اعمالشان را به آنها مى دهیم، و این اشاره دیگرى بر مسأله تجسم اعمال است، و این که پاداش و کیفر در حقیقت اعمال خود انسان است که تغییر شکل مى یابد، و به او مى رسد.
* * *
پس از ذکر سرگذشت پیامبران و اقوام پیشین، و رمز موفقیت و پیروزى آنها، و پس از دلدارى و تقویت اراده پیامبر از این طریق، در آیه بعد، مهم ترین دستور را به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى دهد مى گوید: «استقامت کن همان گونه که به تو دستور داده شده است» (فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ).
استقامت، در راه تبلیغ و ارشاد، استقامت در طریق مبارزه و پیکار، استقامت در انجام وظائف الهى و پیاده کردن تعلیمات قرآن بدون هیچ گونه انحراف.
ولى، این استقامت، نه به خاطر خوش آیند این و آن، نه از روى تظاهر و ریا، نه براى کسب عنوان قهرمانى، نه براى به دست آوردن مقام، ثروت و کسب موفقیت و قدرت، بلکه، تنها به خاطر فرمان خدا و آن گونه که به تو دستور داده شده است باید باشد.
اما، این دستور تنها مربوط به تو نیست، هم تو باید استقامت کنى و بدون هیچ کژى واعوجاجى حرکت نمائى «و هم تمام کسانى که از شرک به سوى ایمان باز گشته اند، و قبول دعوت اللّه را نموده اند» (وَ مَنْ تابَ مَعَکَ).
«استقامتى خالى از افراط و تفریط، صاف و مستقیم، بدون هیچ زیاده و نقصان، استقامتى که در آن طغیان وجود نداشته باشد» (وَ لاتَطْغَوْا).
«چرا که، خداوند از اعمال شما آگاه است»، و هیچ حرکت و سکون و سخن و برنامه اى بر او مخفى نمى ماند (إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ).
* * *
نکته:
آیه اى پر محتوا و طاقت فرسا
در حدیث معروفى از «ابن عباس» چنین مى خوانیم:
ما نُزِّلَ عَلى رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) آیَةٌ کانَتْ أَشَدَّ عَلَیْهِ وَ لا أَشَقَّ مِنْ هذِهِ الآیَةِ، وَ لِذلِکَ قالَ لاِ َصْحابِهِ حِیْنَ قالُوا لَهُ أَسْرَعَ إِلَیْکَ الشَّیْبُ یا رَسُولَ اللّهِ! شَیَّبْتَنِى هُودُ وَ الْواقِعَةُ:
«هیچ آیه اى شدیدتر و مشکل تر از این آیه بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل نشد، و لذا هنگامى که اصحاب از آنحضرت پرسیدند: چرا به این زودى موهاى شما سفید شده و آثار پیرى نمایان، گشته؟ فرمود: سوره هود و واقعه مرا پیر کرد»!(3)
و در روایت دیگرى مى خوانیم: هنگامى که آیه فوق نازل شد، پیامبر فرمود: شَمِّرُوا، شَمِّرُوا، فَما رُئِىَ ضاحِکاً: «دامن ها را به کمر بزنید، دامن به کمر بزنید (که وقت کار و تلاش است) و از آن پس، پیامبر هرگز خندان دیده نشد»!(4)
دلیل آن هم روشن است، زیرا چهار دستور مهم در این آیه وجود دارد، که هر کدام بار سنگینى بر دوش انسان مى گذارد:
1 ـ از همه مهم تر: فرمان به «استقامت» است، «استقامت»، از ماده «قیام» گرفته شده، از این نظر که انسان در حال قیام بر کار و تلاش خود تسلط بیشترى دارد، و استقامت که به معنى طلب قیام است، یعنى در خود آن چنان حالتى ایجاد کن که سستى در تو راه نیابد، و صاف و مستقیم به سمت هدف رهسپار شوى، چه فرمان سخت و سنگینى؟.
همیشه، به دست آوردن پیروزى ها کار نسبتاً آسانى است، اما نگه داشتن آن بسیار مشکل، آن هم در جامعه اى آن چنان عقب افتاده و دور از عقل و دانش، در برابر مردمى لجوج و سرسخت، در میان دشمنانى انبوه و مصمم، و در طریق ساختن جامعه اى سالم، سربلند، با ایمان و پیشتاز، استقامت و حرکت بدون انحراف در این راه کار ساده اى نبوده است.
2 ـ دستور دیگر این که: این استقامت و حرکت مستقیم بدون انحراف، باید تنها انگیزه الهى داشته باشد و هر گونه وسوسه شیطانى از آن دور بماند، یعنى به دست آوردن بزرگ ترین قدرت هاى سیاسى و اجتماعى، آن هم براى خدا!.
3 ـ دستور سوم: مسأله رهبرى کسانى است که به راه حق برگشته اند، و آنها را هم به استقامت واداشتن.
4 ـ چهارم: مبارزه را در مسیر حق و عدالت رهبرى نمودن، و جلوگیرى از هر گونه تجاوز و طغیان; زیرا بسیار شده است افرادى در راه رسیدن به هدف، نهایت استقامت را به خرج مى دهند، اما رعایت عدالت براى آنها ممکن نیست و غالباً گرفتار طغیان و تجاوز از حدّ مى شوند.
آرى، مجموع این جهات، دست به دست هم داد، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) را آن چنان در زیر بار مسئولیت فرو برد، که حتى مجال لبخند زدن را از او گرفت و او را پیر کرد!.
به هر حال، این تنها دستورى براى دیروز نبود، بلکه براى امروز و فردا و فرداهاى دیگر نیز هست.
امروز هم، مسئولیت مهم ما مسلمانان و مخصوصاً رهبران اسلامى در این چهار کلمه خلاصه مى شود: استقامت، اخلاص، رهبرى مؤمنان، و عدم طغیان و تجاوز، و بدون به کار بستن این اصول، پیروزى بر دشمنانى که از هر سو از داخل و خارج ما را احاطه کرده اند، و از تمام وسائل فرهنگى، سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و نظامى بر ضد ما بهره گیرى مى کنند، امکان پذیر نمى باشد.
* * *
1 ـ «مِرْیَة» (بر وزن جِزیه و بر وزن قَریه نیز آمده است) به معنى تردید در تصمیم گیرى است، و بعضى، به معنى شک توأم با قرائن تهمت گرفته اند، ریشه اصلى این لغت، به معنى فشار دادن پستان شتر، بعد از گرفتن شیر است، به این امید که بقایائى که در پستان است بیرون آید، و از آنجا که این کار با شک و تردید انجام مى شود، این کلمه به هر گونه شک و تردید اطلاق شده است.
2 ـ در این که ضمیر «هُمْ» در این آیه و همچنین ضمیر «مِنْهُ» به چه چیز باز مى گردد، در میان مفسران گفتگو است، گروهى معتقدند: ضمیر «هُمْ» به قوم موسى و ضمیر «مِنْهُ» به کتاب موسى باز مى گردد، و معنى آیه چنین مى شود: این قوم هنوز هم در کتاب موسى در شک و تردیدند، ولى عده اى دیگر ازمفسران ترجیح داده اند ضمیر اول به مشرکان مکّه و ضمیر دوم به قرآن (یا به مجازات و کیفر آنها) باز گردد و با توجه به این که آیات قبل و بعد همه به دلدارى و تسلّى دادن به پیامبر(صلى الله علیه وآله) ناظر است، تفسیر دوم قوى تر به نظر مى رسد و ما هم در متن همین را انتخاب کردیم.
3 ـ تفسیر «مجمع البیان»، جلد 5، صفحه 199 ـ «بحار الانوار»، جلد 17، صفحه 52 ـ تفسیر «المیزان»، جلد 11، صفحه 66 (انتشارات جامعه مدرسین) ـ «درّ المنثور»، جلد 5، صفحه 202 (انتشارات دار المعرفة).
4 ـ «درّ المنثور»، جلد 3، صفحه 351 (انتشارات دار المعرفة) ـ تفسیر «المیزان»، جلد 11، صفحه 66 (انتشارات جامعه مدرسین) ـ «فتح القدیر»، جلد 2، صفحه 532 (انتشارات عالم الکتب).
أَنْتُمُ الأَنْصَارُ عَلَى الْحَقِّ، وَالإخْوَانُ فِی الدِّینِ، وَالْجُنَنُ یَوْمَ الْبَأْسِ، وَالْبِطَانَةُ دُونَ النَّاسِ. بِکُمْ أَضْرِبُ الْمُدْبِرَ، وَأَرْجُو طَاعَةَ الْمُقْبِلِ. فَأَعِینُونی بِمُنَاصَحَة خَلِیَّة مِنَ الْغِشِّ، سَلِیمَة مِنَ الرَّیْبِ; فَوَاللهِ إنِّی لاََوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ.
شما ياوران حق، برادران دينى، سپرهاى روز جنگ، و رازداران در برابر مردم، هستيد، با کمک شما کسانى را که به حق پشت مى کنند مى زنم، و با يارى شما به اطاعتِ روى آورندگان به حق، اميدوارم، حال که چنين است، مرا با خيرخواهىِ خالى از هرگونه خيانت و سالم از هرگونه شک و ترديد، يارى کنيد، به خدا سوگند ! من نسبت به مردم از خودشان سزاوارترم ! (چرا که آگاهتر و دلسوزترم).
شرح و تفسیر
یاران وفادار
در بسیارى از خطبه هاى «نهج البلاغه» نکوهش شدیدى نسبت به گروهى از یاران امام مخصوصاً بعد از جنگ «صفین» وسستى ها و پراکندگى ها و بىوفایى هایى که در آن میدان نشان دادند، دیده مى شود.
ولى، در این خطبه، که بعد از جنگ «جمل» ایراد شده، امام (علیه السلام) مدح و ستایش بلیغى از یاران شایسته خود دارد، و این به خوبى نشان مى دهد کهامام (علیه السلام) همواره نیکان را تشویق و ترغیب مى کرد، وبدان را سرزنش، تا گروه اوّل نسبت به کار خود، دلگرمتر شوند و گروه دوّم، به اصلاح خویش پردازند.
امام (علیه السلام) در این سخن، یاران صالح خودرا نخست با چهار جمله، مخاطب ساخته مى فرماید : «شما یاوران حق، وبرادران دینى، و سپرهاى روز جنگ، و رازداران در برابر مردم هستید» (أَنْتُمُ الأَنْصَارُ عَلَى الْحَقِّ، وَالإخْوَانُ فِی الدِّینِ، وَالْجُنَنُ(1) یَوْمَ الْبَأْسِ، وَالْبِطَانَةُ(2) دُونَ النَّاسِ).
شما برادر دینى من هستید و در عمل نشان دادید که در یارى حق کوتاهى نمى کنید، در برابر دشمنان همچون سپرى محکم و قوى مى ایستید، و در حفظ اسرار و مشورتها، در زمینه جنگ و صلح، افرادى مطمئن مى باشید.
آن گاه مى افزاید : «با کمک شما کسانى را که به حق پشت مى کنند، مى کوبم و با یارى شما به اطاعتِ روى آورندگان به حق، امیدوارم» (بِکُمْ أَضْرِبُ الْمُدْبِرَ، وَأَرْجُو طَاعَةَ الْمُقْبِلِ)، اشاره به این که : مردم دو گروهند : گروهى به حق پشت کرده اند و به دشمنى با آن برخاسته اند، و چاره اى جز مبارزه با آنها نیست، شما یاوران من در این مبارزه سرنوشت ساز هستید.
گروه دیگرى به حق روى مى آورند، امّا آگاهى و اطاعت کافى ندارند من با کمک شما، آنها را تربیت مى کنم، تا مطیع فرمانهاى الهى شوند، خلاصه این که : هم در مبارزه با دشمن و هم در کارهاى فرهنگى با دوست، شما یاران با وفاى من هستید سپس، امام (علیه السلام) این گروه از یاران با وفایش را با دو جمله پر معنى نصیحت مى کند، و مى فرماید : «حال که چنین است، مرا با خیرخواهى خالى از هرگونه خیانت، و سالم از هرگونه شک و تردید، یارى کنید» (فَأَعِینُونی بِمُنَاصَحَة خَلِیَّة مِنَ الْغِشِّ، سَلِیمَة مِنَ الرَّیْبِ).
این سخن، اشاره به نکته مهمى دارد و آن این که اطرافیان و مشاوران امرا و حاکمان، در بسیارى از موارد منافع خویش، یا قوم و جمعیّت مورد علاقه خودرا در نظر مى گیرند و آن را در لباس خیرخواهى، به حاکمان ارائه مى دهند و گاه پیشنهادهایى را مطرح مى کنند که خودشان آن را درست باور نکرده اند، و همین امر سبب شکست برنامه ها مى شود، امام (علیه السلام) در این جمله ها تأکید مى کند که نصایح و پیشنهادها و طرحهاى خودرا از این امور، پیراسته کنید و جز خیر و صلاح آیین حق و بندگان خدا را در نظر نگیرید.
و سرانجام با این جمله، سخن خودرا به پایان مى برد، مى فرماید : «به خدا سوگند ! من نسبت به مردم، از خودشان سزاوارترم ! (چرا که آگاهتر و دلسوزترم)» (فَوَاللهِ إنِّی لاََوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ).
این جمله، ممکن است دلیلى بر جمله هاى سابق باشد یعنى اگر من از شما انتظار هرگونه یارى و کمک دارم به خاطر آن است که به فرمان خدا به عنوان ولىّ مردم برگزیده شده ام حتّى به آنها از خودشان سزاوارترم، و شما نیز باید خشنود و راضى باشید که در اطاعت و خدمت چنین پیشوایى گام برمى دارید.
* * *
نکته
اینها در خور ستایشند !
امام (علیه السلام) در این سخن مدح و ثناى بلیغى درباره یارانش بعد از جنگ «جمل» نموده است که با اتّحاد صفوف و ایمان و استقامت، دشمن را در مدت کوتاهى درهم شکستند و آتش فتنه را در آن منطقه حساس اسلامى (بصره) خاموش ساختند.
ولى در خطبه هاى متعدّدى گروه دیگرى از یارانش را زیر ضربات سرزنش و ملامت قرار مى دهد و این بعد از جنگ «صفّین» بود که اختلاف کلمه، و نافرمانى و ضعف و سستى در عقیده و اراده، سبب شکست گردید، آن هم در آخرین لحظاتى که نزدیک بود پیروزى به ثمر رسد.
آن تشویق و این سرزنش نشان مى دهد که همه اینها روى حساب بوده است، نه تناقضى در میان بوده و نه سخنى بر خلاف حکمت و مصلحت گفته شده است، امّا آنها که از شأن ورود این سخنان آگاه نیستند ممکن است گرفتار اشتباه شوند.
نکته دیگر این که : در این سخن کوتاه، امام (علیه السلام) وظیفه مردم را در مقابل حکومت، مشخص ساخته است. از یکسو باید براى جذب مشتاقان و طرد کینه توزان به امام و رهبر، کمک کنند و از سوى دیگر همه کارهاى سیاسى و اجتماعى و نظامى را مورد دقّت قرار دهند و هر پیشنهاد مفید و انتقاد سازنده اى دارند بیان کنند.
و در آخرین جمله این خطبه به نکته مهمى اشاره مى کند و آن مسأله ولایت الهیه است.
همان چیزى که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) در خطبه «غدیر» بیان فرمود گفت : «اَلَسْتُ أوَلى بِکُمْ مِنْ أنْفُسِکُمْ ؟; آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم ؟» مردم گفتند : آرى تو سزاوارترى !
سپس فرمود : «مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذا عَلِیٌّ مَوْلاَه; هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست» و به این وسیله بهانه تمام بهانه جویان را قطع فرمود، تا هیچ کس نگوید که مولا در این جا به معناى دوست است.
جالب این که : «علامه امینى» ـ رضوان الله علیه ـ جمله اَلَسْتُ أَوْلى بِکُمْ مِنْ أنْفُسِکُمْ را از 64 (شصت و چهار) محدّث و مورخ اسلامى نقل کرده است، که نشان مى دهد این جمله قولى است که جملگى بر آنانند(3).
امام (علیه السلام) نیز در خطبه بالا همین نکته را یادآورى کرده و قسم یاد مى کند (وَاللهِ إنِّی لاََوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ).
روشن است که منظور از این جمله، این است که فرمان امام معصوم، همانند فرمان خدا بر همه خواسته هاى مردم مقدّم است، هر چند فرمان او جز در طریق مصالح جامعه نیست.
* * *
1. «جنن» جمع «جنه» (بر وزن قوه) به معناى سپر است. 2. «بطانه» از مادّه «بطن» به معناى شخص رازدار و صاحب سر است. 3. الغدير، جلد 1، صفحه 371.
تفسیر «فهم القرآن الحکیم» اثر گرانسنگ محمد عابد جابری است. این تفسیر بر اساس ترتیب سوره های قرآن در سه مجلد به زیور طبع آراسته شده است. در مجلد اول و دوم سوره های مکی و درمجلد سوم سوره های مدنی به تفسیر در آمده است. نویسنده در تفسیر هر سوره یک مقدمه، یک تحلیل و یک خاتمه می آورد.
ترتیب سوره ها در نگاه جابری متفاوت از ترتیب مورد نظر مستشرقان و مصحف مورد اعتماد الازهر است.
سوره های مکی سوره هایی است که پیش از هجرت فرود آمده و سوره های مدنی سوره هایی است که پس از هجرت نازل شده است.
صحیفه ها، اسباب نزول، آیات، حجم و اسلوب آیات، رخدادهای عصر نزول، روایات، نوع خطاب و ... از عواملی است که نویسنده فهم القرآن برای شناسایی سوره های مکی و مدنی به کار می برد.
جابری/ ترتیب نزول/ فهم القرآن/ تفسیر فهم القرآن
محمد عابد جابری (۱۹۳۵-۲۰۱۰م) فیلسوف و متفکر برجسته جهان عرب آثار بسیاری به جهان علم و اندیشه عرضه داشت. برخی از آثار مهم او عبارتاند از: العصبیه و الدوله، اضواء علی مشکل التعلیم بالمغرب، مدخل الی فلسفه العلوم، من اجل رویه تقدمیه لبعض مشکلاتنا الفکریه و التربویه، نحن و التراث، الخطاب العربی المعاصر، تکوین العقل العربی، بنیه العقل العربی، السیاسات التعلیمیه فی المغرب العربی، اشکالیات الفکر العربی المعاصر، التراث و الحداثه،مقدمه لنقد العقل العربی، مسأله الهویه العروبه و الاسلام و ....
افزون بر آثار یاد شده، دو اثر قرآنی نیز از جابری بر جای مانده است. نخستین اثر در دانش های قرآنی با نام «المدخل الی القرآن الحکیم» و دومی در تفسیر قرآن با عنوان «فهم القرآن الحکیم».
تفسیر جابری با عنوان «فهم القرآن الحکیم» در سه مجلد از سوی مرکز دراسات الوحده العربیه به زیور طبع آراسته شده است. در مجلد اول و دوم سوره های مکی به تفسیر گرفته شده و در مجلد سوم تفسیر سوره های مدنی آمده است.
در مجلد نخست ۵۲ سوره مکی ناظر به سه مرحله نشان داده شده است. بیست و هفت سوره (علق، مدثر، مسد، تکویر، اعلی، لیل، فجر، ضحی، شرح، عصر، عادیات، کوثر، تکاثر، ماعون، کافرون، فیل، فلق، ناس، اخلاص، فاتحه، رحمن، نجم، عبس، شمس، بروج، تین، قریش) ناظر به مرحله نبوت، ربوبیت و الوهیت،ده سوره (قارعه، زلزله، قیامه، همزه، مرسلات، ق، بلد، قلم، طارق، قمر) ناظر به مرحله بعث، جزا و مشاهده قیامت و پانزده سوره (ص، اعراف، جن، یس، فرقان، فاطر، مریم، طه، واقعه، شعراء، نمل، قصص، یونس، هود، یوسف) ناظر به مرحله ابطال شرک و مذمت بتپرستی میباشد.
در مجلد دوم سی و هشت سوره مکی به تفسیر درآمده است. در این مجلد سوره های یاد شده در سه مرحله دسته بندی شده است: دسته نخست سوره هایی که ارتباط با قبایل را مطرح می کند.
دسته دوم سوره هایی که ناظر به محاصره پیامبر در شعب ابی طالب و هجرت به حبشه است و گروه سوم سوره هایی که درباره هجرت به مدینه است.
در مجلد سوم بیست و چهار سوره به عنوان سورههای مدنی معرفی شده است. در تفسیر هر یک از سوره ها، نخست مراحل مختلف دعوت پیامبر بیان شده و آن گاه آیات سوره به تفسیر در آمده است.
از آیات برای فهم مراحل سیر دعوت پیامبر و از دعوت پیامبر برای فهم و درک آیات سود برده شده است.
به باور جابری، پیامبر پس از هجرت یازده فراز تاریخی را پشت سر نهاد و مناسب با هر فراز، آیاتی از قرآن بر او فرود آمد.
مراحل سوره های مکی در سه قسمت به تفسیر در آمده است. در قسمت نخست که با عنوان «استهلال» آمده، بیشتر خصوصیات کلی سوره، موضوعات و محورهای آن مورد بحث قرار گرفته و تفاوت مراحل مختلف توصیف و تبیین شده است. در قسمت دوم، تفسیر هر یک از سوره ها دنبال شده و نویسنده به صورت بسیار کوتاه قسمت هایی از سوره را توضیح می دهد و در قسمت سوم که عنوان «استطراد» و «استشراف» گرفته، محورهای اصلی هر یک از مراحل به صورت مفصل به بحث و بررسی آمده است.
برای نمونه در بحث استهلال سورههای مرحله نخست، کاربرد واژه «رب» در بسیاری از سورههای این مجموعه را مورد توجه قرار می دهد:
(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ)(علق/١)؛(وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ)(مدثر/٣)؛(سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأعْلَى) (اعلی/١)؛(إِلاّ ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الأعْلَى)(لیل/۲۰)؛(أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیل)(فیل/١)؛(إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ)(فجر/١٤)
؛(مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى)(ضحی/٣).
او از کاربرد یاد شده اهمیت بیشتر ربوبیت در بیست و یک سوره نخست مرحله اول را نتیجه می گیرد و اهمیت الوهیت را پس از کاربرد کلمه «الله» در سوره اخلاص به عنوان بیست و دومین سوره مرحله نخست می داند و رحمانیت باری تعالی را محور سوم مرحله نخست سورههای مکی معرفی می کند. (۱/۲۳)
در بحث استطراد و استشراف، به بحث در مورد رب، الله، رحمن و رحیم به عنوان محورهای اصلی سوره یکم تا بیست و هفتم سورههای مکی می پردازد.
نویسنده فهم القرآن در سه مجلد تفسیر خویش، بیست و چهار موضوع را در قسمت تعلیق و استطراد یاد کرده است.
در مجلد اول ده موضوع: ۱. سحر در تفسیر سوره فلق ۲. وسواس در تفسیر سوره ناس ۳. اصحاب اخدود در تفسیر سوره بروج ۴. رب، الله و رحمان در تفسیر سوره قریش ۵.رؤیت خدا در قیامت در تفسیر سوره قیامه ۶. حروف مقطعه در تفسیر سوره ق ۷. جنت و نار در تفسیر سوره قمر ۸. جن و شیطان در تفسیر سوره جن ۹. عباد الله و عباد الرحمن در تفسیر سوره فرقان ۱۰.توحید، اصنام و تصویر در قسمت پایانی مجلد اول.
در مجلد دوم هفت موضوع: ۱. رؤیت، کلام و خلق قرآن در تفسیر سوره شوری ۲. ارواح و عذاب قبر در تفسیر سوره نازعات ۳. امکان حشر و عذاب قبر در تفسیر سوره انفطار ۴. خلود و حشر چهار پایان وتناسخ در تفسیر سوره انشقاق ۵.روح در تفسیر سوره اسراء ۶. رؤیت در تفسیر سوره مطففین ۷. هجرت به مدینه در تفسیر سوره حج.
در مجلد سوم نیز این موضوعات به بحث گذاشته شده است: ۱. نسخ در قرآن در تفسیر سوره بقره ۲. محکم و متشابه در تفسیر سوره آل عمران ۳. همسران پیامبر در تفسیر سوره احزاب ۴. ازدواج موقت در تفسیر سوره نساء ۵. قصه افک در تفسیر سوره نور۶. اخبار از منافقان در تفسیر سوره منافقون ۷. اسباب نزول و مثال تحریم خمر در تفسیر سوره مائده.
در نگاه جابری هر سوره قرآن ـ به جز چند سوره کوتاه ـ از یک مقدمه، یک تحلیل یا تفصیل و یک خاتمه شکل گرفته است. بر این اساس او هر سوره قرآن را یک مجموعه به هم پیوسته می داند و وجود آیات مکی در سوره های مدنی یا آیات مدنی در سوره های مکی را برنمی تابد.
بر این اساس در تفسیر هر سوره نخست مقدمه سوره را بیان میکند، در مرحله بعد آیاتی که تحلیل مقدمه یا تفصیل مقدمه شناخته میشود به بحث گذارده میشود و در آخرین مرحله، خاتمه سوره را بیان میدارد. برای نمونه در تفسیر سوره طلاق آیه نخست این سوره را به عنوان مقدمه سوره معرفی میکند. از آیه دوم تا یازدهم را به عنوان تحلیل و تفصیل مقدمه می خواند و آخرین آیه سوره طلاق را خاتمه می-نامد.
به باور جابری قسمت های مختلف سوره که او از آن به عنوان فقره یاد می کند، با یکدیگر در ارتباط هستند. برای نمونه سوره جمعه را به سه فقره تقسیم می کند. فقره نخست که مقدمه خوانده شده،از آیه اول تا چهارم، فقره دوم از آیه پنجم تا هشتم و فقره سوم که خاتمه معرفی شده، از آیه نهم تا یازدهم. (۳/۳۴۱)
هم ایشان مقدمه سوره را چکیده مضمون سوره می داند، اما در تفسیر سوره نور چنین نقشی برای مقدمه معتقد نیست و چنان که خود او می گوید، مقدمه این سوره با دیگر مقدمات فرق دارد. در این سوره مقدمه در تعریف خود سوره است، نه بیان موضوعات سوره. (۳/۲۹۶)
بر این اساس ادعا می کند وقتی تحلیل، تفصیل و خاتمه سوره حدید مدنی است، مقدمه سوره نیز مدنی خواهد بود و اگر کسی ادعا کند که صدر این سوره مکی است، باید ذیل سوره را نیز مکی بخواند، در صورتی که آنان که صدر سوره را مکی می خوانند، ذیل سوره را مکی نمی بینند.
بخش های مهم یک سوره عبارتاند از:
۱. مقدمه: در این قسمت موضوعات گوناگونی چون وجه تسمیه سوره، سبب نزول، مکان نزول، زمان نزول و مباحث اصلی سوره به بحث گذاشته شده است.
این قسمت در بیشتر سوره ها کوتاه و فشرده است و مقدمه سوره های مکی در مقایسه با سوره های مدنی طولانیتر است. برای نمونه سوره مدثر در حدود سه صفحه مقدمه دارد، اما سوره بقره با ۲۸۶ آیه تنها دارای یک صفحه مقدمه است.
۲. نص السوره: در این قسمت یک رویه واحد دیده نمی شود. برخی سوره ها بدون دسته بندی آمده است؛ مانند سوره مسد و مدثر. شماری دسته بندی شده؛ چون سوره تکویر و اعلی. و تعدادی افزون بر دسته بندی، مقدمه و خاتمه دارد، به گونه-ای که دسته نخست به عنوان مقدمه و دسته آخر به عنوان خاتمه معرفی شده است. برای نمونه آیات سوره الرحمن به هفت گروه تقسیم شده است. دسته نخست (آیات ۱-۴) به عنوان مقدمه و آخرین آیه سوره به عنوان خاتمه نمایانده شده است. سوره نجم نیز به پنچ گروه تقسیم شده که دسته نخست مقدمه معرفی شده و دسته آخر خاتمه.
در خور توجه آنکه جابری برای هیچ یک از بیست سوره نخست مرحله اول، مقدمه و خاتمه ذکر نمی کند و تنها سوره ای که برای آن مقدمه و خاتمه می آورد، سوره الرحمن است که در ترتیب مورد نظر جابری سوره بیست و یکم قرار گرفته است.
۳. تعلیق: در این قسمت جابری، مقدمه سوره و موضوعات و مباحث مهم سوره را به بحث می گیرد.
۴. استطراد: این عنوان در تفسیر تمامی سوره های قرآن وجود ندارد، بلکه تنها در تفسیر برخی سوره ها دیده می شود. برای نمونه در تفسیر سوره منافقون بحث بزرگان منافقان، منافقان مدینه،منافقان یهود و طرد منافقان از مسجد ذیل عنوان استطراد آمده است. (۳/۳۰۵-۳۱۲)
در نگاه جابری، سوره های مکی سه دسته مخاطب دارد: پیامبر، مشرکان و مسلمانان. مخاطب اصلی سورههای مکی پیامبر و مشرکان هستند و تمییز میان سه دسته خطاب امکان پذیر است. ولی سورههای مدنی بر خلاف سورههای مکی تنها یک مرحله دارد، اما مخاطبان آن بسیارند: پیامبر، یهود، نصارا، منافقان، اعراب، مؤمنان، زنان و ... .
جابری قرآن را فراتر از زمان و مکان، فهم قرآن را بسیار پراهمیت و مخاطبان قرآن را نیازمند فهم جدید می داند (۱/۱۰). به باور او فهم قرآن به معنای جدا سازی نص قرآن از تفاسیر مختلف و متفاوت و ایجاد ارتباط میان عصر جدید و اصالت نص۱ است.
نویسنده «فهم القرآن» تفسیرگران قرآن را گرفتار زیادهگویی و تکرار می بیند. به باور او فاعل فهم تنها به تعدادی از تفاسیر چون «جامع البیان» طبری و «کشاف» زمخشری و چند اثر لغوی مانند «معانی القرآن» و «مجاز القرآن» نیازمند است، نه همه تفاسیر قرآن. (۱/۱۱)
محمد جابری درباره اهمیت تفسیر بر اساس ترتیب نزول سوره ها مینویسد:
«از انس و الفت دائمی با تفاسیر قرآن به ضرورت تهیه تفسیری که از تفاسیر قرآن بهره برده باشد و استوار بر ترتیب نزول سوره ها انجام گرفته باشد رسیدم.» (۱/۱۳)
جابری بحث نزول سوره را بسیار پراهمیت می بیند و دانستن ترتیب نزول را در فهم قرآن بسیار تأثیر گذار می خواند (۱/۱۳). او در آغاز هر سوره، مکی یا مدنی بودن سوره، سال نزول و جایگاه سوره درمیان سوره های قرآن را به بحث نشسته و نظریه مخالفان را به نقد و سنجش می گیرد.
برای نمونه سوره بقره را نخستین سوره مدنی می داند و نظریه آنان که سوره مطففین و قدر را نخستین سوره می شناسند به نقد می گیرد.
در نگاه جابری، قرآن پژوهان و تفسیر گران بر مدنی بودن سوره بقره اتفاق دارند و اختلاف ایشان بیشتر در سال نزول این سوره است. برخی مانند قرطبی سرآغاز نزول این سوره را اواخر سال دوم هجری می دانند و آیه (وَاتَّقُوا یَوْمًا تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى کُلُّ نَفْسٍ مَا کَسَبَتْ وَهُمْ لا یُظْلَمُونَ)(بقره/٢٨١) را آخرین آیه نازل شده معرفی می کنند، و شماری شروع نزول این سوره را اوایل سال اول و برخی اواخر سال اول هجرت می دانند.
جابری بر این باور است که سورههای مکی وحدت نزول دارند؛ به این معنا که یک دفعه فرود می آمده است، اما سورههای مدنی وحدت نزول ندارند. او پس از یادکرد نظریات مختلف در باب نزول سوره بقره و اینکه در مدت زمان نزول این سوره اختلاف است، به این نتیجه می رسد که این نظریات بحث وحدت سور مدنی را مردود نشان می دهد. اما سور مکی همگی وحدت در نزول دارند. (۱/۳۹)
صحابه، تابعین و قرآن شناسان بسیاری سوره های قرآن را بر اساس نزول مرتب ساخته اند. در مصحف پذیرفته شده الازهر ترتیب سوره ها این گونه آمده است:
۱.علق ۲.قلم ۳. مزمل ۴. مدّثر ۵. فاتحه۶. مسد ۷. تکویر ۸. اعلی۹. لیل ۱۰.فجر ۱۱. ضحی ۱۲. شرح ۱۳. عصر ۱۴.عادیات ۱۵. کوثر۱۶. تکاثر ۱۷. ماعون ۱۸. کافرون ۱۹. فیل ۲۰فلق ۲۱. ناس ۲۲.اخلاص ۲۳. نجم ۲۴. عبس ۲۵. قدر ۲۶. شمس ۲۷. بروج ۲۸. تین ۲۹. قریش ۳۰. قارعه ۳۱. قیامه ۳۲. همزه ۳۳. مرسلات ۳۴. ق ۳۵. بلد ۳۶. طارق ۳۷. قمر ۳۸. ص ۳۹. اعراف ۴۰. جن ۴۱. یس ۴۲. فرقان ۴۳. فاطر۴۴. مریم ۴۵. طه ۴۶. واقعه ۴۷.شعراء ۴۸. نمل۴۹. قصص ۵۰. اسراء ۵۱. یونس ۵۲. هود ۵۳. یوسف ۵۴. حجر ۵۵. انعام ۵۶. صافات ۵۷. لقمان ۵۸. سبا ۵۹. زمر ۶۰. غافر ۶۱. فصّلت ۶۲. شوری ۶۳. زخرف ۶۴. دخان ۶۵. جاثیّه۶۶. احقاف۶۷. ذاریات ۶۸.غاشیّه ۶۹. کهف ۷۰. نحل ۷۱. نوح ۷۲. ابراهیم ۷۳. انبیاء ۷۴. مؤمنون ۷۵. سجده ۷۶. طور ۷۷. ملک ۷۸. حاقه ۷۹. معارج ۸۰. نبأ ۸۱. نازعات ۸۲. انفطار ۸۳.
انشقاق ۸۴. روم ۸۵. عنکبوت ۸۶. مطفّفین ۸۷. بقره ۸۸. انفال ۸۹. آل عمران ۹۰. احزاب ۹۱. ممتحنه ۹۲. نساء ۹۳. زلزله ۹۴. حدید ۹۵. محمد ۹۶. رعد ۹۷. رحمن ۹۸. انسان ۹۹. طلاق ۹۹. بیّنه ۱۰۱. حشر ۱۰۲. نور ۱۰۳. حج ۱۰۴. منافقون ۱۰۵. مجادله ۱۰۶. حجرات ۱۰۷. تحریم ۱۰۸. تغابن ۱۰۹. صف ۱۱۰. جمعه ۱۱۱. فتح ۱۱۲. مائده ۱۱۳. توبه ۱۱۴. نصر.
تئودور نولدکه و بلاشر ترتیب سوره ها را به گونه ای دیگر آورده اند. به باور ایشان اشاراتی که در برخی سوره ها به وقایع تاریخی شده و همچنین اسلوب شماری از سوره ها، در تعیین زمان نزول آیه بسیار تأثیرگذار است. در نگاه نولدکه و بلاشر سوره علق دو بار نازل شده است؛ یک بار به عنوان اولین سوره و یک دفعه به عنوان سی و دومین سوره. چنان که سوره مدثر نیز دو مرتبه فرود آمده است؛ یک دفعه به عنوان دومین سوره و مرتبه دوم به عنوان سی و هفتمین سوره.
نولدکه و بلاشر ترتیب سوره ها بر اساس نزول را این گونه آورده اند:
۱. علق ۲. مدثر ۳. قریش ۴. ضحی ۵. شرح ۶. عصر ۷. شمس ۸. ماعون ۹. طارق ۱۰. تین ۱۱. زلزله ۱۲. قارعه ۱۳. عادیات ۱۴. لیل ۱۵.انفطار ۱۶. اعلی ۱۷. عبس ۱۸. تکویر ۱۹. انشقاق ۲۰. نازعات ۲۱.غاشیه ۲۲. طور ۲۳. واقعه ۲۴. حاقه ۲۵. مرسلات ۲۶. نبأ ۲۷. قیامه ۲۸. رحمن ۲۹. قدر ۳۰. نجم ۳۱. تکاثر ۳۲. علق (نزول دوم) ۳۳. معارج ۳۴. مزمل ۳۵. انسان ۳۶. مطفّفین ۳۷. مدّثر (نزول دوم) ۳۸. مسد ۳۹. کوثر ۴۰. همزه ۴۱. بلد ۴۲. فیل ۴۳. فجر ۴۴. بروج ۴۵. اخلاص ۴۶. کافرون ۴۷. فاتحه ۴۸. فلق ۴۹. ناس ۵۰. ذاریات ۵۱. قمر ۵۲. قلم ۵۳. صافات ۵۴. نوح ۵۵. دخان ۵۶. ق ۵۷. طه ۵۸. شعراء ۵۹. حجر۶۰. مریم ۶۱. ص ۶۲. یس ۶۳. زخرف ۶۴. جن ۶۵. ملک ۶۶. مؤمنون ۶۷. انبیاء ۶۸. فرقان ۶۹. نمل ۷۰. کهف ۷۱. سجده ۷۲. فصلت ۷۳. جاثیه ۷۴. اسراء ۷۵. نحل ۷۶. روم ۷۷. هود ۷۸. ابراهیم ۷۹. یوسف ۸۰. غافر ۸۱. قصص ۸۲. زمر ۸۳. عنکبوت ۸۴. لقمان ۸۵. شوری ۸۶. یونس ۸۷. سبأ ۸۸. فاطر ۸۹. اعراف ۹۰. احقاف ۹۱. انعام ۹۲. رعد ۹۳. بقره ۹۴. بیّنه ۹۵. تغابن ۹۶. جمعه ۹۷. انفال ۹۸. محمد ۹۹. آل عمران ۱۰۰. صف ۱۰۱. حدید ۱۰۲. نساء ۱۰۳. طلاق ۱۰۴. حشر ۱۰۵. احزاب ۱۰۶. منافقون ۱۰۷. نور ۱۰۸. مجادله ۱۰۹. حج ۱۱۰. فتح ۱۱۱. تحریم ۱۱۲. ممتحنه ۱۱۳. نصر ۱۱۴. حجرات ۱۱۵. توبه ۱۱۶. مائده.
جابری ترتیب یاد شده را جدید نمی شناسد. به باور، او ترتیب برآمده از روایت ابن عباس همخوانی بیشتری با مراحل دعوت پیامبر دارد تا ترتیب مورد نظر نولدکه و بلاشر.هم ایشان شناخت ترتیب نزول سوره ها به خصوص در باب تشریع و برخی از دانش های قرآنی مانند ناسخ و منسوخ را ضروری می خواند. در نگاه جابری، دقت و سنجش روایاتِ بیانگرِ ترتیب نزول
سوره ها ضروری است و اعتماد بیحد و حصر به این گونه روایات شایسته نیست.
نویسنده فهم القرآن تغییر در ترتیب سوره های قرآن را مشروط به هدفمندی و نتیجه دار بودن آن مقبول و معقول می شناسد. وی شناخت همخوانی مسیر دعوت و مراحل نزول و فهم استوار بر سیره را هدف خویش از دوباره مرتب سازی سوره های قرآن معرفی می کند و بر این اساس تغییر در ترتیب متعارف قرآن را معقول و مقبول معرفی می کند. (مدخل الی القرآن/۲۴۴-۲۴۵)
سوره ترتیب سوره ترتیب سوره ترتیب سوره ترتیب سوره ترتیب
بقره ۹۱ غاشیه ۶۸ طه ۴۵ شمس ۲۴ علق ۱
قدر ۹۲ انسان ۶۹ واقعه ۴۶ بروج ۲۵ مدّثر ۲
انفال ۹۳ کهف ۷۰ شعرا ۴۷ تین ۲۶ مسد ۳
آل عمران ۹۴ نحل ۷۱ نمل ۴۸ قریش ۲۷ تکویر ۴
احزاب ۹۵ ابراهیم ۷۲ قصص ۴۹ قارعه ۲۸ اعلی ۵
ممتحنه ۹۶ انبیاء ۷۳ یونس ۵۰ زلزله ۲۹ لیل ۶
نساء ۹۷ مؤمنون ۷۴ هود ۵۱ قیامه ۳۰ فجر ۷
حدید ۹۸ سجده ۷۵ یوسف ۵۲ همزه ۳۱ ضحی ۸
محمد ۹۹ طور ۷۶ حجر ۵۳ مرسلات ۳۲ شرح ۹
طلاق ۱۰۰ ملک ۷۷ انعام ۵۴ ق ۳۳ عصر ۱۰
بیّنه ۱۰۱ حاقه ۷۸ صافات ۵۵ بلد (نزول دوم) ۳۴ عادیات ۱۱
حشر ۱۰۲ معارج ۷۹ لقمان ۵۶ علق (نزول دوم) ۳۴ کوثر ۱۲
نور ۱۰۳ نباء ۸۰ سبأ ۵۷ مدّثر (نزول دوم) ۳۴ تکاثر ۱۳
منافقون ۱۰۴ نازعات ۸۱ زمر ۵۸ قلم ۳۵ ماعون ۱۴
مجادله ۱۰۵ انفطار ۸۲ غافر ۵۹ طارق ۳۶ کافرون ۱۵
حجرات ۱۰۶ انشقاق ۸۳ فصلت ۶۰ قمر ۳۷ فیل ۱۶
تحریم ۱۰۷ مزمل ۸۴ شوری ۶۱ ص ۳۸ فلق ۱۷
تغابن ۱۰۸ رعد ۸۵ زخرف ۶۲ اعراف ۳۹ ناس ۱۸
صف ۱۰۹ اسراء ۸۶ دخان ۶۳ جن ۴۰ اخلاص ۱۹
جمعه ۱۱۰ روم ۸۷ جاثیه ۶۴ یس ۴۱ فاتحه ۲۰
فتح ۱۱۱ عنکبوت ۸۸ احقاف ۶۵ فرقان ۴۲ رحمن ۲۱
مائده ۱۱۲ مطففین ۸۹ نوح ۶۶ فاطر ۴۳ نجم ۲۲
توبه ۱۱۳ حج ۹۰ ذاریات ۶۷ مریم ۴۴ عبس ۲۳
نصر ۱۱۴
ترتیب سوره های قرآن در نگاه جابری عبارت است از:
جابری بر خلاف نولدکه و بلاشر، سوره علق و مدثر را سوره سی و پنجم و سی و ششم قرار می دهد، نه سی و دوم و سی و هفتم.
شمار بسیاری از تفسیر گران و قرآن پژوهان سوره های مکی و مدنی را به تعریف نشسته اند. برخی سوره مکی را سوره ای می شناسند که در مکه نازل شده و سوره مدنی را سوره ای می دانند
که در مدینه نازل شده است. عده ای دیگر سوره مکی را سوره ای معرفی می کنند که با «یا أیّها النّاس» آمده است و سوره مدنی را سوره ای می-خوانند که با «یا أیّها الّذین آمَنوا» آمده است.
در برابر این دو گروه، برخی سوره مکی را سوره ای می بینند که پیش از هجرت نازل شده و سوره مدنی را سوره ای می خوانند که پس از هجرت فرود آمده است.
جابری از میان تعاریف یاد شده، تعریف سومی را انتخاب کرده است: «سورههای مدنی سوره هایی هستند که پس از هجرت نازل شده اند، اعم از اینکه در مدینه یا بیرون مدینه نازل شده باشند، وسوره های مکی سوره هایی هستند که پیش از هجرت نازل شده، اعم از اینکه در مکه نازل شده باشد یا بیرون مکه.» (۳/۳۵)
به باور جابری، اختلاف شدیدی میان مفسران و قرآن پژوهان در تعیین سورههای مکی و مدنی وجود دارد. چه بسیار سوره هایی که برخی مدنی میشناسند و شماری دیگر مکی و چه بسیار سوره هایی که عده ای مکی و گروهی دیگر مدنی می خوانند.
اختلاف میان تفسیر نویسان نه تنها در شناسایی سوره های مکی یا مدنی، بلکه در تعیین آیات مکی و مدنی نیز وجود دارد. آیات بسیاری که مدنی شناخته میشود، در سورههای مکی وجود دارد و آیات کمتری که مکی نامیده می شود، در سور مدنی جای گرفته است. در تعیین آیات مکی و مدنی نیز میان تفسیرگران و قرآن نویسان اختلاف است. برخی تمامی آیات سورههای مکی را مکی و تمامی آیات سورههای مدنی را مدنی میشناسند.
در نظرگاه جابری هر سوره ای که مکی شناخته شود، تمامی آیاتش مکی خواهد بود و هر سوره ای که مدنی دانسته شود، تمامی آیاتش مدنی خواهد بود و آنان که برخی آیات سوره های مکی را
مدنی و شماری از آیات سوره های مدنی را مکی می-شناسند، به حدس و گمان چنین ادعایی دارند. (۳/۳۶)
جابری در کتاب «مدخل الی القرآن الکریم» به معیارهای شناخت سورههای مکی و مدنی اشاره دارد. او یکی از ملاک های دانشمندان علوم قرآن را عبارت «یا أیّها الّذینَ آمَنوا» برای شناسایی سورههای مدنی و عبارت «یا أیّها النّاس» برای شناخت سورههای مکی معرفی می کند.
معیار یاد شده در تفسیر جابری به نقد گذاشته شده است، آنجا که جابری در نقد دیدگاه کسانی که آیه «یا أیّها النّاس اتّقوا ربّکم ...» را به استناد عبارت «یا أیّها النّاس» مکی معرفی می کنند؛«اینکه گفته شده هر سوره ای که در سرآغاز آن «یا أیّها النّاس» است مکی و هر سوره ای که در آغاز آن «یا أیّها الّذینَ آمَنوا» آمده مدنی است، یک قاعده کلی و عام نیست، چه اینکه کلمه «ناس» افاده عموم میکند.» (۳/۲۰۹)
او بر اساس این باور «النَّاسُ» در آیه شریفه (یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ)(بقره/٢١) را مشرکان معرفی می کند و دلیل این ادعا را دعوت مشرکان به تحدی ـ (وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ)(بقره/۲۳) ـ می داند. (۳/۴۱)
در نگاه جابری نود سوره از سوره های قرآنی مکی است که در مجلد اول و دوم «فهم القرآن الکریم» به تفسیر گذاشته می شود و بیست و چهار سوره مدنی است که در مجلد سوم کتاب طرح میشود. (۳/۳۶)
جابری ملاک هایی برای مرتب سازی سورههای قرآن عرضه می دارد.
معیار نخست: تمییز میان سورههای مکی و مدنی
جابری از قرار دادن برخی سوره ها در شمار سور مکی ابا ندارد، هر چند این گونه سوره ها در ترتیب معتبر جزء سوره های مدنی آمده باشد. به باور او در شناسایی سور مکی و مدنی باید به مضمون و اسلوب آنها توجه داشت، بنابراین اگر مضمون و اسلوب سوره ای سازگار با مکی بودن سوره باشد یا دلایلی بر مکی بودن سوره وجود داشت، باید سوره مورد نظر را در شمار سور مکی قرار داد، هر چند درترتیب معتبر جزء سورههای مدنی آمده باشد.
جابری مراحل نزول قرآن مکی را این گونه تقسیم می کند:
الف) دعوت پنهانی که سه سال به درازا کشید. در این مرحله آیات خطاب به پیامبر است و تأکید بر بعث،حساب، وعد و وعید و صحنه های قیامت است.
ب) آغاز تعرض به بتها و درگیری با قریش
ج) تعرض به بتها و اذیت و آزارهای قریش
د) محاصره پیامبر و مسلمانان در شعب ابی طالب
هـ) برچیده شدن حلقه محاصره و دعوت عمومی مردم به اسلام
نویسنده فهم القرآن جدا سازی مراحل یاد شده را در راستای مرتب سازی سوره-های مکی ضروری و در عین حال بسیار سخت می خواند. (مدخل الیالقرآن، /۲۵۴)
سوره های قرآن به دو گروه تقسیم می شوند: شماری تنها به یک فراز از دعوت پیامبر اشاره دارد و تعدادی دو فراز را مورد توجه قرار داده است. برای نمونه سوره علق از دو قسمت متمایز شکل گرفته است. قسمت نخست آن که پنج آیه نخست سوره را تشکیل می دهد، به مرحله نخست دعوت اشاره دارد و قمست دوم ناظر به مراحل بعدی است. سوره مدثر و قلم نیز به دو فراز متفاوت از مراحل دعوت پیامبر اشاره دارد که فاصله میان این دو فراز گاه به چند سال نیز می رسد.
جابری در مرتب سازی سورههای قرآن از چندین ملاک و معیار بهره می برد:
یکی از منابع نویسنده «فهم القرآن الحکیم» در مرتب سازی سوره های قرآن، صحیفه های برجای مانده از پیشینیان است. برای نمونه جایگاه «معوذتین» در میان سوره های قرآن بر اساس الواح تعیین شده است.
استناد جابری به الواح به معنای اعتبار مطلق و بیقید و شرط الواح نیست، چه اینکه در مواردی نویسنده چینش آیات را متفاوت از الواح قرار می دهد. برای نمونه سوره مدثر را دومین سوره قرآن قرار می دهد، در حالی که در الواح برجای مانده سوره قلم دومین سوره معرفی شده است.
اسباب نزول در تفسیر فهم القرآن نقش بسیار برجسته ای در تعیین جایگاه سوره ها دارد.
نمونه نخست: سوره مسد به استناد سه سبب نزول در شمار سوره های مرحله نخست مکی و از جهت نزول در جایگاه سوم قرار گرفته است.
نمونه دوم: سوره فاطر به استناد اسباب نزول در ردیف سوره هایی قرار می گیرد که در سال پنجم فرود آمده است.
بر اساس سبب نزول آیه (أَفَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ فَلا تَذْهَبْ نَفْسُکَ عَلَیْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یَصْنَعُونَ)(فاطر/٨)، آیه در مورد اسلام آوردن عمراست و از آن جهت که عمر در سال پنجم اسلام آورده است، بنابراین سوره فاطر در سال پنجم نازل شده است. (۱/۲۸۰)
جابری دانستن روایات را مفید، اما محدود کردن خویش به روایات را نامطلوب معرفی می کند. در نگاه او نص سوره در تشخیص مکی و مدنی بودن سورهها پراهمیت است، نه روایات و یا صحت سند روایات و برابر سازی سوره با روایات، به خصوص اینکه بر اساس آیه ۸۲ سوره نساء، اختلاف در قرآن نفی شده است. (۳/۲۶۴)
آیات سوره از دیگر نشانه هایی است که نویسنده فهم القرآن برای تعیین جایگاه سوره ها مورد استفاده قرار می دهد.
نمونه اول: آیه شریفه (وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلا)(مزمل/٤) نشان از آن دارد که سوره مزمل سومین سوره نازل شده بر پیامبر نیست، چه اینکه عبارت یاد شده اقتضا دارد که مقداری از قرآن نازل شده باشد که برای ترتیل در شب یا بخشی از شب کفایت کند.
نمونه دوم: آیه شریفه (فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَهٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ)(مائده/٥٢) ناظربه صلح حدیبیه است و سوره مائده در سال هفتم و درست پس از صلح حدیبیه فرود آمده است.
هم ایشان دو آیه نخست سوره مائده را ناسازگار با نزول سوره مائده در سال حجه الوداع می خواند و قسمت دوم آیه دوم را اشاره به صلح حدیبیه و شعائر عمره القضا می داند، نه حجه الوداع. او درتفسیر آیات نخست سوره مائده می نویسد: «وَلا یَجْرِمَنَّکُمْ (یحملنکم) شَنَآنُ (بغض) قَوْمٍ (بسبب) أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ (فی واقعه الحدیبیه) أَنْ تَعْتَدُوا (علیهم انتقاما) و (بدلا من ذلک) َتَعَاوَنُواعَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلا تَعَاوَنُوا عَلَى الإثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ». (۳/۳۵۲)
در جای جای تفسیر فهم القرآن سیاق آیات در خدمت تعیین جایگاه سوره و آیات قرار گرفته است.
نمونه نخست: جایگاه سوره عادیات بر اساس سیاق سوره های قبلی تعیین میشود؛ «از آن جهت که این سوره در سیاق سور قبلی قرار می گیرد، این سوره را در این جایگاه قرار دادم.» (۱/۶۳)
نمونه دوم: در تعیین جایگاه سوره ماعون از سیاق استفاده شده و مدنی بودن تمامی سوره یا بخشی از سوره مردود خوانده شده است. (۱/۷۰)
نمونه سوم: سوره فیل به قرینه سیاق متصل به سوره کافرون قرار داده شده است. (۱/۷۵)
نمونه چهارم: نزول آیه(الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ)و (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإسْلامَ دِینًا)با توجه به سیاق در حجه الوداع رخ نداده است.(۳/۳۵۴)
نمونه پنجم: قرار گرفتن سوره مدثر به عنوان دومین سوره قرآن و ناهمخوانی محتوای سوره قلم و مزمل دلیل اصلی مخالفت جابری با ترتیب مورد نظر مفسران است. به باور جابری اگر سوره قلم دومین سوره و سوره مزمل سومین سوره قرآن شناخته شود، در این صورت همخوانی میان سوره نخست و سوره دوم و سوم وجود نخواهد داشت، چه اینکه دو سوره قلم و مزمل در رد بر منکرین نبوت پیامبر است، در صورتی که سوره نخست که سوره علق خوانده می شود، به هیچ روی در این مقام نیست.
یکی از ملاک های شناخت سوره های نخست قرآن کوتاهی سوره ها و آیات آنهاست. (۱/۲۳) برای نمونه در تعیین جایگاه سوره مزمل و قلم مضمون این دو سوره، شکل خطاب و حجم آیات مورد توجه جابری قرار می گیرد:
«و وفقاً لهذه الروایات الثلاث تکون هذه السوره قد نزلت فی المرحله التی تتحرک فیها فعلا، و تکون الرتبه الثالثه فی ترتیب النزول مناسبه لها.» (۱/۳۸)
چنان که در مرتب سازی سوره فلق و ناس، حجم و اسلوب دو سوره از دلایل مکی بودن معرفی شده است. (۱/۷۶)
موضوع سوره یکی دیگر از ملاک های جابری برای شناسایی جایگاه سوره است. برای نمونه سوره ماعون با توجه به مضمون آن در شمار سوره های مکی قرار گرفته است. هم ایشان حرف عطف را دلیل پیوند قسمت اول و دوم سوره ماعون خوانده و مراد از «صلاه» و «زکات» را صلات و زکات اصطلاحی نمی داند تا عدهای با استناد به آنها از مدنی بودن سوره سخن گویند. (۱/۷۰-۷۱)
البته جابری اسلوب و مضمون را ملاک کافی برای مکی بودن یا مدنی بودن سوره نمی بیند، بلکه بر این باور است که باید دیگر شرایط نیز در تعیین سورههای مکی و مدنی مورد توجه قرار گیرد. برای نمونه برخی مضمون و اسلوب آیات نخست یا به تعبیر جابری مقدماتی سوره حدید را دلیل مکی بودن این سوره میشناسند. جابری در برابر این عده می گوید:
«ولکن اذا نحن اعتبرنا ما یتبع مقدمات کثیر من السور المکیه و المدنیه من کون کثیر منها تأتی فی صیغه الدعاء، او فی صیغه الافتتاح بالتأکید علی ثوابت العقیده، سهل علینا تجاوز القول بانّها مکیه.» (۳/۲۵۸)
جابری مکی بودن سوره حدید را برنمی تابد و نظریه مکی بودن را حدس و گمان معرفی می کند.
جابری در مرتب سازی سوره های قرآن بر برابر سازی مراحل دعوت و نزول هر چند به صورت نسبی و نه مطلق تأکید دارد، تا آنجا که ترتیب سوره ها را منطقی می-شناسد. (۱/۱۷) در نظرگاه او ارتباط و تطابق مراحل نزول بر مراحل دعوت، امکان شناخت سوره های مکی و مدنی را فراهم می سازد. (۳/۳۶)
نمونه اول: در مرتب سازی سوره مدثر از همخوانی سوره با حقایق و واقعیت ها سود برده و سوره مدثر را دومین سوره قرآن معرفی می کند.
نمونه دوم: در تعیین جایگاه سوره انفال از رخدادهای عصر نزول بهره می گیرد. جنگ بدر در نیمه سال دوم هجری و دو ماه پس از تغییر قبله از بیت المقدس به مکه رخ داده است، بنابراین سوره انفال که ناظر به این ماجراست، در سال دوم فرود آمده است. (۳/۱۱۵)
نمونه سوم: جابری اشاره سوره آل عمران به جنگ بدر و جنگ احد را که در سال سوم اتفاق افتاده، مؤید ترتیب نزول و تعیین زمان نزول این سوره معرفی میکند. (۳/۱۳۴)
نمونه چهارم: در بحث تاریخ نزول سوره نور از وقایع تاریخی بهره می برد. در این سوره قصه افک آمده است و چون این قصه در جنگ بنی مصطلق رخ داده است و از آن سو جنگ بنی مصطلق در سال ششم اتفاق افتاده، نزول سوره نور در اواخر سال ششم و پیش از صلح حدیبیه را نتیجه می گیرد. (۳/۲۸۷)
نمونه پنجم: نزول آیات نخست سوره مائده در حجه الوداع را برنمی تابد. در نگاه جابری نظریه یاد شده اقتضا دارد که سوره مائده پس از سوره نصر یعنی فتح مکه فرود آمده باشد، نه سال دهم و در حجه الوداع. (۳/۳۵۴)
یکی دیگر از منابع نویسنده فهم القرآن در تعیین جایگاه سوره های قرآن، روایات است. برای نمونه در تعیین جایگاه سوره مزمل از روایت عایشه سود برده شده و همراهی عایشه با پیامبر به هنگام نزول قرآن، دلیل نزول این سوره در مدینه معرفی شده است. (۱/۳۱) همچنین جایگاه سوره حدید با توجه به روایات مشخص شده است؛«و یفهم من بعض الروایات انها نزلت علی الارجح فی السنه الرابعه او الخامسه للهجره.» (۳/۲۵۷)
یکی دیگر از معیارههای جابری در مرتب سازی سوره های قرآن نوع خطاب است. به باور او سوره هایی که خطاببه پیامبر است یا در دفاع از پیامبر و زندگی آن حضرت فرود آمده است، مدنی شناخته می شود. (۱/۲۳)
یکی دیگر از معیارهای جابری برای شناخت سوره ها نوع کلماتی است که در سوره به کار رفته است. برای نمونه کاربرد بسیار کلمه «رب» یکی از ملاک های جابری برای تعیین سوره های مرحله نخست مکی است. در نگاه او کلمه «الله» برای نخستین بار در سوره اخلاص که بیست و دومین سوره قرآن است به کار رفته است، اما در سوره های قبلی کلمه «رب» به کار رفته است. (۱/۲۳)
جابری سوره های مکی را به دو دسته تقسیم می کند و برای هر دسته یک یا چند محور اصلی قرار می دهد. او در تفسیر هر سوره توجه بسیار به مباحث مهم و اصلی سوره دارد و بر اساس موضوعات اصلی، تفسیر خویش را به سرانجام میرساند. برای نمونه در تفسیر سوره اعلی سه محتوا بیان می شود: محتوای اول در ربوبیت، محتوای دوم در نبوت و محتوای سوم در معاد.
آیات نخست سوره ناظر به ربوبیت است و مخاطب آنها پیامبر. در این آیات پیامبر به بزرگ داشتن آفریدگار هستی و نظمْ آفرین جهان و ... فرا خوانده شده است.
آیات دسته دوم بر محور نبوت قرار گرفته؛ از خواندن قرآن بر پیامبر و فراموش نکردن آیات سخن گفته شده، تذکر به مردم از پیامبر خواسته شده و آن حضرت به تبلیغ رسالت خویش دعوت شده است.
آیات دسته سوم از موضعگیری مردم در برابر پیامبران می گوید؛ مردم را به دو دسته مؤمن و کافر تقسیم می کند، مؤمنان را اهل بهشت و کافران را شقی و سزاوار جهنم معرفی می کند. (۱/۴۴)
جابری در تفسیر آیات از یک سو به واقعیت ها و رخدادها و از سویی دیگر به سیره توجه دارد. بر این اساس در تفسیر سوره «ص» که نخستین سوره مرحله سوم است، نخست به شکل ظاهری سوره ها و اینکه سوره ها از کم حجم و تقریباً مسجع شروع می شود و به سوره های بلند میرسد، اشاره میکند و آن گاه از تغییر مضمون برابر با نیازها و واقعیت های عصر نزول می گوید.
بستر نزول نه تنها در تفسیر آیات، بلکه در نقد نظریات مخالفان نیز کاربرد دارد. برای نمونه تفسیر «الْمُدَّثِّرُ» به «اللابس لباس النبوه» و همچنین «ثیابک فطهر» به «تطهیر نفسه» را برنمی تابد و این دو تفسیر را با حقایق تاریخی ناسازگار می شناسد. (۱/۳۴)
هم ایشان نظریه آنان که مراد از «العصر» را نماز عصر می شناسند برنمی تابد و در نقد آن از بستر نزول سود می برد (۱/۶۱). چنان که تفسیر زمخشری، واحدی و فخر رازی از سوره بینه را با بستر نزول ناسازگار معرفی می کند. (۳/۲۷۷)
در مرحله بعد، از تطابق سیره با واقعیت ها و هماهنگی محتوای سوره و سیره می-گوید و بیشتر تفسیر سوره به سیره و سیره به سوره را دنبال میکند.
جابری به زیبایی تمام سوره های مکی را به موضوعات اصلی این سوره پیوند می دهد. برای نمونه در تفسیر سوره عبس، سه اصل اعتقادی را از برخورد پیامبر با نابینا نتیجه می گیرد:
در اصل اول از اهمیت برقراری عدل و مساوات توسط پیامبر می گوید و ارتباط نبوت با مسائل اجتماعی را تبیین می کند.
اصل دوم ناظر به توحید و تبیین این نکته است که اسباب بینیازی از سوی خداست.
اصل سوم ناظر به بحث معاد است و از بهشت و دوزخ یا همان سعادت و شقاوت می گوید. (۱/۱۰۸)
به باور جابری ترتیب قرآن موجود همان ترتیبی است که در قرآن جمعآوری شده در عصر عثمان وجود داشت، اما اینکه گروه جمعآوری کننده قرآن بر چه اساسی قرآن را مرتب کردند، مشخص نیست. اما آنچه از قرآن موجود می توان نتیجه گرفت، اینکه قرآن بر اساس مقدار آیات هر سوره مرتب شده است. سورههایی که تعداد آیات آنها بسیار است اول قرار گرفته و سوره هایی که تعداد آیات کمتری دارد، به ترتیب در قسمت هایی بعدی قرار گرفته است، هر چند در این میان استنثا وجود دارد.
در نگاه جابری سوره های قرآن بر اساس اصناف سوره ها دسته بندی شده است. سوره های بلند در ابتدای قرآن، سوره های مئون بعد از سوره های بلند، سوره های مثانی بعد از مئون و سوره های مفصلات پس از سوره های مثانی آمده است.
۱. مقصود جابری از اصالت نص، همان نص قرآن نیست، چه اینکه او معتقد است که قرآن موجود همان قرآنی است که بر پیامبر نازل شده و در عصر عثمان جمعآوری شده است، بلکه مراد او از اصالت نص قرآن، متن قرآن با قطع نظر از تفاسیر مختلف و ایدئولوژی شده است.
----------------------------
عنوان مقاله : تفسیر «فهم القرآن الحکیم» در نگاهی گذرا
| ● نویسنده : محمّد بهرامى | ||
|
||
| ● منبع: پژوهشهای قرآنی-تابستان وپاییز1389-شماره62-63 |
مدیر شبکه قرآن و معارف سیما در نشست خبری این شبکه که به منظور تشریح جزئیات برنامههای نوروزی برگزار شد، از تولید ۱۷ برنامه ویژه نوروز ۹۶ از سوی این شبکه خبر داد. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) نشست خبری پیرامون تشریح جزئیات برنامههای نوروزی شبکه قرآن و معارف سیما و طرح بزرگ قرآنی ۱۴۵۱ امروز، ۲۴ اسفند با حضور محمدحسین محمدزاده، مدیر شبکه قرآن و معارف سیما در سالن اجتماعات شبکه قرآن برگزار شد.
محمدزاده بیان کرد: ۱۷ عنوان برنامه جدید و با رویکردی متفاوت برای نوروز ۹۶ تدارک دیده شده که شامل مستند، ارائه برنامههای ترکیبی و برنامههایی با مخاطب نوجوان و برنامههای پاسخگویی به سؤالات و شبهات و برنامههای کوتاه با مضامین بلند قرآنی است.
وی افزود: ویژگی نوروز ۹۶ این است که برنامهای با محوریت سوره حجرات و با گرایش پرداختن به آموزههای اخلاقی آن تدارک دیده شده است چنان که مؤمنان نیز باید به آن صفات آراسته شوند.
مدیر شبکه قرآن سیما در ادامه اظهار کرد: یکی از مستندها به تهیهکنندگی علی مهام به نام «حیات بندگی» است که زندگی علمای معاصر شیعه را به تصویر کشیده است که به مدت دو سال تولید آن طول کشیده است؛ چرا که به صورت بازسازی بوده و برای ساخت دورانهای نوجوانی و جوانی و بزرگسالی زحمات زیادی کشیده شده است و باید در انتخاب بازیگر دقت زیادی میشد.
وی بیان کرد: یکی دیگر از مستندها مربوط به معرفی مساجد مناطق محروم جنوب کشور است. این مستند «سایه رحمت» نام دارد و مستند دیگر نیز «بهار انس» نام دارد که محوریت آن پوشش جلسات قرآن آخر سال است که معمولاً به صورت جشن برگزار میشود.
محمدزاده تصریح کرد: اکثر این برنامه به جهت ایجاد فضای معنوی و متناسب با فضای جشنگونه نوروز انتخاب شده است و ویژگی همه برنامهها چنین است.
مدیر شبکه قرآن در پایان خاطرنشان کرد: در حوزه تلاوت، ۴۰ تلاوت شاهکار از قراء ممتاز جهان اسلام انتخاب شده که حوزه تلاوت شبکه قرآن سیما آن را ارائه میدهد که دو ویژگی دارد یکی این که شاهکار هستند و دیگر اینکه برای اولین بار پخش میشوند.
محمدزاده در مورد مستند دیگری که قرار است از شبکه قرآن در ایام نوروز پخش شود بیان کرد: این مستند مربوط به سفر دانشآموزان به سرزمینهای عملیاتی دفاع مقدس در قالب کاروان راهیان نور است. همچنین این مستند، مسابقهای را دنبال میکند که از مخاطب میخواهد تا بدان پاسخ دهد مسابقه به این صورت است که پاسخ هر سوال دارای دو بخش میباشد که بخش دوم، عبارت پاسخ کلمه آسمانی است و بخش اول را مخاطب باید حدس بزند. مانند سفر آسمانی یا سرزمین آسمانی یا این قبیل موارد.
مدیر شبکه قرآن سیما تصریح کرد: مستند دیگری به نام نشانهها آماده پخش است که در این مستند بهترین تصاویر از طبیعت از بهترین تهیهکنندگان انتخاب شده و با پردازش قرآنی، مجموعه خوبی به مخاطب ارائه میشود.
وی در ادامه افزود: برنامه دیگری که مورد علاقه بینندگان است و در شورای توسعه فرهنگ قرآنی پیشنهاد آن ارائه شده که رسانه ملی این طرح را انجام دهد برنامه نورالانور است که از ۱ فروردین ۹۶ روی آنتن میرود و محوریت آن نیز پخش یک صفحه از قرآن به صورت روزانه است.
مدیر شبکه قرآن و معارف سیما در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به راهاندازی سایت جدید شبکه قرآن تصریح کرد: یکی از ویژگیهای فنی و بسیار متمایزی که این سایت دارد و سایتهای مشابه از آن برخوردار نیستند این است که امکان پخش زنده برنامههای شبکه به راحتی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
وی در ادامه افزود: در مورد پاسخگویی به شبهات هم برنامه «پرسمان» در ایام نوروز پخش میشود که این برنامه مورد تقدیر مقام معظم رهبری قرار گرفت که البته این برنامه گرایش عیدانه دارد. سوالات هم غالبا با حال و هوای اوقات فراغت هست.
محمدزاده بیان کرد: برنامه دیگر شبکه در ایام نوروز «یاد خداست» که با موضوع ولایت در قرآن تقدیم علاقهمندان میشود. این موضوع در رسانه کم و بیش به آن پرداخته شده، اما کاری که در این برنامه انجام میشود و در راستای بررسی مفهوم ولایت است، کاری تقریباً جدید به شمار میرود.
مدیر شبکه قرآن در مورد ویژهبرنامه تحویل سال شبکه بیان کرد: این برنامه «روز نو» نام دارد که در روز تحویل سال از ساعت ۹ تا ۱۵:۳۰ با آیتمهای جذاب و میهمانان متنوع تقدیم علاقهمندان خواهد شد. همچنین ویژهبرنامهای را در نظر گرفتهایم که ۷ قاری ممتاز، ۷ سلام قرآنی را قرائت کردهاند و در فواصل برنامه تقدیم علاقهمندان میشود. این برنامه پس از تحویل سال به صورت شبانگاهی به مخاطب ارائه میشود، همچنین قرار است در این برنامه، مراسم عقد یک زوج جوان نیز برگزار شود.
محمدزاده با اشاره به یکی پرمخاطبترین شبکههای برنامه تصریح کرد: یکی از برنامههایی که در قالب تفریح و سرگرمی و مسابقات تدارک دیده شده برنامه «اسراء» است این برنامه با طراحی جدید و فضای متفاوت نسبت به ادوار گذشته از تاریخ ۲۸ اسفندماه روی آنتن میرود و به فاصله حدود دو روز از شبکه امید نیز پخش میشود.
وی در مورد برنامه تحویل سال بیان کرد: سعیمان بر این است با امکان مذهبی نظیر حرم امام رضا(ع) حرم حضرت معصومه(س) و حرم شاهچراغ ارتباط داشته باشیم و در شب تحویل سال هم به صورت مستقیم با مشهد مقدس ارتباط خواهیم داشت و در ایام نوروز حدود ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه بامداد با فضای راهیان نور ارتباط برقرار خواهیم کرد.
وی در ادامه بیان کرد: برنامه دیگری که با موضوع سبک زندگی پخش میشود، برنامه عطر زندگی نام دارد که در مورد ارائه تغذیه سالم فعالیت داشته و در این زمینه طرفداران خوبی را تا به امروز جذب کرده است.
مدیر شبکه قرآن سیما تصریح کرد: سخنرانیهای اخلاقی به صورت کوتاه تهیه شده که در میان برنامهها پخش میشود. دو برنامه سخن روز و بیان نکات معرفتی در قالب برنامه آشنا و زندگی- بندگی آماده شده که قرار شده از همه شبکهها پخش شود.
محمدزاده در ادامه سخنانش به طرح قرآنی ۱۴۵۱ اشاره و بیان کرد: سال ۹۵ محوریت این طرح با سوره حدید بود، اما در سال ۹۶ این طرح در قالب دو سوره به مخاطبان ارائه میشود ویژگی طرح ۱۴۵۱ در این است که امسال ماه رمضان در تابستان نیست و از اوایل خردادماه رمضان آغاز میشود و تا اوایل تیرماه به پایان میرسد و لذا از طرفی در ماه رمضان نیز شبکه مخاطبان خاص خود را دارد.
وی در ادامه افزود: در این دوره، برای ایام ماه رمضان طرح ۱۴۵۱ با محوریت سوره ملک تقدیم علاقهمندان میشود، چنانکه ماه رمضان ۳۰ روز است و سوره ملک نیز ۳۰ آیه دارد و قرار شده هر روز قبل از اخبار ساعت ۱۴ یک آیه از سوره ملک نیز پخش شود.
محمدزاده بیان کرد: این طرح، طرحی فراگیر است و از جهت جنس مخاطب، مقاطع سنی و برگزارکنندگان این طرح، طرحی ملی به شمار میرود که فقط به یک نوع خاص از مخاطب محدود نیست و همه نهادها در یک فضای همافزا، اقدام به برگزاری این طرح میکنند.
محمدزاده در مورد محور دوم طرح ۱۴۵۱ که برای بعد از ماه رمضان و ایام تابستان تدارک دیده شده تصریح کرد: سورهای که برای این ایام در نظر گرفته شده، سوره واقعه است که البته به صورت ناخودآگاه تعداد آیات این سوره که ۹۶ آیه است با سال ۹۶ تقارن پیدا کرده که سعی میکنیم از این تقارن در تبلیغات استفاده کنیم.
مدیر شبکه قرآن سیما با برشمردن برخی از ویژگیهای منحصر به فرد طرح ۱۴۵۱ بیان کرد: یکی از ویژگیهای این طرح، ورود حداکثری رسانه خصوصا تلویزیون در پوشش این طرح است که حتی اگر بشود بنا داریم در سریالهای ماه رمضان که از شبکههای مختلف پخش میشود این طرح را معرفی کنیم. به این صورت که مثلا اگر یک سریال سکانسی برای کودکان در نظر گرفته است، آن سکانس با طرح ۱۴۵۱ به گونهای مرتبط شود که گویی این کودکان درگیر این طرح هستند.
وی با اشاره به ویژگی دیگری این طرح تصریح کرد: امتیاز دیگر این است که برخی نهادهایی که تاکنون در هیچ دورهای از این طرح بزرگ قرآنی شرکت نکرده بودند در این دوره حضور دارند که از جمله آنها میتوان به حضور فضای دانشگاهی کشور در آن اشاره کرد.
وی در ادامه افزود: با مراکز استانی در رسانه ملی رایزنی شده تا این طرح به صورت عمومی از همه شبکهها پخش شود و مانند ادوار قبل فقط منحصر به چند شبکه عمومی نباشد.
محمدزاده در ادامه با اشاره به بینالمللی شدن طرح بزرگ قرآنی تصریح کرد: بنا داریم به فضای بینالمللی ورود کنیم که برای اولین دوره بینالمللی آن با سه کشور لبنان، عراق و سوریه قصد داریم کار را آغاز کنیم که البته پیشنهاد شده کشورهای دیگری در این طرح حضور داشته باشند.
مدیر شبکه قرآن در پاسخ به سوال ایکنا در خصوص کم شدن بودجه فعالیتهای قرآنی کشور و تاثیر آن در روند تولید برنامههای شبکه بیان کرد: تمام ۱۷ برنامهای که برای نوروز تدارک دیده شده در شرایط حساس تولید شده و باید توجه کرد که اتکا به بودجه خوب است، اما اینکه صرفا بخواهید فقط به بودجه شورای توسعه فرهنگ قرآنی بسنده کنیم خوب نیست. البته شورای توسعه نگاه خوبی به شبکه دارد و در این زمینه به ما کمک کرده و میکند.
وی در پاسخ به سوال دیگر خبرنگار ایکنا در خصوص کاندیداهای شبکه قرآن برای برنامه نوروزی سه ستاره تصریح کرد: برنامه گفتوگومحور پرسمان، کاندیداهای این جشنواره است و البته در تابستان شبکه قرآن جشنوارهای خواهد داشت که محوریت آن برنامههای معارفی خواهد بود و جزئیات آن متعاقبا اعلام خواهد شد.
یکی از قاریان بینالمللی کشورمان به ارائه یک پیشنهاد برای قرآنی برگزار کردن لحظات تحویل سال و معنویت بخشیدن بیشتر به این لحظات ارائه داده است. علیاصغر شعاعی، قاری بینالمللی کشورمان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با اشاره به اینکه باید تلاش کنیم تا فرهنگ قرآنی در زمان تحویل سال و ایام عید نوروز به عینه دیده شود، گفت: توجه به قرآن و راهاندازی یک پویش برای قرآنی کردن زمان تحویل سال ضروری به نظر میرسد.
وی افزود: چه زیباست بهار طبیعت و سال نو را با فرازی از آیات الهی آغاز کردن؛ چرا که بیشک یکی از عوامل گسترش انس با قرآن کریم در میان اقشار جامعه، قرائت و استماع آیات الهی در موقعیتهای زمانی خاص همچون تحویل سال است که همه توجهات معطوف لحظهای بیادماندنی است.
شعاعی با اشاره به اینکه بسیار زیبا خواهد بود که این لحظه معنوی متبرک به آیهای از قرآن با صوت دلنشین (البته در اوج صدا و حداکثر نیم دقیقه) یکی از قاریان ممتاز کشور شود و سپس سال نو اعلام شود. در حقیقت نماد شروع سال نو قرآن شود.
وی در پایان در مورد آیات پیشنهادی برای این کار، گفت: پیشنهاد میشود برای قرآنی شدن لحظات سال نو در اماکن مختلف یک دقیقه یا ۳۰ ثانیه قبل از لحظه سال تحویل، آیاتی همچون آیه ۱۱۴ سوره مبارکه مائده و یا آیات دعایی مانند آیةالکرسی توسط قاری ممتازی تلاوت شود. البته میتوان سنت حسنه تلاوت آیه اول آیةالکرسی را نیز به صورت همگانی و کاملاً رسمی لحظاتی قبل از سال تحویل اجرا کرد.
آیه ۱۱۴ سوره مبارکه مائده و ترجمه آن؛ «قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ؛ عيسى پسر مريم گفت: بارالها پروردگارا از آسمان خوانى بر ما فرو فرست تا عيدى براى اول و آخر ما باشد و نشانهاى از جانب تو و ما را روزى ده كه تو بهترين روزى دهندگانى».
سازمان دارالقرآن الکریم از جامعه قرآنی کشور برای حضور در مراسم گرامیداشت دهمین سالگرد ابوالشهید مرحوم استاد علی اربابی دعوت کرد.
در این فراخوان آمده است: «با توجه به فرارسیدن دهمین سالگرد ابوالشهید و استاد قرآن کریم، جناب استاد حاج علی اربابی، دفتر ریاست سازمان دارالقرآن الکریم و روابط عمومی این سازمان از همه قرآنیان و جامعه قرآنی دعوت میکند تا در مراسم گرامیداشت دهمین سالگرد رحلت ایشان که شامگاه چهارشنبه، ۲۵ اسفندماه بعد از نماز مغرب و عشا در محل امامزادگان واجب التکریم پنج تن(ع) لویزان برگزار میشود، شرکت کنند».
همچنین، منصور آقامحمدی، مدیر روابط عمومی سازمان دارالقرآن الکریم طی سخنانی در رابطه با مرحوم استاد اربابی بیان کرد: استاد علی اربابی بیش از نیم قرن از عمر بابرکت خود را در حوزه ترویج و آموزش قرآن کریم سپری نموده و همچنین، با حضور در کشور مصر و ارتباط با اساتید قرآنی چون مصطفی اسماعیل و دیگر اساتید، یکی از تأثیرگذارترین معلمین و اساتید قرآنی کشور در قبل و بعد از انقلاب اسلامی است و بدون تردید اکثر چهرههای فرهیخته قرآنی کشور که در حوزه قرآن فعالیت دارند، بارها و بارها در جلسات ایشان حضور یافته و از محضر این استاد ارزشمند و پدر بزرگوار شهید استفاده و بهره بردهاند.
وی افزود: یکی از افتخارات استاد اربابی، تقدیم جوان برومند خود(شهید امیر اربابی) در راه حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و دفاع از مرزهای پرافتخار این کشور است و علیرغم این به ظاهر نقصان عاطفی برای این مرد قرآنی، ایشان با روحیهای بالا همواره خانوادههای شهدا و دیگر چهرههای قرآنی را به حفظ دستاوردهای انقلاب و ارزشهای دفاع مقدس تشویق میکردند و با توجه به اینکه بیست و شش سال همراه با مسابقات نیروهای مسلح و ارتش داوریها و آموزشهای قرآنی را بر عهده داشتند، در این جلسات نیز قرآنیان را به قدردانی از این دستاوردها تشویق میکردند. لذا از همگان به ویژه جامعه قرآنی برای حضور پرشور در این مراسم دعوت میشود.














