- تـازه هـا
- آموزش قرآن
- پربازدید
خطبه صد و چهار،بخش اول
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ
سخن بى دلیل
شرح آیات 68 لغایت 70 سوره مبارکه یونس
68قالُوا اتَّخَذَ
پاداش مصلحان ضایع نخواهد شد
شرح آیه 169 و 170 سوره مبارکه اعراف
169فَخَلَفَ مِنْ
خطبه صد و هشتاد و هفت، بخش دوم
أَیُّهَا النَّاسُ، أَلْقُوا هذِهِ الاَْزِمَّةَ الَّتِی
خطبه صد و هفتاد و سه، بخش اول
أَمِینُ وَحْیِهِ، وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ، وَ بَشِیرُ
آمار بازدید
احسن الحدیث
رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران با اشاره به عملکرد دینی و قرآنی این سازمان در سال گذشته از اقبال ۵۰۰ درصدی مردم از برنامهها دینی و قرآنی این سازمان خبر داد و گفت: تلاش برای تحول فرهنگی هنری به خصوص در قشر جوان از مهمترین برنامههای ما در سال ۹۶ است. محمود صلاحی، رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، در گفتوگو با خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، با اشاره به عملکرد این سازمان در حوزه برنامههای دینی و قرآنی در سال ۹۵، گفت: آنچه در نظر داریم این است که کارهایمان را با برنامهریزی بیشتری انجام دهیم؛ برنامههایی که ما در سال ۹۵ انجام دادیم با نوار زمان خودش پیش رفت؛ که تمام برنامهها در بازه زمانی هر برنامهای مشخص و معلوم بود.
افزایش ۵ برابری کلاسهای قرآنی در سال ۹۵
وی افزود: در نوار زمان سال ۹۵ برای تمامی برنامهها از جمله برنامههای دینی و قرآنی برای تمامی گروههای سنی برنامههایی مشخص و عملکرد آن هم مشخص بود؛ به عنوان مثال توانستیم کلاسهای قرآنی خود را در سال ۹۵ پنج برابر کنیم و در کنار آن آموزش تجوید و کلاسهای صوت و لحن و امثال این را برای دختران و پسران در سنین مختلف به صورت رایگان برپا کردیم؛ برای ارزیابی این موضوعات نیز در هر فرهنگسرا کلاسهای خاصی ایجاد شد.
تبیین قرآن به منظور ورود قرآن به سبک زندگی اسلامی
رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران ادامه داد: راهاندازی کانونهای قرآنی با پنج کلاس قرآنی برای ردههای مختلف سنی بانوان و آقایان انجام شد؛ برگزاری کلاسهای تبیین قرآن به منظور ورود قرآن به سبک زندگی اسلامی را نیز داشتیم و همچنین برای اینکه جامعه به سمت آرامش درونی و برپایی اخلاق اسلامی و قرآنی پیش برود این برنامه را در امسال تقویت خواهیم کرد؛ البته برپایی این کلاسها با استفاده از ظرفیت و پتانسیل همه فرهنگسرای تهران خواهد بود.
اقبال ۵۰۰ درصدی مردم از برنامههای دینی و قرآنی
وی در ادامه بیان کرد: این کلاسها از طراحی و معماری ایرانی اسلامی گرفته تا مربیهای قرآنی برتر و امکانات خاص تمام با برنامهریزی انجام شد که با اقبال ۵۰۰ درصدی مردم و علاقهمندان در برنامههای دینی و قرآنی روبهرو بودیم؛ این یک رقم بسیار بزرگ و ارزشمند بود که نوار زمان آن هم مشخص بود.
صلاحی تصریح کرد: اوج این برنامهها و کلاسها، مسابقات تسنیم و سراج بود؛ تسنیم برای کارکنان و سراج برای قرآنیهای محلات انجام شد؛ بعد از این برنامهها تصمیم گرفتیم تا در میدان امامحسین(ع)، در ماه محرم و صفر آئینهای سوگواری برگزار کنیم؛ بخشی از این آئینها سینهزنی، نوحهخوانی و امثال آن بود و بخشی از آن بصیرتافزایی در حوزه اهل بیت(ع) و عاشورا بود.
رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در ادامه افزود: یکی دیگر از این برنامهها اجرای آئینهای سنتی معارفی در میدان امام حسین(ع) تهران بود؛ این آئینها در حال فراموشی بود و ما تلاش کردیم آنها را دوباره احیا کنیم که مورد استقبال افراد زیادی هم قرار گرفت.
حضور پر شور در جشنهای ملی و مذهبی
وی ادامه داد: در جشنهای ملی و مذهبی تلاش کردیم حضور پرشوری و رتبه اول را داشته باشیم؛ به عنوان مثال در روز قدس، دهه فجر کاروان و ایستگاههای بسیاری را پوشش دادیم. جشنواره بینالمللی موسیقی پیامبر مهربانی را در سال گذشته با حضور ۸ کشور و ۱۰ استان برگزار کردیم که در این مراسم آیتالله اراکی رئیس مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی سخنرانی داشتند و میهمانان کنفرانس اسلامی را هم با خود به این مراسم آوردند.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه ظرفیت برپایی مسابقات قرآن جلسات سنتی و محلات شهر تهران را با عنوان سراج افزایش دادیم، گفت: تلاش کردیم از جلسات خانگی قرآن نیز حمایت کنیم.
اقبال خوب از فروشگاههای عرضه محصولات قرآنی
صلاحی با اشاره به دیگر برنامههای این سازمان از راهاندازی فروشگاه عرضه محصولات قرآنی خبر داد و بیان کرد: ۳۶ فروشگاه عرضه محصولات قرآن در فرهنگسراهای شهر تهران برپا شده است و امیدواریم با راهاندازی این فروشگاه بتوانیم نیاز قرآنآموزان و علاقهمندان به قرآن را در شمال غرب تهران برطرف کنیم.
تولید فیلمهای سینمایی بلند
صلاحی فعالیتهای هنری را بخش دیگری از اقدامات این سازمان در سال گذشته دانست و بیان کرد: ازجمله این برنامهها میتوانم به ساخت چند فیلم سینمایی بلند و بهنام توسط کارگردانهای مطرح کشور اشاره کنیم که توانستند در جشنواره فجر هم حضور پیدا کنند. از جمله این فیلمها میتوان به ماجان، سرو زیر آب، انیمیشن فیلشاه و همچنین چند مستند اشاره کرد.
وی با اشاره به مهمترین برنامههای سازمان فرهنگی و هنری در سال جدید هم گفت: یکی از مهمترین برنامههای که تلاش میکنیم در سال جدید دنبال کنیم این است که جمعهها همیشه فرهنگسراها تعطیل بود ولی امسال همه آنها در روز جمعه باز خواهند بود و اسم آن را آدینهها عیدند نامگذاری کردیم که با حضور و استقبال خانوادهها مواجه شدیم.
وی ادامه داد: شناخت فضای فرهنگی هنری شهر تهران با استفاده از امکانات سازمان و تلاش برای تحول فرهنگی هنری در شهر تهران، به خصوص در قشر جوان و در فضای مجازی از مهمترین برنامهها ما در سال ۹۶ است.
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه با اشاره به اینکه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری باید در برنامههای اصلی خود برنامه قرآنی ـ فرهنگی داشته و آن را اعلام کنند، به تبیین دستاوردهای سی و سه دوره مسابقات بین المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران پرداخت. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، حجتالاسلام والمسلمین علی محمدی، رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در گفتوگویی با اشاره به اینکه این سازمان سه مأموریت مهم مسابقات قرآن، وقف و مدیریت بقاع متبرکه را برعهده دارد، گفت: هر سه این مقولات از احکام الهی است، قرآن کتاب الهی و بقاع متبرکه و امامزادگان یادگار ائمه(ع) هستند و وقف نیز یکی از احکام الهی است که از صدر اسلام بوده است. بنابراین لازم است که در شأن این سه موضوع مهم به وظایف خودمان عمل کنیم.
وی با اشاره به اینکه سازمان اوقاف در بحث قرآنی تنها به مسابقات نمیپردازد، به رهنمودهای مقام معظم رهبری در مورد تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن کریم در سال ۹۰ اشاره کرد و افزود: در محضر رهبر معظم انقلاب تعهد کردیم در مدت چهار سال یک میلیون حافظ قرآن تربیت کنیم که این کار محقق شد و ادامه دارد. در چهارساله دوم نیز سهمیهای برای کل کشور مشخص شده است که پرداختن به آن جزء اولویتها هست.
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در ادامه و در پاسخ به این سؤال که چرا سازمان اوقاف وظیفه برگزاری مسابقات را دارد، گفت: فعالیتهای قرآنی در سطح کشور بین دستگاهها تقسیم شده است که آموزش عمومی قرآن برعهده وزارت آموزش و پرورش، بخش پژوهش برعهده وزارت علوم و مؤسسات فعال در این بخش و فعالیتهای تبلیغی و ترویجی نیز برعهده سازمان اوقاف گذاشته شده است. به همین دلیل برگزاری مسابقات یکی از اولویتهای کاری سازمان است و به آن میپردازیم.
محمدی همچنین در مورد دلایل برگزاری مسابقات در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بیان کرد: موضوع اول این است که دنیا مسابقه است خداوند بارها در قرآن از لفظ مسابقه استفاده کرده است. اگر مسابقه و مقایسه نباشد این زیباترین عمل شناخته نمیشود. موضوع دیگر این است که برای تبلیغ و ترویج فرهنگ قرآن لازم است به این موضوع پرداخته شود، بحث قرائت و حفظ یک علم و تخصص است و در کشور و در دنیا رایج است که در رشتههای تخصصی مسابقه برگزار شود.
وی با تأکید بر اینکه مسابقات بینالمللی قرآن اوج تمام فعالیتهای قرآنی ایران است، گفت: در کشور بیش از ۱۶۰۰ مسابقه برگزار می شود تا به مسابقات کشوری و بین المللی برسیم و لذا مسابقات بین المللی نماد تمام فعالیت های عظیم قرآنی جمهوری اسلامی ایران در سطح کشور و جهان است.
نماینده ولی فقیه و رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه تصریح کرد: در مسابقه افراد تمام توان و ظرفیت خود را به کار می گیرند، ما در حالت طبیعی یک توان داریم اما اگر رقابت و مسابقه باشد تمام توان را به کار می گیرم لذا در مسابقات استعدادها شناخته می شود و همچنین مهم ترین تشویق برای افراد مستعد است.
محمدی در ادامه این بخش از صحبت های خود فرهنگسازی در عموم جامعه را یکی دیگر از کارکردهای مسابقات عنوان و اظهار کرد: از طریق مسابقات است که توده مردم با فرهنگ قرآن آشنا شده و این سبب می شود عموم مردم در زمان برگزاری مسابقات چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم در محضر قرآن حضور داشته باشند. به این دلیل لازم است مسابقات قرآن داشته باشیم تا به دنیا ثابت کنیم همانطور که توجه به عترت و پیامبر(ص) و ائمه(ع) داریم به قرآن نیز به همین میزان داریم. با برگزاری مسابقات به دنیا ثابت می کنیم انقلاب و نظام برخواسته از قرآن است.
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در بخش دیگری از صحبت های خود در پاسخ به این سوال که آیا اقبال عمومی مردم به قرآن جزء دستاورد مسابقات بوده است یا خیر، گفت: خوشبختانه استقبال عمومی از فعالیت های قرآنی خوب است. در مسابقات نیز به همین ترتیب است، با اینکه شرایط فراهم نیست که همه مردم در سالن مسابقات حضور یابند، اما عموماً در سطح کشور از طریق رسانه ارتباطی با مسابقات کشوری و بین المللی برقرار می کنند.
محمدی با تأکید بر اینکه انتظارها در این زمینه بیشتر است، افزود: برآورده شدن این انتظار بستگی به هنر مدیران مسابقات و اطلاع رسانی آن دارد. سال گذشته ارزیابی و نظرسنجی توسط دستگاه های دیگر در مورد مسابقات صورت گرفت که درصد مشارکت کننده های اول بار در مسابقات قرآن رقم قابل توجهی بود.
وی همچنین در مورد حضور مسئولان و مدیران نظام در متن فعالیت های قرآنی اظهار کرد: در این زمینه ضمن تقدیر از مسئولان و مدیران نظام برای حضور در مسابقات و فعالیت های قرآنی، باید گفته شود که آنچه مدنظر مقام معظم رهبری است در بین مدیران و مسئولان کمتر دیده می شود.
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در این بخش از صحبت های خود با تأکید بر اینکه یکی از مطالبات جامعه قرآنی از کاندیداهای ریاست جمهوری این است که منتخب مردم برای قرآن و فعالیت های قرآنی چه برنامه هایی دارند، خاطرنشان کرد: متاسفانه کمتر دیده شده است که یک کاندیدای ریاست جمهوری یا رؤسای جمهوری به صورت اختصاصی به فعالیت های فرهنگی بپردازند و آنها را جزء برنامه های اصلی خود مطرح کنند.
وی در ادامه به دیدار اخیر جمعی از مدیران نظام با مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: در این دیدار معظم له فرمودند که فرهنگ عمومی باید با آموزه های قرآنی منطبق باشد. لذا این یکی از موضوعات مهم و جدی است و امیدواریم دولت مردان برنامه های قرآنی را یکی از برنامه های اصلی خود قرار دهند.
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه اذعان کرد: این نکته را نیز باید یادآور شد که دولتمردان مشغله ای بیشتر از مقام معظم رهبری ندارند، ایشان در طول سال دو برنامه قابل توجه و طولانی با قرآنیان دارند، این موضوع یک الگو است تا سایر مسئولان نیز این چنین توجه داشته باشند.
محمدی در ادامه صحبت های خود که آن را در گفت وگوی صبح جمعه خبر قرآنی شبکه قرآن مطرح می کرد، در مورد تعامل سازمان اوقاف با دیگر دستگاه ها در برگزاری مسابقات، گفت: یکی از موضوعاتی که تلاش شده است تا تبیین شود این است که مسابقات یک برنامه مهم قرآنی نظام اسلامی است و نه سازمان اوقاف، اوقاف تنها مجری کار است، به همین میزان دستگاه ها باید برای تعامل در مسابقات توجه داشته باشند و به همین جهت اعلام شد هر دستگاهی می تواند در این مسابقات مشارکت کند. در همین راستا امسال نماد اوقاف را از مسابقات کنار گذاشته ایم و امسال نشان خاصی را توسط هنرمندان تعریف کرده ایم. بحث اصلی در اینجا مطرح کردن پرچم قرآن و نه چیزهای دیگر است.
نماینده ولی فقیه در سازمان اوقاف در بخش دیگری از صحبت های خود به دستاوردهای ۳۳ دوره برگزاری مسابقات اشاره و بیان کرد: اعتراف داوران و متسابقان نسبت به موفقیت نظام جمهوری اسلامی در برگزاری مسابقات مهم ترین دلیل بر این مساباقت است که یکی از برترین مسابقات قرآن در دنیاست و حتی نسبت به برخی کشورها که سابقه بیشتر دارند نقاط قوت بیشتری دارد، خود اساتید و داوران به این مطلب اذعان دارند.
وی افزود: قرار گرفتن قاریان و حافظان ایرانی در ردیف برترین قاریان و حافظان دنیا از دیگر دستاوردهای مسابقات در ۳۳ دوره برگزاری آن است. علاقه حفاظ و قراء دیگر کشورهای دنیا برای حضور در مسابقات ایران از دیگر دستاوردها هست، این علاقه به حدی هست که در برخی کشورها که سفارتخانه ایران وجود ندارد، شرکت کنندگان از طرق گوناگون به مسابقات دعوت می شوند و این نشان از موفقیت مسابقات است. اگر جایی دولت ها مانع حضور شوند شرکت کنندگان به صورت خودجوش و شخصی برای حضور در مسابقات ابراز تمایل می کنند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه در سی و چهارمین دوره مسابقات بین المللی قرآن ایران بیش از ۸۰ کشور در رشته های مختلف اعلام آمادگی کرده اند، گفت: از جمله ویژگی های این دوره این است که شاهد برگزاری مسابقات در پنج بخش هستیم. این یک جشنواره قرآنی و نشان دهنده قدرت نظام اسلامی در مدیریت این برنامه قرآنی و معرفی کردن سرمایه ها در تمامی این زمینه ها است.
نماینده ولی فقیه در سازمان اوقاف و امور خیریه در ادامه در مورد برگزاری مسابقات در مصلی و میزان رضایت از آن، گفت: سال گذشته در این مورد نظرسنجی صورت گرفت، یکی از مولفه های خوبی که مردم ابراز رضایت کرده بودند این بود که مسابقات در مصلی برگزار می شود. برگزاری مسابقات در مصلی باعث شده بود تا حضور مردم نسبت به سال های گذشته نیز بیشتر شده بود.
وی در ادامه در پاسخ به سوالی در مورد لزوم ساخت سالنی برای برگزاری اختصاصی مسابقات قرآن در کشور، گفت: مصلی ظرفیت بسیار خوبی است، ما این ظرفیت را داریم دیگر لزومی ندارد هزینه بیشتری صورت بگیرد. اما می شود با یک امکانات و ابزار امروزی مکانی را برای برپایی مسابقات مهیا کرد.
محمدی در ادامه در مورد تعامل سازمان اوقاف با دیگر کشورها در برگزاری مسابقات نیز بیان کرد: ما تلاش داریم تا از تجربیات سایر کشورها استفاده در موضوعات مختلف استفاده کنیم، همچنین افرادی که به عنوان نماینده ایران به کشورهای دیگر می روند نیز تجربیات و مشاهدات خود را به ما منتقل می کنند. در کل اطلاعات لازم در مورد مسابقات بین المللی کشورهای مختلف را داریم و اقدامات خوب آنها را اجرا می کنیم.
یادآور می شود، این صحبت ها در گفت وگوی ویژه خبر قرآنی روز جمعه شبکه قرآن سیما مطرح شده است.
حجتالاسلام عابدینیگیلانی معتقد است که با عمل به اسلام و رسالههای عملیه میتوان به محضر امام زمان(عج) تشرف یافت.
هفتهای که گذشت با اخبار مهم و متعدد قرآنی چون جزئیاتی از سی و چهارمین دوره مسابقات و بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی قرآن و تغییر مدیریت رادیو قرآن و ... همراه بود. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، هفته دوم کاری پس از تعطیلات نوروز فرودینماه ۹۶ همراه با اخبار و رویدادهای مهمی در جامعه قرآنی بوده است که طی این گزارش به اهم آنها میپردازیم.
جزئیاتی بیشتر از سیوچهارمین مسابقات بینالمللی قرآن ایران
ابتدای این هفته با اعلام جزئیات بیشتر این دوره از مسابقات بینالمللی قرآن کشورمان از سوی سازمان اوقاف و امور خیریه و ستاد عالی مسابقات کشور همراه بود که بر اساس این گزارش، سی و چهارمین دوره مسابقات بینالمللی قرآن جمهوری اسلامی ایران در حالی از روز ۳۰ فروردینماه در مصلای تهران آغاز میشود که اولین گروه از شرکتکنندگان در این دوره از مسابقات که عمدتاً شرکتکنندگان رشتههای حفظ و قرائت قرآن در بخش بزرگسالان و نابینایان هستند روز ۲۹ فروردینماه وارد کشور خواهند شد.
بر اساس گفتههای مسئولان مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف شرکت کنندگان در بخشهای طلاب، دانشآموزان و بانوان نیز در روز دوم اردیبهشتماه وارد کشور خواهند شد.
همچنین در این دوره از مسابقات، رقابتها در دو نوبت صبح و بعدازظهر برگزار میشود، این در حالی است که در سالهای قبل مسابقات در یک نوبت برگزار میشد. در نوبت صبح برنامههای جنبی همچون بازدید از اماکن فرهنگی در نظر گرفته میشد و مسابقات از ساعت ۱۶ تا ۲۲ ادامه مییافت. در این دوره اما رقابتها در دو نوبت صبح از ساعت ۹ تا ۱۳ و ۱۶ تا ۲۰ برگزار میشود. برای اطلاع از جزئیات اینجا کلیک کنید.
انتشار جدیدترین اثر گروه تواشیح و همآوایی «انوارالهدی»
جدیدترین اثر گروه تواشیح و همآوایی انوارالهدی با نام «شجره ملعونه» در راستای محکومیت جنایات آل سعود در منطقه و فاجعه جانسوز منا منتشر شد. برای دانلود این نماهنگ اینجا کلیک کنید.
برپایی نخستین جلسه مجمع مشورتی شورای توسعه فرهنگ قرآنی در سال۹۶
هشتاد و یکمین جلسه مجمع مشورتی شورای توسعه فرهنگ قرآن به منظور بررسی موضوعات مختلف در دبیرخانه شورای توسعه فرهنگ قرآنی برگزار شد. پیش از دستور این جلسه ارائه گزارش وضعیت تکمیل پیشنویس اسناد سه گانه راهبردی توسعه فرهنگ قرآنی بود و دستور جلسه آن نیزشامل ادامه بررسی پیشنویس شاخصهای توسعه فعالیتهای تبلیغی - ترویجی قرآنی و بررسی ظرفیتهای تولید و اشتغال در امور قرآنی با محوریت تحقق شعار سال ۱۳۹۶انجام گرفت.
اعلام فراخوان طراحی پوستر بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی قرآن
به نقل از ستاد خبری بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم، معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به منظور بهرهگیری از خرد جمعی و مشارکت عمومی از طراحان کشور جهت طراحی پوستر بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم دعوت به عمل آورد که علاقهمندان میتوانند برای دریافت اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ٦١٩٠٥-٠٢١ داخلی ٥١٢ و ٥١٣ در ساعات اداری تماس حاصل کنند و به سه طرح برگزیده جوایزی اهداء خواهد شد.
داوطلبان برای اطلاع از شرایط طراحی پوستر میتوانند اینجا کلیک کنند.
تمدید ارسال آثار به طرح فراگیر «ستارگان ترتیل» رادیو قرآن
شبکه رادیویی قرآن به منظور تعامل هر چه بیشتر با مخاطبان خود و با هدف شناسایی استعدادهای ترتیل خوانی کشور طرح فراگیر «ستارگان ترتیل» را برگزار کرد که به دلیل مصادف شدن این طرح با تعطیلات ایام نوروز و درخواست جمع کثیری از مخاطبان رادیو قرآن، طرح مذکور تا جمعه، ۲۵ فروردینماه تمدید شد.
وعده پرداخت کامل جوایز ۱۴۵۰ تا دو ماه آینده
تابستان گذشته طرح ملی قرآنی ۱۴۵۰ با محوریت سوره حدید و محور رسانه ملی در دو شبکه تخصصی رادیو قرآن و شبکه قرآن و معارف سیما و دیگر شبکهها و نهادهای مشارکتکننده انجام شد و از جمله تغییرات آن نسبت به گذشته میتوان به برگزاری سه جشنواره جمعخوانی و همخوانی سوره حدید، جشنواره عکاسی، و جشنواره خوشنویسی آیات سوره حدید اشاره کرد.
بنابر این گزارش اختتامیه این طرح بزرگ قرآنی در ۲۰ شهریورماه ۹۵ برگزار شد که هنوز پس از گذشت حدود شش ماه از پایان طرح موفق به دریافت جوایز خود نشدهاند و نسبت به این موضوع معترض هستند. حسین زارعی، مشاور اجرایی طرح ۱۴۵۰ ر گفتوگو با ایکنا در مورد اهدای جوایز بیان کرد: مبلغ کمی مانده و اکثر مبالغ پرداخت شده است، در واقع حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد هدایا پرداخت شده و مبالغ باقی مانده نیز تا حدود یک یا دو ماه آینده پرداخت خواهد شد.
تغییرات مدیریتی در سازمان دارالقرآن
در احکام جداگانه که از سوی مهدی قرهشیخلو، رئیس سازمان دارالقرآن طی ابتدای سال جدید صادر شده است، «احمد حاجیشریف» که در معاونت اداری و مالی فعالیت میکرد به عنوان معاون ارتباطات و امور استانهای سازمان دارالقرآن و «مهدی شکری» و «احمد زرنگار» نیز از سرپرستی به ترتیب به عنوان معاون آموزش و معاون نظارت بر چاپ و نشر قرآن سازمان دارالقرآن منصوب شدند.
همچنین «منصور آقامحمدی» به عنوان مدیر امور ارتباطات، «حسین بهبودی» به عنوان مدیر اجرایی دبیرخانه هیأت رسیدگی به امور مؤسسات قرآن و عترت منصوب و «سیدجعفر صادقی» به عنوان مدیر دفتر برنامهریزی، ارزشیابی و فناوری اطلاعات، «حسین تقیپور» به عنوان مدیر پژوهش و «سید عزیزالله مرتضوی» به عنوان مدیر امور تصحیح سازمان دارالقرآن الکریم در سمت خود ابقا شدند.
دفترچه قرآنی؛ برنامه ویژه دارالقرآن در ایام اعتکاف
امسال پنجمین سالی بود که سازمان دارالقرآن الکریم اقدام به اجرای برنامههای قرآنی ویژه ایام اعتکاف کرده بود که طی این طرح دفترچه قرآنی بین معتکفین توزیع شد که در این دفترچه، ترجمه و توضیحات مفاهیم سورههای مبارکه دهر و حجرات و نیز خطبه همام یا متقین نهجالبلاغه وجود دارد و در پایان دفترچه نیز تعداد ۴۰ سؤال چهار جوابی طراحی شده بود که هر کدام از معتکفان در صورت تمایل میتوانستند این دفترچه را دریافت و به سؤالات آن پاسخ دهند.
همچنین، در پایان برگزاری مراسم معنوی اعتکاف این دفترچهها و پاسخنامههای آن جمعآوری و بررسی شد که در ماه مبارک رمضان نیز به تعداد هزار نفر از کسانی که به حداقل ۳۵ سؤال از ۴۰ سؤال موجود در دفترچه پاسخ داده باشند، به قید قرعه جوایز فرهنگی تقدیم میشود.
برپایی نخستین جلسه شورای سیاستگذاری نمایشگاه قرآن
اولین جلسه شورای سیاست گذاری بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی قرآن با حضور حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا حشمتی، رئیس نمایشگاه در سالن جلسات معاونت قرآن و عترت وزارت ارشاد برگزار ش که طی این جلسه اعلام شد احکام ٨٠ درصد از کمیتههای نمایشگاه مشخص شده است. برای اطلاع از جزئیات این جلسه میتوان اینجا کلیک کرد.
«احمد ابوالقاسمی» مدیر شبکه رادیویی قرآن شد و پیام تبریک مسئولان قرآنی
طی حکمی از سوی نسرین آبروانی، معاون صدا رسانه ملی، احمد ابوالقاسمی، قاری بینالمللی کشورمان به عنوان مدیر رادیو قرآن معرفی شد. پیش از این سیدمیعاد صالحی به مدت حدودی هشت ماه مدیریت این شبکه را برعهده گرفته بود. طی این تغییر و تحول نیز مسئولان قرآنی کشورمان چون مدیرعامل خبرگزاری ایکنا، حجتالاسلام حشمتی، معاونت قرآن و عترت، عباس سلیمی، خادمالقرآن و پیشکسوت قرآنی کشورمان، محمدحسین محمدزاده، مدیر شبکه قرآن و معارف سیما پیام تبریک صادر کردند.
آغاز جشنواره تلاوتهای مجلسی در سال ۹۶
مرحله فینال دور هفتم نخستین جشنواره تلاوتهای مجلسی روز جمعه، اول اردیبهشتماه سال جاری در محل دائمی این جشنواره برگزار خواهد شد. همچنین، این مراسم معنوی و قرآنی همزمان با برگزاری نماز مغرب و عشا و نیز قرائت زیارت آل یاسین همراه با نابترین تلاوتها از برترین قاریان جمهوری اسلامی ایران برگزار میشود.
میزبانی «مصلی» از بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم
به نقل از ستاد خبری بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم و بنا بر اعلام رئیس نمایشگاه، مصلی حضرت امام خمینی(ره) در ماه مبارک رمضان میزبان بیست و پنجمین دوره نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم خواهد بود.
بنابر این گزارش، با مصوبه شورای برنامهریزی این دوره از نمایشگاه در ماه مبارک رمضان از ساعت ١٧ تا ٢٤ در محل مصلی حضرت امام خمینی(ره) برگزار خواهد شد.
همچنین شعار نمایشگاه قرآن امسال نیز از سوی اعضای شورای سیاستگذاری نمایشگاه «قرآن، اخلاق، زندگی» انتخاب شد.
برپایی نشست هماهنگی طرح ملی قرآنی ۱۴۵۱ (ویژه تابستان ۹۶)
نشست هماهنگی طرح ملی قرآنی ۱۴۵۱ (ویژه تابستان ۹۶) با حضور محمدحسین محمدزاده، مدیر شبکه قرآن و معارف سیما و مسئولان نهادها و سازمانهای دستاندکار در محل شبکه قرآن سیما برگزار میشود.
یادآور میشود، این طرح با نیت غنیسازی اوقات فراغت خانوادهها در فضای قرآنی بوده و تمامی مقاطع سنی و عموم مردم میتوانند در آن شرکت کنند، همچنین هر سال محوریت این طرح، حول یکی از سورههای قرآن کریم است.
هشتمین دوره مسابقات بینالمللی قرآن کشور کویت
هشتمین دوره مسابقات بینالمللی قرآن کشور کویت از، ۲۳ فروردینماه با برگزاری مراسم افتتاحیه آغاز شده است و تا پایان فروردینماه ادامه خواهد داشت. این مسابقات با مشارکت ۱۲۰ متسابق از ۷۹ کشور جهان در رشتههای قرائت و حفظ کل قرآن کریم در هتل شرایتون برگزار میشود که مجتبی محمدبیگی در رشته قرائت و داوود فلاحیمیبدی در رشته حفظ کل قرآن کریم از کشورمان در این مسابقات حضور دارند.
اسامی تیم داوری ۴۰ نفره مسابقات بینالمللی قرآن ایران
بر همین اساس در این دوره از مسابقات که از اواخر فروردینماه و در مصلای امام خمینی(ره) برگزار میشود، ۲۶ داور در بخش آقایان و ۱۴ داور در بخش بانوان به امر قضاوت این دوره از مسابقات مشغول هستند.
همچنین در این دوره از مسابقات شاهد حضور داورانی از کشورهای اردن، سوریه، پاکستان، مصر، اندونزی، عراق، الجزایر، روسیه و سودان در بخش آقایان و مغرب، اندونزی، عراق، بحرین و یمن در بخش بانوان خواهیم بود. برای اطلاع از اسامی هیئت داوران اینجا کلیک کنید.
در دو آیه قرآن از شورا نام برده شده است. آیه 159 سوره آل عمران که در آن از پیامبر خواسته شده است تا با مردم در امور حکومتی مشورت کند (وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله؛ و در کار با ایشان مشورت کن و هرگاه عزم کردی به خدا توکل کن.) این آیه پس ازجنگ اُحد نازل شد که در جریان آن سپاه اسلام به سبب تن دادن پیامبر به نظر ا صحاب که برای مقابله با سپاهیان قریش، خروج از مدینه را پیشنهاد کرده بودند، شکست خورد. نظر پیامبر این بود که مسلمانان در داخل شهر یثرب بمانند و از داخل این شهر به دفاع از خود بپردازند. شکست مسلمانان دراین جنگ، درستی نظر پیامبر را ثابت کرد. با این حال درآیه یاد شده، خدا از پیامبرش می خواهد تا برای اصحابش طلب آمرزش کند ودر همه اموری که نیازمند مشورت است، با آنان مشورت کند.
آیه دوم آیه 38 سوره شوری است که در آن یکی از ویژگیهای جامعه مؤمنان، شورایی بودن سازوکار تصمیمگیریاشان دانسته شده است. وامرهم شوری بینهم؛ وکارشان، شورا درمیانشان است. این آیه در زمانی نازل شد که هنوز پیامبر اسلام در مکه به سر میبرد و به مدینه هجرت نکرده بود و طبعاً در مکه، مسلمانان، جماعتی سیاسی ودارای تشکیلات سیاسی وحکومتی نبودند و با این حال آیه، شکل بایسته اداره امور اهل ایمان را شورا دانسته است. اما با این که در این دو آیه اهمیت ویژهای به شورا داده شده و این عنوان میتوانسته است مبنای نظری لازم برای تأسیس نوعی دموکراسی را در حوزه اسلامی فراهم آورد، تا پیش از دوره متأخر یعنی از نیمه دوم قرن نوزدهم که هم زمان با آغاز آشنایی متفکران مسلمان با جهان غرب است، توجهی به ظرفیتهای دموکراتیک نهفته در آن نشد.
درک ودریافتی که صحابه پیامبر اسلام از مفهوم شورا داشته اند، چیزی بیش از اجتماع واجماع گروه خاصی از بزرگان قبائل یا اهل حل وعقد را نشان نمیدهد. خلیفه دوم در زمان خلافت خود از سازوکار انتخاب خلیفه اول (ابوبکر) که بدون مشورت با مسلمانان و به گونهای ناگهانی انجام شد انتقاد و ابراز پشیمانی کرد و از مردم خواست تا از این پس اگر کسی بدون مشورت با مسلمانان، دعوی امارت وخلافت کرد، او را بکشند،(صنعانی/445) اما خود وی نیز از راه نصب از سوی خلیفه اول به خلافت رسید و برای تعیین جانشین خود نیز تنها شش تن از بزرگان صحابه را معین کرد تا آنان از میان خود یک تن را برگزینند و حتی درجمع سه تن از آن شش تن از آنان خواست هرکس از شما بدون مشورت با مسلمانان ادعای امارت کرد او را بکشید. ممکن است از سخن خلیفه دوم چنین برآید که مقصود وی مشورت با عموم مسلمانان و یا انتخاب خلیفه از طریق رأی اکثریت است، اما وی چنین چیزی را مقصود نکرده بود وانتخاب شورای شش نفره از سوی وی نشان میدهد که اصلاً مقصود وی از شورا و مشورت با مسلمانان، همه مسلمانان نبوده است. قول مرجح آن است «که وی نه تنها «حق ولایت» که «حق انتخاب» را نیز حق انحصاری گروه معینی از مردم میدانست که گویا وی دو شرط را برای آنان ملحوظ میداشت: یکی پیشینه آنان در اسلام و دیگری وجاهت و اعتبار آنان در قبیله قریش، و اینان هم گروه محدودی بودند و نه تمام امت یا اکثریت امت. و این که وی از بیعت با ابوبکر به عنوان امری ناگهانی یاد میکند برای آن است که انتخاب ابوبکر به گونهای شتاب زده انجام شد و افراد سابقهدار در اسلام که عمر آنان را اولوالامر یا اصحاب شورا واهل شورا می نامد در آن حضور نداشته اند»(السید/266) گویا این فهم شورا که آن را منحصر درگروهی از سرشناسان و بزرگان میداند در میان دیگر صحابه به هم متعارف بوده است. امام علی(ع) نیز در پاسخ مخالفانی که از وی خواسته بودند تا کار را به شورا وانهد گفت بیعت شما با من بیعتی ناگهانی نبوده است،(ابن ابی الحدید/31) اما با این تأکید میکند که اگر چنان باشد که امامت جز با حضور عامه مردم منعقد نشود، راهی به آن نخواهد بود ولی اهل انتخاب (اهل شورا) به جای آنان که درجریان انتخاب حضور ندارند، تصمیم می گیرند و آن کس که حاضر است حق تغییر انتخاب ندارد و آن کس که حاضر نیست حق انتخاب ندارد.(همان 328) از نیمه دوم قرن اول هجری فهم مفهوم شورا دچار تحول شد. پس از مرگ یزید، عبدالله بن زبیر که پس از شهادت حسین بن علی بر یزید شورش کرده بود، بدون آن که منتظر شود مردم او را برای خلافت نامزد کنند، دعوی خلافت کرد و مردم را به بیعت با خویش فرا خواند. یکی از موالیان به نام ابوحرّة برای این کار از او انتقاد کرد و از او پرسید چرا صبر نکردی و به مشورت رونیاوردی تا ما خود تو را انتخاب و با تو تبعیت کنیم؟(بلادزی/5/188)
اگر در نیمه نخست قرن اول، عربهای مسلمان، مطالبه حق مشارکت سیاسی نمیکردند، اما سخن این موالی نشان میدهد که از نیمه دوم غیر عربهای مسلمان هم خود را اهل شورا و صاحب حق مشارکت سیاسی میدانستهاند. گروه خوارج نیز که از زمان خلافت علی و پس ا ز اختلاف نظر با او راه خود را جدا کرده بودند اعلام کردند که حق خلافت منحصر به قریش نیست وهر مسلمان آزاد و عاقلی حق نامزدی برای خلافت و امامت را دارد، اما عملاً از نظر آنان تنها کسانی اهل شورا هستند که مؤمن باشند و بر این اساس تنها خودشان (خوارج) اهل شورا خواهند بود. در دوره حکومت بنی امیه نیز مخالفان بنی امیه شورا و حق توده های مردم برای تعیین سرنوشت سیاسی خود از طریق شورا را یکی از شعارهای اصلی خود قرار دادند و افق معنایی تازهای به واژههای شورا و اولوالامر که در قرآن آمده است، بخشیدند.
اما پس از این دوره، رفته رفته اصل شورا درمناسبات سیاسی کم رنگ می شود و پارهای مفسران آن را امری مستحب ونه واجب و با استناد به فقره اخیر آیه 159 سوره آل عمران مختص مواردی دانستند که در آن امیر یا حاکم عزم و تصمیم قطعیای نگرفته است(طبری/4/152) و پارهای دیگر آن را صرفاً در امور مربوط به جنگ لازم دانستند. ( ابن کثیر/ج1/420) با رنگ باختن مفهوم سیاسی شورا و حذف آن از فهرست سازوکارها و نهادها و اصول حکومت یا خلافت اسلامی، عناصر دیگری مانند کفایت و شوکت که به معنای قدرت مدیریت داخلی و مقاومت در برابر نیروهای متجاوز خارجی و دفع تجاوز آنها است به جای شورا عناصر مشروعیت بخش خلفا وخلافتها تلقی شد و از این رو در تمام کتابهایی که با عنوان ادبیات خلافت و سلطنت و احکام السلطانیه و نصائح الملوک و مانند آن برجای مانده است، اشارهای به اصل شورا به عنوان منبع مشروعیت نظام سیاسی خلافت یا سلطنت و امارت اسلامی نمی شود. در میان تفاسیر معروفی که تا پیش از دو قرن اخیر نوشته شد، هیچ مفسری از آیه شورا به اصل نمایندگی و اعتبار آرای اکثریت مردم در انتخاب و نظارت حاکم پل نزده است. تنها مفومی که تا حدی به شورا نزدیک است و در ادبیات فقیهان و مفسران متقدم دیده می شود مفهوم اهل حل وعقلاست که آن هم منحصر به نخبگان علمی و بزرگان قبائل می شده و عامه مردم در آن جایی نداشتند. از این رو به درستی گفته شده است از آن رو که تن دادن به نتایج شورا به عنوان امری واجب تلقی نشده است، شورا در تاریخ سیاسی اسلام اصلی تعلطیل شده است و در تعیین شیوه حکومت و مشارکت و رابطه حاکمان و محکومان به کار گرفته نشده است. (علی /153) شاوی هم که شورا در امور سیاسی را از شورا در امور فقهی و اجتهادی تفکیک میکند بر آن است که تعطیلی اصل شورا در تاریخ دولت اسلامی، منحصر به عرصه سیاست وحکومت است ولی در عرصه قانونگذاری و فقه علمای و مجتهدان مسلمان با آزادی کامل و بدون دخالت دولت و حاکمان، شورایی عمل میکردند. شاوی(/14-13) اما روشن است که شورای نوع دومی که وی برمیشمرد، اهمیت چندانی ندارد، زیرا در کشف و استنباط تکالیف شرعی که انسان مسلمان حق قانونگذاری در آن را ندارد و تنها باید آنچه را که خدا تشریح کرده است دریابد، تشکیل شورا کارکرد سیاسیای نخواهد داشت.
شوقی الفنجری برآن است که به رغم وضوح آیات و احادیث و تطبیق عملی و اجماع صحابه پیرامون اصل شورا، هیچ اصلی از اصول اسلام را نمیبینیم که مانند اصل شورا محل اختلاف شدید فقها و مجتهدان و تفاوت عمیق آرای آنان بوده باشد(الفنجری /193)
درباره چگونگی ظهور و تحدید اهل شورا در صدر اسلام، پژوهشگری معتقد است که سه عامل اصلی دراین ارم دخالت داشته اند: 1- شکل گیری امت اسلام از راه دعوت وجهاد برای برپایی دعوت، به طور طبیعی نزدیکان و یاران پیامبر اسلام را نخستین طرفهای مشورت او قرار داد و در رتبه بعد، گروهی را که در زمینه جهاد در راه امت فعالیت داشتند و توانایی هایشان ثابت شد و مورد اعتماد قرار گرفتند. پیش از هجرت، هسته مجلس شورای پیامبر(ص) متشکل از نخستین اسلام آوردگان شکل گرفته بود و سپس در مدینه تمام کسانی که کارهای بزرگی در زمینههای نظامی و سیاسی انجام داده و یا تفوق خود را در علم دینی و فقه نشان دادند به آنان اضافه شدند.
2- وضعیت اجتماعی قبیلهای، که در آن رؤسای قبائل، قبیله خود را نمایندگی میکردند.
3- وضعیت تداوم جنگها، ایجاب می کرد که آگاهان به حیله ها و امور جنگ به اهل شوری اضافه شوند...(الدردیری/520-518) پیامبر اسلام روش یا شیوه واحدی در شورا نداشت. تشکیل شورا اشکال و شیوههای متعددی داشت که پژوهشگری از آن با عنوان شورای وحی و دعوت یا «شورا در سایه وحی که مستقیماً نازل شده و در سایه اوضاع و ضرورتهای دعوت» یاد میکند (همان /522). پیامبر گاه با مسلمانانی که در دسترس او بودند مشورت میکرد و گاه با طائفه خاصی که خود برمیگزید..... و گاه با فقییان و سرشناسان قبائل و گاه هم نظر عامه مردم را جویا می شد(همان 524- 523) تعیین و تشخیص افرادی که صلاحیت و اهلیت شورا را دارند تا پیش از تشکیل دولت ملت ها در جهان اسلام و پذیرش اصل برابری حقوق شهروندی از موضوعات پیچیده و اختلافی بوده است. اصطلاحاتی مانند اهل حل وعقد اهل انتخاب و اهل اجتهاد و اولوالامر در تلاش برای تعیین اهل شورا پدید آمد. در اواخر قرن نوزدهم برخی علمای دینی تحت تأثیر تحولات جدید کوشیدند مفاهیم قدیمی را به واقعیات موجود نزدیک و بر آن قیاس کنند و اشباه و نظایری برای مفاهیم قدیمی پیدا کنند. از این رو است که محمد عبده می گوید: اولوالامر در زمان ما، بزرگان علما و بزرگان ارتش و قضات و بزرگان بازرگانان و کشاورزان و مدیران انجمن ها و شرکت ها و رهبران احزاب و افراد سرشناس از میان کتابفروشان و پزشکان و حقوقدانانی هستند که در تأمین منافع است مورد اعتماد و مرجع حل مشکلات مردمند. (عبده/ج5/198) عبده دایره اهل شورا را چنان گسترده می کند که گویی می خواهد بگوید اهل شورا، تمام مردم هستند، اما سخن او در زمانی گفته شد که هنوز جهان اسلام در سایه امپراطوری عثمانی قرار داشت و هنوز دولت ملتهای جدید شکل نگرفته بودند و چیزی به نام انتخابات و آرای عمومی در مناطق اسلامی شناخته شده نبود. سخن عبده را شاگردش رشید رضا تکمیل کرد و اهل شورا را نمایندگان امت دانست.(علی/158) نظر رشید رضا در اوائل قرن بیستم، با سخن شمس الدین در اواخر قرن بیستم شفافیت و صراحت بیشتری یافت که تصریح کرد، اساساً اهل حل و عقد، تمام افراد امت هستند و امت از طریق سازوکارهای دموکراتیک و تشکیل پارلمان اختیارات خود را به نمایندگان خود واگذار میکند.
درباب محدوده شورا تقریباً همه متفکران مسلمان اتفاق نظر دارند که شورا در اموری معتبر است که نصّی درباره آن وجود نداشته باشد و تکالیف دینی تابع هیچ گونه شورا و مشورتی نیست، مگر آن که موضوع شورا تفسیر یا اجرای نص باشد و این گونه از شورا نیز مختص عصر پس از پیامبر(ص) است زیرا در عصر رسالت، تفسیر و اجرای نص برعهده خود پیامبر(ص) بوده است.(العوّا /185) قید دومی که برای شورا ذکر کردهاند این است که نتیجه رأی شورا یا طرفهای مشورت نباید مخالف یکی از نصوص تشریعی قرآن یا سنت باشد.(عودة/158)
محمدهادی معرفت نیز با تفکیک شخصیت پیامبر به سه بعد شخصی(فردی)، بعد رسالتی و پیامبری و بعد سیاسی و رهبری، معتقد است که دستوری که در آیه 159 سوره آل عمران به پیامبر شده که با مسلمانان مشورت کند«بدون شک، شخصیت سیاسی پیامبر را مخاطب قرار داده است، زیرا منظور از«امر» امور شخصی وی نیست. پیامبر در امر رسالت و شریعت با کسی مشورت نمیکند بلکه صرفاً امر زعامت و رهبری است که شایسته شور و مشورت است و البته این دستور به پیامبر اکرم اختصاص ندارد و متوجه مسئولان سیاسی و زعمای امت است(معرفت /87-88)
طالقانی نیز حوزه احکام شرعی یا عبادی را خارج از محدوده شورا می داند و حیطه شورا را تمام کارهای اجتماعی و سیاسیای میداند که حکم شرعی آن از سوی خدا صادر نشده است(شیرخانی/299) درباره الزام آور نبودن نتیجه شورا نظرهای موافق و مخالفی ابراز شده است. پارهای محققان به کارها و مواضعی استناد میکنند که نشان میدهد در تاریخ اسلام، شورا امری الزام آور تلقی نشده است. از دوره خلافت راشد، شواهدی وجود دارد که الزامی نبودن نظر شورا را میرساند.
مثلاً ابوبکر با نظر مشورتی همه صحابه و از جمله وزیر و مشاروش عمر مخالفت کرد که او را از جنگ با عربهایی که از پرداخت زکات خودداری کرده بودند (اهل ردهّ) باز داشته بودند. عمر بن خطاب اعتنایی به مشورت مردم و از جمله علی بن ابی طالب و طلحه بن عبیدالله درباره سردار سپاهی که به جنگ رومیان به شام میرفت، ننمود. همچنین با نظر شورای مسلمانان در باره هدیه همه هر قل مخالفت ورزید، همانگونه که عثمان بن عفان نظر مهاجران و از جمله علی بن ابی طالب را در مورد قصاص عبیدالله بن عمر در مقابل قتل ظالمانه سه بی گناه- جفینه، هرمزان و دختر ابولولو که پدرش (عمر) را کشته شده بود، نپذیرفت و نظر مشورتی صحابه وعموم مردم را در باره خودداری از توزیع بی رویه ثروت و قدرت میان یاران و خاندان خویش نپذیرفت تا آن که به همین سبب کشته شد. علی بن ابی طالب نیز نظر اصحاب و یاران خود را نپذیرفت که او را به ابقای معاویه- هرچند به صورت موقت- در ولایت شام سفارش میکردند تا اوضاع آرام شود.( فضل الله /82/75 و سمیع/ 218-214 والانصاری/33-26)
فتحی یکن رهبر جماعت اسلامی لبنان شورا را امری الزام آور نمی تواند و برآن است که «رهبری دراسلام، فردی است.... و حقیقت بی ابهام و روشن این است که رهبر در نظام اسلامی، صاحب صلاحیت درتدبیر امور امت است، اما ملزم به پیروی از رأی اکثریت درهمه امور واحوال نیست و تفسیر آیه شورا به روشنی دلالت میکند براین که سخن نهایی، پس از مشورت ، از آن صاحب صلاحیت (رهبر) است و نه اکثریت(یکن/173)
محمد حسین فضل الله مرجع لبنانی شیعه نیز با یکن هم رأی است و حاکم اسلامی را ملزم به پذیرش نتیجه شورا نمیداند.
اما نائینی فقیه بزرگ شیعی که درسال 1909 م رسالة تنبیة الامة و تنزیة الملة را در دفاع از ایده مشروطیت و نهضت مشروطه ایران تألیف کرد، حتی پیامبر اسلام را مکلف و ملزم به مشورت با مردم در امور نوعیه – یعنی امور غیر عبادی مربوط به مردم – و التزام به نتایج آن میداند(نائینی/82) وی بر آن است که قرآن، اساس شورایی بودن اداره امور مردم را پذیرفته و عمل به رأی اکثریت درمقابل اقلیت، رجحان عقلی دارد و سنت پیامبر اسلام هم نشان می دهد که در موارد فراوانی با رأی اکثریت موافقت کرد و تن دادن امام علی به رأی طرفداران حکمیت نیز به سبب اکثریت داشتن آنان بوده است. (نائینی/ 111-112-113)
غنوشی و ترابی بنا به تعریفی که از شورا ارائه میکنند، نتایج آن را الزام آور میدانند: در تعریفی که شیخ راشد الغنوشی از شورا ارائه می کند، شورا در اسلام نه حکمی فرعی از احکام دین که مستدل به یک یا دو آیه و برخی احادیث وقایع است، بلکه اصلی از اصول دین و از مقتضیات خلافت انسان به جای خدا دانسته شده است(الغنوشی/109)
حسن ترابی شورا را حکمی اسلامی می داند که پیش از آن که مستند به ادله شرعی و فقهی باشد، مستند به اصول دین و قواعد کلی اسلام است، زیرا براساس اصل برابری انسانها در مسأله پرستش خدا رهایی سیاسی انسان ها که لازمه نظام شورا است تحقق مییابد... زیرا همه انسانها جانشین خدا بر روی زمین هستند و هرکس سهمی را از قدرت که مستحقق آن است خواهد داشت. چرا که اصل حاکمیت مطلقه الهی و خلافت بشر بر روی زمین و آزادی و قدرتی که به آنها داده شده تا بر چیزها و مردم اعمال کنند، به معنای آن است که همه مردم ازاد و برابر هستند و کارشان جز با شورا سامان نمییابد.(ترابی/74-73)
سید محمود طالقانی نیز مشورت در امرو غیر عبادی و حوادث را بنا به نصوص آیات و سیره پیامبر اسلام از امور مسلّم میداند و برآن است که قرآن کریم پیامبر مقدس و معصومش را بدان خطاب و مکلف نموده است.(نائینی/61)
محمد هادی معرفت نیز با تفکیک شخصیت پیامبر به سه بعد شخصی، بعد رسالتی (پیامبری) و بعد سیاسی و حکومتیاش معتقد است دستوری که در آیه 159 سوره آل عمران به پیامبر شده است که با مسلمانان مشورت کند، « بدون شک شخصیت سیاسی پیامبر را مخاطب قرار داده است؛ زیرا منظور از«امر» امور شخصی وی نیست. پیامبر در امر رسالت و شریعت با کسی مشورت نمیکند بلکه صرفاً امر زعامت و رهبری است که شایسته شور و مشورت است. از این رو مسئولان سیاسی که زعمای امت، مورد خطاب گرفتهاند و این دستور به پیغمبر اکرم نیز اختصاص ندارد(معرفت /88/87) محمد مهدی شمس الدین در بحث الزامی بودن یا نبودن شورا معتقد است که نظر شورا به اجماع همه مسلمانان برای پیامبر و از نظر شیعه امامیه برای پیامبر وامام معصوم الزام آور نیست، اما در دوران پس از پیامبر و امام ( در زمان غیبت امام) که امت برخود ولایت دارد و حاکم معصومی بر امت گمارده نمی شود و امت، خود حاکم خود را انتخاب میکند، شورا قطعاً لازم و الزام آور است و حاکم بدون شورا مشروعیتی ندارد و تصمیمات او هم نامشروع است.
سید محمود طالقانی برخلاف شمس الدین معتقد است سیره عملی پیامبر اسلام نشان میدهد که نتیجه شورا برای ایشان نیز الزام آور بوده و آن حضرت خود را ملزم به نتیجه شورا میدانسته است، چرا که در جنگ احد و خندق به نظر ا کثریت عمل کرد، هرچند وی تصمیم گیرنده نهایی بود و به عنوان فرمانده و برای اجرای نظریه شورا تصمیم به اجرا میگرفت.(شیرخانی/296)
یوسف قرضاوی نیز شورا را امری واجب و نتایج آن را الزام آور می داند (قرضاوی/23)
در باره نسبت شورا و دموکراسی متفکران مسملان معاصر دو گونه موضع گرفتهاند: گروهی شورا را با دموکراسی ناسازگار دانسته اند. گروهی دیگر شورا را مشابه و سازگار با دموکراسی شمرده اند. از گروه نخست میتوان از توفیق الشاوی یاد کرد که معتقد است، شورا، اصلی قرآنی، عام و فراگیر است که هم امور جامعه را تحت شمول میگیرد و قواعد و ضوابط و احکام متنوعی برآن متفرع میشود که نظم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یکپارچهای از آن برمیآید. وی برآن است که مشابه دانستن شورا با دموکراسی خطا است، زیرا اساس و مبنای شورا در اسلام، حقوق فطری انسان و آزادی افراد و ملتها است که شریعت اسلام آن را مقرر نموده است و از این رو شورا تابع و مطیع شریعت ومحکوم به اصول شریعت است و مطلق نیست. اما وجه برتری شورا بر دموکراسی از دیدگاه شاوی، گذشته از ابتنای شورا برحقوق فطری انسان، آن است که شورا چنان که منادیان آن معتقدند، حکومت اکثریت است و بالاترین جایگاه در نظام دموکراتیک از آن اکثریت و نمایندگان اکثریت است، درحالی که منادیان شورا آن را حکم شریعت توصیف می کنند و دیگر این که از آن رو که شورا بر آزادی و تعدد مذاهب و آرا استوار است، در دل خود تعداد آرا و احزاب و گروهها را به رسمیت می شناسد ولی دموکراسی غربی، گاه منجر به ظهور نظام تک حزب می شود.
معتقدان به ناسازگاری شورا و دموکراسی معتقدند که اصول دموکراسی مانند تکثر سیاسی و آزادی تحزب و آزادی مخالفت با نظام سیاسی و تشکیل پارلمان و اعتبار رأی اکثریت و برابری آرا از دل نظام شورای اسلامی برنمیآید ، زیر از نظر آنان ادلهای از قرآن و سنت وجود دارد که از تفرقه و چند دستگی نهی و به گردهم آمدن و همکاری دعوت میکند. آنان حتی به پیشینههای تاریخی خلافت اسلامی استناد میجویند که در طی قرن ها، جهان اسلام تحت حاکمیت خلافت اسلامی بود بی آن که به تکثر گرایی و تحزب پناه ببرد(صاوی/49-46) و این که اساساً در جامعه اسلامی، راهی به سوی نظام تکثر حزبی وجود ندارد و قوانین مکتب اسلام نیز گنجایش چنین چیزی را ندارد زیرا نظام تکثر حزبی، ناقض اصول و قواعد شرعی است و نتایج وخیم و عواقب ناخوی دارد( صاوی/43) از دلائل دیگری که یاد می شود این است که احزاب در نصوص دینی همراه با مذمت و بیم عذاب یاد شدهاند و از احزاب به عنوان دشمنان دین یاد شده ولی در مقابل از جماعت مسلمانان با عنوان احزاب یاد نشده و تنها به صیغه مفرد با عنوان حزب الله به آنان اشاره شده است.(همان) آزادی نیز که از مؤلفههای اصلی دموکراسی است مورد نقد این دسته از اسلام گرایان است، زیرا آزادی به معنای اعتماد و اتکا به عقل است و گاه به ایمان و نصوص قطعی تناقض می یابد و از نظر آنان آزادی به معنای بی بندوباری وهنجار شکنی و کشیده شدن انسان به پستی حیوانیت است. بنابر این آزادی ها در اسلام جایگاهی ندارند( صالح/127/92)
اما در باره پارلمان و مشارکت درمجالس نمایندگی، برخی از اسلام گرایان و در رأسشان عمرعبدالرحمن و محمد قط معتقدند که پارلمان اساساً بخشی از نظام جاهلیت است.(ابورمان/991)
درباره اصل اعتبار و حاکمیت رأی اکثریت نیز مخالفان مشابه سازی شورا و دموکراسی برآنند که در شورا یا فتوا، حق تصمیم گیری یا قانونگذاری یا تثبیت حکم به اهل حل عقد یا اهل اجتهاد داده شده است، از این رو رأی اکثریت بنا به دلایلی مردود و یا محل تحفظ است که مهم ترین این دلایل این است که اسلام، کثرت عددی را میزان حق و باطل قرار نداده است« از این رو حاکمیت، از آن شرع است و نه توده مردم، به این معنا که اگر امت در درون مجلس شورا یا خارج از آن بر امری مانند مباح شدن زنا یا کاهش مجازات آن اجماع کنند، این نظر خارج از اسلام است(خالدی/131) زیرا در اسلام به رغم آن که در برخی امور شورا میان حاکم و امت، ترجیح با نظر اکثریت است، اما اکثریت معیار یا دلایل صواب نیست، زیرا نه در قرآن و نه در سنت نبوی، مبنای اکثریت، معتبر شمرده نشده است و قاعده اکثریت، قاعدهای بشری است که دموکراسی آن را تقدیس می کند(النحوی/98-97) اصل اعتبار رأی اکثریت از آن رو که مبتنی بر برابری آرای شهروندان در اعمال حقوق سیاس اشان است، مورد تحفظ پارهای اسلام گرایان قرار دارد. زیرا آنان با استناد به بخش اخیر آیه شورا که به پیامبر دستور میدهد با مسلمانان مشورت کند وهرگاه تصمیم قطعی گرفت بر خدا توکل کند، معتقدند که اگر چه پیامبر مأمور به مشورت با مردم در امور غیر عبادی شده است، اما تصمیم گیری نهایی از دل رأی اکثریت بر نمیآید وخود پیامبر- یا حاکم اسلامی- است که تصمیم نهایی را می گیرد، در حالی که منطق دموکراسی مبتنی بر برابری میان همه شهروندان در انتخابات و شایستگی انتخاب شدن است و در آن فرقی میان عالمان و غیر عالمان و پاکان و بدکاران و متخصصان و غیر متخصصان نیست( صاوی/13) اما خدا در بسیاری از آیات قرآن می گوید که مؤمنان را مانند مجرمان و نیکوکاران را مانند بدکاران و دانایان را مانند نادانان نمیداند.
پاره ای از متفکران مسلمان سعی در نزدیک سازی و مشابه سازی دو مفهوم شورا و دموکراسی نمودهاند. عباس محمود العقاد این دو اصطلاح را به هم نزدیک میداند و اصطلاح دموکراسی اسلامی را پیشنهاد می کند.
کسانی نیز برای حل مشکل اصطلاح به تلفیق دومفهوم شورا و دموکراسی روی آوردند و اصطلاح جدید شورا کراسی را پیشنهاد دادند.(علی/147)
سید محمدرشید رضا در دوره اصلاح طلبیاش معتقد به هم سازی شورا با دموکراسی ودولت مشروطه بود اما با این حال معتقد بود که مسلمانان، توجه خود را به اصل شورا و نظام شورایی اسلامی مدیون تجربه های دموکراتیک غربیان هستند و اگر غربیان نبودند، مسلمانان هیچ گاه به این فکر نمی افتادند که اصلی به نام شورا در آموزههای دینیاشان وجود دارد.(کوثرانی/61)
راشد غنوشی رهبر جنبش اسلام گرای النهضه مفهوم شورا را با دموکراسی سازگار و دموکراسی را بهترین سازوکار اجرایاصل شورا می داند (غنوشی، الحرکة الاسلامیة و مسألة التغییر/21) و برآن است که تحولات شگرفی که در غرب در موضوع شورا رخ داده است، آن را از سطح اصلی نظری و موعظهای اخلاقی به نظام حکومت و مدیریت تبدیل کرده است و این تحولات نیز هم طراز تحولات و پیشرفتهایی است که غرب در زمینه طب و زراعت و صنعت به دست آورده است و دموکراسی سازوکاری سازمان یافته برای اجرای شورا است.
غنوشی در سازگار سازی شورا با دموکراسی تا آن جا پیش می رود که شورا در قالب دموکراسی اسلامی شدهاش، غیر مسلمانان را هم در درون خود می پذیرد و مجلس شورا در دولتی اسلامی، می تواند اقلیت غیر مسلمان را هم در برگیرد (غنوشی، الحریات العامة فی الدولة الاسلامیة/128)
محمد مهدی شمس الدین فقیه شیعی لبنانی نیز با طرح الگوی «دموکراسی مبتنی بر شورای گام بلندی در نزدیکی این دو مفهوم به یکدیگر برداشت. وی معنا و محتوای این دو مفهوم را با یکدیگر سازگار میداند ومیگوید: ااگر خواستی بگویی که من براساس اصل شورا از دموکراسی پیروی میکنم، سخنی بر صواب گفته ای و اگر خواستی بگـویی مـن از شـورا پـیـروی مـی کنـم و سـازوکـارهـای دمـوکراتیک را از دل آن برمیگیرم، باز برصواب رفتهای.(شمس الدین/8)
چنان که گفته شد، نزاع بر سرمفهوم و کارکرد و حیطه و الزام آور بودن شورا در اسلام معاصر همچنان ادامه دارد. اجمالاً می توان گفت که در غالب کشورهای اسلامی، پس از تشکیل دولت – ملت ها و شکل گیری نظامهای سیاسی ملی، اصل شورا به عنوان مبنایی برای تأسیس نظامی پارلمانی به کار گرفته نشده است. در غالب این کشورها، مجالس مشورتی ای وجود دارد که فاقد کارکردهای پارلمان – به سبک غربیاش – هستند. با این حال در پاره ای کشورهای مسلمان غیر عرب، شوراهای محلی و نمایندگی دارای اختیارات و کارکردهای وسیعی هستند. در بند هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آمده است: طبق دستور قرآن کریم« وامرهم شوری بینهم» و «شاورهم فی الامر» شوراها، مجلس شورای اسلامی، شورای استان، شهرستان، محل، بخش، روستا و نظائر اینها از ارکان تصمیم گیری و اداره امور کشورند.
حیدرابراهیم علی، التیارات الاسلامیة و قضیة الدیمقراطیة، بیروت، مرکز دراسات الوحدة العربیة ، 1996
فتحی یکن، مشکلات الدعوة والداعیة، بیروت ، مؤسسة الرسالة ،1974
راشد الغنوشی، الحریات العامة فی الدولة الاسلامیة ، بیروت، مرکز دراسات الوحدة العربیة، 1992
حسن الترابی، نظرات فی الفقة الاسلامی، خرطوم (سودان) الشرکة العالمیة لخدمات الاعلام، 1998
عبدالسلام یاسین، الشوری والدیمقراطیة، الدار البیضاء ، مطبوعات الافق،1996
محمد سلیم العوا، فی النظام السیاسی للدولة الاسلامیية ، دارالشروق، قاهره،1989
عبدالقادر عودة، الاسلام و اوضاعنا السیاسیة ، بی نا، بیروت، 1967
حسین رحّال، اشکالیات التجدید، بیروت، دارالهادی، 2004
مهدی فضل الله، الشوری ، طبیعة الحاکمیة فی الاسلام، بیروت ، دارالاندلس، 1984
صالح حسن سمیع، از مة الحریة السیاسیة فی الوطن العربی، قاهره، الزهراء الاعلام العربی،1988
عبدالحمید اسماعیل الانصاری، الشوری بین التاثیر و التاثر، قاهره، دارالشرق، 1982
توفیق الشاوی، فقة الشوری والاستشاره ، المنصورة ، دارالوفاء، چاپ دوم 1992
محمود عبدالحمید الخالدی، نقض النطام الدیمقراطی، بیروت، دارالجیل، 1984
عدنان علی رضا الغوی، الشوری لاالدیمقراطیة، قاهره، دارالصحوة ، 1985
محمدمهدی شمس الدین، حوارحول الشوری و الدیمقراطیة، منبرالحوار(مجله) ، بیروت، سال نهم، شماره 34، پاییز 1994
یوسف قرضاوی، الصحوة الاسلامیة ، قاهره دارالصحوة للنشر و التوزیع، 1988
احمد عبدالفتاح بدر، مفهوم الشوری فی اعمال المفسرین، بی جا، بی نا، بی تا، ص 33
البلاذری، انساب الاشراف
ابن ابی الحدید، نهج البلاغه
محمد بن حریر الطبری، التفسیر الکبیر، مصر، نشر مصطفی البابی الحلبی، 1372هـ.
عمادالدین ابوالفداء اسماعیل بن عمر معروف به ابن کثیر القرشی ، تفسیر القرآن العظیم، قاهره، مکتبة مصر، بی تا
بشیر ابورمان، الحرکة الاسلامیة و البرلمان، السلط، ابورمان، 1991
هانی الدردیری، نظام الشوری مقارناً بلدیمقراطیة النیابیه ، بی جا، بی نا، 1991
راشد الغنوشی، الحریات العامة فی الدولة الاسلامیة ، بیروت، مرکز دراسات، الوحدة العربیة 1992
محمد حسین نائینی ، تنبیه الامة و تنزیه الملة ، مقدمة و پاورقی سید محمود طالقانی ، تهران شرکت سهامی انتشار، 1361
علی شیرخانی، شورا و آزادی، قم، آفتاب سبا، 1381
محمد هادی معرفت، جزوه فقه سیاسی، مؤسسه آموزش عالی باقرالعلوم ، قم،77-1376
وجیه کوثرانی، مختارات سیاسیه من مجلة المنازة ، (رشید رضا)، بیروت، دارالطلیعه، 1980
صلاح الصاوی، التعدیة السیاسیة فی الدولة الاسلامیة ، قاهره، دارالاعلام العربی، 1980
احمد شوقی الفنجری، کیف تحکم بالاسلام فی دولة عصریة، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، 1990
زمان ارائه : دوشنبه 13 آبان 1387.
------------------------
عنوان مقاله : مفهوم قرآنی در باب حکومت و مدیریت
| ● نویسنده : مجید مرادی | ||
|
شرح آیات 1 تا 5 سوره مبارکه کهف
1الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْکِتابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً
2قَیِّماً لِیُنْذِرَ بَأْساً شَدِیداً مِنْ لَدُنْهُ وَ یُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَالصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً
3ماکِثِینَ فِیهِ أَبَداً
4وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً
5ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْم وَ لا لاِ بائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْیَقُولُونَ إِلاّ کَذِباً
ترجمه:
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
1 ـ حمد مخصوص خدائى است که این کتاب (آسمانى) را بر بنده (برگزیده)اش نازل کرد، و هیچ گونه کژى در آن قرار نداد.
2 ـ در حالى که ثابت و مستقیم است; تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند; و مؤمنانى را که کارهاى شایسته انجام مى دهند، بشارت دهد که پاداش نیکوئى براى آنهاست.
3 ـ (همان بهشت برین) که جاودانه در آن خواهند ماند!
4 ـ و آنها را که گفتند: «خداوند، فرزندى (براى خود) گرفته است»، انذار کند.
5 ـ نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند، و نه پدرانشان! سخن بزرگى از دهانشان خارج مى شود! آنها فقط دروغ مى گویند!
تفسیر:
آغاز با نام خدا و قرآن
سوره کهف همچون بعضى دیگر از سوره هاى قرآن با حمد و ستایش خداوند آغاز شده است.
و از آنجا که حمد و ستایش، به خاطر کار، یا صفت مهم و شایسته اى است، در اینجا ستایش را در برابر نزول قرآن که خالى از هر گونه اعوجاج و کژى است بیان کرده مى گوید:
«حمد مخصوص خدائى است که این کتاب آسمانى را بر بنده اش نازل کرد، و هیچ گونه اعوجاج و کژى در آن قرار نداد» (الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْکِتابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً).
* * *
«کتابى که ثابت و پابرجا، معتدل و مستقیم، و هم برپادارنده جامعه انسانى و پاسدار سایر کتب آسمانى است» (قَیِّماً).
«تا بدکاران و تیره دلان را از عذاب شدیدى که از ناحیه خدا است، بترساند» (لِیُنْذِرَ بَأْساً شَدِیداً مِنْ لَدُنْهُ).
«و مؤمنان راستین را که پیوسته عمل صالح انجام مى دهند بشارت دهد که: پاداش بزرگ و نیکوئى در انتظار آنها است» (وَ یُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً).
* * *
«اجر و پاداشى که جاودانى است و تا ابد در آن خواهند ماند» (ماکِثِینَ فِیهِ أَبَداً).
* * *
آنگاه به یکى از انحرافات عمومى مخالفان، اعم از نصارى و یهود و مشرکان، اشاره کرده مى گوید: «دیگر از هدف هاى این کتاب آسمانى آن است که پیامبر به وسیله آن، کسانى را که براى خدا فرزند قائل شدند، انذار کند» (وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً).
هم مسیحیان را به خاطر اعتقاد به این که: «مسیح» فرزند خدا است، هم یهود را به خاطر اعتقاد به فرزندى «عزیر» و هم مشرکان را به خاطر این که: فرشتگان را دختران خدا مى پنداشتند، هشدار دهد.
* * *
سپس به یک اصل اساسى براى ابطال این گونه ادعاهاى پوچ و بى اساس، پرداخته مى گوید: «آنها هیچ گونه علم و یقین به این سخن ندارند، و اگر از پدرانشان تقلید مى کنند آنها نیز چنین بودند» (ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْم وَ لا لاِ بائِهِمْ).
«اما سخن بسیار بزرگ و وحشتناکى از دهان آنها خارج مى شود» (کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ).
خدا و جسم بودن؟ خدا و فرزند داشتن؟ خدا و نیازهاى مادى؟ و بالاخره خدا و محدود بودن؟ چه سخنان وحشتناکى؟!...
آرى «اینها فقط دروغ مى گویند» (إِنْ یَقُولُونَ إِلاّ کَذِباً).
* * *
نکته ها:
1 ـ آغاز سوره، با «حمد» خدا
پنج سوره، از سوره هاى قرآن با «الحمد للّه» شروع شده، و در این پنج سوره، پس از ستایش خداوند، مسأله آفرینش آسمان ها و زمین (یا مالکیت آسمان ها و زمین) و یا تربیت جهانیان آمده است، جز در سوره مورد بحث، که نزول قرآن بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در دنبال این ستایش قرار گرفته است.
در حقیقت، در آن چهار سوره (انعام ـ سبا ـ فاطر و حمد) سخن از کتاب «تکوین» به میان آمده، ولى در سوره «کهف» که مورد بحث است سخن از کتاب «تدوین» است، و مى دانیم هر یک از این دو کتاب، یعنى «قرآن» و «جهان آفرینش» مکمّل دیگرى است، و این تعبیر نیز بیانگر آن است که: قرآن وزنى دارد همچون وزن مجموعه آفرینش، و نعمتى است همسان نعمت جهان هستى! و اصولاً، مسأله تربیت جهانیان که در جمله «الحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِیْن» آمده است بدون بهره گیرى از این کتاب بزرگ آسمانى، ممکن نیست.
* * *
2 ـ کتابى پابرجا و مستقیم و نگاهبان
«قیّم» (بر وزن سیّد) از ماده «قیام» گرفته شده و در اینجا به معنى پابرجا، ثابت و استوار است، علاوه بر آن، برپادارنده، حافظ و پاسدار کتب دیگر است.
و در عین حال ،معنى اعتدال، استقامت و خالى بودن از هر گونه اعوجاج و کژى را نیز مى رساند.
این کلمه که به عنوان وصفى براى قرآن، بعد از توصیف به عدم اعوجاج در آیات فوق، آمده است، هم تأکیدى است بر استقامت و اعتدال قرآن و خالى بودن از هر گونه ضد و نقیض، هم اشاره اى است به جاودانى بودن این کتاب بزرگ آسمانى و هم الگو بودن براى حفظ اصالت ها و اصلاح کژى ها و پاسدارى از احکام خداوند و عدالت و فضیلت بشر.
این صفت (قیّم) در واقع اشتقاقى است از صفت «قیّومیت» پروردگار که: به مقتضاى آن خداوند حافظ و نگاهبان همه موجودات و اشیاء جهان است: «ما به تو قائم چو تو قائم بذات »!
قرآن که کلام خدا است نیز همین حال را دارد.
قابل توجه این که: توصیف به «قیّم» در آیات قرآن کراراً در مورد آئین اسلام آمده است، و حتى به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور داده شده است: «خود را هماهنگ با دین قیّم و صاف و مستقیم سازد» (فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ).(1)
آنچه در بالا، در تفسیر «قیّم» گفته شد، معنى جامعى است که تفسیرهاى مختلف همه مفسران را در برمى گیرد: چه این که:
بعضى آن را به معنى کتابى که هرگز نسخ نمى شود، تفسیر کرده اند.
بعضى به معنى حافظ کتب پیشین.
بعضى به معنى برپادارنده امور دین.
و بعضى به معنى کتابى که در آن اختلاف و تناقض نیست.
ولى همه این معانى در آن مفهوم جامع که گفتیم: جمع است.
بعضى از مفسران جمله «لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً» را به معنى فصاحت الفاظ قرآن دانسته اند، در حالى که «قیّماً» را به معنى بلاغت و استقامت محتواى آن گرفته اند(2) اما دلیل روشنى بر این تفاوت در دست نیست، و بیشتر به نظر مى رسد این دو، تأکید یکدیگر باشد، با این تفاوت که «قیّم» مفهوم گسترده ترى دارد، یعنى علاوه بر مفهوم استقامت ذاتى، مفهوم پاسدارى، اصلاح و نگهدارى دیگران را نیز در برمى گیرد.(3)
* * *
3 ـ انحراف اعتقادى
در آیات فوق، پس از ذکر مسأله انذار به طور وسیع و مطلق، انذار، نسبت به کسانى بیان شده که: مخصوصاً براى خدا فرزندى قائل شده اند، این نشان مى دهد که این انحراف اهمیت خاصى دارد.
این انحراف اعتقادى، همان طورى که در بالا گفتیم، مخصوص مسیحیان نیست بلکه، یهود و مشرکان هم در آن شریک بودند، و تقریباً یک اعتقاد عمومى در محیط نزول قرآن به شمار مى رفت، و مى دانیم: چنین عقیده اى روح توحید را به کلّى از میان مى برد، خدا را در سر حدّ موجودات مادى و جسمانى قرار مى دهد، و داراى عواطف و احساسات بشرى، براى او شبیه و شریک قائل مى شود، و او را نیازمند مى شمرد، و به همین دلیل، مخصوصاً روى این مطلب انگشت گذارده شده است.
در سوره «یونس» آیه 68 مى خوانیم: قالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ: «آنها گفتند: خداوند براى خود فرزندى انتخاب کرده در حالى که او غنى و بى نیاز است».
و در سوره «مریم» آیات 88 تا 91 مى خوانیم: وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً * لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدّاً * تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الاْ َرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدّاً * أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً:
«آنها گفتند: خداوند فرزندى انتخاب کرده است * شما سخنى بسیار ناموزون، سخت و سنگین آورده اید * نزدیک است آسمان ها از هم بشکافد، زمین پاره شود و کوه ها فرو ریزند * چرا که براى خدا فرزندى قائل شده اند».
این تعبیر، فوق العاده شدید، دلیل بر آن است که عواقب شوم این اعتقاد ناموزون، بسیار وسیع و گسترده مى باشد، و در واقع چنین است; چرا که نتیجه آن، خدا را از اوج عظمتش فرود آوردن و در سر حدّ موجودات پست مادى قرار دادن است.(4)
* * *
4 ـ ادعاى بدون دلیل
بررسى اعتقادات انحرافى، نشان مى دهد: غالب آنها از ادعاهاى بى دلیل سرچشمه گرفته، که گاهى به صورت یک شعار کاذب از ناحیه کسى ابراز مى شد و دیگران دنبال آن را مى گرفتند، و یا به صورت سنت نیاکان از نسلى به نسل دیگر انتقال مى یافت.
قرآن ضمناً، به ما مى آموزد که: در همه حال از ادعاهاى بى دلیل جداً بپرهیزیم، از هر کس، و مربوط به هر کس باشد.
در آیات فوق، خداوند چنین کارى را بزرگ و وحشتناک شمرده، و آن را سرچشمه کذب و دروغ معرفى کرده است.
این اصلى است که، اگر مسلمانان در همه زندگى خود از آن پیروى کنند، یعنى: بى دلیل چیزى نگویند، بى دلیل چیزى نپذیرند، و اعتنائى به شایعات و ادعاهاى عارى از دلیل نکنند، بسیارى از نابسامانیهاشان سامان مى یابد.
* * *
5 ـ عمل صالح یک برنامه مستمر
در آیات فوق، هنگامى که سخن از مؤمنان مى گوید، «عمل صالح» را به عنوان یک برنامه مستمر آنها بیان مى کند; زیرا جمله «یَعْمَلُونَ الصّالِحاتِ» فعل مضارع است و مى دانیم: فعل مضارع دلیل بر استمرار است.
در حقیقت، باید چنین باشد; زیرا انجام یک یا چند کار خیر، ممکن است تصادفاً، یا به علل خاصى از هر کس صورت گیرد، اما هرگز دلیل بر ایمان راستین نیست، آنچه دلیل ایمان راستین است، استمرار در عمل صالح است.
* * *
6 ـ آخرین سخن، در اینجا این که: قرآن در آیات فوق، وقتى مى خواهد نزول این کتاب آسمانى را بیان کند، مى گوید: «شکر و ستایش خدائى را که این کتاب را بر بنده اش نازل کرد» و این، دلیل بر آن است که: تعبیر به بنده، پرافتخارترین و باشکوه ترین توصیفى است که ممکن است از یک انسان شود، انسانى که راستى بنده خدا باشد، همه چیز خود را متعلق به او بداند، چشم بر امر، و گوش بر فرمانش دارد، به غیر او نیندیشد، جز راه او را نرود، و افتخارش این باشد که: بنده پاکباز او است.
* * *
1 ـ روم، آیه 43.
2 ـ «روح المعانى»، جزء 15، ذیل آیه مورد بحث.
3 ـ «قیّم» از نظر ترکیب نحوى حال است و عامل آن «أنزل» مى باشد.
4 ـ درباره مسأله «تثلیث» و اعتقاد به فرزندى خدا در مورد حضرت مسیح(علیه السلام)، در جلد 4 تفسیر «نمونه»، صفحه 220 به بعد، مشروحاً سخن گفته ایم.
فَلَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَإنَّ الْقَتْلَ لَیَدُورُ عَلَى الاْبَاءِ وَالاَْبْنَاءِ وَالاْخْوَانِ وَالْقَرَابَاتِ، فَمَا نَزْدَادُ عَلَى کُلِّ مُصِیبَة وَشِدَّة إلاَّ إیمَاناً، وَمُضِیّاً عَلَى الْحَقِّ، وَتَسْلِیماً لِلاَْمْرِ، وَصَبْراً عَلَى مَضَضِ الْجِرَاحِ. وَلکِنَّا إنَّمَا أَصْبَحْنَا نُقَاتِلُ إخْوَانَنَا فِی الاِْسْلاَمِ عَلَى مَا دَخَلَ فِیهِ مِنَ الزَّیْغِ وَالإعْوِجَاجِ، وَالشُّبْهَةِ وَالتَّأْوِیلِ. فَإذَا طَمِعْنَا فِی خَصْلَة یَلُمُّ اللهُ بِهَا شَعَثَنَا، وَنَتَدَانَى بِهَا إلَى الْبَقِیَّةِ فِیمَا بَیْنَنَا، رَغِبْنَا فِیهَا، وَأَمْسَکْنَا عَمَّا سِوَاهَا.
ما همراه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) بوديم، و قتل و کشتار (حتى) در ميان پدران و فرزندان و برادران و خويشاوندان (که بر ضد اسلام قيام کرده بودند) دور مى زد، و هر مصيبت و سختى در اين راه پيش مى آمد، سبب افزايش ايمان ما و حرکت در راه حق و تسليم در برابر فرمان (خدا) و شکيبايى بر درد و سوزش جراحت ها مى شد، (ودر يک جمله ما از هيچ مشکلى هر اس نداشتيم) ولى ما هم اکنون با جماعتى که (ظاهراً) برادران اسلامى ما هستند، به خاطر انحرافات و کجى ها و شبهات و تأويلات ناروا که در اسلام دارند، پيکار مى کنيم، بنابراين هر گاه احساس کنيم چيزى باعث جمع پراکنده ما مى گردد و به وسيله آن به هم نزديک مى شويم و باقيمانده پيوندها را در ميان خود محکم مى سازيم، به آن علاقه نشان مى دهيم و از غير آن خوددارى مى کنيم.
شرح و تفسیر
تا آن جا که در توان داریم براى وحدت مى کوشیم
امام (علیه السلام) در این بخش از خطبه که آخرین بخش آن است به سراغ یک جواب منطقى براى بهانه جویان «خوارج» مى رود، آنهایى که مى گفتند : چرا امام (علیه السلام)تن به حکمیّت داده است ؟ چرا ما همچون یاران پیامبر (صلى الله علیه وآله) در صدر اسلام با دشمن تا آخرین نفس نجنگیم ؟ آیا پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) هرگز تن به حکمیّت با دشمنان خود داد ؟
امام (علیه السلام) در پاسخ، این حقیقت را آشکار مى سازد که زمان ما با زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) بسیار متفاوت است و کسانى که ما با آنها مى جنگیم، گروهى از مسلمانان فریب خورده اند، در حالى که دشمنان ما در صدر اسلام، کفّار بى ایمان و مشرکان مخالف با اسلام بودند. مى فرماید :
«ما همراه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) بودیم و قتل و کشتار (حتى) در میان پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان (که بر ضد اسلام قیام کرده بودند) دور مى زد و در این راه، هر مصیبت و سختى پیش مى آمد سبب افزایش ایمان ما و حرکت در راه حق و تسلیم در برابر فرمان (خدا) و شکیبایى بر درد و سوزش جراحت ها مى شد» (فَلَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَإنَّ الْقَتْلَ لَیَدُورُ عَلَى الاْبَاءِ وَالاَْبْنَاءِ وَالاْخْوَانِ وَالْقَرَابَاتِ، فَمَا نَزْدَادُ عَلَى کُلِّ مُصِیبَة وَشِدَّة إلاَّ إیمَاناً، وَمُضِیاً عَلَى الْحَقِّ، وَتَسْلِیماً لِلاَْمْرِ، وَصَبْراً عَلَى مَضَضِ(1)الْجِرَاحِ).
آرى در آن زمان ما با قدرت و شدت به دشمن حمله مى کردیم حتى اگر برادران و بستگان ما در وصف آنها قرار داشتند، گرچه مصیبت آنها بر ما سخت بود اما چون به فرمان خدا انجام مى گرفت، ایمان ما فزونى مى یافت و در برابر تمام مصائب و جراحات جنگ صبور و شاکر بودیم.
ولى امروز جریان تغییر یافته «ما هم اکنون با جماعتى که (ظاهراً) برادران اسلامى ما هستند به خاطر انحرافات و کجى ها و شبهات و تأویلات ناروا که در اسلام دارند پیکار مى کنیم، بنابراین هر گاه احساس کنیم چیزى باعث جمع پراکنده ما مى شود و به وسیله آن به هم نزدیک مى گردیم و باقیمانده پیوندها را در میان خود محکم مى سازیم، به آن علاقه نشان مى دهیم و از غیر آن خوددارى مى کنیم» (وَلکِنَّا إنَّمَا أَصْبَحْنَا نُقَاتِلُ إخْوَانَنَا فِی الاِْسْلاَمِ عَلَى مَا دَخَلَ فِیهِ مِنَ الزَّیْغِ وَالإعْوِجَاجِ، وَالشُّبْهَةِ وَالتَّأْوِیلِ. فَإذَا طَمِعْنَا فِی خَصْلَة یَلُمُّ(2) اللهُ بِهَا شَعَثَنَا(3)، وَنَتَدَانَى بِهَا إلَى الْبَقِیَّةِ فِیمَا بَیْنَنَا، رَغِبْنَا فِیهَا، وَأَمْسَکْنَا عَمَّا سِوَاهَا).
امام (علیه السلام) با این عبارت، نشان مى دهد که قیاس زمان او به زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله)قیاس مع الفارق است چرا که در آن زمان، مبارزه با دشمنِ بیرون بود، و در زمان امام (علیه السلام) با دوستان فریب خورده و منحرف درونى، و در واقع کار امام (علیه السلام) در قبول حکمیّت برگرفته از آیه شریفه « (وَإنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنیْنَ اْقتَتَلُوا فَاَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإنْ بَغَتْ إحْداهُما عَلَى الاُْخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِىءَ إِلى أَمْرِ اللهِ فَإنْ فَاءَتْ فَاَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَاَقْسِطُوا إنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقْسِطِیْنَ); هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند آنها را آشتى دهید و اگر یکى از آن دو بر دیگرى تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا باز گردد و هرگاه بازگشت نمود در میان آن دو به عدالت، صلح برقرار سازید و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست مى دارد»(4).
درست است که اصل پیشنهاد حکمیّت، خدعه و نیرنگ بود، و سردمداران سپاه شام، اعتقادى به قرآن نداشتند و به همین دلیل، امام (علیه السلام) در آغاز شدیداً با آن مخالف بود، ولى بعد از آن که تحت فشار جمعیّتِ فریب خوردگان لشکرش، آن را پذیرفت باز ممکن بود از طریق رهبرى صحیح، حکمیّت به نتیجه اى که تا حدى مطلوب بود، برسد، ولى چنان که مى دانیم باز هم فشارهاى جاهلان و افراد نادان، حکمیّت را به سویى برد که جز ضرر و زیان و بدبختى به بار نیاورد.
1. «مضض» به معنى درد و سوزش است. 2. «يلمّ» از مادّه «لمّ» (بر وزن غم) به معنى جمع آورى کردن است وگاه به معنى جمع آورى توأم با اصلاح نيز آمده است. 3. «شعث» در اصل به معنى ژوليدگى و غبارآلود بودن است سپس به هر نوع پراکندگى اطلاق شده است. 4. حجرات، آيه 9.














