- تــازه ها
- آموزش قرآن
- پربازدید
سیدمرتضی علمالهدی
ابوالقاسم علی بن حسین بن موسی (۳۵۵-۴۳۶ق)، معروف به سیدِ
شخصیت امام سجاد علیه السلام، آیت الله جوادی آملی
زمان: 45 دقیقه
خواندن قرآن و راز و نیاز با خدا،آیت الله العظمی
زمان: 51 دقیقه
حکمت 43 نهج البلاغه
فِي ذِكْرِ خَبَّابِ بْنِ الاَْرَتِّ: يَرْحَمُ اللَّهُ
حرکت سایه ها!
شرح آیات 45 لغایت 50 سوره مبارکه فرقان
45أَ لَمْ تَرَ إِلى
آمار بازدید
احسن الحدیث
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، دوره تربیت دانشجوـ معلم قرآن که از ۱۹ آذر ماه از سوی اداره آموزش سازمان فعالیتهای قرآنی دانشگاهیان کشور در قم آغاز شده بود، شب گذشته، 21 آذرماه به کار خود پایان داد.
در این دوره سه روزه که در مجتمع نرجس خاتون(س) جمکران برگزار شد، 60 دانشجو حضور داشتند و برنامههای آموزشی خود را صبح و عصر، با حضور کارشناسان و اساتید قرآنی گذراندند.
در کنار برگزاری برنامههای آموزشی، برنامههای معنوی چون زیارت بارگاه کریمه اهل بیت(س)، مسجد مقدس جمکران، حرمشناسی و بازدید از موزه آستان مقدس قم نیز ویژه این دانشجویان برگزار شد.
یادآوری میشود که پس از برگزاری کلاسها، آزمون پایانی در دو بخش کتبی و شفاهی برگزار شد و افراد برگزیده گواهی این دوره را دریافت خواهند کرد.
دانشجویان با گذراندن این طرح میتوانند به عنوان مربیان قرآن از جهاد دانشگاهی مدرک معتبر دریافت کنند و دوران تدریس آنان جزو سابقه فعالیت فرهنگی دانشجویی آنان محاسبه خواهد شد.
احمد پاکتچی در کتاب تاریخ تفسیرقرآن کریم، از تاریخ تفسیر در سدههای میانه یک دورهبندی ارائه میدهد که معتقد این دورهبندی برای قرنهای پس از قرن 7 هجری نیز قابل ارائه است. نخست، جریان تدوین تفسیر از قرن 7 تا 10 هجری و دوم، جریان تدوین تفسیر از قرن 10 تا 12 هق. و اما جریان نخست در آغاز قرن 7 هجری شرق جهان اسلام از سوی مغولان و غربی آندلس که یکی از مراکز مهم مطالعات اسلامی و تفسیری به شمار می رود، از سوی مسیحیان اشغال شد.
در طول این دوران نیز منطقه شام به خصوص فلسطین دائما مورد تاخت و تاز مسیحیان صلیبی بوده است، یعنی نه تنها از دو طرف جهان اسلام بلکه در میانه آن یعنی حوزه مدیترانه هم مورد حمله قرار گرفتند و در این دوران جهان اسلام کمترین اقتدار سیاسی را تجربه میکرد و بیشترین ضعف را در طول این سه قرن در جهان اسلام مشاهده کنیم.
گرایشهای تفسیری
در قرنهای 7 تا 10 هجری شاهد نوعی کمکاری در حوزه تفسیر هستیم به گونهای که تعداد تفاسیر نوشته شده در مقایسه با قرن 6 هجری که انبوهی از تفاسیر تالیف شد بسیار محدود است. هر چند در قرن 7 تفسیر به عنوان یک علم مستقل مطرح شده است ولی متاسفانه در مواجهه حمله مغول، امکان اینکه در حوزه شیعه و اهل سنت قد علم کند و پیشرفت کند را نداشت. آنچه در این دوره میتوان مشاهده کرد، قلت بسیار زیاد تفاسیری است که با ارزش علمی و فنی نوشته شدهاند. این تفاسیر دارای ویژگیهای عمومی میباشند یعنی با رویکرد عام و برای طیف وسیعی از مردم نوشته شدهاند و به همین دلیل زبان و کلام آنها دارای رویکرد عام است و برخلاف قرن 6 که شاهد شکلگیری تفاسیر کلامی و فقهی مهمی هستیم، تفاسیر کلامی و فقهی نوشته نشدند و در نقطه مقابل شاهد شکلگیری تفاسیر واعظانه میباشیم.
یکی از ویژگیهای تفاسیر واعظانه این دوره، گرایش صوفیانه این تفاسیر است. برای نمونه تفاسیر«القرآن الکریم» از «نجم الدین ابن دایه» از جمله تفسیرهای است که در این دوره نوشته شده است.
شکلگیری مکتب حله
سرخوردگی، بیتفاوتی و ضعف در محافل علمی و از جمله تفسیر که ناشی از عدم اقتدار سیاسی در جهان اسلام بود، استثنائاتی نیز چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ علمی دارد که از جمله آنها مکتب «حله» است.
در اواخر قرن6 ه تیرهای به نام «بنی مزید» از عشایر عرب در منطقهای به نام حله در نزدیکی بغداد، یک حکومت محلی تاسیس کردند که کم و بیش از حکومت بغداد فرمان میبرد و با حمله مغول به بغداد و سقوط بنیعباس نه تنها حکومت مستقل حله نابود نشد و از بین نرفت بلکه از اهمیت و اقتدار سیاسی بیشتری نیز برخوردار شد و این یکی از استثنائات تاریخ است.
علت این مسئله این بود که بنی مزید توانسته بود در حله یک حکومت شیعی راهاندازی کند و چون وزیر هلاکو خان، خواجه نصیر طوسی بود لذا اقتدار سیاسی شهر حله به شدت مورد حمایت خواجه نصیر و شخص هلاکو قرار گرفت و به این ترتیب به جای اینکه حمله مغول در مورد حله به ضعف اقتدار سیاسی منجر شود عملا موجب اقتدار بیشتر شده و به عنوان یک جزیره سیاسی مورد توجه خواجه نصیر قرار گرفت.
در چنین شرایطی شاهد شکلگیری مکتب بسیار قوی در حوزه علوم اسلامی به نام مکتب حله هستیم که در ابعاد مختلف، کلام، فلسفه، فقه و تفسیر رو به شکوفایی نهاد و شخصیتهای معروفی همچون «علامه حلی» و «محقق حلی» برخواسته از این مکتب هستند. نام ماندگار چنین شخصیتهای میتواند نشان دهد تا چه اندازه مکتب حله دارای اهمیت بوده است.
حله در طول قرن 7 تا اواخر قرن 9 ه یکی از مهمترین حوزههای تشیع شناخته میشود و از قرن 10 ه هنگامی که اقتدار سیاسی به مراکز قدرت در ایران عراق و دیگر مناطق برگشت، اهمیت خود را از دست میدهد.
گویا حله یک ماموریت تاریخی بر عهده داشته، یعنی تا زمانی حله اهمیت داشت که مراکز دیگر اهمیت خود را از دست داده بودند و هنگامی که مراکز دیگر اهمیت خود را پیدا کردند، حله مرکزیت خود را از دست داد. حله در دوران اقتدار خودش در حوزه تفسیر محصولاتی نیز دارد از جمله کسانی که در حوزه قلم زدند «علامه حلی» میباشد که تفسیر مفصلی بر قرآن نوشته است که متاسفانه امروزه موجود نیست و تنها اطلاعات محدودی در مورد تفسیر داریم.
به طور کلی تا پایان قرن شیعه 6ه تنها یک یک کتاب مستقل در زمینه «آیات الاحکام» داشتند به نام فقه القرآن ولی در مکتب حله شرایط مناسبی برای نوشتن کتب فقه القرآن و تفسیر فقهی فراهم شد و از جمله تفسیرهای که در مکتب حله اهمیت پیدا کرد، تفسیر فقیهانه یا مباحث مربوط به آیاتالاحکام میباشد و در همین دوره است که شاهد شکلگیری چند اثر مختلف در حوزه تفسیر قرآن با رویکرد فقیهانه هستیم.
کتاب دیگر این دوره «کنزالعرفان» است که امروزه اصلیترین کتاب در حوزه فقه القرآن در بین شیعه شناخته میشود و همچنان در حوزههای علمیه تدریس میشود. به این ترتیب درست در زمانی که در دیگر مناطق جهان اسلام با یک دوره خمود و رکود مواجه هستیم و فعالیتهای علمی به شدت کاهش پیداکرده است، در حله شاهد نوعی شکوفایی هستیم.
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا حشمتی، معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، گفت: مبلغ 10 میلیارد تومان در لایحه بودجه سال 94 آمده بود اما جزو ردیفهایی است که هنوز محقق نشده است.
وی افزود: بعد از مکاتبات فراوانی که خود وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ما و همچنین، معاونت نیروی انسانی وزارت ارشاد انجام داده است، هنوز نتوانستیم از این اعتبار مبلغی را که بتوانیم با آن صندوق حمایت از فعالان قرآنی را راهاندازی کنیم جذب کنیم لذا اعتباری در این زمینه تخصیص داده نشده است.
دولت در این بخش کمی مشکل دارد
حشمتی ادامه داد: دولت در این بخش کمی مشکل دارد اما بالاخره این امر مهمی است و فعالان قرآنی به این صندوق چشم دوختهاند ضمن اینکه یکی از موضوعات صندوق نیز موضوع بیمه فعالان قرآنی است که علاوه بر کمکهای دیگری است که باید به این افراد اختصاص دهیم.
مشخص شدن اعضای صندوق حمایت از فعالان قرآنی
معاون قرآن و عترت وزارت ارشاد با بیان اینکه ما در حال پیگیری هستیم تا ببینیم که چه زمانی این بودجه تخصیص پیدا میکند، گفت: ما تمام مقدمات را فراهم کردهایم یعنی اساسنامه صندوق فعالان قرآنی آماده شده و اعضای آن مشخص شدهاند.
بیمه فعالان قرآنی ادامه دارد و تنها افراد جدید را نتوانستیم بیمه کنیم
وی همچنین، به مشکل بیمه فعالان قرآنی نیز اشاره کرد و گفت: البته بیمه فعالان قرآنی و آن کسانی که عضو صندوق حمایت از هنرمندان بودند ادامه دارد و تنها یک مدت قطع شده بود اما هنوز ادامه دارد ولی ما افراد جدید را نتوانستیم بیمه کنیم و بیمه جدید نیز منوط به این است که این صندوق حتماً راهاندازی شود.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، «تزکیه» و «تعلیم» دو کلیدواژه همبسته در قرآن کریم هستند که در آیات قرآن چندین بار در کنار هم آورده شدهاند. تقدم تزکیه در آیات قرآن در بیشتر این موارد و نقش و جایگاه نهادهای آموزشی و خاصه دانشگاهها در آشنا ساختن دانشجویان با این مفهوم گسترده ما را در بر آن داشت تا دراین باره با عبدالمجید طالبتاش، معاون پژوهشکده قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی، به گفتوگو بپردازیم؛ مشروح این گفتوگو در ادامه میآید.
ایکنا: تزکیه در تعالیم آسمانی پیامبران از چه جایگاهی برخوردار است؟
از گویش قرآن کریم بر میآید که دروازه ورود انسان به سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت علم آموزی است. علمی که از یک سو با مطالعه و تدبّر در کتاب تدوین و به طور خاصّ، قرآن حاصل میشود «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ (علق/۱)» و از سوی دیگر از طریق قلم و مطالعه در آفاق و انفس به دست میآید: «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (علق/۴)» «عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ (علق/۵)». بر همین اساس است که میبینیم در قرآن از تعبیر یُعلّمهم الکتابَ و الحکمه به همراه امر تزکیه عنوان ماموریت اصلی و اساسی پیامبران الهی یاد شده است (البقره/۱۲۹)؛ (آل عمران/۱۶۴)؛(جمعه،۲).
ایکنا: در گسترة مطالعاتی بشر، مراکز علمی و دانشگاهی از چه جایگاهی برخوردارند؟ و چه تناسبی میان مأموریت پیامبران و علم آموزی پیامبران با مراکز علمی و دانشگاهی وجود دارد؟
با تعمّق در شرایط شخصیتی پیامبر اسلام میتوان به این سؤال پاسخ داد. پیامبر اسلام مأموریت دارد که به انسانها تعلیم کتاب و حکمت بدهد؛ لکن این پیامبر در طول عمرش به مکتب نرفته و تحصیل علم رسمی نداشته است. بنابراین پیامبر نمیخواهد تعلیم علم رسمی بدهد، بلکه میخواهد تعلیم کتاب و حکمت بدهد. معنای این کلام آن است که راه تحصیل علوم طبیعی استفاده از ابزار قلم است. قلم در اینجا کنایه از قوه عاقله بشر و عقلانیت اوست که او را به نطق و به نوشتن وا میدارد. بنابراین بشر به هر دو آموزش نیاز دارد تا بتواند راههای برونرفت از مسائل و مشکلات پیش رو را به دست آورد. یعنی از یک سو به پیامبر نیاز دارد تا کتاب و حکمت را از او بیاموزد و از سوی دیگر به قلم و عقل نیاز دارد تا دانشهای طبیعی را به دست آورد. از همین جا میتوان دریافت که پیامبران الهی قوه عاقله جمعی بشرند. یعنی آن بزرگواران به منزلة قوه عاقلهای هستند که خداوند در نهاد بشریّت و در پیکره بشریّت قرار داده است تا آنها را از تاریکیها و پلشتیهای ضلالت و گمراهی نجات دهند. و پیامبر خاتم قوه عاقله کمال یافته بشریّت است. و در کنار آن قوه عاقله دیگری در نهاد یک یک انسانها قرار داده است تا بتوانند به کمک آن خود را از دسته دیگری از تاریکیهای جهل و ظلمت که در پیش روی آنها قرار دارد، رها سازند. بنابراین همچنان که آموزش کتاب و حکمت موهبت خداوندی است که بشر باید از آن بهره ببرد؛ آموزش از راه قلم نیز موهبت خداوندی است که بشر نباید از آن غفلت بورزد. از اینجاست که میتوانیم به اهمیت و ارزش نظام آموزشی در جامعه پی ببریم. از این رو در جامعه اسلامی نظام آموزش عالی کشور از اهمیت و جایگاه فوق العادهای برخوردار است که مسؤلان و کارگزاران نظام میبایست برای ارتقای آن در تلاش مداوم باشند. یعنی همان گونه که آموزش کتاب و حکمت برای خوشبختی انسان حائز اهمیت است آموزش علوم روز نیز باید مورد توجه جدّی قرار گیرد و هر موضوع یا مسألهای که سبب کاهش انگیزه برای علم آموزی است را باید تعدیل نمود.
ایکنا: آموزش پیامبران و آموزش از راه قلم در چه شرایطی کارساز است و از کارآمدی برخوردار است؟
در حقیقت در چه شرایطی علم کتاب و حکمت مفید خواهد بود و در چه شرایطی علم از راه قلم مفید خواهد بود؟ از گویش قرآن کریم بر میآید که پاسخ مشترکی برای هر دو سؤال وجود دارد. قرآن کریم در هر سه موردی که به تعلیم کتاب و حکمت توسط پیامبران پرداخته، به مسأله تزکیه پرداخته است. امّا آنچه حائز اهمیت است استفاده قرآن از این تعبیر است. قرآن، در دو آیه تزکیه را به عنوان مفهوم پیشین تعلیم و در یک آیه آن را به عنوان مفهوم پسین تعلیم مطرح کرده است. این بیان حاکی از آن است که تزکیه هم در مرحله قبل از تعلیم جای میگیرد و هم در مرحله بعد از آن. معنای این گویش آن است که از منظر قرآن، فرایند آموزش درست، زمانی اتفاق میافتد که انسانی که میخواهد دانش بیاموزد اولا میبایست انسان باشد و به سراغ علم آموزی برود و ثانیاً علم بر او اثر پاکی افزایی بگذارد و او را از آلودگیهای روحی و پلیدیهای معنوی بزداید. بنابراین تزکیه هم قبل از تعلیم است و هم بعد از آن. این امر در مورد آموزش علوم از راه قلم نیز صدق میکند؛ یعنی آموزش علوم بشری نیز باید با تزکیه نفس و پاک سازی جان همراه شود تا کارایی لازم را داشته باشد. البته میان جایگاه تزکیه در تعالیم پیامبران با جایگاه آن در علوم بشری تفاوتهایی وجود دارد.
ایکنا: تفاوت جایگاه تزکیه در تعلیم کتاب و حکمت با جایگاه آن در آموزش علوم طبیعی چیست؟
چنان که آوردیم تزکیه هم برای آموزش کتاب و حکمت لازم است و هم برای آموزش علوم بشری. امّا تفاوت در این است که تزکیه در امر تعلیم کتاب و حکمت نقش اثر بخشی دارد و در امر آموزشهای بشری نقش اثرگذاری درونی دارد و نه نقش اثر بخشی بیرونی. معنای این سخن آن است که در صورتی آموزش پیامبران اثربخش است که انسان در طول این آموزش از پاکی درون و سلامت قلب برخوردار باشد لکن اثرگذاری بیرونی علوم بشری ارتباطی با تزکیه نفس و پاکی درون دارنده علم ندارد. یعنی علوم بشری اثر خارجی خود را خواهد گذاشت؛ خواه دارنده این علم انسان مهذّبی باشد، خواه غیر مهذّب.
اگر این طور است بنابراین چه نیازی به تزکیه در نظام آموزشی داریم؟ پاسخ این است که این برمی گردد به کارکرد تزکیه در تصمیم گیری و اراده صاحب علم بشری. به این معنا که اگر انسانی که علم میآموزد مهذب باشد علم خود را در مسیر اصلاح زندگی جمعی بشر به کار میگیرد؛ اما اگر انسانی مهذب نباشد تنها به منافع شخص خودش میاندیشد؛ در نتیجه چه بسا که علم خود را در مسیری به کار گیرد که به آسیب رسانی به دیگران منجر شود؛ زیرا ملاک استفادهاش منفعت آنی خویش است و نه منفعت بشری. این در حالی است که عالم مهذّب، به منافع بشری میاندیشد؛ در نتیجه دانش خویش را در مسیر اصلاح جوامع قرار میدهد. از همین جا میتوان دریافت که چرا نظامهای سکولار، لیبرال، سرمایه داری، کمونیستی، لاادریگری، پوزیویستی، نژادپرستی و دیگر مکاتب خودساخته بشری که خود را از تعالیم پیامبران و لازمة اصلی آن یعنی تهذیب نفس رها ساختهاند خود را ملزم به فراهم آوردن منافع جمعی بشر نمیکنند و پیوسته در مسیر منفعت گرایانه خود در تکاپو هستند. البته بدیهی است که در مسیر دستیابی به منافع خویش، به دیگران هم منافعی خواهند رساند لکن هدف، منفعت طلبی ذاتی خود است.
بنابراین میخواهم نتیجه بگیرم که تزکیه شرط اصلی قرار گرفتن قطار دانشگاه در ریل درست و اثرگذار اجتماعی خویش است. به تعبیری دیگر تزکیه شرط لازم علم نافع است. اگر تزکیه نباشد، علم از مسیر نافع بودن واقعیاش خارج میشود و من محور میگردد.
ایکنا: متولّی امر تزکیه در دانشگاه کیست؟
مهمترین و حسّاسترین سؤالی که در عصر حاضر پیش روی ما قرار دارد همین سؤال است که باید به آن بسیار بیندیشیم و در جستجوی پاسخ روشنی برای آن باشیم. من واقعاً نمیتوانم الآن پاسخ شفاف و روشنی به این سؤال بدهم. من فقط میتوانم طرح مسأله کنم و نمیتوانم به آن پاسخ مشخّصی بدهم. فکر هم نمیکنم که تا کنون کسی یا کسانی به پاسخ روشنی برای این سؤال رسیده باشند. به همین دلیل است که میگویم باید روی آن تحقیق شود.
من از یک سو فکر میکنم برخلاف آنچه تصور میشود نمیتوانم و نباید فرد خاصّی و یا گروه خاصّی در دانشگاه را به عنوان متولّیان تزکیه دانشجو در دانشگاه معرّفی کنم. منظورم این است که بخشهایی که هم اکنون با عنوانهای نظیر یا نزدیک به تزکیه در دانشگاه فعّال هستند را نمیتوان متولّی و عهده دار این مسأله دانست. بخشهایی مانند حوزه فرهنگی، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، بسیج دانشجویی، تشکّلهای اسلامی، جهاد دانشگاهی و گروه معارف اسلامی؛ هیچکدام نمیتوانند و نباید خود را متولّی این بخش مهمّ در دانشگاه بدانند و گمان کنند که آنها دارنده چنین مسؤلیتی هستند. علت این قضاوت آن است که تزکیه را نباید تنها زیر بنای آموزش مسائل دینی بدانیم؛ بلکه تزکیه را باید زیربنای هر گونه آموزشی دانست. اگر گروهی چنین فکری داشته باشد و گمان کند که او عهده دار تزکیه در دانشگاه است؛ خود این فکر خاستگاه انحراف در پرداختن به تزکیه در دانشگاه خواهد شد؛ زیرا فرایند تزکیه و تعلیم قابل تفکیک از یکدیگر نیستند که یکی را عهده دار تزکیه کنیم و دیگری را عهده دار آموزش علم؛ و همین طور یکی را عهده دار تزکیه کنیم و دیگری را عهده دار آموزش دین. نه آموزش امور دینی به منزله تزکیه فرد است و نه آموزش علوم بشری.
البته از سوی دیگر فکر میکنم که نباید این بخش بسیار مهمّ یعنی مسأله تزکیه دانشجو در دانشگاههای ما رها باشد و بالاخره میبایست مسیری برای تحقق این امر در دانشگاه تعریف شود. یعنی باید مسیری برای تحقق تزکیه در دانشگاه مشخص کنیم. اگر این ایده من پذیرفته شود نخستین گام برای پاسخ به این سؤال برداشته شده است.
ایکنا: چه راه حلّی ارائه میدهید؟
این همان سؤالی است که فکر میکنم میبایست روی آن بسیار اندیشیده شود و مورد تحقیق قرار گیرد تا به پاسخ روشنی برای آن دست یابیم. البته من این را میدانم که پیامبر آدمها را تزکیه میکرد. این چیزی است که از گویش صریح قرآن بر میآید. امّا او پیامبر بود و خداوند این قدرت و توانایی را به او داده بود تا آدمها را در مسیر تعلیم کتاب و حکمت قرار دهد و آنها را تزکیه کند. پیامبر هم اکنون نیز همین مسولیت را برعهده دارد؛ یعنی سیره نبوی در حال تزکیه پیروان اوست؛ هم چنان که قرآن و عترت را بر جای گذاشته تا تعلیم کتاب و حکمت ادامه داشته باشد و تزکیه نیز در خلال تعلیم کتاب و حکمت محقّق گردد.
حال که نمیتوانم پاسخ روشنی به این سؤال بدهم، میخواهم به طرح یک آرمان و یک آرزو بپردازم. آرمانی که فکر میکنم با مبانی قرآن هماهنگی دارد؛ هر چند میدانم که با تحقّق آن فاصله بسیار داریم. به نظر میآید در عصر حاضر مسؤولیت تزکیه را باید در یک چرخه گسترده و وسیع جستجو کرد. چرخهای که البته اگر هر کدام از این چرخها مسوولیت خود را به درستی انجام ندهد تحقّق آن با خلل مواجه خواهد شد. اگر بتوانیم تعبیر پیوست که هم اکنون جنبه مادی و کمّی دارد را درونی کنیم و به آنجایگاه کیفی و باطنی ببخشیم بتواند ما را به پاسخ این سؤال نزدیک کند. منظورم این است که هر کس در جایگاه آموزش قرار میگیرد باید یک پیوست معنوی و درونی داشته باشد. آن پیوست همان نخ ارتباطی تزکیه با تعلیم است. این پیوست را پیامبر اسلام در حدّ اعلای آن داشت؛ زیرا او که میخواست تعلیم کتاب بدهد خودش از جنس آن کتاب شده بود و تحقّق عینی و عملی کتاب شده بود. مشهور است که از یکی از همسران پیامبر سؤال کردند: اخلاق پیامبر چگونه بود؟ جواب داد: «کان خلقه القرآن» یعنی خلق و خوی پیامبر قرآن بود. بنابراین از همان ابتدا پدر و مادر که نخستین آموزش دهندگان به فردی هستند که بناست در آینده وارد دانشگاه بشود باید پیوست معنوی داشته باشند. معلمها و مسؤلان مدارس ابتدایی تا برسد به همه متولیان امور در دانشگاه همگی باید پیوست معنوی داشته باشند. و البته در نظام اجتماعی؛ هر یک ازکارگزاران نظام حکومتی باید پیوست معنوی و باطنی داشته باشند. اگر این طور شود دیگر هر کسی نمیتواند به خودش اجازه دهد که به عنوان معلّم در کلاس حاضر شود. هر کسی رییس دانشگاه نمیشود. زیرا هر کس نگاه میکند و میبیند که پیوست معنوی او در چه جایی از زندگی اجتماع کاربرد دارد و در همان جا وارد میشود و به ایفای نقش میپردازد.
بر این اساس میتوان مسؤولیت تزکیه دانشجو در دانشگاه را دنبال کرد و سهم هرکس از این امر را جویا شد. سهم خود دانشجو؟ سهم مدیران دانشگاه؟ سهم مدرّسان دانشگاه؟ سهم حوزههای فرهنگی و دینی در دانشگاه؟ سهم خانوادهها؟ سهم کارگزاران نظام؟ سهم دولتمردان؟ بنابراین میبایست همه ارکان دانشگاه خودشان را در مسأله تزکیه سهیم بدانند. یعنی بر خلاف آموزش که مسؤولیت اصلی آن بر دوش اعضای هیأت علمی است؛ مسأله تزکیه بر دوش همه ارکان دانشگاه است. البته به نظر میرسد در این توزیع مسؤولیتها، سهم مسؤولیت اعضای هیأت علمی و مدرّسان دانشگاه در توجّه به امر تزکیه سهم بیشتری باشد. اگر این طور است میبایست اساتید دانشگاه خود جامه نیکوی تزکیه را پوشیده و قامت خویش را با این ردای زیبا آراسته باشند تا بتوانند در خلال تدریس بدون آنکه به طور مستقیم به مسأله تزکیه بپردازند در عمل دانشجویان را در مسیر تهذیب نفس و تزکیه جان قرار دهند؛ چرا که تزکیه برخلاف تعلمی، آموزش دادنی نیست بلکه مسیری است که باید تزکیه کننده و تزکیه شونده با هم آن مسیر را طی کنند. همان کاری که پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) میکردند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، نشست بررسی روند بیمه فعالان قرآنی، با حضور لاله افتخاری، رئیس فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی، حسن محمدی، مدیرعامل اتحادیه تشکلهای قرآن و عترت کشور و جمعی از اصحاب رسانه عصر روز گذشته، 17 آذرماه در محل اتحادیه تشکلهای قرآن و عترت برگزار شد.
بنابر این گزارش، لاله افتخاری، رئیس فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی در ابتدای سخنان خود، درگذشت استاد «ابوالفضل علامی» را تسلیت و تعزیت گفت و عرض زیارت قبولی برای تمام زائران کربلا داشت.
وی با اشاره به اربعین حسینی و اجرای طرح «کهف و رقیم» برای زائران سیدالشهدا(ع) گفت: این طرح با همکاری اتحادیه تشکلهای قرآن و عترت کشور و ستاد اربعین با محوریت حفظ سوره فجر برای زائران انجام شد که ارزیابی آن برعهده معاونت فرهنگی ستاد اربعین است و نتیجه استقبال مردم از این طرح طی گزارشی اعلام خواهد شد.
وی در ادامه گفت: در فراکسیون قرآن و عترت مجلس مقرر است که توسعه و گسترش فرهنگ قرآن و عترت در خدمت جامعه باشد که در راستای گسترش فرهنگ قرآن باید از فرهنگسازان نیز حمایتهایی صورت گیرد که خود یک مطالبه و یک خدمت کوچک برای قرآنیان است.
افتخاری اظهار کرد: در حوزه بیمه فعالان قرآنی بارها تلاش برای استقلال این صندوق صورت گرفت که با مخالفتهایی همراه شد و در نهایت برای تسهیل و تسریع در امر بهعنوان گام اول مقرر شد که فعالان قرآنی از صندوق مشترک هنرمندان و نویسندگان بهرهمند شوند که در دوران وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم با یک رویکرد مثبتی پیش رفت که 7 هزار نفر تحت پوشش قرار گرفت و در دولت یازدهم، پس از پالایش، ریزشهایی صورت گرفت که فراکسیون، پیگیریهای حضوری و مکتوب با وزیر فرهنگ و ارشاد انجام داد که موافق بر تحت پوشش قرار گرفتن نخبه قرآنی شدند و کادر اجرایی قرآنیان در این طرح قرار نگرفت و بلاتکلیفی بر بیمه فعالان قرآنی از آن زمان تاکنون ادامه دارد.
وی افزود: فراکسیون قرآن و عترت مجلس همواره بر این مسئله تأکید دارد که صندوق مستقل ویژه قرآنیان تأسیس شود که برای قالیبافان، رانندگان و صنعتگران این امر محقق شده است که قرآنیان به نوبه خود در جایگاه ویژهای قرار دارند که در این راستا رایزنیهایی انجام شد که متأسفانه دولت این موضوع را در برنامه خود قرار نداد که با پافشاریهای بیش از اندازه در بودجه سال 94، مبلغ 10 میلیارد تومان به منظور تأسیس صندوق مستقل بیمه فعالان قرآنی در نظر گرفته شد که چند گروه دیگر نیز در کنار آن قرار گرفت که تاکنون تخصیص داده نشده است، کاهش پیدا کرده است و با تذکراتی که فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی مبنی بر تخصیص اعتبارات به معاونت راهبردی سازمان مدیریت و برنامهریزی ریاست جمهوری داشته است، متأسفانه تاکنون هیچ بودجهای دریافت نشده است.
10 میلیارد بودجه هنوز به دستمان نرسیده است
افتخاری ادامه داد: به منظور راهاندازی صندوق مستقل بیمه فعالان قرآنی، با استفاده از بودجههایی که شورای توسعه فرهنگ قرآنی برای دیگر امور قرآنی اختصاص داده است، به توافقهایی با معاونت قرآن و عترت ارشاد دست یافتیم. در سالهای قبل برای صندوق هنرمندان 18 میلیارد تومان اختصاص داده میشد که قرآنیان نیز از آن استفاده کردند اما در سال 1394 دولت گام بزرگی برای صندوق هنرمندان با اختصاص مبلغ 70 میلیارد تومان برداشته شد که مجلس نیز مخالفتی انجام نداد و انتظار ما این بود که قرآنیان نیز به نوبه خود در ابتدا از این مقدار بودجه استفاده کنند و یا 10 میلیارد تومان اختصاص داده شده بدون کم وکاستی به دستمان برسد.
وی گفت: باید بودجه قرآنیان و وضعیت بیمه آنان به طور جد پیگیری شود و خواستاریم که دولت این موضوعات را در احکام دائم بگنجاند که در نامهای به آقای نوبخت این موضوع را خواستار شدهایم که در حال بررسی است و همچنین برای برنامه ششم توسعه نیز پیشنهاداتی ارائه شد که در این راستا به فرمایش رهبری مبنی بر نفوذ تأکید میشود که حساسترین نفوذ، نفوذ فرهنگی است که تمام عرصهها را تحت تأثیر قرار میدهد و راه مبارزه با نفوذ فرهنگی، فرهنگ قرآنی است.
افتخاری به بحث قرآن کریم اشاره کرد و افزود: بحث قرآن کریم تنها روخوانی و روانخوانی، حفظ و قرائت و... نبوده بلکه مسایل بسیاری بهعنوان میانرشتهای قرآنی وجود دارد که کمک میکند به نفوذ علمی بیگانه در فرهنگ کشور که باید مورد توجه قرار گیرد.
رئیس فراکسیون قرآن وعترت مجلس در ادامه اظهار کرد: شورای توسعه فرهنگ قرآنی بهعنوان متولی امر است که محکم و تمام قد باید روی کار بیاید تا افت فعالیتهای قرآنی کشور جبران شود و جهشی در جهت فعالیتهای قرآنی صورت گیرد که در باب مطالبات جامعه قرآنی بررسیهایی انجام شود.
وی افزود: برای صندوق توسعه مشارکتهای قرآنی شورای توسعه فرهنگ قرآنی، 200 میلیارد تومان بودجه در سال گذشته و سال جاری مصوب شده است و اساسنامه آن نیز به شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده که یک بند از آن مجوز قانونی مجلس را میخواهد که تاکنون انجام نشده است و امیدواریم که با پیشنهاداتی که به دولت در امر برنامه ششم داده شده است، بتوانیم این مسئله را حل کنیم.
افتخاری در پایان خاطرنشان کرد: تلاش فراکسیون قرآن و عترت مجلس بر این است که از ظرفیتهای شورای توسعه فرهنگ قرآنی استفاده شود و انتظار ما از وزار و نمایندگان تشکلهای قرآنی حضور تأثیرگذار در جهت ادغام دو اتحادیه است چراکه ظرفیت مردمی تواناتر است و لازم است دولت در لایحه خود تحصیل رایگان قاریان و حافظان که همچنان با مشکلات زیادی روبهرو است را مدنظرقرار دهد، هرچند این موضوع بار مالی داشت که شورای نگهبان آن را رد کرد و باید گفت خدمت در آستان قرآن، سرمایهگذاری در راه قرآن است.
5 هزار فعال قرآنی در صف انتظار
حسن محمدی، مدیرعامل اتحادیه تشکلهای قرآن و عترت در ادامه نشست بررسی روند بیمه فعالان قرآنی اظهار کرد: امیدواریم که این نشست توجه مسئولان به فرایند ناقص بیمه فعالان قرآنی را در پی داشته باشد که در این راستا تاکنون مکاتبات و رایزنیهای بسیاری صورت گرفته شده است.
وی ادامه داد: از سال 1389 روندی برای بیمه فعالان قرآنی شکل گرفت و در سال 1390 فرایند اجرایی فعالیتهای بیمه فعالان قرآنی به اتحادیه تشکلهای قرآن و عترت سپرده شد و طبق آمار از سال 1390 تا 92 بالغ بر 7 هزار نفر به صندوق حمایت از فعالان فرهنگی نویسندگان و روزنامهنگاران که در حال حاضر به صندوق اعتباری هنر تغییر نام داده است، معرفی شد و این روند جاری بیمه تا حدودی به طور ثابت پیش رفت. نگاهی که در حوزه فرهنگی به صورت کلان و خاص به بخش بیمه وجود داشت، متأسفانه قرآنیان بهعنوان یک بخش زائد در این حوزه وارد شدند که از همان ابتدا رویکرد مثبتی به بیمه فعالان قرآنی در صندوق حمایت از نویسندگان و روزنامهنگاران وجود نداشت و در این راستا، اتحادیه پیگیریهایی را داشته است.
محمدی تصریح کرد: در سال 92 روند جاری بر بیمه فعالان قرآنی متوقف شد و دلایل بیشماری بر این مسئله مانند بدهکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صندوق هنر و پالایش فعالان قرآنی، دامن زد و در نتیجه حمایتهای بیمهای متوقف شد و جامعه قرآنی کنار گذاشته شد و با توجه به پیگیریهای انجام شده، کاری صورت نگرفت.
وی افزود: در ادامه پیگیریهای انجام شده اولاً پرونده جدیدی به فعالان قرآنی اضافه نمیشود که این خود یک چالش به حساب میآید و در حال حاضر بالغ بر 5 هزار نفر فعال محرز شده در صف انتظار بیمه فعالان قرآنی هستند و همچنین از 7 هزار بیمه فعال قرآنی، پس از پالایش، 3 هزار نفر مورد پوشش بیمه قرار گرفتند که متأسفانه فاجعهبار است.
محمدی افزود: در سال گذشته در ردیف بودجه بیمه فعالان قرآنی، بیمه هنرمندان(مداحان، فعالان قرآنی و سایر هنرمندان) عنوان شد که مبلغ 10 میلیارد تومان مورد تصویب قرار گرفت که البته انتظار میرفت این مبلغ بهعنوان خاص به بیمه فعالان قرآنی اختصاص یابد که این طور نشد.
تقلیل بودجه 10 میلیاردی بیمه فعالان قرآنی به 3 میلیارد
مدیرعامل اتحادیه تشکلهای قرآن و عترت کشور افزود: در سالهای قبل بودجه 10 میلیارد تومان تصویب شده روزنهای برای فعالان قرآنی بود که امیدواریم با اختصاص این مبلغ مشکلات حل شود. که جا دارد از زحمات خانم افتخاری، رئیس فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی که بسیار برای تخصیص این مبلغ پیگیری کردند اما از این مبلغ یک ریال هم به امر بیمه اختصاص داده نشده است، تشکر کرد و باید به این موضوع اشاره کرد که در هفته گذشته، از این مبلغ تنها 3 میلیارد به صندوق بیمه فعالان قرانی اختصاص داده شد و در مکاتباتی که معاونت قرآن و عترت ارشاد با معاونت راهبردی ریاست جمهوری داشت مقرر شد، یک و نیم میلیارد برای شش ماه اول و یک و نیم میلیارد هم برای شش ماه دوم که عملاً 10 میلیارد تومان به 3 میلیارد تومان تقلیل پیدا کرده است.
محمدی در ادامه با اشاره به اینکه مؤسسات قرآنی بهعنوان پرچمدار مبارزه با فرهنگ غربی هستند، گفت: بازوهای اجرایی سیاستهای فرهنگی نظام فعالان قرآنی هستند که باید از این حوزه مردمی حمایت صورت گیرد تا کار به دستان مردم سپرده و پیش برود.
وی با اشاره به اربعین حسینی و راهپیمایی زائران حسینی، بیان کرد: امسال تنها سالی بود که به طور جدی از ظرفیتهای قرآنی بهره برده شد که طرح کهف و رقیم که از سوی فراکسیون قرآن و عترت مجلس برای زائران سیدالشهدا(ع) ارائه شد، هم اکنون ادامه دارد و مؤسسات علاقهمند میتوانند با مراجعه به سایت اتقان نیور جهت شرکت مراجعه کنند، در مراسم اربعین، بیش از 27 میلیون زائر در شهر کربلا حضور داشتند که مدیریت موکبها هم که از سوی مردم اداره میشد، به نحو احسن انجام شد که این کارآمدی مردم را در امر فعالیتهای قرآنی میرساند.
غلامرضا ظریفیان، استاد تاریخ اسلام دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، اظهار کرد: پیامبر اکرم(ص) وقتی از غایت دین اسلام و بعثت با ما گفتگو میکنند، تصریح دارند که «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ». در واقع با این بیانات میخواهند بگویند که دین یک نیازعقلی، فطری و طبیعی برای بشر است که باید خروجی آن برای انسان یک نظام اخلاقی باشد. میتوان گفت درصد بیشتراحکام قرآن به زیست اخلاقی اختصاص پیدا کرده است.
وی در ادامه گفت: نماز یکی از مهمترین عبادات شریعت اسلامی است. قرآن با صراحت اعلام میکند «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ: نماز از کار زشت و ناپسند باز مىدارد»(عنکبوت/45) پس بنا به این آیه نماز باید منتهی به یک زیست اخلاقی شود که انسان را از هر نوع بدی و فحشا دور نگه دارد. تقوا یک ویژگی اخلاقی است زمانیکه این ویژگی در فردی نمود پیدا میکند مانع از انجام بدیها میشود.
تکمیل مکارم الاخلاق؛ رسالت نبوی
ظریفیان رسالت پیامبر اکرم(ص) را مکارمالاخلاق معرفی کرد و افزود: طبیعی است که این ویژگیهای مهم و تعیین کننده به شکل تام در وجود پیامبر ظاهر شد. همین خلق و خوی ایشان باعث شد تا خداوند محمد(ص) را به عنوان آخرین بنده برگزیده برای ابلاغ نهایی وحی انتخاب کند.
این استاد دانشگاه گفت: از میان همه خصوصیات پیامبر(ص) قرآن به اخلاق عظیم و بزرگ ایشان اشاره میکند. سپهر اخلاقی پیامبر در همه ویژگیهایشان سایه افکنده بود پیامبر زمانی که در عرصه زیست اجتماعی وارد شد جامعه عرب جاهلی با مشکلات جدی اخلاقی روبهرو بود و ما شاهد این هستیم که پیامبربا این امور غیر اخلاقی چگونه مواجه میشوند که در ادامه به این ویژگیهای غیر اخلاقی اشاره خواهم کرد.
در عصر جاهیلیت پیامبر در هیچ جنگی شرکت نکردند
وی در خصوص مدل عرب جاهلی گفت: در راس عرب جاهلیت قبیله قرار میگیرد. قبیله نیز با «عصبیت» به حیات خود تداوم میبخشد. عصبیت در واقع باور بیدلیلی است که انسانها بر آن پافشاری میکنند. این عصبیت منجر به جنگ مستمر و مداوم میشود. اما به گواه دوست و دشمن پیامبر(ص) قبل از مبعوث شدن هیچگاه در هیچ یک از جنگها شرکت نکردند چرا که این جنگها را ناعادلانه و ظالمانه میدانستند. غنیمت از مفاخر عرب دوره جاهلیت بود که از این طریق معیشت خود را تامین میکردند اما پیامبر(ص) تمام تلاش خود را میکند که خود معیشتشان را تولید کند و این از فضایل پیامبر بود که با اتکا به بازوی خود کسب معیشت میکردند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: پیامبر(ص) قبل از بعثت در میان عرب جاهلی موقعیتی بدست آوردند که آنها به ایشان لقب «محمد امین» دادند. عرب جاهلی همواره در تجارت بود و به دلیل اینکه در آن زمان بانک وجود نداشت به همین خاطر تجاراموال و نوامیس خود را با خیال راحت بدست عدهای قلیلی میسپردند که گاهی سفر برای تجارت طولانی میشد به همین دلیل خیانت در امانت میکردند، اما پیامبر(ص) در تجربههای امانتداری خود قلهای صداقت و امانت بودند به همین دلیل به ایشان امور تجاری واگذار میشد.
زندگی اخلاقی پیامبر(ص)
نویسنده کتاب دین و دولت در اسلام تصریح کرد: اعتماد به پیامبر(ص) تا زمانی که ایشان مبعوث شدند ادامه پیدا میکند. در سالهای اول رسالت پیامبر رو به کسانی که ایشان را به پیامبری قبول نداشتند کرد و از اعراب جاهلیت پرسید «اگر من به شما بگویم که دشمن میخواهد به شما حمله کند آیا شما سخن من را میپذیرید یا نمیپذیرید؟» همه اذعان کردند که ما از تو هیچگاه خلاف واقع نشنیدیم و اگر بگویی ما به سخن تو اعتماد میکنیم زمانی که پیامبر از مردم این گواهی را گرفت فرمود «پس بپذیرید که خدای واحدی هست و من از طرف او مبعوث شدم».
وی افزود: زیست پیامبر تا قبل از پیامبری که عمر کوتاهی نیست پیامبر در جامعهای زندگی میکردند که فراز و نشیب زیادی داشت اما از پیامبر هیچ گزارش غیراخلاقی به ما نرسیده است و این نشان دهنده این است که پیامبر توجه به اخلاق و مودب بودن را در همه ابعاد زندگی خود قرار دادهاند پس قطعا یکی دلایل انتخاب پیامبران از جمله پیامبر اسلام همین زیست پاکیزه و طبیعت پاک آنهاست که خود را به آلودگی اخلاقی نیالودند و نوعی مکارم اخلاقی از خود نشان دادند.
ارائه توحید ناب از سوی پیامبران
وی در ادامه گفت: مدل عرب جاهلی را برای شما ترسیم کردم اما آنچه پیامبر در برابر این مدل ارائه کردند، توحید ناب بود. پیامبران میآیند تا توحید را آنگونه که هست به بشریت معرفی کنند، البته برای موحد شدن صرف موحد دفعی کافی نیست. فرد باید از هر چه که طاغوت است پرهیز و دوری کند. پیامبر در مدینه یک مدلی را دربرابر عرب جاهلی ارائه کردند که این مدل متکی بر اخلاق بود. رسولالله ساختار قبیله که متکی بر خون و پیوندهای خونی بود را تغییر داد در این الگو ارزشها بر اساس پیوندهای خونی ارزیابی میشد و هر کس که هم خون و هم نسب باشد ارزش زندگی و دفاع دارد و هرکس که هم خون نیست این ارزش از او ساقط میشود.
این پژوهشگر تاریخ اسلام تصریح کرد: رسول الله(ص) به جای قبیله «امت» را جایگزین کردند. امت پیوند عمیقی است که بین همه انسانهای برقرار میشود. پیامبر جامعه عرب جاهلیت را از قبیله به امت ارتفاع دادند و به امت رسمیت بخشیدند و نظام فکری و عقلانی را جایگزین عصبیت که یک باور کور بود کردند. اعتقاد به این باور کور سبب شد که انسانها زیادی کشته شوند. پیامبر به جای عصبیت، «عقیده» را جایگزین کردند. عقیده باور با دلیلی بود که آزادانه و آگاهانه انتخاب میشد بنابراین یک امر اخلاقی بود که انسانها را در معرض آگاهی و انتخاب قرار میدادند. در آیات قرآن آمده است که بشر باید از قولهای مختلف آگاهی پیدا کنند و از بین این قولها یکی را انتخاب کند. پیامبر حتی اکراه در دین را نمیپذیرند. اکراه مرتبه پایانتری از اجبار است. بنابراین پیامبر امت را در برابر قبیله قرار میدهند و عقیده را جای عصبیت قرار دادند.
تاکید رسولالله(ص) بر قسط در برابر غنیمت
ظریفیان با ارائه تعریفی از غنیمت افزود: غنیمت به معنی ارزش افزودهای است که متکی بر رانت و زور است. محمد(ص) به جای این مفهوم قسط را پیشنهاد میدهند در فرهنگ قرآن صراحتا اعلام میشود که پیامبران دو وظیفه عمده دارند یک ارائه توحید ناب و دیگری قسط است. خدواند نیز به پیامآوران خود توصیه میکند که هم خود عادل باشند و هم مردم را به این مهم تشویق کنند.
این استاد تاریخ در تعریف مفهوم قسط تصریح کرد: قسط توزیع عادلانه ثروت است البته نه براساس زور و قدرت. در واقع قسط توزیع عادلانه قدرت و نظام سیاسی نیز هست که بر اساس شایستگی افراد باید توزیع شود نه بر اساس گرایشهای خونی و از همه این تعاریف مهمتر مسئله یعنی توزیع عادلانه کرامت. خداوند در قرآن میفرمایند «همه انسانها محترم هستند» پس توزیع کرامت از توزیع ثروت و قدرت اهمیت بیشتری دارد. ممکن است عدهای تمایل به ثروت و قدرت نداشته باشند اما همه انسانها به اینکه به آنها احترام بگذارند و به رسمیت شناخته شودند واز روی تواضع و فروتنی به آنها برخورد بشود نیاز دارند.
وی در آخر در جمعبندی مدل و الگوی زیست پیامبر افزود: مدلی که پیامبر ارائه کردندامت، عقیده و قسط بود در عین حال نشان دادند که بندگان خدا «عبادالرحمان» چه کسانی هستند. عبادالرحمان به کسانی اطلاق میشود که با فروتنی و با تواضع راه میرود نه با تکبر و خودخواهی. بنابراین مهم ترین گرایش پیامبر(ص) که خداوند هم به آن تاکید کردند دوری از تکبر است. خداوند پیامآور خود را از سیطره بر دیگران پرهیز میکرد و میفرماید «نه تو زورگو هستی و نه مجبور کننده». بنابراین مدل سیاسی -اجتماعی خود را متکی بر کرامت انسان، توزیع عادلانه ثروت و قدرت قرار دادند. باید بگویم پیامبر یک نظریهپرداز نبودند و در سیره عملی خود این رفتارها به منصه ظهور رسید.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از قم، مراسم تشییع پیکر این استاد قرآن کریم، از ساعت 9:30 از مقابل مسجد امام حسن عسکری(ع) با حضور فعالان برجسته قرآنی کشور و استان قم آغاز شده است.
حجج اسلام والمسلمین حشمتی، معاون قرآن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رضایی اصفهانی، رئیس دانشگاه عالی قرآن، اعضای شورای عالی قرآن، علیاکبر شفیعی، مدیر دفتر قرآنی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم و محمدعلی خواجهپیری، فرقانی، رئیس مجمع حافظان و قاریان استان قم، مدیران قرآنی سازمان تبلیغات اسلامی استان قم، مسئول امور قرآنی سازمان تبلیغات اسلامی استان قم، برخی از استادان مجمع عالی تفسیر از جمله افراد و اعضای حاضر در این مراسم بودند.
همچنین در این مراسم که ابتدا با تلاوت قرآن، قرائت زیارت عاشورا و مداحی در مسجد امام حسن عسکری(ع) آغاز شد، مدیرکل قرآن و حدیث جامعه المصطفی(ص) و برخی استادان این نهاد حوزوی بینالمللی از جمله استاد محمدرضا شهیدیپور، مسئولان و معاون قرآنی دانشگاه علوم و معارف قرآن، فعالان، قاریان و حافظان قرآن استان، شاگردان آن مرحوم حضور داشتند.
در این مراسم نمایندگان بیوت برخی از مراجع تقلید همچنین نمایندگان تولیت آستان مقدس قم و مسئولان قرآنی حرم، مسئولان موسسات قرآنی از جمله اتحادیه تشکلهای قرآنی و همکاران و دوستان استاد علامی حضور داشتند.
اقامه نماز بر پیکر آن مرحوم توسط حجتالاسلام والمسلمین کیایینژاد از نمایندگان مجلس شورای اسلامی اقامه شد و پیکر مطهر آن مرحوم بعد از طواف به دور بارگاه کریمه اهل بیت(س) که استاد علامی سال ها در جوار آن زیست و به تدریس قرآن مشغول بود به گلزار شهدای علی بن جعفر(ع) منتقل شد.
یادآور میشود، عصر امروز نیز مراسم بزرگداشت آن مرحوم در مسجد امیرالمومنین(ع) واقع در خیابان دور شهر برگزار میشود.
- گزارش تصویری مراسم را اینجا ببینید.
اعلام مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران در خصوص حذف علوم انسانی از آموزشهای عمومی به عنوان رشته تحصیلی موجی از نگرانی را ایجاد کرده است. این مساله مهم است که آیا این مدیر اجرایی تصمیمی را در سطح کلان اعلام کرده است و یا شوراهای تصمیمگیری در این خصوص به نتیجه رسیدهاند. فارغ از جدیت این موضوع، درباره مبنای نظری این تصمیمگیری هنوز اظهار نظری اعلام نشده است.
حذف علوم انسانی از مدارس دولتی
تصمیمات ناگهانی در نظام آموزشی سالهاست معامله موجودات آزمایشگاهی را با دانشآموزان میکند. هر دانشآموخته نظام آموزشی در این کشور تجربه متفاوتی از کتب، مقاطع، مدارک و نحوه تدریس را دارد اما در این میان کمتر اتفاق افتاده است که مبانی نظری تغییرات پی در پی اعلام شود و یا آسیبشناسی از هر یک از شیوههایی که هزاران دانشآموز را تحت تاثیر قرار داده است انجام گیرد. حالا تصمیم جدیدی گویا در راه است و آن حذف علوم انسانی از مدارس دولتی است.
اسفندیار چهاربند، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران گفته است که از سال آینده ثبت نام در رشته ادبیات و علوم انسانی را در مدارس دولتی حالت عادی نخواهیم داشت. دانشآموزان متقاضی رشته علوم انسانی باید در دبیرستانهای فرهنگ ثبت نام کنند. تلاش میکنیم دبیرستانهای فرهنگ را توسعه دهیم.
دبیرستان فرهنگ، نوعی دبیرستان در ایران است که اختصاصاً برای رشته علوم انسانی در ایران در نظر گرفته شده است. قرار است از سال ۱۳۹۵ دبیرستانهای عادی از پذیرش در رشته علوم انسانی منع شوند و این رشته صرفاً در دبیرستانهای فرهنگ انجام گیرد. این مدارس ضوابط خاصی دارند و مسعود ثقی سخنگوی وزارت آموزش و پروش در مورد آنها گفته است اگر چه این مدارس به لحاظ نام با یکی از مدارس غیردولتی مشابهت دارند، اما به صورت رسمی هیچ ارتباطی با مدرسه غیردولتی همنام خود ندارند.
ثقی ادامه داده است که برای ارتقای جایگاه علوم انسانی باید دانشآموزان مستعد انتخاب شوند، البته ممکن است در ضوابط پذیرش دانشآموزان در مدارس فرهنگ نیز تغییراتی اعمال شود تا علاقمندان به رشته علوم انسانی آسانتر بتوانند به این رشته و مدارس فرهنگ وارد شوند.
لازم به ذکر است که 30درصد دانشآموزان در دوران متوسط نظری در رشته علوم انسانی تحصیل میکنند و این نشان از علاقه یا صلاحیتی است که وجود دارد. گذشته از اینکه سنجش علاقه و صلاحیت برای تحصیل در یک رشته آن هم در مقطع مدرسه نسبی است، حجم بالای دانشآموزان در این رشته وزارت آموزش و پرورش را با کوهی از مشکلات روبرو خواهد ساخت، آن هم برای وزارتی که همین الان سلسلهجبالهایی از مشکلات را دارد.
علوم انسانی و اسطوره بیکاری
اسطورهها جایگاه مهمی در اندیشه ما دارند و در این میان ممکن است آسیبهایی نیز به ما برسانند، اما باید به خاطر داشت که اسطورهها همیشه در داستان رستم و اسفندیار و یا لیلی و مجنون روی نمیدهند و ممکن است برخی از باورها بدل به اسطوره شود. یکی از باورهای اسطورهای در حوزه آموزش و پرورش در ایران باور به عدم وجود فرصت کاری برای دانشآموختگان علوم انسانی است، این اسطوره آنقدر وسیع است که بسیاری از تصمیمات در حوزه فردی، اجتماعی و دولتی بر مبنای آن گرفته میشود، به نظر میرسد کودتای اخیردر حذف رشته علوم انسانی از مدارس دولتی یکی از مصادیق تاثیر این باور اسطورهای بدون در نظر گرفتن مصالح مورد نیاز هر جامعه است.
در حالیکه ابراهیم سحرخیز، کارشناس آموزش متوسطه و مشاور کمیسیون آموزش مجلس، معتقد است وجود سه رشته ریاضی، تجربی و انسانی در (شاخه نظری) متوسطه، فرصتی است برای دانشآموزان تا بنا بر میل و استعداد خود رشتهای تحصیلی را انتخاب کنند و بر مبنای آن در دانشگاه ادامه تحصیل دهند، اقدام اخیر در جدا کردن رشته علوم انسانی از دیگر رشتهها فرایند انتخاب و علاقهمندی برای تحصیل در رشته علوم انسانی را با دشواری مواجه میکند.
آیا دانشآموختگان علوم انسانی بیکارترند؟
مطابق تحقیقات سازمان همیاری اشتغال دانش آموختگان بیشترین تعداد بیکاران در رشتههای مهندسی، ساخت و تولید با 251 هزار و 402 نفر وجود دارد و پس از آن نیز 222 هزار و 112 نفر در رشتههای علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق قرار دارند. بر اساس نمودارهایی که بر اساس این پژوهش وجود دارد، کمتر از نصفی از بیکاران به رشتههای علوم انسانی و هنر باز میگردد در حالی که بیش از نصف بیکاران دانشآموخته دانشهایی هستند که با بخش صنعت و خدمات و به بیان دیگر کاربردی مربوط است.
از سویی دیگر بحران در نظام آموزش و پروش نه محصول انتخاب رشته علوم انسانی که به انتخاب رشته علوم تجربی باز میگردد، در همین زمینه زرافشان معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش گفته است که تقسیمبندی رشتهها در شاخه نظری مورد توجه است و باید تعادلی در آن برقرار شود. از مجموع محصلان شاخه نظری، 47 درصد در رشته تجربی، 23 درصد در رشته ریاضی و 30 درصد در رشته انسانی درس میخوانند.
با توجه به آمار بیکاران و نیز آمار دانشآموزان علوم انسانی به نظر میرسد نه محصلان و نه بیکاران در این رشته در حد بحرانی نیست، اما آیا اساسا بیکاری در علوم انسانی به مثابه یک پدیده دلیل کافی برای حذف آن است؟
حذف علوم انسانی از مدارس و آینده علوم قرآنی
علوم انسانی با یکدیگر ارتباط دارند و نمیتوان بدون در نظر گرفتن علم یا علومی دیگر در حوزه انسانی به سراغ علوم دیگر رفت. برای مثال نمیتوان به فقه پرداختن بدون اینکه به ادبیات عرب، اصول، رجال و ... آشنا بود یا نمیتوان وارد دانش اقتصاد شد و از علوم سیاسی، اجتماعی و یا مدیریت بیبهره بود. ریشه ارتباط علوم انسانی به یکدیگر به ارتباط مسائل انسانی به یکدیگر بر میگردد.
با ملاحظه این مقدمه، آینده علوم قرآنی در گرو ارتباط با علوم انسانی است و نمیتوان مباحث علوم قرآنی را بدون آگاهی به تاریخ، ادبیات عرب، منطق و فلسفه پی گرفت. جدا کردن علوم انسانی از آموزشهای عمومی، علوم قرآنی را با مخاطره مواجه میکند به این معنا که علاقهمندان و دانشجویان علوم قرآنی یا از علوم انسانی بیبهره خواهند بود زیرا ممکن است این علاقهمندان در انبوه دانشآموزان تجربی و ریاضی باشد و یا میزان کمتری از واجدان صلاحیت برای ادامه تحصیل در رشته علوم قرآنی که معمولا علوم انسانی میخوانند، وجود خواهند داشت.
میتوان تاثیرات حذف علوم انسانی را از منظر میان رشتهای نیز بررسی کرد، در این معنا با حذف علوم انسانی از آموزشهای عمومی، آینده مطالعات بینرشتهای علوم انسانی و علوم قرآنی با مخاطره مواجه خواهد شد، زیرا با کم شدن دانشآموزان علوم انسانی، میزان کمتری از دانشجویان علوم انسانی، امکان پیوند مطالعات خود با علوم قرآنی را خواهند داشت.
از سویی دیگر از منظری کلان نیز میتوان به تاثیراین جداسازی در سیاستهای عمومی در راستای تحقق جامعهای قرآنی پرداخت. از این منظر و از آنجا که امروزه تاثیر علوم انسانی بر حیات اجتماعی یک کشور بر کسی پوشیده نیست و حضور این رشته تحصیلی در لایههای تصمیمساز و مجری در دستگاههای دولتی و بخش خصوصی شاهد اصلی این مدعاست. با حذف علومانسانی از آموزشهای عمومی به عنوان رشته تحصیلی که بدنه واجد صلاحیت علمی برای حوزه تصمیمگذار و مجری را شکل میدهد، کم شده و از این منظر اسلامیسازی و حیات قرآنی که باید با پیوند علوم انسانی اسلامی پیش رود در معرض تهدید قرار خواهد گرفت.
در پایان توجه به این نکته ضروری است که علاقه و صلاحیت برای انتخاب رشته در آموزشهای پیش از دانشگاه محصول عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی است و نمیتوان به صرف تاکید بر این دو به هدایت تحصیلی پرداخت. در این معنا دانشآموزانی که یکی از رشتههای تحصیلی را بر میگزینند، لزوما برای آن رشته نیستند و تحت تاثیر عوامل اجتماعی دیگر به انتخاب رشته پرداختهاند. چه بسا دانشآموزانی که رشته علوم انسانی را انتخاب نکردهاند، علاقه و صلاحیت ادامه در آن را داشته باشند. از اینرو پیگیری مشکلات انتخاب رشته در دبیرستان با تغییرات ناگهانی و کلی نه تنها حل نمیشود که پیچیدهتر نیز میشود و این کار نیازمند کار کارشناسی بیشتری خواهد بود.
میثم قهوهچیان

























