- تــازه ها
- آموزش قرآن
- پربازدید
اشعری قمی ، موسی بن حسن بن عامر
اشعری قمی ، موسی بن حسن بن عامر
نام های دیگر: موسی بن حسن
مکتبت را آشکارا بگو!
92فَوَ رَبِّکَ
شناخت شخصیت انسان،جلسه هفتم،آیت الله العظمی
اصحاب الفیل ، آیت الله مکارم شیرازی
تفسیر سوره مبارکه انبیاء جلسه 11،آیت الله جوادی
آمار بازدید
احسن الحدیث
فلنسالن الذين ارسل اليهم و لنسالن المرسلين. فلنقصن عليهم بعلم و ما كنا غائبين. و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موازينه فاولئك هم المفلحون. و من خفت موازينه فاولئك الذين خسروا انفسهم بما كانوا باياتنا يظلمون.
پس، از كساني كه پيامبران به سوي آنها فرستاده شدند و نيز از پيامبران البته پرسش خواهيم كرد. پس، از روي علم (حالات آنها را) برايشان تعريف خواهيم كرد و ما غايب و بي خبر نبوده ايم. و سنجيدن اعمال در آن روز (قيامت) حق است؛ پس كساني كه خوبيهاي آنها سنگين باشد آنان رستگارانند. و كساني كه خوبي هاي آنها سبك باشد آنان همانها هستند كه به خويشتن زيان رسانيده اند به جهت آنكه به آيات ما ستم كرده اند.
جامعه هاي ستمگر با عذابي كه در اين دنيا به آنها ميرسد، كارشان تمام نميشود بلكه علاوه بر عذاب اين دنيا در آخرت نيز مؤاخذه خواهند شد و در برابر كارهايي كه كرده اند مورد پرسش قرار خواهند گرفت.
در اين آيه اظهار ميدارد كه هم از مردمي كه پيامبران به سوي آنها آمدند و هم از پيامبران، سؤال خواهد شد. يعني در روز قيامت هم از مردم و هم از پيامبران پرسيده خواهد شد. البته سؤال ها متفاوت است؛ سؤالهايي كه از مردم ميشود مربوط به كارهاي آنها در دنياست و سؤالهايي كه از پيامبران ميشود مربوط به عكس العمل مردم در برابر دعوت آنهاست؛ يعني اينكه پيامبران شهادت خواهند داد كه مردم با دعوت آنها چگونه برخورد كردند. بنابراين سؤال از مردم به عنوان سؤال از متهم و سؤال از پيامبران به عنوان سؤال از شاهد است.
توجه كنيم كه قيامت داراي موقفها و ايستگاههاي گوناگوني است. در بعضي از اين موقفها از همه سؤال ميشود و گنهكاران مورد پرسش قرار ميگيرند؛ ولي در بعضي ديگر از اين موقفها از كسي سؤال نخواهد شد و فقط مجازات در پي خواهد داشت. گروهي از آيات كه دلالت بر اين دارند كه در قيامت از مجرمان سؤال ميشود، مربوط به موقف اول و آن گروه كه دلالت دارند سؤال نخواهد شد، مربوط به موقف دوم است.
از جملهِ آياتي كه مربوط به موقف اول است علاوه بر آيهِ مورد بحث، از آيات زير هم ميتوان ياد كرد:
وقفوهم انهم مسؤولون (صافات / 24)
آنها را نگه داريد كه از آنها سؤال خواهد شد.
فوربك لنسئلنهم اجمعين (حجر/ 92)
پس سوگند به پروردگار تو كه از همهِ آنها پرسيده خواهد شد.
وليسئلن يوم القيامه` عما كانوا يفترون (عنكبوت / 13)
و البته در روز قيامت از آنچه افترا ميزنند پرسيده خواهند شد.
و از جملهِ آياتي كه مربوط به موقف دوم است، اين آيات را ميآوريم:
ولايسئل عن ذنوبهم المجرمون (قصص / 78)
گنهكاران از گناهان خود پرسيده نميشوند.
فيومئذ لايسئل عن ذنبه انس و لاجان (رحمن / 39)
پس در آن روز از گناه هيچ انس و جني پرسيده نميشود.
ضمناً سؤالي كه در يك موقف قيامت از مجرمان خواهد شد براي كشف حقيقت نيست؛ چون خداوند، خود از حال آنها با خبر است، بلكه سؤال براي اعتراف گرفتن از آنهاست و اين خود نوعي عذاب روحي است و براي همين است كه در آيهِ مورد بحث ما پس از بيان اينكه از مردم سؤال خواهد شد، اضافه ميكند كه كارهاي آنها را از روي علم و آگاهي براي آنها تعريف خواهيم كرد تا بدانند كه غايب و بيخبر نبوديم.
يعني آنها هر كاري در دنيا انجام دادهاند در حضور ما بوده و ما به خوبي از آن آگاه بوديم و در قيامت از كارهايي كه كردهاند خبر خواهيم داد. بنابراين پرسش از آنها براي به دست آوردن اطلاع نيست بلكه براي اتمام حجت است كه براي آنان نوعي عذاب روحي هم هست.
عدل الهي در روز قيامت حكومت خواهد كرد و هر كسي عادلانه به سزاي اعمال خود خواهد رسيد و اعمال مردم همانگونه كه در اين آيات آمده، با ترازوي الهي سنجيده خواهد شد؛ هر كس كه اعمال نيك او سنگيني كند رستگار خواهد شدو هر كس كه كارهاي نيك او سبك باشد زيان خواهد ديد.
البته منظور اين نيست كه در قيامت ترازويي از نوع ترازوهاي دنيا برقرار خواهد بود بلكه ترازو به عنوان مظهر عدالت و سنجش بيان شده و منظور اين است كه كارهاي مردم در روز قيامت سنجيده خواهد شد و مطابق با اعمالشان با آنها رفتار خواهد شد.
بعضيها گمان كردهاند كه در قيامت كارهاي خوب انسان با كارهاي بد او مقايسه و سنجيده ميشود و اگر كارهاي خوب او از كارهاي بد او بيشتر بود نجات خواهد يافت و اگر بر عكس آن بود هلاك خواهد شد.
اين همان ‹‹موازنه›› است كه بعضيها به آن معتقدند ولي آيات مربوط به ترازوي قيامت به اين مطلب دلالت ندارد، بلكه طبق اين آيات، كارهاي خوب با كارهاي بد سنجيده نميشود و اعمال خوب به تنهايي مورد ارزيابي قرار ميگيرد كه اگر سنگين شد اهل نجات است و اگر سبك شد مجازات ميشود.
به نظر ميرسد كه اعمال نيك انسان با آن عملي كه مورد پسند خداست و عمل كاملي است، سنجيده خواهد شد؛ يعني مثلاً نمازهاي انسان با يك نماز كاملي كه خدا ميپسندد مقايسه ميشود كه اگر سنگينتر از آن باشد، اهل نجات است و اگر سبكتر از آن باشد مورد قبول نيست.
آيات از شق سوم كه برابري دو كفهِ ترازو است ساكت است ولي معلوم است كه آن نيز مورد رضايت خداوند ميباشد و آيات، فرد شاخص و فرد نازل را بيان ميكند.
آيات مربوط به ميزان، به همان معنايي كه گفتيم دلالت ميكند؛ از جمله، آيهِ مورد بحث كه عينا در سورهِ مؤمنون آيه 23 نيز تكرار شده به خوبي به اين معنا دلالت دارد و همين طور آيهِ زير:
فاما من ثقلت موازينه فهو في عيشه` راضيه` و اما من خفت موازينه فامه هاويه (قارعه / 6 - 9)
پس كسي كه كارهاي خوب او سنگين باشد، او در زندگي خوشايندي خواهد بود و هر كس كه كارهاي خوب او سبك باشد جايگاه او دوزخ است.
البته اين بدان معنا نيست كه كارهاي بد انسان مورد غفلت قرار خواهد گرفت بلكه هر انساني نتيجهِ كارهاي زشت خود را هم خواهد ديد:
فمن يعمل مثقال ذره` خيراً يره و من يعمل مثقال ذره` شرا يره (زلزله / 7 – 8)
پس هر كس به سنگيني ذره اي، كار خوب كند آن را ميبيند و هر كس به سنگيني ذره اي، كار بد كند آن را ميبيند.
در آيهِ مورد بحث در مورد كساني كه كارهاي خوب آنها سبك باشد يعني مورد قبول واقع نشود، اظهار ميدارد كه آنان به جهت آنكه به آيات ما ستم كردند، به خود ضرر زدند؛ يعني آنها در دنيا براي آيات الهي ارزش قائل نشدند يا آن را انكار كردند و يا عمل نكردند و نتيجهِ آن ضرر و زياني است كه در آخرت نصيب آنها خواهد شد و هر عمل خيري هم كرده باشند سودي براي آنان نخواهد داشت.
---------------------------------------
|
||
| ● نویسنده : يعقوب جعفري | ||
|
شرح آیات 20 تا 23 سوره مبارکه انفال
20یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاتَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْتَسْمَعُونَ
21وَ لاتَکُونُوا کَالَّذینَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لایَسْمَعُونَ
22إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لایَعْقِلُونَ
23وَ لَوْ عَلِمَ اللّهُ فیهِمْ خَیْراً لاَ َسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْمُعْرِضُونَ
ترجمه:
20 ـ اى کسانى که ایمان آورده اید! خدا و پیامبرش را اطاعت کنید; و سرپیچى ننمائید در حالى که (سخنان او را) مى شنوید!
21 ـ و همانند کسانى نباشید که مى گفتند: «شنیدیم!» ولى در حقیقت نمى شنیدند!
22 ـ بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که اندیشه نمى کنند.
23 ـ و اگر خداوند خیرى در آنها مى دانست، (حرف حق را) به گوش آنها مى رساند; ولى اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچى کرده و روگردان مى شوند.
تفسیر:
شنوندگان ناشنوا!
این آیات در تعقیب بحث هاى گذشته در زمینه دعوت مسلمانان به اطاعت کامل از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در جنگ و صلح و در همه برنامه هاست.
لحن آیات نشان مى دهد: بعضى از مؤمنان از وظیفه خود در این زمینه کوتاهى کرده بودند لذا در نخستین آیه مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! خدا و پیامبرش را اطاعت کنید»! (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ).
و باز براى تأکید اضافه مى کند: «هیچ گاه از اطاعت فرمان او روى گردان نشوید در حالى که سخنان او و اوامر و نواهیش را مى شنوید» (وَ لاتَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْتَسْمَعُونَ).
شک نیست: اطاعت فرمان خدا بر همه لازم است چه مؤمنان و چه کافران، ولى از آنجا که مخاطبین پیامبر و شرکت کنندگان در برنامه هاى تربیتى او، مؤمنان بودند روى سخن در اینجا با آنهاست.
* * *
در آیه بعد، بار دیگر روى همین مسأله تکیه کرده، مى فرماید: «همانند کسانى نباشید که مى گفتند: شنیدیم، ولى در حقیقت نمى شنیدند» (وَ لاتَکُونُوا کَالَّذینَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لایَسْمَعُونَ).
این تعبیر جالبى است که قرآن درباره کسانى که مى دانند، ولى عمل نمى کنند; مى شنوند، ولى ترتیب اثر نمى دهند و ظاهراً در صف مؤمنانند، ولى مطیع فرمان نیستند ذکر کرده است، مى گوید: آنها گوش شنوا دارند الفاظ و سخنان را مى شنوند و معانى آن را مى فهمند، اما چون بر طبق آن عمل نمى کنند گوئى اصلاً کر هستند; زیرا شنیدن و فهمیدن مقدمه عمل است و هنگامى که عمل نباشد مقدمات بى فایده است.
درباره این که این افراد ـ که داراى چنین صفتى هستند و مسلمانان باید به هوش باشند و مثل آنها نشوند ـ چه اشخاصى مى باشند؟ نظرات متعددى است:
بعضى احتمال داده اند، منظور منافقانى هستند که خود را در صف مسلمانان جا زده بودند.
بعضى گفته اند: اشاره به گروهى از یهود مى باشد.
و بعضى اشاره به مشرکان عرب دانسته اند.
ولى هیچ مانعى ندارد که همه گویندگانِ بدون عمل، از این گروه هاى سه گانه، در مفهوم آیه وارد باشند.
* * *
از آنجا که گفتارِ بدونِ عمل و شنیدنِ بدونِ ترتیبِ اثر، یکى از بزرگ ترین بلاهاى جوامع انسانى و سرچشمه انواع بدبختى هاست بار دیگر در آیه بعد روى همین مسأله تکیه کرده و با بیان زیباى دیگرى بحث را ادامه مى دهد مى فرماید: «بدترین جنبندگان نزد خدا افرادى هستند که نه گوش شنوا دارند، نه زبان گویا، و نه عقل و درک، کر و لال اند و اندیشه نمى کنند» (إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لایَعْقِلُونَ).(1)
قرآن کتاب عمل است نه یک کتاب تشریفاتى، همه جا روى نتایج تکیه مى کند، و اصولاً هر موجود بى خاصیتى را معدوم، هر زنده بى حرکت و بى اثرى را مرده، و هر عضوى از اعضاى انسان را که در مسیر هدایت و سعادت او اثر بخش نباشد همانند فقدان آن مى شمرد.
در این آیه نیز کسانى که ظاهراً گوش هاى سالم دارند ولى در مسیر شنیدن آیات خدا، سخنان حق و برنامه هاى سعادت بخش نیستند، آنها را فاقد گوش مى داند و کسانى که زبان سالمى دارند اما مهر سکوت بر لب زده نه دفاعى از حق مى کنند، نه مبارزه اى با ظلم و فساد، نه ارشاد جاهل، نه امر به معروف، نه نهى از منکر و نه دعوت به راه حق، بلکه این نعمت بزرگ خدا را در مسیر بیهوده گوئى یا تملق و چاپلوسى در برابر صاحبان زر و زور و یا تحریف حق و تقویت باطل به کار مى گیرند، همچون افراد لال و گنگ مى داند و آنان که از نعمت هوش و عقل بهره مندند اما درست نمى اندیشند را همچون دیوانگان مى شمرد!
* * *
در آیه بعد مى گوید: خداوند در دعوت آنها به سوى حق هیچ گونه مضایقه اى ندارد «اگر آنها آمادگى مى داشتند و خدا از این نظر خیر و نیکى در آنها مى دید حرف حق را به هر صورت بود به گوش آنها مى رسانید» (وَ لَوْ عَلِمَ اللّهُ فیهِمْ خَیْراً لاَ َسْمَعَهُمْ).
در پاره اى از روایات آمده است: جمعى از بت پرستان لجوج نزد پیامبر آمده گفتند: اگر جدّ بزرگ ما «قُصَىّ بْن کِلاب» را از قبر زنده کنى و گواهى به نبوت تو دهد، ما همگى تسلیم خواهیم شد! آیه فوق نازل شد و گفت: اگر اینها همین سخن را از روى حقیقت مى گفتند، خداوند به طرز معجزه آسائى این کار را براى آنها انجام مى داد.(2)
ولى آنها دروغ مى گویند، بهانه مى گیرند و هدفشان شانه خالى کردن از زیر بار حق است.
سپس مى افزاید: «و اگر با این حال خداوند خواسته آنها را بپذیرد و سخنان حق را بیش از این به گوش آنها بخواند (و یا جدّشان قصىّ بن کلاب را زنده کند و گواهى او را بشنوند) باز روگردان مى شوند و اعراض مى کنند» (وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْمُعْرِضُونَ).
این جمله ها درباره کسانى است که بارها سخنان حق را شنیده اند، آیات روح پرور قرآن به گوش آنها رسیده و محتواى عالى آن را فهمیده اند ولى باز بر اثر تعصب و لجاجت در مقام انکار بر آمدند، چنین افرادى بر اثر اعمالشان شایستگى هدایت را از دست داده اند و دیگر خدا و پیامبرش را با آنها کارى نیست.
این آیه جواب دندان شکنى است براى پیروان مکتب جبر، و نشان مى دهد که سرچشمه همه سعادت ها از خود انسان شروع مى شود و خداوند هم بر طبق آمادگى ها و شایستگى هائى که مردم از خود نشان مى دهند با آنها رفتار مى کند.
* * *
نکته ها:
1 ـ برداشت نادرست
گاهى بعضى از افراد تازه کار با آیه فوق یک قیاس منطقى درست مى کنند و از آن نتیجه گیج کننده اى براى خود مى گیرند، مى گویند: قرآن در آیه بالا مى گوید:
«اگر خدا خیرى در آنها مى دید حق را به گوش آنها مى رساند».
«اگر حق را به گوش آنها برساند سرپیچى مى کنند».
نتیجه این دو این مى شود: «اگر خداوند خیرى در آنها مى دید سرپیچى مى کنند»! که این نتیجه، نتیجه درستى نیست.
اشتباه آنها در این است که جمله «حق را به گوش آنها مى رساند» در قسمت اول سخن مفهومش این است که اگر آنها زمینه آماده اى مى داشتند حق را به گوش آنها مى رساند.
ولى در قسمت دوم سخن، مفهومش این است که اگر با فراهم نبودن زمینه، چنین کارى را کند آنها سرپیچى مى کنند.
بنابراین، جمله فوق در دو معنى مختلف و جداگانه به کار رفته است، بر این اساس، نمى توان از آنها یک قیاس منطقى تشکیل داد(3) (دقت کنید).
این درست به آن مى ماند که کسى بگوید: من اگر مى دانستم فلان کس دعوت مرا مى پذیرد از او دعوت مى کردم، ولى در حال حاضر وضع طورى است که اگر دعوت کنم نخواهد پذیرفت بنابراین دعوت نخواهم کرد.
* * *
2 ـ شنیدن سخن حق مراحلى دارد
گاهى انسان تنها الفاظ و عباراتى را مى شنود، بدون این که در مفهوم آنها بیندیشد، اما گروهى از افراد لجوج هستند که حتى حاضر به شنیدن این مقدار نیز نیستند.
چنان که قرآن مى فرماید: وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا لاتَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ: «کافران گفتند: به این قرآن گوش فرا ندهید; و سر و صدا ایجاد کنید شاید شما پیروز شوید» و کسى سخن حق را نشنود.(4)
گاه انسان حاضر به شنیدن الفاظ و سخنان و اندیشه در آنها هست ولى هیچ گاه تصمیم به عمل ندارد، همچون منافقانى که در آیه 16 سوره «محمّد»(صلى الله علیه وآله) به آنها اشاره شده است آنجا که مى گوید: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قالُوا لِلَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً:
«بعضى از آن منافقان هستند که به سخنان تو گوش فرا مى دهند اما هنگامى که از نزد تو بیرون مى روند از روى انکار و یا تمسخر به افراد آگاه مى گویند: این چه سخنى بود که محمّد(صلى الله علیه وآله) مى گفت».
و گاه وضع آنها طورى است که حسّ تشخیص نیک و بد از آنها چنان سلب شده که حتى اگر گوش فرا دهند مطلب حق را درک نمى کنند و این خطرناک ترین مرحله است.
قرآن درباره همه این گروه هاى سه گانه مى گوید: آنان در حقیقت افراد کر و ناشنوا هستند; زیرا شنواى حقیقى کسى است که هم گوش فرا مى دهد، هم درک مى کند و مى اندیشد و هم تصمیم بر عمل از روى اخلاص دارد.
و چه بسیارند در عصر و زمان ما کسانى که به هنگام شنیدن آیات قرآن (بلا تشبیه همانند شنیدن آهنگ هاى موسیقى) احساسات نشان مى دهند و سر و صدا و جمله هائى که حاکى از شور و هیجان است ظاهر مى سازند، ولى تمام همتشان همین است و بس و در عمل آلودگان بینوائى هستند که هیچ شباهتى با محتواى قرآن ندارند.
* * *
1 ـ «صُمّ» جمع «اَصَمّ» به معناى کر و «بُکْم» جمع «اَبْکَم» به معناى لال است.
2 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 7، صفحه 388، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة التاریخ العربى، بیروت، 1405 هـ ق ـ «فتح القدیر» شوکانى، جلد 2، صفحه 298، ذیل آیه مورد بحث، عالم الکتب.
3 ـ و به اصطلاح منطق «حدّ وسط» در قیاس بالا وجود ندارد; زیرا در جمله اول «لاَ َسْمَعَهُمْ حالَ کَوْنِهِمْ یَعْلَمُ فِیْهِمْ خَیْراً» و در جمله دوم «لَوْ أَسْمَعَهُمْ حالَ کَوْنِهِمْ لایَعْلَمُ فِیْهِمْ خَیْراً» است، بنابراین، حدّ وسط مشترک در دو جمله فوق وجود ندارد تا بتوان از آن قیاس تشکیل داد و این دو جمله، دو جمله مختلف و از هم جداست (دقت کنید).
4 ـ فصلت، آیه 26.
وَ جَعَلَ لَهَا أَجْنِحَةً مِنْ لَحْمِهَا تَعْرُجُ بِهَا عِنْدَ الْحَاجَةِ إِلَى الطَّیَرَانِ، کَأَنَّهَا شَظَایَا الاْذَانِ غَیْرَ ذَوَاتِ رِیش وَ لاَ قَصَب، إِلاَّ أَنَّکَ تَرَى مَوَاضِعَ الْعُرُوقِ بَیِّنَةً أَعْلاَماً. لَهَا جَنَاحَانِ لَمَّا یَرِقَّا فَیَنْشَقَّا، وَ لَمْ یَغْلُظَا فَیَثْقُلاَ. تَطِیرُ وَوَلَدُهَا لاَصِقٌ بِهَا لاَجِىءٌ إِلَیْهَا، یَقَعُ إِذَا وَقَعَتْ، وَ یَرْتَفِعُ إِذَا ارْتَفَعَتْ، لاَ یُفَارِقُهَا حَتَّى تَشْتَدَّ أَرْکَانُهُ، وَ یَحْمِلَهُ لِلنُّهُوضِ جَنَاحُهُ، وَ یَعْرِفَ مَذَاهِبَ عَیْشِهِ، وَ مَصَالِحَ نَفْسِهِ. فَسُبْحَانَ الْبَارِىءِ لِکُلِّ شَیْء، عَلَى غَیْرِ مِثَال خَلاَ مِنْ غَیْرِهِ.
خداوند براى او از گوشت بدنش بال هايى آفريده که به هنگام نياز با آن پرواز مى کند; گويى اين بال ها مانند لاله گوشند; بال هايى بدون پر! و بدون نى هايى در ميان آن. اما (اگر دقت کنى) مى بينى محل رگ ها به روشنى در آن پيداست (آرى) آن ها دو بال دارند; نه آن قدر نازک که پاره شود و نه آن قدر ضخيم که سنگينى کند.
او پرواز مى کند، در حالى که نوزادش به او چسبيده و به او پناهنده شده! هر زمان مى نشيند نوزادش نيز همراه او به زمين مى آيد و هر زمان بالا مى رود او نيز بالا مى رود و از او جدا نمى شود تا اعضاى پيکرش محکم گردد و بال هايش قدرت پرواز پيدا کند، راه زندگى را بياموزد و مصالح خويش را بشناسد!
پاک و منزه است آفريننده همه اشيا، که در آفرينش آن ها از هيچ نمونه و الگويى که از ديگرى به جاى مانده باشد پيروى نکرده است.
شرح و تفسیر: شگفتى هاى دیگرى از این پرنده
امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه به دو قسمت دیگر از عجایب آفرینش خفاش اشاره مى کند (بال هاى عجیب او و طرز پرورش فرزندان).
نخست مى فرماید: «خداوند براى او از گوشت بدنش بال هایى آفریده که به هنگام نیاز با آن پرواز مى کند; گویى این بال ها مانند لاله هاى گوشند; بال هایى بدون پر! و بدون نى هایى در میان آن. اما مى بینى محل رگ ها به روشنى در آن پیداست (آرى) آن ها دو بال دارند; نه آن قدر نازک که پاره شود و نه آن قدر ضخیم که سنگینى کند» (وَ جَعَلَ لَهَا أَجْنِحَةً مِنْ لَحْمِهَا تَعْرُجُ بِهَا عِنْدَ الْحَاجَةِ إِلَى الطَّیَرَانِ، کَأَنَّهَا شَظَایَا(1) الاْذَانِ غَیْرَ ذَوَاتِ رِیش(2) وَ لاَ قَصَب، إِلاَّ أَنَّکَ تَرَى مَوَاضِعَ الْعُرُوقِ بَیِّنَةً أَعْلاَماً. لَهَا جَنَاحَانِ لَمَّا یَرِقَّا فَیَنْشَقَّا، وَ لَمْ یَغْلُظَا فَیَثْقُلاَ).
به راستى این از عجایب خلقت است; بال هاى تمام پرندگان از پر تشکیل یافته که در وسط آن چیزى شبیه به نى وجود دارد و به علت سبک بودن آن ها به آسانى مى توانند پرواز کنند; ولى «خفاش» که از پرندگان سریع السیر است، جنبه کاملا استثنایى دارد; بال هایش پرده اى از گوشت است که در وسط آن استخوان هاى باریک غضروف مانندى وجود دارد. این پرده در عین نازکى بسیار مقاوم است; هم سبک است و هم پردوام; شبیه لاله گوش آدمى; و جالب این که اگر در برابر نور آفتاب یا چراغ به آن نگاه کنیم لوله کشى ظریف و گسترده و پیچیده اى از رگ هاى خونین که آن را تغذیه مى کند مشاهده مى شود که هنگام پرواز بسیار فعّال مى شوند تا مواد غذایى لازم را به بال ها براى حرکت سریع برسانند.
و در آخرین بخش این خطبه امام(علیه السلام) به ویژگى شگفت انگیز دیگرى از این پرنده استثنایى اشاره مى کند و آن مربوط به پرورش نوزاد اوست; مى فرماید: «او پرواز مى کند، در حالى که نوزادش به او چسبیده و به او پناهنده شده! هر گاه مى نشیند نوزادش نیز همراه او به زمین مى آید و هر زمان بالا مى رود او نیز بالا مى رود و از او جدا نمى شود تا اعضاى پیکرش محکم گردد و بال هایش قدرت پرواز پیدا کند، راه زندگى را بیاموزد و مصالح خویش را بشناسد!» (تَطِیرُ وَوَلَدُهَا لاَصِقٌ بِهَا لاَجِىءٌ إِلَیْهَا، یَقَعُ إِذَا وَقَعَتْ، وَ یَرْتَفِعُ إِذَا ارْتَفَعَتْ، لاَ یُفَارِقُهَا حَتَّى تَشْتَدَّ أَرْکَانُهُ، وَ یَحْمِلَهُ لِلنُّهُوضِ جَنَاحُهُ، وَ یَعْرِفَ مَذَاهِبَ عَیْشِهِ، وَ مَصَالِحَ نَفْسِهِ).
معروف است که این حیوان مانند سایر پستانداران عادت ماهیانه دارد و باردار مى شود و وضع حمل مى کند; برخلاف پرندگان دیگر که تخم مى گذارند و جوجه هاى آن ها در درون تخم پرورش مى یابند. پرندگان دیگر جوجه ها را با خود حمل نمى کنند ولى خفاش جوجه اش را با خود حمل مى کند و به پرواز در مى آید. راه و رسم پرواز را به او نشان مى دهد و طریقه تهیه غذا و صید کردن حشرات و مسیرهاى رفت و برگشت به لانه را به او مى آموزد شاید به این دلیل که پرندگان دیگر در روز پرواز مى کنند و جوجه ها مى توانند در روشنایى با آن ها همراه باشند; ولى این پرنده که در تاریکى شب پرواز مى کنند ممکن است جوجه هایش نتوانند با او همراه باشند و یکدیگر را گم کنند لذا ناگزیر آن ها را با خود حمل مى کند. در هر صورت همه چیز این پرنده عجیب است و این هم یکى دیگر از عجایب خلقت اوست که انسان را به تنوع آفرینش و تدبیر پروردگار آشناتر مى سازد.
سپس امام(علیه السلام) در جمله پایانى خطبه سر تعظیم به پیشگاه خداوند فرود آورده، به تسبیح او مى پردازد; مى فرماید: «پاک و منزه است آفریننده همه اشیا، که از هیچ نمونه و الگویى که از دیگرى به جاى مانده باشد پیروى نکرده است!» (فَسُبْحَانَ الْبَارِىءِ لِکُلِّ شَیْء، عَلَى غَیْرِ مِثَال خَلاَ مِنْ غَیْرِهِ!).
و همان گونه که امام(علیه السلام) در این بحث توحیدى، خطبه رابا حمد و ستایش پروردگار آغاز کرد با تسبیح و تنزیه ذات پاک او پایان مى دهد تا حسن شروع با حسن ختام همراه گردد.
نکته
آفرینش حیرت انگیز خفاش!
در این خطبه امام(علیه السلام) از آفرینش بدیع خفاش سخن به میان آورده که تقریباً همه چیز او بر خلاف سایر پرندگان است تا آن جا که در بعضى از کتب علمى تصریح مى کنند که خفاش، جزء پرندگان نیست; بلکه جزء پستانداران است.
بدن خفاش، پوشیده از مو است; در حالى که پرندگان پر دارند.
خفاش دندان دارد; در حالى که پرندگان منقار دارند.
بال هاى خفاش از پرده هاى نازک گوشتى تشکیل شده; در حالى که پرندگان چنین نیستند.
خفاش دو دست و دو پا دارد و روى زمین مانند چهارپایان با دست ها و پاهایش راه مى رود; در حالى که پرندگان چنین نیستند.
پرندگان از طریق تخم گذارى صاحب بچه مى شوند; در حالى که خفاش باردار مى شود و بچه مى زاید.
پرندگان نوزادان خود را با مواد غذایى مناسب سیر مى کنند; ولى خفاش نوزاد خود را شیر مى دهد.
پرندگان معمولا روزها در تلاش معاشند و خفاش در تاریکى شب.
خفاش ها عموماً هنگام روز مى خوابند و پس از غروب آفتاب به پرواز در مى آیند و هنگام خواب; خود را از پاهاى عقب از درختان یا سقف غارها آویزان مى کنند.
غذاى خفاش از حشرات است و هنگام پرواز دهان خود را باز نگه مى دارد و ده ها یا صدها حشره را مى بلعد و شاید بوى بدخفاش به علت همین حشره خوارى او باشد; امّا خفاش ها به خاطر همین کارشان خدمت زیادى به انسان ها در پاک سازى محیط از حشرات مى کنند; لذا در برخى از مناطق که حشرات زیادند برج هایى براى پرورش خفاش ها مى سازند تا محیطشان را پاک سازى کنند.
برخلاف آن چه بعضى تصور مى کنند که چشم خفاش ضعیف است و مى گویند: فلان کس مثل خفاش کور است، بینایى خفاش بسیار خوب است; لیکن چشمانش در برابر نور، حساسیت زیادى دارد که قادر به تحمل آن نیست.
خفاش با سرعت و مهارت در شب پرواز مى کند; حتى در تاریکى شدید بى آن که به مانعى برخورد کند. خفاش در این پرواز سریع تنها از چشم کمک نمى گیرد; بلکه مدیون دستگاه صوتى خاصى شبیه رادار است. خفاش در حین پرواز، صدایى از بینى خود بیرون مى آورد که ما قادر به شنیدن آن نیستیم; اما این صدا به هر چیزى که بر سر راه آن باشد برخورد مى کند و منعکس مى شود. گوش هاى بزرگ خفاش صداى منعکس شده را مى گیرد و از وجود مانع بر سر راه خود به طور دقیق آگاه مى شود و تغییر جهت مى دهد و این جاست که مى گویند: خفاش با گوش خود مى بیند.
بعضى از دانشمندان، آزمایش جالبى درباره خفاش کرده اند. آنان تونل باریک پر پیچ و خمى را به وجود آوردند که دیواره داخلى آن با دوده آغشته شده بود. خفاشى را از یک طرف تونل وارد کرده و با نهایت تعجب دیدند از طرف دیگر بیرون آمد; بى آن که بر بال هایش کم ترین اثر دوده باشد.(1)
خفاش ها معمولا حشره خوارند; ولى بعضى از خفاشان میوه مى خورند و بعضى از آن ها خونخوار و خطرناکند که تعداد آن ها بسیار کم است. آن ها حتى به انسان در موقع خواب با ظرافت خاصى حمله مى کنند و جایى از بدن او را که رشته هاى عصبى در آن کم تر است و حساس نیست مانند نرمه گوش در نظر مى گیرند و دندان هاى خود را آهسته در آن فرو مى کنند و خون او را مى خورند; و از آن خطرناک تر این که ممکن است آنها از این طریق ناقل میکروب هاى مهلکى همچون تب زرد که از بیمارى هاى خطرناک است، باشند.
خفاش ها به هنگام پرواز از روى آب ها با فاصله بسیار کم مى گذرند و آب مى نوشند; اما آب خوردن آن ها مانند گربه با زبان است.
خفاش هاى سبک وزن گاهى چهاربچه مى آورند و همه آن ها را در حال پرواز به خود آویزان کرده حرکت مى کنند; ولى خفاش هاى بزرگ جثه که گاهى به اندازه یک گربه هستند و آن ها را روباه پرنده مى نامند، تنها یک بچه مى آورند. این در حالى است که بعضى از خفاش ها به قدرى کوچکند که وزن بدنشان به اندازه یک سکه بیشتر نیست.
در کتاب «توحید مفضّل» نیز عبارات کوتاه و پرمعنایى درباره آفرینش عجیب «خفاش» نقل شده است و با توجه به این که این سخنان را زمانى امام صادق(علیه السلام)فرمود که علم و دانش بشر درباره جانداران بسیار محدود بود، جالب و قابل ملاحظه است; مى فرماید:
«خداوند به خفاش آفرینش عجیبى داده است; آفرینشى ما بین پرندگان و چهارپایان (پستاندار); این به علت آن است که دو گوش بلند و دندان و پشم دارد; فرزند خود را مى زاید و شیر مى دهد و بول مى کند و روى چهار دست و پا راه مى رود; تمام این ها بر خلاف صفات پرندگان است. او همچنین در شب بیرون مى آید و غذاى او از پروانه ها و مانند آن (از حشرات) است که در هوا در حرکتند; بعضى گمان مى کنند خفاش غذایى نمى خورد و غذاى او فقط هواست و این باطل است; زیرا اوّلا از او فضله و بول خارج مى شود و این بدون خوردن غذا ممکن نیست و دیگر این که او داراى دندان است اگر غذایى نمى خورد وجود دندان براى او معنایى نداشت و مى دانیم در آفرینش چیزى بى هدف نیست».(4)
به هر حال هر چه درباره خفاش بیشتر دقت کنیم اسرار شگفت انگیز بیشترى را پیدا خواهیم کرد و این جا است که به عظمت کلام امام(علیه السلام) پى مى بریم که این موجود استثنایى را که گویى خدا براى قدرت نمایى آفریده است به عنوان یکى از لطایف صنعت و عجایب خلقت پروردگار در خطبه مذکور بیان کرده و روى قسمت هاى مهمى از شگفتى هاى آفرینش او تکیه فرموده است.
1. «شظايا» جمع «شظية» به معناى قطعه اى از چوب يا گوشت يا مانند آن است. 2. «ريش» به معناى پر است. 3. فرهنگنامه، جلد 7، صفحه 658. (اين کتاب به وسيله دانشمند غربى (موريس پارکر) تأليف شده و به وسيله آقاى «رضا اقصى» با همکارى ده نفر از نويسندگان معروف کشور ترجمه و نگارش يافته است) و همچنين کتاب «المعجم الزولوجى الحديث»
(جانورشناسى جديد) تأليف «محمّد کاظم الملکى»، جلد 2، صفحه 636 و کتاب «در جستجوى خدا» نوشته «آية الله العظمى مکارم شيرازى». 4. بحارالانوار، جلد 3، صفحه 107.
مراسم کلنگزنی جامعةالقرآن شعبه خردسالان نرجه قزوین با حضور حجتالاسلام طباطبایی برگزار شد. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، مراسم کلنگزنی جامعةالقرآن شعبه خردسالان نرجه قزوین با حضور حجتالاسلام طباطبایی برگزار شد.
در این مراسم جعفری، مدیر شعبه نرجه قزوین با اعلام این خبر گفت: مراسم کلنگزنی شعبه نرجه قزوین با حضور حجتالاسلام حاج شیخ احمدخداوردی، امام جمعه شهرستان، حجتالاسلام والمسسلمین سیدمحمدمهدی طباطبایی، مدیر مؤسسه جامعةالقرآن، قدسیه طباطبایی، معاونت اجرایی مؤسسه، عیناله طاهریبشارت، شهردار شهر نرجه و اعضای شورای اسلامی شهر، خیر زمین اهدای رضا شعبانی، مسئولان شهرستان و با حضور قشرهای مختلف مردم، مادران و قرآنآموزان برگزار شد.

وی ادامه داد: این مراسم ابتدا با تلاوت قرآن توسط یوسف عباسی، حافظ ۶جزء و ارائه گزارش فعالیتهای مؤسسه توسط مدیر شعبه نرجه آغاز شد.
جعفری تصریح کرد: در این مراسم حجتالاسلام حاج شیخ احمد خداوردی، امام جمعه شهرستان درخصوص آموزش قرآن و گسترش آن در بین کودکان جوانان تأکید کرد، اجرای برنامه حفظ و پرسش و پاسخ با حافظان توسط مدیر مؤسسه، اجرای برنامه حفظ موضوعی به روش اشاره توسط قرآنآموزان خردسال شعبه، تجلیل از۱۵ نفر از حافظان به همراه لوح و اهدا جایزه توسط حجتالسلام طباطبایی و مسئولان حاضر در مراسم از دیگر برنامههای این مراسم بود.

مدیر جامعةالقرآن شعبه نرجه گفت: بعد از اجرای برنامه، مراسم کلنگزنی ساختمان جامعةالقرآن توسط حجتالاسلام طباطبایی، حجتالاسلام حاج شیخ احمد خداوردی، امام جمعه شهرستان، شهردار شهر نرجه، اعضای شورای شهر، خیر زمین اهدایی و با حضور تمامی قشرهای مختلف مردم و اولیاء و قرآنآموزان انجام شد.
طرح ملی تلاوت در تمام استانهای کشور انجام میشود که مؤسسه شمیم وحی نیز از مجریان این برنامه است.
ناصر جعفرزاده، مدیر مؤسسه شمیم وحی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با بیان این مطلب گفت: طرح ملی تلاوت در سطح کشور برای استعدادیابی نوجوانان در حال انجام است که مؤسسه شمیم وحی به عنوان یکی از مجریان برپایی است.
وی ادامه داد: این مرکز به مدت ۲ سال است که پسران نوجوان را تحت آموزش در راستای این طرح قرار داده است و در ابتدا ۸۵ نفر از سوی آموزش و پرورش به این مرکز معرفی شدند که پس از آزمون، این افراد به ۳۵ نفر رسید که در حال حاضر این افراد تحت پوشش طرح در مؤسسه شمیم وحی هستند.
جعفرزاده افزود: این موسسه به عنوان مرکز تخصصی کشف و پرورش استعدادهای قرآنی در بندر عباس به نشانی سه راه گمرک، پشت مصلی، روبروی نمایندگی ایران خودرو، دارالقرآن امام علی(ع) واقع شده است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: مؤسسه شمیم وحی طی روزهای پنجشنبه از ساعت ۷:۳۰ تا ۱۱ کلاس های آموزش تخصصی قرائت را با حضور اساتید برگزار میکند که در کنار این دورهها، برپایی محافل انس با قرآن، اردوهای فرهنگی و آموزشی نیز در نظر گرفته شده است.
قرآنآموزان طرح شش ساله مؤسسه امیرالمؤمنین(ع) کاشان موفق به حفظ قرآن کریم و فارغالتحفیظی در مهرماه ۹۶ شدند. به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، حجتالاسلام حسنزاده، مدیر مؤسسه امیرالمؤمنین(ع) از پایان یافتن یکی از طرحهای ۶ ساله حفظ قرآن کریم و فارغالتحفیظی ۷ نفر از قرآنآموزان در مهرماه ۹۶ در شعب بانوان این مؤسسه خبر داد و با این وجود تعداد حافظان کل قرآن این مؤسسه به ۱۳۰ نفر افزایش یافت.
وی افزود: در این طرح که از مهر ۹۰ و با مربیگری زهرا سلمانطاهری حافظ کل قرآن آغاز به کار کرد، قرآنآموزان در کنار حفظ دو صفحه از قرآن کریم در هر هفته، از ترجمه و مفاهیم، تفسیر، صوت و لحن و تجوید نیز بهره میبردند.
حسنزاده گفت: زینب باغبان، زهرا سرچشمه، محبوبه طالبیان، زینب مظلومی، صدیقه شعبانی، اعظم ظفرمند و طاهره باقری از قرآنآموزانی هستند که این دوره را با موفقیت به پایان رساندند.
وی ادامه داد: شرکت قرآنآموزان در آزمونهای کتبی و شفاهی و مسابقات حفظ و پرسشهای مستمر کلاسی با هدف نهایی تثبیت آیات، از جمله برنامههای اجرایی در طول این طرح بود.
حسنزاده در ادامه تصریح کرد: حفظ قرآن کریم و آشنایی با مفاهیم و معارف آن به عنوان انس مستمر با قرآن کریم و پرورش فضائل اخلاقی، تربیت اسلامی و شکوفایی قرآنی جامعه اسلامی مبتنی بر منویات مقام معظم رهبری از اهداف کلی برگزاری طرح حفظ قرآن است.
مدیرعامل مؤسسه امیرالمؤمنین(ع) کاشان همچنین گفت: آموزش حفظ قرآن در رشتههای مختلف حفظ ۳ جزء اول، حفظ جزء ۴و ۵، حفظ ۵ جزء دوم، حفظ ۱۰ جزء دوم، حفظ ۱۰ جزء سوم، حفظ سوره بقره، حفظ جزء ۳۰ قرآن و در قالب های مختلف طرح یکساله حفظ قرآن کریم، طرحهای ۳ ساله و ۶ ساله و حفظ هفتگی قرآن در سنین مختلف ویژه بانوان و آقایان ارائه میشود.
وی افزود: حفظ قرآن کریم با رعایت قواعد ضروری تجوید و صوت و لحن و توانایی ترجمه و درک معارف آیات قرآن کریم و تدبر در آن از اهداف جزئی برگزاری این دورهها است.
حسنزاده در پایان تصریح کرد: علاوه بر برگزاری آزمونهای داخلی توسط مؤسسه، حافظان پس از اتمام دوره، در آزمونهای حفظ قرآن معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور یافته و در صورت قبولی مدرک معتبر کشوری دریافت میکنند.
کرسی نظریه پردازی با محوریت «تفسیر سه لایه ای قرآن کریم» برگزار می شود.
این کرسی روز شنبه، ۱۳آّبان ماه سال۹۶ در تالار حکمت به نشانی تهران، بزرگراه کردستان، خیابان آئینه وند، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار خواهد شد.

























