مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

توکل از دیدگاه قرآن

 

انسان معتقد به خدا همواره می گوید بالاخره بن بست ها
بیشتر...

عالم برزخ، جلسه پنجم، آیت الله العظمی

دریافت فایل صوتی

حجم: 7.8 MB

زمان: 30 دقیقه

بیشتر...

نیایش در هنگام گرفتاری

نیایش در هنگام گرفتاری
 
اللهم لك الحمد علي سترك
بیشتر...

دعای سوم صحیفه سجادیه، جلسه دوم، استاد دکتر

درباره شرح صدر،آیت الله شجاعی-بارگزاری2دی94

دریافت فایل صوتی

حجم: 3 MB

زمان: 28 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
45386
15601
152374231
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

شنبه, 06 آبان 1396 16:24

دبیر شورای راهبردی فعالیت‌های قرآنی اربعین با اشاره به اینکه امسال ۲۰ هزار خادم‌ قرآنی در راهپیمایی اربعین ما را همراهی می‌کنند، اظهار کرد: در همین راستا نیز ۲ پرچم آستان قدس رضوی در کرسی‌های تلاوت قرآن اصلی جای داده می‌شود.

حضور 20 هزار خادم قرآنی در راهپیمایی اربعین/ برپایی 350 برنامه قرآنی در کشور عراق

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)‌، حسن محمدی، دبیر شورای راهبردی فعالیت‌های قرآنی اربعین امروز، ۶ آبان‌ماه در نشست تشریح برنامه‌های قرآنی کاروان نور به اربعین در مقدمه‌ای به تاریخچه برپایی مراسم اربعین پرداخت و گفت: در سه سال گذشته با توجه به ظرفیت‌های بی‌‌نظیر که در مراسم اربعین اتفاق افتاد، هر سال بر تعداد افرادی که در این مراسم عظیم شرکت می‌کنند، افزوده شد که در این راستا تدبیری بین اتحادیه تشکل‌های قرآنی به‌عنوان نماینده مؤسسات مردم نهاد و ستاد اربعین اندیشیده شد که از این ظرفیت بی‌بدیل در جهت ترویج فرهنگ قرآنی بتوان استفاده کرد.

 

وی ادامه داد: در سال‌های گذشته این حرکت کاملاً خود‌جوش بود اما طی تعاملاتی که با دستگاه‌ها داشتیم، کمک‌هایی در این راستا صورت گرفت که طی این برنامه، در سال ۹۴ اتحادیه محفل قرآنی را برپا کرد.

 

محمدی افزود: گزارشی در شورای توسعه فرهنگ قرآنی طی سال‌های گذشته مطرح شد که منجر به این شد که در سال ۹۵، ستاد مرکزی اربعین کشور، طی جلسات با اتحادیه درخواست کردند که فعالیت‌های قرآنی مراسم اربعین از نظر کمی گسترده و ساختارمند شود و هماهنگی با سایر برنامه‌های اربعین در کشور انجام شود که در این راستا نخستین حرکت به صورت رسمی آغاز شد.

 

دبیر شورای راهبردی فعالیت‌های قرآنی اربعین بیان کرد: در سال گذشته کارگروهی در ذیل کمیته فرهنگی کشور به نام کارگروه قرآنی با مدیریت اتحادیه تشکل‌های قرآنی تدوین و برنامه‌های متنوعی در سال گذشته انجام شد.

 

وی ادامه داد: در سال گذشته محوریت سوره فجر به صورت هم‌خوانی و جمع‌خوانی بزرگی در مسیر نجف به کربلا انجام شد که بحث حفظ و مفاهیم این سوره مبارکه صورت گرفت که بالغ بر ۲۰۵ برنامه قرآنی سال گذشته در شهر‌های نجف اشرف، کربلای معلی، سامرا و کاظمین و دیگر محل و موکب‌ها برپا شد.

حضور ۷۰ حافظ و قاری قرآن در کاروان نور

 

محمدی با اشاره به اینکه امسال کمیته تصمیم گرفت با توجه به اتفاق خوبی که در سال گذشته افتاد، ظرفیت این برنامه‌ها را افزایش دهد، اظهار کرد: در سال گذشته تعداد کاروان نور متشکل از قراء، تواشیح، ۴۰ نفر بود که این ظرفیت امسال به ۷۰ نفر افزایش یافت که بیش از ۷۰ درصد، با موافقت مسئولان به ظرفیت این کاروان افزوده شد که امیدواریم بالغ بر ۳۵۰ برنامه قرآنی را در کشور عراق(نجف، کربلا، موکب، شهرهای کود، حله، سامرا و کاظمین، مسیر بغداد به کربلا) خواهیم داشت.

 

وی ادامه داد:‌ امسال با توجه به طرح ملی قرآنی ۱۴۵۱، سوره واقعه به صورت جمع‌خوانی در کشور عراق در نظر گرفته شده است که سه روز قبل از روز اربعین پس از نماز جماعت انجام می‌شود که لقب بزرگترین هم‌خوانی را یدک خواهد کشید و در کنار آن حفظ و مفاهیم این سوره مبارکه در طی مسیر و موکب‌ها انجام می‌شود.

 

وی به همکاری که در سال جاری از سوی آستان قدس رضوی با ستاد صورت گرفته است اشاره کرد و افزود: تفاهم‌نامه‌ای با آستان قدس رضوی منعقد شد که بر این اساس حضور ۲۰ هزار خادم قرآنی(از مشهد‌الرضا(ع)) در مسیر بین زوار به توزیع نبات و متبرکه‌های استان امام رضا(ع) خواهند پرداخت و البته ۲ پرچم آستان قدس رضوی در کرسی‌های تلاوت قرآن اصلی جای داده می‌شود و مخاطبان می‌توانند متبرک به این پرچم شوند و همکاری امسال آستان موجب جهشی برای این حرکت قرآنی است.

 

محمدی با تأکید بر اینکه ۱۰ کرسی تلاوت رضوی انجام می‌شود، گفت: در حاشیه برپایی برنامه‌های دیگر، کرسی‌های تلاوتی که به صورت ویژه در شهر نجف و کربلا و موکب برپا خواهد شد، از شبکه قرآنی به طور مستقیم پخش می‌شود، که امیدواریم بتوانیم با همکاری‌های رسانه‌ها پوشش اخبار نیز انجام شود.

حضور 20 هزار خادم قرآنی در راهپیمایی اربعین/ برپایی 350 برنامه قرآنی در کشور عراق

 

 

 

اعزام کاروان نور به نجف از ۹ تا ۱۶ آبان‌‌ماه

 

وی به تاریخ نخستین اعزام کاروان نور اشاره کرد و افزود: نخستین گروه در تاریخ ۹ آبان‌ماه به سمت نجف اشرف اعزام می‌شوند و دومین گروه نیز روز بعد و به همین طریق کاروان تا تاریخ ۱۶ همین ماه اعزام خواهند شد و تاریخ ۲۱ آبان‌ماه برگشت کاروان نور به کشور ایران است.

 

محمدی ادامه داد: برخی از افراد کاروان قرآنی حج که امسال اعزام نشده‌اند در این کاروان حضور خواهند داشت و این نوع اعزام با شرایطی همراه است که می‌توان به افتخاری و مردمی بودن آن اشاره کرد و همچنین این نکته قابل ذکر است که و تمام هزینه‌های این کاروان برعهده ستاد مرکزی اربعین است.

مسئول کاگروه قرآنی ستاد اربعین با تأکید بر اینکه طرح‌های بسیاری در این راستا از سوی مؤسسات قرآنی مردم‌نهاد ارسال شد، بیان کرد: این طرح کاملاٌ مردمی است و هیچ اعتباری از سوی دستگاه‌ها و نهادها نداشته‌ایم و تمامی کمک‌های از سوی مردم صورت گرفت و همچنین سال گذشته ۱۲ میلیون تومان از سوی مردم‌ جمع‌آوری شد.

وی با اشاره به طرح‌های مختلفی که از سوی مؤسسات قرآنی مردم‌نهاد به این کارگروه رسیده است، اظهار کرد: در نظر داریم از مشهد‌الرضا تا کربلا محفل قرآنی برگزار کنیم و با توجه به تعاملی که با مجریان طرح ۱۴۵۱ داشتیم، سعی کردیم ۱۴۵۱ محفل را داشته باشیم که تعدادی از آنها در داخل کشور برگزار می‌شود.

محمدی با بیان اینکه مراسم اختتامیه این حرکت قرآنی پس از اتمام مراسم اربعین حسینی در آستان قدس رضوی برگزار خواهد شد، ادامه داد: از سال‌های قبل طرح‌های خوبی به دست ما رسید که مورد استفاده قرار گرفت ولی برخی از آن‌ها نیز که نیاز به بررسی و کار بیشتر داشتند برای امسال هم آماده نیستند و درنظر داریم تا برای سال آینده از آن‌ها بهره‌مند شویم، همچنین برخی از این طرح‌های ارسالی به عنوان طرح‌های محلی مورد توجه قرار گرفت و از مؤسسات قرآنی در شهرها خود استفاده شد.

ارائه طرح‌های محلی از سوی مؤسسات قرآنی

وی افزود: در حال حاضر برخی از مؤسسات قرآنی در مرزهای چزابه، ایلام، مهران، زاهدان طرح‌های محلی خوبی را برگزار می‌کنند و به ارائه خدمات به زائران اربعین مشغول هستند.

محمدی اظهار کرد: امسال در نظر داشتیم تا کاروان بزرگ قرآنی با تعداد ۱۰۰۰ نفر متشکل از جامعه قرآنی را اعزام کنیم که متأسفانه انجام نشد که امیدواریم سال آینده بتوانیم این کاروان را با این تعداد اعزام کنیم.

مسئول کارگروه قرآنی ستاد اربعین در مورد اعزام کاروان نور گفت: اعزام کاروان نور مرتبط با شورای توسعه قرآنی نیست به این دلیل که این حرکت به صورت ملی در ذیل ستاد اربعین کشور انجام می‌شود و دیگر اینکه ماهیت قرآنی به صورت مردمی است که به این دلیل اتحادیه تشکل‌های قرآنی متولی این حرکت انتخاب شده است..

وی درباره ضرورت فعالیت‌های قرآنی در اربعین بیان کرد: با دشمنان مختلفی مواجه هستیم که ما را متهم می‌کنند که به اهل بیت(ع) بیشتر اهمیت داده‌ایم و قرآن را رها کرده‌ایم که این حرکت به عنوان توفیقی در جهت اهمیت دادن ما به قرآن بود که برابر دشمنان نیز با رژه الهی نشان دادیم که قرآن نیز همچنان در رأس قرار دارد.

محمدی در پایان خاطرنشان کرد: بیش از ۷۰ کشور دنیا در مراسم اربعین حضور فعال دارند و از برادران اهل سنت، مسیحیان و غیره نیز حضور دارند که قرآن می‌تواند به عنوان وحدت برادری مذاهب و فرق شود که توجه به فعالیت‌های قرآنی نقش بسیار مهمی در این راستا دارد.

سید‌محمد موجانی، دبیر کارگروه ستاد اربعین در ادامه درباره ختم سوره مبارکه واقعه بیان کرد: این مراسم با همکاری کمیته مراسم هر شب پس از اقامه نماز جماعت، در همه موکب‌ها به صورت ترتیل تلاوت می‌شود و همچنین مسابقه حفظ و مفاهیم این سوره با همکاری دارالقرآن مسجد جمکران و ستاد اربعین به صورت اینترنتی طراحی شده است که ابتدای آذرماه مسابقه انجام می‌شود. پویش ختم سوره مبارکه هم به همت شبکه قرآن در دو روز آینده در سایت اتحادیه، کانال شبکه قرآن و اتحادیه قرار می‌گیرد.

شنبه, 06 آبان 1396 10:57

شرح آیات 15 تا 18 سوره مبارکه انفال

15یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الأَدْبارَ

16وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذ دُبُرَهُ إِلاّ مُتَحَرِّفاً لِقِتال أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلى فِئَة فَقَدْباءَ بِغَضَب مِنَ اللّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ

17فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللّهَ رَمىوَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ

18ذلِکُمْ وَ أَنَّ اللّهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکافِرینَ

 

ترجمه:

15 ـ اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که با انبوه کافران در میدان نبرد رو به رو شوید، به آنها پشت نکنید (و فرار ننمائید)!

16 ـ و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند ـ مگر آن که هدفش کناره گیرى از میدان براى حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد ـ (چنین کسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد; و جایگاه او جهنم است، و چه بد جایگاهى است!

17 ـ این شما نبودید که آنها را کشتید; بلکه خداوند آنها را کشت! و این تو نبودى (اى پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختى; بلکه خدا انداخت! و خدا مى خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبى کند; خداوند شنوا و داناست.

18 ـ (سرنوشت مؤمنان و کافران،) همان بود (که دیدید!) و خداوند سست کننده نقشه هاى کافران است.

 

تفسیر:

فرار از جهاد ممنوع!

همان گونه که در تفسیر آیات گذشته اشاره شد بازگو کردن داستان جنگ «بدر» و نعمت هاى گوناگون خداوند بر «مسلمانان نخستین» در این جریان، به خاطر آن است که از گذشته براى آینده درس بیاموزند. بدین لحاظ در آیات مورد بحث روى سخن را به مؤمنان کرده و یک دستور کلى جنگى را به آنها توصیه و تأکید مى کند و مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که با انبوه کافران در میدان جهاد رو به رو شدید به آنها پشت نکنید و فرار اختیار ننمائید»! (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الأَدْبارَ).

«لَقِیْتُمْ» از ماده «لِقاء» به معنى اجتماع و رو به رو شدن است، ولى در بسیارى از موارد به معنى رو به رو شدن در میدان جنگ آمده است.

«زَحْف» در اصل به معناى حرکت کردن به سوى چیزى است آن چنان که پاها به روى زمین کشیده شود، همانند حرکت کودک قبل از آن که راه بیافتد و یا شتر به هنگام خستگى که پاى خود را به روى زمین مى کشد; سپس به حرکت لشکر انبوه نیز گفته شده است; زیرا از دور چنان به نظر مى رسد که گوئى روى زمین مى لغزند و به پیش مى آیند.

در آیه فوق به کار بردن کلمه «زَحْف» اشاره به این است، که هر چند دشمن از نظر نفرات و تجهیزات فراوان، و شما در اقلیت قرار داشته باشید، نباید از میدان مبارزه فرار کنید همان گونه که نفرات دشمن در میدان «بدر» چند برابر شما بود، پایدارى به خرج دادید و سرانجام پیروز شدید.

اصولاً فرار از جنگ، یکى از بزرگ ترین گناهان در اسلام محسوب مى شود منتهى با توجه به بعضى از آیات قرآن، آن را مشروط به این دانسته اند که جمعیت دشمن حداکثر دو برابر مسلمانان بوده باشد، که بحث آن به خواست خداوند در همین سوره، ذیل آیات 65 و 66 خواهد آمد.

* * *

به همین جهت، در آیه بعد مجازات دردناک فرارکنندگان از میدان جهاد را با ذکر استثناهاى آن شرح مى دهد مى فرماید: «کسانى که به هنگام مبارزه با دشمن به آنها پشت کنند ـ مگر در صورتى که هدف کناره گیرى از میدان براى انتخاب یک روش جنگى بوده باشد و یا به قصد پیوستن به گروهى از مسلمانان و حمله مجدد ـ چنین کسى گرفتار غضب پروردگار خواهد شد» (وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذ دُبُرَهُ إِلاّ مُتَحَرِّفاً لِقِتال أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلى فِئَة فَقَدْباءَ بِغَضَب مِنَ اللّهِ).

همان گونه که مشاهده مى کنیم: در این آیه، دو صورت از مسأله فرار، استثناء شده که در ظاهر شکل فرار دارد اما در باطن شکل مبارزه و جهاد.

نخست صورتى است که از آن تعبیر به «مُتَحَرِّفاً لِقِتال» شده; «مُتَحَرِّف» از ماده «تَحَرُّف» به معناى کناره گیرى از وسط به اطراف و کناره هاست، و منظور از این جمله این است که: جنگ جویان به عنوان یک تاکتیک جنگى از برابر دشمن بگریزند و به کنارى بروند که او را به دنبال خود بکشانند و ناگهان ضربه غافل گیرانه را بر پیکر او وارد سازند و یا به صورت جنگ و گریز دشمن را خسته کنند که: جنگ گاهى حمله و گاهى عقب نشینى به عنوان حمله مجدد است; چرا که «أَلْحَرْبُ کَرٌّ وَ فَرٌّ».(1)

شکل دوم آن است که جنگجوئى خود را در میدان تنها بیند و براى پیوستن به گروه جنگجویان عقب نشینى کند و پس از پیوستن به آنها حمله را آغاز نماید.

به هر حال، دستور تحریم فرار از میدان، نباید به شکل خشکى تفسیر شود که مانورها و تاکتیک هاى جنگى را از میان ببرد; همان مانورهائى که سرچشمه بسیارى از پیروزى هاست.

و در پایان آیه مى فرماید: نه تنها فرارکنندگان گرفتار خشم خدا مى شوند بلکه «جایگاه آنها دوزخ و چه بد جایگاهى است» (وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ).

جمله «بْاءَ» از ماده «بَواء» به معناى مراجعت و منزل گرفتن آمده، ولى ریشه آن به معناى صاف و مسطح کردن یک محل و مکان است، و از آنجا که انسان به هنگام منزل گرفتن محل خود را صاف و مسطح مى کند این کلمه به این معنى آمده است، همچنین چون انسان به منزلگاه خویش مراجعت مى کند به معناى بازگشت نیز آمده است و در آیه بالا اشاره به این است که آنها مشمول غضب مستمر و مداوم پروردگار مى شوند، گوئى در خشم و غضب پروردگار منزل گرفته اند.

«مَأوى» در اصل، به معناى پناهگاه است و این که در آیه بالا مى خوانیم: مأواى فرارکنندگان از جهاد جهنم است; اشاره به این است که آنها با فرار مى خواهند پناهگاهى براى خود انتخاب کنند که از هلاکت مصون بمانند، ولى به عکس، پناهگاه آنها جهنم مى شود، نه تنها در جهان دیگر بلکه در این جهان نیز در جهنمى سوزان از ذلت و بدبختى و شکست و محرومیت، پناه خواهند گرفت.

لذا در کتاب «عیون الاخبار» از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام)در پاسخ یکى از دوستانش ـ که از فلسفه بسیارى از احکام سئوال مى کند ـ در زمینه فلسفه تحریم فرار از جهاد نقل مى کند: «خداوند به این دلیل فرار از جهاد را تحریم کرده که موجب وهن و سستى در دین و تحقیر برنامه پیامبران، امامان و پیشوایان عادل مى گردد و نیز سبب مى شود آنها نتوانند بر دشمنان پیروز شوند و دشمن را به خاطر مخالفت با دعوت به توحید پروردگار و اجراى عدالت و ترک ستمگرى و از میان بردن فساد، کیفر دهند.

به علاوه سبب مى شود: دشمنان در برابر مسلمانان جسور شوند و حتى مسلمانان به دست آنها اسیر و مقتول گردند و سرانجام آئین خداوند عزّوجل برچیده شود».(2)

در میان امتیازات فراوانى که على(علیه السلام) داشت، و گاهى خودش به عنوان سرمشق براى دیگران به آن اشاره مى کند، همین مسأله عدم فرار از میدان جهاد است، آنجا که مى فرماید: فَإِنِّی لَمْ أَفِرَّ مِنَ الزَّحْفِ قَطُّ، وَ لَمْ یُبَارِزْنِی أَحَدٌ إِلاّ سَقَیْتُ الأَرْضَ مِنْ دَمِهِ!:

«من هیچ گاه از برابر انبوه دشمن فرار نکردم (با این که در طول عمرم در میدان هاى زیاد شرکت جستم) و هیچ کس در میدان جنگ با من رو به رو نشد مگر این که زمین را از خونش سیراب کردم».(3)

عجیب این است که: جمعى از مفسران اهل تسنن اصرار بر این دارند که: حکم آیه فوق مخصوص جنگ «بدر» بوده است و این تهدید و تشدیدى که در زمینه فرار از جهاد در آن بیان شده مربوط به جنگجویان «بدر» است، در حالى که نه تنها دلیلى در آیه بر اختصاص نیست بلکه مفهوم آیه یک مفهوم کلى درباره همه جنگجویان و همه مجاهدان است.

قرائن دیگر در آیات و روایات نیز این موضوع را تأیید مى کند (البته این حکم اسلامى شرائطى دارد که در آیات آینده از همین سوره بیان خواهد شد).

* * *

سپس براى این که مسلمانان از پیروزى «بدر» مغرور نشوند و تنها بر نیروى جسمانى خودشان تکیه نکنند بلکه همواره دل و جان خود را به یاد خدا و مددهاى او گرم و روشن نگاه دارند مى فرماید:

«این شما نبودید که دشمنان را در میدان بدر کشتید بلکه خداوند آنها را به قتل رساند» (فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ).

«و تو اى پیامبر! نیز خاک و ریگ در صورت آنها نپاشیدى بلکه خدا پاشید» (وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللّهَ رَمى).

در روایات اسلامى و کلمات مفسران آمده است در روز «بدر» پیامبر(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) فرمود: مشتى از خاک و سنگریزه از زمین بردار و به من بده، على(علیه السلام)چنین کرد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) آنها را به سوى مشرکان پرتاب کرد و فرمود: شاهَتِ الْوُجُوهُ: «رویتان زشت و سیاه باد»!(4)

نوشته اند: این کار اثر معجزآسائى داشت، از آن گرد و غبار و سنگ ریزه، در چشم دشمنان فرو ریخت و وحشتى از آن به همه دست داد.

شک نیست: در ظاهر همه این کارها را پیامبر و مجاهدان «بدر» انجام دادند اما این که مى گوید: شما نبودید که این کار را کردید اشاره به این است که:

اوّلاً ـ قدرت جسمانى و روحانى و نیروى ایمان که سرچشمه این برنامه ها بود از ناحیه خدا به شما بخشیده شد و شما به نیروى خدا داد در راه او گام برداشتید.

ثانیاً ـ در میدان «بدر» حوادث معجزآسائى، که سابقاً به آن اشاره کردیم، تحقق یافت که مایه تقویت روحیه مجاهدان اسلام و موجب شکست روحیه دشمنان شد; این تأثیر فوق العاده نیز از ناحیه پروردگار بود.

در حقیقت آیه فوق، اشاره لطیفى است به مکتب: لا جَبْرَ وَ لا تَفْوِیضَ بَلْ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْنِ: «نه اجبار است و نه واگذارى مطلق، بلکه چیزى است در میان این دو»;(5)

زیرا در عین این که نسبت کشتن دشمنان را به مسلمانان و نسبت پاشیدن خاک را به پیامبر مى دهد در عین حال، از آنها این نسبت را سلب مى کند (دقت کنید).

بدون شک، در چنین عبارتى تناقضى وجود ندارد بلکه هدف این است که این کار، هم کار شما بود، و هم کار خدا، کار شما بود چون به اراده شما انجام گرفت و کار خدا بود چون نیرو و مدد از ناحیه او بود.

بنابراین، آنها که پنداشته اند: آیه فوق دلیل بر مکتب جبر است پاسخشان در خود آیه نهفته شده است.

و نیز این که قائلین به «وحدت وجود» آیه را دستاویزى براى مکتب خود قرار داده اند، پاسخ آن نیز در خود این آیه به طرز لطیفى منعکس است; زیرا اگر منظور، بیان این باشد که خدا و خلق یکى هستند نباید نسبت فعل را به صورتى براى آنها اثبات و به صورتى از آنها نفى کند.

این نفى و اثبات خود دلیل بر تعدد مخلوق و خالق است و اگر فکر خود را از پیش داورى هاى نادرست و تعصب آمیز خالى کنیم، خواهیم دید آیه ارتباطى با هیچ یک از مکتب هاى انحرافى ندارد، بلکه تنها به مکتب واسطه و «أَمْرٌ بَیْنَ الأَمْرَیْن» اشاره مى کند آن هم به خاطر یک هدف تربیتى; یعنى از میان بردن آثار غرور که معمولاً بعد از پیروزى ها، دامنگیر افراد مى شود.

و در پایان آیه اشاره به نکته مهم دیگرى مى کند و آن این که: میدان «بدر» یک میدان آزمایش براى مسلمانان بود «و خدا مى خواست مؤمنان را از سوى خود به وسیله این پیروزى بیازماید» (وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً).

«بَلاء» در اصل به معناى آزمایش کردن است منتهى گاهى به وسیله نعمت هاست که آن را «بلاء حسن» مى گویند;

و گاهى به وسیله مصیبت ها و مجازات هاست که به آن «بلاء سَىِّء» گفته مى شود، چنان که درباره بنى اسرائیل مى خوانیم: وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّیِّئاتِ: «آنها را به وسیله نعمت ها و مصائب آزمودیم».(6)

خدا مى خواست در این نخستین برخورد مسلحانه مؤمنان با دشمنان نیرومند، طعم پیروزى را به آنها بچشاند و نسبت به آینده امیدوار و دلگرم سازد.

این موهبت الهى آزمونى براى همه آنها بود، ولى هرگز نباید آنها از این پیروزى نتیجه منفى بگیرند و گرفتار غرور شوند، دشمن را کوچک بشمرند، خودسازى و آمادگى را فراموش کنند، و از اتکاى به لطف پروردگار غفلت نمایند.

بدین جهت با این جمله آیه را تمام مى کند که: «خداوند هم شنواست و هم داناست» (إِنَّ اللّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ).

یعنى، خدا صداى استغاثه پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مؤمنان را شنید، از صدق نیت و اخلاص آنها آگاه و با خبر بود، و به همین دلیل همگى را مشمول لطف قرار داد و بر دشمن پیروز ساخت، و در آینده نیز خدا بر طبق نیات، و میزان اخلاص و اندازه پایمردى و استقامت مسلمانان با آنها رفتار خواهد کرد، مؤمنان مخلص و مجاهد، سرانجام پیروز مى شوند و متظاهران ریاکار و سخن گویان بى عمل شکست خواهند خورد.

* * *

در آخرین آیه، براى تأکید و تعمیم این موضوع مى فرماید: «سرنوشت مؤمنان و کافران و عاقبت کارشان همان بود که شنیدید» (ذلِکُمْ).(7)

سپس به عنوان ذکر علت مى گوید: «خداوند نقشه هاى کافران را در برابر مؤمنان ضعیف و سست مى کند تا نتوانند آسیبى به آنها و برنامه هایشان برسانند» (وَ أَنَّ اللّهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکافِرینَ).

* * *

 


1 ـ «جواهر الکلام»، جلد 21، صفحه 189، دار الکتب الاسلامیة، طبع سوم، 1362 هـ ش، تحقیق: شیخ عباس قوچانى - «منتهى المطلب»، جلد 2، صفحه 944، طبع قدیم، ناشر: حاج احمد، تبریز، 1333، مقابله حسن پیشنماز ـ «تذکرة الفقهاء»، جلد 1، صفحه 432، طبع قدیم، مکتبة الرضویة لإحیاء الآثار الجعفریة (جلد 9، صفحه 219، طبع جدید، چاپ آل البیت، 1417 هـ ق).

2 ـ «نور الثقلین»، جلد 2، صفحه 138، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «عیون اخبار الرضا(علیه السلام)»، جلد 2، صفحه 92، انتشارات جهان، 1378 هـ ق ـ «وسائل الشیعه»، جلد 15، صفحه 87، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 6، صفحه 98 و جلد 76، صفحه 9.

3 ـ «نور الثقلین»، جلد 2، صفحه 139، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 31، صفحه 445 ـ «خصال صدوق»، جلد 2، صفحه 580، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1403 هـ ق.

4 ـ «بحار الانوار»، جلد 18، صفحه 72 و جلد 19، صفحات 229، 243، 257، 283، 315 و 340.

5 ـ «کافى»، جلد 1، صفحه 160، دار الکتب الاسلامیة ـ «بحار الانوار»، جلد 4، صفحه 197 و جلد 5، صفحات 11، 17، 22، 57 و 82.

6 ـ اعراف، آیه 168.

7 ـ این جمله در حقیقت «ذلِکُمُ الَّذِى سَمِعْتُمْ هُوَ حالُ الْمُؤْمِنِیْنَ وَ الْکافِرِیْنَ» مى باشد.

شنبه, 06 آبان 1396 10:43

 

الْحَمْدُلِلّهِ الَّذِی انْحَسَرَتِ الاَْوْصَافُ عَنْ کُنْهِ مَعْرِفَتِهِ، وَرَدَعَتْ عَظَمَتُهُ الْعُقُولَ، فَلَمْ تَجِدْ مَسَاغاً إِلَى بُلُوغِ غَایَةِ مَلَکُوتِهِ!
هُوَ اللّهُ الْحَقُّ الْمُبِینُ، أَحَقُّ وَأَبْیَنُ مِمَّا تَرَى الْعُیُونُ، لَمْ تَبْلُغْهُ الْعُقُولُ بِتَحْدِید فَیَکُونَ مُشَبَّهاً، وَ لَمْ تَقَعْ عَلَیْهِ الاَْوْهَامُ بِتَقْدِیر فَیَکُونَ مُمَثَّلا. خَلَقَ الْخَلْقَ عَلَى غَیْرِ تَمْثِیل، وَ لاَ مَشُورَةِ مُشِیر، وَ لاَ مَعُونَةِ مُعِین، فَتَمَّ خَلْقُهُ بِأَمْرِهِ، وَ أَذْعَنَ لِطَاعَتِهِ، فَأَجَابَ وَ لَمْ یُدَافِعْ، وَانْقَادَ وَ لَمْ یُنَازِعْ
.

ستايش مخصوص خداوندى است که اوصاف از بيان کنه ذات او عاجز است و عظمتش عقل ها را از درک ذاتش باز داشته و به همين جهت عقل و خرد راهى براى وصول به منتهاى ملکوتش نيافته است. او خداوندى است ثابت و آشکار، ثابت تر و آشکارتر از آن چه چشم ها مى بيند و با اين حال عقل ها نمى تواند حدّى براى او بيان کند تا شبيهى براى او يافت شود و انديشه ها هرگز اندازه اى براى او تعيين نمى کند تا همانندى داشته باشد. آفريدگان را بدون نمونه قبلى و مشورت مشاوران و بدون يارى کمک کاران آفريد، و خلقت موجودات به فرمان او کامل شد. همه اطاعتش را پذيرفتند و فرمانش را اجابت کردند و رد نکردند و رام و تسليم وى شدند و به مخالفت برنخاستند.

 

شرح وتفسیر

یک درس مهم خداشناسى

همان گونه که پیش تر اشاره شد امام(علیه السلام) در آغاز خطبه، به ستایش ذات پروردگار و اوصاف جمال و جلال او مى پردازد و قبل از هر چیز به عدم امکان معرفت کنه ذات او اشاره مى کند و مى فرماید:

«ستایش، مخصوص خداوندى است که اوصاف از بیان کنه ذاتش عاجز است و عظمتش عقل ها را از درک ذاتش باز داشته; و به همین جهت راهى براى وصول به منتهاى ملکوتش نیافته است» (الْحَمْدُلِلّهِ الَّذِی انْحَسَرَتِ(1) الاَْوْصَافُ عَنْ کُنْهِ مَعْرِفَتِهِ، وَرَدَعَتْ عَظَمَتُهُ الْعُقُولَ، فَلَمْ تَجِدْ مَسَاغاً(2) إِلَى بُلُوغِ غَایَةِ مَلَکُوتِهِ(3)!).

چرا «اوصاف» توان شرح ذات پاک او را ندارند؟ به دلیل این که تمام الفاظى که براى بیان اوصاف وضع شده، مربوط به صفات مخلوقان است که صفاتى است محدود و مخلوق، و به تعبیر دیگر ذات خداوند که از هر نظر نامحدود و بى پایان است براى عقل هاى محدود ما قابل درک نیست و الفاظ و افکار ما توان بیان آن را ندارد، و همین معنا سبب شده است که عقول انسانى از درک عظمتش بازماند و راهى به معرفت ذاتش نیابد.

این بدان معنا نیست که ما معرفة الله را براى بشر غیر ممکن بدانیم یا به تعبیر دیگر به تعطیل معرفت و شناخت قائل شویم; بلکه مقصود این است که علم ما به آن ذات باعظمت بى نهایت از هر نظر تنها علم اجمالى است که مى توانیم از طریق آثارش به او اشاره کنیم و نه علم تفصیلى.

این مسأله جاى تعجب نیست; عظمت خداوند که جاى خود دارد; ما نسبت به بسیارى از موجودات عالم امکان ایمان داریم و مثل آفتاب براى ما روشن است در حالى که از کنه آن بى خبریم، ما مى دانیم روح وجود دارد; نیروى جاذبه همه جا در دسترس ماست، زمان و مکان موجودند; اما حقیقت و کنه این امور چیست؟ کمتر کسى از آن خبر دارد و قرن هاست که فلاسفه و علماى علوم طبیعى درباره آن ها بحث مى کنند و هنوز به یک نقطه مورد اتفاق نرسیدند.

از همه چیز نزدیک تر به ما خود ما هستیم; ما هنوز بسیارى از اسرار وجود خودمان را نمى دانیم تا آن جا که نویسنده معروف غربى «الکسیس کارل» کتاب هایى با عنوان «انسان موجود ناشناخته» یا مانند آن نوشته اند.

امام در ادامه این سخن به بیان یکى دیگر از اوصاف خداوند ـ که تأکیدى است بر آن چه گذشت ـ مى فرماید: «او خداوندى است ثابت و آشکار، ثابت تر و آشکارتر از آن چه چشم ها مى بیند و با این حال دست تواناى عقل ها نمى تواند حدّى براى او بیان کند تا شبیهى براى او یافت شود و (نیروى پرجولان) اندیشه ها هرگز اندازه اى براى او تعیین نمى کند تا همانندى داشته باشد» (هُوَ اللّهُ الْحَقُّ الْمُبِینُ، أَحَقُّ وَأَبْیَنُ مِمَّا تَرَى الْعُیُونُ، لَمْ تَبْلُغْهُ الْعُقُولُ بِتَحْدِید فَیَکُونَ مُشَبَّهاً، وَ لَمْ تَقَعْ عَلَیْهِ الاَْوْهَامُ بِتَقْدِیر فَیَکُونَ مُمَثَّلا).

آرى، وجود او اظهر الاشیاست و کنهش در نهایت خفا، آن چه با چشم مى بینیم ممکن است خطاب باصره باشد ـ که دانشمندان انواع زیادى براى آن ذکر کرده اند ـ ولى علم به وجود خداوند خطایى در آن نیست. حضور او را در همه جا و در هر زمان و در هر حال احساس مى کنیم; ولى با این حال، در فهم حقیقت ذات او حیرانیم و هر گاه در این مرحله قدم بگذاریم و یک گام به پیش برویم دو گام به عقب بر مى گردیم و به گفته آن شاعر نکته سنج:

کُلَّمَا قَدَّمَ فِکْری فیـ *** کَ شِبْراً فَرَّ میلا

ناکِصاً یَخْبِطُ فِی *** عَمْیاء لاَ یَهْدِی سَبیلا

هر زمان فکر من یک وجب به تو نزدیک شود یک میل فرار مى کند.

و به عقب بر مى گردد، در تاریکى ها غرق مى شود و راهى به جلو پیدا نمى کند.

این موضوع به آن مى ماند که انسان منبع نور فوق العاده شدید و خیره کننده اى را ببیند، آهسته به آن نزدیک شود، ناگهان برق خیره کننده نور، چنان او را تکان دهد که سراسیمه به عقب برگردد.

به یقین با توجه به آن چه گفته شد هرگونه تشبیه و اندازه گیرى وصفى از کنه ذات او کنیم به راه خطا مى افتیم; چرا که او را تشبیه به مخلوقات کرده ایم و گرفتار نوعى شرک شده ایم. در سوّمین وصف، اشاره اى به آفرینش خداوند کرده، مى فرماید: «آفریدگان را بدون نمونه قبلى و مشورت با مشاورى و بدون یارى کمک کارى آفرید، و آفرینش موجودات به فرمان او کامل شد. همه اطاعتش را پذیرفتند و فرمانش را اجابت نمودند و رد نکردند و رام و تسلیم وى شدند و به مخالفت برنخاستند» (خَلَقَ الْخَلْقَ عَلَى غَیْرِ تَمْثِیل، وَ لاَ مَشُورَةِ مُشِیر، وَ لاَ مَعُونَةِ مُعِین، فَتَمَّ خَلْقُهُ بِأَمْرِهِ، وَ أَذْعَنَ(1)لِطَاعَتِهِ، فَأَجَابَ وَ لَمْ یُدَافِعْ، وَانْقَادَ وَ لَمْ یُنَازِعْ).

قابل توجه این که تمام ابداعات انسانى برگرفته از نقشه هاى قبلى در جهان طبیعت است. گاه عین آن را به وجود مى آورد و گاه در میان چند چیز پیوند مى دهد و چند صورت را با هم ترکیب مى کند و اشکال تازه اى مى آفریند; ولى هیچ یک در واقع تازه نیست; اما هنگامى که به جهان آفرینش بنگریم میلیون ها انواع گیاه و حیوان دریایى و صحرایى و پرندگان و اشیاى دیگر، که هر یک طرحى نو و بدیع دارد، به فرمان او آفریده شده است.

در واقع امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه به سه موضوع مهم اشاره فرموده: نخست عاجز بودن انسان از درک کنه ذات خداوند; سپس آشکار بودن اصل وجود او در نهایت روشنى و سرانجام ابداع بى نظیرش در جهان آفرینش.

1. «انحسرت» از ماده «حسر» (بر وزن قصر) در اصل به معناى برهنه کردن است; سپس به معناى ضعف و ناتوانى به کار رفته; زيرا در اين حالت، انسان از نيروهاى خود برهنه مى شود.
2. «مساغ» در اصل از ماده «سوغ» به معناى آسان خوردن آب يا غذاست; سپس به هر مسير راحت و آسانى اطلاق مى شود و در خطبه مزبور از همين قبيل است.
3. «ملکوت» از ماده «ملک» (بر وزن قفل) به معناى حکومت و مالکيت، گرفته شده است و اضافه واو و تاء، تأکيد و مبالغه را مى رساند و هنگامى که درباره خداوند به کار مى رود اشاره به حکومت مطلقه او بر سراسر جهان است.
4. «أذعن» از ماده «اذعان» به معناى اقرار کردن و فرمان بردن است.
شنبه, 06 آبان 1396 10:38

 

شايد يكي از دغدغه‏ ها و نگراني‏هاي شما، عدم آگاهي از چگونگي با قرآن بودن و نشناختن شيوه‏ هاي انس با قرآن است. شايد سال‏ها قرآن خواندن شما، هنوز نتوانسته است لذت برقراري رابطه‏اي عميق و دوستانه با قرآن را به شما بچشاند آن‏چنان كه اگر روزي قرآن نخوانيد گويي دنيا به آخر رسيده است. پيامبر اكرم(ص) مي‏فرمايد: «قرآن راهنمايي است كه به بهترين راه‏ها هدايت مي‏كند». يعني قرآن در زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي و در انتخاب چگونگي رفتارها راهنماست. اين راهنمايي قرآن لزوماً وابسته به فهميدن آن نيست. زيرا سخن خدا با اثري كه بر روح و جان آدمي مي‏گذارد او را از درون به انتخاب راه درست، هدايت مي‏كند ولي نكته قابل توجه اين است كه چرا قرآن خواندن اكثر ما اين اثر را ندارد و كم‏تر پيش مي‏آيد كه ما مزه واقعي با قرآن بودن و زنده بودن قرآن را بچشيم و تأثير قرآن را در زندگي خود حس كنيم.
اين مسأله چهار دليل مهم دارد كه از اين پس در چند شماره به آنها خواهيم پرداخت. براي طرح اولين دليل مثالي مي‏زنيم: تصور كنيد به كشوري مسافرت كرده‏ايد و بالاخره توانسته‏ايد از ازدحام فرودگاه رها شويد. براي رفع گرسنگي و خستگي به رستوراني مراجعه مي‏كنيد تا غذايي سفارش دهيد ولي همين كه وارد رستوران مي‏شويد مي‏فهميد كه پول همراه شما گرچه زياد است ولي با آن حتي نمي‏توانيد يك غذاي مختصر تهيه كنيد. نگران و خسته از رستوران خارج مي‏شويد و در خيابان‏هاي شهر جديد به سوي محل اقامتتان حركت مي‏كنيد. ناگهان به ياد مي‏آوريد كه در آخرين لحظه، مقداري از پول اين كشور را در كيفتان گذاشته ‏ايد. با عجله به سوي اولين مغازه مي‏رويد و حالا مي‏توانيد هر چه بخواهيد بخريد.
بهره ‏گيري از قرآن و انس با سخن خدا هم همين‏گونه است، بسياري از ما نمي‏دانيم كه براي با قرآن بودن، نمي‏شود از هر جاي قرآن كه خواستيم استفاده كنيم بلكه در اين جا نيز سوره‏ ها و آيه‏ هايي موءثر واقع مي‏شوند كه آنها را در دل خود جاي داده‏ ايم يعني سوره‏ هايي كه هم‏ اكنون بدون نياز به نسخه قرآن مي‏توانيم آنها را بخوانيم. سوره ‏هايي كه بر خواندن آنها مداومت كرده‏ايم و به معناي واقعي كلمه همراه ما هستند. بايد بدانيم كه اگر تنها ده سوره از قرآن را در دل داريم، سوره يازدهم و سوره‏هاي ديگر ـ اگر چه به ظاهر و در يك مصحف همراه ما باشند ـ براي ما مؤثر نيستند چون در سرزمين وجودمان آنها را راه نداده‏ايم درست مثل همان پول‏هاي ارزشمندي كه در يك كشور ديگر نمي‏توانيم از آنها استفاده كنيم. بسيار طبيعي است كه اگر سوره بقره همراه ما نيست و ما آن را در سينه خود جاي نداده ‏ايم، نمي‏توانيم، به اميد ارتباط جدي و عميق با قرآن آن را بخوانيم و به انتظار دوستي و همراهي اين سوره باشيم.
حال بياييم فهرستي از سوره‏ هايي كه هم‏اكنون به همراه داريم تهيه كنيم و بدانيم مهم نيست كه اين فهرست، چند سوره دارد بلكه مهم اين است كه فهرستمان را تهيه كنيم و بدانيم كه براي انس با قرآن و ايجاد رابطه ‏اي عميق با سخن خدا تنها بايد با اين سوره‏ ها كار كنيم. از لحظه‏اي كه اين فهرست تهيه شد، گام در راهي نهاده‏ايم كه ما را به انس با قرآن خوهد رساند و هرگاه از اين راه خارج شويم به طور طبيعي بايد مطمئن باشيم كه به هدف نمي‏رسيم.
اين ديدگاه دقيقاً برگرفته از سنت پيامبر اكرم(ص) و ائمه طاهرين(ع) است. اجازه دهيد به سيره رسول خدا(ص) و سال‏هاي زندگي ايشان در مدينه باز گرديم. در آن روزگار قاعده اين بود كه هر كس هر سوره ‏اي را دوست داشت، ابتدا به وسيله شنيدن از ديگري و تكرار، بالاخره آن را در سينه خود جاي مي‏داد و به اصطلاح حامل آن سوره مي‏شد. از آن به بعد مي‏توانست هر وقت كه بخواهد آن سوره را نيز بخواند. بارها مي‏شد كه يكي از ياران پيامبر(ص) دوست داشت قرآن را ختم كند ولي سوره‏ هاي زيادي را در سينه نداشت. رسول خدا(ص) به او دلگرمي مي‏داد و مي‏فرمود هر كس، همه سوره هايي را كه به همراه دارد بخواند، كل قرآن را ختم كرده است. معناي فرمايش پيغمبر اكرم(ص) اين است كه خدا در هر سوره يا هر آيه قرآن، اثر همه قرآن را گنجانده است و اگر كسي يك آيه يا چند آيه معدود در سينه داشته باشد و تنها همين‏ها را بخواند و تكرار كند، گويي همه قرآن را خوانده است و هر اثري كه قرار است همه قرآن بر او بگذارد، خواندن همين يك يا چند آيه خواهد گذاشت.
حال اگر بدانيد كه با داشتن حتي يك آيه، ده سوره يا بيست سوره گويي همه قرآن را داريد و خواندن همين چند آيه، همه آثار ختم قرآن را بر شما خواهد گذاشت، آيا اصراري برخواندن سوره‏هايي كه در دل نداريد مي‏كنيد؟ پس اولين گام در شناخت چگونگي با قرآن بودن و به اصطلاح انس با قرآن شناخت سوره‏ ها و آيه ‏هايي است كه به همراه داريم و يا قصد داريم با شنيدن و تكرار، آنها را به همراه داشته باشيم.
البته بايد اين را هم بدانيم كه افزودن سوره ‏هاي جديد به فهرستمان، سرعت رسيدن ما به انس با قرآن و عمق اين دوستي را بيشتر مي‏كند و اگر همان ده سوره به يازده سوره تبديل شود ارتباط ما را با قرآن بيشتر و بهتر برقرار مي‏كند ولي اين عضو جديد بايد در كنار اعضاي ديگر قرار گيرد نه اين كه ده سوره در جايي (قلب ما) و سوره يازدهم در جاي ديگر(نسخه قرآن) باشد
.

----------------------------------

عنوان مقاله : چرا از قرآن بهره نمي‏بريم؟  
 نویسنده : مهدي غفاري
  آدرس اینترنتی:   http://www.seraj.ir/engine/View_article.asp?LangStr=f_&ID=A54456  
شنبه, 06 آبان 1396 10:32

مؤسسه قرآنی منهاج کلاس آموزش احکام اسلامی را برگزار می‌کند. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، مؤسسه قرآن و عترت منهاج عشق‌آباد، به منظور آشنایی قرآن‌ آموز و علاقه‌ مند به فراگیری احکام اسلامی، اقدام به برگزاری این دوره کرده است.

این دوره آموزشی امروز، ۶ آبان‌ماه در محلمؤسسه فرهنگی قرآن و عترت منهاج توسط حجت‌الاسلام والمسلمین رجب‌زاده برگزار می‌شود که علاقه‌مندان نیز می‌توانند در جلسات بعدی حضور یابند.

یادآور می‌شود، مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت منهاج در استان خراسان جنوبی، شهرستان طبس، عشق‌آباد، میدان ۱۵ خرداد واقع شده است.

شنبه, 06 آبان 1396 10:31

برنامه افق روز شنبه ۶ آبان ماه با موضوع نقد از دیدگاه قرآن با رویکرد بررسی و تحلیل نقدهای شکل گرفته بعد از مسابقات کشوری ارومیه به صورت زنده از رادیو قرآن پخش می‌شود. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، برنامه رادیویی «افق» که روزهای شنبه هر هفته از شبکه رادیویی قرآن پخش می‌شود، شنبه ۶ آبان ماه به بررسی نقد از دیدگاه قرآن با رویکرد بررسی و تحلیل نقدهای شکل گرفته بعد از مسابقات کشوری ارومیه می‌پردازد.
حمیدرضا بصیری، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) و محمد انجم‌شعاع، معاون نظارت و ارزیابی دبیرخانه شورای توسعه فرهنگ قرآنی میهمانان حضوری این برنامه هستند.
بر اساس این گزارش، برنامه افق از ساعت ۱۴:۳۰ به مدت ۴۵ دقیقه با اجرای کارشناسی محمدرضا پورمعین پخش می‌شود.
یادآور می‌شود، برنامه رادیویی «افق» که تهیه‌کنندگی آن را فاطمه رحمانی برعهده دارد کاری از گروه اطلاع‌رسانی و فضای مجازی رادیو قرآن است که از ساعت ۱۴:۳۰ از رادیو قرآن به سمع شنوندگان خواهد رسید.

شنبه, 06 آبان 1396 10:29

سی و هفتمین جلسه شورای توسعه فرهنگ قرآنی روز شنبه با در دستور کار قرار گرفتن چهار موضوع تشکیل می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، سی و هفتمین جلسه شورای توسعه فرهنگ قرآنی روز شنبه ششم آبان‌ماه برگزار می‌شود و در آن چهار موضوع مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
بر همین اساس اولین و مهم‌‌ترین دستور کار این جلسه بحث تصویب سند توسعه آموزش عومی قرآنی است. این سند تا پیش از این چهار بار دیگر به صحن جلسه اصلی شورای توسعه آمده و هر بار برای اصلاح به کمیسیون ارجاع داده شده بود. در حال حاضر اصلاحات مورد نظر شورا صورت گرفته و در جلسه آتی شورای توسعه مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا به احتمال زیاد به تصویب نهایی برسد.
دومین دستور کار این جلسه بررسی و تصویب پیش‌نویس آیین‌نامه اجرای پرداخت کمک هزینه تحصیلی دانشجویی به حافظان و قاریان قرآن کریم است. این موضوع نیز یکی از موضوعات حاشیه‌ساز در چند وقت اخیر است و تاکنون اعتراضات بسیار زیادی از جانب دانشجویان را متوجه خود دیده است. 
دستور سوم سی و هفتمین جلسه شورای توسعه فرهنگ قرآنی نیز ارائه و تصویب عناوین برنامه‌های ملی و بین‌المللی کمیسیون‌های وابسته به شورای توسعه فرهنگ قرآنی ذیل کلان برنامه‌ها به منظور جذب اعتبار از محل تحقق اهداف منشور است.  
دستور چهارم و آخر این جلسه نیز ارائه و تصویب پیش‌نویس سند قرآن و فضای مجازی است که به همت کمیسیون فعالیت‌های تبلیغی و ترویجی شورای توسعه فرهنگ قرآنی تدوین شده است.

در حالی که بر اساس برنامه تا آبان‌ماه امسال باید چهار جلسه شورای توسعه فرهنگ قرآنی برگزار می‌شد، اما جلسه شنبه ششم آبان‌ماه این شورا دومین جلسه آن در سال ۹۶ خواهد بود تا به این ترتیب از ابتدای امسال تاکنون شورای توسعه فرهنگ قرآنی دو جلسه از برنامه زمانی خود عقب باشد.

شنبه, 06 آبان 1396 10:28

کارشناس برتر مسائل تربیتی با اشاره به نقش خانواده‌ها در تربیت و الگوسازی صحیح به سه شاخصه قرآن برای یک زندگی مشترک اشاره کرد و گفت: گام‌های تربیت موفق قرآنی بر اساس تقویت ریشه‌های تربیتی، افزایش دانش و مهارت تربیتی و الگو گیری از اهل بیت(ع)، بیان شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، الگوبرداری و اسطوره‌سازی از شخصیت‌های درست و سالم در کشور امروز بر اساس آمارهای اعلام شده کارشناسان به درستی محقق نشده و از جهتی ارائه الگوهای دینی و اسطوره‌سازی صحیحی هم از چهره‌های دینی و اسلامی در کشور رخ نداده است. لذا آنچه در این جریان و با توجه به اهمیت مسئله وجود دارد نحوه اسطوره‌سازی صحیح از الگوهای دینی است که بر اساس آمار اعلام شده که چندی توسط خبرگزاری ایکنا منتشر شد در وضعیت بسیار نابسامانی قرار دارد.

از این رو در مصاحبه‌ای که هفته گذشته با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلیرضا تراشیون، کارشناس برتر مسائل تربیتی و استاد سرشناس حوزه علمیه قم داشتیم وی به بحث شکل‌گیری شخصیت که بیشترین مقدار آن در دوران کودکی است، اشاره کرد و گفت: بسیاری از کارشناسان معتقدند که بیشترین حجم شکل‌گیری شخصیت در هفت سال اول زندگی رخ می‌دهد و تقریبا تا ۱۳ سالگی یک بخش متمم دارد که عمده شخصیت در این دوران شکل می‌گیرد.

این کارشناس تربیتی با بیان اینکه عمده شخصیت بر اساس الگوگیری از دیگران شکل می‌گیرد، اضافه کرد: پایه ثابتی که می‌تواند شخصیت انسان را شکل دهد الگوسازی از شخصیت‌ها است. الگوهایی که امروز بچه‌ها در معرض آنها هستند الگوهایی بر اساس دینی، ملی و بومی ما نیست. زمانی که بچه‌های ما پای باب اسفنجی و بن‌تن می‌نشیند و یا شخصیت‌هایی از این دست که با هیچ یک از ساختاری‌های تربیتی دینی و قرآنی ما همخوانی لازم را ندارد، در نهایت اوضاع آن می‌شود که نباید باشد.

این استاد حوزه علمیه قم با تاکید بر اینکه در جریان الگوسازی صحیح نیاز به این است که بتوانیم مجموعه‌ای از الگوها را برای بچه‌ها الگوسازی، پیدا و شخصیت‌پردازی کنیم، تصریح کرد: ما زمانی که به متن شخصیت‌های مذهبی و دینی و حتی ائمه معصومین(ع) و کسانی که منتسب به ایشان هستند، نگاه می‌کنیم، شاهد این هستیم که برای هر گروه سنی و دوره سنی شخصیت‌های جامع و کاملی را داریم و تنها آنچیزی که به نظر می‌رسد باید به آن بپردازیم نحوه الگو دهی به فرزندان است.

طراز قرآن برای خانواده و زندگی مشترک
در بخش دوم این مصاحبه، سوال دیگری را مبنی بر نقش پدر و مادر در تربیت دینی و الگوسازی صحیح از حجت الاسلام تراشیون داشتیم که وی با اشاره به وظایف خانواده‌ها برای تربیت صحیح دینی به (ایکنا) پاسخ داد: اولین قدم برای رسیدن به این مهم در خانواده‌ها این است که ابتدا طراز خانواده را که متشکل از زن و مرد است تعریف کنیم؛ ملاک این طراز هم  آیه ۲۳ سوره روم است که سه شاخصه را برای یک زندگی مشترک بیان می‌کند و می‌فرماید: «لِتَسْکُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»؛ این یعنی آرامش، دوستی و محبت که همان تبادل عاطفی در محیط خانه طراز و شاخصه خانواده‌ها برای ‌ زندگی مشترک است.
 
وی در ادامه اظهار کرد: ‌در بحث تربیت ابتدا خانواده باید قوی و قدرتمند باشد تا بتواند تاثیر خود را بگذارد. عرب‌ها مثالی دارند که می‌گویند از پدر پیاز و مادر سیر میوه خوشبویی بیرون نمی‌آید و لذا وقتی خود خانواده پایه‌هایش محکم و ریشه‌هایش قوی شد گام اول در تربیت محقق شده است.
 
پدران و مادرانی که می‌خواهند در تربیت موفق باشند
حجت‌الاسلام تراشیون افزود: گام دوم برای پدران و مادرانی که می‌خواهند در تربیت موفق باشند این است که دانش و مهارت تربیتی خودشان را افزایش دهند؛ لذا باید مطالعه داشته باشند و در عین حال به کتب کاربردی تربیتی منجمله بحث سیره‌ای مراجعه و آنها را مورد مطالعه قرار دهند.
 
استاد حوزه علمیه گفت: زمانی که پدر و مادر از سیره عملی اهل بیت(ع)، الگو بگیرند و در مدل‌های تربیتی خودشان این موارد را به کار بگیرند، این الگو همان مهارت تربیتی می‌شود که مورد تاکید قرآن و اهل بیت(ع) است.
 
وی با بیان اینکه ما مصادیق تربیتی بسیار زیادی را در بحث الگوهای تربیتی در قرآن و در سیره عملی اهل بیت(ع)، داریم، گفت: همه این موارد به عنوان یک مهارت و تجربه تربیتی است که قرآن و اهل بیت به ما انتقال می‌دهند و ما باید این موارد را در میدان عملیات تربیت فرزندانمان هم اجرایی کنیم.
 
مسئله تربیت باید تبدیل به یک دغدغه و مطالبه عمومی شود
این کارشناس تربیتی ادامه داد: امروز مسئله تربیت باید تبدیل به یک دغدغه و مطالبه عمومی در جامعه تبدیل شود؛ تا زمانی که این موضوع تبدیل به یک مطالبه و دغدغه نشود، ما در گوشه و کنار آسیب خواهیم دید؛ به عنوان مثال خانواده دقت می‌کند اما چون مطالبه عمومی نیست تربیت در کف خیابان و اجتماع آسیب می‌بیند.
 

حجت‌الاسلام تراشیون اظهار کرد: زمانی که مسئله تربیت در فضای عمومی مطرح شود و این موضوع جز مطالبه‌های عموم مردم قرار بگیرد،  تاثیرات تربیتی آن را می‌توانیم در خانواده و جامعه مشاهده کنیم و نهایتا سعادت انسان با همین تربیت‌های دینی رقم خواهد خورد.

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

یکشنبه, 03 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
یکشنبه, 03 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری