مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

خطبه نود و پنج

 

بَعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلاَّلٌ فِی حَیْرَة، وَ حَاطِبُونَ

بیشتر...

دعاى حضرت هنگام رخ ‏داد حادثه‌ها

 
یا من تحل به عقد المکاره ،
 
و یا من یفثأ به حد
بیشتر...

اصحاب‌ فيل‌

اصحاب‌ فيل‌

 

اَصْحاب‌ِ فيل‌، عنوان‌ قومى‌ كه‌ ياد آن‌

بیشتر...

ماه شکافته شد!

شرح آیات 1 لغایت 3 سوره مبارکه قمر

1اقْتَرَبَتِ السّاعَةُ

بیشتر...

سلام خدا، بر پیشوایان هدایت، فرازهایی از صحیفه

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴ - فراز ۲

فِي كُلِّ دَهْرٍ وَ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
73521
80916
152540064
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

دوشنبه, 15 آبان 1396 15:32

مدیرعامل دارالقرآن‌ الکریم اصفهان همراه با هیئت همراه، از دارالقرآن آل‌یس فلاورجان بازدید کرد. رمضان محمدی، مدیر داخلی دارالقرآن آل‌یس فلاورجان در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) گفت: عاملیان، مدیرعامل دارالقرآن الکریم اصفهان با هیئت همراه، آقایان خدائی و احمدی مسئول امور مراکز و مؤسسات و امور مالی از محل مؤسسه دارالقرآن‌ الکریم آل‌یس فلاورجان بازدید کردند.

وی ادامه داد: این بازدید طی دعوت قبلی از سوی دارالقرآن الکریم آل‌یس فلاورجان صورت گرفته بود که عامریان و هیئت همراه این دعوت را قبول کرده و از روند فعالیت‌های این مرکز بازدید کردند.

محمدی بیان کرد: در این دیدار اعضاء ستاد پشتیبانی و مدیریت دارالقرآن آل‌یس حضور داشتند که درباره مشکلات و کمبودهای مؤسسه اعم از کمبود بودجه برای بهسازی فضای ساختمان آموزشی، مشکلات حقوق کارکنان، بیمه آنان و مسائل مالی و غیره مطالبی را بیان کردند.

مدیر داخلی دارالقرآن آل‌یس فلاورجان افزود: مدیر عامل دارالقرآن‌ الکریم اصفهان نیز به مراتب پس از دریافت نظرات اعضاء، از فعالیت‌های مرکز تقدیر کرد و مقرر شد که این مشکلات در جلسه هیئت امنای دارالقرآن الکریم استان به بحث گذاشته شود.

گفتنی است؛ دارالقرآن آل یس در استان اصفهان، فلاورجان، خیابان امام خمینی(ره)، اول میدان انقلاب، کوچه وحدت واقع شده است.

دوشنبه, 15 آبان 1396 15:31

مدیر کارگروه قرآن کمیته فرهنگی ـ آموزشی ستاد مرکزی اربعین از برپایی محافل نور در شهرهای نجف، کربلا، سامراء،‌ کاظمین و مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلا به‌عنوان عاملی برای تعامل ایران و عراق و وحدت مسلمانان یاد کرد. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) به نقل از پایگاه خبری اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت کشور«اتقان»، حسن محمدی، مدیرعامل اتحادیه تشکل‌های قرآنی کشور و مدیر کارگروه قرآن کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد مرکزی اربعین در این‌باره که آیا فعالیت این نهاد در راستای برپایی محافل قرآنی در طول مسیر پیاده‌روی اربعین به منظور مقابله با وهابیت است یا خیر، گفت: یکی از دلایل فرعی این فعالیت همین موضوع است. اربعین سبب شد که در چند سال گذشته ظرفیت قابل توجه و بی‌نظیری به واسطه اشتیاق و علاقه زوار حضرت سیدالشهدا(ع) در جهان اسلام و دنیا شکل بگیرد که هر سال از شکوه بیشتری برخوردار باشد؛ بر همین اساس باید از این ظرفیت در قالب وحدت‌‌بخشی جهان اسلام، مسلمانان و آزادگان جهان استفاده کرد.

محمدی در بخش دیگری از سخنانش، اظهار کرد: طی سال‌های گذشته به این نتیجه رسیدیم که قرآن برای همه اقشار و کشورهای اسلامی و غیراسلامی که در این موسم حضور دارند، می‌تواند محور وحدت و فعالیت فرهنگی در کشور عراق باشد؛ به این دلیل که فلسفه حضور اربعین سیدالشهدا(ع) و اهل بیت هستند، همه فعالیت‌های اربعینی رنگ خود را از اهل بیت(ع) دارند و ما باید به دنبال آن باشیم که ثقل اکبر را در موسم اربعین بگنجانیم.

مدیر کارگروه قرآنی کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد مرکزی اربعین در ادامه سخنانش یادآور شد: بر همین اساس فعالیت خودجوشی را طی چند سال گذشته آغاز کرده‌ایم و برنامه‌های متعددی برای این منظور داریم که اوج آن در سال گذشته بود که به صورت رسمی‌تر با نهادهای مختلف همکاری می‌کردیم. بر همین اساس کارگروه قرآنی اربعین راه‌اندازی شد که طی آن کاروان ۴۰ نفره‌ای از قرا برجسته کشور به همراه گروه‌های تواشیح و ابتهال به کمک بعثه مقام معظم رهبری و کمیته فرهنگی راهی کربلا شدند.

وی اظهار کرد: در همین راستا توانستیم ۲۰۵ برنامه محفل انس با قرآن کریم و تواشیح را در مکان‌های مختلف عراق علاوه بر داخل کشورمان که در هر استان همایش‌ها و محافل مختلف استانی دارند را برپا کنیم. در همایش‌هایی که در استان خراسان رضوی برگزار شد، برنامه‌های آموزشی برای فعالان قرآنی کشور عراق نیز برگزار کردیم که باعث ایجاد تعامل میان ایران و عراق شد.

دوشنبه, 15 آبان 1396 15:30

موکب محبان آل‌طاها دهلران که توسط مؤسسه قرآنی آل طاها برپا شده‌ است به ارائه خدمات و توزیع بسته‌های فرهنگی برای زوار پرداخته است. فاطمه جام‌سحر، مدیر مؤسسه آل طاها دهلران در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)با بیان این مطلب گفت: مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت آل طاها در شهرستان دهلران به منظور ارائه خدمات به زائران اربعین حسینی، موکب «محبان آل طاها» را راه‌اندازی کرده است.

وی ادامه داد: این موکب از هفته گذشته فعالیت خود را به طور شبانه‌روزی برای زائران با همراهی جمعی از قرآن‌آموزان و مربیان شروع کرده است و در این مسیر فعالیت‌های خدماتی مانند پذیرایی، اسکان ارائه می‌دهد.

جام‌سحر با اشاره به اینکه این مرکز برنامه قرآنی متنوعی نیز برای زائران دارد، گفت: این مؤسسه با دارا بودن سابقه قرآنی، برای مسافران به اجرای تلاوت قرآن، ارائه نکات اخلاقی، بیان مسائل احکام اسلامی، ارائه خدمات بهداشتی و هلال احمر، توزیع بسته‌های فرهنگی و مذهبی مانند ادعیه‌ها و زیارت‌نامه‌ها و همچنین نقشه موکب‌های برپا شده در مسیر اربعین پرداخته است که با استقبال خوبی تاکنون همراه بود.

مدیر مؤسسه با تأکید بر اینکه این موکب تا یک هفته پس از پایان اربعین نیز برپا است، خاطرنشان کرد: در روز اربعین مراسم پیاده‌روی با حضور قرآن‌آموزان انجام می‌شود و همچنین در شب اربعین زیارت‌نامه اربعین به همراه سوگواری قرائت می‌شود.

گفتنی است؛ این موکب در استان ایلام، دهلران،خیابان فارابی، روبرو پارک شکوفه، واقع شده است و آمادهدریافت کمک‌های نقدی و غیرنقدی، نذورات و خیرات است که علاقه‌مندان می‌توانند با شماره ۰۸۴۳۳۷۲۱۵۲۸ تماس حاصل کنند.    

دوشنبه, 15 آبان 1396 15:28

کلثوم مطهری، حافظ کل قرآن کریم از کشور پاکستان گفت: در راستای حفظ کل قرآن‌ کریم در مدرسه امیرالمؤمنین(ع) کاشان داشتن اراده نقش مهمی را ایفا می‌کند. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، کلثوم مطهری، حافظ کل قرآن کریم از کشور پاکستان که توانست با حضور در مدرسه شبانه‌روزی حفظ یک‌ساله قرآن و نهج‌البلاغه مؤسسه امیرالمؤمنین(ع) کاشان در سال تحصیلی ۹۶-۹۵ طی مدت ۱۱ ماه فارغ‌التحفیظ شود، گفت: قرآن نجات‌دهنده زندگی انسان‌ها است. وی که متولد سال ۱۳۸۱، اصالتاً از کشور پاکستان و ساکن قم است در پاسخ به این سؤال که هم اکنون به عنوان یک حافظ قرآن چه نقشی را می‌توانید در خانواده، جمع دوستان و در جامعه ایفا کنید؟ گفت: به مردم توصیه می‌کنم قرآن را با ترجمه بخوانند.
وی مهم‌ترین دغدغه خود بعد از حفظ قرآن را تثبیت آیات و آموزش آن دانست و در بیان مهمترین مطلب برای ترسیم حضور در مدرسه شبانه‌روزی برای دیگران افزود: داشتن اراده خیلی قوی برای ادامه مسیر حفظ در مدرسه شبانه‌روزی از اهمیت برخوردار است.  
این حافظ کل قرآن‌ کریم مادرش را به عنوان اولین مشوق خود معرفی کرده و گفت: انگیزه‌ام از ثبت‌ نام در دوره حفظ، همانندسازی زندگی و رفتارم با قرآن بود.
مطهری از بین کلاس‌های جانبی مانند(اخلاق، امام‌شناسی، صوت و لحن و...) از کلاس امام‌شناسی یاد کرده و آن را زمینه‌ای برای شناخت بهتر امام خود معرفی کرد و هم‌چنین در مورد برنامه‌های جانبی در طول دوره گفت: شرکت در مناجات‌ها و برنامه‌های مذهبی برای من مفیدتر بود.
وی در بیان آیه ای از قرآن کریم که با آن انس بیشتری دارد به آیه ۸۶ سوره هود اشاره کرد؛ که خداوند می‌فرماید: «بَقیَّتَ اللهِ خَیرٌ لَکُم اِنْ کُنْتُم مُومِنینَ وَ ما اَنأ عَلَیْکُمْ بِحَفیظٍ» و معنای آن، چنین است: «اگر مؤمن باشید آنچه خدا از کسب حلال برای شما باقی گذارد بهتر است و من بر شما نگهبان نیستم».

دوشنبه, 15 آبان 1396 15:26

 

لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و كان الله سميعاً عليماً ان تبدوا خيراً او تخفوه او تعفوا عن سوء فان الله كان عفواً قديراً
خداوند آشكار كردن سخن بد را دوست ندارد مگر از كسي كه مورد ستم واقع شده است و خدا شنوا و داناست. اگر كار نيك را آشكار يا پنهان كنيد و يا از بدي درگذريد، همانا خداوند بخشنده تواناست. (نساء، 148 و 149)
سلامت زبان از گفتارهاي ناهنجار و بد، يكي از ارزشهايي است كه اسلام همواره مردم را به آن خوانده است. در جامعه اسلامي زبان مردم مانند روح و فكرشان بايد پاك و پاكيزه باشد و آلوده به سخنان ناپسندي چون فحش، دروغ، تهمتزدن و غيبت نباشد. پاكي زبان نشاني از پاكي روح و صفاي نفس است.
قرآن مجيد در آيات 148 و 149 سوره نساء اين اصل كلي را بيان ميكند كه خداوند، آشكار كردن سخن بد را دوست ندارد و منظور از سخن بد در اين آيات هر سخني است كه موجب ناراحتي و آزار يك انسان باشد. مانند دشنام دادن، نفرين كردن، تهمت زدن، غيبت و هر سخني كه هرگاه به گوش طرف مقابل برسد،آزرده شود؛ چنين كاري موجب خشم خداست و خدا همانگونه كه جان و مال مؤمن را در امان قرارداده، شخصيت او را نيز در امان قرار داده و اجازه نميدهد كسي درباره مؤمن بدگويي كند و اساساً انسان در مقابل گفتههاي خود مسؤوليت دارد و گفتههاي او در دفتري ثبت ميشود: ما يلفظ من قول الالديه رقيب عتيد
هيچ سخني را نميگويد جز اينكه نزد او مراقباني وجود دارند (ق، 18)
همچنين قرآن كريم از گروهي به خاطر بد زباني آنها انتقاد ميكند:
و انهم يقولون منكرا من القول و زورا
و آنها سخني ناپسند و زور ميگويند. (مجادله، 2)
در مقابل، از سخنان زيبا تعريف و پيروي از سخن زيبا را توصيه ميكند.
و هدوا الي الطيب من القول و هدوا الي صراط الحميد
آنها به سوي سخني پاك و راهي پسنديده هدايت شدند. (حج، 24)
الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه
آنها (بندگان من) كساني هستند كه سخن را ميشنوند و از زيباترين آن پيروي ميكنند. (زمر، 18)
مطلب بسيار مهمي كه در اينجا وجود دارد و آيات مورد بحث قصد بيان آن را دارد، استثنايي است كه از اين اصل كلي شده است. هر چند كه بدگويي، بددهني و گفتن سخنان بد و آزار دهنده ناپسند است و خدا آن را دوست ندارد، ولي در يك مورد به انسان اجازه داده شده بدگويي كند و آن موردي است كه انسان مورد ظلم و ستم واقع شده باشد. در اين صورت قرآن اجازه ميدهد مظلوم از ظالم بدگويي كند و اين بدان جهت است كه شخصيت ظالم احترام ندارد و خوب است كه ظالم در همه جا شناسانده و نقاب از چهره او برداشته شود تا همگان وي را بشناسند. طبق اين آيه مظلوم ميتواند آشكارا و پيش از مردم از ظالم بدگويي كند، يا به او بشناسند. يا به او دشنام بدهد و نفرين كند و اين از مستثنيات غيبت است. اگر اين اصل مورد عمل قرار گيرد ظالم از ترس مردم دست از ظلم خود برمي دارد و جرأت ظلم و ستم را پيدا نميكند.
در عين حال كه خداوند چنين اجازهاي را به مظلوم ميدهد، به او خاطرنشان ميسازد كه مواظب حرف زدن خود باشد. چون خدا سميع و عليم است. يعني هر حرفي كه ميزند او ميشنود و ميداند.
بنابراين مظلوم نميتواند پا را از حق و عدل بيرون بگذارد و سخنان ناحقي درباره ظالم به زبان آورد و چيزي را به دروغ به او نسبت دهد.
در آيه بعدي مطلبي عنوان شده كه بيارتباط با مطلب قبلي نيست و آن اينكه شما هركار خوبي را آشكارا يا پنهاني انجام بدهيد و يا از بديهاي ديگران درگذريد، بدانيد كه خداوند بخشنده و تواناست يعني از نظر او دور نميماند و همانگونه كه شما از بديهاي ديگران ميگذريد خداوند نيز از گناهان شما ميگذرد و توانايي آن را دارد كه در مقابل كارهاي خوب به شما پاداش نيك بدهد.
آيا كار خوب را بايد آشكارا و در مقابل چشم ديگران انجام داد يا بايد آن را پنهاني و به دور از نگاه مردم به انجام رساند؟ پاسخ اين است كه اگر نيت خدا باشد، هر دو روش خوب است. زيرا انجام كار خير در مقابل چشم ديگران باعث تشويق مردم به آن كار ميشود و انجام آن در نهان، دور از ريا و سمعه است. پس هر دو صورت خوب است. اين آيه نظير آيهاي است كه درباره صدقه پنهان و آشكار آمده است:
ان تبدوا الصدقات فنعما هي و ان تخفوها وتؤتوها الفقراء فهو خيرلكم
اگر صدقهها را آشكار كنيد چه خوب است آن! و اگر آن را مخفي كنيد و به فقرا بدهيد پس آن براي شما بهتر است.(بقره، 271)
اين جمله از آيه كه ميفرمايد: «يا از بدي درگذريد» شايد اشاره به مطلب آيه قبلي باشد. يعني در عين حال كه شما اجازه داريد از ظالم بدگويي كنيد، اگر در هنگام قدرت او را عفو كنيد و از او درگذريد بهتر است و به هر حال عفو بهتر از انتقام است.
Golestan Quran Weekly, Serial 125, No 81
.

-------------------------------------------------------------

عنوان مقاله : بر گستره معارف قرآني كار خوب را بايد علني انجام داد  
 نویسنده : يعقوب جعفري
  آدرس اینترنتی:   http://www.seraj.ir/engine/View_article.asp?LangStr=f_&ID=A39186  
 منبع: گلستان قرآن
دوشنبه, 15 آبان 1396 15:24

شرح آیه 29 سوره مبارکه انفال

29یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْسَیِّئاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ

 

ترجمه:

29 ـ اى کسانى که ایمان آورده اید اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید براى شما وسیله اى براى جدائى حق از باطل قرار مى دهد و گناهان شما را مى پوشاند و شما را مى آمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است.

تفسیر:

ایمان و روشن بینى

در آیات گذشته یک سلسله دستورات حیات بخش، که ضامن سعادت مادى و معنوى بود بیان شد ولى به کار بستن آنها جز در سایه تقوا میسر نیست، بدین جهت در این آیه، اشاره به اهمیت تقوا و آثار آن در سرنوشت انسان مى کند.

در این آیه چهار نتیجه و ثمره براى تقوا و پرهیزکارى بیان شده است.

نخست، مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید، اگر تقوا پیشه کنید و از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید به شما نورانیت و روشن بینى خاصى مى بخشد که بتوانید حق را از باطل به خوبى تشخیص دهید» (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً).

«فُرْقان» صیغه مبالغه از ماده «فَرْق» است و در اینجا به معناى چیزى است که به خوبى حق را از باطل جدا مى کند.

این جمله کوتاه و پر معنا یکى از مهم ترین مسائل سرنوشت ساز انسان را بیان کرده و آن این که:

در مسیر راهى که انسان به سوى پیروزى ها مى رود، همیشه پرتگاه ها و بیراهه هائى وجود دارد که اگر آنها را به خوبى نبیند و نشناسد و پرهیز نکند چنان سقوط مى کند که اثرى از او باقى نماند.

در این راه مهم ترین مسأله، شناخت حق و باطل، شناخت نیک و بد، شناخت دوست و دشمن، شناخت مفید و زیان بخش، و شناخت عوامل سعادت و یا بدبختى است.

اگر به راستى انسان این حقائق را به خوبى بشناسد رسیدن به مقصد براى او آسان است.

مشکل این است که در بسیارى از این گونه موارد انسان گرفتار اشتباه مى شود، باطل را به جاى حق مى پندارد و دشمن را به جاى دوست انتخاب مى کند، و بیراهه را جاده صاف و مستقیم.

در اینجا دید و درک نیرومندى لازم است و نورانیت و روشن بینى فوق العاده.

آیه فوق مى گوید: این دید و درک، ثمره درخت تقوا است، اما چگونه تقوا، پرهیز از گناه و هوا و هوس هاى سرکش به انسان چنین دید و درکى مى دهد شاید براى بعضى مبهم باشد، اما کمى دقت پیوند میان این دو را روشن مى سازد.

توضیح این که:

اولاً ـ نیروى عقل انسان به قدر کافى براى درک حقایق آماده است، ولى پرده هائى از حرص، طمع، شهوت، خودبینى، حسد و عشق هاى افراطى به مال، همسر، فرزند و جاه و مقام همچون دود سیاهى در مقابل دیده عقل آشکار مى گردد، و یا مانند غبار غلیظى فضاى اطراف را مى پوشاند و پیداست در چنین محیط تاریکى انسان چهره حق و باطل را نمى تواند بنگرد.

اما اگر با آب تقوا این غبار زدوده شود و این دود سیاه و تاریک از میان برود دیدن چهره حق آسان است.

به گفته شاعر:

جمال یار ندارد حجاب و پرده ولى *** غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد

و یا به گفته شاعر دیگرى:

حقیقت سرائى است آراسته *** هوا و هوس گرد برخاسته

نبینى که هر جا که برخاست گرد *** نبیند نظر، گر چه بیناست مرد!

ثانیاً ـ مى دانیم: هر کمالى در هر جا وجود دارد پرتوى از کمالِ حق است و هر قدر انسان به خدا نزدیک تر شود، پرتو نیرومندترى از آن کمال مطلق در وجود او انعکاس خواهد یافت.

روى این حساب، همه علم و دانش ها از علم و دانش او سرچشمه مى گیرد و هر گاه انسان در پرتو تقوا و پرهیز از گناه و هوا و هوس به او نزدیک تر شود، و قطره وجود خود را به اقیانوس بى کران هستى او پیوند دهد، سهم بیشترى از آن علم و دانش خواهد گرفت.

و به تعبیر دیگر: قلب آدمى همچون آئینه است و وجود هستى پروردگار همچون آفتاب عالم تاب، اگر این آئینه را زنگار هوا و هوس، تیره و تار کند، نورى در آن منعکس نخواهد شد.

اما هنگامى که در پرتو تقوا و پرهیزگارى صیقل داده شود و زنگارها از میان برود نور خیره کننده آن آفتاب پر فروغ در آن منعکس مى گردد و همه جا را روشن مى سازد.

بدین رو در طول تاریخ در حالات مردان و زنان پرهیزکار روشن بینى هائى مشاهده شده که هرگز از طریق علم و دانش معمولى قابل درک نیست.

آنها بسیارى از حوادث را که در لابلاى آشوب هاى اجتماعى ریشه آن ناشناخته بود به خوبى مى شناختند و چهره هاى منفور دشمنان حق را از پشت هزاران پرده فریبنده مى دیدند!

این اثر عجیب تقوا در شناخت واقعى و دید و درک انسان ها در بسیارى از روایات و آیات دیگر نیز آمده است، از جمله در سوره «بقره» آیه 282 مى خوانیم:

وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللّهُ: «تقوا پیشه کنید و خداوند به شما تعلیم مى دهد».

در حدیث معروف آمده است: اَلْمُؤْمِنُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللّهِ: «انسان با ایمان با نور خدا مى بیند».(1)

و در «نهج البلاغه» در کلمات قصار مى خوانیم: أَکْثَرُ مَصارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطامِعِ: «زمین خوردن عقل ها غالباً به خاطر برق طمع است که چشم عقل را از کار مى اندازد و پرتگاه ها و لغزش گاه ها را نمى بیند».(2)

ثالثاً ـ از نظر تجزیه و تحلیل عقلى نیز پیوند میان تقوا و درک حقایق قابل فهم است; زیرا مثلاً جوامعى که بر محور هوا و هوس مى گردد و دستگاه هاى تبلیغاتى آنها در مسیر دامن زدن به همین هوى و هوس ها گام بر مى دارد، روزنامه ها مروج فساد مى شوند، رادیوها بلندگوى آلودگى و انحرافات مى گردند، و تلویزیون ها در خدمت هوا و هوسند، در چنین جوامعى تمیز حق از باطل، و خوب از بد، براى غالب مردم بسیار مشکل است.

بنابراین آن بى تقوائى سرچشمه این فقدان تشخیص و یا سوء تشخیص است.

و یا فى المثل در خانواده اى که تقوا نیست و کودکان در محیط آلوده پرورش مى یابند و از همان طفولیت به فساد و بى بندوبارى خو مى گیرند در آینده که بزرگ مى شوند تشخیص نیکى ها از بدى ها براى آنها مشکل مى شود.

اصولاً به کار افتادن نیروها، انرژى ها و هدر رفتن این سرمایه ها در راه گناه موجب مى شود که مردم از نظر درک و اطلاع، در سطحى پائین قرار گیرند و افکار منحطّى داشته باشند، هر چند در صنایع و زندگى مادى پیشروى کنند.

بنابراین، به خوبى مى بینیم هر بى تقوائى سرچشمه یک نوع نا آگاهى و یا سوء تشخیص است، به همین جهت در دنیاى ماشینى امروز، جوامعى را مشاهده مى کنیم که از نظر علم و صنعت بسیار پیشرفته اند ولى در زندگى روزانه خود چنان گرفتار نابسامانى ها و تضادهاى وحشتناکى هستند که انسان را در تعجب فرو مى برد اینها همه عظمت این گفته قرآن را روشن مى سازد.

با توجه به این که تقوا منحصر به تقواى عملى نیست، بلکه تقواى فکرى و عقلى را نیز شامل مى شود، این حقیقت آشکارتر خواهد شد.

تقواى فکرى در برابر بى بندوبارى فکرى به این معناست که ما در مطالعات خود به دنبال مدارک صحیح و مطالب اصیل برویم و بدون تحقیق کافى و دقت لازم در هیچ مسأله اى اظهار عقیده نکنیم.

آنها که تقواى فکرى را به کار مى بندند بدون شک بسیار آسانتر از بى بندوبارها به نتائج صحیح مى رسند ولى آنها که در انتخاب مدارک و طرز استدلال بى بند و بارند اشتباهاتشان فوق العاده زیاد است.

اما مطلب مهمى که باید جداً به آن توجه داشت، و مانند بسیارى دیگر از مفاهیم سازنده اسلامى در میان ما مسلمانان دستخوش تحریف شده، این است: بسیارند کسانى که خیال مى کنند آدم با تقوا کسى است که زیاد بدن و لباس خود را آب بکشد و همه کس و همه چیز را نجس یا مشکوک بداند، و در مسائل اجتماعى به انزوا در آید و دست به سیاه و سفید نزند، و در برابر هر مسأله اى سکوت اختیار کند.

این گونه تفسیرهاى غلط براى تقوا و پرهیزکارى در واقع یکى از عوامل انحطاط جوامع اسلامى محسوب مى گردد چنین تقوائى نه آگاهى مى آفریند و نه روشن بینى و فرقان و جدائى حق از باطل!

اکنون که نخستین پاداش پرهیزکاران روشن شد به تفسیر بقیه آیه و سایر پاداش هاى چهارگانه آنها مى پردازیم.

قرآن مى گوید: علاوه بر تشخیص حق از باطل، نتیجه پرهیز کارى این است که: «خداوند گناهان شما را مى پوشاند و آثار آن را از وجود شما بر مى دارد» (وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ).

به علاوه «شما را مشمول آمرزش خود قرار مى دهد» (وَ یَغْفِرْ لَکُمْ).

و پاداش هاى فراوان دیگرى در انتظار شماست که جز خدا نمى داند; زیرا «خداوند فضل و بخشش عظیم دارد» (وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ).

این چهار اثر، میوه هاى درخت تقوا و پرهیزکارى هستند و وجود رابطه طبیعى در میان تقوا و پاره اى از این آثار، مانع از آن نمى شود که همه آنها را به خدا نسبت بدهیم; زیرا کراراً در این تفسیر گفته ایم: هر موجودى هر اثرى دارد به خواست خداست و بدین رو هم مى توان آن اثر را به خدا نسبت داد و هم به آن موجود.

در این که میان «تکفیر سیئات» و «غفران» چه تفاوتى است، بعضى از مفسران معتقدند: اولى اشاره به پرده پوشى در دنیا و دومى اشاره به رهائى از مجازات در آخرت است.

ولى احتمال دیگرى در اینجا وجود دارد که «تکفیر سیئات» اشاره به آثار روانى و اجتماعى گناهان دارد که در پرتو تقوا و پرهیزکارى از میان مى رود، ولى «غفران» اشاره به مسأله عفو و بخشش خداوند و رهائى از مجازات است.

* * *


1 ـ «نور الثقلین»، جلد 3، صفحات 23، 24 و 25 و جلد 5، صفحه 88، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «کافى»، جلد 1، صفحه 218، دار الکتب الاسلامیة ـ «وسائل الشیعه»، جلد 12، صفحات 38 و 124، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 7، صفحه 323 و جلد 24، صفحات 123، 128 و 131 و جلد 64، صفحه 73 به بعد.

2 ـ «نهج البلاغه»، حکمت 219.

دوشنبه, 15 آبان 1396 15:21

 

منه: قَدْ شَخَصُوا مِنْ مُسْتَقَرِّ الاَْجْدَاثِ، وَ صَارُوا إِلَى مَصَائِرِ الْغَایَاتِ. لِکُلِّ دَار أَهْلُهَا، لاَ یَسْتَبْدِلُونَ بِهَا وَ لاَ یُنْقَلُونَ عَنْهَا.
وَ إِنَّ الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ، لَخُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ اللّهِ سُبْحَانَهُ; وَ إِنَّهُمَا لاَ یُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَل، وَ لاَ یَنْقُصَانِ مِنْ رِزْق. وَ عَلَیْکُمْ بِکِتَابِ اللّهِ، «فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ، وَ النُّورُ الْمُبِینُ»، وَالشِّفَاءُ النَّافِعُ، وَالرِّیُّ النَّاقِعُ، وَالْعِصْمَةُ لِلْمُتَمَسِّکِ، وَالنَّجَاةُ لِلْمُتَعَلِّقِ. لاَ یَعْوَجُّ فَیُقَامَ، وَ لاَ یَزِیغُ فَیُسْتَعْتَبَ، «وَ لاَ تُخْلِقُهُ کَثْرَةُ الرَّدِّ»، وَ وُلُوجُ السَّمْعِ. «مَنْ قَالَ بِهِ صَدَقَ، وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ سَبَقَ».

آنان از قرارگاه قبرها خارج مى شوند و به سوى آخرين منزل رهسپار مى گردند. هر يک از خانه ها (ى بهشت و دوزخ) ساکنانى دارد که نه آن را به خانه ديگر تبديل مى کنند و نه از آن به جايى ديگرى انتقال مى يابند.
به يقين، امر به معروف و نهى از منکر، دو صفت از صفات خداوند سبحان است و عمل به آن دو نه از عمر کسى مى کاهد و نه روزى کسى را کم مى کند. کتاب خدا را محکم بگيريد; چرا که رشته اى است مستحکم و نورى است آشکار; شفابخش و پرمنفعت است و سيراب کننده و فرونشاننده عطش (تشنگان حقّ). تمسّک جويان را حفظ مى کند و نجات بخش کسانى است که به دامنش چنگ زنند. کژى در آن راه ندارد تا آن را راست کنند و هرگز راه خطا نمى پويد تا به راه حقّش بازگردانند. خواندن و شنيدن مکرّرش سبب کهنگى آن نمى گردد، آن کس که با قرآن سخن بگويد راست مى گويد، و آن کس که به آن عمل کند به پيش مى رود
.

 

شرح و تفسیر: اسباب نجات در قیامت

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه به دنبال بخش پیشین ــ که در آن سخن از مرگ و قیامت و بهشت و دوزخ به میان آمد ــ نخست به مسأله حشر و نشر مردم در آن روز مى پردازد و بعد با بحث جامعى درباره امر به معروف و نهى از منکر و اهمیّت قرآن مجید که هر دو از مهم ترین اسباب نجات در قیامت اند، سخن به میان مى آورد و مى فرماید: «آن ها از قرارگاه قبرها خارج مى شوند و به سوى آخرین منزل رهسپار مى گردند. هر یک از خانه ها (ى بهشت و دوزخ) ساکنانى دارد که نه آن را به دیگرى تبدیل مى کنند و نه از آن به جاى دیگر انتقال مى یابند» (قَدْ شَخَصُوا مِنْ مُسْتَقَرِّ الاَْجْدَاثِ، وَ صَارُوا إِلَى مَصَائِرِ الْغَایَاتِ. لِکُلِّ دَار أَهْلُهَا، لاَ یَسْتَبْدِلُونَ بِهَا وَ لاَ یُنْقَلُونَ عَنْهَا).

نخست اشاره به این مى فرماید که همه از قبرها بر مى خیزند; همان چیزى که در قرآن مجید کراراً بیان شده است: «(یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنْ الاَْجْدَاثِ سِرَاعاً...); روزى که آن ها از قبرها به سرعت خارج مى شوند...».

و از این تعبیر استفاده مى شود که ذرّات بدن آن ها که تبدیل به خاک شده، هر جا باشد به قبرها باز مى گردد و در آن جا زنده مى شوند و سر از خاک بر مى دارند.

در این جا این سؤال پیش مى آید که آیات قرآن با صراحت مى گوید: «پایان دنیا زلزله هاى عظیمى به وقوع مى پیوندد و همه چیز در هم مى ریزد» با این حال چگونه قبرها باقى مى ماند و مردگان از قبرها بر مى خیزند؟

پاسخ این سؤال را در جلد سوّم همین کتاب، صفحه 367 بیان کرده ایم.

سپس اشاره به این مى کند که خانه هاى بهشتیان و دوزخیان قابل تغییر و تبدیل نیست. هر کس جایگاه ویژه خود را مطابق اعمال و عقاید خود دارد; مقصود این که پاداش و کیفر در آن جهان براى مؤمن و کافر جاودانى است; نه قابل تبدیل است و نه قابل نقل و انتقال. این سراها به قدرى حساب شده است که کاملا هماهنگ با صاحبان آن عقاید و اعمال است; گویى خانه ها به سراغ آن ها مى روند نه آن ها به سوى خانه ها.

سپس با توجه به این که واقعه جمل یکى از نمونه هاى بارز امر به معروف و نهى از منکر بود، به اهمیّت این مسأله اشاره کرده، مى فرماید: «به یقین، امر به معروف و نهى از منکر، دو صفت از صفات خداوند سبحان است و عمل به این دو نه اجل کسى را نزدیک مى کند و نه از روزى کسى مى کاهد!» (وَ إِنَّ الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ، لَخُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ(1) اللّهِ سُبْحَانَهُ; وَ إِنَّهُمَا لاَ یُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَل، وَ لاَ یَنْقُصَانِ مِنْ رِزْق).

همان گونه قرآن مجید مى گوید: «(إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالاِْحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِى الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَالْبَغْىِ); خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر مى کند و از فحشا و منکر و ستم نهى مى نماید».

بعضى از شارحان نهج البلاغه تعبیر به «خلق» را درباره خداوند، تعبیرى مجازى (مجاز در کلمه یا مجاز در نسبت) مى دانند; زیرا «خلق» حالت یا ملکه اى است نفسانى که اعمال نیک و بد از آن سرچشمه مى گیرد و خداوند از چنین عوارض و حالات امکانى پاک و منزّه

است ولى اگر «خلق» را به معناى وصف بدانیم، اعمّ از این که به صورت حالت نفسانى باشد یا وصفى که عین ذات است اطلاق آن بر خداوند مشکلى نخواهد داشت.

به هر حال، وظایفى که در اسلام براى انسان ها تعیین شده، گاه مخصوص انسان است; مانند عبادات و بسیارى از محرّمات; ولى در میان آن ها امورى وجود دارد که بسیار گسترده است و حتّى درباره خداوند نیز صدق مى کند; مانند عدالت و ترک ظلم و ارشاد جاهل و تنبیه غافل و امر به معروف و نهى از منکر و اساساً نزول کتاب هاى آسمانى و فرستادن انبیا بر اساس همین امر به معروف و نهى از منکر یا ارشاد جاهل است; بنابراین در اهمّیّت وظیفه امر به معروف و نهى از منکر همین بس که تمام برنامه هاى انبیا از آن سرچشمه مى گیرد و خداوند متعال بنیانگذار آن است.

و این که مى فرماید: «انجام دادن این دو دستور از عمر و روزى کسى نمى کاهد» اشاره به این است که بسیارى از مردم کوتاه فکر، تصور مى کنند امر به معروف و نهى از منکر سبب درگیرى با ارباب معاصى مى شود و این درگیرى گاه سبب جرح و قتل و گاه سبب پراکندگى مردم از اطراف انسان و در نتیجه کاهش روزى مى شود.

ولى اگر امر به معروف و نهى از منکر به صورت صحیح و معقول انجام شود و از افراط و تفریط پرهیز گردد، خداوند انسان را حفظ مى کند و برکاتش را از او دریغ نمى فرماید.

امر به معروف و نهى از منکر شرایطى دارد، از جمله احتمال اثر و عدم ضرر و همچنین امر به معروف و نهى از منکر داراى دو بخش است: بخش عمومى که وظیفه همه مردم است (از طریق قلب و زبان) و بخش خصوصى که وظیفه حکومت اسلامى است (از طریق اقدامات عملى)، اگر این جهات در آن رعایت شود و توأم با ادب و احترام باشد نه تنها صاحبان آن منفور نمى شوند، بلکه محبوبیّت هم پیدا مى کنند و اگر به فرض در بعضى از موارد گرفتار مشکلاتى شوند، خداوند متعال حلّ مشکلات آن ها را تضمین کرده است.

کوتاه سخن این که امر به معروف و نهى از منکر، اساس و پایه نظام جامعه و پاکى و قداست و ترقّى و پیشرفت آن است. در جامعه اى که امر به معروف و نهى از منکر بمیرد، فرار از زیر بار مسئولیّت ها به صورت گسترده نمایان مى گردد; انواع گناهان و معاصى در هر کوى و برزن آشکار مى شود و جامعه در لجنزار فساد و گناه غوطهور مى گردد.

و از آن جا که راه وصول به خوشبختى و حلّ مشکلات فردى و اجتماعى، بازگشت به سوى قرآن است، امام(علیه السلام) در پایان این سخن به سراغ اهمّیّت قرآن مى رود و با تعبیرات زنده و تشبیهات پرمعنا، اهمّیّت قرآن را ضمن یازده جمله ـ که هر یک اشاره به یکى از ویژگى هاى قرآن است ـ گوشزد مى کند; در آغاز مى فرماید:

«کتاب خدا را محکم بگیرید چرا که رشته اى است مستحکم و نورى است آشکار» (وَ عَلَیْکُمْ بِکِتَابِ اللّهِ، فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ، وَ النُّورُ الْمُبِینُ).

انسان ها قبل از پذیرش تعلیم و تربیت، گویى در چاه طبیعت گرفتارند و براى نجات از آن باید به رشته اى چنگ زنند و خود را نجات دهند. این رشته باید محکم باشد که در وسط راه آنان را رها نسازد; لذا از قرآن به «الحبل المتین» یاد شده که وسیله نجات انسان هاست و باتوجه به این که پیمودن راه در ظلمات، سبب گمراهى و سقوط در پرتگاه هاست، قرآن تشبیه به نور آشکارى شد، که انسان را تا رسیدن به سرمنزل مقصود بدرقه مى کند.

در سوّمین و چهارمین ویژگى مى فرماید: «قرآن شفابخش و پرمنفعت و سیراب کننده و فرونشاننده عطش (تشنگان حق) است» (وَالشِّفَاءُ النَّافِعُ، وَالرِّیُّ(2)النَّاقِعُ(3)).

صفات نکوهیده و رذایل اخلاقى، چه آن ها که به فرد باز مى گردد و چه آن ها که مربوط به جمعیّت است، همچون بیمارى هاى جانکاه و گاه کشنده است که داروى آن در جاى جاى قرآن مجید آمده است و از آن جا که مهم ترین عامل حیات، آب است در حیات معنوى انسان نیز قرآن مجید نقش آب را ایفا مى کند، لذا امام(علیه السلام)آن را وسیله سیراب شدن تشنگان حق، شمرده است.

در پنجمین و ششمین وصف مى فرماید: «قرآن، حافظ تمسّک جویان و سبب نجات کسانى است که به دامنش چنگ مى زنند» (وَالْعِصْمَةُ لِلْمُتَمَسِّکِ، وَالنَّجَاةُ لِلْمُتَعَلِّقِ).

انسان در مسیر خود به سوى سعادت جاویدان، گاه لغزش هایى دارد و باید چیزى باشد که او را در لغزش ها حفظ کند تا سقوط نکند و پرتگاه هایى در پیش دارد که براى نجات از خطرها آن ها باید به جایى وابسته باشد.

در هفتمین و هشتمین ویژگى مى فرماید: «کژى در آن راه ندارد تا آن را راست کنند و هرگز خطا نمى کند تا به راه حقّش بازگردانند» (لاَ یَعْوَجُّ فَیُقَامَ، وَ لاَ یَزِیغُ فَیُسْتَعْتَبَ(4)).

به یقین، کلام خدا که متّکى به علم بى پایان پروردگار است هیچ گونه خلاف و انحراف و اشتباه و خطا در آن راه ندارد; چرا که خطا را کسى مى کند که علمش محدود و قدرتش ناچیز باشد; نه آن کس که علم و قدرت بى پایان دارد و مى دانیم یکى از نشانه هاى اعجاز قرآن، عدم وجود اختلاف و تضادّ و خطا در آن است: (وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاَفاً کَثِیراً).(5) در سوره کهف نیز مى خوانیم: «(الْحَمْدُ للهِِ الَّذِى أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَّهُ عِوَجَا); حمد، مخصوص خدایى است که این کتاب (آسمانى) را بر بنده (برگزیده)اش نازل کرد و هیچ گونه کژى در آن قرار نداد».(6)

و در نهمین ویژگى مى فرماید: «خواندن و شنیدن مکرّرش موجب کهنگى آن نمى گردد» («وَ لاَ تُخْلِقُهُ کَثْرَةُ الرَّدِّ»، وَ وُلُوجُ السَّمْعِ).

آرى! مسلّماً هر قدر آن را بخوانند و تکرار کنند باز هم روح پرور و شیرین تر و دلپذیرتر است; چرا؟ زیرا قرآن، کلام خداست و کلام او همچون ذاتش نامتناهى است و هر چه در آن تدبّر شود حقایق تازه اى کشف مى شود و با پیشرفت علم و دانش بشرى ابعاد تازه اى از آن آشکار مى گردد و همان گونه که در حدیث معروف پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است: «لاَ تُحْصَى عَجَائِبُهُ وَ لاَ تُبْلَى غَرَائِبُهُ; شگفتى هاى آن به شماره در نمى آید و نوآورى هایش به کهنگى نمى گراید».(7)

و یا آن گونه که در حدیث معروف امام رضا(علیه السلام) بیان شده است، در پاسخ این سؤال که چرا قرآن بر اثر فزونى انتشار و تکرار تلاوت کهنه نمى شود; بلکه هر روز شاداب تر است؟ فرمود: این به سبب آن است که خداوند آن را براى زمان معینى یا گروه خاصى قرار نداده; به همین دلیل در هر زمان تازه است و تا دامنه قیامت، نزد هر قومى با طراوت و شاداب مى باشد.(8)

و سرانجام در دهمین و یازدهمین ویژگى مى فرماید: «آن کس که با قرآن سخن بگوید، راست مى گوید، و آن کس که به آن عمل کند پیشى مى گیرد» (مَنْ قَالَ بِهِ صَدَقَ، وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ سَبَقَ).

اشاره به این که قرآن، معیار حقّ و باطل و پیروزى و شکست است. آن ها که هماهنگ با قرآن، سخن مى گویند، گفتارشان عین حقیقت است و آن ها که هماهنگ با آن عمل مى کنند پیروزند. محتواى قرآن، عین واقعیت است و راه هایى که ارائه داده به سر منزل سعادت مى رسد; چرا که در کلام خدا هیچ خطایى نیست; به همین دلیل هماهنگى با آن در گفتار و کردار انسان را به حقیقت مى رساند.

1. «شخصوا» ازماده «شخوص» (بر وزن خلوص) به معناى خارج شدن از منزل و گاه به معناى خيره شدن چشم به يک نقطه آمده است; گويى چشم مى خواهد از جايگاه خود بيرون آيد و در اين جا به معناى خارج شدن است.
2. «اجداث» جمع «جدث» (بر وزن قفس) به معناى قبر است.
3. معارج، آيه 43.
4. «رىّ» به معناى سيراب شدن است.
5. «ناقع» از ماده «نقع» (بر وزن نفع) در اصل به معناى فرورفتن آب است و در اين جا به معناى سيراب شدن کامل است; به گونه اى که تشنگى کاملا فرونشيند.
6. «يستعتب» از ماده «عتب» (بر وزن ثبت) در اصل به معناى ناراحتى درونى است و هنگامى که به باب استفعال مى رود، به معناى جلب رضايت و خشنودى طرف است; گويا از طرف مقابل تقاضاى عتاب و سرزنش مى کند تا راحتى
درونى اش فرو نشيند و به راه حق بازگردد. 7. نساء، آيه 82. 8. کهف، آيه 1. 9. اصول کافى، جلد 2، صفحه 599. 10. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 15.
دوشنبه, 15 آبان 1396 15:13

مفسر قرآن کریم با تاکید بر اعزام مبلیغین به اربعین گفت: اربعین، سرمایه عظیم معنوی است که باید از این فرصت برای تقویت بنیان‌های اعتقادی و اخلاقی مردم بهره ببریم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی امروز ۱۵ آبان در ابتدای درس خارج خود گفت: اربعین سرمایه عظیم معنوی است که به صورت خودجوش به وجود آمده و تبلیغات خاصی هم نداشته و براساس عشق و محبت مردم نسبت به امام حسین(ع) و شهدای کربلا به وجود آمده است.

وی افزود: این سرمایه معنوی در میان مسلمین بی نظیر و در میان غیر مسلمانان نیز وجود ندارد زیرا برای چنین برنامه‌ای ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر تنها از ایران عازم می‌شوند و در مجموع نیز به بیش از ۱۵ میلیون نفر زائر از نقاط مختلف دنیا می‌رسد.

این مرجع تقلید تصریح کرد: برای این سرمایه معنوی لازم است که کار فرهنگی صورت بگیرد زیرا زائران آمادگی برای شنیدن احکام، و مواعظ دینی دارند و خوب است مبلغین به اندازه کافی بروند تا زیارت آمیخته به کارهای فرهنگی شود.

این مفسر قرآن با بیان اینکه رسانه‌های دشمن تلاش زیادی برای از بین بردن اعتقادات و اخلاق مردم دارند بیان کرد: دشمنان تلاش دارند تا جلوی رشد بنیان‌های اخلاقی و اعتقادی مردم را بگیرند.

وی تاکید کرد: امروز ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که رسانه‌ها با شبهات فراوان، بنیان اعتقادی و اخلاقی جامعه را سست و متزلزل می کنند و باید در مقابل چنین وسایل عظیم فساد، وسایل عظیم فرهنگی مانند اربعین و عاشورا وجود داشته باشد تا مردم و مخصوصا نسل جوان را حفظ کند.

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری