مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

تهذیب در قرب الی الله ، حجت الاسلام فاطمی نیا

دریافت فایل

حجم: 14 MB

زمان: 32 دقیقه

بیشتر...

انسان از عجله آفریده شده!

شرح آیات 36 لغایت 40 سوره مبارکه انبیاء

36وَ إِذا رَآکَ

بیشتر...

مبارزه با جهل و نجات از ضلالت،آیت الله مکارم

دریافت فایل صوتی

حجم: 7 MB

زمان: 16 دقیقه

بیشتر...

درس اخلاق،آیت الله جوادی آملی-بارگزاری3دی94

دریافت فایل صوتی

حجم: 3.5 MB

زمان: 25 دقیقه

بیشتر...

سرنوشت صالحان و ناصالحان یهود

شرح آیات 160 لغایت 162 سوره مبارکه النساء

160- فَبِظُلْمٍ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
78731
80916
152566114
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

یکشنبه, 23 تیر 1404 20:20

شرح آیه 12 سوره مبارکه المائده

12- ۞ وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا ۖ وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ ۖ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۚ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ

 

12- خدا از بنى اسرائیل پیمان گرفت. و از آنها، دوازده نقیب [= سرپرست] برانگیختیم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم; اگر نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و به پیامبران من ایمان بیاورید و آنها را یارى کنید، و به خدا قرض نیکویى دهید (و به نیازمندان کمک کنید)، گناهان شما را مى بخشم و شما را در باغهاى بهشتى، که نهرها از پاى درختانش جارى است، وارد مى کنم. امّا هر کس از شما بعد از این کافر شود، از راه راست منحرف شده است.»

 

این آیه به اخذ میثاق از بنى اسرائیل و قرار دادن دوازده رهبر براى آنها و نیز اعلام به این که خدا با آنها است و اگر یک سلسله وظائف را به انجام برسانند، صاحب نعمت هاى مادّى و معنوى خواهند شد، اشاره کرده است.

در ضمن این سوره همان گونه که از آغاز به مسأله وفاى به عهد اشاره نموده، و نیز به طور ضمنى به آن اشاره رفته است، به مناسبت هاى مختلف تکرار گردیده، از جمله، در آیه فوق.

و شاید یکى از فلسفه هاى این همه تأکید پى در پى روى مسأله وفاى به عهد، و مذمت از پیمان شکنى، براى اهمیت دادن به مسأله پیمان غدیر باشد، که در آیه 67 خواهد آمد.

نخست مى فرماید: «خدا از بنى اسرائیل پیمان گرفت (که به دستورات او عمل کنند) و به دنبال این پیمان از میان خودشان دوازده رهبر و سرپرست براى آنها برگزیدیم، تا هر یک سرپرستى یکى از طوائف دوازده گانه بنى اسرائیل را بر عهده گیرد» (وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ بَنی إِسْرائیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقیباً).

«نقیب» در اصل، از ماده «نقب» (بر وزن نقد) به معنى روزنه هاى وسیع، مخصوصاً راه هاى زیرزمینى مى باشد، و به رئیس و رهبر یک جمعیت از آن جهت «نقیب» مى گویند که: از اسرار جمعیت آگاه است، گوئى در میان آنها نقبى ایجاد کرده و از وضع آنها آگاه شده.

و گاهى «نقیب» به کسى گفته مى شود که: رئیس جمعیت نیست و تنها معرِّف و وسیله شناسائى آنها است، و اگر به فضائل اشخاص، عنوان «مناقب» اطلاق مى شود، به خاطر آن است که با فحص و کنجکاوى باید از آنها آگاه گشت.

بعضى از مفسران «نقیب» در آیه فوق را تنها به معنى آگاه و مطلع از اسرار گرفته اند.

ولى این معنى بسیار بعید به نظر مى رسد; زیرا آنچه از تاریخ و حدیث استفاده مى شود، آن است که: نقباى بنى اسرائیل هر یک سرپرست طایفه خود بودند، در تفسیر «روح المعانى» از «ابن عباس» چنین نقل شده: اِنَّهُمْ کانُوا وُزَراءَ وَ صارُوا أَنْبِیاءَ بَعْدَ ذلِکَ: «نقباى بنى اسرائیل، در آغاز وزیران بودند و بعد به مقام نبوت رسیدند».(1)

در حالات پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: در «لیله عقبه» که جمعى از مردم «مدینه» به دعوت آن حضرت به محل «عقبه» آمده بودند، دستور داد: دوازده نفر «نقیب» از میان خودشان به تعداد نقباى بنى اسرائیل انتخاب کنند، که مسلماً وظیفه آنها نیز مسأله رهبرى جمعیت بود، نه تنها خبرگزارى.(2)

جالب توجه این که: در روایات متعددى که از طرق اهل تسنن وارد شده اشاره به خلفا و جانشینان دوازده گانه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) گردیده و تعداد آنها به تعداد نقباى بنى اسرائیل معرفى شده است که ما در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره مى کنیم:

1 ـ پیشواى معروف اهل تسنن «احمد حنبل» در «مُسند» خود از «مسروق» نقل مى کند: از «عبداللّه بن مسعود» پرسیدم: چند نفر بر این امت حکومت خواهند کرد؟

«ابن مسعود» در پاسخ گفت:

لَقَدْ سَئَلْنا رَسُولَ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) فَقالَ: اِثْنى عَشَرَ کَعِدَّةِ نُقَباءِ بَنِى اِسْرائِیْلَ:

«ما از پیامبر(صلى الله علیه وآله) همین سؤال را کردیم و او در پاسخ فرمود: دوازده نفر به تعداد نقباى بنى اسرائیل».(3)

2 ـ در «تاریخ ابن عساکر» از «ابن مسعود» چنین نقل شده که مى گوید: از پیامبر(صلى الله علیه وآله) سؤال کردیم چند خلیفه بر این امت حکومت خواهند کرد؟

فرمود: اِنَّ عِدَّةَ الْخُلَفاءِ بَعْدِى عِدَّةُ نُقَباءِ مُوسى: «عده خلفاى بعد از من به تعداد نقباى موسى خواهد بود».(4)

3 ـ در «منتخب کنز العمال» از «جابر بن سمره» چنین نقل شده: «بر این امت دوازده خلیفه حکومت خواهند کرد، به عدد نقباء بنى اسرائیل».(5)

نظیر این حدیث در «ینابیع الموده»، صفحه 445 و در کتاب «البدایة و النهایه»، جلد 6، صفحه 247 نیز نقل شده است.(6)

پس از آن، وعده خدا به بنى اسرائیل را چنین تشریح مى کند که خداوند به آنها گفت: «من با شما خواهم بود و از شما حمایت مى کنم» (وَ قالَ اللّهُ إِنِّی مَعَکُمْ).

روشن است وقتى خداوند صاحب قدرت و علم مطلق با کسى یا جمعیتى باشد، مشکلى نخواهند داشت، هم امکانات لازم را به آنها مى بخشد و هم در برابر دشمن از آنها دفاع مى کند.

سپس به آنها اعلام مى کند: اگر آنها خود را مقید به انجام چند عمل کنند، از نعمت هائى بهره مندشان مى کند، این اعمال عبارتند از:

1 ـ «اگر نماز را بر پا دارید» (لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ).

2 ـ «و زکات خود را بپردازید» (وَ آتَیْتُمُ الزَّکاةَ).

3 ـ «به پیامبران من ایمان بیاورید و آنها را یارى کنید» (وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ).(7)

4 ـ علاوه بر این، «از انفاق هاى مستحب که یک نوع قرض الحسنه به خدا است، بدهید و خوددارى ننمائید» (وَ أَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً).

اگر به این پیمان عمل کنید، «من به طور مسلّم سیئات و گناهان گذشته شما را مى بخشم» (لاَ ُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ).

«و شما را در باغ هاى بهشت که از زیر درختان آن نهرها جارى است داخل مى کنم» (وَ لاَ ُدْخِلَنَّکُمْ جَنّات تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ).

پس از آن، هشدار مى دهد: ولى «آنها که بعد از این پیمان راه کفر، انکار و عصیان را پیش گیرند، مسلماً از طریق مستقیم گمراه شده اند» (فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ).

درباره این که: چرا انفاق در قرآن مجید به عنوان قرض دادن به خدا نامیده شده؟ توضیح لازم را در تفسیر «نمونه» در جلد 2، ذیل آیه 245 سوره «بقره»، داده ایم.

اما در اینجا سؤالى باقى مى ماند، و آن این که: چرا مسأله «نماز و زکات» بر ایمان به انبیاء از جمله موسى(علیه السلام) و حمایت از آنان مقدم داشته شده است؟ با این که ایمان به او قبل از عمل است؟

جمعى از مفسران پاسخ سؤال را چنین داده اند که: منظور از «رسل» در آیه فوق، پیامبرانى است که بعد از موسى(علیه السلام) آمده اند، نه خود موسى(علیه السلام)، بنابراین، دستورى نسبت به آینده مى باشد که مى تواند بعد از نماز و زکات قرار گیرد.

این احتمال نیز هست که «رسل» اشاره به همان نقباى بنى اسرائیل باشد که پیمان وفادارى نسبت به آنها از بنى اسرائیل گرفته شده است.

در تفسیر «مجمع البیان» مى خوانیم: بعضى از مفسران پیشین احتمال داده اند: نقباى بنى اسرائیل رسولان خدا بودند و این احتمال آنچه را در بالا گفتیم تأیید مى کند.(8)

* * *


1 ـ تفسیر «روح المعانى»، جلد 6، صفحه 78.

2 ـ «سفینة البحار»، جلد 2، صفحه 607، ماده «نقب»، انتشارات کتابخانه سنائى ـ «مستدرک سفینة البحار»، جلد 10، صفحه 133، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1419 هـ ق.

3 ـ «مسند احمد»، جلد 1، صفحه 398، طبع مصر، سال 1313 هـ ق.

4 ـ «تاریخ مدینه دمشق» ابن عساکر، جلد 16، صفحه 286، دار الفکر، 1415 هـ ق ـ «فیض القدیر» (شرح جامع الصغیر)، جلد 2، صفحه 459.

5 ـ «منتخب کنز العمال»، در حاشیه مسند احمد، جلد 5، صفحه 312.

6 ـ «ینابیع المودة» قندوزى، جلد 2، صفحه 315، و جلد 3، صفحه 290، دار الاسوة، طبع اول، 1416 هـ ق ـ «البدایة و النهایة»، ابن کثیر، جلد 6، صفحه 221، دار احیاء التراث العربى بیروت، طبع اول، 1408 هـ ق.

7 ـ «عَزَّرْتُمُوهُمْ» از ماده «تعزیر» به معنى منع کردن و یارى نمودن است، اگر به پاره اى از مجازات هاى اسلامى «تعزیر» گفته مى شود، به خاطر آن است که به وسیله آن در حقیقت کمکى به گناهکاران   شده و از گناه بازداشته شده اند و این نشان مى دهد: مجاازت هاى اسلامى جنبه انتقامى ندارد، بلکه جنبه تربیتى دارد و لذا نام آن هم «تعزیر» گذاشته شده است.

8 ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 295، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق.

...........................

تفسیر نمونه

چهارشنبه, 19 تیر 1404 13:46

دشمن قصد داشت شهادت سیدالشهدا(ع) را از اذهان مردم پاک کند؛ ولی امام سجاد(ع) با تبدیل هر محفلی به مجلس عزاداری، واقعه کربلا را زنده نگه داشت؛ بنابراین ایشان را تبعید و در بیابان‌ها زندانی کردند.

به گزارش ایکنا از اصفهان، دفتر آیت‌الله‌العظمی مظاهری به‌مناسبت محرم‌الحرام ۱۴۴۷، به انتشار سلسله دروس اخلاق معظم‌له با عنوان «عاشورا؛ معلم اخلاق» اقدام کرده است که متن این دروس همراه صوت آن‌ها در سایت خبرگزاری ایکنا منتشر می‌شود.

«بسم اللّه الرحمن الرحیم

امام چهارم(ع) علت مبقیه برای شهادت و شهادت نیز علت مبقیه برای اسلام است. اگر شهادت نبود، اسلام هم نبود و اگر اسارت نبود، شهادت‌ها فراموش می‌شد؛ بنابراین شهادت و اسارت و بعد از آن، مجالس عزاداری‌ دو علت بقای اسلام و تشیع هستند. اگر این مجالس عزاداری نبود، شهادت و اسارت‌های واقعه کربلا هم فراموش می‌شد. اگر شهادت و اسارت فراموش می‌شد، تشیع نیز فراموش می‌شد.

امام سجاد(ع) تا ۳۴ سال بعد از شهادت امام حسین(ع) زنده بود و امامت کرد. حضرت زین‌العابدین(ع) مظلوم بود؛ زیرا دشمنان اجازه فعالیت‌ به ایشان نمی‌دادند، تا حدی که در اواخر عمر خود مجبور به بادیه‌نشینی شد. خواص به خدمت ایشان می‌رسیدند؛ ولی خود امام سجاد(ع) نمی‌توانست فعالیتی داشته باشد؛ به‌ عبارت دیگر زندانی برای ایشان درست شده بود.

اگر امام موسی‌ بن جعفر(ع) را در اتاقی از یک خانه و در اواخر عمر در سیاه‌چال یا سرداب زندانی کردند، امام سجاد(ع) در بیابان‌ها زندانی بود؛ ولی این عزاداری‌ها را توانست زنده نگه‌ دارد. دشمن قصد داشت شهادت سیدالشهدا(ع) را از اذهان مردم پاک کند؛ ولی امام سجاد(ع) اجازه نداد و واقعه کربلا را زنده نگه داشت؛ بنابراین ایشان را تبعید و در بیابان‌ها زندانی کردند.

همه شما شنیده‌اید که امام سجاد(ع) و دیگر ائمه طاهرین(ع) در هر فرصتی جلسه عزا می‌گرفتند و روضه می‌خواندند؛ البته برای نمونه امام صادق(ع) هنگامی که روضه خوانده می‌شد، بر سر و سینه خود می‌کوفت؛ ولی امام سجاد(ع) خود روضه‌خوان بود. هنگامی که آب برای وضوگرفتن می‌آوردند، اگر تعداد اطرافیان به سه نفر می‌رسید، ایشان روضه می‌خواندند، گریه می‌کردند و می‌گفتند پدرم را با لب تشنه کشتند، بچه‌های ما از تشنگی مردند، زنان ما از تشنگی پوست گذاشتند.

حضرت زین‌العابدین(ع) روضه‌ای را که خدا برای موسی(ع) خوانده بود، برای دیگران می‌خواند. می‌فرمود: «عطش دم مرگ برای امام حسین(ع) تا حدی سخت شد که چشمش آسمان را نمی‌دید تا بالاخره ایشان را با لب تشنه شهید کردند.» سپس وضو می‌گرفت یا شنیده‌ایم که مقابل مغازه قصابی می‌ایستاد و چند نفر را دور خود جمع می‌کرد؛ سپس از قصاب سؤال می‌کرد: «آیا پیش از کشتن گوسفند، به آن آب دادی؟» قصاب پاسخ می‌داد بله آب دادم، امام می‌فرمود: «ولی پدرم را با لب تشنه سر بریدند.»

امام سجاد(ع) این شور عزا را در مدینه زنده می‌کرد. مجلسی در خدمت ایشان منعقد نمی‌شد، مگر آنکه حضرت زین‌العابدین(ع) آن را به مجلس عزاداری تبدیل می‌کرد؛ بنابراین دشمن می‌دید که امام سجاد(ع) با لشکرکشی مبارزه نمی‌کند، بلکه با همین عزاداری‌ها به شیوه سخت‌تری با آنان به مبارزه می‌پردازد. حضرت زین‌العابدین(ع) در اواخر عمر خود اجازه ماندن در مدینه و روضه‌خواندن نداشت؛ در نتیجه در بادیه زندگی می‌کرد. این یکی از کارهای مهم امام سجاد(ع) بود.

وجود این مجالس عزاداری بسیار مهم است و باید همیشه زنده نگه داشته شود، همان‌طور که در این چند دهه زنده نگه‌ داشته شده است. مسئله دیگر، زنده‌کردن دعاست. کتاب صحیفه سجادیه متروک بود؛ ولی به شکر خداوند در سال‌های اخیر باز زنده شده؛ به تعداد متعدد به چاپ درآمده و شرح‌های گوناگونی بر آن نوشته شده است. این کتاب پرمحتوا در قالب راز و نیاز با خدا نگاشته شده است.

امام سجاد(ع) این دعاها را می‌خواند و دیگران ثبت و ضبط می‌کردند؛ البته به زبور آل‌ محمد(ص) مشهور شده و نزد اهل دل، محبوب‌تر از نهج‌البلاغه است؛ البته نهج‌البلاغه مانند قرآن مبارک و پرمحتواست و به همه‌چیز پرداخته؛ ولی صحیفه سجادیه نیز به همین شیوه است؛ منتها خطبه‌های نماز جمعه امیرالمؤمنین(ع) را جمع‌آوری کردند تا به این کتاب تبدیل شده است. صحیفه سجادیه نیز محتوایی غنی‌ دارد؛ ولی به‌صورت دعاست و یکی از افتخارات شیعه است.

دریافت فایل صوتی

یکشنبه, 23 تیر 1404 20:19
    شرح خطبه 167 نهج البلاغه - استاد دکتر محمدعلی انصاری زمان
1

مقدمه خطبه – قرآن، کتاب هدایتگر

05:14
2

هدایت قرآن فراتر از سایر هدایت هاست

04:55
3

ویژگی های هدایت قرآن

05:34
4

وظایف مخاطبان قرآن در قبال آن (1)

05:23
5

وظایف مخاطبان قرآن در قبال آن (2)

06:14
6

تأکید امام (ع) بر انجام واجبات الهی

05:08
7

عمل به واجبات قرآن، تضمین رسیدن به بهشت است

06:38
8

عمل به واجبات قرآن باید خالصانه برای خدا باشد

03:26
9

حلال و حرام الهی بر اساس مصالح و مفاسد انسان است

04:22
10

حفظ حرمت و حقوق مسلمان بر همه حرمت ها برتری دارد

05:49
11

شرط مسلمانی، آزار ندادن دیگران است

05:23
12

مسلمانی که به حقوق دیگران تجاوز کرده باید با او مقابله شود

04:31
13

مرگ، امری که همه موجودات ما سوی الله را دربر می گیرد

06:29
14

نوع مرگ و جان دادن هر انسانی، خاص خود اوست

04:58
15

مفهوم شتاب به سوی مرگ در این جمله امام (ع)

08:17
16

مردم را می بینیم که هر روز یک نفر از دنیا می رود

04:32
17

سبکبار باشید تا ملحق شوید

05:19
18

توصیه امام به تقوای الهی در ارتباط با بندگان خدا

05:35
19

همه ما انسان ها مسئول محیط زیست و حیوانات هستیم

04:17
20

بیان روایاتی در مورد خوشرفتاری با حیوانات

07:52
21

تقوای الهی، اطاعت از خدا و ترک عصیان اوست

04:57
22

اگر خیری دیدید برگزینید و اگر بدی دیدید روی گردانید

04:02
یکشنبه, 23 تیر 1404 20:18
    تفسیر سوره مبارکه شوری - استاد دکتر محمدعلی انصاری زمان
1

(آیات1و2) ویژگی های این سوره- حروف مقطعه قرآن

06:00
2

(آیات1و2) نظریات مختلف در مورد حروف مقطعه قرآن

07:47
3

(آیه3) مفهوم کلمه وحی

06:23
4

(آیه3) حکمت و عزت خداوند زیربنای نزول وحی (1)

04:57
5

(آیه3) حکمت و عزت خداوند زیربنای نزول وحی (2)

05:40
6

(آیه4) ارتباط مالکیت خداوند بر هستی و نزول وحی

06:30
7

(4) آثار فهم مالکیت خداوند در زندگی انسان ها

04:51
8

(آیه5) عظمت و ارزش قرآن

05:36
9

(آیه5) ظلم و جهل، دو آسیب بزرگ انسان

03:07
10

(آیه5) استغفار ملائکه برای اهل ایمان

04:10
11

عظمت قرآن در کلام پیامبر (ص)

03:21
12

(آیات3تا6) خلاصه ای از مطالب جلسه قبل- معنای کلمه ولی و ولایت

06:20
13

(آیه6) انواع حجاب بین انسان ها و خداوند

06:25
14

(آیه6) انواع ولایت در قرآن- معیار محبت و دوستی

06:13
15

(آیه6) معانی دوم و سوم ولایت

05:46
16

(آیه7) معنای کلمه قرآن- جایگاه تورات و انجیل در بین پیروانشان

06:01
17

(آیه7) جایگاه واقعی قرآن در زندگی مسلمانان

06:45
18

(آیه7) امتیازات پیامبر(ص) نسبت به سایر انبیاء

04:51
19

(آیه7) علت نزول قرآن به زبان عربی

06:39
20

(آیه7) معنای واژه انذار

03:20
21

(آیه7) علت نام گذاری مکه به امّ القری

06:36
22

(آیه7) خلاصه ای از مطالب جلسه قبل و ادامه بحث

05:27
23

(آیه7) موفق ترین طرح تعلیم و تربیت

07:02
24

(آیه7) جهانی بودن دعوت پیامبر (ص)

05:10
25

(آیه7)از اهداف انبیاء الهی، آینده نگری است

06:59
26

(آیه7) علت تعدد نام های خداوند

06:05
27

(آیه7) اهمیت درک حقیقت معاد در کلام پیامبر(ص)

05:20
28

(آیه7) اسامی قیامت در قرآن- تفاوت حسرت و ندامت

04:54
29

(آیه7) قطع ارتباطات اجتماعی در قیامت

06:36
30

(آیه7) مفهوم یوم الجمع بودن قیامت

03:34
31

(آیه7) محشورشدن انسان ها با محبوب خود در قیامت

04:34
32

(آیه7) تفاوت معنایی شک و ریب

06:15
33

(آیه7) معیار تقسیم انسان ها در قیامت

04:50
34

(آیه7) پیامبر(ص) و امام علی(ع) مصداق و معیار حق اند(1)

06:25
35

(آیه7) پیامبر(ص) و امام علی(ع) مصداق و معیار حق اند(2)

06:28
36

(آیه7) پیامبر(ص) و امام علی(ع) مصداق و معیار حق اند(3)

06:48
37

(آیه8) مشیت تکوینی و تشریعی خداوند

06:12
38

(آیه8) عدم مقبولیت و ارزش ایمان جبری

04:19
39

(آیه8) مشیت خداوند مبتنی بر حکمت الهی

04:03
40

(آیه8) مفهوم ظلم و اقسام آن

04:28
41

(آیه8) انواع ظلم انسان ها به یکدیگر

05:47
42

(آیه8) نوع سوم ظلم، ظلم انسان به خویش

05:36
43

(آیه9) مفهوم مرگ در قرآن

05:59
44

(آیه10) ریشه الهی و بشری اختلاف بین انسان ها

04:34
45

(آیه10) در زندگی جمعی، بطور طبیعی اختلاف وجود دارد

05:27
46

(آیه10) شریعت، متولی زدودن اختلافات جامعه بشری

05:17
47

(آیه10) عظمت علمی امام علی(ع) (1)

04:35
48

(آیه10) عظمت علمی امام علی(ع) (2)

05:01
49

(آیه10) مفهوم توکل

03:43
50

(آیه10) مفهوم توبه و نوبه

04:38
51

(آیه11) تفاوت خالق و فاطر

03:44
52

(آیه11) اهمیت قاعده زوجیت در زندگی انسان ها (1)

04:50
53

(آیه11) اهمیت قاعده زوجیت در زندگی انسان ها (2)

04:39
54

(آیه11) تفاوت صفات خداوند و انسان ها

07:42
55

(آیه12) نقش خداوند در رزق و روزی انسان ها

06:03
56

(آیه12) نقش انسان ها در رزق و روزی (1)

04:38
57

(آیه12) نقش انسان ها در رزق و روزی (2)

06:05
58

(آیه12) عوامل افزایش و کاهش در رزق و روزی

05:27
59

(آیه13) معرفی پیامبران اولوالعزم و مفهوم اولوالعزم

06:36
60

(آیه13) ویژگی پیامبران اولوالعزم (1)

06:16
61

(آیه13) ویژگی پیامبران اولوالعزم (2)

06:25
62

(آیه13) معنای شریعت (1)

05:19
63

(آیه13) معنای شریعت (2)

07:20
64

(آیه13) حکم وصیت در اسلام

08:02
65

(آیه13) خلاصه ای از مطالب جلسه قبل و ادامه بحث

05:27
66

(آیه13) مفهوم اقامه نماز

06:36
67

(آیه13) مفهوم اقامه دین

04:14
68

(آیه13) اتحاد، روح دیانت

04:59
69

(آیه13) مفهوم تفرقه و تبعیض در دین

08:09
70

(آیه13) معنی اجتباء و مجتبی

05:44
71

(آیه13) نتیجه توجه به خداوند

05:13
72

(آیه13) تجلی سلوک الی الله در قرآن

08:42
73

(آیه14) عوامل تفرقه در دین (1)

04:37
74

(آیه14) عوامل تفرقه در دین (2)

05:08
75

(آیات13تا15) خلاصه ای از مطالب جلسه قبل و ادامه مطالب

04:17
76

(آیه15) اهمیت استقامت در صراط مستقیم

05:46
77

(آیه15) جایگاه مدارات و مداهنه در رفتار انبیاء الهی

05:14
78

(آیه15) تبعیت از هوای نفس، آفت مسیر کمال و سعادت

06:38
79

(آیه15) نزول وحی بر پیامبر(ص) دلیل اعجاز قرآن

05:28
80

(آیات15و16) پیامبر(ص) اقامه کننده عدالت در جامعه

05:08
81

(آیه17) مفهوم حقانیت قرآن

06:09
82

(آیه17) مفهوم و مصداق میزان (1)

06:31
83

(آیه17) مفهوم و مصداق میزان (2)

06:20
84

(آیه17) شیوه برپایی قیامت

04:27
85

(آیات17و18) مفهوم اشفاق مومنین نسبت به قیامت(1)

04:50
86

(آیه18) مفهوم اشفاق مومنین نسبت به قیامت(1)

05:09
87

(آیه19) قاعده لطف خداوند (1)

06:07
88

(آیه19) قاعده لطف خداوند (2)

06:23
89

(آیه19) قاعده لطف خداوند (3)

05:31
90

(آیه20) اهمیت دیدگاه انسان به دنیا

05:53
91

(آیه20) نگاه قرآن و اهل بیت(ع) به دنیا (1)

04:57
92

(آیه20) نگاه قرآن و اهل بیت(ع) به دنیا (2)

04:35
93

(آیات21و22) ملکوت اعمال انسان در قیامت

06:49
94

(آیات22و23) ویژگی عمل صالح و بشارت خداوند به اهل ایمان

06:55
95

(آیه23) شیوه تعلیم و آموزش انبیاء الهی

05:04
96

(آیه23) اجر رسالت پیامبر(ص)

06:26
97

(آیات22و23) اعمال صالح و شایسته، ثمره ایمان

03:47
98

(آیه23) پیشنهاد مشرکان برای تطمیع پیامبر (ص)

05:43
99

(آیه23) علت طلب اجر رسالت توسط پیامبر(ص) (1)

04:50
100

(آیه23) علت طلب اجر رسالت توسط پیامبر(ص) (2)

05:37
101

(آیه23) معرفی قربای پیامبر(ص) – انواع محبت

06:47
102

(آیه23) ویژگی های مودت به اهل بیت(ع) (1)

05:47
103

(آیه23) ویژگی های مودت به اهل بیت(ع) (2)

06:02
104

(آیه23) ویژگی های مودت به اهل بیت(ع) (3)

06:30
105

(آیه23) نتیجه محبت به اهل بیت(ع) در کلام پیامبر(ص)

05:39
106

(آیه23) تأثیر نیت انسان در پذیرش اعمال

03:33
107

(آیه23) شیوه ارتباط و پیوند با اهل بیت (ع)

03:52
108

(آیه24) مصونیت کلام وحی و قرآن

06:43
109

(آیات24و25) آثار منفی دروغ در وجود انسان

03:46
110

(آیه25) جایگاه توبه در معارف الهی

08:15
111

(آیه25) توبه، عامل شکستن تکبر انسان (1)

04:09
112

(آیه25) توبه، عامل شکستن تکبر انسان (2)

03:46
113

(آیه25) مراتب توبه

05:02
114

(آیه26) شیوه ارتباط خداوند با انسان ها (1)

05:06
115

(آیه26) شیوه ارتباط خداوند با انسان ها (2)

04:51
116

(آیه26) بیان یک حدیث قدسی

07:19
117

(آیه26) فضل و فزونی خداوند به انسان ها

04:15
118

(آیه27) نقش خداوند در رزق و روزی انسان ها

05:59
119

(آیه27) نقش انسان ها در رزق و روزی

06:07
120

(آیه27) عوامل شکستن غرور انسان (1)

07:31
121

(آیه27) عوامل شکستن غرور انسان (2)

05:50
122

(آیه27) پیچیدگی امر رزق و روزی

03:52
123

(آیه28) خداوند، آگاه به منفعت و زیان باران

06:10
124

(آیه28) مواقع استجابت دعا

04:34
125

(آیه28) مفهوم ولی الله و صفت حمید خداوند (1)

06:08
126

(آیه28) مفهوم ولی الله و صفت حمید خداوند (2)

06:11
127

موجودات زنده در کرات دیگر

08:21
128

(آیه30) عدم تناقض در آیات قرآن (1)

05:29
129

(آیه30) عدم تناقض در آیات قرآن (2)

04:29
130

(آیه30) بحثی در مورد جبر و اختیار

05:13
131

(آیه30) حق الله و حق النّاس

05:33
132

(آیه30) ظلم، مصداق حق النّاس- معیار حق النّاس

05:58
133

(آیه30) بازتاب طبیعی اعمال انسان

03:39
134

(آیه30) بلاهایی که نتیجه گناه و معصیت است(1)

06:10
135

(آیه30) بلاهایی که نتیجه گناه و معصیت است(2)

06:20
136

(آیه30) سنت امهال و مهلت دادن خداوند

04:40
137

(آیه30) بلاهایی که سبب شکوفایی استعداد ها می شوند(1)

04:16
138

(آیه30) بلاهایی که سبب شکوفایی استعداد ها می شوند(2)

04:21
139

(آیه30) بلاهایی که اختصاص به انبیاء و اولیاء دارد

05:14
140

(آیه30) خلاصه ای از مباحث جلسه قبل

03:37
141

(آیه30) شیوه ارتباط شریعت و طبیعت

06:11
142

(آیه31) محبت خداوند به انسان ها

07:51
143

زهرای مرضیه(س) عامل بقاء اسلام و قرآن (1)

07:21
144

زهرای مرضیه(س) عامل بقاء اسلام و قرآن (2)

06:57
145

اصل تنوع در قرآن

06:38
146

(آیه32) انواع آیات الهی

04:44
147

(آیه33) صبر و شکر، دو عامل استفاده بهینه از آیات الهی

04:28
148

(آیه33) آثار صبر در وجود انسان

05:42
149

(آیه33) محبت و معرفت، دو پایه صبر

03:10
150

(آیات33تا35) تقدم رحمت بر غضب خداوند

03:47
151

(آیه36) اصل مالکیت در زندگی انسان

03:47
152

(آیه36) زندگی دنیا از منظر قرآن

08:34
153

(آیه36) تفاوت نعمت های دنیا و آخرت

05:28
154

(آیه36) اهمیت دیدگاه انسان به دنیا

04:23
155

(آیه37) ویژگی ها و صفات مومنین

02:37
156

(آیه37) اولین گام در ساختن وجود انسان در قرآن

06:14
157

(آیه37) نام های گناه در قرآن

06:06
158

(آیه37) معیار گناهان کبیره در قرآن (1)

03:57
159

(آیه37) معیار گناهان کبیره در قرآن (2)

04:01
160

(آیه37) حساسیت موی زن در اسلام

04:32
161

(آیه37) ادامه بحث معیار گناهان کبیره

06:34
162

(آیه37) تأثیر منفی گناه در وجود انسان

02:53
163

(آیه37) مفهوم واژه فواحش و کاربرد آن در قرآن

02:12
164

(آیه37) جایگاه غضب و خشم در وجود انسان

06:02
165

(آیه37) راهکار فرونشاندن غضب و خشم

03:19
166

(آیه38) نقش عمل در زندگی مسلمانان

04:42
167

(آیه38) مفهوم م صداق شیعه

06:35
168

(آیه38) مفهوم اقامه نماز

07:31
169

(آیه38) وجه تشبیه مومن به زنبور عسل (1)

05:05
170

(آیه38) وجه تشبیه مومن به زنبور عسل (2)

06:30
171

(آیه38) اهمیت مشورت در زندگی انسان (1)

04:02
172

(آیه38) اهمیت مشورت در زندگی انسان (2)

05:41
173

(آیات37و38) ویژگی های مومنین – انواع تکالیف دینی

05:41
174

(آیه38) آثار شخصی و اجتماعی انفاق

03:36
175

(آیه39) ظلم ستیزی، ویژگی انسان قرآنی (1)

05:08
176

(آیه39) ظلم ستیزی، ویژگی انسان قرآنی (2)

05:48
177

(آیه40) انصاف و عدالت با ظالمین و دشمنان (1)

05:30
178

(آیه40) انصاف و عدالت با ظالمین و دشمنان (2)

04:08
179

(آیه40) جایگاه عفو در منطف تربیتی اسلام

04:42
180

(آیه40) حد و اندازه تواضع و خدمت به انسان ها در اسلام

07:05
181

(آیات41و42) مفهوم مکارم الاخلاق

05:22
182

(آیه43) جایگاه صبر در زندگی انسان

07:39
183

(آیه43) ویژگی پیامبرن اولوالعزم

04:53
184

(آیه44) توجیه نسبت دادن اضلال به خداوند

08:23
185

(آیه44) عدم ارتجاع و بازگشت در نظام آفرینش الهی

03:57
186

(آیه45) وضعیت ظالمین در قیامت

03:39
187

(آیه45) معنای کلمه خسران

04:18
188

(آیه45) سرمایه انسان ها در دنیا

05:30
189

(آیه45) مفهوم کلمه یوم در مورد قیامت

03:07
190

(آیات46و47) خداوند تنها پناهگاه انسان ها در قیامت

03:58
191

(آیه47) عدم امکان انکار اعمال در قیامت

05:28
192

(آیه48) مسئولیت انبیاء الهی

06:05
193

(آیه48) شیوه انسان شناسی قرآن

04:43
194

(آیه48) نقش ایمان در شکل گرفتن شخصیت انسان

04:33
195

(آیه48) وضعیت انسان تربیت نشده

06:55
196

(آیات49و50) دیدگاه جاهلیت عرب و جاهلیت نوین نسبت به فرزند

06:10
197

(آیات49و50) جایگاه و ارزش فرزند دختر در اسلام

04:55
198

(آیه50) مشیت و اراده خداوند بر اساس حکمت و علم اوست

05:00
199

(آیه51) نحوه ارتباط خداوند با انبیاء الهی (1)

07:24
200

(آیه51) نحوه ارتباط خداوند با انبیاء الهی (2)

04:15
201

(آیه52) شیوه ارتباط روح با بدن انسان

07:54
202

(آیه52) معانی روح در قرآن

04:08
203

(آیه52) تفاوت معرفت شناسی شیعه و اهل سنت

06:55
204

(آیه52) دین و آیین پیامبر(ص) قبل از بعثت

05:09
205

(آیه52) پیامبر اسلام(ص) ، الگوی انسان ها

03:36
206

(آیه53) معرفی صراط مستقیم

03:47
یکشنبه, 23 تیر 1404 20:16

شرح آیه 11 سوره مبارکه المائده

11- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

 

11- اى کسانى که ایمان آورده اید! نعمت خدا را بر خویشتن، به یاد آورید; آن زمان که گروهى (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوى شما دراز کنند (و شما را از میان بردارند)، امّا خدا دستشان را از شما کوتاه کرد. از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید. و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند

 

شکر نجات از تسلط دشمن

به دنبال یادآورى نعمت هاى الهى در چند آیه قبل، در این آیه، روى سخن را بار دیگر به مسلمانان کرده و قسمتى دیگر از نعمت هاى خود را به یاد آنها مى آورد، تا به شکرانه آن در اطاعت فرمان خدا و اجراى اصول عدالت بکوشند، مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! نعمت خدا را به یاد آورید در آن زمان که جمعیتى تصمیم گرفته بودند، دست به سوى شما دراز کنند و شما را از میان ببرند، ولى خداوند شرّ آنها را از شما دفع کرد» (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ).

در آیات قرآن خداوند کراراً مسلمانان را به یاد نعمت هاى گوناگون و الطاف خود به آنها مى اندازد، تا به این وسیله روح ایمان را در آنها تقویت و حسّ شکرگزارى و ثبات در برابر مشکلات را در آنها برانگیزد، و آیه فوق یکى از این آیات است.

اما در این که: این آیه، اشاره به کدام داستان مى کند، در میان مفسران گفتگو بسیار است:

بعضى آن را اشاره به دفع خطر یهودیان «بَنِى النَّضِیْر» مى دانند که طرح نابودى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مسلمانان را در «مدینه» کشیده بودند.

بعضى دیگر آن را اشاره به داستان «بطن نخل» دانسته اند که در ماجراى «حدیبیه» در سال ششم هجرت واقع شد، آنجا که جمعى از مشرکان «مکّه» تصمیم گرفتند به سرکردگى «خالد بن ولید» در نماز عصر به مسلمانان حملهور شوند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) از این توطئه آگاه گشت و با خواندن نماز کوتاهِ خوف، نقشه آنها را نقش بر آب کرد.

بعضى اشاره به حوادث دیگرى از زندگى پرحادثه پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مسلمانان مى دانند.

بعضى از مفسران نیز عقیده دارند: اشاره به تمام حوادثى است که در طول تاریخ اسلام واقع شده.(1)

این تفسیر، اگر از کلمه «قوم» که نکره است و دلیل بر وحدت مى باشد صرف نظر کنیم، از همه تفاسیر بهتر است.

در هر حال این آیه، مسلمانان را متوجه خطراتى مى سازد که ممکن بود براى همیشه نامشان را از صفحه روزگار براندازد، و به آنها هشدار مى دهد که به پاس این نعمت ها، تقوا را پیشه کنند، بر خدا تکیه نمایند و بدانند اگر پرهیزگار باشند، در زندگى تنها نخواهند ماند، و آن دست غیبى که همیشه حافظ آنها بوده باز هم از آنها حمایت خواهد کرد، مى فرماید: «تقواى الهى پیشه کنید و مؤمنان باید بر خدا توکّل کنند» (وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ عَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ).

در اینجا روى تقوا و توکّل تکیه شده.

روشن است: منظور از «توکّل» این نیست که انسان به بهانه واگذارى کارش به خدا، شانه از زیر بار مسئولیت ها خالى کند و یا تسلیم حوادث گردد، بلکه منظور این است در عین به کار گرفتن تمام قدرت و نیرو:

اوّلاً ـ توجه داشته باشد که آنچه دارد از خود او نیست، و از ناحیه دیگرى است و به این وسیله روح غرور و خودبینى را در خود بکشد.

ثانیاً ـ هرگز از بزرگى حوادث و مشکلات نهراسد و مأیوس نشود، و بداند تکیه گاهى دارد که قدرتش بالاترین قدرت ها است.

ضمناً با توجه به این که: در این آیه، نخست دستور به تقوا مى دهد، سپس اشاره به مسأله توکّل مى کند، استفاده مى شود که حمایت خدا شامل حال پرهیزگاران است.

باید توجه داشت: «تقوا» از ماده «وقایه» به معنى خویشتن دارى و جلوگیرى کردن از عوامل سوء و فساد است.

در مورد «توکّل» ذیل آیات مناسب بحث خواهد شد.

* * *


1 ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 293، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ تفسیر «تبیان»، جلد 3، صفحه 463، مکتب الاعلام الاسلامى، طبع اول، 1409 هـ ق ـ «جامع البیان»، جلد 6، صفحه 197 به بعد، ذیل آیه مورد بحث، دار الفکر بیروت، 1415 هـ ق ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 6، صفحه 111 به بعد، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة التاریخ العربى بیروت، 1405 هـ ق.

....................................

تفسیر نمونه

یکشنبه, 23 تیر 1404 20:15

شرح آیات 8 لغایت 10 سوره مبارکه المائده

8- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

9- وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۙ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ

10- وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ

 

8- اى کسانى که ایمان آورده اید! همواره براى خدا قیام کنید، و از روى عدالت، گواهى دهید. دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت پیشه کنید، که به پرهیزگارى نزدیکتر است. و از (نافرمانى) خدا بپرهیزید، که خداوند از آنچه انجام مى دهید، آگاه است

9- خداوند، به آنها که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند، وعده آمرزش و پاداش بزرگى داده است

10- و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل دوزخند

 

دعوت اکید به عدالت

این آیه دعوت به قیام به عدالت مى کند و نظیر آن با تفاوت مختصرى در سوره «نساء» آیه 135 گذشت، نخست خطاب به افراد با ایمان کرده، مى گوید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! همواره براى خدا قیام کنید! و به حق و عدالت گواهى دهید»! (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامینَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ).

در این قسمت دو دستور سازنده فرد و اجتماع را صادر کرده:

یکى قیام للّه بدون چشم داشت از کسى و یا رسیدن به غنائمى،

و دیگرى شهادت به قسط و عدل که یک جامعه کامل نیازمند این دو است.

پس از آن، به یکى از عوامل انحراف از عدالت اشاره نموده و به مسلمانان چنین هشدار مى دهد: «نباید کینه ها و عداوت هاى قومى و تصفیه حساب هاى شخصى مانع از اجراى عدالت و موجب تجاوز به حقوق دیگران گردد; زیرا عدالت از همه اینها بالاتر است» (وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْم عَلى أَلاّ تَعْدِلُوا).

بار دیگر به خاطر اهمیت موضوع روى مسأله عدالت تکیه کرده، مى فرماید: «عدالت پیشه کنید که به پرهیزگارى نزدیک تر است» (اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى).

و از آنجا که عدالت، مهمترین رکن تقوا و پرهیزگارى است، براى سومین بار به عنوان تأکید اضافه مى کند: «از خدا بپرهیزید; زیرا خداوند از تمام اعمال شما آگاه است» (وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ).

تفاوتى که میان این آیه و آیه اى که در سوره «نساء» آمده است، از چند جهت مى باشد:

نخست این که: در آیه «نساء»، دعوت به قیام به عدالت و گواهى دادن براى خدا شده، اما در اینجا دعوت به قیام براى خدا و گواهى دادن به حق و عدالت شده.

شاید این تفاوت به خاطر آن باشد که در آیه «نساء»، هدف این بوده که گواهى ها براى خدا باشد نه براى بستگان و خویشاوندان و نزدیکان، اما در اینجا چون سخن از دشمنان در میان بوده تعبیر به گواهى به عدالت و قسط شده، یعنى نه به ظلم و ستم.

دیگر این که: در سوره «نساء»، اشاره به یکى از عوامل انحراف از عدالت شده و در اینجا اشاره به عامل دیگرى، در آنجا حبّ افراطى بى دلیل، و در اینجا بغض افراطى بى جهت، ولى هر دو در موضوع پیروى از هوا و هوس که در سوره «نساء» با جمله: «فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا» آمده است جمعند، بلکه پیروى از هوا سرچشمه وسیع ترى براى ظلم و ستم است; زیرا گاهى ظلم و ستم به خاطر هوا پرستى و حفظ منافع شخصى است نه به خاطر حب و بغض دیگران.

بنابراین، ریشه واقعى انحراف از عدالت، همان پیروى از هوا است که در گفتار پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امیر مؤمنان(علیه السلام) چنین آمده است: أَمَّا اتِّباعُ الْهَوى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ: «هواپرستى شما را از حق باز مى دارد».(1)

* * *

سپس، در آیه بعد ـ طبق سنت قرآن ـ که پس از احکام خاصى براى تأکید و تکمیل آن اشاره به قوانین و اصول کلّى مى کند، در اینجا نیز براى تأکیدِ مسأله اجراى عدالت و گواهى به حق چنین مى فرماید: «خداوند به کسانى که ایمان آورده و عمل صالح انجام مى دهند، وعده آمرزش و پاداش عظیم داده است» (وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظیمٌ).

* * *

در مقابل: «کسانى که خدا را انکار کنند و آیات ما را تکذیب نمایند از اصحاب دوزخند» (وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحیمِ).

قابل توجه این که: آمرزش و اجر عظیم به عنوان یک وعده الهى در آیه ذکر شده و فرموده: وَعَدَ اللّهُ... ولى کیفر دوزخ به صورت نتیجه عمل بیان شده، مى فرماید:

«کسانى که داراى چنین اعمالى باشند، چنان سرنوشتى خواهند داشت» این، در حقیقت اشاره به مسأله فضل و رحمت خدا در مورد پاداش هاى سراى دیگر است، که به هیچ وجه برابرى با اعمال ناچیز انسان ندارد، همان طور که مجازات هاى آن جهان جنبه انتقامى نداشته، بلکه نتیجه خود اعمال آدمى است.

ضمناً تعبیر به «أَصْحابُ الْجَحِیْم» با توجه به این که اصحاب به معنى یاران و ملازمان مى باشد، دلیل بر آن است که آنها ملازم دوزخ خواهند بود، ولى این آیه به تنهائى نمى تواند دلیل بر مسأله «خلود» باشد ـ آن چنان که در تفسیر «تبیان» و «مجمع البیان» و تفسیر «فخر رازى» آمده است(2) ـ زیرا ملازمت ممکن است دائمى باشد و ممکن است مدتى به طول بیانجامد و سپس قطع شود، چنان که تعبیر به اصحاب السفینه: «یاران کشتى» که درباره سرنشینان کشتى نوح در قرآن آمده است دائمى نبوده.

البته شک نیست که کفار خلود در دوزخ دارند ولى در آیه فوق از آن سخنى نرفته، بلکه از آیات دیگرى استفاده مى شود.(3)

* * *

نکته:

عدالت، یک رکن مهم اسلام

کمتر مسأله اى در اسلام است که به اهمیت عدالت مورد توجه باشد; زیرا مسأله «عدل» همانند مسأله «توحید» در تمام اصول و فروع اسلام ریشه دوانده، یعنى همان طور که هیچ یک از مسائل عقیده اى و عملى، فردى و اجتماعى، اخلاقى و حقوقى، از حقیقت توحید و یگانگى جدا نیست، همچنین هیچ یک از آنها را خالى از روح «عدل» نخواهیم یافت.

بنابراین، جاى تعجب نیست که «عدل» به عنوان یکى از اصول مذهب و یکى از زیر بناهاى فکرى مسلمانان شناخته شود، گر چه عدالتى که جزء اصول مذهب است یکى از صفات خدا است، و در اصل خداشناسى که نخستین اصل از اصول دین است مندرج مى باشد، ولى ممتاز ساختن آن بسیار پر معنى است و به همین دلیل، در مباحث اجتماعى اسلام روى هیچ اصلى به اندازه عدالت تکیه نشده است.

ملاحظه احادیثِ زیر به عنوان نمونه براى درک اهمیت این موضوع کافى است.

پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرماید:

اِیّاکُمْ وَ الظُّلْمَ فَاِنَّ الظُّلْمَ عِنْدَ اللّهِ هُوَ الظُّلُماتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ: «از ظلم بپرهیزید; زیرا در روز رستاخیز که هر عملى به شکل مناسبى مجسم مى شود، ظلم در شکل ظلمت تجسم خواهد یافت و پرده اى از تاریکى، اطراف ظالمان را فرا خواهد گرفت».(4)

و مى دانیم هر خیر و برکتى هست در نور است، در حالى که ظلمت، منبع هرگونه عدم و فقدان مى باشد.

و در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده است:

بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّمواتُ وَ الأَرْضِ: «آسمان ها و زمین بر اساس عدل استوارند».(5)

این تعبیر، رساترین تعبیرى است که درباره عدالت ممکن است بشود، یعنى نه تنها زندگى محدود بشر در این کره خاکى بدون عدالت بر پا نمى شود، که
سر تا سر جهان هستى و آسمان ها و زمین همه، در پرتو عدالت و تعادل نیروها و قرار گرفتن هر چیزى در مورد مناسب خود برقرار هستند و اگر لحظه اى، و به مقدار سر سوزنى، از این اصول منحرف شوند، رو به نیستى خواهند گذارد.

شبیه همین مضمون را در حدیث معروف دیگرى مى خوانیم که مى فرماید: اَلْمُلْکُ یَبْقى مَعَ الْکُفْرِ وَ لا یَبْقى مَعَ الظُّلْمِ: «حکومت ها ممکن است کافر باشند و دوام یابند، اما اگر ظالم باشند دوام نخواهند یافت».(6)

زیرا ستم چیزى است که اثر آن در همین زندگى، سریع و فورى است، توجه به جنگ ها، اضطراب ها، ناراحتى ها، هرج و مرج هاى سیاسى، اجتماعى، اخلاقى و بحران هاى اقتصادى در دنیاى امروز، نیز به خوبى این حقیقت را ثابت مى کند.

اما آنچه باید کاملاً به آن توجه داشت این است که: اسلام تنها «توصیه به عدالت» نمى کند، بلکه مهمتر از آن «اجراى عدالت» است، خواندن این آیات و روایات تنها بر فراز منابر و یا نوشتن در کتب، و یا گفتن آنها در لابلاى سخنرانى ها به تنهائى درد بى عدالتى، تبعیض و فساد اجتماعى را در جامعه اسلامى درمان نمى کند، بلکه آن روز عظمت این دستورها آشکار مى گردد که در متن زندگى مسلمانان پیاده شود.

* * *


1 ـ این حدیث در کتاب «سفینة البحار»، جلد 2، صفحه 728، ماده «هوى» (انتشارات کتابخانه نسائى) از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و در «نهج البلاغه»، خطبه 42 از على(علیه السلام) نقل شده است.

«کافى»، جلد 1، صفحه 44، جلد 2، صفحه 336، و جلد 8، صفحه 58، دار الکتب الاسلامیة ـ «وسائل الشیعه»، جلد 2، صفحه 438، و جلد 16، صفحه 58، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 2، صفحه 106، جلد 32، صفحه 355، جلد 34، صفحه 172، جلد 67، صفحات 77 و 88، جلد 70، صفحات 96، 163 و 298، و جلد 75، صفحه 41.

2 ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 292، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ تفسیر «تبیان»، جلد 3، صفحه 463، ذیل آیه مورد بحث، مکتب الاعلام الاسلامى، طبع اول، 1407 هـ ق ـ تفسیر «کبیر فخر رازى»، جلد 11، صفحه 182، دار الکتب العلمیه تهران، طبع دوم.

3 ـ «جَحِیم» از ماده «جحم» (بر وزن فهم) به معنى شدت برافروختگى آتش است و به همین دلیل نام جهنم، «جحیم» گذاشته شده است.

به آتش هاى سوزان و وسیع دنیا نیز احیاناً «جحیم» گفته مى شود، چنان که در داستان ابراهیم(علیه السلام)مى خوانیم: نمرودیان گفتند: «فَالقُوهُ فِى الْجَحِیْمِ» (صافات، آیه 97).

4 ـ «سفینة البحار»، جلد 2، صفحه 105، ماده «ظلم»، انتشارات نسائى ـ «وسائل الشیعه»، جلد 9، صفحه 42، آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 70، صفحه 303، و جلد 72، صفحه 309 ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 3، صفحات 175 و 367، و جلد 4، صفحه 362، دار المعرفة، 1412 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 1، صفحه 352، دار المعرفة، مطبعة الفتح جدة، طبع اول، 1365 هـ ق ـ «سنن کبراى بیهقى»، جلد 10، صفحه 243، دار الفکر.

5 ـ تفسیر «صافى»، جلد 5، صفحه 107، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق ـ «کافى»، جلد 5، صفحه 266، دار الکتب الاسلامیة - «عوالى اللآلى»، جلد 4، صفحه 103، مطبعة سید الشهداء قم، طبع اول، 1403 هـ ق - تفسیر «الأصفى»، جلد 2، صفحه 1241، انتشارات دفتر تبلیغات، طبع اول، 1420 هـ ق.

6 ـ «بحار الانوار»، جلد 72، صفحه 331 ـ «امالى شیخ مفید»، صفحه 310، انتشارات جامعه مدرسین قم ـ تفسیر «صافى»، جلد 2، صفحه 477، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق.

...................................

تفسیر نمونه

دوشنبه, 10 تیر 1404 13:11

لاَ خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ; كَمَا أَنَّهُ لاَ خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ.

امام(عليه السلام) فرمود: خاموش ماندن از گفتار حكمت آميز فايده اى ندارد همان گونه كه سخن گفتن نابخردانه.

 

شرح و تفسير

كجا خاموشى باش و كجا سخن بگو

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اشاره به موارد لزوم سكوت و موارد سخن گفتن كرده مى فرمايد: «خاموش ماندن از گفتار حكمت آميز فايده اى ندارد، همان گونه كه سخن گفتن نابخردانه»; (لاَ خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ; كَمَا أَنَّهُ لاَ خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ). سكوت بهتر است يا سخن گفتن؟ دانشمندان در اين باره بحث هاى مختلفى كرده اند; گروهى خطرات سخن گفتن و گناهان كبيره و عظيمه ناشى از آن را در نظر گرفته و دستور به سكوت داده اند. عده اى فوايد عظيمى را كه در سخن گفتن است در نظر گرفته و سخن گفتن را توصيه مى كنند ولى حق مطلب همان است كه امام(عليه السلام) فرمود. آنجا كه انسان، حكيمانه و عاقلانه سخن بگويد فضيلت است و ترك آن رذيلت و آنجا كه انسان جاهلانه و نابخردانه سخن بگويد رذيلت است و ترك آن فضيلت. به همين دليل هم روايات زيادى در مدح سكوت وارد شده و هم احاديث فراوانى در فضيلت كلام; از جمله از امام سجاد على بن الحسين(عليه السلام) سؤال شد كه سخن گفتن افضل است يا سكوت فرمود: «لِكُلِّ واحِد مِنْهُما آفاتٌ فَإذا سَلِما مِنَ الاْفاتِ فَالْكَلامُ أفْضَلُ مِنَ السُّكُوتِ; هر كدام از اين دو آفاتى دارد هرگاه از آفات سالم باشند سخن گفتن از سكوت افضل است» عرض كردند: اى پسر رسول خدا چگونه است (كه سخن گفتن افضل باشد)؟ امام(عليه السلام)فرمود: «لاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ ما بَعَثَ الاْنْبِياءُ وَالاَْوْلِياءُ بِالسُّكُوتِ إنَّما بَعَثَهُمْ بِالْكَلامِ; خداوند پيامبران و اوصياى آنها را به سكوت مبعوث نكرد، بلكه مبعوث كرد تا با مردم سخن بگويند (و پيام خدا را به آنها برسانند)». حضرت در پايان اين حديث به نكته جالبى اشاره كرده فرمود: «إنّكَ تَصِفُ فَضْلَ السُّكُوتِ بِالْكَلامِ وَلَسْتَ تَصِفُ فَضْلَ الْكَلامِ بِالسُّكُوتِ; حتى هنگامى كه مى خواهى فضيلت سكوت را بيان كنى با كلام بيان مى كنى و هرگز فضيلت كلام را با سكوت بيان نخواهى كرد». در حديث ديگرى از امام صادق از پدرانش از اميرمؤمنان على(عليهم السلام) چنين آمده است: «جُمِعَ الْخَيْرُ كُلُّهُ في ثَلاثِ خِصال النَّظَرِ وَالسُّكُوتِ وَالْكَلامِ فَكُلُّ نَظَر لَيْسَ فيهِ اعْتِبارٌ فَهُوَ سَهْوٌ وَكُلُّ سُكُوت لَيْسَ فيهِ فِكْرٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ وَكُلُّ كَلام لَيْسَ فيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ; تمام نيكى ها در سه خصلت جمع شده است: نگاه كردن و سكوت و سخن گفتن. هر نگاهى كه در آن عبرت نباشد سهو و بيهوده است و هر سكوتى كه در آن فكر نباشد غفلت و بى خبرى است و هر كلامى كه در آن ياد خدا نباشد لغو است». و در پايان اضافه فرمود: «فَطُوبى لِمَنْ كانَ نَظَرُهُ عَبَراً وَسُكُوتُهُ فِكْراً وَكَلامُهُ ذِكْراً; خوشا به حال كسانى كه نگاهشان عبرت، سكوتشان فكر و كلامشان ذكر باشد». نتيجه اين كه سكوت و كلام نيز مانند ساير اعمال انسان هستند كه اگر در حد اعتدال و شرايط لازم باشند فضيلت و اگر خارج از اين حد گردند رذيلت و اين با تفاوت اشخاص و مجالس و مطالب و موضوعات متفاوت است و هر كس مى تواند با دقت فضيلت را از رذيلت در اينجا دريابد; به يقين سكوت از امر به معروف و نهى از منكر و از حكم به حق و از شهادت عادلانه و از اندرز و نصيحت هاى مخلصانه و از مشورت خردمندانه جزء رذايل و يا از گناهان كبيره است; ولى سخن گفتن به دروغ، غيبت، تهمت، اهانت، امر به منكر و نهى از معروف، شهادت به باطل و فضول كلام (سخنان بيجا و بى معنا) جزء رذايل اخلاقى يا از گناهان كبيره به شمار مى آيد. تعبير به «حكم» در كلام امام(عليه السلام) تنها به معناى قضاوت كردن در محاكم قضايى يا فتواى به حلال و حرام آن گونه كه بعضى از شارحان پنداشته اند، نيست بلكه هر سخن حكيمانه و خردمندانه اى را فرا مى گيرد، زيرا نقطه مقابل آن در همين كلام «جهل» ذكر شده است. قرآن مجيد نيز كراراً به مسئله تكلم به حق اشاره كرده و اهل كتاب را بر كتمان حق و سكوت سرزنش مى كند; از جمله مى فرمايد: «(وَإِذْ أَخَذَ اللهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ); (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خدا، از كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده، پيمانى گرفت كه حتماً آن را براى مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد!». بحث مشروحى در كتاب اخلاق در قرآن در زمينه سكوت و كلام داشته ايم.

شنبه, 08 تیر 1404 09:52

شرح آیه 7 سوره مبارکه المائده

7- وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

 

7- و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، و پیمانى را که با تأکید از شما گرفت، آن زمان که گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم». و از (مخالفت فرمانِ) خدا بپرهیزید که خدا، از آنچه درون سینه هاست، آگاه است

 

پیمان هاى الهى

به تناسب بحثى که در آیه گذشته درباره قسمتى از احکام اسلام و تکمیل نعمت هاى الهى گذشت، در این آیه، بار دیگر مسلمانان را به اهمیت نعمت هاى بى پایان خداوند که مهمترین آنها نعمت ایمان و اسلام و هدایت است، توجه داده مى فرماید: «نعمت هاى خدا را به یاد بیاورید» (وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْکُمْ).

گرچه نعمت در اینجا مفرد است ولى معنى جنس دارد، و جنس در اینجا در معنى عموم استعمال شده و به این ترتیب همه نعمت ها را شامل مى شود.

البته این احتمال نیز در آیه هست که منظور، خصوص نعمت اسلام باشد که در آیه قبل اجمالاً به آن اشاره شده است آنجا که مى گوید: «وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ».

و چه نعمتى از آن بالاتر که در سایه اسلام، همه گونه مواهب، افتخارات و امکانات نصیب مسلمانان شد و جمعیتى که قبلاً کاملاً پراکنده، جاهل و گمراه، خونخوار، فاسد و مفسد بودند به صورت جمعیتى متشکّل، متّحد و دانا با امکانات مادّى و معنوى فراوان در آمدند.

پس از آن، پیمانى را که با خدا بسته اند، یادآور شده مى گوید: «پیمانى را که به طور محکم خدا با شما بست فراموش نکنید، آن زمان که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم» (وَ میثاقَهُ الَّذی واثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا).

در این که منظور از این پیمان کدام پیمان است؟ دو احتمال وجود دارد:

نخست، پیمانى که مسلمانان در آغاز اسلام در «حدیبیه»، یا «حجة الوداع»، یا «عقبه» و یا همه مسلمانان به مجرد قبول اسلام به طور ضمنى با خدا بسته اند.

دیگر، پیمانى که به حکم فطرت و آفرینش، هر کسى با خداى خود بسته و همان است که گاهى از آن به نام «عالم ذر» تعبیر مى شود.

توضیح این که:

خداوند به هنگام آفرینش انسان، استعدادهاى قابل ملاحظه اى به او داد و مواهب بى شمارى در اختیار او گذاشت، از جمله استعداد مطالعه اسرار آفرینش و شناخت پروردگار به وسیله آنها و همچنین عقل و هوش و ادراکى که به وسیله آن پیامبرانش را بشناسد و دستورهاى آنها را به کار بندد، خداوند با دادن این استعدادها «عملاً» از آنها پیمان گرفته که این استعدادها را عاطل و باطل نگذارند و از آن در مسیر صحیح بهره گیرند.

افراد انسان نیز «به زبان حال و استعداد» فریاد بر آورده اند که: سَمِعْنا وَ أَطَعْنا: «شنیدیم و به کار بستیم».

این پیمان وسیع ترین، محکم ترین و عمومى ترین پیمانى است که خداوند از بندگان خود گرفته است و همان است که على(علیه السلام) در خطبه اول «نهج البلاغه» به آن اشاره کرده مى فرماید: لِیَسْتادُوهُمْ مِیْثاقَ فِطْرَتِهِ: «پیامبران براى این برانگیخته شدند که مردم را دعوت به وفا کردن به پیمان فطرت کنند».

بدیهى است، این پیمان وسیع، همه مسائل دینى را نیز در بر مى گیرد.(2)

و هیچ مانعى ندارد که آیه اشاره به تمام پیمان هاى تکوینى و تشریعى (پیمان هائى که خدا به حکم فطرت گرفته و یا پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مراحل مختلف از مسلمانان گرفت) باشد.

و از اینجا روشن مى شود حدیثى که مى گوید: منظور از میثاق، همان پیمانى بود که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در حجة الوداع در موضوع ولایت على(علیه السلام) گرفت(2) با آنچه در بالا ذکر کردیم سازگار است; زیرا بارها گفته ایم: تفسیرهائى که در ذیل آیات در این گونه موارد مى آید اشاره به یکى از مصداق هاى روشن است، نه به معنى انحصار.

ضمناً باید توجه داشت: «میثاق» در اصل، از ماده «وثاقة» یا «وثوق»، به معنى بستن و محکم کردن چیزى با طناب و مانند آن است، و بعداً به هر کارى که موجب آرامش خاطر مى شود گفته شده و از آنجا که عهد و پیمان، شبیه گرهى است که میان دو نفر یا دو گروه مى خورد، و موجب آرامش فکر آنها است، به آن میثاق مى گویند.

و در پایان آیه براى تأکید این معنى مى فرماید: «پرهیزگارى پیشه کنید خداوند از اسرار درون سینه ها آگاه است» (وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ).

تعبیر به «بِذاتِ الصُّدُورِ» که ترکیبى از «ذات» به معنى «عین و حقیقت» و «صدور» به معنى «سینه ها» است، اشاره به این است که: خداوند از دقیق ترین اسرارى که در اعماق روح آدمى نهفته است و هیچ کس جز خودش از آن آگاهى ندارد با خبر است.

اما این که: چگونه عواطف، احساسات، نیات و تصمیمات به قلب و درون سینه ها نسبت داده شده؟ در جلد اول، ذیل آیه 7 سوره «بقره» بحث کرده ایم و در ذیل آیه 57 سوره «یونس» مشروحاً بحث خواهیم کرد.

* * *


1 ـ شرح بیشتر درباره این موضوع و این که چرا آن را «عالم ذر» مى گویند، به خواست خدا در تفسیر آیه 172 سوره «اعراف» خواهد آمد.

2 ـ تفسیر «برهان»، جلد 1، صفحه 454 ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 290، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 66، صفحه 351 ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 600، مؤسسه اسماعیلیان قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ تفسیر «صافى»، جلد 2، صفحه 20، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق.

...........................

تفسیر نمونه

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری