- آموزش قرآن
- پربازدید
نیایش پس از نماز شب
اخلاص در تلاوت قرآن
از مدتها پيش دنبال فرصتى مىگشت تا دور از هرگونه هياهو
انتظار و موضوع آخرالزمان در قرآن به روايت اهل بيت
بر اساس تعاليم اعتقادى اسلام و به استناد روايت مشهور از
دو عمل مهم اولین شب قدر
حکمت 170 نهج البلاغه
تَرْکُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوبَةِ.
ترک گناه
آمار بازدید
احسن الحدیث
گروه جامعه: رئیس سازمان بهزیستی کشور طی نشستی خبری از برگزاری مسابقات بینالمللی قرآن معلولان کشورهای اسلامی توسط بهزیستی در سال آینده خبر داد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) همایون هاشمی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، امروز یکشنبه 24 اسفند ماه با حضور در جمع خبرنگاران به ارائه گزارش عملکرد سال جاری و اهم برنامههای سال آینده این سازمان پرداخت و اظهار کرد: در سال جاری شعار بهزیستی بازکردن دربهای سازمان و دعوت از همه برای مشارکت در اقدامات بهزیستی بود.
وی شعار سال آینده این سازمان را برداشتن تمام دیوارها حتی دیوارهای نامرئی سازمان اعلام و اظهار کرد: هدف از این کار اعلام کردن سازمان بهزیستی به عنوان سازمانی کاملاً مردمی است.
اجرای طرح آموزش پیشگیری برای تمام خانوادههای ایرانی
هاشمی یکی از برنامههای اصلی سال آینده سازمان بهزیستی را توسعه پیشگیری با مدل خانه به خانه اعلام و اظهار کرد: بر اساس این برنامه آموزش پیشگیری برای تمام خانوادههای ایرانی طراحی میشود و بستههای آموزشی این طرح تا 50 درصد تهیه شده که برای توزیع و اجرای آن به همکاری همه نهادها نیاز داریم.
وی توسعه رویکرد توانبخشی خانواده محور و توانمندسازی معلولان در کنار خانوادههای خود را یکی دیگر از برنامههای سال آینده سازمان بهزیستی اعلام و اظهار کرد: بر اساس این طرح تلاش میشود خدمات تخصصی در خانوادهها به معلولان ارائه شود.
رئیس سازمان بهزیستی با اعلام این مطلب که در سال آینده شاهد تحولات اساسی در حوزه اجتماعی بهزیستی خواهیم بود، گفت: تحول اساسی در حوزه تربیت و ترخیص کودکان تحت سرپرستی بهزیستی صورت میگیرد؛ در حال حاضر بیش از 20 هزار فرزند تحت قیومیت سازمان بهزیستی قرار دارند و 110 هزار کودک تک والد که اکثراً مادر دارند، نیز از حمایتهای بهزیستی بهرهمند میشوند که طرح تحول اساسی برای این گروهها اجرا میشود.
وی از برگزاری مسابقه بینالمللی قرآن معلولان کشورهای اسلامی خبر داد و گفت: بیش از 16 عنوان مسابقه قرآنی برای گروههای هدف بهزیستی اجرا میشود و برای اولین بار با همکاری سایر دستگاهها مسابقات بینالمللی قرآن کریم معلولان کشورهای مسلمان را خواهیم داشت.
هاشمی ادامه داد: بیشترین حافظان قرآن کریم از نظر آماری در میان نابینایان کشور وجود دارد.
وی با تأکید بر اینکه تلاش میشود خدمات بهزیستی بیشتر وارد فاز توانمندسازی شود و از ارائه خدمات صرفاً معیشتی خارج شود، گفت: 250 هزار فرد پشتنوبت دریافت خدمات بهزیستی در سال جاری وارد حوزه دریافت خدمات بهزیستی شدهاند و 38 هزار واحد مسکونی نیز به معلولان تحویل داده شد.
هاشمی افزود: در سال گذشته هفت میلیارد تومان وام قرضالحسنه توسط بانکها به گروههای هدف بهزیستی ارائه شد که امسال این رقم به بیش از 165 میلیارد تومان رسید که بابت این ارائه خدمات از بانکها تشکر میکنیم.
برگزاری جشن پوشش 100 درصدی طرح CVR
وی از آمادگی برگزاری جشن پوشش 100 درصدی طرح CVR (توانبخشی مبتنی بر خانواده) در سال جاری سخن گفت اما عنوان کرد: تصمیم بر این شد که سال آینده این جشن برگزار شود.
بیش از 200 هزار نفر پشت نوبتی
هاشمی حمایت از خانوادههای دارای چند قلو و ارائه بسته حمایتی به مبلغ 300 هزار تومان به خانوادههای دارای چند قلو، رشد بیش از 29 درصدی مشارکتهای مردمی و خروجی 17 و نیم درصدی مددجویان بهزیستی از چرخه دریافت خدمات و توانمندی آنها را از دیگر اتفاقات سال جاری برشمرد و گفت: در حال حاضر بیش از 200 هزار نفر پشت نوبت دریافت خدمات مستمر ما قرار دارند که قول میدهیم تا اردیبهشت سال آینده این افراد را تحت پوشش قرار دهیم.
وی یکی از ضعفهای اساسی سازمان بهزیستی را نبود پایگاه آماری دقیق دانست و اعلام کرد: بر همین اساس پایگاه دادههای اجتماعی بهزیستی طراحی و در حال بارگذاری اطلاعات هستیم.
رئیس سازمان بهزیستی در پایان اعلام کرد: در حال حاضر چهار میلیون و 800 هزار نفر از خدمات مستمر بهزیستی بهرهمند میشوند و 12 میلیون نفر نیز از آموزشها و خدمت پیشگیرانه این سازمان استفاده میکنند.
گروه دانشگاه: رئیس کارگروه توسعه آموزش عالی قرآنی اظهار کرد: علوم قرآنی برای توسعه آموزش عالی کیفی و به عبارت دیگر هدفمند کردن آموزش عالی، یک اصل است.
مجتبی شریعتی نیاسر، رئیس کارگروه توسعه آموزش عالی قرآنی و معاون آموزشی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، در رابطه با برنامههای این کارگروه گفت: هنوز جلسات آن تشکیل نشده است که من بتوانم دربارهاش صحبت کنم.
وی افزود: در دوره من هیچ جلسهای هنوز تشکیل نشده است. قرار بود هفته گذشته جلسهای تشکیل شود که البته به تعویق افتاد.
شریعتی نیاسر با بیان اینکه در حال حاضر هیچ برنامهای نداریم، در پاسخ به این سؤال که آیا بودجهای دریافت شده است؟ اظهار کرد: بودجهای در همین سال 93 به دانشگاهها برای فعالیتهای قرآنی داده شد که حوزه آموزش را نیز در بر میگرفت. منتهی در زمانی که من آمدهام هنوز جلسهای نداشتهایم که ما بتوانیم روی آن کار کنیم.
قرآن، محور هدفمندسازی آموزش عالی است
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران عنوان کرد: با توجه به اینکه علوم قرآنی برای توسعه آموزش عالی کیفی و به عبارت دیگر هدفمند کردن آموزش عالی یک اصل است؛ بنا بر این مورد توجه ویژه ما است، منتهی باید زمان آن برسد تا ما بتوانیم برنامههای خودمان را اعلام کنیم و الان آن زمان نیست.
رئیس کارگروه توسعه آموزش عالی قرآنی در پاسخ به این سؤال که جلسه تعیین برنامههای آموزشی در این حوزه چه زمانی برگزار میشود، گفت: هماهنگی برگزاری جلسه را دفتر کمیسیون توسعه پژوهش و آموزش عالی قرآنی کشور انجام میدهد. تصور من این است که شاید ظرف یکی دو هفته آینده برگزار شود.
یادآور میشود، مجتبی شریعتی نیاسر، برای تصدی سمت معاون آموزشی وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری در روز چهارم دیماه 93 منصوب شده است.
گروه فعالیتهای قرآنی: شهسواری با تأکید بر ضرورت توجه به بعد آموزش علوم قرآنی در تخصیص و هزینهکرد اعتبارات قرآنی بیان کرد: متأسفانه برخی مواقع بودجههای تخصیص یافته به این حوزه به خاطر برخی اعمال نظرهای سلیقهای درست و صحیح هزینه نمیشوند.
ابوطالب شهسواری، چهره قرآنی کشور در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، با اشاره به برخی انتظارات جامعه قرآنی از دولت نقش دولت را در ترویج و توسعه فرهنگ قرآنی بسیار مهم و اساسی خواند و گفت: از جمله مهمترین انتظارات فعالان قرآنی از دولت اهتمام ویژه مسئولان به ترویج و توسعه فرهنگ قرآنی است.
وی بیان کرد: انتظار است که دولت با جدیت و اهتمام ویژهای در راستای فرهنگ عمومی جامعه بخصوص فرهنگ دینی و علوم قرآنی حرکت کرده و سیاستها و تصمیمات خود را بر پایه ترویج این مهم در جامعه قرار دهد.
شهسواری اظهارکرد: دولت با توجه به ظرفیتهای فرهنگی خوبی که در اختیار دارد از جمله سه وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی، علوم و آموزش و پرورش از طریق تدوین برنامه مدون و منسجم و اختصاص بودجه مطلوب به این وزارتخانهها میتواند نقش بسیار مثبتی در حوزه ترویج علوم قرآنی در جامعه ایفا کند.
نقش موثر آموزش و پرورش در ترویج و توسعه علوم قرآنی
پیشکسوت قرآنی آموزش و پرورش با اشاره به نقش موثر آموزش و پرورش در ترویج و توسعه علوم قرآنی از طریق آموزش افزود: آموزش عمومی قرآن کریم از سنین پایه و همچنین توسعه مفاهیم قرآنی از جمله اولین مسائلی است که باید در اولویت فعالیت دولت قرار گیرد و آموزش و پرورش و وزارت علوم نیز به عنوان دو نهاد تاثیرگذار در این مهم نقش مهمی برعهده دارند.
وی با تأکید بر لزوم اصلاح ساختارهای آموزشی در حوزه آموزش علوم، اظهار کرد: انسجام بخشیدن به فعالیتهای قرآنی به ویژه در حوزه آموزش، نظارات بر فعالیتهای قرآنی، سرمایهگذاری بر روی ظرفیتهای فرهنگی و قرآنی و ... از دیگر انتظارات جامعه قرآنی از دولت است.
شهسواری بیان کرد: طبیعتاً دولت پاسخگوی نیاز همه طیفهای مختلف جامعه است و قطعاً نه تنها جامعه قرآنی؛ بلکه همه آحاد جامعه از دولت انتظارات مختلفی دارند؛ لیکن امروزه با توجه به شرایط کنونی در مقابل نظرات و دیدگاههای فراوانی که در قالب شبکههای مختلف و از شیوههای متعدد در دسترش جوان ایرانی قرار میگیرد انتظار میرود دولت نیز پابه پای سایر این نظرات خوراک فکری مناسبی در اختیار نسل جوان قرار دهد.
یکی از اهداف اصلی دولت باید توجه به بعد فرهنگی و قرآنی جامعه باشد
چهره قرآنی استان ادامه داد: یکی از اهداف اصلی دولت باید توجه به بعد فرهنگی و قرآنی جامعه باشد؛ چراکه تنها از طریق توسعه فرهنگ قرآنی و دینی است که میتوان نسل جوان جامعه را در مقابل این نظرات و تفکرات مخالف اهداف نظام و دین بیمه کرد.
وی با اشاره به نقش نخبگان و پیشکسوتان قرآنی نیز، افزود: نخبگان و پیشکسوتان این عرصه نیز باید در کنار دولت نسبت به این مهم اهتمام و تلاش مضاعفی داشته و اندیشه و افکار خود را در قالب مقالات و ... مطرح و به جامعه تعمیق دهند.
نخبه قرآنی کشور، اختصاص بودجه خاص به فعالیتهای قرآنی را گامی موثر در ترویج فرهنگ قرآنی و اجرای مطلوب فعالیتهای قرآنی دانست و افزود: اختصاص بودجه میتواند سهم بسزایی در این مهم داشته باشد؛ منتهی به شرطی که به جا و صحیح هزینه شود.
وی اضافه کرد: در حال حاضر بودجههایی که در اختیار فعالیتهای قرآنی و فرهنگی قرار میگیرد کم نیست و در واقع میتوان گفت که بودجههای مطلوبی به حوزه فرهنگی و قرآنی جامعه اختصاص داده میشود؛ اما اینکه چه میزان از این بودجهها به حوزه فعالیتهای قرآنی اختصاص داده میشود و اینکه در چه مسیر و فعالیتهای صرف و هزینه شود باید مورد نظارت دقیق قرار گیرد.
نخبه قرآنی کشور در پایان با تأکید بر ضرورت توجه به بعد آموزش علوم قرآنی در تخصیص و هزینهکرد اعتبارات قرآنی، بیان کرد: متأسفانه برخی مواقع بودجههای تخصیص یافته به این حوزه به خاطر برخی اعمال نظرهای سلیقهای درست و صحیح هزینه نمیشوند و بعضاً ما در پایان سال به دلیل هدررفت بودجهها شاهد خروجی مثبتی در حوزه فرهنگی و قرآنی نیستیم؛ بنابراین ضرورت دارد تا دولت در این بخش نظارت مستقیمی داشته باشد.

گروه فعالیتهای قرآنی: ثبت نام در بیستمین جشنواره قرآن و عترت(ع) دانشگاههای علوم پزشکی کشور در بخش دانشجویی تا پایان اسفندماه جاری تمدید شد.
حسین همتی، معاون مرکز قرآن و عترت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با اشاره به تمدید مهلت ثبت نام بیستمین دوره جشنواره قرآن و عترت دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی کشور، گفت: جهت حضور بیشتر و باشکوهتر دانشجویان در این جشنواره قرآنی این مهلت تا پایان سال 93 تمدید شد.
وی افزود: با توجه به استقبال پرشور دانشگاههای علوم پزشکی کشور در ثبت نام بیستمین جشنواره قرآن و عترت(ع)، در بخش دانشجویی مهلت ثبت نام در این جشنواره تا پایان اسفند ماه جاری تمدید شده است.
معاون مرکز قرآن و عترت وزارت بهداشت در ادامه با اشاره به اینکه مرحله کشوری بیستمین دوره جشنواره قرآن و عترت دانشجویان کشور خردادماه برگزار خواهد شد، تصریح کرد: در بخش کارکنان و اساتید نیز مهلت ثبت نام تا اوایل خردادماه خواهد بود و رقابتهای آنها نیز شهریورماه برگزار میشود.
همتی بیان کرد: تاکنون و براساس اطلاعات، دانشگاههای علوم پزشکی شیراز، گناباد، بندرعباس، زاهدان و گراش در بخش دانشجویان موفق شدند بیشترین تعداد ثبت نامی را در بین دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور داشته باشند.
وی اظهار کرد: همچنین در بخش اساتید، دانشگاههای علوم پزشکی شیراز، یزد، زاهدان، تربت حیدریه و شهید بهشتی و در بخش کارکنان نیز دانشگاههای علوم پزشکی جهرم، زاهدان، گلستان، شیراز و رفسنجان بیشترین تعداد ثبت نامی را از آن خود کردهاند.
معاون مرکز قرآن و عترت وزارت بهداشت با یادآوری اینکه شعار این دوره از جشنواره «قرآن، علم، سلامت» است، خاطرنشان کرد: فراخوان شرکت در این جشنواره در سه سطح دانشجویان، اعضای هیأت علمی و کارکنان وزارت بهداشت و در چهار بخش شفاهی، بررسی و نقد کتاب، پژوهشی و کتبی اعلام شده است.
یادآور میشود جشنواره قرآن و عترت دانشگاههای علوم پزشکی کشور در بخشهای شفاهی قرآن، بخش کتبی قرآن، بخش شفاهی عترت، بخش کتبی عترت، بخش ویژه کتبی بررسی کتاب، بخش پژوهشی و بخش تدبر برگزار میشود. بخش پژوهش صرفاً مختص به کارکنان و اساتید بوده و بخش تدبر نیز ویژه دانشجویان است.
علاقهمندان برای ثبت نام در این جشنواره میتوانند با مراجعه به پایگاه اطلاعرسانی معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت نسبت به ثبت نام خود اقدام کنند. برای رفتن به صفحه ثبت نام اینجا را کلیک کنید!
جایگاه نگاه تاریخی در تصحیحات حدیثی بهبودی/ حل مسئله جبر و اختیار با استناد به قرآن

گروه اندیشه: اساتید دانشگاه در مراسم چهلمین روز درگذشت استاد بهبودی به مرور اهم افکار وی پرداختند و در این میان خسرو باقری اهمیت نگاه تاریخی در بررسیهای حدیثی بهبودی را تشریح کرد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، عصر یکشنبه 24 اسفند مراسم یادبود استاد محمد باقر بهبودی برگزار شد. این برنامه به مناسبت چهلمین روز درگذشت این مفسر و حدیثشناس و به همت کارگروه مطالعات قرآنی خانه اندیشمندان علوم انسانی و با مشارکت معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پژوهشکده مطالعات قرآنی و حکمت معاصر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و خبرگزاری ایکنا برگزار شد. در این مراسم مجید معارف، حجتالاسلام و المسلمین سیدمحمد علی ایازی، مژگان سرشار، سیدعباس صالحی، خسرو باقری، منصور پهلوان و عبدالهادی فقهیزاده به ایراد سخنانی پرداختند.
معارف: 10 مبنای حدیثی بهبودی
مجید معارف، استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه تصحیح بحار الانوار توسط استاد محمدباقر بهبودی یکی از شاهکارهای ایشان است، گفت: ایشان ده سال از زندگیشان را صرف این کار کردند. همچنین در حوزه تالیف استخراج صحاح کتاب اربعه از شاهکارهای ایشان بود. در زمینه حدیث نیز میتوان به کتاب معرفه الحدیث و علل الحدیث ایشان اشاره کرد که به توضیح مبانی فکری ایشان پرداخته است و در جواب به نقدهایی که از ایشان شده است منتشر شدهاند اشاره کرد.
معارف ادامه داد: آقای بهبودی با ترجمه احادیث شیعی از جمله احادیثی فقهی برای اولین فرهنگ حدیثی را بومیسازی کردند. برخی از آثار ایشان منتشر نشده است از جمله جزوه مهمی که در خصوص رجال نجاشی دارند. امیدوارم که بتوانیم به عنوان سالگرد این آثار را منتشر کنیم.

وی تصریح کرد: برخی از منتقدان این نکته را مطرح میکردند که آقای بهبودی در حوزه حدیث بین سیره متاخرین و متقدمین تمایز قائل نبود، در حالی که ایشان از این مساله ناراحت بودند که این منتقدان بدون مطالعه مقدمه آثارشان که در آن این مسائل مطرح شده است، به نقد میپردازند.
این استاد دانشگاه افزود: مبانی ایشان در حوزه حدیث نشان میدهد که ایشان آنگونه که منتقدان اشاره میکنند، دارای رویکرد سختگیرانهتری در حوزه حدیث نسبت به آقای خویی نبودهاند. من به صورت تیتروار 10 مبنای ایشان را در حوزه حدیث ذکر میکنم این احادیث عبارت از: اغماض از ضعف مشایخ اجازه بر خلاف نظر آقای خوئی، تفکیک بین سران و پیروان فرق انحرافی، اعتقاد به جرح خفی شیخ طوسی در باب سیزدهم، اعتقاد به اصالت رجال ابن الغضائری، تضعیف مشایخ روایی در شرایط نقل از ضعفا و اعتقاد به مراسیل، در نظر گرفتن عدالت راوی با ملاک اجتناب راوی از فسق و صرف دروغ گویی راوی، تفکیک بین احادیث تقیهای و و احادیث مبتنی بر کنایه، بیاعتمادی به سیره متاخران در اکتفا به صرف سند روایات، احیاء سنت علمی متقدمین در تحلیل متن روایات در مقابل سندگرایی متاخران و نگارش تاریخ حدیث در میان شیعیان. ایشان اولین کسی بودند که در معرفت الحدیث به نگارش تاریخ حدیث شیعه پرداختند.
ایازی: حق کتاب «معانی القرآن» به درستی ادا نشد
در ادامه، حجتالاسلام و المسلمین ایازی در خصوص معانی القرآن گفت: ترجمه قرآنی که با عنوان معانی القرآن منتشر کردهاند از دقت ادبی و علم حدیثی بالایی برخوردار بوده و ناپیوستگیهای آیات را از بین برده است. من معتقدم که حق این کتاب به درستی ادا نشده است.
ایازی ادامه داد: این اثر بسیار روان و گویاست و در میان کارهایی که در نیم سده پیش در خصوص تبیین معانی قرآن انجام شده بی نظیر است. این کتاب همچنان تاثیر خود را بر ترجمههای تفسیری میگذارد.
وی ادامه داد: خواننده عادی در مطالعه قرآن توسط این کتاب از رجوع به تفاسیر بینیازی است. این کتاب بسیار روان و خواندنی است. من پس از انتشار این کتاب آن را خریدم و چنان مشغول مطالعه کتاب شدم که متوجه گذر زمان نبوده و شش ساعت به صورت مداوم آن را مطالعه کردم.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه استاد بهبودی آمادگی حضور در جلسات نقد کتابهایش را داشت، گفت: در یک از این جلسات که چهار ساعت به طول انجامید، آقای بهبودی به تمام نقدهایی که مطرح شد، پاسخ دادند.
وی ادامه داد: ایشان معتقدند که واو در قرآن عطفیه است و ما در قرآن واو استینافی نداریم. ایشان معتقد است که اگر در اول آیه واو آمده باشد، ناظر به جملات قبلی است و نمیتوان آن را بدون در نظر گرفتن این آیات در نظر گرفت. نمونه این روش در ترجمه سوره نساء آمده است.
ایازی تصریح کرد: نکتهای که آقای بهبودی در تجربه معانی القرآن استفاده کرده است این است که ضمایر را آشکار کردهاند و اگر ابهامی در جمله باشند آن را بر طرف کرده و متن را خوانا میکنند. ایشان معتقد بودند که باید کاری کرد که خواننده معمولی نیاز به تفسیر نداشته باشد.
وی افزود: نقدهایی که در خصوص یک اثر میشود باید ناظر بر مبانی آن باشد لذا باید باید مبانی ایشان در معانی القرآن مشخص شود و سپس نقد صورت بگیرد.
ایازی در پایان سخنانش گفت: حق معانی القرآن آن طور که باید ادا نشده است و در این مساله دو طرف هم مقصرند یعنی هم علاقه مندان باید بیشتر کار و زمینه حل مشکل را آماده میکردند و هم برخی افراد که با تنگنظری نگذاشتند این کتاب به گونهای که باید در دسترس قرار بگیرد.
سرشار: بهبودی مسئله جبر و اختیار را با استناد به قرآن حل کرد
در ادامه، مژگان سرشار، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد گفت: استاد بهبودی به سان دایرة المعارف متحرکی جلوتر از نسل خود و نیز در آموزش به شاگردان حریصتر از یادگیری شاگردان بودند.
سرشار ادامه داد: مبنای استاد که معتقد بودند برگرفته از ائمه است، عبارت بود از اینکه در جزئی ترین مطالب سعی کنند به قرآن استناد کنند. از جمله مطالبی که ایشان با این روش به آن ورود کردهاند، مساله جبر و اختیار است.
وی ادامه داد: این مساله یکی از مجادلات پیچیده کلامی است و استاد بهبودی تلاش کردند جواب این مساله را بر اساس قرآن بدهند. کلیدی که ایشان برای حل مساله جبر و اختیار پیشنهاد می کنند تعریف دقیق و جدیدی از مساله مشیت است. مشیت در نظر ایشان دقیقا به معنای طبیعت و قوانین و نوامیس آن است. ایشان معتقدند که این مساله مستند بر حدیثی از امام صادق (ع) است که میفرماید، خداوند مشیت را به خودی خود آفرید، آنگاه همه پدیده ها را با مشیت آفرید. ایشان همچنین به آیه 30 سوره انسان اشاره میکنند که خداوند میفرماید «وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا : و تا خدا نخواهد [شما] نخواهید خواست قطعا خدا داناى حکیم است.» بر اساس این آیه انسان وقتی میخواهد خواست خود را به منصه ظهور برساند، باید از قوانینی که در طبیعت وجود دارد استفاده کند. اگر کسی در تشخیص فرمولهای طبیعی اشتباه تشخیص دهد، آروزهای او به ثمر ننشسته و خیال باطل خواهد بود.

سرشار تصریح کرد: ایشان معتقدند که فرمول های طبیعی در اختیار همه است و هر کس به میزان تلاش خود می تواند از این فرمول های بهره گرفته و خواست خود را به منزله اجرا می گذارد. بر این اساس ایشان به جدال میان مفوضه و جبریه می پردازد.
این استاد دانشگاه افزود: سران شرک با تاثیری که از فلسفه یونان گرفته بودند، به توجیه نابرابری خود میپرداختند و میگفتند ما اگر ثروتمندیم خدا خواسته است و با این توجیه به جلوگیری ازشورشهای احتمالی عامه میپرداختند. ایشان از آیات قرآن در این زمینه استفاده می کردند. در مقابل ایشان مفوضه معتقد به آزادی مطلق بشر هستند. از طرف دیگر مکتب اهل بیت طرفدار آزادی مطلق بشر و جبر مطلق نبوده و مششیت انسان را در چارچوب مشیت الهی می دانند. آقای بهبودی روایتی را در این جا اختیار می کنند. بر اساس تعریفی که آقای بهبودی به عمل میآورند انسان بر اساس استفاده از قوانین طبیعی مختار است اما از انجایی که قوانین طبیعت و یا مشیت مخلوق خداست این اختیار در دل مشیت الهی تعریف میشود. قوانین طبیعی توسط خداوند خلق شده است و راهنمایای فرستاده شده است که چگونه از اختیارات و قوانین طبیعی استفاده شود.
صالحی: بهبودی خود را وقف علم کرده بود
در ادامه همایش، دکتر سیدعباس صالحی، معاونت فرهنگی وزیر ارشاد در خصوص استاد بهبودی گفت: جامعیت ایشان در زمینههای کاری کمنظیر بود و ایشان در حوزههای ترجمه، تصحیح و تالیف آثار ماندگار و گستردهای داشتند. هم چنین به لحاظ حوزه دانش نیز ایشان دارای جامعیت بودند و در زمینه علوم قرآنی، تفسیر، تاریح، فقه و حدیث دارای آثار ماندگار بودند. استاد بهبودی بسیار پر کاد بوده و نیز عمرخویش را وقف علم کردند.

صالحی ادامه داد: ایشان در کارهایشان دارای نوآوری در محتوا، روش و شکل بودند و ترکیب این سه را میتوان در کتاب معانی القرآن دید.
وی با بیان اینکه نکته بعدی حریت علمی آقای بهبودی بود، گفت: ایشان به معنای واقعی کلمه، بنده دلیل بودند و در آثارشان هیچ خودسانسوری نداشتند. از سوی دیگر نکته دیگری که ایشان داشتند این بود که به سادگی نوشتههایشان را برای نشر در اختیار دیگران میگذاشتند و معتقد بودند که علم، ملک ایشان نیست. ایشان بسیار انتقادپذیر بودند، یکبار وقتی قرار بود تا جلسه نقدی با حضور منتقدان اصلیشان برگزار کنیم، موضوع را با ایشان در میان گذاشتیم که ایشان استقبال کردند، اما همین پیشنهاد مورد پذیرش منتقدانشان قرار نگرفت.
باقری: نگاه تاریخی در تصحیحات حدیثی بهبودی جایگاه مهمی داشت
سخنران بعدی، خسرو باقری، استاد دانشگاه تهران بود. باقری در آغاز صحبتهای خود گفت: از زاویه علایق تخصصی خودم که روششناسی است، نگاه کوتاهی به کار آقای بهبودی خواهم کرد. یوزف شاخت با بررسیهایی که در فقه اسلامی انجام داده، معتقد است نقد حدیث در میان مسلمانان به صورتی محدود در نقد اسناد و متن خلاصه شده است و نقد تاریخی در این میان غایب است.
باقری افزود: همه معتقدند که حدیثدان باید تاریخ بداند، اما شاخت معتقد است که در خصوص تاریخ سه نگاه وجود دارد. نگاه اول اتمیک است که واقعه تاریخی را که نمیدانیم کشف و اعلام میکنیم. رویکرد دوم جامعهشناسی تاریخی است که به دنبال دیدن مسائل در دل مناسبات تاریخی هستیم و در نگاه سوم یعنی نگاه روندی، با ملاحظه روند تاریخ به تحلیل مسائل میپردازیم. بر این اساس، شاخت میخواهد بگوید ناقدان حدیث در میان مسلمانان تنها رویکرد اتمی را پیش میگیرند که وقعهای را کشف و بیان میکنند و از جامعهشناسی تاریخی و توجه به روندهای تاریخی غافل بودهاند و به نظر میرسد نقد ایشان در خصوص نقد حدیث صادق باشد.

باقری گفت: در کارهای آقای بهبودی میبینیم ایشان بدون نام بردن از شاخت از سه نگاه در بررسیهای حدیثی خود استفاده میکند. گاهی ایشان به واقعهای تاریخی اشاره می کنند مانند بحثی که در خصوص حماد بن عیسی دارد این مساله مشهود است. در حدیثی امام صادق (ع) به حماد بن عیسی گفتهاند که تو در سن هفتاد سالگی نماز خواندن بلد نیستی. بر اساس بررسیهای تاریخی که آقای بهبودی انجام داده است، ابن عیسی در آن زمان نمیتوانسته است هفتاد ساله باشد و نهایتا سیزده ساله بوده است و این نوعی نگاه اتمیک به تاریخ حدیث است که در آن یک واقعه مورد کشف قرار گرفته و بر اساس آن گفته شده است که حدیث جعلی است.
این استاد دانشگاه افزود: نگاه جامعهشناختی تاریخی هم در بررسیهای آقای بهبودی وجود دارد. یکی از این موارد اشاره به حدیثی از پیامبر است که می گوید بدون لنگ وارد حمام نشوید. ایشان با بررسی تاریخی نشان میدهند که در زمان پیامبر حمام وجود نداشت، زیرا حمام متعلق به تمدنهای دیگری مانند روم و ایران بوده است و بعدا در طی تحولات فرهنگی وارد فرهنگ مسلمانان شده است.
باقری با بیان اینکه اصرار ایشان به پالایش حدیث در زمان کنونی نیز به نگاه جامعهشناختی تاریخ ایشان بازمیگردد، گفت: ایشان معتقد بودند نتیجه رجوع دانشجویان به احادیثی که پالایش نشده است برای آشنایی با اسلام چندان مطلوب نخواهد بود و از این رو پالایش حدیث را ضروری میدانستند.
وی افزود: در خصوص بررسیهای روندی نیز ما میبینیم که ایشان حائز این نگاه به احادیث بوده اند. یکی از نمونههای نگاه روندی آقای بهبودی در خصوص احادیث جعلی در خصوص مسائل پزشکی یا فلسفی است. ایشان معتقد بودند وقتی علوم یونانی از قبیل پزشکی و فلسفه وارد حوزه اسلامی شد، باعث گردید که این دانشهای جدید با جذابیتهایی که داشتند، موجب افت توجه به روحانیون شدند و این دلیل جعل احادیثی در حوزههای پزشکی و فلسفی شد.

باقری در پایان سخنانش گفت: بنابراین من فکر میکنم اگر یوزف شاخت کارهای بهبودی را ملاحظه کند، در نظرش در خصوص فقدان نگاه تاریخی در تصحیحات حدیثی مسلمانان تجدید نظر خواهد کرد. متاسفانه در جامعه ما درک درستی از نقد وجود ندارد. ما هنوز خام اندیشانه فکر میکنیم نقادی یعنی تخریب، تخطئه و ممنوعیت، در حالی که نقادی فعالیتی جمعی برای هدایت مناسبتتر یک فکر است. برخوردی که با این علامه به عمل آمد، نشان میدهد که ما باید در خصوص نقدهایمان بازاندیشی کرده و نقد را از نو بشناسیم و راه را بر اندیشه نبندیم.
پهلوان: آراء خاص خود را تغییر نداد
دکتر منصور پهلوان در ادامه برنامه گفت: استاد بهبودی علاوه بر تصحیح متون ادبی روایی تالیفات ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته است، مانند کتاب معانی القرآن که ترجمه آمیخته با شرح از قرآن کریم است. همچنین دو کتاب معرفت الحدیث و علل الحدیث او که در موضوع شناخت احادیث و آسیبشناسی آنهاست، بر فضل و دانش او در علوم حدیث دلالت دارد.
پهلوان ادامه داد: استاد بهبودی مردی زاهد، علام، دیندار، دوستدار اهل بیت(ع) و صاحب رای و اندیشه بود. از آرای خاص خود که برخی آن ها را شذوذات میخواندند، به شت دفاع می کرد و عقیده قطعی خود را به واسطه نقد دیگران تغییر نمیداد.
فقهیزاده: قرآنبسنده نبود
آخرین سخنران همایش، عبدالهادی فقهیزاده با بیان اینکه استاد بهبودی اعتقاد عمیقی به کارایی سنت در فهم دین داشت، گفت: ایشان در عین سختگیری در خصوص حدیث به سنت قائل بودند. ایشان قرآنبسنده نبودند و با اعتقاد به سنت تلاش میکردند از سنت اصیل استفاده کنند. در حاشیه همین ویژگی ایشان میتوان به محبت ایشان به اهل بیت(ع) اشاره کرد. ایشان به ائمه عشق میورزیدند و این عشق عمیق و آگاهانه بود و نه خرافهآمیز.
فقهیزاده ادامه داد: ایشان به دین اصیل عشق میورزیدند و معتقد بودند که حکومت باید دینی باشد و نه اینکه دین به ابزاری برای حکومت تبدیل شود. ایشان سالها گفته بودند که نفوذ سیاستمداران طرفدار یک گروه و فرقه خاص در حکومتها، مخالفان و دشمنان سرسخت دین، راویان ساده لوح و بیتقوا و بیتوجه به علم رجال و درایه سبب میشود که شناخت صحیح دین مشکل شود و سرگردانی و اختلاف در امت پدید آید.
در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل شرح نهج البلاغه برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی تقدیم می گردد.
الْعَجْزُ آفَةٌ، وَالصَّبْرُ شَجَاعَةٌ، وَالزُّهْدُ ثَرْوَةٌ وَالْوَرَعُ جُنَّةٌ،
وَنِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَى.
امام(علیه السلام) فرمود:
و خشنودى (از تقدیرات الهى) بهترین همنشین است.(۱)
شرح و تفسیر
قوىّ و صبور باش امام در چهارمین کلمه از کلمات قصارش به پنج وصف از اوصاف انسانى اشاره مى کند که یکى منفى و چهار وصف از آن مثبت است و آثار هر کدام را در جمله بسیار کوتاهى بر مى شمارد. نخست مى فرماید: «عجز و ناتوانى آفت است»; (الْعَجْزُ آفَةٌ).
عجز مفهوم وسیعى دارد که هرگونه ناتوانى علمى، جسمى، اقتصادى و فکرى را شامل مى شود و به یقین اینها بزرگ ترین آفات زندگى انسان است; انسان عاجز، ذلیل و خوار عقب مانده و شکست خورده و بى ارزش و بى مقدار است به همین دلیل اسلام مى گوید: بکوشید و هرگونه عجز را از خود دور سازید و با قدرت و قوت به اهداف مالى و معنوى خود برسید. البته گاه مى شود که عجز و ناتوانى بدون اختیار دامان انسان را مى گیرد، ولى غالباً چنین نیست، بلکه نتیجه کوتاهى ها و بى برنامگى هاست. همان گونه که در حدیث جالبى که کلینى در کافى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) نقل کرد مى خوانیم: «إِنَّ الاَْشْیَاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْکَسَلُ وَالْعَجْزُ فَنُتِجَا بَیْنَهُمَا الْفَقْرَ; هنگامى که اشیاء با یکدیگر ازدواج کردند تنبلى و ناتوانى نیز به هم پیوستند و فرزند آنها فقر بود».(۱) سپس در دومین نکته اشاره به آثار مثبت صبر و شکیبایى کرده مى فرماید: «صبر شجاعت است»; (وَالصَّبْرُ شَجَاعَةٌ). بدیهى است صبر چه در مقابل عوامل معصیت باشد، چه در مسیر اطاعت پروردگار چه در برابر مصائب روزگار انجام گیرد، نوعى شجاعت محسوب مى شود و تنها شجاعانند که از عهده شکیبایى در این مراحل سه گانه بر مى آیند. نمونه کامل این سخن همان چیزى است که امیر مؤمنان على(علیه السلام) در صدر اسلام از پیغمبر و یاران باوفایش تجربه کرده بود که در برابر انواع مشکلاتى که از سوى دشمنان اسلام هر روز به شکلى انجام مى شد صبر و استقامت کرده بودند و با شجاعت تمام آنها را پشت سر گذاشتند و اگر این شکیبایى شجاعانه مسلمانان صدر اول در دوران محاصره شعب ابى طالب و هجرت به حبشه و سپس هجرت به سوى مدینه و بعد از آن حضور در میدان هاى جنگ بدر، خیبر، خندق و حنین نبود امروز آیینى به نام اسلام بر بخش عظیمى از جهان سایه نیفکنده بود. در واقع مسلمانان هم در برابر خواسته هاى دل استقامت و صبر نشان دادند، هم در مسیر اطاعت پروردگار و هم در مقابل مصائب و مشکلات پى در پى. همان گونه که در حدیثى در جلد دوم کافى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که مى فرماید: «الصَّبْرُ ثَلاَثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَصَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَصَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَة».(۲) در کلمات بزرگان نیز تعبیرات جالبى درباره صبر آمده است از جمله این که گفته اند: «الصَّبْرُ مُرٌّ لا یَتَجَرَّعُهُ إلاّ حُرٌّ; صبر تلخ است ولى جز آزادگان این شربت ناگوار را نمى نوشند». نیز گفته اند «إنَّ لِلاْزْمانِ الْمَحْمُودَةِ وَالْمَذْمُومَةِ أعْماراً وَآجالاً کَأَعْمارِ النّاسِ وَآجالِهِمْ فَاصْبِرُوا لِزَمانِ السُّوءِ حَتّى یَفْنى عُمْرُهُ وَیَأتی أجَلُهُ; دوران هاى خوب و بد عمر و اجلى دارند مانند عمر و اجل انسان ها; به هنگامى که دوران سختى پیش آید صبر کنید تا عمرش پایان گیرد و اجلش فرا رسد». نیز گفته اند: «إذا تَضَیَّفَتْکَ نازِلَةٌ فَأقْرِهَا الصَّبْرُ عَلَیْها وَأکْرِمْ مَثْواها لَدَیْکَ بِالتَّوَکُّلِ وَالاْحْتِسابِ لِتُرِحِّلَ عَنْکَ وَقَدْ أبْقَتْ عَلَیْکَ أکْثَرَ مِمّا سَلَبَتْ مِنْکَ; هنگامى که حادثه سختى به میهمانى تو آمد با صبر و شکیبایى از آن پذیرایى کن و جایگاه آن را با توکل بر خدا و حساب عند الله گرامى بدار تا زمانى که این میهمان از نزد تو برود در حالى که بیش از آنچه از تو گرفته است براى تو باقى خواهد گذارد».(۳) آن گاه در سومین جمله مى فرماید: «زهد ثروت است»; (وَالزُّهْدُ ثَرْوَةٌ). اشاره به اینکه انسان از ثروت آیا چیزى جز بى نیازى مى خواهد و آدم زاهدِ قانع، از همه خلق بى نیاز است و چه بسا ثروتمندانى که جزء نیازمندان هستند. زهد همان بى اعتنایى به زرق و برق دنیا و مال و منال و شهرت و آوازه است. زاهد کسى نیست که فاقد این امور باشد بلکه زاهد کسى است که دلبسته و وابسته به این امور نباشد; خواه آن را داشته باشد یا نه! بلکه مى توان گفت: زاهدان از ثروتمندان غنى ترند، چرا که ثروتمندان از یک سو باید پیوسته ثروت خود را حساب و کتاب کنند و از سوى دیگر مراقب باشند سارق و دشمنى آن را از دست آنها نگیرد در حالى که زاهدان از همه اینها بى نیازند.در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که خطاب به على(علیه السلام) فرمود: «یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ قَدْ زَیَّنَکَ بِزِینَة لَمْ یُزَیِّنِ الْعِبَادَ بِزِینَة أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْهَا; زَیَّنَکَ بِالزُّهْدِ فِی الدُّنْیَا; اى على خداوند تو را به زینتى آراسته که هیچ بنده اى به زینتى بهتر از آن نزد خداوند آراسته نشده است تو را به زهد در دنیا آراسته است».(۴) و در حقیقت چنین است چون آراستگى به زهد انسان را به بسیارى از صفات دیگر از فضایل اخلاقى مى آراید. به همین دلیل در حدیث دیگرى از امام صادق(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «جُعِلَ الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی بَیْت وَجُعِلَ مِفْتَاحُهُ الزُّهْدَ فِی الدُّنْیَا… حَرَامٌ عَلَى قُلُوبِکُمْ أَنْ تَعْرِفَ حَلاَوَةَ الاِْیمَانِ حَتَّى تَزْهَدَ فِی الدُّنْیَا; تمام نیکى ها در خانه اى قرار داده شده و کلید آن زهد در دنیاست… سپس فرمود: حلاوت ایمان بر دل و جان شما حرام است تا زمانى که دل هایتان زهد در دنیا پیشه کند».(۵) آن گاه در چهارمین جمله مى فرماید: «تقوا و پرهیزگارى سپرى است (در برابر گناهان و خطرات شیطان و هواى نفس)»; (وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ). ورع به معناى تقوا یا حد اعلاى تقواست به گونه اى که انسان حتى از شبهات پرهیز کند. این فضیلت انسانى از حالت خداترسى باطنى سرچشمه مى گیرد که چون در برابر او گناهى ظاهر شود سدى در میان او و گناه ایجاد کند. تعبیر به «جنة» تعبیر جالبى است، زیرا سپر وسیله اى دفاعى در مقابل آماج تیرهاى دشمن یا شمشیرها و نیزه هاست گویا هواى نفس و شیطان پیوسته قلب انسان را هدف تیرهاى خود قرار مى دهد و انسان با ورع به وسیله این سپر مى تواند از آزار آنها در امان بماند. در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «لِکُلِّ شَىْء أُسٌّ وَأُسُّ الاْیمانِ الْوَرَعُ; هر چیز اساس و شالوده اى دارد و شالوده ایمان ورع است».(۶) در حدیثى که از امیر مؤمنان على(علیه السلام) در غررالحکم نقل شده مى خوانیم: «عَلَیْکَ بِالْوَرَعِ فَإنَّهُ عَوْنُ الدّینِ وَشَیْمَةُ الْمُخْلِصینَ; بر تو باد به پیشه کردن ورع، زیرا (بهترین) یاور دین و روش مخلصان است».(۷) سپس در پنجمین و آخرین جمله مى فرماید: «رضایت و خشنودى (از تقدیرات الهى) بهترین همنشین است»; (وَنِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَى). همنشین خوب کسى است که به انسان آرامش بخشد و او را از بى تابى در برابر مشکلات باز دارد و در او روح امید بدمد و تمام این آثار در راضى بودن به قضاى الهى است. آنکس که مقدرات را از سوى خداوند حکیم و مهربان مى داند هرگز از مصائبى که به هر حال در دنیا روى مى دهد و مشکلاتى که گریبان انسان را ناخواسته مى گیرد ناراحت نمى شود و بى تابى نمى کند و اعصاب خود را در هم نمى کوبد. البته این بدان معنا نیست که انسان در برابر هر حادثه اى تسلیم شود، بلکه به این معناست که تمام کوشش خود را براى پیروزى بر مشکلات به کار گیرد; ولى اگر حوادثى خارج از حیطه قدرت او رخ دهد در برابر آن راضى باشد و زبان به ناشکرى نگشاید و جزع و بى تابى نکند. در روایتى آمده است که موسى بن عمران(علیه السلام) به پیشگاه خداوند عرضه داشت: مرا به عملى راهنمایى کن که اگر آن را انجام دهم رضاى تو را به دست آورده باشم. خداوند به او وحى فرستاد که رضاى من (گاه) در ناخوشنودى توست و طاقت آن را ندارى… موسى بر زمین به سجده افتاد عرض کرد خداوندا افتخار سخن گفتنت با من را به من بخشیده اى و پیش از من به کس دیگرى نداده اى و هنوز مرا به عملى راهنمایى نکرده اى که با آن رضا و خوشنودى ات را به دست آورم «فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنَّ رِضَایَ فِی رِضَاکَ بِقَضَائِی; خداوند به او وحى فرستاد که رضاى من در این است که تو راضى به قضاى من باشى».(۸)
در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل از بیانات درس اخلاق شهید آیت الله دستغیب (فایل صوتی) در خصوص مراتب تعالی روح برگرفته از سایت راسخون تقدیم می گردد.
حجم : ۶ MB
زمان : ۳۰:۰۰ دقیقه
در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل شرح خطبه ۸۳ نهج البلاغه برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی تقدیم می گردد.
عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً، وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً، وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً، وَ مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً، وَ کَائِنُونَ رُفَاتاً، وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً، وَ مَدِینُونَ جَزَاءً، وَ مُمَیَّزُونَ حِسَاباً، قَدْ أُمْهِلُوا فِی طَلَبِ الْمَـخْرَجِ، وَ هُدُوا سَبِیلَ الْمَنْهَجِ، وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتَبِ، وَ کُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرَّیَبِ، وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِیَادِ وَ رَوِیَّةِ الاِْرْتِیَادِ، وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ، فِی مُدَّةِ الاَْجَلِ، وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ.
آنها بندگانى هستند که با قدرتِ (الهى) آفریده شده اند و بى اراده خویش پرورش داده مى شوند و براى حضور در پیشگاهِ خدا، قبض روح مى گردند وبه قبرها سپرده مى شوند و (سرانجام) به استخوان هاى پوسیده اى مبدّل خواهند شد و (سپس) تک و تنها برانگیخته مى شوند و (در برابر اعمالشان) جزا داده خواهند شد; حساب هر یک، از دیگرى جداست (ولى به لطف الهى در این دنیا) به آنها مهلت کافى براى جستجوى طُرُق خروج از مشکلات و مسئولیّت ها داده شده، راه وصول به سعادت به آنها ارائه شده است; زمان کافى براى جلب رضایت پروردگار، در اختیار دارند، پرده هاى تاریک شک و تردیدها (با ارائه دلائل روشن از سوى پروردگار) از مقابل آنها کنار رفته و میدان، براى تمرین و آمادگى آنها و اندیشه بهتر و کسب آرامش (در طریق جستجوىِ حقیقت) در مدّت زندگى و دوران تلاش، باز گذارده شده است.
فَیَالَهَا أَمْثَالا صَائِبَةً، وَ مَوَاعِظَ شَافِیَةً، لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاکِیَةً، وَأَسْمَاعاً وَاعِیَةً، وَآرَاءً عَازِمَةً، وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً! فَاتَّقُوا اللهَ تَقِیَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ، وَاقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ، وَ وَجِلَ فَعَمِلَ، وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ، وَأَیْقَنَ فَأَحْسَنَ، وَ عُبِّرِ فَاعْتَبَرَ، وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ، وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ، وَأَجَابَ فَأَنَابَ،وَ رَاجَعَ فَتَابَ، وَاقْتَدَى فَاحْتَذَى، وَ أُرِیَ فَرَأَى، فَأَسْرَعَ طَالِباً، وَ نَجَا هَارِباً، فَأَفَادَ ذَخِیرَةً، وَأَطَابَ سَرِیرَةً، وَ عَمَّرَ مَعَاداً، وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً، لِیَوْمِ رَحِیلِهِ، وَ وَجْهِ سَبِیلِهِ، وَ حَالِ حَاجَتِهِ، وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ، وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ. فَاتَّقُوا اللهَ عِبَادَ اللهِ جِهَةَ مَا خَلَقَکُمْ لَهُ، وَاحْذَرُوا مِنْهُ کُنْهَ مَا حَذَّرَکُمْ مِنْ نَفْسِهِ، وَاسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَکُمْ بِالْتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِیعَادِهِ، وَالْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ.
اوه! چه مَثَل هاى صائب و رسایى، و چه اندرزهاى شفابخشى، به شرط آن که با قلب هاى پاک و گوش هاى شنوا و اراده هاى قاطع و عقل هاى دوراندیش روبرو شود. پس تقواى الهى پیشه کنید! تقواى کسى که چون (اوامر و نواهى الهى را) بشنود خضوع کند (و در برابر آن) تسلیم شود، و چون گناه کند (عذر تقصیر به پیشگاه خدا آورد و) اعتراف کند (و در مقام توبه برآید) و چون خاشع گردد (به وظایف خود) عمل کند، و چون بیمناک شود به اطاعت حق مبادرت نماید، و چون (به مرگ و لقاى پروردگار) یقین کند، نیکى نماید، و هرگاه درس عبرت به او دهند، عبرت پذیرد، و هر زمان او را (از اعمال خلاف) بر حذر دارند، حذر کند، و اگر (از نافرمانى خدا) منعش کنند، باز ایستد، و آنگاه که (به زبان) اجابت (دعوت حق) کند (در عمل) به سوى او باز گردد و چون باز گردد، توبه کند، و چون تصمیم به پیروى (از پیشوایان دین) گیرد، به دنبال آنها گام بردارد، و چون (حقایق را) به او نشان دهند (چشم باز کند و) ببیند. کسى که با سرعت در طلب حق، حرکت کند و از نافرمانى ها بگریزید، در نتیجه از این راه ذخیره اى به دست آورد و باطن خویش را پاکیزه کند و آخرت خود را آباد سازد و توشه اى براى روز حرکت به سوى مقصد و هنگام حاجت و منزلگاه نیاز با خود بردارد و پیشاپیشِ خود به سراى جاودانیش بفرستد. پس تقواى الهى پیشه کنید اى بندگان خدا! در راستاى هدفى که شما را براى آن آفریده. و از مخالفت فرمانش بر حذر باشید! آنچنان که به شما هشدار داده و بدین وسیله استحقاق آنچه را به شما وعده داده است، پیدا کنید که وعده او صادق و قطعى است! و به این طریق، از وحشت روز رستاخیز در امان بمانید.
شرح و تفسیر
از کجا آمده ایم و به کجا مى رویم؟
امام(علیه السلام) در این فراز، از آخرت، به دنیا باز مى گردد و وضع حال انسانها را در این دنیا تشریح مى کند، تا بدانند براى چه آفریده شده اند و به کدام سمت و سو حرکت مى کنند; چه امکاناتى براى نجات «یوم المعاد» در اختیار آنها قرار داده شده و چگونه از این امکانات باید بهره بردارى کنند.
این بخش از کلام امام(علیه السلام)، که مانند دیگر سخنان آن حضرت، بسیار حساب شده است، مشتمل بر «سیزده» جمله مى باشد: پنج جمله اوّل، درباره آفرینش اجبارى انسان تا مرگ و سپس مبدّل شدن او به خاک است، و سه جمله درباره چگونگى رستاخیز انسانها و پنج جمله دیگر درباره اتمام حجّت الهى و فرصت هایى است که در این جهان در اختیار دارد.
در قسمت اوّل مى فرماید: «آنها بندگانى هستند که با دستِ قدرتمندِ الهى، آفریده شده اند و بى اراده خویش پرورش داده مى شوند، و براى حضور (در پیشگاه خدا) قبض روح مى گردند، و به قبرها سپرده مى شوند و سرانجام به استخوان هاى پوسیده اى مبدّل خواهند شد!» (عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً، وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً(۱) وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً،(۲) وَ کَائِنُونَ رُفَاتاً(۳)). وَ مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً،،
بى شک، انسان در اَفعال خود، مختار و آزاد است; ولى در آفرینش و مرگ چنین نیست! هیچ کس تاریخ تولّد خود را تعیین نمى کند و هیچ کس زمان مرگ طبیعى خود را به میل خود انتخاب نمى نماید; حیات و مرگ از دایره اختیار ما بیرون است، همان گونه که پوسیدن و خاک شدن! و بعضى همین معنا را به عنوان یکى از تفاسیر جمله «الامر بین الامرین» انتخاب کرده اند.
به هر حال، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این مسیر زندگى و مرگ را باید طبق اراده پروردگار و قوانین تعیین شده الهى بپیماییم; این واقعیتى است که غفلت از آن انسان را از خدا و خویشتن بیگانه مى سازد و توجّه به آن، بیدارى و آگاهى و آمادگى مى بخشد.
در سه جمله بعد، به سراغ رستاخیز انسانها مى رود که آن نیز از اختیار آدمى بیرون است، مى فرماید: «آنها تک و تنها برانگیخته مى شوند، و در برابر اعمالشان جزا داده خواهند شد، و حساب هر یک از دیگرى جداست!» (وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً، وَ مَدِینُونَ جَزَاءً، وَ مُمَیَّزُونَ حِسَاباً).
بى شک، هر کسى به تنهایى سر از لحد بیرون مى آورد و این منافات با آن ندارد که بعداً به تناسب اعتقادها و اعمالشان به گروههایى تقسیم شوند، همان گونه که در بحث گذشته از آنها تعبیر به «رعیل» به معناى «گروه» شده بود و قرآن از آن تعبیر به «افواج»(۴) مى کند.
تعبیر به «مُمَیَّزُونَ حِسَاباً» ممکن است اشاره به همان چیزى باشد که در آیه «وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى»(۵) آمده است. آرى، هیچ کس به گناه دیگرى کیفر داده نمى شود و حساب هیچ کس را به نام دیگرى نمى نویسند، هر چند ممکن است رضایت به اعمال دیگران، یا کوتاهى در امر به معروف و نهى از منکر، سبب اشتراک حسابها شود.
در پنج جمله اخیر این فراز، همان گونه که در بالا ذکر شده، به فرصت هاى الهى و اتمام حجّت ها که داراى ابعاد مختلفى است، اشاره کرده، مى فرماید: «به آنها مهلت کافى براى جستجوى طُرُق خروج از مشکلات و مسئولیّت ها داده شده است». (قَدْ أُمْهِلُوا فِی طَلَبِ الْمَـخْرَجِ).
«و راه وصول به سعادت به آنها ارائه شده است» (وَ هُدُوا سَبِیلَ الْمَنْهَجِ).
«و زمانى کافى براى جلب رضایت پروردگار در اختیار دارند.» (وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتَبِ(۶)).
«و پرده هاى تاریک شک و تردیدها (با ارائه دلائل روشن از سوى پروردگار) از مقابل آنها کنار زده شده است.» (وَ کُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ(۷)). الرَّیْبِ
و سرانجام: «میدان براى تمرین و آمادگى آنها، و اندیشه بهتر، و آرامش (براى جستجوى حقیقت) در مدّت زندگى و دوران تلاش، باز گذارده شده است» (وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِیَادِ(۸) وَ أَنَاةِ(۱۰)مُضْطَرَبِ(۱۱)). الْمَهَلِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ، فِی مُدَّةِ الاَْجَلِ، وَ ، وَ رَوِیَّةِ الاِْرْتِیَادِ(۹)،
در این چند جمله، به ابعاد مختلف اتمام حجّت الهى و طُرُق آن اشاره شده; از یک سو: مردم زمان کافى براى جلب رضاى حق دارند. از سوى دیگر: از طریق کتب آسمانى و ارشادات انبیا و اولیا و هدایت عقل، راههاى نجات در برابر دیدگان آنها قرار گرفته. از سوى سوم: توانایى و مهلت، براى جبران خطاها و توبه از گناهان و جلب رضاى پروردگار دارند. از سوى چهارم: پرده هاى ظلمت و تاریکى که بر اثر وسوسه هاى شیاطین و ایجاد شکّ و تردید، بر قلب انسان مى افتد، به وسیله تابش انوار الهى و هدایت هاى ربّانى کنار زده مى شود و از سوى پنجم: درهاى توفیق، براى ریاضت نفس، به کار گرفتن اندیشه، و استفاده از چراغِ پر نورِ معرفتِ پروردگار، در مدّت نسبتاً طولانى به روى آنها گشوده شده است.
بنابراین، هر کس به مقصد نرسد، یا در دام شیاطین گرفتار شود و یا امواج سهمگین گناه او را در کام خود فرو برد، مقصّر خود اوست و باید به خویشتن نفرین کند! که همه چیز براى سعادت او آماده شده بود، ولى همه را نادیده گرفت و در قعر «چاه طبیعت» باقى ماند و «به کوى حقیقت گذر نکرد». بنابراین، اگر در قیامت به آنها گفته شود: «أَوَلَمْ نُعَمِّرْکُمْ مَا یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَکَّرَ وَ جَاءَکُمُ النَّذِیرُ فَذُوقوُا فَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ نَصِیر; آیا شما را به اندازه اى که هر کس اهل تذکّر باشد در آن مدّت متذکّر مى شود، عمر ندادیم و انذارکننده (الهى) به سراغ شما نیامد؟ اکنون بچشید که براى ظالمان یاورى نیست»(۱۲) جاى تعجّب نیست.
* * *
نکته
دنیا میدان ورزیدگى و آزمایش است
در گذشته بازار مسابقه اسب سوارى مانند امروز، داغ، یا از آن داغتر بود و سوارکاران براى اینکه به پیروزى برسند، ناچار به انجام تمرین هاى سختى بودند که اسب ها و خود آنها آمادگى کافى براى میدان مسابقه پیدا کنند و از آنجا که این تمرین ها سبب لاغرى و ورزیدگى اسبها مى شد، به میدان تمرین در عرف عرب «مضمار» گفته مى شد (و «جیاد» نیز به معناى اسب هاى خوب و باارزش است).
در متون اسلامى، گاه دنیا تشبیه به همان میدان تمرین و آمادگى و ریاضت شده است; در برابر قیامت که در واقع میدان مسابقه است، در خطبه بالا اشاره کوتاهى به این مسأله شده و شرح بیشتر درباره این تشبیه در خطبه ۲۸ گذشت و این، تشبیه بسیار زیبایى است که مى تواند واقعیت زندگى دنیا را در برابر آخرت، روشن سازد.
* * *
مواعظ تکان دهنده!
در این بخش از کلام امام(علیه السلام) که در واقع تکمیلى است بر بخش گذشته، اشاره به موعظه هاى نافذ و مؤثّرو مَثَل هاى روشنگر و اندرزهایى که سبب نجات انسانها است، کرده، چنین مى فرماید: «اوه! چه مَثَل هاى صائب و رسایى، و چه اندرزهاى شفابخشى، به شرط آن که با قلب هاى پاک و گوش هاى شنوا و اراده هاى قاطع و عقل هاى دوراندیش روبرو شود» (فَیَالَهَا أَمْثَالا صَائِبَةً، وَ مَوَاعِظَ شَافِیَةً، لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاکِیَةً، وَأَسْمَاعاً وَاعِیَةً، وَآرَاءً عَازِمَةً، وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً!(۱)).
این جمله ممکن است، اشاره به مواعظ و مَثَل هایى باشد که در بخش هاى گذشته این خطبه در کلام امام(علیه السلام) آمد و یا اشاره به مجموعه مَثَل ها و اندرزهایى که از طریق وحى و اولیاى الهى به ما رسیده است; به قرینه تعبیراتى که در بخش قبل، راجع به هدایت الهى به طُرُق نجات و کنارزدن پرده هاى شک و تردید و مهلت کافى براى پرورش انسانهاى شایسته و اتمام حجّت به تقصیرکاران آمده است.
به هرحال، هدف بیان این نکته است که اگر گوش شنوا و عقل آگاه و دل بیدارى باشد، مواعظ هدایتگر، به قدر کافى در اختیار است و به تعبیر دیگر: در فاعلیّت فاعل، نقصى نیست، اگر نقصانى باشد در قابلیّت قابل است.
تعبیر به «صَائِبَة» در مورد اَمثال، اشاره به این است که این مَثَل ها دقیقاً مطابق واقع است و تعبیر به «أَسْمَاع وَاعِیة» اشاره به این است که بعد از شنیدن یک سخن، باید آن را در خود نگاه داشت، و براى اندیشه بیشتر آماده ساخت; نه مانند افرادى که مطابق ضرب المثل معروف: «مطالب را از یک گوش مى شنوند و از گوش دیگر بیرون مى فرستند.» نسبت به آن بى توجّه بود.
تفاوت «آرَاء عَازِمَة» و «اَلْبَابِ حَازِمَة» ظاهراً در این جهت است که «آرَاء عَازِمَة» اشاره به تصمیم هاى محکم است; چراکه انسان بدون اراده و تصمیم قاطع، هرگز از مواعظ عالیه و اندرزهاى «اولیاءاللّه» بهره اى نمى گیرد; هرچند ممکن است تصدیق کند و بپذیرد، امّا قدرت بر تصمیم گیرى – براثر ضعف اراده – نداشته باشد و «اَلْبَابِ حَازِمَة» اشاره به اندیشه هاى ژرف و عمیق است که عواقب کار را به خوبى مى بیند و با دورنگرى، جوانب هر مسأله را بررسى مى کند. آرى کسى که داراى فکر عمیق و اراده قوى و گوش شنوا و قلب پاک باشد، بهترین بهره را از مَثَل ها و مواعظ و اندرزها مى گیرد.
سپس امام(علیه السلام) امر به تقوا کرده و با جمله هاى کوتاه و بسیار پرمعنا که قریب «بیست» جمله مى شود جلوه هاى مختلف تقوا را بیان مى کند. در حقیقت گمشده اى که بسیارى از راهیان راه قرب پروردگار، درباره کشفِ حقیقتِ تقوا دارند، در این جمله ها بیان شده است.
مى فرماید: «تقواى الهى پیشه کنید، تقواى کسى که چون (اوامر و نواهى الهى را) بشنود، خضوع کند (و در برابر آن تسلیم شود)» (فَاتَّقُوا اللهَ تَقِیَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ)
«و چون گناه کند (عذر تقصیر به پیشگاه خدا آورد) و اعتراف کند (و در مقام توبه برآید)» (وَاقْتَرَفَ(۲)). فَاعْتَرَفَ
«و چون خاشع گردد (به وظایف خود) عمل کند» (وَ وَجِلَ فَعَمِلَ).
«و چون بیمناک شود، به اطاعت حق مبادرت نماید» (وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ).
«و چون (به مرگ و لقاى پروردگار) یقین کند، نیکى نماید» (وَأَیْقَنَ فَأَحْسَنَ).
«و هر گاه درس عبرت به او بدهند، عبرت پذیرد» (وَ عُبِّرِ فَاعْتَبَرَ).
«و هر زمان او را (از اعمال خلاف) بر حذر دارند، حذر کند» (وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ).
«و اگر (از نافرمانى خدا) منعش کنند، باز ایستد» (وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ).
«و آنگاه که به زبان، اجابت (دعوت حق) کند، در عمل به سوى او باز گردد» (وَأَجَابَ فَأَنَابَ).
«و چون باز گردد، توبه کند» (وَ رَاجَعَ فَتَابَ).
«و چون تصمیم به پیروى (از پیشوایان دین) گیرد، به دنبال آنان گام بردارد» (وَاقْتَدَى فَاحْتَذَى(۳)).
«و چون (حقایق را) به او نشان دهند (چشم باز کند و) ببیند» (وَ أُرِیَ فَرَأَى).
در این «دوازده» جمله کوتاه و بسیار پر معنا، جلوه هاى تقوا به خوبى نشان داده شده است. تقوا تنها ادّعا نیست و تنها پرهیز از ناپاکى ها نمى باشد. تقوا از شنیدن سخنان روح پرورِ منادیان حق، شروع مى شود و قلب و جان در برابر آن خاضع مى گردد; نخست در مقام توبه بر مى آید و به گناهان خویش، در برابر حق اعتراف مى کند، سپس خوف الهى او را به سوى عمل مى فرستد و با سرعت در این راه گام برمى دارد; به مقام یقین مى رسد و آثارش در اعمال او ظاهر مى گردد; از حوادث تاریخى و آنچه با چشم خود مى بیند، عبرت مى گیرد و از هشدارها درس مى آموزد; گوش به امر و نهى الهى دارد و دعوت حق را اجابت مى کند; اگر لغزشى پیدا کند، راه توبه پیش مى گیرد و همواره گام در جاى گام هاى رهبران الهى مى گذارد; چشم مى گشاید و حقایقى را که به او در مسیر راه نشان مى دهند، به خوبى مى بیند.
در ادامه این توصیف جالب و زیبا مى فرماید: «کسى که با سرعت در طلب حق حرکت کند، و از نافرمانى ها بگریزد» (فَأَسْرَعَ طَالِباً وَ نَجَا هَارِباً).
«در نتیجه، ذخیره اى به دست آورد، باطن خویش را پاکیزه کند، آخرت را آباد سازد، توشه اى براى روز حرکت به سوى مقصد، هنگام حاجت، و منزلگاه نیاز، با خود بردارد، و پیشاپیش خود، به سراى جاودانیش بفرستد» (فَأَفَادَ ذَخِیرَةً، وَأَطَابَ سَرِیرِةً، وَ عَمَّرَ مَعَاداً، وَ اسْتَظْهَرَ(۴)مَوْطِنِ فَاقَتِهِ، وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ). زَاداً، لِیَوْمِ رَحِیلِهِ، وَ وَجْهِ سَبِیلِهِ، وَ حَالِ حَاجَتِهِ، وَ
در واقع اینها جلوه هاى دیگرى از تقواست که انسان را با شتاب به دنبال حق مى فرستد و گناه گریزى را در او زنده مى کند و جهت به دست آوردن زاد و توشه، براى منزلگاه ابدى و روز نیاز و درماندگى بسیج مى کند.
در ادامه این سخن بار دیگر دعوت به تقوا فرموده و در یک نتیجه گیرى روشن مى فرماید: «اى بندگان خدا! تقواى الهى پیشه کنید در راستاى هدفى که شما را براى آن آفریده» (فَاتَّقُوا اللهَ عِبَادَ اللهِ جِهَةَ مَا خَلَقَکُمْ لَهُ(۵)).
به یقین، آفرینش انسان هدفى داشته: «أَیَحْسَبُ الاِْنْسَانُ أَنْ یُتْرَکَ سُدًى;(۶) آیا انسان گمان مى کند بى هدف رها مى شود!» و به یقین دست یابى به هدف آفرینش، بدون تقوا حاصل نمى شود; هدف این بوده که انسان در مسیر بندگى خدا گام بردارد و به جوار قرب الهى برسد و هر روز مشمول رحمت و صاحب کمال تازه اى شود; واضح است پیمودن این راه، تنها با بال و پر معرفت و تقوا میسّر است.
سپس توضیح بیشترى داده، مى فرماید: «از مخالفت فرمانش بر حذر باشید! آنچنان که به شما هشدار داده» (وَاحْذَرُوا مِنْهُ کُنْهَ(۷)). مَا حَذَّرَکُمْ مِنْ نَفْسِهِ
تعبیر به «کُنْه» اشاره لطیفى به این حقیقت است که در برابر هشدارهاى الهى تنها به ظواهر قناعت نکنید و صورت را بر معنا مقدّم ندارید; بلکه به عمق این هشدارها برسید و رضا و خشنودى خدا را بطلبید.
در پایان آثار پربار تقوا را بیان کرده، مى فرماید: «بدین وسیله استحقاق آنچه را به شما وعده داده است، پیدا کنید، که وعده او صادق و قطعى است، و به این طریق از وحشت روز رستاخیز در امان بمانید» (وَاسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَکُمْ بِالتَّنَجُّزِ(۸)مِیعَادِهِ، وَالْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ). لِصِدْقِ
تعبیرات امام(علیه السلام) در اینجا، اشاره به آیاتى مانند آیه «نهم» سوره «مائده» است که مى فرماید: «وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلوُ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجَرٌ عَظیِمٌ; خداوند به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمى داده است». و آنچه در آیه «پانزدهم» سوره «آل عمران» آمده که مى فرماید: «لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الاَْنْهَارُ; براى کسانى که تقوا پیشه کرده اند، در نزد پروردگارشان باغهایى است از بهشت که نهرها از پاى درختانش مى گذرد». و آنچه در آیه ۶۸ سوره «توبه» آمده است: «وَعَدَ اللّهُ الْمُنَافِقِینَ وَ الْمُنَافِقَاتِ وَ الْکُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا; خداوند به مردان و زنان منافق و کفّار وعده آتش دوزخ داده که جاودانه در آن خواهند ماند».
* * *
نکته
«ریشه ها» و «شاخه هاى» تقوا
تقوا، یعنى: بزرگترین افتخار بشر، بهترین وسیله قرب خدا، معیار کرامت انسان و زاد و توشه راهیان راه خدا، ریشه ها و شاخه ها و میوه هایى دارد که در فراز بالا از این خطبه گرانبها، به آن اشاره شده است.
سرچشمه تقوا گوش هاى شنوا و دل هاى آگاه و اراده هاى قوى و افکار نورانى است، که انسان را آماده پیمودن راه تقوا مى کند و در آغاز این بخش از خطبه، به آن اشاره شده است و شاخه ها و میوه هاى این درخت برومند، خشوع در برابر پروردگار و اعتراف به گناهان و توبه از آن و نیکوکارى و عبرت پذیرى و اقتدا به پیشوایان الهى است. هنگامى که بذر تقوا در درونِ دلِ آماده اى، افشانده بشود و و با آب «مراقبه» و «محاسبه» آبیارى گردد، میوه هاى خوف و خشیت و خشوع و توبه وانابه و بازگشت بسوى حق ظاهر و آشکار مى شود

















