• آموزش قرآن
  • پربازدید

سوء ظن به خالق و مخلوق،آیت الله

دریافت فایل صوتی

حجم: 3 MB

زمان: 27 دقیقه

بیشتر...

سیدعلی قاضی طباطبایی تبریزی

سیدعلی قاضی طباطبایی تبریزی (۱۲۸۲-۱۳۶۶ق)، از عرفا و علما و

بیشتر...

بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی

فرهنگ اسلامی ایرانی علی رغم غنای زیاد با از بین رفتن مرزهای

بیشتر...

خطبه دویست و سی و سه ، بخش اول

أَلاَ وَ إِنَّ اللِّسَانَ بَضْعَةٌ مِنَ الاِْنْسَانِ، فَلاَ

بیشتر...

خود سازی با نماز، آیت الله العظمی مظاهری-بارگزاری

دریافت فایل صوتی

حجم: 19 MB

زمان: 55 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
20641
121611
152387123
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

سه شنبه, 18 فروردين 1394 20:37

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل از بیانات درس اخلاق حضرت آیت الله محمد شجاعی (فایل صوتی) در خصوص ویژگیهای وجودی حضرت فاطمه زهرا(س) جلسه چهارم برگرفته از سایت رادیو قرآن تقدیم می گردد.

دریافت فایل صوتی

حجم : ۱۰ MB

زمان : ۲۸:۰۴ دقیقه

سه شنبه, 18 فروردين 1394 20:06

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل شرح نهج البلاغه برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی تقدیم می گردد.

 
وَاعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَکُمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ، وَ أَهَاوِیلِ زَلَلِهِ، وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ; فَاتَّقُوا اللهَ عِبَادَ اللهِ تَقِیَّةَ ذِی لُبٍّ شَغَلَ التَّفَکُّرُ قَلْبَهُ، وَأَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ، وأَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ، وَأَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ یَوْمِهِ، وَظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ، وَ أَوْجَفَ الذِّکْرُ بِلِسَانِهِ، وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لاَِمَانِهِ، وَ تَنَکَّبَ الْـمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبِیلِ، وَ سَلَکَ أَقْصَدَ الْمَسَالِکِ إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ; وَلَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلاَتُ الْغُرُورِ، وَلَمْ تَعْمَ عَلَیْهِ مُشْتَبِهَاتُ الاُْمُورِ، ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى، وَ رَاحَةِ النُّعْمَى، فِی أَنْعَمِ نَوْمِهِ، وَ آمَنِ یَوْمِهِ. وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِیداً، وَ قَدَّمَ زَادَ الاْجِلَةِ سَعِیداً، وَ بَادَرَ مِنْ وَجَل، وَأَکْمَشَ فِی مَهَل، وَ رَغِبَ فِی طَلَب، وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَب، وَ رَاقَبَ فِی یَوْمِهِ غَدَهُ، وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ. فَکَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالاً، وَ کَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالاً! وَ کَفَى بِاللهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِیراً! وَ کَفَى بِالْکِتَابِ حَجِیجاً وَ خَصِیماً!
 
بدانید عبور شما از صراط و گذرگاهِ خطرناک مردافکن آن است! معبرى که قدمها در آن مى لغزد و خطرات هولناکى، پى درپى دامان انسان را مى گیرد; حال که چنین است، اى بندگان خدا تقواى الهى پیشه کنید! همچون تقواى خردمندى که تفکّر، قلب او را به خود مشغول ساخته و خوف الهى جسمش را خسته کرده، شب زنده دارى، خواب را از چشمش ربوده، امید به رحمت پروردگار، او را به تشنگى روزه ایّام گرم (تابستان) واداشته، و زهد در دنیا خواهش هاى نفسانى را از او گرفته است; همان پرهیزگارى که ذکر خدا به سرعت بر زبانش جارى شده و ترس (از خدا) را براى ایمنى رستاخیز از پیش فرستاده است; جاذبه هاى(انحرافى و شیطانى) را از جاده خویش کنار زده و در بهترین و مستقیم ترین راههایى که او را به روش مطلوب (جهت رسیدن به رضاى خدا) مى رساند، گام برداشته، و وسوسه ها و فریب ها هرگز او را نفریفته، و امور مشکوک بر او پنهان نمانده است (و به کمک نور تقوا، حق را از باطل تشخیص داده است) با مژده (بهشت) و زندگى آسوده، در میان نعمتها، در بهترین جایگاه وایمن ترین روزها، شاد و مسرور است; این در حالى است که از گذرگاه دنیاى زودگذر، با روشى پسندیده عبور کرده و توشه آخرت را توأم با سعادت از پیش فرستاده است; همان پرهیزگارى که از ترس (آن روز، به عمل صالح) مبادرت ورزیده و در مهلت (زندگى) با سرعت مشغول (بندگى) بوده و نسبت به آنچه مطلوب (پروردگار) است، رغبت کامل داشته و از آنچه باید بگریزد دورى کرده است; امروز مراقب فرداى خویش است و براى آینده خود پیش بینى لازم را نموده است. همان بس که بهشت، پاداش و عطیه (پرهیزگاران) باشد! و همان بس که آتش دوزخ، کیفر (بدکاران و بى تقوایان) باشد و کافى است که خداوند انتقام گیرنده (از اینها) و یارى کننده (آنها) و قرآن مدافع (نیکوکاران) و دشمن (بدکاران) باشد!
 

شرح و تفسیر

گذرگاههاى هولناکى که در پیش داریم

در این بخش از این خطبه «غرّاء» امام(علیه السلام) به سراغ بعضى از مواقف آخرت و گذرگاههاى خطرناک آن مى رود و از آن پلى به سوى این دنیا زده، مردم را براى آماده شدن جهت حضور در صحنه قیامت و عبور از گذرگاه خطرناک صراط، آماده مى سازد.

مى فرماید: «بدانید عبور شما از صراط و گذرگاه خطرناکِ مردافکنِ آن است! معبرى که قدمها در آن مى لغزد و خطرات هولناکى، پى در پى دامان انسان را مى گیرد» (وَاعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَکُمْ(۱)(۴)زَلَلِهِ، وَ تَارَاتِ(۵)). أَهْوَالِهِ عَلَى الصِّرَاطِ، وَ مَزَالِقِ(۲) دَحْضِهِ(۳)، وَ أَهَاوِیلِ

یکى از گذرگاههاى قیامت، «صراط» است که در آیات قرآن به طور اشاره و در روایات صریحاً و به طور تفصیل، از آن بحث شده است; از مجموع آن روایات، استفاده مى شود، صراط پلى است بر دوزخ، در مسیر بهشت، که آخرین گذرگاه آدمى است و نیکان و بدان همه بر آن وارد مى شوند: صالحان مانند برق از آن مى گذرند و به دروازه هاى بهشت مى رسند، ولى افراد بى ایمان و گنهکار، توان عبور از آن را ندارند و از روى آن، به جهنّم سقوط مى کنند.

عبور از این گذرگاه خطرناک، که تنها راه بهشت است بستگى به ایمان و عمل دارد و حتّى سرعت عبور از آن، متناسب با درجات تقوا و ایمان است.

البتّه «صراط» در دنیا در اَشکال دیگرى مجسّم مى شود و یا به تعبیر دیگر: صراط در قیامت، تجسّمى از صراط هاى دنیاست; چرا که در توصیف «صراط قیامت» آمده است: «أَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ، وَ أَحَدُّ مِنَ السَّیْفِ; باریکتر از مو و برنده تر از شمشیر است».(۶)

بى شک، حدّ فاصلِ میان حق و باطل، ایمان و کفر، اخلاص و ریا، قصد قربت و پیروى از هوا، به همین باریکى و خطرناکى است که عبور از این خطّ فاصل، جز براى خالصان و مخلصان و نیکان و پاکان میسّر نیست; که شرح آن، در بحث «نکته ها» خواهد آمد.

به هر حال، یک چنین گذرگاه باریک، لغزشگاههاى فراوان دارد که بدون آمادگى کامل، عبور همراه با سلامت از آن ممکن نیست! به همین دلیل، امام(علیه السلام) در ادامه این سخن مى فرماید: «حال که چنین است، اى بندگان خدا تقواى الهى پیشه کنید! همچون تقواى خردمندى که تفکّر، قلب او را به خود مشغول ساخته، و خوف الهى جسمش را خسته کرده، شب زنده دارى خواب را از چشمش ربوده، امید به رحمتِ پروردگار، او را به تشنگى روزه ایّام گرم (تابستان) واداشته، و زهدِ در دنیا، خواهشهاى نفسانى را از او گرفته است!» (فَاتَّقُوا اللهَ عِبَادَ اللهِ تَقِیَّةَ ذِی لُبٍّ شَغَلَ التَّفَکُّرُ قَلْبَهُ، وَأَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ، وأَسْهَرَ(۷)هَوَاجِرَ(۹)). یَوْمِهِ، وَظَلَفَ(۱۰) الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ التَّهَجُّدُ غِرَارَ(۸) نَوْمِهِ، وَأَظْمَأَ الرَّجَاءُ

آرى، براى ورود به مرحله تقوا، تقوایى که گذار انسان را از صراط آسان کند، نخست تفکّر لازم است! تفکّر و اندیشه اى که تمام قلب را به خود مشغول دارد و خوف از خدا را در انسان زنده کند و به دنبال آن تهجّد و شب زنده دارى و روزه در ایّام گرم تابستان و زهد و پارسایى، در وجود انسان ظاهر گردد; چنین تقوایى است که انسان را به سرمنزل مقصود مى رساند و او را همچون برق، از «صراطِ خطرناک قیامت» عبور مى دهد.

در ادامه این سخن مى فرماید: «همان پرهیزگارى که ذکر خدا به سرعت بر زبانش جارى مى گردد و ترس (از خدا) را براى ایمنى در رستاخیز از پیش فرستاده است، جاذبه ها (ى انحرافى و شیطانى) را از جاده خویش کنار زده و در بهترین و مستقیم ترین راههایى که او را به روش مطلوب (جهت رسیدن به رضاى خدا) مى رساند، گام برداشته، و وسوسه ها و فریب ها هرگز او را نفریفته، و امور مشکوک بر او پنهان نمانده است، (و به کمک نور تقوا، حق را از باطل تشخیص مى دهد)» (وَ أَوْجَفَ(۱۱)(۱۴)السَّبِیلِ، وَ سَلَکَ أَقْصَدَ الْمَسَالِکِ إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ; وَلَمْ تَفْتِلْهُ(۱۵)تَعْمَ عَلَیْهِ مُشْتَبِهَاتُ الاُْمُورِ). فَاتِلاَتُ الْغُرُورِ، وَلَمْ الذِّکْرُ بِلِسَانِهِ، وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لاَِمَانِهِ، وَ تَنَکَّبَ(۱۲) الْـمَخَالِجَ(۱۳) عَنْ وَضَحِ

تا به اینجا امام(علیه السلام) در بیان اوصاف پرهیزگارانى که باید الگو قرار گیرند -علاوه بر تفکّر دائم- اوصاف دهگانه اى را بیان مى کند که تحت هرکدام، یک دنیا معنا نهفته شده است و جمع آنها در یک انسان، انسان نمونه اى مى سازد، که در دنیا و آخرت سربلند و در میدان زندگى پیروز و در سیر الى اللّه موفّق است; تمام این تعبیرات با تشبیهات زیبا و کنایه ها و عبارات دل نشین و پرمغز آمیخته است; به گونه اى که در اعماق جان نفوذ مى کند.

آرى، پرهیزگارانِ راستین، هرگز فریب جاذبه هاى شیطانى را نمى خورند و در امور مشکوک در تاریکى گام بر نمى دارند! نزدیکترین راه را بسوى خدا بر مى گزینند و موانع را از سر راه بر مى دارند، خوف از خدا و مسؤلیّتها، مانع انحراف آنهاست و ذکر پروردگار، دائماً بر سر زبانشان.

سپس امام(علیه السلام) به بخشى از نتایج این اوصاف در دنیا و آخرت پرداخته و در ضمن شش جمله، چنین مى فرماید: «با مژده (بهشت) و زندگى آسوده در میان نعمتها، در بهترین جایگاهها و ایمن ترین روزها، شاد و مسرور است; این در حالى است که از گذرگاه دنیاى زودگذر، با روشى پسندیده عبور کرده، و توشه آخرت را توأم با سعادت، از پیش فرستاده است» (ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى، وَ رَاحَةِ النُّعْمَى،(۱۶)نَوْمِهِ، وَ آمَنِ یَوْمِهِ، وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِیداً، وَ قَدَّمَ زَادَ الاْجِلَةِ سَعِیداً). فِی أَنْعَمِ

در واقع آنچه سبب بشارت آنان و راحتى و آرامش و امنیّت خاطرشان مى گردد، همان عبور شایسته از گذرگاه دنیا و پیش فرستادن توشه آخرت است و مشکل مهمّ اینجاست که انسان در مقابل آن جاذبه هاى کاذب و زرق و برق هاى فریبنده و راههاى انحرافى، بتواند خود را حفظ کند و از صراط مستقیم الهى خارج نگردد.

سپس در ادامه این سخن، در آخرین اوصافى که براى پرهیزگاران نمونه ذکر مى کند، به شش وصف دیگر اشاره کرده، مى فرماید: «همان پرهیزگارى که از ترس (آن روز، به عمل صالح) مبادرت ورزیده، و در مهلت (زندگى) با سرعت مشغول (بندگى) بوده، و نسبت به آنچه مطلوب (پروردگار) است رغبت کامل داشته، و از آنچه باید بگریزد، دورى کرده است; امروز مراقب فرداى خویش بوده و براى آینده خود، پیش بینى لازم را نموده است» (وَ بَادَرَ مِنْ وَجَل، وَأَکْمَشَ(۱۷)طَلَب، وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَب، وَ رَاقَبَ فِی یَوْمِهِ غَدَهُ، وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ). فِی مَهَل، وَ رَغِبَ فِی

در یک کلمه، از فرصت گرانبهاى عمر، براى زندگى سعادتمندانه در سراى دیگر بهترین بهره گیرى را مى کند; به آنچه باید روى آورد، روى مى آورد و از آنچه باید دورى کند، پرهیز مى نماید.

آرى، پرهیزگارى که داراى این اوصاف است، سزاوار است الگوى زندگى راهیان راهِ اللّه و قُدوه و اسوه آنان بوده باشد.

در پایان این فراز، به نتیجه نهایى تقوا و بى تقوایى اشاره کرده، مى فرماید: «همان بس، که بهشت پاداش و عطیّه (پرهیزگاران) باشد! و همان بس، که آتش دوزخ کیفر و مجازات (بدکاران و بى تقوایان) باشد! و کافى است که خداوند انتقام گیرنده (از اینها) و یارى کننده (آنها) و قرآن مدافعِ (نیکوکاران) و دشمن (بدکاران) باشد!» (فَکَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالاً، وَ کَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالاً! وَ کَفَى بِاللهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِیراً! وَ کَفَى بِالْکِتَابِ حَجِیجاً وَ خَصِیماً!).

به راستى امام(علیه السلام) در سخنانش اعجاز مى کند، در جمله هایى کوتاه آنچنان تقوا و پرهیزگارى را توصیف مى کند که در هیچ کتابى دیده نشده و از هیچ کس شنیده نشده است; تعبیراتى که بى دردترین افراد، از آن احساس درد مى کنند و سست ترین انسانها را به حرکت وا مى دارد و به راستى نام «خطبه غرّاء» بر این خطبه بسیار بجاست.

نکته ها

1- چگونه آسان از صراط بگذریم؟!

در خطبه بالا اشاره به «صراط» شده است; یعنى گذرگاهى که همه انسانها در قیامت باید از آن عبور کنند و در روایات اسلامى درباره آن بحث هاى فراوانى دیده مى شود، هر چند در قرآن مجید، واژه «صراط» در این معنا بکار نرفته است جز در یکى دو مورد، که آن هم احتمال دارد اشاره به جادّه حقّ و باطل در دنیا باشد; ولى تعبیرات دیگرى در قرآن مجید به عنوان «مِرْصاد» و مانند آن آمده که جمعى از مفسّران، آن را اشاره به همان «صراط» مى دانند.

به هر حال، همان گونه که گفتیم از روایات اسلامى استفاده مى شود که «صراط» پلى است بر روى جهنّم، بسیار باریک و خطرناک، آنها که از آن عبور کنند به بهشت برین مى رسند و آنها که نتوانند عبور کنند در جهنّم سقوط خواهند کرد. بلکه از بعضى از روایات استفاده مى شود که «صراط» از درون جهنّم مى گذرد! ولى مؤمنان آنچنان سریع عبور مى کنند که کمترین آسیبى به آنان نمى رسد، همانگونه که اگر انسان از درون آتش دنیا، با سرعت زیاد عبور کند کمترین تأثیرى روى او نخواهد داشت.

در اوصاف صراط چنین آمده است: «صراط پلى است که بر روى دوزخ در مسیر بهشت قرار گرفته و تنها راه ورود در بهشت، عبور از آن است; گروهى از نیکان و پاکان چنان به سرعت از آن مى گذرند که گویى شعاع برقند! گروهى مانند یک اسب سوار تیزرو، گروهى همچون افراد پیاده و گروهى با دست و زانو از این گذرگاه، مى گذرند و گروهى که توان عبور ندارند در اثناى راه سقوط مى کنند».(۱۸)

اهمیّت عبور از این گذرگاه را با توجّه به حدیث معروفى که از رسول خدا نقل شده و در کلام امام صادق(علیه السلام) نیز آمده است، مى توان، دریافت; آنجا که فرمود: «إِنَّ عَلَى جَهَنَّمَ جِسْراً أَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ، أَحَدُّ مِنَ السَّیْفِ; بر دوزخ پلى کشیده شده باریک تر از مو و تیزتر از شمشیر».(۱۹)

امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ»(۲۰)مى فرماید: «قَنْطَرَةٌ عَلَى الصِّرَاطِ لاَیَجُوزُهَا عَبْدٌ بِمَظْلِمَة; مرصاد پلى است بر صراط، که هر کس حقّ ستمدیدگان بر گردن او باشد از آن عبور نخواهد کرد».(۲۱)

در روایات اسلامى امورى به عنوان وسیله عبورِ سریع، از صراط ذکر شده است. از جمله در حدیثى از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است: «أَسْبِغِ الْوُضوُءَ تَمُّرُ عَلَى الصِّرَاطِ مَرَّ السَّحَابِ; وضوء را شاداب و پرآب بگیر! تا بر صراط همچون ابر بگذرى».(۲۲)

و در حدیث دیگرى مى خوانیم که موسى(علیه السلام) در مناجاتش به درگاه الهى سؤال کرد: «إِلهِی مَاجَزَاءُ مَنْ تَلاَ حِکْمَتَکَ سِرّاً وَ جَهْراً؟ قَالَ: یَا موُسَى! یَمُرُّ عَلَى الصِّرَاطِ کَالْبَرْقِ; خداوندا پاداش کسى که حکمت تو را پنهان و آشکار بخواند (و مردم را با سخنان حکیمانه تو، به سوى حق دعوت کند) چیست؟ فرمود: اى موسى! چنین کسى همچون برق از صراط عبور مى کند».(۲۳)

جالب توجّه اینکه در روایات متعددّى مى خوانیم، یکى از شرایط اصلى عبور از صراط، ولایت على بن ابى طالب، است. این روایت را بسیارى از بزرگان اهل سنّت در کتابهاى خود از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل کرده اند. از جمله «حافظ بن سمّان» در کتاب «موافقه» چنین نقل مى کند که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «لاَ یَجُوزَ أَحَدٌ عَلَى الصِّرَاطِ إِلاَّ مَنْ کَتَبَ لَهُ عَلِیٌّ(علیه السلام) الْجَوَازَ; هیچ کس از صراط عبور نمى کند، مگراینکه على(علیه السلام) اجازه عبور براى او بنویسد».(۲۴) و در بعضى روایات آمده است: «إِذَا جَمَعَ اللّهُ الاَْوَّلِینَ وَ الاْخِرِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ نَصَبَ الصِّرَاطَ عَلَى جِسْرِ جَهَنَّمَ مَا جَازَهَا أَحَدٌ حَتَّى کَانَتْ مَعَهُ بَرَاءَةٌ بِوِلاَیَةِ عَلِىِّ بْنِ أَبِی طَالِب; هنگامى که خداوند اوّلین و آخرین را در روز قیامت گرد آورد و صراط بر جهنّم کشیده شود، هیچ کس از آن عبور نمى کند مگراینکه برات آزادى به سبب ولایت على(علیه السلام) با او باشد».(۲۵) این مضمون با تفاوت مختصرى در «مناقب خوارزمى» و «مناقب ابن مغازلى» و «فرائد السّمطین» و کتاب «الرّیاض النّظرة» آمده است.(۲۶)

همانگونه که در شرح خطبه نیز ذکر شد، صراط در قیامت در واقع تجسّمى است از صراط هایى که در دنیاست که به همان باریکى و خطرناکى است.

2- نماز شب، کیمیاى سعادت است

در این خطبه امام(علیه السلام) به مسأله شب بیدارى و عبادات شبانه، اشاره مى فرماید و آن را از ویژگى هاى پرهیزگاران صفوف مقدّم راهیان راه خدا مى شمرد.

«تهجّد» از ماده «هُجود» به گفته «راغب» در «مفردات» در اصل به معناى خواب است; ولى هنگامى که به باب «تفعّل» مى رود در معناى انتقال از خواب، به بیدارى به کار مى رود و از آنجا که بیدارى شبانه، در عرف پرهیزگاران براى راز و نیاز به درگاه خداست، این واژه (تهجّد) به معناى نماز خواندن در دل شب، یا در خصوص نافله شب بکار مى رود.

به هر حال، نماز شب، که با آداب خاصّى انجام مى گیرد، اکسیر اعظم و کیمیاى اکبر است که مى تواند مِس تیره وجود انسان را، به طلاى ناب تقوا مبدّل کند. قرآن مجید و همه پیشوایان بزرگ اسلام و بزرگان اخلاق، بر انجام این عبادت انسان ساز و آثار تربیتى آن تأکید کرده اند.

همین بس که قرآن مجید به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) خطاب مى کند و مى گوید: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَحْمُوداً; پاسى از شب را از خواب برخیز و قرآن (و نماز) بخوان، این وظیفه اضافى براى توست (اشاره به اینکه نماز شب بر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) واجب و بر امّت مستحب است) تا پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برساند».(۲۷)

این تعبیر به خوبى نشان مى دهد که پیامبر(صلى الله علیه وآله) «مقام محمود» را که مقام بسیار والا و برجسته است، در سایه عبادت شبانه پیدا کرد (و به گفته شاعر روشن ضمیر: «چیزى که مایه نجات او از ظلمات به سوى نور تقوا شد، دعاى نیمه شبى بود و گریه سحرى»).

از روایات فراوانى که در این زمینه از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه هُدى(علیهم السلام) نقل شده همین بس که در حدیثى پیامبر اکرم به على(علیه السلام) توصیه مى کند: «عَلَیْکَ بِصَلاَةِ اللَّیْلِ! یُکَرِّرُهَا أَرْبَعَةً; بر تو باد که نماز شب را به جاى آورى! پیامبر این سخن را چهار بار تکرار کرد».(۲۸)

در حدیث دیگرى از همان حضرت مى خوانیم که به على(علیه السلام) فرمود: «یَا عَلِىُّ ثَلاَثُ فَرَحَات لِلْمُؤْمِنِ: لُقَى الاِْخْوَانِ، وَ الاِْفْطَارُ مِنَ الصِّیَامِ، وَ التَّهَجُّدُ مِن آخِرِ اللَّیْلِ; سه چیز است که مایه نشاط مؤمن مى شود: دیدار دوستان و افطار روزه و نماز در آخر شب».(۲۹)

از این حدیث استفاده مى شود که نماز شب مایه نشاط و شادابى مؤمنان است.

در حدیث پرمعناى دیگرى از همان حضرت مى خوانیم: «مَا اتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا إِلاَّ لاِِطْعَامِهِ الطَّعَامَ وَ صَلاَتِهِ بِاللَّیْلِ وَ النَّاسُ نِیَامٌ; خداوند ابراهیم(علیه السلام) را به مقام دوستى خود (و افتخار خلیل اللّهى) نرساند مگر به خاطر اطعام طعام و نماز شبانه هنگامى که مردم در خواب بودند».(۳۰)

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که به یکى از یاران خود تأکید فرمود: «نماز شب و عبادت شبانه را رها مکن که هرکس نماز شب را رها کند، مغبون است» (لاَ تَدَعْ قِیَامَ اللَّیْلِ فَإِنَّ الْمَغْبُونَ مَنْ غُبِنَ قِیَامَ اللَّیْلِ).(۳۱)

و جالب اینکه در آیه ۶ سوره مزّمّل از نماز شب تعبیر به «نَاشِئةَ اللَّیْل» شده و آن را بسیار مهمّ و سبب استقامت شمرده است (إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِىَ أَشَدُّ وَ طْئاً وَ أَقْوَمُ قِیلا) و به گفته بعضى از مفسّران: تعبیر «نَاشِئةَ اللَّیْلِ» اشاره به نشئه و نشاط و جذبه روحانى و ملکوتى است که در سایه این عبادت براى انسان فراهم مى شود.

دلیل این اهمیّت نیز روشن است زیرا «روح عبادت» که انسان را به «مقامات عالى» مى رساند دو چیز است: «اخلاص» و «حضور قلب» و این هر دو در شب، مخصوصاً در آخر شب، بعد از یک استراحت نسبتاً ممتدّ، در حالى که چشم هاى بسیارى از مردم در خواب است و جُنب و جوش هاى زندگى مادّى موقّتاً خاموش شده، نه جایى براى روى و ریاست و نه شواغل روزمرّه مادّى فکر انسان را به خود جلب مى کند، حاصل مى شود; از این رو، نماز شب عبادتى است خالص و توأم با حضور دل و آمیخته با معنوّیت کامل و سرچشمه انواع برکات; به گفته حافظ:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعاى شب و ورد سحرى بود

آثار بى نظیر این عبادتِ شبانه را، هر کس مى تواند با تجربه دریابد و هنگامى که طعم شیرین آن را در مذاق جان احساس کند به آسانى آن را رها نخواهد کرد!

مى صبوح و شَکَر خواب صبحدم تا چند به عذر نیمه شبى کوش و گریه سحرى

آرى! کلید گنج سعادت و راه رسیدن به معشوق حقیقى همین است:

دعاى صبح و آه شب، کلید گنج مقصود است بدین راه و روش مى رو که با دلدار پیوندى!

سه شنبه, 18 فروردين 1394 20:05

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل، با موضوع انفاق و از خود گذشتگی، برگرفته از سایت راسخون تقدیم می گردد.

دریافت فایل صوتی

حجم : ۸ MB

زمان : ۴۸:۲۳ دقیقه

چهارشنبه, 19 فروردين 1394 00:20

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل از بیانات استاد و مفسر فرزانه دکتر محمدعلی انصاری (بر اساس آیات سوره مبارکه نحل) تقدیم می گردد.

دریافت فایل صوتی

حجم: ۱۰ MB

زمان= ۵۶:۴۴ دقیقه

سه شنبه, 18 فروردين 1394 19:43

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل از بیانات درس اخلاق حضرت آیت الله محمد شجاعی (فایل صوتی) در خصوص ویژگیهای وجودی حضرت فاطمه زهرا(س) جلسه سوم برگرفته از سایت رادیو قرآن تقدیم می گردد.

دریافت فایل صوتی

حجم : ۱۰ MB

زمان : ۲۶:۵۶ دقیقه

سه شنبه, 18 فروردين 1394 19:42

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل تفسیر آیاتی از سوره مبارکه حمد ،برگرفته از سایت راسخون تقدیم می گردد.

دریافت فایل صوتی

حجم : ۲۲ MB

زمان : ۴۷:۳۱ دقیقه

سه شنبه, 18 فروردين 1394 19:40

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل، با موضوع راه‌های خودسازی، که در تاریخ ۲۱/۱۲/۱۳۹۳ در پایگاه آیت الله العظمی مظاهری منتشر شده، تقدیم می گردد.

الحمدلله ربّ العالمین و الصلاة و السّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

شب جمعه متعلّق به قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» است؛ اظهار ارادت کنید خدمت آقا با سه صلوات.

بحث امسال ما دربارۀ معرفة النفس بود. به عبارت دیگر بحث خودشناسی بود. فصل‌هایی از این بحث را عنوان کردم و فصل نهم این بود که هدف از خلقت این انسان چیست؟

نتیجه گرفتیم که هدف از خلقت اینست که انسان به مقام خلیفة اللهی برسد. پروردگار عالم به ملائکه فرموده است:

«إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَة»[۱]

و لازمۀ رسیدن به مقام خلیفة اللهی اینست که ما مهذّب شویم و به عبارت دیگر آدم شویم. به عبارت علمای علم اخلاق، درخت رذالت را از دل بکنیم و درخت فضیلت به جای آن غرس کنیم و بارور کنیم و از میوۀ آن هم خود استفاده کنیم و هم دیگران. به عبارت قرآن خدا ما را خلق کرده است که با ارادۀ خود و با تلاش و کوشش خود، شجرۀ طیبۀ قرآن شویم.

«أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ ، تُؤْتی‏ أُکُلَها کُلَّ حینٍ بِإِذْنِ رَبِّها»[۲]

بحث رسید به اینجا که این کار مشکلی است و در سرحد محال است. چه کنیم موفق شویم!  

گفتم در سورۀ معارج دستورالعملی داده شده است برای خودسازی و برای آدم شدن و آن کاری که در سرحد محال است، این دستورالعمل آن را آسان می‌کند. به عبارت دیگر این دستورالعمل موجب می‌شود که معلم ما خدا شود. وقتی معلم ما خدا شد، مهذّب شدن و آدم شدن کار آسانی می‌شود. اگر خدا نباشد و اگر خدا معلم اخلاق ما نباشد، مهذّب شدن در سرحد محال است.

«فَلَو لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکى‏ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً»[۳]

حتماً و یقیناً هیچکس نمی‌تواند به مقام خلیفة اللهی و به مقام آدمیت برسد، جز اینکه خدا معلم اخلاق او شود. لذا بحث رسید به اینجا که می‌شود. اگر خدا معلم اخلاق ما شود، آنگاه می‌شود که ما خلیفة الله شویم و به این مقام شامخ برسیم. البته خود به خود و با تلاش و کوشش ما نمی‌شود. تلاش و کوشش ما در وقتی مؤثر است که معلم ما خدا باشد.

در سورۀ معارج کار را آسان می‌کند. می‌گوید می‌توانی به جایی برسی که معلم تو خدا شود و تو مهذّب شوی و آدم شوی و به مقام خلیفة اللهی برسی، و این دستورالعمل آسان است. اگر انسان در راه بیفتد نه تنها آسان است بلکه لذتبخش است. این دستورالعمل بالاترین لذت‌ها را دارد. اول این دستورالعمل، نماز بود. رابطۀ کامل با نماز.

«وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»[۴]

تلاش و کوشش اما با نماز. تلاش و کوشش، اما با رابطه با خدا در دل شب. در این دستورالعمل به این نماز خیلی اهمیت داده شده، یعنی درحالی که مختصر است اما در همین دستورالعمل مختصر دو مرتبه اهمیت دادن به نماز تکرار شده است، در اول و در آخر. در اول می‌فرماید:

«إِلاَّ الْمُصَلِّینَ ، الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ»[۵]

و در آخر می‌فرماید:

«وَ الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ»[۶]

اینکه انسان دائم الصلاة باشد و انسان محافظت کامل بر نماز داشته باشد. دل شب خیلی کار می‌تواند بکند. به قول قرآن انسان را به مقام محمود می‌رساند:

«وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»[۷]

و مقام محمود رسیدن به مقام عنداللهی و رسیدن به مقام خلیفة اللهی است. فی الجمله در این باره صحبت کردم.

دوم: اهمیت دادن به مردم، تعاون و خدمت کردن به خلق خداست.

«وَ الَّذینَ فی‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ ، لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»[۸]

کسی که خودخور و خودخواه نیست، اگر چیزی دارد، حال در این دستورالعمل می‌فرماید: مال و در جاهای دیگر می‌فرماید:

«وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»[۹]

یعنی هرچه دارد مشترک باشد بین خود و دیگران. به اندازۀ وسعش به فکر دیگران باشد:

«لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ»[۱۰]

آن‌که می‌تواند خیلی و آن‌که نمی‌تواند به اندازۀ وسعش. به این قانون مواسات می‌گویند و این قانون مواسات را قرآن جداً می‌خواهد. اگر قانون مواسات داشته باشیم کمک دوم برای ما می‌شود و به عبارت دیگر می‌توانیم خدا را معلم اخلاق خود کنیم و معلوم است وقتی خدا معلم ما شد، به نتیجه می‌رسیم.  رابطۀ اول با خدا و اهمیت دادن به نماز. اینکه در وقت نماز همۀ کار موقوف و تعطیل باشد و آنچه زنده است، نماز باشد. اکتفا فقط به نمازهای واجب و با جماعت در مسجد نباشد، بلکه به نمازهای مستحب و مخصوصاً مثل نماز شب اهمیت داده شود و بال دوم رابطه با مردم است. خودخواه و خودخور و خودمحور نباشد. خدا این را نمی‌خواهد. پروردگار عالم در قرآن در آیات فراوان می‌فرماید به تو نعمت دادم و از این نعمت استفاده کن، اما به یاد دیگران و به فکر دیگران هم باش. اگر به این قانون مواسات عمل شود، فقر از جامعه برداشته می‌شود. همه از نظر خوراک و پوشاک و مسکن و ازدواج در رفاه می‌شوند. این فرمول اقتصادی اگر جداً پیاده شود، قطعاً فقر نیست و در زمان مهدی «ارواحنافداه» این اقتصاد اسلام پیاده می‌شود و قانون مواسات پیاده می‌شود و همه مردم از نظر خوراک و پوشاک و مسکن و ازدواج در رفاه می‌شوند. این دنیایش است و معلوم است دنیای آباد دارد. دنیایی که اقتصادش مریض و ناسالم باشد، ملت در مضیقه است. این ملت با درد چه کنم چه کنم و با دشمنی‌ها و اختلاف‌ها زندگی می‌کنند. اگر قانون مواسات پیاده شود، اختلاف از بین می‌رود و تبعیض نیست. اختلاف طبقاتی نداریم. و کسی را نداریم که در مضیقه باشد. اما راجع به آخرتش نیز شما هیچ عبادتی را نمی‌توانید پیدا کنید به اندازۀ خدمت به خلق خدا. از هر حج و عمره‌ای بالاتر و از هر جهادی بالاتر، خدمت به خلق خداست. قرآن در این باره آیاتی دارد و روایات ما در این باره صدها روایت است.

در کتاب کافی در حالی که مرحوم محدث کلینی می‌خواسته موجز یک دوره اخلاق و یک دوره اقتصاد و یک دوره فقه بنویسد، موجز و مختصر، اما راجع به قانون مواسات ۵۰۰ روایت دارد. لذا ائمۀ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» می‌دانستند اگر قانون مواسات پیاده شود، چه می‌شود! چه زندگی خوبی و زندگی بهشتی است. در زمان مهدی «روحنا فداه» دنیا زندگی بهشتی دارد. از هر نظر در رفاه و آسایش است. مهدی«ارواحنافداه» قوانین اسلام را پیاده می‌کند و وقتی پیاده شد، دنیا آباد می‌شود، لذا این همه ثواب‌ها در آخرت هم برای همین است که دنیا در رفاه و آسایش می‌شود. این دنیا و آخرت است و اما مهمتر از رفاه دنیا و مهمتر از رفاه آخرت، این بحث ماست که انسان برسد به مقام خلیفة اللهی. این از بهشت خیلی بالاتر است. این از رفاه اجتماعی خیلی بالاتر است و هدف از خلقت انسان نیز همین است.

«وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً»[۱۱]

این آسان و لذتبخش است. یعنی به راستی اگر کسی در راه بیفتد، نماز شب برای او بالاترین لذت‌ها را دارد.

«لَرَکْعَتَانِ‏ فِی‏ جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا»[۱۲]

و اگر در راه انفاق بیفتد، آنچه برایش خیلی لذت دارد، اینکه دیگران در رفاه باشند و خودش خواه در رفاه باشد یا نباشد. اما اسلام می‌گوید خود و زن و بچه‌ات در رفاه باش و اما طبق قانون مواسات به فکر دیگران هم باشد تا هم خود در رفاه باشی و هم دیگران. ولی کسانی که در راه بیفتد، این قانون مواسات برایشان خیلی لذت دارد.  آن وقتی که زهرای عزیز آن انفاق را کرد و افطار خودش را به دیگران داد، بالاترین لذت برای اهل بیت همان بود. قطع نظر از اینکه آیه «یُطْعِمُونَ الطَّعامَ»[۱۳] نازل شد و این آیۀ شریفه به دنیا و آنچه در دنیاست، برای شیعه و برای اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» و برای حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» ارزش دارد، ولی توجّه به این مطلب که حضرت زهرا افطار نکرد، اما بالاترین لذت‌ها را چشید.

«إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُورا»[۱۴]

اگر بتوانیم قانون مواسات را پیاده کنیم، بالاترین لذت برای ما پیدا می‌شود و متأسّفانه الان، این قانون مواسات نیست. از این جهت هم اقتصاد ما بیمار است. اقتصادی که در آن قانون مواسات نباشد، این اقتصاد سالم نخواهد شد. این اقتصاد می‌رسد به آنجا که حیف و میل‌ها در این اقتصاد و می‌رسد به آنجا که یکی کوه و دیگری هیچ، یکی تجمل‌گرا است به اندازه‌ای که اگر یک شبانه‌روز تجمّل‌گرایی خود را به یک خانواده دهد، آن خانواده در رفاه می‌شوند و در مقابل، کسانی احتیاج به نان خالی دارند، تجمل‌گرایی که ندارند، بلکه احتیاج به غذا هم دارند. این اقتصاد ناسالم است و اقتصاد شیطانی است، لذا قرآن می‌فرماید علاوه بر اینکه این ملت خیلی گناه می‌کند و گناهش خیلی بزرگ است، این ملت مثل کرم ابریشم در غم و غصه و نگرانی و اختلاف به دور خود می‌پیچد و یک دنیا غم و غصه. در همان تجمّل‌گرایی خود یک دنیا غم و غصه و نگرانی و اضطراب‌خاطر و اختلاف دارد. من خیلی‌ها را دیده‌ام که چیزی ندارند، اما بالاترین لذت‌ها بین زن و شوهر هست. در خانه احتیاج به خوراک و پوشاک دارند و احتیاج به مسکن دارند، اما فوق‌العاده در رفاهند و خوش و خرّم هستند. اما از آن طرف من زیاد دیده‌ام که جداً در رفاه است و متموّل و بالاست و تجمّل‌گراست، اما در همین تجمّل‌گرایی خود یک دنیا غم و غصه و دلهره و اضطراب‌خاطر و نگرانی دارد. اینها را خدا نمی‌دهد، بلکه اعمال زشت ما می‌دهد. هر ملتی که قانون مواسات نداشته باشد، این ملت بیچاره و بدبخت است. هرکه باشد و هرکجا باشد. و هر ملتی که در آن قانون مواسات زنده باشد، آن ملت حیات طیب دارد. قرآن اسمش را حیات طیب گذاشته است:

«وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداً»[۱۵]

و ما الان تجمّل‌گرا شده‌ایم. به عبارت دیگر به فکر خود هستیم و نه به فکر دیگران. مثال ساده‌ای بزنم که این مثال را بچه‌ها هم می‌توانند درک کنند. اگر این تجمّل گرایی عید نوروز از دو روز قبل از عید تا روز سیزده تمام شود، نباشد و به جای آن قانون مواسات باشد، بسیاری از مردم در رفاه و آسایش می‌شوند. این چیزی نیست و مشکل هم نیست. اگر این مسافرت‌های کذایی نباشد. شما می‌دانید حساب سرانگشتی این مسافرت‌های کذایی میلیاردهاست و فرقی هم بین فقیر و متوسط و متمول در این تجمل‌گرایی نیست. مثلاً این فقیر یک سال زحمت می‌کشد و جمع می‌کند و در این ده سیزده روزه به باد فنا می‌دهد. با خستگی کامل و با کشت و کشتار فراوان و با تصادفات عجیب و با خستگی روحی بر سر کارش می‌آید. اگر این تجمل گرایی عید نوروز نباشد، آنگاه می‌تواند یک کار فوق‌العاده اساسی انجام دهد. اگر چند سال این تجمل‌گرایی نباشد، قضیۀ مسکن حل می‌شود. این یک کار در تجمّل‌گرایی ماست. الان وضع ازدواج فوق‌العاده مشکل شده است. هم برای دختر و هم برای پسر. حال اگر این تجمّل گرایی تمام شود، آنگاه بهترین کارها در قضیه ازدواج می‌شود. دختری پیدا نمی‌کنیم که شوهر نداشته باشد و پسری پیدا نمی‌کنیم که زن نداشته باشد. اینها هم در تاریخ آمده و هم در تجربه آمده است. مرحوم کاشف الغطاء«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» از مراجع خیلی بزرگ است. به اندازه‌ای که وقتی صاحب جواهر به اسم ایشان می‌رسند، به نام استاد الاکبر می‌خوانند. این استاد خیلی بالاست و از مراجع است. در روزی وقتی درسش تمام شد، گفت من دختری دارم که امروز فهمیدم تمایل به ازدواج دارد، اگر طلبه‌ای متدین و درس خوان باشد، دخترم را به او می‌دهم. یکی از طلاب در وسط درس ایستاد و نشست. مرحوم کاشف الغطاء فرمودند بیا به منزل ما. او از شاگردان خوب مرحوم کاشف الغطاء به نام آقا سید محمدتقی مسجدشاهی بود. به خانه آمد و دختر، پسر را دید و پسر هم دختر را دید و همدیگر را پسندیدند. مرحوم کاشف الغطاء به او گفت چه چیز داری و او گفت هیچ ندارم جز چند کتابی که برای درسم است و این لباس‌هایی که پوشیده‌ام. فرمودند: مهریه مهرالسنة پیغمبر باشد و به قول عوام بیست و شش تومان و دوریال و ده شاهی. و این منزل ما یک اطاق دارد و می‌شود که این اطاق حجله‌گاه شما باشد. لذا عقد را خواندند و جهیزیه مختصر آوردند و در همان شب عروسی شد. یک ساعت به اذان صبح مرحوم کاشف الغطاء در زد و گفت برایتان آب گرم کردم، بلند شوید و نماز شب بخوانید. آنها هم غسل کردند و نماز شبشان را خواندند. آنگاه نسل مسجدشاهی‌ها دویست سال مجتهدهای بالا و همین آقا شیخ محمدتقی مسجدشاهی یکی از افتخارهای تشیع است و یکی از مراجع فوق العاده بزرگ است و کتاب هدایة المسترشدین ایشان در اصول نه تنها هنوز زنده است، بلکه سرمشق دیگران است. بالاخره عروسی شد و تجمل گرایی نبود و خدا هم نتیجۀ دنیا را برکت در نسل او داد. خیال نکنید اینها چیزهای من درآوری است. ازدواج حضرت زهرا با امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیهما» نیز همینطور بود. اگر ما که جداً شیعه هستیم و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا را تا سرحد عشق دوست داریم و شعار یا زهرا و شعار یا علی در جبهه‌ها هشت سال جبهه را پشت سر گذاشت و هشت سال پیروزی آورد، اما در عمل لنگیم. اگر ازدواج ما مثل ازدواج حضرت زهرا و امیرالمؤمنین باشد. امیرالمؤمنین نزد پیغمبر اکرم آمدند و خواستگاری کردند. پیغمبر اکرم فرمودند: من تو را خیلی دوست دارم و اما زهرا باید اجازه دهد. حضرت زهرا اجازه داد. به امیرالمؤمنین فرمودند چه داری؟ فرمود هیچ چیز. یک شمشیر و یک شتر و یک زره دارم. فرمودند: شتر را برای کار کردن لازم داری و شمشیر را برای جبهه لازم داری و اما زره را نمی‌خواهی و زره را کسی می‌پوشد که بخواهد فرارکند. امیرالمؤمنین ذره را به پانصد درهم فروختند و به پیغمبر اکرم دادند. پیغمبر اکرم از همین پانصد درهم یک جهیزیه تهیه کردند که بیش از ۶۳ درهم نشد و یک زندگی ضروری شد. زن‌ها این زندگی ضروری را تهیه کردند و به پیغمبر گفتند ببینید و پیغمبر یک نگاهی به جهیزیۀ حضرت زهرا کردند و گریۀ شوق کردند و فرمودند: الحمدلله غالب آن از گل است. مابقی را هم یک ولیمۀ عمومی آبگوشت دادند و مهریۀ زهرا هم جهیزیه شد و هم ولیمۀ عمومی شد. جهیزیه زهرای مرضیه یک پیراهن بود و پیراهن را پوشیده بود تا به منزل داماد بیاید تا داماد پیراهنش را ببیند. در وسط راه فقیری در مقابل حضرت زهرا آمد و گفت من لباس ندارم و مرا بپوشان. حضرت زهرا پیراهن را درآورده و به او دادند و با پیراهن دخترانه به منزل امیرالمؤمنین آمدند. همان وقت پیغمبر اکرم آمدند و وقتی می‌آیند باید کادویی برای حضرت زهرا بیاورند. کادو این بود که دست حضرت زهرا را در دست امیرالمؤمنین گذاشتند و فرمودند: این امانت پیش توست. فرمودند: کفو خوبی است. هم او کفو توست و هم تو کفو او هستی. بعد هم به حضرت زهرا فرمودند: این خانه کار دارد. خانه داری و شوهرداری و بچه‌داری از تو و کارهای خارج از خانه و ادارۀ مخارج از امیرالمؤمنین است. این کادوی پیغمبر به زهراست. وقتی پیغمبر رفتند، حضرت زهرا یک جمله دارد:

«فَلَا یَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِى‏ مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِکْفَائِى رَسُولُ اللَّهِ تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ»[۱۶]

فرمودند خدا می‌داند من چقدر خوشحال شدم که پیغمبر اکرم فرمودند: با نامحرم تماس نداشته باش و کارهای خارج از خانه از علی باشد و تو در خانه بچه‌دار و شوهردار باش. جداً می‌دانید حضرت زهرا خوب شوهرداری و بچه داری کرد و مثل زینب و حسین را تحویل جامعه داد. نگویید نمی‌شود، بلکه اگر بخواهیم می‌شود. حضرت زهرا و امیرالمؤمنین چنین عمل کردند و شد و در تاریخ من قضایا دارم و تاریخ‌نویسان نظیر این دو قضیه زیاد دارند و این مختص به حضرت زهرا و اهل بیت نیست، بلکه آنکه مسلمان است، همین است. آنکه مسلمان است باید بداند تجمّل‌گرایی گناه است و گناهش بزرگ است. به اندازه‌ای که قرآن می‌فرماید:

«وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ ، فی‏ سَمُومٍ وَ حَمیمٍ ، وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ ، لا بارِدٍ وَ لا کَریمٍ ، إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفینَ ، وَ کانُوا یُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظیمِ»[۱۷]

قرآن سرمشق عجیبی است. می‌فرماید: دست چپی‌ها در روز قیامت چقدر شومند و چقدر بدبختند. زیر دود و هرم جهنم هستند و این دود و هرم جهنم از تجمل گرایی در دنیایشان پیدا شده است و آن تجمل گرایی است که گناه روی گناه می‌آورد. خیال نکنید عذاب ندارد، بلکه ملتی که تجمل گرا باشد، بدبخت است و ما الان به جای ساده زیستی، تجمل گرا شده‌ایم، و تا این باشد بدانید که اقتصاد ما خوب نخواهد شد.

رکن اقتصاد اسلام و اصلاً اقتصاد کلی و اقتصاد جهان با همان فرمول‌های سخت اقتصادی، ساده‌زیستی است. اسلام می‌گوید علاوه بر ساده‌زیستی، رکن اقتصاد کمک کردن به دیگران و قانون تعاون است. قانون اینکه برسیم به آنجا که به اندازۀ وسعمان به فکر دیگران باشیم. ما الان فساد اداری داریم برای اینکه ارباب رجوع باید یک سال برود و بیاید و بعد هم بگویند که نمی‌شود. درحالی که اصلاً رفت و آمد در جمهوری اسلامی غلط است. اگر در اداره کار دارد، باید همان وقت کارش را انجام دهد و اگر مربوط به این نمی‌شود، خودش به این اطاق و آن اطاق رود و کارش را انجام دهد و با تشکری او را از اداره بیرون کند. ما الان فساد اقتصادی داریم و نه اینکه به فکر دیگران نیستیم، آن حیف و میل‌های عجیب صرف تجمل‌گرایی می‌شود. ما الان فساد اخلاقی داریم و فاسد اخلاقی ما خیلی بالا و بد است. این بی‌بند و باری‌ها و بدحجابی‌ها و این کنسرت موسیقی‌ها و این ساز و آواز و نوازندگی زن و مردها و این قضیه تلویزیون و قضیه رادیو بد است و فقر و فلاکت و بدبختی می‌آورد و درد چه کنم چه کنم می‌آورد. گفتم الحمدلله ما از نظر عقیده، عقیده‌مان خیلی خوب و بالاست. از نظر عشق به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» خیلی خوب است. از نظر شعار خیلی بالا هستیم. آن منبری که در آن منبر مصیبت خوانده نشود، مثل آشی است که نمک نداشته باشد. یک شخصی غذای فوق العاده از نظر کم و کیف درست کند، اما فراموش کرده باشد نمک در آن کند، این غذا دوا می‌شود. منبری که در آن مصیبت نباشد، اینگونه است. الحمدلله از نظر شعار خیلی خوبیم؛ اما از نظر عمل به حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» نمی‌خوریم، نه حجاب دختر و پسرمان و نه حجاب آموزش و پرورش‌مان و نه حجاب دانشگاهمان و نه حجاب کوچه و بازارمان. خیلی بی‌بند و باری است و لذا خیلی بدبختی است. این همه بدبختی‌ها و چه کنم چه کنم‌ها برای همین است. اقتصاد اسلامی اینست که فساد اداری نداشته باشیم و الاّ مسلّم اقتصاد درست نخواهد شد. باید فساد اقتصادی نداشته باشیم و تعاون و خدمت به دیگران به اندازۀ وسعمان داشته باشیم. باید حجاب زهرا مراعات شود. خیال می‌کنید وقتی چادر را از دست دادید، نفع کردید! اینطور نیست، بلکه خیلی ضرر شد. چادر حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها»  را از دست دادیم. و  اگر ما ملی‌گرا باشیم، چادر ایرانی را از دست دادیم، برای اینکه وقتی در تاریخ دو هزار و پانصد ساله رویم، یکی از چیزهایی که خیلی در این دو هزار و پانصد ساله مهم است، حجاب خانم‌ها و اختلاط نداشتن خانم‌هاست. شما نمی‌توانید در این میراث فرهنگی‌ها جایی را پیدا کنید که اختلاط بین زن و مرد و دختر و پسر باشد. تخت جمشید همه چیز دارد، اما زن در آنجا پیدا نمی‌شود. حرم‌سرای آنها یک کیلومتر یا دو کیلومتر آن طرف‌تر است. پس لاأقل ملی‌گرا باشیم و این چادر به قول قرآن چیز عالی است. تشخّص خانم چادر است و الان در میان همه دمده شده است و اگر برای آن خون گریه کنیم جا دارد.

بحث ناقص است و اجازه دهید بعد درباره‌اش صحبت کنم.




[۱]. البقرة، ۳۰: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت‏.»

[۲]. ابراهیم، ۲۴ و ۲۵: «ریشه‏اش استوار و شاخه‏اش در آسمان است؟ میوه‏اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‏دهد.»

[۳]. النور، ۲۱: «و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ کس از شما پاک نمى‏شد.»

[۴]. البقرة، ۴۵: «از شکیبایى و نماز یارى جویید.»

[۵]. المعارج، ۲۲ و ۲۳: «غیر از نمازگزاران: همان کسانى که بر نمازشان پایدارى مى‏کنند.»

[۶]. المعارج، ۳۴: «و کسانى که بر نمازشان مداومت مى‏ورزند.»

[۷]. الإسراء، ۷۹: «و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‏] نافله‏اى باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.»

[۸]. المعارج، ۲۴ و ۲۵: «و همانان که در اموالشان حقّى معلوم است، براى سائل و محروم.»

[۹]. البقرة، ۳: «و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم انفاق مى‏کنند.»

[۱۰]. الطلاق، ۷: «بر توانگر است که از دارایى خود هزینه کند، و هر که روزى او تنگ باشد باید از آنچه خدا به او داده خرج کند.»

[۱۱]. البقرة، ۳۰: «و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینى خواهم گماشت‏.»

[۱۲]. علل الشرائع، ج ۲، ص ۳۶۳٫

[۱۳]. الإنسان، ۸: «خوراک مى‏دادند.»

[۱۴]. الإنسان، ۹: «ما براى خشنودى خداست که به شما مى‏خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهیم.»

[۱۵]. الأعراف، ۵۸: «و زمین پاک [و آماده‏]، گیاهش به اذن پروردگارش برمى‏آید؛ و آن [زمینى‏] که ناپاک [و نامناسب‏] است [گیاهش‏] جز اندک و بى‏فایده برنمى‏آید.»

[۱۶]. قرب الإسناد، ص ۲۵٫

[۱۷]. الواقعه، ۴۱ تا ۴۶: «و یاران چپ؛ کدامند یاران چپ؟  در [میان‏] باد گرم و آب داغ.  و سایه‏اى از دود تار.  نه خنک و نه خوش.  اینان بودند که پیش از این ناز پروردگان بودند.  و بر گناه بزرگ پافشارى مى‏کردند.»

سه شنبه, 18 فروردين 1394 19:38

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب ویژه در خصوص قرآن مجید و یا نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه اعلام میگردد مطلب ذیل از بیانات درس اخلاق حضرت آیت الله محمد شجاعی (فایل صوتی) در خصوص ویژگیهای وجودی حضرت فاطمه زهرا(س) جلسه دوم برگرفته از سایت رادیو قرآن تقدیم می گردد.

دریافت فایل صوتی

حجم : ۱۰ MB

زمان : ۲۵:۵۳ دقیقه

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری