مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ (بخش سوم)
واکاوي واژۀ «دين»
واژۀ «دين» از آن دست واژگاني است که بين زبان عربي و فارسي مشترک است و جزو اسمهايي است که در زبان عربي و فارسي بر لفظِ يکساني پايدارند. از ديگرِ اين واژگانِ مشترک ميتوان به خمير، درهم، دينار، زمان، کنز و تنور اشاره كرد؛ مثلاً دربارۀ واژۀ «تنور» سعدي ميسرايد:
تنور شکم دم به دم تافتن
مصيبت بُود روزِ نايافتن
واژۀ دين نيز اينگونه است؛ در ايران باستان، کلمۀ دين به همين شکل و گاه به شکل واژۀ «دئنا» به کار ميرفته است و يکي از کتب مشهور زرتشتيان نيز «دينکرت» نام دارد. درعين حال، اين واژه در زبان عربي و در قرآن کريم نيز به کار رفته است؛ ازجمله خداوند ميفرمايد:
«إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ الْإِسْلَامُ»
درحقيقت، دين در نزد خدا اسلام است.
اما لغويون عرب، دو معناي عمده براي ريشۀ «دين» بيان کردهاند که معناي نخست، جزا و سزاست. در روايت آمده است: «كَمَا تَدِينُ تُدَانُ» (همانگونه که جزا دهي، جزا خواهي ديد)؛ چون از ويژگيهاي دين اين است که هر عمل انسان، بازتاب و نتيجهاي درپي دارد که به خود او باز ميگردد. در زبان عرفي و محاورهايِ فارسي نيز گفته ميشود: «با هر دست که بدهي، با همان دست پس خواهي گرفت». به تعبير زيباي مولوي:
اين جهان کوه است و فعل ما ندا
سوي ما آيد نداها را صدا
اما معناي دوم دين، حساب و محاسبه است. در روايتي از رسول اکرم(ص) آمده است:
«إنَّ الْكَيِّسَ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَ عَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ».
زيرک کسي است که حساب نفس خود را داشته باشد و براي پس از مرگش کار کند.
کلمۀ «دَيّان» نيز که معناي حسابگر دارد، از همين ريشه گرفته شده است.
بنابراين واژۀ «دين»، دو معناي جزا و حساب را در خود دارد؛ اما بايد به اين نکته نيز توجه کرد که بين اين دو معنا ارتباطي منطقي و صحيح برقرار است؛ يعني تا حساب دقيقي وجود نداشته باشد، پاداش و جزاي بهحق و عادلانهاي درکار نخواهد بود. در هر سازمان يا مجموعهاي که حسابرسي دقيق و فعّالي برقرار باشد، کارکنانِ آن آسوده خاطرند که ظلم و اجحافي در حقّ آنها صورت نميگيرد و به حقوق و پاداشِ متناسب با عملکرد خويش خواهند رسيد. بنابراين هر جزاي دقيق و عادلانهاي، نشان از حسابرسيِ منظم و منسجمي دارد و هرگونه ظلمي در پاداش و جزا، نمايانگر فقدان محاسبهاي دقيق و صحيح است.
منبع : بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، استاد و مفسّر دکتر محمد علی انصاری














