إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ (بخش شانزدهم)
تنها تو را ميپرستيم و تنها از تو ياري ميجوييم.
یاریجستن از غیر خداوند(قسمت ششم)
حُکم زيارت قبور(قسمت دوم)
روايات فراوانى نيز در شيوۀ زيارت اصحاب و خضوع ايشان كنار تربت پيامبر (ص) نقل شده است؛ ازجمله:
«إنَّ بِلالاً رَأيَْ فِي مَنامِـهِ النَّبِيَّ وَ هُوَ يَقُولُ لَهُ: مَا هذِهِ الجَفْوَةُ يَا بِلالُ؟ اَمَا آنَ اَنْ تَزُورَني يَا بِلالُ؟ فَانْتَبَهَ حَزيناً وَجِلاً خائِفاً فَرَکِبَ راحِلَتَهُ وَ قَصَدَ المَدينَةَ وَ أَتَي قَبْرَ النَّبِىِّ وَ جَعَلَ يَبْكِى عِنْدَهُ وَ يُمَرِّغُ وَجْهَهُ عَلَيْهِ»
همانا بلال نبي مکرم(ص) را در خواب ديد که به او ميگويد: اين چه جفايي است اي بلال؟ آيا وقت آن نرسيده اي بلال که مرا زيارت کني؟ سپس از خواب بيدار شد، درحالي که غمگين و نگران بود. پس بر مَرکب خود سوار شد و آهنگ مدينه کرد و به نزد قبر پيامبر(ص) آمد و در كنار قبر شروع به گريستن نمود، درحالي که صورت خود را به قبر ميماليد.
آنچه مسلّم است، تعظيم اولياي الهي چه در زمان حيات آنها و چه بعد از آن و تعظيم قبور و جايگاه آنها نهتنها منافاتى با توحيد ندارد، بلكه از مصاديق تعظيم شعاير الهي است:
(ذَْلِكَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ)
اين است [فرايض حج] و هركس شعاير خدا را بزرگ دارد، پس درحقيقت، آن از تقواي دلهاست.
يکي ديگر از دلايلي که مسلمانان برمبناي سنّت پيامبر(ص) به زيارت قبور نبي مكرم(ص) و اهل بيت(ع) اهتمام ميورزند، آن است که ياد و خاطرۀ بزرگانى را زنده و جاويدان نگاه دارند كه بشر تا ابد وامدار زحمات و كوشش بيپايان ايشان است؛ همانطوركه در آموزههاى قرآن کريم، در ماجراي اصحاب كهف، آگاهان قوم هنگامى كه به غار و محل آرميدن اين بزرگان رسيدند و با بدنهاى بيجانشان برخورد كردند، براي تجليل و تمجيد از اين قهرمانانِ توحيد و خفتگان بيدار، بر مزار آنها مسجدي بنا کردند:
(قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِمْ مَسْجِداً)
كسانى كه بر كارشان غلبه يافتند، گفتند: حتماً بر ايشان معبدى بنا خواهيم كرد.
واضح است كه مسلمانان به سنگ و چوبِ قبر و طلا و نقرۀ ضريح دل نبستهاند؛ بلكه هدف آنها اتصال روح خويش به ارواح پاك اوليا براي تقرّب به خداوند است. بوسه زدن بر کلام خدا و بر در و ديوار حرمِ مطهّر پيامبر(ص) و ائمۀ معصوم(ع) نيز به خاطر عشقي است که به صاحبان آن مضاجع وجود دارد و اگر اين در و ديوار در جاي ديگري نصب شده بود، کسي آن را نميبوسيد.
بنابراين توسل به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) پس از رحلت ايشان و زيارت قبورشان، مانند زمان زندهبودن آنها توجه و استعانت استقلالي نيست؛ يعني مسلمانان معتقدند عطا و لطف و قبض و بسط امور در كَفِ باكفايت خداوند است و اين بزرگان، جلوۀ اتمّ و مظهر اکمل صفات خداوند در هستي و انسانهاي آبرومندي هستند كه واسطۀ رحمت خداوند بر خلايق محسوب ميشوند. به همين دليل اهل ايمان روى به درگاهشان ميآورند تا به حق تقرّب بجويند و انس قلبى خود را با اولياءالله فزونتر كنند و اگر تواضع و خضوعى نشان ميدهند، كرنش دربرابر مقامى است كه خداوند به آنها داده است.
منبع : بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، استاد و مفسّر دکتر محمد علی انصاری














