إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ (بخش نهم)
تنها تو را ميپرستيم و تنها از تو ياري ميجوييم.
تفسیر «إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ»
َ تمام مطالبى كه پیش از این دربارۀ «إِیَّاكَ» بیان شد، در این جمله نیز صادق است؛ از این رو به مفهوم فعل «نَسْتَعِین» میپردازیم.
این فعل از واژۀ «استعانت» گرفته شده و ریشهاش «عَوْن» بهمعناى یارى و یاری کردن است. در قرآن واژگان دیگرى نیز به این معنا وجود دارند؛ مانند "نصرت" و "مظاهرت"، اما كاربرد آنها متفاوت است؛ برای مثال نصرت به كمكى گفته میشود كه حالت تقابل و رویارویى داشته باشد. اگر به كسى كه در مقابل دشمن ایستاده است یاری رسانده شود، این كمك و یارى را «نصرت» میگویند و ناصر یاورى است كه در موقعیت تقابل و درگیری با دشمن به كمك انسان میشتابد. خداوند نیز در قرآن این واژه را در حقّ انبیا به كار برده است؛ زیرا انبیاى الهى همیشه مقابل صفوف دشمن قرار گرفته و نیازمند یارى حق بوده اند:
"إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاۀِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأََشْهَادُ".
درحقیقت، ما فرستادگان خود و كسانى را كه ایمان آورده اند، در زندگى دنیا و روزى كه گواهان برپاى میایستند، قطعاً یارى میكنیم.
اما «عَوْن» به یارى و كمك مطلق گفته میشود؛ به عبارت دیگر، هر نوع امدادى كه در هر موقعیتی محقق شود، «عَوْن» نامیده میشود. نبی مکرم اسلام(ص) در روایتی زیبا میفرماید:
«إِنَّ اللهَ فِی عَوْنِ الْعَبْدِ مَا دَامَ الْعَبْدُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ».
همانا خداوند همواره یاریرسان و پشتیبان بنده است، تا زمانیکه آن بنده نیز در یاری رساندن و پشتیبانی برادرش كوشا باشد.
اگر دلى براى دیگران به تپش بیفتد، خداوند رحمت خود را بر آن دل جارى میكند و یاریاش را متوجه آن انسان خواهد ساخت.
اما یارىگرفتن از حضرت باریتعالى به دو صورتِ غیر اختیاری و اختیاری صورت میگیرد: شیوۀ غیر اختیاری كه در بررسى معانى عبادت نیز بدان اشاره شد، استعانت و یارىجستن قهرى و تكوینى و طبیعىِ تمام آفرینش و هستى و هر آنچیزی است که ماسِواى خداوند است. تمام اجزاى خلقت و سلولسلول آفرینش، عالَم مُلك و ملكوت، عرش و فرش، چه عالمانه و چه غیرعالمانه درحال استعانت از خداوند هستند؛ زیرا او "اَلْحَیُّ الْقَیُّومُ" "زنده و برپادارنده" است. پس استعانت نوایى است كه از ناى تمام هستى بهگوش میرسد.
اما شکل اختیاریِ آن از امتیازات ویژۀ انسان است؛ یعنى انسان هم بهصورت قهری بهرهمند از فیض الهی است و هم بهصورت اختیاری. به همین دلیل، خداى متعال این اجازه را به او داده است كه بگوید: (إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ).
آدمی چاره اى جز استعانت از حضرت حق ندارد؛ زیرا مقام دیگرى نیست كه بتوان از او در تمام زمینه ها یارى جست. فقط یك حاكم است كه حكم او در همهجا و به هر شکلی، جارى و نافذ است؛ در دنیا و برزخ و قیامت، در تمام مسائل مادى و معنوى، یك غنى مطلق بیش نیست و آن هم خداوند یکتاست. پس اگر غنای مطلق و قدرت كافى و كامل در ذات اوست، استعانت نیز فقط از حضرت او ممکن است.
منبع : بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، استاد و مفسّر دکتر محمد علی انصاری














