• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

همه چیز از آن او است

شرح آیه 284 سوره مبارکه بقره

284- لِّلَّهِ مَا فِي

بیشتر...

اصحاب الجنة-جلسه اول،آیت الله مکارم

دریافت فایل صوتی

حجم: 47 MB

زمان: 28 دقیقه

بیشتر...

گروه سوم منافقان

شرح آیات 8 لغایت 16 سوره مبارکه بقره

8- وَمِنَ النَّاسِ

بیشتر...

طالوت کیست؟

شرح آیات 246 لغایت 252 سوره مبارکه بقره

246- أَلَمْ تَرَ

بیشتر...

وانگذاشتن بنده به حال خود

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۷ - فراز ۱۱۳

وَ أَيِّدْنِي

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
73351
84236
153160398
اوقات شرعی

انتشار پژوهشی قرآنی در ریشه‌یابی اختلاف در جامعه اسلامی

علل بروز اختلاف در جامعه اسلامی، پیامدهای شوم اختلاف و تبیین عوامل بازگشت به وفاق و اتحاد مهم‌ترین رئوس مطالب کتاب «قرآن و چالش اختلاف در جامعه» است که اخیرا به قلم فرج‌الله میرعرب منتشر شده است. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن‌(ایکنا)، کتاب «قرآن و چالش اختلاف در جامعه»اخیرا از سوی دفتر نشر معارف منتشر شد. مؤلف این اثر، فرج الله میرعرب، از روحانیان حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی و استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی است که به مناسبت انتشار اثر خود، یادداشتی را در اختیار خبرگزاری ایکنا قرار داده است که در ادامه آن را می‌خوانید:

قرآن و چالش اختلاف در جامعه نوشته فرج الله میرعرب

پژوهش بنیادی در حوزه مطالعات قرآنی
کتاب «قرآن و چالش اختلاف در جامعه» پژوهشی بنیادی در حوزه مطالعات قرآنی است که به مسئله مهم اختلاف در جامعه بشری و به‌خصوص جامعه اسلامی می‌پردازد.
مؤلف بر اساس این اندیشه و راهبرد قرآن کریم که از امتی واحد سخن گفته: «إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُون»، همه مؤمنان را به واردشدن در جامعه سراسر مسالمت و خاضع در برابر حق امر کرده: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّه» (بقره:۲۰۸)، پیوند خوردن به محوری مستحکم و دوری از تفرقه را وظیفه همه قرار داده: (آل‌عمران: ۱۰۳) و پیروان خود را بهترین امت (آل‌عمران: ۱۱۰) و برادر (حجرات: ۱۰) نامیده است، برای فهم علل و عوامل بروز اختلاف در جامعه اسلامی وارد مطالعه شده و تلاش کرده ضمن کشف علل اختلاف، عوامل بازگشت به وفاق را کشف و تبیین کند تا شاید جامعه اسلامی بتواند از این همه خسارت نجات یابد.
مفسران قرآن، حقایق یادشده را مفصل شرح کرده و بر اساس همین آیات مدعی هستند که اسلام قادر است عالی‌ترین و زیباترین جامعه انسانی را بسازد که از وفاقی بسیار متعالی برخوردار باشد و امتی بر محور توحید و اندیشه الهی شکل بگیرد. همه چیز در مقام بیان بسیار عالی است، اما در عینیت جامعه آنچه مشاهده می‌شود، چیز دیگری است! نه‌تنها تفرقه، بلکه دشمنی و خون‌ریزی از سال‌های دور تا به امروز در سرزمین اسلامی حاکم بوده و هست! اسلام داعیه جهانی بودن دارد و مسلمانان هم مدعی هستند که اسلام تا پایان تاریخ می‌تواند انسان و جامعه انسانی را به عالی‌ترین شکل مدیریت کند، ولی خود مسلمانان بیش از هزار سال است دچار مشکل انسجام داخلی و فرقه‌گرایی و تعارضات تند هستند!، مشکل کجاست؟ آیا اصل ادعا نادرست است یا پیروان مقصرند؟
ممکن است گفته شود: اسلام اصلاً مکتب اجتماعی نیست که بتواند جامعه را اداره کند و وفاق و همدلی به وجود آورد و آنچه هم در قرآن و حدیث آمده به‌عنوان توصیه‌های اخلاقی است، نه ارائه یک نظام و برنامه‌ای برای مدیریت جامعه! مدیریت جامعه به عهده خود انسان است و به همین دلیل آنان که انسان‌محور و متکی به عقل بشری هستند، توانسته‌اند جوامع خود را مدیریت کنند و نه‌تنها وفاق در حوزه‌های محدود، بلکه در محدوده قاره‌ای به اتحادیه برسند و ارتباطات و تعاملات اجتماعی را چنان مدیریت و سامان‌دهی کنند که تعارضات و دشمنی‌ها به کمترین حد ممکن برسد!
حقیقت چیست؟ چرا در جوامع اسلامی تفرقه بیداد می‌کند و وفاق برقرار نمی‌شود؟ مسلمانان چه مشکلی دارند که در تفرقه و گسست غوطه‌ورند؟! چرا وضع چنان‌شده که مکاتب اومانیستی و لیبرالیستی که بیشتر در جهان غرب رواج دارند، برای تمام جهان خط‌ونشان می‌کشند و مکاتب معتقد به ماورا را، دور از واقعیات دانسته و تنها نسخه درمان را، پذیرش تئوری خود برای اداره جامعه معرفی می‌کنند، آیا حق همین است؟ آیا اسلام نمی‌تواند جامعه را به‌گونه‌ای اداره کند که اعضای آن، دست از خون‌ریزی و نزاع بردارند و با صلح و امنیت و در فضای آرام در کنار هم زندگی کنند؟
کشف حقیقت نیازمند مطالعات دقیق است. مطالعه دانشمندان در قرآن و سنت نشان داده که تعالیم اسلام در تمام حوزه‌های زندگی فردی و اجتماعی فوق‌العاده و از تمام تعالیم بشری برتر است. اسلام نه‌تنها برای اداره جامعه بشری برنامه قوی و عالی دارد، بلکه نمونه اجرایی آن‌هم در مدینه نبوی عالی‌ترین بوده و کسی تا به امروز مانندش را ندیده، چنان‌که گوستاولوبون می‌گوید: «معجزه كبراى پيامبر اين بود كه توانست پيش از مرگ خود، قافله پراكنده عرب را گردهم آورد و از اين كاروان سرگردان و پريشان، ملت واحدى تشكيل بدهد، بدان‌سان كه همه را در برابر يك دين، خاضع، فرمانبر و مطيع يك پيشوا گرداند». (لوبون، گوستاو؛ تمدن اسلام و عرب، ص۱۲۸)
از این نمونه اعترافات، از جانب نویسندگانِ با انصاف غربی کم نیست، پس باید مسئله با دقت بررسی شود که چرا پس از دوره‌ای کوتاه مسلمانان از تعالیم الهی و منش نبوی‌(ص) دست برداشتند؟! باید روشن گردد که چرا بااینکه تلاش اولیای الهی و فرستادگان خدا و جانشینان آنان دراین‌جهت بوده که جامعه را به‌سوی وفاق توحیدمحور و جامعه توحیدی هدایت کنند و عوامل تفرقه‌انداز و اختلاف‌انگیز را از بین ببرند، نتیجه مطلوب حاصل نشده و مصیبت ادامه دارد؟ مکتبی که افزون بر حکم به برادری، همه را موظف به «همکاری بر اساس نیکی و تقوا» (مائده:۲) کرده و تمامی راهکارهای حفظ و تداوم برادری را بیان و تفرقه و اختلاف را جهنم می‌داند، چرا پیروانش تمکین نمی‌کنند و دست از نزاع برنمی‌دارند؟ مکتبی که رهبری‌اش به طرح نظریه و بیان دستور کلی اکتفا نکرده، بلکه به‌محض فرصت یافتن، نظام مبتنی بر برادری را اجرا و با تمام زمینه‌های تفرقه و اختلاف مبارزه می‌کند، اتهام ضعف در مدیریت جامعه به آن، ظلم است! اگر در جامعه عصر نبوی، همراهان رسول خدا‌(ص) چنان به هم رحیم بودند و مهرورزی داشتند که قرآن آن را ستایش می‌کند: (فتح:۲۹). چه شد که دستورات اسلام متروک شد و آنچه ملاک برتری در اسلام بود، نادیده گرفته شد و ظواهر زیبای طبیعی مانند اختلاف زبان، رنگ پوست و اقلیم، سبب جدایی‌ها، همانند عصر جاهلیت، گردید. آیا راه بازگشت وجود دارد؟
در طول تاریخ، پس از رسول خدا(ص) و اهل‌بیتش(ع)، دلسوزانی برای بازگرداندن اتحاد و وفاق به مسلمانان تلاش کردند که در قرن چهارده و پانزده، با رشد افکار اجتماعی در میان رجال اندیشه و فکر، کسانی مانند: سید جمال‌الدین اسدآبادی، شیخ شلتوت، آیت‌الله‌العظمی بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبایی(قدس الله اسرارهم) زحمات زیادی کشیدند تا شاید مسلمانان را گرد هم آورند، اما تا رسیدن به هدف راه طولانی است و نیازمند تلاش بسیار و هرکسی به سهم خود در این مسیر مسئول است و باید هراندازه می‌تواند تلاش کند.
براساس این اعتقاد و از آنجاکه رسول خدا‌(ص) رجوع به قرآن را راه‌حل رفع مشکل اختلاف و درگیری بیان کرده، (دیلمی؛ ارشاد القلوب، ج‏۱، ص۷۹) پژوهشی انجام شد که در آن عوامل اختلاف و درگیری در جامعه مسلمانان و نیز چاره رفع فتنه تفرقه و اختلاف، از قرآن استخراج و راهکارهای وفاق، همدلی، اتحاد و به فرمایش قرآن برادری، به مسلمانان ارائه تا شاید مقدمه‌ای برای حرکتی مثبت در جهان اسلام باشد.
در این پژوهش از برخی مفسران اسلامی که به مسائل اجتماعی توجه خاص داشته و مباحث اجتماعی را به‌دقت در آیات الهی دنبال کرده و توضیح داده‌اند، کمک گرفته شد. به نظر رسید چهار مفسر در این جهت ممتاز و مورد توجه مسلمانان هستند؛ یعنی علامه سید محمدحسین طباطبایی صاحب «المیزان فی تفسیر القرآن»، سید قطب شاذلی نویسنده «فی ظلال القرآن»، محمدطاهر بن عاشور صاحب «التحریر و التنویر» و علامه محمدحسین فضل‌الله نویسنده «تفسیر من وحی القرآن». هدف از انتخاب چنین روشی این بوده که با کمک مفسران صاحب‌نظر در مباحث اجتماعی و سیاسی قرآن، تحقیقی مفید در مورد برنامه اسلام برای نجات جامعه از اختلاف و ایجاد وفاق اجتماعی ارائه شود و تئوری الهی برای مدیریت جامعه مبرهن گردد. این پژوهش مسبوق به کتاب «الوحدة الاسلامیه فی تفسیر العلامة الطباطبایی» از نگارنده است که تحت اشراف و حمایت «مجمع تقریب مذاهب اسلامی»، انجام و به چاپ رسید. همچنین توفیق پژوهشی با عنوان «وفاق اجتماعی، چالش‌ها، راهکارها از منظر قرآن» در مرکز فرهنگ و معارف قرآن دست داد که امیدوارم مجموع این تلاش‌ها مفید باشند و خداوند به آن‌ها اثربخشی عطا فرماید.
لازم به ذکر است که این کتاب مشتمل بر یک مقدمه و چهار فصل است. در فصل نخست به مباحث مقدماتی و کلیات همچون: معنای اختلاف، مفاهیم متضاد اختلاف، اقسام اختلاف، شناسایی اختلاف مذموم و تعریف آن، پیشینه اختلاف، وحی آسمانی و اختلاف، علت اختلاف شریعت‌ها در زمان‌های مختلف، برنامه‌ها و راهبرد شریعت اسلامی در مواجهه با مسئله اختلاف پرداخته شده است.
بررسی مهم‌ترین «علل و عوامل اختلاف» مباحث فصل دوم کتاب می‌باشد. در این فصل غریزه استخدام بدون حاکمیت عدالت، هوای نفس و رذایل اخلاقی، زیاده‌خواهی و تجاوز به حدود دیگران، جدایی از ارکان اتحاد جامعه الهی، فاسد شدن نیت‌ها و خودخواهی، انحراف در اندیشه، کوتاهی عالمان و حق‌پوشانی آنان، اشاعه شبهات دینی میان مردم، دوستی و رابطه ولایی با کافران، حاکمان مستبد و ستمگر، تفرقه‌افکنان و دشمنان توطئه‌گر؛ مانند یهود و منافقان، بدعت و رواج ربا به‌عنوان علل اختلاف برشمرده شده‌اند.
در فصل سوم «پیام‌های شوم اختلاف» مطرح شده است. دور شدن از خدا و مسیر تقوا، مخالفت با راه و روش پیامبر‌(ص)، خنثی شدن زحمات پیامبران در جلوگیری از جنگ، مخفی شدن حق، ظهور باطل و متخاصم، کشمکش، جنگ، سقوط و نابودی، ضرر عمومی و فراگیر، سست شدن بنیان قدرت و از دست رفتن عزت، اختلال نظام اجتماعی، عذاب، هلاکت و شقاوت در دنیا و آخرت مهمترین پیامدهای شوم اختلاف دانسته شده‌اند.
«رفع اختلاف و بازگشت به اتحاد» مباحث فصل پایانی این کتاب را در بر می‌گیرد. ارائه «نکاتی مهم در مورد رفع اختلاف» مانند: ضرورت توجه به وحی و نبوت در رفع اختلاف، لزوم تلاش برای درک حرمت اختلاف و تفرقه، اعتقاد به وجوب مبارزه با اختلاف اصرارکنندگان بر آن، درک تأثیر اتحاد و اختلاف در خیر و شر جامعه، درک پیوند لذت و عذاب واقعی جامعه به وفاق و اختلاف در مطلع این فصل آمده است. «عوامل رفع اختلاف و بازگشت به وفاق» آخرین بحث این کتاب است. تربیت بر اساس معارف الهی، حق‌گرایی (دوری از خودخواهی و لجبازی)، اطاعت از خاتم رسولان‌(ص) در اندیشه و عمل، اعتصام به قرآن و سنت راهکار عملیاتی شدن اطاعت از پیامبر(ص)، معاشرت و صله ارحام، رهبران دینی دانا و متواضع، فرهنگ انفاق‌(صدقه و قرض الحسنه)، امر به معروف و نهی از منکر، جنگ و جهاد اصلاحی از اهم عوامل رفع اختلاف دانسته شده‌اند.

فرج‌الله میرعرب

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری