مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

تقویم طبیعى

شرح آیه 189 سوره مبارکه بقره

189- يَسْأَلُونَكَ عَنِ

بیشتر...

انفاق مایه رشد آدمى است

شرح آیه 261 سوره مبارکه بقره

261- مَّثَلُ الَّذِينَ

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه جاثیه، بخش اول، حجت الاسلام

شرح آیات 1 لغایت 23 سوره مبارکه جاثیه

جلسه 1

جلسه 2

جلسه

بیشتر...

خطبه صد و هشتاد و شش، بخش ششم

 

وَ إِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ، یَعُودُ بَعْدَ فَنَاءِ

بیشتر...

نیایش و دعا برای مرزبانان

 
اللهم صل علي محمد و آله ، و حصن ثغور المسلمين بعزتك ،
بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
51681
80916
152430864
اوقات شرعی

احسن الحدیث

احسن الحدیث

سه شنبه, 16 آبان 1396 09:27

شرح آیه 30 سوره مبارکه انفال

30 وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَوَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ

 

ترجمه:

30 ـ (به خاطر بیاور) هنگامى را که کافران نقشه مى کشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند، و یا (از «مکّه») خارج سازند، آنها چاره مى اندیشیدند و خداوند هم تدبیر مى کرد و خدا بهترین تدبیر کنندگان و چاره جویان است.

 

شأن نزول:

مفسران و محدثان، آیه فوق را اشاره به حوادثى مى دانند که منتهى به هجرت پیامبر(صلى الله علیه وآله) از «مکّه» به «مدینه» شد.

این حوادث که با تعبیراتى مختلف نقل شده همگى یک حقیقت را تعقیب مى کنند و آن این که: خداوند به طرز اعجاز آمیزى پیامبر(صلى الله علیه وآله) را از دام یک خطر بزرگ و قطعى رهائى بخشید، جریان حادثه طبق نقل «درّ المنثور» چنین است:

گروهى از قریش و اشراف «مکّه» از قبائل مختلف جمع شدند تا در «دارُ النَّدْوَةِ» (محل انعقاد جلسات مشورتى بزرگان «مکّه») اجتماع کنند، و درباره خطرى که از ناحیه پیامبر(صلى الله علیه وآله) آنها را تهدید مى کرد بیندیشند.

(مى گویند:) در اثناء راه پیر مرد خوش ظاهرى به آنها برخورد کرد که در واقع همان شیطان بود (یا انسانى که داراى روح و فکر شیطانى) از او پرسیدند: کیستى؟

گفت: پیر مردى از اهل «نجد» هستم، چون از تصمیم شما با خبر شدم، خواستم در مجلس شما حضور یابم و عقیده و خیر خواهى خود را از شما دریغ ندارم.

گفتند: بسیار خوب، داخل شو! او هم همراه آنها به دار الندوة وارد شد.

یکى از حاضران رو به جمعیت کرده، گفت: درباره این مرد (اشاره به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)) باید فکرى کنید; زیرا به خدا سوگند بیم آن مى رود که بر شما پیروز گردد (و آئین و عظمت شما را در هم پیچد).

از آن میان یکى پیشنهاد کرد او را «حبس» کنید تا در زندان جان بدهد...

پیر مرد نجدى این نظر را رد کرده، گفت: بیم آن مى رود که طرفدارانش بریزند و در یک فرصت مناسب او را از زندان آزاد کنند و او را از این سرزمین بیرون ببرند، باید فکر اساسى ترى کنید.

دیگرى گفت: او را از میان خود بیرون کنید تا از دست او راحت شوید; زیرا همین که از میان شما بیرون برود هر کار کند، ضررى به شما نخواهد زد و سر و کارش با دیگران است.

پیر مرد نجدى گفت: به خدا سوگند این هم عقیده درستى نیست، مگر شیرینى گفتار و طلاقت زبان و نفوذ او را در دل ها نمى بینید، اگر این کار را انجام دهید به سراغ سایر عرب مى رود، گرد او را مى گیرند، سپس با انبوه جمعیت به سراغ شما باز مى گردد، شما را از شهرهاى خود مى راند و بزرگان شما را به قتل مى رساند!

جمعیت گفتند: به خدا راست مى گوید، فکر دیگرى کنید.

«ابوجهل» که تا آن وقت ساکت بود به سخن در آمده، گفت: من عقیده اى دارم که غیر از آن را صحیح نمى دانم!

گفتند: چه عقیده اى؟

گفت: از هر قبیله اى جوانى شجاع و شمشیرزن را انتخاب مى کنیم و به دست هر یک شمشیر برّنده اى مى دهیم تا در فرصتى مناسب دسته جمعى به او حمله کنند، هنگامى که به این صورت او را به قتل برسانید، خونش در همه قبائل پخش مى شود، و باور نمى کنم طایفه «بنى هاشم» بتوانند با همه طوائف قریش بجنگند و مسلماً در این صورت به خون بها راضى مى شوند، و ما هم از آزار او راحت خواهیم شد.

پیر مرد نجدى (با خوشحالى) گفت: به خدا رأى صحیح همین است که این جوانمرد گفت، من هم غیر از آن عقیده اى ندارم (و به این ترتیب این پیشنهاد به اتفاق پذیرفته شد) و آنها با این تصمیم پراکنده شدند.

جبرئیل فرود آمد، و به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور داد: شب را در بستر خویش نخوابد.

پیامبر(صلى الله علیه وآله) شبانه به سوى غار «ثور»(1) حرکت کرد و سفارش نمود على(علیه السلام) در بستر او بخوابد (تا کسانى که از درز در مراقب بستر پیامبر(صلى الله علیه وآله) بودند خیال کنند او در بستر است و تا صبح مهلت دهند و او از منطقه خطر دور شود).

هنگامى که صبح شد، به خانه ریختند و جستجو کردند على(علیه السلام) را در بستر پیامبر(صلى الله علیه وآله) دیدند و به این ترتیب خداوند نقشه هاى آنان را نقش بر آب کرد.

صدا زدند: پس محمد(صلى الله علیه وآله) کجاست؟

فرمود: نمى دانم.

آنها به دنبال ردّ پاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) حرکت کردند تا به کوه رسیدند و به نزدیکى غار اما (با تعجب دیدند تار عنکبوتى در جلو غار نمایان است و درب غار را پوشانده، به یکدیگر گفتند: اگر او در این غار بود اثرى از این تارهاى عنکبوت بر در غار وجود نداشت، و به این ترتیب باز گشتند).

پیامبر(صلى الله علیه وآله) سه روز در غار ماند (و هنگامى که دشمنان همه بیابان هاى «مکّه» را جستجو کردند، خسته و مأیوس باز گشتند، او به سوى «مدینه» حرکت کرد).(2)

تفسیر:

سر آغاز هجرت

بعضى معتقدند: این آیه و پنج آیه بعد از آن، در «مکّه» نازل شده است، زیرا به جریان هجرت «پیامبر»(صلى الله علیه وآله) اشاره مى کند. ولى طرز بیان آیه گواهى مى دهد بعد از هجرت نازل گردیده است چون به شکل بازگوئى حادثه گذشته است.

بنابراین، آیه اگر چه اشاره به جریان هجرت دارد، ولى مسلماً در «مدینه» نازل شده و بازگو کننده یک خاطره بزرگ و نعمت عظیم پروردگار بر پیامبر و مسلمانان است، نخست مى گوید:

«به خاطر بیاور زمانى را که مشرکان مکّه نقشه مى کشیدند که تو را یا به زندان بیفکنند و یا به قتل رسانند و یا تبعید کنند» (وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ).

کلمه «مکر» ـ همان گونه که قبلاً نیز گفته ایم ـ در لغت عرب به معنى تدبیر، چاره اندیشى و طرح نقشه است، نه معنى معروفى که در فارسى امروز دارد، همان طور که «حیله» نیز در لغت به معنى چاره اندیشى است. ولى در فارسى امروز به معنى نقشه هاى مخفیانه زیانبخش به کار مى رود.

آنگاه اضافه مى کند: «آنها نقشه مى کشند، چاره مى اندیشند، و خداوند هم چاره جوئى و تدبیر مى کند و او بهترین چاره جویان و مدبران است» (وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ).

اگر در حادثه هجرت پیامبر(صلى الله علیه وآله) درست بیندیشیم به این نکته برخورد مى کنیم که آنها حداکثر نیروى فکرى و جسمانى خویش را براى نابود کردن پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) به کار بردند، و حتى پس از آن که پیامبر از چنگال آنها بیرون رفت یکصد شتر ـ که در آن روز سرمایه عظیمى بود ـ براى یافتن پیامبر جایزه تعیین کردند و افرادى بسیار به خاطر تعصب مذهبى و یا به دست آوردن این جایزه بزرگ کوه ها و بیابان هاى اطراف «مکّه» را زیر پا گذاردند، و حتى تا دم در غار آمدند.

ولى خداوند با یک وسیله بسیار ساده و کوچک ـ چند تار عنکبوت ـ همه این طرح ها را نقش بر آب کرد، و با توجه به این که هجرت سر آغاز مرحله نوینى از تاریخ اسلام بلکه تاریخ بشریت بود، نتیجه مى گیریم که خداوند به وسیله چند تار عنکبوت مسیر تاریخ بشریت را تغییر داد!

این منحصر به جریان هجرت نیست بلکه تاریخ انبیاء نشان مى دهد همواره خداوند براى در هم کوبیدن گردنکشان از ساده ترین وسائل استفاده مى کرده:

گاهى از وزش باد.

زمانى از انبوه پشه ها.

گاهى از پرنده کوچک ابابیل، و مانند اینها، تا ضعف و ناتوانى بشر را در برابر قدرت بى پایانش آشکار سازد، و او را از فکر طغیان و سرکشى باز دارد.

این نکته نیز قابل توجه است که توسل به این سه موضوع: «زندان»، «تبعید»، و «کشتن» منحصر به مشرکان «مکّه» در برابر پیامبر نبود، بلکه همیشه جباران براى کوتاه کردن زبان مصلحان و از میان بردن نفوذ آنها در میان توده هاى رنجدیده اجتماع، به یکى از این سه موضوع توسل مى جستند.

ولى همان گونه که اقدام مشرکان «مکّه» در مورد پیامبر نتیجه معکوس داد و مقدمه تحرک و جنبش تازه اى در اسلام شد، این گونه سخت گیرى ها در موارد دیگر نیز معمولاً نتیجه معکوس بخشیده است.(3)-(4)

* * *


1 ـ غار ثور، غارى است در نزدیکى مکّه.

2 ـ «درّ المنثور»، جلد 3، صفحه 179، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق، ذیل آیه مورد بحث ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه فوق ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحه 28 به بعد، باب 6: الهجرة و مبادیها و... و صفحه 47.

 

3 ـ جالب این که نوشتن تفسیر «نمونه» قبلاً با سرعت کمترى پیش مى رفت، ولى هم اکنون که این آیات و قبل و بعد آن در تبعیدگاه «مهاباد» نوشته مى شود، با سرعت بیشترى پیش مى رود، سرانجام تمام جلد هفتم در دو تبعیدگاه «مهاباد» و «انارک» به پایان رسید!

4 ـ این جلد همان گونه که در بالا آمد، در اوج مبارزه با طاغوت نوشته شد، شدت مبارزه سبب شد دستگاه طاغوت جمعى از بزرگان و اساتید قم را تبعید کند، و حضرت استاد را نخست به «چابهار»، بعد از آن به «مهاباد» و سرانجام به «انارک» تبعید نمود، همکاران تفسیر، طبق تقسیم، هر دو نفر ده روز به محل تبعید مى رفتند و کار تفسیر را ادامه مى دادند، و تبعیدگاه اخیر بود که شرایط بر طاغوت سخت شد و توان نگهدارى تبعیدیان را نداشت، لذا همه به قم و محل سکونت خود بازگشتند و انقلاب به پیروزى رسید.

سه شنبه, 16 آبان 1396 09:23

 

و قام الیه رجل فقال: یا أمیرالمؤمنین، أخبرنا عن الفتنة، و هل سألت رسول اللّه(صلى الله علیه وآله)عنها؟ فقال(علیه السلام) :
إِنَّهُ لَمَّا أَنْزَلَ اللّهُ سُبْحَانَهُ، قَوْلَهُ: (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ) عَلِمْتُ أَنَّ الْفِتْنَةَ لاَ تَنْزِلُ بِنَا وَ رَسُولُ اللّهِ ـ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ بَیْنَ أَظْهُرِنَا. فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، مَا هذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِی أَخْبَرَکَ اللّهُ تَعَالَى بِهَا؟ فَقَالَ: «یَا عَلِیُّ، إِنَّ أُمَّتِی سَیُفْتَنُونَ مِنْ بَعْدِی»، فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، أَوَ لَیْسَ قَدْ قُلْتَ لِی یَوْمَ أُحُد حَیْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ، وَ حِیزَتْ عَنِّی الشَّهَادَةُ، فَشَقَّ ذلِکَ عَلَیَّ، فَقُلْتَ لِی: «أَبْشِرْ، فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِکَ؟» فَقَالَ لِی: «إِنَّ ذَلِکَ لَکَذلِکَ، فَکَیْفَ صَبْرُکَ إِذَنْ؟» فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، لَیسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ، وَ لکِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرى وَ الشُّکْرِ
.

(در ادامه اين خطبه) مردى به پا خاست، عرض کرد: اى اميرمؤمنان، ما را از آن فتنه (بزرگ) آگاه ساز! آيا در اين باره از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سؤال کردى؟ فرمود: (آرى) هنگامى که خداوند آيه (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَکُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ يُفْتَنُونَ)، را نازل فرمود، من مى دانستم آن فتنه و آن آزمايش بزرگ، تا زمانى که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در ميان ماست نازل نمى شود; از همين رو عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، منظور از اين آزمايش و فتنه بزرگ چيست که خدا تو را از آن آگاه ساخته است؟
فرمود: اى على! بعد از من امّتم در بوته آزمايش قرار مى گيرند، عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)! (درباره شهادت من چه مى فرماييد؟) مگر در جنگ «احد»، بعد از آن که جمعى از مسلمانان شهيد شدند و من به سعادت شهادت نرسيدم و اين بر من سخت آمد، به من نفرموديد بشارت باد بر تو که شهادت در پيش رو دارى؟
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: مطلب همان گونه است که گفته ام; ولى در آن موقع چگونه صبر خواهى کرد؟ عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)! اين از موارد صبر نيست (زيرا صبر در برابر مصيبت است) بلکه از موارد بشارت و شکر است (چرا که شهادت در راه خدا بزرگ ترين افتخار است)
.

 

شرح و تفسیر: آزمون و فتنه بزرگ!

در ادامه این خطبه چنین آمده است: « مردى به پا خاست، عرض کرد: اى امیرمؤمنان! ما را از آن فتنه و آزمون (بزرگ) آگاه ساز و آیا در این باره از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)سؤال کردى؟» (وَ قامَ اِلَیْهِ رَجُلٌ فَقالَ: یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ، أخْبِرْنا عَنِ الْفِتْنَةِ، وَ هَلْ سَأَلْتَ رَسُولَ اللهِ(صلى الله علیه وآله) عَنْها؟).

این تعبیر نشان مى دهد که در ذهن مردم چنین بوده که فتنه مهمّى در پیش است و سؤال کننده مى خواهد بداند آیا رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره این فتنه خطرناک و ویرانگر، سخنى بیان فرموده است؟

امام علیه السلام در پاسخ او چنین فرمود: «(آرى) هنگامى که خداوند آیه «(الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ); آیا مردم گمان کردند همین که گفتند: ایمان آوردیم، بدون آزمایش رها مى شوند؟»، نازل فرمود، من مى دانستم آن فتنه و آزمایش بزرگ تا زمانى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)در بین ماست نازل نمى شود; از همین رو عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)! منظور از این آزمایش و فتنه چیست که خدا تو را از آن آگاه ساخته است؟» (فَقَالَ إِنَّهُ لَمَّا أَنْزَلَ اللّهُ سُبْحَانَهُ، قَوْلَهُ: (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ(1))عَلِمْتُ أَنَّ الْفِتْنَةَ لاَ تَنْزِلُ بِنَا وَ رَسُولُ اللّهِ ـ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ بَیْنَ أَظْهُرِنَا. فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، مَا هذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِی أَخْبَرَکَ اللّهُ تَعَالَى بِهَا؟).

سپس در ادامه چنین مى افزاید که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «اى على بعد از من امّتم در بوته آزمایش قرار مى گیرند، عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، (درباره شهادت من چه مى فرمایید؟) مگر در جنگ «احد»، بعد از آن که جمعى از مسلمانان شهید شدند و من به سعادت شهادت نرسیدم و این بر من سخت آمد به من نفرمودى بشارت باد بر تو که شهادت از پى توست؟

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: مطلب همان گونه است که گفته ام; ولى بگو: در آن هنگام چگونه صبر خواهى کرد؟ عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)! این از موارد صبر نیست (زیرا صبر در برابر مصیبت است) بلکه از موارد بشارت و شکر است» (فَقَالَ: «یَا عَلِیُّ، إِنَّ أُمَّتِی سَیُفْتَنُونَ مِنْ بَعْدِی»، فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، أَوَ لَیْسَ قَدْ قُلْتَ لِی یَوْمَ أُحُد حَیْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ، وَ حِیزَتْ(2) عَنِّی الشَّهَادَةُ، فَشَقَّ ذلِکَ عَلَیَّ، فَقُلْتَ لِی: «أَبْشِرْ، فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِکَ(3)؟» فَقَالَ لِی: «إِنَّ ذَلِکَ لَکَذلِکَ، فَکَیْفَ صَبْرُکَ إِذَنْ؟» فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، لَیسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ، وَ لکِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرى وَ الشُّکْرِ).

نکته ها:

1ـ پاسخ به چند سؤال

نخست این که تعبیرات یاد شده نشان مى دهد که آیه (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ...)مدّتى بعد از جنگ احد در مدینه نازل شده; در حالى که مفسّران اتفاق نظر دارند که این سوره (عنکبوت) در مکّه نازل شده است; در زمانى که خبرى از جهاد نبود.

در پاسخ این سؤال گفته اند: معناى مکّى بودن یک سوره این نیست که تمام آن در مکّه نازل شده است; بلکه مانعى ندارد اکثر آن در مکه و یک یا چند آیه آن در مدینه نازل شده باشد، و به دستور پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آن آیه را در این جا قرار داده باشند; همان گونه که سوره نحل به اتفاق علما جز سوره هاى مکى است; در حالى که سه آیه آخر آن، به یقین بعد از جنگ احد نازل شده است.

سؤال دوّم این که على(علیه السلام) بعد از نزول آیه مزبور از کجا دانست که در زمان حیات پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن فتنه بزرگ واقع نمى شود، در حالى که آیه، اشاره اى به این مطلب ندارد؟

پاسخ این سؤال نیز روشن است; زیرا منظور از فتنه و آزمایش بزرگ، خطر انحرافاتى است که از اصول و فروع دین، دامن امت را مى گیرد و پیداست تا شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) زنده است، جلوى چنین انحرافاتى را مى گیرد; هنگامى که خورشید غروب کند، خفّاش ها به پرواز در مى آیند و هنگامى که خورشید وجود رسول خدا(صلى الله علیه وآله) غروب کند منافقان به جولان در مى آیند و آزمون بزرگ شروع مى شود!

سؤال سوّم این که فتنه و آزمونى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این خطبه اشاره کرد ـ که بعد از من رخ مى دهد ـ چه بوده است؟ در روایتى که مشروح تر از روایت نهج البلاغه است چنین مى خوانیم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «إِنَّ أُمَّتِی سَتُفْتَنُ مِنْ بَعْدِی فَتَتَأَوَّلُ الْقُرآنَ وَ تَعْمَلُ بِالرَّأْىِ وَ تَسْتَحِلُّ الْخَمْرَ بِالنَّبِیذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِیَّةِ وَ الرِّبَا بِالْبَیْعِ وَ تُحَرِّفُ الْکِتَابَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ تَغْلِبُ کَلِمَةَ الضِّلاَلِ فَکُنْ جَلِیسَ بَیْتِکَ حَتَّى تُقَلَّدَهَا فَإِذَا قُلِّدْتَهَا جاشَتْ عَلَیْکَ الصُّدُورُ وَ قَلَّبَتْ لَکَ الاُْمُورِ; امت من بعد از من آزمایش مى شوند. قرآن را مطابق میل خود تفسیر مى کنند (و به هر بهانه اى حرام خدا را حلال مى کنند); شراب را به بهانه نبیذ(4) و حرام و رشوه به صورت هدیه و ربا را با نام بیع، مجاز مى شمرند و کتاب خدا را تحریف معنوى مى کنند و سخن گمراهان غلبه مى کند. تو در آن روز در خانه بنشین تا زمانى که به حکومت رسى; ولى هنگامى که حکومت در دست تو قرار گرفت، حسد در سینه ها به حرکت در مى آید و (مخالفان و حاسدانت) کارهاى تو را به هم مى ریزند (ولى تو استقامت کن)».(5)

این حدیث را که ابن ابى الحدید در تفسیر این خطبه بیان کرده، به خوبى نشان مى دهد که فتنه بزرگ، کدام فتنه بوده است.(6)

چهارمین و آخرین سؤال این که: چرا على(علیه السلام) درباره شهادت خود سؤال کرد؟ مگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) هنگامى که درباره این فتنه سخن گفت به شهادت او اشاره کرد؟ حال آن که در خطبه مورد بحث چیزى در این زمینه دیده نمى شود.

پاسخ این سؤال چنین است: همان گونه که گفتیم، مرحوم سیّد رضى(ره) خطبه را خلاصه کرده; در روایات مشروح تر چنین آمده است: على(علیه السلام) بعد از آن که ماجراى این فتنه را از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) شنید عرض کرد: یا رسول الله(صلى الله علیه وآله)، تو به من وعده شهادت دادى; از خدا بخواه زودتر نصیب من کند.

پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: اگر تو به زودى شهید شوى چه کسى با «ناکثین»، «قاسطین» و «مارقین» (آتش افروزان جمل و اصحاب معاویه و خوارج) پیکار مى کند؟ آرى، من به تو وعده شهادت داده ام و شهید هم خواهى شد و محاسن تو از خون فرقت رنگین خواهد شد. (أَما إنِّی وَعَدْتُکَ الشَّهادَةَ وَ سَتُشْهَدُ، تُضْرَبُ عَلَى هذِهِ فَتُخْضَبُ هذِهِ).(7)

 

2ـ شهادت، افتخار است نه مصیبت

نکته بسیار جالبى که در این بخش از خطبه دیده مى شود سخنى است که میان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام) رد و بدل مى شود; و آن این که پیغمبر سخن از صبر در برابر شهادت مى گوید و على(علیه السلام) سخن از شکر و بشارت. واکنشى این گونه با موضوع شهادت، نشانه اوج ایمان و عشق نسبت به ایثار در راه خدا و ارزش هاى والاى اسلامى است که تاکنون از شخص دیگرى جز آن حضرت نقل نشده است و گفتار آن حضرت به هنگامى که در محراب عبادت در خون خود غلطید «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ; به خداوند کعبه پیروز شدم» ادامه همین جریان است.

سه شنبه, 16 آبان 1396 09:18

نخستین نشست دبیرخانه اتحادیه مؤسسات قرآنی ـ مردمی قرآن و عترت استان بوشهر یکشنبه، ۱۴ آبان‌ماه برگزار شد. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، نشست دبیرخانه اتحادیه مؤسسات قرآنی ـ مردمی فرهنگی قرآن و عترت استان بوشهر روز یکشنبه، ۱۴ آبان‌ماه در محل دفتر اتحادیه قرآنی واقع در اداره‌کل تبلیغات اسلامی استان بوشهر برگزار شد.
‌در ابتدای این جلسه، ابراهیم مرادی، مدیر‌عامل اتحادیه مؤسسات فرهنگی قرآنی‌ قرآن و عترت به بیان مواردی مانند احصاء آمار تمامی مراکز قرآنی سازمان تبلیغات اسلامی و اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهیه چارت سازمانی اتحادیه جدید، تهیه گزارش ۶ ماهه از عملکرد اتحادیه مؤسسات قرآنی ـ مردمی سابق سازمان تبلیغات اسلامی جهت ارسال به تهران، تمهیدات لازم‌ جهت بایگانی نامه‌ها و اسناد اتحادیه، پیگیری ثبت آگهی تغییرات اتحادیه جدید پرداخت.
همچنین، در نظر گرفتن کارتابل جهت هر کدام از اعضاء هیئت مدیره، تهیه جدول و برنامه زمان‌بندی جلسات ماهانه اتحادیه با در نظر گرفتن مناسبت‌های سال، تهیه کارتابل نامه‌ها و مکاتبات صورت گرفته جهت تک تک اعضای هیئت مدیره و بازرسی نیز از سوی مدیر‌عامل اتحادیه  مطرح شد.
در ادامه، مصطفی اسماعیلی‌پور، کارشناس قرآنی اداره امور قرآنی تبلیغات اسلامی استان آمادگی کامل خود را جهت هر گونه همکاری لازم با اتحادیه جدید اعلام کرد.  
در خاتمه، ایمان زارعی نیروی اتحادیه قرآنی نیز ضمن اعلام نظرات کارشناسی خود نظرات خود را جهت هر چه بهتر شدن امور اتحادیه جدید اعلام کرد.

سه شنبه, 16 آبان 1396 09:16

سلسه جلسات پرسش و پاسخ و گفت‌وگوهای دینی، سیاسی و بصیرتی از سوی مهد قرآن کریم و ولایت شهرستان آران و بیدگل برگزار می‌شود. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، سلسه جلسات پرسش و پاسخ و گفت‌وگوهای دینی، سیاسی و بصیرتی از سوی مهد قرآن کریم و ولایت شهرستان آران و بیدگل با حضور کارشناسان مذهبی برگزار می‌شود.

این نشست‌ها روز جمعه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ با حضور حجت‌الاسلام و‌المسلمین مهدی خدامیان مؤلف بیش از ۱۰۰ اثر ارزشمند در حوزه دینی و قرآنی با حضور قرآن‌آموزان و علاقه‌مندان برگزار می‌شود.

گفتنی است؛ این نشست‌ها در میدان امام خمینی(ره)، خیابان سیدالشهدا(غ)، نبش خیابان مختص‌آباد، مجتمع قرآنی ـ فرهنگی امیرالمؤمنین(ع)، سالن اجتماعات حضرت خدیجه کبری(س) برپا می‌شود. علاقه‌‌مندان می‌توانند به منظور دریافت اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۳۶۵۸۸۲۶۷۶ و ۵۴۷۲۷۹۴۰ تماس حاصل کنند.

سه شنبه, 16 آبان 1396 09:15

مؤسسه قرآنی نورالقرآن اصفهان، به مناسبت فرارسیدن اربعین حسینی برنامه سوگواری سالار شهیدان را در برنامه اجرایی خود قرار داده است. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)،به مناسبت اربعین حسینی،مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالقرآن اصفهان مراسم عزاداری را از تاریخ ۹ آبان‌ماه آغاز کرده است و تا ۱۸ همین ماه مصادف با ۲۰ ماه صفر‌المظفر ادامه می‌دهد.

این مراسم سوگواری از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰ به صورت روزانه با حضور قرآن‌آموزان این مرکز انجام می‌شود و هر روزهر روز برگه‌های قرعه‌کشی قم و جمکران از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۵:۴۵ بین حاضران توزیع شده و روزانه یک نفر به قید قرعه انتخاب می‌شود.

در این مراسم سوگواری، ابتدا تلاوت قرآن‌ کریم، قرائت زیارت عاشورا و مداحی صورت می‌گیرد که علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این مراسم بهخیابان شریف واقفی، کوی ۱۹(روبروی مسجد شجره) از سمت چپ بن بست دوم(گلبامک) منزل خانم نقوی مراجعه کنند.

چهارشنبه, 17 آبان 1396 04:51

گروه فرهنگی ـ تبلیغی شکوفه‌های آسمانی‌ دوره تربیت مربی کودک را در جمکران برای علاقه‌مندان برگزار می‌کند. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)،گروه فرهنگی ـ تبلیغی شکوفه‌های آسمانی، دوره تربیت مربی کودک را با موضوعات روش‌های القاء غیر‌مستقیم مفاهیم دینی، قالب‌های ارائه محتوای دینی به کودکان، هنر و خلاقیت، جذاب‌سازی و شیوه‌های قصه گویی و ارتباط با کودک برپا می‌کند.
این دوره برای آقایان و بانوان در نظر گرفته شده است که آغاز دوره از یک تا ۳ آذر‌ماه است و مهلت ثبت نام تا ۲۷ آبان‌ماه است.
گفتنی است، علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۳۳۸۲۶۶۷۹۵ تماس حاصل کنند.

سه شنبه, 16 آبان 1396 09:05

مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت حضرت سیدالشهدا(ع) یزد، در سال ۸۶ موفق به اخذ مجوز فعالیت از سال تبلیغات اسلامی با عنوان ثبت مرکز قرآنی شد و پس از سه سال از فعالیت به مؤسسه قرآنی ترویجی ـ آموزشی تغییر کاربری داد. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، علاقه به شناخت بیشتر اباعبدالله الحسین(ع) و آشنایی با ابعاد گوناگون قیام حضرت امام حسین(ع) و از دیگر سو ترویج آموزه‌های قرآنی و جامعه عمل پوشاندن به حدیث ثقلین موجب شد که محمدحسین قاسمی، مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت حضرت سیدالشهدا(ع) را راه‌اندازی کند.
مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت حضرت سیدالشهدا(ع) یزد، مرکزی مردم‌نهاد که به عشق آموزش قرآن به تمام مقاطع سنی فعالیتش را از آغاز کرد.
در ادامه برای آشنایی بیشتر با این مؤسسه و مدیریت آن با محمدحسین قاسمی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
در ابتدا بیوگرافی از خودتان بفرمایید؟
متولد سال ۱۳۳۷ هستم و دارای تحصیلات کارشناسی زبان انگلیسی هستم. بیش از ۳۰ سال مشغول فعالیت در نیروهای مسلح در بخش‌هایی چون عقیدتی ـ سیاسی و دارالقرآن‌ها بودم که در حال حاضر بازنشسته این نیرو هستم.
خاطرم هست که از هفت سالگی در جلسات قرآنی محلی که در شهر یزد مرسوم بوده است به همراه پدرم و دیگر اعضای خانواده و بعضا برادرم حضور پیدا می‌کردم. در ابتدا نیز هنگامی که عضو سپاه پاسداران شدم، حدود سال‌های ۶۰ بود که در آنجا نیز در حوزه کارهای فرهنگی و روابط عمومی مشغول بودم و حتی معاونت عقیدتی ـ سیاسی نمایندگی ولی‌ فقیه در سپاه استان نیز بودم.
از انگیزه‌ اصلی‌تان برای راه‌اندازی این مؤسسه بگویید؟
فکر می‌کردم بهترین کاری که عاقبت بخیری برایم خواهد داشت این است که باید به دنبال کارهای قرآنی باشم. خودم نیز به دلیل حضور در جلسات قرآن مستمر از دوران نوجوانی و جوانی علاقه‌مند بودم که به جایی برسم بتوانم مرکز قرآنی راه‌اندازی کنم که فعالیت آموزشی‌ام را از برپایی جلسات قرآن آغاز کرد.
در حال حاضر نیز مسئولیت دو جلسه قرآن در محله‌ای در سطح امام شهر یزد طی روزهای شنبه شب‌ها و یکشنبه شب‌ها رادارم.
در چه سالی موفق به اخذ مجوز فعالیت شدید و از کدام نهاد این مجوز را اخذ کردید؟
نهایت در سال ۸۶ موفق به اخذ مجوز فعالیت از سازمان تبلیغات اسلامی با عنوان ثبت مرکز قرآنی حضرت سیدالشهدا(ع) شدم و تا حدود سه سال نیز مرکز قرآنی بودیم و سپس به مؤسسه قرآنی، ترویجی و آموزشی تبدیل شدیم.
حوزه‌های فعالیت مؤسسه را بفرمایید؟
این مؤسسه کلاس‌های متنوعی در سطوح مختلف روخوانی، روان‌خوانی، تجوید، مفاهیم و تفسیر قرآن را در مقاطع مختلف سنی دارد و بعضاً نیز این دوره‌ها را براساس تقاضای مخاطبان در مساجد و حسینیه‌ها و منازل افراد برگزار می‌کنیم.
البته باید گفت که برنامه‌های ترویجی قرآنی را برنامه‌ریزی کردیم که از سال ۹۰ تا کنون از برپایی‌اش می‌گذرد. این برنامه ترویجی حدود هشت کرسی تلاوت قرآن است که با بهره‌گیری از قراء ممتاز استانی و بعضاً نیز دارنده رتبه نخست مسابقات بین‌‌المللی و یا کشوری بودند، برگزار و سپس به تفسیر آیات تلاوت شده پرداخته می‌‌شود.
اما در حال حاضر این کرسی‌های تلاوت به صورت ثابت در دو مسجد از شهر یزد طی روزهای شنبه و دوشنبه برگزار می‌شود. کرسی تلاوت قرآن حدود پنج سالی است که در مسجد حجت‌بن‌ الحسن مهدی(عج) شهر یزد واقع در بلوار ۱۷ شهریور شنبه‌ها همزمان با نماز مغرب و عشا و دیگری نیز دوشنبه‌ها همزمان با نماز مغرب و عشا در مسجد امیرالمؤمنین(ع) در شهر یزد، بلوار نواب صفوی برپا می‌شود که حدود چهار سال از برپایی آن می‌گذرد.
آیا مؤسسه ارکان هیئت مدیره دارد؟
ارکان هیئت مدیره مؤسسه متشکل از محسن اسماعیل‌زاده، به عنوان رئیس هیئت مدیره، فاطمه نوری، ابوالقاسم فلاح و حسن فلاح و محمدحسین قاسمی است.
درخصوص علت نامگذاری این مؤسسه به سیدالشهدا(ع) بفرمایید؟
از سویی علاقه و عشقی که به امام حسین(ع) داشتم موجب شد این عنوان را برای مؤسسه بگذارم و از دیگر سو مسجدی که فعالیتمان را از ابتدا شروع کردیم، با عنوان مسجد سیدالشهدا(ع) در امام‌شهر بود که به همین مناسبت به این عنوان نامگذاری کردم.
کمی از چشم‌انداز‌ها و اهدافی که برای مؤسسه ترسیم شده، بگویید؟
یکی از اهدافمان آموزش و ترویج فعالیت‌های قرآنی در میان سطوح مختلف جامعه است. دنبال این هستیم که قرآن را در بین مردم بیشتر ببریم تا خانواده‌ها بیشتر با کلام‌الله مجید آشنا شوند. همچنین زمینه‌های انس و علاقه با قرآن را در مقاطع مختلف سنی از خردسالان تا بزرگسالان فراهم کنیم.
در خصوص افتخارات مؤسسه کمی بفرمایید؟
بعضا در برخی از نمایشگاه‌ها حضور داشتیم و همچنین برخی از قرآن‌آموزان در مسابقات حضور پیدا کرده و حائز رتبه شدند و همچنین همکاری‌هایی در زمینه برپایی برخی از دوره‌ها با مراکز، مؤسسات و جامعه قرآنیان پیشکسوتان نیروهای مسلح استان یزد داشته‌ایم.
آیا در نظر دارید شعبه‌ای را راه‌اندازی کنید؟
نه، در حال حاضر می‌خواهم بر روی ارتقای سطح کیفی مؤسسه تلاش کنم تا بتوانند علاقه‌مند از این مرکز قرآنی ـ مردمی نهایت بهره را ببرند.
درخواست‌تان از مسئولان چیست؟
در ابتدا حمایت‌ها دستگاه‌ها و سازمان‌های قرآنی خوب و مطلوب بود اما در حال حاضر حدود چند سالی است که متأسفانه حمایت لازم از فعالیت‌های مراکز مردم نهاد انجام نمی‌شود .  
به عبارت دیگر می‌توان گفت سال‌های ابتدای راه‌اندازی مؤسسه، کمک‌های مادی و معنوی مطلوبی در به مؤسسات می‌شد اما طی سال‌های اخیر به ویژه در این کش و قوس ادغام اتحادیه‌ها، تقریبا از بحث مؤسسات غافل شدند لذا به این نتیجه رسیدم که دست بگذاریم بر روی زانوی خودمان و منتظر نباشیم که امکانات و تجهیزات و یا حمایت‌هایی از ما شود، البته توقع هست و نظام، نظام اسلامی است ماهم در مجموعه‌های قرآنی فعالیت می‌کنیم لذا باید به افرادی که در این راه کار می‌کنند عنایت خاص و ویژه شود تا انگیزه آنها ارتقا پیدا کند چرا که این امر از نظام اسلامی توقع می‌رود تا بیشتر بر توان و تلاششان در راستای اعتلا و توسعه کلام الله مجید که کتابی مکتب اسلام است، تلاش شود.
امیدست که مسئولان به این امر توجه کنند و شاهد گسترش فرهنگ قرآنی در کشور باشیم.

سه شنبه, 16 آبان 1396 09:03

مفسر قرآن کریم با بیان اینکه فیوضات در عالم به واسطه ذوات مقدس صورت می‌گیرد گفت: هیچ فیضی بدون وجود حضرت ولیعصر(عج) به جهان نمی‌رسد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) آیت‌الله‌العظمی عبدالله جوادی آملی امروز ۱۵ آبان ماه در ادامه جلسه تفسیر خود در مسجد اعظم قم گفت: ائمه(ع) می‌توانند وجه‌الله باشند همان طور که در ادعیه با این عنوان به آنان خطاب می‌کنیم.
وی افزود: اگر بیگانه می‌فهمید ولایت و امامت یعنی چه؛ هرگز توهم شرک و خیالات باطل را نداشت؛ زیرا اکثر این افراد که در نسبت میان توحید امامت مشکل دارند درک درستی از آن ندارند.
وی اظهار کرد: هیچ فیضی به عالم نمی‌رسد مگر به واسطه وجود ذوات قدسی ائمه(ع) و در عصر کنونی وحود مقدس حضرت ولیعصر(عج) ولی برخی چون فهم درستی ندارند میان منبع فیض و فیاض دچار اشتباه شده و توهم شرک برای آنان ایجاد می شود.
این مفسر قرآن ادامه داد: قافله هستی یعنی زمین و اهل آن و آسمان و اهل آن و میان آسمان و زمین و اهل آن، دائما در حرکت است تا به مقصد اصلی برسد و این طور نیست که مرگ، گودال عدم باشد و انسان و آفرینش از بین برود بلکه هر کدام لباسی نو بر تن کرده و به حیات دیگری پا می‌گذارند.
این مفسر قرآن عنوان کرد: مرگ، عدم نیست بلکه سیر سیال و دائمی است و چون این سیر از بین رفتنی نیست پس ذات الهی نیز فانی‌ناپذیر است و به همین دلیل هم در تعابیر قرآن، فانی شدن همه جهان و باقی ماندن وجه رب عنوان شده است.
صاحب تفسیر تسنیم با بیان اینکه علائم و نشانه‌ها در جهان، برخی تکوینی و برخی قراردادی است گفت: اشیاء در هر وضع و شرایطی که باشند و به هر شکلی در آیند خدا را نشان می‌دهند زیرا از هستی بیرون نمی‌افتند و در هر حالتی، آیت حق هستند و این وجه و آیت خدا بودن زوال ناپذیر است و انسان نیز اگر سمت و تاثیری دارد به دلیل نشانه خدا بودن است.
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه جلالت آب نمی‌گذارد که چمن منکر وجود آن شود گفت: جلالت الهی نیز مانع از این است که عالم آفرینش و اشیاء او را نشان ندهند؛ ما هم در کنار سفره جمال و جلال نشسته‌ایم و ممکن نیست که بگوییم انسان در بعدی، آیت خدا و در بعد دیگر آیت الهی نیست.

این مرجع تقلید در خاتمه سخنانش با اشاره به اربعین گفت: امیدواریم فرد فرد زائران چه در ایران و کربلا و شرق و غرب عالم در کمال سلامت و امنیت باشند و با زیارت مقبول به اوطانشان باز گرداند.

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
خداى آسمان ها و زمین
شرح آیه 3 سوره مبارکه انعام 3- وَهُوَ اللَّهُ فِي
سه شنبه, 05 خرداد 1405 0 نظر
بى‌نهايت بودن قدرت حضرت حق
شرح فراز دوم دعای پنجم صحیفه سجادیه وَ يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری