دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلاَتٌ، وَ مَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ، لاَیَنْقَطِعُ نَعِیمُهَا، وَ لاَیَظْعَنُ مُقِیمُهَا، وَ لاَیَهْرَمُ خَالِدُهَا، وَ لاَیَبْأَسُ سَاکِنُهَا.
در آنجا درجاتى است که يکى از ديگرى برتر و منزل گاه هايى است که با هم متفاوت است. نعمت هايش جاودان است و هرگز قطع نمى شود و ساکنانش از آن کوچ نمى کنند و آنان که در آن جاى دارند، پير نمى شوند و گرفتار شدايد نمى گردند.
درجات بهشتى
در بخش پایانى این خطبه، امام(علیه السلام) به دنبال اشاره هاى بیم دهنده اى که در بخش سابق بود، سخن از نعمت هاى روح پرور بهشت و عنایات پایدار پروردگار نسبت به بهشتیان مى کند، تا انذار را با بشارت بیامیزد و اسباب خوف و رجا را در کنار هم قرار دهد، تا در نتیجه، انگیزه هاى حرکت به سوى کمالات و سیر الى اللّه از هر نظر کامل گردد. مى فرماید: «در آنجا درجاتى است که یکى از دیگرى برتر و منزل گاه هایى است که با هم متفاوت است» (دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلاَتٌ، وَ مَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ).
این سخن را بدان جهت مى فرماید که هر انسانى در هر درجه اى از کمال باشد به آن بسنده نکند و پیوسته به سوى کمالى بالاتر و مقاماتى والاتر حرکت کند; بر علم و عمل بیافزاید و در خودسازى و تهذیب نفس، پیش برود. بدیهى است هر قدر ایمان و عمل و معرفت و اخلاق کامل تر باشد، به همان اندازه، سهم انسان از مواهب معنوى و مادّى الهى در آن سرا، بیشتر است.
در قرآن مجید نیز به این درجات (پله هایى که به سوى کمالات بالا مى رود) بارها اشاره شده است; مى فرماید: «وَ لِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا; براى هر یک از آنها درجاتى است، به خاطر اعمالى که انجام داده اند»(1).
در جاى دیگر مى فرماید: «نَرْفَعُ دَرَجَات مَنْ نَشَاءُ; درجات هرکس را بخواهیم (و شایسته بدانیم) بالا مى بریم»(2).
در آیات دیگر قرآن، شرح این درجات آمده است، مانند: «اَلسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ* فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ; پیشگامان پیشگام، مقرّبان درگاه الهى هستند، در باغهاى پرنعمت بهشت جاى دارند».(3)
«وَ أَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ; و اصحاب یمین (خجستگان) چه اصحاب یمین (و خجستگانى) هستند»(4).
در پایان سوره «واقعه» نیز بار دیگر به این دو گروه ممتاز که یکى از دیگرى ممتازتر است اشاره کرده، مى فرماید: «فَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحَانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیم* وَ أَمَّا إِنْ کَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ* فَسَلاَمٌ لَکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ; امّا اگر او (کسى که در آستانه مرگ قرار دارد) از مقرّبان باشد در راحتى و گُل و بهشت پر نعمت است; و اگر از اصحاب یمین باشد (به او گفته مى شود) سلام بر تو از سوى دوستانت که آنها نیز از اصحاب یمینند»(5).
در دیگر آیات قرآن، جایگاه گروهى از مؤمنان صالح را «جَنّات عَدْن» و گروهى را «جَنّات مَأوى» و گروهى را «جَنّات فِرْدَوْس» و گروهى را «جَنّات نَعِیم» شمرده که هر کدام مى تواند اشاره اى به مقامات گوناگون بهشتیان باشد.(6)
در حدیثى از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) چنین مى خوانیم: «ألْجَنَّةُ مِئَةُ دَرَجَة مَا بَیْنَ کُلِّ دَرَجَتَیْنِ کَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الاَْرْضِ; الْفِرْدَوْسُ أَعْلاَهَا دَرَجَةً، مِنْهَا تَفْجُرُ أَنْهَارُ الْجَنَّةِ الاَْرْبَعَةِ، فَإِذَا سَأَلْتُمُوا اللّهَ، فَاسْأَلُوهُ الْفِرْدَوْسَ; بهشت، یکصد درجه است که مابین هر درجه اى با درجه دیگر، فاصله اى همچون فاصله میان زمین و آسمان است و بالاترین درجات آن، فردوس است; آنجا نهرهاى چهارگانه بهشت سرچشمه مى گیرد، پس هنگامى که از خداوند تقاضا مى کنید، فردوس را تقاضا کنید!»(7)
در خبر دیگرى مى خوانیم: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ لَیَرَوْنَ أهْلَ عِلِّیِّینَ کَمَا یُرَى النَّجْمُ فِی أُفُقِ السَّمَاءِ; اهل بهشت ساکنان علیّین را همچون ستارگانى برفراز آسمان مى بینند»(8).
طبیعى است هنگامى که مؤمنان صالح در ایمان و عمل با هم متفاوت باشند، باید مقامات بهشتى آنان نیز متفاوت باشد و شاید عدد «صد» که در حدیث بالا آمد عدد تکثیر باشد و تفاوت مقامات از نظر تعداد، بسیار بیش از اینها باشد و نیز ممکن است درجات اصلى یکصد درجه باشد که هر کدام از آنها نیز به درجات متعدّدى تقسیم شود; لذا قرآن مجید مى فرماید: «وَ مَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى; و هر کس در حالى که با ایمان باشد و نزد او آید، درجات عالى دارد»(9) (اشاره به اینکه درجات عالى نیز متفاوت است).
در حدیث دیگرى از امام زین العابدین على بن الحسین(علیه السلام) آمده است که: «خداوند درجات بهشت را به اندازه آیات قرآن قرار داده است. کسانى که قرآن مى خوانند به آنها گفته مى شود: بخوانید و بالا روید(10).»
امام(علیه السلام) در ادامه سخن، چهار وصف براى بهشت و درجات آن بیان فرموده که هر کدام از دیگرى جالب تر است. نخست مى فرماید: «نعمت هاى بهشتى جاویدان است و هرگز قطع نمى شود.» (لاَیَنْقَطِعُ نَعِیمُهَا)
نه همچون نعمت هاى دنیا که گاه آفت مى پذیرد و کم و زیاد، یا نابود مى شود; همان گونه که در آیه 35 سوره «رعد» آمده: «اُکُلُهَا دَائِمٌ وَ ظِلُّهَا».
در وصف دوم مى فرماید:«ساکنانش از آن کوچ نمى کنند.» (وَلاَیَـْظعَنُ(11) مُقِیمُهَا).
یعنى هم نعمت هایش جاویدان است و هم سکونت ساکنانش.
در توصیف سوم اشاره به عدم ظهور عوارض پیرى با گذشت زمان کرده، مى فرماید: «و ساکنانش پیر نمى شوند.» (وَ لاَیَهْرَمُ خَالِدُهَا).
در توصیف چهارم اشاره به عدم شداید و سختى ها شده است، مى افزاید: «و آنان که در آن جاى دارند، گرفتار شدائد نمى گردند.»(وَ لاَیَبْأَسُ(12) سَاکِنُهَا).
در مجموع محیطى است مملوّ از نور و برکت، و خالى از هرگونه مشکلات و نکبت.
1. سوره انعام، آيه 132. 2. سوره انعام، آيه 83. 3. سوره واقعه، آيات 10-12. 4. همان سوره، آيه 27. 5. همان سوره، آيات 88-91. 6. براى آگاهى بيشتر به «پيام قرآن»، جلد ششم، صفحه 345 تحت عنوان «مقامات بهشتى» مراجعه شود. 7. بحار الانوار، جلد 8، صفحه 89. 8. منهاج البراعة، جلد 6، صفحه 119. 9. سوره طه، آيه 75. 10. بحارالانوار، جلد 8، صفحه 133. 11. «يَظْعَنُ» از ماده «ظَعن» (بر وزن طعن) به معناى کوچ کردن است. 12. «يَبْأس» از مادّه «بَأْس» به معناى فقر و شدّت نياز است.
---------------------
شرح نهج البلاغه، آیت الله مکارم شیرازی














