✅ حيوانات در قرآن (قسمت دوم - آخر)
21. سگ:« فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ » (اعراف / 176) مثل او همچون سگ (هار ) است كه اگر به او حمله كني ، دهانش را باز، و زبانش را بيرون ميآورد.
22. مورچه« قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا الَّنمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ » (نمل / 18) مورچهاي گفت: به لانههاي خود برويد.
23. موريانه:« ما دَلَّهُمْ عَلي مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ » (سبا / 14) كسي آنها را از مرگ وي آگاه نساخت مگر موريانه كه عصاي او را ميخورد.
24. گرگ:« وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ » (يوسف / 17) و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم، وگرگ او را خورد.
25. گوسفند:« وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما » (انعام / 146) واز گاو وگوسفند پيه وچربيشان را بر آنان (يهوديان)تحريم نموديم.
26. عنكبوت:« إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ » (عنكبوت / 41) سستترين خانهها، خانه عنكبوت است.
27. كلاغ:« فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ » (مائده / 31) سپس خداوند كلاغي را فرستاد كه در زمين، جستجو(وكند و كاو) ميكرد.
28. پروانه:« يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ » (قارعه / 4) روزي كه مردم مانند پروانههاي پراكنده خواهند بود.
29. حيوانات شكاري: « قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ » (مائده / 4) بگو براي شما هر چه پاكيزه است حلال شده، صداي كه به سگان شكاري آموختهايد.
30. ماده شتر: « ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ » (مائده / 103) خدا براي شتر ماده حكمي مقرر نفرموده.
31. شتر آزاد كه براي نذري و قرباني گذاشته شود: « ما جَعَلَ اللَّهُ ...وَ لا سائِبَةٍ » (مائده / 103) خدا حكمي مقرر نفرموده براي شتر نذر شده.
32. گوسفند ماده: « وَ لا وَصِيلَةٍ » (مائده / 103) خداوند حكمي مقرر نفرموده براي گوسفند.
33. شتر آزاد: « وَ لا حامٍ » (مائده / 103) خداوند حكمي مقرر نفرموده براي شتر آزاد.
34. شتران باركش: « وَ مِنَ الْأَنْعامِ حَمُولَةً » (انعام / 142) و از بعضي از حيوانات استفاده باربري و سواري كنيد.
35. چهارپايان: « وَ مِنَ الْأَنْعامِ » (انعام / 142) و از بعضي از حيوانات.
36. دستههاي مرغان: « وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ » (فيل / 3) و بر سر آنها پرندگاني را گروه گروه فرستاد.
37. اسبان نيكو: « إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ » (ص / 31) ياد كن وقتي را كه بر او اسبهاي بسيار تند و نيكو را هنگام عصر ارائه دادند.
38. ميش ماده: « وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ » (ص / 23) و من يك ميش دارم.
39. قرباني كه به مكه فرستند: « وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ » (حج / 36) و نحر شتران فربه را از شعائر حج قرار داديم.
40. اسبان دونده: « وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً » (عاديات / 1) قسم به اسباني كه نفسشان به شماره افتاده.
41. گوساله: « ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ » (بقره / 51) پس شما گوساله پرستي اختيار كرديد.
42. شتران ده ماهه آبستن: « وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ » (تكوير / 4) و شتران آبستن به كلي رها كنند و بدور افكنند.
43. گاو ميانسال: « عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ » (بقره / 68) بلكه ميان اين دو.