- آموزش قرآن
- پربازدید
تدوین قرآن
قرآن کلام الهی است که در طول 23 سال به تدریج نازل شده و
تحقیق و پژوهش از نظر اسلام
قرآن مجید، جامعۀ اسلامی را به تحقیق و پژوهش، دعوت می کند و
شکست پس از پیروزى
شرح آیات 152 لغایت 154 سوره مبارکه آل عمران
152- وَلَقَدْ
هشت دستور در یک آیه
شرح آیه 2 سوره مبارکه مائده
2- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ
درس اخلاق،آیت الله جوادی آملی-بارگزاری3دی94
آمار بازدید
احسن الحدیث
نشست تخصصی «غلوپژوهی از منظر قرآن و حدیث» با هدف بررسی نگرش حداکثری به موضوعاتی نظیر «نصب الهی» و «کرامات» ۲۰ دیماه در خبرگزاری ایکنا برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، نشست تخصصی با عنوان «غلوپژوهی از منظر قرآن و حدیث»، با حضور کارشناسان و پژوهشگران این حوزه روز شنبه ۲۰ دیماه در سالن کنفرانس خبرگزاری ایکنا برگزار میشود. بر اساس این گزارش، دکتر محمدکاظم رحمتی، استادیار بنیاد دائره المعارف و دکتر محمدهادی گرامی، پژوهشگر حوزه تاریخ اندیشه از سخنرانان این نشست تخصصی هستند. همچنین دکتر رضا قربانی، حدیثپژوه و مدرس دانشگاه نیز از سخنرانان این نشست است که رساله دوره دکتری وی با عنوان «اصالت حدیث شیعه در موضوع مقامات ائمه علیهمالسلام (نصب الاهی، علم موهوب و کرامات)» که در دانشگاه تهران دفاع شده است مفصلا به موضوع غلو از منظر احادیث پرداخته است. بر اساس این گزارش، در مقابل برخی نظرات که به وقوع جعل و دسّ حداکثری توسط غالیان و برخی محدثان در کتب حدیثی ناظرند، رساله دکتر قربانی بر آن است تا با نشان دادن شواهدی بر نفی چنین اعتقادی تاکید ورزد و از این طریق مباحثی را که در ارتباط با نگرش حداکثری نسبت موضوعاتی چون: «نصب الهی»، «علم موهوب» و «کرامات» است را اثبات نماید. نگرش حداکثری نسبت به این موضوعات همیشه در طول تاریخ شیعه مورد نزاع و اختلاف علما بوده است و نظرات کاملاً متفاوتی را نسبت به آنها میتوان یافت. در این نشست نیز با طرح نظرات مختلف و با محوریت این رسالۀ دکتری، نظرات موافق و مخالف مورد بررسی و بازخوانی قرار خواهند گرفت. یادآور میشود، مجری ـ کارشناس نشست تخصصی «غلوپژوهی از منظر قرآن و حدیث»، دکتر فرهاد اللهوردی، استادیار دانشگاه آزاد است و نشست مذکور در روز شنبه ۲۰ دیماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در سالن کنفرانس خبرگزاری ایکنا به نشانی خیابان انقلاب، خیابان قدس، ابتدای بزرگمهر پلاک ۸۵ برگزار میشود.
مختاری اظهار کرد: در جمع حضار و مهمانان کنفرانس وحدت که بنده حضور داشتم، مقام معظم رهبری مکرراً در مورد خطراتی که جهان اسلام را تهدید میکند هشدار داده و این مسائل را گوشزد میکردند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، یکی از مسائلی که رهبر انقلاب همواره دغدغه آن را داشتهاند، وحدت جهان اسلام است. امروزه که با طراحی نظام سلطه، جریانهای تکفیری، آفت جهان اسلام شده و سعی در انحراف جریان بیداری اسلامی دارند، بهتر میتوان به عمق دیدگاه رهبر انقلاب پی برد. با حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین مختاری، رئیس پژوهشگاه مطالعات تقریبی درباره این موضوع به گفتوگو پرداختیم. مختاری، دانشآموخته دانشگاه دورهام انگلستان و مدیر پیشین مرکز اسلامی نیوکاسل بوده است.
همانطور که استحضار دارید، بیداری اسلامی یک پدیدهی جدید نیست. دهها سال از بیداری اسلامی میگذرد و به یک معنا، اوج شکوفاییاش در پیروزی انقلاب اسلامی ایران متبلور شد. در نقطهی مقابل، دنیای غرب برای مقابله با بیداری اسلامی، طرحهای مختلفی را از مقابله علنی گرفته تا طرحهای غیرمستقیم، به کار بسته است. تحلیل شما از ترفندهایی غرب در مواجهه با خیزش اسلامی در دهههای گذشته چیست؟ رویکرد غرب در دههها و حتی سدههای گذشته این بوده است که اولاً بهلحاظ نظری و بهلحاظ فکری، در اسلام تغییرات ماهوی یا محتوایی ایجاد کند. قطعاً آنها روی اسلامی که حضرت امام از آن تعبیر به اسلام ناب محمدی میکردند، مطالعه و تحقیق و شناخت دارند؛ چنانکه رویدادها و جریانهای سیاسی که امروز اتفاق میافتد، حاصل فکر، مطالعه، تحقیق و پژوهش دیروز است. ممکن است آن «دیروز»، نیمقرن پیش باشد، ولی ما امروز صحنههای بیرونی و عینی آن را میبینیم.
بنده برای این حرفم سند دارم. در کتابخانههای انگلیس که برای مطالعه مراجعه میکردم، میدیدم که آنها جریانها، تحولات و مفاهیم اسلامی را مطالعه و تحلیل میکنند. به خصوص که قاعدهشان این است که هر چهل پنجاه سال، برخی اسناد را رو کنند. لذا نکتهای که عرض کردم، یک مسئله ظنی، احتمالی یا تحلیلی نیست، بلکه یک رویداد قطعی است. میخواهم بگویم آنها همانطور که برای مباحث اجتماعی-سیاسی در کشورهای مختلف، بهخصوص کشورهای اسلامی، طرح و برنامه و مطالعه داشتهاند و از روی فکر و برنامه جلو آمدهاند، در مسائل اعتقادی هم همینطورند. در مسائل اعتقادی و مسائل دینی، آنها دریافتهاند که اسلام، این میراث گرانبها از پیامبر بزرگوار اسلام که مخاطبش انسان در دو قلمرو فرد و اجتماع است، میتواند نیازهای انسان را بهلحاظ مادی و معنوی پاسخ بگوید. به این ترتیب، به دنبال این بودهاند که تأثیرگذاری این مکتب و جایگاه قوی و قطعیاش را در میان جوامع اسلامی، با یک تفسیر و مطالعهی جدید، از بین ببرند. بنابراین ضعفها و معایب کشورهای اسلامی را شناسایی کردند و سعی نمودند چهرههایی را بهعنوان اسلامشناس، متکلم، دینپژوه و… در دل جامعهی اسلامی معرفی کنند. همانطور که استحضار دارید، آنها در چهرهسازی تبحر دارند. در همین زمینه، میتوان ابنتیمیه را نام برد و بعد هم که وهابیت عینیت و رسمیت پیدا میکند. اینها همه ناشی از مطالعاتی است که غربیها انجام دادهاند.
یکی از تذکرهایی که رهبر انقلاب یک سال پس از سقوط حسنی مبارک در خطبهی عربی نماز جمعهی تهران مطرح کردند، این بود که آنها به ارائهی بدیلهای انحرافی دست خواهند زد. در جای دیگر، ایشان به دو مدل پیشنهادی غرب برای کشورهای خیزشیافته اشاره میکنند و میگویند آنها تلاش میکنند که با دو بدیل تقلبی، یکی اسلام سکولار و دیگری اسلام خشک و افراطی، مسیر شما را به انحراف بکشانند. بله، اگر اجازه بدهید، من توصیف و تفسیری از بیانات حضرت آقا داشته باشم. باید ببینیم ایشان چرا این نکات هشداردهنده را به جهان اسلام گوشزد کردهاند؟ مگر امروز اسلام با چه خطری مواجه است که ولی امر مسلمین مؤکداً و مکرراً در خطبههای نماز جمعه و سخنرانیهای خود به این مسئله اشاره میکنند؟ بهخصوص در جمع حضار و مهمانان کنفرانس وحدت که بنده حضور داشتم، ایشان مکرراً این مسائل را گوشزد کردهاند. این نشان میدهد که اسلام با یک خطر جدی مواجه است.
ویژگیهایی که رهبر انقلاب برای اسلام ناب نام میبرند، هم بهلحاظ تئوری و هم بهلحاظ عملی، منطبق با واقعیتهاست. برای مثال، میفرمایند اسلام کتاب و سنت در برابر اسلام خرافه و بدعت. یعنی در عین حال که اسلام ناب را معرفی نمایند، نقطه مقابلش را هم بیان میکنند. این در حالی است که امروزه در جهان مشاهده میکنید عدهای در پی دور کردن ذهنها از اسلام ناب و ترویج اسلامِ خرافه و بدعت هستند.
در چنین شرایطی، رهبر انقلاب اسلام ناب و محض را در برابر اسلامی مطرح مینمایند که از آن بهعنوان اسلام ابوجهل و ابولهب یاد میکنند. در واقع، ابولهب نماد اسلام خرافه و جهالت و بدعت است؛ اسلامی براساس خرافات و بدعتها و آنچه ساختهوپرداختهی ذهن بشر است، نه آنچه منبعث از علوم وحیانی است.
در بیانی دیگر، ایشان اسلام تعقل را مطرح میکنند. اسلام تعقل در برابر اسلام جهالت قرار دارد. اسلام جهالت، فرد را به جمود و ایستایی و بیتحرکی وامیدارد، در حالی که اسلام ناب، پویایی، بالندگی و عقلانیت انسان را تقویت میکند. غربیها به دنبال ارائه بدیلهایی هستند که تحجر، تصلب، سکوت و در عین حال بیبندوباری را ترویج میکند.
خاصیت این اسلام برای غرب چیست که به دنبال القا و تحمیل آن در جوامع اسلامی هستند و رهبر انقلاب نسبت به آن هشدار دادهاند؟ غرب میخواهد با مکتبی که تفکری روشنبینانه و آگاهانه دارد و برپایه دین، درصدد دعوت جوامع انسانی به مبارزه، مجاهدت و پایداری علیه ظلم و ستم است، مخالفت کند. از سویی دیگر، میبینید که در هندوستان صدها دین و مذهب وجود دارد، ولی هیچگونه ضرر و زیانی برای منافع غربیها ندارد، چون با کشورگشایی و توسعهطلبی و روحیات استکباری و تفرعونی آنها مخالفتی نمیکنند. چنین تفکرات و مکاتبی، ایستا و ساکن هستند. اینها یک نهاد دینی فردی یا نهایتاً خانوادگی محسوب میشوند. غربیها به دنبال چنین مکاتبی هستند.
یکی از طرحهای آمریکاییها و غربیها این است که با مکتبی که میخواهد وارد جامعه شود و جامعه را وادار به تفکر و تحرک و پویایی کند، مخالفت کنند، برای اینکه آزادانه بتوانند به مقاصد استکباری خودشان، بهخصوص در کشورهای اسلامی، دست پیدا کنند. همهی اولیای الهی و بزرگان دین در پی این بودند که به جامعه آگاهی و معرفت بدهند. بر همین اساس، رهبر معظم انقلاب بارها بحث بصیرت را گوشزد میکنند. وقتی جامعهای بابصیرت، هوشیار و آگاه به زمانهی خود باشد، پویاست و هیچوقت مغلوب دشمنان نمیشود و تحت تأثیر افکار منحط قدرتهای بیگانه قرار نمیگیرد.
بنابراین رهبری تأکیدشان بر این است که دنبال اسلام تعقل باشید. حق هم همین است. اولین پیام اسلام، مربوط به قلم، کتابت، خواندن و نوشتن است. این سیرهی پیغمبر است؛ کتاب و سنت یعنی همین. از این جهت، آن اسلام تحجر، تصلب و بیپایه قطعاً برای قدرتهای استکباری زیان و ضرری نخواهد داشت و با آن مخالفت نخواهند کرد.
چهبسا در خدمت منافعشان هم باشد؛ یعنی اگر خروجی اسلامِ تحجر یک برداشت خشونتطلبانه از اسلام باشد که هست، غرب هم به اهداف خودش خواهد رسید، چون آنها میخواهند اسلام را یک دین خشن معرفی کنند. به نکتهی خیلی خوبی اشاره کردید. امروز براساس واقعیتهای عینی جوامع اسلامی، مشاهده میکنیم که درست اینگونه تفکرات، توجیهگر روشها و متدهای استکباری غربیها هم میتوانند باشند. در واقع میتوانند به آنها کمک کنند. جعل احادیث چطور به وجود آمد؟ احادیث پیغمبر چطور تحریف شدند؟ خلفای اموی و عباسی برای اینکه بهنوعی افکار و اعمال نابخردانه خودشان را توجیه کنند، متوسل به جعل حدیث میشدند؛ یعنی تفکری را پرورش میدادند که مزاحمت و خطری برای حکومتشان نباشد.
الان هم همینطور است. امروز در نگاه وسیعتری، دنیای استکبار که یک نظام فکری جهانی است، برای توجیه قدرت استکباری خودش، گروههایی را در قالب متکلم، فقیه، مفتی، حاکم و… پرورش میدهد که بهنوعی با تفسیرهای نابخردانه از آیات قرآن و روایات، رفتارهای دنیای استکبار را توجیه کنند.
شما بهخصوص در دو سه سال اخیر، به حسب سمتتان بهعنوان رئیس پژوهشگاه مطالعات تقریبی، قاعدتاً در دیدار علمای کنفرانس وحدت اسلامی با رهبری، حضور داشتید. خاطرهای از این دیدارها دارید؟ چیزی که خیلی برای من جالب بود این بود که اخیراً در خارج از کشور بودم، برخی علمای اهل سنت که با رهبری دیدار کرده بودند، صریحاً به خودم گفتند که ما وقتی رفتیم خدمت رهبر معظم انقلاب، انگار که سالها با ما رفیق بود؛ یعنی این صفا و صمیمیت، نوع برخورد و رفتار ولیامر مسلمین با یک عالم برجسته اهل سنت، آنها را تحت تأثیر قرار داده بود. گفتند همینقدر که با ایشان مواجه شدیم، خوشوبش و صحبتی که با ما کردند، فهمیدیم این همان سیرهی پیغمبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم است. من تأثیر این دیدارها را علناً در خارج از کشور دیدهام.
وحدت یا کثرت ادیان الهی و رابطه خاتمیت با آن از مباحث مهمی است که ادله قرآنی و آرای عرفای اسلامی نشان میدهد پیامبران گذشته تجلیات نور محمدی(ص) هستند.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیدسلمان صفوی، رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن و صاحب تالیفات متعدد در حوزه دین، عرفان و فلسفه، به مناسبت هفته وحدت یادداشتی در اختیار خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) قرار داده که در آن به تعریف وحدت ادیان از یک سو و حقوق مذاهب الهی از سوی دیگر پرداخته است.
دکتر صفوی فلوی دانشگاه لندن و از نوادگان شیخ صفیالدین اردبیلی و حضرت حمزه بن موسی است. دروس حوزوی را در حوزه علمیه اصفهان، نجف آباد و قم تا مرحله اجتهاد تلمذ نمود. اساتید دروس عالی حوزوی وی مرحوم آیتالله شیخ عباس ایزدی (فلسفه و عرفان)، آیتالله العظمی موسوی اردبیلی (فقه اقتصادی) و آیتالله العظمی منتظری (فقه سیاسی و دروس حکومت اسلامی) بودهاند. ایشان پس از دروس حوزوی دوره لیسانس و فوق لیسانس را در تهران در فلسفه محض طی کرد. وی از سال ۱۹۹۶ عازم بریتانیا شد و دکترای فلسفه دین و فوق دکترای فلسفه هنر را از سواس، دانشگاه لندن اخذ کرد.
متن کامل این یادداشت را در ادامه بخوانید:
بر آ اى ماه از یثرب، بیارا مشرق و مغرب / که شاه انبیا موکب تویى در صحن مینایى حطیم از مو معطّر کن، جهان از رو منوّر کن / ز برج روضه سر بر کن، که ماه عالم آرایى گشا مقصود جانى را، ز رخ برد یمانى را / که در محشر امانى را تو مىبایى، تو مىبایى (ابن بزاز، صفوةالصفا، ص۴۷۰) مقدمه موضوع وحدت و یا کثرت ادیان الهی و رابطه خاتمیت و وحدت ادیان الهی از مباحث مهم فلسفه دین،علم کلام، و عرفان اسلامی است. در این مقاله جمع بین “خاتمیت دین محمدی” و قرائتی از نظریه “وحدت متعالی ادیان” با ادله قرانی و آرای عرفای اسلامی تبیین شده است. پیامبران گذشته تجلیات نور محمدی هستند.
تعریف وحدت ادیان الهی وحدت متعالی ادیان به معنای آن است که مبدای اعلای مقدس واحد(خدای یگانه) منبع صدور همه آنهاست و وحدت دعوت انبیای الهی به مبداء و معاد واحد است، اما به معنای عدم نسخ مذاهبِ قبل از مبعث محمدمصطفی(ص) نیست. زیرا اعتقاد به عدم نسخِ مذاهب پیشین، در تَهافُت آشکار با خاتمیت حضرت محمدمصطفی(ص) است که در قرآن، احادیث معتبر، اقوال متکلمین و عرفا تبیین شده است و علاوه بر آن در تعارض با منجی بودن مهدی آل محمد(عج) است. قول شاذِّ حجیت همه ادیان در زمان واحد پس از ظهور رسالت محمدمصطفی(ص)، فاقد ادله قرآنی، روایی، کلامی، فقهی و عرفانی است. منسوخ شدن شرایع پیشین برخلاف نظر برخی از محققین، انکار سنّت الهی نیست، زیرا حقیقت سنّت موسوی و عیسوی در سنت جامع الهی یعنی قرآن و سنت مصطفوی، موجود است.
نام احمد نام جمله انبیاست حضرت محمدمصطفی(ص) آخرین پیامبر الهی به شمار میروند، چرا که بالاترین مراتب معرفت و معنویت و آخرین دستورات شریعت الهی را برای همه اعصار برای بشریت به ارمغان آوردهاند. نبی مکرم اسلام(ص) جامع تعالیم، مراتب و مقامات انبیا و اولیاءِ الهی است و نام و راه آن حضرت تا ابد پایدار، فروزان و حیات بخش انسانها و جوامع بشری است. از دِرمها نام شاهان برکَنَند / نام احمد تا ابد بر میزنند نام احمد نام جمله انبیاست / چون که صد آمد، نود هم پیش ماست (مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، ابیات ۱۱۰۵ ۱۱۰۶ ) اسلام بمثابه تنها صراط مستقیم خداوند در کلام الله مجید در سوره صف میفرماید: اسلام محمدی نورى است درخشان از جانب خداى سبحان، که کفار اهل کتاب میخواهند آن را خاموش کنند، ولى خدا نور آن را کامل میکند و اسلام محمدی خود را بر تمام ادیان غلبه می دهد؛ هر چند مشرکین نخواهند. محمدمصطفی(ص) همان پیامبری است که عیسى بن مریم(ع) بنى اسرائیل را به آمدن او بشارت داد. پس بر مؤمنین است که از او اطاعت کنند و در راه خدا، با اموال و جان خود جهاد نموده، رسول خدا را در دینش یارى کنند، تا خداى تعالى آنها را به سعادت برساند و یاری کند و در دنیا و آخرت فتح و پیروزى نصیب آنها نماید. در سوره صف؛ به تسبیح و تقدیس خداوند، توبیخ کسانی که گفتارشان با کردارشان مطابقت ندارد، پیوستگی نهضت انبیاء و در طول بودن دین موسی و عیسی و محمد(ص)، پیروزی نهایی و قطعی اسلام محمدی و جهانگیر شدن نور آن، عبث بودن تلاش مخالفان برای جلوگیری از آن، تشویق انسانها به ایمان به خدا، جهاد با مال و جان و انفاق در راه خدا که موجب آمرزش گناهان و سعادت دنیا و آخرت میشود، اشاره شده است. مهمترین پیام وحی در این سوره به خاتم الانبیاء(ص) این است که: دین موسی و عیسی(علیهم السلام) در طول دین محمد(ص) قرار دارد، نه در عرض آن وَ اسلام محمدی کاملترین و آخرین دین الهی است که همه پیروان راه حق، اعم از موسوی و عیسوی باید از آن تبعیت کنند تا به رستگاری کامل برسند. اسلام محمدی ناسخ سایر مذاهب الهی است و پیروان ادیان دیگر موظفاند به دین اسلام ایمان بیاورند و اگر از روی عناد و لجاجت ایمان نیاورند گناهکارند و قضاوت در باره آنان با احکم الحاکمین است. اسلام تنها صراط مستقیم از حضرت محمد(ص) تا آخرالزمان است و وجود صراطهای مستقیم پس از بعثت محمدی فاقد ادله قرآنی است. والله اعلم.
تعریف نسخ نسخ؛ پایان یافتن زمانی موضوعی را گویند. فقهاء و متکلمین اسلام، شرایع آسمانی دیگر را منسوخ پس از بعثت محمد مصطفی میدانند و آیات و احادیث متعدد از این دیدگاه پشتیبانی میکند. نسخ شرایع گذشته، به معنای نسخ شریعت انبیای سلف تا زمان پیامبر خاتم (صلیاللهعلیهوآله) توسط اسلام محمد مصطفی است. «غزالی» در «المستصفی» و آمدی در «الاحکام فی اصول الاحکام» معتقدند که اصل بر منسوخ بودن احکام شرایع سابق است، مگر آنکه نصی بر بقای برخی احکام آنها وجود داشته باشد. قول نادری می گوید که شریعت های گذشته منسوخ نشده و هم اکنون نیز پیروی از آنها جایز است و از این رو به وادی کثرتگرایی افتادهاند. آنها می گویند جوهر عقیده اهل کتاب و قرآن یکی و آن توحید است و امکان نسخ آن در قرآن نیست. ثالثاً قرآن علاوه بر تصدیق آن کتب در آیة ۸۹ سورة بقره به ایمان آوردن به آنها در آیه ۱۲۶ سورة نساء امر کرده است، با این حال چگونه ممکن است انبیاء گذشته با قرآن نسخ شده باشد؟ ولی حق این است که قرآن (اسلام) ناسخ شرایع انبیاء گذشته میباشد و این مطلب ارتباطی با نسخ توحید ندارد و آن را نفی نمیکند و نیز منافاتی با تصدیق انبیای سلف ندارد. جواب این ادعا با توجه به مطالب زیر روشن میگردد: “تصدیق و ایمان به تورات و انجیل و… چنانکه در سؤال فرض شده به معنی عمل به دستورات آنها نیست بلکه معنایش این است که معتقد باشیم آنچه برای مردم بنیاسرائیل در زمان حضرت موسی علیه السّلام و حضرت عیسی علیه السّلام لازم بوده در تورات و انجیل تحریف نشده که از طرف خدا نازل شده بودند وجود داشته است و سعادت آنان را تأمین میکردند و مردم آن زمان نیز موظف به عمل آنها بودهاند. نسخ به معنای پایان یافتن است نه به معنا ابطال”.(مصباح یزدی، محمدتقی، راهشناسی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، چاپ اول، ۱۳۷۶، ص۲۲۳.) “معنی ناسخ بودن آیین اسلام نسبت به آیینهای دیگر، کامل و جامع بودن آن در برابر آیینهای پیشین این نیست که آیینهای پیشین از اصل و ریشه باطل و یا نادرست و یا ناقص و نارسا بودهاند. زیرا آیینی که از طرف خداوند دانا برای هدایت گروهی از بشر فرو فرستاده میشود هرگز نمیتواند ناقص و نادرست باشد بلکه هر کدام از این آیینها در جای خود و عصر خویش صحیح و رسا بودند و برای رسانیدن بشر آن عصر، به هدفی که شایستگی آن را داشته است کافی و رسا بودهاند ولی برای بشر تکامل یافته، بشری که میتواند قلههای بلندتری از کمالات مادی و معنوی را تسخیر کند باید فکر دیگری کرد و راه دیگری در اختیار او گذاشت تا بتواند با پیمودن این راه به قلههای بلند دست یابد و از کسب کمالات بلندتری که برای آنها شایستگی دارد بازنماند. به همین دلیل ادیان آسمانی یکی پس از دیگر، برای تربیت انسان، در مراحل مختلف نازل شده تا به آیین اسلام که دین کامل و تمام میباشد رسیده است.”( مکارم شیرازی، ناصر و سبحانی، جعفر، پاسخ به پرسشهای مذهبی، قم، مدرسة الامام علی بن ابیطالب، چاپ اول، ۱۳۷۷، ص۱۱۳۱۱۴)
ادله نسخ مذاهب ادله نسخ مذاهب گذشته عبارتند از: آمادگی و انتظار اهل کتاب برای پدیدار شدن اسلام، فراخواندن اهل کتاب به اسلام و ارائه دلیل بر اثبات حقانیت آن، نکوهش اهل کتاب در صورت سرپیچی از اسلام وَ وعده پیروزی اسلام محمدی بر شرایع پیشین که در سوره صف آمده است. “هر پیامبری که به رسالت مبعوث شد، رهآورد پیامبر پیشین را تصدیق کرد؛ وقتی نوبت به قرآن کریم رسید، هم رهآورد انبیای پیشین را تصدیق کرد و هم هیمنه و سیطره خود را بر همه آنها اعلام داشته: «مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ» (مائده/۴۵)البته این تصدیق و هیمنه مقتضای خاتمیت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله است.” (جوادی آملی، عبدالله، فطرت در قرآن، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ دوم، ۱۳۷۹، ص۱۴۶.). “شریعت راهى است براى هر یک از امتها و پیامبرانى که بدان مبعوث شده اند وَ اخصِّ از دین است؛ از این رو قابل نسخ است. ممکن است در یک شریعت به دلیل انقضاى مصلحتِ حکم پیشین و پیدایش حکم جدید، برخى از احکام نسخ شوند. برای مثال نسخ حکم حبس ابد زنان زناکار به تازیانه و سنگسار از این قبیل است. اما دین به معناى یک قانون کلى و طریق عمومىِ الهى که براى تمام ملتها و جوامع وضع شده و قوانین کلى حاکم بر آن، هرگز نسخ نمىپذیرد.” (المیزان، ج ۵، ص ۵۳۲ ۵۳۴) “بین مسلمانان، در جواز نسخ شرایع خلافى نیست. و اما خلاف در این باب با جهودان است. ذیل آیه ۱۰۶ سوره بقره آمده است: وقتى مصلحت خلق در آن باشد که کتاب ایشان تورات باشد و پیامبر ایشان موسى، وَ وقتى مصلحت در آن باشد که پیامبر ایشان عیسى باشد و کتاب ایشان انجیل، وَ وقتى مصلحت را در آن داند که نبوت و پیامبرى به محمد(ص) دهد و کتاب او قرآن باشد. آیه ردّ بر جهودان است که ایشان نسخ شرایع را منکرند.” (ابوالفتوح رازی، روح الجنان، ج ۱، ص ۱۷۹-۱۷۷). لذا پیروی از شرایع انبیاء قبل از حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، برای مردم همان زمان لازم بوده است اما اکنون با وجود کاملترین شریعت (اسلام) قرآن پیروی از شرایع دیگر مانند: مسیحیت و یهودیت را جایز نمیداند زیرا قرآن با اعتقاد به عقاید ناصحیح مانند: پسر خدا دانستن عزیر توسط یهودیان(توبه/۳۰) و پسر خدا دانستن عیسی علیه السّلام توسط مسیحیان(توبه/۳۰) مخالف است، “وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِیحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِکَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ یُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ ﴿۳۰﴾ اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿۳۱﴾” از همه آنان میخواهد به دین حضرت محمد صلی الله علیه و آله بگروند. فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿تغابن/۸﴾ قرآن صریحاً میفرماید: «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ»(آل عمران/۸۵) «و هرکس جز اسلام آیینی برای خود انتخاب کند از او پذیرفته نخواهد شد. » اگر پیروی از آن آیینها اکنون نزد قرآن جایز بود، چگونه حضرت محمد صلی الله علیه و آله نامه به سران کشورها مانند هرقل امپراطور مسیحی روم شرقی و نجاشی شاه مسیحی حبشه نوشتند و آنها را دعوت به اسلام نمودند. “بسم الله الرحمن الرحیم. من محمد بن عبدالله و رسوله الى هرقل عظیم الروم سلام على من اتبع الهدى. اما بعد: فانى ادعوک بدعایة الاسلام، اسلم تسلم و اسلم یؤتک الله اجرک مرتین. فان تولیت فعلیک اثم الاریسین.”(تاریخ طبری، ذیل وقایع سال ششم) به نام خداوند بخشنده مهربان.ازمحمد بنده و فرستاده خدا به هرقل، بزرگ رومیان. کسى که پیرو راستى گردد گزند نمىبیند. اسلام بیاور تا سالم بمانى و اسلام بیاور تا خدا دوبار تو را پاداش دهد و اگر از پذیرش آن سر باز زدى، گناه رعایا (کشاورزان) بر گردن تو خواهد بود. “بسم الله الرحمن الرحیم. من رسول الله الى النجاشى الاصحم ملک الحبشه .سلم انت . فانى احمد الیک الله الملک القدوس السلام المومن المهیمن و اشهد ان عیسى بن مریم روح الله و کلمته القاها الى مریم البتول الطیبه الحصینه فحملت بعیسى فخلقه الله من روحه و نفخه کما خلق آدم بیده و نفخه . انى ادعوک الى الله وحده لاشریک له و الموالاة على طاعته و ان تتبعنى و تومن بالذى جاءنى، فانى رسول الله و بعثت الیک ابن عمى جعفر و نفرا معه من المسلمین . فذا جاءک فاقرهم، و دع التجبر. فانى ادعوک و جنودک الى الله، فقد بلغت و نصحت، فاقبلو نصحى . والسلام على من اتبع الهدى.”(تاریخ طبری، ذیل وقایع سال ششم) به نام خداوند بخشنده و مهربان. از محمد پیامبر خدا به نجاشى اصحم پادشاه حبشه. تو با ما در صلح هستى . من بر خداى ملک قدوس سلام مؤمن مهیمن درود مىگویم و شهادت مىدهم که عیسى پسر مریم روح خدا و کلمه اوست که وى را به مریم دوشیزه پاکیزه القا کرد و عیسى را بار گرفت و خدا عیسى را از روح خود آفرید، چنان که آدم را با دست و دمیدن روح خود در او آفرید. من تو را به خداى یگانه بیشریک و اطاعت از وى دعوت میکنم که پیرو من شوى و به خدایى که مرا فرستاده ایمان بیاورى که من پیغمبر خدایم و پسر عمویم جعفر و جمعى از مسلمانان را به سوى تو فرستادهام و چون بیایند، آنها را بپذیر و از تکبر بر کنار باش که من تو را با سپاهت به سوى خدا مىخوانم. من پیام خدا را ابلاغ کردم و اندرز دادم . اندرز مرا بپذیر و درود بر آن که پیرو هدایت شد. (محمد بن جریر طبرى، تاریخ الرسل و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم (بیروت، دارالتراث، ۱۳۷۸ ه) . ذیل وقایع سال ششم هجرى .) بنابراین پس از وحی به حضرت محمد(ص) که خاتم انبیاء است، پیروی از دیگر ادیان جایز نیست. زیرا برترین و آخرین دستورات الهی در قرآن حکیم است و عرفای مسلمان نظیر محی الدین، مولوی و شیخ صفی الدین نیز در این نظر با فقها و متکلمین متفقاند.
دیدگاه محیالدین ابن عربی از دیدگاه ابن عربی از جهت تاریخی عصر انبیای گذشته، دوره نبوت باطنی پیامبر اسلام است و همه انبیای پیشین نایبان پیامبر اسلام هستند. ابن عربی این دوره را “دوره ملک” نیز می خواند، بدین معنا که انبیای پیشین ملک پیامبر اسلام (ص) و او مالک آنهاست. مبنای روایی این دیدگاه، حدیث مصطفوی است که فرموده است: “کُنت نَبیا و آدم (ع) بین الماء و الطین.” (ابن عربى، الفتوحات المکیه، بیروت، دار صادر، ج ۳، ص ۴۱۳،ج۲، تهران، ص۱۸۱) ابن عربی معتقد است: هیچ یک از انبیاء و رسولان حق تعالی را جز از مشکات رسول خاتم محمد مصطفی(ص) مشاهده نمی کنند.(ابن عربی، فصوص الحکم، خواجوی،۱۳۸۷، ص۳۷) آنها تجلیات نور محمدی هستند. ابن عربی می نویسد: “روح محمد در عالم غیب، وجودی غیر از عالم شهادت دارد. خداوند او را به نبوتش آگاهی بخشیده و بدان بشارت و مژده اش داده است و آدم هنوز در آب و گِل بود. لذا زمان به اسم “الباطن” در باره محمد(ص) به وجود جسم او و ارتباط روح به او منتهی گردید. در آن حال حکم زمان در جریانش به اسم “الظاهر” انتقال یافت و محمد(ص) به ذات خود از حیث جسم و روح ظاهر گردید. بنا بر این حکم، در آغاز، باطنا در تمام آنچه از شرایع بر دست انبیا و رسولان ظاهر گردیده است، وی را بوده است و سپس ظاهرا حکم، وی را گردید و هر شریعتی را که اسم “الباطن” ظاهر ساخته بود، به حکم اسم “الظاهر” نسخ و باطل ساخت. این برای اختلاف دو اسم می باشد. اگرچه بنیان گذار شریعت یکی است و هم او (ص) صاحب شریعت است.” (ابن عربی، فتوحات مکیه، ج ۲، تهران، انتشارات مولی، ترجمه و تعلیق: محمد خواجوی، ص ۱۷۲) اَلا بابی مَن کانَ مَلکاً وَ سَیِّداً / و آدمُ بَینَ الماء و الطینِ واقفُ فَذاکَ الرَّسولُ اَلا بَطحیَّ محمدٌ / لهُ فی العُلی مجدٌ تلیدٌ وَ طارِفُ اتی بِزمانِ السَّعد فی آخَرِ المَدی / وَ کانَت لهُ فی کُلِّ عَصرٍ مَواقِفُ اَتی لِانکِسارِ الدَّهر یَجبِرُ صَدعَهُ / فَاثنَت علیه اَلسُنٌ وَ عَوارِفُ اِذا رامَ اَمراً لا یَکون خِلافُهُ / وَ لیسَ لِذاک الامرِ فِی الکونِ صارِفُ (ابن عربی، فتوحات مکیه، ج ۲،تهران، خواجوی، ص ۱۷۱) با ظهور پیامبر اسلام (ص) در عالم ناسوت، نبوت باطنی محمدمصطفی(ص) ظاهر شد و شرایع پیشین منسوخ شدند. از این رو همه انبیای پیشین، نوّاب و اولیا و حاکمان نیابتی پیامبر اسلام بوده اند. اعتبار آن شرایع نیز اگرچه در ظاهر منسوب به پیامبران پیشین بوده، لیکن در باطن، اعتبارشان به اعتبار شریعت محمد (ص) بود و در حقیقت آنها دین محمد (ص) را ترویج میکردند. (ابن عربی، فتوحات،ج ۲، تهران، خواجوی، ص۱۷۴) محی الدین مینویسد: “اگر انبیا و پیامبران در زمان حاضر در قید حیات بودند، همگی زیر لوای شرع محمدی قرار داشتند.” (ابن عربی، فتوحات مکیه، ج ۱، ص ۱۳۵ و ۲۴۳) شیخ اکبر در باب نسخ شرایع پیشین مینویسد:”بدون تردید عیسی(ع) پیامبر است. در آخرالزمان حاکمیت دارد و به دادگری و عدالت حکم میکند. لیکن او طبق شریعت من حکم می کند، نه طبق شریعت دیگر و نه آن شریعت که بنی اسرائیل خدا را طبق آن پرستش میکردند.” (فتوحات، ج ۱، بیروت، ص ۱۳۵ و ۱۴۳، ج۲، تهران، ۱۷۴) او مینویسد: “محمد (ص) به جهت عمومیت شریعتش، باب اصلی است و دیگر پیامبران نایبان او هستند. پس او به اذن سرور خود و کسی که او را فرستاده آنچه را بخواهد تثبیت میکند و هر چه را نخواهد نسخ میکند. چه بسا افراد ناآگاه که میگویند موسی(ع) مثل محمد(ص) شرع مستقل داشته است. در حالی که محمد(ص) فرمود: اگر موسی(ع) زنده بود چاره ای نداشت جز این که از شریعت من پیروی کند.” (فتوحات، ج ۱، بیروت، ص ۲۴۳، ج۲، تهران، ۱۷۴ ) از دیدگاه عارف بزرگ محی الدین ابن عربی عمومیت دین اسلام که طرفداران وحدت متعالی ادیان به آن معتقدند؛ بدین معناست که هر شریعت الهی تا زمان ظهور پیامبر بعدی اعتبار دارد و همه انسانهای آن عصر باید از شریعت عصر خود متابعت کنند. پس از ظهور پیامبر اسلام(ص)، هیچ کس حق ندارد از شرایع گذشته پیروی کند، بلکه همه باید بر اساس قرآن و سنت مصطفوی از اسلام محمدی پیروی کنند، مگر آن که در آگاهی از آن قاصر باشند.”زیرا که تمام شرایع بدو کمال پذیرفت و او خاتم پامبران شد و این مرتبه غیر او را نصیب نگردید.” (فتوحات مکیه، ج۲، خواجوی، تهران، ۱۸۱) به نظر ابن عربی شرایع انبیای پیشین، حتی در عصر خودشان استقلال نداشته و مستند به شریعت پیامبر اسلام (ص) بوده است. اما ابن عربی، مولوی و عموم عرفا بیش از متکلمان و فقها بر تساهل اجتماعی و عملی با پیروان دیگر شرایع الهی تأکید کرده اند.
دیدگاه شیخ صفی الدین اردبیلی از حضرت سلطان العارفین شیخ صفی الدین اردبیلی سؤال کردند: “فرق بین کرامات مسلمانان و کشیشان چیست؟” شیخ قُدّس سرّه فرمود: “مَثَلِ کرامات کشیشان همچنان آب راکد است که ساکن است. بامداد آن آب صافى شده است. چون در آنجا نظر کنند صورت خود در آنجا می بینند، اما آن آب نه خوردن را شاید، نه طهارت را. مَثَلِ کرامات مسلمانان همچون آب طاهر و مطهر است که صافى است. چون در آن نظر کنند صورت خود را در آنجا می بینند و طهور است. هم خوردن را شاید، هم طهارت را.” در صفاى ظاهر صورت به هم مانندهاند / لیک در پاکى باطن فرقها در فرقهاست (ابن بزاز، صفوة الصفا، صص ۴۸۳-۴۸۴) حقوق مدنی مذاهب الهی مذاهب غیراسلامی ممکن است تا مدتها پس از ظهور اسلام به حیات خود ادامه دهند، وباید به همه پیامبران الهی نظیر حضرت زرتشت، حضرت موسی و حضرت عیسی(ع) احترام گذاشت و حقوق پیروان ادیان الهی را باید رعایت کرد، و آنها از جهت حقوقی و قانونی باید مختار در اجرای آداب و رسوم مذهبی شان باشند، اما این امر به معنای جواز الهی برای تبعیت از آنها در عصر پس از مبعث مصطفوی نیست وگرنه خاتمیت محمدی بلاموضوع میشود. فتأمل. علاوه بر این که در برخی ابعاد حقیقتِ مذاهب موجودِ موسوی و عیسوی تحریف صورت گرفته، عیسویان، “اب، ابن و روح القدوس” را خدا می خوانند؛ در حالی که آخرین کلام الهی با آن مخالفت آشکار کرده است. لذا این شرایع با تحریف های موجود، از دین حنیف ابراهیمی منحرف شده اند، زیرا از توحید الهی عاری شده اند. “یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فی دینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ کَفى بِاللَّهِ وَکیلاً.” (نساء/۱۷۱) الا ای نصارا در آیین خویش / مبادا ز حق پا گذارید پیش چو گوئید از ایزد خویشتن / به حق برگشائید لب بر سخن در احوال عیسای والا مقام / مگویید چیزی به جز این کلام که عیسی رسولی ز یکتا خداست / فرستاده از جانب کبریاست کلام الهی است از رب جود / که بر مریم پاک آمد فرود بیارید ایمان به یکتا خدا / پذیرید در قلب خود انبیا نگردید قائل به تثلیث رب / که این کار شرک است اندر طلب از این قول شرک، ار بشویید دست / به هر دو سرا بهرتان بهترست خدایی به غیر از یگانه اله / نبود و نخواهد بود هیچ گاه بود پاک از این سخن کردگار / که فرزند باشد ورا در کنار هر آنچه بود در زمین و آسمان / همه هست مُلک خدای جهان نگهبان عالم خدای است و بس / که ایزد به جز او نبودست کس (امید مجد)
دیدگاه مولوی مولانا جلال الدین بلخی خراسانی عارف بزرگ جهان اسلام معتقد است؛ از آن رو که هیچ پیامبری به اندازه حضرت محمد(ص) کاشف اسرار حق نشد و باب معرفت را به روی بشریت نگشود؛ جامعیت و خاتمیت انبیای الهی از جانب خدای حکیم به نام او ضرب شده است. ختــم هایـــــی که انبیا بگـــــذاشتند / آن به دیـــــن احمــــــدی بــرداشتند قفـــــــل های ناگشــــــاده مانده بود / از کف اِنّـا فَتحنـــا بــرگشــــــــــود بهر این خاتم شدست او که به جـود / مثــل او نـه بـود و نـه خواهنــد بود چون که در صنعت بَرَد استاد دست / نه تو گویی ختم صنعت بر تو است در گشــــاد ختــــم ها تـو خاتمــــــی / در جهان روحبخشـــــان حاتمــــی هست اشـــــــارات محمد، المــــــراد / کل گشــاد انــدر گشاد انـدر گشـاد (مولوی، مثنوی، دفتر۶، ابیات ۱۶۵-۱۶۶، ۱۷۱-۱۷۴)
جمع بندی در یک زمان بیش از یک صراط مستقیم بسوی حضرت حق جل و جلاله نیست و پس از بعثت خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی(ص) صراط مستقیم فقط در تعالیم دین اسلام محمدی به نحو اتم و اکمل برای همه بشریت تا آخر الزمان به فرمان خدای همه رسولان مبارک الهی تجلی یافته است. سلام بر موسی کلام الله، سلام بر عیسی روح الله، سلام بر محمد مصطفی خاتم الانبیاء علیهم السلام و سلام بر صاحب الزمان ولی الله الاعظم حضرت حجت بن الحسن عسگری(عج). اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته و المستشهدین بین یدیه. آکادمی مطالعات ایرانی لندن ربیع الاول ۱۴۳۶/دیماه ۱۳۹۳
منابع ابن بزاز اردبیلی ، صفوة الصفا. جوادی آملی، عبدالله، فطرت در قرآن. سروش، عبدالکریم، صراط هاى مستقیم. صفوی، سید سلمان ، عرفان ثقلین. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان. نصر، سیدحسین، دین و نظام طبیعت. مولانا، جلال الدین محمد بلخى، مثنوى معنوى. محى الدین محمد ابن عربى، الفتوحات المکیه. هیک، جان، فلسفه دین.
مهلت ثبت نام در اولین دوره جشنواره سراسری قرآن و عترت سازمان جوانان هلال احمر، یادواره مرحوم آیتالله غیوری تا ۲۵ دیماه اعلام شد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، سازمان جوانان هلال احمر در راستای انس و الفت بیشتر کارکنان و اعضای این سازمان با معارف قرآن کریم، اقدام به برگزاری اولین دوره جشنواره قرآن و عترت ویژه اعضا و کارکنان خود کرده است. بر همین اساس این مسابقات در رشتههای قرائت تحقیق، قرائت ترتیل، حفظ آیات موضوعی قرآن، حفظ ۲۰ جزء، حفظ ۱۰ جزء، حفظ پنج جزء، حفظ دو جزء، مفاهیم قرآن، اذان، حفظ احادیث موضوعی و دلنوشته برگزار میشود. مهلت ثبت نام برای حضور در این مسابقات که در دو بخش بانوان و آقایان و در ردههای سنی ۱۹ تا ۲۸ سال برگزار میشود تا روز ۲۵ دیماه در نظر گرفته شده است. محل ثبت نام برای حضور در این مسابقات تمامی مراکز امور جوانان شعب هلال احمر سراسر کشور معرفی شده است، همچنین آخرین مهلت ارسال آثار در بخش دلنوشته ۲۰ اسفندماه در نظر گرفته شده است. مرحله استانی این مسابقات دی، بهمن و اسفندماه برگزار میشود و مرحله کشوری نیز در بهار سال ۱۳۹۴ خواهد بود.
این جشنواره یادواره مرحوم آیتالله غیوری، نماینده ولی فقیه در جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران نامیده شده است.
مفسر قرآن کریم با بیان اینکه هر نعمتی که خدا به انسان داده زکاتی دارد، تاکید کرد: هنر ماخوذ از عدل و عقل، ذخیره آخرت هنرمند است و زکات هنرش نیز ترویج دین از راه هنر است.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) آیتاللهالعظمی جوادی آملی ظهر امروز ۱۵ دی در مراسم افتتاحیه جشنواره نماز و نیایش، گفت: هنرمندان باید هم دین را هنرمندانه ارایه کنند و هم اینکه مردم از هنر شما، فیض دینی ببرند. وی افزود: هر نعمتی که خداوند به ما عطا میفرماید، باید در راه او صرف کرد؛ برخی از مسایل اکتسابی نیست و انسان گمان میبرد که خودش آن را کسب کرده است، در حالی که هر توفیقی که نصیب انسان شود، از خداست. آیتالله جوادی آملی، بیان کرد: نعمتهای کسبی ممکن است کسی را فریب دهد؛ یعنی اسلامی حرف بزند و قارونی فکر کند؛ عالمی که میگوید من ۴۰ سال درس خواندهام و به اینجا رسیدهام، قارونی حرف میزند. این مفسر قرآن بیان کرد: کمالات اکتسابی ممکن است او را فریب بدهد، ولی کمالات هنری از جمله خوش آهنگی و خوش ذوقی کسبی نیست؛ بنابراین برخی کمالها روشن است که به ما داده شده است و اینگونه از نعمتها مسئولیتی مضاعف را به بار میآورد و ائمه ما را به زکات امر کردهاند و این نعمتها باید با زکات همراه باشد، از این رو زکات جمال، عفاف است و زکات شجاعت، جهاد فی سبیل الله و زکات هنر، در این است که در راه دین صرف شود. آیتالله جوادی آملی عنوان کرد: انسان میتوانند با هنرش از دنیا برود اگر این هنر را در یک محفظهای بگذاریم که در آن عقل و عدل و دین است با ما به دنیای دیگر میرسد؛ پس ما میتوانیم کاری کنیم که هرچه داریم با خود ببریم و چرا بگذاریم برویم؟ در دو بخش قرآن کریم خداوند فرمود که عدهای هنگام مرگ آسیب میبینند این گروه افرادی هستند که همه چیز را در دنیا میدیدند و برای آخرت چیزی نبردند. این مرجع تقلید با بیان اینکه دین از ما میخواهد که این کمال را حفظ کنیم، اظهار کرد: دین با جمال و جلال آراسته است و نباید هنر ما بیجا صرف شود که نه خودش بماند و نه بتواند ما را حفظ کند. هنر متعالی هم خودش را حفظ میکند و هم ما را و این هنر به ما داده نشده است که از دست بدهیم، بلکه داده شده است که در دست داشته باشیم. جوادی آملی تصریح کرد: منطق الطیر عطار ساخته عطار بود، ولی این لطایفی که ایشان در قالب یک هنر الهی بیان میکند، در تاریخ مانده است و در اسلام همه چیز باید به زیبایی و لطافت و ظرافت بیان شود. این مفسر قرآن با بیان اینکه هنر امثال حافظ متنزل و الهی است، افزود: هنری که از بالا آمد دست انسان را گرفته و بالا میبرد، در تاریخ خبری از منوچهری و خاقانی نیست، ولی وقتی به حافظ و سعدی و عطار میرسیم، آنها ماندگار میشوند. این مفسر قرآن عنوان کرد: کاری که ارشاد انجام میدهد این است که زیبایی نماز را بیان کند، برخوردار کردن جوانان و هنرمندان از سعادت دنیا و آخرت است و اگر کسی لذت نماز را بچشد، دیگر لذتهای دیگر را نمیپسندد.
حجتالاسلام دولابی با بیان اینکه لازم است در تمام طول سال به مسئله وحدت توجه داشته باشیم، گفت: رسول خدا(ص) از ناراحتی مسلمانان به شدت ناراحت میشدند.
حجتالاسلام والمسلمین مجید قربانی دولابی، عضو هیئت علمی دانشگاه مذاهب اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، در رابطه با لزوم وحدت مسلمانان، گفت: قرآن کریم ما را دعوت به مجموعه اموری فرموده که آنها را ایمان خوانده و در رأس آنها ایمان به خدا و ایمان به رسول او است. وی افزود: رسول خدا(ص) در این ایام به دنیا آمدند و یکی از اصلیترین محورهای وحدت هستند. وحدت حول محور خدا، پیامبر، قبله و کتاب واحد و سایر مشترکاتی هست که همه مذاهب اسلامی بر آنها اتفاق دارند. یکی از اصلیترین چیزهایی که همه مذاهب اسلامی بر آن اتفاق دارند، ایمان به پیامبر(ص) و استفاده از سنت آن حضرت بهعنوان راه و راهنمای همیشگی و جاودانه انسانهاست. این مدرس دانشگاه ضمن اشاره به اینکه ایام میلاد پیامبر(ص) میتواند ایام بسیار مناسبی باشد تا در آن ایام یادی از وحدت امت اسلامی کنیم، اظهار کرد: اولین منادی وحدت امت اسلامی بعد از خداوند در قرآن، رسول و فرستاده اوست. آن حضرت تمام تلاششان را میکردند که میان امت اسلامی هیچگونه تفرقهای ایجاد نشود و امت اسلامی یکدست و به هم نزدیک باشند. وی در پاسخ به این سؤال که بهطور مشخص برای دستیابی به وحدت مطلوب چه کارهایی میتوان انجام داد، عنوان کرد: در تمام طول سال لازم است که به مسئله وحدت توجه داشته باشیم. از آنچه که باعث میشود وحدت مسلمانان کوچکترین ضربهای بخورد یا کوچکترین لطمهای بخورد خوداری کنیم. همگی یکدیگر را دعوت کنیم که به تعبیر آیه کریمه به ریسمان الهی چنگ بزنیم و متفرق نشویم. یاد بیاورند آن زمانی را که متفرق بودند و خداوند با لطف خودش، آنها را امت واحده قرار داد و میان آنها برادری، اخوت و دوستی و در دلهای آنها رحمت نسبت به یکدیگر قرار داد. حجتالاسلام دولابی ادامه داد: بنابراین ما نه فقط در این ایام بلکه در تمام ایام سال موظف هستیم که در راه وحدت و تقریب امت اسلامی گام برداریم؛ لکن این ایام بهصورت مشخص ایامی است که این استراتژی و سیاست امت اسلامی لازم است که بیشتر از همیشه تبیین شود تا در تمام طول سال جلوی چشم ما باشد و آن را الگوی همه کارهای خودمان قرار بدهیم. هر کاری که باعث میشود کوچکترین تفرقه و اختلافی ایجاد شود و هر گونه چیزی که باعث میشود اختلاف میان امت اسلامی ایجاد شود از آنها پرهیز کنیم و برعکس، هر چه که امت اسلامی را به هم نزدیک میکند باعث تقریب و وحدت میشود سعی کنیم آن را انشاءالله به انجام برسانیم. برای آن برنامهریزی کوتاه و بلندمدت داشته باشیم تا انشاءالله به آن امت واحده اسلامی بتوانیم در زمان مخصوصاً پیش از ظهور و علیالخصوص پس از ظهور آقا امام زمان(عج) دست پیدا کنیم. وی در رابطه با شخصیت پیامبر(ص) افزود: شخصیت پیامبر(ص) را خود خداوند متعال در قرآن اینگونه ستوده است: «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ؛ قطعا براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار استشما در رنج بیفتید به [هدایت] شما حریص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است»، (توبه/۱۲۸). کسی بهسوی شما آمد که از خود شما است برای شما غریبه نیست درد آشنا است بین خود شما بزرگ شده است، درد جوامع اسلامی و انسانی را درک میکند. هر آنچه که شما را به سختی بیندازد و ناراحت کند برای آن حضرت بسیار سخت، بسیار ناراحتکننده و بسیار اندوهبار است. بسیار مشتاق است که تک تک شما را هدایت کند. مخصوصاً نسبت به کسانی که مؤمن هستند رأفت و رحمت بیشماری دارد. این وصفی که خداوند متعال از پیامبر(ص) کرده، همچنین وصفی که در سوره مبارکه اعراف کرده که پیامبری بهسوی شما آمده که یاد خدا را در دلهای شما ایجاد میکند. آن زنجیرهای که جوامع انسانی خودشان برای خودشان ایجاد کرده بودند و مانع رشد و تعالی بشر شده بودند، آن قل و زنجیرهها را از بشر برمیدارد. این رسول را باید از زبان خدایی معرفی کنیم و بشناسیم که او را شناخته و تنها کسی که پیامبر(ص) را شناخته خود خداوند متعال است. این مدرس دانشگاه در ادامه بیان کرد: مطمئناً امثال ما اگر بخواهند آن حضرت را وصف کند یک وصف ناقصی میشود. همانطور که امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: اخلاق پیامبر(ص) همان قرآن بود. تمام وجود پیامبر را اگر ما بخواهیم ببینیم چه بود باید قرآن را مطالعه کنیم. وی با اشاره به سیره پیامبر(ص) در بحث وحدت، عنوان کرد: یکی این ویژگی است که رسول خدا(ص) از اینکه مسلمانی آزار ببیند به شدت ناراحت میشدند. اصلاً راضی نبودند که کوچکترین ضرر، زیان و صدمهای به یک مسلمان وارد بشود؛ در حالی که متأسفانه امروز میبینیم که در دنیای اسلام خیلی راحت خون مسلمانان ریخته میشود به این عنوان که کافر هستند؛ در حالی که خداوند متعال در قرآن میفرماید: «لاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا؛ به کسى که نزد شما [اظهار] اسلام مىکند مگویید تو مؤمن نیستى»، (نساء/۹۴). اگر کسی خود را مسلمان بداند حق تکفیر کردن او را ندارید. این مدرس دانشگاه گفت: در جاهایی ممکن است کسی مبانی اسلام را زیر سؤال ببرد و مبانی اسلام را نمیپذیرد، اما در ظاهر ابراز اسلام میکند؛ معلوم است که این کافر است. اما کسی که شهادتین میگوید و رو به قبله نماز میخواند و عبادات اسلامی را آن طور که باید و شاید انجام میدهد، ما به هیچ وجه حق کافر خواندن او را نداریم. متأسفانه در بعضی از فکرها و در بعضی از این اندیشههای انحرافی این قضیه متأسفانه رونق پیدا کرده که مسلمانان دیگر را کافر میدانند و به این وسیله خون آنها را مباح میداند. اموال آنها را مباح میدانند و نتایجی را به بار میآورند که الان متأسفانه اسلام را دارند در دید مردم دنیا بسیار بد جلوه میدهند.
حضرت آیتالله خامنهای در پیامی ضمن تسلیت درگذشت آیتالله انصاری شیرازی اظهار کردند: عمر با برکت آن حکیم و عارف الهی یکسره با پارسائی و در خدمت علم و ترویج معارف سپری شد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنهای در پیامی درگذشت عالم ربانی، آیتالله انصاری شیرازی را تسلیت گفتند.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
رحلت عالم ربانی مرحوم آیتالله آقای حاج شیخ یحیی انصاری شیرازی رحمةالله علیه را به بازماندگان محترم و شاگردان و ارادتمندان این حکیم و عارف الهی تسلیت عرض میکنم.
عمر با برکت آن مرحوم یکسره با پارسائی و پرهیزگاری سپری شد و در خدمت علم و ترویج معارف الهی به کار رفت. طهارت قلب و سلامت نفس او مشهود همه کسانی بود که وی را از نزدیک میشناختند.
از خداوند متعال رحمت و مغفرتش را برای روح آن مرحوم مسئلت میکنم.
سیّد علی خامنهای ۱۵/ دی/ ۱۳۹۳
دومین جلسه کمیته قرآن ستاد بزرگداشت دهه فجر انقلاب اسلامی در سازمان دارالقرآن الکریم برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) دومین جلسه کمیته قرآن ستاد بزرگداشت دهه فجر انقلاب اسلامی، صبح دوشنبه ۱۵ دیماه در سازمان دارالقرآن الکریم برگزار میشود.
براساس این گزارش، در این جلسه که با حضور مهدی قرهشیخلو، مسئول کمیته قرآن ستاد بزرگداشت دهه فجر و رئیس سازمان دارالقرآن الکریم و همچنین معاونان این سازمان همراه خواهد بود، مسئولان و نمایندگان دستگاههای عضو کمیته نیز حضور داشته و به بحث و تبادل نظر پیرامون برنامههای اجرایی کمیته قرآن در ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی میپردازند.
بنابراین گزارش، در دومین جلسه کمیته قرآن، مسئولان و نمایندگانی از شورای توسعه فرهنگ قرآنی، سازمان فعالیتهای قرآنی دانشگاهیان کشور و خبرگزاری ایکنا، سازمان اوقاف و امور خیریه، بنیاد شهید و امور ایثارگران، شبکه قرآن و معارف سیما، رادیو قرآن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت ورزش و جوانان، وزارت آموزش و پرورش، شورای عالی قرآن و… حضور خواهند داشت.
نخستین جلسه کمیته قرآن ستاد دهه فجر انقلاب اسلامی، سهشنبه، ۲۵ آذرماه در سالن جلسات سازمان دارالقرآن برگزار شد که در این جلسه هر یک از نمایندگان دستگاههای عضو کمیته قرآن به اعلام برنامههای قرآنی خود همزمان با ایامالله دهه فجر پرداخته و پیشنهادات خود را برای رشد کمی و کیفی فعالیتهای این کمیته در دهه فجر اعلام کردند.
یادآور میشود، ایجاد فضای قرآنی در جامعه همزمان با ایامالله دهه فجر، رویکرد همهجانبه به قرآن به عنوان کتاب انقلاب اسلامی، پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی از رهگذر نهادینه کردن فعالیتهای قرآنی در جامعه و بهرهگیری از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل کشور در اجرای طرحها و برنامههای قرآنی از جمله اهدافی است که در کمیته قرآن ستاد دهه فجر انقلاب اسلامی دنبال میشود.














