چاپ کردن این صفحه

خطبه نود، بخش سوم

 

هُوَ الَّذِی اشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ عَلَى أَعْدَائِهِ فِی سَعَةِ رَحْمَتِهِ، وَ اتَّسَعَتْ رَحْمَتُهُ لاَِوْلِیَائِهِ فِی شِدَّةِ نِقْمَتِهِ، قَاهِرُ مَنْ عَازَّهُ، وَ مُدَمِّرُ مَنْ شَاقَّهُ، وَ مُذِلُّ مَنْ نَاوَاهُ، وَ غَالِبُ مَنْ عَادَاهُ. مَنْ تَوَکَّلَ عَلَیْهِ کَفَاهُ، وَ مَنْ سَأَلَهُ أَعْطَاهُ، وَ مَنْ أَقْرَضَهُ قَضَاهُ، وَ مَنْ شَکَرَهُ جَزَاهُ.

او کسى است که عقابش بر دشمنانش شديد است، در عين اينکه رحمت او نيز گسترده است; و رحمتش دوستانش را فراگرفته، در عين حال که کيفرش (نسبت به دشمنانش) شديد است; هر کس قصد همتايى او کند، مغلوبش مى سازد و هر کس به منازعه با او برخيزد، هلاکش مى کند و آن کس که از درِ مخالفت درآيد، خوارش مى کند و هر کس به دشمنى او قيام کند، مغلوبش مى سازد. آن کس که بر او توکّل کند، مشکلاتش را کفايت مى کند و هر کس از او چيزى بخواهد به او عطا مى نمايد و آن کس که به او قرض دهد (در راهش انفاق کند) به او باز مى گرداند و آن کس که شکر نعمتش را بجا آورد، پاداشش مى دهد.

 

شرح و تفسیر

هیچ کس همتاى او نیست!

در این بخش از خطبه، امام(علیه السلام) به قدرت عظیم پروردگار و شدّت مجازات هاى او، در عین رحمتش اشاره کرده و ضمن شش جمله کوتاه و پرمعنا این حقیقت را شرح مى دهد. نخست مى فرماید: «او کسى است که کیفرش بر دشمنانش شدید است، در عین این که رحمت او نیز گسترده است (در جاى خود مجازات سنگین و در جاى خود رحمت واسعه دارد).» (هُوَ الَّذِی اشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ عَلَى أَعْدَائِهِ فِی سَعَةِ رَحْمَتِهِ).

در دومین جمله مى فرماید: «و گستره رحمتش دوستانش را فراگرفته، در عین اینکه کیفرش (نسبت به دشمنان) شدید است». (وَ اتَّسَعَتْ رَحْمَتُهُ لاَِوْلِیَائِهِ فِی شِدَّةِ نِقْمَتِهِ).

این دو جمله به یک حقیقت از دو زاویه نگاه مى کند و آن اینکه: رحمت واسعه الهى، مانع شدّت کیفر او نیست، همان گونه که کیفر شدید او مانع رحمت واسعه اش نمى باشد. و در واقع مسأله «خوف» و «رجاء» که عامل اصلى حرکت به سوى کمالات است، به عالى ترین صورتى در این دو عبارت ترسیم شده است; تا بندگان، یک چشم به رحمتش بدوزند و با چشم دیگر، مراقب مجازاتش باشند; نه غافل شوند و نه مأیوس، بلکه با بال و پر «خوف» و «رجاء» به سوى او به پرواز درآیند.

در توصیف هاى بعد مى فرماید: «هر کس قصد همتایى او کند، مغلوبش مى سازد.» (قَاهِرُ مَنْ عَازَّهُ).(1)

«و هر کس که به منازعه با او برخیزد، هلاکش مى کند.» (وَ مُدَمِّرُ(2)(3)). مَنْ شَاقَّهُ

«و آن کس که از درِ مخالفت درآید، خوارش مى کند» (وَ مُذِلُّ مَنْ نَاوَاهُ).(4)

«و هر کس به دشمنى او قیام کند، مغلوبش مى سازد.»(وَ غَالِبُ مَنْ عَادَاهُ).

در این اوصاف چهارگانه، به حاکمیّت مطلقه خداوند بر جهان هستى اشاره شده; خداوندى که رحمت واسعه اش در جمله هاى قبل دوبار تکرار شد. ولى رحمت واسعه او، دلیل بر این نیست که زورگویان و قدرتمندان و ظالمان بتوانند در برابر اراده او کمترین مقاومتى داشته باشند و اگر گاه به آنها مهلت مى دهد، علّت هایى دارد; از قبیل: «آزمایش آنها و بندگان، و یا مجازات بعضى از ظالمان به وسیله بعض دیگر». این تعبیرات نیز برگرفته از آیات قرآن مجید است و نشان مى دهد که همه جا امام(علیه السلام)در سایه آیات قرآن سیر مى کند.

در داستان فرعون مى خوانیم: «فَقَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الاَْعْلَى* فَأَخَذَهُ اللّهُ نَکَالَ الاْخِرَةِ وَ الاُْولَى; فرعون گفت: من پروردگار برتر شما هستم! از این رو خداوند او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار ساخت».(5)

آنگاه بعد از ذکر این اوصاف شش گانه، چنین نتیجه گیرى مى فرماید: «آن کس که بر او توکّل کند، خداوند مشکلاتش را کفایت مى کند و هر کس از او چیزى بخواهد به او عطا مى نماید. آن کس که به او قرض دهد، (در راهش انفاق کند) به او بازمى گرداند، و آن کس که شکر نعمتش را بجا آورد، پاداشش مى دهد.» (مَنْ تَوَکَّلَ عَلَیْهِ کَفَاهُ، وَ مَنْ سَأَلَهُ أَعْطَاهُ، وَ مَنْ أَقْرَضَهُ قَضَاهُ، وَ مَنْ شَکَرَهُ جَزَاهُ).

این نتایج چهارگانه از اوصاف پیشین، در واقع به خاطر آن است که کسى که داراى برترین قدرت ها است و صاحب رحمت واسعه و گسترده است، باید پناهگاه متوکّلان و عطاکننده سائلان و پاداش دهنده انفاق کنندگان و شکرگزاران باشد.

بنابراین، آن کس که محروم از رحمت و عطا و جزاى او شود، در حقیقت خودش کوتاهى کرده: به درِ خانه او نرفته، به او قرض نداده، یا شکر نعمت هایش را به جا نیاورده است.

تعبیر به «قَرْض» در مورد انفاق بر مستمندان، یا به خاطر آن است که خداوند کفیل آنها است و هر کس چیزى به آنها بدهد گویى به خدا داده و یا به خاطر این است که نهایت لطف خود را در تعبیر نشان دهد، تا مایه تشویق همگان گردد; زیرا تعبیرى از این بالاتر نمى شود که خداوندِ بخشنده تمام نعمت ها، خدایى که خزائن آسمانها و زمین در دست قدرت او است، به انسانِ سرتا پا نیاز بگوید: «از آنچه دارى به من قرض ده! و در راه من انفاق کن! و من دهها و گاه صدها و گاه هزاران برابر، به تو مى دهم و این ربا و فزونى در میان من و تو، مشکلى ایجاد نمى کند!»

این بیانات زیباى امام(علیه السلام) همچنان مملوّ از محتواى آیات قرآن است. قرآن مى فرماید: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ; آن کس که بر خدا توکّل کند، خدا کفایت امرش را مى کند».(6)

و نیز مى فرماید: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضَاً حَسَنَاً فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً کَثِیرَةً; کیست که به خدا «قرض الحسنه اى» دهد (و از اموالى که خدا به او بخشیده انفاق کند) تا آن را براى او چندین برابر کند؟»(7).

و همچنین مى فرماید: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزِیدَنَّکُمْ; اگر شکر نعمتم را بجا آورید، بر شما افزون مى کنم».(8)

* * *

1. «عازّ» از مادّه «معازّه» و از ريشه «عزّت» به معناى غلبه گرفته شده است و «عزيز» به کسى مى گويند که بر دشمنان چيره شود و منظور از اين واژه در خطبه بالا اين است که: «اگر کسى درصدد اين برآيد که بر اراده خدا غلبه کند...».
2. «دَمَّرَ» از ماده «تدمير» به معناى هلاک کردن است و ريشه اصلى آن «دمار» به معناى هلاک است.
3. «شاقّ» از مادّه «مشاقـّه» به معناى مخالفت و دشمنى است و از ريشه «شِقاق» به معناى شکاف گرفته شده; و از آنجا که دشمن هميشه در طرف مقابل قرار مى گيرد و خود را جدا مى سازد به عمل او «شقاق» گفته مى شود.
4. «ناوا» از ريشه «نوء» (بر وزن نوع) به معناى قيام کردن و برخاستن با زحمت است و در خطبه بالا اشاره به کسانى است که با زحمت، به مقابله با اراده پروردگار برمى خيزند و خداوند آنها را ذليل مى کند. 
5. سوره نازعات، آيه 24-25.
6. سوره طلاق، آيه 3.
7. سوره بقره، آيه 245.
8. سوره ابراهيم، آيه 7.

موارد مرتبط