إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ (بخش چهارم)
تنها تو را ميپرستيم و تنها از تو ياري ميجوييم.
خداوند؛ يگانه ذات شايستۀ پرستش
نکتۀ ادبي ديگري که در اين آيه وجود دارد، آن است که مطابق دستور زبان فارسي، فعل در آخر جمله قرار مىگيرد و فاعل معمولاً در آغاز كلام مينشيند و نقش نهادى دارد. نهاد هم چه فاعلى باشد و چه غير فاعلى، جايگاهش آغاز جمله است و نوعاً پس از فاعل نيز مفعول ميآيد؛ مثلاً در جملۀ «على كتاب را خواند»، «على» فاعل، «كتاب» مفعول و «خواند» فعل جمله است. اما در كلام عرب معمولاً فعل، جزء اول جمله است و پس از آن فاعل و مفعول ميآيد؛ مثلاً گفته ميشود: «قَرَأَ عَلىٌّ الكِتابَ». طبيعى است اگر در اين ساختار تغييرى داده شود، معناي جمله نيز دگرگون ميشود. با توجه به اين مطلب، شكل اصلى جمله در اين آيه بايد چنين باشد: «نَعْبُدُكَ» يا «نَعْبُدُ اِيّاكَ»؛ اما برخلاف ساختار معمول، مفعول بر فعل و فاعل مقدّم شده است که اين تقديم، حامل پيام خاصي است.
در كلام عرب از مقدّم بودن مفعول در جمله، انحصار و تأکيد در عبوديت استفاده ميشود و اين بدان معناست که: «خدايا، فقط تو را ميپرستيم و بس». كلمۀ «فقط» نيز كه نشانه و نماد انحصار است و در ترجمۀ فارسي اين آيه به کار ميرود، دستاورد همين تغيير ساختار جمله است. اما دليل اين حصر و انحصار چيست و چرا عبادت منحصر در ذات يگانۀ پروردگار شده است؟
آيات قبل به روشني به اين سؤال پاسخ ميدهند. در آيۀ اول بيان شد که تمام حمدها به خداوند تعلّق دارد و او پروردگارِ تمام عالَمهاست و مالك همۀ وجود و هستى؛ بنابراين، هنگامي که تربيت، مالكيت، الوهيت و خالقيت از آنِ خداوند است، عبادت و پرستش نيز به او اختصاص دارد و کاملاً عقلاني است که جز خداى سبحان كسى شايستگي عبادت ندارد؛ پس با تمام وجود بايد گفت: «اِیّاكَ نَعْبُدُ» (تنها تو را ميپرستيم).
خداوند متعال با «اِیّاكَ نَعْبُدُ» به ما يادآوري ميکند كه انگيزۀ عبادت، خودِ اوست و نه چيز ديگر. هر آنچه هست، اوست و بس.
اما دليل ديگر براي اين تقدّم، به خلوص در عبادت بازميگردد که در ادامه بيان خواهد شد.
منبع : بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، استاد و مفسّر دکتر محمد علی انصاری