ارتباط مالكيت و تربيت
همان طور که بيان شد، در واژۀ «رب»، دو مفهوم «اصلاح» و «مالکيت» نهفته است. حال بايد ديد چه ارتباطي بين اين دو مفهوم وجود دارد؟
تجربۀ اجتماعي بشر نشان داده است كه هرگاه كاري به دست مالكِ آن محقق شود، موفقتر و پرثمرتر از كاري است كه به دست ديگران صورت گيرد. دليل اين مسئله آن است كه مالك، دلسوزيِ فزونتري به سرمايۀ خويش دارد و با صبر و دقت بيشتري آن را به پايان ميرساند. مسئلۀ تربيت نيز اينگونه است؛ يعني تربيتي به سرانجام خواهد رسيد كه با دلسوزي و مهرورزي قرين باشد؛ به عبارتی اگر اين امر را مالك انجام دهد، بهتر به نتيجه خواهد رسيد. براي مثال، زحمات معلم در تربيت شاگرد را نميتوان با كوششهاي پدرِ عالم و آگاه مقايسه کرد. پدري كه از مسائل تعليم و تربيت آگاهي داشته باشد، دهها مرتبه مفيدتر و مؤثرتر از معلم عمل ميكند؛ زيرا او فرزندش را متعلّق به خود ميداند. معلم ممكن است در تربيت شاگرد به خستگي و ملال دچار شود و به اصطلاح، كاسۀ صبرش لبريز گردد؛ اما پدر و مادرِ مهربان در ميدان تربيتِ فرزندان، خستگيناپذيرند و به هر شكلي با آنان سازگاري و همراهي ميورزند که اين برخاسته از همان احساسِ وابستگيِ مالكانهاي است كه ايشان به فرزندانشان دارند. بنابراين هرگاه مقام تربيت با مالكيت همراه شود، آثار مثبت و نتايج ارزندهتري به بار ميآورد.
بر اين اساس، «ربّ» به معناي مالكِ مدبّر و تربيتكنندۀ دلسوزي است كه در تدبير و تربيت خويش، احاطه و دلسوزي لازم را دارد. بنابراين، به هر مالكي «ربّ» گفته نميشود؛ مثلاً به كودك ششماههاي كه وارث سرمايۀ هنگفت پدر شده است، «ربّ» نميگويند؛ زيرا اگرچه داراي مالكيت است، قدرت پرورش و تدبير و اصلاح مِلك خود را ندارد. «ربّ» مالك دلسوزي است كه داراي مقام تربيت و تدبير است. خداوند نيز بدين سبب «ربّ» ناميده شده كه مالكِ مدبّر و مربي دلسوز مخلوقات خويش است، پس خاضعانه بايد گفت: (اَلْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ).
منبع : بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، استاد و مفسّر دکتر محمد علی انصاری