معنای «ب» در «بِسْمِ اللهِ»
اولین جزء جملۀ «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِِ الرَّحِیمِ» حرف «ب» است که بر سرِ اسم وارد شده است. ممکن است این حرف بهمعناى استعانت باشد؛ یعنی با استعانت به اسمِ «الله» كار را آغاز میكنیم. این استعانت برای مخاطبان قرآن است؛ با استعانت از خداوند متعال و صاحب وحى به كوى قرآن پاى میگذاریم تا از كلام او نهایت بهره را ببریم؛ از خرمن قرآن خوشه و توشه حاصل میكنیم تا از اشتباه و خطا دور باشیم و مصداق کسانی نباشیم كه:
«رُبَّ تَالِ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ یَلْعَنُهُ».
چه بسا افرادى كه تلاوت قرآن میكنند و قرآن ایشان را لعنت میفرستد.
اما سؤالى مطرح میشود كه چرا ما به «اسم» خداوند «بِسْمِ الله» استعانت میجوییم؟ چرا از اسمِ «الله» یارى میطلبیم و به خودِ «الله» مستمسك نمیشویم و مثلاً نمیگوییم «بالله»؟ پاسخهای مختلفی به این پرسش داده شده است، مهمترین پاسخ این است که واژۀ اسم در «بِسْمِ الله» بهمعنای اسماء و صفات الهی است که مجرای ارتباط با حضرت حق و شناخت او محسوب میشوند.
در روایتی از حضرت رضا(ع) در تفسیر «بِسْمِ الله» سؤال شد که ایشان فرمود:
«مَعْنَى قَوْلِ الْقَائِلِ بِسْمِ اللهِ أَیْ اَسِمُ عَلَی نَفْسِی بِسِمَۀٍ مِنْ سِمَاتِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ هِیَ الْعُبُودِیَّۀُ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ مَا السِّمَۀُ قَالَ الْعَلَامَۀُ».
هنگامیکه گویندهای «بِسْمِ اللهِ» میگوید، بدین معناست که من داغی از داغهای (نشانههای) پروردگارم را بر جان [و وجود] خویش میزنم [تا مملوك او باشم و ثابت شود به حضرت او و مِلك او تعلّق دارم] و آن [داغ] همان عبودیت است. [راوی] میگوید: پرسیدم: داغ یعنی چه؟ فرمود: نشانه.
به بیان شاعر:
دلم را داغ عشقى بر جبین نِه
زبانم را بیانى آتشین ده
منبع : بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، استاد و مفسّر دکتر محمد علی انصاری