• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

فروغ قرآن در نگاه امام چهارم

 

قرآن نمونه کامل آمیختگی اعجاز تکوین و تشریع است . کتابی

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه جاثیه، بخش اول، حجت الاسلام

شرح آیات 1 لغایت 23 سوره مبارکه جاثیه

جلسه 1

جلسه 2

جلسه

بیشتر...

تقسیم ارزاق بین جامعه، آیت الله مکارم شیرازی،

دریافت فایل
زمان: 53 دقیقه
بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه فرقان، بخش دوم، حجت الاسلام

شرح آیات 14 لغایت 23 سوره مبارکه فرقان

جلسه 1

جلسه 2

بیشتر...

انبيا

انبيا جمع «نبى» است و كلمه نبى بنابر يك احتمال از ريشه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
5231
84236
152819798
اوقات شرعی

خطبه صد و دو، بخش دوم

 

فِتَنٌ کَقِطَعِ الْلَّیْلِ الْمُظْلِمِ، لاَ تَقُومَ لَهَا قَائِمَةٌ، وَ لاَ تُرَدُّ لَهَا رَایَةٌ، تَأْتِیکُمْ مَزْمُومَةً مَرْحُولَةً: یَحْفِزُهَا قَائِدُهَا، وَ یَجْهَدُهَا رَاکِبُهَا، أَهْلُهَا قَوْمٌ شَدِیدٌ کَلَبُهُمْ، قَلِیلٌ سَلَبُهُمْ، یُجَاهِدُهُمْ فِی سَبِیلِ اللهِ قَوْمٌ أَذِلَّةٌ عِنْدَ الْمُتَکَبِّرِینَ، فِی الأَرْضِ مَجْهُولُونَ، وَ فِی السَّماءِ مَعْرُوفُونَ. فَوَیْلٌ لَکِ یَا بَصْرَةُ عِنْدَ ذلِکَ، مِنْ جَیْش مِنْ نِقَمِ الله! لاَ رَهَجَ لَهُ، وَ لاَ حَسَّ، وَ سَیُبْتَلَى أَهْلُکِ بِالْمَوتِ الأَحْمَرِ، وَ الْجُوعِ الأَغْبَرِ).

(در آينده) فتنه هايى خواهد بود، همچون پاره هاى شب تاريک که هيچ کس نمى تواند در برابر آن بايستد، و هيچ پرچمى از پرچمهاى آن به عقب رانده نمى شود (و شکست دامان آنها را نمى گيرد;) همچون شترى مهار شده، و جهاز نهاده - که زمام دارش آن را مى کشد، و سوارش به سرعت آن را مى راند - به سوى شما مى آيد; اين فتنه گران، جمعيّتى هستند که ضربه آنها بسيار شديد ولى تلفات خود آنها بسيار کم است. (سرانجام) گروهى (در برابر آنها به پا مى خيرند و) در راه خدا با آنها نبرد مى کنند (و فتنه گران را در هم مى شکنند). آنها جمعيّتى هستند که نزد متکبّران و گردنکشان خوارند. در زمين گم نامند، و در آسمان معروفند.
در آن هنگام، واى بر تو اى بصره! از لشکرى که به عنوان کيفر الهى بدون گردوغبار و بى سرو صدا به تو حملهور مى شوند و به زودى ساکنانت به مرگ سرخ، و گرسنگى شديدى که رنگ چهره آنها را دگرگون مى سازد، مبتلا خواهند شد
.

 

شرح و تفسیر

به هوش باشید، فتنه ها در پیش است!

در این بخش از خطبه، باز امام(علیه السلام) به پیشگویى دقیق دیگرى پیرامون یکى دیگر از فتنه هایى که در انتظار مردم عراق است و کانون آن به خصوص بصره مى باشد، اشاره مى کند، شاید مردم با شنیدن آن، آمادگى دفاع بیشترى پیدا کنند و ضایعات و تلفاتشان در این فتنه کم شود و نیز از کیفر الهى که گاه به صورت فتنه ها ظاهر مى شود، بترسند و راه راست را در پیش گیرند. مى فرماید: «فتنه هایى است همچون پاره هاى شبِ تاریک، که هیچ کس نمى تواند در برابر آن بایستد و هیچ پرچمى از پرچم هاى آن به عقب رانده نمى شود (و شکست، دامن آنها را نمى گیرد)» (فِتَنٌ کَقِطَعِ(1)). الْلَّیْلِ الْمُظْلِمِ، لاَ تَقُومَ لَهَا قَائِمَةٌ، وَ لاَ تُرَدُّ لَهَا رَایَةٌ

اشاره به اینکه، گردانندگان این فتنه بسیار قوى و زورمندند و حساب شده وارد میدان مى شوند و فضاى جامعه را تیره و تار مى سازند.

در تکمیل این معنا مى افزاید: «این فتنه ها به سوى شما مى آید، همچون شترى مهار شده و جهاز بر پشت نهاده که زمام دارش آن را مى کشاند و سوارش به سرعت آن را مى راند». (تَأْتِیکُمْ مَزْمُومَةً(2)). مَرْحُولَةً(3): یَحْفِزُهَا(4) قَائِدُهَا، وَ یَجْهَدُهَا رَاکِبُهَا

امام(علیه السلام) براى نشان دادن آمادگى فتنه گران از هر نظر، فتنه آنان را به شترى تشبیه مى کند که افسار بر دهان و جهاز بر پشت دارد و کاملا تسلیم کسى است که سوار بر آن است و به تعبیر دیگر: همه چیز، براى پیشرفت فتنه گرى هاى آنها آماده است.

تا آن حد که «این فتنه گران، جمعیّتى هستند که ضربه آنها بسیار شدید و تلفات آنان کم است». (أَهْلُهَا قَوْمٌ شَدِیدٌ کَلَبُهُمْ(5)(6)).، قَلِیلٌ سَلَبُهُمْ

این از ویژگى هاى کسانى است که حساب شده و با تدارکى کامل وارد میدان مى شوند، که در ادامه سخن با توجّه به تواریخ موجود، این گروه را خواهیم شناخت و خواهیم دید اوصافى که در بالا آمده، بر آنها به خوبى تطبیق مى کند.

سپس امام(علیه السلام) به نکته مهمّى اشاره مى فرماید که این فتنه، زیاد دوام پیدا نمى کند، بلکه خداوند فتنه گران را به دست جمعى از اولیاى مجاهدش درهم مى پیچد، مى فرماید: «گروهى (در برابر آنها به پا مى خیزند و) در راه خدا با آنها نبرد مى کنند (و فتنه گران را درهم مى شکنند;) آنها جمعیّتى هستند که نزد متکبّران و گردن کشان خوارند، در زمین گمنامند، و در آسمانها معروف!». (یُجَاهِدُهُمْ فِی سَبِیلِ اللهِ قَوْمٌ أَذِلَّةٌ عِنْدَ الْمُتَکَبِّرِینَ، فِی الأَرْضِ مَجْهُولُونَ، وَ فِی السَّماءِ مَعْرُوفُونَ).

اشاره به اینکه گروهى از اولیاء الله که مقام والایى در پیشگاه خدا دارند و در زمینه جهاد فى سبیل الله، قوىّ و پیشتازند، آتش این فتنه را خاموش مى کنند. آنها کسانى هستند که به خاطر عدم تظاهر و یا ریاکارى و بى اعتنایى به دنیا، نزد گردنکشان، مقام و منزلتى ندارند و در میان مردم، گمنامند; امّا فرشتگان آسمان - که از باطن این جهان باخبرند - آنها را به خوبى مى شناسند!

در اینکه آن قوم فتنه گر که امام(علیه السلام) از ظهور و فجایع آن ها خبر مى دهد، کیستند و مجاهدانى که در برابر آنها برخاستند و بعد از مدّتى فتنه را خاموش کردند چه کسانى بودند؟ در میان مفسّران نهج البلاغه گفتگوى زیادى است.

جمعى آن قوم فتنه گر را طرفداران مردى به نام «صاحب الزنج» مى دانند که نام اصلى اش «علىّ بن محمّد» بود و خود را منتسب به خاندان پیامبر مى کرد (هر چند انتساب او کاملا مشکوک است) و گروهى از بردگان سیاه پوست را دور خود جمع کرد و به همین دلیل، لقب، «صاحب الزنج» به او دادند (صاحب بردگان سیاه پوست). وى در نیمه قرن سوم به پا خاست و در اطراف بصره، آشوب و فتنه عظیمى بر پا نمود و بعد از 12 سال، حکومت بر آن منطقه، به دست جمعى از مجاهدان کشته شد.

بعضى دیگر آن را اشاره به فتنه «مغول» مى دانند که نه تنها سرزمین عراق، بلکه بخش هاى عظیم جهان اسلام را زیر پوشش خود قرار دادند و بعد از مدّت طولانى، فتنه آنها به وسیله جنگجویان اسلام خاموش شد.

گروهى آن را به حوادث «آخر الزّمان» تفسیر کرده اند که فتنه گرانى به پا مى خیزند، نه تنها سرزمین عراق، که مناطق وسیعى را زیر ضربات شدیدترین فتنه ها قرار مى دهند و سرانجام به دست سپاهیان مهدى(علیه السلام) که از مجاهدین فى سبیل الله اند، از میان مى روند.

با توجّه به اینکه بسیارى از مفسّران نهج البلاغه این خطبه را بخشى از خطبه 128 مى دانند، ترجیح مى دهیم که بحث بیشتر در این زمینه را به شرح آن خطبه واگذار کنیم و هر دو را یکجا بحث نماییم.

سپس در قسمت اخیر این خطبه، امام(علیه السلام) شهر بصره را مخاطب قرار داده، پیشگویى خاصّى در خصوص این شهر مى کند. مى فرماید: «در آن هنگام واى بر تو اى بصره! از لشکرى که به عنوان کیفر الهى بدون گردو غبار و بى سروصدا به تو حملهور مى شود، و به زودى ساکنانت به مرگ سرخ و گرسنگى شدیدى که رنگ چهره آنها را دگرگون مى سازد، مبتلا خواهند شد!». (فَوَیْلٌ لَکِ یَا بَصْرَةُ عِنْدَ ذلِکَ، مِنْ جَیْش مِنْ نِقَمِ الله! لاَ رَهَجَ(7)الأَغْبَرِ(9)). لَهُ، وَ لاَ حَسَّ(8)، وَ سَیُبْتَلَى أَهْلُکِ بِالْمَوتِ الأَحْمَرِ، وَ الْجُوعِ

تعبیر به «عِنْدَ ذلِکَ; در آن زمان» نشان مى دهد که حادثه بصره، حادثه جداگانه اى نیست; بلکه بصره یکى از کانون هاى آن فتنه عظیم است که مردمش زیر ضربات آن فتنه، به شدیدترین وجهى مجازات مى شوند.

تعبیر به «نِقَمِ اللهِ» نشان مى دهد که این فتنه وحشتناک، کیفر اعمال آنها است.

تعبیر به «لاَرَهَجَ لَهُ وَ لاَحِسَّ» اشاره به آمادگى کامل لشکر مهاجم است که با شیوه حساب شده، بى سروصداو به طور ناگهانى به شهر حملهور مى شوند، تا کسى مجال مقاومت در برابر آنها نداشته باشد!.

تعبیر به «أَلْمَوْتُ الأَحْمَرِ» (مرگ سرخ) اشاره به کشتار وسیعى است که در بصره واقع مى شود. در تاریخ «صاحب زنج» نوشته اند: هنگامى که وارد بصره شد سیصد هزار نفر از مردم آنجا را از دم شمشیر گذراند(10).

و تعبیر به «أَلْجُوعُ الأَغْبَر» (گرسنگى غبارآلود) اشاره به قحطى شدیدى است که بر اثر جنگ ها و ناامنى، یا بر اثر خشکسالى دامان آنها را گرفت و رنگ چهره آنان را دگرگون ساخت.

به گفته بعضى از مورّخان آن قدر کار بر آنها سخت شد که حیواناتى همچون سگ و گربه و موش را کشتند و خوردند و گاهى مرده انسانها را مى خورند.(11)

بعضى از «مفسّران نهج البلاغه» تفسیرهاى دیگرى براى «أَلْمَوْتُ الأَحْمَرِ» و «أَلْجُوعُ الأَغْبَرِ» مانند تفسیر به «طاعون» و «وبا» و «غرق شدن به خاطر سیلاب» و «هجوم امواج دریا» نموده اند که مناسب به نظر نمى رسد.

1. «قطع» جمع «قطعه» است و اين تعبير در مورد شبهاى تاريک شايد به اين معنا است که بعضى از بخش هاى شب مانند نيمه شب، يا زمانى که ماه در آسمان نيست، فضا تاريک تر است و بعضى آن را به معناى قسمت عمده شب تفسير کرده اند. 
2. «مزمومه» از مادّه «زمام» به معناى حيوانى است که به آن مهار زده باشند و تحت کنترل باشد.
3. «مرحوله» از مادّه «رَحْل» به معناى جهاز شتر يا وسائل سفر است و در اينجا«مرحوله» به معناى شتر آماده و مهيّا است و کنايه از اين است که فتنه گران با تمام امکانات به پا مى خيزند. 
4. «يحفز» از مادّه «حفز» (بر وزن حبس) به معناى تحريک کردن و برانگيختن و هول دادن است. 
5. «کَلَب» (بر وزن طلب) به معناى اذيّت و آزار است. 
6. «سَلَب» (بر وزن طلب) در اين گونه موارد به معناى لباسى است که در ميدان جنگ، قاتل از مقتول بر مى دارد و در عبارت بالا کنايه از اين است که تلفات فتنه گران بسيار کم است. 
7.«رهج» به معناى غبار است و دراين جا کنايه از اين است که لشکر مهاجم، بى سروصدا و به طور غافلگيرانه وارد شهر مى شود. 
8. «حسّ» به معناى صداهاى درهم آميخته است. 
9. «أغبر» به معناى غبار آلود است و «أَلْجُوعُ الأَغْبَرِ» کنايه از قحطى شديد است; چرا که در زمان قحطى مردم چنان گرسنه مى شوند که رنگ از صورت آنها مى پرد، که گويى چهره آنها را غبار گرفته است. 
10. مروج الذهب، جلد 4، صفحه 119. 
11. مروج الذهب، جلد 4، صفحه 119.

aparat aparat telegram instagram این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید instagram instagram

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری