به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) آیتاللهالعظمی عبدالله جوادی آملی، 28 آذرماه در درس تفسیر در مسجد اعظم گفت: تعابیر قرآن در خطاب به مردم مختلف است و در قالبهایی مانند «الذین آمنوا، ایها الناس، اولی الالباب و ... مطرح شده است که مهمترین آن همین صاحبان خرد و اولی الالباب است.
وی با بیان اینکه قرآن وقتی قسم میخورد ماهیت آن با قسمهای بشری فرق دارد اظهار کرد: قسمهای قرآن در برابر بینه نیست بلکه خود بینه است بر خلاف محاکم دنیایی که سوگند در برابر بینه است؛ اگر کسی در فضای باز در برابر آفتاب مدعی شد که روز است می تواند به خود آفتاب سوگند یاد کند، بنابراین این یمین، خود بینه است نه در برابر آن.
این مفسر قرآن تصریح کرد: خدا به قرآن سوگند یاد کرده است. یعنی به کتابی علمی و برهانی سوگند خورده است بنابراین اگر کسی با استدلال و معجزه سر و کار دارد این کتاب همه مشکلات او را حل میکند و نه تنها معجزه قطعی بلکه مبین است، زیرا این تبیین مطلب را به قدری شفاف انجام میدهد که شکی در آن نیست.
این مفسر قرآن اظهار کرد: قرآن ابتدا مطلب را به صورت گویا بیان می کند یعنی بینونت دارد، قرآن بیان و مبین است یعنی هر مطلبی را به نصاب خاص خود می رساند و وقتی تمام شد وارد مطلب دیگر می شود که اگر این مرزبندی نباشد مبهم میماند.
وی افزود: در سوره مبارکه «الرحمان» فرمود ما به انسان بیان دادیم بعد از اینکه او را خلق کردیم بنابراین اگر خدا به جامعه ای قرآن یاد داد انسان می شود و اگر انسان شدند سخنشان بیان می شود زیرا اگر حرف کسی گویا نبود بهیمه است چون مبهم است و کسی که صدایش برهانی نیست مبهمگو است مانند انعام و بلکه بدتر از آنها میشود.
لازمه انسان شدن بودن با قرآن است
این استاد برجسته حوزه عنوان کرد: کسی سخنش بیان است که انسان باشد و کسی انسان است که در محضر قرآن باشد و کسی با قرآن است که با صاحب قرآن مرتبط باشد. در این صورت کتاب هم مبین می شود و چون ابهام ندارد لاریب فیه است.
سنخ نزول قرآن با نزول باران متفاوت است
این مرجع تقلید ادامه داد: در ابتدای سوره مبارکه زخرف فرمود که قرآن عربی نازل شد ولی در نزد خدا قرآن نه عربی، نه عبری و نه به زبان دیگری است بلکه در نزد او «من لدن علی حکیم» است و خدا آن را به عنوان حبل متین به زمین آویخت نه اینکه بیندازد زیرا انزال قرآن از سنخ تگرگ و برف و بارش نیست؛ قرآن را به زمین آویخت و آن را حبل میتن قرار داد تا ما بتوانیم به آن اعتصام بکنیم.
وی اظهار کرد: اگر طنابی محکم نباشد اعتصام به آن سودی ندارد؛ حبلی اعتصام به آن سود دارد که به جای بلند و مستحکمی متصل باشد، قرآن ناطق و صامت و عترت تار و پود این قرآن هستند بنابراین یک حبل بیشتر نداریم و مابقی تار و پو آن هستند که در حدیث ثقلین بیان شده است و این حبل با آن تار و پود قابل اعتصام است وگرنه حبلی که در گوشهای از زمین افتاده است قابل اعتصام نیست.
وی افزود: یک طرف این طناب به دست انسان و طرف دیگر در دست خداست و اگر کسی به آن معتصم شد می تواند بالا برود بنابراین فرمود بخوانید و بالا بروید. بنابراین کسانی که مقام نامتناهی برای قرآن قایل شوند ولی قایل به انداختن قرآن باشند حرفشان بوی آب و خاک می دهد ولی کسی که قرآن را اعتصام برای ارتقاء می داتند حرفش بوی فرشته می دهد.

وی با بیان اینکه یک طرف اعتصام به این حبل با حوزه و دانشگاه است تاکید کرد: یک طرف عربی مبین است که با حوزه و دانشگاه حل می شود ولی طرف دیگر باید با نماز شب حل شود.
نماز شب؛ مرکب سفر به آخرت
این مفسر قرآن بیان کرد: فردا سالروز شهادت امام عسکری است؛ وجود مبارک ایشان بیان فرموده است که شما می دانید که انسان«کادح الی ربک» است و قبر و قیامتی در پیش دارد و باید بداند این راه را با چه توشه ای باید برود، فرمود وصول به قرب الهی سفری طولانی است، که زاد آن تقواست ولی مرکب آن فقط نماز شب است.
وی افزود: اگر کسی بخواهد با بخشهای بالای قرآن رابطه برقرار کند در حوزه و دانشگاه خبری نیست این فقط از نماز شب به دست می آید، فرمود بالا علی حکیم و پائین عربی مبین است، کسانی انند پیامبر و اهل بیت(ع) بار یافته و لدی الله شدند و علی حکیم را فرا گرفتند که مافوق لفظ است ولی وقتی پائین آمد لفظ می شود.
وی برای تقریب به ذهن کردن این مسئله مثالی زد و گفت: مادامی که علم در ملکه عقل و قلب یک انسان حکیمی است نه عبری و نه عربی و نه شرقی و نه غربی ... است ولی وقتی می خواهد آن را تدریس کند آن را به یک زبانی در میآورد که اگر عرب است عربی واگر فارس است فارسی و ...، بنابراین قرآن نیز تا در بالاست علم است ولی پائین که آمد لفظ می شود.
این مفسر قرآن عنوان کرد: کسی که در محضر قرآن است با طنابی کار می کند که اگر تکان بدهد او را به فیض الهی نزدیک می کند و برای اینکه بالابرود باید عربی مبین او به حد اجتهاد برسد و بر مرکب نماز شب سوار شود تا به علی حکیم برسد در این صورت سخنانش بوی آب و خاک نمی دهد، اهل بیت سخنانشان بوی فرشته میدهد، ولی ممکن است در سخنان مفسران اهل سنت حرفهای دقیقی پیدا شود ولی بوی آب و خاک می دهد بنابراین وقتی به قرآن سوگند میخوریم یعنی داریم به دلیل سوگند یاد می کنیم.
برتری المیزان بر تفاسیر گذشته
آیتالله جوادی آملی عنوان کرد: چه در بین شیعه و چه اهل سنت تفاسیر متنوعی نوشته شده ولی فاصله آنها زیاد نیست، طوسی تبیان را نوشت و بعد طبرسی، مجمع ر نوشت که فاصله میان این دو آنقدر نیست و بعد مرحوم فیض تفسیر صافی را نوشت که نکات برجسته قبلی ها را آورد اما المیزان که آمد با مجمع و فیض و تبیان خیلی فرق دارد.
وی تاکید کرد: البته اگر آنها هم مشروطه و انقلاب و جنگ جهانی می دیدند سوالات جدیدی طرح و پاسخ آن را از قرآن می گرفتند در میان تفاسیر اهل سنت هم این طور است و فرق زیادی میان تفسیر المنار با تفاسیر گذشته است اینها برکت جنگ است، اینکه نظر قرآن درباره محیط زیست، روابط بین الملل و جنگ و صلح و ... را پرسیدهاند و اینها باعث ایجاد المنار و المیزان شده است.
وی با بیان اینکه میان لدی و عند هم خیلی فرق است بیان کرد: زبان فارسی کمبود فراوانی دارد به عظمت عربی نمیرسد بنابراین ترجمه آیات به فارسی باعث زحمت مترجم می شود مگر اینکه چند کلمه را کنار هم قرار دهد؛ دست ما در فارسی خالی است، در فارسی مفرد و جمع داریم ولی تثنیه نداریم ولی عرب تفکیک ضمیر دارد.
علم پیامبر به قرآن لدنی و خطاناپذیر است
وی افزود: در عربی عند و لدی را یکی نمیگیرند، به همین دلیل علم لدنی علمی در برابر حکمت و علوم و فقه و معارف نیست بلکه اگر اینها را انسان از لدن و نزد خدا یاد بگیرد لدنی می شود و اگر اینها را مدرسه و مکتب فراگیرد لدنی نیست لذا در علم لدنی خطا و اشتباه راه ندارد همان طور که پیامبر قرآن را از نزد خدا تلقی کرد و فرا گرفت.
آیتالله جوادی آملی تصریح کرد: اگر این قرآن منقطع باشد و رابطهاش از لدی اللهی گسیخته باشد اقیانوس پرآب هم که بنامیم بوی فرشته نمیدهد زیرا اقیانوس هر قدر هم عمیق باشد باز در ته آن گل و لای و خاک وجود دارد و زمانی فرشته رو و فرشته خو میشود که با علی حکیم مرتبط باشد.














